حسینیه پایگاه تخصصی مدح و مرثیه
جهت دسترسی آسان به اشعار مورد نظر، از فهرست موضوعات استفاده کنید
موضوعات اشعار

بسم‌الله الرحمن الرحیم

https://telegram.me/hosenih

قابل توجه زائرین گرامی، همزمان با ثبت اشعار در پایگاه حسینیه، کانال رسمی "حسینیه"  نیز به روز خواهد شد.

لینک عضویت در  کانال رسمی حسینیه  hosenih@  و  https://telegram.me/hosenih می‌باشد .

متاسفانه عده ای با استفاده از نام حسینیه،در تلگرام کانال شعر اهل بیت(ع) تاسیس کرده اند و در حال سوء استفاده از این نام می باشند؛

 آدرس‌ها و عناوین مشابه، مطلقا مورد تایید نمی‌باشند.



موضوع : کانال تلگرامی "حسینیه"، اطلاعیه و اخبار حسینیه، 
دوشنبه 1396/05/2

حضرت معصومه(س)-مدح و مناجات


ای دُر یمِ عصمت یا حضرت معصومه

ای فاطمه ی عترت یا حضرت معصومه

ای خاک رهت جنّت یا حضرت معصومه

ای سایه ی تو عفّت یا حضرت معصومه

قم از تو یم رحمت یا حضرت معصومه

محتاج دمت حکمت یا حضرت معصومه

 

تو در حرم موسی انسیّه ی حورایی

انسیّه ی حورایی محبوبه ی یکتایی

محبوبه ی یکتایی ممدوحه ی طاهایی

ممدوحه ی طاهایی ریحانه ی بابایی

ریحانه ی بابایی آیینه ی زهرایی

در صورت و در سیرت یا حضرت معصومه

 

تنها نه محیط قم، ایران به تو می نازد

عصمت به تو می نازد، ایمان به تو می نازد

عترت به تو می نازد، قرآن به تو می نازد

تفسیر و اصول و دین، عرفان به تو می نازد

جنّ و ملک و حور و انسان به تو می نازد

بانوی همه خلقت یا حضرت معصومه

 

شمس و قمر و النجم، جنّ و ملک و انسان

جنّ و ملک و رضوان، حور و پری و غلمان

هم حوری و هم غلمان هم مالک و هم رضوان

هم عالم و هم حاکم هم بنده و هم سلطان

دارند به تو چشمِ، لطف و کرم و احسان

گیرند زتو حاجت یا حضرت معصومه

 

نبوَد عجب ای بانو شاهی به گدا بخشی

وز گرد حریم خود بر روح شفا بخشی

بر روح، شفا بخشی بر سینه صفا بخشی

حاجات خلایق را از لطف و عطا بخشی

بر خلق زمین بخشی بر اهل سما بخشی

داری زحق این قدرت یا حضرت معصومه

 

ای کعبه ی اهل دل ایوان طلای تو

ای سرمه ی حور العین خاک کف پای تو

قم نه همه ی عالم مرهون عطای تو

فیضیّه بُود دائم در ظلّ همای تو

گردد درِ جنّت باز از صحن و سرای تو

یک بذل تو صد جنّت یا حضرت معصومه

 

ای بانوی نُه افلاک ای مادر اهل قم

ای خاک حریم تو تاج سر اهل قم

ای کوثر فیض تو در ساغر اهل قم

آید زنسیمت جان در پیکر اهل قم

گلدسته ی صحنینت روشن گر اهل قم

ای قم حرم امنت یا حضرت معصومه

 

آنانکه به شهر قم بر عرض ادب آیند

آنانکه به پای جان رو سوی تو بنمایند

در صحن تو روگردان از جنّت اعلایند

هر گام که ای بانو در صحن تو  پیمایند

هر زائر قبر تو هم زائر زهرایند

نازند بدین رتبت یا حضرت معصومه

 

ای دسته گل زهرا زیحانه ی اهل البیت

ریحانه ی اهل البیت دُردانه ی اهل البیت

زوّار حریم تو پروانه ی اهل البیت

قبر تو بوُد کعبه در خانه ی اهل البیت

قم گشته زفیض تو کاشانه ی اهل البیت

نازند به تو عترت یا حضرت معصومه

 

ای چشم رضا دیده در حُسن تو زهرا را

هم صورت زهرا را هم زینب کبری را

خاک حرمت دارد اعجاز مسیحا را

دل می بری از رفعت صد مریم عذرا را

معصومه ای ای بانو ذرّیه ی طاها را

ای فاطمه در فطرت یا حضرت معصومه

 

تو جان سجود استی تو روح قیام استی

موسای محمّد را تورات تمام استی

دخت صلوات ستی فرزند سلام استی

فخریّه ی اجداد و آباء عظام استی

الحق که یکی مریم از هفت امام استی

ای فاطمه را زینت یا حضرت معصومه

 

