حسینیه پایگاه تخصصی مدح و مرثیه
جهت دسترسی آسان به اشعار مورد نظر از فهرست موضوعات استفاده کنید
موضوعات اشعار
پنجشنبه 1393/02/4

امام حسین(ع)-مناجات


محشور می‌شویم‌ قیامت‌ چو با حسین‌

جای‌ سلام‌ جمله‌ بگوئیم‌ "یا حسین‌"...

تاریخ‌ زنده‌ از جریان‌ محرّم‌ است

سرچشمۀ‌ بقاست،‌ ز خون‌ خدا حسین‌...

در قلب‌ سنگ‌ زمزمه‌ تاثیر می‌كند

كرده‌ جماد را، به‌ غمش‌ مبتلا حسین‌...

حتی‌ درخت‌ مویه‌ كند در عزای‌ او

بیچاره‌ كرده‌ اُستُنِ‌ حنّانه‌ را حسین‌...

امواج‌ بحر و غرّش‌ رعد و نوای‌ نی

اكسیر عشق‌ و جاذبۀ‌ كهربا، حسین‌...

لطف‌ سحر، نشاط‌ محبت‌، صفای‌ دل

بوی‌ بهشت‌ و عطر نسیم‌ صبا، حسین‌

عالم‌ فدای‌ بانوی‌ مظلومه‌ای‌ كه‌ گفت:

"آیم‌ به‌ خیمه‌ها، چو بگوئید یا حسین"...‌

خنجر، سنان‌، سه‌ شعبه‌ و شمشیر و نیزه‌ها

با اذن‌ وی‌ مقاتله‌ كردند با حسین‌...

هر جا زنید خیمه‌ همانجاست‌ كربلا

واللّهِ‌ نیست،‌ گم‌ شده‌ در كربلا حسین‌...

مهدی‌ گرفت‌، دامن‌ مقتل‌، به‌ روضه‌ گفت:

"گِریم‌ برای‌ داغ‌ تو صبح‌ و مسا، حسین"...‌

این‌ مملكت‌ برای‌ حسین‌ است‌ و زینبش

ای‌ عالمی‌ به‌ محضر عشقت‌ فدا، حسین ...

این‌ مملكت‌ سفینۀ سالار زینب‌ است

ایران‌ چو كشتی‌ است‌ و در آن‌ ناخدا حسین‌... ‌‌



موضوع : امام حسین(ع)-مناجات، 
پنجشنبه 1393/02/4

امام حسین(ع)-روضه های زمین کربلا


من پاره‌ای از پیکر عرش خدایم

مــن کعبــه اهـل ولایم، کربلایم

خاکم ولی آغشته با خون حسینم

تا صبح روز حشر، مدیون حسینم

از روز اول خون آدم ریخت در من

دریای اشک از چشم عالم ریخت در من

از قلب من باب بلاها گشت مفتوح

می‌خواست در من غرق گردد کشتی نوح

در مـن خلیل الله پایش خورد بر سنگ

از خون پاکش این زمین را کرد گلرنگ

مـن در فـراتم اشـک اسمـاعیل دارم

مـن سایه‌بـان از بـال جبـراییل دارم

مـن انبیـا را شاهــدِ زخـمِ بلایـم

من یک جهان کرب و بلایم: کربلایم

تا بر حسین آغوش خود را باز کردم

از کعبه دل بـردم، بـه جنت ناز کردم

از اول خلقت کـه حـق بخشید بودم

آغوش خود بر یوسف زهـرا گشودم

بـا خاک خـود درمـان درد عـالمیْنم

خـاکم مپنداریـد، مـن شهـر حسینـم

مـن در درون، هجده بهشتِ یاس دارم

مـن در کنــار علقمـه، عبــاس دارم

مـن دور هفتـاد و دو لالـه پر گشودم

آغوش خـود را بـر علی‌اصغر گشودم

در مـن فـروغ حق تعــالی را ببینیــد

خــورشید زهــرا، مــاه لیلا را ببینید

در مـن عـلی‌اکبر ز زخــم بی‌شماره

شد مثل تسبیحی که بندش گشته پاره

مـن روضـۀ گـل‌های بی‌خـار حسینم

تـا صبـح مـحشر میهمــان‌دار حسینم

مهمـان مـن بینِ دو دریا تشنه جان داد

لب‌های خشکش را به هر نسلی نشان داد

مهمـان مـن بـا لـحن شیرین با حلاوت

می‌کـرد نـوک نیـزه‌ها قـرآن تــلاوت

مهمـان مـن چـون بسمل بی‌بال گردید

مانند قـرآن حرمتش پامال گردید

مهمان من در سینه دارد داغ یاران

دردا که شد با داغ یاران سنگ باران

مهمان من جز زخم در پیکر ندارد

مهمان من بـر پیکر خود سر ندارد

مهمـان من بزم عزا را دوست دارد

مهمان من اشک شما را دوست دارد

مهمان مـن بـر امت جدش دعا کرد

خون گلوی خویش را وقف شما کرد

مهمان مـن سـر در ره اسلام داده

از حلق خونین بـر شما پیغام داده

مهمان من زخمش لباسش بود بر تن

پیراهنش را هم به غارت برد دشمن

وقتی ز رگ‌های بریده خون فشانده

اول ســلامِ شیعیــانش را رسانده

فرمود چون نوشید آب سرد، یاران

بر من بریزید اشک چون ابر بهاران

"میثم" اگر چون آب در آتش بجوشد

حاشا کـه بی ذکـرِ حسین، آبی بنوشد



موضوع : امام حسین(ع)-شهادت، کربلا، 
پنجشنبه 1393/02/4

امام حسین(ع)-روضه شب جمعه


شب جمعه دوباره در هیات

روضه حال و هوای دیگر داشت

کوچه‌ای با زبان سینه زنی

خبری از حضور مادر داشت

 

روضه خوان در حوالی گریه

سخنی از وداع خواهر گفت

و گریزش به یک وصیت بود

وقتی از بوسه‌های آخر گفت

 

ناگهان مادری رسید از راه

صورتش قطره قطره در باران

چادرش هم هنوز خاکی بود

همچنان از نگاه‌ها پنهان...

 

بعد تا یک غریب مادر گفت

شانه‌ها گریه گریه لرزیدند

قلب‌ها پر کشید و سینه‌زنان

کربلا را به چشم خود دیدند

 

این شب جمعه باز می‌پیچد

ناله‌ای بین قتلگاه، آنگاه:

- یا بنی قُتلت عطشانا...

- السلام علیکِ یا اماه



موضوع : امام حسین(ع)-شهادت، 
پنجشنبه 1393/02/4

امام حسین(ع)-مناجات


لب خو گرفته است فقط با ثنای تو

پرواز می کند دل ما در هوای تو

هر روز جبرییل میان قنوت خود

می خواهد از خدا که شود مبتلای تو

باید گذشت بالاخره از هوای نفس

این گونه می شود کسی آخر فدای تو

ما راه مستقیم تو را گم نمی کنیم

شد مایه ی هدایت ما، روضه های تو

روز دهم زمین و زمان گریه می کند

گریان تر از همه شده حالا خدای تو

حتی میان قتلگه ت در عبادتی

پیچیده در تمام جهان ربنای تو

در ازدحام نیزه و شمشیر و تیر و تیغ

دیگر نمی رسید به خیمه صدای تو

***

با تشکر از شاعر گرامی برای ارسال این شعر



موضوع : امام حسین(ع)-مناجات، 

حضرت ام کلثوم (س) در حالى که همراه کاروان کربلا عازم شهر مدینه گردید

می گریست و این اشعار را می خواند:

 

مدینةِ جدِّنا لا تَقبَلینا                     فَبِالحَسَراتِ وَ الاَحزانِ جینا

اى مدینه جد ما! نپذیر ما را، که ما با حسرت و اندوه‏ ها بازگشتیم؛

 

الا فَاخبِر رَسُولَ اللهِ عَنّا                  بِانّا قَد فُجِعنا فی اَبینا

ای مدینه! از جانب ما به رسول خدا(ص) خبر بده، که ما در مصیبت فقدان پدرمان، دردمند و اندوهبار شدیم؛

 

خَرجنا مِنکَ بالاَهلینَ جمعا              رَجعنا لا رِجالَ وَ لا بَنینا

از تو با همه خویشان بیرون رفته، و چون بازگشتیم نه مردان و نه کودکانى با ماست؛

 

و کُنّا فِی الخُروجِ بِجَمعِ شَملٍ          ‏رَجَعنا حاسِرینَ مُسلِبینا

در هنگام خروج جمع ما کامل بود و اکنون در بازگشت برهنه و غارت شده‏ایم؛

 

