حسینیه پایگاه تخصصی مدح و مرثیه
جهت دسترسی آسان به اشعار مورد نظر، از فهرست موضوعات استفاده کنید
موضوعات اشعار
پنجشنبه 1397/08/24

امام حسن عسکری(ع)-مدح و شهادت


حسِّ نابی شبیهِ باران داشت

به نگاهش بهار، ایمان داشت

به شُکوه و ابهّتِ این مرد

دشمن و دوستدار اذعان داشت

احتمالِ وقوعِ ناممکن

با وجودش همیشه امکان داشت

روزگاری همین امامِ همام

گنبد و بارگاهِ ویران داشت

عالَمی در اسارتش... اما

گذرِ عمر کنجِ زندان داشت

آسمان در رثای او می‌سوخت

هرچه بارید باز باران داشت



موضوع : شهادت امام عسکری(ع)، 
پنجشنبه 1397/08/24

امام حسن عسکری(ع)-شهادت


حسن شدی که کریمان فقط دوتا باشند

دوتا کریم در عالم برای ما باشند

حسن شدی که اگر از بقیع برگشتند

کبوتران همه راهی سامرا باشند

دلیل خوشه ی انگور عسکری این است

که تاک ها ننشینند روی پا باشند

حسن شدی که میان مُضیف چشمانت

تمام  شهر به عشق شما گدا باشند

حسن  شدی که به هنگام بردن نامت

بقیع آمده ها یاد مجتبی باشند

حسن شدی که شبیه بقیع ،خُدامت؛

به دور قبر تو ذراتِ در هوا باشند

حسن شدی که غریبی غریب تر باشد

که زائران تو در بین کوچه ها باشند

حسن شدی که غریبی به اوج خود برسد

که خادمان تو در شهر کربلا باشند



موضوع : شهادت امام عسکری(ع)، 
پنجشنبه 1397/08/24

امام حسن عسکری(ع)-شهادت


خودش تنها خبر از داغ های بیکرانَش داشت

که مانند علی(ع) خنجر میانِ استخوانش داشت

امان از کینهٔ دیرینه! میدانم که پیش از زهر

بلا و خونِ دل٬ در لقمه هایِ خشکِ نانش داشت

به خود از درد می پیچید و لب رو به کبودی رفت

به جای آب٬ زخم ِ زهر وقتی در نهانش داشت

سیاهی رفت چشمانش! چه محکم بر زمین خورد و

به یاد کوچه٬ «وا أُماه» بر آهِ دهانش داشت

دلِ سرداب شد آشوب٬ موج ِ گریه راه انداخت

سحر شد...آرزویِ لحن زیبایِ اذانش داشت

عرق میریخت و از حال رفت و سخت می لرزید

جگر می سوخت از زهری که کامل قصدِ جانش داشت

به مهدی(عج) خیره شد با اشک٬ در بین نفس هایش

فشاری دردمندانه به رویِ بازوانش داشت

اگر چه عسکری؛ اما حسن(ع) بود و دمِ آخر

گمانم ذکر «لا یومَ کَیومَ...» بر زبانش داشت

به یاد ظهر عاشورا٬ به یاد شام و ویرانه

دمِ آخر چه حالِ روضه در اشک روانش داشت

پسر پیش پدر در کربلا...اما به سامرّا٬

پدر پیش پسر جان داد! سر بر زانوانش داشت!



موضوع : شهادت امام عسکری(ع)، 
پنجشنبه 1397/08/24

امام حسن عسکری(ع)-شهادت


در این دنیا ندیدم جز در و دیوار زندان را

که تاریکی شده مونس ؛ من زار پریشان را

نشسته گرد غم بر خانه از وقتی به جای دوست

چنین دشمن کمین کرده ،گرفته جای مهمان را

به دادم می رسد این زهر جانفرسا، یقین دارم

که تقدیم اجل کردم پس از عمری بلا، جان را

به دستم آب میگرید که در ذهن خودم دارم

مجسم میکنم لب های خشک شاه عطشان را

دلم اندازه ی یک عمر غیبت تنگ میگردد

بیا مهدی ببینم ،آن رخ زیبای تابان را



موضوع : شهادت امام عسکری(ع)، 
پنجشنبه 1397/08/24

امام حسن عسکری(ع)-شهادت


کام بهار طعمه جام خزان شده

زهری بلای جان امامی جوان شده

غربت کم است در حق مردی که خانه اش

زندان و خود شبیه به زندانیان شده

بی تاب لرزش بدنش دیده زمین

گریان دست و پا زدنش آسمان شده

حتی برای کاسه آبی رمق نداشت

دستی که از شرار ستم ناتوان شده

برخورد چیست با لب و دندان که مهدی اش

حالا کنار بستر او روضه خوان شده

ای وای از آن غریب که لب های تشنه اش

زخمی دست بی ادب خیزران شده

ای وای از آن عزیز که اهل و عیال او

پایین نشین مجلس نامحرمان شده

ای وای از آن شهید که انگشت های او

مقصود دست غارت یک ساربان شده



موضوع : شهادت امام عسکری(ع)، 
پنجشنبه 1397/08/24

امام حسن عسکری(ع)-مدح و شهادت


کم گفتن از مقام کریمان درست نیست

غافل شدن زحرمت  آنان درست نیست

وقتی که سقف روی سر ما کشیده اند

ماندن به زیر بارش باران درست نیست

سختی کشیدن اول سیر و سلوک ماست

سیرو سلوک راحت و آسان درست نیست

وقتی که دست یار گره باز میکند

وا کردنش به زور و به دندان درست نیست

اصلا که گفته راه به مورش نمیدهد؟!

