حسینیه پایگاه تخصصی مدح و مرثیه
جهت دسترسی آسان به اشعار مورد نظر، از فهرست موضوعات استفاده کنید
موضوعات اشعار

بسم رب الحسین(ع)

محرم آمده شکر خدا کنیم همه

به گریه محشر کبرى به پا کنیم همه

جهت دسترسی آسان تر به اشعار محرم از طریق لینک های زیر اقدام نمایید:


        

      

      

      

      



https://telegram.me/hosenih



https://www.instagram.com/payegahe_hoseinieh/


عزیزان می توانند برای پر بارتر شدن محرم خود به پایگاه های زیر نیز مراجعه نمایند:

     



موضوع : اطلاعیه و اخبار حسینیه، 
دوشنبه 1396/07/3

حضرت عبدالله بن الحسن(ع)


دیدم که زمین خورده ای و ترسیدم

تنهایی و غربت تو را فهمیدم

از تل که به گودال سرازیر شدم

دعوا به سرِ عمامه ات را دیدم

 

دیدم که عمو عرصه به تو تنگ شده

موی سرت از خون سرت رنگ شده

یک عده می آمدند و می دیدم که

دامانِ لباسشان پر از سنگ شده

  

دیدم که چطور پشت پا میخوردی

تیغ از چپ و راست بی هوا میخوردی

چیزی که عمو دلِ مرا میسوزاند

این بود که ضربه با عصا میخوردی

 

در طولِ مسیر ای عمو غوغا بود

انگار سرِ کشتن تو دعوا بود

یک لحظه به پشت سر نگاهم افتاد

ای وای که عمه زینبم تنها بود

 

قربان نگاه تو که حُر را حُر کرد

سنگی به سرت خورد و مرا دلخور کرد

دستم که عمو به پوست آویزان شد

بوی حسنت کرببلا را پُر کرد

 

در راهِ تو سر به تیغ بُرّان بدهم

مانند تو جان با لب عطشان بدهم

مانند علیِ اصغرت قسمت شد

من هم به روی سینۀ تو جان بدهم



موضوع : عبدالله ابن الحسن(ع)، 

امام حسین(ع)-مناجات اول مجلس


در هوای کربلایش آهِ حسرت می‌کشیم

ناز اگر دارد، خریداریم، منت می‌کشیم

چارده قرن است بارِ نوکری بر دوش ماست

از ازل تا به ابد، بارِ امانت می‌کشیم

زندگی معنا ندارد بی حسین بن علی

ما نَفَس از لطفِ ثارالله، راحت می‌کشیم

گریه در روضه به ما احساسِ عزت می‌دهد

زیر "این" پرچم کرامت، ورنه ذلت می‌کشیم

مزدِ هیأت‌داریِ عشاق، دست فاطمه‌ست

با هزار امّید در یک گوشه زحمت می‌کشیم

گریه بر مظلومِ عالم، تشنه‌کامِ کربلا

باطناً نور است، در ظاهر مصیبت می‌کشیم



موضوع : مدح و مناجات با امام حسین(ع)، 
دوشنبه 1396/07/3

حضرت عبدالله بن الحسن(ع)


نخواه  خیمه  بمانم  دلم شکسته شود

ازاینهمه غم و اندوه بی تو خسته شود

چگونه دق نکنم؟! وقت رفتن از اینجا

جلوی چشم ترم دست عمه بسته شود 



موضوع : عبدالله ابن الحسن(ع)، 

حضرت عبدالله بن الحسن(ع)-دودمه


مشو راضی به حرم ماندن و پرپر زدنم

من یتیم حسنم

 

می شود در ته گودال لباسم کفنم

من یتیم حسنم 



موضوع : عبدالله ابن الحسن(ع)، 

حضرت عبدالله بن الحسن(ع)-دودمه


یک نفس آمدم از خیمه کنار بدنت

پسرت هستم عمو

 

بعد اکبر شده دلخسته یتیم حسنت

پسرت هستم عمو 



موضوع : عبدالله ابن الحسن(ع)، 
دوشنبه 1396/07/3

حضرت عبدالله بن الحسن(ع)


دارد این ماه محرم سفره داری بی نظیر

که شده روز و شب ما روزگاری بی نظیر

ما امام مجتبی داریم یاری بی نظیر

قافله دارد از او دو یادگاری بی نظیر

امشب اما عشق پای سور و ساتش میرود

دست ما بر دامن شاخه نباتش میرود

نامش عبدلله ست یعنی هم حسین و هم حسن

گشته یک عالم حسینو گشته یک عالم حسن

میشود با یاحسینِ او دلش محکم حسن

هرچه میگویم حسینو هرچه میگویم حسن...