و کُنّا فى اَمانِ اللهِ جَهرا                  رَجَعنا بِالقَطیعَةِ خائِفینا

در ظاهر در امان خدا بودیم و اکنون که بازگشتیم هنوز بر ستم ظالمان و بریدن پیمانشان بیمناک هستیم؛

 

و مَولانَا الحُسَینُ لَنا اَنیسٌ‏               رَجَعنا و الحُسَینُ بِهِ رَهینا

انیس ما مولایمان حسین بود، و چون آمدیم حسین را در کربلا گرو گذاردیم؛

 

فَنَحنُ الضّائعاتُ بِلا کَفیلٍ                 و نَحنُ النّائِحاتُ عَلى اَخینا

مائیم که سرگردان و بدون کفیل شدیم، مائیم که بر برادر خود نوحه کردیم؛

 

و نَحنُ السّائراتُ عَلَى المَطایا           نَشالُ عَلَى الجَمالِ المُبغِضینا؟

و مائیم که بر شتران حمل شدیم، و ما را بر شتران درشت خوى سوار کردند؛

 

و نَحنُ بَناتُ یس و طه‏                    و نَحنُ الباکیاتُ عَلى اَبینا

ما دختران یاسین و طاهائیم، و مائیم که در سوگ پدر خود گریستیم؛

 

وَ نَحنُ الطّاهِراتُ بِلا خِفاء                 و نَحنُ المُخلِصونَ المُصطَفونا

پاکان بدون خفاء مائیم، و مخلصان و برگزیدگان مائیم؛

 

و نحنُ الصّابراتُ عَلَى البلایا              و نحنُ الصّادقون النّاصِحُونا

ما بردباران بر بلا هستیم، و ما راستگویان ناصحیم؛

 

الا یا جَدِّنا بَلَغتَ عِدانا                     مُناها وَ اشتَفىِ الاعداءُ فینا

اى جد ما! دشمنان ما به آرزویشان رسیدند، و تشفى یافتند به سبب قتل ما؛

 

لَقَد هَتکُوا النّساءَ و حَمَّلُوها             عَلى الاَقتابِ قَهراً اَجمَعِینا

«حرمت زنان را هتک نمودند و تمام آنها را به اجبار بر جحاز بی روپوش شتران حمل کردند» (1).

 

    (1) الدمعة الساکبه، نفس المهموم، سوگنامه آل محمد(ص)



