حسینیه پایگاه تخصصی مدح و مرثیه
جهت دسترسی آسان به اشعار مورد نظر از فهرست موضوعات استفاده کنید
موضوعات اشعار
سه شنبه 1393/06/25

به یاد همه بسیجی های واقعی هشت سال دفاع مقدس


بسیج آینه روشنی ز ایثار است

طنین شور و شهادت به روز پیکار است

بسیج شعله  آتش فروز بیداری است

بسیج دیده بیدار در شب تار است

بسیج مکتب عشق است عشق و آزادی

بسیج چشمه جوشان لطف دادار است

به دست آینه داران انقلاب گل است

درون چشم ستم پیشه گان چنان خار است

بسیج پرچم پر افتخار آزادی است

به موج فتنه و مستی همیشه هشیار است

بسیج گوش به فرمان رهبری بیدار

بسیج بهر حسین زمان علمدار است

درانتظار ظهور امید هستی بخش

بسیج موج خروشان نهضت یار است



موضوع : شهدا و دفاع مقدس، 
سه شنبه 1393/06/25

شهدا و دفاع مقدس


دوسه خط عشق را ورق بزن و...

اولین بیت را به خون بنویس

خط شکنها رسیده اند از راه

سرِخط .نقطه ...از جنون بنویس

 

سرِخط ماه را تماشاکن

درشط سرنوشت افتاده

بخدا تکّه تکّه روی زمین

تکه های بهشت افتاده

 

باید احرام بست و راهی شد

چفیه را روی شانه ات بگذار

دست خود را میان شط ببر و...

تکه های بهشت را بردار

 

ردّ نیزار را بگیر و برو

مست اشراق آتش و خون باش

این لیالی همیشه مجنونند

در شب این جزیره مجنون باش

 

هرچه داری بریز پشت سرت

بار سنگین همیشه دلگیر است

از تمام جهان فقط اینجا

سهم تو یک پلاک و زنجیر است

 

بوی سیب و نسیم می آید

سیب یعنی پرنده ی پر زد

آی بی سیم چی بگو چه خبر؟

دلم امشب به سیم آخر زد

 

بغض هایی هنوز نشکفته است

دل این آب ها پر از مین است

چقدَر  لابلای این نیزار

لحن هور الهویزه شیرین است

 

یادمان هست هشت سال تمام

سنگ و آیینه در تلاقی بود

پشت هر خاکریز این وادی

کوچه باغی پر از اقاقی بود

 

ترکش از راه می رسید و تنی

باده ای تازه می کشید اینجا

هشت سال تمام ، شب تا صبح

زخم خمیازه می کشید اینجا

 

بازبان صریح می گویم

واژه در حدّ این روایت نیست

شاعران ! شعر هایتان هرگز

قدّ این شرح بی نهایت نیست



موضوع : شهدا و دفاع مقدس، 
سه شنبه 1393/06/25

شهدا و دفاع مقدس


بیا عاشقی را رعایت كنیم

ز یاران عاشق حكایت كنیم

از آن ها كه خونین سفر كرده اند

سفر بر مدار خطر كرده اند

از آن ها كه خورشید فریادشان

دمید از گلوی سحر زادشان

غبار تغافل ز جانها زدود

هشیواری عشقبازان فزود

عزای كهنسال را عید كرد

شب تیره را غرق خورشید كرد

حكایت كنیم از تباری شگفت

كه كوبید درهم، حصاری شگفت

از آن ها كه پیمانه «لا» زدند

دل عاشقی را به دریا زدند

ببین خانقاه شهیدان عشق

صف عارفان غزلخوان عشق

چه جانانه چرخ جنون می زنند

دف عشق با دست خون می زنند

سر عارفان سرفشان دیدشان

كه از خون دل خرقه بخشیدشان

به رقصی كه بی پا و سر می كنند

چنین نغمه عشق سر می كنند:

هلا منكر جان و جانان ما

بزن زخم انكار بر جان ما

اگر دشنه آذین كنی گرده مان

نبینی تو هرگز دل آزرده مان

بزن زخم، این مرهم عاشق است

كه بی زخم مردن غم عاشق است

بیار آتش كینه نمرود وار

خلیلیم! ما را به آتش سپار

در این عرصه با یار بودن خوش است

به رسم شهیدان سرودن خوش است

بیا در خدا خویش را گم كنیم

به رسم شهیدان تكلم كنیم

مگو سوخت جان من از فرط عشق

خموشی است هان! اولین شرط عشق

بیا اولین شرط را تن دهیم

بیا تن به از خود گذشتن دهیم

ببین لاله هایی كه در باغ ماست

خموشند و فریادشان تا خداست

چو فریاد با حلق جان می كشند

تن از خاك تا لامكان می كشند

سزد عاشقان را در این روزگار

سكوتی از این گونه فریادوار

بیا با گل لاله بیعت كنیم

كه آلاله ها را حمایت كنیم

حمایت ز گل ها گل افشاندن است

همآواز با باغبان خواندن است



موضوع : شهدا و دفاع مقدس، 
سه شنبه 1393/06/25

شهدا و دفاع مقدس


خوشا آن روز را که سنگری بود

شبی ، میدان مینی ، معبری بود

خوشا آن روزهای آسمانی

که شوری بود ، سودا و سری بود

خوشا روزی که دل را دلبری بود

غزل خوان نگاه آخری بود

خوشا آن روزها در خط اروند

هوای روضه های مادری بود

و اهل آسمان بودیم آن روز

که قدری بی نشان بودیم آن روز

و نای دل نوای نینوا داشت

و با صاحب زمان بودیم آن روز

و کاش آن روزگاران گم نمی شد

هوای خوب باران گم نمی شد

صفای جبهه ها می ماند ای کاش

صدای پای یاران گم نمی شد



موضوع : شهدا و دفاع مقدس، 
دوشنبه 1393/06/24

به مناسبت هفته دفاع مقدس


آن داغ آزاده ، آن درد ، آیا فراموش مان شد ؟!

آن زخم های جوانمرد ، آیا فراموش مان شد ؟!

هنگامۀ آتش و خون ، طوفان سواران مجنون

آن جاده های پر از گرد ، آیا فراموش مان شد ؟!

مردان سبز علمدار ، آن حمله های علی وار

یک جبهه سر تا بسر مرد ، آیا فراموش مان شد ؟!

آن بغض های قدیمی ، آن زخم های صمیمی

آن سینه های پر از درد ، آیا فراموش مان شد ؟!

داغ شبیخون خنجر ، بر گرده های دلاور

آن وحشت ناجوانمرد ، آیا فراموش مان شد ؟!

خورشید مردان شاهد ، آیینه های مجاهد

در غربت این شب سرد ، آیا فراموش مان شد ؟!

امروز در خواب عادت ، آن هشت فصل شهادت

ای مردم خوب همدرد ! آیا فراموش مان شد ... ؟



موضوع : شهدا و دفاع مقدس، 

شهدا و دفاع مقدس


ندیدم آیینه ای چون لباس خاكی ها

همان قبیله كه بودند غرق پاكی ها

به عشق زنده شدن «عند ربهم» بودن

شده ست حاصل آنها ز سینه چاكی ها

دلیل غربتشان، اهل خاك بودن ماست

نه بی مزار شدن ها، نه بی پلاكی ها

به آسمان كه رسیدند رو به ما گفتند :

زمین چقدر حقیر است آی خاكی ها!



