حسینیه پایگاه تخصصی مدح و مرثیه
جهت دسترسی آسان به اشعار مورد نظر از فهرست موضوعات استفاده کنید
موضوعات اشعار

بسم رب الحسین(ع)

ده ماه همه منتظر ماه تو هستند

در سال به جز ماه محرم خبرى نیست

جهت دسترسی آسان تر به اشعار محرم از طریق لینک های زیر اقدام نمایید:


        

      

      

      

      

ضمناً عزیزان می توانند برای پر بارتر شدن محرم خود به پایگاه های زیر نیز مراجعه نمایند:

      



موضوع : پایگاه تخصصی مدح و مرثیه، 
سه شنبه 1393/07/29

ورود کاروان به کربلا


سایه ات تا روز محشر بر سر من مستدام..

بهجة قلبی علیک دائما منی السلام..

قرص قرص است از کنارت بودنم دیگر دلم..

تکیه گاه شانه های خسته ام در هر مقام..

پابه پایت آمدم یک عمر همدل همنفس

پابه پایت آمدم هرجاکه رفتی گام گام

باتو این پنجاه سال احساس عزت داشتم..

با تو در محمل نشستم در کمال احترام

با تو تا اینجا رسیدم بی غم و بی دردسر

با تو میگویند از امنیتِ من خاص و عام..

اسم اینجا را که گفتی سینه ام آتش گرفت

شعله ور شد خاطرم از غصه های ناتمام..

نخل می بینم؟!و یا اینکه سپاه آورده اند..

سرنوشت ما چه خواهد شد اخا ماذا الختام؟

با تو دارم سایۀ سر با ابالفضلت رکاب

بی تو وای از ناقۀ بی محمل و اشک مدام..

با تو دور خیمۀ اهل حرم آرامش است..

بی تو وای از آتش افتاده بر جان خیام..

با تو هرصبح آفتاب اول سلامم میکند

بی تو زینب میرود بی پوشیه بازار شام..

با علی اکبر عصای دست پیری داشتم

بی علی اکبر من و باران سنگ از روی بام

با تو دست هیچکس حتی به سمت من نرفت..

بی تو ما را می برند اشرار تا بزم حرام.. 



موضوع : ورود کاروان به کربلا، 
سه شنبه 1393/07/29

ورود کاروان به کربلا


گلهای اهل بیت به گلزار می رسند

موعودیان به موعد دیدار می رسند

اینجا زمان وصل چه نزدیک حس شود

دلدادگان  وصل به دلدار می رسند

این حاجیان که نیمه شب از کعبه آمدند

آخر همه به کوچه و بازار می رسند

این کاروان به قافله سالاریِ حسین

دارند با امیر و علمدار می رسند

گاهی دم از شریعه و گودال می زنند

گاهی به تلّ خاکی و هموار می رسند

ناگاه با برادر خود گفت خواهری:

این نخل ها به دیدۀ من تار می رسند

این باغهای کوفه چرا نیزه داده اند

این میوه ها چه زود سرِ بار می رسند

یک دختر جلیله به بابا خطاب کرد:

این نامه ها که از در  و دیوار می رسند...

...آن هیجده هزار نفر که نوشته اند:

آقا بیا ،کجا به تو ای یار می رسند

یک مادری به نغمه لالایی اش سرود

حتماً به داد کودک گهوار می رسند

ناگه سه ساله بر سرِ دوش عمو گریست

این خارها به پای من انگار می رسند

حالا حسین یک یکشان را جواب داد:

