حسینیه پایگاه تخصصی مدح و مرثیه
جهت دسترسی آسان به اشعار مورد نظر از فهرست موضوعات استفاده کنید
موضوعات اشعار

امام زمان(عج)-مناجات


ای آنکه ظهور تو به غم خاتمه است

می آیی و بر لبت چنین زمزمه است

این هفته اقامه نماز جمعه

در صحن و سرای مادرم فاطمه است



موضوع : امام زمان(عج)-مناجات فراق، امام زمان(عج)-مناجات فاطمیه، 
پنجشنبه 1393/12/14

حضرت زهرا(س)-هجوم به بیت ولایت


خزان رسید و به گلزار من شرار انداخت

رسید هیزم و آتش به شاخسار انداخت

دَری که ساختم آخر به من خیانت کرد

گرفت آتش خود را به روی یار انداخت

میان معرکه سلمان خداش خیر دهد

دوید و زود عبا را رویِ نگار انداخت

خودم ز سینه ی او میخ را در آوردم

ببین مرا به چه کاری که روزگار انداخت

عقب کشید و به دیوار خورد و در پیچید

شیار در به روی پهلویش شیار انداخت

زن جوان مرا می زدند نامردها

مدینه فاطمه ام را در احتضار انداخت

و یک غلاف که دست چهل نفر چرخید

و دست فاطمه را عاقبت ز کار انداخت

چقدر چادر زهرا به پاش می پیچید

زن مرا وسط کوچه چند بار انداخت

همین که دست به معجر گرفت طوفان شد

صدا که زد همه را یاد ذوالفقار انداخت

از آن به بعد که برگشت فاطمه ، زینب

دو گوشواره ی خود را دگر کنار انداخت

تو را غلاف که انداخت حسینت هم

ز روی اسب نیفتاد ؛ نیزه دار انداخت



موضوع : حضرت زهرا(س)-شهادت، 
پنجشنبه 1393/12/14

حضرت زهرا(س)-مناجات


تمام عمر ز داغت گریستم زهرا

خدا گواست که با گریه زیستم زهرا

به انزوای غریبانۀ علی شب و روز

چوشمع سوخته جانی گریستم زهرا

توئی که عزّت و نامی مرا عطا کردی

وگرنه بی تو  ندانم که کیستم زهرا

نه عاشقم که بگویم مدینه عشق من است

نه رهروم به طریق تو چیستم زهرا

ز پا فکنده مرا بار معصیت امروز

چگونه پیش تو فردا بایستم زهرا

قبول می کنی اکنون بخوانمت مادر

اگرچه آنچه که خواهی تو نیستم زهرا

بگیر دست «وفائی »خسته را در حشر

که برحسین تو عمری گریستم زهرا



موضوع : حضرت زهرا(س)، 
پنجشنبه 1393/12/14

امام زمان(عج)-مناجات فاطمیه


دلگرمی این روزهای سرد برگرد

سرسبزی این روزگار زرد برگرد

آسان نگردد بی تو هر چه سخت باز آ

درمان ندارد بی تو هر چه درد برگرد

"اشکو الیک" از جهان خالی از مرد

با سیصد و باسیزده تا مرد برگرد

پای تو خواهم ماند و همچون اهل کوفه

پشت تو را خالی نخواهم کرد برگرد

می آیی آن روزی که شاید خاک باشم

تا پر کشم بر دامنت چون گرد برگرد

دنبال تو در کوچه های فاطمیه

حیران شدم چون عابری شب گرد برگرد

ای دسـِت قهاِر خـدا تـا كه بگـیری

كـفـاره ی سیـلِی آن نـامرد٬ برگرد

زینب فقط می داند آن بَلواِی كوچه

شب ها چه بر روِز حسن آورد٬ برگرد

یك حرف می مـاند برایم یابن زهرا

بـرگرد جـاِن مـادرت بـرگرد٬ بـرگرد



موضوع : امام زمان(عج)-مناجات فاطمیه، 
پنجشنبه 1393/12/14

حضرت زهرا(س)-هجوم به بیت ولایت


مردم ِ شهر رسیدند ولی با آتش

آمده لشکر ِ ابلیس سراپا آتش

داشت از درد تنِ خانه به خود می پیچید

داد زد کوبه ی در  وای خدایا آتش

درِ این خانه و آتش!؟چه خیالی دارند؟

جمع کردند در خانه ی دریا آتش

در خودش شعله زد و سوخت و خاکستر شد

با خودش گفت چرا خانۀ زهرا آتش!؟ . .

باز تکرارِ همین قصه کمی آنسوتر

کربلا، روز دهم،خیمه و غوغا آتش



موضوع : حضرت زهرا(س)-شهادت، 
چهارشنبه 1393/12/13

حضرت زهرا(س)-کنار مزار پدر(ص)


سرِ مزارت اگر آه آه می گیرم

اگر سراغِ تو را گاه گاه می گیرم

كشیدنِ بدنم تا كنارِ تو سخت است!