موضوع : حضرت ام کلثوم(س)، 
یکشنبه 1393/01/31

حضرت زهرا(س)-مدح و ولادت


سر پروردگار یازهرا

صاحب اختیار یازهرا

بوده ای در بهشت قرب خدا

بانوی تاجدار یازهرا

ومن الماء کل شی حی

ای به خلقت مدار یازهرا

ای که باشد چو مصطفی و علی

مدح تو بیشمار یازهرا

جبرئیل و همه ملائکه اند

بر تو خدمتگذار یازهرا

ای بزرگی که با کنیز خویش

کرده تقسیمِ کار یازهرا

پر نمودی همیشه کیسه ی ما

بیش از انتظار یازهرا

بانویی را ندیده همتایت

گردش روزگار یازهرا

پشت گرمی حیدر کرار

بر علی اقتدار یازهرا

نقش سر بند فاتح خیبر

وسط کارزار یازهرا

شاهدم چهارچوب آن قلعه است

هیمن ذوالفقار یازهرا

کاشف الکرب عالم است علی

کاشف الکرب یار یازهرا

می برد یک نگاه پرمهرت

غم ز روی نگار یازهرا

رو به راه است زندگی علی

تا توئی خانه دار یازهرا

فیض بردند از نماز شبت

همه ایل و تبار یازهرا

می شود مثل عرش غرق نور

خانه روزی سه بار یازهرا

در قیامت که هر پدر ز پسر

می نماید فرار یازهرا

تازه آنجا زمان جلوه ی توست

با تمام وقار یازهرا

می شوی باجلال فاطمی ات

روی ناقه سوار یازهرا

دور تا دور تو ملائکه اند

جملگی پرده دار یازهرا

روبرو ، پشت سر ، یمین و یسار

هر سو هفتاد هزار یازهرا

میرسی با حریر سبز بدست

محضر کردگار یازهرا

کتب ا.. و نفسه الرحمه

گشته وقت قرار یا زهرا

هر که دارد به سینه حب علی

میکشد انتظار یازهرا

تا که دستش بگیری و با تو

بشود همجوار یازهرا

با چنین عزت و جلال و شکوه

با چنین اعتبار یازهرا

به دو دست بریده عباس

می کنی افتخار یازهرا

همچو مرغی که دانه برچیند

می شوی دست بکار یازهرا

بر گنهکارهای بی کس و کار

هم محلی گذار یازهرا

میشوی با تمام فاطمیون

بر جنان رهسپار یازهرا

مهر تو جلوه میکند صد جا

ای بزرگوار یازهرا

مانده ام با چنین مقام چرا

گشته ای بی مزار یازهرا

که حیف کوتاه بوده عمر شما

گل هجده بهار یازهرا

سینه ی تو بهشت احمد بود

شد به آتش دچار یازهرا

غنچه از شاخه با تکان افتاد

خانه شد لاله زار یازهرا

سر آن ضربه ای که تو خوردی

شیعه شد سوگوار یازهرا

آمدی تا به خویش ، در افتاد

بین آن گیر و دار یازهرا

میخ مگذاشت تا که تو خود را

بکشانی کنار یازهرا

میکنم این قصیده را کوتاه

با دلی داغدار یازهرا

کاش مهدی بیاید و گردد

آن مزار آشکار یازهرا

هر که با شعر من شکسته دلش

با همان انکسار یازهرا

از برای ظهور منتقمش

گوید از دل سه بار یازهرا



موضوع : حضرت زهرا(س)، 

حضرت زهرا(س)-مدح و ولادت


به تن خسته ام توان دادند

به دودستم دوباره جان دادند

نا امید از بیان شدم اما

ناگهان بر دهان زبان دادند

و به یمن قدوم سبز شما

غزل از سمت آسمان دادند

مست می گشته ایم چون امشب

به همه باده از جنان دادند

هر زنی شد کنیز این بانو

رتبه ای در جنان به آن دادند

مست نامت شده همه دلها

السلام علیک یا زهرا

اول این غزل مدد زهرا

می خری عبد خوب و بد زهرا

من و این بچه ها  برای شما

نوکر هستیم تا ابد زهرا

از ازل تا ابد زنی هرگز

به مقامت نمی رسد زهرا

وتمام مراحل عمرت

در دلم گشته مستند زهرا

در قیامت همه قیام کنند

تا شود مادرانه رد زهرا

بهترین عبد آستان خدا

السلام علیک یا زهرا

بهترین بنده خدا زهرا

بانی عصمت وحیا زهرا

نه فقط مادر حسین و حسن

مادر کل کبریا زهرا

شک ندارم که با دعاهایت

حاجتم می شود روا زهرا

همه عشق فاطمه حیدر

همه عشق مرتضی زهرا

نقش پیشانی علی در جنگ

دسنویسی بنام یازهرا

ای دلیل بنای این دنیا

السلام علیک یا زهرا

بوی خوب گلاب آمده است

بوی گلهای ناب آمده است

امشب از آسمان برای ما

کوزه های شراب آمده است

شب ظلمت دگر به سر آمد

معنی آفتاب آمده است

ماهمه غرق در گناه شدیم

خبری خوش!ثواب آمده است

همه عالم شده چراغانی

همسر بوتراب آمده است

بده عیدی به من همین حالا

السلام علیک یازهرا

دین ودنیای بی شما هرگز

بی تو پرواز تا سما هرگز

تا ابد من فقیر تو آری

رد کنی حاجت گدا؟هرگز

در خانه فقیر آمده است

ننمایی تو اعتنا؟ هرگز

باورم نیست در شب میلاد

ندهی پاسخ مرا هرگز

به حسینت قسم که از سر تو

نرود یاد کربلا هرگز

مادر مهربان عاشورا

السلام علیک یازهرا

***

با تشکر از شاعر گرامی برای ارسال این شعر



موضوع : حضرت زهرا(س)، 

حضرت زهرا(س)-مدح  


ما باده نوش جام گوهربار مادریم

هرشب دخیل چادر زهرای اطهریم

سیرابمان نکرده شراب و می طهور

ماتشنگان قطره ای از حوض کوثریم

از این جهت که مادر ما آسمانی است

ما از تمام اهل سما دلرباتریم

با یک نگاه فاطمه پرواز می کنیم

از برکت توسلتان ما کبوتریم

صحن و سرای فاطمه در قلب شیعه است

در سینه ام ببین که بنا کرده ام حریم

این جمله های ابتر ما یک اشاره است

ما به مقام اصلی تو پی نمی بریم

زهرا  برای راه ولایت شهید شد

پس ما همه فدایی فرمان رهبریم

***

با تشکر از شاعر گرامی برای ارسال این شعر



موضوع : حضرت زهرا(س)، 
شنبه 1393/01/30

حضرت زهرا(س)-مدح و ولادت


شهر پر از شعشعه ی نور شد

کوچه پر از همهمه و شور شد

خانه پیغمبر ما طور شد

تجلّی خدای موسا رسید

نور رخ حضرت زهرا رسید

فرشتگان مژده به هم می دهند

فاطمه یا فاطمه دم می دهند

به هر گدا تاج کرم می دهند

تاج سر حضرت مولا رسید

نور رخ حضرت زهرا رسید

نمونه بانوی سرآمد رسید

انسیه ی حضرت احمد رسید

اُمِّ ابیهای محمَّد رسید

حوریه از عالم بالا رسید

نور رخ حضرت زهرا رسید

خدیجه را نبی خبر داده است

فراق چل روزه ثمر داده است

خدا به تو قرص قمر داده است

نیّره بر ظلمت دلها رسید

نور رخ حضرت زهرا رسید

آمده تا آنکه کند سروری

عطیّةُ النَّبی کند کوثری

به دشمنش گفت:" خودت ابتری"!

خیر کثیر است و به دنیا رسید

نور رخ حضرت زهرا رسید

ادامه ی پیمبران آمده

اُمِّ اَئمّه ز جنان آمده

مادر سادات جهان آمده

فاطمه ی علیِّ اعلا رسید

نور رخ حضرت زهرا رسید

یاس نبیُّ و شجر حیدر است

یار علی، تاج سر حیدر است

پشت و پناه و سپر حیدر است

به دین حق ناجی عظما رسید

نور رخ حضرت زهرا رسید

محبتش ببین چه ها می کند

سنگ دلت را چو طلا می کند

زِ خاک ها فضّه بپا می کند

بر دل بیمار، مسیحا رسید

نور رخ حضرت زهرا رسید

چیست اذان، ارادت فاطمه

حیَّ علی محبت فاطمه

چشم فقیر و خلعت فاطمه

سوره قدر است که یکجا رسید

نور رخ حضرت زهرا رسید

سوره ی کوثر وسط کوچه ها

جان پیمبر وسط کوچه ها

حیدر حیدر وسط کوچه ها

تا که شود یاور آقا رسید

نور رخ حضرت زهرا رسید

***

با تشکر از شاعر گرامی برای ارسال این شعر



موضوع : حضرت زهرا(س)، 

حضرت زهرا(س)-مدح و ولادت


این بار دلم حسـرت میخانـه گرفتـه

مـوی قلمم را چه کسی شانه گرفته

نقـاش نبــودم ز سـر ذوق کشیـدم

شمعی که دلش بونه ی پروانه گرفته

من نوکـری ام را ز عنایـات تـو دارم

قلبم اثرش را درِ ایـن خانـه گرفته

زهرا که به من منصب دربانی خود داد

از دست قضـا نوکـر دیوانـه گرفته

دست من و دامان شما فاطمه جانم

جان همه قربان شما فاطمه جانـم

از عرش رسیدی تو به دامـان خدیجه

ای کوثـر پیغمبر و ای جـان خدیجه

از پیش تو زنهـای قریشی همه رفتند

صد مریم و صد آسیه قربـان خدیجه

زیباتـر از آنی کـه به تصویـر بیایـی

روشن شده از نور تو چشمان خدیجه

شیرینی لبخند تو معنای بهشت است

یعنی به سر آمـد غم پنهـان خدیجه

دست من و دامان شما فاطمه جانم

جان همه قربان شما فاطمه جانـم

خورشیدی و از فـرط حیـا زیر نقابـی

هنگام وضـو عکس رخ مـاه در آبـی

هم مـادر ساداتی و هم مـادر مـایـی

حیـدر پـدر خـاک و شمـا اُم تـرابی

یک روز نشـد فکـر گداهـات نباشی

یک شب نشده بی غم همسایه بخوابی

"من حوصله ی صف کشی حشر ندارم"