این حرفهای پشت سلیمان درست نیست

 

با یازده هزار گناه آمدیم ما

از شوق، زنگ یازدهم را زدیم ما

 

تو آمدی و درد دوا شد به راحتی

جبرائیل هم برای تو پا شد به راحتی

سرمایه دار کرده ای اهل مدینه را

خاکی که داشتند طلا شد به راحتی

از برکت تو بود که روزی ما رسید

حاجات ما نگفته روا شد به راحتی

ابن الرضای سومی و از قبال تو

هرنوکری گدای رضا شد به راحتی

سجاده پهن کردی و گرم دعا شدی

قبله برای قبله بناشد به راحتی

 

ای حج نرفته سعی و صفا و حرم تویی

بیت الحرام خانه ی تو کعبه هم تویی

 

وقتی برای ما زدن در همیشگی است

پس گوشه چشم شاه به نوکر همیشگی است

ای حیدری ترین حسن خاندان عشق

در توظهور هیبت حیدر همیشگی است

بک درهمی که نذر تو کردم هزار شد

لطفت به ما هزار برابر!همیشگی است

ما زیر سایه تو و سید محمدیم

برما محبت دوبرادر همیشگی است

رد هم کنی به خانه دیگر نمیرویم

این ارتباط ما به تو آخر همیشگی است

 

مشغول پای بوسی آقاست هرچه هست

لطف امام عسکری ماست هرچه هست

 

ساعات قلب عاشق و ساعات سامرا

ماخیر دیده ایم ز خیرات سامرا

در هیچ جای دیگر دنیا ندیده ایم

آن لذتی که هست در اوقات سامرا

خاکی شدیم در حرم و پاکتر شدیم

اینگونه است نوع  کرامات سامرا

مارا همین گدا شدن ما بزرگ کرد

آقا شدیم تحت عنایات سامرا

دیدیم آن زمان که حرم شد بدون سر

از کربلا درست شده ذات سامرا

 

آقای من به عالم امکان نگین تویی

انگیزه زیارت هر اربعین تویی

 

هرچند مثل چشم تو چشم تری نبود

در پادگان برای شما یاوری نبود

هرچند نیزه دار دم خانه ی تو بود

با نیزه برروی تن تو لشکری نبود

لحظه به لحظه بود حکیمه کنار تو

مثل رضا غم تو غم خواهری نبود

هرچند بغض حنجره ات را گرفته بود

دیگر بروی حنجر تو خنجری نبود

دزدی سراغ پیکر پاک شما نرفت

دشداشه ی شما به تن دیگری نبود

اهل و عیال تو همه در پشت پرده اند

دلشوره تو گم شدن معجری نبود

 

فرقی زیاد بین حسین است با حسن

تو نیزه ای نخورده ای از پشت یا حسن



موضوع : شهادت امام عسکری(ع)، 
پنجشنبه 1397/08/24

امام حسن عسکری(ع)-شهادت


مثل بغض از وسط حنجره برخاسته ایم

همچو اشك از غم یك خاطره برخاسته ایم

با دو صد حاجت و درد و گره برخاسته ایم

به هواى حرم سامره برخاسته ایم

 

روضه غربت تو حال عجیبى دارد

هركه نامش حسن است ارث غریبى دارد

 

جان به قربان دلت جان به فداى سر او

فرق ها داشت نگاه تو و چشم تر او

كه تفاوت بكند ، همسرتو ... همسر او

طعنه بسیار شنیده دل غم پرور او

 

حسن سامره صحن حرمت محترم است

حسنى بین بقیع است كه او بى حرم است

 

یاحسن،  آه تو پرداختنى میخواهد

یاحسن ، داغ تو بر سرزدنى میخواهد

یاحسن، نام تو دور از وطنى میخواهد

یاحسن ، روضه تو سوختنى میخواهد

 

دل تو تنگ مدینه است كه دلگیر شدى

مادرى هستى عزیزم تو اگر پیر شدى

 

خانه ی كوچك تو هیچ كم از زندان نیست

خالى از آمدن و رفتن زندانبان نیست

بین یك مشت نگهبان كه بوى ایمان نیست

زندگى با زن و بچه بخدا آسان نیست

 

خانه ات امنیت از دست نگهبانان داشت؟

واقعا ایمنى از حمله نااهلان داشت؟

 

اصلا این غصه به پیمانه ی تو ریخته اند؟

 اصلا آقا سر پروانه ی تو ریخته اند؟

شعله بر دامن كاشانه ی تو ریخته اند؟

چل نفر در وسط خانه ی تو ریخته اند ؟

 

راه ناموس تو را بسته كسى در كوچه؟

همسرت را زده پیوسته كسى در كوچه؟

 

كوچه اى بود مدینه ، كه زنى خورد زمین...

ناگهان مادرتان با زدنى خورد زمین ...

فاطمه با لگد بد دهنى خورد زمین ...

حسن عسكرى ، آنجا حسنى خورد زمین ...

 

قسمت این بود كه او دردو محن جمع كند...

گوشوار از وسط كوچه حسن جمع كند

 

قسمت این بود از این داغ تو را هم دادند

به تو هم موى سپیدى و قدى خم دادند

در جوانى پسر فاطمه را سَم دادند

به لب خشك تو از جام محرم دادند

 

عطش پیكر مسموم تو میگفت حسین...

نفس تشنه ی حلقوم تو میگفت حسین ...

 

پسرى داشتى و آب به لبهاى تو ریخت

لحظه تشنگى ات گریه به غمهاى تو ریخت

اشك بالاى سر پیكر تنهاى تو ریخت

خاكها بر سرش از ماتم عظماى تو ریخت

 

روى زانوى پسر بودى و عطشان نشدى

حسن فاطمه صد شكر كه عریان نشدى

 

پسرى داشتى و زود كفن كرد تو را

كفن فاخر و شایسته به تن كرد تو را

درخور شان تو تشییع بدن كرد تو را

تیرباران چه كسى مثل حسن كرد تو را؟

 

نیتم بود حسین و ز كفن میگفتم

ناخودآگاه همش یاد حسن می افتم ...

 

خواهرى داشتى و حرمت او حفظ شده

احترام دل بى طاقت او حفظ شده

بعد تو روسرىِ عصمت او حفظ شده

دست بسته نشده عزت او حفظ شده

 

خواهرت بزم شراب و سر بازار نرفت

به اسیرى وسط مجلس اغیار نرفت

 

 



موضوع : شهادت امام عسکری(ع)، 
پنجشنبه 1397/08/17

امام رضا(ع)-مدح و مناجات


از غم نه فرار می تواند بکند

نه اینکه هوار می تواند بکند

جز اینکه بیاید حرمت گریه کند...

