حسینیه پایگاه تخصصی مدح و مرثیه
جهت دسترسی آسان به اشعار مورد نظر، از فهرست موضوعات استفاده کنید
موضوعات اشعار

بسم‌الله الرحمن الرحیم

قابل توجه زائرین گرامی، همزمان با ثبت اشعار در پایگاه حسینیه، کانال رسمی "حسینیه"  نیز به روز خواهد شد.

 با عضویت در این کانال، آخرین اشعار ثبت شده در "پایگاه حسینیه" را از طریق نرم‌افزار تلگرام، بر روی موبایل و تبلت و کامپیوتر خود دریافت نمایید.

لینک عضویت در  کانال رسمی حسینیه  hosenih@  و  https://telegram.me/hosenih می‌باشد که می‌توانید ضمن عضویت در کانال، از همین طریق دوستان خود را نیز برای عضویت دعوت فرمایید.

متاسفانه عده ای با استفاده از نام حسینیه،در تلگرام کانال شعر اهل بیت(ع) تاسیس کرده اند و در حال سوء استفاده از این نام می باشند؛

 آدرس‌ها و عناوین مشابه، مطلقا مورد تایید نمی‌باشند.





موضوع : اطلاعیه و اخبار حسینیه، 
سه شنبه 1395/05/5

امام حسین(ع)-آرزوی شهادت


کاش اسم تو آخرین کلامم باشد

پروانه شدن حُسن ختامم باشد

مانند کبوترانِ در خون خفته

عنوان "شهید" قبل نامم باشد...



موضوع : مدح و مناجات با امام حسین(ع)، شهدا و دفاع مقدس، مدافعان حرم اهل بیت(علیهم السلام)، 
سه شنبه 1395/05/5

اهل بیت(ع)-قرآن کریم


چراغ راه هدا عترت است و قرآن است

تمام دین خدا عترت است و قرآن است

نجات وحدت و پیروزی مسلمانان

همیشه درهمه جا عترت است و قرآن است

الا تمام خلایق که سر به سر دردید

دوای درد شما عترت است و قرآن است

امانتی که رسول خدا سپرده به ما

به سید الشهدا عترت است و قرآن است

دو مهر و مه که به فرمودۀ نبی از هم

نمی شوند جدا عترت است و قرآن است

نمام آبروی ما تمام عزت ما

تمام مکتب ما عترت است و قرآن است

به این دو ، دست تمسک زنید انسان ها

شفیع روز جزا عترت است و قرآن است

به  روز حشر که محشر سیاه و تاریک ست

فقط چراغ هدا عترت است و قرآن است

مگر نه تشنۀ آب بقاست کام شما

بقای آب بقا عترت است و قرآن است

دو ریسمان الهی اگر بپرسی کیست

دهد رسول ندا عترت است و قرآن است

چراغ روشن پروردگار را میثم

بگو به بانگ رسا عترت است و قرآن است 



موضوع : مدح و مناجات با اهل بیت(ع)، 
سه شنبه 1395/05/5

امام حسین(ع)-مناجات-مدافعان حرم


مستی از جام تو سر منزل هوشیاری ماست

بیدل از عشق شدن شیوۀ دلداری ماست

مبتلای تبِ عشقیم و تجلی داریم

درد بیچارۀ این، لذت بیماری ماست

بیدلی اول راه است خدا را عشق است

دل ز ما دلبری از یار ز همکاری ماست

هو کشان قد علم اندر صفِ رندان کردیم

چوبۀ دار فقط مسند سرداریِ ماست

هرکجا جلوۀ یاراست همانجا عرش است

نمک خانه اش اسباب گرفتاری ماست

دل ما میکده و صاحبِ میخانه حسین

می حسین باده حسین ساغر و پیمانه حسین

هنرِ عشق به تصویر کشیده آهی

دلِ ما را به حریم تو نموده راهی

نوکر خانۀ تو عارفِ بالله شود

علی اکبر بشود «جُونِ» سیاهی گاهی

نوکرت پیر که شد دلبری اش بیشتراست

ماجرایی شده این قصۀ خاطرخواهی

زلفِ خود پهن نمودی و شکارم کردی

به هدایت برسد صید تو از گمراهی

خاطرم نیست چه شد دل به تو دادم آقا

بی سر و پا چو منی در ره تو شد راهی

دردل کردنِ با تو چقَدَر می چسبد

چون کریمی و زاحوال گدا آگاهی

خون من نذر نگاهت لک لبیک حسین

شاهِ عاشق کُشی و حضرت ثارالهی

چه کسی فکر غلام است به غیر از ارباب

پسرِ فاطمه این سائل خود را دریاب

اثر بارش باران به چمن می ماند

عشق بازی که سر افتاد ،سخن می ماند

از گل تربت تو بوی حرم می آید

عطر سجاده سحرگاه به تن می ماند

خواب دیدم سحری پای ضریحت هستم

چه کنم حسرت آن بر دل من می ماند

چه جوان ها که به پای غم تو پیر شدن

بشود دوستی آن دم که کهن می ماند

با گنهکاری من دیدن تو ممکن نیست

بر ترانی دلم پاسخ لن می ماند

بوی سیب از همه ی کرببلا می آید

اشک مادر اثرش روی بدن می ماند

هر چه مردست اگر پای تو بی سر بشود

پرچم عشق تو بر شانه ی زن می ماند

صدهزاران چو اویس ،خاک ره زینب نیست

عاشق از یار جدا شهر قرن می ماند؟؟

گر بنا شد که وصیت بنمایند عشاق

چه بدن هاست که بی غسل و کفن می ماند

یاد پیراهن تو بال و پرم درد گرفت

بوریا گفتم و دیدم جگرم درد گرفت

گریه دار است عجب نام اباعبدالله

جان فدای عطش کام اباعبدالله

هرکجا پر بکشم سوی حرم می آیم

چون کبوتر شده ام رام اباعبدالله

هرکسی صاحب اشک است نظر کرده ی اوست

چشم ما شد ز ازل جام اباعبدالله

خوش به حال شهدائی که رسیدند آخر

با شهادت به سرانجام اباعبدالله

غیر ارباب به هر بی سر و پا رو نزنیم

ما که جلدیم سر بام اباعبدالله

کعبه ام کرببلا ، پیرهن مشکی من

می شود حوله ی احرام اباعبدالله

نیزه داری به نوک نیزه ی خود ساکت کرد

زیر لب ناله ی آرام اباعبدالله

مادرش گوشه ی گودال تماشا میکرد

غرق خون شد به خدا کام اباعبدالله



موضوع : مدح و مناجات با امام حسین(ع)، مدافعان حرم اهل بیت(علیهم السلام)، 
سه شنبه 1395/05/5