با فاطمه هستم چه حسابی چـه کتابی

دست من و دامان شما فاطمه جانم

جان همه قربان شما فاطمه جانـم

خورشید شده مات تو یا حضرت زهرا

مدیون عنایـات تـو یا حضـرت زهرا

ترسـم که غلام تو سر از خاک بـرآرد

از لطف کرامـات تـو یا حضـرت زهرا

هر روز نشستنـد ملائک سـر راهت

دلخوش به ملاقات تـو یا حضرت زهرا

انفاق نکن این همه مادر ، که فقیران

شرمنـده ی خیرات تو یا حضرت زهرا

دست من و دامان شما فاطمه جانم

جان همه قربان شما فاطمه جانـم

ای عرش به نام تو و ای فرش به نامت

پیغمبـر خاتـم دهـد هر روز سلامت

ایـن خانـه گمانم حـرم امن الهیست

جبریل کبوتـر شد و آمـد سـر بامت

زنهـای جهان بر در این خانه کنیزنـد

مردان همه آمـاده که باشنـد غلامت

بیهـوده نوشتیـم غزل هـای زیـادی

کار دل مـا نیست نوشتـن ز مقـامت

دست من و دامان شما فاطمه جانم

جان همه قربان شما فاطمه جانـم

خوب است که در حسرت دیدار تو باشیم

یا فاطمه تـا روز ابـد یـار تـو باشیم

هـر چنـد نیـازی بـه گداهـــات نداری

خوب است که ما گرمی بازار تو باشیم

ما نان و نمک خورده ی دستان شماییـم

باید همگی شاعـر دربـار تو باشیــم

بایـد بـروم سمـت مـزاری کـه نداری

ای کاش شبی مـا همه زوّار تو باشیـم

دست من و دامان شما فاطمه جانم

جان همه قربان شما فاطمه جانـم

ما ساخته از آب و گل پـاک شماییـم

ما سر به هواییم ولی خـاک شماییـم

دنیا همـه اش مهریه ی مادرمان است

هر جا که بمیریـم در املاک شماییـم

با اشک عجینیـم و ز دوزخ نهراسیـم

والله کـه مـا هیـزم نمنـاک شماییـم

دست من و دامان شما فاطمه جانم

جان همه قربان شما فاطمه جانـم



موضوع : حضرت زهرا(س)، 

حضرت زهرا(س)-مدح و ولادت


ز احمد عرشیان تکریم کردند

به پیش پای او تعظیم کردند

به جای دستۀ گل بر محمّد

به او بانوی گل تقدیم کردند

***

روزی که بهشت دین شکوفائی داشت

سرتا به قدم سرور و زیبائی داشت

با آمدن فاطمه، پیغمبر وحی

گلخنده و لبخند تماشائی داشت



موضوع : حضرت زهرا(س)، 
شنبه 1393/01/30

حضرت زهرا(س)-مدح


از روز ازل دلبر ما حضرت زهرا

این پای تو و این سر ما حضرت زهرا

افسوس كه با خاك همه انس گرفتیم

بسته شده بال و پر ما حضرت زهرا

ای كاش بسوزیم و بسازیم و بریزد

در پای تو خاكستر ما حضرت زهرا

بر دفتر دل از تو نوشتیم كه شاید

امضا بزنی دفتر ما حضرت زهرا

دادیم به حكاك عقیق دل و گفتیم

حك كن روی انگشتر ما حضرت زهرا

بی بی قدمی رنجه نما از سر احسان

این پای تو و این سر ما حضرت زهرا



موضوع : حضرت زهرا(س)، 

حضرت زهرا(س)-مدح و ولادت


امـروز هـستی آفرین، هستی به  پـیغمبر دهـد

  امـروز جـبرئیل از شَعَف، بر بـاد بـال و پـر دهد

امروز از جام ولا، حق خـلق را سـاغر دهـد

 امــروز خــتم الا نبیاء گــل بـوسه بـر کـوثر دهد

امـروز گـلزار جـهان، بـوی خوش دیگر دهد

   امـروز عـیسی بـر فـــــلک آوای شـادی سـر دهد

امـروز یــاسین جــلوه گر، امروز طاها آمده

 والشمس خوان و اللیل گـو، زهـرا بـه دنـــیا آمده

امــروز در بـزم نــبی یـزدان ثنا خوانی کند

 یزدان ثنا خوانی کنـد، رضـوان گُـل افـشانی کـند

میـــکال بــوسد آســتان، جبرئیل در بانی کند

 گـردون بهر سو گردد و خــــورشید گـردانی کند

جــنت زنـــد جـــام جــنون، دوزخ گلستانی کند

زیـــبد کـه هـر پــیغمبری فــرزند قـــربانی کــند

 زیـــرا کــه بــا حُــسن خـــدا فرزند احمد آمده

 اُم الائــمه فــــــاطمه دُخـــــت مـــــــــحمـــد آمده

مــمدوحـه خـــتم رَسُــل، مــحبوبه یکتاست این

توحید از پا تا به سر قـرآن ســر تا پـــــاست این

با یک جهان نور و ضیاء خورشید نا پـیداست این

 از فــکر مـا از وهم مـا، از وصف مـا بالاست این

مریم مگو، مادر بگو، بر یـــازده عیسی است این

چونش نبوسد مصطفی زهراست این زهراست این

مـــریم به اِبْریق جــنان لـبخند زن می شویدش

ختم رسل از جـان و دل مـی بوسد و مــی بویدش

بـاید خـدا فـرمان دهـد ز آغـاز بـر پـــیغمبرش

یـک اربعین دوری کند از هــــمسر نیک اخترش

در این چهل شب لحظه ای نبود جدا از داورش

 بــــاشد بـهر حـال و هـوا حـال و هـوای دیـگرش

بـر لـعل لب دُرّ دعـا در دیده غلطان گوهرش

  تــنها مــحمد بـــــــاشد و ذات خـــــدای اکــــبرش

 بعد از چهل شب حق بر او اِنسیة الحـورا دهد

 اِنسیة الـحـورا دهــد، زهـــرا دهــد، زهــرا دهــد

  ای تربت گـــم گشته ات بیت الحـــــرام انــبیا

  صَـــحن بــقیعت خـــوشتر از دار الـــسلام انـبیا

تــعریف تـو، اوصــاف تــو، روح کلام انبیا

 نـــام تــو در مـــوج بــلا ذکـــر کــــــــــلام انـبیا

از کــوثر احــسان تــو، پُـر گشته جام انبیا

  تــنها نــه مــام احـــمدی، مـــام تــــــــمام انــبیا

حُـبت تمام دین مـن، مـهرت تـمام هست من

 ای وای اگـر از مـرحمت فـردا نــگیری دست من



موضوع : حضرت زهرا(س)، 

حضرت زهرا(س)- مدح و ولادت


ای که به جسم نبی، قلب تویی جان تویی

ای که به جان علی، جلوۀ جانان تویی

روضۀ احمد تویی جنّت و ریحان تویی

سیرتِ ختم رسل، سورۀ انسان تویی

در دو جهان صاحبِ سفرۀ احسان تویی

بطن نبوت تویی، باطن قرآن تویی

کیست ز نور دعا، ساخته مصباح کیست؟

در دل ظلمات جان، فالق الاصباح کیست؟

جز تو که ریحانه‌ای، روح که و راح کیست؟

حضرت موسی چه نام خواند بر الواح، کیست؟

در دل «مشکات» کیست، آنسوی «مصباح» کیست؟

دوازده چشمۀ دُرِّ درخشان تویی

تو باطن نمازی، حقیقت حج تویی

آن که امامت از او آمده منتج تویی

آنکه به قلب نبی آمده مدرج تویی

صحیفۀ عرش را نام مدرّج تویی

چراغ روشن تویی، سراج منهج تویی

به لوح محفوظ حق، صاحبِ عنوان تویی

زهرۀ زهرا تویی نور الهی تویی

مرکزِ منظومۀ لایتناهی تویی

به بحرِ وحی خدا فرشته ماهی تویی

به جانبِ کبریا همیشه راهی تویی

آن که خدا عصمتش داد گواهی تویی

سالکۀ واصلِ متصل الان تویی

فخر تبار قریش، الفتِ ایلاف توست

دست شه اولیاست که بوریاباف توست

ستاره سجّاد تو، فرشته طواف توست

رهایی بندگان، رهین الطاف توست

هر چه بخوانم تو را، کمتر از اوصاف توست

هر چه بگویم تو را، خوبتر از آن، تویی

آن که بر او مصطفی گشته ثناگو تویی

شاخۀ مریم تویی، خوشۀ شب‌بو تویی

سرّ ضمیر علی، «تو» تویی و «او» تویی

حقِ هوالحق تویی، هوی هوالهو تویی

مــادر آزادۀ ضــامن آهــو تــویی

جلوۀ طوس الرضا، نور خراسان تویی

در صدف آسمان نام تو «راحیل» بود

همدم روح و ملک محرم جبریل بود

بطن تو یا فاطمه، باطنِ تنزیل بود

حجّت تورات‌ بود آیت انجیل بود

جلوه‌گهِ قهر تو «طیراً ابابیل» بود

قبلۀ توحید تو، کعبۀ ایمان تویی

جان عزیز علی، جنّت الاعلی تویی

شاخۀ طوبی ز عرش رفته به بالا تویی

یار علی هیچکس، نباشد الّا تویی

چشمۀ غیرت تویی، اصل تولا تویی

مادر شش‌ماهۀ شهید مولا تویی

صاحب شش‌گوشۀ شاه شهیدان تویی

تویی تو امِّ موسی که خُلق کاظم از توست

نبوه الباقیه که وحی دائم از توست

قائمه العرشی و قیامِ قائم از توست

در دو جهان پایۀ کاخ مکارم از توست

بیت معالی از تو، قصر معالم از توست

عالمۀ عالمِ عالمِ یزدان تویی

خصم محمد ز تو، ابتر و منکوب شد

نزد حبیب خدا که چون تو محبوب شد؟

به مرهم دست تو، زخم نبی خوب شد

به مرهم دست تو، زخم نبی خوب شد

جنین شش‌ماهه‌ات مسیح مصلوب شد

غباری از چادرت شفای یعقوب شد

معجز پیراهنِ یوسف کنعان تویی

هجر من الخلق تو، سیرالی الله: تو

به جانب کبریا، راست‌ترین راه: تو

منطقه البروجِ دوازده ماه: تو

حجت، خونخواهِ تو، حجتِ خوانخواه: تو

غنچۀ نشکفته را برده به همراه: تو-

پیش از مقتلِ شهید عطشان، تویی

پایۀ مسجد بلند، به لرزۀ شیونت

