حسینیه پایگاه تخصصی مدح و مرثیه
جهت دسترسی آسان به اشعار مورد نظر، از فهرست موضوعات استفاده کنید
موضوعات اشعار

با عرض سلام و آرزوی  قبولی توسلات زائرین حسینیه به درگاه اهل بیت(علیهم السلام)

انشالله علاوه بر پایگاه اینترنتی حسینیه ، به صورت مستمر، صفحه اینیستاگرام و کانال تلگرامی حسینیه به روز رسانی خواهد شد...


آدرس پایگاه اینترنتی:  http://hosenih.mihanblog.com/

آدرس اینیستاگرام: https://www.instagram.com/hosenih.mihanblog

آدرس کانال تلگرام: https://telegram.me/hosenih

 

پ ن: عزیزان عنایت داشته باشید ، جهت استفاده هرچه بیشتر زائرین از اشعار و آرامش فضای حسینیه ، این پایگاه قصد تبلیغ و تبادل لینک نخواهد داشت، لذا خواهشمندیم در صورت تمایل در معرفی صفحات مجازی حسینیه همکاری نمایید .



موضوع : تابلو اعلانات حسینیه، اطلاعیه و اخبار حسینیه، 
سه شنبه 1395/06/2

تقدیم به مدافعان حرم


یک ‌عمر ‌ا‌سیر پیله‌ی تن افسوس

ماند‌ن ‌ماند‌ن ‌د‌و‌بار‌ه ‌ماند‌ن ‌ا‌فسوس

پروا‌نه‌‌ترین ‌مسا‌فر‌ا‌ن ‌ملکو‌ت

از ‌خویش گذ‌شتند ‌ولی ‌من ا‌فسو‌س



موضوع : مدافعان حرم اهل بیت(علیهم السلام)، 
سه شنبه 1395/06/2

تقدیم به مدافعان حرم


حرم یعنی نگاه آبی دریا و طوفانش

حرم یعنی تلاطم‌های امواج خروشانش

حرم یعنی دعا یعنی توسل‌های در ندبه

حرم یعنی اجابت زیر گنبد، بین ایوانش

حرم یعنی همان آب گوارا ظهر تابستان

حرم یعنی همان خورشید دنیا در زمستانش

حرم بید است، مجنون است هرکس عاشقش باشد

میان بادها یک دم نمی‌خواهد پریشانش

حرم رود است، مشهود است هرکس شاهدش باشد

شهادت می‌دهد راکد نخواهد ماند جریانش

و مادر گریه گریه از حرم گفت و پسر فهمید

چه آشوبی‌ست در دلواپسی‌های فراوانش

پسر شوق پریدن را میان بال و پر حس کرد

پسر می‌رفت و مادر باز هم می‌شد غزل‌خوانش

حرم یعنی نگاه آبی دریا و طوفانش

تویی طوفان آن دریا، تویی موج خروشانش

اگر باران سنگ از آسمان بارید، چترش باش

که حتی نشکند در سنگ‌باران بغض گلدانش

پسر می‌رفت و مادر با طنین آیةالکرسی

سپرد او را به آغوش رسول‌الله و قرآنش

قد و بالای او را دید چندین بار با حسرت

فقط می‌گفت زیر لب: به قربانش به قربانش

پسر رفت و فضای خانه را عطر حرم پر کرد

و مادر ماند و عکسی در میان دست لرزانش

خبر آمد، ولی مادر از احوال حرم پرسید

نپرسید از پسر هرگز میان بغض پنهانش

پسر برگشت و مادر از حرم می‌خواند و می‌دانست

نشسته عمه‌ی سادات در شام غریبانش



موضوع : مدافعان حرم اهل بیت(علیهم السلام)، 
دوشنبه 1395/06/1

تقدیم به مدافعان حرم


دریا خبر دارد که ما رود خروشانیم

سیلاب آگاه است از منزل به دوشانیم

پرورده ی گرمای صحرای نجف هستیم

تمار می داند که از خرما فروشانیم

گردن به تیغ کند هر نامرد نسپردیم

المومنُ کَیِّسْ... که ما از تیزهوشانیم

هر جا که حکم ذوالفقار آید کفن پوشیم

هر جا به فتوا رگ بخواهد خون جوشانیم

پای دفاع از مشرب حیدر نهنگانیم

دریا که چیزی نیست اقیانوس نوشانیم

جز جامه ی عریانی آخر نیست زیبنده

تا وقت سر دادن بر این تن ها بپوشانیم

هنگامه ی طغیان دگر کوهی نخواهد ماند

دریا خبر دارد که ما رود خروشانیم



موضوع : مدافعان حرم اهل بیت(علیهم السلام)، 

به مناسبت روز جهانی مسجد


مسجد محلّ سجده و جای عبادت است

مسجد بزرگ سنگر یاران نهضت است

این خانهٔ خداست تمیزش نگاهدار

در دین ما نشانهٔ ایمان نظافت است

چون کعبه احترام مساجد فریضه است

پرهیز کن ز تفرقه هنگام وحدت است

نازم به اتّحاد مُصلّین با خلوص

تحکیم معرفت به نماز جماعت است

همراه با امام جماعت جهاد کن

پاداش این مجاهدت ای دوست جنّت است

هر جمع را امام جماعت بود مدیر

آنکه مدبّر است معین ولایت است

از دست خادمین مساجد "کلامیا"

تقبیل کن که حرمتشان بی نهایت است



موضوع : اخلاقی و اندرز، 

تقدیم به مدافعان حرم- تیپ فاطمیون


آن دم كه نفس كشیدم از هجرانت

شرمنده شدم از تو و از ایمانت

آه اى گل سرخ خیمه ى فاطمیون!

دیباچه دشت خون شده چشمانت

***

وقتى كه زمین دستخوش پاییز است

از ناله عاشقان،زمان لبریز است

در فصل وداع "فاطمیون" ،افسوس

این عرض ارادت دلم ناچیز است

***

در بزم فلك، دوباره اختر داریم

پیوند شقایق و صنوبر داریم

در شام و حلب همنفس "فاطمیون"

خون نامه ى لاله هاى پرپر داریم

***

در دشت شقایقى كه قربانگاه است

از هر نفس لاله ،زمان آگاه است

در معركه ى عاشقى "فاطمیون"

لبخند رضایت رسول الله است

***

با تشکر از شاعر گرامی



موضوع : مدافعان حرم اهل بیت(علیهم السلام)، 
پنجشنبه 1395/05/28

امام حسین(ع)-مناجات


هرجا حضور اهل بكا فوق العاده است

معلوم می شود كه فضا فوق العاده است

در مجلسی كه زمزمه و شور و گریه هست

بی شك نگاه مادر ما فوق العاده است

در سفره ای كه پهن شود بعد روضه ات

تأثیر لقمه های غذا فوق العاده است

ای تربتت شفای تمامیِّ دردها

در نسخه ی تو نوعِ دوا فوق العاده است

وقتی كه نذر گنبد و تاج ضریحِ توست

پیداست كه عیار طلا فوق العاده است

من در زیارت تو شدم زائر خدا

از بس شباهتت به خدا فوق العاده است

پا را گذاشتم به روی عرش و آمدم

جایی كه شأن صحن و سرا فوق العاده است

هر كس كه رفت كرببلا ؛ اعتراف كرد

آقاییِ امام رضا فوق العاده است

من را به استجابت كامل رسانده ای

در زیر گنبد تو دعا فوق العاده است

در وادی محبّت تو دیده ام حسین

انس میان شاه و گدا فوق العاده است

از طرز روبرو شدنت با زهیر و حُرّ

فهمیده ام گذشت شما فوق العاده است...



