حسینیه پایگاه تخصصی مدح و مرثیه
جهت دسترسی آسان به اشعار مورد نظر، از فهرست موضوعات استفاده کنید
موضوعات اشعار

 حضرت زینب(س)مدح و ولادت


آیه‌ای از طرف جنت الاعلی آمد

هر ملک سوی زمین بهر تماشا آمد

غنچه‌ی خنده به روی لب زهرا آمد

مژده، ای اهل زمین زینب کبری آمد

اشک شوق علی و ذوق نبی دیدنی است

شب، شبِ رحمت حق است، شبی دیدنی است

میکده از سر شوق است مرتب گشته

ساغر از کوثر ناب است لبالب گشته

گوش کن... ذکر لب فاطمه زینب گشته

ملک از عطر نفس هاش مقرب گشته

فاطمه شاد که باشد همه عالم شادند

باغ های دو جهان از نفسش آبادند

زینب از نسل خدیجه است، شرافت دارد

هیبتش فاطمی و رتبه ی عصمت دارد

نزد ما خاک قدم هاش قداست دارد

در دل سینه زنان، تخت حکومت دارد

تا قیامت همه محتاج و حقیرش هستیم

پیرو مکتب و در خط و مسیرش هستیم

راهِ بی زینب کبری به خدا بی راهه است

سالک خالیِ از معرفتش گمراه است

بی سبب نیست که گفتند امین الله است

سرّ أب بوده و از سرّ سما آگاه است

حافظ و محرم اسرار امامت، زینب

صاحب حکمت و دریای بصیرت، زینب

خطبه‌اش مثل علی، فن بیانش غوغاست

صاحب علم لدنی است شبیه زهراست

نائب فاطمه در واقعه ی عاشوراست

یک تنه آینه ی پنج تن اهل کساست

گرچه گفتند به او عابده ی آل علی

کل عمرش همه جا بود به دنبال ولی

در صف اول هر معرکه حاضر بودن

کوه غم، کوه بلا دیدن و شاکر بودن

کم نیاوردن و جنگیدن و صابر بودن

همه جا در پی تعظیم شعائر بودن

این همه ذره ای از وصف کمالش هم نیست

قطره ای از اقیانوس جلالش هم نیست

شصت و نه آیه به دنبال دمش می آیند

شصت ونه معجزه با بازدمش می آیند

شصت و نه ذبح پی هر قدمش می آیند

شصت و نه نور طواف حرمش می آیند

زینب است و همه محتاج به نورانیتش

جمع ها واله و دلداده ی وحدانیتش

ما نمردیم کسی صحبت غارت بکند

ما نمردیم کسی باز خباثت بکند

داعشی سمت حرم قصد عزیمت بکند

یا که در خواب اگر فکر جسارت بکند...