تو پاکی و معصومه من عبد گنه کارم

تو بحر کرم داری من دست تهی دارم

سرمایه ی من تنها اشکی است که می بارم

گر اهل بهشت استم گر مستحق نارم

هم بنده ی این کویم هم «میثم» این دارم

ممنونم از این منّت یا حضرت معصومه



موضوع : ولادت حضرت معصومه(س)، 

حضرت معصومه(س)-ولادت


ای چشمه‌های نور تو روشنگر دلم

ای دست آسمانی تو بر سر دلم

راز دلم، نیاز دلم، باور دلم

سوی تو دست‌و‌پا زده بال و پر دلم

ای حضرت کریمه! تو را می‌زنم صدا

من آشنای دردم و تو خواهر رضا

ای نور بارگاه تو تابیده بر فلک

جارو زنانِ صحن تو بال و پر ملک

گر با مدینه هست تو را صحن مشترک

اِنّی اَنا الغَریبُ بِهَمّی اَتیتُ لَک

راهم دِه! ای سپیده که در ظلمتم گمم

اذنم دِه! ای بهشت، که من زائر قمم

مهمان‌نواز عترتی و خانه‌ات دل است

معصومه‌ای و ماه حجاب تو کامل است

روز حساب سایهٔ امن تو ساحل است

با این حساب، عشق تو حلال مشکل است

پس خوش به حال قم که تویی نبض سینه‌اش

حج فقیر، مشهد و قم هم مدینه‌اش

ای خوب! بی‌تو حال و هوای دلم بد است

شوقم به بارگاه تو ای ماه! بی‌حد است

خورشید اگرچه زائر بی‌تاب مشهد است

بین طلوع و... چشم تو در رفت و آمد است

اینجا که آسمان برد از چشمهٔ تو آب

گنبد طلوع کرده مگر پیش از آفتاب

ای آسمان رواق نواهای یا ربت

وی ماهتاب دانهٔ تسبیح هر شبت

نم‌نم گرفته ابر مفاتیحی از لبت

تازه رسیده‌ایم به آغاز مطلبت

هرچه قلم زدیم و نوشتیم و ساختیم

در بُعدِ ناشناخته‌ات پر گداختیم

نامت بلند! چون که رضا را تو خواهری

یا حَبَّذا! که دختر موسی بن جعفری

دریای منشعب شده از حوض کوثری

من را به خود می‌آری و از هوش می‌بری

خاکم ولی به شوق تو تا اوج می‌پرم

وقتی در آستان تو هستم، کبوترم



موضوع : ولادت حضرت معصومه(س)، 

حضرت معصومه(س)-مدح و مناجات


ای دختر خورشید ای خواهر دریا

زهراترین زینب زینب‌ترین زهرا

ماه مقیم قم مهتاب بیت‌النور

در سایه‌سار توست سرتاسر دنیا

فهم حقیر ما پایین‌تر از پایین

وصف بلند تو بالاتر از بالا

لبخند معصومت مُهر رضایت زد

بر شوق خواهرها، عشق برادرها

تنها به دست توست ای سورهٔ انفاق

دنیای ما امروز عقبای ما فردا

ماییم و چشمی تر، ای چشمهٔ کوثر

بر ما عطایی کن از فیض اَعطینا

وقتی ضریحت را با گریه می‌بوسیم

در چشممان پیداست آن قبر ناپیدا

باز از تو می‌گویم یا حضرت زینب

باز از تو می‌خوانم یا حضرت زهرا

از آه لبریزم از اشک سرشارم

این قطره را دریاب دریاب ای دریا



موضوع : ولادت حضرت معصومه(س)، 

حضرت معصومه(س)-مدح


تا ابد دامنهٔ عطر بهار است این‌جا

دست گل‌هاست که بر دامن یار است این‌جا

هر طرف رایحهٔ باغ تجلی دارد

هر طرف پنجرهٔ آینه‌زار است این‌جا

بال‌هایی که ملائک به طواف آوردند

وقف برداشتن گرد و غبار است این‌جا

بس‌که روشن شده از گنبد او صبح حرم

نور خورشید کم از شمع مزار است این‌جا

تحفه‌هایی که زمینی‌ست کجا لایق اوست؟

صلوات است که شایان نثار است این‌جا



موضوع : ولادت حضرت معصومه(س)، 
دوشنبه 1396/05/2

حضرت معصومه(س)-مدح


تصویر مهتاب و شب و آیینه‌بندان

امشب صفای دیگری دارد شبستان

گلدسته‌ها و آسمان سرمه‌ای رنگ

نقش و نگار کاشی و گل‌های ایوان

شهر از هیاهوها پر اما با حضورت

آرامش باغ ارم دارد خیابان

جایی به غیر از خانهٔ امن شما نیست

چتر امانی بر سر ما بی‌پناهان

در ساحل آرامشت پهلو گرفتند

دل‌های توفان دیدهٔ جمعی پریشان

گنبد... کبوتر... اشتیاق روشن ابر

حس زیارت‌نامه خواندن زیر باران...

قلبم هوایی می‌شود پر می‌کشد باز

با شوق معصومانه‌ای سمت خراسان



موضوع : ولادت حضرت معصومه(س)، 
دوشنبه 1396/05/2

حضرت معصومه(س)-مدح


خورشیدِ نجیبِ آسمان٬ معصومه

محجوبهٔ زینبی نشان؛ معصومه

او فاطمهٔ ثانی و در حجب و حیا؛

الگوی تمام دختران؛ معصومه



موضوع : ولادت حضرت معصومه(س)، 
دوشنبه 1396/05/2

حضرت معصومه(س)-مناجات


دلم می‌خواست یك شب را میان آسمان باشم

به جای ماه بنشینم چراغ كهكشان باشم

دلم می‌خواست وقتی كه درون حوض می‌افتم

میان دستهای كودكانی مهربان باشم

دلم می‌خواست جانم را میان آتش اندازند

خمیر كوره‌های روشن آهنگران باشم

ز من آویزه‌ای سازند بر بالای مأذنها

نشان روشن گلدسته‌هایی بی‌نشان باشم

بیابان در بیابان كاش جسمم خاك ره می‌شد

به امّیدی كه گرد ردّ  پای زائران باشم

چه‌می‌شد هیچ باشم یا... چه می‌شد جنسم از كاغذ

بلیط جاده‌های اصفهان قم جمكران باشم

 