موضوع : مدح و مناجات با امام حسین(ع)، 
پنجشنبه 1395/05/28

امام حسین(ع)-مناجات


بشنو از من دارم از یارم حکایت می کنم

سینه ای دارم کز آن شرح محبت می کنم

هر جوانی را دلی هر عاشقی را سینه ای است

من دلی دارم که آن را وقف هیات می کنم

عشق در کرببلا و زندگی در کربلاست

گر کسی راهم نداد آنجا، سماجت می کنم

غبطه خوردن کار خوبان است کار من که نیست

این وسط اما به حُر گاهی حسادت می کنم

کافرم خواندند آنهایی که دیدند آیه را

حا و سین و یا و نون دارم قرائت می کنم

مردم این شهر از من خسته ، من هم خسته ام

در اگر وا کرد یارم ، رفع زحمت می کنم



موضوع : مدح و مناجات با امام حسین(ع)، 
پنجشنبه 1395/05/28

امام حسین(ع)-مناجات


خوب است روضه روضه ی ارباب بهتر است

از این جهت که گریه کُنِ روضه مادر است

باید که طفل اشک بیاید به گونه ام

وقتی که پلک ، دست به سینه دم در است

سر روی شانه چونکه به ذکرت بلند شد

سر نیست، واعظی ست که بر روی منبر است

ای سر بریده بعد تو سر در مرام ما

از نوکران خاصِّ درگاه حیدر است

حق می دهم اگر ببرد ارث از پدر

گریه کن حسین برایم برادر است

بالا ترین سِمَتِ درِ این خانه نوکری ست

این اعتبار حسرت سلمان و قنبر است

نوکر بهشت هم برود...نه بدون شک

نوکر بهشت هم نرود باز نوکر است 



موضوع : مدح و مناجات با امام حسین(ع)، 
سه شنبه 1395/05/26

امام زمان(عج)-مناجات محرمی


زمان لطف، صحبت از حقارتم نمی کنی

کریمی و نظاره بر لیاقتم نمی کنی

تو را ز یاد می برم زمان معصیت ولی

مرا مؤاخذه برای غفلتم نمی کنی

دلم شکسته و کسی به داد من نمی رسد

میان راه مانده ام، حمایتم نمی کنی؟!

چه نذرها نکرده ام که زیر و رو شود دلم

به هر دری که می زنم اجابتم نمی کنی

اسیر ظلمت دلم شدم عزیز فاطمه

به یک دعا مرا غریق رحمتم نمی کنی؟!

اگر بناست سهم من همیشه دوری ات شود

چرا مرا نمی کشی و راحتم نمی کنی؟!

کسی من خراب را به سوریه نمی برد

در این بساط عاشقی ضمانتم نمی کنی؟!

**

فدای عمه ای که با دل شکسته ناله زد

برادرم چرا نظر به غربتم نمی کنی؟!

بزرگ این قبیله ام... مرا نزن عقیله ام

کمی حیا و شرم از شرافتم نمی کنی؟!

***

با تشکر از شاعر گرامی



موضوع : مناجات محرمی با امام زمان (عج)، مناجات فراق با امام زمان(عج)، 
سه شنبه 1395/05/26

تقدیم به مدافعان حرم


روزهای نبرد شهرِ دمشق

معنی کُلُّ یومٍ عاشوراست

با بصیرت، اگر نگاه کنی

عرصه ی اقتدا به کربُبَلاست

 

وَ دوباره به نام مذهب و دین؛

جنگِ امروز، عین دیروز است

می شود آخرش، چنین اثبات

"خون به شمشیرظلم پیروز است"

 

جانْ گرفته به دست، آمده اند

چه شرافت،چه همّتی دارند

در دفاع از حریم آلُ الله

فاطمیون چه غیرتی دارند

 

چه پدرها که از غمِ آنان

به دلِ خود نهاده اند آذر

پیروان حسین و اکبر او

خودشان هم شدند علی اکبر

 

سرسپردند و سرفدا کردند

ارباً اربٰا، مُقَطَعُ الأعَضٰاء

ذکر لبهایشان دمِ آخر

"لَکَ لبیک زینب کبری "

 

ما که ماندیم لااقل باید

پاس داریم با قلمْ، شهادت را

تا شود ثبت، در همه تاریخ

بنویسیم این روایت را

 

بنویسیم از جوانانی...

که بُریدند از زن و همسر

وَ به دور از همه تعلّق ها

ره سپردند تا سرای دگر

 

بنویسیم از کسانی که

راه صدساله را شبی رفتند

مایه از جان خود گذاشتند و..

زینبی مانده، زینبی رفتند

 

بنویسیم از کسانی که

در بلاد غریب جان دادند

وَ به گمنامیِ تمام.. آخر

سرْ به پای حبیب، جان دادند

 

بنویسیم از " ابوحامد "

که نَسَب،از تبارِ شیران داشت

عاشقی کز هرات آمده بود

جا میانِ صف دلیران داشت

 

بنویسیم آخرش اینکه...

پای دین، ‌جان به کار می آید

می رسد در نهایت این جاده

به مسیری که یار می آید

 

کاش میشد که نام ما را هم

می نوشت حقّ، به دفتر زینب

جان و مالم چه ارزشی دارد

همه اش نذر معجر زینب



موضوع : مدافعان حرم اهل بیت(علیهم السلام)، 
دوشنبه 1395/05/25

تقدیم به مدافعان حرم


فدای چهره های كربلایی

الهی كه بمیرم من...الهی

قسم میدم شما رو به اباالفضل

به ما جامونده ها،گاهی نگاهی... .

