حسینیه پایگاه تخصصی مدح و مرثیه
جهت دسترسی آسان به اشعار مورد نظر از فهرست موضوعات استفاده کنید
موضوعات اشعار
پنجشنبه 1393/11/9

امام حسن عسکری(ع)-ولادت


آنقدر آمدند و گرفتارتان شدند

خاک شما شدند و هوادارتان شدند

زیباترین اهالی دنیای عشق هم

یوسف شدند و گرمی بازارتان شدند

لطف شماست اینکه تمامی انبیا

بالاتفاق سائل دربارتان شدند

آنها که پای منت چشم کریمتان

بی سر شدند تازه بدهکارتان شدند

این بالهایی که زیر بت عشق سوختند

خاک تبرک در و دیوارتان شدند

نفرین به آنکه مهر تو را سرسری گرفت

یا آنکه حاجت از حرم دیگری گرفت

ای جلوه خدایی بی انتها حسن

خورشید روشن سحر سامرا حسن

بی تو عبودیت به خدا بت پرستی است

نور خدا مکمل توحید ما حسن

امشب عروج زخمی بال مرا ببر

تا سامرا ، مدینه ، نجف ، کربلا ؛ حسن

در بین خانواده زهرای مرضیه

باید شوند تمام علی زاده ها ؛ حسن

زنجیره ی محبت زهراست دین من

با یک حسین و چار علی و دوتا حسن

سوگند میخوریم خدا لشگری نداشت

روی زمین اگر حسن عسگری نداشت

آنکه مرا فقیر حرم میکند تویی

یک التماس پشت درم میکند تویی

آنکه در این زمانه ی بی اعتبارها

با یک سلام معتبرم میکند تویی

آنکه برای پر زدن سامرایی ام

هرشب دعا برای پرم میکند تویی

آنکه مرا برای خودش خانه خودش

با یک نگاه ، در به درم میکند تویی

آنکه تو را همیشه صدا میکند منم

آنکه مرا همیشه کرم میکند تویی

شکرخدا گدای امام حسن شدم

خاکی ترین کبوتر باغ حسن شدم

تو کیستی که سائل تو جبرئیل شد

دسته فرشته پای ضریحت دخیل شد

تو کیستی که جدّ نجیب پیمبرت

مهر تو را به سینه گرفت و خلیل شد

تو کسیتی که حضرت موسی عصا به دست

ذکر تو را گرفت اگر مرد نیل شد

اصلی که پا گرفت بدون تو فرع فرع

فرعی که پا گرفت کنارت اصیل شد

تنها خدا به خانه ی تو آفتاب داد

بعدا تمام زندگی ات نذر ایل شد

امشب دعا کنید ظهوری کند مرا

تا اینکه میهمان حضوری کند مرا

امشب دعا کنید بیاید نگار ما

آیات روشنایی شبهای تار ما

امشب دعا کنید بیاید در این خزان

فصل گلاب فاطمه فصل بهار ما

امشب دعا کنید بیاید گل خدا

تا اینکه این بهار بیاید به کار ما

امشب دعا کنید بیاید ز راه دور

مرکب سوار آل علی تک سوار ما

آنکه اگر نبود دلم فاطمی نبود

حتی نبود سجده ی سجاده یار ما

زهرا هنوز دست به پهلو کند دعا

زهرا کند دعا که بیایی کنار ما



موضوع : امام حسن عسکری(ع)، 
پنجشنبه 1393/11/9

حضرت رسول(ص)-مدح-محکومیت هتاکی ها


بى خانه زیر سایه دیوار خوشترست

دیوانه بین کوچه و بازار خوشترست

از هر چه بگذرم سخن یار خوشترست

یعنى کلام حیدر کرار خوشترست:

من عاشق محمدم و جار می زنم

در باطن سکوت ، عذاب است... شک نکن

حرف حساب حرف حساب است... شک نکن

دنیاى بى رسول خراب است.... شک نکن

این"حرف" نیست ، چند"کتاب" است... شک نکن

من عاشق محمدم و جار میزنم

عبد محمدیم اگر ، نوش جانمان

پیوند خورده ایم به دریاى بى کران

فریاد می زند جگرم موقع اذان

اى اهل عرش ، اهل زمین ، اهل آسمان:

من عاشق محمدم و جار میزنم

باید به جاى آه کشیدن دوا نوشت

یا ایها الرسول، به جاى دعا نوشت

باید همیشه بعد نبى آل را نوشت

معراج هم که رفت در آنجا خدا نوشت:

من عاشق محمدم و جار میزنم

جبریل را فرشته نگو نوکرش بگو

یا نه غلام حلقه بگوش درش بگو

بالاتر از همه ست، نه بالاترش بگو

جان نفس نفس زدن دخترش، بگو:

من عاشق محمدم و جار میزنم

دونیم می کند تن هتاک را على

ما هم سپرده ایم به شیرخدا ، على

فریاد می زنم صد و ده بار یا على

یا مظهر العجائب و یا مرتضى على:

من عاشق محمدم و جار میزنم

بالاتر است از همه مردم زمین

هر آن کسى که با صلوات است همنشین

لحظه به لحظه با نفس امّ مومنین

فریاد می زند جگر من فقط همین:

من عاشق محمدم و جار میزنم

یزدان نوشت، حیدر کرار هم نوشت

دست شکسته... دست گرفتار هم نوشت

زهرا میان آن در و دیوار هم نوشت

با خون خویش بر نوک مسمار هم نوشت:

من عاشقم محمدم و جار می زنم



موضوع : پیامبر اعظم(ص)-مدح، 
پنجشنبه 1393/11/9

امام حسن عسکری(ع)-ولادت


گلخانۀ وحی بس که زیبا شده است

جبـریل درآن محو تماشا شده است

وقتی که نظرکرد دراین گلشن، دید

یک غنچه به نام عسکری وا شده است

***

برخلق فروغ ایــزدی داده خـدا

سرچشمۀ فیض سرمدی داده خدا

در دست امام هادی از باغ بهشت

امـروز گل محمـدی داده خدا



موضوع : امام حسن عسکری(ع)، 
پنجشنبه 1393/11/9

امام حسن عسکری(ع)-ولادت


در شب میلاد تو دارایی ام

گشته اینکه مثل تو زهرایی ام

از گدایی های پیش اهل بیت

افتخارم اینکه سامرّایی ام

در گداییِ من و اسم شماست

علتی دارد اگر آقایی ام

در حرم دیدم شده خیلی شلوغ

پیش تنهایی تو تنهایی ام

قسمتم کن بازهم کاری کنم

دارد از کف می رود کارایی ام

بسکه گرم از لحظه ی وصل توام

سرد خواهد شد کنارت چایی ام

قسمت عالم دو تا شش گوشه شد

من در این تکرار، پایینْ پایی ام

با تمام خویش سویت آمدم

چون فروش عید استثنایی ام

سیرتی درشأن درگاهت نشد

چون گرفتم صورت از دارایی ام

***

از سایت بی پلاک



موضوع : امام حسن عسکری(ع)، 
پنجشنبه 1393/11/9

امام حسن عسکری(ع)-ولادت


ای یاد تو بجان و دلم ذکر داوری

وی آیتی که حافظ سرّ پیمبری

قرآن ناطقی و به ذکر علی علی

ما را درون سینه تو فریاد حیدری

ما با ولای حضرت تو فاطمی شدیم

این آب و گل گرفته ز تو عطر کوثری

وقتی گدای سامره ات شاه عالم است

یعنی شما مقام حسن را برابری

آری تو سید الشهدا را ودیعه ای

از نسل کربلایی و بر خلق دلبری

تو سیزده صحیفۀ غم را بشارتی

بر گلشن صحیفۀ سجّادیه دری

ای یادگار معرفت باقر العلوم

در علم غیب مظهر الله اکبری

چشم رئیس مکتب شیعه به سوی تست

تو صبح صادق از دل شب را در آوری

کردی چو جدّ خویش بلا را تو اختیار

در حبسِ اهلِ جهل ،تو موسای دیگری

ابن الرضایی و به رضای خدا رضا

زیبندۀ تو نیست بجز تاج سروری

جود جواد ارثیه ات از پدر بزرگ

هرکس گداست آبرویش را نمی بری

ای نور چشم هادیِ دین ، آفتاب حُسن

دل را سوی صراط هدایت تو رهبری

یوسف بدون حُسن تو یوسف نمی شود

در خلقت است حُسن حَسن حُسن دیگری

"هر یوسفی که یوسف زهرا نمی شود"