در وجود نوجوان خیمه ها معنا شده

سن و سالش را نبین آقای آقاها شده

موقع ظهر است یعنی لحظه های آخر است

کربلا دیگر نگو این حال، حال محشر است

یک ودیعه از برادر در کنار خواهر است

باز انگاری حسن دستش به دست مادر است

کوچه ای اینجا ندارد باشد اما تل که هست

باز هم انسیه ای درگیر یک معضل که هست

دید از بالا عمو جان  را به نیزه میزنند

عده ای سیراب، عطشان را به نیزه میزنند

بی وضو آیات قران را به نیزه میزنند

یوسفِ افتاده بی جان را به نیزه میزنند

چشمها را بست مشغول دویدن شد سریع

بیخیال نیزه و شمشیر و جوشن شد سریع

وارد گودال شد که داستان را خوب دید

جسم آقا را ندید اما سنان را خوب دید

ازدحام خنجر و خنجر زنان را خوب دید

چکمه های خورده بر روی دهان را خوب دید

دید یک عده عجب مهمان نوازی میکنند

روی پهلوی عمویش نیزه بازی میکند

دست خود آورد دستش را زدند و گفت آه

پیش چشمش به عمویش پا زدند و گفت آه

تیرها را بر تنش یکجا زدند و گفت آه

هرچه را که داشت با دعوا زدند و گفت آه

خواست تا لب وا کند اما لب آیینه سوخت

تیری آمد که برادر زاده را بر سینه دوخت



موضوع : عبدالله ابن الحسن(ع)، 
دوشنبه 1396/07/3

حضرت عبدالله بن الحسن(ع)


 شب پنجم که می رسد از راه

روضه را غرق آه باید خواند

از یتیم حسن که می گوییم

روضه ی قتلگاه باید خواند

 

روز آخر نیامده است اما

روضه رفته است داخل گودال

مثل مرغی که بال او کنده است

حسنی زاده می زند پر و بال

 

لحظۀ آخر است و این میدان

گرچه مردِ نَبَرد می خواهد

حسنی زاده ! کاش می ماندی

بعد از این ، خیمه مَرد می خواهد

 

حیف از آن دست، حیف از آن بازو

دست خود را به تیغ نسپاری

پیش زینب بمان که بعد عمو

علم و مشک را تو برداری



موضوع : عبدالله ابن الحسن(ع)، 
دوشنبه 1396/07/3

حضرت عبدالله بن الحسن(ع)


سرخوش از جرات پروانه شدن داشتنم

سخت حیرت زده ی روح به تن داشتنم

زیر تیغی و مرا اذن هواداری نیست

خجل از کنیه فرزند حسن داشتنم

شده یاد آور آن شیر جمل نعرۀ من

لال شد خصم به "فریاد نزن" داشتنم

به خداوند که فارق ز عمویم نشوم

لشگری خیره به این فن سخن داشتنم

پیکرت روی زمین پیرهنی نیست تنت

چه کنم پیش تو با شرم کفن داشتنم

بازویم شد سپر تیغ عدو گرچه هنوز

شرمسار از تو و از سر به بدن داشتنم

استخوان های تنم را به تنت دوخته اند

مثل گیسوی تو شد چین و شکن داشتنم

جرم این است که من یاد ز مادر کردم

نیزه در سینه و تیری به دهن داشتنم



موضوع : عبدالله ابن الحسن(ع)، 
دوشنبه 1396/07/3

حضرت عبدالله بن الحسن(ع)


شکرخدا عمو مرا مست خدا کرد

سرتا به پا، پا تا به سر مست خدا کرد

بعد از غلاف کوچه، بابای غریبم

دست مرا نذر غریب کربلا کرد

عمه رهایم کن نمی بینی که دشمن

جسم عمویم را چگونه جابجا کرد

دیدم سنان را خصم بین سینه چرخاند

عمه ببین که استخوانهایش صدا کرد

عمه ببین این بی حیا با میخ چکمه

برسینه ی زخمی این مظلوم جاکرد

عمه بگو این لب ترک خورده،مزن پا

زد بی هوا با پا،چه غوغایی به پا کرد

شکرخدا در قتلگه تا من رسیدم

آن بی حیا موی عمویم را رها کرد

دیدم یکی شمشیر بالا برده، رفتم

دستم سپر کردم،که او از تن جدا کرد

دستم به مو آویز شد،یک لحظه دیدم

بابا کنار قتلگه، بر من دعا کرد



موضوع : عبدالله ابن الحسن(ع)، 
دوشنبه 1396/07/3

حضرت عبدالله بن الحسن(ع)-بحر طویل


صدای مادرم همواره در ذهن است

صدای مادری دلواپس فرزند: ای فرزند! اگر داری برادر- خواهرت را می بری در کوچه و بازار محکم دست او را در میان دست بگذاری مبادا آشنایی را ببیند بی هوا از تو جدا گردد به سمت حادثه ...