***

مهم نیست اینهمه زخم زبونا

شماها تا ابد  زخمىِ عشقین

مث اربابتون خیلی غریبین

شما كه پاسبانانِ دمشقین



موضوع : مدافعان حرم اهل بیت(علیهم السلام)، 
یکشنبه 1395/05/24

امام رضا(ع)-مدح و ولادت


ای که دل را تو جان و جانانی

درد ما را همیشه درمانی

حاجتم را نگفته میدانی

هرگز از درگهت نمیرانی 

ای به عالم پناه یا سلطان

یک نظر کن نگاه یا سلطان

فصل عشق است دیده بارانیست

باز دل های ما خراسانیست

شب شب ماه و نقره افشانیست

میزبان - فصل خوب مهمانیست

میزبانا مرا مبر از یاد

میهمان کن مرا تو جان جواد

آمدی آسمان چراغان شد

رحمت کبریا فراوان شد

چشم موسی ستاره باران شد

جلوه ات جلوه های رحمان شد

ای سراپای تو کمال علی

آمدی شد عیان جمال علی

با تو حتما که تا خدا بروم

بی تو حتما به ناکجا بروم

جز به درگاه تو کجا بروم

در کجا در پی دوا برم

ای مداوای درد بی درمان

پای ما را به مشهدت برسان

بی نگاه تو چشم دل کور است

دل به لطف تو ماه پرنور است

گر چه راه زیارتت دور است

با سلامی زیارتم جور است

السلام ای رئوف بی همتا

ای رضای قبیله ی زهرا

ای پناه فقیر و بیچاره

ای امان هرآنچه آواره

این بود های و هوی نقاره

دل به جز تو رضا که را داره

جان به قربان خواهرت آقا

رد مکن جان مادرت آقا

کن عنایت که با خدا باشم

سائل آل مصطفا باشم

زائر کوی مرتضی باشم

یک شب جمعه کربلا باشم

مست مولای عالمینم کن

اربعین زائر حسینم کن

***

با تشکر از شاعر گرامی



موضوع : ولادت امام رضا(ع)، 
یکشنبه 1395/05/24

امام رضا(ع)-مدح و مناجات


با اینکه می دانست از اول بی وفایم

با اینکه عبدی رو سیاه و بی نوایم

شاه خراسان باز ذره پروری کرد

آقا اجازه داد در صحنش بیایم

او آبرویم را نبرد و ضامنم شد

هر چند که غرق گناهم...پر خطایم

از دست غیر او که آب و دان نخوردم

من آن کبوتر بچه ی جلد رضایم

عمری نمک خوردم نمکدان را شکستم

اما نکرد از دامن مهرش جدایم

آقا کریم است و از اولاد کرام است

بنده شبیه خاندان خود گدایم

امشب دخیل پنجره فولاد هستم

با این دل بیمار،محتاج دوایم

پیش کریمی مثل او جرأت ندارم...

...چیزی بیارم غیر اشک و گریه هایم

تا از عمو جانش برایش روضه خواندم

دیدم که امضا شد برات کربلایم

**

آبی نمیخواهم فقط جان رقیه

برگرد خیمه اِی عموی با وفایم

رفتی و بعد از تو حرم غارت شد و سوخت

سقا کجایی به اسیری مبتلایم...

***

با تشکر از شاعره گرامی 



موضوع : مدح و مناجات با امام رضا(ع)، 
یکشنبه 1395/05/24

امام رضا(ع)-مدح و ولادت


تشنه بودیم که بارانِ نجف را دیدیم

اشک بودیم که دامانِ نجف را دیدیم

در نجف منقبتِ شاهِ خراسان گفتیم

مشهدت آمده سلطانِ نجف را دیدیم

بی سبب نیست در ایوانِ طلا می چرخیم

ما در ایوانِ تو ایوانِ نجف را دیدیم

چقدر ذکرِ علی در حرمت می چسبد

ما در این خاک ، خراسانِ نجف را دیدیم

هرچه دادند به ما لطفِ علی بود علی

بر سرِ سفرۀ تو خوان نجف را دیدیم

ما رسیدیم که بر مرمرتان رو بکشیم

یک علی گو که پس از نامِ شما هو بکشیم

با خودش جامِ تو مستانه شدن هم دارد

بردنِ نام تو دیوانه شدن هم دارد

دلِ ما کاش شود کاسه ی سقاخانه

سنگ ظرفیتِ پیمانه شدن هم دارد

هر کبوتر که نشسته است دگر باز نَگشت

صحنِ تو خاصیتِ خانه شدن هم دارد

جایِ آئینه و کاشی به خودت غرقم کن

لطفِ تو از همه بیگانه شدن هم دارد

زائرانِ تو همه عینِ زیارت نامه اند

کششِ نورِ تو پروانه شدن هم دارد

وقتِ نقاره شده از تو خبر می گویند

ها علیٌ بشرٌ کَیفَ بشر می گویند

یک کلاغ آمده اینجا که کبوتر بشود

عمرِ ما کاش فقط پیشِ رضا سر بشود

بگذارید همین دفعه طوافش بکنم

طاقتم نیست که هنگامه ی محشر بشود

دامنش پُر شد و با دستِ پُر از اینجا رفت

پیش از آن لحظه که چشمانِ گدا تر بشود

به لبم نام جواد است و کَرَم می بارد

وای اگر وقتِ دعا نوبتِ مادر بشود

آمدن های مرا ضربدر سه بکنید

چه شود دیدنِ تو چند برابر بشود

مرگ می چسبد اگر در نظرم می آیی

جای هر بار سه دفعه به سرم می آیی

بارم اُفتاد زمین تا که شوم بارِ شما

بیشتر ساخت مرا عشق گرفتارِ شما

می برد تا ابد از یاد پریدن ها را

هر کبوتر که نشیند لبِ دیوارِ شما

بوسه با پنجره فولاد به شش گوشه زدم

بوسه ای در عوضِ آنهمه زوارِ شما

کربلا هم چقدر حسرت خادم هایی

که بیایند هر از گاه به دیدارِ شما

چاره ی اینهمه بیچاره فقط چار علیست

چارده تَن همه دیدیم در این چارِ شما

شام میلاد تو هر چند زِ مشهد دورم

چشم بر راهم و سلمانیِ نیشابورم

باز در نیمه ی شب چشمِ کسی بینا شد

کودکِ گم شده در خوابِ خوشش پیدا شد

مادری آرزویش بچه یِ زیبایی بود

گفت جبریل به گوشش گره هایت وا شد

دستِ لرزانِ زنی پیر کمی بالا رفت

از شهیدش خبر آمد چقدر غوغا شد

باز در پیشِ ضریح تو مریضی اُفتاد

زیرِ لب گفت رضا گفت رضا تا پا شد

خادمی آینه کاریِ حرم را تا دید

گفت با بغض حسن گریه کُنَش زهرا شد

لطفِ آقاست اگر مستِ امام حسنیم

"ما حسینی شده ی دستِ امام حسنیم"

