حسینیه پایگاه تخصصی مدح و مرثیه
جهت دسترسی آسان به اشعار مورد نظر از فهرست موضوعات استفاده کنید
موضوعات اشعار

السلام علیک یا امیـــرالمومنین صلوات الله علیه

فـراخوان شعر علوی

پس از عرض ادب و احترام، به اطلاع می‌رساند

به منظور جمع‌آوری مجموعه‌ای با موضوع حضرت امیـــرالمومنیـن صلوات الله علیه از دوستان عزیز و

شاعران گرامی خواهشمندیم  که آثار خود را در قالب "غـزل" و صرفاً با مضمون "مدح و حماسه و

مناجات با آن حضرت" حداکثر تا تاریخ اول اردیبهشت ۱۳۹۳ به آدرس

majid.najafi40@gmail.com

ارسال فرمایند

جهت اطلاعات بیشتر به این آدرس مراجعه نمایید:

www.sharabkhur.blogfa.com



موضوع :
جمعه 1393/01/29

حضرت زهرا(س)-مدح و ولادت


در میان شعر تو بانو! اگر حاضر شدم

خواندم اول کوثر و با نام تو طاهر شدم

در خیالم صحن و گنبد ساختم، زائر شدم

نام شیرین تو  بردم فاطمه! شاعر شدم

رشته‌ای بر گردن ابیات من افکنده دوست

می‌برد شعر مرا آنجا که خاطر خواه اوست

ناگهان دیدم میان خانه‌ی پیغمبرم

چون خدیجه غرق نوری از جهانی دیگرم

چرخ می‌زد یک نفس روح القدس دور و برم

تا نوشتم فاطمه، بوسید برگ دفترم

از شکوهش آسمان ساییده اینجا سر به خاک

آسمان را با خودش آورده این دختر به خاک

ای محمد! دشمنت را دوست ابتر می‌کند

خانه‌ات را بوی ریحانه‌‌ معطر می‌کند

دیدنش بار رسالت را سبکتر می‌کند

دختر است اما برایت کار مادر می‌کند

دختران آیات رحمت، مادران مهر آفرین

می‌شود ام ابیها، هر دو باهم، بعد از این

یک زره خرج جهازت، حُسن‌هایت بی‌شمار

با تو حیدر روز خیبر حرز می‌خواهد چکار؟

تا تو از تیغ دودم با عشق می‌گیری غبار

بعد از این مستانه‌تر صف می‌شکافد ذوالفقار

قوت بازوی مولایی به مولا، فاطمه!

قصه‌ی پیوند دریایی به دریا، فاطمه!

در هوای عاشقی با هم کبوتر می‌شوید

هر دو کوثر می‌شوید و هر دو حیدر می‌شوید

هست شیرین نامتان، قند مکرر می‌شوید

هر دو در کفواً احد با هم برابر می‌شود

بیت‌هایم بر درِ بیت تو زانو می‌زنند

شاعران تنها برای یک نظر، رو می‌زنند

در کسا، بی پرده با الله صحبت می‌کنی

هل اتی را سفره‌ی نور و کرامت می‌کنی

فکر خلقی، نیمه شب با حق که خلوت می‌کنی

در غم همسایه، ترک خواب راحت می‌کنی

مادری الحق چه می‌آید به نامت، فاطمه!

می‌دهد از سوی ما مهدی سلامت، فاطمه!

امتحان پس داده‌‌ای در آسمانها پیش از این

سالها بر عرش می‌تابید نورت چون نگین

حضرت حق چون دلش آمد بیایی بر زمین

واقعاً "الحمد للهِ ، رب العالمین"

جلوه‌ی نور تو را تنها خدایت دید و بس

فاطمه! قدر تو را تنها علی فهمید و بس

عالمی در حیرت از این آسیا چرخاندنت

با تبسم خستگی را از علی پوشاندنت

در عجب روح الامین از طرز قرآن خواندت

پیش نابینا میان حِصن چادر ماندنت

حجب میراثت، حیا سایه نشین چادرت

داده دل حتی یهودی هم به دین چادرت

سفره‌‌ی نان خالی اما سفره‌ی انعام پُر

خانه‌ات میخانه، ساقی با سخاوت، جام پر

از تو راضی و دلش از گردش ایام پر

کعبه از بت خالی اما کوچه از اصنام پر

ای زبانت ذوالفقارِ حیدر بی‌ذوالفقار!

بت شکن! برخیز، بسته دست او را روزگار



موضوع : حضرت زهرا(س)، 
جمعه 1393/01/29

حضرت زهرا(س)-مدح و ولادت


می نویسم به نام حضرت نور

می نویسم به خطِّ شعر و شعور

دست در دست عشق بگذارم

تا رساند مرا به فیض حضور

از تو باید سرود پس حالا

سخنم می رسد به وقت ظهور

دو سه خطّی نگاه می خواهم

تا قلم وصف تو كند ، پرشور

قصد دارم كه مست عشق شوم

بده دستم كمی شراب طهور

تو نه مریم ، نه آسیه ، حوا

تو جدایی زِ هر پری ، هر حور

نام تو منحصر به نام خودت

جلوه كرده درون تو ، مستور

با تو عیسی ، مسیح خواهد شد

وَ كلیمی رسد به وادی طور

اِن یكاد پیمبری ، بانو

تو كه باشی از او بلاست به دور

تو كه مجموعه ی كمالاتی

مادر مهربان ساداتی

ركن دین و اساس ایمانم

من به دست شما مسلمانم

از ازل بیقرار تو بودم

تا ابد بیقرار می مانم

بگذارید از شما باشم

من هم از نسل پاك سلمانم

پر پرواز را به من دادند

تا دخیلت شدند دستانم

دلم از هُرم عشق می سوزد

قطره ای اشك،روضه می خوانم

كوچه ها یاس را نفهمیدند

با همین غصه ها پریشانم

تو كه جان پیمبری ، زهرا

گفته بابات : فاطمه جانم

مدح تو كار احمد و حیدر

من كجا ، مدح تو... نمی دانم

جزء سی را ورق زدم بانو

گفته ام بین صوت قرآنم

لیلة القدر، قدر فاطمه است

لَکَ صَدرَک به صَدر فاطمه است

ای كه در عرش، دولتی داری

در قیامت، قیامتی داری

ای بزرگ قبیله ی عصمت

چه شكوهی، چه شوكتی داری

نطفه ات سیبی از بهشت خداست

عجب اصل و اصالتی داری

هركسی حاضر است خواهد دید

روز محشر ، علامتی داری

دست عباس زیر چادر توست

چه مبارك شفاعتی داری

تو خودت حیدری، برای خودت

رهبری و سیادتی داری

عدّه ای گرگ بی حیا بودند

كه ندیدند ، عزتی داری

دشمنت خوار شد زمانی كه

پشت در دید همّتی داری

گفته ای من فدایی علی ام

چه جلالی ، چه هیبتی داری

فاطمی هركه بود، مادری است

فاطمی هركه ماند، حیدری است



موضوع : حضرت زهرا(س)، 
جمعه 1393/01/29

حضرت زهرا(س)-مدح و ولادت


هلا عاشقان ! فصل شیدایی است

جهان غرق در نور و زیبایی است

هلا عاشقان ! بوی شادی رسید

جهان پر شد از بوی لبخند عید

خبر آمد امروز جشن گل است

جهان روشن از جلوه ی سنبل است

بپاش آب و آیینه ، عشق و گلاب

بخوان با ملایک غزل های ناب

بپاش آب و آیینه ، قرآن بخوان

دو رکعت اشارات عرفان بخوان

بیار آب و قرآن که آدینه شد

جهان ! فصل میلاد آیینه شد

زمین ! مژده ، جان جهان می رسد

زنی روشن از آسمان می رسد

شب مکه امشب ، شبی دیگر است

شب بارش سوره ی کوثر است

بشارت جهان ! لطف بی حد رسید

جهان ! نور چشم محمد رسید

هلا عصمت سبز ، بانوی آب !

