حسینیه پایگاه تخصصی مدح و مرثیه
جهت دسترسی آسان به اشعار مورد نظر از فهرست موضوعات استفاده کنید
موضوعات اشعار

بسم رب الحسین(ع)

ده ماه همه منتظر ماه تو هستند

در سال به جز ماه محرم خبرى نیست

جهت دسترسی آسان تر به اشعار محرم از طریق لینک های زیر اقدام نمایید:


        

      

      

      

      

ضمناً عزیزان می توانند برای پر بارتر شدن محرم خود به پایگاه های زیر نیز مراجعه نمایند:

      



موضوع : پایگاه تخصصی مدح و مرثیه، 

حضرت علی اصغر(ع)-شهادت


یک گام رو به پیش و یکی رو به پس رود

با خود مردّد است به سوی چه کس رود؟

به دست‌های خونی خود می‌کند نگاه

جان آمده به لب که به جای نفس رود

پشت سرش نگاه عطش‌خیز مادری است

خیره... مگر عبا ز روی طفل پس رود

***

قنداق را به سینه‌ی خود می‌فشارد... آه

گهواره مانده چشم به راه مسافرش

همراه خواهری که شده گریه‌اش پناه

مانده کجا رود؟ به سوی خنده‌های شوم؟

یا سمت گریه‌های عطش‌ناک خیمه‌گاه؟

***

از وبلاگ امام رئوف 



موضوع : علی اصغر(ع)، 
جمعه 1393/08/9

امام حسین(ع)-مناجات


زیر این شال عزا پیرهنم خوشبو شد

این چه عطری است، تمام بدنم خوشبو شد

مادرم کودکی‌ام، حرف دهانم می‌کاشت

ناگهان گفت حسین و دهنم خوشبو شد

خوب تا حنجره‌ام بوی حسینی که گرفت

روضه دم آمده و انجمنم خوشبو شد

هر کجا حس حسین آمده من گُل کردم

شعر نیما و سپید و کهنم خوشبو شد

بیشتر هر چه به زیر علمش سینه زدم

بیشتر بر سر و سینه زدنم خوشبو شد

بعد مرگم همه تابوت مرا بو بکشید

که به یادش دم مردن کفنم خوشبو شد...



موضوع : امام حسین(ع)-مناجات، 
جمعه 1393/08/9

امام حسین(ع)-شهادت


حرمتش را، خیمه اش را، لشکرش را...بگذریم

کینه ی شمشیر زن ها اکبرش را...بگذریم

قاسمش را ضربه ها هم قامت عباس کرد

تیر بی رحمی گلوی اصغرش را...بگذریم

گوشه گودال بود و سایه ای نزدیک شد

روبرویش ایستاد و خنجرش را...بگذریم

عرش می لرزید حتی اعتنایی هم نکرد

گر چه از هر سو صدای مادرش را... بگذریم

چشمشان پیراهن صدپاره ی او را گرفت

چشم مردی هم گرفت انگشترش را...بگذریم

تا بیامیزند با هم استخوان و خون و خاک

اسبها را تاختند و پیکرش را...بگذریم

باز آتش کار خود را کرد و صحرا تار شد

ناله های دخترانش خواهرش را...بگذریم

کاروان آماده ی فریاد بود و ناگهان

روبروی محمل خواهر سرش را...بگذریم

بگذریم از کوفه و از شام، اما آنچه شد

می سپارم دست قلبم باورش را، بگذریم

عاقبت کنج خرابه، نیمه شب، دختر که دید-

چشم و ابروی پر از خاکسترش را...بگذریم

شاعرت انگشتهایش داغ شد، از تو نوشت

این غزل باروت بود و دفترش را...بگذریم



موضوع : امام حسین(ع)-شهادت، 

امام حسین(ع)-مناجات


ما بعد از آنکه بر غم تو مبتلا شدیم

بــا راه بنده گـی خـدا آشــنا شدیم

هرکس وسیله داشت برای هدایتش

ما با نســیم روضـهء تو با خــدا شدیم

وقتی که جاه ومال وهوس راهمان گرفت

با رمز یاحسین ز شیطان جدا شدیم

ذکر حسین اشرف اذکار عالم است

گفتیــم و همـدم همهء انبیــا شدیم

مسکین و مستکین و فقیر آمدیم و بعد

با کیمیـای مهر شمــا پر بها شدیم

اشکی چکید و آتش دوزخ فرو نشست

تأثیـر گریـه است اگـر بـا حیــا شدیم

ما را خدا برای غمت برگزیده است

با دست مادرت ز بقیّه سوا شدیم

شبهای جمعه مادرتان روضه خوان ماست

با ناله های دل شکنش هم نوا شدیم

شبهای جمعه هیئت ما مثل کربلاست

با یک سلام ، راهی کرب و بلا شدیم

***

با تشکر از شاعر گرامی برای ارسال این شعر



موضوع : امام حسین(ع)-مناجات، 
جمعه 1393/08/9

امام زمان(عج)-مناجات محرمی


وقت است که از چهره ی خود پرده گشایی

«تا با تو بگویم غم شب های جدایی»

