حسینیه پایگاه تخصصی مدح و مرثیه
جهت دسترسی آسان به اشعار مورد نظر از فهرست موضوعات استفاده کنید
موضوعات اشعار

بسم رب الحسین(ع)

این دشـت با ارادهٔ زینـب اداره شـد

در دست جبر اوست همه اختیارها

جهت دسترسی آسان تر به اشعار مناسبت های این ایام از لینک های زیر استفاده نمایید:


                    

                     
 
                    

                    

                    


برای استفاده از نوحه ها و مقاتل این ایام  از لینک های زیر استفاده نمایید:


      


موضوع : پایگاه تخصصی مدح و مرثیه، 

امام رضا(ع)-مناجات و شهادت


یک سلام از ما جواب از سمت مرقد با شما

فطرس نامه‌بر تهران به مشهد با شما

باز هم میل زیارت کرده‌ایم از راه دور

نیّت از ما، قصد از ما، رفت و آمد با شما

ما کبوترهای بی‌بالیم اما آمدیم

لذت پرواز در اطراف گنبد با شما

نمره‌ی ما صفر شد از بیست؛ اما در عوض

زندگی ما همه از صفر تا صد با شما

خطّه‌ی ما تشنه‌ی آب حیات و نور بود

خشکسال خاکمان اما سرآمد با شما

این دیار، این سرزمین، این زادگاه، این مرز و بوم

برکتش از توست «یا من‌یکشفُ کلَّ الهُموم»