مهدی ز غیر نسل تو پیدا نمی شود

ای بر فلک بهشت نعیم تو میزبان

بسته نشد سرای تو هرگز به میهمان

هرگز نشد گدای تو محتاج هیچکس

این رسم توست بنده نوازی دوستان

سائل طلب نکرده عطای تو حاضر است

کرده هزار بار ترا سائل امتحان

عبد امام عسگری عبد خدا شود

بگذار پس غلام بمانم به آستان

قرآن چه خوب مدح ترا گفته بارها

در هل اتا و فاطر و یاسین و اَلدُّخان

احکامِ دین مکارمِ اخلاقِ ممکنات

دم از تو میزنند غزل خوان و نغمه خوان

تنها نه مقتدای محبین و شیعیان

هستی امام مفترض الطاعۀ جهان

تو آمدی زمین و زمان شاد شد ولی

بسته نشد نگاه تو بر اهل آسمان

دوران زندگیِ تو سرتاسرش خداست

این درس بندگی است برای مجاهدان

پیروز شد هرآنکه طریق ترا گرفت

نابود شد هرآنکه جدا شد ز کاروان

طاغوتهای عصر تو در هم شکسته اند

هرگاه شد نگاه تو در خشم ناگهان

شش سال از امامت و چندین هزار سال

عبرت گرفتن از تو ، به تاریخ هر زمان

ای سالروز آمدنت جشن مومنین

میلاد تست باب ظهور امامِ جان

"هر یوسفی که یوسف زهرا نمی شود"

مهدی ز غیر نسل تو پیدا نمی شود

ای ماجرای دین خدا منتهی به تو

وی غصه های آل عبا منتهی به تو

ای بنده ای که خاص میان خواص شد

زیرا که هست امر ولا منتهی به تو

حق را ودیعه است نهان در میان گنج

ای گنج پر بهای خدا منتهی به تو

آری یقین کلید امانت به دست تست

کذّابها رَوند و بَقا منتهی به تو

آئینه دار سلسلۀ انبیا تویی

با اولیا هدایت ما منتهی به تو

توحید ما ولایت ما دین ناب ما

خالصترین عطا و لقا منتهی به تو

کعبه تویی طواف تویی مستجار تو

رکن و مقام و سعی و صفا منتهی به تو

مقصود از نماز ، ولایت پذیری است

سجده به آدم است اَلا منتهی به تو

آن جنّتی کز او گل نرگس شکفته است

شد در پی قَدَر و قضا منتهی به تو

زندان برای حفظ امامت بهانه است

یعنی بقای ملک هُدی منتهی به تو

خورده است زلف مهدویت ، به حسن گِرِه

ای ماجرای خون خدا منتهی به تو

درک ولایت تو جهاد و شهادت است

یعنی که هست کرب و بلا منتهی به تو

خلقت گلی چنان حسن عسکری ندید

ای نسل کوثریِ خدا منتهی به تو

"هر یوسفی که یوسف زهرا نمی شود"

مهدی ز غیر نسل تو پیدا نمی شود

***

از وبلاگ حاج محمود ژولیده



موضوع : امام حسن عسکری(ع)، 
پنجشنبه 1393/11/9

امام حسن عسکری(ع)-ولادت


بشنو ز فلک حقیقت معنا را

از عرش ندای دعوت الحسنی را

میلاد امام عسگری آمده است

تبریک بگو سلالۀ الزهرا را

***

دریای گهر بار ولایت جوشید

در فصل خزان ، فصل عنایت جوشید

میلاد ابا محمدَ المهدی شد

مِی نوش که چشمۀ هدایت جوشید

***

این از برکات حضرت داوری است

هم عید محمدی و هم کوثری است

مژده که به هشتم ربیع الثانی

میلاد امامِ حسن عسکری است



موضوع : امام حسن عسکری(ع)، 
پنجشنبه 1393/11/9

امام حسن عسکری(ع)-ولادت


میل سفر در سر چرا دارم دوباره ؟!!

شوق زیارتنامه را دارم دوباره !

صحنی پر از خلوت شده فکر و خیالم

انگار میل سامرا دارم دوباره

 

 این اشک های روی گونه نازنینند

 وقتی سر خان کریمان می نشینند

یک قطره بردم باز دریا پس گرفتم

در مکتب شیعه حسن ها اینچنینند

 

 اینکه ،فقیری، را به ما ها هدیه دادی

می ریزد اشک شوق مان غیر ارادی

 قنداقه ی نور تو را خیل فرشته

آورده اند از عرش بر دستان هادی

 

 وا کن به روی رعیتت حالا دری را

باب زلال گریه های مادری را

بین توسل ها سه شنبه لطف کردی

همواره ایها الزکی العسکری را

 

 حاجاتمان را دست پاک تو سپردیم

ما دست خالی از حریم تو نبردیم

 یک خواهش اما مانده بین سامرایت

 ای کاش فرزندت بیاید تا نمردیم

 

 

آقا بمیرم من برایت !باز دشمن؟

 این غربت صحن تو بد تا کرد با من

 وقتی صدای تیر و شلیک است آنجا

بعدش صدای بال کفتر هاست حتما ... 