سفیر سحر ، دختر آفتاب !

خبر آمد از غیب ، زهرا تویی

به بام جهان ، مهر یکتا تویی

امین خدا ، نور چشم نبی !

تو یار علی ، مادر زینبی

بدون تو ، خلقت صفایی نداشت

خدا بهر خلقت « چرا » یی نداشت

تو خندیدی و شد جهان دیدنی

جهان پر شد از جلوه ی روشنی

تو خندیدی و آسمان شد درست

که این آسمان ، شکل لبخند توست

تو خندیدی و غنچه ها وا شدند

گل یاس و نرگس شکوفا شدند

هلا عصمت سبز ، بانوی گل !

تو می آیی و می وزد بوی گل

تویی فاطمه ، وارث فصل عشق

شکوه شرف ، مادر نسل عشق

چه گویم ز تو ، ای گل یاس عشق ؟

شکوفاترین باغ احساس عشق

ز تفسیــــــــــر آیات تـــــو الـکنم

من بی زبان ، از تو دم می زنم ؟!

بلندست فهم تو ای نور ناب

مُعمّای روشن ! به روحم بتاب

مرا کن چو آیینه ات منجلی

که گویا شوم از دمت ، یا علی !



موضوع : حضرت زهرا(س)، 
جمعه 1393/01/29

حضرت زهرا(س)-مدح


زهی کوی کسی کز خون بود آب خیابانش

ز سرهای عزیزان چیده گلدان گرد میدانش

به خورشید قیامت می شود منجر به هر جلوه

تشرف های آئینه به صحن شبنمستانش

به زیل نام او جز حاشیه متنی نمی جوشد

که دارد منشئاتش شأن فرعیت به عنوانش

چنان وقت کرم از شش جهت بر تاخت می آید

که از پیراهن خود نیز رد گردد به طوفانش

کدامین نعره از سجاده حیدر را مدد فرمود

که می پوشد نعم یا سیدی شمشیر عریانش

زکاتی داشت خونم گیج تحویلش شدم

دیدم که حتی میرود عید سعید فطر، قربانش

دچار رنگ تیغ جلوه اش هم بهت مقبول است

شهید آید به محشر هر جان بازد به بهتانش

زهی بانوی جعفر پاسبان حمزه دربانی

که صد چشمی نگه دار است اورا مرد مردانش

زکوران نیز در ستر تجلی گشته او پنهان

که ممکن بود دیدارش دهد چشمی به کورانش

اگر میلش به اطعام تجلی می کشد حیف است

سر ما شاعران را خود نسازد آب گردانش

گناهانم فدای عصمت محضی چنین یا رب

که یوسف می شود با دیدن او گرگ کنعانش

چنان معصوم بگذشته است از همسایه اش کز

شوق به کارت می برد مریم هنوز از چشم جیرانش

اگر از ناز عزت پشت پلکی می کند نازک

همان کیفیت لطف است افتاده به مژگانش

به جمع پنج تن از چهار سو در هشت چشم آید

علی موسی الرضا پیدا شدا از آئینه بندانش

به قم به چادرش افتاده جمعی یارضا گویان

گروهی حضرت معصومه گویان در خراسانش

چنین شأنی که من میبینم از حیث أحد کامل

ندارم شک که در خلوت پرستیدست شیطانش

حدیث کامل لولاک شرح کاملی دارد

چو لولای در جنت بچرخد تحت فرمانش

به شأن خویش دارد إلتجی از فرط آگاهی

اگر دستی بگیرد در خرامیدن به دامانش

عبور از شام ظلمانی است شرط مردن روشن

کلید برق هستی مانده در آنسوی دارانش

جلالت مرحمی از نوع دیگر دارد ای غافل

همان شمشیر بیرون می زند آخر ز درمانش

به دربار زنی کز غیر خود رو در حجاب آرد

نظر دارد به الله الصمد نقاش ایوانش

به شهر قم به چشمم از دهانی شادباش امد

کدامین پسته خندیدست به بادام سوهانش

به امکان کسی دلداده ام کز شدت اعجاز

جمل را در ته سوزن کند با بار کوهانش

مگو گستاخ شیون بوده این نو شاعرالکن

به قدر وسع خود کرده است معنی تازه کتمانش

***

از وبلاگ تیشه های اشک



موضوع : حضرت زهرا(س)، 
جمعه 1393/01/29

حضرت زهرا(س)-مدح و ولادت


نبض عالم تند تر از پیش گویا می زند

طبع سرد خاک هم دارد به گرما می زند

علت معراج رفتن ها مشخص شد ، چه بود

هر که زهرا را بفهمد ... دل به دریا می زند

می رود رو به کمال آنقدر که حیدر شود

ذو الفقار عدل و رحمش ، برق خوشنامی زند

فاطمه نوریست که وقت طلوعش ، آفتاب -

چون خجالت می کشد از این سمت ، جا می زند

از مناجات خدیجه می شود فهمید که ؛

حرف هایش را چونان طفلی به زهرا می زند !

خانه ی حیدر ندارد احتیاجی به حصیر

مادر این خانه بر فرش جنان پا می زند

واقعش این است دنیا رفته ، به پابوس او

هر چه در ظاهر قدم بر خاک دنیا می زند

پاره ی جان رسول ، آنگونه وارد می شود ؛

که روایت حرف از " قام الیها " می زند

می نویسد تا خدا امضای خود را "فاطمه"