اینجا به هم حقایق و اسرار می رسند

اینجا زمین قاضریه ، دشت کربلاست

جایی که تیرهای هدف دار می رسند

اینجا به غیر نیزه تعارف نمی کنند

از شام و کوفه لشگر جرار می رسند

سر نیزه ها به پیکر من بوسه می زنند

شمشیرهای تشنه و قدار می رسند

ذبح عظیم پیش تماشای زینب است

شمر و سنان به قهقهه این بار می رسند

حلق علی و قلب من و سینة یتیم

این نقطه ها به حرمله انگار می رسند

اینجا ترحمی به یتیمان نمی شود

زیور فروش های تبه کار می رسند

سرهایتان به سنگ ، همه آشنا شود

بس هدیه ها که از در و دیوار می رسند

جمعی برای بردن خلخال و گوشوار

جمعی برای غارت گهوار می رسند



موضوع : ورود کاروان به کربلا، 
سه شنبه 1393/07/29

ورود کاروان به کربلا


قدری به سینه آه برایم بیاورید

پیراهن سیاه برایم بیاورید

اخبار بین راه برایم بیاورید

تربت ز قتلگاه برایم بیاورید

دارد حسین می رود انگار کربلا

دارد دل رسول خدا می شود مذاب

می ریزد اشک روضه ز چشم ابوتراب

شد نوحه های فاطمه هم نالۀ رباب

کودک چقدر می خورد از نهر آب، آب

دارد عجیب قصۀ غمبار ، کربلا

این نالۀ دمادم زهرای اطهر است

زینب بدان که کرب و بلا پر ز لشگر است

تا چند روز بعد ، حسینِ تو بی سر است

آنروز روز غارت خلخال و معجر است

بدتر ز روضۀ در و دیوار ، کربلا

گریان توست مادر تو ای حسین من

بر نیزه می رود سر تو ای حسین من

گردد اسیر خواهر تو ای حسین من

گردد یتیم دختر تو ای حسین من

تا شام و کوفه همره اغیار ، کربلا

عباس من تو دور و بر کاروان بمان

همراه زینب و کمک بانوان بمان

پشت و پناه لشگر و پیر و جوان بمان

پیش حسین من به تمام توان بمان

بی تو نداشت سید و سالار ، کربلا

این قافله به سوی شهادت روانه است

شب نامه های مردم کوفه بهانه است

از غربت حسین هزاران نشانه است

در انتظار زینب من تازیانه است

زینب کجا و کوچه و بازار ، کربلا

انگار بوی پیرهنی را شنیده اند

اینها حدیث بی کفنی را شنیده اند

این سمّ اسبها بدنی را شنیده اند

این نیزه ها لب و دهنی را شنیده اند

رفت از مدینه تیزیِ مسمار ، کربلا

مادر هنوز پهلوی من درد می کند

این زخمهای بازوی من درد می کند

جای کبودیِ روی من درد می کند

خوردم زمین و زانوی من درد می کند

وای از حدیث سیلی خونبار ، کربلا

روزی که وقت آمدنِ لشگرم رسد

ایام دادخواهیِ از داورم رسد

مهدیِ من به داد دل مضطرم رسد

هم انتقام غنچه گل پرپرم رسد

پس مرگ بر منافق و کفار ، کربلا

***

از وبلاگ حاج محمود ژولیده



موضوع : ورود کاروان به کربلا، 
دوشنبه 1393/07/28

امام حسین(ع)-مناجات و شهادت


تا گریه بر حسین تمنای خلقت است

بین من و تمام ملائك رقابت است

نزدیك می كند دل ما را به هم حسین

این اشك روضه نیست، كه عقد اخوت است

مقبول اگر شداست نمازی كه خوانده ایم

مهر قبولیش به خدا مهر تربت است

ما از غدیر سینه زن كربلا شدیم

این دست های رو به خدا دست بیعت است

پیدا شدیم هرچه در این راه گم شدیم

یعنی فقط حسین چراغ هدایت است

از دخل آبروی حسین است خرج ما

نوكر برای صاحبش اسباب زحمت است

قران و منبر و دوسه خط روضه ی عطش

ساعات خوب هفته همین چند ساعت است

حالا كه بغض بسته به من راه حرف را

مقتل بخوان كه موقع ذكر مصیبت است

افتاده بود روی زمین زبر دست و پا

شعرم تمام می شود اینجا. روایت است

كه چون تنگ شد بر او میدان"

فتاد از حركت ذوالجناح از جولان

نه ذوالجناح دگر تاب استقامت داشت

نه سیدالشهدا بر جدال طاقت داشت

هوا ز باد مخالف چو قیرگون گردید

عزیز فاطمه از اسب سرنگون گردید

بلند مرتبه شاهی زصدر زین افتاد

اگر غلط نكنم عرش بر زمین افتاد"



موضوع : امام حسین(ع)-شهادت، امام حسین(ع)-مناجات، 
دوشنبه 1393/07/28

ورود به ماه محرم


هست در چشمِ عاشقان تا اشک

روضه آغـاز می شود بـا اشک

دست انـداخت و به نام عـلی

آمـد از پشتِ پـلک بـالا اشک

نـام اربـاب آمده کـه گذاشت

بعدِ یـک سـال پـا به دنیا اشک

نـام اربـاب آمـد و نـشنـاخت

بـاز در چشمِ مـن سـرا پـا اشک

پـس بـه نـامِ حسین مـی ارزد

دو سـه تـا قطره اش به دریا اشک

بـه امـیـدِ شـفـاعتـت هـم نـه!

از شـمـا ذکـرِ روضـه، از مـا اشک

جــمـع گـردیـده آتــشِ دوزخ

تـا شد از جـمـع چشـم، منـها اشک

تا کـه از گـونـه خـورد روی زمیـن

گـشـت در روضـه اربـاً اربـاً اشـک

پـس بـه نـام لبـانِ خـشـک عـمـو

بـنـویـسـد مـشـک، بـابـا، اشـک

کــاروانــی رسـیـده اسـت از راه

کـه گـرفتـه است چـشمِ مـا را اشک

اشــک ریــزِ تـوام خـدا را شـکـر

مـن مـریـضِ تـوام خــدا را شـکـر



موضوع : ورود به محرم، امام حسین(ع)-مناجات، 
دوشنبه 1393/07/28

حضرت مسلم بن عقیل(ع(


کوفه لبریز بلا گشته میا کوفه حسین

قسمتم سنگ جفا گشته میا کوفه حسین

کوفه ای که پدرت حاکم آن بود قدیم

عاری شرم و حیا گشته میا کوفه حسین

آنهمه وعده وعیدی که به ما میدادند

به روی آب بنا گشته میا کوفه حسین

بی کسی دربه دری با دو پسر نیمه ی شب

به خدا قسمت ما گشته میا کوفه حسین

نگران گلوی طفل توام چون اینجا

مملو از حرمله ها گشته میا کوفه حسین

گرگها منتظر یوسف زهرا هستند

فتنه ای سخت به پا گشته میا کوفه حسین

خواب دیدم دهم ماه محرم آقا

سرت از پشت جدا گشته میا کوفه حسین



موضوع : مسلم بن عقیل(ع)، 
دوشنبه 1393/07/28

حضرت مسلم بن عقیل(ع)


کاش می شد کسی سفید کند

پیش ارباب روی مسلم را

ببرد سوی او پیام مرا

بخرد آبروی مسلم را..