من اویسم نَفَست از قَرَن آورد مرا

تا تراشیده شوم تا یَمن آورد مرا

مادرم بارِ نخستی که مرا با خود داشت

تا ضریحت برسم سینه زن آورد مرا

حاجت کرببلا داشت،به ما بخشیدی

به هوایِ حرمِ بی کفن آورد مرا

چقدر اُنس گرفتیم به درهایِ حرم

همه گفتیم که آقای من آورد مرا

در گوهرشاد دلم رفت به بین الحرمین

باد تا بویی از آن پیرهن آورد مرا

وای از پیرهنش ، پیرهنش را بُردند

حیف انگشتر و سنگِ یمنش را بُردند



موضوع : ولادت امام رضا(ع)، 
یکشنبه 1395/05/24

امام رضا(ع)-مدح و مناجات


تو نور كمال فصل بسم‌اللهی

در ظلمت فتنه، شبچراغ ماهی

تو رمزگشای واژه‌ی توحیدی

تو معنیِ لااله‌الا‌اللهی

***

من از تو تبسّم دعا می‌خواهم

یك خلوت ناب با خدا می‌خواهم

بی ‌معرفتم به نور تو آقاجان

من از تو حقیقت تو را می‌خواهم

***

هی با كلمات كَل ‌كَل و آخر هیچ

روی لب من سكوت و در دفتر هیچ

من ماندم و داغ از تو گفتن بر دل

واكن گره از زبان من، دیگر هیچ

***

تهران ـ مشهد، نسیم گُل، بوی جان

لبخند به لب، به سینه شوقی پنهان

بوی خوش ثامن‌الحُجج می‌آید

ای تشنه لبان عشق! اینك باران

***

هر چند در عاشقی مُردّد هستم

در درس خُلوص، دائماً رَد هستم

دلباخته‌ام به گنبد زرد تو

من منتظر قطار مشهد هستم

***

تهران ـ مشهد، مگو كه خیلی راه است

این راه كه روشن از شُهود ماه است

تهران ـ مشهد، قسم به خورشید توس

عاشق بشوی، مسافتی كوتاه است

***

غم نیست كه مشهد حضورت دور است

یا چشم من از ندیدنت، بی‌نور است

ایمان به تو دارم و خیالم تخت است

وقتی تو طلب كُنی، زیارت جور است

***

ای حضرت عشق! با تو بد تا كردیم

ما عشق تو را چه زرد معنا كردیم

گفتیم «رضا» و دل به دنیا دادیم

گفتیم «خدا» و قصد خُرما كردیم!

***

تنها نه امام عصر، غیبت دارد

ای خوب! تو غایبی، حقیقت دارد

ما نام تو را كلید دنیا كردیم

این عشق، چه عشقی‌ست؟ خجالت دارد!

***

از خطّه‌ی توس، سبزتر جایی نیست

فردوس، به این سبزی و زیبایی نیست

هرچند غریب الغُربایی، امّا

توی حَرَم‌ات، فرصت تنهایی نیست!

***

با شوق زیارتت، حَرَم می‌آیم

دلسوخته، پا به ‌پایِ غم می‌آیم

پرواز پُر و بلیت ...؟ امّا غم نیست

با خطِ هوایی دلم می‌آیم!

***

تهران ـ مشهد، قطار، من، تنهایی

روی لبِ دل، تبسّم شیدایی

از دور شُكوهِ گنبدت پیدا شد

مولا، تو به پیشواز من می‌آیی!

***

ای حضرت عشق! خاك ایران بی ‌تو ...؟!

سرسبزی خطه‌ی خراسان بی‌ تو ...؟!

نه، فرضیه‌ی باطل و نافرجامی‌ست

بودن به خدا ندارد امكان، بی‌ تو

***

من تهران و تو در خراسان، افسوس

دارد چشمم هوای باران، افسوس

این دل شده از ندیدنت دلتنگ است

ای آینه! از شما چه پنهان، افسوس!