موضوع : شهدا و دفاع مقدس، 

شهدا و دفاع مقدس


دیدی نبود قسمت ما آسمان، عزیز ؟

دیدی نشد به او برسد دستمان ، عزیز ؟

قسمت نبود یا که لیاقت نداشتیم

شاید سیاه بود کمی بختمان ، عزیز !

جا مانده ایم ، مانده از آنان که رفته اند :

یک آسمان پرنده و صد کاروان عزیز

آه ای جنوبِ سرخ ، زبان باز کن بگو

از کوچ سبز چلچله تا بیکران ، عزیز

امشب نوای سینه ام « آهنگرانی» است

امشب به یاد پیر جماران بخوان عزیز !

حالا چه طور می شود این جا دوام یافت

در حال و روز زندگی بعد از آن عزیز

خوشبخت آن که هست در این وضع روزگار

در پیش چشم حضرت صاحب زمان ، عزیز...



موضوع : شهدا و دفاع مقدس، 

تکریم مادران و همسران شهداء ... 


به باغِ عشق و محبّت ، گلِ سپیدی تو

ترانه ساز وفا ، نغمه ی امیدی تو

به افتخار تو شبها فرشته ها گویند :

ستاره ی سحری ، همسرِ شهیدی تو



موضوع : شهدا و دفاع مقدس، 

تقدیم به رهبر حسینی حضرت آیت الله خامنه ای


آقا سلام ! حالِ شما ، بهتری ؟ پدر

هرگز نبینم اینکه تو در بستری پدر

دل ، با سلامتت سحر سبز فاطمی ست

دل ، با کسالتت شب خاکستری پدر

مردم دخیل پنجره فولاد مشهد اند

نذر شفات ، وارث پیغمبری پدر

در اوج درد و رنج فقط فکر امّتی

عالم به خود ندیده چنین رهبری پدر

تو یک تنه مقابل غرب ایستاده ای

مشی ات دلاوری ، نِگهَت دلبری پدر

شبها کنار بسترتان یَابنَ فاطمه !

زهرا کند برای شما مادری پدر



موضوع : امام خامنه ای حفظه الله، 
یکشنبه 1393/06/23

امام حسین(ع)-مدح عاشورایی


روزی کـه ابـر فتنـه و ظلمت پدید شد

مـوج نفـاق در دل مـردم شدید شد

آتش بیـار معـرکه گشتنـد کوفیــان

فتنـه گری، مـرام سپــاه یزید شد

می رفت تاکه کشتی دین در خطـر فتد

ناگه شب سیاه، ز نـوری سپیـد شد

خورشید انقـلاب حسینی طلـوع کرد

ابر نفـاق فتنـه گـران نـاپـدید شد

آمد بهار تازه تری سـوی بـاغ عشق

دیگر خزان گلشـن ایمـان بعید شد

ای رهـروان عـزّت و آزادگی، حسیـن

بهر نجـات دیـن محمّــد شهید شد

هفت آسمان نشست به سوک و عزای او

روزی که بهر فتنه گران روز عید شد

سرداد و ،خم نکرد، سـری در بر ستم

از روی نیـزه شـاهد فتحی جدید شد

باید که پیـروی کنـد از شیــوۀ مـراد

هرکس در آستـان حسینی مُرید شد

مهرش اگر چراغ امیـد دل همه است

نامش به قفـل گلشن دلها کلید شد

اشکی که درعزای حسینی ز دیده ریخت

تـا گلشـن بهشت چــراغ امید شد

ای مشعل هدایت گم گشتگان عشق

درد «وفائی» از غـم دوران شدید شد

دست مـرا بگیــر که از پـا فتـاده ام

قلبم سیــاه مانـده و مویم سفید شد



موضوع : امام حسین(ع)-شهادت، امام حسین(ع)-مناجات، ورود به محرم، امام حسین(ع)-مدح و ولادت، 
شنبه 1393/06/22

امام رضا(ع)-مدح و مناجات


تا خدا و دم خدایی توست

معجزات امام رضایی توست

عشق،سلطان واجب التعظیم

شغل ایرانیان گدایی توست

تیغ ابروت کشته می طلبد

سر ما را بزن هوایی توست

ازدحامی که این حرم دارد

از وفور گره گشایی توست

دادن برگه ی امان النّار

شمه ای از هنرنمایی توست

آنچه ما را کبوترت کرده

هنر گنبد طلایی توست

گرچه دعبل نمی شوم اما

افتخارم غزلسرایی توست

سائلی پشت این درم عشق است

گوشه ی دنج این حرم عشق است

به بد و خوب عنایتی داری

بین دستت چه رحمتی داری

همه جا صحبت تو پیچیده

که رئوفی چه رأفتی داری

چقدر مثل مادرت هستی

به فقیران عنایتی داری

بنِشین، از خجالت آب شدم

سر پایی، چه عادتی داری!

آنقدر محشری به دور ضریح

بنگر چه قیامتی داری

هرکه با لهجه ای تو را دارد

از همه فرقه رعیتی داری

به همه گفته ام امام رضا

چه دل با محبتی داری

سرخوش از لطف بی حدت هستم

حاجی حجّ مشهدت هستم

می خری هر دل پریشان را

بنده ی عاصی پشیمان را

تو و معصومه خواهرت همه جا

عزّتی داده اید ایران را

هیچ شیرینی ندارد این

مزه ی زعفران و سوهان را

عطر و بوی غذای حضرتی ات

بین صف می کشد سلیمان را

هر ملک غبطه می خورد وقت

هم غذائیت با غلامان را

تحت امر ولایتت شرط است

تا بگویم به خود مسلمان را

رخصتی ده که زائرت باشم

عرفه یا که عید قربان را

با شما رحمت خدایی هست

کربلا هم نشد رضایی هست

می نویسم رضا به جای حسین

می نویسم رضا، رضای حسین

آنقدر حاجت مرا داده

تا بببارم فقط برای حسین

پا زده بین خاک ایران تا

همه باشیم خاک پای حسین

هر غریبی که آشنایش شد

بیشتر گشته آشنای حسین

رسم ناب دعای بارانش

یادگاری است از دعای حسین

شاعری هم نخواست تا باشد

دعبلش وقف بچه های حسین

کوله باری پر از سلامش داشت

هرکسی رفت کربلای حسین

کاش می شد حبیب او باشم

مثل ابن الشبیب او باشم

غصه اش خواست بر ملا بشود

پای گریه به شعر وا بشود

این تعجب نداشت یاد دلش

روضه ی کربلا به پا بشود

گفت: ابن الشبیب تا حالا

دیده ای سر ز تن جدا بشود؟!

یا که سر از تنی جدا هم شد

از روی سینه از قفا بشود

وسط رفت و آمد نیزه

بکشندش و جا به جا بشود

پیرهن جای خود، ز کثرت گرگ

تن یوسف ز هم سوا بشود

زجه ای زد ز عمق دل نگران

گفت: یابن الشبیب عمّۀ مان...!!

