حسینیه پایگاه تخصصی مدح و مرثیه
جهت دسترسی آسان به اشعار مورد نظر، از فهرست موضوعات استفاده کنید
موضوعات اشعار
پنجشنبه 1394/06/12

امام حسین(ع)-روضه شب جمعه


یک مادر با وفا مرامش این است

دیدار عزیزان خودش می اید

درهرشب جمعه ظرف آبی بردست

دیدار حسین جان خودش می آید

 

فریاد زند بُنی برخیز حسین

ای تشنه لبم برایت آب آوردم

گهواره ای از بال ملک ساخته ام

آرامش سینه رباب آوردم

 

نزدیک و هزار چند سال است حسین

با پارگی لباس تو می سوزم

جای صدو ده نیزه به پیراهن توست

آرام یکی یکی یکی می دوزم

 

تقصیر من است نازداری اینقدر

بر دامن و با بوسه بزرگت کردم

امشب لب من میل لبت را کرده

دنبال سر بریده ات می گردم



موضوع : شهادت امام حسین(ع)، 
یکشنبه 1394/06/8

هیهات منا الذله


خواهیم اگر هماره تکریم شویم

هیهات که پیش خصم تسلیم شویم

عمریست که ما ریزه خور زهراییم

بهتر که تمام عمر تحریم شویم

***

تدبیر و امید ما به این دولت نیست

دولت که ولی نعمت این ملت نیست

آن جبهه که عزت از ولایت دارد

تسلیم مذاکرات با ذلت نیست

***

تا با عمل خود از علی دم بزنیم

فریاد سر دشمن خاتم بزنیم

این پرچم جمهوری اسلامی را

بایست که بر فراز عالم بزنیم



موضوع : فرهنگی، اجتماعی و سیاسی، 
یکشنبه 1394/06/8

امام حسین(ع)-مناجات


تا زنده ایم شور حسینی شعار ماست

این سبک زندگی سند افتخار ماست

ما انتخاب مادر قامت خمیده ایم

فردا بهشت فاطمه در انتظار ماست

روضه به روضه پای شما پیر میشویم

موی سفید نوکریت اعتبار ماست

تا روضه هست ثانیه ای گم نمیشویم

هر روز رأس ساعت هیئت قرار ماست

طبق بیان حضرت صادق دل شما

در لحظه های روضه و گریه کنار ماست

ما جمعمان فقط به شما جمع میشود

این جمع هیئتی سبب اقتدار ماست

جذب نگارخانه دنیا نمیشویم

دنیا خودش اسیر نگاه نگار ماست



موضوع : مدح و مناجات با امام حسین(ع)، 

حضرت زینب(س)-مدافعان حرم


روسیاهی زیاد هم بد نیست

در زمستان به كار می آید

بدم اما همیشه اربابم

با غلامش كنار می آید

غیر لیلی دم از كسی نزدم

عاشق اینگونه بار می آید

داغ زینب چقدر پیرم كرد

به من این انكسار می آید

مرگ در زینبیه یعنی یار

لحظه احتضار می آید



موضوع : مدافعان حرم حضرت زینب(س)، 

امام زمان(عج)-مناجات


این کاسه ی صبرم دگر لبریز شد آقا کجاست؟

این بهار زندگی پاییز شد آقا کجاست؟

سالها دنبال ذکری خاص گشتیم آخرش...

...بهر بیماری ما تجویز شد: «آقا کجاست؟»

بُرده داغ هجر او من را به کنج خانه ام

کار من از این و آن پرهیز شد آقا کجاست؟

آنکسی که لطف او بر این دلم تابید و بعد...

...با نگاهش بنده ی ناچیز شد آقا ، کجاست؟؟

عصر غیبت در قنوت وتر جای ذکرها

بر لب هر عاشق شب خیز شد : «آقا کجاست؟»

عده ای در آخر هفته پیِ خوشحالی اند

جمعه ها برما چه حزن انگیز شد ، آقا کجاست؟

بسکه دم از او زدم این دل گرفته بوی او

سر درِ ویرانِ دل، آویز شد : «آقا کجاست؟»

مثل او وقتی که خواندم روضه ی شیب الخضیب

این زمینِ قلب ، حاصلخیز شد، آقا کجاست؟

تا که زهرا پشت در فرمود مهدی جان بیا

ذکر دیوار و در و قرنیز شد :آقا کجاست؟

***

با تشکر از شاعر گرامی 



موضوع : مناجات فراق با امام زمان(عج)، مناجات محرمی با امام زمان (عج)، مناجات فاطمی با امام زمان (عج)، 
سه شنبه 1394/06/3

امام رضا(ع)-ولادت


امشب دوباره شور تغزل گرفته ام

حس شروع نغمه بلبل گرفته ام

مثل نسیم روی چمن ها دویده ام

هر جا رسیده ام خبر از گل گرفته ام

بر دامن همیشه بهاری و سبز تو

با نور اشک دست توسل گرفته ام

از آسمان برای همه ناز می کنم

تا گنبد طلای تو پرواز می کنم

نقاره ها ز اوج مناره وزیده اند

مردم صدای آمدنت را شنیده اند

این زائران خسته، به عشق ولادتت

با عرض تهنیت به حضورت رسیده اند

زیباتر از همیشه شده آستان تو

آقا چه قدر ریسه برایت کشیده اند!

بوی غذای حضرتی و این همه گدا

مهمان نوازهای حرم سفره چیده اند

ای کاش در ضیافت تو دعوتم کند

امشب خدا نگاه تو را قسمتم کند

من با تو از حصار غم آزاد می شوم

با خواندن سرود تو دل شاد می شوم

یک بار از خرابه ی دل بگذر و ببین

از برکت قدوم تو آباد می شوم

تا آن زمان که بیشه پر از رد پای توست

آهوی دل سپرده ی صیاد می شوم

از سنگ هم گذشتم و آهن شدم ولی!

دارم ز جنس پنجره فولاد می شوم!

عمریست زیر سایه ی دستت نشسته ام

جز تو رضا به هیچ کسی دل نبسته ام

هرگز ز عشق خویش جدایم نمی کنی

محتاج بنده های خدایم نمی کنی

گفتی سه بار دیدن زوار می رسی

یا ایها الرئوف رهایم نمی کنی

دل تنگ روضه های حسین و محرمم

راهی خاک کرب و بلایم نمی کنی؟

این حرف آخریست که من با تو می زنم

مهمان سفرۀ شهدایم نمی کنی؟

خورشید من بتاب و دلم را سفید کن

وقت زیارت است مرا هم شهید کن



موضوع : ولادت امام رضا(ع)، 
سه شنبه 1394/06/3

امام رضا(ع)-مدح


با دیدن تو چه محشری خواهد شد

آغاز حیات دیگری خواهد شد

وقتی که به صحن آسمانت برسم

آهوی دلم کبوتری خواهد شد

***

قصدم سفری برای گلگشت نبود

برگشت از آرامش این دشت نبود

در فال خطوط کف دستانم کاش

تقدیر بلیط رفت و برگشت نبود



موضوع : مدح و مناجات با امام رضا(ع)، 
سه شنبه 1394/06/3

امام رضا(ع)-مدح و ولادت


باید شکست ساغر و از می وضو گرفت

باید ز دست بانی باده سبو گرفت

از عرش آمده است... زمین آبرو گرفت

هر عاشقی که باده ی خود را از او گرفت...