موضوع : ولادت حضرت معصومه(س)، 
دوشنبه 1396/05/2

حضرت معصومه(س)-مدح و مناجات


دور و بر خود می‌كشی مأنوس‌ها را

إذن پریدن می‌دهی طاووس‌ها را

وا می‌كنی سمت كویرِ این حوالی

با لطف پاكت پای اقیانوس‌ها را

«امید» دارویی‌ست در دارالشفایت

كه با سخاوت می‌دهی مأیوس‌ها را

با آن دم قدسی خود شب‌های جمعه

رونق بده «یا نور و یا قدّوس»‌ها را

هر شب به یاد غربت شهر مدینه

روشن كنیم اینجا همه فانوس‌ها را

ای آبروی آب‌های این حوالی

سمت شما باز است این دستان خالی

وقتی كه من از ماه می‌گیرم سراغت

می‌آورد دل را میان كوچه باغت

هفت آسمان، صدها ستاره می‌شمارد

هر شب به پای درس‌های چلچراغت

تو آیه‌های سورهٔ نوری، چگونه

پیدا كنم من راه خود را بی‌چراغت؟

این لاله‌هایی كه به دامانت نشسته

تفسیر خوبی می‌شود از درد و داغت

انگار... نه من حتم دارم در بهشتم

آن لحظه‌ای كه می‌نشینم در رواقت

ما لایق صحن و سرای تو نبودیم

همسایهٔ خوبی برای تو نبودیم

تو مهر زهرا را میان سینه داری

مهری كه با آن اُلفتی دیرینه داری

از بس كه آه زائرانت را خریدی

ایوان زیبایی پر از آئینه داری

هر صبح جمعه میزبان ندبه‌هایی

این است آن عهدی كه با آدینه داری

تو از مدینه، كربلا، شام و خراسان

غم‌های بی‌اندازه‌ای در سینه داری

از نسل كوثر، معنی خیر كثیری

«با عشق،‌ خویشاوندی دیرینه داری»

فرسنگ‌ها راه است از ما تا صفایت

قربان آن صحن و سرای باصفایت

از ابتدا هم بود مشهد، مقصد تو

پل می‌زنم تا مقصدت از مشهد تو

عطر گل یاس از ضریحت می‌تراود

این مرقد زهراست یا كه مرقد تو

عشق تو دریا را به ساحل می‌كشاند

ماه آبرو می‌گیرد از جزر و مد تو

خورشید دارد آرزو‌هایی طلایی

وقتی كه می‌آید كنار گنبد تو

من شاعرت هستم ولی مثل همیشه

شعری ندارم تا كه باشد در حد تو

من می‌نویسم بر روی سنگ مزارم

بانو! همیشه بوده از تو اعتبارم



موضوع : ولادت حضرت معصومه(س)، 
دوشنبه 1396/05/2

حضرت معصومه(س)-ولادت


رضا نشست و به معصومه اش نگاه انداخت

چنان که چشمه ی ذوق مرا به راه انداخت

خدا چه خوب ادا کرده حق مطلب را

به نام فاطمه آورده است زینب را

و ماه اول ذی القعده تا که پیدا شد

دخیل های ضریح برادری وا شد

ببین که حضرت نجمه چه کوکبی آورد

برای شاه خراسان چه زینبی آورد

مقامش آینه ای از مدارج پدر است

عجیب نیست که باب الحوائج پدر است

برای تشنه لبان باده را به خم آورد

مزار مادر خود را به شهر قم آورد

عجیب نیست که قم طعنه بر مدینه زده

که سنگ مادر سادات را به سینه زده

چه باشکوه به دستان خود علم دارد

از این به بعد بگو فاطمه حرم دارد

من فراری از این و آن بریده کجا

پناه چادر سر تا فلک کشیده کجا

مرا ببخش که شعرم برات زیبا نیست

به مدح فاطمه ها بهتر از علی ها نیست

تویی تو فاطمه مدح تو نیز قرآن است

برادرت به حقیقت علی ایران است



موضوع : ولادت حضرت معصومه(س)، 
دوشنبه 1396/05/2

حضرت معصومه(س)-مدح و مناجات


ساقۀ یاسی و از سلسله ساداتی

شافع منتظران، پشت در جنّاتی

سورۀ کوثر اگر شأن نزولش زهراست

شک ندارم که تو تفسیر همان آیاتی

ایستادی دم در بانوی زائر پرور

منتظر تا که بر آورده کنی حاجاتی

لب دریای  مصیبت زدگان، فانوسی

در شب تیرۀ حیرت زدگان، مشکاتی

ملک جَم از برکات تو به کف جام گرفت

شوره زار قم از الطاف تو شد میقاتی

دیر گاهی است- جسارت نشود – مِهر شما

زده بر ضدّ دلم دست به اقداماتی

دل من مثل همان کفتر چاهی شده که

آرزو داشته در صحن حرم ساعاتی-

بپرد پر بزند دانه بچیند با عشق

یا طواف تو کند با حرکاتی ذاتی

بنده ات آمده و اذن دخولش غزلی است

بی ادب نیست، نیاموخته تشریفاتی

پیش از این گر نسروده ز شما بانو جان

تو ببخشای بر او، داشته معذوراتی

... اشک نگذاشت که تا وصف جمال تو کنم

تو بگو از چه بگویم منِ احساساتی



موضوع : ولادت حضرت معصومه(س)، 
دوشنبه 1396/05/2

حضرت معصومه(س)-مدح


کرم از دست تو ای دست عطا میچسبد

در شبستان  تو  قرآن  و دعا  میچسبد

بارها تجربه کردم به خدا در حرمت...