***

با تشکر از شاعر گرامی برای ارسال این شعر



موضوع : امام رضا(ع)-مدح و مناجاتی، 
جمعه 1393/06/21

تقدیم به رهبر عزیز و حسینی حضرت آیت الله خامنه ای


الهی...ای که بر دلها امیری

تو را بر تخت بیماری نبینیم

میان ابروان مهربانت

نشانی از گرفتاری نبینیم

 

دعا کردیم پابر جا بمانی

دعا کن پای کار تو بمانیم

به هنگام ظهور مصلح کل

همه باهم کنار تو بمانیم

 

بر این کشور نه بردنیای اسلام

تو دست رحمت صاحب زمانی

قسم خوردیم نگذاریم یک دم

شما در فتنه ها تنها بمانی

 

بگو یا فاطمه برخیز از جا

نگاه ما همه سوی نگاهت

یقین داریم باشد هر کجایی

دعای مادرت پشت و پناهت

 

ولایت پیشه گان آگاه هستند

نمیخواهد ولی ؛ غیر از اطاعت

سزای هرکه بر یارش مطیع است

چه پاداشیست بهتر از شهادت

 

به روی برگی از تاریخ ایران

نوشته عزت ما از خمینیست

خدارا شکر بیرق بعد از ایشان

به روی شانه مردی حسینیست



موضوع : امام خامنه ای حفظه الله، 

امام رضا(ع)-مدح و مناجات


دوباره آمده ام تا دوباره در بزنم

کبوترانه در این آستانه پر بزنم

به نا امیدی از این در نمیروم هرگز

اگر جواب نگیرم دوباره در بزنم

خدا مرا به حقیقت ولی شناس کند

که حلقه بر در این خانه بیشتر بزنم

سواد نامۀ من رنگ صبح خواهد داشت

شبی که بوسه بر این چشمۀ سحر بزنم

بیاد غربت تو عهد کرده ام با خود

که لاله باشم و صد باغ بر جگر بزنم

خدای را کمی ای زائران درنگ کنید

که خاک پای شما را به چشم تر بزنم

بمن هر آنچه که بخشیده اند توفیق است

مباد آنکه دم از دولت هنر بزنم

اگرچه خارم و نسبت به گل ندارم باز

خوشم که گاه گداری به باغ سر بزنم

اگر شمیمی از این بوستان به من برسد

معاشران به خدا تاج گل بسر بزنم

من آشنای همین درگهم ، خدا نکند

که رو به غیر کنم یا دری دگر بزنم

صفای تربیت باغبان ، حرامم باد

که در مجاورتِ گل دم از سفر بزنم

اگر چه غرق گناهم سفینه ام اینجاست

مراد و قبله ام اینجا مدینه ام اینحاست



موضوع : امام رضا(ع)-مدح و مناجاتی، 
شنبه 1393/06/15

امام رضا(عج)-مدح و مناجات


خوشا آنکه دل در هوای تو بسته‏

که چشم و دل از ما سوای تو بسته‏

شفاعت بدون تو معنی ندارد

رضای خدا بر رضای تو بسته‏

رضائی و زنجیره نظم هستی‏

به درگاه دارالولای تو بسته‏

کرم چهره بر آستان تو سوده‏

شفاء دل به دارالشفای تو بسته‏

سر رشته‏ی رحمت آسمانی‏

به گلدسته‏های طلای تو بسته‏

دری هست درگاه رحمت که گردد

به رأی تو باز و به رأی تو بسته‏

بشر نه که جبریل دامان خدمت‏

به ایوان و صحن و سرای تو بسته‏

قدمگاه شد چشمه نوش رحمت‏

ز نقشی که از خاک پای تو بسته‏

گدایت کجا و کجا پادشاهی‏

که این افتراء بر گدای تو بسته؟!

برای فرج هم دعا کن چو زهرا

که امر فرج بر دعای تو بسته‏

به خون حسینی که چون جان و پیکر

که تا کی بود کربلای تو بسته؟!

رسان عرض حال «مؤید» بسویش‏

که تا کی بود کربلای تو بسته؟



موضوع : امام رضا(ع)-مدح و مناجاتی، 
شنبه 1393/06/15

امام رضا(ع)-مدح و مناجات


با تو هوای عالم امکان عوض شده

وجه خدا رسیده و انسان عوض شده

چندین هزارسال خراسان خرابه بود

با تو بهشت گشته، بیابان عوض شده

وقتی به مشهد تو رسیدم نسیم گفت:

پرونده سیاه گناهان عوض شده

ایران کسی سراغ طبیبان نمی رود

با این ضریح شیوه درمان عوض شده

هدهد به آهوی تو نگاهی نمود و گفت

احساس میکنم که سلیمان عوض شده

اینجا گدا برای همیشه غنی شود

در این حریم معنی احسان عوض شده

‏...