...گفته است این که از همه ی دلبران سر است

نامش رضاست زاده ی موسی ابن جعفر است

گیسو کمند، خوش قد و بالا و محشری

کارت شده است از همه ی خلق دلبری

پیغمبری و حضرت زهرا و حیدری

یعنی صفات حضرت حق را تو مظهری

ای نام دلربات دوای فقیرها

اصلا رسیده ای تو برای فقیرها

باید که سر دهیم همه بی مقدمه

روحی فداک یابن علی، یابن فاطمه

با عشق تو ز هول قیامت چه واهمه

سلطان ماسوایی و عبد تو ما همه

ما سال هاست ریزه خور سفره ی توایم

هشتم امام ! ما همه آواره ی تو ایم

مجنونم و جنون دل زار بی حد است

جانم ز دوری حرمت بر لب آمده است

مثل کبوتری که به امید گنبد است

اصلا دوای این دل بیمار مشهد است

آخر به من اجازه ی پابوس می دهی

اذن زیارت حرم طوس می دهی

یکبار هم محل به من بی نوا بده

قلبم سیاه گشته، تو آن را جلا بده

دردی که داده اید برایش دوا بده

جان جواد کرب و بلای مرا بده

مردم همه به لطف تو حاجت روا شدند

امروز اگر مسافر کرب و بلا شدند

حالا که چند وقت دگر ماه ماتم است

عاشق به فکر نوکری اش در محرم است

با تو بساط گریه ی ما هم فراهم است

گریه برای روضه ی کرب و بلا کم است

روضه بخوان که ابن شبیب تو ایم ما

هر شب به یاد جد غریب تو ایم ما

یابن شبیب جد مرا بی هوا زدند

یابن شبیب جد مرا با عصا زدند

یابن شبیب عمه ی ما را چرا زدند؟

نامردها برای رضای خدا زدند

وقتی حسین در ته گودال رفته بود

زهرا کنار پیکرش از حال رفته بود

***

با تشکر از شاعر گرامی



موضوع : ولادت امام رضا(ع)، 
سه شنبه 1394/06/3

امام رضا(ع)-مدح و مناجات


ای خراسان تو رشک روضه رضوان ما

سایه گلدسته هایت بر سر ایران ما

خاک کویت در تمام درد ها درمان ما

جان گرفته از نسیم بارگاهت جان ما

تربت تو هم نجف هم تربت پیغمبر است

زائرت از زائر کل امامان برتر است

گنبد زرین تو تا حشر مصباح الهداست

پرچم سبز تو را امنیت ملک خداست

خشت خشت بارگاهت را به عالم این نداست

شهریار عالم است آن کس که بر این در گداست

ای فتاده بر سر خلق دو عالم سایه ات

عالمی در سایه ات ایراننیان همسایه ات

دل که شد از آن تو بیت الحرامش می کنی

هرکه گردد زائرت اول سلامش می کنی

روز محشر صاحب قدر و مقامش می کنی

هرکه باشد هشت جنت را به نامش می کنی

دست زوار شما در حشر دردست شماست

بلکه باشد نامه اعمال او در دست راست

درد جان خلق را درمان تویی دارو تویی

کبریا مظهر علی آیین محمد خوتویی

هشتمین آیینه دار حسن ذات هو تویی

هم جمال غیب هو هم ضامن آهو تویی

زائر قبر تو نزدتو عزیز از ابتداست

احترامش می کنی زیرا که زوار خداست

آسمان ها سفره رنگین احسان تو اند

آسمانی ها سر این سفره مهمان تو اند

قدسیان دنبال آهوی بیابان تو اند

عرشیان پیوسته زوار خراسان تو اند

هم ادب درآستانت شخص موسی می کند

هم نسیم بارگاهت کار عیسی می کند

نار اگر نام از خراسانت برد نورش کنند

نور اگر دور از نگاهت اوفتد کورش کنند

گر به شیطان چشم رحمت واکنی حورش کنند

وای برآن کس که فردا از شما دورش کنند

زائرت را وقت جان دادن چو آیی برسرش

این عجب نبود که از رافت بگیری در برش

ای همه در های صحنت خلق را باب الجواد

وی همه عالم مرید و کوی تو باب المراد

تاقیامت از گدا آید عنایاتت زیاد

زائر تو با تو محشور است دررروز معاد

خوش به حال آنکه روز حشر کارش بارضاست

نقش پیشانی زوار حریمت یا رضاست

کاش قلبم برکبوتر های صحنت دانه بود

کاش جانم گرد شمع زائرت پروانه بود

کارم از اول گدایی بردر این خانه بود

هرکه شد دیوانه کوی شما فرزانه بود

خادم در بار تو فخریه بر شاهان کند

کفش دار آستانت ناز بر رضوان کند

ای سرم خاک ره جاروکشان صحن تو

صورت خورشید فرش آستان صحن تو

پرچم نصر الهی سایه بان صحن تو

بال جبراییل چتر آسمان صحن تو

بس که آقاو رؤفی و شفیقی یارضا

باگدایان در خود هم رفیقی یارضا

آمدم تا در شرار مهر خود تابم دهی

آمدم تا هرچه می خواهی از این بابم دهی

آمدم ازخاک کویت گوهر نابم دهی

آمدم کز جام سقاخانه ات آبم دهی

ناله و سوزو درون و گریه و آهم بده

فرض کن یک اشترم درصحن خود راهم بده



موضوع : مدح و مناجات با امام رضا(ع)، 
سه شنبه 1394/06/3

امام رضا(ع)-مناجات


دوست دارم فقط "رضا" را من

دائما گفتم از تو هرجا من

شب و روزم فقط به یاد توام

بس که هر روز و هر شبی با من

 روح موسی دمیده در جسمت

که شدم از دمت مسیحا من

اینقدر لطف می کنی ، ماندم

تو به من دل سپرده ای یا من...؟

من به تو پشت کردم اما تو...

تو به من لطف کردی اما من...

