حسینیه پایگاه تخصصی مدح و مرثیه
جهت دسترسی آسان به اشعار مورد نظر از فهرست موضوعات استفاده کنید
موضوعات اشعار
پنجشنبه 1394/02/3

محکومیت توهین های هتاکین


یارب بپذیر این همه نفرین را

از حد گذرانده بی حیا توهین را

از دست علمدار فقط كار آید

جز شیر كه باید بزند شاهین را

***

هرگونه جسارت به شما محكوم است

نابودیِ دشمن علی محتوم است

در چهره ی آن كس كه كند هتاكی

آثارِ حرام زادگی معلوم است

***

گیرم كه قلم به كافر افتاد مخور غم

یك لكه به روی دفتر افتاد مخور غم

تاریخ نشان داده كه با پنجه ی عباس

هر كس كه در افتاد ور افتاد مخور غم



موضوع : امام حسین(ع)-شهادت، حضرت عباس (ع)، امام هادی(ع)، 
پنجشنبه 1394/02/3

مناجات با خدا


گرچه پرم وا می شود با ذکر استغفارها

پرواز دشوار است با سنگینی این بارها

گرچه تو خوبی من بدم ،هر بار گفتی آمدم

توفیق پیدا کردم از فیض نگاه یار ها

صد بار گفتم عاقبت یک بار توبه میکنم

آخر نمی آید چرا یکبار این یکبار ها

من هر کجا که رو زدم رویم خریداری نداشت

پس بعد از این دیگر بس است رفتن سوی بازارها

دلمرده گشتم از گناه، دلخسته ام از اشتباه

دیگر نمی لرزد دلم از دوری دلدار ها

وقتم کم و راهم دراز، با این گدا قدری بساز

هر جا روم سد میکند راه مرا دیوارها

سودی نمی بخشد اگر شب زنده داری های من

پس خوش به حال لذت خوابیدن هوشیارها

گاهی ادا،گاهی قضا،گاهی خدا،گاهی خطا

خسته شدم جان خودم از این همه تکرارها

گیرم مدد کاری برای کار من پیدا نشد

نام علی وا می کند آخر گره از کارها

من سالها دیوانه ایوان طلای حیدرم

یكروز ما را میبرد شوقش به سوی دارها

گفتم مرا یک کربلا مهمان کن و جانم بگیر

بس کن برایم ناز را در پای این اسرارها



موضوع : مناجات با خدا، 
پنجشنبه 1394/02/3

شب لیله الرغائب


شب شب لیله الرغائب بود

حس راز و نیاز غالب بود

هر کسی غرق حاجتش اما

صبح جمعه ، امام غائب بود

 

روی ماهش به شب نمی آید

دل ما به رجب نمی آید

ما که مشغول زندگی خودیم

پس نگوییم عجب نمی آید

 

گرم دنیای غصه و دردیم

با امام زمان خود سردیم

روی لب هاست ، یا "من ارجوه" و

در پی "کل خیر " می گردیم

 

غرق در روزگار جنجالی

هفته هامان ز جمعه ها خالی

شب ، شب آرزو و اما ما

غرق در آرزوی پوشالی

 

ندبه هامان فقط تظاهر بود

نامه از رو سیاهیم پر بود

منتظر با دو چشم خواب آلود ...

جمعه ، آقا ، فقط تلنگر بود



موضوع : ماه رجب-لیله الرغائب، 
پنجشنبه 1394/02/3

شب لیله الرغائب


در سفره انتظار خود غم داریم

تا روز ظهور راه پرخم داریم

در این شب لیلة الرغائب گوییم

ای رغبت شیعیان تو را كم داریم



موضوع : ماه رجب-لیله الرغائب، 
پنجشنبه 1394/02/3

شب لیله الرغائب


شب جمعه است مقدر بنما یاالله

اربعین پای پیاده حرم ثارالله

سحری راه بیفتیم زایوان نجف

همگی روبه سوی صحن اباعبدالله

**

ماگرفتار سر موی حسینیم همه

عاشق یک شب بین الحرمین یم همه



موضوع : ماه رجب-لیله الرغائب، 
چهارشنبه 1394/02/2

امام هادی النقی(ع)-شهادت


من از احوال حریمت آقا...

شدت فاجعه را می خوانم...

با دل خسته مفاتیح به دست...

خط به خط جامعه را می خوانم...

 

عادت دست شما احسان است...

من به دنبال کرم آمده ام...

از گدایان قدیمی توٱم...

بازهم سمت حرم آمده ام...

 

اینقدر آه نکش می سوزم...

از دلم زمزمه بر می خیزد...

تا که بر روی زمین می افتی...

ناله ی فاطمه بر می خیزد...

 

چشم خونین تو امشب آقا...

راوی واقعه ی عاشوراست...

یاد غم های حسین افتادی...

سامراء شعبه ای از کرببلاست...

 

تشنه بودی و پریشان احوال

وسط بزم شراب افتادی

در همان حین که گریان بودی

یاد احوال رباب افتادی

 

زیر لب نوحه کنان می گفتی

جای هر تکه کلامی...ای وای

زینب و مجلس رقص و شادی

عمه و چشم حرامی ای وای

 

آن که بر ساحت قدسی شما

غرق در کینه اهانت کرده

چند روزی است به دلدار حسین

به ابالفضل جسارت کرده

 

برسد کاش ببینیم همه

حال او عبرت بین المللی ست

شک ندارم...به خدا می دانم

پاسخش با خود عباس علی ست

 

ما کجا...درک ابالفضل کجا؟!!