 

ببرد سویش این خبر را که

کوفه در سر خیال ها دارد

سر بازار نیزه سازیشان

آه خیلی برو بیا دارد..

 

کوفیانی که دعوتت کردند

در به روی سفیر تو بستند

کوچه گردیست کار من اما..

همه در خانه های خود هستند..

 

کاش بودی نگاه میکردی..

لبم از تشنگی ترک برداشت..

هردری را زدم جواب شدم..

مسلمت حال و روز مضطر داشت..

 

کاش بودی نگاه میکردی

زیر این ماه راه میرفتم

کوچه در کوچه بغض میکردم

گاه و بیگاه راه میرفتم..

 

کاش بودی نگاه میکردی

سهمم از کوفیان خیانت شد

از من بی پناه با سنگ و..

آتش و طعنه ها ضیافت شد..

 

سر دارالعماره ام اما..

فکر خود نیستم به فکر توام

غصه ی غربت تو را دارم..

زار و لبریز غم به فکر توام..

 

کاش می شد که از همین حالا

زینب و دختر تو برگردد

قبل ازینکه اسیرشان بکنند

سوره کوثر تو برگردد

 

این جماعت به دست های اسیر

پیش مردم طناب میبندند

مشک ها را بگو که پر بکنند

که به روی تو آب میبندند

 

تیرها را سه شعبه میسازند..

تاکه بهتر سوی هدف بزنند

رسمشان است وقت صید شکار

رقص شادی کنند کف بزنند

 

یوسف کربلا در این فکرم

رحم بر پاره پیرهن نکنند..

لال گردد زبان من آقا

پیش زینب تو را کفن نکنند..



موضوع : مسلم بن عقیل(ع)، 
دوشنبه 1393/07/28

حضرت مسلم بن عقیل(ع(


فدای نازنین مهمانِ کوفه

که شد رنجور و سرگردانِ کوفه

بمیرم آن سفیری را که می سوخت

زِ بیعتهای بی بنیانِ کوفه

دعا می کرد مولایش نیاید

دراین اوضاعِ بی سامانِ کوفه

دعا می کرد و می گفتا: اماما!

به یادم آمد آن دورانِ کوفه

أمیرالمؤمنین آمد به یادم

که رفت و رفت با او جانِ کوفه

دگر مَردی پس ازمولا نمانده

أمان از دستِ نامردانِ کوفه

منم تنهاترین تنها، به غربت

اسیرِ حیله و حیرانِ کوفه

تو گوئی: تا قیامت جانِ عالم

به دام افتاده در زندانِ کوفه

حسین! اینجا نیا، مسلِم فدایت

به خون آغشته شد، پیمانِ کوفه



موضوع : مسلم بن عقیل(ع)، 
دوشنبه 1393/07/28

امام حسین(ع)-شهادت


ابتدای کربلا مدینه نیست، ابتدای کربلا غدیر بود

ابرهای خون¬فشان نینوا، اشک های حضرت امیر بود

نطفه ی ولایت ار چه بسته شد؟ در سقیفه بیعتی شکسته شد

امت رسول دسته دسته شد، او سکوت کرد، ناگزیر بود

بعد از آن فتوّت همیشه سبز، برکت از حجاز و از عراق رفت

هرچه دانه کاشتند سنگ شد، پشت هر بهار صد کویر بود

بعد مکّه و مدینه دام شد، کوفه صرف عیش و نوش شام شد

آفتاب سربلند سینه سوز، در حصار نیزه ها اسیر بود

الأمان ز شام، الأمان ز شام، الامان ز درد و غربت امام

شام بی مروّت غریب کُش کاش کوفه ی بهانه گیر بود

هان! هبا شدید، هان! هدر شدید، مردم مدینه بی پدر شدید

این صدای غربت مدینه بود، این صدای زخمی بشیر بود

کربلا به اصل خود رسیدن است، هرچه می روم به خود نمی رسم

چشم تا به هم زدم چه دور شد، تا به خویش آمدم چه دیر بود 



موضوع : امام حسین(ع)-شهادت، کربلا، 

امام حسین(ع)-بحر طویل کربلا


یادم آمد شب بی‌چتر و کلاهی که به بارانی مرطوب خیابان زدم، آهسته و گفتم چه هوایی است خدایی، من و آغوش رهایی سپس آنقدر دویدم طرف فاصله تا از نفس افتاد نگاهم به نگاهی، دلم آرام شد آنگونه که هر قطره باران غزلی بود نوازش‌گر احساس که می‌گفت فلانی! چه بخواهی چه نخواهی به سفر می‌روی امشب، چمدانت پر باران شده پیراهنی از ابر به تن کن و بیا!

پس سفر آغاز شد و نوبت پرواز شد و راه نفس باز شد و قافیه‌ها از قفس حنجره آزاد و رها در منِ شاعر، منِ بی‌تاب‌تر از مرغ مهاجر به کجا می‌روم اقلیم به اقلیم؛ خدا هم سفرم بود و جهان زیر پرم بود سراسر که سر راه به ناگاه مرا تیشه فرهاد صدا زد: نفسی صبر کن ای مرد مسافر! قسمت می‌دهم ای دوست! سلام من دلخسته مجنون شده را نیز به شیرین غزل‌های خداوند، به معشوق دو عالم برسان.