 مشهدت قبله گاه عشاق است

قبله پس کعبه نیست الزامن

کام شیرینم از نبات شماست

عطرم از "زعفران بهرامن"

یا رضا دست من به دامن تو

چشم دارم به لطف این دامن

تو سه جا قول آمدن دادی

انتظار از تو دارم آقا من



موضوع : مدح و مناجات با امام رضا(ع)، 
سه شنبه 1394/06/3

امام رضا(ع)-ولادت


یک سلام از ما جواب از سمت مرقد با شما

فطرس نامه بر تهران به مشهد با شما

باز هم میل زیارت کرده ایم از راه دور

نیت از ما، قصد از ما، رفت و آمد با شما

ما کبوترهای بی بالیم اما آمدیم

لذت پرواز در اطراف گنبد با شما

نمره ی ما صفر شد از بیست اما در عوض

زندگی ما همه از صفر تا صد با شما

خطّه ی ما تشنه ی آب حیات و نور بود

خشکسال خاکمان اما سر آمد با شما

این دیار، این سرزمین، این زادگاه، این مرز و بوم

برکتش از توست «یا من یکشفُ کلَّ الهُموم»

سرپناه نا امیدان مأمن مأیوس ها

ایستگاه آخرِ ای کاش ها، افسوس ها

گرم در رویای صحن و گنبد و گلدسته هاست

زائر دلخسته و بی خواب از کابوس ها

نور گیرد ماه، تا شب های جمعه در حرم

می طراود نغمه ی یا نور و یا قدوس ها

می رسند از راه زائرها، ملائک گردشان

فرش زیر پایشان هم شه پر طاووس ها

در ازای قطره هایی اشک با خود می برند

از اجابت، از کرم، از لطف... اقیانوس ها

هر که صید توست دیگر در قفس محبوس نیست

در گل ایرانیان خاکی بغیر از طوس نیست

من اگر از دست خود آزاد باشم بهتر است

طائر پر بسته صیاد باشم بهتر است

زاده ی هر جای این دنیا که باشم خوب نیست

از اهالی رضا آباد باشم بهتر است

هرکه کنج دنج خود را در حرم دارد ولی

من اگر در صحن گوهرشاد باشم بهتر است

راستی با خود مریضی لاعلاج آورده ام

پس کنار پنجره فولاد باشم بهتر است

عقده ی کورم به لبخند ملیحت باز شد

دست های بسته ام پای ضریحت باز شد

عاقبت یا ساکن خاک خراسان می شوم

یا شهید جاده ی مشهد به تهران می شوم

زاغکی زشتم ولی نزد تو چشمم روشن است

یا کبوتر یا که آهو یا که انسان می شوم

در زیارت ها سرم پایین تر از قبل است و من

پشت ابر گریه ها از شرم پنهان می شوم

بازدید هرکه هربار آمده پس می دهی

و من از کم آمدن هایم پشیمان می شوم

خواب دیدم در حریمت شعرخوانی می کنم

روزی آخر شاعر دربار سلطان می شوم

پاسخ این خواهشم در بند امضای شماست

الغرض یک حرف دارم باتو آن هم کربلاست



موضوع : ولادت امام رضا(ع)، 
سه شنبه 1394/06/3

امام رضا(ع)-مدح و مناجات


این گنج به این طایفه ارزان نرسیده

بی رنج به دستان دلیران نرسیده

در هیچ زمان اینهمه انواع غنیمت

بی دغدغه و جنگ به ایران نرسیده

از نام رضا مملکت ما شده آباد

با اینهمه یوسف که به کنعان نرسیده

اینجاحرمی هست که بردور ضریحش

در اصل کسی تازه به دوران نرسیده

راهی شدم از دور به سمت حرم تو

فرمان بده تا دست به فرمان نرسیده

جاداشت که درجاده ی مشهد وسط قم

از شوق بمیریم به تهران نرسیده

قصد حرم حضرت معصومه که کردیم

مُردیم از این عشق به شیخان نرسیده

انگار رضا باز نکرده به معارف

لبهای کسی را که به سوهان نرسیده

مشهد که شود کعبه چه خوب است که زائر

محرم بشود باز به سمنان نرسیده

باید بکند کفش چو موسی پی دیدار

در راه به استان خراسان نرسیده

دل رفته به پابوس تو قبل از فلکه اّب

ما دور تو گشتیم به میدان نرسیده

ما دور تو گشتیم و به سمت حرم تو

مُردیم به پایان خیابان نرسیده

ای وای دلم در حرم از شوق زیادی

راهی نجف گشت به ایوان نرسیده

جایی که در اینجا به اباصلت رسیده

دیدیم که در رتبه به سلمان نرسیده

این اوج کریمی ست که بیماری من را

دادید شفا دست به دامان نرسیده

ای کاش دوباره تو بخواهی و بیایم

در موقع برگشت به تهران نرسیده



موضوع : مدح و مناجات با امام رضا(ع)، 
سه شنبه 1394/06/3

امام رضا(ع)-ولادت


پسر فاطمه سلام سلام

طلب حاجت از شما داریم

هر که هستیم یا بدیم یا خوب

در دل عشق امام رضا داریم

 

آسمان با ستاره و ماهش

در زمین مدینه مهمان است

جبرئیل از بهشت آمده است

روی دستش گلاب و قرآن است

 

روز میلاد توست یا سلطان

داخل مجلست دعا کردیم

رک بگوییم امشب ای آقا

هوس مشهدالرضا کردیم

 

امشب از راه دور ای آقا

برضریحت دخیل را بستیم

فخر ما این بس است تا محشر

همه همسایهء رضا هستیم

 

چشم در چشم حلقه های ضریح

دست در دست پنجره فولاد

آمدم تا که حرفهایم را

بزنم با تو هرچه باداباد

 

جشن میلادتان در این هیأت

یابن الزهرا چه جشن پر شوریست

گرچه دوریم از حرم اما

دلمان مثل صحن جمهوریست

 

به خدا از درون گهواره

نوکر آل سید نجفم

این جهان عاشق رضا هستم

حشر هم با امام رضا طرفم

 

منم از عاشقان هیأتیت

افتخاریست رخت رعیتیت

به چه کار آیدم طعام بهشت

دوست دارم غذای حضرتیت

 