گنبد طلای تو به دلم نور می دهد

بعد از زیارت تو دل و جان عوض شده

من زائرت شدم که ملک خادمم شده

آقا شدم به لطف تو مهمان عوض شده

نقاره میزنند کسی خنده می کند

حاجت گرفته، دیده گریان عوض شده

آقا حریم مرقدتان کل کشور است

فأخلع بگو که وادی ایران عوض شده

***

با تشکر از شاعر گرامی برای ارسال این شعر



موضوع : امام رضا(ع)-مدح و مناجاتی، 
شنبه 1393/06/15

امام رضا(ع)-مدح و ولادت


امشب که خدا با تو نمایان شده آقا

انگار دلم تازه مسلمان شده آقا

از یاد برد نام  بهشت ابدی را

هر کس که دلش اهل خراسان شده آقا

هرکس كه رسیده است به جایی و مقامی

از خاک در خانه سلطان شده آقا

باید بنویسند كه گنجینه ی عرشیم

در سینه ی ماعشق تو پنهان شده آقا

فهمیده ام از هیمنه ی نور حضورت

با دیدن تو فاطمه خندان شده آقا

من را ببر از خانه به می خانه، ترم کن

دستی سر گیسو زده دیوانه ترم کن

لبخند بزن تا که ببینند رضا را

آیات جمالی و جلالی خدا را

لبخند بزن تا که ببینند حسینی

تا با تو حسن جلوه کند ارض و سما را

لبخند بزن تا همه در کیش تو آیند

تا شهر حسینیه کند صومعه ها را

باید كه شب آمدنت باز بگویند

تقوای تو را، زُهد تو را، شوق دعا را

بوی تو ز پیرآهن یوسف گذری كرد

بخشید به چشم تر یعقوب شفا را

ای آب و هوای دل من با حرمت گرم

ای ناز نفسهای خداوند دمت گرم

شیرین تر از این شیوه ی غارتگری ات نیست

فریاد که دل خواه تر از دلبری ات نیست

یک عمر هلاک تو و این جذبه ی عشقیم

خاک تو سرم باد که چون سروریت نیست

حتما به علی رفته ای اینقدر شگفتی

کس نیست، گرفتار دم حیدری ات نیست

ای معجزه ی دامن زهرا ز نگاهت

پیداست دلی همچو دل مادری ات نیست

هنگام حدیث است بخوان سلسلة العشق

تا خلق نویسند: تكی دیگری ات نیست

من آمده ام سجده کنم اوج بگیرم

گفتند که جانبخش تر از پادریت نیست

صد شکر خدا صحن گوهر شاد به ما داد

ما بی کس و او پنجره فولاد به ما داد

سوگند سر کعبه به دامان تو باشد

صد چله دل قبله چراغان تو باشد

من بچه ی آهویم و دنبال تو هستم

آقا به دلم حق بده حیران تو باشد

این خطه اگر سبز و بلند است و خدایی

اصلا نه عجیب است که ایران تو باشد

جبریل اگر بال و پرش سایه ی عرش است

بر روی سرش سایه ی ایوان تو باشد

بیچاره بهشت است که هر شام تولد

حیران چراغان خیابان تو باشد

امشب سر سال است بده خرجی ما را

ای شاه برات بقیع و کرببلا را

ما درد نهانی و تو آن لطف عیانی

ما کمتر از اینیم و تو بالاتر از آنی

بدجور گره خورده به گیسوی شماییم

ما را ز سرت وا نکنی زود نرانی

بر فرش حرم گرد و غباریم و نشستیم

ما را نتکانی ، نتکانی ، نتکانی

ما نیز سفارش شده ی فاطمه هستیم

خواهی بکش اما در دیگر نکشانی

ما را به نفسهای تو بخشیده خداوند

ما را به سر سفره ی غیری ننشانی

گیسوی من از غصه تان پیر شد آقا

كو كرببلا و نجفم! دیر شد آقا



موضوع : امام رضا(ع)-مدح و مناجاتی، امام رضا(ع)-ولادت، 
شنبه 1393/06/15

امام رضا(ع)-بحر طویل-زیارت


گره ای سخت زد و بغچه ی خود را برداشت

دلش اینبار هوای حرمی دیگر داشت

روستاییی فقیریست ولی باور داشت

شوق دیدار غریبالغربا بر سر داشت

 

چوب دستی به کف دست و قدم بر سر صحرا زده وپشت سر او کاسه ی آبی به زمین ریخت زنی پیر و به او گفت که مادر برسان از من افتاده سلامم به امامم و بگو قوت پا نیست.بیایم به حضورت به شفا خانه ی نورت برو فرزند گره زن پرِ این پارچه را کنج ضریحش به امیدی که شاید گشاید گره ها را دل ما را

 

راه طولانی و پر خار و خس اما می رفت

در هوای حرم حضرت آقا می رفت

زخمی و خسته و با تاول پاها می رفت

تا خراسان نه بگو خانه ی زهرا می رفت

 

غرق در خویش قدم می زد و گاهی به لب آهی و گهی سوز جانکاهی و اشکی و لبش خشک چو می شد کف آبی و همان حال سلامی به فدای لب عطشانِ حسین گفته و می رفت به صحرا

 

گرچه رنج سفر و راه بیابان را دید

عاقبت تشنه ای آرامش باران را دید

چشمش از فاصله ای قبله ی ایران را دید

برق گلدسته ی سلطان خراسان را دید

 

گرچه شب بود ولی با قدم عشق دوید و به در معبد گم کرده رسید و سر خود را به سر خاک نهاد آه که با حال غریبانه و با سجده ی شکرانه چه ها گفت سنگ فرش از مژه اش خیس کسی نیست پس از اذن دخول آمد و در پای ضریح آب شد و سفره ی دل باز شد و گفت ببین پای من از آبله سوزان و تنم خسته و رنجور بیابان و نه جانی و توانی و رسیدم به امیدم که سلامی برسانم به تو از مادر پیرم به خدا هیچ نداریم ولی عشق تو داریم و فقط عشق تو مولا

 

ساده حرف از خود و از مادر و از کویش زد

حرف ها با حرم ضامن آهویش زد

ناگهان زخم کسی بر دل دلجویش زد

خادمی آمد و با پای به پهلویش زد

گفت بر خیز و برو که مژه هایم خسته اند

نیمه شب آمد و در های حرم را بستند

 

سخت آزرده ز جا خواست و نالید که این است پذیرایی تو خوان تماشایی تو مانده و مبهوت شدم اینکه چسان پیش تو آزرده کند خادم تو قلب گدا را رفت بیرون حرم دل پر غم خادم از آنجا سر بالین خودش آمد و تا رفت به خواب آه که انوار خدا دید

 

دید خادم که حرم نغمه ی هوهو دارد

ازدحامی است و هر گوشه هیاهو دارد

و رضا آمده و چشم به این سو دارد

ولی ای وای چرا دست به پهلو دارد

 

گفت خاکم به سر آقا چه شده ای نفس حضرت زهرا چه شده حضرت مولاش اتابش زد و فرمودکه امشب زده ای ضربه به پهلوی من آزردیم،از نفس انداختیم آه که امشب نه به مهمان رضا زائر دلخسته ی ما بلکه به من عرض جسارت کردی.خیز مهمان را پیش من آور و بگویش که رضا قبل سفر کردن تو پیش تر از نیت تو منتظرت بود به هر لحظه به هر اشک و قدم همسفرت بوده بیا وقت کَرَمهاست نه این مرقد من خانه ی زهراست بیا ای دل تنها

 

مستجاب است دعا قبل دعا،نشنیده

گوش این طایفه آوای گدا نشنیده

ما هم امشب سر خود پیش شما آوردیم

و دل خویش به ایوان طلا آوردیم

یک کبوتر به شبستان رضا آوردیم

رو مکن پیش خدا نام تو را آوردیم

 

همه ی سر خوشی ماست همه ی دلخوشی ماست که در پیش شما در دل خویش بگوییم و بجوییم دل گمشده ی خویش هم اهل خرابات شمائیم دهاتی شمائیم خوشا آنکه چنین ساده به گلدسته تان،گنبدتان خیره نظر می کند هر مژه تر می کند و نام تو را می برد آقا.

 

آخ که یادش می ره هرکی تو دلش غم داره

که نگاه تو هوای دلِ مارم داره

آقا جون راه درازی اومدم تا بگم

دل آواره ی ما یه کربلا کم داره

خوش بحال اونیکه کار و بارش دستِ توِ

خوشی و زندگیش و اعتبارش دست توِ

 

آقا جون تو سرمه وقتی که رسیدم پائین پای شما وقت تموشای شما روضه بخونم براتون تا که کمی کم کنم از غصه هاتون روضه وقتی که نفس می زدی و چشم به راه پسرت بودی و از تشنگی آقا نفست چشم ترت بال و پرت سوخت ولی یاد لب غنچه ی شش ماهه ی جدت جگرت سوخت واز یاد رباب و دل ارباب دل محتضرت سوخت

 

دیدنت از همه ی راه مهیا شده است

تو کجا نیزه کجا وای چه با ما شده است

دیدنت سخت ولی سخت تر از آن این است

باز هم حرمله سرگرم تماشا شده است

 

حجم تیری که علمدار زمین گیرش شد

باورم نیست که در حنجره ات جا شده است

نیزه داری که تو را می برد این را می گفت

باز هم زخم گلوی پسرت وا شده است



موضوع : امام رضا(ع)-مدح و مناجاتی، 

امام رضا(ع)-مدح و ولادت


لب اگر خورد به پیمانه بها میگیرد

سنگ با دست شما حکم طلا میگیرد...

شاهد واقعه سلمانی نیشابوراست

هرکسی خواست بداند که کجا میگیرد...

قصه ی شیخ بهایی و حرم ثابت کرد

رحمت واسعه ی تو همه را میگیرد

این حرم کهف حصین است چه حاجت به طلسم؟!

دامن آلوده در آن بوی خدا میگیرد...

عشق وارد شدن وقت اذان را دارم

که دلم درصف عشاق صفا میگیرد

قدمش میگذرد بی خطر از روی صراط

هرکسی دست به دامان شما میگیرد...