موضوع : امام حسن عسکری(ع)، 
پنجشنبه 1393/11/9

امام حسن عسکری(ع)-ولادت


گلشن توحید آباد امام عسکری است

دل بهشت نور با یاد امام عسکری است

جنت موعود میعاد امام عسکری است

مژده یاران عید میلاد امام عسکری است

کیست این مولود فرزند علی مرتضاست

قره العین علی بن جواد بن الرضاست

درّ ده دریا و بحر یک دُرِ ناب خدا

نجل هادی آفتاب حسن مصباح الهدی

رهروان را رهنما و رهبران را مقتدا

سرّ بعد از انتها و نور قبل از ابتدا

هم زکی هم عسکری هم نام نیکویش حسن

رخ حسن خُلقش حسن خَلقش حسن

ماه ده برج شرف خورشید حُسن پنج تن

عسکرش جن و ملایک خود ولی ذوالمنن

مهر او شیرین تر است از جان شیرین در بدن

نام نیکویش حسن چشم و چراغ بوالحسن

صد بهشت لاله ی توحید در لبخند اوست

عالمی در انتظار مقدم فرزند اوست

گر چه عمری در میان دشمنان تبعید بود

دوستان را رهنما در عالم توحید بود

در درون ابرهای تیرگی خورشید بود

شیعه را در موج ظلمت پرتو امید بود

با وجود آن بهین نجل بتول طاهره

کعبه ی امّید خلق عالمی شد سامره

نقش وجه ا.. اعظم حُسن بی مانند او

می درخشد یک محمد نور در لبخند او

گردن تسلیم خلقت تا ابد در بند او

حجه بن العسکری گوید منم فرزند او

با وجود آن همه تبعید و دوران کمش

ریزه خوار سفره ی فضل و شرف شد عالمش

ای فروزان ماه عالم در حجاب سامره

گشته بر دور مزارت آفتاب سامره

بوتراب بوترابی در تراب سامره

بر رحمت گشته از فیضت سحاب سامره

اختران آسمان در ظلّ دیوار توأند

آسمانی ها زمین بوسان زوّار توأند

سامره یک آسمان توحید دارد در بغل

سامره یک کعبه ی امید دارد در بغل

سامره دو ماه و دو خورشید دارد در بغل

سامره ماهی که نتوان دید دارد در بغل

روز و شب دائم سلام خلق و حیّ داورت

بر تو و باب تو و برعمه و بر همسرت

باب تو همچون تو وجه ا... ذوالمن پرورد

عمه ات در وادی جان طور ایمن پرورد

مکتب مهر و وفا در قلب دشمن پرورد

نرگست ریحانه چون مهدی به دامن پرورد

فرشیان در عرش می گردند گرد حائرت

روح می گیرند از فیض دعای زائرت

ای قرار دل که دل شد بی قرارت یا حسن

جان خوبان جهان یکسر نثارت یا حسن

ماه نرگس بوسه گیرد از مزارت یا حسن

روح، مرغ کوچکی در شاخسارت یا حسن

ده ولی ا... اعظم را سرور سینه ای

یک جمال و چارده خورشید را آیینه ای

تا گشودی لب، بهار معرفت آغاز شد

مرغ جان بر شاخسار علم در پرواز شد

رهروان علم را پیوسته کشف راز شد

سرّ کفر افشا شد و مشت نصارا باز شد

ای فدای دانش و فضل و کمال و علم تو

می طراود خُلق و خوی مصطفی از حلم تو

خاک راه زائرت از مشک و عنبر بهتر است

ریگ صحرایت ز لعل و درّ و گوهر بهتر است

مهر تو از کل نعمت های داور بهتر است

مدح تو از جان شیرینم به پیکر بهتر است

هر که بودم هر که هستم یا امام عسکری

خویشتن را بر تو بستم یا امام عسکری

گر چه خارم سر بر آوردم ز بستان شما

با عنایات شما گشتم ثناخوان شما

رنگ و بو بگرفتم از باغ و گلستان شما

این من و دست تهی این لطف و احسان شما

تا ثنا خوان شمایم سرفراز عالمم

دست بوس میثم دار ولایت، "میثمم"