باز دل شور زد آخر به کجا می‌روی ای دل؟ که چنین مست و رها می‌روی ای دل؛ مگر امشب به تماشای خدا می‌روی ای دل؟ نکند باز به آن وادی... مشغول همین فکر و خیالات پر از لذت و پر جاذبه بودم که مشام دل من پر شد از آن عطر غریبی که نوشتند کمی قبل اذان سحر جمعه پراکنده در آن دشت خدایی است.

چشم وا کردم و خود را وسط صحن و سرا، عرش خدا، کرب و بلا، مست و رها در دل آیینه جدا از غم دیرینه ولی دست به سینه، یله دیدم من سر تا به قدم محو حرم بال ملک دور و برم، یک سره مبهوت به لاهوت رسیدم؛ چه بگویم که چه دیدم که دل از خویش بریدم، به خدا رفت قرارم، نه به توصیف چنین منظره‌ای واژه ندارم. سپس آهسته نشستم و نوشتم (فقط ای اشک امانم بده تا سجده شکری بگذارم) که به ناگاه نسیم سحری از سر گلدسته باران و اذان آمد و یک گوشه از آن پرده‌در شور عراقی و حجازی به هم آمیخته را پس زد و چشم دلم افتاد به اعجاز خداوند به شش گوشه معشوق؛ خدایا تو بگو این منم آیا که سرا پا شده‌ام محو تمنا و تماشا فقط این را بنویسید رسیده است لب تشنه به دریا؛ دلم آزاد شد از همهمه دور از همه مدهوش غم و غصه فراموش در آغوش ضریح پسر فاطمه آرام سر انجام گرفتم.



موضوع : امام حسین(ع)-مناجات، کربلا، 
دوشنبه 1393/07/28

امام حسین(ع)-کربلا


خوشا به حالِ دل بی شکیب بعضی ها

هزار غبطه به حال عجیب بعضی ها

نمی رود ز سرِ این پرنده ی قفسی

خیال بال و پر دل‌فریب بعضی ها

قنوت وتر ... سحر ... در جوار "شش گوشه"

طبیب حاذق درد غریب بعضی ها!

نصیب همچو منی؛ مهر تربت و حسرت!

برات کرب و بلا، هی نصیب بعضی ها ...

دلم شکسته خدایا! مرا اجابت کن

به حق حرمت امن یجیب بعضی ها

به همنشینی پاکانِ کربلا رفته

گرفته چادر من، بوی سیب بعضی ها ...



موضوع : امام حسین(ع)-مناجات، کربلا، 
دوشنبه 1393/07/28

امام حسین(ع)-زیارت کربلا


گرچه باور نمی کنم اما، می روم کربلا خدا را شکر

مردم! آقای مهربان آخر، راه داده مرا خدا را شکر

کربلایی و مبتلا داری، شهر عشقی برو بیا داری

بر سر قدس و کعبه جا داری، با دو گنبد طلا خدا را شکر

رازهایی است پشت ماتم تو، چه سُروری است آخر غم تو

شال مشکی چه روسفیدم کرد در دل این عزا خدا را شکر

گرچه دنیا چنین پر آشوب است، در کنار تو جای ما خوب است

گوشه ی کشتی حسینیم و گوشه ی چشم ناخدا را شکر

اینکه دل بی قرار عباس است، کار دل نیست کار عباس است

آنکه پروردگار عباس است اوست تنها خدا، خدا را شکر

بغض ها کینه ها عداوت ها، غصه ها ترس ها حسادت ها

فقط اینجا میان هیئت ها کرده ما را رها، خدا را شکر

درد ما چیست؟ عاشقی، مستی، ای که درمان دردها هستی!

اینکه لطفت نکرده تا حالا درد ما را دوا خدا را شکر



موضوع : امام حسین(ع)-مناجات، کربلا، 
دوشنبه 1393/07/28

امام حسین(ع)-کربلا


بنویس روی صفحه قلم ... آه كربلا

آتش گرفت باز دلم ... آه كربلا

دوری ، شكستگی ، دل پرخسته از همه

خیره به قاب عكس حرم ... آه كربلا

بعد از نماز سجده به تربت به یاد تو

هم آه از خجالت و هم آه ... كربلا

پیراهن سیاه تو و شال نوكری

ماه عزا و خیمۀ غم ... آه كربلا

بغضو سكوت و گریۀ جانسوز بی كسی

در كوچه ها قدم به قدم ... آه كربلا

پرچم ، كتل حسینیه روضه نوای عشق

سینه زنی و نوحه و دم ... آه كربلا

دلواپسی روز عطش كودك رباب

آب فرات و دست ستم ... آه كربلا

سقا و مشك پاره و دو دست جدا شده

افتادن امیر و علم ... آه كربلا

زینب وداع ، حسین اشاره به قلب خون

بر پهلوی شكسته قسم ... آه كربلا

بانگ نبی روضه گودال قتلگاه

مادر رسید با قد خم ... آه كربلا



موضوع : امام حسین(ع)-مناجات، کربلا، 

امام حسین(ع)-کربلا


آمدم اینجا كه پناهم دهی

لطف كنی عزت و جاهم دهی

نیست كسی مثل تو در عالمین

عشق منی عشق منی یا حسین!