عقل کو تا که تورا فهم کند

وای از آن دم که غضبناک شوی

باید اینبار خدا رحم کند



موضوع : امام هادی(ع)، 
سه شنبه 1394/02/1

امام هادی النقی(ع)-مدح و شهادت


خورشید در کرامت بی انتهای توست

جنس ستاره وصله ی رو عبای توست

یا ایهاالنقی غم عشقت برای من

یا ایهاالنقی سر و جانم برای توست

قلبم که بین سینه به عشق تو می تپد

از عاشقان کنیه ی ابن الرضای توست

غصه نخور برای کبوتر نداشتن

جبرییل خود کبوتر صحن و سرای توست

مثل پیمبری ولی از جنس مرتضا

سرداب خانه ی تو همانا حرای توست

چشمان ما به درک حریمت نمی رسد

بر بام عرش سایه ی گلدسته های توست

آقا به رتبه ات فقها غبطه می خورند

نه نه پیمبران خدا غبطه می خورند

قبل تو سامرا سر بامش علم نداشت

دستی شبیه دست تو جود و کرم نداشت

موسی کجا و معجزه ی دست تو کجا؟

حتی مسیح نیز شبیه تو دم نداشت

تفسیر آیه های خدا درس جامعه ست

قرآن بدون ذکر تو نون و قلم نداشت

تقصیر ماست اینکه تو در اوج غربتی

تنها تر از تو عمر زمین از عدم نداشت

آقای من فدای سرت گنبد خراب

تو مادرت کسی ست که عمری حرم نداشت

تو بی کسی قبول ، ولی مثل او که نه..

سیلی نخورده ای تو و رویت ورم نداشت

از غربت تو ارض و سما گریه میکنند

هرشب فرشته های خدا گریه می کنند

شرمنده گی ست دیده ز خون تر نداشتن

روز شهادت تو علم بر نداشتن..

اوج سعادت است برای کسی چو من

پای رکاب مقدمتان سر نداشتن...

سخت که امام دهم باشی و علی

اما کسی شبیه به قنبر نداشتن

سخت بین شهر پر از ظلم و بی کسی

هی بار غم کشیدن و لشگر نداشتن

سهم تو شد زمان هجوم هزار غم

دردی شبیه غصه ی مادر نداشتن

آن لحظه ای که زخم به قلبت هجوم برد

سهم تو بود مالک اشتر نداشتن

در کربلا حسین به عباس تکیه کرد

تو بودی و غریبی و یاور نداشتن

تنها میان لشگر اعدا چه میکنی؟؟

در کاروان سرای گداها چه میکنی؟؟

آقا اگرچه سینه ات از غم کباب بود

اما همیشه مشک شما پر ز آب بود

بردند اهل سامره فیض از دعای تو

اما همیشه خوبی تو بی جواب بود

حیف از دعای جامعه ات که غریب ماند

هر خط آن برابر با صد کتاب بود

آن لحظه ای که پای برهنه دواندنت

آقا گمان کنم که به دستت طناب بود

پای برهنه بردن تو جای خود ولی...

...سنگین ترین غمت می و بزم شراب بود

بزم شراب رفتن تو طشت زر نداشت

با این وجود حال تو خیلی خراب بود

در مجلسی که راس امام و شراب بود

در اوج غصه لحظه ی مرگ رباب بود

دنیای غم به خانه ی قلب رباب ریخت

آنجا یزید بر سر آقا شراب ریخت



موضوع : امام هادی(ع)، 
سه شنبه 1394/02/1

امام هادی النقی(ع)-شهادت


همراه با زیارت زیبای جامعه

در هر فراز نام تو را ذکر میکنم

"یا إهدنا الصراط"ِ نماز مقربین

در هر نماز نام تو را ذکر میکنم

 

حتی مسیحیان به دمت معتقد شدند

وقتی مسیح نذر تو کرد و شفا گرفت

دیشب مریض خانه ی ما با وساطتت

شد رو به راه ، تذکره ی کربلا گرفت

 

پیچیده سوز ناله ی تو بین قرن ها

آهت اثر نمود و جهان پر شراره شد

با پاره پاره ی جگرت این غزل گریست

با خون دل نوشته شد و چارپاره شد

 

بالا سر تو ضامن آهو کشید آه

بر جمع سوگوار تو آهو اضافه شد

از روی درد ناله زدی: وای مادرم

کم شد ز سینه درد و به پهلو اضافه شد

 

روز دوشنبه زهر و مغیره یکی شده *

با تازیانه بر جگرت حمله ور شدند

روز دوشنبه داغ دلت باز تازه شد

یادآور مصیبت دیوار و در شدند

 

گر چه به روی سینه ی تو زهر پا گذاشت

دور و بر تو خولی و شمر و سنان نبود

گر چه به تو تعارف جام شراب شد

دیگر خبر ز طشت و لب و خیزران نبود

 

از قتلگاه کرببلا سر در آورد

هر کس که کرد مرثیه خوانیِ قتل تو

یک تا دوازده... همه را شمر کشته است

آن ضربه ی دهم شده بانی قتل تو

 

* بنا بر بعضی روایات امام هادی(ع) در روز دوشنبه به شهادت رسیدند.

 وقتی پیکر مطهر آن حضرت را حرکت می دادند، شنیدند کنیزی میگوید: 

(ما ذا لقینا فی یوم الاثنین قدیماً و حدیثاً(

یعنی ما چه کشیدیم از نحوست روز دوشنبه از قدیم الایام تا این زمان

 و با این جمله به روز شهادت پیغمبر (ص) و آتش زدن در خانه ی

 حضرت صدیقه (س) اشاره کرد.