سرپناه ناامیدان؛ مأمن مأیوس‌ها

ایستگاه آخرِ ای کاش‌ها، افسوس‌ها

گرم در رویای صحن و گنبد و گلدسته‌هاست

زائر دلخسته و بی‌خواب از کابوس‌ها

نور گیرد ماه، تا شب‌های جمعه در حرم

می‌طراود نغمۀ یا نور و یا قدّوس‌ها

می‌رسند از راه زائرها، ملائک گردشان

فرش زیر پایشان هم شه‌پر طاووس‌ها

در ازای قطره‌هایی اشک با خود می‌برند

از اجابت، از کرم، از لطف... اقیانوس‌ها

هرکه صید توست دیگر در قفس محبوس نیست

در گِلِ ایرانیان خاکی به غیر از طوس نیست

من اگر از دست خود آزاد باشم بهتر است

طائر پر بسته‌ی صیّاد باشم بهتر است

زاده‌ی هر جای این دنیا که باشم خوب نیست

از اهالیِ رضا آباد باشم بهتر است

هرکه کنج دنج خود را در حرم دارد ولی

من اگر در صحن گوهرشاد باشم بهتر است

راستی با خود مریضی لاعلاج آورده‌ام

پس کنار پنجره فولاد باشم بهتر است

عقده‌ی کورم به لبخند ملیحت باز شد

دست‌های بسته‌ام پای ضریحت باز شد

عاقبت یا ساکن خاک خراسان می‌شوم

یا شهید جاده‌ی مشهد به تهران می‌شوم

زاغکی زشتم ولی نزد تو چشمم روشن است

یا کبوتر یا که آهو یا که انسان می‌شوم

در زیارت‌ها سرم پایین‌تر از قبل است و من

پشت ابر گریه‌ها از شرم پنهان می‌شوم

بازدید هرکه هربار آمده پس می‌دهی

و من از کم آمدن‌هایم پشیمان می‌شوم

خواب دیدم در حریمت شعرخوانی می‌کنم

روزی آخر شاعر دربار سلطان می‌شوم

پاسخ این خواهشم در بند امضای شماست

الغرض یک حرف دارم با تو آن هم کربلاست

اشک در چشمت به شوق آشنایت جمع شد

بغض دیدار جوادت در صدایت جمع شد

از فشار زهر گاهی غلط خوردی بر زمین

گاه مانند جنینی دست و پایت جمع شد

روی خاک افتاده‌ای اما نه با اصرار خود

دست و پا از بس زدی فرش سرایت جمع شد

با لبان تشنه زیر لب صدا کردی حسین

در گلویت بغض‌های کربلایت جمع شد

روضه می‌خواندی که یا جدّاه! بعد از کشتنت

در حصیری پیکر از هم جدایت جمع شد

آه... یا جدّاه! ناموست پس از تو زار شد

وای از آن روزی که زینب راهی بازار شد

***

از وبلاگ امام رئوف



موضوع : امام رضا(ع)، امام رضا(ع)-مدح و مناجاتی، 

امام زمان(عج)-مناجات-وداع با محرم و صفر


عجیب نیست که در سینه غصّه مهمان است

شب فراق شده؛ حرف حرف هجران است

به چشم‌هم‌زدنی این دو ماه هم رفت و

بهار گریه هم امروز رو به پایان است

از این لباس جدا گشتن آنقدر سخت است

که در برابر این هجر، مرگ آسان است

مرا حلال کن آقا که باز زنده‌ام و

هنوز در تن من بین روضه‌ها جان است

محرم و صفر ما تمام می‌شود و

همیشه ابر نگاه تو غرق باران است

تو فاطمیه‌ات این روزها شروع شده

دلت شبیه دل مادرت پریشان است

 **

همیشه کرب و بلاییم ما ولی امشب

کبوتر دلمان مقصدش خراسان است

***

از وبلاگ امام رئوف



موضوع : وداع با محرم و صفر، امام رضا(ع)، 
دوشنبه 1393/10/1

امام رضا(ع)-شهادت


آسمان است و خسوف قمرش معلوم است

غربت بی حد او از سفرش معلوم است

کوله بار سفر آخرتش را بسته

از مناجات و نماز سحرش معلوم است

موی آشفته و اوضاع به هم ریخته اش

با عبایی که کشیده به سرش معلوم است

دو قدم راه نرفته چقدر می افتد

ناتوان بودنش از زخم پرش معلوم است

به زمین خوردن او ارثیه ی مادری است

درد پیچیده به پهلوش اثرش معلوم است

وسط حجره ی در بسته به خود می پیچد

اثر زهر به روی جگرش معلوم است

خواهرش نیست ببیند چه سرش آمده است

ولی از حالت بغض پسرش معلوم است

لب او سرخ شد اما به خدا چوب نخورد

مجلس شام به چشمان ترش معلوم است

روی خاک است ولی زیر سم اسب نرفت

روضه ی عصر دهم در نظرش معلوم است

نعل ها بود که محکم روی پیکر می رفت

یک نفر در طلب جایزه با سر می رفت



موضوع : امام رضا(ع)، 
دوشنبه 1393/10/1

امام رضا(ع)-مناجات پایان صفر


مستحقم بده در راه خدا آقاجان

آمدم باز به امید شما آقاجان

دست تنگم به امید کرمت آمده ام

رحم کن بر منِ افتاده ز پا آقاجان

اهل ایرانم و همسایه چشمان شما

حقِ آب و گل ما هست به جا آقاجان ؟

فقط این جاست که رویم به گدایی باز است

داده ای بس که خودت رو به گدا آقاجان

گره آخرتم دست تو را می بوسد

مکن آن روز فراموش مرا آقاجان

سر سال است و من خرجی خود میخواهم

بعد دو ماه غم و اشک و عزا آقاجان

من به این آب و هوا انس گرفتم اما

چه کنم با هوس کرببلا آقاجان

...

کودکی من از این صحن به آن صحن گذشت

مثل پروانه در باد رها آقاجان

با همان لهجه پاک پدری میگویم

قربون کفترای صحن رضا...آقاجان



موضوع : وداع با محرم و صفر، امام رضا(ع)-مدح و مناجاتی، 

امام رضا(ع)-مناجات و شهادت


ای گل گلزار زهرا یا رضا

ای عزیز جان طاها یا رضا

هشتمین شمس درخشان ولا

پور زهرا نجل موسی یا رضا

هر دلی شد جای گنج عشق تو

می شود آن دل مصفا یا رضا

ای طبیب دردمندان کن دگر

درد ما را هم مداوا یا رضا

ضامن آهو ضمانت کن ز ما

هم به دنیا هم به عقبی یا رضا

هر دلی در آرزوی کوی تو

از فراقت گشته شیدا یا رضا

دوری و هجران یاران شهید

زد شراره بر دل ما یا رضا

جبهه ها کی می رود از یاد ما ؟

در حقیقت بودی آنجا یا رضا

جبهه میخانه ، تو بودی می فروش

عاشقان مجنون ، تو لیلا ، یا رضا

ساقیا بر ما تو می کم داده ای

مستی از سر رفت ما را یا رضا

تا شدم هشیار دیدم دیر شد

ریخت می ، بشکست صهبا یا رضا

در عزایت تا که گیرم دامنت

می کنم هر لحظه آوا یا رضا

آه از آن دم که پر خون شد دلت

شد فدا جان تو مولا یا رضا

زهر کین بر جسم و جانت زد شرر

در دلت شد شعله بر پا یا رضا

گوشه ی حجره تو غلطیدی به خاک

بی کس و محزون و تنها یا رضا

از عطش بی تاب گشتی آن زمان

ناله ات شد وا حسینا یا رضا

درد غربت ، زهر کین شد قاتلت

خونجگر رفتی ز دنیا یا رضا

آنکه روزی مادرت را زد کتک

او تو را هم کشت حالا یا رضا

عاقبت با آن همه آوارگی

میهمان گشتی به زهرا یا رضا



موضوع : امام رضا(ع)، 
یکشنبه 1393/09/30

امام رضا(ع)-شهادت


تو آن هفتمین قبله ی باوری

امام پس از موسی جعفری

تو در امتداد علی نازلی

تو رودی و دنباله ی کوثری

نیازی نداری به این چیزها

تو هشتم ولی عهد پیغمبری

غروب عزایت طلوع شرر

نسیم غریبیِ پشت دری

چگونه است حال پریشان تو

الا ای غریب خدا ؛ بهتری؟!