آری همیشه فکر می کردم چرا از ذهن من این توصیه از او فراموشم نشد تا که شبی در مقتل ابن مقرم دست طفلی را میان دست های مهربان عمه اش دیدم. به روی تل کنار کودک و عمه زدم زانو چه دیدم قتلگاهی را، سپاهی را و شاهی را، حسین بن علی در گودی گودال افتاده دورش نیزه و شمشیر افتاده. یکی تیری به روی تیر می زد دیگری شمشیر جای ضربه ی شمشیر و یک نامرد با نیزه به پهلو دیگری با سنگ بر روی و ..‌. توان عمه زینب، عمه ی سادات، کوه صبر از دیدن این صحنه از کف رفت و از کف رفت عبدالله.

رها شد از کفِ عمه به سمت حادثه- سمت عموی خود- عمو تنها نه او را این عمو مثل پدر بوده یتیم مجتبی خود را در آغوش حسین افکند و هی فریاد می زد بر سر دشمن"نزن دیگر عموی مهربانم را و جانم‌ را ببین که عمه ام بالای تل جان داد."

بمیرم طفل معصوم حسن می دید مردی آمده بالاسر ارباب ما شمشیر را آورده بالا تا بکوبد ضربه ای بر پیکرش، فریاد زد عبدالله : ای ابن خبیثه! از چه داری می کُشی آخر عمویم را؟ بمیرم دست های کوچک خود را سپر چون کرد شمشیر آمد و از تن جدا شد دست عبدالله و ناله از غریب مجتبی برخواست یاعَمّاه و اُمّاه و یااُمّاه یعنی فاطمه! مادر! ببین دست مرا هم مثل دست تو ...

امان از روضه های دست

دستی بسته ی کینه و دست همسری مجروح دستِ تازیانه، دردمند بازو و سینه و دست دیگری در علقمه شرمنده ی قولی که داده بر سکینه

امان از روضه های دست

همواره صدای مادرم در ذهن خواهد ماند: ای فرزند! مبادا طفل از دستت رها گردد به سمت حادثه از تو جدا گردد.

 رقیّه... ای رقیّه... ای رقیّه...



موضوع : عبدالله ابن الحسن(ع)، 
دوشنبه 1396/07/3

حضرت عبدالله بن الحسن(ع)


لا حول ولا قوه الا بالله

آمد به عمو کمک کند مرگ آگاه

از خیل برادران خود جا مانده

باید برسد به پایشان عبدالله

***

چون عمه ی خود غیور و پر احساس است

یعنی به عموش بیشتر حساس است

در وقت شهادتش بدونِ دست است

اینجا چِقدر شبیه به عباس است



موضوع : عبدالله ابن الحسن(ع)، 
دوشنبه 1396/07/3

حضرت عبدالله بن الحسن(ع)-دودمه


من ابالفضلی ام و تیغ به من می آید

من حسینِ حسنم

 

صبر کن در ته گودال حسن می آید

من حسینِ حسنم



موضوع : عبدالله ابن الحسن(ع)، 
دوشنبه 1396/07/3

حضرت عبدالله بن الحسن(ع)


من یتیمم ولی پدر دارم

دست لطف عمو به سر دارم

رفته میدان عمو و از دوریش

دل خون و دو چشم تر دارم

دست من را رها کن ای عمه

به خدا نیت سفر دارم

نگرانم نباش من مَردَم

من کجا ترسِ از خطر دارم?

در رگم خون فاتح جمل است

نوه ی شیرم و جگر دارم

میروم تا فدای او بشوم

من برای عمو سپر دارم

سمت میدان دوید اما ، آه...

لشکر بی حیا و عبدالله

دید در انتهای یک گودال

گوییا رفته است عمو از حال

آمد و بر سر عمو افتاد

رجز عاشقانه ای سر داد

این عموی من است ، بی کس نیست

می زنیدش ، مگر گناهش چیست?

بُرد پیش امام دستش را

تیغ یک بی مرام دستش را...

باز دستی شکست , یاالله

روضه را برد جای دیگر ، آه ...