منکر حق کور شد، به خطبۀ روشنت

دست زده مصطفی، به گوشۀ دامنت

دوستِ او دوستت، دشمن او دشمنت

حسرت یوسف شده، معجزِ پیراهنت

یک شبه هفتاد تن، کرده مسلمان تویی

فرشته سیب بهشت به تو تعارف کند

نزد تو روح الامین، قصد تشرف کند

پشت در خانه‌ات، نبی توقف کند

حیف که این خانه را شعله تصرف کند

چشم علی را پر از اشک تأسف کند

که ماهِ غمگین‌ترین شامِ غریبان تویی

تمامیِ اولیا گوش به دستورِ تو

کلیمه الحق تویی، مدینه شد طورِ تو

به لوح عرش خدا، کتاب مسطورِ تو

دلیل یوسف شده، جلوۀ مستورِ تو

به پشت هم هفت قفل، باز شد از نور تو

به عین حجب و حیا، مطلق برهان تویی

کلید رحمت تویی، منجی امت تویی

عین کرامت تویی، اصل مودت تویی

گنج نهان خدا در دل ظلمت تویی

اسوۀ مهدی تویی، حجّتِ حجّت تویی

قرب قریب خدا، صاحب قربت تویی

اذنِ اذانِ بلال، امامِ سلمان تویی



موضوع : حضرت زهرا(س)، 

حضرت زهرا(س)-مدح


مام بهشتی همه سامان عشق

دامن پاکش شده دامان عشق

اوکه همه راز و شگفتی شده

آنچه ندیدی و شنفتی شده

اوکه شده ام ابیهای عشق

سال و مه و زمزم شبهای عشق

حجب و حیایت شده ورد همه

جان به فدای چو تویی فاطمه

فاطمه ای میوه ی باغ رسول

راضیه ای مرضیه زهرا بتول

گلشن رضوان ز تو شد منجلی

محو وجودت شده مولا علی

جلوه ی هر پنج تن از روی توست

خوش به گدایی که در کوی توست

مادر میران دو عالم تویی

مایه ی فخر بنی آدم تویی

از کرم توست که شیدا شدیم

مهر علی آمد و پیدا شدیم

از ازلم لطف خدای کریم

داده به ما هم الف و لام و میم

داده به ما مهر و محبت به ذات

گفته شناسید مرا از صفات

قاهر و رحمان و رحیم وغفور

عالم و داناست به ذات الصدور

خالق ما هست خدای علی

هر چه که داریم فدای علی

فاطمه را خواست علی را کشید

روح علی در تن احمد دمید

تا که جهان پیچ و تب و تاب خورد

قصه در این قافیه ها آب خورد

شور شدیم ازعدم آغاز ما

بال گرفتیم به پرواز ما

در گذر حادثه پیدا شدیم

مهر علی آمد و شیدا شدیم

***

با تشکر از شاعر گرامی برای ارسال این شعر 



موضوع : حضرت زهرا(س)، 
جمعه 1393/01/29

حضرت زهرا(س)-مدح و ولادت


در میان شعر تو بانو! اگر حاضر شدم

خواندم اول کوثر و با نام تو طاهر شدم

در خیالم صحن و گنبد ساختم، زائر شدم

نام شیرین تو  بردم فاطمه! شاعر شدم

رشته‌ای بر گردن ابیات من افکنده دوست

می‌برد شعر مرا آنجا که خاطر خواه اوست

ناگهان دیدم میان خانه‌ی پیغمبرم

چون خدیجه غرق نوری از جهانی دیگرم

چرخ می‌زد یک نفس روح القدس دور و برم

تا نوشتم فاطمه، بوسید برگ دفترم

از شکوهش آسمان ساییده اینجا سر به خاک

آسمان را با خودش آورده این دختر به خاک

ای محمد! دشمنت را دوست ابتر می‌کند

خانه‌ات را بوی ریحانه‌‌ معطر می‌کند

دیدنش بار رسالت را سبکتر می‌کند

دختر است اما برایت کار مادر می‌کند

دختران آیات رحمت، مادران مهر آفرین

می‌شود ام ابیها، هر دو باهم، بعد از این

یک زره خرج جهازت، حُسن‌هایت بی‌شمار

با تو حیدر روز خیبر حرز می‌خواهد چکار؟

تا تو از تیغ دودم با عشق می‌گیری غبار

بعد از این مستانه‌تر صف می‌شکافد ذوالفقار

قوت بازوی مولایی به مولا، فاطمه!

قصه‌ی پیوند دریایی به دریا، فاطمه!

در هوای عاشقی با هم کبوتر می‌شوید

هر دو کوثر می‌شوید و هر دو حیدر می‌شوید

هست شیرین نامتان، قند مکرر می‌شوید

هر دو در کفواً احد با هم برابر می‌شود

بیت‌هایم بر درِ بیت تو زانو می‌زنند

شاعران تنها برای یک نظر، رو می‌زنند

در کسا، بی پرده با الله صحبت می‌کنی

هل اتی را سفره‌ی نور و کرامت می‌کنی

فکر خلقی، نیمه شب با حق که خلوت می‌کنی

در غم همسایه، ترک خواب راحت می‌کنی

مادری الحق چه می‌آید به نامت، فاطمه!

می‌دهد از سوی ما مهدی سلامت، فاطمه!

امتحان پس داده‌‌ای در آسمانها پیش از این

سالها بر عرش می‌تابید نورت چون نگین

حضرت حق چون دلش آمد بیایی بر زمین

واقعاً "الحمد للهِ ، رب العالمین"

جلوه‌ی نور تو را تنها خدایت دید و بس

فاطمه! قدر تو را تنها علی فهمید و بس

عالمی در حیرت از این آسیا چرخاندنت

با تبسم خستگی را از علی پوشاندنت

در عجب روح الامین از طرز قرآن خواندت

پیش نابینا میان حِصن چادر ماندنت

حجب میراثت، حیا سایه نشین چادرت

داده دل حتی یهودی هم به دین چادرت

سفره‌‌ی نان خالی اما سفره‌ی انعام پُر

خانه‌ات میخانه، ساقی با سخاوت، جام پر

از تو راضی و دلش از گردش ایام پر

کعبه از بت خالی اما کوچه از اصنام پر

ای زبانت ذوالفقارِ حیدر بی‌ذوالفقار!

بت شکن! برخیز، بسته دست او را روزگار



موضوع : حضرت زهرا(س)، 
جمعه 1393/01/29

حضرت زهرا(س)-مدح و ولادت


می نویسم به نام حضرت نور

می نویسم به خطِّ شعر و شعور

دست در دست عشق بگذارم

تا رساند مرا به فیض حضور

از تو باید سرود پس حالا

سخنم می رسد به وقت ظهور

دو سه خطّی نگاه می خواهم

تا قلم وصف تو كند ، پرشور

قصد دارم كه مست عشق شوم

بده دستم كمی شراب طهور

تو نه مریم ، نه آسیه ، حوا

تو جدایی زِ هر پری ، هر حور

نام تو منحصر به نام خودت

جلوه كرده درون تو ، مستور

با تو عیسی ، مسیح خواهد شد

وَ كلیمی رسد به وادی طور

اِن یكاد پیمبری ، بانو

تو كه باشی از او بلاست به دور

تو كه مجموعه ی كمالاتی

مادر مهربان ساداتی

ركن دین و اساس ایمانم

من به دست شما مسلمانم

از ازل بیقرار تو بودم

تا ابد بیقرار می مانم

بگذارید از شما باشم

من هم از نسل پاك سلمانم

پر پرواز را به من دادند

تا دخیلت شدند دستانم

دلم از هُرم عشق می سوزد

قطره ای اشك،روضه می خوانم

كوچه ها یاس را نفهمیدند

با همین غصه ها پریشانم

تو كه جان پیمبری ، زهرا

گفته بابات : فاطمه جانم

مدح تو كار احمد و حیدر

من كجا ، مدح تو... نمی دانم

جزء سی را ورق زدم بانو

گفته ام بین صوت قرآنم

لیلة القدر، قدر فاطمه است

لَکَ صَدرَک به صَدر فاطمه است

ای كه در عرش، دولتی داری

در قیامت، قیامتی داری

ای بزرگ قبیله ی عصمت

چه شكوهی، چه شوكتی داری

نطفه ات سیبی از بهشت خداست

عجب اصل و اصالتی داری

هركسی حاضر است خواهد دید

روز محشر ، علامتی داری

دست عباس زیر چادر توست

چه مبارك شفاعتی داری

تو خودت حیدری، برای خودت

رهبری و سیادتی داری

عدّه ای گرگ بی حیا بودند

كه ندیدند ، عزتی داری

دشمنت خوار شد زمانی كه

پشت در دید همّتی داری

گفته ای من فدایی علی ام

چه جلالی ، چه هیبتی داری

فاطمی هركه بود، مادری است

فاطمی هركه ماند، حیدری است



موضوع : حضرت زهرا(س)، 
جمعه 1393/01/29

حضرت زهرا(س)-مدح و ولادت


هلا عاشقان ! فصل شیدایی است

جهان غرق در نور و زیبایی است

هلا عاشقان ! بوی شادی رسید

جهان پر شد از بوی لبخند عید

خبر آمد امروز جشن گل است

جهان روشن از جلوه ی سنبل است

بپاش آب و آیینه ، عشق و گلاب

بخوان با ملایک غزل های ناب

بپاش آب و آیینه ، قرآن بخوان

دو رکعت اشارات عرفان بخوان

بیار آب و قرآن که آدینه شد

جهان ! فصل میلاد آیینه شد

زمین ! مژده ، جان جهان می رسد

زنی روشن از آسمان می رسد

شب مکه امشب ، شبی دیگر است

شب بارش سوره ی کوثر است

بشارت جهان ! لطف بی حد رسید

جهان ! نور چشم محمد رسید

هلا عصمت سبز ، بانوی آب !

سفیر سحر ، دختر آفتاب !

خبر آمد از غیب ، زهرا تویی

به بام جهان ، مهر یکتا تویی

امین خدا ، نور چشم نبی !

تو یار علی ، مادر زینبی

بدون تو ، خلقت صفایی نداشت

خدا بهر خلقت « چرا » یی نداشت

تو خندیدی و شد جهان دیدنی

جهان پر شد از جلوه ی روشنی

تو خندیدی و آسمان شد درست

که این آسمان ، شکل لبخند توست

تو خندیدی و غنچه ها وا شدند

گل یاس و نرگس شکوفا شدند

هلا عصمت سبز ، بانوی گل !