زیر آن با مهر خود " ام ابیها " می زند



موضوع : حضرت زهرا(س)، 

حضرت زهرا(س)-مدح


سلام خالق سلام خلقت سلام احمد سلام امّت

سلام رضوان سلام جنّت سلام غلمان سلام حورا

سلام آدم سلام حّوا سلام مریم سلام عیسی

سلام یاسین سلام طاها به جسم زهرا به جان زهرا

مهین صفیه بهین امینه نهال مکه گل مدینه

رسول حق را سرور سینه ولی حق یگانه همتا

جلال منّان جمال سبحان روان قرآن زبان فرقان

قرار امکان مدار ایمان رسوله حق بتول عذرا

در اوست پنهان کمال سرمد از اوست پیدا جمال احمد

ریاض حسنش گل محمّد بیاض رویش بهشت بابا

نجات بسته به تار مویش حیات روشن به یاد رویش

به عرض حاجت روان به کویش هزار مریم هزار عیسی

دُرِ نبوت گل ولایت محیط رحمت یم عنایت

رسل به نورش شده هدایت یکی به جودی یکی به سینه

هزار یوسف به تخت شاهی هزار یونس به بطن ماهی

به عصمت او دهد گواهی به مدحت او هماره گویا

نیاز دارد نیاز بر او نماز آرد نماز بر او

الا محمّد بناز بر او که او بود تو، تو او به معنا

کجاست آدم کجاست حوا کجاست مریم کجاست عیسی

کجاست رضوان کجاست حورا که سجده آرد به خاک زهرا

ستاره اشک شب نیازش سپهر سجّادهۀ نمازش

خداپرستان کشند نازش اگر نگاهی کند به ترسا

به هر کلامش هزار حکمت به هر پیامش هزار حجّت

به هر نگاهش هزار جنّت به هر قیامش هزار طوبی

بتول اول رسول ثانی سپهر حکمت یم معانی

خدای دادش خدا یگانی به اهل دنیا به خلق عقبی

اگر تو داری به او محبّت و گر مرا هست از او مودّت

تو را به باغ جنان چه حاجت مرا زقعر سَقَر چه پروا

ضلالت از ما هدایت از او توسّل از ما عنایت از او

اطاعت از ما ولایت از او ولایت از او اطاعت از ما

زبان گشودم به مدحت وی سنائی ام گفت بگوش هی هی

«به کنه ذاتش خرد برد پی اگر رسد خس به قعر دریا»