عالم آل محمد ز دم توست اگر

بیشتر حوزه در اطراف تو پا میگیرد..

شب میلاد تو از عرش خود جبرائیل

زود می آید و در صحن تو جا میگیرد

قبه ی پادشه طوس چنان کرببلاست

که درآن بی بروبرگرد دعا میگیرد...

واقعا پنجره فولاد شفاخانه ی ماست

کور می آید و فی الفور شفا میگیرد...

شاغلم شغل من اینست گدایت باشم

کارم از برکت الطاف رضا میگیرد...

ارمنی بود مردد که بگیری دستش...

گفتمش محضر دلدار بیا!میگیرد...

صحن تو شهره ی خلق است به ترفیع مقام

شاه عباس درآن حکم گدا میگیرد...

پردرآمد ترازین شعر دگر شغلی نیست

دعبل از دست تو با شعر عبا میگیرد..

"فلسفی" نیستم اما پی این فلسفه ام

که چرا هرکه زتو کرببلا میگیرد؟

سالها گریه کن جد غریبت هستیم

کشته ی مرثیه ی یابن شبیبت هستیم...



موضوع : امام رضا(ع)-مدح و مناجاتی، امام رضا(ع)-ولادت، 
شنبه 1393/06/15

امام رضا(ع)-مدح و ولادت


شب بود و شور بود و سلام فرشته ها

از عرش تا به فرش، قیام فرشته ها

باران شوق بود و امام فرشته ها

شب بود و گرم سجده تمام فرشته ها

قلب فرشته ها پر عطر خدا شده

امشب خدا اسیر نگاه رضا شده

موج کرم به اوج تلاطم رسیده است

ناز و نماز و شوق و تبسم رسیده است

داوود عاشقی به ترنّم رسیده است

کعبه کجاست؟ قبله‌ی هفتم رسیده است

گویی خدا تمامی خود را کشیده است

پیش از ازل که روی رضا را کشیده است

موسی گدای خانه‌ی موسای مرتضی ست

عیسی دخیل جلوه‌ی سینای مرتضی ست

امشب شب تبسّم زهرای مرتضی ست

آئینه‌ی شکوه سراپای مرتضی ست

گیرم بهشت مست می حوض کوثر است

فوّاره‌های صحن رضا دیدنی‌تر است

هر پنجه‌ای که شانه‌ی گیسو نمی شود

هر قبله‌ای که گوشه‌ی ابرو نمی شود

هر جذبه‌ای که عکس هوالهو نمی شود

هر دلبری که ضامن آهو نمیشود

پا می‌نهد به بال ملک هرکه یاد اوست

تا جبرئیل خادم باب‌الجواد اوست

زلفی گشوده و دل شیدا نمانده است

در ازدحام، جای تماشا نمانده است

مجنون که هیچ، رونق لیلا نمانده است

سر را بریده‌اند، زلیخا نمانده است

باغ بهشت کاشی گلدسته‌های اوست

عباس دل سپرده‌ی دارالشفای اوست

در برکه‌ها تموّج دریایی‌اش ببین

در آسمان شکوه اهورایی‌اش ببین

در قلب طوس سفره‌ی زهرایی‌اش ببین

خانه به خانه سایه‌ی آقایی‌اش ببین

خورشید اگر نگاه به ایوان طلا کند

باید غبار گردد و کارش رها کند

نقّاره می‌زنند مسیحی شفا گرفت

نقّاره می‌زنند خلیلی عطا گرفت

نقّاره می‌زنند کلیمی بها گرفت

یوسف دوباره سرمه ز پایین پا گرفت

با دست‌های لطف تو آزاد می‌شویم

وقتی دخیل پنجره فولاد می‌شویم

با گوشه‌چشم، تا که نگاهی به ما کنی

کار هزار معجزه و کیمیا کنی

مشکل بهانه است که ما را صدا کنی

تا کاسه‌های خالی ما را طلا کنی

جز گوشه‌های صحن تو آقا کجا روم

کی با کبوتران حرم کربلا روم؟



موضوع : امام رضا(ع)-مدح و مناجاتی، امام رضا(ع)-ولادت، 
شنبه 1393/06/15

امام رضا(ع)-مدح و مناجات


هر خانه‌ای حالش به مادر بستگی دارد

در این حرم اما به خواهر بستگی دارد

وصل‌است آب ناب سقاخانه بر جنت

یعنی شفا این‌جا به کوثر بستگی دارد

از مرکز ایران به پایین، دادن حاجت

حتما به تأیید برادر بستگی دارد

از بین هر باری که می‌آیی حرم با اشک

گاهی فقط به دیده‌ی تر بستگی دارد

از سر به زیری سربلندت می‌کند، تنها

آقایی عالم به یک سر بستگی دارد

هر کس که تو... هرجا که تو... هرجور میخواهی...

هرگونه تغییری به این هر بستگی دارد

دقت بکن گاهی قبول حاجتت حتی

به نوع داخل گشتن از در بستگی دارد

وقتی شدی مانند آهو بی کس و تنها

تازه به توضیح کبوتر بستگی دارد...

***

دل کندن دریا به ساحل بستگی دارد

به ماه نیمه،‌ ماه کامل بستگی دارد

دل بردن و دل دادن و دل کندن و رفتن

کار جهان تنها به یک دل بستگی دارد

کار جهان را دل مشخص کند هرچند

دل هم خودش در اصل به گل بستگی دارد

آقا کریم است و رئوف است و حرم باز است

حاجت گرفتن پس به سائل بستگی دارد

میزان عشق و عقل و مهر و اشک معلوم است

شرط قبولی به معدل بستگی دارد

از آب سقاخانه بعد از حاجتت بردار

درمان به داروی مکمل بستگی دارد

اذن دخولت را بخوان در شهر خود،‌ حاجت

به خواستن از درب منزل بستگی دارد

پس درس خارج خوانده‌های این حرم گفتند

که درس خارج هم به داخل بستگی دارد...

این که زیارت از نمازت هم مهم تر شد

به درک توضیح المسائل بستگی دارد

گاهی سلام از دور گاهی توی آغوشش

نوع زیارت‌ها به مشکل بستگی دارد...



موضوع : امام رضا(ع)-مدح و مناجاتی، 
شنبه 1393/06/15

دهه کرامت


ای دل همۀ آل عبا را صلوات

با فاطمه حجت خدا را صلوات

هرکس که محمدی است همراه علی

با حضرت معصومه رضا را صلوات



موضوع : امام رضا(ع)-مدح و مناجاتی، امام رضا(ع)-ولادت، حضرت معصومه(س)، 
شنبه 1393/06/15