تو می آیی و می وزد بوی گل

تویی فاطمه ، وارث فصل عشق

شکوه شرف ، مادر نسل عشق

چه گویم ز تو ، ای گل یاس عشق ؟

شکوفاترین باغ احساس عشق

ز تفسیــــــــــر آیات تـــــو الـکنم

من بی زبان ، از تو دم می زنم ؟!

بلندست فهم تو ای نور ناب

مُعمّای روشن ! به روحم بتاب

مرا کن چو آیینه ات منجلی

که گویا شوم از دمت ، یا علی !



موضوع : حضرت زهرا(س)، 
جمعه 1393/01/29

حضرت زهرا(س)-مدح


زهی کوی کسی کز خون بود آب خیابانش

ز سرهای عزیزان چیده گلدان گرد میدانش

به خورشید قیامت می شود منجر به هر جلوه

تشرف های آئینه به صحن شبنمستانش

به زیل نام او جز حاشیه متنی نمی جوشد

که دارد منشئاتش شأن فرعیت به عنوانش

چنان وقت کرم از شش جهت بر تاخت می آید

که از پیراهن خود نیز رد گردد به طوفانش

کدامین نعره از سجاده حیدر را مدد فرمود

که می پوشد نعم یا سیدی شمشیر عریانش

زکاتی داشت خونم گیج تحویلش شدم

دیدم که حتی میرود عید سعید فطر، قربانش

دچار رنگ تیغ جلوه اش هم بهت مقبول است

شهید آید به محشر هر جان بازد به بهتانش

زهی بانوی جعفر پاسبان حمزه دربانی

که صد چشمی نگه دار است اورا مرد مردانش

زکوران نیز در ستر تجلی گشته او پنهان

که ممکن بود دیدارش دهد چشمی به کورانش

اگر میلش به اطعام تجلی می کشد حیف است

سر ما شاعران را خود نسازد آب گردانش

گناهانم فدای عصمت محضی چنین یا رب

که یوسف می شود با دیدن او گرگ کنعانش

چنان معصوم بگذشته است از همسایه اش کز

شوق به کارت می برد مریم هنوز از چشم جیرانش

اگر از ناز عزت پشت پلکی می کند نازک

همان کیفیت لطف است افتاده به مژگانش

به جمع پنج تن از چهار سو در هشت چشم آید

علی موسی الرضا پیدا شدا از آئینه بندانش

به قم به چادرش افتاده جمعی یارضا گویان

گروهی حضرت معصومه گویان در خراسانش

چنین شأنی که من میبینم از حیث أحد کامل

ندارم شک که در خلوت پرستیدست شیطانش

حدیث کامل لولاک شرح کاملی دارد

چو لولای در جنت بچرخد تحت فرمانش

به شأن خویش دارد إلتجی از فرط آگاهی

اگر دستی بگیرد در خرامیدن به دامانش

عبور از شام ظلمانی است شرط مردن روشن

کلید برق هستی مانده در آنسوی دارانش

جلالت مرحمی از نوع دیگر دارد ای غافل

همان شمشیر بیرون می زند آخر ز درمانش

به دربار زنی کز غیر خود رو در حجاب آرد

نظر دارد به الله الصمد نقاش ایوانش

به شهر قم به چشمم از دهانی شادباش امد

کدامین پسته خندیدست به بادام سوهانش

به امکان کسی دلداده ام کز شدت اعجاز

جمل را در ته سوزن کند با بار کوهانش

مگو گستاخ شیون بوده این نو شاعرالکن

به قدر وسع خود کرده است معنی تازه کتمانش

***

از وبلاگ تیشه های اشک



موضوع : حضرت زهرا(س)، 
جمعه 1393/01/29

حضرت زهرا(س)-مدح و ولادت


نبض عالم تند تر از پیش گویا می زند

طبع سرد خاک هم دارد به گرما می زند

علت معراج رفتن ها مشخص شد ، چه بود

هر که زهرا را بفهمد ... دل به دریا می زند

می رود رو به کمال آنقدر که حیدر شود

ذو الفقار عدل و رحمش ، برق خوشنامی زند

فاطمه نوریست که وقت طلوعش ، آفتاب -

چون خجالت می کشد از این سمت ، جا می زند

از مناجات خدیجه می شود فهمید که ؛

حرف هایش را چونان طفلی به زهرا می زند !

خانه ی حیدر ندارد احتیاجی به حصیر

مادر این خانه بر فرش جنان پا می زند

واقعش این است دنیا رفته ، به پابوس او

هر چه در ظاهر قدم بر خاک دنیا می زند

پاره ی جان رسول ، آنگونه وارد می شود ؛

که روایت حرف از " قام الیها " می زند

می نویسد تا خدا امضای خود را "فاطمه"

زیر آن با مهر خود " ام ابیها " می زند



موضوع : حضرت زهرا(س)، 

حضرت زهرا(س)-مدح


سلام خالق سلام خلقت سلام احمد سلام امّت

سلام رضوان سلام جنّت سلام غلمان سلام حورا

سلام آدم سلام حّوا سلام مریم سلام عیسی

سلام یاسین سلام طاها به جسم زهرا به جان زهرا

مهین صفیه بهین امینه نهال مکه گل مدینه

رسول حق را سرور سینه ولی حق یگانه همتا

جلال منّان جمال سبحان روان قرآن زبان فرقان

قرار امکان مدار ایمان رسوله حق بتول عذرا

در اوست پنهان کمال سرمد از اوست پیدا جمال احمد

ریاض حسنش گل محمّد بیاض رویش بهشت بابا

نجات بسته به تار مویش حیات روشن به یاد رویش

به عرض حاجت روان به کویش هزار مریم هزار عیسی

دُرِ نبوت گل ولایت محیط رحمت یم عنایت

رسل به نورش شده هدایت یکی به جودی یکی به سینه

هزار یوسف به تخت شاهی هزار یونس به بطن ماهی

به عصمت او دهد گواهی به مدحت او هماره گویا

نیاز دارد نیاز بر او نماز آرد نماز بر او

الا محمّد بناز بر او که او بود تو، تو او به معنا

کجاست آدم کجاست حوا کجاست مریم کجاست عیسی

کجاست رضوان کجاست حورا که سجده آرد به خاک زهرا

ستاره اشک شب نیازش سپهر سجّادهۀ نمازش

خداپرستان کشند نازش اگر نگاهی کند به ترسا

به هر کلامش هزار حکمت به هر پیامش هزار حجّت

به هر نگاهش هزار جنّت به هر قیامش هزار طوبی

بتول اول رسول ثانی سپهر حکمت یم معانی

خدای دادش خدا یگانی به اهل دنیا به خلق عقبی

اگر تو داری به او محبّت و گر مرا هست از او مودّت

تو را به باغ جنان چه حاجت مرا زقعر سَقَر چه پروا

ضلالت از ما هدایت از او توسّل از ما عنایت از او

اطاعت از ما ولایت از او ولایت از او اطاعت از ما

زبان گشودم به مدحت وی سنائی ام گفت بگوش هی هی

«به کنه ذاتش خرد برد پی اگر رسد خس به قعر دریا»