چه خارها كه ز پا بینِ راه می گیرم

گرفته ام كمك از شانه ی حسین و حسن

پُر از تَرك شده ام، تكیه گاه می گیرم

مُغیره رویِ سرم، سایبانِ من را ریخت

اگر به سایه ی طفلم پناه می گیرم

كمی كبود و كمی هم سیاه شد رویم

مرا ببخش كه از تو نگاه می گیرم

فقط نه خاكِ مزارت، كه چند وقتی هست

حسین را ز حسن، اشتباه می گیرم

مرا زدند ولی باز هم سراغِ تو را

شبیه دختركی بی گناه می گیرم

به گریه گفت به بابا حلال كن من را

اگر ز رویِ تو رویِ سیاه می گیرم

هر آن زمان كه دو چشمانِ زجر می بینم

به زیرِ چادر عمه پناه می گیرم



موضوع : حضرت زهرا(س)-شهادت، 
چهارشنبه 1393/12/13

امام زمان(عج)-مناجات فاطمیه


پُر از حاجتم، حاجتم را روا كن

گره های كورِ مرا، باز وا كن

دلی بی قرارم، قرارِ دلم شو

غباری حقیرم، مرا خاك پا كن

میانِ قنوتت، میانِ نمازت

مراهم دعا كن، مرا هم دعا كن

فقط خوب ها نه، كمی مالِ من باش

بد و خوب را، كمتر از هم سوا كن

دو دستِ پُر از خواهشم را بگیر و

اگر كه دلت آمد، آندم رها كن

شبی بینِ روضه، بگو وای مادر

شبی بینِ ما ، مادرت را صدا كن

همانجا جدا كن ز تن روحِ ما را

و این جسم را خاك در كربلا كن



موضوع : امام زمان(عج)-مناجات فاطمیه، 
سه شنبه 1393/12/12

امام زمان(عج)-مناجات فاطمیه


نظر نما که گرفتاری ام زیاد شده

ز دست تو طلب یاری ام زیاد شده

چقدر واسطه گشتی خدا مرا بخشید

ببخش توبه تکراری ام زیاد شده

بزرگواری و نگذاشتی زمین بخورم

به زحمت او بدهکاری ام زیاد شده

به چشم خلق گناه است گریه کردن ما

چه خوب شد که گنه کاری ام زیاد شده

ز درد روضه دگر شب نمی برد خوابم

شبیه فاطمه بیداری ام زیاد شده

صدای یا ابتایش به گوش می آید

دلم شکستنی است ، زاری ام زیاد شده

کسی که صاحب اشک است لشکر زهراست

به لطف فاطمه یاری ام زیاد شده

قسم به غیرت حیدر زدند زهرا را

به این دلیل عزاداری ام زیاد شده

به فضه گفت دعا کن دگر بمیرم من

که زحمت من و بیماری ام زیاد شده

به هیچ مرهمی این زخم هم نمی آید

هزینه های نگه داری ام زیاد شده

حلال کن چقدر خون پیرهن شستی

ملافه های پرستاری ام زیاد شده



موضوع : امام زمان(عج)-مناجات فاطمیه، 
سه شنبه 1393/12/12

حضرت زهرا(س)-حمله به بیت ولایت


حوریه علی بدنت راعقب بكش

درسوخته است زود تنت را عقب بكش

امروز كه ز دنده چپ پاشده ست میخ

بااحتیاط پیرهنت را عقب بكش

بو میبرند كوله ی بارت شكستنی ست

از در نفس نفس زدنت را عقب بكش

سینه سپركن و جلوی نعره ها بایست

ای شیر زن اباالحسنت را عقب بكش

فضه برای وضعیت حال تو بس است

دیگر حسین را....حسنت را...عقب بكش

***

از سایت روضه



موضوع : حضرت زهرا(س)-شهادت، 
سه شنبه 1393/12/12

امام زمان(عج)-مناجات فاطمیه


دل گرمی ایـن روزهایِ سرد، برگرد

ای سرخی گلهایِ خشك و زرد، برگرد

آسان ندارد بی تو هر چه سخت، بازا

درمان ندارد بی تو هر چه درد، برگرد

اَشكوْ اِلیْكَ از جهانِ خـالی از مـرد

بـا سیصد و بـا سیزده تا مـرد، برگرد

از عاشقی سرشارم و چون اهلِ كوفه

پُشتِ تو را خالی نخواهم كرد، برگرد

می آیی آن روزی كه شاید خاك باشم

تا پَر كِشم بر دامنت چون گَرد، برگرد

دنـبـالِ تـو در كوچـه هـایِ فاطمیه

حیران شدم چون عابری شبگرد، برگرد

ای دسـتِ قهارِ خـدا تـا كه بگـیری

كـفـاره ی سیـلیِ آن نـامرد، برگرد

زینب فقط می داند آن بَلوایِ كوچه

شب ها چه بر روزِ حسن آورد، برگرد

یك حرف می مـاند برایم یابن زهرا

بـرگرد جـانِ مـادرت بـرگرد، بـرگرد



موضوع : امام زمان(عج)-مناجات فاطمیه، 
سه شنبه 1393/12/12

حضرت زهرا(س)-کوچه بنی هاشم


شب و كابوس، از چَشمِ منِ كم سو نمی افتد

تـبِ من كم شده، امّـا تبِ بانـو نمی افتد

غرورم را شكسته خنده ی نا مَحرمی یا ربّ

چه دردی دارد آن كوچه، كه با دارو نمی افتد

جماعت داشت می آمد، دلم لرزید می گفتم

كه بیخود راهِ نامردی به ما اینسو نمی افتد

كشیدم قَدّ به رویِ پایم و آن لحظه فهمیدم

كه حتی ردِّ بادِ سیلی اش، بر گونه می افتد

نشد حائل كند دستش، گرفته بود چادر را

كه وقتی دست حائل شد، كسی با رو نمی افتد

به رویِ شانه ام دستی و دستی داشت بر دیوار

به خود گفتم خیالت تخت باشد، او نمی افتد

سیاهی رفت چشمانش، سیاهی رفت چشمانم

و گر نه اینقدر در كوچه، با زانو نمی افتد

میانِ خاك می گردیم و می گویم چه ضربی داشت!

خدایا گوشواره اینقدر آنسو نمی افتد!

دو ماهی هست كابوس است خوابِ هر شبم، گیرم

تبِ من خوب شد، امّا تبِ بانو نمی افتد



موضوع : حضرت زهرا(س)-شهادت، 
سه شنبه 1393/12/12

امیرالمومنین(ع)حضرت زهرا(س)-مدح


بهشت جلوه ای از سایه سار این دو نفر

جهنم است نبودن کنار این دو نفر

نماز شفع پیمبر علی و فاطمه اند

نماز شب شده شب زنده دار این دو نفر

طلا غبار قدمهای فضه خادمشان

گرفته فضه عیار از عیار این دو نفر

گره نخورده به دست طناب قصه شان

نبود دست کسی اختیار این دو نفر

وقار کوه احد هم شکست در کوچه

کشیده شد به زمین تا وقار این دو نفر

میان غربت غمبار خانه خورشید

نبود میخ در خانه یار این دو نفر

علاوه بر در خانه زدند زهرا را

نشد رعایت تقسیم کار این دو نفر

به غیر آتش سوزان تب ، به غیر از درد

نبود هیچ کسی غمگسار این دو نفر

بجای میخ در خانه که ندارد شرم

خمیده ام، شده ام سوگوار این دو نفر

***

از سایت بی پلاک



موضوع : حضرت زهرا(س)-شهادت، امام علی(ع)، امیرالمومنین(ع)، حضرت زهرا(س)، 
سه شنبه 1393/12/12