موضوع : امام حسن عسکری(ع)، 
پنجشنبه 1393/11/9

امام حسن عسکری(ع)-ولادت


عرض حاجت با تو دارم یا امام عسگری

ای خدایت داده بر خلق دو عالم برتری

ای گدایت را به خیل شهریاران سروری

خاک پایت زُهره و خورشید و ماه و مشتری

ناز دارد خادمت بر رتبه ی پیغمبری

ماه رویت احمدّی و تیغ نطقت حیدری

عید میلادت مبارک یا امام عسکری

ای چراغ تابناک حُسن حیّ ذوالجلال

یافته خورشید گردون از تجلاّیت کمال

تا ابد ماه ربیع الثّانیت محو جمال

ماه حُسنت بی قرین و مهر رویت بی زوال

آفتاب طلعتت را تا ابد روشنگری

عید میلادت مبارک یا امام عسکری

تو خدایی عبد معبود و امام مردمی

تو به بزم آسمانی ها چراغ انجمی

خود حسن فرزند دلبند علیّ چارمی

نجل پاک ده ولی ابن الرّضای دوّمی

هر چه در وصفت بگویم باز داری برتری

عید میلادت مبارک یا امام عسکری

نطق تو در پیکر توحید جان می پرورد

نام تو اجسام را روح و روان می پرورد

فیض تو در قعر آتش بوستان می پرورد

صلب پاکت مصلح کلّ جهان می پرورد

ما همه ذرّه تو را آیین ذرّه پروری

عید میلادت مبارک یا امام عسکری

دل اگر سینه بود طور تجلاّیش تویی

موسی ار آوای حق بشنید آوایش تویی

کیستم من آن عبدی که مولایش تویی

آخرین دُرّ خدا مهدی است دریایش توئی

آنکه بر عیسی کند روز ظهورش سروری

عید میلادت مبارک یا امام عسکری

خطّ حسن، خالت حسن، خُلقت حسن، خویت حسن

پای تا سر حسن در حسن و گل رویت حسن

کُنیه ات ابن الرّضا و نام نیکویت حسن

موی و روی و قدّ و خدّ و چشم و ابرویت حسن

حسن ها گشتند در بازار حسنت مشتری

عید میلادت مبارک یا امام عسکری

هم تویی آیینه ی حسن خدای ذوالمنن

هم تویی در چارده وجه خدا دوّم حسن

هم دهم مولای عالم بر جمالت بوسه زن

هم به جسم سامره جان می دهی از فیض تن

هم به عالم می کند فیض تو سایه گستری

عید میلادت مبارک یا امام عسکری

بنده ای و حضرت معبود می نازد به تو

جدّ پاکت احمد و محمود می نازد به تو

مصلح کلّ مهدی موعود می نازد به تو

عفو و غفران و عطا و جود می نازد به تو

نجل زهرایّی و دستت راست فیض کوثری

عید میلادت مبارک یا امام عسکری

ای امام انس و جان ای مقتدای سامره

تا تو مدفونی در آن جانم فدای سامره

می زنم با یاد تو هر شب صدای سامره

دوست دارم تا شوم روزی گدای سامره

یا کنم بر نوکرام آستانت نوکری

عید میلادت مبارک یا امام عسکری

سامره روشنگر دل کعبۀ جان من است

سامره عطر نسیمش روح و ریحان من است

سامره ریگ روانش دُرّ غلطان من است

سامره دامان سبزش باغ رضوان من است

سامره صحن و سرایش کرده از من دلبری

عید میلادت مبارک یا امام عسکری

سامره دارد در آغوشش دو مه دو آفتاب

دو امام از صلب پاک احمد ختمی مآب

دو مهین بانو نه، دو خورشید عصمت در حجاب

این عروس فاطمه آن دخت پاک بوتراب

دو ستاره دو فروغ حسن حیّ داوری

عید میلادت مبارک یا امام عسکری

ذرّه بودم محو خورشید جهان آرا شدم

قطره بودم وصل بر دریا شدم دریا شدم

کز سعادت ذاکر ذرّیۀ زهرا شدم

عاشق قبر تو و سرداب سامرّا شدم

خوش بود آنجا کنم در وصف مهدی شاعری

عید میلادت مبارک یا امام عسکری



موضوع : امام حسن عسکری(ع)، 
پنجشنبه 1393/11/9

امام حسن عسکری(ع)-ولادت


زهی آن عبد خدایی که خدایی‌ست جلالش

صلوات از طرف خالق سرمد به جمالش

حسن بن علی این نجل جواد بن رضا را

که درود از علی و فاطمه و احمد و آلش

هر که بگرفته به رخ آبرو از خاک در او

اشک شوق آمده در چشمۀ چشم آب زلالش

هر که شد دور از او، گلشن فردوس، حرامش

هر که شد زائر او، وصل خداوند، حلالش

هر که بی‌مهرِ وی آرد به جزا طاعتِ سلمان

کلِّ طاعت به سر دوش شود کوهِ وبالش

او بوَد عسکری و عسکر او خیل ملایک

گو بیایند همه دیو صفت‌ها به قتالش

گرچه در تحت نظر بود، ولی فاتح دل شد

که روی سینه بوَد مهدی موعود، مدالش

خصمش از پا فتد و سر به در آرد ز جهنم

گر چه یک چند دهد حضرت دادار، مجالش

سجده بر تربتش آرند چه حور و چه ملایک

سائل سامره باشد چه نساء و چه رجالش

هر که رو بر حرمش کرد، جحیم است حرامش

هر که بر سامره‌اش پشت کند، وای به حالش

رَف‌رَفِ عقل کجا و پر پرواز عروجش؟

بیم دارم که به یک لحظه بسوزد پر و بالش

ز بهشت حرم سامره‌اش هر که گریزد

به خدا دیدن گلزار بهشت است محالش

وجه نادیدۀ ذات ازلی، مصحف رویش

شاهکار قلم صنع الهی، خط و خالش

عوض خشم از او لالۀ لبخند ستاند

هر که با قهر کند روی به میدان جدالش

این عجب نیست که در عرش زند بانگ تفاخر

که به دور حرم سامره گردد مه و سالش

صلوات علی و فاطمه و خیل امامان

به کمال و به جلال و به جمال و به خصالش

گو بگردند ملایک همه‌جا ملک خدا را

نه توان دید نظیرش، نه توان یافت مثالش

از خدا تا ابدالدهر جدا مانده و مانَد

هر که از راه محبت نبرد ره به وصالش

خسروان تاج گذارند و دل از تخت بشویند

راه یابند اگر یکسره در صفِّ نعالش

مدح او گر زِ خلایق نبوَد می‌سزد آری

پسرش مهدی موعود زند دم ز مقالش

اگر از روی خداییش زند پرده به یک سو

مهر با جلوۀ خود ذره شود ماه هلالش

عالم دل شود آباد به یاد حرم او

گرچه کردند خراب از ره کین اهل ضلالش

اوست آن بنده که دارد به همه خلایق خدایی

او خدا نیست ولی وهم بوَد مات جلالش

قعر دریا و پر کاه خدایا چه بگویم

نظم من چون ببرد راه به دریای کمالش؟

به جز از مادر و جد و پدر و خیل امامان

این محال است، محال است که یابند همالش

اوست آن باغ بهاری که خزان دور ز دوْرش

اوست آن مهر فروزان که به حق نیست زوالش

ناز بر جنّت و فردوس کند در صف محشر

گر بوَد در کفن شیعه گیاهی ز نهالش

جان نهم در کف ساقی اگر از لطف و عنایت

دهدم جام و در آن جام بوَد عکس خیالش

خشک گردیده در این جامه قلم در کف "میثم"