اسپندم و در تاب و تب از آتش هجران

«چون عودم و از سوختنم نیست رهایی»

«من در قفس بال و پر خویش اسیرم»

ای کاش تو یکبار به بالین من آیی

در بنده نوازی و بزرگی تو شک نیست

من خوب نیاموختم آداب گدایی

عمری ست که ما منتظر آمدنت، نه

تو منتظر لحظه ی برگشتن مایی

می خواستم از ماتم دل با تو بگویم

از یاد رود ماتم و دل چون تو بیایی

امشب شده ای زائر آن تربت پنهان؟

یا زائر دلسوخته ی کرب و بلایی

ای پرسشِ بی پاسخِ هر جمعه ی عشّاق

آقا تو کجایی؟ تو کجایی؟ تو کجایی؟



موضوع : امام زمان(عج)-مناجات محرمی، امام زمان(عج)-مناجات فراق، امام زمان(عج)-مناجات فاطمیه، 
جمعه 1393/08/9

امام حسین(ع)-مناجات


بالاترین عبادت ما کار نوکری ست

نوکر شدن زمینه ی فردای بهتری ست

ما سال ها اسیر کمالات دلبریم

او قرن ها مدرس احساس دلبری ست

من عِرق خانوادگی ام روضه های اوست

او شآن خانوادگی اش ذره پروری ست

شغل شریف زندگی ام کفشداری است

این عشق یادگار من از ارث مادری ست

با اشک روضه اش به مقامات میرسند

عشق حسین لازمه ی هر پیمبری ست

گریه کنان او همه از یک قبیله اند

قانون این قبیله حسینی و حیدری ست

با هر کسی که دست اخوت نمیدهیم

عشق حسینِ فاطمه شرط برادری ست



موضوع : امام حسین(ع)-مناجات، 
جمعه 1393/08/9

امام حسین(ع)-مناجات


آیات زخمت یک به یک تفسیر دارد

هر زخم چندین روضه در تقدیر دارد

مثل حبیب این روضه ها را دوست دارم

یعنی عزادارت مراد و پیر دارد

بر من ببخشا...اشکهایم بی افاقه است

این چشم ها کوتاهی تقصیر دارد

فهمیده ام از اشک های جاری خویش

این روضه ها بر سنگ هم تاثیر دارد

لات محل هم در محرم سر به راه است

این گریه ها در ذات خود اکسیر دارد

زیر علامت سر برایت خم نموده

مانند حر برگشته سر بر زیر دارد

چکمه به دوش انداخته در بین دسته

می گفت میل توبه و تغییر دارد

از خوب و بد بیمارهایت بی شمارند

آری تب عشق حرم واگیر دارد

ما بندگان کشور اشک تو هستیم

این مملکت را گریه در تسخیر دارد

***

از سایت بی پلاک



موضوع : امام حسین(ع)-مناجات، 

امام حسین(ع)-حضرت عباس(ع)-ایثار


عشق آینۀ خوش آب و رنگی دارد

بی کرب وبلا اودل تنگی دارد

یک بیت حسین و بیت دیگر عیاس

ایثار رباعی قشنگی دارد



موضوع : امام حسین(ع)-مناجات، حضرت عباس (ع)، حضرت عباس(ع)- مدح و ولادت، امام حسین(ع)-مدح و ولادت، 
جمعه 1393/08/9