باز به سوی تو سفر كرده دل

نیمه شبان قصد سحر كرده دل

درد كش جام تو مانده دلم

مست و خوش از نام تو مانده دلم

باز مرا سوز دمادم بده

گریه بده اشك محرم بده

شور بده عاشق شوریده را

نور بده این دل و این دیده را

ای  همه جا داغ تو در خاطرم

گرچه ام آلوده  ولی زائرم

زائرم و دست به دامان تو

كن نظری آمده مهمان تو



موضوع : امام حسین(ع)-مناجات، کربلا، 
دوشنبه 1393/07/28

امام حسین(ع)-کربلا


منظر دل های ماست کرببلای حسین

مرغ دل ما زند پر به هوای حسین

یک نگه کربلا به بود از صد بهشت

جنت اهل دل است صحن وسرای حسین

دیدن باغ بهشت مژده به زاهد دهید

زاهد و حور و قصور ما و لقای حسین

تربت پاکش بود داروی هر دردمند

دار الشفای خداست کرببلای حسین

ملک سلیمان بود در نظرش بی بها

آنکه گدایی کند پیش گدای حسین

هرکه رود کربلا بوسه به خاکش زند

بشنود از قدسیان بانگ ونوای حسین

چون به عزا خانه اش پانهی آهسته نه

بال ملائک بود فرش عزای حسین

خنده کنان می رود روز جزا در بهشت

هرکه به دنیا کند گریه برای حسین



موضوع : امام حسین(ع)-مناجات، کربلا، 

امام حسین(ع)-کربلا


من از زیارت باغ شقایق آمده ام

ز آشیانه ی مرغان عاشق آمده آم

برایتان سخن از درد و داغ خواهم گفت

و از خزان گل و برگ و باغ خواهم گفت

چقدر مست در آن داغدار پهنه شدیم

و در ورودی آن شهر پا برهنه شدیم

به پای شوق ببین ذره تا کجا برود

دلم به خواب نمی دید کربلا برود

چقدر حال مناجات بود در محراب

چقدر لطف به ما داشت حضرت ارباب

چه اشک ها که روی خاک رد پا انداخت

چه بوسه ها که به درهای صحن جا انداخت

چه مرغ ها ز دل خسته در هوا برخاست

چه دست ها که چو گلدسته در هوا برخاست

چه لطمه ها که در آن آستان به چهره زدیم

که راهمان به حرم داده اند اگر چه بدیم

چو باد پرچم سرخش تکان تکان می داد

دلم برای غریبیش کاش جان می داد

نگاه خسته ندیدی چه پر و بالی داشت

و باز در شب جمعه حرم چه حالی داشت

اگر چه رفت دل از دست یادتان کردیم

خدا خودش که گواهست یادتان کردیم

میان آن همه احساس جایتان خالی

کنار مرقد عباس جایتان خالی

صدای ناله ی امن یجیب می آمد

چقدر بین حرم بوی سیب می آمد

هنوز غیرت ساقی به گوش می آمد

صدای ناله ی طفلی به گوش می آمد

برای مادر اصغر کمی شتاب کنید

برای کودک بی تاب فکر آب کنید

فرات بود در آن سینه حسرت خنده

فرات بوده از آن کام تشنه شرمنده

میان دشت ، علمدار بی علم می شد

که دست های پر احساس او قلم می شد

به قتلگاه،غریبی خزان به خون می کرد

به زحمت از تن مجروح،نیزه بیرون کرد

ز تشنگی جگر،زخم پر نمک شده بود

که بوسه گاه پیمبر،ترک ترک شده بود

و تل زینبیه حالت قیامت داشت

هنوز آن زنِ مرد آفرین اقامت داشت

همان که بر درِ خیمه خدا خدا می گفت

شکست دلش به تل ، وا محمدا می گفت

میان گریه و خون،خیمه گاه را دیدم

مسیر فاصله اش تا سپاه را دیدیم

چه زود ز میدان کارزار آمد

صدای شیهه ی اسبی که بی سوار آمد

چقدر حافظه ی خیمه ها مشوش بود

درون دامن طفلان هنوز آتش بود

صدای زوزه ی گرگان به قتلگاه افتاد

و لزره بر تن اطفال بی پناه افتاد

غریبی حرمش ز حد برون دیدم

میان خار بسی لخته های خون دیدم



موضوع : کربلا، امام حسین(ع)-مناجات، 
دوشنبه 1393/07/28

امام حسین(ع)-کربلا


( کربلا: کل دین اسلام است )

کربلا: کل دین اسلام است

صورتی از مقـابـله با کفر

نه فقط یک زمین خاکی، که

یک عقیده ست: از خدا تا کفر

 

کربلا: مــرز بـاور توحیــد

انتهای اطاعت محض است

)چشم) بی چون وبی چرا گفتن

جلوه ای از ولایت محض است

 

کربلا:معدن بصیرت ماست

در فراسوی نکته های عیان

شمر جانباز جنگ صفین است!