من که بیمار عشق سلطانم

تا قیامت تبم نمی افتد

تا نفس روز و شب به سینه بُود

یا رضا از لبم نمی افتد

***

با تشکر از شاعر گرامی



موضوع : ولادت امام رضا(ع)، 
سه شنبه 1394/06/3

امام رضا(ع)-ولادت


بالای شعر خویش نوشتم هوالطیف

تا که کنم ثنای تو ای حضرت شریف

هم پیرو تو تاج سر اهل عالم است

هم منکر تو خوار و سرافکنده و خفیف

این جمله های ناقص و در حد فهم ما

در وصف توست کوته و ناپخته و ضعیف

اصلا زبان الکن ما در مقام مدح

کی می شود به وصف دو چشم شما حریف

ای صاحب بهشت حریم شما کجا

سعی و صفا و رکن و مقام و منا و خیف

ای مهربان عالم و ای هشتمین امام

بر آستان قدس شما بارها سلام

شبهای جشن ، صحن شما دلرباتر است

باور کن از بهشت خدا با صفاتر است

وقتی فرشته زائر بی طاقت شماست

یعنی ز کبریا حرمت کبریاتر است

در خانۀ تو هیچ غریبی غریبه نیست

گویا غریب پیش شما آشناتر است

جنس طلای تو به خدا فرق می کند

اینجا طلا به برکت نامت طلاتر است

وقتی شفا درون غبارت نهفته است

یعنی غبار تو ز طلا کیمیاتر است

بعضی صفات پیش تو برعکس می شوند

داراتر است پیش تو هرکس گداتر است

ایران به برکت قدمت ماندگار شد

کل چهار فصل دل ما بهار شد

خورشید خانوادهء موسی بن جعفری

مولای با محبتی و ذره پروری

گفتی سه بار دیدن زوار می روی

آقا تو در وفای به عهد از همه سری

سیمای اهل بیت همه در جمال توست

من مانده ام که فاطمه ای یا که حیدری

ایران الی الابد همه در زیر چتر توست

این آب و خاک را تو زعیمی تو رهبری

کافیست یک اشارهءتان تا که مثل رعد

بدخواه شیعه را تو به زانو در آوری

آوازه ات به حیدر کرار رفته است

آقا شجاعتت به علمدار رفته است

بگذار تا مرور کند باز نوکرت

آن خاطرات کودکی خویش در برت

از شیشۀ قطار سرک ها کشیده ام

تا بنگرم ز دور حریم منورت

در خاطرات کودکی ام نقش بسته است

آن سنگهای صیقلی و سبز مرمرت

با لذتی عجیب شمردم هزار بار

تعداد زنگ ساعت زیبای سر درت

با شوق پولی از پدر خود گرفتم و

انداختم درون ضریح مطهرت

در زیر دست و پای همه سخت مانده ام

تا دست خویش را به ضریحت رسانده ام

آنکس که با رضایت شخصش خدا رضاست

فرزند هفتم علی مرتضی رضاست

از کودکی همیشه بدهکار او شدیم

یک پای خاطرات تمامیّ ما رضاست

نقّاره می زنند بیا خوب گوش کن

گویا ترانۀ لب آنها رضا رضاست

تا سفره دار کشور ما هست فاطمه

سو گند می خورم نمک سفره ها رضاست

باید به وسعت کرمش اتکا کنیم

عمریست خرج هر چه گرفتار با رضاست

زیبا ترین کلام لب من تمام عمر

حس می کنم همیشه همین ذکر یا رضاست

عالم کمی ز وسعت صحن امام اوست

یک شعبه از بهشت به دارالسلام اوست

***

با تشکر از شاعر گرامی



موضوع : ولادت امام رضا(ع)، 
سه شنبه 1394/06/3

امام رضا(ع)-ولادت


از جان عاشقان ولایت خبر رسید

نوباوه ی بتول به وقت سحر رسید

از برکتش خدا به گدا بیشتر رسید

امشب ز راه زاده ی زهرا اگر رسید:...

...آمد که حال خسته ی ما را نظر کند

فکری به حال بنده ی خونین جگر کند

امشب عجیب سر به هوایم برای او

دنبال ذکر و مدح و ثنایم برای او

من یک گدای بی سر و پایم برای او

مجنونم و اسیر رضایم ، برای او:...