...سر آن نطفه حرام از رگ گردن بزنیم

تا بدانند همه عبد سرای حسنیم

همه هستیم گدای حرمت بی بی جان

همه ی ما به فدای حرمت بی بی جان

ما کجا... کرب و بلای حرمت بی بی جان

خوش به حال شهدای حرمت بی بی جان

دور ماندیم رفیقان... سرمان رفت کلاه

رانده از سوی بهشتیم و پی بذر گناه

***

با تشکر از شاعر گرامی



موضوع : ولادت حضرت زینب(س)، 
شنبه 1394/11/24

حضرت زینب (س)-مدح و ولادت


انتهای تمام جادّه ها

باز باید به تو رجوع کنم

کاش خورشید باشم و هر روز

در حریم شما طلوع کنم

شعر خود را اجازه ام بده تا

با سلامی به تو شروع کنم

سحر و صبح و ظهر و عصر و شب

السلام علیکِ یا زینب

السلام علیکِ یا همه کار

السلام علیکِ یا همه کس

السلام علیکِ در همه عمر

السلام علیکِ بر تو و بس

السلام علیکِ باز ، از  نو

السلام علیکِ گفتم و پس

تو جواب سلام را دادی

که به این شکل در دل افتادی

بار دیگر سلام بر نورت

مبدأ عشق ، از ولادت توست

مثل زهرا سراسرت خیر است

کرم و لطف و عشق ، عادت توست

تو چنان در عبادتی بی بی

که عبادت پیِ عبادت توست

به خداوندیِ خدا سوگند

عشق تو کرده عشق را در بند

از همان ابتدا شدی آرام

تو به اعجاز رنگ و بوی حسین

وسط آن همه بهشتی رو

باز شد چشم تو به سوی حسین

بی گمان اینکه شد برادر تو

آبرو بود و آرزوی حسین

چشمت افتاد بر جمال جمیل

گریۀ تو به خنده شد تبدیل

جنس دلهایتان ز نور خداست

شده وابسته از همان اول

عشقتان عشقِ بی برو برگرد

شد از این دسته از همان اول

دلِ تو گشته با حسین ، یکی

غیر از او رسته از همان اول

از کمال تو خلق حیرانند

در دو عالم عقیله ات خوانند

واژهء شیرزن به نام شماست

بس که اسطوره شد دلاوریت

عاشقانه ترین وجودی تو

نقطۀ عطفِ عشق ، خواهریت

خواهری کرده ای برای حسین

شده ثابت به او *برادریت*

با تو تنها نه اینکه خواهر داشت

پدر و مادر و برادر داشت

مثل زهرا برای پیغمبر

بودنت افتخار حیدر بود

دختری بهتر از هرآنچه که هست

بر علی اینچنین مقدر بود

اقتدار تو بعد کرببلا

لحظه لحظه چو فتح خیبر بود

متحیر شدم ازین وجنات

هدیه بر توهزار تا صلوات

گوئیا وارث ابالفضلی

که شده دشمنت زمین گیرت

خطبه خواندی عجب علی گونه

کوفه لرزید وقت تکبیرت

اثر صحبتت به مثل علیست

کوفه و شام تحت تأثیرت

پشت دروازه خطبه تا خواندی

پشت ابن زیاد لرزاندی

ظاهرِ شمرها عوض شده است

دشمنان تو از همان نسلند

ریشه یابی اگر کنیم ، دقیق

به سنان و به حرمله وصلند

کینه ها منشأش ز کرببلاست

و  کپی ها برابرِ اصلند

دورِ خود  شمر اگر چه پُر داری

غم مخور تا حبیب و حُر داری

تابعیَّت به ما بده زینب

تا بگوییم تابع حرمیم

حرمت بس که با صفاست همه

صبح تا شب مُراجِعِ حرمیم

با تمام وجودمان بی بی

تا قیامت مدافع حرمیم

شیعیانند خادمان حرم

خادمان نه مدافعان حرم

داعشیهای سنگدل بروید

پای جایِ دگر وسط بکشید

حرم زینب است آخر خط

دست ازین بازیِ غلط بکشید

تا نگردیده شیعه دیوانه

دورِ این بارگاه خط بکشید

ما روی این حریم حساسیم

جاش ، باشد تمام ، عباسیم

***

با تشکر از شاعر گرامی



موضوع : مدح و مناجات با حضرت زینب (س)، ولادت حضرت زینب(س)، 
شنبه 1394/11/24

حضرت زینب (س)-مدح


هست ساحل زینب و تفسیر دریا زینب است

غم ز طوفان نیست در دلهای ما تا زینب است

اولین ام ابیها حضرت صدیقه بود

شک ندارم دومین ام ابیها زینب است

هست ناموس علی بی شبهه ناموس خدا

کیست ناموس علی و حقتعالی، زینب است

هر قدم لحظه به لحظه در تمام زندگی

ذکر زینب یا علی ذکر علی یا زینب است

منعکس گردیده مادر در وجود دخترش

حق و الانصاف باید گفت زهرا زینب است

اوست جان حیدر و زهرا و پیغمبر لذا

مومنون و کوثر و اخلاص و طاها زینب است

نَقل یک روح و دو پیکر هست زینب با حسین

او سراپایش حسین و این سراپا زینب است

جان عالم از حسین و جان او خواهر بُود

پس تو دنبال چه می گردی مسیحا زینب است

کوفه را لرزاند با صوت رسای حیدری

شیر زن تر از تمام شیرزنها زینب است

ارث حیدر را به میدان برده در میدان شام

لا فتی الّا علی مُنجر به الّا زینب است

مرقدش هیهات آسیبی ببیند در دمشق

چونکه خط قرمزِ طوفان سقا زینب است

" لیس للانسان الّا ما سعی " پس سعی کن

دامن او را بگیری حشرِ ما با زینب است

***

با تشکر از شاعر گرامی



موضوع : مدح و مناجات با حضرت زینب (س)، 

اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم


راضى شده بودیم به املاى محمد

اما نرسیدیم به معناى محمد

هر آنچه که دارند رسولان, همه دارند

از معجزه ى خاک قدمهاى محمد

مولاست همان رحمت امروز پیمبر

زهراست همان رحمت فرداى محمد

تفسیر کمالات جلالى على بود

لاحول و لا قوه الاى محمد

این وحدت محض است و دوئیت به میان نیست

خوابید اگر شیرخدا جاى محمد

اسلام محمد به جز اسلام على نیست

منهاى على, یعنى: منهاى محمد

در آینه فاطمه دیده است خودش را

بنشسته محمد به تماشاى محمد



موضوع : مدح و مناجات با رسول اكرم (ص)، مدح و مناجات با اهل بیت(ع)، مدح و مناجات با امام علی(ع)، مدح و مناجات با حضرت زهرا (س)، 

حضرت زینب(س)-مدح و ولادت


ماه زهرا تا که کردی تو در این ماه حلول

شمس با دیدن نورانیتت کرد افول

پای گهواره تو سجده کند جبرائیل

بوسه بر دست تو امشب زده زهرای بتول

پای مدح تو به عالم همه حیران هستیم

در مقامات تو سرگشته و ماتند عقول

بی وضو دست نباید بزنم بر نامت

عصمت مطلقه دارید همانند رسول

حتم دارم به دلش نام شما را هم برد

توبه ی آدم اگر پیش خدا گشت قبول

مظهر نام حسین است به عالم نامت

«یا حسین» از دم ِ «یازینب» ما کرد حلول

کار و بارش شده بیچارگی و در به دری

هرکسی که زگدایی درت کرد عدول

بی توسل به شما روز و شبم هست خزان

می شود رزق ، در عالم به نگاه تو نزول

زینت اهل سما ، زینت مادر ، زینب

زینِ اب ، زینِ نبی ، زینِ برادر ، زینب

شیعیان در دلشان حب تو دارند همه

خانواده ، پدر و مادر و فرزند همه

از درِ خانه ی تو فیض رسیده است به ما

با نگاه تو شدیم عبد خداوند همه

هرکجا کار گره خورد خدا را دادیم...