امام رضا(ع)-ولادت


اول تو را ، خدای کریمان ! تو را سپاس

آخر تو را رحیمِ رحیمان تو را سپاس

اینک زبان بنده نوازی گشوده ای

کَلِّمنی ای خدای کلیمان تو را سپاس

با من سخن بگوی ،که لبیک گویَمَت

ای ذکر تو مدیحۀ ایمان تو را سپاس

یا ربی العظیم تو را شکر می کنم

ای خالقِ وجود عظیمان تو را سپاس

حالا که حکمت تو رضا می دهد به ما

باید نوشت ربِّ حکیمان تو را سپاس

برگشته ام به سوی تو تا ، بنده ام کنی

ای چاره ساز عبد پشیمان تو را سپاس

شکر خدا که ذکر رضا داده ای بما

ما عاشقیم و حب ولا داده ای به ما

کم کم بهشتیان سخن آغاز می کنند

موج فرشته بال و پری باز می کنند

جمعی طبق طبق سبد گل می آورند

جمعی سرود چاووشی آواز می کنند

انگار عرشیان خبری تازه می دهند

این آسمانیان چقدر ناز می کنند

حق با شماست این خبر از جنس دیگر است

مدحی ز آل فاطمه ابراز می کنند

حالا صدای پای رئوفی رسد به گوش

ما را ز لطف خویش سر افراز می کنند

انگار اهل بیت به سرتاسر بهشت

دارند با خدای رضا راز می کنند

اینک خبر دهند که نام رضا رسید

این نام ها نیامده اعجاز می کنند

آمد رئوف و رئفت دل ها شروع شد

در بین خلق هدیۀ گلها شروع شد

ذیقعده لحظه لحظه اش از سال برتر است

این ماه ماه عترت موسی بن جعفر است

دانی هزار معنیِ "خیرٌ من الف شهر"

آری هزار و یک ز رضا جلوه گستر است*

شمس الشموس ، آمده یعنی ، ابالحسن

"سلطان بِارضِ طوس" که انوار داور است

او را ارادۀ ازلی نور آفرید

یکپارچه تمام وجودش مطهر است

بار تمام آل پیمبر بدوش اوست

او وارث ولایت زهرا و حیدر است

موسی به کوه طور برای چه می رود

موسای ما منادی الله اکبر است

این رحمتی که کشور ما را گرفته است

نور وجود پارۀ جسم پیمبر است

ایران ما حریم خصوصی مرتضاست

اینجا حیات خلوت معصومه و رضاست

روزی که شیعه راضی و دلشاد می شود

روزی است که ز فاطمه امداد می شود

مشرق زمین به یمن رضا می شود بهشت

باب الجواد مرکز ارشاد می شود

در صحن جامع رضوی موقع ظهور

احکام و خطبه هاست که ایراد می شود

مهدی به منبر رضوی چون کند جلوس

دریای نور صحن گوهرشاد می شود

اینجا دیار یار خراسانی است و بس

سفیانی است طعمۀ مرصاد می شود

آباد می شود همه در پرتو رضا

هرجا که شیعه خسته ز بیداد می شود

از آستین مهدی موعود بی درنگ

دست رضا مهاجم صیاد می شود

ایران جدا ز روح شهادت نمی شود

بالاتر از جهاد ، عبادت نمی شود

خواهی اگر دلت به حریم رضا رود

چیزی نمانده تا که به خلوت سرا رود

هرکس که نور چشم رضا را دهد قسم

سوگند بر جواد که حاجت روا رود

خشنودیِ بزرگ خدا خندۀ رضاست

باید که دستها به سوی التجا رود

پایین پای حضرتشان کوی طور ما

بالای سر هر آنکه رود تا خدا رود

قربان زائری که به سر می رود حرم

ای خوش بحال آنکه به کویش فدا رود

خورشید ذره ای است معلق به کوی او

هر روز صبح در پی آن مقتدا رود

هر روز در پناه رضایند انبیاء

گاهی به زیر سایۀ او هل اتا رود

آن دل که هست همسفر صاحب الزمان

از مشهد الرضا به سوی کربلا رود

این ذکر مهدی است که جان و سرم فدات

جَدّی ! اباالحسن!پدر و مادرم فدات

 

* 1001  اسماء الهی عدد امام رضاست

***

از وبلاگ حاج محمود ژولیده



موضوع : امام رضا(ع)-ولادت، 

امام رضا(ع)-ولادت


امشب به هرکجا که گذرمی کنیم ما

بر جلوه های دوست نظر می کنیم ما

تا گلشن مدینه کنار حریم نور

با بال عشق و شوق سفر می کنیم ما

در نوبهار شادی و شور علی و آل

از هرچه غصه هست حذر می کنیم ما

گه مدحتی ز قدر پدر می کنیم وگاه

وصف گل جمال پسر می کنیم ما

در گلشن امید به شوق وصال توست

کی یاد بوستان دگر می کنیم ما

ای گلبن امید به شوق وصال توست

گر مثل غنچه خندۀ تر می کنیم ما

در موسم شکفتن تو ای بهار عشق

شب را به صد امید سحر می کنیم ما

دامان هرکه را که دلش غرق عشق توست

از اشک شوق غرق گهر می کنیم ما

گاه عنایت است کریما، به نام تو

هرجا که سائلی است خبر می کنیم ما

تنها به شوق عرض ارادت به محضرت

پیراهنی ز عشق به بر می کنیم ما

پیدا بود فروغ و جلال و شکوه حق

هرگه نظر به گنبد زر می کنیم ما

دیروز ما گذشت به پابوسی تو، باز

امروز را به یاد تو سر می کنیم ما

از ما مپوش دیده که ای آفتاب حُسن

یک آسمان ستاره ضرر می کنیم ما

زانو زدیم گرچو «وفائی »در این حرم

از خاک تو به عرش سفر می کنیم ما



موضوع : امام رضا(ع)-ولادت، 
شنبه 1393/06/15

امام رضا(ع)-مدح


شبیه ذره ام و مثل آفتاب رضاست

به رافت آنکه دلم را کند مذاب رضاست

سپرده ام دل خود را به دست آقایم

که صاحب دل بیچاره و خراب رضاست

کسی که زائر خود را سه جا پس از مرگش

نجات می دهد از پنجه ی عذاب رضاست

امام ثامن ضامن که روز محشر هست

کنار ما همه جا تا دم حساب رضاست

اگر چه درد خودم را نگفته ام با او

کسی که زود به من می دهد جواب رضاست

به سرزمین قیامت که حیرت محض است

مرا کسی که کند خادمش خطاب رضاست

حدیث ابن شبیبش دل مرا خون کرد

همیشه بانی این روضه های ناب رضاست



موضوع : امام رضا(ع)-مدح و مناجاتی، 
شنبه 1393/06/15

امام رضا(ع)-مدح و مناجات


آیینه ! امام هشتم خوبی ها

در چشم زمین ، تجسم خوبی ها

نام تو غزل ترین فراز عشق است

نـــام تو غزل - تبسم خوبی ها

***

هر چند در عاشقی مُردد هستم

در درس خلوص ، دائماً رد هستم

دل باختـــــــه‌ام به گنبد زرد تو

من منتظر قطار مشهد هستم

***

غم نیست كه مشهد حضورت دور است

یا چشم من از ندیدنت ، بی نور است

ایمان به تو دارم و خیالم تخت است

وقتی تو طلب كنی ، زیارت جور است

***

تهران – مشهد، مگو كه خیلی راه است

این راه كه روشن از شهود ماه است

تهران – مشهد ، قسم به خورشید توس

عاشق بشوی ، مسافتی كوتاه است

***

از خطۀ ی توس ، سبزتر جایی نیست

فردوس ، به این سبزی و زیبایی نیست

هـــر چند غریب الغـــــــــربایی ، امّا

توی حرم‌ات ، فرصت تنهایی نیست

 ***

با شوق زیارتت ، حَــــــرَم می‌آیم

دلسوخته ، پا به پای غم می‌آیم

پرواز پُر و بلیت ... ؟ امّا غم نیست

با خط هوایــــــــــی دلم می‌آیم !