حضرت زهرا(س)-روز شهادت


دو آینه که خدا را به ما نشان دادند

دوتا ستاره که زینت به آسمان دادند

دو تا کریم دو تا سبز پوش فاطمه خو

دو مهربان که به ما رزق آب و نان دادند

دوتا حسن که یکی را حسین میخوانند

که هرچه روزیشان شد به این و آن دادند

دو گریه زاده دو تا ابر بغض کرده اشک

به اشکهای روان گریه یادمان دادند

دو گوشواره زهرا ولی شکسته شده

که داغ فاطمه را سخت امتحان دادند

دوتا حرم که در آغوش یکدگر بودند

کنار مادر بی جان خویش جان دادند

برای اینکه دوباره ز خواب برخیزد

چقدر مادر مظلومه را تکان دادند

مسیر خانه به مسجد فقط زمین خوردند

دو قاصدک که خبر را به باغبان دادند

به امر فاطمه با گریه شسته شد بدنش

کنار او دم جانم حسین جان دادند

علی که آب به روی سر مطهر ریخت

عنان گریه به طشت و به خیزران دادند

***

از سایت بی پلاک



موضوع : حضرت زهرا(س)-شهادت، 
سه شنبه 1393/12/12

حضرت زهرا(س)-شام غریبان


کاش حنانه ی من لب به سخن باز کند

گره از کار من و بند کفن باز کند

دست از جان خودم شستم و او را شستم

ترسم این بود که این زخم دهن باز کند

خاطرم هست پرش را سپرم کرد مگر

ریسمان لااقل ازگردن من باز کند

تازه دیدم وَرم بازوی او را اما

کاش آغوش خودش را به حسن باز کند

چون که صورت به کف پاش نهاده است حسین

پلک زخمی شده را مطمئنا باز کند

وای اگر باز بگوید که بُنی، ذبحوک

روضه را با دم پر سوز و محن باز کند

حرزی از بوسه به دور گلوی یوسف بست

وای از گرگ که با چنگ زدن باز کند

***

از سایت بی پلاک



موضوع : حضرت زهرا(س)-شهادت، 
سه شنبه 1393/12/12

حضرت زهرا(س)-فاطمیه


رسید فاطمیه مادر محرم ها

رسید فاطمیه چشمه سار ماتم ها

رسید فاطمیه شد تولد روضه

رسید مبدا تاریخ هجری غمها

به فرش آمده عرش خدا که باشد او

برای بزم عزای تو فرش مقدم ها

برای داغ تو ای کوثر علی حتی

بجوشد از دل هر سنگ آب زمزم ها

بدون جرم گناهی تو را چرا کشتند

شده کلام خدا گوشواره دم ها

به پیش گریه خورشید آسمان علی

شبیه شبنم صبح است اشک عالم ها

به روی زخم محبت فقط به عشق علی

نمک زداست به جای تمام  مرهم ها

علی زفرط خجالت تو هم به خاطر او

زهم گرفتن رو شد وفای محرم ها

به محض دیدن هم هردو گریه میکردند

فتاده بغض غریبی به چشم همدم ها

رسید ارث دو عاشق به زینب و به حسین

وداع روز دهم آتش محرم ها

هرآنکه گریه نکرده برای روضه تو

یقین که جای ندارد میان آدمها

***

از وبلاگ شعر شاعر



موضوع : حضرت زهرا(س)-شهادت، 
سه شنبه 1393/12/12

حضرت زهرا(س)-بستر شهادت


حال تنت بد است دعایت نمیکنند

تو بی حمایتی و حمایت نمیکنند

زنهای شهر پیش تو امروز آمدند

نیت عیادت است عیادت نمیکنند

باهم یواش پشت سرت حرف میزنند

ساکت نشسته اند و صحبت نمیکنند

اصلا حواسشان به تو و حرفهات نیست

اصلا تو را درست زیارت نمیکنند

هرشب تو میروی به در خانه هایشان

اما تورا به خانه که دعوت نمیکنند

اینها اگر به فکر تو هستند پس چرا؟

به گریه ی شبانه ات عادت نمیکنند

نامردها هنوز نفهمیده اند که

از ناله ی مریض شکایت نمیکنند

تو صورت کبود نشان میدهی ولی

یک لحظه هم نگاه به صورت نمیکنند

در پیش چشم من همه گفتند رفتنی است

حال مرا به جز غم و حسرت نمیکنند

***

از وبلاگ تب می



موضوع : حضرت زهرا(س)-شهادت، 
سه شنبه 1393/12/12

حضرت زهرا(س)-کوچه بنی هاشم


ضربه های دست معمولا به صورت میرسد

چون به صورت می رسد قطعا قیامت میرسد

گر میان کوچه های تنگ راهش سد شود

دست ها بر صورت حوریه راحت میرسد

بارداری را که با صورت زمینش می زنند

مطمئنا لحظه ی مرگش به سرعت میرسد

ضربه ای از پشت دست و ... وای گوشش پاره شد!