وجود بسته به بود و هستش خرد، تفّکر، دو پای بستش

الا محمّد ببوس دستش که اوست دست خدای یکتا

خدا به قرآن کند ثنایش رسول خیزد به پیش پایش

علی به حسن خدا نمایش جمال حق را کند تماشا

فلک به کویش پناه دارد ملک به سویش نگاه دارد

دو آفتاب و دو ماه دارد دو عالم افروز دو عالم آرا

الا که روح مطهّری تو الا که جان پیمبری تو

فرشتگان را تو رهبری تو به فیض الهام به نور سیما

ائمه حجّت برای امت تو بر ائمه هماره حجت

کنند از تو همه اطاعت چنان که از ذات حق تعالی

بهشت وحی آشیانۀ تو صدای قرآن ترانۀ تو

بدین جلالت زخانۀ تو شرار آتش گرفت بالا

زگریه بسته ره گلویت زغصه گشته سفید مویت

چو خورد سیلی به ماه رویت جهان سیه شد به چشم مولا

قسم به قرآن عدو ترا کشت چه بی گنه کشت چه ناروا کشت

یکی نپرسید از او چرا کشت یکی نگفتا چه کرده زهرا

تو جان خود را به کف نهادی زدست رفتی زپا فتادی

گه اوفتادی گه ایستادی رها نکردی امام خود را

خزان جفا کرد به لالۀ تو که رفت از کف سلالۀ تو

مدینه لرزید زناله تو پرید رنگ علی اعلا

زچشم خود خون، ببار میثم زسینه آتش برآر میثم

هر آنچه داری بیار (میثم) به پای عترت بریز یکجا



موضوع : حضرت زهرا(س)، 
جمعه 1393/01/29

حضرت زهرا(س)-مدح و مناجات


مادرم ! عالم همه مبهوت و حیرانِ شماست

آسمانها و زمین هم تحتِ فرمان شماست

عالمی را با نگاه خود مسلمان می كند

هر كه تسلیم شما گشته مسلمان شماست

ما كه تنها ریزه خوارِ خوانِ لطفت نیستیم

رزق میكائیل هم از سفره و خوان شماست

صور اسرافیل با ذكر تو احیا می كند

جان عزائیل هم در مشت دستان شماست

اینهمه از تو نوشتم خوب میدانم كه این

قطره ای ناچیز از دریای احسان شماست

گر چه ناچیزم ولی دلبسته ی كوی توأم

شكر حق بی بی كه دست من به دامان شماست



موضوع : حضرت زهرا(س)، 
جمعه 1393/01/29

حضرت زهرا(س)-مدح و ولادت


ملیکه ای ملکوتی سریر می آید

الهه ای به نقابی حریر می آید

ز عرش بس که فرشته ز فرش می بارد

صدای هلهله از چرخ پیر می آید

پیاله ها همه لبریز و تاکها سیراب

چه کوثری است که این سان کثیر می آید

تمام آینه ها را شکسته انوارش

شگفت آینه داری منیر می آید

چنان شکوه نزولش گرفته عالم را

که آفتاب غباری حقیر می آید

زمین به شوق قدومش به خویش می بالد

و هرچه هست به چشمش فقیر می آید

شب است و کعبه چه نا باورانه می بیند

که ابر مهر به این گرم سیر می آید

هزار آبشار از بهشت می ریزد

هزار چشمه به چشمم کویر می آید

به سوی خانه ی خورشید دستهاست بلند

که مادرانه کسی دستگیر می آید

رسید کعبه برای طواف قبله ی خود

به گرد خانه ی او سر به زیر می آید

گشود شهپر خود را و گفت جبرائیل

چقدر زیر قدومت حصیر می آید

ز فرط شوق پیمبر به خود نمی گنجد

ز عطر هر نفسش یا مجیر می آید

گرفت تنگ درآغوش و دید از قلبش

صدای زمزمه ای دلپذیر می آید

تپش تپش ز دلش یا علی علی جاریست

نفس نفس ز لبش یا امیر می آید

رسید تا که بدانند آسمانی ها

برای شیر خدا هم نظیر می آید

بگو به دشمن مولا که دشمن زهراست

هنوز از دهنت بوی شیر می آید

قسم به مادر دریا،قسم به مادر آب

که شور موج به هر آبگیر می آید

طلوع می کند از پشت ابرها خورشید

ز شام غیبت خود گرچه دیر می آید

برای آنکه ببینیم قبر مادر را

ز راه مرحم زخم غدیر می آید



موضوع : حضرت زهرا(س)، 
جمعه 1393/01/29

حضرت زهرا(س)-مدح و ولادت


كیست زهرا آنكه عطر سیب جنّت می دهد

نام زیبایش به جان و دل محبت می دهد

كیست زهرا آنكه خلقت بی وجودش هیچ نیست

او كه پیوند نبوت با امامت می دهد

كیست زهرا بانویی از جنس باران جنس نور

رحمت نابی كه بر هر سینه بهجت می دهد

كیست زهرا دختری بهتر ز مادر بر پدر

آنكه درس مادری بر كل خلقت می دهد

كیست زهرا حضرت انسیۀ حوراستی

نور آن حوریّه بر انسان طهارت می دهد

كیست زهرا حضرتِ عبدِ عبیدِ كردگار

آنكه با رفتار خود درس اطاعت می دهد

كیست زهرا آنكه دارد بر بشر فخر و شرف

هركه پوید راه وی بر خویش قیمت می دهد

فاطمه آموزگار مكتب پیغمبران

فاطمه بر اولیا درس شجاعت می دهد

مِهر او صدجا گِره از كارها وا می كند

نام او حتی به هر مظلوم قدرت می دهد

در جهان زهرائیان برتر ز خَلق عالمند

پس خدا ایرانیان را خویش رفعت می دهد

هركه دارد حبّ زهرا را خداوند كریم

بر محبّ حضرتش از غیب نصرت می دهد

پرچم زهرا به هر كشور شود در اهتزاز

بی گمان آن خطّه را الله عزت می دهد

هركه سازد راه زهرا را مرام خویشتن

دیر یا زود عاقبت تشكیل دولت می دهد

گفتمانِ پیشرفتَش هم شعاری بیش نیست

آنكه روی مصلحت شور عدالت می دهد

سالكِ بی ادعا در هر فراز و هر نشیب

با دل و جان تن به فرمان ولایت می دهد

مكتب زهرا كجا و مكتب بیگانگان

مكتب زهرای اطهر درس غیرت می دهد

□□□

كیست زهرا نام او ما را وجاهت می دهد

كیست زهرا آنكه دلها را حلاوت می دهد

بانوان فاطمی درس تشخّص خوانده اند

چون فضیلت های او زن را اصالت می دهد

روز مادر را به مادر می توان تبریك گفت

مادر هستی اگر زهراست ، رخصت می دهد

چادرش غیر مسلمان را مسلمان می كند

با حجاب و عفتش تعلیم عفت می دهد

چون به محراب نماز خویش می سازد قیام

هر ركوع و سجده اش خوف قیامت می دهد

با وجود آن مصیبت های سخت و بی شمار

خطبه های آتشینش درس همت می دهد

هركجا بیداریِ دلهاست مرهون وِی است

قصۀ پر غصۀ او درس عبرت می دهد

گركه اُمت های اسلامی به او روی آورند

خود نشانِ توده ها، راه هدایت می دهد

یوسف زهرا به او وقتی توسل می كند

پیرو دستور او پایان به غیبت می دهد

بعد حكم مهدی اَش رو می كند سوی حسین

وز میان قتلگاهش اذن رجعت می دهد

بر تمام مومنین و شیعیان و شاهدان

مُهر رجعت را بدستان كرامت می دهد

روز محشر چون ندا آید كه آمد فاطمه

حضرت سبحان به او اذن شفاعت می دهد

چونكه اسباب شفاعت را بگیرد روی دست

دست قهّار خدا حكم قضاوت می دهد

ایزد منّان میان آیه های مُصحَفَش

بر جفا كاران او دستور لعنت می دهد

این دعای خیر باید زینت لب ها شود

اِنتقم یا منتقم! تیغ تو نصرت می دهد

***

از وبلاگ حاج محمود ژولیده



موضوع : حضرت زهرا(س)، 

حضرت زهرا(س)-مدح و ولادت


عشق وقتی مرا صدا می کرد

درد جان مرا دوا می کرد

چون نسیمی دل غریب مرا

با گلی یاس آشنا می کرد

به روی تشنگان رحمت دوست

در رحمت دوباره وا می کرد

همچو مرغ سحر همه هستی

زمزمۀ خدا خدا می کرد

گاه دستم به آسمان ها بود

گه زبان دلم دعا می کرد

با گلابی که ریخت از چشمم

گفتگو با ستاره ها می کرد

چون پرستوی عاشقی بودم

که پر و بال شوق وا می کرد

چه شب پُر ز رحمتی که خدا

هرچه می خواستم عطا می کرد

به امید مدینۀ زهرا

دل غمدیده گریه ها می کرد

عشق با خود پیام شادی داشت

مرغ دل را ز غم رها می کرد

گوش جان باز کردم و هاتف

این سخن دم به دم ادا می کرد

صلوات علیه من غفار

وعلی اهلبیت الاطهار

گل چو دفتر گشود یازهرا

بلبل از تو سرود یازهرا

بر مشامم ز عرش در قدمت

می رسد بوی عود یازهرا

حوریان درحضور تو آیند

به سلام و درود یازهرا

سائلان حریم تو هستند

کرم و لطف و جود یازهرا

عشق در هر کجا که زانو زد

از تو گفت و شنود یازهرا

به ولای تو کز ازل مهرت

دل ما را رُبود یازهرا

عطر جنّت به عرش بخشیدی

در قیام و قعود یازهرا

دین و ایمان و عصمت و تقوا

از تو دارد نمود یازهرا

به خدا آگه از مقام تواند

همه غیب و شهود یازهرا

گر بنام تو لب گشودم من

لطف لطف تو بود یازهرا

صلوات علیه من غفار

وعلی اهلبیت الاطهار   



موضوع : حضرت زهرا(س)، 

حضرت زهرا(س)-مدح و ولادت


ای بانوی اطهر نمونه

وی دخت پیمبر نمونه

ای فاطمه ای حبیبه حق

مشهور به کوثر نمونه

مام حسنین و زینبینی

ای طاهره مادر نمونه

غیر از پدرت کسی ندارد

مانند تو دختر نمونه

طوبا به مقام تو علی را

هم کفوی و همسر نمونه

گنجینه علم و معرفت را

ناید چو تو گوهر نمونه

عقد تو در آسمان ملک خواند

ای همسر شوهر نمونه

زینب ز تو درس منطق آموخت

تا گشت سخنور نمونه

ای در حرم از ملک مقرب

ای بر فلک اختر نمونه

رو هر که به درگهت نهاده

بگرفته فر از در نمونه

از لطف تو درتمام عالم

ایران شده کشور نمونه



موضوع : حضرت زهرا(س)، 
پنجشنبه 1393/01/28

حضرت زهرا(س)-مدح و ولادت


امشب نشسته ام بنویسم ترانه ها

از باغ از بهار من از مادرانه ها

از دست پُر امیدم و تسبیح دانه ها

از این دلی که پر زده از آشیانه ها

شکرش میان این همه سر سروری شدیم

مانند یازده پسرش مادری شدیم

آیینه ای گرفته خدا در برابرش

خورشیدی از تمامی انوار انورش

امشب خدا نشسته خدا با پیمبرش

امشب پدر رسیده به دیدار مادرش

تعظیم تو به او نه که بر هست واجب است

از این به بعد بوسه بر این دست واجب است

تا مه کرده نام شما قیل و قال را

پیدا نموده با تو کرامت کمال را

گم کرده عقل پیش شکوهت خیال را

پنهان جمال کردی پیدا جلال را

هر چند کار توست که پیغمبری کنی

تو آمدی که پای علی حیدری کنی

این باغ ها معطر زهراست یا علی

این موج موج کوثر زهراست یا علی

آری تمام باور زهراست یا علی

نام تو نام دیگر زهراست یا علی

آغاز آفرینش از آغاز فاطمه است

یعنی علی حقیقت اعجاز فاطمه است

خورشید زیر پای تو خشت محقریست

کار نگاه چشم شما ذره پروریست

خاک حسینیه شدنم لطف مادریست

خانم تمام حرف من این بیت آذریست

"بنیانگذار مکتب غیرتدی فاطمه

عباسَ درس معرفت اُورگدی فاطمه"