مادری در مصاف یک نامرد

دست مادر ، غلاف یک نامرد



موضوع : عبدالله ابن الحسن(ع)، 
دوشنبه 1396/07/3

حضرت عبدالله بن الحسن(ع)


نالۀ غربتی از کرببلا می آید

حاجی عشق به میعاد منا می آید

راه را باز نموده همه تعظیم کنید

پسر شیرِ جمل عبدخدا می آید

محک عشق کجا بر سرسن و سال است

کودک اما یلی انگشت نما می آید

کرسی عرش خدا گوشۀ گودال شده

پا برهنه به ملاقات خدا می آید

نه زره دارد و نه خوود و نه شمشیر عجب

چه کریمانه به معراج دعا می آید

می دود عمۀ ما سوی مسیری ای وای

درحرم بی ادبی چکمه به پا می آید

خیره شد برق نگاهم به نوک شمشیری

بی هوا این لبۀ تیغ کجا می آید

دست خود را سپر حنجر یارم کردم

ته گودال سرم باز چه ها می آید

بین آغوش عمو بودم و کندند سرم

ناله و شیون ام النجبا می آید

آنقدر روی ضریح بدنش راه مرو

جان ندادست و زحلقوم صدا می آید

**

جگر خواهر او ریخت بهم بس کن شمر

گیسوان سر او ریخت بهم بس کن شمر

آمدی سر ببری تیز بکن خنجر را

از قفا حنجر او ریخت بهم بس کن شمر

بی حیا دست که داری به نوک چکمه چرا

گیسوی مادر او ریخت بهم بس کن شمر

این چه رسمیست عرب نیزۀ خود میشکند

همۀ پیکر او ریخت بهم بس کن شمر



موضوع : عبدالله ابن الحسن(ع)، 

حضرت عبدالله بن الحسن(ع)-حضرت قاسم بن الحسن(ع(


این قبیله صفات ذوالمنن اند

گر چه عبداللهند، رب من اند

کرم این حرم موقت نیست

دم به دم میدهند، دائما اند

سیزده ساله هایشان على اند

یازده ساله هایشان حسن اند

قاسم عبداللهى ست در تقسیم

این دو یک روح در دوتا بدن اند

حسنى صولتند، بى خود نیست

عاشق جنگهاى تن به تن اند

قاسم و دو على و عبدالله

چهار تن از مثال پنج تن اند

میوۀ عرشى اند، مشغول

زیر پاى حسین ریختن اند

مال قاسم پى زره بودند

مال عبداللهش پى کفن اند

آنقدر سنگ و سم به این دو زدند

روى دست عمو چو پیرهن اند

خبرش هم دهان دهان چرخید

چون کلیم اند نیزه بر دهن اند

نه فقط عبد او، که او شده اند

بسکه فانى در عمو شده اند



موضوع : عبدالله ابن الحسن(ع)، قاسم ابن الحسن(ع)، 
یکشنبه 1396/07/2

حضرت زینب(س)-مدح و مناجات

تقدیم به روح شهید محسن حججی


ذکر تسبیح ماسوا زینب

رازق ارض والسماء زینب

گره ها باز کردی از ارباب

در سحرگاه هر دعا زینب

ومن العشق کل نفس حی

اسوه صبر در بلا زینب

سوره فجر ، آیه تطهیر

قهرمان بانوی وفا زینب

خطبه های تو ذوالفقار خدا

ای علمدار لافتی زینب

حضرت عشق ، واجب التعظیم

محور کل کربلا زینب

نوکرت بوده ام حسابم کن

بهر سر دادن انتخابم کن

من کیم؟ نوکر پریشانت

سائل لحظه های احسانت

من کیم؟ایستاده در صحرا

تا ببارد دوباره بارانت

توهمان علیا مخدره ای

که خلایق شدند حیرانت

توهمان دست اقتدار خدا

جان فدای شکوه عرفانت

منتظر چون مدافعان حرم

تا بیافتد سرم به دامانت

جمع پروانه ها به دور حرم

جان فدای تو و شهیدانت

باحسین تو زنده ام بانو

پیش پای تو میزنم زانو

آسمان زیر پای عشاق است

وسط عرش جای عشاق است

طرح عشقی سروده ام که مپرس

این همان رهنمای عشاق است

اشهد ان زینب کبری

مادر با وفای عشاق است

چندسالیست قلب سوریه

بهترین کربلای عشاق است

اربا" اربا شدن برای حسین

طلب هر دعای عشاق است

ابر بارید و شهر شد سیراب

شهر ما آشنای عشاق است

روی هم رفته نوکرت هستم

تا ابد عبد مادرت هستم

جز غم عشق تو ملالی نیست

عاشق هستیم و قیل وقالی نیست

تامحرم مرا نگه دارید