تقدیم به مدافعان حرم-بیداری اسلامی


دوری از چهرۀ مهتاب فقط کابوس است

خوش به حال دل هرکس که به تو مانوس است

باید این خوابِ پر از واهمه تعبیر شود

کاش مهدی تو بیایی ! نکند دیر شود

دست ابلیس کشیده ست جهان را سر جنگ

زده با حقد سر پیر و جوان را سر جنگ

زخم بر صورت اسلام فراگیر نشست

جای تکبیر روی ماذنه تکفیر نشست

وحدت از دست رود سقف و ستون می ریزد

در عراق و یمن و سوریه خون می ریزد

دست با پنجه ی ابلیس یقینا هرگز

با همه صلح ولی تفرقه افکن هرگز

با جهان گاه اگر گفت و شنودی داریم

گله ها از عربستان یهودی داریم

کاش کنده شود از روی زمین ریشه ی شان

یعنی از بین رود نحوه ی اندیشه ی شان

راه احرام اگر بسته شود باز چه باک

قلب مومن حرم او بُوَد این بوده ملاک

با نبی و علی و آل علی لج کردند

فتنه ها بود که حین سفر حج کردند

به جزایی علنی ، سخت و خشن محکومند

شیعیان مثل علی گر چه قوی مظلومند

من دم از حیدر کرّار زدم با نیّت

لعن الله بر اندیشه ی وهابیّت

شیعه و دست کشیدن ز ولایت هیهات

سر سپردن به سر خنجر ذلّت هیهات

گوئیا آمده یک بار دگر عام الفیل

فتنه ها زیر سر کیست به جز اسرائیل ؟

دشمن کودک در خواب پر آرامش شد

نمی از خصلت حیوانی او داعش شد

هر چه کردند نشد مانع افلاکی ها

پر شد این خاک از آوازه ی زکزاکی ها

شیعه راسخ ، سخنی محکم و قاطع دارد

هر کجا خانه ی زهراست مدافع دارد

نه فقط ساحت این مقبره ها محترم است

هر کجا عشق حسین است خودش یک حرم است

باید این جمله به پیشانیمان نصب شود

ما نمردیم ، بخواهند ، حرم غصب شود

من از این قوم بلاخیز برائت دارم

من از اندیشه ی این طایفه نفرت دارم

کل ایران همگی مرد دفاعیم دفاع

پیرو حضرت عباس حسینیم ، شجاع

مومن و اشک ببین ، به ، چه سلاحی دارد

بِنِگر حضرت زینب چه سپاهی دارد !

پایشان کرب و بلا سمت حرم باز شود

لحظه ی ساخت صحن حسن آغاز شود

کاش این شب بشود صبح به نورت مهدی!

شده دشمن سبب خیر ظهورت مهدی !

بهتر از نغمه ی نعلین تو آهنگی نیست

کاش روزی بنویسیم دگر جنگی نیست



موضوع : مدافعان حرم اهل بیت(علیهم السلام)، فرهنگی، اجتماعی و سیاسی، 
شنبه 1395/05/2

امام زمان(عج)-مناجات محرمی


ما گم شدگانیم به دنبال شماییم

دلبسته ی موی سیه و خال شماییم

درهر دو جهان شکر، فقط مال شماییم

ما جمله دخیل نخی از شال شماییم

در سوز و گدازیم ز هجر رخ ماهت

امید که گردیم همه عضو سپاهت

بی غیرتی ماست که هستی تک و تنها

دوریم ز روی تو و مشغول به دنیا

تبعید شدی در اثر فعل بد ما

ما ساکن شهریم، تویی ساکن صحرا

خجلت زده ماییم که قلب تو شکستیم

خسران زده هستیم که عهد تو گسستیم

هر چند که ما ریزه خور خان تو هستیم

غرق نعم از سفره ی احسان تو هستیم

دوریم... ولی باز پریشان تو هستیم

سرمایه ز کف داده و حیران تو هستیم

ما را ز کرامت بخر ای یوسف زهرا

تا خیمه ی سبزت ببر ای یوسف زهرا

کس نیست که مشمول عطا و کرمت نیست

دوزخ شود آن جا که صفای قدمت نیست

بیچاره فقیری که گدای نعمت نیست

بیزار از آنیم که تحت علمت نیست

چون هر دم تان پر شده از ذکر حسین است

هر عاشقتان عاشق بین الحرمین است

تا جد تو افتاد، زمین لنگرش افتاد

سر را که بریدند به سر دخترش افتاد

بر نیزه سرش رفت، به تل خواهرش افتاد

تا خواهرش افتاد، ز غم مادرش افتاد

برگرد بیا ای پسر حضرت زهرا

برگرد که خون شد جگر حضرت زهرا



موضوع : مناجات محرمی با امام زمان (عج)، 

امام زمان(عج)-مناجات محرمی-شب سوم


بر درد تنهایی دچارم ای نگارم

پایان ندارد انتظارم ای نگارم

پاییزی ام، هجران امانم را بریده

برگرد ای باغ و بهارم ای نگارم

خواب مرا فکر وصال از من گرفته

هر شب به یادت بی قرارم ای نگارم

آواره ای بودم مرا نوکر نوشتی

نوکر شدن شد افتخارم ای نگارم

با تو که باشم قدر یک دنیا می ارزم

منهای تو، بی اعتبارم ای نگارم

این آبرو، این اشک ها، این مهر زهرا

من هر چه دارم از تو دارم ای نگارم

بخشید اگر ما را خدا لطف خودت بود

ای رحمت پروردگارم ای نگارم

می ترسم از جان کندنم، پیشم میآیی؟

در وقت سخت احتضارم ای نگارم

مثل همیشه آخر کارم، خودم را

دست رقیه می سپارم ای نگارم

کنج خرابه ناله زد فخر دو عالم

بابا بیا امشب کنارم ای نگارم

دیگر نمی بینم سرت را روی نیزه

کم سو شده چشمان تارم ای نگارم

بر ما اسیرانِ زمین خورده نظر کن

بالانشینِ نی سوارم، ای نگارم

***

با تشکر از شاعر گرامی



موضوع : مناجات محرمی با امام زمان (عج)، 
پنجشنبه 1395/04/31

امام حسین(ع)-مناجات


پر از متانت سبزی وقار داری تو

درخت نور به هر لحظه بار داری تو

نفس نفس زدن نفس من به خاطر توست

که ریشه در نفس بیقرار داری تو

به خواب ناز برو ماه من که شب همه شب

بسی ستاره ی شب زنده دار داری تو

مناسب آمده زلف تو و سر عشاق

برای این همه منصور دار داری تو

شعیب و صالح و یحیی تو را گریسته اند

چقدر گریه کن کهنه کار داری تو

پیمبران همگی چشمشان به دست شماست

ز بس که پیش خدا اعتبار داری تو

همیشه سنگ مزارت به گریه می شویم

چرا که بین دو چشمم مزار داری تو

***

قال الصادق علیه السلام: «شاطى‏ء الوادى الایمن» الذى ذکره الله فى القرآن، (قصص/۳۰) هو الفرات و «البقعة المبارکة» هى کربلا. بحارالانوار، ج ۵۷، ص ۲۰۳؛ به نقل از تهذیب

امام صادق (ع) فرمود: آن «ساحل وادى ایمن» که خدا در قرآن یاد کرده فرات است و «بارگاه با برکت» نیز کربلاست.