حضرت علی اصغر(ع)-شهادت


هرم لبهای تو آتش زده جانم پسرم

قصه ی آب برای تو بخوانم پسرم

پسر ساقی کوثر به چه کاری افتاد

کشته ی طعنه ی این زخم زبانم پسرم

داغ تو چون علی اکبر کمرم را تا کرد

نعره خواهم زنم از دل نتوانم پسرم

مادرت دیده به راه است که سیراب آیی

با چه رویی تن تو خیمه رسانم چه کنم

بی هوا تیر رسید و نفسم بند آمد

با نگاه تو گرفته ست زبانم پسرم

خون من گردن آنکس که گلوی تو برید

حسرت بوسه نهاده به لبانم پسرم

صبر کن تا پر قنداقه ی تو پاره کنم

سخت جان می دهی ای راحت جانم پسرم

ز ترک های لبت بوسه گرفتن سخت است

خندۀ آخر تو برده توانم پسرم

می کَنم قبر تو را دور ز چشم مادر

پدرم داده ره چاره نشانم پسرم

با وجودی که کنم قبر تو یکسان با خاک

باز هم جان تو بابا نگرانم پسرم



موضوع : علی اصغر(ع)، 

حضرت علی اصغر(ع)-شهادت


گهواره نیست جای من و گریه های من

قنداقه نیست جای من و دست و پای من

من قول می دهم که ز خود راضی اَت کنم

بهتر ز خنده نیست رجز ، از برای من

لبخند می زنم به تو وقت شهادتم

تا سر زند ز حرمله تیر بلای من

باید دَمارِ تیر سه شعبه در آورم

زان پس رباب نغمه کند لای لای من

کاری کنم که هلهله ها بی اثر شود

ذبح عظیم می شود این ماجرای من

باید به روی دست تو  من  دست و پا زنم

تا سرفراز گردی از این ادعای من

حیرت زده کنم همۀ این سپاه را

احیاگرِ غدیرِ علی کربلای من

بالای دست حضرت سلطان فدا شدن

یعنی رسیدن به لقای خدای من

حتی اگر به نیزۀ دشمن رود سرم

عالم خبر شوند از این ابتلای من

تا روز حشر من سند غربتت شوم

برپا کنند عالم و آدم عزای من

***

از وبلاگ حاج محمود ژولیده



موضوع : علی اصغر(ع)، 

حضرت علی اصغر(ع)-شهادت


نام تو را همینکه صدا می‌زند رباب

آتش به جان کرب و بلا می‌زند رباب

مثل دل پدر گلویت پاره پاره است

اما دوباره حرف شفا می‌زند رباب

شد سینه پر ز شیر؛ ولی شیرخواره نیست

مادر بیا که باز صدا می‌زند رباب

چون در خیال خویش بغل می‌کند تو را

بوسه به زخم حلق شما می‌زند رباب

زحمت برای مادر و خلعت برای غیر

دیگر نگو که ناله چرا می‌زند رباب

قلب سکینه از غم تو تیر می‌کشد

در هرکجا که حرف تو را می‌زند رباب



موضوع : علی اصغر(ع)، 
پنجشنبه 1393/08/8

حضرت قاسم بن الحسن(ع)


با نقاب بسته هم محشر کند ابروی تو

یک حرم دل دلربا سرگشته ی گیسوی تو

تا صدای ناله آمد که عمو مردم بیا

همچنان باز شکاری تاختم رو سوی تو

از سر زین گو چگونه بر زمین افتاده ای

جای نیزه از دو سو پیداست بر پهلوی تو

از سر مرکب زدم دست عدوی بی حیا

تاکه دیدم بین مشتش کاکل گیسوی تو

جنگ مغلوبه شده مادر نگهدارت بود

میرسد تنها ز زیر سم مرکب بوی تو

پا مکش بر خاک کاری بر نمی آید ز من

میزنی پرپر خجالت میکشم از روی تو

تا نریزد جسمت از لای کفن بنگر زنم

یک گره آرام بین ساق پا تا زانوی تو



موضوع : قاسم بن الحسن(ع)، 
پنجشنبه 1393/08/8

حضرت قاسم بن الحسن (ع(


ای گدایان رو کنید امشب که آقا قاسم است

تا سحر  پیمانه ریز کاسه ی ما قاسم است

یادمان باشد اگر روزی بقیع را ساختیم

ذکر کاشی های باب المجتبی یا قاسم است

از همان روزیکه رزق نوکران تقسیم شد

کربلای سینه زنهای حسن با قاسم است

این کریمان به نگاه خود گره وامیکنند

آنکه عمری درد ما کرده مداوا قاسم است

گوسفندی نذر او کردیم و مرده زنده شد

آنکه نامش میکند کار مسیحا قاسم است

روی ابرویش اگر تحت الهنک بسته حسین

در حرم زیباترین فرزند زهرا قاسم است

نعره زد : ان تنکرونی ریخت لشکر را بهم

وارث شیر جمل شاگرد سقا قاسم است

مرد نجمه بود و صاحب خیمه شد در کربلا

سایه ی روی سر مادر به هر جا قاسم است

با اشاره هر کجا میگفت : یا زینب ببین

آن سر عمامه بسته روی نی ها قاسم است

زیر سم اسبها با هر نفس قد میکشید

گفت با گریه حسین ، این تن خدایا قاسم است

نعل های خاک خورده دنده هایش را شکست

مثل مادر این تنی که میخورد پا قاسم است

چونکه قاسم بود بین گرگها تقسیم شد

یوسف پاشیده از هم بین صحرا قاسم است



موضوع : قاسم بن الحسن(ع)، 
پنجشنبه 1393/08/8

حضرت قاسم بن الحسن(ع)


اشکهای حسن از چشم ترت میریزد

نالۀ اهل حرم دور و برت میریزد

پسرم با رجزت لرزه به میدان افتاد

هیبت لشگری از این جگرت میریزد

گرچه با باقی عمامه رخت را بستم

جذبه حیدری ات از نظرت میریزد

از تماشای تو یک دشت به تکبیر افتاذ

جلوه ذات خدا از شجرت میریزد

حمله ای سوی عدو کردی و سرها میریخت

لشگر ابرهه با یک گذرت میریزد

تازه داماد من!آماده ی پرواز شدی

وقت نقل است ولی سنگ سرت میریزد

دور تا دور تو خار است گلم زود بیا

پای این منظره قلب پدرت میریزد

ناله ات را که شنیدم نفسم بند آمد..

دیدم ای وای تن محتضرت میریزد

بکشم روی زمین پیکر تو میپاشد!

ببرم بر سر دوشم کمرت میریزد!