بعداز آن هرچه شد خیالی نیست

گربگویی بمیر میمیریم

جای تردید و اختلالی نیست

وادی عشق جای سر دادن

پس بدان جای لاابالی نیست

حاضروناظرند سرمستان

لحظه ای جای عشق خالی نیست

شده نازک گلویمان، حالا

جای وحشت در این حوالی نیست

طالب داغ طالب دردیم

سرمان نذر راه تو کردیم

نعمتی بود محسن حججی

رحمتی بود محسن حججی

آخرین لحظه هاش ثابت کرد

غیرتی بود محسن حججی

اصلا از علقمه زجا برخاست

هیئتی بود محسن حججی

ترس چشمان قاتلش میگفت

هیبتی بود محسن حججی

برگی از دفتر سلحشوران

قدرتی بود محسن حججی

گرچه بر دار،لیک سرداراست

حکمتی بود محسن حججی

خواستم تا بگویم از زینب

نام سردارش آمده بر لب

باده نوشان چنان شدند سرمست

باده از دستشان فتاد و شکست

بسکه عشق و جنون زبانه کشید

پرکشیدند ساکنان الست

باده نوشان به قتلگه رفتند

سرفرازان جام و باده پرست

حاجی حج سال ما حججیست

کشته ای که دل از جهان بگسست

دست بسته ولی چو سرو قدان

با ابهت به خون خود بنشست

افتخار شقایق صحرا

استقامت به قلب پر خون است

کلهم اجمعین مجنونیم

ما به خون شهید مدیونیم



موضوع : حضرت زینب كبری(س)، 
یکشنبه 1396/07/2

طفلان حضرت زینب(س)


بودند چه مردانه ولایت-باور

لبریزِ شجاعت و به امر مادر-

رفتند به میدان! چه تماشا دارد

رزم ِ نوه های دختریِ حیدر!



موضوع : طفلان حضرت زینب(س)، 
یکشنبه 1396/07/2

طفلان حضرت زینب(س)


هر‌که دنبال تو اوجِ سحرش بیشتر است

اثرِ آهِ دلِ شعله ورش بیشتر است

از حرم آمده‌ام با تو بگویم هر کَس

بیشتر دل بِبَرد در به درش بیشتر است

دهمین روز شد و شد دهِ ذی‌الحجه‌ی من

شُکر قربانیِ من برگ و برش بیشتر است

خیمه‌ات آمده‌ام بسط نشستم گویم

خیمه‌ی خواهرِ تو شیرِ نَرَش بیشتر است

به تو نزدیکتر از اهلِ حرم خواهر توست

به تو چون از همه زنها پسرش بیشتر است

دشتِ من از همه شیر و عسلش شیرین تر

باغ من از همه شَهد و شکرش بیشتر است

همه‌ی غیرتشان قامتشان رفته به من

بچه عقاب ببین بال و پرش بیشتر است

آنکه چون ماست که بی چون و چرا می‌ماند

آنکه باید رود اما اگرش بیشتر است

آنکه مانندِ علی شد زره‌اش پشت نداشت

آنکه ترسیده زِ جانش سپرش بیشتر است

به سر موت قسم یک سر مو پس نکشم

از همه دختر حیدر جگرش بیشتر است

کیستم فاتح میدان تو ، از هرچه که هست

آنکه آوازه‌ی تیغِ پدرش بیشتر است

تیغ را کرده حمایل  که بفهمد آن قوم

هرکه شاگرد علی شد هنرش بیشتر است

از علمدار بپرس از دو جوان می‌گوید

بین اصحاب به این دو نظرش بیشتر است

می‌شناسم جگرت را به تو از خواهشِ من

قسمِ چادر زهرا اثرش بیشتر است

هر دو میدان زده خواندند رجزها اما

چه کنم آنهمه لشگر نفرش بیشتر است

خبر رفتنشان زود به هرسو پیچید

به زمین خوردنشان که خبرش بیشتر است

غمِ مادر غمِ بابا نه فقط داغ پسر

پیش مادر اثرش بر جگرش بیشتر است

ناله توام که شود اهل حرم می‌نالند

ناله توام که شود هم اثرش بیشتر است

عون اُفتاده زمین پیکر او پیچیده

ازدحامیست ولی روی سرش بیشتر است

و محمد نَفَسش کمتر و کمتر می‌شد

زخمِ رویش زِ تنِ محتضرش بیشتر است

آه برسینه‌ شان قاتل و قاتل پُر شد

وای از ضربه‌ شان سخترش بیشتر است

پر زخمند پر از نیزه و شمشیر ولی

از میان همه زخم تبرش بیشتر است

پیرمرد است چگونه دو جوان بردارد

از علی‌اکبر هم دردِ سرش بیشتر است

بیشتر می‌شود این حجم اگر جمع شود

تن پاشیده زِ هم مختصرش بیشتر است....