موضوع : مدح و مناجات با امام حسین(ع)، 
پنجشنبه 1395/04/31

امام حسین(ع)-روضه شب جمعه

 

بر روی اسرارش خدا پرده کشیده

از راه می آید زنی قامت خمیده

لب میگذارد روی حلقوم بریده

فریادهای یا بنی پا بگیرد

حیدر بیاید بازوی زهرا بگیرد

روضه نمیخواهد تنی که سر ندارد

قربان آن آقا که انگشتر ندارد

یک تکه ای سالم همه پیکر ندارد

جایی برای بوسه ی مادر ندارد

گیسوی خود را ریخته روی گلویش

مادر بود اینگونه شکل گفتگویش

گوید بنیّ یا بنیّ یا بنیّ

برخیز آمد مادرت زهرا بنیّ

دیدم خودم در عصر عاشورا بنی

افتاده بودی زیر دست و پا بنیّ

من بی وضو موی تو را شانه نکردم

حالا به دنبال سرت باید بگردم

از تشنگی لبهای عطشانت به هم خورد

ترکیب ابروها و چشمانت به هم خورد

از شدت ضربه دو دندانت به هم خورد

آیه آیه نذر قرآنت به هم خورد

راه تو را در گودی گودال بستند

بر پیکر تو نیزه ها را می شکستند



موضوع : شهادت امام حسین(ع)، 
پنجشنبه 1395/04/31

امام حسین(ع)-مناجات


بی وقفه بی مقدمه هیئت گرفتنی ست

هیئت گرفتنی ست سعادت گرفتنی ست

از موقع ورودیه تا آخر دعا

هر حاجتی در این دو سه ساعت گرفتنی ست

یک جای روضه رفته دلت که مسافری

حتی در این معادله قسمت گرفتنی ست

در گود چشم، اشک نشسته ست منتظر

ذکر حسین مرشد و رخصت گرفتنی ست

با اشک از دو چشم، چنین از ولیِ دم

در دادگاه روضه رضایت گرفتنی ست

گیرم شفا نبود تو از بس قیامتی

دامان تو به روز قیامت گرفتنی ست

زائر شدن به قسمت و دعوت همیشه نیست

ای بی خبر بکوش زیارت گرفتنی ست



موضوع : مدح و مناجات با امام حسین(ع)، 
سه شنبه 1395/04/29

حضرت عبدالعظیم حسنی(ع)-مدح


به نام خدای بزرگ و رحیم

سلام خدا بر تو سید کریم

حریمت بُود قطعه ای از بهشت

شمیم جنان می دهد این شمیم

به لطف زیارت در این آستان

همه زائر کربلا می شویم

دری سوی جنت بُود این حریم

سلام علی شاه عبدالعظیم

رسیدیم از این حرم تا خدا

اجابت شد اینجا دعا بارها

کشیدند یک جاده سمت بهشت

ز معصومه تا تو ز تو تا رضا

حرم آمدم با پدر مادرم

من از کودکی باتوام آشنا

ارادت به تو داشتیم از قدیم

سلامُ علی شاه عبدالعظیم

چه دلها که دست توسل زدند

به دیوان عشقت تفال زدند

چه چشمان خیسی که با التماس

به دست کریم شما زُل زدند

خدا داند و بس که از این حریم

ملائک به عرش خدا پل زدند

ملائک به درگاه لطفت مقیم

سلامُ علی شاه عبدالعظیم

نگاهت ز نوع کریمانه است

حرم نیست اینجا شفاخانه است

گدا دست خالی نرفت از درت

که مهمان نوازیت شاهانه است

هزاران فرشته در این بارگاه

به دور تو در حکم پروانه است

سلام خدای علیم وحکیم

سلامُ علی شاه عبدالعظیم

به میخانه کی وقت مِی می شود ؟!

که هر لحظه ام با تو طی می شود

همه آرزوی من این است و بس

بیایم به پابوس ،کی می شود؟

کَمَن زارَ کرببلا زائرت

بهشت اینچنین شهر ری می شود

ز کرببلا می وزد این نسیم

سلامُ علی شاه عبدالعظیم

به درگاه جانان خدا را سپاس

به بزم کریمان خدا را سپاس

به شکرانۀ سه بهشت خدا

ری و قم ، خراسان ، خدا را سپاس

خدایی به لطف حضور شما

صفا دارد ایران خدارا سپاس

که زهرائی وحیدری مذهبیم

سلامُ علی شاه عبدالعظیم



موضوع : فرهنگی، اجتماعی و سیاسی، 
سه شنبه 1395/04/29

محکومیت ظلم به مسلمانان کشمیر


آه ای بغض فروخورده كمی فریاد باش

حبس را بشكن، رها شو، پر بكش، آزاد باش

گاه گاهی با زبان تیغ حرفت را بزن

با توام آیینه، با سنگین دلان فولاد باش

داد مظلومان كشمیر است این، كاری بكن

هم وطن! با شیعیان مرتضی همزاد باش

خون بعضی‌ها مگر از دیگران رنگین‌تر است؟

آه، با وجدان! ز قید رنگ‌ها آزاد باش!