...زشت است اگر که نوکر خود را کند جواب

حاشا به لطف زاده ی پاک ابوتراب

ذکر قنوت روز و شب شیعه یا رضاست

روی لبم ترنّم ذکر رضا رضاست

در کشتی نجات فقط ناخدا رضاست

در ربنای هر شب من، آتنا ، رضاست

این دل میان مشهد و قم چون کبوتر است

گویا که وقف زاده ی موسی بن جعفر است

ما را نوشته اند گدایان مشهدش

روزی خوران سفره ی احسان بی حدش

مجنون بوی عطر ضریح زبانزدش

یک عمر خم شدیم فقط سمت مرقدش

دانه ز دست هرکس و ناکس نخورده ایم

دل را فقط به دست جوادش سپرده ایم

ما عاشقان غمزده را مال خود کنید

ما را همیشه در به در آل خود کنید

فکری به حال روزیِ اطفال خود کنید

ما را ذبیح کرده و پامال خود کنید

امشب دهید دست گدا جام باده را

امضا کنید کرب و بلای پیاده را

یا ثامن الحجج نظری هم به ما نما

بر این گدای پشت درت اعتنا نما

یعنی بیا و روزی من کربلا نما

بعدش مرا برای محرم جدا نما

یابن شبیب های تو ما را اسیر کرد

هر آنچه کرد روضه ی تکه حصیر کرد

***

با تشکر از شاعر گرامی



موضوع : ولادت امام رضا(ع)، 

امام رضا(ع)-ولادت


دیر وقتیست دلم عرض ارادت دارد

ماه ذیعقده شد و قصد زیارت دارد

نور می آید از آن دور ،سفر نزدیك است

این چنین حضرت خورشید عنایت دارد

حاجیان در تب و تابِ سفر بیت الله

مُحرم كوی رضا كعبه حاجت دارد

روز میلاد كریم است، كرم حیران است

گوشه چشمی به گدا نیز كفایت دارد

كنج ایوان طلا روی لب این زمزمه بود

كمِ ما هست ولی شاه كرامت دارد

لحظه ای نیست كه نقّاره به گوشم نرسد

جای جای حرمش روح اجابت دارد

آن طرف پنجره فولاد چه غوغایی بود

مشهد از جنس بهشت است،قیامت دارد

سایه لطف رضا بر سر زائر افتاد

تا دم مرگ دلم شوق زیارت دارد

***

با تشکر از شاعر گرامی



موضوع : ولادت امام رضا(ع)، 
سه شنبه 1394/06/3

امام رضا(ع)-ولادت


امشب که خدا با تو نمایان شده آقا

انگار دلم تازه مسلمان شده آقا

از یاد برد نام  بهشت ابدی را

هر کس که دلش اهل خراسان شده آقا

هرکس كه رسیده است به جایی و مقامی

از خاک در خانه سلطان شده آقا

باید بنویسند كه گنجینه ی عرشیم

درسینه ی ماعشق تو پنهان شده آقا

فهمیده ام از هیمنه ی نور حضورت

با دیدن تو فاطمه خندان شده آقا

من را ببر از خانه به می خانه، ترم کن

دستی سر گیسو زده دیوانه ترم کن

لبخند بزن تا که ببینند رضا را

آیات جمالی و جلالی خدا را

لبخند بزن تا که ببینند حسینی

تا با تو حسن جلوه کند عرض و سما را

لبخند بزن تا همه در کیش تو آیند

تا شهر حسینیه کند صومعه ها را

باید كه شب آمدنت باز بگویند

تقوای تو را،زُهد تو را،شوق دعا را

بوی تو ز پیراهن یوسف گذری كرد

بخشید به چشم تر یعقوب شفا را

ای آب و هوای دل من با حرمت گرم

ای ناز نفس های خداوند دمت گرم

شیرین تر از این شیوه ی غارتگری ات نیست

فریاد که دل خواه تر از دلبری ات نیست

یک عمر هلاک تو و این جذبه ی عشقیم

خاک تو سرم باد که چون سروریت نیست

حتما به علی رفته ای اینقدر شگفتی

کس نیست،گرفتار دم حیدری ات نیست

ای معجزه ی دامن زهرا ز نگاهت

پیداست دلی همچو دل مادری ات نیست

هنگام حدیث است بخوان سلسلة العشق

تا خلق نویسند: تكی دیگری ات نیست

من آمده ام سجده کنم اوج بگیرم

گفتند که جانبخش تر از پادریت نیست

صد شکر خدا صحن گوهر شاد به ما داد

ما بی کس و او پنجره فولاد به ما داد

سوگند سر کعبه به دامان تو باشد

صد چله دل قبله چراغان تو باشد

من بچه ی آهویم و دنبال تو هستم

آقا به دلم حق بده حیران تو باشد

این خطه اگر سبز و بلند است و خدایی

اصلا نه عجیب است که ایران تو باشد

جبریل اگر بال و پرش سایه ی عرش است

بر روی سرش سایه ی ایوان تو باشد

بیچاره بهشت است که هر شام تولد

حیران چراغان خیابان تو باشد

امشب سر سال است بده خرجی ما را

هم پنجره فولاد و هم کرببلا را

ما درد نهانی و توآن لطف عیانی

ما کمتر از اینیم و تو بالاتر از آنی

بدجور گره خورده به گیسوی شماییم

ما را ز سرت وا نکنی زود نرانی

بر فرش حرم گرد و غباریم و نشستیم

ما را نتکانی ، نتکانی ، نتکانی

ما نیز سفارش شده ی فاطمه هستیم

خواهی بکش اما در دیگر نکشانی

ما را به نفس های تو بخشیده خداوند

ما را به سر سفره ی غیری ننشانی

گیسوی من از غصه تان پیر شد آقا

كو كرببلا و نجفم!دیر شد آقا



موضوع : ولادت امام رضا(ع)، 
دوشنبه 1394/05/19

امام صادق(ع)-شهادت


چشم وقتی آرزوی اشک نم نم میکند

میرود اول بساطش را فراهم میکند

میرود اول سراغ روضه ای جانسوز و بعد

از دل خود التماس یک جهان غم میکند

مینشیند گوشه ای زانوی غم میگیرد و

صحبت از هرچیز غیر از اشک را کم میکند

روضه بسیار است اما چشم تارم روضه ی

پیرمردی با دل خون را مقدم میکند

روضه میخواند ز قبر بی چراغ و زائرش

آرزوی سنگ قبر و صحن و پرچم میکند

میکشد طرحی شبیه گنبد شاه نجف

گنبد و گلدسته ای زیبا مجسم میکند

آتش افتاده بجان در دوباره شعله اش

صحنه را در پیش چشم خلق مبهم میکند

سن بالا پابرهنه در پی مرکب یقین

قامت یک پیرمرد زار را خم میکند

باز دستی در طناب و باز هم زخم زبان

یادی از دست کبود عمه اش هم میکند

لقمه نانی نیست اینجا ضعف دارم عمه جان..

گشنگی حال مرا بدجور درهم میکند..

قافله دیگر زهم پاشیده شد اما سنان..

باز با شلاق و با سیلی منظم میکند..

حرف یک طفل سه ساله آمد و بی اختیار

باز قلب عاشقم یاد محرم میکند

روضه را از داغ تو کرب و بلایش میکنم

حق بی بی را شب سوم ادایش میکنم

***

از وبلاگ شعر شاعر



موضوع : شهادت امام صادق(ع)، 
دوشنبه 1394/05/19

امام صادق(ع)-شهادت


بوی غربت همیشه می آید

از سر قبر بی چراغ کسی

دل شهر مدینه میسوزد

با تب شعله های داغ کسی

 

جان عالم فدای قبری که

غیر خورشید سایبانش نیست

نه ضریحی نه سقف آینه ای

بر سرش غیر آسمانش نیست

 

دل من باز روضه میخواند

روضه ی غربت شقایق را

روضه ی حرمت و شکستن آن

روضه ی گریه های صادق را

 

روضه ای را که باز میخواهند

پر پروانه را بسوزانند

اصلاً انگار عادت اینهاست

نیمه شب خانه را بسوزانند

 

داغیِ سینه میکند باور

با نفس هاش آه سردی را

خاک این کوچه ها نمی فهمند

غربت اشک پیرمردی را

 

پیرمردی که سوز آتش را

ساکت و بی کلام حس میکرد

پیرمردی که درد غربت را

مثل نبضش مدام حس میکرد

 

وحشیانه هجوم آوردند

کودکت داشت ناله سر میداد

وسط کوچه دست بسته تو را

تا کشیدند امامه ات افتاد

 

بی عبا ، قد خمیده ، چون زهرا

پا برهنه ز خانه ات بردند

ای محاسن سپید آل رسول

خون دل اهل خانه ات خوردند

 

بین آن کوچه ای که باریک است

چه غم گریه آوری داری

از زمین خوردن تو فهمیدم

بی کسی، ارث مادری داری

 

ارث آن مادری که در کوچه

صورتش در هجوم سیلی بود

بعد آن ضربه سخت وا میشد

پلکهایی که شد سیاه و کبود

 