عمریست تا به لطف تو زنجیر می شویم

با بوی نان تازه نمک گیر می شویم

باز از تنور روشن تو سیر می شویم

شکرش ! کنار خانه تو پیر می شویم

در روضه باز چایی دم کرده ی تو بود

این لطف ، لطف دست وَرم کرده ی تو بود

خانم میان صحن رضا نام تو بس است

پای ضریح وقت شفا نام تو بس است

پایین پا به جای دعا نام تو بس است

دردی مگر برای دوا نام تو بس است

نام تو بر لبم دم باب الجواد بود

فیض تو بود از سر من هم زیاد بود

آواره ایم پای شما خوش بحال ما

مشمول هر دعای شما خوش بحال ما

پروانه ی عزای شما خوش بحال ما

مجنون کربلای شما خوش بحال ما

آهی بکش که سینه ی ما کربلایی است

تا یاد توست حال دلم مجتبایی است

می خواست حامی مادر شود نشد

مرهم برای زخم کبوتر شود نشد

تا مانع هجوم ستمگر شود نشد

شاید به جای روی تو پرپر شود نشد

ای وای من که برگ گلی ضرب شست خورد

ضربی ز روی و ضربه ای از پشت دست خورد



موضوع : حضرت زهرا(س)، 
پنجشنبه 1393/01/28

حضرت زهرا(س)-مدح


می نویسیم اگر یا زهرا

کار داریم همه با زهرا

مینویسیم هزاران دفعه...

فاطمه، فاطمه، زهرا، زهرا

وصف او را ز سر ناچاری...

مینویسم، و الا زهرا...

فاطمه بود سراپا احمد

مصطفی بود سرا پا زهرا

هر کسی را که ز نسلش دیدیم

حرمی داشته، الا ...



موضوع : حضرت زهرا(س)، 
پنجشنبه 1393/01/28

حضرت زهرا(س)-مدح


کوثر نبود، ساقی کوثر نداشتیم

حرفی برای طعنۀ –أبتر- نداشتیم

راز تکامل همه ی خاک ها تویی

بی لطف و ذره پروری ات زر نداشتیم

سرمایه ی محبت زهرا اگر نبود

چیزی برای لحظۀ آخر نداشتیم

در کوچه راه می روم و فکر می کنم

قطعا بدون فاطمه، حیدر نداشتیم

بار امامت است که او حمل می کند

بی نسل او که مذهب جعفر نداشتیم

قرآن بدون سورۀ کوثر تمام نیست

بی فاطمه هدایت برتر نداشتیم

وقت نزول وحی خدا گفت: جبرئیل

زهرا اگر نبود، پیمبر نداشتیم

جریان کوچه و در و دیوار اگر نبود

سوگند می خوریم که محشر نداشتیم

***

با تشکر از شاعر گرامی برای ارسال این شعر



موضوع : حضرت زهرا(س)، 
پنجشنبه 1393/01/28

حضرت زهرا(س)-مدح


دریایی و دل دادی یک روز به دریایی

این شد که پدید آمد از عشق تو دنیایی

هم صاحب آبی تو، هم روح حجابی تو

هم نور دل ساقی، هم مادر سقایی

شیدای شکوه تو تنها دل حیدر نیست

عالم همه مجنونند وقتی که تو لیلایی

از نور تو یا کوثر! ـ تا کور شود ابترـ

دارد دل پیغمبر چه ام ابیهایی!

مرضیه و راضیه، ریحانه و حانیه

منصوره و مستوره، به به! که چه اسمایی

معصومه‌ای و عصمت از نام تو می‌جوشد

هم کوثر و تسنیمی، هم سدره و طوبایی

باغی شده پر برکت، بهتر شده از جنت

حالا که زمین دارد انسیه حورایی

آن روز چرا محشر نامش نشود؟ آخر

آن روز تو می‌آیی ای جلوه‌ی زیبایی!

هم دختر طاهایی هم همسر مولایی

قدر تو ولی این نیست، اینست که زهرایی

گفتند که پنهانی، اما به خدا دیدم

هر لحظه که درماندم، آن لحظه همان جایی

در خواندن تو سوزی است، با ما تو بخوان مادر!

"ای پادشه خوبان داد از غم تنهایی"



موضوع : حضرت زهرا(س)، 
پنجشنبه 1393/01/28

حضرت زهرا(س)-مدح  


از فاطمه اکتفا به نامش نکنید

نشناخته توصیف مقامش نکنید

هر کس که در او محبت زهرا نیست

علامه اگر هست سلامش نکنید



موضوع : حضرت زهرا(س)، 
پنجشنبه 1393/01/28

حضرت زهرا(س)-مدح و ولادت


از  آسمان قدوسیان آواز کردند

درهای رحمت را دوباره باز کردند

در موسم میلاد یاس باغ عصمت

در باغ جنت بلبلان آواز کردند

در آسمان ها عرشیان با شور و شادی

جشن سرور و شادمانی ساز کردند

در وصف و مدح کوثر ختم رسولان

امشب تمام قدسیان لب باز کردند

او محرم راز خدا بعد از نبی بود

گر مکه را آیینه دار راز کردند

امشب ملائک بر نبی تبریک گفتند

تا صبح گرد خانه اش پرواز کردند

آندم که سر زد روی زهرا بر دو عالم

سادات زین مادر به عالم ناز کردم

حیرت مکن ای دل اگر گویم به عالم

پیغمبران با مهر او اعجاز کردند

در هر گرفتاری و غم حتی امامان

با ذکر نامش درد خود ابراز کردند

امروز آمد از جنان امّ "وفائی"