"درمانده" چکار می تواند بکند

 

***

 

بر درد دل خسته دوا… تنها تو

در هر دو جهان گره گشا…تنها تو

خاک کف پای زائرت…تنها من 

سلطان سریر ارتضا…تنها تو

 

***

 

کس درد دوا نمی کند الا تو

لطفی به گدا نمی کند الا تو

افتاده گره به کارم و می دانم...

کس این گره وا نمی کند الا تو



موضوع : مدح و مناجات با امام رضا(ع)، 

امام حسن مجتبی(ع)-شهادت


بعد از دو ماه اشک و عزا فابک للحسن

خواهی رضای فاطمه را فابک للحسن

این روضه وا کند گره ی کور را ، اگر

دردت شده بدون دوا ، فابک للحسن

بازین چه شورش است ؛ تو ای سینه زن بیا

همراه سید الشهدا ، فابک للحسن

نه گنبدی ، نه صحن و سرایی ، نه زائری

ای زائران کرببلا فابک للحسن

او گرچه مادری است ؛ ولی بی کسیش هست

خیلی شبیه شیر خدا فابک للحسن

آید به گوش نالۀ زهرا که می زند

در کوچۀ مدینه صدا فابک للحسن

جز او برای مادر قامت کمان که بود ؟

در کوچۀ مدینه عصا فابک للحسن

مرد حماسه ساز جمل ، مانده بی سپاه

در خانه و محله چرا ؟ فابک للحسن

باران تیر و مجلس تشییع یک امام

هرگز نبود شرط وفا فابک للحسن

... 

در مجلس یزید گمانم سر حسین

زد ناله بین طشت طلا فابک للحسن



موضوع : شهادت امام حسن(ع)، 
سه شنبه 1397/08/15

امام حسن مجتبی(ع)-مدح و شهادت


عشقی که به دل کاشته بودی ثمر آورد

هم آه شب آورد هم اشک سحر آورد

آنقدر کریمی که گدا از سر کویت

از آنچه دلش خواسته هم بیشتر آورد

شرمنده اگر دیده ی پر اشک ندارم

نوکر به عزای تو همین مختصر آورد

غم پیش دل ریش تو ای مرد، کم آورد

صبر تو دگر حوصله ی صبر سر آورد

گیسوی سپیدت خبر از داغ جگر داد

غم هرچه که آورد به روی جگر آورد

سر بسته بگو پاسخ این پرسش ما را

تا خانه چرا مادر خود را پسر آورد؟

دستی به روی جام غرورت ترک انداخت

آن دست که پشت در خانه شرر آورد

سم تا جگرت دید، خجالت زده تا تشت

از کوچه و آن صورت نیلی خبر آورد 

در لحظه تشییع تو از کینه، سپاهی

با تیر و کمان پیرزنِ فتنه گر آورد 

"یافاطمه" می گفت حسین بن علی با

هر تیر که از سینه و پهلوت در آورد



موضوع : شهادت امام حسن(ع)، 
سه شنبه 1397/08/15

حضرت رسول(ص)-شهادت


رفتی و پناه عالمیْنت می سوخت

قلب حسن(ع) و جان حسینت(ع) می سوخت

قران و تمام عترتت خورد زمین

در شعله حدیث ثقلینت می سوخت!