همه جای بوی تنِ عون محمد دارد

همه جایند ولی دور و برش بیشتر است

مادر است اینکه در آن خیمه سرش درد گرفت

اینکه از فاطمه درد کمرش بیشتر است ....



موضوع : طفلان حضرت زینب(س)، 

امام حسین(ع)-مناجات اول مجلس


از سرور هر دو عالم نزد ما غم بهتر است

گریه بر تو از نماز نیمه شب هم بهتر است

واقعا اشك براى روضه چیز دیگرى است

در سلوك ما فرات از آب زمزم بهتر است

گریه هایم را بگیری بی گمان دق میكنم

مردن از دنیاى بی گریه برایم بهتر است

در جواب اینکه شأن گریه کن های تو چیست

از برای این سوال «الله اعلم» بهتر است

هر كه به جایی رسید از نوكری تو رسید

نوكری تو ز آقایی عالم بهتر است

نوحه دم دادیم و با این دم مسیحا دم شدیم

از دم روح القدس واللهِ این دم بهتر است

یازده ماه از خدا ماه شما را خواستیم

از تمام ماه ها ماه محرم بهتر است

رتبه پیرِغلامان تو نزد فاطمه است

چون غلامی شما با قامت خم بهتر است

انبیا در آخر خط میشوند عبدالحسین

آخر این راه از آغاز آن هم بهتر است

گر به زیر ناودان کعبه هم باشم ولی

معتقد هستم که باشم زیر پرچم بهتر است

گفته بودند اربعین صحن تو چیز دیگریست

رفتم و با چشمهاى خویش دیدم بهتر است



موضوع : مدح و مناجات با امام حسین(ع)، 
یکشنبه 1396/07/2

طفلان حضرت زینب(س)


رخصت بده دو طفل خودم را فدا کنم

این فیضِ روسپید شدن را ز من مگیر

هم دختر شهیدم و هم خواهر شهید

این مادرِ شهید شدن را ز من مگیر

 

باید عزیز را به فدای عزیز کرد

در خیمه غیرِ این دو ، عزیزی نداشتم

غیر از دو طفل خود که به قربانِ تو کنم

در خیمه ام برای تو چیزی نداشتم

 

بیهوده می زنند همه لافِ عاشقی

کس نیست عاشق تو به مانند زینبت

ای هست و نیستم به فدای تو یا حسین

ناقابل است جان دو فرزند زینبت

 

خوشبخت خواهری که تو باشی برادرش

تا سایۀ تو هست ، دگر غم نمی خورَد

فرزند اگر چه که همه دنیای مادر است

دنیای بی تو هیچ به دردم نمی خورَد

 

از هر چهار سو به تو شمشیر می زنند

باید برای خود سپری دست و پا کنی

از خیمه ام دو تا سپر آورده ام حسین

باید که هر دو تا پسرم را فدا کنی

 