خلق جهان را بعد او آغاز کردند



موضوع : حضرت زهرا(س)، 
پنجشنبه 1393/01/28

حضرت زهرا(س)-مدح


باران گرفت و سینه پر از عطر یار شد

بلبل غزل سرود و چمن بیقرار شد

پیچید در طبیعت دنیای خاکیان

عطر تبسم تو و نامش بهار شد

تنها به شوق بوسه زدن بر عبای تو

هر قاصدک به دوش نسیمی سوار شد

ای کاش جایگاه خودش را به من دهد

آن ذره ای که بر سر راهت غبار شد

هر شاعری فرزدق و دعبل نمی شود

هر کس که خاک پای تو شد شهریار شد



موضوع : حضرت زهرا(س)، 
پنجشنبه 1393/01/28

حضرت زهرا(س)-مدح و ولادت


صدای ساز طربناك قدسیان آید

چه عاشقانه نوایی به گوش جان آید

فرشتگان ز زمین تا به عرش پل زده اند

مسیر آمدنش را ز شوق گل زده اند

خدا ز راه محبت گرفته این تصمیم

كند هدیه به پیغام آورش تقدیم

به پاس آن همه رنجی كه احمد محمود

كشید در ره دین و پرستش معبود

خدا هدیه ی ارزنده ای به طاها داد

به اجر زحمت او گوهری چو زهرا داد

برای كوری چشمان هركه گفت ابتر

عطا نمود احد بر حبیب خود كوثر

چه كوثری كه حیا خانه زاد و بنده ی اوست

تمام حجم محبت دل تپنده ی اوست

چه كوثری كه همه هستی علی باشد

و یار و همدم  تنهایی ولی باشد

چه كوثری كه حسن زیسته حسن زاده

برای خدمت او عرش و فرش آماده

چه كوثری كه به دامن حسین پرورده

برای یاری اسلام زینب آورده

خدیجه محو تماشای چهره ی پاكش

خدا به خاطر او خلق كرده افلاكش

نماد عفت و عصمت ‍‍، نماد صبر و حیا

ملیكه ی ادب و پارسایی و تقوا

هم آنكه مادر دین است و محور اسلام

به قدر و مرتبه ی او هزار بار سلام

***

سلام برتو كه سرمایه ی پیامبری

میان مصحف حق آیه ی پیامبری

سلام بر تو كه تاج از شرف به سر داری

به روی دامن خود چون حسن پسر داری

نسیم عشق تو سرمست می كند جان را

شمیم مهر تو سازد تمام ایمان را

حریم ستر تو را جبرئیل شد دربان

وخطبه ی تو بود مستدل چنان قرآن

به عشق پاك علی تا همیشه خاتمه ای

میان كلّ خلایق فقط تو فاطمه ای

سلام بر تو كه بهر دفاع از همسر

گذشتی از پسر و دست شستی از پیكر

سلام بر تو و بر خون پاك پهلویت

سلام بر تو كه گشته سیاه بازویت

قسم به غربت حیدر  قسم به داغ علی

به آن نگاه غریبت كه شد چراغ علی

قسم به قلب پر از مهر تو كه دید آزار

قسم به سینه ی مجروح از در و دیوار

قسم به قبر غریب ز دیده ها پنهان

قسم به منتقم خون تو ، امام زمان

كه جسم بی رمقم را مدینه مهمان كن

و مادرانه نگاهی به ما فقیران كن

***

با تشکر از شاعر گرامی برای ارسال این شعر



موضوع : حضرت زهرا(س)، 
پنجشنبه 1393/01/28

حضرت زهرا(س)-مدح


عالم تمام غـرق تـمـنای فاطمه سـت

اصلا دلیل خلق، تماشای فاطمه ست

باشد به زیر سایه ی مهرش تمام خلق...

هـرذره ای کـه زیر قدمـهـای فاطمه ست...