موضوع : شهادت رسول اکرم(ص)، 
دوشنبه 1397/08/14

حضرت رسول(ص)-شهادت


ای در هوای ماتم تو عرش، سوگوار

ای در غم تو چشم سماوات، اشکبار

اسلام در مصیبت تو می شود یتیم

دین در فراق روی تو بی تاب، بیقرار

ما را در اوج گنبد خضرای خود ببر

تا روی گنبدت بنشینیم چون غبار

هرگز ز یاد حضرت زهرا نمی رود

چشمی که شد ز ماتم تو ابر نوبهار

رفتی و از مدینه ی تو رفت دلخوشی

کوچید مرغ عشق و محبت از آن دیار

سر زد پس از تو ای به همه خلق مهربان

از امت تو آنچه نمی رفت انتظار

هرچند از تو غیر محبت ندیده بود

اما به اهل بیت تو بد کرد روزگار

گلچین رسید و بعد تو خشکید پشت در

یاسی که مانده بود ز باغ تو یادگار

گر می گرفت آتش کینه به خانه و

می رفت سمت پهلوی گل دست های خار

آن دست که به بازوی زهرا قلاف زد

انداخت دور گردن مولا طناب دار

در بین کوچه باز همان دست آمد و

دیوار کوچه خون شد و افتاد گوشوار



موضوع : شهادت رسول اکرم(ص)، 
دوشنبه 1397/08/14

حضرت رسول(ص)-دودمه


بعد تو حیدر کرار بدون یار است

یا اباالزهرا مرو

جای ریحانۀ تو بین در و دیوار است

یا اباالزهرا مرو



موضوع : شهادت رسول اکرم(ص)، 
دوشنبه 1397/08/14

حضرت رسول(ص)-مدح و شهادت


به مهربانی و دست کریم شهرت داشت

برای مردم بی رحم نیز رحمت داشت

سه سال هسته خرما مکید و راضی بود

بزرگ بود ولی اینچنین ریاضت داشت

ز دشمنان خودش بارها عیادت کرد

شبیه دوست به بیگانه ها عطوفت داشت

کمک به پیر زمینگیر و کودکان میداد

اکرچه کون و مکان را همه به خدمت داشت

چقدر سنگ زدند و چقدر زخمی شد

صبور بود دراین راه و استقامت داشت

به ذولفقار علی تکیه داشت وقت خطر

تبوتش همه جا تکیه بر ولایت داشت

هرآنچه درشب معراج دید فاطمه بود

زمان بوسه به دستش  هوای جنت داشت

حسین را بروی شانه های خود میبرد

برای بردن او نیت عبادت داشت

همیشه خواند ز کوچه ز عصر عاشورا

میان خانه خود روضه داشت هیئت داشت



موضوع : شهادت رسول اکرم(ص)، 
دوشنبه 1397/08/14

حضرت رسول(ص)-شهادت


در پیشِ من آتش مزن بال و پَرَت را

خونین مکن جان پدر چشم تَرَت را

فردا همینکه جمع کردی بسترم را

آماده کن کم‌کم عزیزم بسترت را

آماده کن از آن کفنها دومین را

بیرون بیاور یادگار مادرت را

بگذار روی سینه‌ام باشد حسینت

بگذار بر قلبم حسن را دخترت را

بگذار با طفلان تو قدری بسوزم

حالا بگویم حرفهای آخرت را

زاری مکن بر حال من با حال و روزت

خاکی مکن دنبال بابا معجرت را

تو بار شیشه داری و می‌ترسم از تو

خیلی مواظب باش طفل دیگرت را

وقتی که  می‌ریزند هیزم روی هیزم

وقتی که می‌سوزاند آتش سنگرت را

بابا حواست باشد آنجا مُحسنت را

بابا مواظب باش پشتِ در سرت را

ای کاش می‌شد روضه‌ی بازو نمی‌شد

وقتی علی می‌شوید آهسته پَرَت را

این جمله‌ی آخر عزیزم با حسین است:

"با خود مَبَر در قتلگه انگشترت را"



موضوع : شهادت رسول اکرم(ص)، 

حضرت رسول(ص)-شهادت


تا آفتاب روی نبی در حجاب شد

دل ها ز داغ ماتم عظمی کباب شد

گرد عزا به چهره افلاکیان نشست

از آه فاطمه دل ذرات آب شد

وقتی سه روز جسم نبی روی خاک بود

دنیا به فرق اهل محبت خراب شد

بعد از کناره گیری امت ز اهل بیت

قوم امین مکه دچار عذاب شد

آیا عذاب بدتر از اینکه پس از رسول

بی حرمتی به گفته ی مالک رِقاب شد؟

آیا عذاب بدتر از اینکه به ظلم و جور

دست گره گشای علی در طناب شد؟

آیا عذاب بدتر از اینکه به دست قهر

در خانه هم عزیز علی در نقاب شد؟

از فتنه ای که حرمت خیر النسا شکست

پامال، دین حضرت خیرالمَآب شد

در التهاب آتش در ازدحام ظلم

گلواژه ی کتاب رسالت گلاب شد

زهرا غریب شد علی از او غریب تر

حتی دگر سلام علی بی جواب شد

ای وای آنکه حرمت ختم رسل نداشت

بعد نبی به جای نبی انتخاب شد

آنکس که داشت بر لب خود "حَسْبُنا کتٰاب"

مشمول لعنت ابدی کتاب شد

ای خوش به آن زمان که بگویند از حجاز

آن نور چشم فاطمه پا در رکاب شد



موضوع : شهادت رسول اکرم(ص)، 
دوشنبه 1397/08/14

حضرت رسول(ص)-شهادت


سر به دامان علی داشت که جان بر لب بود

آخرین ذکر نبی، یاعلی و یارب بود

نفسِ آخرِ او بود که می گفت: حسین

و کلام دگرش یادِ غم زینب بود

بروی سینۀپیغمبر اکرم حسن است

و کنار سر او فاطمه اش آنشب بود

همه أسرارِ مگو را به علی گفت نبی

آخرین سّرِ دلش حاوی این مطلب بود

یا علی! بعد من آتش به حرم می افتد

آشکارا شود آن بغض که در مَرحب بود

خانه ام را که همین قوم به آتش بکشند

تازه معلوم شود خصمِ تو لامذهب بود

بِین دیوار و درِ خانه بماند زهرا

وسط آتش کاشانه بماند زهرا

غصه می آید و این دوره بسر می آید

دورۀحزن تو با خونِ جگر می آید

بعد من یاعلی این جمع ز هم می پاشد

پشت این در خبر قتل پسر می آید

بازو و پهلوی زهرای ترا خُرد کنند

فاطمه یاری تو روز خطر می آید

در همین کوچۀباریک بدنبال فدک

دومی با غصبش بار دگر می آید

آه از سیلی این قوم به ریحانۀمن

وای از آندم که ز مسمار خبر می آید

تا ترا یکّه و تنها نگذارد کفوَت

فاطمه بعد من از شرم تو در می آید

حسنم می شود آنروز عصای مادر

وسط کوچه شود آب، بپای مادر

بعد از این تازه حسن حالِ پریشان دارد

تا چهل سال ز غم گریۀپنهان دارد

جگرش پاره شود، وز کفِ او چاره شود

زانوی غم به بغل، نالۀ هجران دارد

هست بعد از حسنم، داغ حسینم در پیش

او که بر پیکر خود نیزه فراوان دارد

قاتلانش همه هستند؛ أراذل اوباش

گرچه این قافله عنوان مسلمان دارد

سرِ او را سرِ نیزه همه جا چرخانند

گریه بر حال یتیمان و  اسیران دارد

کعب نی ها به تن زینب او خُرد شود

سفری پر ز بلا همره عدوان دارد

آه از گوشۀ ویرانه و رخسار کبود

باز هم دخت من و سیلیِ یک دست یهود



موضوع : شهادت رسول اکرم(ص)، 
دوشنبه 1397/08/14

حضرت رسول(ص)-شهادت


نفسم در شماره افتاده

رنگ و رویم پریده است علی

سر من را بگیر بر زانوت

وقت رفتن رسیده است علی

 

گرچه زود و سریع طی شد و رفت

چقدر روزگار سخت گذشت

همۀ سالهای تبلیغم

به من بیقرار سخت گذشت

 

دل من را همیشه توهینِ

بی حیاها شکست یادت هست

سنگ باران کودکان لجوج

سر من را شکست یادت هست

 