چه بیارد؟ چه بگوید به چنین منطق لالش؟



موضوع : امام حسن عسکری(ع)، 
پنجشنبه 1393/11/9

امام حسن عسکری(ع)-ولادت


دور گل آمده یا فصل گلاب افشانی است

بلبلان را به چمن زمزمۀ روحانی است

نقش بر هر ورق گل سور قرآنی است

آسمان خنده بزن ماه ربیع الثانی است

آفتابا به گل و باغ و چمن خنده بزن

نه به هر گل، به گل روی حسن خنده بزن

اختر برج ولایت مه تام آورده

مهر، با زمزمۀ نور سلام آورده

آسمان سجده بر آن ماه تمام آورده

بانوی عالم اسلام امام آورده

دُر توحید ز دُرج شرف آمد بیرون

گهر یازدهم از صدف آمد بیرون

یم فضل و شرف وجود به دنیا آمد

خلق را قبلۀ مقصود به دنیا آمد

حجّت خالق معبود به دنیا آمد

پدر مهدی موعود به دنیا آمد

دم به دم آیۀ قرآن شکفد از سخنش

نقش گلبوسۀ باباست عیان بر دهنش

دگران دیگر و فوق دگران این پسر است

دُرِ رخشندۀ والا گهران این پسر است

خلف صالح نیکو پدران این پسر است

پدر منتَظَر منتظِران این پسر است

طلعتش آینۀ طلعت احمد باشد

نجل پاک سه علی و سه محمّد باشد

آسمان شرف و فضل، قمر آورده

قرص خورشید در آغوش سحر آورده

این حُدَیت است که پاکیزه پسر آورده

پسر آورده نه، بر خلق، پدر آورده

خرّم آن نخل که یک باغ گل آمد ثمرش

صلوات همه بر ماه جمال پسرش

این گل باغ بهشت است و دو عالم چمن است

این همان جان جهان است و جهانش چو تن است

کنیه اش عسکری و نام نکویش حسن است

پای تا فرق حسن بلکه حسن در حسن است

تا ابد باغ دل و گلشن جان خرّم از اوست

به جهان خرّم از آنم که جهان خرّم از اوست

این چراغی است که انوار فلک، هالۀ اوست

این بهشت است که حورا و ملک، ژالۀ اوست

هر کجا هست بهار از نفس لالۀ اوست

جان ما شیفتۀ او دل ما والۀ اوست

این گل سرخ جواد بن علی بن رضاست

که شمیمش به زمین و به زمان روح فزاست

وحی، از درج دهان ریزد هم چون گهرش

نور از مهر جبین خیزد همچون قمرش

علم از نخل سخن روید هم چون ثمرش

پرچم عدل جهانی است به دست پسرش

روی خورشید پی سجده به خاک در اوست

حسن عسکری و خلق جهان عسکر اوست

مهر رخ آینۀ داوریش می دانم

صاحب منزلت و سروریش می دانم

بر همه خلق جهان برتری اش می دانم

حسن بن علی عسکری اش می دانم

تا ابد عالم خلقت همه فرمانبر اوست

وحش و طیر و بشر و جن و ملک عسکر اوست

ای که بر سامره ات آمده از کعبه درود

سر تعظیم به خاکت ملک آورده فرود

کوه و صحرا و گلستان و یم و چشمه و رود

همه دارند به اوصاف تو پیوسته سرود

من و مدح تو و فرزند تو و آبایت

بلکه یک لحظه شوم زائر سامرّایت

من نه مدّاح بلکه سگ کوی توام

با همه روسیهی شیفتۀ روی توام

در هیاهوی جهان گرم هیاهوی توام

خار افتاده کنار گل خوشبوی توام

سائلم سائل لطف و کرم وجود شما

خاک زیر قدم مهدی موعود شما

من همه عمر دم از عترت طاها زده ام

هر چه جز خطّ شما بوده بر آن پا زده ام

آتشی بودم و یکباره به دریا زده ام

دست بر دامن ذرّیۀ زهرا زده ام

چه شود ای دو جهان عاشق درد و غمتان

دستگیری کند از (میثمتان) میثمتان



موضوع : امام حسن عسکری(ع)، 
پنجشنبه 1393/11/9

امام حسن عسکری(ع)-ولادت


این شهر سامره است و یا عرش کبریاست

یا کعبۀ مقدس دلهای انبیاست

شهری که مطلع دو مه است و دو آفتاب

کز نورشان به چشم دل اهل دل ضیاست

اینجا مزار حضرت هادیّ و عسگری است

اینجا حریم پاک دو محبوب کبریاست

اینجاست قبر حضرت هادی ولیّ حق

ابن الرّضا علی خلف پاک مرتضاست

حاجت از او بخواه که باب الحوائج است

درمان از او بگیر که خاک درش شفاست

قبر امام عسکری از جان و دل ببوس

زیرا که قبله گاه دل و کعبۀ ولاست

مولای خلق والد مهدیّ منتظر

شمس الولا، امام آُمم، حجّت خداست

اینجا مزار عمّۀ صاحب زمان بود

آن اختری که دختر والشّمسُ و الضّحاست

آن بانویی که محرم سرّ ولایت است

نامش حکیمه فخر زنان شمسۀ حیاست

اینجا مزار نرجس پاکیزه دامن است

آن بانویی که مادر مولای عصر ماست

از ما سلام باد به مهدیّ و مادرش

تا اهلبیت را شرف و عزّت و بقاست

اینجا امام عصر به عالم قدم نهاد

مانند مرتضی که بر او کعبه زادگاست

اینجا مکان غیبت آن نجل فاطمه است

اینجا محلّ زمزمه و گریه و دعاست

«میثم» بخوان دعای فرج را در این حرم

حاجات خود بخواه که از لطف حق رواست



موضوع : امام حسن عسکری(ع)، 
پنجشنبه 1393/11/9

امام حسن عسکری(ع)-ولادت


الا که موسم شادی و همدلی آمد

زمان ناد علیاً سینجلی آمد

زمین سامره را سینه منجلی آمد

دهم ولی خداوند را ولی آمد

که دومین حسن از چهارمین علی آمد

بر آن علی به گل روی این حسن صلوات

ولّی ذات خدا شاه انس و جان است این

جهان جان نه، که حان همه جهان است این

چراغ اهل زمین ماه آسمان است این

به جسم شرع و تن اهل دین روان است این

امام ما پدر صاحب الزمان است این

بر آن امام و بر این صاحب زمن صلوات

چراغ دیده رخ دلربای این پسر است

تمام عالم خلقت برای این پسر است

چو ذات حق به دل خلق جای این پسر است

دل شکسته دلان آشنای این پسر است

سخن اگر به مدیح و ثنای این پسر است

به صفحه و قلم و منطق و سخن صلوات

وزیده بوی گل مهر او ز هر چمنی

نیافریده خداوند همچو او حسنی

خوشا زبان و خوشا منطق و لب دهنی

که در ثنای وجودش برآورد سخنی

به یاد رویش هر جا که هست انجمنی

سزد که خلق فرستد بر انجمن صلوات

سلام خلق و درود خدا به جان و تنش

فدای لیلة میلاد و صبح آمدنش

جمال آینة ذات حیّ ذوالمننش

به باغ وحی دمد بوی گل ز پیرهنش

وجود مهدی موعود سرو نسترنش

به باغبان و بر این سرو نسترن صلوات

ز پرده چهره چو بی‌پرده همچو ماه نمود

دل امام دهم را به یک کرشمه ربود

شهادتین ز لبهای جانفزاش سرود

به فاطمه به علی بر ائمه گفت درود

سپس بخواندن قرآن دهان چو غنچه گشود

به آیه آیه قرآن بر آن دهن صلوات

خدا ستوده به قرآن خود عیان او را

رسول خوانده امام جهانیان او را

ستوده حجّت حق صاحب الزّمان او را

پدر گرفته در آغوش خود چو جان او را

نهاده بوسه به حسن و لب و دهان او را

بر آن لبی که ورا گشته بوسه زن صلوات

الا که حجّت ذات خدای دادگری

ز سروران جهان تا جهان بپاست، سری

سران خلق سراسر ستاره تو قمری

به فاطمه پسری و به مهدیش پدری

ز وصف خوبتران زمانه خوبتری

به حضرت تو ز دادار ذوالمنن صلوات

سلام باد به جان و درود بر بدنت

روان عیسی مریم ز فیض پیرهنت

هزار موسی عمران به طور هم سخنت

نشان بوسه داود بر لب و دهنت

گرفته یوسف صدیق جان ز فیض تنت

تو را ز جمله نبیّین به جان و تن صلوات

به وصف توچه توان گفت کس که خود حسنی

به شهر سامره و باغبان هر چمنی

قسم به حق خدا ز وصف منی

نکوتر از گل توصیف و برتر از سخنی

تو خود به گلشن توحید باغ یاسمنی

به لاله رخت از باغ یاسمن صلوات

ز آب جوی تو خضر وجود رخ شوید

به شوق کوی تو پیر طریق ره پوید

زمان به گردش خود گردد و تو را جوید

بهشت لالة خود از دم تو می‌بوید

ز زلف پز شکنت عطر تازه می‌روید

به عطر تازه آن زلف پر شکن صلوات

خوشا دلی که بود باغ جنّت غم تو

خوشا گلی که گرفته است فیض از دم تو

دل هزار سلیمان اسیر خاتم تو

سلام بر تو و بر مهدی مکرّم تو

ثنای تو است نه تنها به نظم «میثم» تو

تو را ز پیر و جوان و ز مرد و زن صلوات



موضوع : امام حسن عسکری(ع)، 
چهارشنبه 1393/11/8

حضرت رسول(ص)-محکومیت هتاکی ها


میدان مصاف ما بُوَد آینده

یک روز برای پاسخی کوبنده

هرکس به مقدسات ما حمله کند

با دست خودش گور خودش را کنده

***

ما ریشه ی التقاط او را بزنیم

بر هم همه ی بساط او را بزنیم

دشمن به رگ غیرت ما دست گذاشت

باید که رگ حیات او را بزنیم

***

پیغمبرمان که نام او را خواندیم

پس آیه ی انتقام او را خواندیم

برساحت او هرکه جسارت کرده

ما فاتحه ی دوام او را خواندیم

***

بغضی است که آتش زده بر پیکرتان

شاید که نباشد این خبر باورتان

این غیرت جوشیده ز دلهای جهان

یک روز هوار می شود برسرتان

***

تو مثل همیشه پشت پا خواهی خورد

این چوب خداست بی صدا خواهی خورد

آماده ی تیر غیب باش ای هتاک

چون سیلی محکمی زما خواهی خورد



موضوع : پیامبر اکرم(ص)، پیامبر اعظم(ص)-مدح، 
چهارشنبه 1393/11/8

حضرت عبدالعظیم حسنی(ع)-مدح


گاهی مسیر عشق طولانی و باریک است

این راه، پر پیچ و خم است و غرق تشکیک است

دنیای شهر من اگرچه گاه تاریک است

احساس من این است که خورشید نزدیک است

هر چند تا خورشید راهی دور را دارم

در شهرم اما شعبه ای از نور را دارم

با اینکه از این خاک هستم اهل ایرانم

در خانه ام بر خان آل الله مهمانم

عمریست زیر دین سلطان خراسانم

در شهر تهران نیز این را خوب می دانم

روزی خور لطف حضور یک کریمم من

چون میهمان خان شاه عبدالعظیمم من

ما از شراب گندم این خطه مِی داریم

از این شراب ناب، مستی ها ز پی داریم

دیگر هوای جنت و فردوس، کی داریم؟

وقتی جنانی را نهان در خاک ری داریم

درّی ز دریای ولا را در صدف داریم

یکجا مدینه، کربلا، مشهد، نجف داریم

همسایه زیر سایه ات عمریست آرامم

از کودکی جلد تو و این دانه و دامم

با آب سقا خانه هایت تر شده کامم

شب های جمعه در حریمت گرم احرامم

شب های جمعه روضه دار اهل تهرانی

با زائران یا نور یا قدس می خوانی

عبدالعظیمی و تو را تعظیم، مرسوم است

هر کس که منکر شد تو را از فیض محروم است

اوج مقاماتت برای شیعه معلوم است

در ذیل اوصاف تو تصدیقات معصوم است

با چار معصوم زمانت همنفس بودی

بعد از امامانت برای شیعه بس بودی

تو کیستی که از سراپایت خدا جاریست

در غربت نام تو حسّی آشنا جاریست

در گلشن جود تو عطر مجتبی جاریست

در هر سلام زائرانت کربلا جاریست

ما را به سمت کربلا چشم تو راهی کرد

باب محرم را تو بر ما باز خواهی کرد



موضوع : حضرت عبدالعظیم حسنی، 
چهارشنبه 1393/11/8

حضرت رسول(ص)-مدح


سرگـــــــــــرم مشق عشقـــــم و بیدارِ بیدارم

سرگـــــــــرم مشقِ دلنشین " دوستت دارم "

جز عشق ، راز دیگری در جان هستی نیست

بگذار تــــــا این واژه را در یــــــــاد بسپارم

آه ، ای رسول مهربــــان ، ای بهترین یاور !

