حسینیه پایگاه تخصصی مدح و مرثیه
جهت دسترسی آسان به اشعار مورد نظر، از فهرست موضوعات استفاده کنید
موضوعات اشعار

اهل بیت(علیهم السلام)-چراغ هدایت


محبت اهل عرفان کرد ما را

بنازم عشق انسان کرد ما را

میان حق و باطل مانده بودیم

حسین آمد مسلمان کرد ما را

شعار آموخت ذکر آموخت دم داد

گدا بودیم سلطان کرد ما را

کمیل و ندبه و بوحمزه خواندیم

دعا سرباز قرآن کرد ما را

مسیرکربلارا تا نشان داد

مقیم شهرجانان کرد ما را

شنیدم کافری تواب میگفت

ابوالفضل اهل ایمان کرد ما را

بنازم شیر پاک مادران را

هوادار شهیدان کرد ما را

تشکر میکنیم از حضرت حق

که همشهری سلمان کرد ما را

بسوزد قلب وهابی گرایان

که جانان اهل ایران کرد ما را

علی داریم دیگرغم نداریم

ولایت پاکدامان کرد ما را

نخواهد رفت ایران زیر ذلت

شرف شمشیر بران کرد ما را

امان نامه زنامحرم نگیریم

خمینی شیر غران کرد ما را

همه در انتظار آفتابیم

فراق یار گریان کرد ما را....



موضوع : مدح و مناجات با اهل بیت(ع)، 
یکشنبه 1394/04/14

امیرالمونین(ع)-شب نوزدهم


نمک و شیر را به دستش داد

با هزار و یک آرزو دختر

گفت ای دخترم کجا دیدی

دو غذا روی سفرهء حیدر

 

دخترش دست را جلو آورد

تا نمک را زسفره بر دارد

تا که در هم نگاهشان گره خورد

دید بابا دوچشم تر دارد

 

گفت بابا که دخترم امشب

زخمهای دلم عمیق تر است

از روی سفره شیر را بردار

که علی با نمک رفیق تر است

 

بعد افطار با دو دیدهء خیس

گرچه با دخترش تبسم کرد

حال بابا عجیب بود عجیب

دخترش دست و پای خود گم کرد

 

دید هر لحظه بی قرارتر است

آن ابرمرد بی نظیر و شجاع

خیره می شد به آسمان ، می خواند

زیر لب آیه های استرجاع

 

شب به نیمه رسیده و دیگر

موقع رفتن امیر شده

کودکان گرسنه منتظرند

حرکت کن علی که دیر شده

 

پس عبا را به دوش خود انداخت

کیسه را پر ز نان وخرما کرد

مثل هرشب پس از " به نام خدا"

یک توسل به نام زهرا کرد

 

در دلش مجلسی ز روضه به پا

باز با قصهء جوانش شد

فقط انگار روضه خوان کم داشت

درب و دیوار روضه خوانش شد

 

سمت مقصد ، علی که حرکت کرد

ناگهان چشم اوبه در افتاد

در برایش چه روضه ای می خواند

یاد گیسوی شعله ور افتاد

 

شعله ها را کمی خنک تر کرد

اشک چشمان حیدر کرار

در هیاهوی روضه های در

نمکی هم به روضه زد دیوار

 

بعد مرغابیان داخل صحن

میخ در سد راه مولا شد

حرف میخ دری وسط آمد

در دل بوتراب غوغا شد

 

قلب حیدر رها شد از کوفه

رفت سمت مدینهء زهرا

تیزی میخ یکطرف ، وای از

داغی میخ وسینهء زهرا

 

مرتضی ناگهان به خود آمد

میخ را از عبای  خود وا کرد

پای خود را درون کوچه گذاشت

یاد کوچه دوباره غوغا کرد

 

بعد از آن بین کوچهء تاریک

در دلش شور و همهمه افتاد

در سکوت شبی پر از غصه

یاد تشییع فاطمه افتاد

 

قلبش از بی وفایی محض

تک تک مردمان کوچه گرفت

بی وفایی هوای خواندن کرد

روضه را از دهان کوچه گرفت

 

کیسه کم کم سبک شد ومولا

سهم خرمای کودکان را داد

داشت کم کم دم اذان می شد

کاخرین قرصهای نان را داد

 

آسمان و زمین همه محو

قدرت گام استوار علیست

سمت مسجد روانه شد حیدر

ابن ملجم در انتظار علیست

 

رکعتی با خدای خود دل داد

بعد افتاد روی سجاده

بین محراب غرق خون خود

فاتح خیبر است افتاده

 

بی رمق گفت وای اگر بیند

غرق خون پیکر مرا زینب

کاش می شد سرم شود بسته

تا نبیند سر مرا زینب

 

روضه اینجا رسید و دلخونها

دل به دریای رستخیز زدند

روضه خوانهای شعر نوزدهم

همه به کربلا گریز زدند

 

یا علی زینب تو تاب نداشت

که شکسته سر تو را بیند

لیک خواهد رسید آن روزی

که سری را به نیزه ها بیند

***

با تشکر از شاعر گرامی



موضوع : ضربت خوردن امام علی(ع)، 
یکشنبه 1394/04/14

امیر المومنین(ع)-ضربت


یك جور زدند ، از دو زانو افتاد

یا فاطمه گفت و روی پهلو افتاد

از شدت ضربه سر فقط باز نشد

چه فاصله ای بین دو ابرو افتاد

***

بالت اگر افتاد پرت ضربه نخورد

دیگر که كنارت پسرت ضربه نخورد

هرچند كه بی هوا ز پشتت زده اند...