در اُحد که غریب ماندم من

بغض کفار داشت وا میشد

یک تنه جوشنم شدی تو علی

تو نبودی سرم جدا میشد

 

اثر آفتاب شعب این بود

در سرم شعله های تب مانده

به کف پای من ازآنموقع

خارهای ابولهب مانده

 

چه کنم وقت رفتن آمده است

دل ندارم که روضه خوان باشم

کاش میشد زمان حمله به در

زنده باشم کنارتان باشم

 

ظاهرا مومن و مسلمانند

با تو و فاطمه بداند علی

صبر کن صبر کن برای خدا

همسرت را اگر زدند علی

 

همه هیزم بدست می آیند

آتشی پشت در به پا بشود

وای اگر در به فاطمه بخورد

میخ در بین سینه جا بشود

 

صبر کن آن زمان که با سیلی

قصد دارند بررویش بزنند

یا که در پیش دست بسته ی تو

با قلافی به بازوریش بزنند

 

تازه این اول مصیبت هاست

کزبلای حسین نزدیک  است

مثل زهرا قرار سوختن

بچه های حسین نزدیک است..

 

خیمه ها دانه دانه میسوزند

هرکجا دود سربه سر آتش

دختران من و تو با گریه

همه جان میدهند در آتش



موضوع : شهادت رسول اکرم(ص)، 
پنجشنبه 1397/08/3

امام حسین(ع)-مناجات اربعین


ای کربلا سلام

پرچم به شانه ام

من رهسپارِ جاده ام ای کربلا سلام

خسته نمی شوم

این بار هم پیاده ام ای کربلا سلام

در پای هر عمود

رو به تو ایستاده ام ای کربلا سلام

ای کربلا سلام

نزدیکِ اربعین

غیر از زیارتِ تو نداریم دغدغه

لطف امام رضا

شد شاملم که آرزوی من محققه

زائر روایته

که با فرشته های خدا می شه بدرقه

ای کربلا سلام

در سینه ام حسین

صدها کتابِ مرثیه شیرازه می کنم

در طولِ این مسیر

با گرد و خاکها نفسی تازه می کنم

در پای هر عمود

اشکی روانه بی حد و اندازه می کنم

ای کربلا سلام

می گن تو این مسیر

بر پای زائرای شما بوسه می زنن

می گن به التماس

زوارتو  برای پذیرایی می برن

جون می کنن فدا

در پای زائرِ حرمِ شاه بی کفن

ای کربلا سلام

هر کس پیاده رفت

یک آبِله به یاد سه ساله نشونَشه

دیدم جوونی رو

کُلِّ مسیر ، مادر پیرش رو شونَشه

تا می گی یا حسین

بی اختیار قطرهء اشکی رو گونَشه

ای کربلا سلام



موضوع : اربعین حسینی، 
پنجشنبه 1397/08/3

حضرت زینب(س)-اربعین


چیست یادِ اربعین؟ از دل شَرر افروختن

در میان سینه داغ کربلا اندوختن

دیده بر گلهای باغ آل زهرا دوختن

گه بیاد خیمه های سوخته، گه سوختن

سوختن مثل رباب و سوختن چون زینب است

اربعین، گریه چهل منزل چهل  روز و شب است

اربعین گریه به چادر یا به معجر می کنند

اربعین خون گریه بر یک پاره حنجر می کنند

اربعین گریه به اسماعیل و حاجر می کنند

یاد  اصغر یاد اکبر یاد خنجر می کنند

اربعین گهواره خالی خودش یک ماجراست

گوشواره، گوشِ پاره واژه های نینواست

اربعین فتحِ بزرگ زینب احیا میشود

بازگشت از شام و کوفه، باز غوغا میشود

گوشۀ گودال، اصلِ روضه برپا میشود

کربلا در کربلا صدبار اجرا میشود

روضه خوان در قتلگاه است و سخنرانی کند

زینب کبری در اینجا مرثیه خوانی کند

ای برادر! هر چه از اینجا امانت برده ام

بین، صحیح و سالم از شامِ بلا آورده ام

هیچکس سیلی نخورده، بین چه غوغا کرده ام

زیر کعب و تازیانه، قهرمان پرورده ام

کودکان را یک به یک آورده ام، اما مپرس

از سه ساله، هیچ چیز از هیچکس، آقا مپرس

نیمه شب از قافله طفل یتیمت جا نماند

بر تنش، اصلاً برادر! هیچ جای پا نماند

قبضۀگیسوی او در پنجۀ اعدا نماند

جای سیلی،گوشۀ چشمش،چنان زهرا نماند

آنقدر نازش کشیدند، هیچ هم هِق هِق نکرد

در خرابه، در برِ رأس تو اصلاً دِق نکرد

بعد تو این قافله اصلاً نشد بی سرپرست

ناسزا اصلاً نگفتند، هیچکس دستم نَبست

رأس طفلان را که گفته مثل رأس تو شکست

زیور آلات زنان را خوب میبینی که هست

هیچکس اصلاً نگفت اینان پیمبر زاده اند

تازه جابرها به دیدار تو راه افتاده اند

تجربه کردیم ما زخم زبان را بارها

بی حرم دیدیم اطراف زنان را بارها

دور افکندیم ما، خرما و نان را بارها

شادمان دیدیم جمع دشمنان را بارها

صبر و شکرِ ما همانا تیغِ بُرّان بود و بس

این مصائب امتحانِ اهل ایمان بود و بس

تیغ صبر و تیغ شکر آخر به پیروزی رسید

خطبه های ناب، دشمن را به رسوایی کشید

خون مظلوم عاقبت چون لاله از صخره دمید

انقلاب اشک شد از انقلاب خون پدید

پرچم نصرٌمِنَ الله است تا در اهتزاز

نهضت سُرخت حسینا تا قیامت سرفراز



موضوع : اربعین حسینی، 
پنجشنبه 1397/08/3

حضرت زینب(س)-اربعین


ای پاره پاره تن بنگر کاروان رسید

زینب برای دیدن تو قد کمان رسید

 