از لحظه های بـــــی تو بودن ، سخت بیزارم

من دوست دارم زندگـــــــــــی را در کنار تو

تقدیـــــر من عشق است ، تا وقتی تو را دارم

در روشنای نــــــام تو ، ای شمس عالمتاب !

در چـــــــار سوی این زمین ، آیینه می کارم

می سوزم و در شعلــه می رقصم ، تماشا کن

در آتش عشقــــــــی خدایـــــی ، من گرفتارم

شمسم زمانــــــی ، گاه یوسف ، گاه ابـــراهیم

گاهی به لطف عشق تو، منصورِ بر« دار» م

جــــــــان کلامم نیست جز تکــــــــریم نام تو

گلعطــــــــر نامت مــــــی وزد از باغ گفتارم

تــــــــــو مقتدای عاشقانـــــــی ، جان جانانی

تــــــــو « رحمت للعالمینی » ، دوستت دارم



موضوع : پیامبر اعظم(ص)-مدح، 
چهارشنبه 1393/11/8

حضرت عبدالعظیم حسنی(ع)-مدح


گرچه شبیهِ وضعِ شهرِ خود وخیمیم

ما همچنان پابندِ آن عهدِ قدیمیم

تهران اگرچه مثلِ مشهد،مثلِ قم نیست

ما هم کنارِ سفره ی شاهِ کریمیم

شاهی که خود لقمه برای ما گرفته

ما نیز در کارِ غلامانش سهیمیم

عطرِ گلابش را گرفتیم...آنقَدَرکه

در پیچ و تابِ زلفِ او همچون نسیمیم

گفتند او باب الحوائج بوده و هست

ما همچنان محتاجِ جنّاتُ النَعیمیم

ضامن شده امشب براتِ کربلا را

از چه دگر در غصّه...در امّید و بیمیم؟!

ما را ازین پس کربلا رفته بدانید!

ما زائرانِ حضرتِ عبدُالعظیمیم



موضوع : حضرت عبدالعظیم حسنی، 
چهارشنبه 1393/11/8

حضرت رسول(ص)-مدح


از حمد توست در فلک، اسماءِ احمدی

ای نقطه ی تلاقیِ دلهای ایزدی!

حبل المتینی و همه ی دست ها به توست1

تا دستِ رد به تفرقه ی دسته ها زدی

شرک است از جداییِ این جمع، دم زدن2

وقتی تو شمعِ محفلی  و نورِ بی حدی

وقتی پدر تویی , همه ی ما برادریم

سوی تو می دویم...که تنها تو مقصدی

بی اتحاد، جنسی از ایمان نمانده است3

بی این دو یار، تحفه ی بازار شد بدی

گاهی برای گفتن یک بیت لازم است4

شاهد بیاورم ز غزلهای  اوحدی

" حاشا که جز هوای تو باشد هوس مرا"5

شرب مدام شد صلوات محمدی

***

1- اشاره به 103 آل عمران:چنگ زدن به ریسمان الهی

2-اشاره به 31_32 روم: شرک در کنار تفرقه است

3-اشاره به141 نساء:عدم اتحاد مساوی است با عدم ایمان

4-تضمین از مصرعی از غزل جناب آقای ناصر فیض

5- تضمین از مصرعی از اوحدی مراغه ای:

حاشا که جز هوای تو باشد هوس مرا

یا پیش دل گذار کند جز تو کس مرا



موضوع : پیامبر اعظم(ص)-مدح، 
سه شنبه 1393/11/7

اهل بیت(ع)-مناجات عاشقانه


به احترام چشمهایت با دو پیمانه

سر میزنم هر روز میخانه به میخانه

کافر نخوانیدم مسلمانِ همین دینم

من میروم مسجد ولى از راه بتخانه

نام و نشان من اهمیت ندارد که

نام مرا اصلا بیا بگذار دیوانه

در خانه تو مرده را باید شهیدش گفت

آرى عزیزم فرق دارد خانه با خانه

راهم بیفتد عرش هم راهم نخواهى داد

باید تو گهگاهى بیایى کنج ویرانه

فصل زمستان است و شبهایش هوا سرد است؟!

شبها کجا باید بخوابد مرغ بى لانه

دیدى اگر تا صبح از گریه نیفتادم

فردا بیا جسمِ مرا بگذار بر شانه

خاکسترم کردى و سوزاندى، بیا حالا...

شام غریبانم بریز اشک غریبانه

از روزى تنگم شکایت که ندارم هیچ...

تازه زیادم هست این نان فقیرانه

عاشق شدن آواره گى دارد بدنبالش

عاشق شدن یعنى بفهمى خانه بى خانه

دارند خیلى ها ازین خیرات میگیرند

بیگانه حتى نیست با این خانه بیگانه

من بیشتر پایین پاى شمع میگریم

پایین پاى شمع یعنى: "قبر پروانه"

آقا خودت مى دانى و ما نیز میدانیم

که گریۀ سیرى بدهکاریم ماهانه

***

از سایت روضه



موضوع : امام حسین(ع)-مناجات، 
سه شنبه 1393/11/7

حضرت رسول(ص)-محکومیت توهین ها


خرمگس، امروز بر ققنوس توهین می کند

قطره ای بدبو به اقیانوس توهین می کند

شب پرستی که جمال نور را بد می کشد

بی گمان ترسیده از فانوس، توهین می کند

او کم آورده بیانش روبروی " عقل کُل"

منطقش تا می شود مأیوس، توهین می کند

این یهودی زاده بر پیغمبر خاتم که نه

بر تمام انبیاء، افسوس، توهین می کند

درد دین از یاد رفته، مسلمین خوابیده اند

کفر اینگونه به دین ملموس توهین می کند

***

با تشکر از شاعر گرامی برای ارسال این شعر



موضوع : پیامبر اکرم(ص)، 
دوشنبه 1393/11/6

بیداری اسلامی-شهادت


رتبه والای انسان را شهادت لازم است

رونق بازار ایمان را شهادت لازم است

خون یاران باغ دین را آبیاری میکند

کربلا آباد هر جان را شهادت لازم است

پیش پای یار باید فرشی از جان پهن کرد

مقدم زیبای جانان را شهادت لازم است

یوسف ما گرچه روزی بازگردد در وطن!