***

عشق است كه با خیال تو بنشینم

بر پنجره‌ی جمال تو بنشینم

لبریز شوم ز لذت دیدارت

در مشهد خط و خال تو بنشینم

***

آیینه ! امام هشتم خوبی‌ها

در چشم زمین، تجسم خوبی‌ها

نام تو غزل‌ترین فراز عشق است

نام تو، غزل ـ تبسم خوبی‌ها

***

در عشق، اشارت تو ما را كافی‌ست

لبخند رضایت تو ما را كافی‌ست

ما مفتخریم خادم خورشیدیم

پاداش، زیارت تو ما را كافی‌ست

***

ماییم و صفای حَرَمت، یا مولا

در سینه، زیارت غمت، یا مولا

ننگ است مدد زغیر تو، مولا جان

ماییم و امید كرمت، یا مولا

***

تو حُجت نور، عصمت خورشیدی

آیینه‌ی عشق، آیه‌ی امیدی

با لهجه‌ی ایجاز تو را می‌گویم

تو روح یقین، حقیقت توحیدی

***

ای حُجت عشق، ای دلیل راهم

ای در شب زندگی، فروغ ماهم

بر من تو بتاب، ای امام خورشید

بی ‌نور تو من ستاره‌ای گمراهم

***

ای حُجت عشق! چشم من روشن كن

یك جلوه بتاب، یك نظر بر من كن

من در شبِ بی‌ تو، ظلمتی دلتنگم

ای خوب! چراغ وصل را روشن كن

***

تاریك ‌ترین شبم، تو خورشیدم باش

بر زخم دلم، نوازش مرهم باش

در ظلمت كفر، بی‌ تو من می‌پوسم

ای قبله‌ی عشق! روح توحیدم باش



موضوع : مدح و مناجات با امام رضا(ع)، 

امام رضا(ع)-مدح و مناجات


به نام قبله ایرانیان به نام حرم

به نام خادم و جاروکش و غلام حرم

به نام پنجره فولاد و لطف بسیارش

به نام این همه خیر علی الدوام حرم

به نام هر که حسادت کند به اقبالِ

کبوتران بهشتی روی بام حرم

کسی نبود که ما را دهد پناه اما

هزار مرتبه قربان این مرام حرم

فدای میکده ی ما تمام میکده ها

هزار سال گذشت و پر است جام حرم

هزار رنگ عوض کرد روزگار اما

حرم به این همه وسعت ندیده این دنیا

تو بیمه کرده ای آقا تمام ایران را

خدا نگیرد ازین مملکت خراسان را

به روی هر کس و ناکس در حرم باز است

نشد که بشکنی آقا غرور مهمان را

سلام بر حرمی که میان خود جا داد

میان آن همه مومن ، گناهکاران را

سلام بر تو همیشه گره گشایی کرد

سلام بر تو عوض کرد حال انسان را

به جز هوای حرم که به ما نمی سازد

به عالمی نفروشیم زیر ایوان را

برای عرض ارادت به ما وجود بده

برات مشهد ما را تو زود زود بده

حرم پناه امیر و رعییت است آقا

همیشه دور و بر تو قیامت است آقا

پی علاج به جایی به جز حرم نروم

دوای هر غم و دردی زیارت است آقا

کنار پنجره فولاد تو همه دیدند

رسیدن به محالات ، راحت است آقا

میان آن حرمی که پر از ملائکه هست

نفس کشیدن ما هم عبادت است آقا

خدا کند که بمیرم نبیند این چشمم

که روبروی ضریح تو خلوت است آقا

کسی شبیه تو با من نکرد همراهی

همیشه از حرمت دست پر شدم راهی

منم امام رضایی منم خراب شما

نیازمند دعاهای مستجاب شما

منم همان که شب و روز می خورد غبطه

به سنگ های کف صحن انقلاب شما

خدا کند بشود قسمتم که جان بدهم

شبیه حضرت معصومه در رکاب شما

سلام داده ام آقا به سویتان هر شب

چه کرده ام نشنیدم شبی جواب شما

میان چاه زمانه نشسته ام عمری

خدا کند که به دادم رسد طناب شما

چه غم ازین همه غربت چه غم ز بی یاری

دلم خوش است همیشه تو دوستم داری

ندیده ایم کسی را به مهربانی تو

فدای این همه الطاف آسمانی تو

چشیده آهوی آواره هم مرامت را

بگو به کی نرسیده است نان رسانی تو

بزرگ و کوچک ایران تمامشان دارند

چه خاطرات قشنگی ز میزبانی تو

بگیر تا به ابد دست آن جماعت که

نداده اند به ما یاد ، جز نشانی تو

بیا و قسمت ما کن لیاقت ریُان

شویم محرم اسرار روضه خوانی تو

شکسته ایم و زمین گیر ،بال می خواهیم

دلی محرمی و اشک و حال می خواهیم



موضوع : مدح و مناجات با امام رضا(ع)، 
شنبه 1395/05/23

امام رضا(ع)-مدح و مناجات


خورشید از وقتی که ریزه خوار گنبد شد

از آسمان سوی زمین الطاف بی حد شد

خورشید هم مدیون شدو هر روز بعد از آن

ناچار از روی خراسان شما رد شد

باید که اسمش باب حاجت میشد آقاجان

از بس که از باب الجوادت رفت و آمد شد

آهوی نفسم وقتی از دام حرم در رفت

ضامن فراموشش شد و نا خواسته بد شد

خاک قدمگاه تو را بوسید لبهایم

بین قدمگاه و ضریح تو مردد شد

***

با تشکر از شاعر گرامی



موضوع : مدح و مناجات با امام رضا(ع)، 
شنبه 1395/05/23

امام رضا(ع)-مدح و مناجات


بس که موج عاشقی اینجا تلاطم می کند

هر کسی می آید اینجا دست و پا گم می کند

تا که با دست کریمت مشکلاتش حل شود

پیرمردی باز دارد نذر گندم میکند

تا که پای زائر تو می رسد باب الرضا

جای خود اول سلام از بانوی قم می کند

تا که می گیرد نگاه زائرت راه ضریح

آسمان دیده اش را غرق انجم می کند

آب سقاخانه داری یا که حوض کوثر است

گوئیا ساقی کوثر باده در خم می کند

جنس خاکت از طلا ، آقا نمازش باطل است

هر که با خاک سرای تو تیمم می کند

دست هر کس آمد و دامان لطفت را گرفت

کی دراز این دست دیگر سوی مردم می کند

بارها دیدم زبان اینجا نمی آید به کار

لال وقتی با زبان دل تکلم می کند

در کنار پنجره فولاد هر کس می رسد

کربلا را در خیال خود تجسم می کند

کربلایی هر که شد از باب شکر لطف تو

کربلا هم یاد تو ای ماه هشتم می کند

کربلا گفتم مرا یاد آمد از ان طفل که

با سه شعبه در گلو دارد تبسم می کند

***

با تشکر از شاعر گرامی



موضوع : مدح و مناجات با امام رضا(ع)، 

امام رضا(ع)-مدح و مناجات


روسیاه آمدم فقیر توام

تشنه ی جامی از غدیر توام

در دو عالم شریف و محترمم

تا زمانی که من حقیر توام

بین این زائران ز فرط گناه

زائر پست و سربه زیر توام

این همه راه آمدم آقا

که بگویم فقط اسیر توام

جامعه خوانده ام میان حرم

تا ببینی که مستجیر توام

مستم و دائم از تو میخوانم

مبتلای توام رضا جانم

سایه ات بر سرم خدا را شکر

شده ام محترم خدا را شکر

من گدای قدیمی حرمم

شده ای سرورم خدا را شکر

همه ی خانواده ام شده اند

نوکر این حرم خدا را شکر

کفتر جلد گنبدت هستم

دور تو می پرم خدا را شکر

مستمندم اسیر خوان توام

سائلم...نوکرم...خدا را شکر

هرچه دارم فقط برای شماست

صدفم دُرّ من ولای شماست

جان به قربان روی جانان است

وطن اصلی ام خراسان است

آمدی روی عرش حک کردند

که رضا پادشاه ایران است

بی شما من کویری و پستم

با شما این دلم گلستان است

گر بد و عاصی ام کنار توام

چون سگی که کنار سلطان است

بر گدایت بیا نگاهی کن

که کرم عادت کریمان است

آمدی آبروی ذی القعده

نان ما دست توست هر وعده

خوش به حالم چه دلبری دارم

در دل خود چه گوهری دارم

نوکرت هستم و به گردن خود

طوق زیبای  نوکری دارم

بنده ی عاصی و بدی داری

چه امامی چه سروری دارم

چشم خیس مرا نگاهی کن

کربلایم نمی بری؟ دارم...

...از فراقش عجیب می سوزم

از غمش دیده ی تری دارم

به جوادت قسم بیا آقا

نوکرت را ببر به کرببلا

***

با تشکر از شاعر گرامی

 



موضوع : مدح و مناجات با امام رضا(ع)، 

امام رضا(ع)-مناجات


قطار می رود و می دود به دنبالش

دلی که سخت پریشان شدست احوالش

چه می شد اینکه برای کبوتری جا داشت

کبوتری که نماندست چیزی از بالش

نشست گوشه ای و سفره ی دلش وا شد

که وا نشد گرۀ باز هم ز اقبالش

قرار بود که فردا به "او" سلام کند

نه اینکه باز دوباره به سوی "تمثالش"

نگاه کرد به ظرفی که توی کیفش بود

به ظرف خالی سهم نبات یک سالش

"به لب رسید مرا جان و بر نیامد کام"

گرفت فالی و این بود حاصل فالش

قطار می رود و باد می وزد هر سو

به باد می دهد انگار باز آمالش

نگاه کرد به پشت سرش، تعجب کرد!

چه بیشمار... ، زمین ماندگان امثالش

قطار می رود و ایستگاه می گرید

قطار می رود و می دوند دنبالش...