با سكوتت هم صدای بی‌تفاوت‌ها نشو

داد كن با داد خود ویران‌گر بیداد باش

دست روی دست مگذار و تماشاچی نباش

یا كه مشتی آهنین، یا دست استمداد باش

آری ای كمشیر... خونت آیۀ پیروزی است

لابلای زخم‌ها و اشك‌هایت شاد باش



موضوع : فرهنگی، اجتماعی و سیاسی، 
سه شنبه 1395/04/29

محکومیت ظلم به مسلمانان کشمیر


غمی در چشمهایِ خسته ی کشمیر می بینم

غمی همراه با آهی گریبان گیر می بینم

خدا رحمی کند بر حالِ امروز غزالانش

در این دشت بلا، کفتارهای پیر می بینم

بدان آتش فقط از گورِ هندو بر نمی خیزد

جنایت پیشه را هم دست با تکفیر می بینم

علی فرموده: مِهرم، کوه را از هم فرو پاشد

به خط سرخِ کشمیری از آن تفسیر می بینم

سرِ سجاده سرگرمند خیلِ عافیت خواهان

به دستِ مالک اشتر فقط شمشیر می بینم



موضوع : فرهنگی، اجتماعی و سیاسی، 
سه شنبه 1395/04/29

محکومیت ظلم به مسلمانان کشمیر


حق می شود انکار و من انگار نه انگار

منصور سرِ دار و من انگار نه انگار

در چنگ هوس های خیابانی اشباح

عشق است گرفتار و من انگار نه انگار

در قدس و هرات و حلب و موصل و کشمیر

اردو زده تاتار و من انگار نه انگار

کشتند و دریدند شکم های زنان را

سگ های میانمار و من انگار نه انگار

فریاد از این عصر تماشا گری مرگ

خورشید سرِ دار و من انگار نه انگار



موضوع : فرهنگی، اجتماعی و سیاسی، 
دوشنبه 1395/04/28

محکومیت ظلم به مسلمانان کشمیر


امروز اگرچه دین حق مظلوم است

فردای شکوه و عزتش معلوم است

در سوریه، کشمیر ، یمن، در هرجا...