صد شكر دگر پشت سرت ضربه نخورد!!



موضوع : ضربت خوردن امام علی(ع)، 
یکشنبه 1394/04/14

مناجات با خدا


مینویسم خدا بحق حسین

یا سریع الرضا بحق حسین

ربنا آتنا بحق حسین

گویم العفو را بحق حسین

تا ببخشی مرا بحق حسین

ربنا ربنا اله کریم

سفره دار کریم ماه کریم

دست خالی به بارگاه کریم

آمدم باز در پناه کریم

نظری بر گدا بحق حسین

آمدم آشتی کنم با تو

رد من مستکین خود را تو

وحده لا رفیق الا تو

ما کریمیم ای خدا یا تو؟

کرمی کن به ما بحق حسین

منم و کوله بار سنگینم

دارد از دست می رود دینم

به خداوندی تو خوشبینم

من از این ذکر ، خیر میبینم

یا سمیع الدعا بحق حسین

جانم آنشب که بر دهن برسد

ملک الموت نزد من برسد

کاش آنجا امام حسن برسد

یکنفر یار سینه زن برسد

تا بگیرم نوا بحق حسین

چه نمایم برای وحشت قبر

چه کنم با فشار و غربت قبر

دستخالیم و خجالت قبر

مونسم باش بین خلوت قبر

رحمی آن لحظه ها بحق حسین

تستر الذنب ، کوه غفرانید

نام ما را اگر نمیخوانید

لااقل جرم ما بپوشانید

من نجف رفته ام ، نسوزانید

جان خیر النسا ، بحق حسین

شب جمعه است یا امام زمان

خجلم از شما امام زمان

دوست دارم تو را امام زمان

التماس دعا امام زمان

پیش ماهم بیا بحق حسین

باز دارم هوای شش گوشه

بی قرارم برای شش گوشه

درد ما و دوای شش گوشه

آه پایین پای شش گوشه

ببرم کربلا بحق حسین

ته مقتل بگو چه شد آقا

تن که شد پشت و رو چه شد آقا

پنجه شمر و مو چه شد آقا

چکمه روی گلو چه شد آقا

العجل مهدیا بحق حسین



موضوع : مناجات با خـدا، 
یکشنبه 1394/04/14

مناجات با خدا-شب قدر


ای بنازم رحمتت کز دیده بارانی گرفت

در دلم شبهای احیایت چه طوفانی گرفت

اشکها بارید و قدری قلبها آرام شد

صیقلی شد سینه ها و خوب مهمانی گرفت

تیرگی های ضِلالت همچنان مغلوب ماند

سینۀ اهل هدایت فیض نورانی گرفت

هر دلی که پا به روی نفسِ شیطانی گذاشت

در همه رفتارها حالات رحمانی گرفت

باز هم از رحمتت تطهیر شد دلهای ما

از نگاه بخششت آیات ربّانی گرفت

صدقِ نیّت بهترین زینت برای مومن است

پاکدل اعمال صالح را به آسانی گرفت

کور دل آنکس که بر ((لاتقنطوا)) هم دل نداد

هرکه شد مأیوس کِی زین درد درمانی گرفت

هرکه شد بخشنده می بخشد خطای این و آن

ای خوش آن دستی که دستان مسلمانی گرفت

آنکه نیت کرد امام خویش را یاری دهد

این هدایت را یقین از ماه قرآنی گرفت

عهد ما این بود: ما یار ولایت می شویم

آخر ای دل حیدر از ما عهد و پیمانی گرفت

عهد ما آمادۀ روز شهادت بودن است

دین هر از گاهی ز اهل درد قربانی گرفت

یاد آن دروازه قرآنهای نورانی بخیر

آن زمانی که ز دست ما چه یارانی گرفت

بازهم سربند می بندیم یا نعم الامیر

کربلایی عهد می بندیم یا نعم النصیر



موضوع : مناجات با خـدا، 
یکشنبه 1394/04/14

امیرالمومنین(ع)امام زمان(عج)-شب نوزدهم


امروز نشستم دو سه خط نامه نوشتم

از غصه و از هجر رخت نامه نوشتم

آقای پس پرده پس از عرض سلامی

میخواستم از عشق بگویم دو کلامی

در پرده بمان تا برسد وقت ظهورت

در شهر نمانده نه حلالی، نه حرامی

بر سر در خوش‌رنگ مکان‌های عمومی

مانده‌ست فقط از تو در این جامعه نامی

این جا به خدا هیچ کسی فکر شما نیست

تنهایی و تنها نکند فکر قیامی؟!