که شده قاتل امام زمان

 

در عوض که دشمن دین است

می شود اسوه ی مسلمانی

مرحبا بر (وهب) که نصرانی ست

آفرین بر زهیر عثمانی

 

قلب اصحاب کربلا سرشار

از هوای شهادت وایثار

همه با خون پاکشان زده اند

تیشه بر ریشه های استکـبـار

 

کربلا: اجتماع ضـدّیـن است

(گریه و خنده) و (غم و شادی(

منطقش می دهد به انسان ها

درس آزادگــی و آزادی

 

کربلا: یک مسیرهمواراست

تا رسیدن به بهترین مأمن

منبع نور و روشنائی در

راه تشخیص دوست از دشمن

 

گفته بودم، نه یک زمین، بلکه

کربلا: اعتقاد و باور ماست

بهترین سبک زندگی بشر

زندگی در شعاع کرببلاست

 

تا ابد (( کلّ یوم ٍعاشورا))

کربلا در زمان ما جاری ست

مصر و لبنان و سوریه یعنی

خواب تعطیل ، وقت بیداری ست

 

دین اسلام را خلاصه کنی

واژه ی بی نظیر کرببلاست

یاد مرد خدا به خیر که گفت:

(راه قدس ازمسیرکرببلاست ) 



موضوع : کربلا، امام حسین(ع)-شهادت، 
دوشنبه 1393/07/28

امام حسین(ع)-کربلا


از خدا آمده ام تا به خدا برگردم

پس چرا از سفر کرب و بلا برگردم؟

می روم پشت سرم آب مریز ای مادر

وطن مادری آنجاست، چرا برگردم؟

من به پابوسی آن سرور بی سر برسم

وای اگر از حرمش بی سر و پا برگردم

کفن و چادر و انگشتر ، سوغاتم نیست

بگذارید که با شرم و حیا برگردم

سر پرواز به سوی غم دیگر دارم

می روم شام مگر با اسرا برگردم

دل بیمار فقط از تو شفا می خواهد

شب جمعه است دلم کرب و بلا می خواهد



موضوع : کربلا، 
دوشنبه 1393/07/28

امام حسین(ع)-مناجات


غیر از غم معشوق در عالم خبرى نیست

جایی خبرى نیست که از غم خبرى نیست

پروانه پرش سوخت ولى آبرویش شد

ما هم دلمان سوخته، این کم خبرى نیست

دنیا نتوانست ز ما گریه بگیرد

بین غم تو از غم عالم خبرى نیست

من توبه نکردم مگر از راه توسل

بی نام تو از توبه آدم خبرى نیست

گفتند درِ خانه غیر تو شلوغ است

گفتند ولى رفتم و دیدم خبرى نیست

رزقِ همه اینجاست و رزّاق هم اینجاست

والله در خانه حاتم خبرى نیست

"گرماى گنه سوز حرم"خورد به ما، پس...

از سوختنِ بین جهنم خبرى نیست

از ناحیه توست عنایات خداوند

بى تو به خدا پیش خدا هم خبرى نیست

ده ماه همه منتظر ماه تو هستند

در سال به جز ماه محرم خبرى نیست

عمامه ندارى و عبا نیز ندارى

اى واى که از پیرهنت هم خبرى نیست



موضوع : امام حسین(ع)-مناجات، 
دوشنبه 1393/07/28

امام حسین(ع)-مناجات


باز هم آب بهانه شد و یادت کردم

یادت افتادم و با گریه عبادت کردم

اشک‌ها ریختم و غسل شهادت کردم

روضه خوانت شدم وعرض ارادت کردم

تا بیفتد به من آن گوشه نگاهت، آنگاه

"هر که دارد هوس کرببلا بسم‌الله"

حرفی از کرببلا شد که دلم می‌لرزد

چشمم از اشک پُر و عکس حرم می‌لرزد

باز هم مرثیه در دست قلم می‌لرزد

کوه هم شانه‌اش از وسعت غم می‌لرزد

وقت پرواز شد و باز شنیدم در راه

"هر که دارد هوس کرببلا بسم‌الله"

کاروان رفت و زمان از سفرت جا می‌ماند

آسمان خیره به چشمان ترت جا می‌ماند

شهر از فیض نماز سحرت جا می‌ماند

کعبه از گردش بر دور سرت جا می‌ماند

و تو گفتی که شده راه سعادت کوتاه

"هر که دارد هوس کرببلا بسم‌الله"

همگی دور تو و خیمه که می شد تاریک

با دو انگشت تو دیدند خدا را نزدیک

جبرئیل آمد و می‌گفت به هر یک تبریک

دست بیعت به تو دادند و شدند آن یاری که-

نیست در باورشان یک سر سوزن اکراه

"هر که دارد هوس کرببلا بسم‌الله"

ناگهان حس غریبانه‌ای آمد به وجود

چشم ها باز شد و در پی یک کشف و شهود

بوی سیب آمد و می‌خواند لبم اذن ورود

در همان لحظه که غیر از تو دگر هیچ نبود

در و دیوار حسینیه‌ همه شد مداح

"هر که دارد هوس کرببلا بسم‌الله"