منتهی الآمال،شیخ عباس قمی ص ۱۲۹۰

***

از سایت بی پلاک



موضوع : امام هادی(ع)، 
سه شنبه 1394/02/1

امام هادی النقی(ع)-شهادت


منکه شد گوشۀ تبعید ، عبادت ، کارم

سالها دشمن من داد ز غم آزارم

دوستان شیفتۀ خلق خوش و رفتارم

دشمنان نیز خجالت زده از کردارم

نیست جز یاریِ قرآن و تلاوت یارم

ظلم و جور خلفا بود که خونبارم کرد

متوکل ز همه بیشتر آزارم کرد

هیبت حیدری ام تیر به اعدا می زد

معجزاتم همه شمشیر به اعدا می زد

ذکر من بود که زنجیر به اعدا می زد

من ستم دیدم و تقدیر به اعدا می زد

گاه یک شیر ز تصویر به اعدا می زد

روز و شب در غم و اندیشۀ مردم بودم

بیشتر همنفس اهل ری و قم بودم

خصم پنداشت که من بی کس و تنها هستم

غافل از اینکه خدا را یَد و بَیضا هستم

خواست تهمت بزند دید مبرّا هستم

خواست تحقیر کند دید که والا هستم

جرمم این بود که من زادۀ زهرا هستم

آنکه در گوشۀ تبعید گرفتارم کرد

تا توانست به تهدید گرفتارم کرد

دشمنان بر سر من بسکه بلا آوردند

دل پر صبر و قرارم به صدا آوردند

گاه در بزم شرابی ز جفا آوردند

گاه در مجلس اغیار مرا آوردند

بارها در نظرم کرب و بلا آوردند

کاروانِ اُسرا در نظرم می آمد

مجلس شام بلا در نظرم می آمد

یاد آن بزم شرابی که میان اُسرا

عمه ام بود و همه قافلۀ کرب و بلا

بسته در سلسله ای سلسلۀ آل عبا

وسط طشتِ طلا بود سر خون خدا

بزم مشروب کجا و حرم آل کسا

جمع کفار کجا جمع عزیزان حسین

تهمت زشت کنیزی به یتیمان حسین

شعلۀ فتنه کفار بر افروخته بود

صورت ماه یتیمانِ حرم سوخته بود

چشم حضّار به ناموس خدا دوخته بود

غصّه جدّ غریبم به دل اندوخته بود

زینب از مادر خود فاطمه آموخته بود

عمۀ مقتدرم خطبۀ غرّا می خواند

و سر خون خدا سورۀ طه می خواند

خیزران بود که روی لب و دندان می زد

بر لب ماه نه بر ناطق قرآن می زد

بانویی بر سر خود لطمه فراوان می زد

این رباب است که بوسه به سر از جان می زد

باز هم حرمله ای طعنه به مهمان می زد

داغ شش ماهه فراموش نمی گردد آه

نالۀ فاطمه خاموش نمی گردد آه

***

از وبلاگ شاعر گرامی



موضوع : امام هادی(ع)، 
سه شنبه 1394/02/1

امام هادی النقی(ع)-شهادت


کسی کـه بندۀ خاص خدای یکتا بود

وجـود اطهر او در هجوم غـم ها بـود

هماره ذکر خداوند بـر لبش گل کـرد

همیشه گلشن محـراب از او مصفا بـود

ز دشمنان که بر او عرصه تنگ میکردند

ولی اعظم حق را چـه بیم و پروا بـود

قدم به برکه شیران اگرچه او بگذاشت

وحوش را سر بوسه به خاک آن پا بـود

اگرچو جّد غریبش علی به خانه نشست

بـه یاد غُربت درد آشنای بابا بـود

اگرچه ریخت شبانه به خانه اش دشمن

نداشت بیم ز خصم و به یاد زهرا بـود

ز زهر دشمن ظالم، ز پا فتاد کسی

که پاره های دل او پُر از خدایا بـود

دریغ ودردکه گلچین زکینه پرپرکرد

گلی که زینت گلزار سبز طاها بود

امام عسکری از ماتمش سیه پوشید

غبار غم ز سرا پای او هویدا بود

شبی که شمع وجودش خموش شد ،دیدند

فضای سامره تاریک و غرق غوغا بـود

زخاک سامره اش نور بر فلک تابد

که او تجّلی آئینه های تقوا بـود

ز ماتمش نه همین سینۀ «وفائی» سوخت

که داغ او به دل لاله های صحرا بود



موضوع : امام هادی(ع)، 
سه شنبه 1394/02/1

امام هادی النقی(ع)-مدح


سیرتش نه در حقیقت صورت دنیایی اش

ماه را شرمندهء خود می کند زیبایی اش



می چکد نهج البلاغه از لب پایینی اش

می چکد آیات قرآن از لب بالایی اش



لحظه لحظه خیر او حتماً به مردم می رسد

آن کسی که«جامعه»بوده دم لالایی اش



«جامعه»«عجِّل فرج» به به چه تلفیقی شده ست

نسبت فرزندی اش با نسبت بابایی اش



سیزده دیگر برای هیچ کاری نحس نیست

یازده در ذکر بالا می رود کارایی اش



نوکر اربابم و یک بخش از آقایی ام

ریشه دارد بی برو برگرد در آقایی اش



طعم توحید و امامت را به هم آمیخته

نیمه ی مکّی او با نیم سامرّایی اش



هرقَدَر که خسته باشی بعد از آن دیوارها

روبراهت می کند یک استکان از چایی اش



ازحرم برگشته می داند که وقت بازگشت

چایی دوم دوچندان می شود گیرایی اش

 

چونکه تنها می روی هرگز به  سامرّا نرو

چون خجالت می کشد تنهایی از تنهایی اش



موضوع : امام هادی(ع)، امام هادی(ع)، 
سه شنبه 1394/02/1

امام هادی النقی(ع)-مدح و شهادت


دهمین نــــور آسمان خدا

نظمِ منظومِ کهکشان خدا

دوستدار تو دوستدار خداست

مشـــــــتری یاب آستان خدا

لحن تو مثل لحن قرآن است

ای قدیمی تــــرین لسان خدا

تـــو خدایی خدا نکرده مگر...

"جامعه"چیست جز بیان خدا؟

بی تو بودن مسیر گمراهی است

دهمــــــین اصــل امتحان خــــدا

دوستت دارم ای امــام غریب

عاشقم...عاشقت...به جان خدا

سامــرا رفته را بهشت نبر

به هزار و یکی بهانه خدا!

تا بماند به زیر دندانش

تـا ابد طعم آسـتان خدا

میروم روضه خوان شوم حالا

با اجــــازه غریب ســـــامرا !

زهر خوردی،پرت نخورد دگر

ضربه ای بر سرت نخورد دگر

حرمتت را شکسته اند ولی

لگدی خواهرت نخورد دگر

خوب شد کوفه دور بود از تو...

سنگ بــر پیکرت نخورد دگر

حجم گـــودال پر نبود از تیر

نیزه دور و برت نخورد دگر

دخترت آمـــد و تو را بوسید

کعب نی دخترت نخورد دگر

بگذریم از گریز های دگر...