یک اربعین برای تو سینه زدم حسین

دم بوده وا حسینم و هر بازدم حسین

خم گشته قد ِ من چو قد ِ مادرم حسین

حالا ببین که خواهر تو نوحه خوان رسید

 

از کربلا به کوفه و شام غصه خورده ام

هرشب شمار زخم تنت را شمرده ام

بگذر اگر که در غم تو من نمرده ام

برخیز و بین که زینب تو ناتوان رسید

 

یادم نمیرود که صدا میزدی تو آب

یادم نمیرود که زخون کرده ای خضاب

بیچاره کرده قلب مرا ناله ی رباب

حالا رباب سوخته تر از کودکان رسید

 

یادم نمیرود که تو ماندی به زیر پا

یادم نمیرود که چه ها دیده ام اخا

بیشتر شکایتم بود از تازیانه ها

طعنه به من، و بر لب تو خیزران رسید

 

یک اربعین به روی لبم بود زمزمه

یادم نرفته هجمه ی بازار و هلهله

دیدم چگونه شد به سنان ماه علقمه

سقا نبود که پیکرمان نیمه جان رسید

 

یک اربعین برای تنت گریه کرده ام

بر غصه ها و بر محنت گریه کرده ام

شب ها به جسم بی کفنت گریه کرده ام

دیگر بریده،  زینب بی خانمان رسید



موضوع : اربعین حسینی، 
پنجشنبه 1397/08/3

امام حسین(ع)-مناجات اربعین


این محبّت آسمانی است یا زمینی است؟

این کشش فقط خیالی است یا یقینی است؟

این‌که می‌کِشد مرا به‌سوی تو چه جذبه ای است؟

حال‌و روز عاشقان چگونه اینچنینی است

تاول شکفته زیر پای زائر تو را

بوسه می‌زنم که موسم ستاره‌چینی است

کاش تاولی به پای زائر تو می شدم

تا نوازشم کنی که اوج نازنینی است

از نجف پیاده سوی کربلا روان شدن

مثل اشک‌های الغدیری امینی است

کربلا چه قرن‌ها بر او گذشته و هنوز

از معلمان مهربان درس دینی است!

از کلاس عقل تا کلاس آخر جنون

سطری از کتاب إن قَطعتُموا یمینی است

عشق‌عشق‌عشق‌عشق‌عشق‌عشق‌عشق‌عشق

این صدای پای زائران اربعینی است



موضوع : اربعین حسینی، 

امام حسین(ع)-مناجات اربعین


‏با "حلالم کنید ها" طی شد روزهای اوایل آبان

دوستانم میان زائرها,من اسیرِ دوباره‌ی تهران

‏نه حسادت نمی‌کنم اما،خون دل میخورم شدیدا با

دیدن ازدحام جمعیت پشت مرز شلمچه و مهران 

‏این همه از سراسر دنیا سر این سفره‌ی کرم جمعند

گردن میزبان که نیست اگر به ضیافت نمی‌رسد مهمان!

‏دارد این داغ می‌کشد آخر، گوشه-چشمی بکن به این نوکر

پیش از آنی که شاملم بشود آیه‌ی "کل من علیها فان"

‏مثل من کربلا نرفته زیاد،مثل من دلشکسته بسیار است

تو خودت باز کن گره ها را، ما که شرمنده ایم آقاجان...



موضوع : اربعین حسینی، 
پنجشنبه 1397/08/3

امام حسین(ع)-مناجات اربعین


دوباره اربعین و صبح بیعت

هوای پر زدن، شوق زیارت

اگر تا کربلا رفتی دل من

مشو راضی به کمتر از شهادت



موضوع : اربعین حسینی، 
پنجشنبه 1397/08/3

حضرت سکینه(س)-اربعین


ای ابتدای غربت بی انتها فرات

ای شاهد همیشگی ماجرا فرات

با دسته بسته رفتم از این کربلا فرات

با داغ مانده بر دلم از یار رفته ام

 

واللهِ پیر کرده مرا در جوانی ام

خرده مگیر نیلی ام و ارغوانی ام

دانی چرا چنین شده قد کمانی ام؟

تا شام رفته ام، سر بازار رفته ام

 

آه ای فرات، خسته ام از ماجرای شمر

یادم نرفته طعنه و آن حرف های شمر

مانده هنوز روی پرم، جای پای شمر

با چشم تار و پای پر از خار رفته ام

 

آه ای فرات رنگ پر و بالمان که هیچ

آه ای فرات خستگی حالمان که هیچ

آه ای فرات زیور و خلخالمان که هیچ

بی معجر از میانه ی انظار رفته ام

 

بشنو که داغ روی دلم گشته منجلی

بازار شام و حرمله و دختر علی!!

آهسته تر که بلکه عمو نشنود ولی

با عمه ام به مجلس اغیار رفته ام



موضوع : اربعین حسینی، حضرت سکینه، 
پنجشنبه 1397/08/3

امام حسین(ع)-مناجات اربعین


"غروب در نفس گرم جاده خواهم رفت"