***

تهران – مشهد، قطار، من، تنهایی

روی لب دل ، تبسم شیدایی

از دور شكوه گنبدت پیدا شد

مولا ! تو به پیشواز من می‌آیی

***

من تهران و تو در خراسان، افسوس

دارد چشمم هوای باران، افسوس

این دل شده از ندیدنت دلتنگ است

ای آینه ! از شما چه پنهان، افسوس



موضوع : امام رضا(ع)-مدح و مناجاتی، 
شنبه 1393/06/15

امام رضا(ع)-مدح و ولادت


عدم بودیم تو با یک اشاره هستمان کردی

و تا گیریم دامانت سرا پا دستمان کردی

به پای بست شیخ عاملی پابستمان کردی

شراب ناب سقاخانه دادی مستمان کردی

همین یک کاسه از آب حرم آنقدر گیرا بود

که گویا باده ی صد ساله در پیمانه ی ما بود

در ایوان شما مستیم ازین مستی شرف داریم

اگر افتان و خیزانیم اگر تنبور و دف داریم

اگر هو میکشیم اینجا اگر باده به کف داریم

از آن باشد که اینجا حس ایوان نجف داریم

امیر هشتم عالم! علی جانم! مگر قنبر نمیخواهی؟

فقط لب تر بکن آقا، بفرما سر نمیخواهی؟

به سر شوق شما داریم و روی دستمان، سرها

به رقص آورده ما را هم سماع این کبوترها

چه بارانی ز اشک شوق می بارد دمِ درها

دمِ باب الجوادت وعده ی دیدار نوکرها

نوشته: "آستان حضرت شاه کریم" اینجا

گدایی نه، که ما داریم "شاهی" می کنیم اینجا

جنون ما که مجنونیم از آن ابتدا بوده

دلیل این جنون هم حُسن بی حدِّ شما بوده

گمانم "عالم زر" درهمین ایوان طلا بوده

در آن عالم دم "قالو بلی"مان  "یا رضا" بوده

توسلطان الرئوفی ازقدیم و از ازل بودی

الفبایی نبود اما تو شه بیت غزل بودی

خدا را در نماز کودکی در این حرم دیدم

بهشتی را که می گویند، با چشم خودم دیدم

به هر سمتی سرم چرخید، جولان کرم دیدم

چنان از تو کرم دیدم خودم را محتشم دیدم

یقین دارم قیامت نیستم من دست و پا بسته

دو رکعت نافله بالای سر، بار مرا بسته

به مهمان بیشتر آقا عنایت می کند اینجا

گدا، حاتم شده مشق سخاوت می کند اینجا

در و دیوار صحنش هم طبابت می کند اینجا

خدا هم آمده دارد زیارت می کند اینجا

به من خرده نگیر این عقل تعریفی ندارد که

شدم دیوانه اش، دیوانه تکلیفی ندارد که!



موضوع : امام رضا(ع)-مدح و مناجاتی، امام رضا(ع)-ولادت، 

امام رضا(ع)-مدح و ولادت


از آن زمان كه طرح دلم را خدا كشید

آن را مكان سلطنت عشق آفرید

دل را به نام  رعیت عشق اتنخاب کرد

بر تاج و تخت ملک خودش شاه  برگزید

شاهی که مهربان رئوف است و آشنا

شاهی که از فقیر وگدا ناز می خرید

آنکه در آسمان و زمین تاج و تخت داشت

همپای بالهای زمین خورده می پرید

مانند چشمهای پر از رحمت و صفا

هرگز ندید دیده هرکس که دیده دید

آقا جهان به دور تو  پروانه  می شود...

شاهی شبیه شاه خراسان نمی شود

باید كبوترانه برایت غزل نوشت

باید تو را شبیه خدا بی مثل نوشت

وقتی به چشمهای شما میرسد غزل

باید به جای چشم دوكاسه عسل نوشت

آن كس كه جود را به تو بخشید ای رئوف

دل را گدای خان شما از ازل نوشت

طرز نگات زلزله انداخت در دلم

آباد خانه اش  كه مرا بر گسل نوشت

کار گدای خانه  تو پادشاهی است

باید برای لطف تو ضرب المثل نوشت

ای آنكه گشته ضامن آهو مدد رسان

در زیر صفر مانده تبم  را به صد رسان

در محضر تو خاكم و از خاك كمترم

یعنی كه از تمام فلك نیز برترم

وقتی به پیش گنبد زرد تو میرسم

گویا بهشت كرده تجلی برابرم

گاهی  شبیه یك نخ سبزم  دخیل تو

گاهی در آسمان سرایت كبوترم

از اولین سفر كه به پا بوست آمدم

دیگر نشدكه از حرمت دل بیاورم

جز درب خانه ات در دیگر نمیزنم

حاجت به جز حریم توجایی نمیبرم

دستم بگیر غیر شما راه چاره نیست

در كار خیر  حاجت هیچ استخاره نیست

گنبد نگو بگو كه نگین جهانیان

گلدسته نه بگو كه ستون های آسمان

زائر نگو بگو كه ملك های عرش حق

خادم نه  جبرئیل خداوند لا مكان

مرقد  نگو و كعبه بگو بر ضریح او

بوی خدای میرسد از بارگاهشان

هر چیزدر جوار شما پر بها شود

بیهوده نیست قیمت بالای زعفران

هر جا رویم از سر خانت نمیرویم

از بس كه سفره كرمت هست بی كران

دنیا به آستان حریمت دخیل شد

كوچكترین گدای شما جبرئیل شد



موضوع : امام رضا(ع)-ولادت، امام رضا(ع)-مدح و مناجاتی، 
جمعه 1393/06/14

امام رضا(ع)-مدح و مناجات


  باز شب بود و سكوت و شعر ناب 

عشق بود و شور بود و التهاب

باز طبع قافیه پرداز من

این همایون بال تك پرواز من

رفت تا قوسین أو أدنی رها

رفت تا بالای بالا تا خدا

می طراوید از لبم شهد و عسل

مثنوی بود و رباعی و غزل

موج عشقی بود گویا در سرم

خامه می رقصید روی دفترم

مست از صهبای یا هو می شدم

شاعر چشمان آهو می شدم

گر چه آن شب طبع من ققنوس بود

در پی خورشید با فانوس بود

خویش را در خویشتن گم می كنم

همچو آدم میل گندم می كنم

جنت و حور و قصور و سلسبیل

كی حریم دوست را گردد سبیل

با زبان دل سلامش میكنم

هستی خود را به نامش میكنم

السلام ای قبله ایمان عشق !

ای امام عاشقان ای جان عشق !