...به نخ چادر مشکی تو سوگند همه

کوری چشم حسودان به زمین چرخاندند

دور تو ، دور سر فاطمه اسپند ، همه

خمسه ی طیبه با دیدن رویت امشب

در میان دلشان آب شده قند ، همه

زینت حیدری و آینه ی زهرایی

آمده برلب عشاق تو لبخند ، همه

در دفاع از حرمت نام تو را حک کردیم

روی هر چفیه و پیراهن و سربند ، همه

شهدای  حرمت شیعه ی ناب  علی اند

دشمنان حرمت نطفه حرام اند همه

جان ارباب نگاهی تو بر این نوکر کن

این گدا را به دفاع از حرمت پرپر کن

***

با تشکر از شاعر گرامی



موضوع : مدح و مناجات با حضرت زینب (س)، ولادت حضرت زینب(س)، 
شنبه 1394/11/24

حضرت زینب(س)-مدح- تضمینی از شعر مرحوم منزوی


آیِنه در آیِنه نورِ مُکَرَم زینب است

جلوه در جلوه تجلیاتِ خاتم زینب است

خطبه در خطبه امیرالمؤمنین دَم زینب است

زُهره در زُهره ظهورِ اسمِ اعظم زینب است

آنکه با عشقِ حسینی گَشته همدم زینب است

با مُسَمَط با قصیده با غزل با مثنوی

صائِبی از اصفهان و بیدلی از دهلوی

جودی و یَغما و نَیِر شهریار و مولوی

می بَرَد اما دلم را مصرعی از مُنزوی

این حسین تنها یک عاشق دارد آن هم زینب است

نامِ او پُر کرده عالم را حجابش بیشتر

خُطبه اش بنیان کَن و فصلُ الخِطابش بیشتر

غیرتش مبهوت ساز است،انقلابش بیشتر

محملش دارد تماشا و رکابش بیشتر

گفت با عباس پُشتیبانِ پرچم زینب است

شمع اگر این است دل پروانه باشد بهتر است

مِی اگر این است پُر پیمانه باشد بهتر است

سر اگر خاکِ درِ میخانه باشد بهتر است

عقل در توصیفِ او دیوانه باشد بهتر است

در شهامت برتر از سارا و مریم زینب است

عشق وقتی می تپد عاشق پرستو می‌شود

دستِ عاشق زود از حالِ دلش رو می‌شود

هر که با خورشید شد آیینه ی او می‌شود

دخترِ شاهِ نجف هم شاه بانو می‌شود

یک تن اما حامیِ ناموسِ عالم زینب است

از همان اول خدا میخواست او را شُد حسین

اصلاً او با اولین پلکِ تماشا شُد حسین

فاطمه شُد مرتضی شُد پیش از آنها شُد حسین

گرچه نامش بود زینب بعدش اما شُد حسین

او حسین است و حسینش هم مُسَلَم زینب است

گرچه بر بال و پرِ خود سلسله دارد هنوز

او که باشد سایبانی قافله دارد هنوز

می‌رود پشتِ برادر فاصله دارد هنوز

با سرِ هر زلفِ او صدها گله دارد هنوز

آنکه ریزد در فراغت اشک ماتم زینب است 



موضوع : مدح و مناجات با حضرت زینب (س)، 

حضرت زینب(س(-مدح


بیا ای دل به درد شیعه درمان می کند زینب

حسینش داده دم معجز نمایان می کند زینب

اگر با نیت فیض آمدی طوبا به اقبالت

تو را بر سفره عباس مهمان می کند زینب

من از قطره کمم اما به دریا ناز خواهم کرد

که مور بی بضاعت را سلیمان می کند زینب

پیام زینبیه این بُود بعد از صد و ده قرن

یزیدی مسلکان را خانه ویران می کند زینب

معین عترت است این محیی آیات عاشورا

چو زهرا مادرش تبلیغ قرآن می کند زینب

هراس افتاده بر قلب یهود از قهر حزب الله

که یاری بر کفن پوشان لبنان می کند زینب

الا سرباز عاشورا بگو لبیک یازینب

اگر مشکل به کارت هست آسان می کند زینب



موضوع : مدح و مناجات با حضرت زینب (س)، 

حضرت زینب(س)-ولادت-مصائب


خوب است که از زینب کبری بنویسم

از حضرت صدیقه ی صغری بنویسم

تا نقش ببندد به دلم نام عقیله

از آمدن دختر زهرا بنویسم

از حال و هوای قدم تازه رسیده

از پشت در و جمع گداها بنویسم

با کسب اجازه بنویسم خود زهرا

یا روی زمین شاخه طوبی بنویسم

وقتی شده چون فاطمه سر تا قدم او

شاید بشود ام ابیها بنویسم

تنها نه فقط چشم مدینه شده روشن

از روشنی چشم دو دنیا بنویسم

من منتظرم حضرت جبریل بیاید

یک اسم پر از عطر و مسما بنویسم

جبریل کنار پر قنداقه رسیده

باید ملکی محو تماشا بنویسم

حالا که رسیده به علی مژده ی مولود

بگذار که من زینت بابا بنویسم

بانو به خدا زیر قدمهای تو جنت

دستان تو را عرش معلی بنویسم

وقتی که به لبهای حسین آمده لبخند

بد نیست که یک چند تمنا بنویسم

هر چند که دیریست تمنای من این است

از کرببلای شده امضا بنویسم

حالا که مبدل شده لبخند به گریه

یک قطره ی درد از همه دریا بنویسم

با اینکه محال است جدایی ز حسینت

مجبور شدم واژه ی تنها بنویسم

از عصر غم انگیز وداع تو به گودال

با راس روی نیزه تسلی بنویسم

هنگام غروب است نه سر مانده نه پیکر

از پیرهن رفته به یغما بنویسم

ماندم به خدا از تو و از غارت خیمه

یا دختر جا مانده به صحرا بنویسم

باید بروم علقمه با حضرت زهرا

جا مانده ای از پیکر سقا بنویسم

اینجاست که دیگر قلمم تاب ندارد

از بی کسی ات در دل اعدا بنویسم



موضوع : ولادت حضرت زینب(س)، 
شنبه 1394/11/24

حضرت زینب(س)-مدح


در جهـان، مهر حقیقت، زینب است

مشعل صبح هدایت، زینب است

دختر بانوی آب و آفتاب

محرم اسرار عصمت، زینب است

کهکشان عشق و ایثار و کمال

تابش مهر فضیلت زینب، است

آسمان سروری را او رسول

لایق عقد نبوت، زینب است

خطبه خوان خون، زبان مرتضی

ذوالفقار عشق و غیرت، زینب است

بر مشام کوفه ی رنگ و فریب

بوی توفان قیامت، زینب است

خواهر توفان سرخ کربلا

مادر صبر و مصیبت زینب است

بحر درد و کوه داغ و عرش زخم

ارتفاع استقامت، زینب است

وصف زینب، وصف یک ناممکن است

عاشقان! تفسیر حیرت، زینب است

من کجـا و وصف این خاتون، غزل !