بیشتر از همه جا ذکر "رضا" میچسبد



موضوع : ولادت حضرت معصومه(س)، 
دوشنبه 1396/05/2

حضرت معصومه(س)-مناجات زائرانه


میون شلوغی شهر

تا دلی دوباره گم شد

یادش افتاد که تو هستی

پا شد و راهی قم شد

 

رو به روی گنبد تو

قلبامون میشن کبوتر

تشنه‌ یه جرعه نوریم

فاطمه! دختر کوثر

 

سلام ای خواهر خورشید

سلام ای حضرت بارون

به شوق  مهربونی هات

دوباره اومده مهمون

 

گنبد طلایی تو

به دل همه نشسته

با چه امیدی رسیدن

زائرای دلشکسته

 

چه غریبونه یه زائر

پیش تو رضا، رضا کرد

گره‌هاشو دستای تو

چقد عاشقونه وا کرد

 

سلام ای خواهر خورشید

سلام ای حضرت بارون

به شوق  مهربونی هات

دوباره اومده مهمون

 

حالا که مدینه دوره

تو بیا و مادری کن

با نگات، ملیکه‌ی قم!

این دلا رو کوثری کن

 

از حرم تا جمکرانم

جاده ای چشم انتظاره

تا همین روزا رو خاکش

آقامون قدم بذاره



موضوع : ولادت حضرت معصومه(س)، 
جمعه 1396/04/30

امام زمان(عج)-مناجات


ما ساکن عصر جمعه هاییم بیا

دلتنگ مزار مجتبی ییم بیا

حالا که جهان پر از سیاهی گشته

ما منتظر عدل شماییم بیا 



موضوع : مناجات فراق با امام زمان(عج)، 

امام زمان(عج)-مناجات


ما حلقه اگر به دُر مقصود زدیم

از بندگی حضرت معبود زدیم

این الفت ما به دوست، امروزی نیست

یک عمر دم از مهدی موعود زدیم



موضوع : مناجات فراق با امام زمان(عج)، 

امام زمان(عج)-مناجات


راه را گم کرده ام آواره و تنها شدم

یاد آقایم نبودم غرق در دنیا شدم

دل سپردم به همه الا عزیز فاطمه

حق من بوده دچار غصه و غم ها شدم

روز و شب را طی کنم با معصیت های زیاد

گریه کرد آقا برایم چون که بی تقوا شدم

با تمام بی وفایی ها مرا رسوا نکرد

در به رویم باز کرد و بین خوبان جا شدم

تا زمین خوردم فقط آقا به فریادم رسید

زود دستم را گرفت و از زمین من پا شدم

دیدگانم تر شده حالا که بین روضه ام

مطمئنم شامل لطف خود زهرا شدم

آرزو دارم شب جمعه کنار علقمه

من ببینم میهمان سفره ی سقا شدم

صحن عباس و حسین اصلا بهشت نوکر است

قطره بودم در حریم کربلا دریا شدم

دختری با گوش پاره ناله میزد ای عمو

نیستی در پیش من آواره ی صحرا شدم



موضوع : مناجات فراق با امام زمان(عج)، 

امام زمان(عج)-مناجات


ای بر فراز چرخ، رسیده خروشتان

بر طوفان نوح کرده به پا، جنب  و جوشتان

پیوسته بود بار ولایت به دوشتان

من مهدی ام که ناله ام آید به گوشتان

بیش از هزار سال گذشته زغربتم

جانم به لب رسیده از این طول غیبتم

یک خلق با منند و ندانند کیستم

قومی شدند منکر و گویند نیستم

بیش از هزار سال غریبانه زیستم

چون مادرم به کوه و بیابان گریستم

من وارث غریب غریب مدینه ام

فریاد بی صداست نفس ها به سینه ام

نسل جوان که دیده ی مهدی است سویتان

ای کوثر ولایت ما در سبویتان

با ماست در عیان و نهان گفتگویتان

در هر نفس ظهور من است آرزویتان

دست دعا بلند به سوی خدا کنید

ریزید اشک و بر فرج من دعا کنید

دشمن حقیر عزّت و مجد و غرورتان

فریاد ماست زمزمه ی سوز و شورتان

فتح و ظفر تجلّی فیض حضورتان

تابیده در سراسر اسلام نورتان

قرآن غریب و در طلب یاری شماست

مهدی در انتظار وفاداری شماست

من کشتی نجاتم و در گل نشسته ام

من یوسف و ز دوری یعقوب خسته ام

من داغدار مادر پهلو شکسته ام

در طول غیبتم به شما چشم بسته ام

عمری به سینه حبس شده دادهای من

داد شماست پاسخ فریادهای من

روزی که چشم آل محمّد به خون نشست

روزی که دست جدّ مرا دست فتنه بست

روزی که دست مادر مظلومه ام شکست