السلام ای مایه تكریم عشق

ای امام واجب التعظیم عشق

السلام ای فرش راهت آفتاب

ای كراماتت به عالم بی حساب

ای مرید درگهت شیخ و شباب

آفتاب حشر در دستت سحاب

ای ز فیض تو همه عالم ختن

قطره ناچیز را دّر عدن

ای به شأنت قدر و شمس و هل أتی

نیست این الفاظ در مدحت سزا

ای طوافت برتر از هفتاد حج

شب چراغ روشن صبح فرج

ای به پاس صبح زیبای حرم

چشم اختر تا سحر نامد به هم

السلام ای در جلالت بی قرین

با تهی دستان عالم همنشین

گنبد زرد تو خورشید امید

می دهد بر هر دل خسته نوید

خستگان را دستگیری می كنی

بر گدایان هم امیری می كنی

ای سپهر رأفت و بحر كرم

عیسویون چاكران این حرم

بر سرایت نقش شد ای جان دین

ای غلام در گهت روح الامین

این سخن نقش است با خط نگین

اُدخُلوها بِسلامٍ  آمِنین

 صبح روشن سینه شب را درید

موكب شاه خراسان می رسید

تا ثریا بزم شادی بود و شور

فاش می شد سّر یخفی فی الصدور

از قدوم تو چراغان نه فلك

كف زند غلمان و می رقصد ملك

در مدیحت نغمه خوان داود شد

سینه مجمر، پر ز عطر عود شد

تا طوافت در خراسان می كنم

نازها بر حور و غلمان میكنم

مدح سلطان خراسان میكنم

دفترم را چون گلستان میكنم ... 



موضوع : امام رضا(ع)-ولادت، امام رضا(ع)-مدح و مناجاتی، 
جمعه 1393/06/14

امام رضا(ع)-مدح و ولادت


تا که از صورتش نقاب افتاد

ماه در کاسه ی شراب افتاد

شعله در جان آفتاب افتاد

لحظه ای از لبش حجاب افتاد

دهن حوض کوثر آب افتاد

مادری کودکی بغل کرده

گریه را بین خنده حل کرده

یک بغل نور را غزل کرده

خانه را شیشه ی عسل کرده

خانه در شوق بی حساب افتاد

نفسم را شرار آه گرفت

آه من دامن گناه گرفت

عقل ها را به یک نگاه گرفت

با نگاهش دوباره ماه گرفت

سایه اش روی ماهتاب افتاد

آه را گفته ام که طوفان شو

به دلم گفته ام پریشان شو

مثل آیینه شو نمایان شو

با شراب لبش مسلمان شو

که در ایمان ما عذاب افتاد

از دعای تو باغ سجاده

همطراز قنوت گل داده

اختیار از سر من افتاده

چونکه سوغاتی تو شد باده

هرکسی گوشه ای خراب افتاد

طاق عرش است قوس ابرویت

جلوه ای از خدا شده رویت

دام دلهاست پیچش مویت

غبطه خوردم به حال آهویت

که به لطفت از التهاب افتاد

شوق دیدار می برد راهم

لب دریا که میرسم کاهم

هرزمانی که زائر شاهم

اولش زائر قدمگاهم

راه در کاسه ی گلاب افتاد

راه ، بین من و تو فاصله نیست

عشق ، پابند صبر و حوصله نیست

بین ما غَش در معامله نیست

غیر بوسه برای من صله نیست

در دلم شوق یک جواب افتاد

بین باد و مباد خشکم زد

دَمِ باب الجواد خشکم زد

کنج صحنش زیاد خشکم زد

حاجتم را که داد ، خشکم زد

گریه این بار مستجاب افتاد

چشم بی گریه ، چشمه ی تلف است

چشم تر ، همپیاله ی صدف است

دُرّ گریه ، نتیجه ی نجف است

گفت : آغوش ما از اینطرف است

دل به دست ابوتراب افتاد 



موضوع : امام رضا(ع)-مدح و مناجاتی، امام رضا(ع)-ولادت، 
جمعه 1393/06/14

امام رضا(ع)-مدح و ولادت


قطعه قطعه زمین پر از شور است

نغمه ها در ردیف ماهور است

دل مهدی فاطمه شاد و

آسمان صحن بارش نور است

باز روشن شده است چشم فلک

چشم بیمار قلب، شب کور است

محض ناز قدوم سبز شما

دل هر شیعه باز مسرور است

روحم امشب درون صحن شماست

گرچه جسم من از حرم دور است

گوشه ای از حرم نشسته ولی

به گدایی عشق مامور است

السلام ای شهید زنده ی طوس

بپذیرم در این شبِ پا بوس

با دل عاشقان چه ها کردی

چه شفا خانه ای به پا کردی

از همان کودکی ، همان اوّل

درد ما را شما دوا کردی

تاج شاهی ست بر سرم که مرا

سر بازار خود گدا کردی

خواهرت پیشتان سفارش کرد

که مرا سوی خود صدا کردی

دست خالی رسیدم آقا جان

بی وفا بودم و وفا کردی

هر کسی با دم حسین آمد

راهی اش سوی کربلا کردی

لطفتان بی حد است یا مولا

دست خالی ردم نکن آقا

خطبه هاتان ظهور زیبایی

نفحه هاتان شمیم رویایی

عاشقانت تمام مجنون و

زده بر طبل های رسوایی

در دل جنگ نرم بی دین ها

حسن تدبیرتان تماشایی

می دمد روح در تن اسلام

آن دم قدسی مسیحایی

یادتان می شود همیشه ی دل

مونس روزهای تنهای

هشتمین آفتاب عالم تاب

هفتمین یادگار زهرایی

بی کران بی کرانی ای آقا

بی کران مثل آسمان خدا

هر چه داریم از شما داریم

از شما هدیه ی خدا داریم

برکتی دارد این نگاه شما

ما از این چشم ها چه ها داریم

ما در این صحن های مثل بهشت

دلی از غصّه ها رها داریم

هر کجا پای می نهیم انگار

پشتمان دستی از دعا داریم

ما که از خاک کربلا دوریم

خوب شد مشهد الرّضا داریم

گر مدینه نشد ولی اینجا

گنبدی زرد و با صفا داریم

این حرم آسمان احسان است

مرکز انقلاب ایران است



موضوع : امام رضا(ع)-ولادت، امام رضا(ع)-مدح و مناجاتی، 


( کل صحن های حسینیه : 307 )    1   2   3   4   5   6   7   ...   


درباره حسینیه


سلام!به پایگاه فرهنگی هیات «مکتب الشهداء تهرانسر» خوش آمدید...
×××
برای ارتباط با ما می توانید از طریق آدرسmotallebi64@gmail.com اقدام فرمایید.
×××
برای شرکت در کارگاه مجازی شعر آیینی حسینیه می تونید به آدرس ذیل مراجعه کنید:
hosenih.mihanblog.com/post/3201
×××
آدرس پایگاه اطلاع رسانی هیات مکتب الشهداء-تهرانسر:
maktab-shohada.mihanblog.com

مدیر وبلاگ : شاهد
آمار زائرین حسینیه
  • زائرین امروز :
  • زائرین دیروز :
  • زائرین این ماه :
  • زائرین ماه قبل :
  • کل زائرین :
  • تعداد کل اشعار :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
نظرسنجی حسینیه
نظرتان درباره کیفیت اشعار و ساختار کتاب موبایل حسینیه رضوی92 چیست؟





پایگاه های مدح و مرثیه
لوگوها

 پایگاه تخصصی مدح و مرثیه

 پایگاه تخصصی روضه و مقتل

 پایگاه نوحه و سبک های مداحی

کتاب موبایل حسینیه-مدح و مرثیه

 پایگاه اطلاع رسانی هیات مکتب الشهداء-تهرانسر

 کارگاه مجازی شعر آیینی حسینیه

 اشعار استاد علی اکبر لطیفیان

 پایگاه شارژ فرهنگی

 قرارگاه-پایگاه فرهنگی هیئت مکتب الشهداء
پایگاه مرجع و جامع محصولات و تولیدات دفاع از دستاوردهای هسته‌ای





Powered by WebGozar