پیمانه به پیمانه شب مستی و خم شد

اما غرض از نامه شب نوزدهم شد

میخانه همین جاست اگر قدر بدانیم

امشب شب احیاست اگر قدر بدانیم

تو باعث بینایی چشم تر مایی

من نامه نوشتم به تو که یاور مایی

در نامه نوشتم به خداوند تو سوگند

باید که شفیعم بشوی پیش خداوند

ای کاش نگاهم به تماشای تو باشد

در نامه‌ی امسال من امضای تو باشد

راهی که قرار است در امسال بگیریم

ای کاش به سمت رخ زیبای تو باشد

امشب شب قدر است و شب ضربت بر سر

افتاده به محرابِ دعا حضرت حیدر

محراب شده خونی و دنیا شده ماتم

سر برده به زانوی خودش لاله از این غم

بردند همه از غم تو سر به گریبان

از خاتم پیغمبر و تا حضرت آدم

از بس که هوا تیره شده مردم ماندند

ماه رمضان آمده یا ماه محرم؟

وا کرده به محراب چه قرآن نفیسی

شمشیر کثیف پسر قاتل ملجم

امشب شب قدر است اگر قدر بدانی

تا آخر امسال تو شاید بتوانی

شاید بتوانی که خودت باشی و ربت

شاید بتوانی دل خود را بتکانی 



موضوع : مناجات با خـدا، ضربت خوردن امام علی(ع)، 
یکشنبه 1394/04/14

امیرالمومنین(ع)-مدح و شهادت


باز دل میل توسّل می كند

یاد تـو در باغ جان گُل می كند

یاعلی ای عشق حق در جوهرت

سرفرازان جهان خاك درت

ای هزاران خضر سرگردان تـو

میثم و سلمان ز شاگردان تو

رهنوردان را چراغ ره توئی

رهنمای مردم آگه توئی

عاقلان در عشق تو دیوانه اند

دور شمع عشق تو پروانه اند

صبر از تو رنگ زیبا یافته

عشق با عشق تو معنا یـافته

تو گهر هستی و كعبه چون صدف

كعبه را داده خدا از تو شرف

ای نسیم مهربان سرنوشت

ای شمیم ناب گلزار بهشت

جوهر ایمان توئی عرفان توئی

عدل و فضل و عشق را میزان توئی

نور محراب تو شد نور فلك

مات و مبهوت نمازت شد ملك

در زمین گر بوترابت خوانده اند

در سماوات آفتابت خوانده اند

ره كجا یابد به قدر تو خرد

ذات تو ذات خداوند احد

یاعلی آموزگار انبیا

ای امامت را تو ختم الاوصیا

خلقت از قدرت شرافت یافته

یازده خورشید از تو تافته

ای كریم كلّ خلقت یاعلی

ای قسیم نار و جنّت یاعلی

عاشقان تو سیادت یافتند

با ولای تـو سعادت یافتند

یاعلی من از غلامان توام

خاكبوس خاكبوسان توام

ای گل امید من از بذر تو

اشك خود را كرده ام من نذر تو

نام تو با عشق دارد الفتی

نام تو با اشك دارد نسبتی

نام تو آرام بخش جان بود

نام تو بـر دردها درمان بود

یاعلی درد تو درد مكتب است

ای که ذكر یا مجیبت بر لب است

قدر نشناسان تو را نشناختند

بر حریم حُرمت تو تاختند

دوزخی مردم  بهشتت سوختند

آتشی بر گلشنت افروختند

زآتش در شعله بر دل ها زدند

پیش چشمان تو زهرا را زدند

گرچه جانت زین همه غم خسته بود

صبر می كردی و دستت بسته بود

ای كه از جهل بشر رنجیده ای

كوفه كوفه بی وفائی دیده ای

بوی غم دارد قیام آخرت

جان به قربان سلام آخرت

ای كه شد محراب خونین بسترت

خون دل می ریخت از فرق سرت

داشتی بـا چهرۀ غرقه بخون

نغمۀ اناالیه راجعون

ای كه بخشیدی«وفائی»را شرف

میهمانش كن به ایوان نجف



موضوع : مدح و مناجات با امام علی(ع)، ضربت خوردن امام علی(ع)، 

مناجات با خدا-شب قدر


هرچند که خسته از گناه آمده ام

با حال بد و روی سیاه آمده ام

امشب شب قدر است ،یقین می بخشی

با ذکر حسین و اشک و آه آمده ام



موضوع : مناجات با خـدا، 

امیر المومنین(ع)-مدح و شهادت


ای تجلیات ذات کبریایی یا علی

ای یگانه شرح آیات خدایی یا علی

یا ولی الله اعظم آفرینش مست توست

ساقی توحیدی جام ولایی یا علی

اهل بیتی ، خانه زادی ؛ با خدا همخانه ای

محرمی تو ، در حریم کبریایی یا علی

ملک ایمان را امیرالمومنین تنها تویی

ملک هستی را بحق فرمانروایی یا علی

مهر تو از اوجب ارکان ادیان است و بس

مهر تایید جواز انبیایی یا علی

نام تو لرزه به قلب کافران انداخته

ذوالفقار حقّی و خیبر گشایی یا علی

این تویی برتر ز فهم و عقل ابنای بشر

این منم مفتون این ایزد نمایی یا علی

این تویی پای پیاده تا خدا ره برده ای

این منم آورده ام دست گدایی یا علی

مستحق تر از من مسکین نمی یابی شها

سائلم بر لقمه نان هل اتایی یا علی

ساقیا در این عطش آباد گیر افتاده ام

باده خواهم از سبوی لافتایی یا علی

زآستین دستی برآور دستگیری کن مرا

از تباهی گناهم ده رهایی یا علی

در میان ظلمت قبرم سلامت می کنم

نور مطلق ، حضرت مولا کجایی یا علی

ای شهادت پیشه صهبای شهادت طالبم

تا خضاب خون کند رنگم حنایی یا علی

**

آن که با تیغ به زهر آلوده ات از پشت زد

خورد قلبش مهر اشق الاشقیایی، یا علی

بود بیمار و پرستاری از او کردی و  او

خوب جبران کرد با صد بی وفایی یا علی

قاتل بی شرم لبخندی به نامردی زند

که ندارد زخم زهرآگین دوایی یا علی

شیر می بخشی به او ، او مرگ تو دارد طلب

وای زینب مُرد از این بی حیایی یا علی

دست های نحسش از سیلی روایت می کند

ای که بر داغ مدینه مبتلایی یا علی

عقده ی هجران یاس نیلی ات را باز کرد

تیغ ظالم می کند مشکل گشایی یا علی

فاطمه یا فاطمه شد آخرین ذکر دلت

می شوی مهمان بانوی سمایی یا علی



موضوع : شهادت امام علی(ع)، مدح و مناجات با امام علی(ع)، 

امام زمان(عج)-مناجات شب قدر


ای عزیز خدا،امام زمان

صاحب روضه ها،امام زمان

بر سر و سینه می زنی ای وای!

فرق او شد دو تا امام زمان

بین ما هستی و چه تنهایی!