وجود بسته به بود و هستش خرد، تفّکر، دو پای بستش

الا محمّد ببوس دستش که اوست دست خدای یکتا

خدا به قرآن کند ثنایش رسول خیزد به پیش پایش

علی به حسن خدا نمایش جمال حق را کند تماشا

فلک به کویش پناه دارد ملک به سویش نگاه دارد

دو آفتاب و دو ماه دارد دو عالم افروز دو عالم آرا

الا که روح مطهّری تو الا که جان پیمبری تو

فرشتگان را تو رهبری تو به فیض الهام به نور سیما

ائمه حجّت برای امت تو بر ائمه هماره حجت

کنند از تو همه اطاعت چنان که از ذات حق تعالی

بهشت وحی آشیانۀ تو صدای قرآن ترانۀ تو

بدین جلالت زخانۀ تو شرار آتش گرفت بالا

زگریه بسته ره گلویت زغصه گشته سفید مویت

چو خورد سیلی به ماه رویت جهان سیه شد به چشم مولا

قسم به قرآن عدو ترا کشت چه بی گنه کشت چه ناروا کشت

یکی نپرسید از او چرا کشت یکی نگفتا چه کرده زهرا

تو جان خود را به کف نهادی زدست رفتی زپا فتادی

گه اوفتادی گه ایستادی رها نکردی امام خود را

خزان جفا کرد به لالۀ تو که رفت از کف سلالۀ تو

مدینه لرزید زناله تو پرید رنگ علی اعلا

زچشم خود خون، ببار میثم زسینه آتش برآر میثم

هر آنچه داری بیار (میثم) به پای عترت بریز یکجا



موضوع : حضرت زهرا(س)، 
جمعه 1393/01/29

حضرت زهرا(س)-مدح و مناجات


مادرم ! عالم همه مبهوت و حیرانِ شماست

آسمانها و زمین هم تحتِ فرمان شماست

عالمی را با نگاه خود مسلمان می كند

هر كه تسلیم شما گشته مسلمان شماست

ما كه تنها ریزه خوارِ خوانِ لطفت نیستیم

رزق میكائیل هم از سفره و خوان شماست

صور اسرافیل با ذكر تو احیا می كند

جان عزائیل هم در مشت دستان شماست

اینهمه از تو نوشتم خوب میدانم كه این

قطره ای ناچیز از دریای احسان شماست

گر چه ناچیزم ولی دلبسته ی كوی توأم

شكر حق بی بی كه دست من به دامان شماست



موضوع : حضرت زهرا(س)، 
جمعه 1393/01/29

حضرت زهرا(س)-مدح و ولادت


ملیکه ای ملکوتی سریر می آید

الهه ای به نقابی حریر می آید

ز عرش بس که فرشته ز فرش می بارد

صدای هلهله از چرخ پیر می آید

پیاله ها همه لبریز و تاکها سیراب

چه کوثری است که این سان کثیر می آید

تمام آینه ها را شکسته انوارش

شگفت آینه داری منیر می آید

چنان شکوه نزولش گرفته عالم را

که آفتاب غباری حقیر می آید

زمین به شوق قدومش به خویش می بالد

و هرچه هست به چشمش فقیر می آید

شب است و کعبه چه نا باورانه می بیند

که ابر مهر به این گرم سیر می آید

هزار آبشار از بهشت می ریزد

هزار چشمه به چشمم کویر می آید

به سوی خانه ی خورشید دستهاست بلند

که مادرانه کسی دستگیر می آید

رسید کعبه برای طواف قبله ی خود

به گرد خانه ی او سر به زیر می آید

گشود شهپر خود را و گفت جبرائیل

چقدر زیر قدومت حصیر می آید

ز فرط شوق پیمبر به خود نمی گنجد

ز عطر هر نفسش یا مجیر می آید

گرفت تنگ درآغوش و دید از قلبش

صدای زمزمه ای دلپذیر می آید

تپش تپش ز دلش یا علی علی جاریست

نفس نفس ز لبش یا امیر می آید

رسید تا که بدانند آسمانی ها

برای شیر خدا هم نظیر می آید

بگو به دشمن مولا که دشمن زهراست

هنوز از دهنت بوی شیر می آید

قسم به مادر دریا،قسم به مادر آب

که شور موج به هر آبگیر می آید

طلوع می کند از پشت ابرها خورشید

ز شام غیبت خود گرچه دیر می آید

برای آنکه ببینیم قبر مادر را

ز راه مرحم زخم غدیر می آید



موضوع : حضرت زهرا(س)، 
جمعه 1393/01/29

حضرت زهرا(س)-مدح و ولادت


كیست زهرا آنكه عطر سیب جنّت می دهد

نام زیبایش به جان و دل محبت می دهد

كیست زهرا آنكه خلقت بی وجودش هیچ نیست

او كه پیوند نبوت با امامت می دهد

كیست زهرا بانویی از جنس باران جنس نور

رحمت نابی كه بر هر سینه بهجت می دهد

كیست زهرا دختری بهتر ز مادر بر پدر

آنكه درس مادری بر كل خلقت می دهد

كیست زهرا حضرت انسیۀ حوراستی

نور آن حوریّه بر انسان طهارت می دهد

كیست زهرا حضرتِ عبدِ عبیدِ كردگار

آنكه با رفتار خود درس اطاعت می دهد

كیست زهرا آنكه دارد بر بشر فخر و شرف

هركه پوید راه وی بر خویش قیمت می دهد

فاطمه آموزگار مكتب پیغمبران

فاطمه بر اولیا درس شجاعت می دهد

مِهر او صدجا گِره از كارها وا می كند

نام او حتی به هر مظلوم قدرت می دهد

در جهان زهرائیان برتر ز خَلق عالمند

پس خدا ایرانیان را خویش رفعت می دهد

هركه دارد حبّ زهرا را خداوند كریم

بر محبّ حضرتش از غیب نصرت می دهد

پرچم زهرا به هر كشور شود در اهتزاز

بی گمان آن خطّه را الله عزت می دهد

هركه سازد راه زهرا را مرام خویشتن

دیر یا زود عاقبت تشكیل دولت می دهد

گفتمانِ پیشرفتَش هم شعاری بیش نیست

آنكه روی مصلحت شور عدالت می دهد

سالكِ بی ادعا در هر فراز و هر نشیب

با دل و جان تن به فرمان ولایت می دهد

مكتب زهرا كجا و مكتب بیگانگان

مكتب زهرای اطهر درس غیرت می دهد

□□□

كیست زهرا نام او ما را وجاهت می دهد

كیست زهرا آنكه دلها را حلاوت می دهد

بانوان فاطمی درس تشخّص خوانده اند

چون فضیلت های او زن را اصالت می دهد

روز مادر را به مادر می توان تبریك گفت

مادر هستی اگر زهراست ، رخصت می دهد

چادرش غیر مسلمان را مسلمان می كند

با حجاب و عفتش تعلیم عفت می دهد

چون به محراب نماز خویش می سازد قیام

هر ركوع و سجده اش خوف قیامت می دهد

با وجود آن مصیبت های سخت و بی شمار

خطبه های آتشینش درس همت می دهد

هركجا بیداریِ دلهاست مرهون وِی است

قصۀ پر غصۀ او درس عبرت می دهد

گركه اُمت های اسلامی به او روی آورند

خود نشانِ توده ها، راه هدایت می دهد

یوسف زهرا به او وقتی توسل می كند

پیرو دستور او پایان به غیبت می دهد

بعد حكم مهدی اَش رو می كند سوی حسین

وز میان قتلگاهش اذن رجعت می دهد

بر تمام مومنین و شیعیان و شاهدان

مُهر رجعت را بدستان كرامت می دهد

روز محشر چون ندا آید كه آمد فاطمه

حضرت سبحان به او اذن شفاعت می دهد

چونكه اسباب شفاعت را بگیرد روی دست

دست قهّار خدا حكم قضاوت می دهد

ایزد منّان میان آیه های مُصحَفَش

بر جفا كاران او دستور لعنت می دهد

این دعای خیر باید زینت لب ها شود

اِنتقم یا منتقم! تیغ تو نصرت می دهد

***

از وبلاگ حاج محمود ژولیده



موضوع : حضرت زهرا(س)، 

حضرت زهرا(س)-مدح و ولادت


عشق وقتی مرا صدا می کرد

درد جان مرا دوا می کرد

چون نسیمی دل غریب مرا

با گلی یاس آشنا می کرد

به روی تشنگان رحمت دوست

در رحمت دوباره وا می کرد

همچو مرغ سحر همه هستی

زمزمۀ خدا خدا می کرد

گاه دستم به آسمان ها بود

گه زبان دلم دعا می کرد

با گلابی که ریخت از چشمم

گفتگو با ستاره ها می کرد

چون پرستوی عاشقی بودم

که پر و بال شوق وا می کرد

چه شب پُر ز رحمتی که خدا

هرچه می خواستم عطا می کرد

به امید مدینۀ زهرا

دل غمدیده گریه ها می کرد

عشق با خود پیام شادی داشت

مرغ دل را ز غم رها می کرد

گوش جان باز کردم و هاتف

این سخن دم به دم ادا می کرد

صلوات علیه من غفار

وعلی اهلبیت الاطهار