هاجر که زمزم از قدم کودکش شکفت

در آرزوی بوسه ای از پای فاطمه ست

عیسی که مرده از نفسش جان گرفته بود

در آرزوی فـیــض نـفـس هـای فـاطـمـه ست

موسی که با عصاش دل بحر می شکافت

بی بادبان فــتـاده به دریــای فـاطـمه سـت

مـریـم کجا و رسیدن بر گرد پای او

مریم کنیز زینب کبرای فاطمه ست

او زن بُــوَد ولـــی بــه خــداونـد تا به ابد

مردانگی خلاصه ی معنای فاطمه ست

امــا بــه جـز عـلـی که سزاوار مدح اوست؟

آری فقط علیست که همتای فاطمه ست

رخسار نیلی و قدِ خم ، بازوی كبود

این ها همه نشان ز تولای فاطمه ست



موضوع : حضرت زهرا(س)، 
پنجشنبه 1393/01/28

حضرت زهرا(س)-مدح و ولادت


یا فاطمه جان دست من و دامانت

ای چشم امید هـمه بـر احــسانت

بادا به فـدایت پــدر و مـــادر من

ای گـفته مـحمد پـدرت قــربانت

٭٭٭

نــــور دل و دیـدۀ پـیمبر زهـراست

اُم الحَسَنین و کُـفو حــــیدر زهراست

آن خــیر کـثیر را کـه فَــرط کــمال

ایـزد بستود و خواند کوثـر زهراست

٭٭٭

یا فاطمه ای منشاء خـــیر و بــرکات

مــهر تـو بود قـبولی صــوم و صـلات

فـرموده نبـی خـدا گــــــناهش بـخشد

هـر کس کـه بـرای تـو فـرستد صلوات



موضوع : حضرت زهرا(س)، 
پنجشنبه 1393/01/28

حضرت زهرا(س)-مدح


ما زنده از آنیم که بهر تو بمیریم

اصلاً به همین عشق به دام تو اسیریم

تو عرش نشین هستی و تو خیر کثیری

ما خاک نشینیم و گدائیم و فقیریم

ای زهره ی الله که منظومه ی نوری

باران بزن این ظلمت ما را که کویریم

ای کاش که در جمع "محبان" تو باشیم

با این که چو یک "دانه ی خردیم"، حقیریم

این آروزی ماست که فردای قیامت

در زمره ی عشاق شما جای بگیریم

در عرصه ی محشر به همه فاش بگوییم

ما مست می کوثر و صهبای غدیریم

مایی که سری پر ز تمنای تو داریم

جز در کنف لطف تو سامان نپذیریم

تا جود تو در کوچه هوادار فقیر است

ما رهگذر دائم این کوی و مسیریم



موضوع : حضرت زهرا(س)، 
پنجشنبه 1393/01/28

حضرت زهرا(س)-مدح و ولادت


خدا را تجلاّی دیگر مبارک

نشاط و سرور پیمبر مبارک

تبّسم به لب های حیدر مبارک

به افلاک توحید، محور مبارک

به سادات میلاد مادر مبارک

به قرآن بگویید کوثر مبارک

گل باغ عصمت فداها خوش آمد

جمال خدا روح طاها خوش آمد

پیمبر بود محو خورشید رویش

خدیجه شده مات حسن نکویش

درود خدا باد بر خُلق و خویش

نیاز آورد صد چو رضوان بسویش

ملک راست ذکر و دعا گفتگویش

محمّد ، محمّد، ببوسش ببویش

که آیات نور است نقش جمالش

کمال است مبهوت فضل و کمالش

گل است و رباید دل از باغبانش

مه است و شرف داده بر آسمانش

سلام خدا باد بر جسم و جانش

محمّد بود زائر آستانش

خداوند را وحی ثانی بیانش

زمین غرق نور آمد از دودمانش

وجودش سراپا بهشت محمّد

بهشت محمّد  سرشت محمّد

به گردون بگویید این محور تو ست

به حوّا بگویید این سرور تو ست

به آدم بگویید این مادر تو ست

به حیدر بگویید این همسر تو ست

به احمد بگویید این دختر تو ست

به قرآن بگویید این کوثر تو ست

به فردوس گویید افتد به پایش

به جبریل گویید گوید ثنایش

امامت گل سرخی از دامن او

ولایت بهاریست از گلشن او

نبوّت در آیینه ی روشن او

شفاعت شمیمی ز پیراهن او

علی دوستی همچو جان در تن او

بهشت سماواتیان مدفن او

گرفته حیات از دمش تا قیامت

نبوّت، رسالت، ولایت، امامت

فلک گشته بر گرد بیت گلینش

ملک سجده برده به خاک زمینش

گرفته ز دم روح روح الامینش

خداوند را دست در آستینش

نبی عاشق طلعت نازنینش

علی زنده از خندۀ دلنشینش

خدا مدح فرموده در هل اتایش

پدر بارها گفته جانم فدایش

خدا برد معراج، پیغمبرش را

به او داد نیکوترین گوهرش را

نه نیکوترین گوهرش کوثرش را

نه کوثر که صدّیقه ی اطهرش را

نه صدّیقه ی اطهرش مظهرش را

نه مظهر که آیینه ی منظرش را

سلام خدا بر جمال و جلالش

که مولا علی گشته محو کمالش



موضوع : حضرت زهرا(س)، 

حضرت زهرا(س)-مدح


فاطمه نیّر عالمتاب است

مهدی او همه را ارباب است

کوثرش خوانده خدا در قرآن

کائنات از قدحش سیراب است



موضوع : حضرت زهرا(س)، 
یکشنبه 1393/01/24

امام زمان(عج)-مناجات فاطمیه


می رسد آنکه به دستش گره ها وا شدنی است

آنکه با آمدنش نـور هویـدا شدنی است

غم مخور ای دل سرگشته سحر نزدیک است

شب ظلمــانی این بادیه فردا شدنی است

علت دوری از یــار گنـاه است گنـاه

ورنه پابوسی آن ساکن صحـرا شدنی است

این همه اشک که جاری شده ، با آمدنش

رودهایی است که تبدیل به دریا شدنی است

هیچ امّــید نداریم به تدبیر کسی غیر از او

عشق در دولت مهدی است که معنا شدنی است

مادرش درس به ما داد که تنهــا و غریب

پشت در ، بین گذر ، یاری مولا شدنی است

منتقم می رسد و با غضب حیــدری اش

انتقام گل نشکفته ی زهرا شدنی است

بر سر تربت مـــادر عَلَمی خواهد زد

قبر پنهان شده ی فاطمه پیدا شدنی است

***

با تشکر از شاعر گرامی برای ارسال این شعر



موضوع : امام زمان(عج)-مناجات فاطمیه، 

حضرت زهرا(س)-مدح و شهادت


زهرا اگر نبود نشان از بقا نبود

خلقت اگر نبود ظهور خدا نبود

آیینه ی تجلی وحدانیت بود

او بی صفات ذات خدا بر ملا نبود

بر محور محبت او شد جهان بنا

بی این عمود خیمه ی هستی بپا نبود

می شد اگر حقیقت نوریه اش عیان

دیگر مجال سوره ی شمس الضحی نبود

حبل المتین عشق فقط قصه بود و بس

گر رشته های چادر خیرالنسا نبود

مدحش گرفته می شد اگر از کتاب وحی

قدری نبود ، کوثری و هل اتی نبود

می زد اگر نبوت او را خدا رقم

دیگر نیاز آمدن انبیا نبود

بیت معظمش که بود مرکز فلک

روزی نبود موقف اهل سما نبود

محشر الی الابد به درازا کشیده بود

زهرا اگر شفیعه ی روز جزا نبود

اصل نماز درک وجود لطیف اوست

زهرا اگر نبود نمازی بپا نبود

حج با طراوت است به یمن جهاد او

سعی اش اگر نبود حرم را صفا نبود

گمراه و راه گمشده تا صبح محشر است

آن دل که مهر فاطمه اش مقتدا نبود

قبله از اوست مفتخر و کعبه محترم

بی فاطمه حریم و حرم را بقا نبود

خلقت به مهر فاطمه اجماع چرا نکرد ؟

با آن همه دلیل که جای چرا نبود

خیری نداشت عالم ، اگر فاطمه نداشت

خیر کثیر حضرت خیرالنسا نبود

ام الائمه النجبایش نگفته اند ؟

ام اب است و مادر آل عبا نبود ؟

زهرا مگر عنایت خاص خدا نبود ؟

زهرا مگر سلاله ی بدرالدجی نبود ؟

زهرا مگر طراوت روح دعا نبود ؟

زهرا مگر تجسم راه ولا نبود ؟

زهرا مگر تجلی عرفان و دین و عشق

آیینه دار معرفت کبریا نبود ؟

زهرا مگر شریفه ، زکیه ، حدیثه نیست ؟

زهرا مگر عفیفه و ام الحیا نبود ؟

با آن سفارشات گران بار مصطفی

جایی برای رفتن راه خطا نبود

زهرا اگر نبود ، حسینی بجا نبود

بی فاطمیه صحبتی از کربلا نبود

بی فاطمیه نور شهادت عیان نبود

بی فاطمیه جلوه نما نینوا نبود

بی فاطمیه اشک جهاد آفرین نبود

شور حسینیان نمکش از بکا نبود

زهرا لباس آخرتش از بهشت بود

سهم حسین وای که جز بوریا نبود

ششماهه ی مدینه به خون گر نمی نشست

ششماهه ی رباب به غربت فدا نبود

پامال کینه گر گل عشق علی نبود

شاخه گل حسن ز جفا زیر پا نبود

دستش اگر به پای ولایت نمی شکست

دستی کنار علقمه از تن جدا نبود

با این همه جلالت و با این همه مقام

تکذیب آن وجود خدایی سزا نبود

توهین به شان عصمت آیات نور شد

این ناروا به ساحت قدسش روا نبود

شهر مدینه حاصل ذکر ولا نشد

آنجا کسی مقیم حدیث کسا نبود

با هیچ امانتی نشود اینچنین عمل

گیرم که او امانت خیرالوری نبود

دیوانه وار شعله به دست آمدند روز

بر درب خانه ای که شبی بی گدا نبود

غیر از شقایقی که به رویش شکفته بود

در آن خزان غمزده یک غنچه وا نبود

مسمار و تازیانه و سیلی و فاطمه !

گیرم معاد و محشر و عدل خدا نبود

گیسو اگر به راه پریشان نکرده بود

از تند باد حادثه حیدر رها نبود

مخفی اگر نبود مزار شریف او

فریاد غربت بشریت رسا نبود

از رویت خسوف هلالش هلال ماند

پشتی که جز مقابل یکتا دو تا نبود

مادر ز قاتل پسرش کی رضا شود ؟

از قاتلان محسن خود او رضا نبود

گفتا مراثی اش به عطوفت بیان نما

یک ذره رحم ، در دل این ماجرا نبود

مادر کنار ساحل خون بود و ، طفل غرق

در پیچ و تاب واقعه بابا چرا نبود ؟

ای سبز پوش صبح فرج ، مهدیا بگو

سرخی پنجه های عدو از حنا نبود



موضوع : حضرت زهرا(س)-شهادت، حضرت زهرا(س)، 

حضرت ام البنین(س)-وفات


مردم بهم شیرآفرین نمیگن

داره من و میکشه این "نمیگن"

ام البنین چقد بهم می اومد

دیگه بهم "ام البنین" نمیگن

 

ام البنین شدن چه دردسر داشت

تابوتش و معلوم نشد کی برداشت

غریبیِ امروزش و نبینید

ام البنین ی روز چهار پسر داشت

 

بوی علی چارتاییشون می دادند

خیلی برا فاطمه جون می دادند

یادش بخیر دور و برم که بودن

همه من و به هم نشون می دادند

 

کبوتر مدینه پر نداره؛

خونه م ستاره و قمر نداره؛

"دیگه من و ام البنین نخونید"

ام البنین دیگه پسر نداره؛

 

غصه و ماتم من و میبینن

اوضاع درهم من و میبینن

اونایی که محو رشیدیم بودن

حالا قد خم من و ...