فصل شرح بی نهایت، زینب است



موضوع : مدح و مناجات با حضرت زینب (س)، 
شنبه 1394/11/24

حضرت زینب(س)-مدح


دلش دریای صدها کهکشان صبر

غمش طوفان صدها آسمان ابر

دو چشم از گریه همچون ابر خسته

ز دست صبرِ زینب، صبر خسته

صدایش رنگ و بویی آشنا داشت

طنینِ موج آیات خدا داشت

زبانش ذوالفقاری صیقلی بود

صدا، آیینه ی صوت علی بود

چه گوشی می کند باور شنیدن؟

خروشی این چنین مردانه از زن

به این پرسش نخواهد داد پاسخ

مگر اندیشه ی اهل تناسخ :

حلول روح او، در جسم زینب

علی دیگری با اسم زینب

زنی عاشق، زنی اینگونه عاشق

زنی، پیغمبرِقرآن ناطق

زنی، خون خدایی را پیمبر

زن و پیغمبری ؟ الله اکبر !



موضوع : مدح و مناجات با حضرت زینب (س)، 

امام زمان(عج)-مناجات


لب بسته ام ز هرچه به جز گفت و گوی تو

دل شسته ام ز هرچه به جز نقش روی تو

گر بگذری ز خاکم و گویی تو را که کشت

فریاد خیزداز کفنم کآرزوی تو

منت ز خضر گو به سکندر کِشد که من

آب حیات جسته ام از خاک کوی تو

دل را ز اضطراب به هر سمت می کشم

مانند قبله یاب که گردد به سوی تو

ترسم به زیر خاک رود آه عاقبت

هم حسرت دل من و هم آرزوی تو



موضوع : مناجات فراق با امام زمان(عج)، 
جمعه 1394/11/23

امام زمان(عج)-مناجات


مولای من ! خواب پریشان ُکشت ما را

کابوس شب ، کابوس شیطان ، کشت ما را

فصل جهان « بس ناجوانمردانه سرد است »

ای سبز ! یخبندان انسان ، کشت ما را

بر صورت خورشید ، شیطان خاک پاشید

تعبیر این خواب پریشان ، کشت ما را

بوی مسلمانی از این دنیا پریده

تنهایی عمّار و سلمان ، کشت ما را

عصر یزید است و تو در دنیا غریبی

بوزینه بازی های شیطان ، کشت ما را

ریش « ابوموسی » و ریش « طالبان » ها

این ریش های نامسلمان ، کشت ما را

از دوستان زخم زبان ، از دشمنان ، تیغ

نامردمی های فراوان ، کشت ما را

خون شهیدان ، پاک شد از دامن دشت

تنهایی نسل شهیدان ، کشت ما را

هر چند خط بیعت ما نیست کوفی

تردید در آن ، از غم نان ، کشت ما را

ما بر نمی گردیم از عشق تو ، مولا !

هر چند نَفسِ سُست پیمان ، کشت ما را

آدینه آمد نازنین ! اما تو ... ؟!  آری

دوری ز تو ای حضرت جان ! کشت ما را



موضوع : مناجات فراق با امام زمان(عج)، 

امام زمان(عج)-مناجات


وقتی شکست شیشه ی عمر وصال من

زد آسمان ، قرعه ی هجران به فال من

شکوه کنم اگر ز تو رزقم حرام باد

خون دلی که می خورم از غم ، حلال من

تو همنوای خسته دلان بودی آن زمان

وقتی کسی نبود کمی فکر حال من

کیشم مکن ز خویش ، ز من پر زدن مخواه

محتاج بام کوی تو گردیده بال من

ای چشمه ها که آینه ی ماه می شوید

عکس جمال اوست در اشک زلال من

تیر نگاه چشم سیاه تو کافی است

با تیغ ابروان مکن عزم قتال من

نام آوران قسم به عشق ، که این افتخار بس

سینه زنم ، کبودی سینه مدال من 



موضوع : مناجات فراق با امام زمان(عج)، 

امام زمان(عج)-مناجات


خدا کند به سر این انتظارها برسد

زمان مرگ خزانِ بهارها برسد

نشد اگر برسم من به پای بوسی تو

خدا کند که از آن سو غبارها برسد

توجهی ، نظری ، گوشه چشمی ای آقا

یکی به داد دل بی قرارها برسد

خدا کند خبر همسفر نداشتن تو

به گوش پر ز هیاهوی یارها برسد

به سوی منزل و مقصد بدون یاری تو

گمان نمی کنم آخر که بارها برسد

غروب جمعه تو را خوانده ایم و فردا صبح

دوباره هر که رود تا به کارها برسد

بمان كه شاید اویسی كه وقت كم دارد

برای دیدنت از این دیارها برسد

سحر ندارم و باید دعا کنی که دلم

به میهمانی شب زنده دارها برسد

گنهکاری من را ببخش جان "حسین"

همیشه رحمت شه بر ندارها برسد

دلم عجیب دوباره محرمی شده آقا

خدا کند که سبو بر خمارها برسد

اگر که عمر وفایم نکرد پای تو کاش

شبی چو رهگذری بر مزارها برسد



موضوع : مناجات فراق با امام زمان(عج)، 
جمعه 1394/11/23

تقدیم به مدافعان حرم


تا چند از این داغ لبالب باشیم

در آتشِ آه و حسرت و تب باشیم

امروز در باغِ شهادت باز است

ای کاش فدائیان زینب باشیم



موضوع : مدافعان حرم اهل بیت(علیهم السلام)، 
چهارشنبه 1394/11/21

تقدیم به مدافعان حرم- بیداری اسلامی


گرفته درد ز چشمم دوباره خواب گران را

مرور می‌کنم امشب غم تمام جهان را

غم عراق و یمن را که شعله‌شعله در آتش

غم دمشق پریشان و غزّه‌ی نگران را

دلارهای یهودی، ریال‌های سعودی

ببین که برده به غارت چگونه امن و امان را

چه کودکان یتیمی که مانده بی‌سر و سامان

چه مادران غریبی که برگ‌ریزِ خزان را...