تیــر، آب آورت نخورد دگر

**

پیش از ابراز ما عطا کردی

سائلی بـــر درت نخورد دگر



موضوع : امام هادی(ع)، 
سه شنبه 1394/02/1

امام هادی النقی(ع)-مناجات


در دل نگذار این همه داغ علنی را

پنهان نکن از شعر ، غم بی وطنی را

این داغ مرا کشت ، چه باید بنویسم

خورشیدِ شب مکه و ماه مدنی را

از بغض لبالب شدم از هتک حریمت

صبرتو به هم ریخته دنیای دنی را

ای ماه دهم ، پیش تو آورده ام امشب

در هاله ای از بهت دلی سوختنی را

آن ها که جگر سوخته ی  سامره هستند

باید بشناسند گدایان غنی را

آنقدر دل سوخته ی پشت حصارت

خون کرد دل عبدالعظیم حسنی را

آنقدر که آتش شدو ری سوخت برایت

آنقدر که خون کرد عقیق یمنی را

دشمن به خیال غلط خویش کشیده است

دور و بر خورشید ، شبی اهرمنی را

اما خبرش نیست خدا داده به دستت

مانند علی بازوی لشکر شکنی را

ای عطر دلارای نماز شبت از دور  !

تا سامره آورده اویس قرنی را

واکن لب نورانی خود را و بیاموز

با جامعه در جامعه شیرین سخنی را*   

بگذار سهیم غم پنهان تو باشیم

نگذار به دل این همه داغ علنی را

 

*جامعه ی اول دراین مصراع زیارت جامعه ی کبیره است که امام هادی علیه صلوات الله الملک المبین آن را به موسی بن عبدالله نخعی تعلیم فرمودند



موضوع : امام هادی(ع)، 
سه شنبه 1394/02/1

امام هادی النقی(ع)-مدح و شهادت


در بارگاه قدس اگر بار میدهند

تنها به احترام رخ یار میدهند..

چون در ازاش خون دل و دار میدهند

این بار را به میثم و عمار میدهند..

ماییم و بیقراری و حال و هوای تو..

باید به صفحه ارنی طرح لن کشید

از زیر کام واژه برایت سخن کشید

آوازه ی صفات تو را تا قرن کشید

باریست بار عشق که باید به تن کشید

شاید به جان دهیم کمی از بهای تو..

پیداست در معانی اسمت مقام ها

در کوره ی محبت تو پخته خام ها

مشغول طوف گرد تو بیت الحرام ها

در حکم واجب است به تو احترام ها

اینحرفها کمیست ز مدح و ثنای تو..

تاروز حشر دست به دامان تو خلیل

شاگرد درس معرفتت صد چو جبرئیل

مدح تو را نوشته"محدث" ازین قبیل

آب وضوی نافله ات آب سلسبیل..

در "منتهی" نوشته نشد منتهای تو..

ای پوزه مال درگه لطفت درندگان..

افتاده پیش پای تو بر خاک آسمان

در ماجرای مجلس ابلیس و دست و نان..

دادی به طرح شیر روی پرده جسم و جان..

عالم به حیرت است ازین ماجرای تو..

دریا اگر به قلّت جو لطف میکند

عادت به جود دارد و او لطف میکند

مثل شراب که به سبو لطف میکند

دست شفای تو به عدو لطف میکند..

نذری نموده مادر او هم برای تو..

در پیش عشق بحث نژاد و عشیره نیست

بی جلوه ی تو روز کم از شام تیره نیست

کور آن دو چشم که به مقام تو خیره نیست

این جامعه بدون حضورت کبیره نیست..

آموختیم معرفت از حرفهای تو..

گرچه گرفت شهر قراری که داشتی..

رنگ خزان ندید بهاری که داشتی

چون جود بود عادت و کاری که داشتی

معروف شد گدای دیاری که داشتی..

در سرّ من رای تو هستم گدای تو

پای از گلیم چون که فراتر گذاشتم

با التماس قافیه را تر گذاشتم

پایین نام قدس تو ساغر گذاشتم

دارم امید پر شدنش گر گذاشتم

می میچکد ز نون تو و قاف و یای تو

ساکت شدیم دم ز تو خفاش ها زدند

رجاله ها به نام تو سنگ جفا زدند

نام تو را به طعن و تمسخر صدا زدند..

خاک عزا به فرق سر ما سوا زدند..

مارا ببخش چون که نماندیم پای تو..

دارم نگاه میکنم این اتفاق را..

آشفتگی حق و هجوم نفاق را

این گنبد نداشته ی بی چراغ را

این صحن خالی تو و این درد و داغ را

عالم فدای بغض دل بی صدای تو..

تبعید سهم خوبترین مرد عالم است

بازین چه شورش است که در عرش ماتم است

میپیچد از عطش به خودش قامتش خم است

اوضاع جسم بی رمقش سخت درهم است

افتاد از شراره ی این زهر نای تو..

وقتی به جان نشست تنت لاله وار شد

زهری که از مصیبت آن دیده تار شد

خوردی زمین و صورت تو پرغبار شد

حتی نفس کشیدن تو گه گدار شد

صد شکرآمده پسرت در عزای تو..

تقدیر چون رقم به غمت خورد و بر عذاب..

لرزید پای عرش زمین خورد آفتاب

پیش نگاه اهل و عیال تو با شتاب..

بردند دست بسته تو را مجلس شراب..

این لحظه ها رسید دگر کربلای تو..

سر داشتی به روی تن اما حسین نه..

صد شکر داشتی بدن اما حسین نه..

هم آب بود هم دهن اما حسین نه..

کردند بر تنت کفن اما حسین نه..

دیگر کسی نبرد عبا و ردای تو..



موضوع : امام هادی(ع)، 
سه شنبه 1394/02/1

امام هادی النقی(ع)-مناجات


تمام اهل نظر بر تو التجا بکنند

به نام پاک نقی خاک را طلا بکنند

هنوز بردن نامت کمال بی ادبی است

به لفظ "حضرت آقا" تو را صدا بکنند

فرشته ها همه هنگام سجده حیرانند

که رو به قبله و یا رو به سامرا بکنند

چقدر روی دلت زخم کهنه بسیار است

به زهر زخم دلت را چرا دوا بکنند

دوباره یک دو نفر را به کربلا بفرست

که زیر قبه برایت کمی دعا بکنند

خدا کند که شبانه تو را دگر نبرند

ز نام مادرتان لااقل حیا بکنند

خدا کند که غریبانه دست و پا نزنی

ملائک از پرشان فرش دست و پا بکنند

دوباره از لب خشکت سلام میریزد

همینکه روی تو رو سوی کربلا بکنند...