از این کوچه تا حجره ات می روی

به یاد زمین خوردن مادری

نفس می کشی ناتوان می شوی

نفس می کشی لاله می آوری

لبی پاره و استخوانی کبود

برای خدا با خودت می بری

کنار تن نقش بر حجره ات

نه یک دختری بود و نه خواهری

برای تو گیسو پریشان کند

برای تو پاره کند معجری

اگر چه شهید خدایی ولی

به دست شما هست انگشتری

از این شهر غم تا وطن می روی

غریبی ولی با کفن می روی

***

از وبلاگ امام رئوف



موضوع : امام رضا(ع)، 
یکشنبه 1393/09/30

امام رضا(ع)-شهادت


چه کس زد شراره به بال وپرش

عبا را کشیده به روی سرش

دلش مثل شمعی شده مشتعل

گهی دست خود را بگیرد به دل

بقا را نباشد اگر چه عدم

نشیند زمین او قدم در قدم

چه کرده شرار ستم با دلش

که آتش زده بر همه حاصلش

نماز غریبی به پا می کند

به جدش حسین اقتدا می کند

دو مهمان رسیده برایش ز در

یکی مادر او و دیگر پسر

جوادش به سر می زند در برش

فغان می کند از غمش مادرش

زمین و زمان غرق ماتم شده

مگر بار دیگر محّرم شده



موضوع : امام رضا(ع)، 
یکشنبه 1393/09/30

امام رضا(ع)-شهادت


سزد جاری شود از دیده ام خون

که در خون غرق گردد قصر مأمون

چه رخ داده که مأمون ستمکار

شرار فتنه اش ریزد ز رخسار

در افکار پلیدش نقشه ای شوم

به دستش خوشة انگور مسموم

نشانده در محیط غم فضا را

کشیده نقشة قتل رضا را

رضا مانند شمع انجمن ها

سراپا سوخته تنهای تنها

نه یاران را ز حال او خبر بود

نه خواهر، نه برادر، نه پسر بود

تعارف کرد مأمون ستمگر

از آن انگور بر نجل پیمبر

امام هشتم آن مولای مظلوم

نگه بودش بر آن انگور مسموم

نفس ها آه می شد در نهادش

نه خواهر بود بر سر نه جوادش

سرشک غربتش زد حلقه در چشم

که مأمون گشت از سر تا به پا خشم

پی تهدید مولا آن ستمکار

به یک سو پرده زد با خشم بسیار

غلامان پشت پرده تیغ در دست

ستاده مست تر از زنگی مست

همه آمادة جنگ و ستیزند

که خون نجل زهرا را بریزند

عزیز فاطمه گردید ناچار

گرفت انگور را از آن ستمکار

ز دل می خواند حی داورش را

صدا زد جد و باب مادرش را

تناول کرد از آن خوشه سه دانه

که از جانش کشید آتش زبانه

ز جا برخاست با رنگ پریده

در آن حالت عبا بر سر کشیده

غریب و بی کس و تنها روانه

نهان از چشم مردم شد به خانه

چو شمع سوخته پیوسته می سوخت

کنار حجرة در بسته می سوخت

چراغ نور بخش انجمن ها

به خود چون شعله می پیچید تنها

نفس در سینه اش گشته شراره

جوادش را صدا می زد هماره

که ای فرزند دلبندم کجایی

فروغ دیده ام داد از جدایی

بیا تا توشه از رویت بگیرم

تو را گیرم در آغوش و بمیرم

دلم تنگ تو و معصومه باشد

به قلبم داغ آن مظلومه باشد

هنوزش بود مرغ جان به سینه

جوادش آمد از شهر مدینه

به لب لبیک و در دل بود آهش

به ماه عارض بابا نگاهش

پریده رنگ، خونین دل سیه پوش

چو جان بگرفت بابا را در آغوش

سرشکش ریخت بر سیمای بابا

دو لب بگذاشت بر لب های بابا

پدر یک لحظه چشم خویش بگشاد

جوادش را تماشا کرد و جان داد



موضوع : امام رضا(ع)، 
یکشنبه 1393/09/30

امام رضا(ع)-شهادت


عبا به پایم اگر گیر می کند ، غم نیست

اگر به کوچه زمین می خورم، دمادم نیست

میان کوچه فقط یک نفر زمین خورده

به غیر مادرمان این چنین در عالم نیست

اگر خمیده خمیده،قدم قدم بِروَم

قدم ز قامتِ مادر که بیشتر خم نیست

همین که تکیه به دیوار کاگِلی دادم

به غیر صورت خاکی غمی به یادم نیست

هنوز چادر خاکی به دستِ ما مانده

به غیرِ کوچه عزایی عزای اعظم نیست

من از مصیبتِ پهلو شکسته می میرم

فقط که قاتل من جام زهرِ خصمم نیست

به روی خاک نشستم به زانوی لرزان

اگرچه ضربۀ سیلی نصیب رویم نیست