می زنی ضجّه ها امام زمان

از سر شب به یادتان هستم

می کنی یاد ما؟امام زمان

کم ما و کرامتت مولا

نظری بر گدا امام زمان

کاش احیا کنیم یک شب قدر

در کنار شما امام زمان

پرده های گناه باعث شد

از تو هستم جدا امام زمان

می شوم لایق زیارت تو

گر نمایی دعا امام زمان

تو جوادی و من بخیل آقا

جود بی انتها ،امام زمان

امشبی را بیا و بد گذران

سحری با گدا امام زمان

شب قدر است روزیم گردان

عرفه،کربلا، امام زمان



موضوع : امام زمان(عج)-مناجات فراق، 
یکشنبه 1394/04/14

مناجات با خدا


کاش جرم و گنهم این همه بسیار نبود

پیشه ام معصیت درگه دادار نبود

قلب آشفته ام از دوری یادت ای کاش

در دل سلسله ی نفس گرفتار نبود

می شدم گر پی نجوای تو در راز و نیاز

بهر من دوری و هجران تو هموار نبود

گر به هنگام گناهم ز تو می کردم یاد

دل غافل شده ام این همه بیمار نبود

جلوه ها کردی و مهرت به دلم تابیدی

قلب پر غفلت من حیف که بیدار نبود

صیقل روحم اگر توبه و اشکم می شد

لوح و آیینه ی جان غرق به زنگار نبود

بارها خوانده ای ام تا به برت برگردم

ولی این عبد فراری تو هشیار نبود

کوله باری ز گنه دارم و دستی خالی

کاش شرمندگی ام در دم دیدار نبود

می شدم یکسره نومید اگر حاصل من

حب زهرا و نبی، حیدر کرار نبود

یا چه می شد به قیامت به شفاعت خواهی

همره فاطمه گر دست علمدار نبود

***

با تشکر از شاعر گرامی



موضوع : مناجات با خـدا، 
شنبه 1394/04/13

مناجات با خدا


ای که می گویی خدایا در به رویم باز کن

من گشودم در بیا حالا تو کمتر ناز کن

دوست دارم عمر تو با معصیت پایان نگیرد

پس بیا آغوش من راه ثواب آغاز کن

ای زمینگیر گناهان ای شکسته بال و پر

بار عصیان را بریز از دوش خود پرواز کن

زرق و برق زندگیِ تو ندارد فایده

خویش را با بندگی در پیش ما ممتاز کن

من نمی گویم که با ما گفتگو کن دائماً

لاأقل دردی اگر داری به ما ابراز کن

بد مگو از ما، تو را من دوست دارم عبد من

خوبی ما را ببین بعداً دهان را باز کن

راه حل مشکلت را با کلید یا علی

می دهم دست خودت حالا برو اعجاز کن

با علی مومن بمان و با علی قرآن بخوان

سیر کن آیات ما را، کشف صدها راز کن

با علی بالا بیا آری به عرش ما بیا

بعد از آن با چشم حیدر سیر چشم انداز کن

***

با تشکر از شاعر گرامی



موضوع : مناجات با خـدا، 
شنبه 1394/04/13

مناجات با خدا


نفس امّاره مرا اهل خطا کرد خدا

غفلت از تو بنگر باز چها کرد خدا

پرده انداخت میان من تو این دنیا

این عجوزه چه مرا از تو جدا کرد خدا

تا هلال رمضان بار دگر ظاهر شد

لب این بنده ی شرمنده صدا کرد خدا

چشم وا کردم و دیدم که کنارت هستم

لطف تو باز مرا اهل دعا کرد خدا

لقمه ی عفو تو این عبد گنهکارت را

بر سر سفره ات انگشت نما کرد خدا

من کجا؟ ناله کجا؟ اشک کجا؟ دل را باز

روضه ی کرببلا اهل بکا کرد خدا

این که بخشیده شدم کار حسین است فقط

باز هم روضه ی ارباب چها کرد خدا

پیش زینب، سر او را که روی نیزه نشاند

بدنش را وسط دشت رها خدا

***

با تشکر از شاعر گرامی



موضوع : مناجات با خـدا، 
شنبه 1394/04/13

امام زمان(عج)-مناجات


فقط یک بار اگر پاسخ دهی عرض سلامم را

تمام عمر شیرین می کند این شهد، کامم را

هزاران بار سمتم گام برمی داری آقا جان

اگر سمت تو بردارم فقط یکبار گامم را

کنارم بودی اما بودنت را حس نمی کردم

کنارت بودم و نشناختم اما امامم را

اگر اینجا نشستم حتم دارم برده ای هر شب

میان نام های در قنوت خویش نامم را

ز تو هربار چیزی خواستم فورا عطا کردی