رؤیت سالار کنعان را شهادت لازم است

با امام و با شهیدان عهد باید بست باز

این وفا بر عهد خوبان را شهادت لازم است

برترین راه دفاع از پیمبر وحدت است

یاری ختم رسولان را شهادت لازم است

قدرت خون شهید از هر سلاحی برتر است

پاسخ تهدید عدوان را شهادت لازم است

استقامت راهکار فاطمیون است و بس

نیروی بازوی سلطان را شهادت لازم است

از عراق و اردن و بحرینتا مصر و یمن

جبهه ایران و لبنان را شهادت لازم است

شیعه و سنی ندارد نیل تا رود فرات

تا فلسطین مسلمان را شهادت لازم است

فاتح قدس شریف و کعبه ، راه کربلاست

اربعین سربداران را شهادت لازم است

امت اسلام را بیداری دیگر رسید

لیک این سیل خروشان را شهادت لازم است

موج وحدت کاخ استکبار را ویران کند

قدرت امواج طوفان را شهادت لازم است

دین به کشورهای زیر سلطه تا صادر شود

بازتاب دین و قرآن را شهادت لازم است

پرچم نصر من الله است در دست علی

یاری یار خراسان را شهادت لازم است

***

از وبلاگ حاج محمود ژولیده



موضوع : اشعار اجتماعی-سیاسی، شهدا و دفاع مقدس، اخلاقی و اندرز، 

حضرت رسول(ص)-محکومیت هتک حرمت


وقت سکوت نیست که فریاد لازم است

یک سیلی کشنده به صیاد لازم است

باور کنید یاری قرآن حرام نیست

اسلام را به دست تو امداد لازم است

زنجیره ای ز طرح اهانت به اهلبیت

آیا چنین جسارت آزاد جایز است

شرمنده ایم یا نبی الله از شما

با این غم عظیم دل شاد جایز است؟

حالا که راه بغض گلو گیر وا شده

حکم قتال با صف شداد جایز است

وقت هلاک رشدی ملعون فرا رسید

حکم امام بر همه افراد جایز است

بی دردها اگر به تماشا نشسته اند

ای اهل درد بر سرشان داد جایز است

دشمن هنوز در صدد هتک حرمت است

آیا هنوز صبر و فقط یاد جایز است

اعجاز ما به نعره الله اکبر است

برکندن یهود ز بنیاد جایز است

قوم یهود و ارض مقدس! چه ذلتی

از این زمین زدودن شیاد جایز است

کاخ سفید لانه نمرود عصر ماست

موشک سزا و حمله پهباد جایز است

اسلام گرچه در همه جا قد کشیده است

بیداری مضاعف و ارشاد جایز است

امروز در دفاع حرمهای اهلبیت

اعزام ما ز صحن گهر شاد جایز است

آری ولی امر که فصل الخطاب ماست

فرمود همچو فاطمه فریاد جایز است

***

از وبلاگ حاج محمود ژولیده



موضوع : پیامبر اکرم(ص)، پیامبر اعظم(ص)-مدح، 

بسمه تعالی


«...سعى کنیم آنچه را به‌عنوان مضمون و محتوا در شعر خودمان می‌گنجانیم، هر کلمه ی آن آموزنده باشد. فرق نمی‌کند؛ گاهى مصیبت است، گاهى مدح است؛ همه ی اینها می‌تواند جورى انتخاب بشود که آموزنده باشد. در دوران شور انقلاب و هیجان انقلاب، در محرّمى که آخرین محرّم دوران طاغوت بود و محرّمى بود که بلافاصله بعد از محرّم و صفر، پیروزى انقلاب اتّفاق افتاد، هیئات مذهبى در شهرهاى مختلف، نوحه‌هایى را می‌خواندند که هر یک از این نوحه‌ها به‌قدر یک خطابه ی بلند و بلیغ، مردم را روشن می‌کرد و آگاه می‌کرد و بصیرت می‌داد. باید همیشه همین‌جور باشد؛ نوحه‌ها را [پرمحتوا کنید]. این کارى که نوحه‌خوان انجام می‌دهد، کار بسیار جذّاب و جالبى است. این سنّت نوحه‌خوانى و رفتارهایى که در نوحه‌خوانى انجام می‌گیرد، کارهاى بسیار مهمّى است؛ اینها استثنائىِ جامعه ی شیعه است، یعنى مخصوص ما است؛ در جاهاى دیگر، به این شکل در مراسم مذهبى وجود ندارد؛ این از امتیازات ما است؛ این را باید پرمحتوا کرد، پرمضمون کرد. به این چیزها اگر ان‌شاءالله توجّه بشود،جامعه ی مدّاح یکى از اثرگذارترین پیشروان اصلاح در نظام فکرى و عملى جامعه ی ایران خواهد بود،و این می‌تواند تحقّق پیدا کند».

(بخشی از بیانات رهبر معظم انقلاب حفظه الله تعالی، در دیدار با جمعی از شاعران و مداحان اهل بیت(ع) 31/1/1393)

 

فراخوان نوحه «ویژه ایام فاطمیه»


با عنایت به اهمیت والا و تاثیر ویژه نوحه در هیئات مذهبی، «جامعه ایمانی مشعر» در نظر دارد نسبت به تهیه مجموعه نوحه‌ای فاخر و مناسب برای ایام فاطمیه، اقدام نماید. از شاعران و نوحه سُرایان گرامی، دعوت می‌شود نوحه های فاطمی خود را تا تاریخ دوشنبه 13بهمن1393 ارسال نمایند. لازم به ذکر است مقصود از نوحه، تمام قالب های سینه زنی است. در پایان از آثار برگزیده تقدیر خواهد شد.

 

نحوه ارسال اثر


ـ ارسال متن نوحه در قالب فایل word

  همراه با درج: نام، نام خانوادگی، کد ملی، شماره همراه و آدرس پستی

ـ ارسال سبک نوحه در قالب فایل mp3 با کیفیت مناسب جهت ارائه

  همراه با درج: نام، نام خانوادگی و شماره همراه صاحب سبک

ـ ایمیل دریافت آثار: nouhe128@gmail.com



موضوع : پایگاه تخصصی مدح و مرثیه، 
پنجشنبه 1393/11/2

تقدیم به روح حسینی مرحوم مشفق کاشانی

امام حسین(ع)-مناجات


از موج فتنه چشم جهان غیرت یم است

وز تندباد حادثه پشت فلک خم است‏

صبح امید چون شب تاریک مظلم است

"باز این چه شورش است که در خلق عالم است"

"باز این چه نوحه و چه عزا و چه ماتم است"

هر جا نشان محنت و مردم به غم قرین

افکنده‏اند غلغله تا چرخ هفتمین‏

گردون فکنده بس گره از درد بر جبین

"باز این چه رستخیز عظیم است کز زمین"

"بی‏نفخ صور خاسته تا عرش اعظم است"

از لوح سینه رفته چرا نقش آرزو؟

فریادها شکسته ز اندوه در گلو

خورشید برده سر به گریبان غم فرو

"این صبح تیره باز دمید از کجا کزو"

"کار جهان و خلق جهان جمله در هم است"

هر جا به گوش می‏رسد آوای انقلاب

خلقی به ماتمند و جهانی در اضطراب‏

جان در تلاطم آمده دل را نمانده تاب

"گویا طلوع می‏کند از مغرب آفتاب"

"کآشوب در تمامی ذرات عالم است"

روشن به راه دید چراغ امید نیست

کس را هوای شادی و گفت و شنید نیست‏

زین ابر تیره اختر شادی پدید نیست

"گر خوانمش قیامت دنیا بعید نیست"

"این رستخیز عام که نامش محرم است"

شوری به سر فتاده که جای مقال نیست

جز غم نصیب مردم شوریده حال نیست‏

باغ حیات را پس ازین اعتدال نیست

"در بارگاه قدس که جای ملال نیست"

"سرهای قدسیان همه بر زانوی غم است"

خلق جهان ز سوز نهان نوحه می‏کنند

از دست داده تاب و توان نوحه می‏کنند

هر جا ز دیده اشک فشان نوحه می‏کنند

"جن و ملک بر آدمیان نوحه می‏کنند"

"گویا عزای اشرف اولاد آدم است"

شاهی که افتخار بدو کرده عالمین

بابش علی و فاطمه را هست نور عین‏

از شرم روی او به حجابند نیرین

"خورشید آسمان و زمین نور مشرقین"

"پرورده‏ی کنار رسول خدا حسین "



موضوع : امام حسین(ع)-مناجات، 

حضرت رسول(ص)-مدح


چون پاره ابرهای ز هم در هوا جدا...

بودیم بی قرار تو، تک تک جدا جدا

پیچید باد مهر تو بر گرد ابرها

از تفرقه شدیم به لطف شما جدا

پیوست قطره ها به هم و رودها به هم

دریای تو نمود در عالم صدا جدا

بودیم کاه های پراکنده بی هدف

ما را نمود مهر تو چون کهربا جدا

بارید رحمت تو به هر عصر و هر مکان

سیراب از تو شاه جدا و گدا جدا

بُردی بلال را به بلندای ماذنه

گفتی که نیستند سپید و سیا جدا

دیدی که قبله هست یکی و امام ؛ نه!