سوار كشتی عشقش،پیاده خواهم رفت

اراده كرده خدا تا مسافرش باشم

اراده كرده و من بی اراده خواهم رفت

میان این همه زائر، كنارنوكرها

چگونه من ،منِ بی استفاده خواهم رفت

شب چهلم مِی آمده خدارا شكر

كه تشنه در پی یك جرعه باده خواهم رفت

قسم به پیچ و خم زلف زائران حسین

كه اربعین به سویش صاف و ساده خواهم رفت

حضور محفل انس است و پنج تن جمعند

به پای بوسی این خانواده خواهم رفت



موضوع : مدح و مناجات با امام حسین(ع)، اربعین حسینی، 
پنجشنبه 1397/08/3

حضرت زینب(س)-اربعین


بعد از این، ای خواهر مظلومه، راحت گریه کن

آمدی از راه با رنجِ اسارت، گریه کن

ناله کن، نوحه بخوان، تا کعبِ نِی در کار نیست

کربلا را بیمه کن با اشکهایت، گریه کن

کوهِ غم، یک اربعین، بر روی دوشَت بار شد

حال یک یک با مرورِ خاطراتت گریه کن

از شبِ شام غریبان تا شبِ شام بلا

با تو بودم، حال با من هر مصیبت گریه کن

هر چه میخواهی بگو از دردهای بی شمار

داغ روی داغ دیدی بی نهایت گریه کن

ای پناهِ آل زهرا پیر برگشتی چقدر

پاسدارِ آبروی آل عصمت گریه کن‌

گر چه پیروز آمدی، ای قد کمان، ای مو سپید

ای شبیهِ مادرم افتاده قامت گریه کن

کاروانِ اهل بیتم را کبود آورده ای

تازیانه خورده برگشتی به شدّت، گریه کن

همرهِ این پاره معجرها و رُخهای کبود

گریه کن، بر گوشوارِ رفته غارت گریه کن

دستهای پُر ز سیلی را مکرر دیده ام

بشکند دست ستم، بر این اهانت گریه کن

جای پنجه روی صورت هایتان گُل کرده است

همچو من، بر چهره های پُر جراحت گریه کن

چشم عباس مرا چون دور دیدند اهل شام

خیره بر ناموس من ماندند امت، گریه کن

دخترم دروازۀ شام از خجالت آب شد

دیدم از نِی چشمها را در خیانت گریه کن

پشت دروازه سرم افتاد زیر دست و پا

گُم شدم زیرِ سُمِ اسبان، به غایت گریه کن

چونکه شد سجادِ من، فریادِ اَلغَوثَش بلند

دیدم او را مثل تو، در اوجِ غربت گریه کن

از کنیزك خواندنِ دردانه اَم دارم خبر

جای اَشکت، خون برای این جسارت‌ گریه کن

من سراغ نازدانه را نمیگیرم، ولی

بینِ طفلان بنگرم با چشم حسرت گریه کن

کاخ دشمن را سه ساله کودکم ویرانه کرد

اشکِ شوقم میچکد از این شجاعت گریه کن



موضوع : اربعین حسینی، 
پنجشنبه 1397/08/3

حضرت زینب(س)-اربعین


چهل روز گذشت و میهمان آمده است

بر پیکر من دوباره جان آمده است

برخیز بهار من خزان آمده است

خواهر به سرت نفس زنان آمده است

 

پیش تو نشستم لک لبیک حسین

حاجی تو هستم لک لبیک حسین

 

این مرقد بی نشان علم را کم داشت

یک زائر مو سپید و خم را کم داشت

سینه زنی اهل حرم را کم داشت

حال همه روضه خوانی ام را کم داشت

 

تو بی سر سربلند و من سرگشته

ای کشته ی تشنه خواهرت برگشته

 

یادت که نرفته پر من سالم بود

هنگام وداع سر من سالم بود

تا رفتن تو پیکر من سالم بود

هم چادر و هم معجر من سالم بود

 

گودال که رفتی جگرم ریخت به هم

در آتش خیمه ها سرم ریخت به هم

 

دستت که نبود دست ها بالا رفت

درهمهمه چادرم به زیر پا رفت

صندوقچه ی قدیمی ام یغما رفت

هرکس به سراغ بچه ای تنها رفت

 

دزدیدن گوشواره را دیدم من

یک عالمه گوش پاره را دیدم من

 

درراه به خواهرت عجب سخت گذشت

زینب شده بود جان به لب سخت گذشت

همراه سپاه بی ادب سخت گذشت

با خولی بی اصل و نسب سخت گذشت

 

زنجیر به پای زخمی و دستم بود

دور و بر من نگاه نامحرم بود

 

در کوفه عقیله ات چه ها دید حسین

یک شهر نگاه بی حیا دید حسین

هر کوچه که رفت آشنا دید حسین

همسایه ی سابقم مرا دید حسین

 

با خون سرم وضو گرفتم فهمید

از ام حبیبه رو گرفتم فهمید

 

هرچند به اقتدار،گریان رفتم

هر سمت که شد بی سرو سامان رفتم

در شهر علی به کنج زندان رفتم

با چرخش شلاق نگهبان رفتم

 

خم بود سرم ولی دلیری کردم

با رخت اسیریم امیری کردم

 

از شام نگو نپرس اوقاتش را

بهتر که تو نشنوی حکایاتش را

دلشوره دروازه ساعاتش را

باید برسی حساب الواتش را

 

در پیش نگاه اشکبار تو زدند

هر طورکه شد مرا کنار تو زدند..

 

از درد شدید جان به سر بودم من

معطل به میان هرگذر بودم من

زخمی هجوم صد نفر بودم من

آزرده ی قوم بد نظر بودم من

 

با سنگ یهودیان سرم زخمی شد

از کینه ی خیبر کمرم زخمی شد

 

یک ظهر به سوی مقصدی رفت حرم

با سیلی و فحش بی حدی رفت حرم

قصری که خودت هم آمدی رفت حرم

دیدی چقدر جای بدی رفت حرم

 

شد در دلت آشوب بمیرد زینب

دندان تو و چوب بمیرد زینب

 

براین دل زار کوه غمها مانده

در بین خرابه دخترت جا مانده

هرچند غریب و تک و تنها مانده

آنجا سند اسیری ما مانده

 

مانده به دلم هزار زخم کاری

شرمنده شدم ازین امانت داری



موضوع : اربعین حسینی، 
پنجشنبه 1397/08/3

حضرت زینب(س)-اربعین


سرِ خاکِ تو بی خبر آمدم

عزادارمو خون جگر آمدم

دُرست است بی بال و پر آمدم

به شوقِ  تو اما  به سر آمدم

 

سرآمد غمِ  هجر ، دوری بس است

صبوری صبوری صبوری بس است

 

رسیدم که با یار صحبت کنم

شهِ بی سرم را زیارت کنم

نگاهی کنی و نگاهت کنم

اگر اذن دادی شکایت کنم

 

به نی زار قلبم جز آتش نبود

سفر رفتی ای دوست ، رسمش نبود

 