صدای ناله و شیون زِ هر کرانه بلند است

چگونه خواب ربوده‌ست چشم آدمیان را؟

جهان اگر چه کویر سکوت و بهت و تماشاست

در این دیار ببین رودهای در جریان را

ببین شکوه و شهامت چگونه ریشه دوانده

ببین قیامت قد هزار سرو روان را

ببین که عشق حسینی و آرمان خمینی

چگونه باز به میدان کشانده پیر و جوان را

درود بر شرف و عزت جوانِ دلیری

که در هوای حرم نذر می‌کند سر و جان را

چگونه دم بزنم از مدافع حرم عشق

چگونه وصف کنم آن حماسه‌های عیان را

سلام ما به خلیلی و صابری و علی‌دوست

به غیرت همدانی که خیره کرده جهان را

سلام ما به عزیزی و باغبانی و عطری

چه عاشقانه برانگیختند رشک جنان را

درود بر تقوی، شاطری و فاطمی‌اطهر

که خوانده‌اند «أ وَفَیتُ»* به‌لب امام زمان را

سلام بر سر اسکندری که بر سر نیزه

گرفت از دل هر بی‌قرار تاب و توان را

"سری به نیزه بلند است در برابر زینب"

خدا کند که نبیند رقیه زخم سِنان را

سری که بر سر نیزه رهاست عطر صدایش

وَ غرق نور خدا می‌کند کران به کران را

و «أی منقلبٍ» می‌رسد به گوش دوباره

دمی نمی‌برم از یاد شمرهای زمان را...

***

* روز عاشورا عمرو بن قرظة الانصارى از امام حسین(ع) رخصت جهاد گرفت و پس از این‌که امام(ع) اجازه فرمود، جنگى چون جنگ مشتاقان به پاداش کرد و جمع زیادی از سپاه ابن زیاد را به هلاکت رساند. او دلاورانه در محافظت از امام(ع) ایستادگی کرد تا این‌که بر اثر کثرت جراحات به خاک افتاد. آن‌گاه رو به امام حسین(ع) عرض کرد: «یَا ابْنَ رَسُولِ الله أَ وَفَیْتُ؛ یا بن رسول الله آیا به عهدم وفا کردم؟» امام(ع) در پاسخ فرمودند: «نَعَمْ أَنْتَ أَمَامِی فِی الْجَنَّةِ فَاقْرَأْ رَسُولَ الله عَنِّی السَّلَامَ وَ أَعْلِمْهُ أَنِّی فِی الْأَثَرِ؛ آرى تو پیشاپیش من در بهشتى، به رسول الله (ص) از من سلام برسان و عرضه دار که من در پى هستم [و به شما ملحق می‌شوم]» (اللهوف، ابن طاوس، ص108).



موضوع : مدافعان حرم اهل بیت(علیهم السلام)، فرهنگی، اجتماعی و سیاسی، 
چهارشنبه 1394/11/21

انقلاب اسلامی- بصیرت


گر تیغ به گردن مذلت زده ایم

تاجی به سرخویش ز عزت زده ایم

با رهبری امام خود خامنه ای

ما در همه جا دم از بصیرت زده ایم

***

با عشق و امید گر که الفت داریم

در عرصۀ عشق شور و غیرت داریم

از سایۀ تردید برون می آییم

هرجا که چراغی از بصیرت داریم



موضوع : فرهنگی، اجتماعی و سیاسی، 
سه شنبه 1394/11/20

حضرت زهرا(س)-مدح و مصیبت


چو نوری در دل ظلمت فروزنده تویی زهرا

و ایمان را به جانها آفریننده تویی زهرا

کسی که رمز پیروزی شده در هر زمان نامش

چه دیروز و چه امروز و چه آینده تویی زهرا

نوشتم آن که حبش شد کلید خانه ی رحمت

و بغضش تا همیشه گشته سوزنده تویی زهرا

مُغیثی که به هر نخ از عبا و چادرش حتی

شده هر مُرسلی آخر پناهنده تویی زهرا

قیامت در قیامت یک تنه بر پا کنی بانو

پناه عاصیان هستی و بخشنده تویی زهرا

کسی که حیدر و احمد به دور زینبش گردند

و زینب تحت تعلیمش شد ارزنده تویی زهرا

ره توحید تنها راه فرزندان تو باشد

کسی که با جهادش شرک را کنده تویی زهرا

شبیر و شبر تو زینت ارض و سما هستند

و آنها مادری دارند زیبنده... تویی زهرا

الا ای کوثر قران تویی معیار هر ایمان

که در این عالم امکان فروزنده تویی زهرا

منم فرزند خاطی رو به تو آورده ام مادر

کسی که گشتم از رویش سرافکنده، تویی زهرا

کسی که دست او بشکسته اند و پهلویش اما

فقط بر روی حیدر  میزند خنده تویی زهرا

کسی که دست بوسش گشته ختم المرسلین اما

علی از دستهایش گشته شرمنده تویی زهرا

صدف چون بشکند دُر بر زمین می افتد و حالا

میان آن در و دیوار تابنده تویی زهرا



موضوع : مدح و مناجات با حضرت زهرا (س)، شهادت حضرت زهرا(س)، 
سه شنبه 1394/11/20

بیستم بهمن ماه سالگرد آغاز  عملیات والفجر هشت


سرمای بهمن ماه گرمائی گرفته

با لاله های سرخ زیبائی گرفته

تا صحبت از دریادلان گویم، دل من

در ساحل اروند مأوائی گرفته

***

یاد بدن هائی که بی سر بین دشت است

یا در دل اروند رفته برنگشته است

با رمز یا زهرا دلم مهمان فاو است

این روزها یادآور والفجر هشت است

***

صدها صدف را موج دریا بُرد با خود

مادر، پسرها را چه زیبا برد با خود

هر کس که داغ قبر گم گشته به دل داشت

دیدم سوا گردید و زهرا بُرد با خود

***

سربندهای سبز رویِ آب می فت

پشت سر هم عکسها در قاب می رفت

با چشم گریان دیدمش خنده به لب داشت

وقتی رفیقم دیدن ارباب می رفت

***

با شیمیائی قحطی لبخند آمد

با یک نفس، دیگر نفس ها بند آمد

با این همه مشکل ولی بی بی مدد کرد

فریاد فتحِ فاو از اروند آمد

***

هر حمله ی ما مثل طوفان بود آن روز

پشت سرِ ما دست سلطان بود آن روز

حاج مرتضی قربانی و یک پرچم سبز

که هدیه از شاهِ خراسان بود آن روز

***

لطفِ امامِ عصر را باید بگویم

اعجازِ فتح و نصر را باید بگویم

یک جاده ای که هر کجایش قتلگاه است

غوغای اُمٌ القصر را باید بگویم

***

پیچید عطر یاس بین هر چفیه

هر کس پیِ سبقت گرفتن از بقیه

آنقدر صورت ها و پهلو غرقِ خون شد

تا گشت نامِ فاو "شهر فاطمیه"