سلام بر بدنی که سه روز بعد آن را

ز دست نیزه گرفته که بوریا بکنند....

***

از سایت بی پلاک 



موضوع : امام هادی(ع)، امام هادی(ع)، 
سه شنبه 1394/02/1

امام هادی النقی(ع)-غربت


با سرانگشتم نوشتم آه... باران گریه كرد

كنج چشم شیشه جاری شد خرامان گریه كرد

تیرگی‌ها را كه باران از نگاه گریه شست

شاعری مهمان دریا شد پریشان گریه كرد

تا که پرسیدم چرا نام تو کمتر خوانده اند

چشم ماهی های دریا در بیابان گریه کرد

در هجوم کشف های ناگهانی گر گرفت

شعله زد چشم غزل چون دید قرآن گریه کرد

نیمه شب، دریا، اسارت! مجلس شومِ شراب...

خاطراتم از حرم تا شام ویران گریه كرد

سیر اسرار ازل در روضه‌های شفع و وتر

سطرهای جامعه در سوگ انسان گریه كرد

آه ای دریای نور ای مهربان ای لطف محض

در جوابم یک حرم، در خاك، ویران گریه کرد

تا نوشتم نام مولایم علی هادی است

از مدینه پاسخ آمد جان، خراسان گریه كرد

هادی ای مظلوم ای سرّ خدای فاطمه

غربتِ نامِ تو را اندوهِ باران گریه کرد



موضوع : امام هادی(ع)، 
سه شنبه 1394/02/1

امام هادی النقی(ع)-شهادت


السلام علیک یا مولا

عالمی را غریبی ات کشته

ای غریب غروب سامرا

عالمی را غریبی ات کشته

 

گرچه بی آبرویم آقا جان

هر چه باشم ولی گدای توام

دیدن مرقدت چه حالی داشت

از همان روز در هوای توام

 

آشنای غریب دلتنگی

ای امام عزیز دل خسته

دست های گره گشای تو را

غل و زنجیر ظالمان بسته

 

از دعای قنوت نیمه شبت

همگان استفاده می بردند

نیمه شب بود و کوچه ها تاریک

که تو را هم پیاده می بردند

 

قصّه ی کوچه های باریکی

می شود پیش چشمتان تکرار

آهِ مظلوم و اشکِ غربت تو

سامرا شد مدینه باز این بار

 

چقَدَر خون دل که از دست

بی وفا مردم زمان خوردی

پسر مرتضی و بزم شراب

عجب ارثی از عمّه ات بردی

 

لااقل خوبی اش در این بوده

حرفی از خیزران نبود آقا

حرفی از یک سر بریده نبود

خواهری نیمه جان نبود آقا ...