ولی آقا خیالتان راحت

بین آن کوچه ظلم باطل شد

معجر مادر زمین خورده

بین صورت و دست حائل شد

***

از سایت بی پلاک



موضوع : شهادت امام صادق(ع)، 
دوشنبه 1394/05/19

امام صادق(ع)-شهادت


ای صحن خاکی حرمت دلرباترین

گرد وغبار مرقد تو کیمیاتربن

در ذهن ما حریم شما فوق جنت است

ای گنبد نداشتهء تو طلاترین

با احترام به نجف ومشهدالرضا

صحن بقیع خلوتتان با صفاترین

با استناد اینکه همه نور واحدید

صادق ترین ، عزیزترین ، با خداترین

دو مادر و چهار امامید در بقیع

با غصه ها و درد علی آشناترین

هستید در مدینه پس از این هزار سال

ام البنین و فاطمه را مبتلاترین

ما هر چه خواستیم ز دستت گرفته ایم

بوده همیشه لطف تو بی انتهاترین

خاکش شفاست مدفن تو یابن فاطمه

دست همه به دامن تویابن فاطمه

پیداست در جمال توتصویر اهل بیت

زهرا جوانترین و تویی پیر اهل بیت

درس کلام و فقه و اصولت زبانزد است

ای ناشر علوم فراگیر اهل بیت

عالم ز دانش تومسلمان شناس شد

بی انتهاست جادهء تأثیر اهل بیت

اسلام با تو و پدر تو رواج یافت

در تو ظهور یافته تدبیر اهل بیت

گاهی شده است علم تو روشنگر علوم

گاهی شده است علم تو شمشیر اهل بیت

در دستتان سپرده خدا هر جه هست و نیست

فی الجمله عالم است به تسخیر اهل بیت

شیخ الاَِۀمه را ز چه بردند نیمه شب

با غم ، رقم زده شده تقدیر اهل بیت

مانند ابر ، چشم خلایق گریسته

عالم برای حضرت صادق گریسته

شیطان و باز کوچهء اجداد فاطمه

ابن ربیع و خانهء اولاد فاطمه

بی حرمتی به ساحت فرزند بوتراب

صبر است بس که حسن خداداد فاطمه

نیمه شب است و روضهء مادر به پا شده

پشت در است نقطهء میعاد فاطمه

بیخود نبود پشت در و بین شعله ها

افتاد ناگهان پسرش یاد فاطمه

هنگام رفتنش چو علی بین کوچه ها

آقا نیاز داشت به امداد فاطمه

بیش از علی و فضه و اسماء و زینبش

میخ در است شاهد فریاد فاطمه

از کوچه ها به آل علی ظلم ، باب شد

یارب زدشمنان ، بستان داد فاطمه

ما را برای گریهء بر تو محک زدند

با نام مادر تو به روضه نمک زدند

***

با تشکر از شاعر گرامی



موضوع : شهادت امام صادق(ع)، 

امام صادق(ع)-شهادت


آتشی باز فراهم شده و بر در خورد

دست زهرا وسط عرش به روی سر خورد

بی عبا بود که در کوچه کشیدند او را

پسر حضرت حیدر به غرورش بر خورد

چند باری پی مرکب نفسش بند آمد

چند باری وسط کوچه زمین، با سر خورد

به همه اهل جهان موی سفیدش می گفت:

چه قدر خون دل از کینه ی این لشکر خورد

داشت با آن همه اندوه، تجسم می کرد

غصه هایی که در این شهرِ بلا، حیدر خورد

بی قرار است چرا او؛ نکند تازه شده

داغ آن ضربه ی آنروز که بر مادر خورد

خانه ی سوخته اش ارثیه از خیمه گهِ

کشته ای بود که بر حنجره اش خنجر خورد



موضوع : شهادت امام صادق(ع)، 
دوشنبه 1394/05/19

امام صادق(ع)-شهادت


غریب و بی کس و تنها و بی هوا بردند

عزیز فاطمه را نیمه شب کجا بردند

شدند از در و دیوار وارد و او را

غریب از سر سجادهء دعا بردند

امام محترم و سالخوردهء ما را

پیاده ، پای برهنه ز کوچه ها بردند

عزیز فاطمه را در کمال بی ادبی

بدون مرکب و عمامه و عبا بردند

حدیث آتش و در، در مدینه تکراریست

امام را اگر از بین شعله ها بردند

طناب بوده و یا اینکه نه نمی دانم

ولی غریب همانند مرتضی بردند

دلا بسوز که آن شب امام صادق را

به ضرب طعنه و الفاظ ناروا بردند

دوباره حرمت آل علی شکست اینجا

که با کمال جسارت امام را بردند

میان مجلس او ذاکران دل ما را

به روضه بعد مدینه به کربلا بردند

عجیب این دل ما را پس از کنار بقیع

کنار مضجع سلطان اولیا بردند

غریب کشته شدی ای عزیز دل اما

کجا دگر سرتان را به نیزه ها بردند

غمی که کشته همه اهل بیت را این است

که معجر از سر ناموس کبریا بردند

***

با تشکر از شاعر گرامی



موضوع : شهادت امام صادق(ع)، 
یکشنبه 1394/05/18

امام زمان(عج)-مناجات-هوای بقیع


غبار مقدم تو ، توتیای چشمانم

ز هجر تو شده ابری هوای چشمانم

سحر که سفرۀ دل وا کنم به راز و نیاز

فقط وصال تو باشد دعای چشمانم

اگر که بغض گلویم کمی ترک بخورد

پر از ستاره شود این فضای چشمانم

تمام عالم هستی، غریب در نظرم

فقط فراق تو شد آشنای چشمانم

دو دیده ام شده تاریک در حجاب گناه

نگاه مست تو باشد ضیای چشمانم

نظر به روی تو آداب و سعی خود دارد

سرت چو مروه و پایت صفای چشمانم

به غیر دامن خیسم ز قطره قطرۀ اشک

کسی دگر نشنیده صدای چشمانم

قسم به فاطمه داغی به سینه دارم من

به دل هوای بقیع و مدینه دارم من



موضوع : مناجات فراق با امام زمان(عج)، قبرستان بقیع، 
یکشنبه 1394/05/18

امام صادق(ع)-شهادت


همان امام که احیا نمود مکتب را

بنا گذاشت به عالم ستون مذهب را

به علم و حکمت و ایمان خویش روشن کرد

در آسمان امامت هزار کوکب را

ز انقلاب کلامش ، کمال حاصل شد

نجات داد ز بیداد ، هر معذب را

به نور علم و عمل پرورید در عالم

هزارها خلف صالح و مهذب را

بنای حوزه اگر باقرالعلوم گذاشت

به فقه جعفری آراست صادقش لب را

حیات مکتب شیعه حدیث و قرآن است

که هر دو علت بالندگیست مذهب را

ز بعد کرب و بلا، بعد باقر و سجاد

شکست صادق دین پشت ظلمت شب را

میان محفل علمی ز ظلم دشمن گفت

به اهل بیت ، هدایت نمود اغلب را

رواج داد که راه عروج ما روضه است

ادا نمود حقوق حسین و  زینب را

گناه شیخ الائمه چه بود ای مردم

شکست دشمن او آن دل مقرب را

شبیه حیدر کرار دست او بستند

شبیه فاطمه در شعله گفت یارب را

دوباره وقت نماز و هجوم نامردان

دوباره بی ادبی سیدی مؤدب را

چرا کسی نگران امام پیرش نیست

کجاست دادرسی ، غربت لبالب را

میان آن همه شاگرد یک نفر نشنید

صدای بغض گلوی رئیس مذهب را

امام مفترض الطاعه را پیاده کشاند

برای خویش مهیا نمود مرکب را

به روی صادق دین ناسزا ! زبانم لال

خدا عذاب کند دشمن مکذب را

هنوز تهمت بی دین به اهل دین رسم است

هنوز فتنه بَرَد مردم مذبذب را

به یاد تاول پای سه ساله که افتاد

مرور کرد همه روضه های آن شب را

***

از وبلاگ شاعر گرامی



موضوع : شهادت امام صادق(ع)، 
یکشنبه 1394/05/18

امام صادق(ع)-شهادت


خورشید بود و ماه به نورش نظاره داشت

در کهکشان علم هزاران ستاره داشت

عطر کلام وحی زلعل لبش چکید

فضل و مقام و منزلتی بی شماره داشت

در مکتب فضیلت و جاوید دانشش

او«بوبصیر»و«مؤمن طاق»و «زراره» داشت

کس پی نبرده است براین نور لایزال

دریای فضل او مگر آخر کناره داشت

هرگز خزان ندید گلستان علم او

زیرا که این بهشت بهاری هماره داشت

سوگند بر ترنم قرآن که هل اتی

بر جود و بر سجیّت او استعاره داشت

آتش برای خادم او چون خلیل بود

وقتی تنور شعله کشید و شراره داشت

پوشانده است ابر غمی آفتاب را

هرگه به سوی کرب وبلا او نظاره داشت

لرزید بند بند تنش درعزای او

وقتی به داغ وماتم زهرا اشاره داشت

حاجت به زهر دادن این مقتدا نبود

زیرا دلی چنان جگرش پاره پاره داشت

تنها نه دربقیع«وفائی» که این امام

درسینه های ماهمه دارالزیاره داشت



موضوع : شهادت امام صادق(ع)، 
یکشنبه 1394/05/18

امام صادق(ع)-شهادت


امروز، روز ناله و اندوه و ماتم است

روز عزای اشرف اولاد آدم است

چیزی شبیه روز حسین و محرّم است

باز این چه شورش است که در خلق عالم است

ای دل که در حریم تو اندوه کربلاست

اندوهبار حضرت صادق، دلِ خداست

هفت آسمان برای غمش گریه می کنند

دور مزار بی حرمش گریه می کنند

در زیر پرچم و علمش گریه می کنند

سینه زنان ز سوز دمش گریه می کنند

زانو بغل نموده، ملالی گرفته اند

کرّوبیان چه اشک زلالی گرفته اند

در این عزا برای تأمّل مجال نیست

این رزق گریه بی غم آقا حلال نیست

اشکت بدون حضرت صادق زلال نیست

در بارگاه قدس که جای ملال نیست

سرهای قدسیان همه بر زانوی غم است

ای شیعه این عزا، چو عزای محرم است

شد سرنگون زِ باد مخالف چراغشان

آفت رسیده از در و دیوار باغشان

آن آتشی که سرزده آمد سراغشان

داغی نهاده بار دگر روی داغشان

نقّاش سرنوشت قلم را چه بد کشید

آتش دوباره از در و دیوار قد کشید

شیخُ الائمه ی غم ایّام دیده را

مرد مدینه مانده ی ماتم چشیده را

این زاده ی حسین شه سر بریده را

این پیرمرد خسته ی قامت خمیده را

ابن ربیع از چه به آزار می برد

در کوچه، بی عمامه و دستار می برد

در کوچه های بی کسی این پیرمرد دین

پای برهنه می دود و می خورد زمین

آهی کشید از جگرش، آهِ آتشین

با خاک کوچه زمزمه می کرداینچنین

" از روی خاک، امّ ابیها بلند شو

مادر بیا بخاطر بابا بلند شو"