سخت است دست و پا زدنِ بچه های من

اما فدای طفل رباب و سکینه ات

سخت آن بُوَد که داخل گودال بنگرم

خنجر به دست ، شمر نشسته به سینه ات



موضوع : طفلان حضرت زینب(س)، 
یکشنبه 1396/07/2

طفلان حضرت زینب(س)- دودمه


نعرۀ حیدری ام تیزتر از شمشیر است

من خودم یار توام

دختر شیر به میدان بزند  چون شیر است

من خودم یار توام



موضوع : طفلان حضرت زینب(س)، 
یکشنبه 1396/07/2

به مناسبت انتشار خبر تشییع مدافع حرم شهید محسن حججی در روز  ششم محرم96


در راه اینجایی ولی آهسته آهسته

بر دوش دریایی ولی آهسته آهسته

تفسیر سرخ آیه های کربلا هستی

همپای سقایی ولی آهسته آهسته

تو حجت عشقی برای انقلاب ما

خورشید فردایی ولی آهسته آهسته

داری به جمع عاشقانت باز می گردی

از مرز تنهایی ولی آهسته آهسته

رویای ما درک حسین و قتلگاهش بود

تعبیر رویایی ولی آهسته آهسته

تهران برای رجعت آماده ست محسن جان

وقت است باز آیی ولی آهسته آهسته

آهسته گفتم یاد ماه بی سر افتادم

یاد حرم یاد علیّ اکبر افتادم



موضوع : مدافعان حرم اهل بیت(علیهم السلام)، 
یکشنبه 1396/07/2

امام حسین(ع)-مناجات اول مجلس


هر چند که از داغ تو مرثیه به دوشم

یک آهِ عزا را به دو عالم نفروشم

من طایر قدسم به زمین آمده ام تا

از برکه ی اندوه تو یک جرعه بنوشم

شور تو شعوری به من آموخت که تا مرگ

در بزم غمت کم نشود جوش و خروشم

با روی سیاه آمده ام نوکری تو

لطف تو به من گفت که چون جون بکوشم

عمری است که روی لب من نام "حسین" است

ذکری به جز این ذکر نرفته است به گوشم

بر تو نکنم گریه کم از مرغ هوایم

در سوگ تو ضجه نزنم کم ز وحوشم*

ای کاش به جای کفن ای بی کفن ارباب

پیراهن مشکی عزای تو بپوشم

 

 

*مرحوم‌ مجلسی‌ نقل‌ میکند از حضرت‌ صادق‌ (علیه السلام) که‌ میفرمود: سوگند بخدا در سوگ‌ جدم‌ حسین‌ آسمان‌ گریست‌، مرغها گریستند، حیوانات‌ گریستند، وحوش‌ بیابان‌ گریستند...



موضوع : مدح و مناجات با امام حسین(ع)، 
یکشنبه 1396/07/2

طفلان حضرت زینب(س)-دودمه


یک نفس جام بلایت را خودم سرمیکشم

زینب کبری منم

 

برهواخواهی تو از خیمه لشگر میکشم

زینب کبری منم



موضوع : طفلان حضرت زینب(س)، 
یکشنبه 1396/07/2

طفلان حضرت زینب(س)


وقتی که در دور و برت لشگر نباشد

وقتی برایت یک نفر یاور نباشد

وقتی که هَل مِن ناصر تو بی جواب است

وقتی که شرم از سبط پیغمبر نباشد

خواهر اگر جان را نریزد زیر پایت

دیگر به جان تو قسم خواهر نباشد

باید که قربانی شوند این دو جوانم

باور بکن راهی از این بهتر نباشد

وقتی که عبدالله هم داده رضایت

عذری نمانده صحبتی آخر نباشد

وقتی وهب را مادرش تقدیم کرده

از یک مسیحی خواهرت کمتر نباشد

بگذار تا کامل شود عشق من و تو

بگذار بین ما کسِ دیگر نباشد

کاری بکن ای عشق من در روز محشر

تا خواهرت شرمنده از مادر نباشد

من هر چه را دارم اگر ریزم به پایت

جبران یک موی علی اصغر نباشد

هستند اولاد من ، اما خون اینها

رنگین تر از خون علی اکبر نباشد

گفتی همیشه خواهرت را دوست داری

حالا نباید روی حرفش نه بیاری

از غربتت مولا خبر دارند هر دو

بر حال امروزت نظر دارند هر دو

تنهایی ات اینجا درآورد اشکشان را

از غصه ات چشمان تر دارند هر دو

پوشانده ام بر تن لباس رزمشان را

بنگر چه تیغی بر کمر دارند هر دو

من که حریف بی قراری شان نبودم

شور عجیبی بین سر دارند هر دو

از لحظه ای که گفته ای "نه" ای برادر

حال و هوای محتضر دارند هر دو

از بسکه شوق پَر زدن تا دوست دارند

بر تن به جای دست پَر دارند هر دو

از نسل ابراهیم و اسماعیل هستند

در دستشان تیر و تبر دارند هر دو

وقت رجز خواندن شبیه شیر هستند

وای از دمی که نیزه بر دارند هر دو

مانند خورشیدند و آتش می فشانند

شیران جنگند و شرر دارند هر دو

با خونشان آمیخته شور شجاعت

مانند عباست جگر دارند هر دو

بگذار اینها سوی میدان پر بگیرند

من راضی ام هر دو به پای تو بمیرند



موضوع : طفلان حضرت زینب(س)، 
یکشنبه 1396/07/2

طفلان حضرت زینب(س)


زینب آورد امانتی ها را

سربه زیر و خجالتی ها را

سینه زن های اکبر و اصغر

اولین بچه هیئتی ها را

تا مشخص شود عیار خودش

می فرستاد قیمتی ها را

دولت دختر علی می برد

آبروی حکومتی ها را

روی پا نیزه ها بلند شدند

تا ببینند غیرتی ها را

 

دور می شد دو رد پا از هم

در پی آن ، دو تا صدا از هم

از همان دور بوسه می گیرند

جای بابا دوتا دوتا از هم

تا بسازند کربلا باهم

تا بگیرند کربلا از هم

با رجز های حیدری این دو

جان گرفتند بارها از هم

دورشان جمع می شود لشکر

کم کنی هر کدام را از هم

تیغ ها عاقبت یکی گشتند

تا شدند این دوتا جدا از هم

 