تو رفتی و دنیا به من بد گذشت

وَ هر لحظه هر جا به من بد گذشت

در این روز و شبها به من بد گذشت

خلاصه که آقا به من بد گذشت

 

نگو گریه کافیست ، صبرت کجاست

عزیزِ دلم سنگِ قبرت کجاست ؟

 

چهل روز ،  یادِ  تنت سوختم

به یادِ  زمین خوردنت سوختم

ز داغِ به نی رفتنت سوختم                                   

وَ با کهنه پیراهنت سوختم

 

همین که دلم سمتِ  گودال رفت

دوباره ز غم  زینب از حال رفت

 

خبر داری اصلاً که حیران شدم ؟

چو مویِ  تو بر نی پریشان شدم ؟

پدر مادر این یتیمان شدم

به من شِمر خندید گریان شدم

 

قَدَم از فراقِ تو خم شد حسین

لباسِ  اسارت تنم شد حسین

 

چه آمد  سرِ  خواهرت بین راه

نشستم به پایِ  سرت بین راه

شدم یک تنه لشگرت بین راه

دویدم پی دخترت بین راه

 

زمین خورد و از قافله باز ماند

زِ سنگینیِ سلسله باز ماند

 

نبودی و اشکم سرازیر شد

پر و بال من گیر زنجیر شد

حرم ، کوچه در کوچه تحقیر شد

ازین غصه ها خواهرت پیر شد

 

غریبانه ماه شبت سنگ خورد

به پیشانی زینبت سنگ خورد

 

من از شهرِ کوفه چه ها دیده ام

غمی بدتر از کربلا دیده ام

عجب لطفی از آشنا دیده ام

بگوشت رسیده که را دیده ام

 

کنیز قدیمیِّ من ایستاد

به من نان و خرمایِ خیرات داد

 

گذشتیم از شهر در ازدحام

میان حرامی خطر ازدحام

نه یکجا که در هر گذر ازدحام

مرا نیمه جان  کرد  اگر  ازدحام

 

نگاه همه سوی ما خیره بود

به ذریۀ مصطفی خیره بود

 

نمی گویم از شام ، نامش بد است

شلوغی هر پشت و بامش بد است

سلامش بد است ، احترامش بد است

محل یهود ، انتقامش بد است

 

نمی پرسی از حال و احوال من

تو را جان عباس ، حرفی بزن

 

بگو حقِّ  زینب که آزار نیست

پریشان شدن ، پیشِ انظار نیست

عبور از هیاهویِ بازار نیست                                 

سزاوارِ گل خندۀ خار نیست

 

در این شهر غوغایِ  پوشیه بود

ولی دست من جایِ  پوشیه بود

 

خبر داری از ضَعفِ دُردانه ها ؟

بوی نان که می آمد از خانه ها ؟

کبودیِّ  شلاق بر شانه ها ؟

پذیرایِ ما بود در ویرانه ها

 

همه دست بسته به پیشِ عوام

بدون تو رفتیم بزم حرام

 

شراب و شراب و شراب و شراب

نگاه حزین رباب و شراب

دل سنگِ چوب و عذاب و شراب

سرت بود در پیچ و تاب و ...  شراب

 

فرود آمد و ناگهان خون چکید

خودم دیدم از خیزران خون چکید

 

زداغِ  سرت مادرت گریه گرد

به اشکِ دو چشمِ ترت گریه کرد

به بی تابیِ خواهرت گریه کرد

چقدر از غمت دخترت گریه کرد

 

به او حق بده غم مریضش کند

کسی خواست آنجا کنیزش کند



موضوع : اربعین حسینی، 
پنجشنبه 1397/08/3

امام حسین(ع)-مناجات اربعین


شد اربعین و بردل ما غم اضافه شد

یک فصل دیگری به محرم اضافه شد

تشبیه شد به کوثر و زمزم چواشک ما

بر آبروی کوثر و زمزم اضافه شد

بربیقراری این قلب عاشق الحرم

نزدیک اربعین دمادم اضافه شد

دشمن شکسته تر شد و تیرش به سنگ خورد

تا برشمار موکب و پرچم اضافه شد

لبیک یاحسین زمین و زمان که گفت

بر. اعتبار عالم و آدم اضافه شد

خالیست جای محتشم واین چه شورش است

گویا که رستخیز دگر هم اضافه شد 



موضوع : اربعین حسینی، 


( کل صحن های حسینیه : 479 )    1   2   3   4   5   6   7   ...   


درباره حسینیه


به پایگاه فرهنگی هیات «مکتب الشهداء تهرانسر» خوش آمدید
×××
برای ارتباط با ما می توانید از طریق آدرس motallebi64@gmail.com اقدام فرمایید

آدرس پایگاه اطلاع رسانی هیات مکتب الشهداء-تهرانسر:
maktab-shohada.mihanblog.com
×××
هر کس که مقرب است در فکر بلاست
آواره شدن قاعده ی عشق خداست
"مهدی مطلبی"پرید اما باز
در صحن "حسینیه" ی او "روضه"بپاست

مدیر وبلاگ : شاهد
آمار زائرین حسینیه
  • زائرین امروز :
  • زائرین دیروز :
  • زائرین این ماه :
  • زائرین ماه قبل :
  • کل زائرین :
  • تعداد کل اشعار :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
نظرسنجی حسینیه
نظرتان درباره تغییر قالب پایگاه حسینیه چیست؟



پایگاه های مدح و مرثیه
لوگوها
كانال حسینیه در تلگرام
صفحه اینیستاگرام حسینیه

 پایگاه تخصصی مدح و مرثیه

 پایگاه تخصصی روضه و مقتل

 پایگاه نوحه و سبک های مداحی

کتاب موبایل حسینیه-مدح و مرثیه

 پایگاه اطلاع رسانی هیات مکتب الشهداء-تهرانسر

 کارگاه مجازی شعر آیینی حسینیه

 اشعار استاد علی اکبر لطیفیان

 قرارگاه-پایگاه فرهنگی هیئت مکتب الشهداء