 

کشته شدن ولی خبر نداشتم

به هیچ کدومشون نظر نداشتم

تا می بینید من و بگید:"حسین جان"

اصلاً خیال کنید پسر نداشتم

 

دلم شکسته؛ می دونم شکسته

قدم کمونه؛ گمونم شکسته

روزا میام تو آفتاب می شینم

از چار طرف سایه بونم شکسته

 

همه ش می گفت: برام گلاب نیارید

من و دیگه پیش رباب نیارید

سر مزار من اگه اومدید

هر چی میارید ولی آب نیارید؛

***

از سایت روضه



موضوع : حضرت ام البنین(س)، 
یکشنبه 1393/01/24

حضرت ام البنین(س)-مدح و مصائب


همسایه های لقمه ی نانت فقیرها

سجاده ی عروج تو تکه حصیرها

"انفاق" خُلق اوست که همسفره ی علی است...

بر همسر امیر نیاید حریرها

راه کمال تو به کنیزی زینب است

اینجا برای قرب، جدا شد مسیرها

تو مادری برای علمدار کربلا

یعنی که دست بوس شمایند امیرها

تازه شروع کرب و بلای مدینه است

وقتی که می رسند به یثرب اسیرها

در پاسخ سوال "حسینم چه شد؟" هنوز

لکنت گرفته است زبان بشیرها

**

باید کنار "ام بنین" گفت "فاطمه"

تا چشمه سار ساخت ز چشمِ کویرها

هیزم...تنور...زخم علی تازه می شود...

نان می شود ز داغ دل او خمیرها

هر کس که بغض داشت خودش را رسانده بود

آتش زدند خانه ی حق را اجیرها



موضوع : حضرت ام البنین(س)، 
شنبه 1393/01/23

حضرت ام البنین(س)-مدح و مصائب


با نور استجابت و ایمان عجین شدی

وقتی که با ولی خدا همنشین شدی

عطر بهشت در نفست موج می‌زند

حالا دگر تو بانوی خلدبرین شدی

زهرا که رفت دلخوشی از خانه رفته بود

تو آمدی و این همه شور آفرین شدی

بی شک برای مادری زینب و حسین

شایسته ای که فاطمه ی دومین شدی

در سیره ات شکوه نجابت چه دیدنی ست

آوازه ی خضوع و خشوعت شنیدنی ست

آن روز که خدا به تو هم داد نور عین

او را طواف داده ای دور سر حسین

یعنی حسین فاطمه! جانم فدای توست

عباس من، فدایی کرب و بلای توست

با خود دوباره خاطره ها را مرور کن

از روزهای خوب مدینه عبور کن

این روزها که خاطره ها همدمت شدند

تنها انیس قلب پر از ماتمت شدند

چندی ست پاره های دلت رفته اند آه

تو مانده ای و نم نم این اشک گاه گاه

با قلب تو حکایت هجران چه ها نکرد

یک لحظه هم تو را غم و غربت رها نکرد

تنگ غروب بود و دلت ناگهان گرفت

مانند چشم ابری تو آسمان گرفت

پر شد ز عطر سیب غریبی هوای شهر

پیچید بوی پیرهنی در فضای شهر

مثل نسیم کوچه به کوچه خبر وزید:

مادر بیا که قافله ی کربلا رسید

یک شهر چشم منتظر و اشک بی امان

برگشته است از سفر عشق کاروان

برگشته با تلاطم اشک و خروش آه

دارد هزار خاطره از دشت و خیمه‌گاه

تو می رسی و روضه هم آغاز می شود

بغض از گلوی خاطره ها باز می شود

هر کس نشسته گوشه ای و روضه خوان شده

اما سکینه با دل تو همزبان شده

همناله با دو چشم ترت، حرف می زند

از جای خالی پسرت حرف می زند:

یادش بخیر لحظه ی شیرین گفتگو

یادش بخیر زمزمه های عمو عمو

یادش بخیر دیده ی بیدار کربلا

شب ها صدای پای علمدار کربلا

یادش بخیر مشک و علم در دو دست او

آرامش تمام حرم در دو دست او

در چشم هاش عشق و نجابت خلاصه بود

او ترجمان شور و شکوه و حماسه بود

سقای عشق و آب و ادب بود ماه تو

نام آور تمام عرب بود ماه تو

داغ تو تازه تر شده با حرف های او

وقتش شده تو روضه بخوانی برای او

رو می کنی به او که فدایت سکینه جان

جانم فدای حُجب و حیایت سکینه جان

شاید نگاه توست به قدّ خمیده ام

یا اینکه شرم می‌کنی از اشک دیده ام

دیگر شکسته قامت ام البنین، بخوان

از روضه های ماه من ای نازنین، بخوان

نام آوران به شوکت او بُرده اند رشک؟

در علقمه چه شد که به دندان گرفت مشک

از چشم خون گرفته برایم سخن بگو

از ماجرای تیر سه شعبه من بگو

آخر چگونه بر سر ماهم عمود؟ ... آه

دستی مگر به پیکر سقا نبود؟ ... آه

شرمنده ام ز روی تو و مادرت رباب

شرمنده ام اگر نرسیده به خیمه آب

قلب مرا ولی تو رها از ملال کن

آرام جان من! پسرم را حلال کن

***

از وبلاگ کاروان دل



موضوع : حضرت ام البنین(س)، 


( کل صحن های حسینیه : 290 )    1   2   3   4   5   6   7   ...   


درباره حسینیه


سلام!به پایگاه فرهنگی هیات «مکتب الشهداء تهرانسر» خوش آمدید...
×××
برای ارتباط با ما می توانید از طریق آدرسmotallebi64@gmail.com اقدام فرمایید.
×××
برای شرکت در کارگاه مجازی شعر آیینی حسینیه می تونید به آدرس ذیل مراجعه کنید:
hosenih.mihanblog.com/post/3201
×××
آدرس پایگاه اطلاع رسانی هیات مکتب الشهداء-تهرانسر:
maktab-shohada.mihanblog.com

مدیر وبلاگ : شاهد
آمار زائرین حسینیه
  • زائرین امروز :
  • زائرین دیروز :
  • زائرین این ماه :
  • زائرین ماه قبل :
  • کل زائرین :
  • تعداد کل اشعار :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
نظرسنجی حسینیه
نظرتان درباره کیفیت اشعار و ساختار کتاب موبایل حسینیه رضوی92 چیست؟





پایگاه های مدح و مرثیه
لوگوها

 پایگاه تخصصی مدح و مرثیه

 پایگاه تخصصی روضه و مقتل

 پایگاه نوحه و سبک های مداحی

کتاب موبایل حسینیه-مدح و مرثیه

 پایگاه اطلاع رسانی هیات مکتب الشهداء-تهرانسر

 کارگاه مجازی شعر آیینی حسینیه

 اشعار استاد علی اکبر لطیفیان

 پایگاه شارژ فرهنگی

 قرارگاه-پایگاه فرهنگی هیئت مکتب الشهداء





Powered by WebGozar