گل چو دفتر گشود یازهرا

بلبل از تو سرود یازهرا

بر مشامم ز عرش در قدمت

می رسد بوی عود یازهرا

حوریان درحضور تو آیند

به سلام و درود یازهرا

سائلان حریم تو هستند

کرم و لطف و جود یازهرا

عشق در هر کجا که زانو زد

از تو گفت و شنود یازهرا

به ولای تو کز ازل مهرت

دل ما را رُبود یازهرا

عطر جنّت به عرش بخشیدی

در قیام و قعود یازهرا

دین و ایمان و عصمت و تقوا

از تو دارد نمود یازهرا

به خدا آگه از مقام تواند

همه غیب و شهود یازهرا

گر بنام تو لب گشودم من

لطف لطف تو بود یازهرا

صلوات علیه من غفار

وعلی اهلبیت الاطهار   



موضوع : حضرت زهرا(س)، 

حضرت زهرا(س)-مدح و ولادت


ای بانوی اطهر نمونه

وی دخت پیمبر نمونه

ای فاطمه ای حبیبه حق

مشهور به کوثر نمونه

مام حسنین و زینبینی

ای طاهره مادر نمونه

غیر از پدرت کسی ندارد

مانند تو دختر نمونه

طوبا به مقام تو علی را

هم کفوی و همسر نمونه

گنجینه علم و معرفت را

ناید چو تو گوهر نمونه

عقد تو در آسمان ملک خواند

ای همسر شوهر نمونه

زینب ز تو درس منطق آموخت

تا گشت سخنور نمونه

ای در حرم از ملک مقرب

ای بر فلک اختر نمونه

رو هر که به درگهت نهاده

بگرفته فر از در نمونه

از لطف تو درتمام عالم

ایران شده کشور نمونه



موضوع : حضرت زهرا(س)، 
پنجشنبه 1393/01/28

حضرت زهرا(س)-مدح و ولادت


امشب نشسته ام بنویسم ترانه ها

از باغ از بهار من از مادرانه ها

از دست پُر امیدم و تسبیح دانه ها

از این دلی که پر زده از آشیانه ها

شکرش میان این همه سر سروری شدیم

مانند یازده پسرش مادری شدیم

آیینه ای گرفته خدا در برابرش

خورشیدی از تمامی انوار انورش

امشب خدا نشسته خدا با پیمبرش

امشب پدر رسیده به دیدار مادرش

تعظیم تو به او نه که بر هست واجب است

از این به بعد بوسه بر این دست واجب است

تا مه کرده نام شما قیل و قال را

پیدا نموده با تو کرامت کمال را

گم کرده عقل پیش شکوهت خیال را

پنهان جمال کردی پیدا جلال را

هر چند کار توست که پیغمبری کنی

تو آمدی که پای علی حیدری کنی

این باغ ها معطر زهراست یا علی

این موج موج کوثر زهراست یا علی

آری تمام باور زهراست یا علی

نام تو نام دیگر زهراست یا علی

آغاز آفرینش از آغاز فاطمه است

یعنی علی حقیقت اعجاز فاطمه است

خورشید زیر پای تو خشت محقریست

کار نگاه چشم شما ذره پروریست

خاک حسینیه شدنم لطف مادریست

خانم تمام حرف من این بیت آذریست

"بنیانگذار مکتب غیرتدی فاطمه

عباسَ درس معرفت اُورگدی فاطمه"

عمریست تا به لطف تو زنجیر می شویم

با بوی نان تازه نمک گیر می شویم

باز از تنور روشن تو سیر می شویم

شکرش ! کنار خانه تو پیر می شویم

در روضه باز چایی دم کرده ی تو بود

این لطف ، لطف دست وَرم کرده ی تو بود

خانم میان صحن رضا نام تو بس است

پای ضریح وقت شفا نام تو بس است

پایین پا به جای دعا نام تو بس است

دردی مگر برای دوا نام تو بس است

نام تو بر لبم دم باب الجواد بود

فیض تو بود از سر من هم زیاد بود

آواره ایم پای شما خوش بحال ما

مشمول هر دعای شما خوش بحال ما

پروانه ی عزای شما خوش بحال ما

مجنون کربلای شما خوش بحال ما

آهی بکش که سینه ی ما کربلایی است

تا یاد توست حال دلم مجتبایی است

می خواست حامی مادر شود نشد

مرهم برای زخم کبوتر شود نشد

تا مانع هجوم ستمگر شود نشد

شاید به جای روی تو پرپر شود نشد

ای وای من که برگ گلی ضرب شست خورد

ضربی ز روی و ضربه ای از پشت دست خورد



موضوع : حضرت زهرا(س)، 
پنجشنبه 1393/01/28

حضرت زهرا(س)-مدح


می نویسیم اگر یا زهرا

کار داریم همه با زهرا

مینویسیم هزاران دفعه...

فاطمه، فاطمه، زهرا، زهرا

وصف او را ز سر ناچاری...

مینویسم، و الا زهرا...

فاطمه بود سراپا احمد

مصطفی بود سرا پا زهرا

هر کسی را که ز نسلش دیدیم

حرمی داشته، الا ...



موضوع : حضرت زهرا(س)، 
پنجشنبه 1393/01/28

حضرت زهرا(س)-مدح


کوثر نبود، ساقی کوثر نداشتیم

حرفی برای طعنۀ –أبتر- نداشتیم

راز تکامل همه ی خاک ها تویی

بی لطف و ذره پروری ات زر نداشتیم

سرمایه ی محبت زهرا اگر نبود

چیزی برای لحظۀ آخر نداشتیم

در کوچه راه می روم و فکر می کنم

قطعا بدون فاطمه، حیدر نداشتیم

بار امامت است که او حمل می کند

بی نسل او که مذهب جعفر نداشتیم

قرآن بدون سورۀ کوثر تمام نیست

بی فاطمه هدایت برتر نداشتیم

وقت نزول وحی خدا گفت: جبرئیل

زهرا اگر نبود، پیمبر نداشتیم

جریان کوچه و در و دیوار اگر نبود

سوگند می خوریم که محشر نداشتیم

***

با تشکر از شاعر گرامی برای ارسال این شعر



موضوع : حضرت زهرا(س)، 
پنجشنبه 1393/01/28

حضرت زهرا(س)-مدح


دریایی و دل دادی یک روز به دریایی

این شد که پدید آمد از عشق تو دنیایی

هم صاحب آبی تو، هم روح حجابی تو

هم نور دل ساقی، هم مادر سقایی

شیدای شکوه تو تنها دل حیدر نیست

عالم همه مجنونند وقتی که تو لیلایی

از نور تو یا کوثر! ـ تا کور شود ابترـ

دارد دل پیغمبر چه ام ابیهایی!

مرضیه و راضیه، ریحانه و حانیه

منصوره و مستوره، به به! که چه اسمایی

معصومه‌ای و عصمت از نام تو می‌جوشد

هم کوثر و تسنیمی، هم سدره و طوبایی

باغی شده پر برکت، بهتر شده از جنت

حالا که زمین دارد انسیه حورایی

آن روز چرا محشر نامش نشود؟ آخر

آن روز تو می‌آیی ای جلوه‌ی زیبایی!

هم دختر طاهایی هم همسر مولایی

قدر تو ولی این نیست، اینست که زهرایی

گفتند که پنهانی، اما به خدا دیدم

هر لحظه که درماندم، آن لحظه همان جایی

در خواندن تو سوزی است، با ما تو بخوان مادر!

"ای پادشه خوبان داد از غم تنهایی"



موضوع : حضرت زهرا(س)، 


( کل صحن های حسینیه : 290 )    1   2   3   4   5   6   7   ...   


درباره حسینیه


سلام!به پایگاه فرهنگی هیات «مکتب الشهداء تهرانسر» خوش آمدید...
×××
برای ارتباط با ما می توانید از طریق آدرسmotallebi64@gmail.com اقدام فرمایید.
×××
برای شرکت در کارگاه مجازی شعر آیینی حسینیه می تونید به آدرس ذیل مراجعه کنید:
hosenih.mihanblog.com/post/3201
×××
آدرس پایگاه اطلاع رسانی هیات مکتب الشهداء-تهرانسر:
maktab-shohada.mihanblog.com

مدیر وبلاگ : شاهد
آمار زائرین حسینیه
  • زائرین امروز :
  • زائرین دیروز :
  • زائرین این ماه :
  • زائرین ماه قبل :
  • کل زائرین :
  • تعداد کل اشعار :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
نظرسنجی حسینیه
نظرتان درباره کیفیت اشعار و ساختار کتاب موبایل حسینیه رضوی92 چیست؟





پایگاه های مدح و مرثیه
لوگوها

 پایگاه تخصصی مدح و مرثیه

 پایگاه تخصصی روضه و مقتل

 پایگاه نوحه و سبک های مداحی

کتاب موبایل حسینیه-مدح و مرثیه

 پایگاه اطلاع رسانی هیات مکتب الشهداء-تهرانسر

 کارگاه مجازی شعر آیینی حسینیه

 اشعار استاد علی اکبر لطیفیان

 پایگاه شارژ فرهنگی

 قرارگاه-پایگاه فرهنگی هیئت مکتب الشهداء





Powered by WebGozar