که صدای مجتبی دیگز به ندرت میرسد

کاش با سیلی زدن این قصه پایان می گرفت

تازه دارد لحظه های هتک حرمت میرسد

آه.. دارد  چادرش را باز بر سر می کشد

آه ..می خواهد ولی دستش به زحمت میرسد

راه مسجد تا به خانه راه نزدیکی است لیک

این شکسته بال بعد چند ساعت میرسد

کوچه امروز است فردا آتش و مسمار و در

دردهای فاطمه دارد به نوبت میرسد

بی وضو ابلیس بر قر آن حیدر دست زد

ضربه های دست معمولا به صوت میرسد



موضوع : حضرت زهرا(س)-شهادت، 
سه شنبه 1393/12/12

 حضرت زهرا(س)-مدح فاطمیه


ما را گدای حضرت زهرا نوشته اند

اصلا برای حضرت زهرا نوشته اند

میلی به پادشاهی عالم نمی کنیم

وقتی گدای حضرت زهرا نوشته اند

تقدیر و سرنوشت تمامی شیعه را

با بچه های حضرت زهرا نوشته اند

روز الست با قلم شاه اولیا

ما را فدای حضرت زهرا نوشته اند

حتما زمان مردن ما را بدون شک

در روضه های حضرت زهرا نوشته اند

حتی مکان مردن ما هم مشخص است

در زیر پای حضرت زهرا نوشته اند

شکر خدا که رزق جنون دل مرا

زیر لوای حضرت زهرا نوشته اند

ایام فاطمیه خدا هم کمانی است

این را خدای حضرت زهرا نوشته اند

شکر خدا که بعد محرم دوباره باز

ماه عزای حضرت زهرا نوشته اند

ذات خدای لم یلد بی شریک را

در ابتدای حضرت زهرا نوشته اند



موضوع : حضرت زهرا(س)-شهادت، حضرت زهرا(س)، 
سه شنبه 1393/12/12

حضرت زهرا(س)-حمله به بیت ولایت


تا كه هیزم ها به دست عده ای شر ، گُر گرفت

كم كم آتش شد مهیا ، بعد از آن در ، گُر گرفت

پشت در بود و به پهلو تكیه به آن داده بود

آتشِ در شعله زد یكباره معجر گُر گرفت

هُرم آتش زود به هرجا سرایت میكند

بعد معجر ، بی هوا گیسوی مادر گُر گرفت

داشت آتش را ز روی سرجدا میكرد كه

دربه روی پیكرش افتاد و محكم گُر گرفت

چهل نفر از در كه نه از روی زهرا رد شدند

پس بنابراین تن او چهل برابر گُر گرفت

تازیانه در هوا چرخید و بر بازو نشست

زن كه زیر گریه زد چشمان شوهر گُر گرفت

عصر عاشورا دوباره روضه ها تكرار شد

خیمه ها در بین آتش سوخت دختر گُر گرفت

كودكی با دامن آتش گرفته می دوید

باد ، با دامن تلافی كرد و بدتر گُر گرفت



موضوع : حضرت زهرا(س)-شهادت، 
دوشنبه 1393/12/11

امام زمان(عج)-مناجات فاطمیه


دوباره بزم عزا باز مرثیه خوانی

دوباره سفره ی روضه دوباره مهمانی

سلام حضرت صاحب عزا که از چشمت

جدا نخواهد شد ابرهای بارانی

در این مقام، که تنها برای محرم هاست

سپاس از اینکه مرا اهل خویش می دانی

تو ارث برده ای از مادرت که روز و شبت

چنین عجین شده با گریه های طولانی

دوباره روضه بخوان تا که بشکند قلبم

دوباره آه بکش تا مرا بسوزانی

بگو به مردم نامرد شهر پیغمبر

کجاست غیرتتان پس چه شد مسلمانی

بهشت، سوخته ی آتش جهنم؛ آه

فرشته ای وسط شعله های شیطانی



موضوع : امام زمان(عج)-مناجات فاطمیه، 
یکشنبه 1393/12/10

امام زمان(عج)-مناجات فاطمیه


مگر می شود هر دلی مبتلای تو باشد

مگر می توان هرکه با ماجرای تو باشد

مگر بردنِ نام شیرین تو اختیاری است

مگر می شود هرکسی با ولای تو باشد

دلی مبتلای تو باشد که جای تو باشد

وگرنَه غریبه کجا آشنای تو باشد

مرا با خودت می بری با خودت هم میاری

مبادا که این نوکرت بی وفای تو باشد