جواد نیست عصای  قد خمیده شود

عصا به جای خودش ، هیچکس که محرم نیست

درون حجره به یاد حسین می سوزم

ولی دهان من از زخم نیزه درهم نیست

اگرچه نیست در این حجره خواهری اما

به پیش خواهر من تکه های قلبم نیست

با زائران بقیع این پیام ، باید داد

غریب از وطنم ، درد غربتم کم نیست

***

از وبلاگ حاج محمود ژولیده



موضوع : امام رضا(ع)، 
یکشنبه 1393/09/30

امام رضا(ع)-شهادت


گلزار خراسان شده صحرای قیامت

یا کرده به دل قافلۀ داغ، اقامت

از خون جگر دیدۀ معصومه چو دریا

وز بالم فاطمه را خم شده قامت

از داغ جگر بر دل افلاک شراره

وز غصّه به پیشانی هستیست علامت

پیغام به معصومۀ مظلومه رسانید

کای شمسۀ دین، ای قمر برج کرامت

یا حضرت معصومه سرت باد سلامت

شد کشته رضا آن گل گلزار امامت

ریزد به سما خون دل از چشم ستاره

خیزد به فلک از جگر سنگ، شراره

گریم به جگر پارۀ پیغمبر اکرم

کز کینۀ مأمون، جگر او شده پاره

بر لعل لبش زمزمۀ، وا ولدا بود

در حجرۀ در بسته به او داشت نظاره

معصومه عزادار رضا گشت به جنّت

افسوس که شد داغ دلش تازه دوباره

یا حضرت معصومه سرت باد سلامت

شد کشته رضا آن گل گلزار امامت

افتاده جهان همچو خراسان به تلاطم

شد کشته غریب الغربا حجّت هشتم

زن های خراسان همه گویند به تلاطم

خوناب جگر ریخته از دیدۀ مردم

هستی همه از ناله شده شعلۀ فریاد

لب بسته کتاب الله ناطق زتکلّم

افسوس که کشتند رضا را به خراسان

وز گریۀ معصومه قیامت شده در قم

یا حضرت معصومه سرت باد سلامت

شد کشته رضا آن گل گلزار امامت

در طوس رسد نالۀ زهرای حزینه

مادر به سراغ پسر آمد به مدینه

بنشسته به رخسار تقی گرد یتیمی

دردا که رضا کشته شده از ره کینه

این داغ جگر را به جگر نیست نظیری

این محشر غم را به جهان نیست قرینه

یا فاطمه اخت رضا دختر موسی

برخیز و بزن دست الم بر سر و سینه

یا حضرت معصومه سرت باد سلامت

شد کشته رضا آن گل گلزار امامت

کشتند غریبانه غریب الغربا را

محبوب خدا بضعۀ پیغمبر ما را

بردند به خوناب جگر اهل خراسان

بر شانۀ خود چوبۀ تابوت رضا را

ای اهل ولا خون دل از دیده ببارید

کز زهر جفا کشت عدو شمس ولا را

با خواهر او حضرت معصومه بگوئید

از سوز درون تسلیت این روز عزا را

یا حضرت معصومه سرت باد سلامت

شد کشته رضا آن گل گلزار امامت



موضوع : امام رضا(ع)، 
یکشنبه 1393/09/30

امام رضا(ع)-شهادت


مسافری که اجل گشته بود همسفرش

سفر رسید به پایان در آخر صفرش

چه خوب اجر رسالت به مصطفی دادند

که پارۀ جگرش، پاره پاره شد جگرش

کسی که بود سَرِ عالمی به دامن او

به وقت مرگ به دامان خاک بود سرش

همای گلشن فردوس آنچنان می سوخت

که تاب بال زدن هم نداشت بال و پرش

اگر چه کار گذشته، اجل شتاب مکن

جواد آمده از ره به دیدن پدرش

خدا کند که رضا باز، دیده باز کند

و گر نه می دهد اول جواد، جان به برش

دگر به دیدۀ او طاقت نگاه نبود

که بنگرد به رخ نور دیدگان ترش

زبوسه های جواد الائمه پیدا بود

که شسته دست، دگر از حیات محتضرش

پسر به صورت بابا نهاد صورت خویش

پدر گفت به زحمت سرشک از بصرش

خوشا کسی که چو (میثم) بود برای رضا

به دیده اشک و به لب ناله به دل شررش



موضوع : امام رضا(ع)، 
یکشنبه 1393/09/30

امام حسن مجتبی(ع)-شهادت


سکه ها ایمانشان را برد بیعت ها شکست

یک به یک سردارها رفتند قیمت‌ها شکست

دست بدعت جانماز از زیر پای او کشید

در شب شومی که قبح هتک حرمتها شکست

خنجر ماموم بر پای امامش زخم زد

قامت دین را نماز بی بصیرت ها شکست

دشمنان زخمش زدند و دوستان زخم زبان

آه این آیینه را سنگ ملامت ها شکست

زهر جعده تلخ تر از صلح تحمیلی نبود