***

با تشکر از شاعر گرامی



موضوع : مدح و مناجات با امام رضا(ع)، 

امام رضا(ع)-مدح و مناجات


آن لحظه که دل پر زده پرواز قشنگ است

از جان به لب آمده آواز قشنگ است

ای اشک سرازیر شو وُ غوطه ورم کنم

عشقی که رسیده ست به ابراز قشنگ است

وا کن گره از کار من ای شاه خراسان

از جانب دستان تو اعجاز قشنگ است

خورشید برآورد سر از مشرق چشمت

هرچیز از آن نقطه ی آغاز قشنگ است

با هیچ کسی ذره ای از خویش نگفتبم

چون با تو شدن همدم و همراز قشنگ است

بر خوان تو انگار که در خانه ی خویشیم

مهمانیِ در خانه ی دلباز قشنگ است

صدبار اگر زائر درگاه تو باشیم

چون روز نخستین حرمت باز قشنگ است

ما مشتری ثابت درگاه رضاییم

از ضامن آهو بخری ناز قشنگ است

***

با تشکر از شاعر گرامی



موضوع : مدح و مناجات با امام رضا(ع)، 
شنبه 1395/05/23

امام رضا(ع)-مدح و مناجات


ز بند غصــه و غـــم ســاعتی بشـــو آزاد

ز فرط مستـــی و از عشق سر بده فـریاد

درِ ورودی جنت درست این طـــــرف است

به روی سر در آن حک شده ست باب جواد

همین که از درِ باب الجــــواد رد بشــــوی

همین که چشـم تو بر گنبـد طــلا افتاد ...