هر چند روضه شمع تنش را مذاب کرد

او را به بر گرفت چنان شعله، آب کرد

چشم امام را که سراسر شراب کرد

زهری رسید آخر و او را کباب کرد

انگور زهر بار به داد دلش رسید

منصور عاقبت به مراد دلش رسید

هرچند بستری است، غمش سر نمی رسد

هنگام مرگ هم کرمش سر نمی رسد

اندوه شعله ور زِ دمش سر نمی رسد

این روضه بی حسین به آخر نمی رسد

جدّم حسین با لب تشنه شهید شد

با ضربه های نیزه و دشنه شهید شد

در قتلگاه ولوله شد، وای عمه ام

دور تنش چه غلغله شد، وای عمه ام

وقت سرور حرمله شد، وای عمه ام

لشگر به سمت قافله شد، وای عمه ام

این ها ز مرد های حرم سر گرفته اند

از بانوان قافله زیور گرفته اند

***

با تشکر از شاعر گرامی



موضوع : شهادت امام صادق(ع)، 
یکشنبه 1394/05/18

امام صادق(ع)-شهادت


نه عمامه به سر و نه که ردا در بر داشت

در دلش حال و هوایی ز غم حیدر داشت

نیمه شب تا که به صورت به زمین خورد آقا

با لب غرق به خون زمزمه مادر داشت

***

با تشکر از شاعر گرامی



موضوع : شهادت امام صادق(ع)، 
یکشنبه 1394/05/18

امام صادق(ع(-شهادت


تو ولیّ اللّهی و آئینه ی پیغمبری

در شجاعت در فصاحت در بلاغت حیدری

فاطمه یا مجتبایی یا حسین دیگری

نور چشم سیّد سجّاد و نجل باقری

هم ابو عبداللّهی هم صادقی هم جعفری

صدق، شاهینی بود بر کفّۀ میزان تو

ای به روز بیکسی یار همه بی یارها

دیده از منصور دون بیدادها آزارها

حمله ور بر خانه ات خصم ستمگر بارها

شعله ور از خانه ات چون بیت زهرا نارها

اشک افشاندند بهر غربتت دیوارها

بلکه آتش بود در بیت الولا گریان تو

برد با پای پیاده دشمن کین گسترت

نه ردا بر دوش بود و نه عمامه بر سرت

ضعف بر تن، ذکر بر لب، اشک در چشم ترت

بارها می خواست جان گردد جدا از پیکرت

بود خالی آن دلِ شب جای زهرا مادرت

تا ببیند بر تو چون بگذشت از عدوان تو

تا کند با قتل تو منصور روز خلق شام

بارها شمشیر خود آورد بیرون از نیام

کرد بهر کشتنت با خشم و قهر از جا قیام

دید ناگه پیش رویش حضرت خیر الانام

زد نهیبش کی ستمگر دست بردار از امام

ورنه گیرم جان و سوزم مسند و ایوان تو

عاقبت شد از شرار زهر اعضای تو آب

ریخت در قلب تو آتش رفت از جسم تو تاب

گشت با مرگت مدینه صحنۀ یوم الحساب

آسمان فضل بودی سر نهادی بر تراب

عالمی در سایه امّا تربتت در آفتاب

چشم «میثم» نه جهان گردیده اشک افشان تو



موضوع : شهادت امام صادق(ع)، 
یکشنبه 1394/05/18

امام صادق(ع)-شهادت


اف به قومی که به دست معجزه ایمان نداشت

حقشان است این چنین که سفره هاشان نان نداشت

خشکسالی لایق شهری ست که بعد از نبی

اعتقادی به دعای حضرت باران نداشت

آه باید این چنین ظلمی روا باشد به او

آن زمان که هیچ کس تعریفی از انسان نداشت

پا به نعلینش کند یک آن نخواهد شد ولی

پا برهنه میدوید و فرصت یک آن نداشت

ریسمان ها آنقدر محکم گلو را می فشرد

پشت مرکب ها نمی آمد یقینا جان نداشت

حرمت موی سپید قدکمان خواهد شکست

یک قدم آهسته گیرد استخوان  خواهد شکست

آه بی شرمانه آتش بر درش انداختند

هیزم سوزانده را روی پرش انداختند

حرمت موی سپیدش را نفهمیدند که

این چنین عمامه از روی سرش انداختند

آه انگاری که این روضه برایم آشناست

رد زخمی که به روی پیکرش انداختند

تازیانه، دست بسته، چشم کم سو، نیمه شب

با لگد من را به یاد مادرش انداختند

باز هم مردم شبیه شام و کوفه طعنه بر

بارش اشک از دو چشمان ترش انداختنئد

خوب شد آنجا کسی از درد دلتنگی نخورد

خوب شد از بام خانه هیچکس سنگی نخورد

آه باید گفت آقایی که در غم کم نداشت

قد انگشتان خود دور و برش آدم نداشت

آه باید گفت از زخمی که روی دست بود

آنقدر زخم عمیقی بود که مرهم نداشت

آه باید گفت او حتی برای بستنِ

زخم دور گردنش یک آشنایی هم نداشت

آه باید سوخت وقتی که در آن بزم شراب

دور خود از قوم خویشش نیز یک محرم نداشت

آه اما خوب شد شش ماهه یا دختر نبود

خوب شد که شانه ای از داغ لاله خم نداشت

خوب شد قاری قرآنم سر نی ها نشد

سمّ مرکب را ندید و بند بندش وا نشد



موضوع : شهادت امام صادق(ع)، 
یکشنبه 1394/05/18

امام صادق(ع)-شهادت


باز هم نوبتِ مدینه شد و

در غَمَش باز کربلا میسوخت

باز در کوچه یِ بنی هاشم

خانه ای بین شعله ها می سوخت

 

نیمه شب ریختند در خانه

مو سپیدی به ریسمان بستند

درِ آتش گرفته را اما

ناگهان رویِ کودکان بستند

 

به پَرِ دامنی در این دسته

آتشِ چوبِ شعله وَر نگرفت

پدر از خانه رفت شَکرِ خدا

پهلویِ او به میخِ در نگرفت

 

نفسش بند آمده، نامرد

در پِیِ خود دوان دوان نَبَرش

پیرمرد است میخورد به زمین

بینِ کوچه کِشان کِشان نبرش

 

شرم از رنگِ این محاسن کن

رحم کُن حالِ کودکانش را

این چنین رفتن و زمین خوردن

درد آورده اُستخوانش را

  

حق بده که به یادِ او انداخت

گَرد و خاکی که بر محاسن داشت

مادرش را که تا درِ مسجد

داغِ بابا عزای محسن داشت

 

حق بده که به یادِ او انداخت

عرقِ سردِ رویِ پیشانیش

خونِ رویِ جبینِ جدش را

عمه و رنجِ کوچه گردانیش

 

حق بده که به یادِ او انداخت

عمه اش را گُذر گُذر بردند

از مسیری که ازدحام آنجاست

یعنی از راهِ تنگ تر بردند

 

حق بده که به یادِ او انداخت

گیسوانش که خاک آلوده اند

گیسویی را که در دلِ گودال

غرقِ خون رویِ خاک ها بودند

 

رویِ این کوچه ای که از سنگ است

همه جایش نشانیِ او بود

یادِ یک حنجر است این دفعه

نوبتِ روضه خوانی او بود

                                                                

هرچه او بیشتر نَفَس میزد

بیشتر می زدند زینب را

تیغ شان مانده بود در گودال

با سپر می زدند زینب را

 

سَرِ شب کودکان همه در خواب

تا سحر میزدند زینب را

یک نفر در میان گودال و

صد نفر میزدند زینب را 



موضوع : شهادت امام صادق(ع)، 


( کل صحن های حسینیه : 353 )    1   2   3   4   5   6   7   ...   


درباره حسینیه


به پایگاه فرهنگی هیات «مکتب الشهداء تهرانسر» خوش آمدید
×××
برای ارتباط با ما می توانید از طریق آدرس motallebi64@gmail.com اقدام فرمایید

آدرس پایگاه اطلاع رسانی هیات مکتب الشهداء-تهرانسر:
maktab-shohada.mihanblog.com
×××
هر کس که مقرب است در فکر بلاست
آواره شدن قاعده ی عشق خداست
"مهدی مطلبی"پرید اما باز
در صحن "حسینیه" ی او "روضه"بپاست

مدیر وبلاگ : شاهد
آمار زائرین حسینیه
  • زائرین امروز :
  • زائرین دیروز :
  • زائرین این ماه :
  • زائرین ماه قبل :
  • کل زائرین :
  • تعداد کل اشعار :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
پایگاه های مدح و مرثیه
لوگوها

 پایگاه تخصصی مدح و مرثیه

 پایگاه تخصصی روضه و مقتل

 پایگاه نوحه و سبک های مداحی

کتاب موبایل حسینیه-مدح و مرثیه

 پایگاه اطلاع رسانی هیات مکتب الشهداء-تهرانسر

 کارگاه مجازی شعر آیینی حسینیه

 اشعار استاد علی اکبر لطیفیان

 قرارگاه-پایگاه فرهنگی هیئت مکتب الشهداء
پایگاه مرجع و جامع محصولات و تولیدات دفاع از دستاوردهای هسته‌ای