کاش میشد به عبایی ببرم جسمت را

دست سویت ببرم بیشترت میریزد

شاخ شمشاد من از سم فرس سرو شدی

که به هرجای بیابان خبرت میریزد..



موضوع : قاسم بن الحسن(ع)، 
پنجشنبه 1393/08/8

حضرت قاسم بن الحسن(ع)


از خیمه خرامید قد و قامت قاسم

قرص قمر آل حسن حضرت قاسم

دل می برد از اهل حرم طلعت قاسم

یاد حسن احیا شده از حالت قاسم

در چشم خریدار ، عقیق یمن آمد

انگار به یاری حسینش ، حسن آمد

این قامت رعنا به حرم کرده قیامت

تکرارِ حسن آمده با هیبت و عزت

پوشیده کفن جای زره بر قد و قامت

شاید که بگیرد ز عمو هدیة رخصت

سرباز سپاه علیِ بت شکن آمد

انگار به یاری حسینش ، حسن آمد

در پیش نگاه حرم و دیدة عباس

شد راهی میدان ثمر باغ گل یاس

می ریخت ز چشمان عمو بارش الماس

می دید از آن دور ، عدو این همه احساس

بر مقدم او نُقل  وگلِ یاسمن آمد

انگار به یاری حسینش ، حسن آمد

افکند نقاب از رخ و سربند عیان شد

یا زینبِ پیشانیِ او ورد زبان شد

فریاد اَن ابن الحسنش نُقل دهان شد

این همهمه در لشگر کفار بیان شد

این کیست که جای زِرهش با کفن آمد

انگار به یاری حسینش ، حسن آمد

با جنگِ نمایان خودش کرد قیامی

هرکس که رجز خواند ز جنگاور و نامی

پس یکسره شد کارِ یلان نیز تمامی

یک ضربه زد و گشت دو نیم اَزرَق شامی

این تازه جوان را مددِ ذوالمنن آمد

انگار به یاری حسینش ، حسن آمد

ناگاه رقیبانِ دغل حیله نمودند

روبَه صفتانی که ز هر طایفه بودند

گِردِ یلِ نامیِ حسن حلقه گشودند

هر لحظه بر این حصر ، ز کفار فزودند

از هر طرفَش نیزه میان بدن آمد

انگار به یاری حسینش ، حسن آمد

آن قامت رعنا و همان آیت سبحان

با نیزه و شمشیر ، هم آغوش ، شد این سان

فریاد زد از زیر سم مرکبِ  عدوان

این سینة بشکسته فدای تو عموجان

زهرا به کنار تن بی جان من آمد

انگار به یاری حسینش ، حسن آمد



موضوع : قاسم بن الحسن(ع)، 
پنجشنبه 1393/08/8

حضرت قاسم بن الحسن(ع(


ای گل ریحان بستان حسن

قاسمی و روح و ریحان حسن

سرو مات ازقامت دلجوی تو

ماه حیران شد زماه روی تو

روی تو آئینۀ حُسن حسن

لالۀ زیبای آن زیبا چمن

نوجوانی وبه پیران رهبری

رهبری آزاده وروشنگری

ای دلت پُرزآب وتاب معرفت

تشنگان را داده آب معرفت

تا چراغ عاشقی افروختی

عشق بازان را تو عشق آموختی

ای زنور کبریا روشن ضمیر

سینه ات روشن شداز مهری منیر

ای به روز امتحان مرد عمل

وی شهادت را تو احلی من عسل

تاشهادت را تو کردی انتخاب

ماند حسرت بر دل ازلعل تو آب

ای لب خشک تو رشک سلسبیل

آفرین گفته به رزمت جبرئیل

ای زصهبای شهادت مست مست

وی پدر را داده در طفلی زدست

از وصال روی تو خون خدا

یادمی کرد ازجمال مجتبی

ای حسین ومجتبی را نورعین

تا شنید آوای دردت راحسین

ای حسین ومجتبی را نور عین

تا شنید آوای دردت را حسین

گفت لبیک ای عموجان آمدم

بهر دیدارت شتابان آمدم

آمدم ای نور چشمان ترم

یادگار یادگار مادرم

ای زخونت گشته صحرا لاله گون

دست وپا کمتر بزن درخاک وخون

گریم ونالم براین عمر کمت

سخت می سوزم زسوز ماتمت

ازچه غم غرق ملالت کرده است

سمّ اسبان پایمالت کرده است

دوست دارم همچو گل بویت کنم

غرق بوسه روی نیکویت کنم

اشک می گیرد ره چشم مرا

چون روم بی تو بسوی خیمه ها

جسم پاکت را به خیمه می برم

می گذارم درکناراکبرم

از فروغ حُسن نورانی شدی

درمنای عشق قربانی شدی

زدشرر این غم دل وجان مرا

ای «وفائی »گریه کن زین ماجرا



موضوع : قاسم بن الحسن(ع)، 
چهارشنبه 1393/08/7

امام زمان(عج)-مناجات محرمی


ماه غم است و می کشی از سینه آه را

خم کرده است آه غمت قد ماه را

صاحب عزاترین عزادارها بیا

تا بر دلم نگاه کنی این دو ماه را

سد گناه بسته به من راه اشک را

ضامن شو و بگو که نبندند راه را

تا اندکی شبیه تو باشیم این دو ماه