روزی که رفت محسن شش ماهه اش زدست

در اوج گریه گرم دعا بود مادرم

بالله قسم به یاد شما بود مادرم

آماده تا که روز ظهورم فرا رسد

فریاد من زکعبه به خلق خدا رسد

پیغامم از مدینه به اهل ولا رسد

در سامرا و در نجف و کربلا رسد

آنجا نوید وصل به خلق جهان دهم

بر شیعه قبر مادر خود را نشان دهم

آماده، ای تمام جوانان پاک جان

آماده، ای همه سپه صاحب الزّمان

آماده، ای سرشک من از چشم تان روان

آماده، ای به مکتب ما داده امتحان

ترک گناه و پیروزی از ما عبادت است

این بهترین مسیر جهاد و شهادت است

لبّیک ای به سینه ی یاران خروش تو

لبّیک ای تمام نداها به گوش تو

لبّیک ای حیات بشر جرعه نوش تو

لبّیک ای لوای حسینی به دوش تو

ای قطره قطره خون دل ما جواب تو

ایثار ماست منتظر انقلاب تو

تو دادخواه خون خدایی بیا بیا

تو آخرین چراغ هدایی بیا بیا

تو زنگ غم زسینه زدایی بیا بیا

تو نجل سیّد الشّهدایی بیا بیا

عالم دهد ندات که الغوث و الامان

عجّل علی ظهورک یا صاحب الزّمان



موضوع : مناجات فراق با امام زمان(عج)، 

امام زمان(عج)-مناجات


ای چاره ساز مشکل ما را تو چاره کن

برحال عاشقان خرابت نظاره کن

پرده ز رخ نمی کشی ای ماه دل، مکش

حرفی بزن به جانب ما یک اشاره کن

خورشید آسمان علی، ماه فاطمه

شام سیاهِ بخت مرا پر ستاره کن

بنگر چه آمده به سرم از فراق تو

زخم دل شکستۀ ما را شماره کن

ما از نفس فتاده و در راه مانده ایم

ما را به روی مرکب لطفت سواره کن

ای سایۀ عنایت تو بر سر همه

بر سائل شکسته نگاهی دوباره کن

باید عریضه ای نویسم برای تو

خواهی بخوان تو نامۀ من... یا که پاره کن



موضوع : مناجات فراق با امام زمان(عج)، 
جمعه 1396/04/30

امام زمان(عج)-مناجات


حضور سبز نگاه تو جان دهد ما را

در این دیار غریبی امان دهد ما را

ترنم سر گیسوی رفته بر بادت

برای نغمه سرایی زبان دهد ما را

ببین چه زود ز هجران تو شکسته شدیم

جفاست گر کسی نام جوان دهد ما را

خدا کند کسی آید ز دور هم که شده

فقط جمال تو دلبر نشان دهد ما را

برای درد و دل با تو آمدیم اینجا

اگر که هق هق گریه امان دهد ما را

میان گریه ز پروردگار تو خواهم

هرآنچه تو بپسندی همان دهد ما را

نوازش سحرت تا ز غصه جان ندهیم

دلی شکسته و اشکی روان دهد ما را

نگاه نافذ تو گر شبی به ما افتد

دلی به وسعت هفت آسمان دهد ما را



موضوع : مناجات فراق با امام زمان(عج)، 
جمعه 1396/04/30

امام زمان(عج)-مناجات


بگو آیینهٔ دقّ ات نباشم

نمک بر زخم هایِ تو نپاشم

همین جمعه می آیی! شک ندارم

اگر هارونِ مکّیِ تو باشم!



موضوع : مناجات فراق با امام زمان(عج)، 
پنجشنبه 1396/04/29

امام صادق(ع)-شهادت


نیمه شب بود و عاشقی بیدار

مست حق بود و راحت از اغیار

نیمه شب بود و وقت راز و نیاز

بین سجاده بود، بین نماز

با تأسی به مادرش زهرا

دست خود برده بود سوی خدا

داشت همسایه را دعا می کرد

گره ها را دوباره وا می کرد

ذکرِ ارباب عالمین گرفت

بوسه از تربت حسین گرفت

ناگهان صحبت از تهاجم شد

خلوتش بین نعره ها گم شد

داد و فریاد، بی دلیل زدند

شعله بر خانه ی خلیل زدند

حرمت این حرم شکسته شد و

دست او بین خانه بسته شد و

پا شد از جای خود ولی افتاد

یاد مظلومی علی افتاد

از غریب مدینه دم می زد

وسط شعله ها قدم می زد

خاک و خاکستر از عباش تکاند

اشک بر مادرش دوباره فشاند

حرف داغِ گران زهرا بود

میخ در روضه خوان زهرا بود

پیر مردی وحید را بردند

آن محاسن سپید را بردند

باز هم روضه ها به کوچه کشید

آه... آقای ما بگو چه کشید؟!