تلاقـــی دو سه تا قطـــره اشک ، با گنبـــد

چه حس و حـــال عجیبی به قلب زائــر داد

به شوق پرچم سبزی که روی گنبد هست

کبوتـــری شده ای و رهـــا شــدی در باد

چه رد پای قشنگـــی به جــا گذاشتـه ای

ز قطره قطـره ی اشکـت میان گوهرشــاد

دوباره ولوله ای شــد میان صحن، ببین

شفـــا گرفتـــه دو چشمان کـور مادرزاد

دو پـــای مرد علیلــی دوباره جان بگرفت

دوباره معجــزه کرده ست پنجــــره فولاد

رمیده آهوی قلبـی به شوق صید شــدن

بیا که حضـرت صیاد ، خــــانه ات آبـاد

***

با تشکر از شاعر گرامی



موضوع : مدح و مناجات با امام رضا(ع)، 
شنبه 1395/05/23

امام رضا(ع)-مدح و مناجات


غرق عصیانم ولی پای تو گیرم  لااقل

عاشق روی تو ای ماه منیرم لااقل

تا مسیر عاشقی سمت خراسان شماست

من هم از آوارگان این مسیرم لااقل

کاشکی می شد که یک ساعت نشانِ خدمتِ

خادمان افتخاری را بگیرم لااقل

گر نشد توفیق تا من کشتۀ عشقش شوم

دلخوشم از اینکه بر عشقش اسیرم لااقل

ساکن صحن رضا بودن اگر ممکن نشد

کاش می شد در رواق او بمیرم لااقل

من ندارم جز گدایی بر درش سرمایه ای

باز هم شکرانه دارد من فقیرم لااقل

وعده داده در سه جا آید به دیدارم رضا

می شود در روز محشر دستگیرم لااقل

تا ابد این حیدری بودن برای ما بس است

هر که هستم عبد مولای غدیرم لااقل

شد علی نامش که جاویدان شود یاد علی

عمر ما خورده گره با یاد اولاد علی

***

با تشکر از شاعر گرامی



موضوع : مدح و مناجات با امام رضا(ع)، 
شنبه 1395/05/23

امام رضا(ع)-مدح و ولادت


السلام ای آنکه دلها زیر پایت ریخته

حق، جنان را زیر پاهای گدایت ریخته

مدح تو ارباب رویائی خوراک شعرهاست

بس که مضمون در کف صحن و سرایت ریخته

با هنرمندی حریمت نورپردازی شده

ریسه ها بر شانۀ گلدسته هایت ریخته

در رواق و صحن ها و بست هایت یک به یک

بوی تو در سینه ها عطر ولایت ریخته

این نخ سبز تبرک را که بر مچ بسته ام

سیدی حس می کنم که از عبایت ریخته

با غذای حضرتی آخر نمک گیرت شدم

حضرت زهرا نمک را در غذایت ریخته

گرچه صدها بار ایوان طلا را دیده ام

باز دل با دیدن ایوان طلایت ریخته

عاشقانت را یقین دارم که می بخشند حشر

طرح این بخشودگی ها را خدایت ریخته

آمدی آرامش قلب عطوف اهل بیت

مهربانتر از همه هستی رئوف اهل بیت

زائران را در نظر جنت تجسم می شود

خسته از راه آمده غرق تبسم می شود

زائری که روزها لحظه شماری کرده است

زود با آقای خود گرم تکلم می شود

بی گمان این روزها آقا دعاگوی همه

زائران خواهرش معصومه در قم می شود

وقت پرواز کبوترها به بالای سرم

آسمان شهر پشت بالشان گم می شود

این کبوترها روی بازار هم دارند اثر

گرم بیرون از حرم بازار گندم می شود

می زند در صحن قدسش جمعیت موج و عجیب

دل به صحن کوثرش غرق تلاطم می شود

رفتن پای ضریحش نیست اینجا نوبتی

ذکر زهرا باعث حق تقدم می شود

آنچه ایرانی جماعت را بهشتی می کند

عشق معصوم دهم ، خورشید هشتم می شود

هر چه دارم می دهم تا که بیایم پای بوس

چشم ما و بارگاه حضرت شمس الشموس

باز هم جا هست حاجت گر بیاری بیشتر

کاش سهم ما شود گرد و غباری بیشتر

دوستداران و محبانش در این صحن و سرا

بیشتر هستند هر چه می شماری بیشتر

صحنه های ناب، اینجا ناتمام است و بدیع

هر چه می گیریم عکس یادگاری بیشتر

بشنو آواز کبوترهای آقا را درست

صوتشان زیباست حتی از قناری بیشتر

در خیالم بین جارو کردن و تحویل کفش

هر دو دلچسب است اما کفشداری بیشتر

نذر کردم سکه ای انداختم در این ضریح

سکه هم کافیست آری گر نداری بیشتر

واقعا زیباست از دنیا بپرس از این حرم

هیچ کس دارد سراغ آئینه کاری بیشتر؟

امتحان کردم که پشت پنجره فولاد او

اشک آدم می شود از دیده جاری بیشتر

این سفرها شد برای ما تمامش خاطره

باز شد از کار ما با لطف او صدها گره

با نوای ذاکران و صوت و لحن قاریان

جا گرفته ذکر تو در سینۀ ایرانیان

در شب میلاد تو ای صاحب ایران زمین

خاکیان هم جشن می گیرند با افلاکیان

هر که مهرت را خریده شک ندارم برده سود

هرکه از تو دور مانده بی گمان کرده زیان

گفته ای دیدار زائر می روی بیهوده نیست

در زیارت آمدن دعواست بین قدسیان

جای جای این حرم سر دارد از جنت ولی

نقطۀ عطفی است ایوان طلا در آن میان

دوست دارم بشنوم هر روز ذکر خاصه ات

با صدای روحبخش زنده یاد انصاریان

من فقیرم تو هم آن حج فقیرانی لذا

هم شدم از مشهدی ها هم شدم از حاجیان

ضامن آهو رضا و ضامن ما هم رضاست

روز محشر خوش به حال جملۀ زهرائیان

هر که آمد پر شد از عطر ولایت شامه اش

خوانده ام من لذتی دارد زیارت نامه اش

با علی موسی الرضا ایران گلستان می شود

حافظ ایران ما شاه خراسان می شود

نام زهرا مادرش با نام فرزندش جواد

هر کحا برده شود صد مشکل آسان می شود

آفتاب صبح می تابد به ایوان طلا

مثل گنبد جلوهء ایوان دو چندان می شود

گاهگاهی آفتاب اینجا طوافی می کند

گاه پشت گنبدش از شرم پنهان می شود

می زنم هر جا قدم این سوی و آن سوی حرم

ناخودآگاه آخرش ختمِ به ایوان می شود

گر کسی غیر مسلمان یک سفر آید به طوس

با نگاه ویژهء سلطان مسلمان می شود

این تمام باور و این اعتقاد شیعه است

با نگاه خاصه اش برکت فراوان می شود

فخر دارد آب سقا خانه اش بر سلسبیل

مست سقا خانه اش لبهای باران می شود

مستی این آب را در خود شرابش هم ندید

این رواق و صحن را جنت به خوابش هم ندید

گر بخواهد با اشاره خاک را دُر می کند

عشق او هر لحظه در قلبم تبلور می کند

او رئوف اهل بیت است و چنان جدش حسین

با نگاهی عالمی را در دمی حر می کند

قسمتم مشهد نگردد گر که سالی چند بار

قلب من در سینه احساس تأثر می کند

هیچ صاحب خانه ای  چون صاحب این خانه نیست

گر گدا کاهل بود خود کاسه را پر می کند

فخر کردن هم خدایی فخر کردنهای ماست

هر که اربابش رضا باشد تفاخر می کند

مادری دیدم که طفلش را رضا داده شفا

پای ایوان دارد از آقا تشکر می کند

مشتری دارد حریمش از جنان هم بیشتر

نان جنت را حریم طوس آجر می کند

هوش از سر می برد از بس که جنات الرضا

جنت الاعلی هم احساس تحیر می کند

مدح ما حتی نمی از آب اقیانوس نیست

هیچ جائی در جهان کرببلا و طوس نیست

***

با تشکر از شاعر گرامی



موضوع : مدح و مناجات با امام رضا(ع)، ولادت امام رضا(ع)، 
شنبه 1395/05/23

امام رضا(ع)-مدح و مناجات


دوباره روی لبم ذکر یا رضا دارم

به سر دوباره هوای بهشت را دارم

گدایی از ازل انگار بوده در خونم

همیشه چشم به دست کریم ها دارم

هر آنچه هست همینجاست در حریم رضا

مقام و سعی و صفا ، مشعر و منا دارم

حرم نگو که شفا خانه است، اما من

مریضِ عشقم و کِی حاجت شفا دارم ؟

هوای پنجره فولاد لازم است اینجا

اگر هوای سفر سمتِ کربلا دارم

نقاره خانه اش آرام می کند دل را

عجیب نیست که عادت به این صدا دارم

رضاست چشمۀ هر فیض و هر چه الطافیست

به این نتیجه رسیدم که او مرا کافیست

اگر چه معتقدم آدم بدی شده ام

چنان کسی که دلش را هدف زدی شده ام

برای عرض ارادت ولو به قدر سلام

به آستان تو فرد مقیدی شده ام

خدا گواست ز فیض دعای خیر شما

حسینی و علویّ و محمدی شده ام

تمام فخر من این است ای امام رئوف

به پیش تو به گدایی زبانزدی شده ام

اگر که نوکر دلخواهتان نبودم من

بگو که حداقل چند درصدی شده ام

در این زمانه که حاجی شدن کمی سخت است

به سنت فقرای تو مشهدی شده ام

علیّ سوم زهراست ضامن آهو