بدون آنکه بگذاری بگویم من کلامم را

من آن هستم که هر چه دارم از لطف شما دارم

تمام هستی ام را عزتم را احترامم را

پرم از درد، درد دوری از کرب و بلا ای کاش

مرا راهی کنی تا که ببخشی التیامم را

خدا داند که دیگر از خدا چیزی نمی خواهم

اگر پاسخ دهی یک مرتبه عرض سلامم را



موضوع : امام زمان(عج)-مناجات فراق، 
شنبه 1394/04/13

مناجات با خدا


از کجا آمده ام تا به کجا می بری اَم

بی پر و بالم و با دست دعا می بری اَم

هر شب از لطف تو هم سُفرۀ اَبرار منم

این چه لطفی است که با دل همه جا می بری ام

چه مبارک سحری هست و چه فرخنده شبی

که تو با توبه ای از دل به سَما می بری ام

با وجودی که ندارم هنری می دانم

عاقبت هم تو شبیه شهدا می بری ام

آنقدر دورِ تو جبریل صفت می گردم

تا بگویند مرا زیر کسا می بری ام

بارِ من مانده زمین، مشتری ام کیست؟ حسین

عَن قریب است که تا خون خدا می بری ام

منم آن سائل خوشبخت که مهمان رضاست

ای خوش آندم که به ایوان طلا می بری ام

از نجف پای پیاده چه صفایی دارد

اربعینی که مرا کرب و بلا می بری ام

صحنِ بین الحرمین است همان سعیِ صفا

کعبه اینجاست ، صفا مروه چرا می بری ام؟

روزه آن نیست که با جرعه ای افطار شود

روزه آن است که لب تشنه مرا می بری ام

یا رب این خونِ سر و خونِ گلو نذر حسین

خرّم آنروز که با "واعطشا" می بری ام

آنکه از زیر سم اسب تو را می خواند

گفت اَلحمد که راضی به قضا می بری ام

***

از وبلاگ شاعر گرامی



موضوع : مناجات با خـدا، 

مناجات با خدا


به اشک و ذکر سحرگاه عادتم دادی

تو شور عشق و شرار محبتم دادی

دلت گرفت که بی دست و پایی ام دیدی

سحر به سیر مناجات همتم دادی

لباس پاره و مهمانی عظیم خودت

شفیع من شدی اذن شراکتم دادی

به جای این همه خوبی فقط بدی کردم

ولی تو قهر نکردی و فرصتم دادی

مرا که مستحق دوزخ و مجازاتم

شمیم رأفت و حکم برائتم دادی

هزار مرتبه از نفس خود کمین خوردم

دوباره آمده بر توبه جرأتم دادی

هزار پاره دل از زهر معصیت دیدی

سحر ز شور حسینیه شربتم دادی

مرا که رانده ز هر جا و هر کسی بودم

مقام سینه زنی ولایتم دادی

برای آنکه زنم سنگ عشق بر سینه

به نام عادت الاحسان جسارتم دادی

که گفته کرب و بلا من نرفته ام هر شب؟

به کوی پاک حسینی عزیمتم دادی

تمام کن کرمت را که در رکاب یار

شهادتم برسانی، سعادتم دادی



موضوع : مناجات با خـدا، 

مناجات با خدا


ز کثرت گنه بی شمار گریه کنم

و یا ز خجلت پروردگار گریه کنم

گلی نچیده خزان گشت باغ زندگیم

روا بود که چو ابر بهار گریه کنم

خدا گواست که جبران نمی شود گنهم

تمام عمر اگر زار زار گریه کنم

جحیم از گنهم می کند فرار به حشر

مرا چه روی که از بیم نار گریه کنم

گناه بین من و یار دوری افکنده

به حال خویش و یا هجر یار گریه کنم

سزد که با سر و پای برهنه در هر کوی

به راه افتم و دیوانه وار گریه کنم

سزد ز کثرت عصیان کنم ز شهر فرار

نهاده سر به دل کوهسار گریه کنم

اله من به من آن اشک ده که تا دم صبح

چو چشم عاشق شب زنده دار گریه کنم

اراده تو به بخشیدنم گرفته قرار

بر آن شذم که دگر بیقرار گریه کنم

به حفظ آبرویم دادی از کرم دستور

که مخفیانه به شب های تار گریه کنم

به میثم علی اشکی ببخش «میثم» را

که در ولای علی پای دار گریه کنم



موضوع : مناجات با خـدا، 

شهدای غواص


چونکه غواصند ما را خوب پیدا می کنند

غیرت و ایثار را اینگونه معنا می کنند

با همین دستان بسته این شهیدان سالهاست

صد گره از کارِ ما بیچاره ها وا می کنند...