مظلوم‌کشی تا به ابد محکوم است



موضوع : عبدالعظیم حسنی، 
دوشنبه 1395/04/28

حضرت عبدالعظیم حسنی(ع)-مدح


شعر من ای آسمانی حال من

ای سکوت و شور و قیل و قال من

خسته منشین در حریم وصل یار

نشئه ای از جام مشتاقی بیار

گر سفر نزدیک آید یا که دور

می وزد عطر دل انگیز حضور

می رباید دل صفای این حریم

قدسیان را ذکر یارب العظیم

زائران اینجا حسینی مذهب اند

کربلا در کربلا تاب و تب اند

یک توسّل عشق در این بارگاه

می برد دل را به سوی قتله گاه

اشک اینجا گوهر و آیینه است

قیمتی گر هست این گنجینه هست

لطف خوبان کرامت دیدنی ست

این رواق با صفا بوسیدنی ست

اهل ری در خیمۀ حق ایمن اند

مومنان با دشمن دین دشمن اند

تا خراسان و قم و ری جان ماست

هفت وادی معرفت ایمان ماست



موضوع : عبدالعظیم حسنی، 
دوشنبه 1395/04/28

حضرت عبدالعظیم حسنی(ع)-مدح


اینجا دیار گریه کن ها از قدیم است

دولت سرای حضرت عبدالعظیم است

صاحب لوای این حرم شاهی کریم است

تنها پناه بی پناهان این حریم است

با لطف این آقا گدا عبد خدا شد

هرسائلی در این حرم حاجت روا شد

بوی حسن دارد ضریح دل ربایش

قربان رنگ سبز این گلدسته هایش

اینجا غمی دیرینه دارد گریه هایش

این سرزمین خیلی گران باشد بهایش

این خاک را وعده به یک نامرد دادند

داغ حسین را بر دل زهرا نهادند

شبهای جمعه نیمه شبها تا سپیده

بر روی اسرارش خدا پرده کشیده

از راه می آید زنی قامت خمیده

لب میگذارد روی حلقوم بریده

فریادهای یا بنی پا بگیرد

حیدر بیاید بازوی زهرا بگیرد

روضه نمیخواهد تنی که سر ندارد

قربان آن آقا که انگشتر ندارد

یک تکه ای سالم همه پیکر ندارد

جایی برای بوسه ی مادر ندارد

گیسوی خود را ریخته روی گلویش

مادر بود اینگونه شکل گفتگویش

گوید بنیّ یا بنیّ یا بنیّ

برخیز آمد مادرت زهرا بنیّ

دیدم خودم در عصر عاشورا بنی

افتاده بودی زیر دست و پا بنیّ

من بی وضو موی تو را شانه نکردم

حالا به دنبال سرت باید بگردم

از تشنگی لبهای عطشانت به هم خورد

ترکیب ابروها و چشمانت به هم خورد

از شدت ضربه دو دندانت به هم خورد

آیه آیه نذر قرآنت به هم خورد

راه تو را در گودی گودال بستند

بر پیکر تو نیزه ها را می شکستند



موضوع : عبدالعظیم حسنی، 
دوشنبه 1395/04/28

حضرت عبدالعظیم حسنی(ع)-مدح


ای حریمت رشک جنّات النّعیم

ای دل اهل تولاّیت حریم

نسل طاها زاده ی و المرسلات

نجل بسم الله رحمان الرّحیم

مشعل اِنّا هدیناه السّبیل

طلعت مرآت اللهُ الحکیم

زائر کوی تو عیسای مسیح

آستانت طورِ موسای کلیم

زینت عرش خداوند ودود

از چه در شهر ری گشتی مقیم

با تجلاّی تو از ظلمت چه باک

در تولاّی تو از آتش چه بیم

یاد تو یاد خداوند و رسول

خطّ تو خطّ صراط المستقیم

دور صحنین تو با صوت ملیح

این ندا پیوسته خیزد از نسیم

یا کریم ابن کریم ابن کریم

یا ابالقاسم و یا عبدالعظیم

شهر ری که از تو گرفته احترام

قبر تو کعبه، حرم بیت الحرام

بر رواق قبر و خدّامت درود

بر مزار و صحن و زوّارت سلام

فیض جوشد از حریمت روز و شب

نور خیزد از مزارت صبح و شام

کاروان دل شده لبّیک گو

دور صحنین تو می گردد مدام

تا قیامت بر تمام اهل ری

سایه ی گلدسته هایت مستدام

هر که آید در کنار تربتت

می رسد بوی بقیعش بر مشام

هر چه خواندم در ثنایت نارسا

هر چه گفتم در مدیحت نا تمام

یا کریم ابن کریم ابن کریم

یا ابالقاسم و یا عبدالعظیم

تا مکان در قلب ایران کرده ای

شهر ری را کعبه ی جان کرده ای

خاک پاک شهر ری را سر به سر

با قدوم خود گلستان کرده ای

گنبد و گلدسته های خویش را

شمع جمع اهل ایمان کرده ای

سالها از فتنه ی عبّاسیان

رو به صحرا و بیابان کرده ای

روز و شب بر غربت اجداد خویش

خون دل جاری به دامان کرده ای

نام خود را ای غریب شهر ری

سال ها از خلق پنهان کرده ای

با وجود فتنه ی اهل جحیم

شهر ری را باغ رضوان کرده ای

زخم دل ها را تو مرهم بوده ای

درد جان ها را تو درمان کرده ای

یا کریم ابن کریم ابن کریم

یا ابالقاسم و یا عبدالعظیم

ای تماشایت تماشای حسن

در تو پیدا روری زیبای حسن

قامتت سرو دل آرای حسین

طلعتت مرآت سیمای حسن

باغ حسنت جنّت اهل بهشت

سرو قدّت قدّ و بالای حسن

هم تولاّیت تولاّی علی

هم تجلاّیت تجلاّی حسن

میوه ای از بوستان مصطفی

پاره ای از کلّ اعضای حسن

بهترینی در جمال و در کمال

برترینی بین ابنای حسن

اختری تابنده از برج ولا

گوهر نابی زدریای حسن

خوش بود تا خوانم این ترجیع را

بین زوّارت به آوای حسن

یا کریم ابن کریم ابن کریم

یا ابالقاسم و یا عبدالعظیم

ای چراغ آسمان ها در زمین

روشنی بخش دل اهل یقین

لاله ی گلزار ختم الانبیا

سرو بستان امیرالمؤمنین

زائرت روز و شب فوج ملک

پرده دارت حضرت روح الامین

انس و جان آرد به تو روی نیاز

دسته دسته از یسار و از یمین

سوره های مصحف رخسار تو

طا و ها و حا و میم و یاو سین

پای خدّام تو بر چشم ملک

فرش زوّار تو بال حور عین

روز و شب بر زائرت آید ندا

فادخلوها بسلامٍ آمنین

ای سپهر معرفت در قلب خاک

ای تو را دست حسن در آستین

یا کریم ابن کریم ابن کریم

یا ابالقاسم و یا عبدالعظیم

تو سپهر منزلت را اختری

تو به دریای فضیلت گوهری

شهریار ملک ری در شهر ری

سیّد اولاد سبط اکبری

گر ولی الله فرمودت ولیّ

در مقام خود ولایت پروری

گنبد زرّین تو گوید که تو

خلق را از خاک ری روشنگری

در کمال و زهد و تقوی و شرف

شاهد شخصیّت پیغمبری

هم ولیِّ اولیای کبریا

هم شفیع دوستان در محشری

هر چه می گویم به وصفت نارساست

هر چه می خوانم از آن بالاتری

بوستان سرخ عصمت را گلی

نخل سرسبز ولایت را بری

مادر گیتی نیارد مثل تو

جز که آرد مجتبای دیگری

یا کریم ابن کریم ابن کریم

یا ابالقاسم و یا عبدالعظیم

دیدن ختم رسل دیدار توست

شاهد حُسن حَسن رخسار توست

خوبرویان گلستان بهشت

نرگس بیمارشان بیمار توست

جان کلافی روی دست مشتری

دل اسیر برده ی بازار توست

منطق و فقه و روایات و حدیث

در حقیقت زنده از گفتار توست

آفتاب رحمت پروردگار

جلوه گر در سایه دیوار توست

باغ جنّت با همه زیبائیش

روز محشر عاشق زوّار توست

دست تو دریای امواج کرم

جام اهل معرفت سرشار توست

باشد از دنیا و عقبی خوب تر

اینکه «میثم» شاعر دربار توست

یا کریم ابن کریم ابن کریم

یا ابالقاسم و یا عبدالعظیم 



موضوع : عبدالعظیم حسنی، 
دوشنبه 1395/04/28

حضرت عبدالعظیم حسنی(ع)-مدح


ای به شهر ری مزارت رشک جنات النعیم

آیت عظمای حق نجل الحسن عبدالعظیم

آفتاب فاطمه چشم و چراغ اهل بیت

منشأ فضل و کرامت صاحب لطف عمیم

هم شریف ابن شریف ابن شریف ابن شریف

هم کریم ابن کریم ابن کریم ابن کریم

قبلۀ دل کعبۀ اهل ولایی نی عجب

گر زند بیت الحرامت بوسه بر خاک حریم

در پی احیای دل کار مسیحا می کند

بامدادی گر وزد از تربت پاکت نسیم

زائر قبر تو یعنی زائر قبر حسین

خادم کوی تو یعنی خادم حجر و حطیم

شهر ری تا متکی بر آستان قدس تو است

تا قیامت نیستش از فتنۀ بیگانه بیم

نی عجب گر سائل درگاهت از احسان کند

دامن طفل یتیمی را پر از در یتیم

چارمین نجل کریم اهل بیتی میتوان

هشت جنت را ببخشایی به شیطان رجیم

طلعت نورانیت مرآت الله الصمد

طاق ابروی تو بسم الله رحمان الرحیم

مظهر توحیدی و در بیت دل داری مقام

آفتاب عرشی و در شهر ری گشتی مقیم

شاهراه زائرت "انا هدیناه السبیل"