موضوع : امام هادی(ع)، 
سه شنبه 1394/02/1

امام هادی النقی(ع)-مدح و شهادت


اشک را روز جزا با نور قیمت می کنند

برتو هرکس گریه کرده وقف جنت می کنند

ایهاالهادی گدایان در تو تا ابد

برهزاران حاتم طائی کرامت می کنند

اشکهایی را که در این روضه هایت ریخته

قطره قطره وصل بر دریای رحمت می کنند

سینه زنهای تو با سینه زدن در روضه ات

مثل موسی در میان طور عبادت می کنند

مردم ایران به یاد صحن نورانی تو

حضرت عبد العظیمت را زیارت می کنند

عده ای با پرچم یاهادی ات روز جزا

ازتمامی گنهکاران شفاعت می کنند

نام تو دارد جهانی را هدایت می کند

علتش این است بر نامت اهانت می کنند

کاش می شد ما فدایی نگاهت می شدیم

کاشکی در سامرای تو سپاهت می شدیم

ای کلام تو کلام ناب قرآن یا نقی

زنده شد از برکت نام تو انسان یا نقی

حرمت نام تو ای مظلوم شهر سامرا

واجب عینی شده بر هر مسلمان یا نقی

مردم ایران زمین با احترام و ومؤمن اند

کاش جای سامرا بودی در ایران یا نقی

با دعای جامعه ما را رساندی تا خدا

ای کلید اصلی ابواب ایمان یا نقی

مهبط وحیی تو آقا معدن الرحمه تویی

ای مصابیح الدجی ای باب احسان یا نقی

ای که اعلام التقی هستی و هم کهف الوری

هرکسی شد نوکرت شد از بزرگان یا نقی

منتهی الحلمی ستون علمی ارکان البلاد

ای امام مهربانِ بهتر از جان یا نقی

با گدایی از تو دارم پادشاهی می کنم

مرغ دل را سوی ایوان تو راهی می کنم

آمدم کنج حریمت با دو تا چشم تری

آمدم پیش تو آقاجان برای قنبری

آمدم مثل غلامی بر سر بازار تو

جان زهرا حضرت هادی مرا هم می خری؟

ای غریب سامرا ای آشنای عالمین

تو امام،عسگری هستی و خود بی عسگری

هرزمانی آمدم دیدم حریمت خاکی است

با ضریح تخته ای ات اشک در می آوری

ای فدای نام تو جان تمام شیعه ها

ایهاالهادی النقی تو یک علی دیگری

درخرابه جاگرفتی پیش یک دسته گدا

پادشاهانه نشستی در کنار نوکری

نیمه ی شب ریختند آقا سر سجاده ات

قدری انگاری در این روضه شبیه حیدری

بردنت از خانه ات اما دری دیگر نسوخت

درمیان شعله دست و پای یک مادر نسوخت

گرچه بر روی لبت نامی به جز مادر نبود

روی دوشت کنده زنجیر زجر آور نبود

آمدی بزم شراب و حرمتت آنجا شکست

در عوض آقا در این مجلس که تشت زر نبود

دور تو پر بود از نامردهای سامرا

در عوض دور و برت بالای نیزه سر نبود

دور تو کف می زدند وعده ای باده به دست

سخت بود اما کنارت خواهری مضطر نبود

گرچه تنها بودی آقاجان در این مجلس ولی

دور تو خولی و شمر و لشگری دیگر نبود

جای صدها شکر باقی مانده در بزم شراب

خیزران بالا نمی آمد لبی هم تر نبود

خوب شد حرف از کنیزی هم نشد در آن میان

خوب شد چشم پلیدی خیره بر دختر نبود

وای از شام بلا و مجلس شوم یزید

بعد از آن دنیا دگر بر خود چنین بزمی ندید



موضوع : امام هادی(ع)، امام هادی(ع)، 
سه شنبه 1394/02/1

امام هادی النقی(ع)-مناجات


می‌ خواهم امشب بگویم، شعری برای نگاهت

یك سوره رحمت بخوانم، از مصحف روی ماهت

می ‌خواهم امشب بگردم، دور كرامات چشمت

احرام عرفان ببندم، با زائران نگاهت

می ‌خواهم امشب خدا را، در عرش چشمت ببینم

ای كهكشان هدایت ! در پرتو مهر و ماهت

پشت دلم را شکسته ، تشریف داغ غیورت

چشم یتیمم نشسته ، در كوچه ی غم به راهت

ای عصمت سبز و روشن ! تزویر شب پرپرت كرد

آیینه‌ها را سرودی، این است تنها گناهت

لرزید اركان هستی ، وقت نزول غم تو

ترسم بگیرد جهان را ، یك روز طوفان آهت

ای هادی نسل آدم ، ای وارث اسم اعظم !

منظور هستی تو هستی ، آیات قرآن گواهت

«هل من...» بگو تا به عشقت ، لبیك غیرت بگویم

مولای من ! كو حسینت ؟ كو كربلا و سپاهت ؟

من عاشقی بی ‌پناهم ، شبگرد گم كرده راهم

مِهر دَهُم، هادی عشق ! كو آفتاب پناهت ؟

با لهجه ی شرقی غم، امشب تو را گریه كردم

مولای من ! این « غزل ـ غم » تقدیم داغ نگاهت



موضوع : امام هادی(ع)، امام هادی(ع)، 
سه شنبه 1394/02/1

امام هادی النقی(ع)-شهادت


وقتی خدا وجود تو را چون خدا کشید

ما را برای دور تو بودن گدا کشید

تا اینکه این زمین به نظر جلوه گر شود

از جنس نور با قلمش سامرا کشید

هرچه که دور توست یقینا گران بهاست

حتی غبار صحن تو را از طلا کشید

این جامعه ز جامعه ی تو کبیر شد

باید که خط به دورِ به غیر از شما کشید

رحمت کند خدا پدرم را که از قدیم

دست مرا گرفت و به سمت شما کشید

شش گوشه دار ها همه مثل هم اند پس

باید برای تو کفن از بوریا کشید

خوردی زمین فدای تو یا ایهاالعزیز

تا یک حرام زاده عبای تو را کشید

این غربت تو مضحکه ی این و آن شده

حرفی نزن که دشمن تو بد دهان شده

حرفی نزن که با تو مدارا نمی شود

این پاره ی جگر که مداوا نمی شود

"گریه نکن بهانه بدست کسی نده"

یک مرد بین این همه پیدا نمی شود

رنگ تنت عوض شده و آب رفته ای

یک نصف روز...آن قد و بالا...نمی شود!

اینگونه روی خاک دگر دست و پا نزن

راه گلوی تو به خدا وا نمی شود

پاشو ببین حسن چقدر گریه می کند

از روی قبر خاکی تو پا نمی شود

امّا خدا رو شکر که در این میانه ها

دیگر سر عبای تو دعوا نمی شود

گرچه تمام عمر تو دور از وطن شدی

اما خدا رو شکر که آقا کفن شدی

باران نیزه نیزه به جان شما نبود

بر سینه ات که داغ جوان شما نبود

راحت نفس زدی دم آخر قبول کن

سر نیزه ای میان دهان شما نبود

تیر سه شعبه ای که نیامد به سینه ات

مانند حرمله که زمان شما نبود

بزم شراب رفتی و امّا خدا رو شکر

همراهتان که دخترکان شما نبود

بزم شراب برده فروشی عزیز شد

در این میانه حرف خرید کنیز شد



موضوع : امام هادی(ع)، 

الدُّرُّ الفاخر الملقَّب باالباقر(ع)


امام صادق علیه السلام از قول جابر بن عبدالله انصاری نقل می فرمایند:

سَمِعْتُ رَسُولَ اللَّهِ صلی‌ الله علیه و آله یَقُولُ إِنَّكَ سَتُدْرِكُ رَجُلًا مِنِّی اسْمُهُ

اسْمِی وَ شَمَائِلُهُ شَمَائِلِی یَبْقُرُ الْعِلْمَ بَقْراً

 رسول خدا صلی‌ الله علیه و آله

به من مى‏ فرمود: تو مردى از خاندان مرا درك مى ‏كنى، كه نامش نام

من و شمائل او شمائل من است، مى ‏شكافد دانش را شكافتنى.

الكافى، ج‏1، ص470

ضمن عرض تبریک به مناسبت ولادت امام باقر(ع) برای دیدن اشعار ولادت اینجا را کلیک کنید.