موضوع : امام حسین(ع)-مناجات، 
دوشنبه 1393/07/28

امام حسین(ع)-مناجات


گریه دار است عجب نام اباعبدالله

جان فدای عطش کام اباعبدالله

هرکجا پر بکشم سوی حرم می آیم

چون کبوتر شده ام رام اباعبدالله

هرکسی صاحب اشک است نظر کرده ی اوست

چشم ما شد ز ازل جام اباعبدالله

خوش به حال شهدائی که رسیدند آخر

با شهادت به سرانجام اباعبدالله

غیر ارباب به هر بی سر و پا رو نزنیم

ما که جلدیم سر بام اباعبدالله

کعبه ام کرببلا ، پیرهن مشکی من

می شود حوله ی احرام اباعبدالله

نیزه داری به نوک نیزه ی خود ساکت کرد

زیر لب ناله ی آرام اباعبدالله

مادرش گوشه ی گودال تماشا میکرد

غرق خون شد به خدا کام اباعبدالله



موضوع : امام حسین(ع)-مناجات، 
دوشنبه 1393/07/28

امام حسین(ع)-مناجات


ای شهید سر جدا، یا لیتنا کنا معک

کشتۀ راه خدا، یا لَیتَنا کُنامَعَک

ای به موج خون زده در پیش چشم فاطمه

زیر خنجر دست و پا، یا لیتنا کنا معک

ای که از دریای خون تا خیمه گه زینب تو را

ناله کرد و زد صدا، یا لیتنا کنا معک

آب، مهر فاطمه، فرزند او را تشنه لب

سر بریدند از قفا، یا لیتنا کنا معک

زیر تیغ از حنجر خشک تو می جوشد خون

کردی امت را دعا، یا لیتنا کنا معک

میهمان اهل کوفه بودی و سنگت زدند

در زمین کربلا، یا لیتنا کنا معک

مصحف خونین زهرائی و از سُّم ستور

پیکرت شد توتیا، یا لیتنا کنا معک

ای سرت مهمان خولی از چه دیگر ساربان

کرده دستت را جدا، یا لیتنا کنا معک

می رسد از قتلگاهت تا قیامت بر فلک

نالۀ واغربتا، یا لیتنا کنا معک

عترتت در خیمه بود و خیمه را آتش زدند

از ره جور و جفت، یا لیتنا کنا معک

دامن دردانه ات آتش گرفت و می دوید

در بیابان بلا، یا لیتنا کنا معک

دست دشمن در هوای گوشواره پاره کرد

گوش اطفال تو را، یا لیتنا کنا معک

هم تو کعبه هم تو زمزم هم تو مروه هم صفا

هم تو مشعر هم منی، یا لیتنا کنا معک

با دهان تشنه قرآن خواندی و سنگت زدند

بر فراز نیزه ها، یا لیتنا کنا معک

کیست تا محرم شود مثل تو در میقات عشق

حّج خون آرد بجا، یا لیتنا کنا معک

کو سلیمان تا ببیند می کنی در موج خون

دست و انگشتر عطا، یا لیتنا کنا معک

هر کجا یاد تو کردم ای عزیز فاطمه

سوختم سر تا به پا، یا لیتنا کنا معک

می کند با اشک خود (میثم) جهنّم را خموش

چون بگرید بر شما، یا لیتنا کنا معک



موضوع : امام حسین(ع)-مناجات، امام حسین(ع)-شهادت، 
دوشنبه 1393/07/28

امام حسین(ع)-مناجات


دریا به چشم گریه کنانت چو شبنم است

یعنی که هر چه گریه برایت کنم کم است

شکر خدا که با همه ناقابلیمان

اشکی برای عرض ارادت فراهم است

دیوار کعبه گشت سیه پوش داغ تو

یعنی تمام سال خدا هم محرم است

زهرا به دست سینه زنت آب می دهد

هرکس که هست با تو در این خیمه محرم است

بگذار تا نفس بزنم در عزای تو

این آرزوی هر شب عیسی بن مریم است

یک گوشه از تمامی شش گوشه ات حسین

دارالشفای درد غریبان عالم است

بانی روضه هات خدا بود خود نوشت

هرکس که شد به عشق تو دیوانه آدم است



موضوع : امام حسین(ع)-مناجات، 
دوشنبه 1393/07/28

امام حسین(ع)-مناجات


چشم من محفل اشک و غم و اندوه و عزاست

در حسینیه ی دل ، هیئت عشق تو به پاست

مَحرَم روضه ی تو مُحرِم بیت الله است

تا ابد پرچم سرخ حرمت قبله نماست

در شکوه و شرف و مرتبه و منزلتت

جز خدایی به خدا هر چه بگوئیم رواست

همه ی هستی خود را به میان آوردی

بی سبب نیست بهای تو و خون تو خداست

«کشتگان غم تو زنده ی جاویدانند»