چل چراغ تربتت شمع صراط المستقیم

بر مشام جان دهد در هر نفس عطر حسین

هر کجا آرد نسیم از تربت پاکت شمیم

اینکه من امروز می گردم به دور تربتت

مرغ جانم زائر کوی تو بوده از قدیم

دست من گر کوته است از مرقد پاک حسین

یافتم از تربتت اینجا همان فوز عظیم

هر که در این سرزمین بر خاک تو صورت نهاد

در ثواب زائران کربلا گردد سهیم

خورده از اول دل «میثم» گره بر مرقدت

وصل اجداد تو خواهد از خداوند کریم



موضوع : عبدالعظیم حسنی، 
دوشنبه 1395/04/28

حضرت عبدالعظیم حسنی(ع)-مدح


ای آفتاب فاطمه در شهر ری مقیم

در شهر ری مقیم و به خلق جهان زعیم

صحنت مطاف جان، حرمت جنّة النّعیم

عبد عظیم خالق بخشنده ی عظیم

فرزند طاو ها گل بستان و حا و میم

ای مسجد الحرام دل ما تو را حریم

صلّ علی جلالک یا سیّد الکریم

ای طلعت تو طلعت جانانه ی حسن

سرو ریاض فاطمه ریحانه ی حسن

بحر علوم و گوهر یکدانه ی حسن

فرزند برگزیده ی فرزانه ی حسن

مهر جهان فروز حرم خانه ی حسن

ری طور اهل دل، تو در آن موسی کلیم

صلّ علی جلالک یا سیّد الکریم

ای مهرت آفتاب درخشان هر دلی

فرزند فاطمه خلف مرتضی علی

مرآت جان به نور جمال تو منجلی

بین زراری حَسن از جماه افضلی

تو کیستی که گفته ولی اللّهت ولی

ای رتبه ات به نزد ولیّ خدا عظیم

صلّ علی جلالک یا سیّد الکریم

ای زمین ری جلواتت بر آسمان

نام تو چون ائمّه ی اطهار جاودان

ری یافته زتربت پاکت خط امان

آورده سر فرود به خاک تو آسمان

هر بامداد و شامگهان بر مشام جان

بوی بهشت آورد از تربتت نسیم

صلّ علی جلالک یا سیّد الکریم

تو سیّد الکریم و کرامت تبار تو

اهل کرم به هر دو سرا ریزه خوار تو

دامان سبز ری شده باغ و بهار تو

بار علوم ریخته از شاخسار تو

باشد بهشت قرب الهی مزار تو

با مهر تو زآتش دوزخ مرا چه بیم

صلّ علی جلالک یا سیّد الکریم

بویس حسین می دمد از خاک این مزار

یا کربلا به دامن ری گشته آشکار

خیل ملک ستاده بر این در امیدوار

قبر تو کعبه ی دل خوبانِ روزگار

جدّ مطهّر تو قسیم بهشت و نار

مهر تو نیز جنّت و قهرت بود جحیم

صلّ علی جلالک یا سیّد الکریم

ای عین نور ای به حَسن نورِ هر دو عین

مهر تو دین و دین تو بر کلّ خلق دین

مظلوم آل عصمت و محبوب عالمین

علم حدیث را زبیان تو زیب و زین

زهدت علیّ و حلم حسن غیرتت حسین

خطّ تو خطّ نور و صراط تو مستقیم

صلّ علی جلالک یا سیّد الکریم

صحن مطهّرت به زمین عرش دیگر است

قبر تو کعبه ی دل آل پیمبر است

همسایه ی تو زاده ی موسی بن جعفر است

جاری زچشمه های علوم تو کوثر است

تا قبّه ی طلات به ری سایه گستر است

بر ری سزد که رشک برد جنّةُ النّعیم

صلّ علی جلالک یا سیّد الکریم

تو سیّد الکریمی و ما سائل درت

روی نیاز برده به قبر مطهرت

محتاج لطف و جود و عطای مکرّرت

فرزند کوثر! ای همه سیراب کوثرت

ما را ببخش با نفس روح پرورت

عقل سلیم و قول سلیم و دل سلیم

صلّ علی جلالک یا سیّد الکریم

اینجا را به یُمن شما خاندان بنا

در شهر ری غریبی و با خلق آشنا

از ما همه تضّرع و عجز، از تو اعتنا

زیبد امام عصر تو گوید تو را ثنا

با جمله ی مبارک انت ولُّنا

«میثم» چگونه وصف تو گوید؟! هو العلیم

صلّ علی جلالک یا سیّد الکریم 



موضوع : عبدالعظیم حسنی، 
دوشنبه 1395/04/28

حضرت عبدالعظیم حسنی(ع)-مدح


ای اهل نظر کعبه ی اهل نظر این جاست

زیرا حرم زاده ی خیرالبشر این جاست

خورشید ولایت گهر بحر هدایت

طوبای بهشت علوی را ثمر این جاست

آیید به شهر ری و خوانید خدا را

زیرا که به حاجات همه خلق در این جاست

این جا حرم عبدالعظیم است عظیم است

بحر عظمت را به حقیقت گهر این جاست

این تربت فرزند کریم دو جهان است

ارباب کرم را به سر خاک سر این جاست

با چشم دل خویش در این بقعه ببینید

کافواج ملک تابه فلک جلوه گراین جاست

از ری همه بر دیده دل نور بگیرید

زیرا که سپهر نبوی را قمر این جاست

آید به مشام همه بوی حسن از خاک

هان پا به ادب نه که حَسن را پسر این جاست

زوّار حریمش همه زوّار حسینند

بر اهل ولا کرب و بلای دگر این جاست

اینجا حرم عبدالعظیم است عظیم است

این قبر کریم ابن کریم ابن کریم است



موضوع : عبدالعظیم حسنی، 
دوشنبه 1395/04/28

حمزه سید الشهدا(ع)-شهادت


عشق هر جا رَود اثر دارد

ماجراها به زیر سر دارد

هر که باعشق رو به رو شد گفت:

عاشقی غالبا خطر دارد

عشق با اضطرار همراه است

آتشی داغ و شعله ور دارد

هر چه معشوق دلربا تر شد

عاشقانی گزیده تر دارد

بار عشق رسول را باید

یک نفر مثل "حمزه" بردارد

حمزه ی عاشق و علی باشند

مصطفی لشکری قدَر دارد

حمزه را سید شهیدان کرد

عاشقی اینچنین هنر دارد

جگر پاره پاره اش فهماند

عاشقی کار با جگر دارد

**

گرچه جسمش جدا جدا شده است

باز شکر خدا که سر دارد

خواهرش خوب شد نبود و ندید

فقط از ماجرا خبر دارد ...