عاقبت داغ روزگار شدند

دو غزال حرم شکار شدند

سر هر یک به یک طرف افتاد

تا که معنای ذوالفقار شدند

تا که این دو علی علی گفتند

همه ی دشت نیزه دار شدند

دانه دانه به خاک افتادند

سیب بودند پس انار شدند

تیغ ها چون شدند دست به کار

چکمه ها نیز پا به کار شدند

ساعتی بعد با سری خونین

بر سر نیزه ها سوار شدند



موضوع : طفلان حضرت زینب(س)، 
یکشنبه 1396/07/2

طفلان حضرت زینب(س)


دلی لبریز اشک و آه دارد

نگاهی سوی قربانگاه دارد

شده آمادهٔ حج حسینی

که با خود دو ذبیح الله دارد



موضوع : طفلان حضرت زینب(س)، 
یکشنبه 1396/07/2

طفلان حضرت زینب(س)-دودمه


این دو در روزِ مبادا همه‌ی جانِ منند

 دو حسین و حَسنند

 

این دو امیدِ من و تیغمو طوفان منند

دو حسین و حسنند



موضوع : طفلان حضرت زینب(س)، 

ورود به ماه محرم-مناجات اول مجلس


در صحن دل وزیده هوای مُحَرَمَت

بر گوش جان رسیده صدای مُحَرَمَت

ما بیقرار منتظر روضه مانده ایم

اصلا تمام سال، فدای مُحَرَمَت

همپای نوکران تو راهی هیئتیم

پوشیده ایم رخت عزای مُحَرَمَت

قطعا کسی به سفره حاتم نمی دهد

یک لقمه از طعام و غذای مُحَرَمَت

هرگز نصیب آتش دورخ نمی شود

چشمی که گریه کرده برای مُحَرَمَت



موضوع : ورود به ماه محرم، 
شنبه 1396/07/1

حضرت رقیه(س)-شهادت


می کُشد بابا مرا چشم ترت از یک طرف

دیدنِ مویِ پر از  خاکسترت از یک طرف

خشکیِ لبهات از یک سو مرا بیچاره کرد

نا مرتب بودنِ موی سرت از یک طرف

بودنِ سر با چنین وضعی ز یک سو می کُشد

قصۀ تلخ نبودِ پیکرت از یک طرف

بابت رنجِ دو مطلب عمه خیلی گریه کرد

پیرهن از یک طرف انگشترت از یک طرف

دوریت از یک طرف بابا مرا می داد عذاب

 خجلت و شرمندگی از خواهرت از یک طرف

گیسوان درهمت از یک طرف جانم گرفت

حالت رگهای سرخ حنجرت از یک طرف

از روی نیزه دوتایی سایبانم بوده اید

تو خودت از یک طرف آب آورت از یک طرف

هر کجا از قافله جا مانده بودم ، ناجی ام-

خواهرت از یک طرف شد مادرت از یک طرف



موضوع : حضرت رقیه(س)، 


( کل صحن های حسینیه : 452 )    1   2   3   4   5   6   7   ...   


درباره حسینیه


به پایگاه فرهنگی هیات «مکتب الشهداء تهرانسر» خوش آمدید
×××
برای ارتباط با ما می توانید از طریق آدرس motallebi64@gmail.com اقدام فرمایید

آدرس پایگاه اطلاع رسانی هیات مکتب الشهداء-تهرانسر:
maktab-shohada.mihanblog.com
×××
هر کس که مقرب است در فکر بلاست
آواره شدن قاعده ی عشق خداست
"مهدی مطلبی"پرید اما باز
در صحن "حسینیه" ی او "روضه"بپاست

مدیر وبلاگ : شاهد
آمار زائرین حسینیه
  • زائرین امروز :
  • زائرین دیروز :
  • زائرین این ماه :
  • زائرین ماه قبل :
  • کل زائرین :
  • تعداد کل اشعار :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
پایگاه های مدح و مرثیه
لوگوها
كانال حسینیه در تلگرام
صفحه اینیستاگرام حسینیه

 پایگاه تخصصی مدح و مرثیه

 پایگاه تخصصی روضه و مقتل

 پایگاه نوحه و سبک های مداحی

کتاب موبایل حسینیه-مدح و مرثیه

 پایگاه اطلاع رسانی هیات مکتب الشهداء-تهرانسر

 کارگاه مجازی شعر آیینی حسینیه

 اشعار استاد علی اکبر لطیفیان

 قرارگاه-پایگاه فرهنگی هیئت مکتب الشهداء