موضوع : شهدا و دفاع مقدس، 
جمعه 1394/04/12

امام زمان(عج)-مناجات


باز بی خورشید مانده آسمان جمعه ها

بر لب آمد از فراقت باز جان جمعه ها

باز بی تو می رسند از راه و بی تو می روند

ظاهرا پایان ندارد داستان جمعه ها

قبل از آن امیدواریم و پس از آن ناامید

عالمی داریم با ظهر و اذان جمعه ها

منتظر با بال ندبه جمعه را طی می کند

ما که جا خواهیم ماند از کاروان جمعه ها

اصلا آقا با چه امیدی بیایی از سفر

قلب های ماست وقتی میزبان جمعه ها

از غروب جمعه ها دلگیرتر چشمان توست

می شود فهمید این را از زبان جمعه ها

فاطمه شب های جمعه روضه خوان کربلاست

هست اما چشم هایت روضه خوان جمعه ها



موضوع : امام زمان(عج)-مناجات فراق، 

امام زمان(عج)-مناجات


پی در خواب دیدنت بودم

صبح روشنگر طلوعت بود

آخرین لحظه اقتدا کردم

آخرین لحظۀ رکوعت بود

 

بعد از این چند قرن حیرانی

به حقیقت رسید تکبیرم

دل قضا میکند نمازش را

دست این اقتداست تقدیرم

 

قرنها این قنوت سرگردان

جست و جو کرده ربنایت را

قامت شیعه در رکوع شکست

کاش میدید رد پایت را

 

قبل شهد شهادتین و سلام

سجده ام مست عطر تربت بود

من لیاقت نداشتم اما

راز این اقتدا محبت بود

 

سرِ پرواز دارد این نیت

از پر و بال خسته دم مزنید

خون دل خورده ایم و وصل شدیم

صف عشاق را بهم مزنید



موضوع : امام زمان(عج)-مناجات فراق، 

امام زمان(عج)-مناجات


ای منجی دل های خزان دیده کجایی

کی می رسد آن جمعه ی موعود بیایی

ای نبض زمان ذکر دعای فرج تو

مافوق مکان در نظر اهل ولایی

کنزُ الفقرایی و همانند نداری

تو رحمت موصوله ی احسان خدایی

عیب از دل ما نیست گرفتار تو هستیم

عیب است کریمان که برانند گدایی

ای زائر تنهای سحرهای مدینه

دلسوخته از روضه ی اُمُّ النُّجبایی

باید که تقاص دم مظلوم بگیری

چون منتقم خون امام الشّهدایی

یک جمعه بیایی همه باشیم کنارت

گر میل کنی یا که اراده بنمایی



موضوع : امام زمان(عج)-مناجات فراق، 
جمعه 1394/04/12

امام زمان(عج)-مناجات


بیا آفتاب از پس ابر تا

تموم شه غروبای دلواپسی

یه حسی همش داره میگه بهم

یكی از همین جمعه ها میرسی

 

ینی میشه آقا یه روز بشنوم

كه از جمع یارات یكیشون منم

اگه اونی باشم كه از من میخوای

خود تو میای واسه ی دیدنم

 

به این حس دلتنگی جمعه ها

به این دلخوشی راضیه عاشقت

دیگه ما كی باشیم تو این معركه

اگه بهجت و قاضیه عاشقت

 

همین چشمای خیس كم طاقتم

نشونس كه حتما ندیدن تو رو

چقدرا كه چشم انتظار پیر شدن

چقدرا كه رفتن ندیدن تو رو

 

خودم میدونم با گناهام چقدر

همیشه توی زحمت انداختمت

خدا میدونه تو همین كوچه ها

چقدر دیدمت اما نشناختمت

 