دیدی که هست سعی یکی و صفا جدا

انصار آمدند کنار مهاجرین

بودند در کنار رسول خدا جدا

دیدی که هر که  فخر به اجداد می کند

با هم به ظاهرند ولی در خفا جدا

گفتی که جمع بسته شد:" ایّاک نعبدُ"

گفتی نمی رسد به خدا" ربّنا" جدا

گفتی مع الجماعه یداله مسلمین!

گفتی نماز خوب! ولیکن چرا  جدا؟

گفتی خوش است عقد اُخوت دو تا دو تا

بستی تو نیز با علی مرتضی جدا

بعد از هزار و چارصد و سی و چند سال

ما نیستیم از روش مصطفی جدا

هم ریشه اند شیعه و سنی به باغِ دین

هستند گرچه ظاهراً از شاخه ها جدا

شیرند شیعه - سنی و جرات نمی کند

داعش کند برادرِ ما را  ز ما  جدا



موضوع : پیامبر اعظم(ص)-مدح، 
یکشنبه 1393/10/28

حضرت رسول اکرم(ص)-محکومیت توهین ها

 

روی گل محمدی از اشک، تر شده ست

با ما مصیبتی ست که عالم خبر شده ست

با ما مصیبتی ست که ورد زبان شده

با ما مصیبتی ست که خون جگر شده ست

دشمن به فتنه سنگر تصویر را گرفت

لشکر نبرده ایم و نبردی دگر شده است

آن سوی خنده ها، همه دندان گرگ بود

اینک زبانشان به دهان، نیشتر شده ست

از هیچ زاده اند و پی هیچ، زیسته

شیطان، بر این جماعت  ابتر،  پدر شده است

نمرود تیر بسته به زیبایی خدا

زیبایی خدا، به خدا بیشتر شده است

عالم، هنوز در صلوات است و هم چنان

این رایت نبی ست که بر بام، بَر شده است



موضوع : پیامبر اکرم(ص)، 
یکشنبه 1393/10/28

حضرت رسول(ص)-محکومیت توهین ها

 

ای مسلمان سکوت جایز نیست

وقت فریاد هر مسلمانی ست

عالمی غرق در مصیبت شد

به رسول خدا اهانت شد

جهد شیطان پرست، بی اثر است

زآن که از نور عشق بی خبر است

عشق احمد اساس دین خداست

شکر ایزد محبّت طاهاست

پاک تر از نسیم و از شبنم

جسم و جان پیمبر اعظم

شعر حافظ به وصف او چه نکوست

"همه عالم گواه عصمت اوست"

هر چه خواهی به زعم خویش بکوش

نور احمد نمی شود خاموش

کوری چشم دشمن غافل

حق کند نور خویش را کامل

شده بیداری مسلمانان

آتش جان دشمن قرآن

به فدای پیمبران سرِ ما

مرگ بر دشمن پیمبر ما

ای جهان عهد نور نزدیک است

ماجرای ظهور نزدیک است

طالب خون انبیاء مهدی

وارث دشت کربلا مهدی

خیز و تیغ از نیام بیرون آر

بر گلوی ستمگران بگذار



موضوع : پیامبر اکرم(ص)، 
یکشنبه 1393/10/28

تقدیم به پیامبر مهربانی ها رسول اکرم(ص)


باران چشمان ترم را دوست می دارم

تنها امید آخرم را دوست می دارم

او رحمةٌ للعالمینِ تک تک ماهاست

از جان و دل من دلبرم را دوست می دارم

کوری چشمان بخیل دشمن ابتر

بابای زهرا مادرم را دوست می دارم

من از گذشته تا به حالا ... تا خود محشر

من تا ابد پیغمبرم را دوست می دارم

یک گوشه از چشمان او ما را مسلمان کرد

آقای سلمان پرورم را دوست می دارم

اسلام من با نام مولایم گره خورده

آوای حیدر حیدرم را دوست می دارم

بیزارم از اسلام آمریکایی دشمن

این جمله ی افشاگرم را دوست می دارم

مهدی زهرا تکیه گاه سرزمین ماست

پشت و پناه کشورم را دوست می دارم

حبّ ولایت رمز پیروزی در این جنگ است

دنیا بداند رهبرم را دوست می دارم

هرکس که با پیغمبر و آلش در افتاده

هر دولتی باشد بداند که ور افتاده



موضوع : پیامبر اکرم(ص)، پیامبر اعظم(ص)-مدح، 
یکشنبه 1393/10/28

حضرت رسول(ص)-محکومیت توهین ها

 

هر چند اهانت به نبی جان سوز است

این ظلم و ستم بنایش از دیروز است

پیغمبر و کاغذ و قلم، یادت هست؟

سر منشاء این اهانت از آن روز است

×××

یک عده مسلمان زبانی هستند

یک عده ی دیگر آسمانی هستند

آن عده که توهین به پیمبر کردند

از نسل فلانی و فلانی هستند



موضوع : پیامبر اکرم(ص)، 
یکشنبه 1393/10/28

حضرت رسول(ص)-محکومیت توهین ها

 

از پسِ آسِتین بوسفیان

دست شیطان دوباره پیدا شد

بعد صبح بهار اسلامی

کینۀ مشرکین هویدا شد

 

 بار دیگر عجوزۀ یثرب

قصد تقریب بی طهارت کرد

لرزه بر عرش کبریا انداخت

بر رسول خدا جسارت کرد

 

 دیده ام ابری است و بارانی

سینه ام شرحه شرحه شد از غم

که دوباره اهانتی کردند

بر مقام پیمبر اکرم

 

 مصطفی برگزیدۀ رب است

منتهای مکارم الاخلاق

حرمتش شد شکسته، جا دارد

که مسلمان بمیرد از این داغ

 

خسته از این همه جسارت ها

ذکر «تبت یدا...» به لب داریم

از تبار جناب سلمانیم

کینه از نسل بولهب داریم



موضوع : پیامبر اکرم(ص)، 


( کل صحن های حسینیه : 331 )    1   2   3   4   5   6   7   ...   


درباره حسینیه


سلام!به پایگاه فرهنگی هیات «مکتب الشهداء تهرانسر» خوش آمدید...
×××
برای ارتباط با ما می توانید از طریق آدرسmotallebi64@gmail.com اقدام فرمایید.
×××
برای شرکت در کارگاه مجازی شعر آیینی حسینیه می تونید به آدرس ذیل مراجعه کنید:
hosenih.mihanblog.com/post/3201
×××
آدرس پایگاه اطلاع رسانی هیات مکتب الشهداء-تهرانسر:
maktab-shohada.mihanblog.com

مدیر وبلاگ : شاهد
آمار زائرین حسینیه
  • زائرین امروز :
  • زائرین دیروز :
  • زائرین این ماه :
  • زائرین ماه قبل :
  • کل زائرین :
  • تعداد کل اشعار :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
پایگاه های مدح و مرثیه
لوگوها

 پایگاه تخصصی مدح و مرثیه

 پایگاه تخصصی روضه و مقتل

 پایگاه نوحه و سبک های مداحی

کتاب موبایل حسینیه-مدح و مرثیه

 پایگاه اطلاع رسانی هیات مکتب الشهداء-تهرانسر

 کارگاه مجازی شعر آیینی حسینیه

 اشعار استاد علی اکبر لطیفیان

 پایگاه شارژ فرهنگی

 قرارگاه-پایگاه فرهنگی هیئت مکتب الشهداء
پایگاه مرجع و جامع محصولات و تولیدات دفاع از دستاوردهای هسته‌ای





Powered by WebGozar