تو از بس غم شیعه را می خوری تا دم مرگ

به هر جا رود پای او جای پای تو باشد

همه سال و ماه مرا با خودت وصله بستی

که شاید نصیب گدایت لقای تو باشد

همه حاجت سائل کوی لطف تو این است

که روزی نباشد بدون عطای تو باشد

تو خود کرده ای انتخابم برای غلامی

که روزی غلام سیاهت فدای تو باشد

من آیا ذخیره برای سپاه تو هستم

دل آیا شود کشتة کربلای تو باشد

قسم بر غریبی مولا و غمهای زهرا

که این عمر و مرگم به زیر لوای تو باشد

***

از وبلاگ شاعر گرامی



موضوع : امام زمان(عج)-مناجات فاطمیه، 
یکشنبه 1393/12/10

حضرت زهرا(س)-مدح و مرثیه


فاطمه روزی که خلقت شد سراسر نور بود

نور قبل از خلقتش در ذات حق مستور بود

نوری از وجه خدا مستغرق اندر ذات هو

کار او تسبیحِ سبحان،قبلِ هر دستور بود

او برای مادری کردن بر عالم ، زاده شد

یعنی از لطف ربوبی سوی ما مامور بود

بانوی عصمت که یاریِ ولایت شأن اوست

نام او منصوره و در آسمان مشهور بود

تا که پای امتحان آمد ز حکمت در میان

قبل خلقت امتحان داد و بحق مشکور بود

پاسخ زهرا به هر امر خدا لبیک شد

بسکه بی چون و چرا در طاعت مذکور بود

□□□

لیله القدر علی ، بدرِ تمام مصطفی

آمد آن روزی که زیر دست و پا محشور بود

ایخدا انسیه الحوری کجا و میخ در

حوریه رنجور بود و خصم او مسرور بود

هیزم و آتش ، لگد ، نعره ، صدای استخوان

ای عجب ابلیسِ دون آنجا بساطش جور بود

ثقل کبری بر زمین و ثقل اکبر در طناب

این چنین منصوره کفوِ حضرت منصور بود

□□□

صبر هم صبر علی این صبر هم دستور بود

فاتح خیبر به قتل صبر خود مأمور بود

 "کوچه ای تنگ و دل سنگ و " قتالِ نار و نور

گوشوار و سیلی و وضعیتی ناجور بود

امتحانِ فاطمه تا زیر سمّ اسب رفت

پیش چشم زینبش خون خدا منحور بود

سرّ مکنون خدا در کوفه و شام بلا

بر ملا با معجر پاره ولی در نور بود

□□□

راه را گم می کند هرکس که دور از نور شد

این چنین قرآن ناطق تا کنون مهجور بود

فتنه را مانند زهرا و علی باید شناخت

باید از هستی گذشتن ، آنچه را مقدور بود

در ره زهرا تولا و تبرا توأم است

در قیام او حمایت از علی منظور بود

عبرت از این ره جهاد است و شهادت تا ابد

انقلاب فاطمی تا کربلا تا دور ... بود

***

از وبلاگ شاعر گرامی



موضوع : حضرت زهرا(س)-شهادت، حضرت زهرا(س)، 
یکشنبه 1393/12/10

حضرت زهرا(س)-مدح و هجوم به بیت ولایت


مِهر زهرا چیست مِهر مادری

باده ما چیست جامِ کوثری

هرکه را مهر ذَوِی القُربا رسد

روزی اش از شاخه طوبا رسد

زندگی خواهم ولی با مادرم

بندگی خواهم که عبدِ کوثرم

بندگی باید بر آن پر سوخته

زانکه ما را بندگی آموخته

او به ما آزادگی تعلیم داد

در بلا آمادگی تعلیم داد

او ز مِهر مادری گنجینه داشت

پشت در اسراری اندر سینه داشت

ای شگفتا از غلاف تیز دست

بازوی یارِ ولایت را شکست

مادر و اسراری از دیوار و در

مادر  و  اسراری از داغِ پسر

□□□

اقتباس از آتش در می کنم

یاد از گیسوی مادر می کنم

بانویی در دود و آتش گم شده

مادری راه نجاتش گم شده

شعله کم کم تا به گیسو می رسد

ضرب پایی تا به پهلو می رسد

غم ، شَرَر بر آشیانه می زند

مادرم را تازیانه می زند

پشت در کوثر به خون آغشته شد