موضوع : امام محمد باقر(ع)، امام باقر(ع)، 
یکشنبه 1394/01/30

امام زمان(عج)-مناجات-پیشواز ماه رجب


لطف اگر لطف تو شد دست گدا خوبتر است

سر این سفره زمینگیری ما خوبتر است

آخرِ، سر به هوا بودن اگر لطف شماست

هر چه نوکر بشود سر به هوا خوبتراست

هم خجالت زدهام هم به شما دلگرمم

ماندنم بین همین خوف و رجا خوبتر است

ما به اینجا نه پی نان و نمک آمدهایم

با کمی آب تصدُّق به گدا خوبتر است

حُسن سجاده به این گریهی نیمه شبهاست

اهل طاعت بشود اهل بُکا خوبتر است

گر چه خوب است همین قدر که محتاج توام

بپذیرید در این خیمه مرا خوبتر است

حیف این خاک که تنزیل مقامش بدهند

خاکِ پای تو اگر نیست طلا، خوبتر است

جمکران سنگ نشانیست که ره گم نشود

خانه با بودن یک قبلهنما خوبتر است

دارد از را ه رجب میرسد و آن شبها

گریهکن که برسد کربوبلا خوبتر است



موضوع : امام زمان(عج)-مناجات فراق، امام باقر(ع)، 
یکشنبه 1394/01/30

امام باقر(ع)-مدح و ولادت


به نام نامی سبحان به عالم دیده وا کردم

خدا را با ولای چارده نورش صدا کردم

به امداد محمد تا محمد یک دعا کردم

گرفتم دامن پاک اباجعفر نوا کردم

صدا کردم دعا کردم نوا کردم چها کردم

که ناگه دیده وا کردم بنور چارده معصوم

خدا را شکر این سائل نشد از لطف حق محروم

در این ماه خدا عبد خدا محبوب داور شد

چه عبدی؟ بنده ای که بابِ شهراللهِ اکبر شد

به یک معنا امام امّا به یک معنا پیمبر شد

همان که باقر هر علم، اول تا به آخر شد

ز اسم اعظمش اینک دلم از بس منور شد

رسیدم تا بجایی که خدا را در بغل دارم

در این ماه خدا من با خدا ماه عسل دارم

من از روز ازل گم بودم و راهم فتاد اینجا

معلّق ذره ای بودم که ناگه ایستاد اینجا

ز ((یَهدِی اللهِ نورِه)) بَر گرفتم اعتماد اینجا

شدم از روز میلادم غلامی خانه زاد اینجا

ز بختم حضرت زهرا مرا دستور داد اینجا

شناساندند قرآن را و عترت را بجان من

همین شد تا ابد از هر بدی خط امان من

خدا را شکر دلهامان بدست باقر افتاده

گدایان را سر و سامان بدست باقر افتاده

و دستان تمنّا مان بدست باقر افتاده

عبادات سحرهامان بدست باقر افتاده

سفرهای مُعلّامان بدست باقر افتاده

چه آقایی که بابایش پدر زن چون حسن دارد

سفر در پیش ، با جدش ، حسینِ بی کفن دارد

چه آقایی چه زیبا پا در این منظومه بگذارد

چه رفتار دل انگیزی عجب خلق خوشی دارد

چه زیبا در مدینه سر قدم آهسته بر دارد

برای کربلا رفتن زمان را لحظه بشمارد

که تا دستور زهرا را بخاطر خوب بسپارد

به یمن گریه بر جدّ غریبش نور می تابد

همه اسرار عالم را به نور روضه بشکافد

سه ساله با سه ساله همسفر از شهر یثرب شد

رسید آندم که در صحرای تف نزدیک مغرب شد

به روی نیزه سرهای بنی هاشم که غالب شد

بخون خورشید و ماه و انجم و خیل کواکب شد

همه دار و ندار خیمه ها را کوفه صاحب شد

فرار عمه ها بود و نگاه حسرت باقر

امان از گریۀ سجاد و آه حضرت باقر

از آنجا عهد با خود کرد تا دین را کند یاری

همه احکام که ، مانده معطّل را کند جاری

کند آیات قرآن را روایاتی شنیداری

دهد با نهضت روضه به اهل درد بیداری

منا را کربلا کرد و همه عمرش عزاداری

و فرمود آن امام راستین با مردم دنیا

خدا رحمت کند آنکس که امر ما کند احیا

چه امری؟امرِ دین احیاء گردد با حسین و بس

همه احکام ما اجراء گردد با حسین و بس

عدالت در جهان احصاء گردد با حسین و بس

و محوِ منکر و فحشاء گردد با حسین و بس

شهادتنامه ها امضاء گردد با حسین و بس

یقین احیای امر دین بجز امر ولایت نیست

هر آنکس نیست در این ره دل او را هدایت نیست

حیات طیبه آری صفات منکران هرگز

عطای فاطمه آری لقای دشمنان هرگز

ولای مرتضی آری لوای مشرکان هرگز

گلاب دوستان آری گل بیگانگان هرگز

شکست دشمنان آری گسست دوستان هرگز

نه آن تحریم می خواهیم نه این تکریم می خواهیم

که تنها تحت فرمان علی تسلیم می خواهیم

***

از وبلاگ شاعر گرامی



موضوع : امام باقر(ع)، 

به مناسبت 29 جمادی الثانی وفات حضرت ام کلثوم(س)