بر تن نموده ایم لباس سیاه را

عمریست دست چادر زهراست بر سرم

از من مگیر سایه این سرپناه را

گفتم حسین و اشک روی گونه ام چکید

دیدم که پاک کرده ای از دل گناه را

آه از دل تو آه ز چشمان عمه ات

چشمی که دیده واقعه قتلگاه را



موضوع : امام زمان(عج)-مناجات محرمی، 
چهارشنبه 1393/08/7

امام زمان(عج)-مناجات محرمی


 از خدا هر وقت که اذن محرم خواستم

پیشتر از آن ظهورت را دمادم خواستم

هر زمان هم رخصت سینه زدن می خواستم

پشت بندش دیده ای از اشک زمزم خواستم

خواستم در این عزاداری بساطی جور را

تا که خرج تو شوم رزقی فراهم خواستم

صبح گریه می کنی تا شب، و شب تا صبح را

گریه کردن را شبیه تو دمادم خواستم

دیده ای خندان نخواهد دید لب های مرا

شاد بودن را هم از شکرانه غم خواستم

تا عزاداران جدت را بگریانم ز تو

روضه و شعر و گریز و نوحه و دم خواستم

چون شهیدان در رکاب تو شهادت را ولی

روی دامان تو در خط مقدم خواستم

تو عزاداری و در این روزها غرق غمی

از سر شرمندگی بوده اگر کم خواستم

تا که امضای تو زینت بخش طومارم شود

غیر اشک و گریه از تو کربلا هم خواست



موضوع : امام زمان(عج)-مناجات محرمی، 
چهارشنبه 1393/08/7

اصحاب امام حسین(ع)-جناب عابس


هر که می‌داند بگوید، من نمی‌دانم چه شد

مست بودم مست، پیراهن نمی‌دانم چه شد

من فقط یادم می‌آید گفت: وقت رفتن است

دیگر از آنجا به بعد اصلاً نمی‌دانم چه شد

روبه روی خود نمی‌دیدم به جز آغوش دوست

در میان دشمنان، دشمن نمی‌دانم چه شد

سنگ باران بود و من یکسر رجز بودم رجز

ناله از من دور شد، شیون نمی‌دانم چه شد

من نمی‌دانم چه می‌گویید، شاید بر تنم

از خجالت آب شد جوشن، نمی‌دانم چه شد

مرده بودم، بانگ هل من ناصرش اعجاز کرد

ناگهان برخواستم، مردن نمی‌دانم چه شد

پا به پای او سرم بر نیزه شد از اشتیاق

دست و پا گم کرده بودم، تن نمی‌دانم چه شد

ناگهان خاکستری شد روزگار آسمان

در تنور آن چهره روشن نمی‌دانم چه شد

***

وصف معراج جنونش کار شاعر نیست، نیست

از خودش باید بپرسی، من نمی‌دانم چه شد



موضوع : اصحاب امام حسین(ع)، 
چهارشنبه 1393/08/7

امام حسین(ع)-مناجات-زمزمه


بس که بود دلربا، زمزمۀ یاحسین

داده به دل ها صفا، زمزمۀ یاحسین

مثل نسیم سحر،عقده گشائی کند

باز دل خسته با، زمزمۀ یاحسین

اوج دهد نام او، به عرش اعلا مرا

برد مرا تا خدا، زمزمۀ یاحسین

چونکه دل عاشقم، تنگ حریمش شود

می بردم کربلا، زمزمۀ یاحسین

حسین نام ورا، صدا زند در جزا

هرکه کند درعزا، زمزمۀ یاحسین

بس که مقدس بود، بین سماواتیان

کرده هیاهو بپا، زمزمۀ یاحسین

هرکه به راه خدا، شهید شد کربلا

داشت به خاک بلا، زمزمۀ یاحسین

ازحرم وقتلگه، تا دم آخر بود

عمۀ سادات را، زمزمۀ یاحسین

غریب مادرحسین، زمزمۀ فاطمه است

نغمۀ اهل ولا، زمزمۀ یاحسین

منتقم خون او، روز ظهورش کند

به اشک وشور و نوا، زمزمۀ یاحسین

کاش که پیک اجل،چونکه «وفائی»رسد

بسته شـود چشـم با، زمزمۀ یاحسین



موضوع : امام حسین(ع)-مناجات، 
چهارشنبه 1393/08/7

امام زمان(عج)-مناجات محرمی


دوری از یار مرا بی سر و سامان کرده

مبتلایم به غم و غربت هجران کرده

سالها رفت و دلم طالب دیدار نشد

غفلت از دوست مرا سخت پشیمان کرده

در خورِ شأن کریمان نبُوَد راندن من

چشم‌هایم طمع دست کریمان کرده

هرچه با کرده‌ی خود خاطر او آزردم

در عوض او به گدا لطف فراوان کرده

جاودانه بشود خیر ز عمرش بیند

هرکه ما را ز غم یار پریشان کرده

چه کسی خواست که سینه‌زن جدّش باشم؟

چه کسی بود که اینگونه دعامان کرده؟

دست خالی ز عزاخانه‌ی آقا نرود

هرکسی را که خود فاطمه مهمان کرده

روضه‌ها فرصت خوبی است که ره گم نکنم

کسریِ سال مرا این دهه جبران کرده

دلم اینگونه اگر شور محرّم دارد...