یا رسول الله!  زهرا کشته شد

این شتابِ سیلی است ، یا مُشتِ در

واعلیّا  پُر شده در پشتِ در

آستان در شده تالابِ خون

میرود این زخم تا محرابِ خون

آسمان اینجا زمینی می شود

صحبت از "فضّه خُذینی" می شود

اولین رزمندۀ جنگ و جهاد

بی ولادت رفت تا صبحِ معاد

اولین  قربانیِ  راهِ   ولی

چارمین فرزندِ زهرا و علی

میزبان دادگاه عدل ، اوست

میزبان صبحگاه عدل ، اوست

چون به محشر ناله ، زهرا می کند

محسنِ شش ماهه غوغا می کند

من که اول کشتۀ مولایی ام

من شفیع امتِ زهرایی ام

با همه جام بلایی که چشید

یک تنه جورِ همه خلقت کشید

گر شود عمر جهان روزی تمام

می شود آنروز ، روزِ انتقام

***

از وبلاگ شاعر گرامی



موضوع : حضرت زهرا(س)-شهادت، حضرت زهرا(س)، 
یکشنبه 1393/12/10

حضرت زهرا(س)-بستر شهادت


مادر به نونهالی من رحم کن مرو

جان حسین جان حسن رحم کنمرو

ماخودبخود به آتشِ غم مبتلا شدیم

بر اهلِ خانه شعله مزن رحم کن مرو

یک شهر بر علیه علی نقشه میکشند

با اینهمه بلا و مَحَن رحم کن مرو 

بابای ما غریب شود بعدِ همسرش 

نالان شده زمین و زَمَن رحم کنمرو

امشب مدینه را تهی از نور خود مکن

سوگند بر شکسته بدن رحم کنمرو

وقتی علی به پیکرتو غسل میدهد

برآنهمه هَوار زدن رحم کن مرو

ای بهترین کنیزِ خدا مادرِ حسین

برکشتۀ بدون کفن رحم کن مرو

دنیا به تو اگر چه وفایی نداشته

ای با وفا به گریۀ من رحم کن مرو

***

از وبلاگ شاعر گرامی



موضوع : حضرت زهرا(س)-شهادت، 
یکشنبه 1393/12/10

حضرت زهرا(س)-هجوم به بیت ولایت


آتش و این همه اَسرار نمی دانستیم

پشت در ماندن و دیوار نمی دانستیم

مادری در وسط شعله اگر گیر کند

نتوان گشت بر او یار نمی دانستیم

کمک بانوی مظلومه به مظلوم چه سود

چون رسد شعله به رخسار نمی دانستیم

دود و آتش چو در اُفتند نفسگیر شوند

بعد از آن داغیِ مسمار نمی دانستیم

دور یک یاس در آتش همه هم جمع شوند

کار او بگذرد از کار نمی دانستیم

نقشة سقط جنین را همه می دانستند

که روی خاک نهد بار نمی دانستیم

هیچکس یاریِ مظلومه و مظلوم نکرد

نه مهاجر و نه انصار نمی دانستیم

با وجودی که زمین خوردَنِشان را دیدند

هیچ انگار نه انگار نمی دانستیم

تا چهل شب علی و فاطمه یاری جستند

ای دریغا ز یکی یار نمی دانستیم

اهل این شهر جفاکارتر از سامری اَند

غم موسی شده تکرار نمی دانستیم

کار انصار و مهاجر بخدا عبرتِ ماست

نتوان گفت دگر بار نمی دانستیم

***

از وبلاگ شاعر گرامی



موضوع : حضرت زهرا(س)-شهادت، 
یکشنبه 1393/12/10

حضرت زهرا(س)-شهادت


چون رسد لحظه با زور علی را بُردن

باید آماده شود شیعه برای مُردن

روز تنهایی مولا که کسی جز من نیست

چاره ای نیست به جز رفتن و سیلی خوردن

گر بنا نیست همیشه برسد غنچه به بار

بهتر آن است همان سوختن و پژمردن

بهتر آن است که مظلومه سفارش نشود

ورنه حساس شود دشمنش از آزردن

هتکِ ناموس خدا پیش امامش سخت است

سخت تر اینکه علی را به ولی نشمردن

چون ز یک شهر وفایی نرسد چاره کجاست

جز به دیوار ، تن فاطمه را بسپردن

آن همه توصیه فرمود پیمبر ،  این شد

چاره ای نیست به جز غیر خدا نسپردن

باید افتاد ز پا تا علی از جا خیزد

ورنه بی فایده می بود فقط غم خوردن