***

فریادهای بی صدا یادم نرفته

جان دادنِ غواص ها یادم نرفته

زیر دکل بین موانع گیر افتاد

آهسته می زد دست و پا یادم نرفته

***

هر کس که گیر افتاد یادِ مادر افتاد

یاد پریشانیِ او پشت در افتاد

لعنت بر آنکه سیلی اش را بی هوا زد

تا که تکانی خورد بی بی با سر افتاد



موضوع : شهدا و دفاع مقدس، 

سالگرد پیروزی انقلاب اسلامی


نسل رودیم ، زاده دریا

موج خیزیم و صاحب ژرفا

همچو شمعیم پاک و روشن دل

مثل پروانه‌ایم بی‌پروا

ما چو کوهیم ، با وقار ، آرام

اهل صبریم اهل صبر امّا

گر بخواند به رزممان رهبر

گر که ما را به صف کند مولا

می‌زنیم آنچنان به گُرده خصم

که نماند تنی ازو برجا

هست همت نصیب ما امروز

هست نصرت از آن ما فردا

می‌رسد صبح مرگ اسرائیل

می‌رسد شام دفن امریکا

روزی آخر نماز می‌خوانیم

در شبستان مسجد الاقصی

این همان وعده است، وعده او

وحده لا اله الا هو

جاده آورد عطر رحمت را

دشت سرشار شد نجابت را

آی باران دوباره جاری کن

در زمین چشمه ی کرامت را

با حضور تو دل به یاد آورد

خاطرات امام امت را

آن امامی که یاد ازو دارند

سروها ، کوه‌ها ، صلابت را

آن امامی که خوب باور داشت

که جدا نیست دین سیاست را

یادمان داد پایداری را

یادمان داد استقامت را

گاه از انقلابمان می‌گفت

تا بدانیم قدر نعمت را

آن امامی که مرد ایمان بود

پیر رزمندگان لبنان بود

البشاره که صبح ایمان است

روشن از پرتو اش دل و جان است

مستم از آفتاب ساعت هشت

آفتابی که از خراسان است

نغمه ای باز میرسد بر گوش

نغمه ای که بسی خروشان است

از دل فکه پاوه اندیمشک

از طلائیه فاو بستان است

شور صحرا به یمن مجنون است

شور دهلاویه به چمران است

باز عطر دوکوهه می آید

حاج احمد مگر سخنران است ؟

باکری کاوه باقری همت

چقدر بزم ما چراغان است

ای جوانان ز یادمان نرود

هرچه داریم از شهیدان است

آن دلیران معرکه که هنوز

دشمن از نامشان هراسان است

ای جوانان ز راه برگشتن

نقض عهد است نقض پیمان است

عهد بستیم یادمان نرود

خیز تا آنکه کاروان نرود

چه قدر مانده تا سحر برسد؟

از فضا بوی مشک تر برسد

دشمن ما هنوز منتظر است

عمر این انقلاب سر برسد

جاده‌ها اسب شوق زین کردند

تا ز هنگامه‌ها خبر برسد

باش تا صبح دولتت بدمد

باش تا مژده ظفر برسد

جمعه‌ها بی‌قرار می‌گویند:

روزی آن یار از سفر برسد

روزی آن یار می‌رسد، آری

دشت‌ها می‌شوند گلکاری

یا رب آن عطر ناب را برسان

حضرت آفتاب را برسان

آن سوار دلیر را بفرست

عزمِ پا در رکاب را برسان

خیمه عمرمان عطش دارد

یا ابالفضل آب را برسان

انقلاب از دعای او باقی است

صاحب انقلاب را برسان

گره از کار عاشقان واکن

و جهان را دوباره شیدا کن



موضوع : فرهنگی، اجتماعی و سیاسی، 
یکشنبه 1394/11/18

حضرت زهرا(س)-مناجات و شهادت


نشسته ام که به دست آورم نگاهت را

به آسمان بزنم تا غبار راهت را

ز رو سیاهی من شب به شرم می افتد

سپید کن شب تاریک رو سیاهت را

چقدر گریه برایم نموده ای مادر

بمیرم این که نبینم من اشک و آهت را

کدام روضه بخوانیم و باز گریه کنیم

کدام روضه ی محبوب و دل بخواهت را

چقدر غیرت خورشیدیَت شکست آن روز

که ریسمان زده بودند دست ماهت را

میان کوچه تو را می زدند ای مادر

بمیرم اینکه علی دید قتلگاهت را



موضوع : مدح و مناجات با حضرت زهرا (س)، كوچه بنی هاشم، هجوم و آتش زدن در و دیوار، 
یکشنبه 1394/11/18

به مناسبت سالگرد پیروزی انقلاب اسلامی


خدا می خواست از سر رد کند این قوم طوفان را

به دستِ مرد دریایِ حوادث داد سکان را

نجات کشتی از گردابها، زحمت فراوان داشت

خدا خیرش دهد آن مرد را، پیر جماران را

نگاهش فجر صادق بود، فجرِ انقلاب نور

به پایان بُرد بعد سالها شام غریبان را

به امر او فرشته دیو را از شهر بیرون کرد

گواهی می دهد تاریخ رسوایی شیطان را

ازاین اعجاز بالاتر !؟ بهار آورد در بهمن

گرفت از چشمِ گندم زارها خوابِ زمستان را

صدایِ انفجار نور او لرزاند یکباره

قَطیف و قدس را، حتی بلندی های جولان را

هزاران شاه دید این مُلک، اما سیزده قرن ست

به رویِ چشم خود بگذاشته شاه خراسان را



موضوع : فرهنگی، اجتماعی و سیاسی، 

حضرت زهرا(س)-بستر شهادت


از غصه سرتاسر شدی این چند ماهه

دلتنگ پیغمبر شدی این چند ماهه

وقتی شنیدی دست من را صبر بسته

یک پارچه حیدر شدی این چند ماهه

با خطبه هایت هرکجا فتنه به پا شد

پیغمبرِ دیگر شدی این چند ماهه

دیدی که تنها مانده ام، زهرا برایم...