هرچه کرده نمک ذکر «حسین‌جان» کرده

***

از وبلاگ امام رئوف



موضوع : امام زمان(عج)-مناجات محرمی، امام زمان(عج)-مناجات فراق، 
چهارشنبه 1393/08/7

حضرت عبدالله بن الحسن(ع)


هرکه خواهد بخدا بندگی آغاز کند

باید عبداللَهی احساس خود ابراز کند

کیست این طفل که در کودکی اعجاز کند

قدرت فاطمی اش بُرده به بابا حَسَنش

کیست این طفل که تفسیر کند مردن را

سهل انگاشت به میدان عمل رفتن را

غیرت حیدری اش ریخت بهم دشمن را

یازده ساله ولی لایق رهبر شدنش

واژه ای نیست به مداحی این آزاده

چه مقامی است خدا داده به آقازاده

از کجا آمد و راهش به کجا افتاده

دامن پاک عمو بود از اول وطنش

بی زِرِه آمد و جان را زِرِه قرآن کرد

بی سپر آمد و دستش سپر جانان کرد

بی رجز آمد و ذکر عمویش طوفان کرد

بی کفن بود ولی خون تنش شد کفنش

از حرم آمدنش لرزه به لشگر انداخت

جان خود را سپر جان عمو جانش ساخت

ای بنازم به مقامش که چه جایی جان باخت

مثل شش ماهه شده شیوۀ جان باختنش

بی درنگ آمد و بر پرچم دشمن پا زد

خوب در معرکه فریاد سرِ اعدا زد

بوسه بر روی عمو از طرف بابا زد

بوسه زد نیزۀ بی رحم به کام و دهنش

چه پذیرایی نابی است در این مهمانی

خنجر و نیزه و شمشیر و سنان شد بانی

عاقبت هم شده با تیر سه پر قربانی

پَرت شد با سرِ نیزه سوی دیگر بدنش

همچو بابا همه اسرار نهان را می دید

بر تن پاک عمو تیر و سنان را می دید

او لگد خوردن دندان و دهان را می دید

دید در هلهله ها ضربه به پهلو زدنش

مَحرم سِر شد و اسرار نهان افشا شد

دید تیر آمد و بر قلب عمویش جا شد

ذکر ((لا حول)) شنید و همه جا غوغا شد

در دو آغوش حسین و حسن افتاد تنش

تیغی آمد به سر او سر و سامانش داد

زودتر از همه کس رأس به دامانش داد

لب خندان پدر آمد و درمانش داد

مادرش فاطمه آمد به طواف بدنش

***

از وبلاگ حاج محمود ژولیده



موضوع : عبدالله بن الحسن(ع)، 
چهارشنبه 1393/08/7

امام حسین(ع)-مناجات


چه خوب شد که مرا آشنای خود کردی

رفیق دائمیِ روضه های خود کردی

به آنچه خواسته بودم رسیده ام با تو

چرا که قلب مرا کربلای خود کردی

کبوترانه دلم ،این همیشه عاشق را

اسیر گندم و آب و هوای خود کردی

مرا به بی خبری از جهان شرف دادی

جهان جان مرا تا برای خود کردی

چقدر پشت سرت حرف های خوبی هست

یکی شبیه مرا که گدای خود کردی

چه خوب خلوت گریه پناهگاهم شد

چه ماهرانه مرا مبتلای خود کردی

هوای شاعریم بود و  خواب دیدم که

مرا تو محتشم شعر های خود کردی



موضوع : امام حسین(ع)-مناجات، 
سه شنبه 1393/08/6

طفلان حضرت زینب(س)