بی گمان فانی عشق تو شدن عین بقاست

دل بریدن، پر ِ پرواز حسینیّون است

هر که از خود گذرد در سفر کرب و بلاست



موضوع : امام حسین(ع)-مناجات، 
دوشنبه 1393/07/28

امام حسین(ع)-مناجات


سوگند بر سیاهى شب‏هاى ماتمت

ما زنده‏ایم زنده به عشق محرمت

روز ازل كه بانگ عزایت بلند شد

ما را گره زدند به نخ‏هاى پرچمت

انفاس گرم گریه كنان تو عیسویست

این روضه‏ها پرند ز عیسى بن مریمت

این ارث مادرى است اگر پاى روضه‏ات

مى‏سوزم از ته دل و مى‏میرم از غمت

دارم امید وقت نفس‏هاى آخرم

بر چشم‏هاى خود بكشم خاك مقدمت

ما را براى خویش سوا كرده مادرت

هر كس كه هست پاى علم هست محرمت



موضوع : امام حسین(ع)-مناجات، 
دوشنبه 1393/07/28

امام حسین(ع)-مناجات


بی نیاز از آفتابم آفتابم روی اوست

گر چه بی قدرم ولیكن شام قدرم موی اوست

در نماز عشقم و محراب من ابروی اوست

مست از سر تا بپای من ز عطر بوی اوست

گر چه من غرق غمم او می برد در ساحلم

یا حبیبی یا حسین گوید طپشهای دلم

گیسویش حبل المتین و روی او ماه تمام

هم ركوع و هم سجود و هم قعود و هم قیام

او صفا و مروه او حجر و حجر ركن و مقام

مرقد شش گوشه اش دل برده از بیت الحرام

محرمم از اشك و لبیكم چو گل خندیدن است

حج من دور حسین بن علی گردیدن است



موضوع : امام حسین(ع)-مناجات، 
دوشنبه 1393/07/28

  امام حسین (ع)-مناجات


گریه چون بالا بگیرد چهره بر هم می خورد

غصه ی دل را دهان با دیده توام می خورد

توبه کاران غالبا مرد شهادت می شوند

تیغ ابروی تو تنها خون آدم می خورد

ما نیندازیم خون را گردن قوم دگر

کشته ی شمشیر تو آب از محرّم می خورد

زندگانی حسین از گریه های زینب است

کعبه با آن آبرویش آب زمزم می خورد

گریه های ما یقینا سوی بالا می رود

در خبر ها آمده خورشید شبنم می خورد

دل ز اعضای تنم دائم اذیت می کشد

طفل ، معمولا نظر از قوم محرم می خورد

هر که از روح بزرگت مثل دریا پاک شد

حد جاری را ز بهتان مثل مریم می خورد

فیض چون بالا گرفته گریه بر خود می کنی

دست حاتم هم خود از احسان حاتم می خورد

روی دریا راه رفتن معجز پیغمبری است

زین سبب یک روز پای تو به چشمم می خورد

من رسیدم را گرفتم حال تحویلم بگیر

روی پرهای ملائک اشک نم نم می خورد



موضوع : امام حسین(ع)-مناجات، 
دوشنبه 1393/07/28

امام حسین(ع)-مناجات


مرثیه سربه زانوی ماتم گذاشته

دستی زغیب، قافیه را «غم» گذاشته

شعرم به سمت كرببلا رفت وحُرشدم

دیدم خدا دوباره مَحَلم گذاشته

از ماجرای گریه ی آدم مشخص است

راهی برای توبه ی ما هم گذاشته

عشق حسین موهبتی كبریایی است

ماندم چه منتی سرعالم گذاشته !

صدها هزارسجده به جا آورم كم است

پروردگار فیض دمادم گذاشته

وقتی حسین آینه ی رحمت خداست

دیگرچرا عذاب جهنم گذاشته !؟

روضه بخوان، كه دست به نقدیم روضه خوان!

درجیب گریه خرج محرم گذاشته

باید به فكر زخم گلوی حسین بود

دراشك چشم، فاطمه مرهم گذاشته

نشنیده ام به جان خودم از كسی هنوز

آقا برای نوكر خود كم گذاشته !



موضوع : امام حسین(ع)-مناجات، 
دوشنبه 1393/07/28

امام حسین(ع)-مناجات


خانه ای که سردر آن جای چوب پرچم است

چارچوبش تکیه گاه بانویی قامت خم است

هم چو سلمان اندرونی رفتن این خانه ها

رزق هرکس نیست حرف محرم و نامحرم است

خرج روضه گرفتن از جگر ها می رسد

نوکری با خون دل خوردن همیشه توأم است

اینکه ما نوکر شدیم از ربنای فاطمه است

مثل عیسی که عروجش از دعای مریم است

دست من که نیست نامت گریه در می آورد

کار خورشید است اینکه روی هر گل شبنم است

خوب و بد را می خرند این است رسم کربلا

تلخی چای عراق و شهد شکر با هم است

یا حسینِ سینه زن جانم حسین فاطمه است

در قرار سینه زنها پاسخ دم یا دم است

دست از این دامن کشیدن تیرگی می آورد

خوش به حال آنکه چنگ التماسش محکم است

بابت هر روضه ای از روضه های کربلا

باید از جان هم گذشت امّا بضاعت هم کم است



موضوع : امام حسین(ع)-مناجات، 


( کل صحن های حسینیه : 319 )    1   2   3   4   5   6   7   ...   


درباره حسینیه


سلام!به پایگاه فرهنگی هیات «مکتب الشهداء تهرانسر» خوش آمدید...
×××
برای ارتباط با ما می توانید از طریق آدرسmotallebi64@gmail.com اقدام فرمایید.
×××
برای شرکت در کارگاه مجازی شعر آیینی حسینیه می تونید به آدرس ذیل مراجعه کنید:
hosenih.mihanblog.com/post/3201
×××
آدرس پایگاه اطلاع رسانی هیات مکتب الشهداء-تهرانسر:
maktab-shohada.mihanblog.com

مدیر وبلاگ : شاهد
آمار زائرین حسینیه
  • زائرین امروز :
  • زائرین دیروز :
  • زائرین این ماه :
  • زائرین ماه قبل :
  • کل زائرین :
  • تعداد کل اشعار :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
نظرسنجی حسینیه
نظرتان درباره کیفیت اشعار و ساختار کتاب موبایل حسینیه رضوی92 چیست؟





پایگاه های مدح و مرثیه
لوگوها

 پایگاه تخصصی مدح و مرثیه

 پایگاه تخصصی روضه و مقتل

 پایگاه نوحه و سبک های مداحی

کتاب موبایل حسینیه-مدح و مرثیه

 پایگاه اطلاع رسانی هیات مکتب الشهداء-تهرانسر

 کارگاه مجازی شعر آیینی حسینیه

 اشعار استاد علی اکبر لطیفیان

 پایگاه شارژ فرهنگی

 قرارگاه-پایگاه فرهنگی هیئت مکتب الشهداء
پایگاه مرجع و جامع محصولات و تولیدات دفاع از دستاوردهای هسته‌ای





Powered by WebGozar