... سینه سپر، لشکر شدی این چند ماهه

حق داری اصلا خنده روی لب نداری

خسته از این بستر شدی این چند ماهه

من که خبر دارم... نپوشان صورتت را

یاسِ علی! پرپر شدی این چند ماهه

دارد علی دق می کند از این مصیبت

این قدر که لاغر شدی این چند ماهه

شرمنده ام زهرا در این کوچه... در این راه...

خاکی سرِ معبر شدی این چند ماهه

داغت قد من را شکست اما تو انگار

از من خمیده تر شدی این چند ماهه

فهمیدم از این لاله ها، حق داشتی که

پنهان در این معجر شدی این چند ماهه

غیر از خیال و سایه ای از تو نمانده

از سایه هم کمتر شدی این چند ماهه

***

با تشکر از شاعر گرامی



موضوع : وصیت و بستر شهادت، 
جمعه 1394/11/16

امام زمان(عج)-مناجات


کیست تا خانه ی ویران شده تعمیر کند

تا مرا بر در میخانه به زنجیر کند

گرچه موسی نشدم طالب خضر عشقم

تا که راه و روشم یکسره تغییر کند

آنکه بی درد بود، عشق نمی داند چیست

عشق هر تازه جوان را به خدا پیر کند

کاش یک باره دگر میکده را درک کنم

تا که ساقی دلم از باده ی خود سیر کند

من که دور از ادب میکده بودم چه کنم؟

تا به پیمانه مرا یار زمین گیر کند

وای اگر وقت گرفتار ی من در غفلت

آنکه منجی من خسته بود دیر کند

با همه پستی من یار مرا می خواهد

عاقبت هم نفس اوست که تاثیر کند

جای آنکه بشوم من ز حبیبم ممنون

اوست هر دم زمن غمزده تقدیر کند



موضوع : مناجات فراق با امام زمان(عج)، 

امام زمان(عج)-مناجات


دیری است دل خسته ی ما را نَنَوازی

شاها سبب از چیست گدا را ننوازی ؟

احوال دل سوختگان باز خراب است

مُردیم طبیبا ز چه ما را ننوازی ؟

ما غرق گناهیم ، تو ای پاکی مطلق

آلوده ی افتاده ز پا را ننوازی

پاسخ به عطای تو جفا کاری ما شد

حق داری اگر اهل جفا را ننوازی

در کیش تو این رسم نبوده مهِ زیبا

عشاقِ ز خود مانده جدا را ننوازی

من نیست میان ، هر چه دگر هست تویی تو

آن دل که شده در تو فنا را ننوازی ؟!

هر لحظه دعای فرج از دیده روان است

چشمان پر از اشک و دعا را ننوازی

خِضری تو و کوثر به کَفَت آب حیات است

هر تشنه لب آب بقا را ننوازی

ما خیل خطاکار ، کسی جز تو نداریم

ای وای اگر اهلِ خطا را ننوازی ...



موضوع : مناجات فراق با امام زمان(عج)، 

امام زمان(عج)-مناجات


دل شده بی قرارِ چشم ترم

اشک باشد عیارِ چشم ترم

شد خزان روزگارِ چشم ترم

تا بیاید نگارِ چشم ترم

برترین مستحب دعای فرج

خوانده ام روز و شب دعای فرج

گرچه شد ذکر لب دعای فرج

گریه ام شد شعار چشم ترم

هست دنیا برای من محبَس

طعنه خوردم ز هر کس و ناکس

خسته گردید جمعه ها از بس...

...که گرفت استخاره چشم ترم

تا نمردم بیا عنایت کن

این گدا را خودت هدایت کن

اصلا امشب مرا فدایت کن

بنشین در کنارِ چشم ترم

برسان بر گدا وصالت را

نبر از خاطرم خیالت را

گل نرگس بگو جمالت را...

...کی کند پس نظاره چشم ترم؟

من اسیر و فقیر یک نظرت

نام من را ببر تو در سحرت

یا ابانا فدای چشم ترت...