گفتن از زینب و عشقش به تو کار زهراست

زینبی که همه‌ی دار و ندار زهراست

پرورش یافته‌ی باغ و بهار زهراست

باعث فخر همه ایل و تبار زهراست

عمه نه؛ مادر سادات پس از زهرا اوست

هیچ کس ثانی زهرا نشود، تنها اوست

خواهرت هست و بر این فیض مباهات کند

همه را مست خودش وقت مناجات کند

قبل تکبیر اذان با تو ملاقات کند

بهتر از حضرت عباس مواسات کند

شیرزن نه به خدا خالق غیرت زینب

حافظ خانه‌ی توحید و امامت زینب

نشر این عشق فقط از کرم زینب توست

عاشقی مشق شده با قلم زینب توست

هرچه غم در دل ما هست غم زینب توست

سرّ تربت که شفا از قدم زینب توست

کربلا جلوه‌گهِ محترم زینب شد

پیش‌تر از حرم تو حرم زینب شد

آمده تا که دوباره همه را مات کند

اینکه پیش از همه عاشق شده اثبات کند

نذر اولاد تو یک قافله سادات کند

تو دهی اذن و بر این ذهن مباهات کند

نه نگو ورنه قسم بر لب زینب آید

نام زهرا ببرد تا که گره بگشاید

این دو یوسف دو غلام علی اکبر هستند

این دو تا آبروی عترت جعفر هستند

آشنا با همه آیات مطهر هستند

تربیت یافته‌ی ساقی لشگر هستند

این جگرگوشه و آن پاره‌تن زینب توست

این حسین و دگری هم حسن زینب توست

حرمله کو که سه‌شعبه به کمان بگذارد

کو سنان نیزه به جسم دو جوان بگذارد

شمر کو پا به روی سینه‌شان بگذارد

سرشان را ببرد روی سنان بگذارد

تن‌ِشان را به سُم مرکبشان بسپارد

تا که دست از سر تو قوم لعین بردارد

***

از وبلاگ امام رئوف



موضوع : طفلان زینب(س)، 
سه شنبه 1393/08/6

امام حسین(ع)-مناجات


غصه و غم , اشک و ماتم را به من دادى حسین

بهترینهاى دو عالم را به من دادى حسین

یازده ماه است کارم را معطل کرده اند

خوب شد ماه محرم را به من دادى حسین

هر زمان دم میدهم یعنى ز تو دم میزنم

نیستم عیسا ولى دم را  به من دادى حسین

خانه زاد کربلایم خانه ات آباد باد

خانه ام آباد شد غم را به من دادى حسین

پیش ختم الانبیا و پیش ختم الاوصیا

همنشینى دو خاتم را به من دادى حسین

من محرم تا محرم فطرس این خانه ام

بال من افتاد, بالم را به من دادى حسین

من حسینیه شدم رخت سیاهم پرچمم

اى به قربانت که پرچم را به من دادى حسین

کار با باران ندارم گریه هایم را نگیر

بهتر از باران زمزم را به من دادى حسین

ریزه خواران محرم سفره دار عالمند

سفره هاى چند حاتم را به من دادى حسین

من کنار سفره هاى روضه ات آدم شدم

توبه مقبول آدم را به من دادى حسین

***

از سایت روضه



موضوع : امام حسین(ع)-مناجات، 
سه شنبه 1393/08/6

امام حسین(ع)-مناجات


ما را به نام هیچکس قنبر نگردان

یعنى غلام خانه دیگر نگردان

معطل کن و چیزى نده, بگذار باشیم

ما را فقیر این در و آن در نگردان

من از غلامان سیاه کربلایم

وقتى به تو رو میزنم رو برنگردان

لطفى که دارد تربت تو زر ندارد

این خاک پایى را که دادى زر نگردان

حر پشیمانیم و با تو حرف داریم

آقا بجان زینب از ما سرنگردان

حیفت نمیاید ز ما گریه نگیرى؟

وضع بد ما را ازین بدتر نگردان

خیلى برایم مادرم زحمت کشیده

آقا مرا شرمنده مادر نگردان

ما آمدیم اینبار پیش تو بمیریم

پس لطف کن ما را به خانه برنگردان

من با فراتت چند سالى هست قهرم

اى تشنه لب با آن  لبم را تر نگردان

من قول دادم از تو انگشتر نگیرم

اصلا مرا مشغول انگشتر نگردان

برخیز که دور و بر زینب شلوغ است

در قتگله هم روى از خواهر نگردان

حداقل اى شمر پیش چشم زینب

عریان ما را این ور و آن ور نگردان

***

از سایت روضه



موضوع : امام حسین(ع)-مناجات، 
دوشنبه 1393/08/5

حضرت رقیه(س)-شهادت


رسید یار من از راه، راه باز کنید

ستاره ها همه بر ماه من نماز کنید

حوائج همه در منظر دو دیده ی اوست

به سوی او همه دست دعا دراز کنید

کشید ناز قدم های میهمان مرا

به آفتاب و به ماه و ستاره ناز کنید

خرابه را همه با زلف خویش فرش کنید

مرا که چهره به خاک است سرفراز کنید

بر آن سرم که گُلم را به سینه چسبانم

زدست های من امشب طناب باز کنید

شب زیارتی است و خرابه گشته حرم

سلام بر حرم خسرو حجاز کنید

گل خزانم شده همراه باغبانش رفت

زسوز سینه به یادش ترانه ساز کنید

الا تمامی اطفال بی پدر امشب

زدور با حرم این سه ساله راز کنید

زسوز سینه بخوانید «نخل میثم» را

هماره ناله به آهنگ جانگداز کنید 



موضوع : حضرت رقیه(س)، 
دوشنبه 1393/08/5

حضرت رقیه(س)-شهادت


خوب شد آمدی و فهمیدم

سرِ در خون خضاب یعنی چه

خیزران را که خوب حس کردم

آه بابا شراب یعنی چه؟

 

خواهرم بعد مجلس آن روز

گوشه ای بهت کرده می لرزد

من نفهمیده ام چرا اینقدر

او از اسم کنیز می ترسد

 

قاریِ نیزه ها ،مسافر من

زیر چشمت ردِ کبودی چیست؟

راستی ای سلاله ی حیدر

قصه ی خیبر و یهودی چیست؟

 

یادگاریِ آن شبِ صحرا

استخوان درد و این کبودی هاست

ولی این زخم تاول دستم

اثر کوچه ی یهودی هاست

 

حرکت دست هام علتش این است

تار گردیده چشم کم سویم

گیسوی من که خوب یادت هست

نیست حالا ولی نمی گویم...