کربلا هم نمایش عشق است

عشق هر جا رود اثر دارد



موضوع : حمزه سید الشهدا، 
دوشنبه 1395/04/28

حمزه سید الشهدا(ع)-شهادت


عبا رسید که گرما به پیکرت نرسد

و گرد و خاک به موی مطهرت نرسد

عبا رسید به جسمت قبول حرفی نیست

ولی خدا کند از راه، خواهرت نرسد

اگر رسید به مقتل دعا کن آن لحظه

کسی برای جدا کردن سرت نرسد

تلاش کن به روی خاک تشنه هم بودی

صدای وا عطشایت به مادرت نرسد

تنت توسط سر نیزه جا به جا نشود

خداکند که دگر حرف بوریا نشود

به روی حنجرت از زخم بود اثر یانه؟

تو نیزه خورده ای اصلا ز پشت سر یانه؟

به جای دفن،زمانی که بر زمین بودی

سوار اسب رسیدند ده نفر یانه؟

تنت به روی زمین مانده است در گودال؟

شدی مقابل خواهر بدون سر یانه؟

عبور کرده ای از کوچۀ یهودی ها

زدند سنگ به سمتت ز هر گذر یانه؟

به غیر شام که در آن نبود هم نفسی

سری به نیزه نبوده بلند پیش کسی

به شام قافله را با عذاب آوردند

برای دست یتیمان طناب آوردند

مگرکه طشت زر و چوب خیزران کم بود؟

که بعد چند دقیقه شراب آوردند

به روی نیزه سر شیر خواره را عمدا

درست پیش نگاه رباب آوردند

برای اینکه دلش بیشتر به درد آید

مدام روبرویش ظرف آب آوردند

به روی نیزۀ دشمن تمام هستش رفت

نه شیر خواره که گهواره هم ز دستش رفت



موضوع : حمزه سید الشهدا، 
دوشنبه 1395/04/28

حمزه سید الشهدا(ع)-شهادت


دنیا مثال حمزه علمدار دیده؟ نه

پیغمبری شبیه تو غمخواردیده؟ نه

کوه احد زخویش قویتر ندیده بود

مانند تو امیرِ قلندر ندیده بود

وقتی که تو مدافع آزادگی شدی

روحِ شکوهِ مردی و مردانگی شدی

پس راستی برای پیمبر سپر شدی

روزی که ای به شیعه جگر! بی جگر شدی

مُثلِه شدن نصیب کسی میشود که او

سرتا به پا مطیعِ رسول است مو به مو

تو عاشق تمام عیار پیمبری

بی وقفه تحت پوشش فرمان حیدری

یک ذره هم ارادتِ اعدا نداشتی

بالاتر از اراده ی مولا نداشتی

آری تو عبد صالح درگاه ایزدی

تنها به نام فاطمه شمشیر می زدی

در صحنه ی نبرد ، علیِّ مجسمی

شیرخدا و شیر رسول مکرّمی

از بس که پاره پاره شد از تیغ تو ستم

شد پاره پاره پیکرت ای  صاحبِ علم

ای آنکه طعم نیزه و  خنجر کشیده ای

آیا تنِ امام به گودال دیده ای

حمزه! امامِ بی کفن آیا شنیده ای

یا طعم نیزه را به دهانت چشیده ای

آیا شده عدوی تو رَزّازی اَت کنند

یا چون سری بهانۀ یک بازی اَت کنند

آیا شده به نیزه شوی قاریِ سپاه

یاکه کنی ز نیزه عَلَم داریِ سپاه

آیا شده عمود به فرقت فرو رود

یا جای آب ، دشنه به حلقت فرو رود

حمزه!هنوز قوم جگرخوار، جانی اند

اما قسم به خون تو این قوم، فانی اند



موضوع : حمزه سید الشهدا، 
دوشنبه 1395/04/28

حمزه سید الشهدا(ع)-شهادت


بنویسیم از مسیر بهشت

باید از این سعود پاک نوشت

باید از عزتی فرا تر گفت

نه عمو ، یاور پیمبر گفت

تا که آن پیر سر بلند آمد

نفس هر که بود بند آمد

آمده عبد عشق خود باشد

مرد رزم آور احد باشد

سمت او تا که هر که می آید

لرزه ای حول مکه می آید

جهل اعراب را به رزم آورد

قلم این جلوه را به نظم آورد

گر که الگوی هر نبرد شده

او جوانیست پیرمرد شده

خون کفر از شجاعتش جاری

دین حق در ابهتش جاری

شرح صدرش به قدر اسلام و

شیر مردان صدر اسلام و

قدر ظرفش اگر چه ظرفی نیست

چشمه ای از علی ست حرفی نیست

سجده ی عشق او قبول شده

بازوی لشکر رسول شده

دین کجا کار با نفر دارد ؟!!

چه کسی این وسط جگر دارد !؟

مرد وقتی که نیتش زیباست

در ره حق حمیتش زیباست

کشته ی غمزه ی رسول الله

حضرت حمزه ی رسول الله

عشق اینگونه جلوه گر می شد

حمزه اینگونه خون جگر می شد

رقص خون در مقابل دلبر

پیش چشمان اشک پیغمبر

خون به مردان رند می آید...

و صد افسوس هند می آید

بدنی پاره پاره واویلا

دل بی راه چاره واویلا

کار این دل چه چیز جز آه ست

وای من چون صفیه در راه است

از خجالت زمین خجل شده بود

خاک از خون حمزه گل شده بود

خواهرش می رسید وا می ماند

باید این نعش پاره را پوشاند

احمد آرام عباش را وا کرد

خار و خاشاک را مهیا کرد

قصه با این رویه می گذرد

غصه های صفیه می گذرد

قاتلش آن طرف عرق می خورد

برگ تاریخ دین ورق می خورد

صحبت از یک عموی دیگر شد

غم و اندوه شیعه از سر شد

روضه هایی که مو به مو گفتند

کودکانی عمو عمو گفتند

شده اوضاع خیمه ها در هم

دشت و یک مشت مرد نا محرم

تا عمو رفت هی کتک خوردند

بی هوا گوشواره را بردند

کاش اینجا هم ای نبی بودی

فکر اندوه زینبی بودی !!

چه عذابی کشید این خواهر

تا به نیزه رسید این خواهر

پیش چشمان خواهری مضطر

رفته بر روی نی ز پهلو سر



موضوع : حمزه سید الشهدا، 
دوشنبه 1395/04/28

حمزه سید الشهدا(ع)-شهادت


ای آن که نور عشق و شرف در جبین توست

روشن سرای دل زچراغ یقین توست

تو حمزه ای و آینه ی جان مصطفی

عشق و امید در همه جا همنشین توست

در یاری رسول خدا، جان دشمنان

آتش گرفته از نفس آتشین توست

مهر  رسول نور تو را برده سوی نور

این رشتۀ سعادت و حبل المتین توست

بر روی مرگ خنده زدی در شب وداع

تا گفت مصطفی که شب آخرین توست

ای سرو سربلند و سرافراز باغ دین

از چه به خاک غم ،سر شور آفرین توست

ازآن زمان که ریخته خونت به روی خاک

صحرای لاله زار احد شرمگین توست

ای مصحف عظیم رشادت ، شهادتت

حسن ختام و مطلع فصل نوین توست

از اشک فاطمه زدل خاک گل دمید

آن جا که زیر خاک تن نازنین توست

آمد احد«وفایی» وگفتا که این حریم

تصویری از شجاعت و عزم متین توست



موضوع : حمزه سید الشهدا، 

محکومیت ظلم به مسلمانان کشمیر


غمگین مباش ای هم‌نفس که همدمی نیست

عشق علی در سینه‌ات جرم کمی نیست

بر پیکر ما باز زخم تازه‌ای هست

زخمی که بر آن تا قیامت مرهمی نیست

وقتی که همراز تو سرالله باشد

دیگر چه باک از این که دل را محرمی نیست

با «اَنتم الاَعلون»* غربت را به سر کن

کو آن که می‌گوید دلیل محکمی نیست

سرمشق ما همواره ذکر یا حسین است

تا هم‌رکاب ماست عشق او غمی نیست

هم‌صحبت دریا اگر باشد چه حاصل

چشمی که از اندوه تو بر آن نَمی نیست

***

* «و لا تَهِنوا و لا تَحزنوا و اَنتم الاَعلون اِن کنتم مومنین»