یه روزایی توی همین آب و خاك

شنیدم علی اكبرا دیدنت

میگن كه همین بیست سی سال پیش

یه عده توی سنگرا دیدنت



موضوع : امام زمان(عج)-مناجات فراق، 

مناجات با خدا


ای ذکر رحمت – الهی العفو

باران رافت – الهی العفو

امشب مقیم – کوی تو هستم

مست از شمیم – بوی تو هستم

محتاج نور – روی تو هستم

پس کو عطایت ؟ - الهی العفو

دل را ز غیر - مولا بگیرم

در کوی دلبر – تا جا بگیرم

در خانه ی حق – ماوا بگیرم

آیم به سویت – الهی العفو

شام گناه و – هجران سحر شد

از اشک توبه – دل مفتخر شد

بخشش نصیب – چشمان تر شد

بنما عنایت – الهی العفو

دیدی مرا چون – بی دست و پایم

از برکت این – سفره جدایم

با رحمت خاص – کردی صدایم

کردی تو دعوت – الهی العفو

گفتی که بنده : – مال منی تو

عبد پریشان – حال منی تو

جا مانده ی هر – سال منی تو

گو  اَز وجودت – الهی العفو

رفتند یاران – تنها شدم من

دیگر غریب – دنیا شدم من

ای وای دیدی – رسوا شدم من

گویم ثنایت – الهی العفو

عطر حضور از – یادم نرفته

عشق ظهور از – یادم نرفته

کرخه ی نور از – یادم نرفته

در اوج غربت – الهی العفو

جبهه بهشت – روی زمین بود

صبح دو کوهه – شور آفرین بود

با عطر دلبر – دلها عجین بود

کو آن قداست ؟ - الهی العفو

ما خاطراتی – دیرینه داریم

یک کربلا غم – در سینه داریم

چشمان تر در – آدینه داریم

ای فطر امت – الهی العفو

ای ماه رحمت – دلدار من کو ؟

مهدی زهرا – یاس چمن کو ؟

عشاق جمع اند – اِبنُ الحسن کو ؟

ماه ولایت – الهی العفو

آقا بیا تا – قوّت بگیرم

از اشک روضه – برکت بگیرم

شور حسین در – هیئت بگیرم

به حقِّ تربت – الهی العفو



موضوع : مناجات با خـدا، 
پنجشنبه 1394/04/11

امام زمان(عج)-مناجات شب جمعه


نه دل دارم نه با دل کار دارم

که در دل غصه ی دلدار دارم

به لب هایم هزاران بار آه و

به چشمم حسرت دیدار دارم

نه ماهی دارم و نه آفتابی

همیشه آسمانی تار دارم

میاید می رود هر روز بی او

دل خونی از این تکرار دارم

کلافی از نداری ها به دستم

عزیزی را سر بازار دارم

هرآنکس که نمی داند بداند

که هستم را ز دست یار دارم

شب جمعه ست و امشب کربلایم

شب جمعه ست و غم بسیار دارم

لبان تشنه هرشب روضه ای را

به یادش لحظه افطار دارم



موضوع : امام زمان(عج)-مناجات فراق، 
پنجشنبه 1394/04/11

امام حسین(ع)-مناجات شب جمعه


نور توحید عیان است شب جمعه حرم

واقعا مثل جنان است شب جمعه حرم

به خداوند و همه عالم امکان سوگند

بهترین جای جهان است شب جمعه حرم

کربلا قبله ی دلهاست خدا میداند

و چه حاجت به بیان است شب جمعه حرم

وعده ی ما شب جمعه حرم ثارالله

همه جا ورد زبان است شب جمعه حرم

شب جمعه همه آرام فقط گوش دهید

مادرش مرثیه خوان است شب جمعه حرم

مادرش آمده اما قد او خم شده است

قامتش همچو کمان است شب جمعه حرم

از همان لحظه که ارباب به گودال افتاد

خواهرش لطمه زنان است شب جمعه حرم



موضوع : مدح و مناجات با امام حسین(ع)، 
پنجشنبه 1394/04/11

امام حسین(ع)-مناجات


هر چه خیر و برکت از بالا به ماها می‌رسد

ابتداءً زیر دست تو به امضا می‌رسد

کم اگر آید به درگاهت زیادش می‌کنند

قطره دریا می‌شود وقتی به دریا می‌رسد

در مقام روضه‌ات این بس که قبل از هر کسی

حضرت زهرا سلام الله علیها می‌رسد

ما نمی‌فهمیم یعنی چه خدا مدیون توست؟

درک این مطلب فقط از اهل معنا می‌رسد

ارج و قربت ای شهید آنجا مشخص می‌شود

که نوشته وقت دفنت حق تعالی می‌رسد

غمزه‌ی تو فرق دارد با محبت توأم است

عاقبت مجنون این قصه به لیلا می‌رسد

دیر و زود و سوخت و سوزت تحمل كردنی است

کربلا یک روز آخر نوبت ما می‌رسد



موضوع : مدح و مناجات با امام حسین(ع)، 
چهارشنبه 1394/04/10

امام مجتبی(ع)-ولادت


ما سِوی شد سائلِ دستِ کریم

هستی ما هست از هستِ کریم

نیمه ی ماه خدا حس می کنم

بر سر خود گرمی دست کریم

برجمالش ماه هم سجده کُنَد

بسکه نورش هست برجَسته ، کریم

گر درون کوچه ای شد ازدحام

رو به روی خانه بنشسته ، کریم

سیل سائل ها اگر سویش روند

کی شود از بینوا خسته ، کریم؟!

بر درِ بیت الحسن دیدم که هست

حاتم طائی تهیدستِ کریم

فاش گویم بین اسماء خدا

ذکر من گردیده پیوسته : "کریم"