 

ازدحام و شلوغیِ بازار

ملآ عام و رقص و خوشحالی

دور تا دورم از غریبه پر

حیف جای عمویمان خالی

 

پرِ خاکستر است رگ هایت

جای سر که تنور روشن نیست

طاقت من زیاد گشته بگو

قصه ی ذبح از قفایت چیست؟



موضوع : حضرت رقیه(س)، 
دوشنبه 1393/08/5

امام حسین(ع)-مناجات


تـا که نشست بر سر دیـوار پرچـمت

سـایه فکنـد بـر دل عشـــاق مـاتمت

آمد ندا ز عرش که"نوحوا علی الحسین"

مقتـل نـزول کرد در آیـات مریمت

انس و ملک برای شما نوحه گر شدند

حتی خدا نشست به داغ معظمت

آدم ،خلیل ،نوح ،کلیم و مسیح و خضر

یک یک نشسته اند سر سفره غمت

من هم اگرچه غرق گناه و معاصی ام

امـا تو راه دادی ام از بـاب مرحمت

یک سـال آزگـار پی تـو دویـده ام

تـا که رسیده ام به حریم محــرمت

یک سـال آزگـار شب و روز سوختم

با روضه هـای مقتــل ابن مقرّمت

مقتل نوشته دور و بر تو شلوغ شد

کردند زیر پـا و عصــا نا منظـمت

مقتل نوشته بعدِ همه ساربان رسید

انگشت را برید به همــراه خاتمت

از گوشه ای صدای حزینی بلند شد :

مادر فدای زلف پریشان و درهمت

در زیر سمّ اسب تنت را چه کرده اند

با من بگو که پیرهنت را چه کرده اند



موضوع : امام حسین(ع)-مناجات، 
دوشنبه 1393/08/5

حضرت رقیه(س)-شهادت


مرهم کنون به زخم رسیده چه فایده !

بابا سرت رسیده بریده ؟ چه فایده !

امشب که آمدی به خرابه ببینمت

سویی نمانده است به دیده چه فایده

تو آمدی که بوسه زنی جای سیلی ام

با این لب بریده بریده چه فایده

می خواستم به پای تو خیزم پدر، ولی

قدم شبیه عمه خمیده چه فایده

از دست های پر ورمم چه توقعی است

از پای روی خار دویده چه فایده

گیرم که گوشواره برایم خریده ای

من لاله گوش هام بریده چه فایده

گفتم که عشوه می کنم و ناز می خری

حالا که رنگ و روم پریده چه فایده

می خواستم فقط تو کشی دست بر سرم

رفتی و دست غیر کشیده چه فایده



موضوع : حضرت رقیه(س)، 


( کل صحن های حسینیه : 321 )    1   2   3   4   5   6   7   ...   


درباره حسینیه


سلام!به پایگاه فرهنگی هیات «مکتب الشهداء تهرانسر» خوش آمدید...
×××
برای ارتباط با ما می توانید از طریق آدرسmotallebi64@gmail.com اقدام فرمایید.
×××
برای شرکت در کارگاه مجازی شعر آیینی حسینیه می تونید به آدرس ذیل مراجعه کنید:
hosenih.mihanblog.com/post/3201
×××
آدرس پایگاه اطلاع رسانی هیات مکتب الشهداء-تهرانسر:
maktab-shohada.mihanblog.com

مدیر وبلاگ : شاهد
آمار زائرین حسینیه
  • زائرین امروز :
  • زائرین دیروز :
  • زائرین این ماه :
  • زائرین ماه قبل :
  • کل زائرین :
  • تعداد کل اشعار :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
نظرسنجی حسینیه
نظرتان درباره کیفیت اشعار و ساختار کتاب موبایل حسینیه رضوی92 چیست؟





پایگاه های مدح و مرثیه
لوگوها

 پایگاه تخصصی مدح و مرثیه

 پایگاه تخصصی روضه و مقتل

 پایگاه نوحه و سبک های مداحی

کتاب موبایل حسینیه-مدح و مرثیه

 پایگاه اطلاع رسانی هیات مکتب الشهداء-تهرانسر

 کارگاه مجازی شعر آیینی حسینیه

 اشعار استاد علی اکبر لطیفیان

 پایگاه شارژ فرهنگی

 قرارگاه-پایگاه فرهنگی هیئت مکتب الشهداء
پایگاه مرجع و جامع محصولات و تولیدات دفاع از دستاوردهای هسته‌ای





Powered by WebGozar