زهر را نوشید و بغضش بعد مدت ها شکست



موضوع : امام حسن (ع)، 
یکشنبه 1393/09/30

امام حسین(ع)-مناجاتی-آخر صفر


بوی جدایی می رسد از گریه هایم

بر درد هجرانت حسین جان مبتلایم

در این دو ماهی که عزادار تو بودم

آیا قبولم کرده ای ای مقتدایم ؟

با این گناهان بزرگ و بی شمارم

لایق نبودم تا کنی آقا صدایم

امّا ز لطف و مرحمت دستم گرفتی

از مجلس روضه نکردی تو جدایم

رزق حلالم گریه بر داغ تو بوده

آن گریه هایی که بُوَد آب بقایم

یادش به خیر در اوّلین روز مُحرّم

سوز دل و اشک و نوا کردی عطایم

یادش به خیر هنگام هیئت بین گریه

حس می نمودم زائر عرش خدایم

یادش به خیر با هر سلام و عرض حاجت

رنگ حسینی می گرفت حال و هوایم

وقتی به تن کردم لباس مشکیم را

گفتم دگر وقف شهید نینوایم

پیراهن احرام حج کربلا را

حالا چگونه از تنم بیرون نمایم ؟

دل کندن از روضه برای من چه سخت است

مشکل بُوَد دوری ز هیئت ها برایم

هرساله مُزد نوکریم را حسین جان

می گیرم از دست علی موسی الرّضایم

آقا به حقّ مادر پهلو شکسته

امضا نما امشب برات کربلایم



موضوع : امام حسین(ع)-مناجات، وداع با محرم و صفر، 
یکشنبه 1393/09/30

پایان محرم و صفر-مناجاتی


تا آمدم کاری کنم عمرگران رفت

عمر گرانم پای این و پای آن رفت

گفتم که توبه میکنم این ماه اما

توبه نکردم آخر از دستم زمان رفت

پرحرفی من آتشی بر جانم انداخت

اعمال من پای گناهان زبان رفت

دل را به هرکس جزتو دادن روسیاهیست

باید برای تو فقط تا پای جان رفت

دنیا تمام لحظه هایم را گرفت و

سعی و تلاشم در پی یک لقمه نان رفت

فیض سحرها رفت و ما درخواب بودیم

غافل شدیم و روزها از دستمان رفت

باهر گناهم چشم آقا تار ترشد

آه دل پرناله اش تا آسمان رفت

پیر علی اکبر شدم در روضه هایش

عمرم به پای زخمهای این جوان رفت..

یوسف شد و پیراهنش را پاره کردند

لبهای بابا گفتنش را پاره کردند..



موضوع : امام حسین(ع)-مناجات، وداع با محرم و صفر، 

امام حسین(ع)-مناجات


بهترین فیض را به من دادند

به سوالم جواب لن دادند

عاشقان وصال تو اول

به مکافات عشق تن دادند

روز تحصیل ساختن کردم

شب که شد درس سوختن دادند

هجر تلخ است, از همین تلخی ست

خواب شیرین به کوهکن دادند

یوسف من! به دست این یعقوب

جاى پیراهنت کفن دادند

عاشقان وقت خمس دل دادن

پنج پنجم به پنج تن دادند

ما که آواره ایم و دربدریم

اشتباها به ما وطن دادند

ما مرتب اگرچه در نزدیم

این کریمان مرتبا دادند

به همه زر ولى به من کشکول

از همه بیشتر به من دادند

کربلاى حسین رفتن را

از سرسفره حسن دادند

**

بچه ها راحتند با عمه

کار را دست شیرزن دادند

چادر پاره را به نیزه زدند

نیزه اى هم به پیرهن دادند

کربلا میبرد مرا؟.... دیدم....

....به سوالم جواب لن دادند



موضوع : امام حسین(ع)-مناجات، 

امام حسن مجتبی(ع)-شهادت


پا شـــدن با "یا علی" و ذکـــــر افتادن "حسن"

شاهـــــد سیلی زدن بر صورت یک زن، حسن

زیر تابوت تو خون می ریخت بر دوش حسین

خون تو جاریست...حتـــی بعد جان دادن، حسن!



موضوع : امام حسن (ع)، 
شنبه 1393/09/29

امام حسن مجتبی(ع)-شهادت


قَالَ رَسُولُ اللَّهِ صلوات الله علیه:

لَوْ كَانَ‏ الْحِلْمُ‏ رَجُلًا لَكَانَ عَلـِیّاً ع‏ وَ لَوْ كَانَ الْفَضـْلُ شَـخْصاً

لَكَانَ الْحَسَنَ ع وَ لَوْ كَانَ الْسَخَاءُ صُورَةً  لَكَانَ الْحُسَیْنَ ع

وَ لَوْ كَانَ الْحُسْنُ هَیْئَةً لَكَانَتْ فَاطِـمَةَ بَلْ هِـیَ أَعْـظَمُ إِنَّ

فَاطِـمَةَ ع‏ ابْنَتِی خَیـْرُ أَهْـلِ الْأَرْضِ عُنْصُراً وَ شَـرَفاً وَ كَرَماً .

مائة منقبة من مناقب أمیر المؤمنین و الأئمة (ابن شاذان)،ص136

 