خاک پای آن کسی هستم که هست

خاک پا و واله و مستِ کریم

هفت پشت من تماماً بوده اند

سینه چاک و عبد دربستِ کریم

من که باشم که دم از حیدر زنم

بر علی گردیده دلبسته ، کریم

گر دل ما هست مجنون حسین

این دل ما را گره بسته ، کریم

آخرش آن یار می آید زراه

بعد از آن دارد دو گلدسته کریم

***

با تشکر از شاعر گرامی



موضوع : مدح و مناجات با امام حسن(ع)، ولادت امام حسن(ع)، 
چهارشنبه 1394/04/10

امام حسن مجتبی(ع)-ولادت


رها کردم از سینه ام آه را

صدا کردم آن یار دلخواه را

میان بساط دل خسته ام

فقط دارم این آه کوتاه را

به دادم برس ای امید دلم

نشانم بده جاده و راه را

من این راه ها را بلد نیستم

هدایت کن این عبد گمراه را

برای اجابت خدا داده است

به من وعده نیمه ماه را

خدا گفته در نیمه ماه من

بیا تا درِ بارگاه حسن

بیا در مدینه صفا را ببین

در خانه مرتضی را ببین

در آغوش پر مهر خیر النسا

تجلی نور خدا را ببین

در این کوچه عشق چشمی گشا

غریبه ببین آشنا را ببین

در این کوچه تقوا ملاک است و بس

پس ادغام شاه و گدا را ببین

به عشق نگاهی به روی حسن

بیا و صف انبیا را ببین

همه بر در مجتبی رو زدند

بزرگان در این خانه زانو زدند

به لبخند تو می دمد آفتاب

بتاب از مدینه به عالم بتاب

مدینه پر است از حسود و بخیل

مبادا که برداری از رخ نقاب

صدایت قرار دل فاطمه

نگاهت صفای دل بوتراب

دعا کن برایم عزیز علی

دعا بر زمین خورده دارد ثواب

دعا کن امام زمانم مرا

برای سپاهش کند انتخاب

برای ظهورش امام زمان

به روی دعای تو کرده حساب

تو را هر زمانی صدا کرده ام

جواب مرا داده ای با شتاب

به روز قیامت محبان تو

ندارند با تو کمی اضطراب

خدا گر سوالی از آنها کند

خودت می دهی جای آنها جواب

در آن روز چشم من و یاری ات

فدای تو و آن هواداری ات



موضوع : ولادت امام حسن(ع)، 
چهارشنبه 1394/04/10

امام حسن مجتبی (ع)-ولادت


بحر رحمت را یکدانه گُهر پیدا شد

نخل عصمت را پاکیزه ثمر پیدا شد

مژده یاران که شب نیمه ی ماه رمضان

قرص خورشید به هنگام سحر پیدا شد

عاشقان قدر بدانید که پیش از شب قدر

بیت قرآن را قرآن دگر پیدا شد

امشب از اهل سموات ندائی بر خاست

که در آغوش زمین قرص قمر پیدا شد

دامن ماه خدا، چشم محمّد روشن

علی و فاطمه را نور بصر پیدا شد

دامن فاطمه شد سبز به میلاد حسن

صلوات همه بر حُسن خداداد حَسن

رمضان! قدر بدان ماه تمامت آمد

رحمت واسعه در سفره ی عامت آمد

"چه مبارک سحری بود و چه فرخنده شبی"

آن شب قدر که خورشید به بامت آمد

مه رحمت، مه توبه، مه غفران، مه نور

که زهرا اختر تابنده، سلامت آمد

بانگ تکبیر برآور که خدا چهره گشود

سرِ تسلیم فرود آر، امامت آمد

روزه دار! ار ندهی دل به تولاّی حسن

با خبر باش که این روزه حرامت آمد

خوش ترین ذکر در این ماه، ثنای حسن ست

مهر این روزه ی سی روزه ولای حسن ست



موضوع : ولادت امام حسن(ع)، 
چهارشنبه 1394/04/10

امام حسن مجتبی(ع)-مدح و ولادت


ماه من از پرده بیرون شو ببین ماه خدا را

ماه عفو و ماه رحمت ما تسبیح و دعا را

ماه توبه ماه بخشایش مه صدق و صفا را

ماه میلاد حسن مرآت حسن کبریا را

نیمه ماه خدا ماه علی را  جلوه گر بین

قرص خورشید محمد را در آغوش سحر بین

غنچه ای از گلبن قران و عترت و اشد امشب

اشک شوق مصطفی در خنده اش پیدا شد امشب

روشن از دیدار رویش دیده زهرا شد امشب

فاش گویم پور بو طالب علی بابا شد امشب

گشته بلبل جبرئیل و خانه وحی است گلشن

ای محمد ای علی ای فاطمه چشم تو روشن

بزم شادی هم زمین هم چرخ گردون آمد امشب

روزه داران را بهین عیدی همایون آمد امشب

میهمانان خدا را بخت میمون آمد امشب

ماه روی میزبان از پرده بیرون آمد امشب

دل نماز آورده بر محراب ابروی خم او

روزه سی روزه می گیرد بخیر مقدم او



موضوع : ولادت امام حسن(ع)، 


( کل صحن های حسینیه : 348 )    1   2   3   4   5   6   7   ...   


درباره حسینیه


به پایگاه فرهنگی هیات «مکتب الشهداء تهرانسر» خوش آمدید
×××
برای ارتباط با ما می توانید از طریق آدرس motallebi64@gmail.com اقدام فرمایید

آدرس پایگاه اطلاع رسانی هیات مکتب الشهداء-تهرانسر:
maktab-shohada.mihanblog.com
×××
هر کس که مقرب است در فکر بلاست
آواره شدن قاعده ی عشق خداست
"مهدی مطلبی"پرید اما باز
در صحن "حسینیه" ی او "روضه"بپاست

مدیر وبلاگ : شاهد
آمار زائرین حسینیه
  • زائرین امروز :
  • زائرین دیروز :
  • زائرین این ماه :
  • زائرین ماه قبل :
  • کل زائرین :
  • تعداد کل اشعار :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
پایگاه های مدح و مرثیه
لوگوها

 پایگاه تخصصی مدح و مرثیه

 پایگاه تخصصی روضه و مقتل

 پایگاه نوحه و سبک های مداحی

کتاب موبایل حسینیه-مدح و مرثیه

 پایگاه اطلاع رسانی هیات مکتب الشهداء-تهرانسر

 کارگاه مجازی شعر آیینی حسینیه

 اشعار استاد علی اکبر لطیفیان

 قرارگاه-پایگاه فرهنگی هیئت مکتب الشهداء
پایگاه مرجع و جامع محصولات و تولیدات دفاع از دستاوردهای هسته‌ای