آری امروز علی را به طنابی بردند

می رسد نوبت بی سر شدن و سر بُردن

یک تنه باید از این راه چو زهرا برویم

که مرام شهدا نیست ز غم افسردن

***

از وبلاگ شاعر گرامی



موضوع : حضرت زهرا(س)-شهادت، 
یکشنبه 1393/12/10

حضرت زهرا(س)-کوچه بنی هاشم


آن خیره سر که نعره ز هر سو کشید و رفت

از دست فاطمه سَنَدِ او کشید و رفت

در کوچه ای که جای طلوع و غروب نیست

خورشید را به کُندة زانو کشید و رفت

وقتی که دید سیلی او هم اثر نکرد

انگار تازه نقشه بازو کشید و رفت

انگار پشت در ثمر مصطفی نبود

ضرب لگد به سینه و پهلو کشید و رفت

از دور عده ای به تماشای آن پلید

دیدند هُرم شعله به گیسو کشید و رفت

افتاده بود مادرمان زیر دست و پا

گرگی رسید و پنجه به ابرو کشید و رفت

می گفت زیر لب به علی، روز بیعت است

او را به ریسمان و هیاهو کشید و رفت

آن غنچه ، گل نداده ، ز دنیای پر ز درد

تنها ز دود و آتش و خون بو کشید و رفت

می گفت دختری ز چه رو مادری جوان

این روزها ز همسر خود رو کشید و رفت

جبریل گوشه ای به تمنّای انتقام

با سوز و آه ، ناله یا هو کشید و رفت

***

از وبلاگ شاعر گرامی



موضوع : حضرت زهرا(س)-شهادت، 
یکشنبه 1393/12/10

حضرت زهرا(س)-فاطمیه


ما از قدیم دربدر فاطمیه ایم

پرچم بدست پشت در فاطمیه ایم

تا روز حشر سینه زن مادر حسن

مثل حسین خون جگر فاطمیه ایم

با آل مصطفی ز ازل همنوا شدیم

پس تا ابد پیامبر فاطمیه ایم

از فاطمیه رزق محرم بما رسد

زینب مآب همسفر فاطمیه ایم

این آزمایشی است برای ولائیان

یعنی قبول در اثر فاطمیه ایم

همراه با تمام امامان و رهبران

شیعه ! بگو که مفتخر فاطمیه ایم

با خطبه های فاطمه بیگانه نیستیم

حلقه بگوش ، پشت سر فاطمیه ایم

تنها نه فاطمه است که پهلو شکسته شد

ما اهل درد خم کمر فاطمیه ایم

یک ثلث از سلالۀ سادات کشته شد

ما پیروان گل پسر فاطمیه ایم

او یک نهال کاشت به پشت در حرم

ما شاخه های آن ثمر فاطمیه ایم

او یک تنه برای ولایت قیام کرد

ما صد سپاه هم نظر فاطمیه ایم

ما جان نثارهای علمدار حیدریم

میثاقهای معتبر فاطمیه ایم

بد سیرتانِ پست بدانند در ظهور

ما پیشتاز هر ظفر فاطمیه ایم

زهرا سپر برای امام زمان خود

ما بر امام خود سپر فاطمیه ایم

دنیا بگوش! نهضت زهرا جهانی است

در انتظار دادگر فاطمیه ایم

***

از وبلاگ شاعر گرامی



موضوع : حضرت زهرا(س)-شهادت، 
یکشنبه 1393/12/10

حضرت زهرا(س)-مدح


خوردیم زمین و آسمان گم کردیم

در عالم خاک ، بوی جان گم کردیم

قبر تو نه ، می خورم به قرآن سوگند

ما « قدر» تو را در این جهان گم کردیم !

***

افسرده دلیم و نی لبك می خواهیم

در سینه، دلی ترك ترك می خواهیم

از فاطمه ما نه فصلی از بیداری

از فاطمه، فصلی از فدك می خواهیم !

***

دیوار و در و فدک ... ! حکایت این نیست

زهرا زن سرشکسته ی مسکین نیست

او روح حماسه ، مادر عاشوراست

بر چهره ی کوه ، از مصیبت چین نیست

***

زهرا ، زنِ سبزِ آسمان آیین است

آیینه ی روشن حقیقت بین است

نان و نمک و فدک ، غم زهرا نیست

سوگند به نور ، درد زهرا «دین» است

***

ما مدعیان تو را صنم می خوانیم !

بانوی مقیم شهر غم می خوانیم

نامی ز تو بر زبان ما می چرخد

ما از تو چه اندک و چه کم می دانیم !