جنت، بهارِ پیرهنت أیها الکریم

از نور جامه ای به تنت أیها الکریم

ای همدم تو زمزمه های زلال وحی

ای جبرئیل هم سخنت أیها الکریم

تو مطلع کرامتی و لطف و مهر و جود

پروانه های انجمنت أیها الکریم

نشنید آنکه بر تو روا داشت ناسزا

یک ناروا هم از دهنت أیها الکریم

اما تو که غریب نواز مدینه ای

هستی غریب در وطنت أیها الکریم

حتی شهادت تو نداده ست خاتمه

بر روضه های دل‌شکنت أیها الکریم

مادر نبود تا که ببیند در آن غروب

تشییع شد چگونه تنت أیها الکریم

بیرون کشید با دل غرق به خون حسین

هفتاد تیر از بدنت أیها الکریم

شد روضه خوان کشته ی مظلوم کربلا

تابوت و پیکر و کفنت أیها الکریم

آنجا ولی شراره ی غم پر گدازه بود

یعنی به جای تیر و کمان نعل تازه بود



موضوع : امام حسن (ع)، 
شنبه 1393/09/29

امام حسن مجتبی(ع)-مدح و شهادت


فدای جود کسی که هرآنچه را بخشید

فقط به خاطر خشنودی خدا بخشید

از ابتدا پدرش فکر ما گداها بود

که سفره ی کرمش را به مجتبی بخشید

غریب بود، اگرچه گدا فراوان داشت

کریم بود، بدون سر و صدا بخشید

کریم کار ندارد به اسم و رسم کسی

غریبه را چه بسا بیش از آشنا بخشید

ملامتش نکنید آنکه را مدینه نرفت

مدینه زائر خود را به کربلا بخشید

دو ماه گریه برای حسین باعث شد

که رزق اشک حسن را خدا به مابخشید

گمان کنم که دگر مادری زمین نخورد

خدا فقط به حسن اینچنین بلا بخشید

گمان دیگرم این است که دم آخر

به غیر قاتل مادر بقیه را بخشید



موضوع : امام حسن (ع)، امام حسن(ع)، 
شنبه 1393/09/29

امام حسن مجتبی(ع)-شهادت


فکر تو ام و صحن و سرایی که نداری

داغ حرم و درد بنایی که نداری

له له زده ام تا بنشینم لب حوض و

فواره ای و آب نمایی که نداری

زوار تو حیران که چگونه بنشینند

در گوشه ی تنهایی که جایی نداری

کو کهنه رواقی که به قبلم بفشارد

هفتاد و دو تا کرببلایی که نداری

آنقدر غریبی که نیفتاده کنارت

مشک و علم و دست جدایی که نداری

بگذار که بر سنگ بکوبم سر خود را

با محتشم نوحه سرایی که نداری

پس می شکنم تکه به تکه دل خود را

در تکیه ی لبریز عزایی که نداری

سخت است که معصوم زمین باشی و اما

عمری بخوری چوب خطایی که نداری

حالا به چه حالی بگذارم دل خود را

در گوشه ی ایوان طلایی که نداری



موضوع : امام حسن (ع)، 

امام حسن مجتبی(ع)-شهادت


باید که غزل هم ثمری داشته باشد

بر حال خرابم اثری داشته باشد

با شعر فقط عرض ادب می کند این دل

بد نیست گدا هم هنری داشته باشد

ای کاش که آقای کریمان دو عالم

بر نوکر خود هم نظری داشته باشد

هرآنکه مشرف به بقیع می شود امشب

از غربت او چشم تری داشته باشد

حتی نگذارند که بر قبر غریبش

صحن و حرم مختصری داشته باشد...

***

با تشکر از شاعر گرامی برای ارسال این شعر



موضوع : امام حسن (ع)، 
شنبه 1393/09/29

امام حسن مجتبی(ع)-مدح و شهادت


افتخارم همه این است گدای حسنم

شکرُلِلَّه که من زیر لوای حسنم

آنچه دارم همه از یاریِ زهرا و علی است

آبرویی است که دارای ولای حسنم

بانیِ نهضت والای حسین است حسن

من هم از لطف حسین است که پای حسنم

سَرور و سید و سالار شهیدان بهشت

گفت: من پیرو بی چون و چرای حسنم

نام زیبای حسن ذکر رسول الله است

حرف جانم حسن افتاد فدای حسنم

گفت پیغمبر اکرم به خداوند قسم

همة عالم عقباست برای حسنم

بی سپاه است ولی لشگر او هست حسین

پدرش گفت که عباس فدای حسنم

می توان از دو لب حیدر کرار شنید

انبیایند مسلمان عطای حسنم

عهد او گرچه شکستند ، خدا فرموده:

من خودم ضامن هر عهد و وفای حسنم

مادرش فاطمه فرمود غریب است حسن

پس بگریید و بگیرید عزای حسنم

به غریبیِ حسن هرکه بگرید ، به یقین

به شفاعت برسد روز جزای حسنم

این همه خیمه و تکیه که حسینم دارد

یک حسینیه بسازید برای حسنم

***

از وبلاگ حاج محمود ژولیده



موضوع : امام حسن (ع)، امام حسن(ع)، 
شنبه 1393/09/29

امام حسن مجتبی(ع)-شهادت


انقطاع تو زِ هر سوز و گدازت پیدا

فاطمی بودنت از چهره و نازت پیدا

سر سجاده تو گوشه ای از عرش خداست

سیر عرفانی ات از حال نمازت پیدا

هرکه آمد به در خانه ی تو آقا شد

هرچه جود و کرم از سفره ی بازت پیدا

گریه دار است چرا زمزمه ی قرآنت

حزن زهرای ات از صوت حجازت پیدا

آتشی بر جگرت مانده که پنهان کردی

ولی آثارش ازین سوز و گدازت پیدا

وارث پیر مناجاتی نخلستانی

این هم از ناله شبهای درازت پیدا

محرم مادری و از سر گیسوی سپید

درد پنهانی و یک گوشه ی رازت پیدا

ما گدائیم ولی شاه کریمی داریم

هرچه داریم ز تو یار قدیمی داریم

روح تطهیر کجا وسوسه ی ناس کجا

دلبری پاک کجا خدعه ی خناس کجا

خون دلها وسط تشت به هم می گفتند

جگری تشنه کجا سوده ی الماس کجا

در چهل غمی که جگرت را سوزاند

ضرب دیوار کجا برگ گل یاس کجا

خانه ای سوخته و دست ز کار افتاده

ورم دست کجا گردش دسداس کجا

ای کفن پاره شده علقمه جایت خالی

بوسه ی تیر کجا دیده عباس کجا

داغ عباس چه آورد سر اهل حرم

غارت خیمه کجا جوری اجناس کجا

چون دل سوخته و جگرم می سوزد

تن و تابوت تو را تیر به هم می دوزد



موضوع : امام حسن (ع)، 

امام حسن مجتبی(ع)-شهادت


ای امیر کشور غربت حسن

تکسوار وادی محنت حسن

بوده ای سنگ صبور اهل بیت

سفره ی داغ دل عترت حسن

خود زمین خوردی که دین بر پا شود

صلح تو داده به دین شوکت حسن

کی تو را خوانده مذل المومنین ؟

آنکه دل مرده شد از ذلت حسن

صلح تو تدبیر راه شیعه شد

شیعه را صلح تو شد عزت حسن

نه سپاهی بود تا سازی قیام

نه تو را یک یار با همت حسن

بارها شد خیمه و خرگاه تو

از جفای دوستان غارت حسن

تیر دشمن نه که بر قلبت نشست

از خودی ها نیزه ی تهمت حسن

وای از فرماندهان لشکرت

مال اندوزان بی غیرت حسن

پایشان در خیمه ی تو ، دستشان

با عدویت بود در بیعت حسن

اردوی رزمت عدو تاراج کرد

با توافقنامه ای راحت حسن

بارها بفروختندت بر عدو

دین فروشانی از این امت حسن

بی ولایت دم ز قرآن می زدند

آن ریاکاران بد طینت حسن

زیر پا انداخته امر تو را

تا تو را کردند بی حرمت حسن

زهر آمد یاری ات تا که تو را

وارهاند زآن همه غربت حسن

طعنه های عایشه شد موجب

قتل تو ، ای جلوه ی رحمت حسن

خونجگر ، بر مرگ صبرت شد یقین

زهر و سیلی بهترین علت حسن

تو شهید کوچه های یثربی

گاه حمله بر گل عصمت حسن



موضوع : امام حسن (ع)، 

امام حسن مجتبی(ع)-شهادت


آن شاخ گل که سبز بود در خزان یکی است

افشانده غنچه گل سرخ از دهان یکی است

آن گوهری کز آتش الماس ریزه شد

یاقوت خون زلعل لب او روان یکی است

آن لعل درفشان که زمرد نگار شد

داد از وفا به سوده الماس، جان، یکی است

آن نخل طور کز اثر زهر جانگداز

از فرق تا قدم شده آتش فشان یکی است

آن شاهباز اوج حقیقت که تیر خصم

نگذاشته ز بال و پر او نشان یکی است

آن خضر رهنما که شد از آب آتشین

فرمانروای مملکت جاودان یکی است

آن نقطه بسیط محیط رضا که بود

حکمش مدار دائره کن فکان یکی است

آن جوهر کرم که چه سودا به سوده کرد

هرگز نداشت چشم به سود و زیان یکی است

چشم فلک ندیده بجز مجتبی کسی

شایان این معامله، آری همان یکی است

طوبی مثال گلشن آل‌عبا بود

ریحانه رسول خدا مجتبی بود



موضوع : امام حسن (ع)، 
شنبه 1393/09/29

امام حسن مجتبی(ع)-شهادت


آهم که آسمان مرا غرق دود کرد

اشکم که چشمهای مرا سرمه سود کرد

من روضه خوان کوچه ام و داغهای آن

همراه پاره های دل من نمود کرد

دستی سیاه روز مرا هم سیاه کرد

دستی که اشکهای مرا مثل رود کرد

دستی که با تمامی قدرت بلند شد

دستی که با تمامی شدت فرود کرد

دستی غرور کودکی ام را شکسته است

دستی که روی مادرمان را کبود کرد

من را خمیده کوچه و سیلی و سنگ کرد

من را یتیم آتش و دیوار و در کرد



موضوع : امام حسن (ع)، 
شنبه 1393/09/29

امام حسن(ع)-شهادت


باز از گریه ی من چشم شب تار گریست

چشم مهتاب به حالِ منِ بیدار گریست

تاکه از سینه ی خود آه کشیدم آرام

دل سنگ آب شُدُ آب شرر بار گریست

پاره های جگرم از لب سرخم تا ریخت

جگر طشت از این روضه ی دشوار گریست

قاتلم خنده به لب دارد و انداخت مرا

یاد روزی که طبیب از غمِ بیمار گریست

یادِ آن روز که جای همه ی مردم شهر

یک یهودی به غریبیِ پدرِ زار گریست

یادِ آن روز که آتش نفسم بند آورد

یاد آن روز که دل در غمِ دلدار گریست

چقدر سخت گذشت است به مردی که بخاک

پیش چشم همه در حلقۀ انظار گریست

دید آتش که کسی نیست بگوید بر ما

شعله زد بر دَرُ در سوخت و تبدار گریست

در آتش زده بود و گل یاس و مادر

آنچنان خورد به دیوار که دیوار گریست

مثل چشمانِ من و چشم حسین و زینب

میخ بر سر زدُ خون ریخت و خونبار گریست



موضوع : امام حسن (ع)، 
شنبه 1393/09/29

امام حسن مجتبی(ع)-مدح


بخشش و جود و کرم در انحصار مجتبی ست

گردش مهر و ملک دور مدار مجتبی ست

خانه اش مهمان سرای مردم بیچاره بود

نان گرم و روی خوش اینها شعار مجتبی ست

در ملائک هیبتی مافوق اسرافیل نیست

او ولی خود بی گمان محو وقار مجتبی ست

هر شب از عرش خدا او میهمان دارد ولی

با جذامی ها نشستن افتخار مجتبی ست

او ولی الله باشد در قیام و در سکوت

افرینش مهره ای در اختیار مجتبی ست

"در حریم حضرت خورشید جای ذره نیست"