پیر را طاقت دویدن نیست

می رود..‌. حاجت کشیدن نیست

فلک از غصه شرمگین شده بود

شیخ ما نقش بر زمین شده بود

پیکرش را چقدر آزردند

تا که شیخ الائمه را بردند

خوب شد بر سرش جدال نشد

غارت پیکرش حلال نشد

تشنگی تاب و قدرتش نگرفت

تیر و نیزه به قامتش نگرفت

رخش از خون تازه رنگ نشد

صورتش آشنا به سنگ نشد

خوب شد قاتلی سویش نرسید

پنجه ای بین گیسویش نرسید

خواهری با شکستنش نشکست

بر روی سینه اش کسی ننشست 



موضوع : شهادت امام صادق(ع)، 
پنجشنبه 1396/04/29

امام صادق(ع)-شهادت


نیمه شب بود که خورشید عبادت میکرد

حضرت نور به سر چشمه اشارت میکرد

صادق آل عبا گرم مناجاتش بود

ذکر حق موجب تسکین جراحاتش بود

گاه یادی ز غم و غربت حیدر میکرد

یادی از کوچه و از روضه مادر میکرد

ناگهان بر در آن خانه هجوم آوردند

باز هیزم به در شهرعلوم آوردند

نیمه شب بود که آتش به در خانه زدند

صادق آل عبا را چه غریبانه زدند

بال پروانه شکسته است به بالش نزنید

لااقل پیش رخ اهل و عیالش نزنید

نیمه شب بود که در دست طناب آوردند

نانجیبان به سوی خانه شتاب آوردند

دست ذریه ی زهرا و علی را بستند

دست آیینه ی ذات ازلی را بستند

پشت مرکب مگر این مرد کشیدن دارد؟

سالخورده است مگر پای دویدن دارد؟

وای از آن لحظه که او در پی مرکب افتاد

در همان حال به یاد غم زینب افتاد

یاد زنجیر و غل و دست و طناب افتاد و...

گذر قافله بر شام خراب افتاد و...



موضوع : شهادت امام صادق(ع)، 
پنجشنبه 1396/04/29

امام صادق(ع)-شهادت


آه از آن خصم که دشنام به آقا میگفت

عصبانی،،سخنِ زشت به مولا میگفت

مست بود و گهی از غِیظ تهاجم میکرد

حرف بد میزد و گه طعنه به طاها میگفت

وای از آن لحظه که حرف دهنش بدتر شد

ناسزا بود که بی وقفه به زهرا میگفت

نانجیب آنچه توانست به بُغضش افزود

ناصبی بود که اینگونه سخنها میگفت

صادق آل عبا را پیِ مرکب، دل شب

میکشید و به زبانی بد و بیرا میگفت

هر چه فرمود امام: عیب مگو می آیم

باز با خنده و تهدید و تَقلّا میگفت...

حیف که رخصت ذبحِ تو ندارم، وَرنه

فَرض بود آنچه مرا سید و مولا میگفت

پا برهنه پسر فاطمه را بُرد به قصر

دید منصور هم از قتلِ مسیحا میگفت

ناگهان صوتِ پیمبر به سَرایَش پیچید:

چه کسی بود ز قتلِ پسرِ ما میگفت!؟

وای اگر تیغ تو بیرون ز غلافت آید...

این نبی بود که اینگونه به اعدا میگفت

پس کجا بود پیمبر که به گودال آید؟

بشنَود شمر، چه با زاده زهرا میگفت

گاه میگفت سرت جایزه دار است،حسین!

گاه میزد به گلو، خَنجر و درجا میگفت…

زینت دوش نبی! وقت ملاقات شده!

زینت دوش نبی داشت خدایا میگفت

نالۀ فاطمه آمد که؛ بُنَیَّ قَتَلوک

ذَبَحوکَ وَ مِنَ الماءِ حسینا مَنَعوک



موضوع : شهادت امام صادق(ع)، 
پنجشنبه 1396/04/29

امام صادق(ع)-شهادت


به منبر می‌رود دریا، به سویش گام بردارید

هلا! اسلام را از چشمه اسلام بردارید

مبادا از قلم‌ها جابیفتد واژه‌ای اینک

که بر منبر قدح کج کرده ساقی جام بردارید

«سَلونی» را هدر کردند روزی مردمان، امروز

بپرسیدش! از اسرار جهان ابهام بردارید

الا ای شاعران! چشمان او آرایه وحی است

برای ما از آن باران کمی الهام بردارید

نسیم صبح صادق می‌وزد از گیسوی صادق

از آن مضمون پیچیده جناس تام بردارید

به فرزندان، به اهل خانه جز ایشان که می‌گوید

غلام خسته‌ام خفته، قدم آرام بردارید

اگر فرمان او باشد، نباید پلک برهم زد

به سوی شعله چون هارون مکّی گام بردارید

«رُویَّ عَن امامِ جعفر الصّادق لَه الرّحمَه...»