***

درد تو فدك نه، درد تو ما هستیم

مایی كه برادریم و تنها هستیم

هر روز نمك به زخم تان می پاشیم

ما شیعۀ حضرت تو آیا هستیم ؟!

***

سطری ز کتاب او نخواندی ، شاعر

از خطبه ی ناب او نخواندی ، شاعر

گفتی ز پریشانـــــــــی گیسو ، اما

از فصل حجاب او نخواندی ، شاعر

***

در ذهن و زبان ما زنی مغموم است

افسرده و زرد و مُضطر و مظلوم است

در قاب نگــــــــــاه اهل معنا ، اما

او فاطمه ، یک حماسه ی محتوم است

***

دور از تو ، نشان راه را گم کردیم

شب کور شدیم و ماه را گم کردیم

در مذهب جهل ، بت پرستی کردیم

چون معنی « لا اله ... » را گم کردیم

***

شد فاطمیه ، گِرد شما می گردیم

یک مُشت «غزل - مرثیه» ما آوردیم

ما سیرۀ روشن شما را بانو !

در غفلت جشنواره ها گم کردیم

***

هر روز حکایت فدک ... می دانم

بی پرده به زخم تان نمک ... می دانم

در شعر ز حرمت تو غافل ماندیم

ما مُدعیان ! بدون شک ، می دانم

***

او سورۀ  کوثر است ، زیبا بنگر

از فصل فدک در آ ، به بالا بنگر

از حضرت او نگفته ها بسیار است

از زاویه ای دگر به زهرا بنگر

***

هر چند که ذکر ماست نام زهرا

اندیشه ی ما نمی شناسد او را

در ذهن و زبان ما زنی قدیس است

یک سوره تا ابد مقدس ، اما ... ؟!

***

تو حضرت زهرایی و در فهمت ما ... ؟

تو «اُم ابیها» یی و در فهمت ما ... ؟

پنهان ز تو نیست این که در گِل ماندیم

تو قبله ی معنایی و در فهمت ما ... ؟

***

ای خواهر من ! «حَسَن شدن» را از او ...

آزاد ز بند « تن » شدن را از او ...

از حضرت زهرا  تو بیامـــــوز ، آری

سرمشق بگیر « زن شدن » را از او

***

باید که به لطف عشق گـــویا باشی

مجذوب کرشمه های معنا باشی

با لهجه ی معرفت بگویی از او

تا  شاعر نور پاک « زهرا » باشی



موضوع : حضرت زهرا(س)-شهادت، حضرت زهرا(س)، 
یکشنبه 1393/12/10

حضرت زهرا(س)-بستر شهادت


برخیز و باز پیش نگاهم قدم بزن

غم را ز لوح سبز نگاهت قلم بزن

یک یا علی بگو و دوباره بلند شو

دستی بگیر برسر زانو ، قدم بزن

بال و پرت شکسته ولی بهر دلخوشی

بالی به پیش دیدۀ اهل حرم بزن

ای گل بخند تا که بهاری شود دلم

حال و هوای ابری غم را بهم بزن

بامن مگو که فرصت عمرت تمام شد

پیشم بمان و حرف ز رفتن تو کم بزن

برخیز و باز مثل همیشه گه نماز

بر روی عرش با نفس خود علم بزن

با خطبه های شعله ور خود هنوز هم

آتش به خرمن دل اهل ستم بزن

مادر دل «وفائی» غمدیده تنگ توست

جان علی مدینۀ ما را رقم بزن



موضوع : حضرت زهرا(س)-شهادت، 


( کل صحن های حسینیه : 334 )    1   2   3   4   5   6   7   ...   


درباره حسینیه


سلام!به پایگاه فرهنگی هیات «مکتب الشهداء تهرانسر» خوش آمدید...
×××
برای ارتباط با ما می توانید از طریق آدرسmotallebi64@gmail.com اقدام فرمایید.
×××
برای شرکت در کارگاه مجازی شعر آیینی حسینیه می تونید به آدرس ذیل مراجعه کنید:
hosenih.mihanblog.com/post/3201
×××
آدرس پایگاه اطلاع رسانی هیات مکتب الشهداء-تهرانسر:
maktab-shohada.mihanblog.com

مدیر وبلاگ : شاهد
آمار زائرین حسینیه
  • زائرین امروز :
  • زائرین دیروز :
  • زائرین این ماه :
  • زائرین ماه قبل :
  • کل زائرین :
  • تعداد کل اشعار :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
پایگاه های مدح و مرثیه
لوگوها

 پایگاه تخصصی مدح و مرثیه

 پایگاه تخصصی روضه و مقتل

 پایگاه نوحه و سبک های مداحی

کتاب موبایل حسینیه-مدح و مرثیه

 پایگاه اطلاع رسانی هیات مکتب الشهداء-تهرانسر

 کارگاه مجازی شعر آیینی حسینیه

 اشعار استاد علی اکبر لطیفیان

 پایگاه شارژ فرهنگی

 قرارگاه-پایگاه فرهنگی هیئت مکتب الشهداء
پایگاه مرجع و جامع محصولات و تولیدات دفاع از دستاوردهای هسته‌ای





Powered by WebGozar