افتاب از شرم خود ایینه دار مجتبی ست

صلح او پایه گذار انقلاب عشق بود

در حقیقت کربلا هم یادگار مجتبی ست

مرد میدان جمل پی کرد چشم فتنه را

این فقط یک گوشه ای از اقتدار مجتبی ست



موضوع : امام حسن (ع)، امام حسن(ع)، 

امام حسن مجتبی(ع)-شهادت


پر میگرفت مرد جذامی در آسمان

بر او که از کریم محبت رسیده بود

دیدند در جمل که حسن مثل مرتضی

بر اوج قله های شجاعت رسیده بود

طوفان چنان گرفت به هر ضربه دست او

گویا که رستخیز قیامت رسیده بود

با این وجود در همه ی عمر این غریب

مظلومیت به حد نهایت رسیده بود

آن لحظه ای که شد همه موی سرش سپید

در انتهای کوچه ی غربت رسیده بود

گفتند از درون جگرش پاره پاره شد

وقتی که زهر بر دل حضرت رسیده بود

بر دامن حسین سرش بود و گریه کرد

چون روضه خوان به اوج مصیبت رسیده بود

"لایوم" گفت و رفت به صحرای کربلا

آنجا که قاسمش به شهادت رسیده بود

"لایوم" گفت و دید که در مقتل حسین

حتی لباس کهنه به غارت رسیده بود

"لایوم" گفت و خواهر خود را نظاره کرد

وقتی که زینبش به اسارت رسیده بود 



موضوع : امام حسن (ع)، 
شنبه 1393/09/29

امام حسن مجتبی(ع)-شهادت


چشمان تو راهی است سوی آسمان  باز

دستت گره ها کرده از کار جهان باز

بر دوستدارت در نخواهی بست وقتی

بوده دراین خانه رو به دشمنان باز

حق داشتی از من نگاهت را بگیری

آغوش وا کردی برایم مهربان باز

ای وای از آن روزی که جانت را گرفتند

ای وای ازآن روزی كه شد در ناگهان باز

دیدی میان  کوچه حیدر دست بسته است

پهلوی در دیدی كه مادر هست جانباز

سخت است ازاین بیشتر روضه بخوانم

بگذار باشد آخر این داستان باز



موضوع : امام حسن (ع)، 
شنبه 1393/09/29

امام حسن مجتبی(ع)-شهادت


دردی در این دل است که درمان نمی شود

داغ عزای کوچه که پایان نمی شود

درمانِ دل به زهر هلاهِل شنیده اید

دردم به غیر زهر که درمان نمی شود

من درد زخم سینة مادر گرفته ام

درمان زخم سینه که آسان نمی شود

اسرار خویش را به علی هم نگفته ام

این غصه ها که یار پریشان نمی شود

این غربتی که کرده خدا قسمت حسن

دیگر نصیب هیچ مسلمان نمی شود

یک یار هم برای  سپاهم نمانده است

اینسان امام بی سر و سامان نمی شود

ایکاش یک جوان علمدار داشتم

آه و نوا که لشگر قرآن نمی شود

آری سپاه یک نفره لشگر من است

همچون حسین یار غریبان نمی شود

حتی میان خانه کسی نیست یاورم

قاتل که مرهم دل سوزان نمی شود

از داغ مادرم جگرم پاره پاره شد

این جسم و جان رفته دگر جان نمی شود

***

از وبلاگ حاج محمود ژولیده



موضوع : امام حسن (ع)، 


( کل صحن های حسینیه : 328 )    1   2   3   4   5   6   7   ...   


درباره حسینیه


سلام!به پایگاه فرهنگی هیات «مکتب الشهداء تهرانسر» خوش آمدید...
×××
برای ارتباط با ما می توانید از طریق آدرسmotallebi64@gmail.com اقدام فرمایید.
×××
برای شرکت در کارگاه مجازی شعر آیینی حسینیه می تونید به آدرس ذیل مراجعه کنید:
hosenih.mihanblog.com/post/3201
×××
آدرس پایگاه اطلاع رسانی هیات مکتب الشهداء-تهرانسر:
maktab-shohada.mihanblog.com

مدیر وبلاگ : شاهد
آمار زائرین حسینیه
  • زائرین امروز :
  • زائرین دیروز :
  • زائرین این ماه :
  • زائرین ماه قبل :
  • کل زائرین :
  • تعداد کل اشعار :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
نظرسنجی حسینیه
نظرتان درباره کیفیت اشعار و ساختار کتاب موبایل حسینیه رضوی92 چیست؟





پایگاه های مدح و مرثیه
لوگوها

 پایگاه تخصصی مدح و مرثیه

 پایگاه تخصصی روضه و مقتل

 پایگاه نوحه و سبک های مداحی

کتاب موبایل حسینیه-مدح و مرثیه

 پایگاه اطلاع رسانی هیات مکتب الشهداء-تهرانسر

 کارگاه مجازی شعر آیینی حسینیه

 اشعار استاد علی اکبر لطیفیان

 پایگاه شارژ فرهنگی

 قرارگاه-پایگاه فرهنگی هیئت مکتب الشهداء
پایگاه مرجع و جامع محصولات و تولیدات دفاع از دستاوردهای هسته‌ای





Powered by WebGozar