..‌.چشم من، چشمه سار چشم ترم

ای نگارم! چرا نمی آیی؟

شهریارم! چرا نمی آیی؟

بی قرارم، چرا نمی آیی؟

کی میایی بهارِ چشم ترم؟

آخرش من تو را نمی بینم

"فتصدّق" ببین که مسکینم

بعد مرگم بیا به بالینم

فاتحه خوان نثارِ چشم ترم

مادرت پشت در تو را می خواند

عرش حق را صدای او گریاند

سوز صوتش دل مرا لرزاند

روضه خوان شد دوباره چشم ترم



موضوع : مناجات فراق با امام زمان(عج)، 
جمعه 1394/11/16

امام زمان(عج)-مناجات-مدافعان حرم


عشق یک سینه ی پر از آه و یک دل بی قرار میخواهد

خواب راحت برای عاشق نیست عاشقی حال زار میخواهد

دیدن یارگرچه شیرین است نیست عاشق کسی که خودبین است

حرف عشاق واقعی این است هرچه میل نگار میخواهد

مدتی هست یادمان رفته پسری مانده از تبار علی

او که مثل حسن برای قیام بی سپاه است و یار میخواهد

یار هرکس به غیر او بودیم دل به هرکس به غیر او دادیم

چه کسی را عزیز تر از او دل از این روزگار می خواهد؟

چند روزی به سمت آقاییم چندماهی به سمت دنیاییم

بی تفاوت به اینکه جاده وصل قدمی استوار می خواهد

خوش به حال مدافعان حرم عشق را در عمل نشان دادند

تا بفهمیم یوسف زهرا عاشقی جان نثار میخواهد

شیعه تنهاست یا اباصالح با همان هیبت علی برگرد

گردن دشمنان آل الله گردش ذوالفقار میخواهد

گر بگویی بمیر، میمیرم بین دستان توست تقدیرم

عبد بی دست و پا برابر تو کی ز خود اختیار می خواهد

منتقم! جان مادرت زهرا بازگرد و بگو به آن دونفر

زدن بانویی بدون پناه قلب تاریک و تار میخواهد



موضوع : مناجات فراق با امام زمان(عج)، مدافعان حرم اهل بیت(علیهم السلام)، 

امام زمان(عج)-مناجات


غم فراق آمد و غم جگر درست شد

همیشه کار من به لطف چشم تر درست شد

شکسته بال پر زدم تمام روز تا خدا

به آسمان رسیدنم دم سحر درست شد

غبار آشیانه ی کبوتر تو آمد و

دوا برای زخم های بال و پر درست شد

هر آنکه پشتِ در نشست عاقبت گرفت و رفت

همیشه کار سائلان به پشت در درست شد

هزار مدّعی برای دیدن تو آمدند

ولی در این میانه، کار یک نفر درست شد

میانه ی من و تو را گناه زد بهم ولی

همیشه با بزرگیِ، تو بود اگر درست شد

به جای یارتان شدن همیشه بارتان شدم

فقط برای تو، همیشه دردسر درست شد

به داد من نمی رسند توبه های ناقصم

هــــزار بار توبه کرده ام مگر درست شد

اگر به شهر ما بلا نمی رسد به لطف توست

که از دعای تو برای ما سپر درست شد

عجیب گوشه چشم تو رئوف و کیمیاگر است

هزار عبد رو سیَه به یک نظر درست شد

به هر دری زدم که کربلا روم نشد نشد

به دست تو فقط برات این سفر درست شد



موضوع : مناجات فراق با امام زمان(عج)، 

امام زمان(عج)-مناجات


کنار بیت خدایی به یاد ماهم باش

به مروه یا به صفایی به یاد ماهم باش

در استلام حجر نیز یادی از ما کن

همین که گرم دعایی به یاد ماهم باش

چو دور کعبه طواف آوری به کعبه قسم

تو کعبۀ دل مایی به یاد ماهم باش

به ما که رو نگشودی ، به ما نگاهی کن

ز ما اگر که جدایی به یاد ما هم باش

کنار زمزم اگر یاد کام خشک حسین

نظر به آب نمایی به یاد ماهم باش

کنار حجر همان لحظه ای که اشک فشان

به سید الشهدایی به یاد ماهم باش

دمی که از در باب السلام اشک فشان

به سوی بیت می آیی به یاد ماهم باش

کنار قبر رسول خدا کنار بقیع

مقیم کرب و بلایی به یاد ماهم باش

مقیم شهر نجف کاظمین سامرا

کنار قبر رضایی به یاد ماهم باش

چنان که گرم دعایی به ما دعایی کن

همین که یاد خدایی به یاد ماهم باش



موضوع : مناجات فراق با امام زمان(عج)، اشعار حج، روز عرفه، 
پنجشنبه 1394/11/15

تقدیم به مادران شهدای مدافع حرم


واژه در واژه از دل میدان

غزلی  را  سپید  آوردند

باز هم از مدافعان حرم

یک جوان شهید آوردند

 

یک جوان با هزار شور و شعور

روز آخر ولی " زهیر "  شده

زیر تابوت مادرش می گفت :

پسرم عاقبت به خیر شده...

 

مثل  ابر بهار می بارید

غربت ماه در دل شب را

پسر با تعصب ام می گفت :

نکند قبر عمه زینب را...

 

عاقبت طاقت اش تمام شد و

دل به دریا زد و فدایی شد

پسر کربلا نرفته ی  من

سوریه رفت و کربلایی شد

 

شکر حالا شنیده ام که حرم

شده از دست دشمنان آزاد

پسر من که جای خود دارد

جان عالم فدای زینب باد

 

شیعه مرد نبرد و پیکار است

صبر دارد و خویشتن دار است

خشن و سخت میشود  وقتی

پای ناموس شیعه در کار است

 

مثل پروانه ها به گرد حرم

در طوافیم ما قدم به قدم

کشور کفر فتح خواهد شد

زیر پای " مدافعان حرم "

 

شیعه ایم و نماد احساسیم

روی این خانواده حساسیم

تحت امر حسین هستیم و

همه سرباز های عباسیم

 

تیغ ما از نیام... نزدیک است

لحظه ی انتقام نزدیک است

مردی از جنس نور می آید

اهل عالم قیام نزدیک است...



موضوع : مدافعان حرم اهل بیت(علیهم السلام)، 


( کل صحن های حسینیه : 378 )    1   2   3   4   5   6   7   ...   


درباره حسینیه


به پایگاه فرهنگی هیات «مکتب الشهداء تهرانسر» خوش آمدید
×××
برای ارتباط با ما می توانید از طریق آدرس motallebi64@gmail.com اقدام فرمایید

آدرس پایگاه اطلاع رسانی هیات مکتب الشهداء-تهرانسر:
maktab-shohada.mihanblog.com
×××
هر کس که مقرب است در فکر بلاست
آواره شدن قاعده ی عشق خداست
"مهدی مطلبی"پرید اما باز
در صحن "حسینیه" ی او "روضه"بپاست

مدیر وبلاگ : شاهد
آمار زائرین حسینیه
  • زائرین امروز :
  • زائرین دیروز :
  • زائرین این ماه :
  • زائرین ماه قبل :
  • کل زائرین :
  • تعداد کل اشعار :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
پایگاه های مدح و مرثیه
لوگوها

 پایگاه تخصصی مدح و مرثیه

 پایگاه تخصصی روضه و مقتل

 پایگاه نوحه و سبک های مداحی

کتاب موبایل حسینیه-مدح و مرثیه

 پایگاه اطلاع رسانی هیات مکتب الشهداء-تهرانسر

 کارگاه مجازی شعر آیینی حسینیه

 اشعار استاد علی اکبر لطیفیان

 قرارگاه-پایگاه فرهنگی هیئت مکتب الشهداء