به جز احکام او چشم از همه احکام بردارید

به جای حج به سوی کربلا رفتن خداجویی است

کفن باید به جای جامه احرام بردارید

اگر در گوش نوزادی اذان می‌خواند، می‌فرمود

که با آب فرات و تربت از او کام بردارید

میان شعله‌ها آیات ابراهیم می‌سوزد

میان گریه ختم سوره انعام بردارید



موضوع : شهادت امام صادق(ع)، 
پنجشنبه 1396/04/29

امام صادق(ع)-شهادت


مائیم هدایت امام صادق

مدیون  روایت  امام صادق

ای کاش  که در مدینه بودیم همه

 در روز شهادت امام صادق



موضوع : شهادت امام صادق(ع)، 
پنجشنبه 1396/04/29

امام صادق(ع)-شهادت


ناگهان سجّاده را از زیر پایش می کِشند

مثل حیدر در میان کوچه هایش می کشند

نامسلمان ها به فکر سنّ وسالش نیستند

پابرهنه،بی عمامه ،بی عبایش می کشند

بی مروّت ها سوار مرکب و دنبال خویش

پیرمردی را پیاده ، بی عصایش می کشند

با طناب و دست بسته،سیلی و آتش به در

لحظه لحظه عکس مادر را برایش می کشند

نای رفتن را ندارد در تنش اما به زور

درمیان کوچه زیر دست وپایش می کشند

روضه ها را در خیالش هی مجسم می کنند

از مدینه ناگهان تا کربلایش می کشند

زینت دوش نبی افتاده بی سر بر زمین

وای بر من از کجاها تا کجایش می کشند

شاه غیرت روی خاک افتاده و بی غیرتان

نقشه ی حمله به سوی خیمه هایش می کشند

چون نمی برّید خنجر حنجرش را از جلو

ناکسان این بار خنجر از قفایش می کشند

کاروان عصمت و توحید را -نامحرمان-

کربلا تا کوفه وشام بلایش می کشند

اشک دختر بچه ای یک شهر را بر هم زده

با سر باباش جان را از صدایش می کشند

در قنوتش رفته در فکر تمام روضه ها...

ناگهان سجاده را از زیر پایش می کشند



موضوع : شهادت امام صادق(ع)، 
پنجشنبه 1396/04/29

امام صادق(ع)-شهادت


باید اول خانه را در می زدند

از در و دیوار بالا آمدند

پیر ما مشغول با معبود بود

روی چشمش چشمه بود و رود بود

با خدا مشغول در راز و نیاز

سمت او درهای رحمت باز باز

ناگهان دست جفا پای ستم

بی دلیل آرامشش را زد به هم

هتک حرمت کرد آن دلداده را

می کشید از زیر پا سجاده را

هر چه می شد ظلم و غم پیوسته شد

باز هم دست امامی بسته شد

پا برهنه بی عمامه بی عبا

می کشیدش در میان کوچه ها

او پیاده دشمنش بر مرکبش

ذکر زهرا بود دائم بر لبش

نیمه شب بود و ندیدش هیچ کس

پیر بود و بند می آمد نفس

روضه تا اینجا که با من یار شد

واژه هایی در دلم تکرار شد

نیمه شب،پای برهنه،قلب زار

آه، یک مظلوم، یک دشمن سوار

یادم آمد دختری در راه شام

دختری شمس حسین و ماه شام

با دلی از دوری بابا غمین

خواب بود از ناقه آمد بر زمین

تا به خود آمد بیابان بود و او

اشک بود و ماه تابان بود و او

پا برهنه نیمهءشب بی پناه

حرف می زد با خدا با اشک و آه

ای که هستی رازق الطفل الصغیر

ای خدای راحم الشیخ الکبیر

ای که نازل گشته بر ما خیر تو

من چه کس را دارم اینجا غیر تو؟

یا غیاث المستغیثین یا رحیم

رحم کن بر حال این طفل یتیم

بر مشامش ناگهان بویی رسید

بوی جنت بود و بانویی رسید

می رسید از عرش بر روی زمین

مهربان بود و جوان بود و حزین

روی زانویش نشست آرام شد

چشمهایش را که بست آرام شد

روی زانویش که دختر را نشاند

خاکهای گیسویش را می تکاند

دید رویش زخم و پایش زخم بود

بسکه نالیده صدایش زخم بود

دید می لرزد تمام پیکرش

می کشید آرام دستی بر سرش

گفت ای رویای شبهای حسین

ای گل خوشبوی زیبای حسین

زینت آغوش ماه علقمه

جای تو بر دوش ماه علقمه

من نبینم اینچنین تنها شدی

نیمه شب درمانده در صحرا شدی

کاروان رفته خدا با ما که هست

نیست بابا پیش تو زهرا که هست

دخترم غمگین مشو مثل همیم

هر دو بی تاب و کبود یک غمیم

من علی گفتم تو هم گفتی حسین

زیر باران ستم گفتی حسین

من علی گفتم دل صحرا زدم

دست رد بر سینه دنیا زدم

من علی گفتم دو چشمم تار شد

تو پدر گفتی و کارت زار شد

دخترم گفتی حسین آنها زدند

من علی گفتم مرا با پا زدند

جای یک زخم است بر ابروی ما

درد دارد دخترم پهلوی ما

ناگهان برخواست از صحرا غبار

می رسید از دور نامردی سوار

تا که دختر پا شد و آمد به خود

ای زبانم لال شد آنچه که شد...



موضوع : شهادت امام صادق(ع)، 

امام صادق(ع)-مدح و شهادت


با اصول و فقه خود بنیانگذار شیعه بود

بعد جد بی سپاهش عهده دار شیعه بود

سربه نی، قرآن به نیزه، چادر خاکی و صلح....

با تاسف قبل او این روزگار شیعه بود....