سوره آل عمران آیه ۱۳۹



موضوع : فرهنگی، اجتماعی و سیاسی، 
دوشنبه 1395/04/28

امام زمان(عج)-محکومیت ظلم به مسلمانان کشمیر


بی تو ای یوسف زهرا زهمه سیر شدم

از غم هجر تو یک عمر زمینگیر شدم

یمن و سوریه و شام و عراق از یکسو

حال ماتم زدۀ شیعۀ کشمیر شدم



موضوع : هتک حرمت مقدسات، فرهنگی، اجتماعی و سیاسی، 

محکومیت ظلم به مسلمانان کشمیر


دارد به جرم گفتن تکبیر تاوان می دهد

مظلوم حین جنگ با تزویر تاوان می دهد

امروز باید تیغ را بیرون در آورد از نیام

فردا وگرنه تیغۀ شمشیر تاوان می دهد

قومی که مولا دوست است ام ابیها دوست است

دارد به جرم عشق در زنجیر تاوان می دهد

تکلیف یاری کردن مستضعفین عالم است

این مصلحت اندیشی تدبیر تاوان می دهد

هیهات منا الذله را گفتیم پس سر می دهیم

هر کس که با ظالم شود درگیر تاوان می دهد

خوردند سیلی در حلب گشتند مغلوب یمن

تحقیر استکبار را کشمیر تاوان می دهد

خون های شیعه ریخته شد آه ، عَجّل منتقم

شیعه میان غربتی دلگیر تاوان می دهد



موضوع : فرهنگی، اجتماعی و سیاسی، هتک حرمت مقدسات، 
یکشنبه 1395/04/27

محکومیت حقوق های نجومی


دل به دریا می زنم در ماجرایِ فیش ها

ماجرایِ فیش هایِ مصلحت اندیش ها

می خورم سوگند جانِ بازجویان اوین

اتفاقی قافیه شد! فیش ها با ریش ها

ما فقط فیش و دکل را با خبر گشتیم،شکر!

خورده اند و بُرده اند این قوم،ازاین بیش ها

دختر ... نباشد، دختر صفدر که هست!

مُهره ها را چیده استعمارگر از پیش ها

انتخابت چیست از بینِ بد و بدتر؟ بگو!

در جناح گرگهایی یا جناح میش ها؟

تا همین جا که زدم دل را به دریا کافیست

نان نمی گردد برایم ماجرایِ فیش ها



موضوع : فرهنگی، اجتماعی و سیاسی، 
یکشنبه 1395/04/27

محکومیت حقوق های نجومی


نان ما آجر آجرت نان‌ست

لقمه‌ات قدر پور دستان‌ست

پول اگر شیر و تو اگر کودک

در و دیوار شهر پستان‌ست

فیش لورفت و ناگهان گفتی:

"این‌چه کذب‌ست و این‌چه بهتان‌ست؟!

این حقوقی که در حساب من‌ست

نصف آن در حساب بهمان‌ست"

سرتان در میان یک آخور

دست‌تان در میان یک خوان‌ست

ای حقوقت مساوی دیه‌ام

کارمزدت به قیمت جان‌ست

لقمه‌ی ما پنیر با سنگک

لقمه‌ی تو کباب و ریحان‌ست

بانک‌ها هرچه تک زدند از خلق

سهمت از سود آن دوچندان‌ست

خونت از خون ماست رنگین‌تر

خون ما در رگت به جریان‌ست

خوب دانم که پینه‌ی سر تو

اثر سجده سوی شیطان‌ست

خانه‌ی خود کلکسیون داری

چندتا قیچی‌است و روبان‌ست

توی حمام ماست کاسه و تشت

در سونای تو دوش با وان‌ست

کفر نعمت گر از کفت ببرد

شکر نعمت شبیه کفران‌ست

اشتباهی مرو به کانادا

راه لندن ز ارمنستان‌ست

پیردزدی که گفته‌اند این‌ست

نان به مزدی که گفته‌اند آن‌ست

پدری پول ملتی را خورد

دختری فکر بند تنبان‌ست

سر این رشته گرمساری بود

ته این رشته هم پریشان‌ست

گبر و کافر چه آتشی دارند؟

دود از کنده‌ی مسلمان‌ست

شیعه‌ی مرتضی علی؟ هیهات!

شیعه‌ی واقعیش سلمان‌ست

شیعه‌ی او مدافع حرم‌ست

بی‌سر و بی‌قرار و سامان‌ست

شیعه‌ی مرتضی‌ست مرد خدا

اهل حلّیّت‌ست و حرمان‌ست

شیعه‌ی او قطیفی و یمنی‌ست

شیعه‌ی او جنوب لبنان‌ست

تف به آن کیسه‌ای که دینارش

از طلاجات آل سفیان‌ست

آی چوپان! بهوش باش و بدان

سگ این گله، تیزدندان‌ست



موضوع : فرهنگی، اجتماعی و سیاسی، 


( کل صحن های حسینیه : 399 )    1   2   3   4   5   6   7   ...   


درباره حسینیه


به پایگاه فرهنگی هیات «مکتب الشهداء تهرانسر» خوش آمدید
×××
برای ارتباط با ما می توانید از طریق آدرس motallebi64@gmail.com اقدام فرمایید

آدرس پایگاه اطلاع رسانی هیات مکتب الشهداء-تهرانسر:
maktab-shohada.mihanblog.com
×××
هر کس که مقرب است در فکر بلاست
آواره شدن قاعده ی عشق خداست
"مهدی مطلبی"پرید اما باز
در صحن "حسینیه" ی او "روضه"بپاست

مدیر وبلاگ : شاهد
آمار زائرین حسینیه
  • زائرین امروز :
  • زائرین دیروز :
  • زائرین این ماه :
  • زائرین ماه قبل :
  • کل زائرین :
  • تعداد کل اشعار :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
پایگاه های مدح و مرثیه
لوگوها

 پایگاه تخصصی مدح و مرثیه

 پایگاه تخصصی روضه و مقتل

 پایگاه نوحه و سبک های مداحی

کتاب موبایل حسینیه-مدح و مرثیه

 پایگاه اطلاع رسانی هیات مکتب الشهداء-تهرانسر

 کارگاه مجازی شعر آیینی حسینیه

 اشعار استاد علی اکبر لطیفیان

 قرارگاه-پایگاه فرهنگی هیئت مکتب الشهداء