 بر آن جمال علی گونه اش بگو یاهو

به مدح و شعر سرایی علاقه ای دارم

به شعرهای ولایی علاقه ای دارم

کنار درب ورودی دو دست بر سینه

سلام بر تو خدایی علاقه ای دارم

من از قدیم برای ورود در حرمت

 به بست شیخ بهایی علاقه ای دارم

در این حریم که لیوان و آب بسیار است

به کاسه های طلایی علاقه ای دارم

خجالتم نمی آید که اعتراف کنم

در این حرم به گدایی علاقه ای دارم

به واژه واژهء تک بیت شعر معروفی

که حج ما فقرایی علاقه ای دارم

نصیب ما بنما ای که سر به سر نوری

شبی دعای کمیلی به صحن جمهوری

چه حلقه ها که زدم یا رضا تو را بر در

ز روز کودکی ام بودم عاشقت آخر

شفا گرفت مریضی به پشت پنجره ات

نقاره خانه نوایی گرفت و شد محشر

نبود در حرمت جای سوزن انداز و

دل هوائی من هم برای تو زد پر

جلوی پنجره فولاد و پشت جمعیّت

مودبانه به سویت سلام داد پدر

کمی ز پارچۀ سبز رنگی از حرمِ

تو زد به دور مچ دست من گره مادر

برای خاطر تو جایزه معین کرد

اگر که من صلوات تو را کنم از بر

خرید ، مادر ، سوغات ، زعفران و نبات

به حوض و پنجره فولاد و گنبدت صلوات

بیا که چشمۀ جوشان سلسبیل اینجاست

بیا که کوثر و زمزم ، فرات و نیل اینجاست

بیا که آیۀ بردا سلام نازل شد

بیا برای توسل بیا خلیل اینجاست

بیا که جای نزول تمام رحمت ها

بهشت واسعۀ خالق جلیل اینجاست

ز بس حریم قشنگ رضا صفا دارد

شبانه روز، پاتوق جبرئیل اینجاست

بیا که در حرم او کرم فراوان است

که جایگاه ملائک به این دلیل اینجاست

طبیب هست ، اگر عاشقیّ و تب داری

بیا که هرچه مریضی شده دخیل اینجاست

شب تولد او گرم تر ز هر سال است

نقاره خانه اش این روزها چه فعال است

نگاه لطف انیس النفوس ما را بس

بهشت حضرت شمس الشموس ما را بس

گدای قانعی ام من همین که اذن دهی

بیا و خاک حرم را ببوس ما را بس

به روی فرش نشستن به ما نمی آید

به روی خاک حریمت جلوس ما را بس

دعای ماست فقط عاقبت به خیر شدن

دعای خیر تو در این خصوص ما را بس

عروس کشور ایران حریم زیبایت

بهشت ماست حرم ، این عروس ما را بس

به میزبانی و با خرج هیأت آقا

یکی دو شب سفری سمت طوس ما را بس

سخن بس است که تا صبح ، حرف ها داریم

خلاصه شکر خدا که امام رضا داریم

***

با تشکر از شاعر گرامی



موضوع : مدح و مناجات با امام رضا(ع)، 
شنبه 1395/05/23

امام رضا(ع)-مدح


مشهد چه شکوه و کبریایی دارد

این کعبه عجب برو بیایی دارد

هر روز در ایوانِ طلا می گویم

ایوانِ نجف عجب صفایی دارد



موضوع : مدح و مناجات با امام رضا(ع)، 
شنبه 1395/05/23

امام رضا(ع)-مدح و مناجات


اگر می تراود زِ لب ها علی

اگر نعره دارم سراپا علی

ندارد دلم قبله الا علی

که دیدم خدا را فقط با علی

خدا عالی است و مُعَلیٰ علی

بگو بعدِ بسمه تعالیٰ علی

اگر کوچه ی ما چراغانی است

اگر سقفِ این شهر بارانی است

اگر زُلفِ ما در پریشانی است

اگر حالِ ما باز طوفانی است

که ایران تمامش خراسانی است

که ما خاک هستیم بالا علی

اگر روزگاریست حالم بَد است

اگر لحظه هایم پریشان شده است

گره ها سراغم اگر آمده است

اگر غم به امروز ما سر زده است

علاجش فقط دیدن مشهد است

بخوان زیرِ ایوان طلا یا علی

بهشت است و نور است در این فضا

که سوءُ القَضا گشت حُسنُ القَضا

سراپا پُرم از دَمی جان فزا

چه امشب چه فردا چه روزِ جزا

علی ابن موسی الرضا المرتضیٰ

مرا کافی اینجا و آنجا علی

فقیری که اینجا به زحمت رسید

زیارت نخوانده به عزت رسید

سلامی نکرده سلامت رسید

دعایی نگفت و اجابت رسید

عنایت رسید و عنایت رسید

فقیر تو بود و شد آقا علی

حرم پُر شده از کبوتر رضا

ولی ما کلاغیم و بی پَر رضا

به ما حق بده پشتِ این در رضا

نداریم ما جای دیگر رضا

گرفته حرم بوی مادر رضا

نداریم جز تو به_زهرا_علی

شبی آمدم مثلِ بیچاره ها

نشستم کمی پیشِ فواره ها

گره خورده بودم چو آواره ها

اسیرِ قفس ها و دیواره ها

که ناگاه با بانگِ نقاره ها

براتِ مرا کرد امضا علی

چه بی منت اینجا دوا می دهند

نجف را در این صحنها می دهند

بگو کاظمین و... تو را می دهند

مدینه و یا سامرا می دهند

و پایینِ پا کربلا می دهند

امیری حسینٌ و مولا علی

اگر مُرده ام باز جانم دهید

اگر خواب هستم تکانم دهید

مریضم حرم را نشانم دهید

من از آنِ مولایم آنم دهید

کمی در حرم استخوانم دهید

مرا جای دیگر مبادا علی...

چه می چسبد اینجا جوابت دهند

و جا گوشه ی انقلابت دهند

در آن صحن باشی و آبت دهند

سرت رویِ زانو و خوابت دهند

و در خواب هم آفتابت دهند

چه می چسبد آری به رویا علی

اگر چشم اینجا به امید توست

سرِ سالِ ما هم شبِ عیدِ توست

در این سینه ها نورِ توحیدِ توست

فقط روشناییِ خورشید توست

و این روضه ها گیرِ تاییدِ توست

بخوان تا مُحَرم تو ما را علی

منم روبرویت علیک السلام

پُر از آرزویت علیک السلام

من و گفت و گویت علیک السلام

تو و اشک رویت علیک السلام

به یاد عمویت علیک السلام

تو هم داده ای دل به سقا علی    

بخوان روضه ها را به اِبنِ الشَبیب

زِ تیری مَهیب و زِ شَیبُ الخَضیب

زِ آهی غریب و زِ خَدِالتَریب

زِ اَمَن یُجیبِ یتیمی غریب

بگو وا حسن وا حسینا علی



موضوع : مدح و مناجات با امام رضا(ع)، 

امام رضا(ع)-مدح


از تربت تو عسل، شفا می گیرد

با نام تو اوفتاده، پا می گیرد

خورشید، تب آلوده میاید هر صبح

از توس ، برات کربلا می گیرد



موضوع : مدح و مناجات با امام رضا(ع)، 

امام زمان(عج)-مناجات


می شود این شب هجران سحر ان شاءلله

می رسد صبح سفید ظفر ان شاءلله

مژده ای منتظران چشم شما روشن باد

به مه طلعت آن منتظر ان شاءلله

سر بازار ستادیم همه چشم به راه

کآید از یوسف زهرا خبر ان شاءلله

آی اثنی عشریون همه جان بر سر دست

کآید آن حجت ثانی عشر ان شاءلله

شیعه آن گمشده طفلی ست که می بینم باز

بنشیند به کنار پدر ان شاءلله

عید روزی است که زهرا به کنار کعبه

بزند خنده به روی پسر ان شاءلله

عید روزی ست که از طایفه آل سعود

تیغ مهدی نگذارد اثر ان شاءلله

عید روزی است که از مشرق صبح امید

قرص خورشید زند باز سر ان شاءلله

پرچم اَنَّ علیا ولی الله شود

بر سر بام حرم مستقر ان شاءلله

منتظر باش که با صبح ظهورش میثم

نخل امید دهد باز بر ان شاءلله



موضوع : مناجات فراق با امام زمان(عج)، 


( کل صحن های حسینیه : 403 )    1   2   3   4   5   6   7   ...   


درباره حسینیه


به پایگاه فرهنگی هیات «مکتب الشهداء تهرانسر» خوش آمدید
×××
برای ارتباط با ما می توانید از طریق آدرس motallebi64@gmail.com اقدام فرمایید

آدرس پایگاه اطلاع رسانی هیات مکتب الشهداء-تهرانسر:
maktab-shohada.mihanblog.com
×××
هر کس که مقرب است در فکر بلاست
آواره شدن قاعده ی عشق خداست
"مهدی مطلبی"پرید اما باز
در صحن "حسینیه" ی او "روضه"بپاست

مدیر وبلاگ : شاهد
آمار زائرین حسینیه
  • زائرین امروز :
  • زائرین دیروز :
  • زائرین این ماه :
  • زائرین ماه قبل :
  • کل زائرین :
  • تعداد کل اشعار :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
پایگاه های مدح و مرثیه
لوگوها

 پایگاه تخصصی مدح و مرثیه

 پایگاه تخصصی روضه و مقتل

 پایگاه نوحه و سبک های مداحی

کتاب موبایل حسینیه-مدح و مرثیه

 پایگاه اطلاع رسانی هیات مکتب الشهداء-تهرانسر

 کارگاه مجازی شعر آیینی حسینیه

 اشعار استاد علی اکبر لطیفیان

 قرارگاه-پایگاه فرهنگی هیئت مکتب الشهداء