آمد و برداشت شمشیر پر از اعجاز را

در حقیقت مکتب او ذوالفقار شیعه بود

با وجود دستهای پر ز خیر و برکتش

گفتن ذکر علی هرروز کار شیعه بود

رهنمود و حرفها و رنج بی حدش نبود

بی گمان وضع بدی در انتظار شیعه بود

زیر دین اوست علم و عاشقی و معرفت

جابرش از چهره های ماندگار شیعه بود

خاکی و بی گنبد و بی سایبان و....بگذریم

کاش میشد لااقل قبرش کنار شیعه بود



موضوع : شهادت امام صادق(ع)، 
پنجشنبه 1396/04/29

امام صادق(ع)-شهادت


بردند  برای همه  دنیا  خبرش را

غمنامه ای ازسرخی چشمان ترش را

حتی رمقی نیست به دستان ضعیفش

آتش زده زهری همه ی بال وپرش را

هم سن زیادش سبب خستگی اش شد

هم شعله زده زهر تمام جگرش را

اطفال و عیالش همگی دل نگرانند

سوزانده ز آهش همه ی دوروبرش را

آنشب که پی مرکب دشمن به زمین خورد

آن شب که شکستند گمانم کمرش را

بی حرمتی وبی ادبی شد به مقامش

بدجور شکستند دل شعله ورش را

آنقدر تنش آب شده گوشه ی بستر

دیدند  همه  حال بد محتضرش را

عمریست برای دل خود روضه گرفته

پرکرده غم کوچه فضای سحرش را

سخت است برایش که فراموش نماید

آن مادر و آن ناله ی درپشت درش را



موضوع : شهادت امام صادق(ع)، 
چهارشنبه 1396/04/28

امام صادق(ع)-شهادت


تا نگاهش را به روی قرص ماه انداخته

ماه را در فهم خود در اشتباه انداخته

روزگارش مثل شبهای پر از مهتاب شد

هرکسی چشمی در این چشم سیاه انداخته

نه فقط یوسف، که دست بی وفای روزگار

صادق آل علی را هم به چاه انداخته

باز هم تکرار کرده روزگار آن کوچه را

پشت درب خانه ای آتش به راه انداخته

چل نفر را دیده که پشت درِ یک خانه اند

چون به کوچه از شکاف در نگاه انداخته

زهر هم مانند میخ تیز اما از درون

خویش را بر پهلوی یک بی گناه انداخته

زهر کاری کرده که شیخ الائمه وقت وعظ؛

بین هر حرف خودش صدبار آه انداخته

زهر کاری کرده که فرزند مثل مادرش

گاه بالا برده دستش را و گاه انداخته

پیرمردی خسته در گودال حجره با عطش

کربلای  دیگری امشب به راه انداخته

هر امامی بارگاهش قد کشیده، این امام؛

زیر پای زائرانش بارگاه انداخته

بارگاهی از سکوت و مرقدی از جنس دل

بر فرازش گنبدی از جنس ماه انداخته



موضوع : شهادت امام صادق(ع)، 
چهارشنبه 1396/04/28

امام صادق(ع)-شهادت


باز هم کوچه و یک لشکر بی عمامه

باز افتاده وسط حیدر بی عمامه

دود از یک طرف و هلهله از سمت دگر

کوچه لبریز شد از یک سر بی عمامه

سال ها پیش علی را به میان آوردند

حال افتاده میان، جعفرِ بی عمامه

باز این بیت پر از زخم ، همین بیت کبود

می کند گریه در آن محشر بی عمامه

کوچه وصل است به گودال پر از خنجر و خون

کوچه وصل است به یک حنجر بی عمامه

زیر شمشیر به آن جد غریبش می گفت:

به فدایت شوم ای مضطر بی عمامه

ارباً ارباست دلم مثل غزلهای فرات

ارباً ارباست چنان اکبر بی عمامه

گفت ای تیر سه شعبه تو چه کردی که چنین

مانده بر دست خدا اصغر بی عمامه؟

گفت ای تیغ چه کردی تو که پرپر میزد

ساقی تشنه لب پرپر بی عمامه؟

السلام ای نفس سوخته ی کرببلا

السلام ای سر خونین ،سر بی عمامه

به فدای تن سمکوب پر از خاک و شن ات

به فدای دلت ای سرور بی عمامه

کاش جای تو سر از پیکر من می بردند

جد مظلوم من ای رهبر بی عمامه



موضوع : شهادت امام صادق(ع)، 


( کل صحن های حسینیه : 444 )    1   2   3   4   5   6   7   ...   


درباره حسینیه


به پایگاه فرهنگی هیات «مکتب الشهداء تهرانسر» خوش آمدید
×××
برای ارتباط با ما می توانید از طریق آدرس motallebi64@gmail.com اقدام فرمایید

آدرس پایگاه اطلاع رسانی هیات مکتب الشهداء-تهرانسر:
maktab-shohada.mihanblog.com
×××
هر کس که مقرب است در فکر بلاست
آواره شدن قاعده ی عشق خداست
"مهدی مطلبی"پرید اما باز
در صحن "حسینیه" ی او "روضه"بپاست

مدیر وبلاگ : شاهد
آمار زائرین حسینیه
  • زائرین امروز :
  • زائرین دیروز :
  • زائرین این ماه :
  • زائرین ماه قبل :
  • کل زائرین :
  • تعداد کل اشعار :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
پایگاه های مدح و مرثیه
لوگوها
كانال حسینیه نوحه در آپارات

 پایگاه تخصصی مدح و مرثیه

 پایگاه تخصصی روضه و مقتل

 پایگاه نوحه و سبک های مداحی

کتاب موبایل حسینیه-مدح و مرثیه

 پایگاه اطلاع رسانی هیات مکتب الشهداء-تهرانسر

 کارگاه مجازی شعر آیینی حسینیه

 اشعار استاد علی اکبر لطیفیان

 قرارگاه-پایگاه فرهنگی هیئت مکتب الشهداء