حضرت ام کلثوم(س)-مدح


الگوی فرشتگانِ معصوم است او

بر واژه ی صبر و عشق مفهوم است او

از خطبه ی آتشین او پیدا شد

بانوی قیام، ام کلثوم است او



موضوع : حضرت ام کلثوم(س)، 

حضرت ام کلثوم(س)-مدح و مصائب


مور را رخصت تمجید سلیمان ها نیست

پیشگاه کرمت عرصه ی جولان ها نیست

از کرامات فراوان تو خوبان ماتند

اینهمه حسن در اندیشه ی انسان ها نیست

باید ادیان پی اوصاف تو تحقیق کنند

گفتن از شخصیتت وسع مسلمان ها نیست

عصمت از فاطمه داری که مطهر شده ای

احتیاجی پی این امر به برهان ها نیست

شعر اگر بهر تو کم گفته شده خرده مگیر

سیر اوصاف تو در قدرت عمان ها نیست

نقش تو نیست کم از زینب کبری بانو

گرچه حک نام تو در صفحه ی اذهان ها نیست

شام زیر لگد خطبه ی تو جان میداد

مثل تو هیچکسی فاتح میدان ها نیست

رمز عرفان اثر سجده ی پیشانی توست

احتیاجی سر این سفره به عرفان ها نیست

خواستی تا همه جا صحبت زینب باشد

مدح و مرثیه اگر از تو به دیوان ها نیست

ام کلثوم شدن زینب و زهرا شدن است

حرف عشق است در آن صحبت عنوان ها نیست

ازدواج تو و نمرود مدینه؟ هیهات

نخی از چادر تو قسمت شیطان ها نیست

نمک سفره ی افطار پدر هستی تو

لذتی بی تو در این شیر و در این نان ها نیست

میشود گفت ز تو از غم و درد تو نگفت؟

مدح خوب است ولی مکفی گریان ها نیست

یوسفت در عوض چاه به گودال افتاد

چون تو دلسوخته در یثرب و کنعان ها نیست

سر و سامان تو را نیزه ای از پا انداخت

خیمه ی سوخته جای سر و سامان ها نیست

نازپرورده ی دستان پر از مهر علی

شأن تو ناقه ی عریان و بیابان ها نیست

دورتادور تو با هلهله جمعیت بود

بزم می، طشت طلا، جای پریشان ها نیست

هرچه گفتم کمی از قدر و مقام تو نشد

مور را رخصت تمجید سلیمان ها نیست



موضوع : حضرت ام کلثوم(س)، 
شنبه 1394/01/29

حضرت ام کلثوم(س)-مصائب


از قرائن این چنین پیداست در را دیده است

ما شنیدیم، او ولیکن چل نفر را دیده است

قبل ضربت خوردن مولا و شاید قبل تر

بارها در کوچه ها داغ پدر را دیده است

آنکه عمری با حسن خون جگر را خورده بود

بین تشتی عاقبت خون جگر را دیده است

صبر پنهان داشت در کرب و بلا از این جهت

دور از چشم همه رنج سفر را دیده است

در که جای خود، پدر که جای خود، در شهر شام

چل نفر که هیچ از این بیشتر را دیده است

ام کلثوم است یا زینب نمی دانم کدام!

دور خواهر خواهری چندین نفر را دیده است

بارها این شرم بی اندازه او را می کشد

اینکه زینب پیش او داغ پسر را دیده است

شرم او یک بار اما می کشد او را دو بار

اینکه هم در دشت هم در تشت سر را دیده است



موضوع : حضرت ام کلثوم(س)، 
شنبه 1394/01/29

حضرت ام کلثوم(س)-وفات


تا بوسه ی خنجری به حلقوم نشست

بر نیزه، سر امام مظلوم نشست

تنها نه فقط میان رگ های حسین

آن نیز ، به قلب امّ كلثوم نشست

***

چه رازی از دل پاکت شنیدند؟

درون روح بی تابت چه دیدند؟

که زیر سایه ی ا مّ المصائب

تو را اخت المصائب آفریدند

***

آن زینب او، عزیز مردم شده است

این فاطمه اش، ملیکه ی قم شده است

افسوس ! كه نام « امّ كلثوم » فقط

مانند مزار مادرش، گم شده است



موضوع : حضرت ام کلثوم(س)، 

حضرت ام کلثوم(س)-وفات


عاشقان در حجاب یکدگرند

پرتو آفتاب یکدگرند

گاه تصویر قاب یکدگرند

همه زیر نقاب یکدگرند

سعی دارند جلوه کم بکنند

خویش را وقف نام هم بکنند

فاطمیّات یارهای هم‌اند

هر کدام افتخارهای هم‌اند

همه آئینه‌دارهای هم‌اند

دفن بین مزارهای هم‌اند

گاه زینب؛ گه ام کلثومند

هم‌طراز امام معصومند

این قبیله عجیب با ادبند

پیش هم ایستاده در عقبند

همگی غرق ذات، منقلبند

در ظهور صفات، هم نسبند

همگی در الست زاده شدند

همه پرچم به دست زاده شدند

می‌نویسم من از شما خانم

می‌بری تا خدا مرا خانم

تو بزرگی و ما گدا خانم

السّلامُ علیکِ یا خانم

ما گرفتار  بام‌های توایم

از ولادت غلام‌های توایم

عصمت کامله تو را خوانند

عابده، فاضله تو را خوانند

عالمه، عامله تو را خوانند

حیدر قافله تو را خوانند

کوه توحید منجلی هستی

زینب دوم علی هستی

متشرع به دین و باور خود

متواضع کنار خواهر خود

تا شدی همره برادر خود

متوسّل شدی به مادر خود

اقتدار حرم به دست تو بود

بعد عباس علم به دست تو بود

گریه بین شرار می‌کردی

شعله‌ها را مهار می‌کردی

پابرهنه فرار می‌کردی

دختران را سوار می کردی

همه‌جا کشتی نجات شدی

سر پناه مخدَّرات شدی

نان خود را به دختران دادی

سهم خود را به دیگران دادی

تو تسلّی به مادران دادی

معجرت را به خواهران دادی

گیسوی سوخته نقابت شد

گوشه‌ی آستین حجابت شد

به کجا کارها کشیده شده

سر بازارها کشیده شده

به پَرت خارها کشیده شده

معجرت بارها کشیده شده

خواهرت دیر کرد و افتادی

چادرت گیر کرد و افتادی

تا ز گودال سر در آوردی

خویش را نزد خواهر آوردی

سوی او دیده‌ی تر آوردی

رو به سوی برادر آوردی

خواهرانه به هم کمک کردید

نیزه را از گلو در آوردید



موضوع : حضرت ام کلثوم(س)، 
جمعه 1394/01/28

حضرت ام کلثوم(س)-مصائب


خواهر مجتبی چه مظلوم است

غربتش از عزاش معلوم است

روضه خوان امام معصوم است

فاتح شام و کوفه کلثوم است

همه جا پا به پای زینب رفت

در صفاتش جلال میبینم

حب او را کمال میبینم

چشمه اش را زلال میبینم

رتبه اش بی مثال میبینم

همه جا پا به پای زینب رفت

مثل زینب وقار بابا بود

کوه صبر و حیا و غمها بود

در رشادت شبیه زهرا بود

خطبه اش ذوالفقار مولا بود

همه جا پا به پای زینب رفت

پیش نطقش وقار میریزد

جگر روزگار میریزد

عزت و اقتدار میریزد

رنگ و روی بهار میریزد

همه جا پا به پای زینب رفت

جلوه ی نور پنج تن بوده

گاه زهرا گهی حسن بوده

اسدالله بت شکن بوده

شاهد غارت بدن بوده

همه جا پا به پای زینب رفت

آنقدر گریه کرده پیر شده

بی حسین از زمانه سیر شده

غصه اش غصه ی حصیر شده

با چه وضعیتی اسیر شده

همه جا پا به پای زینب رفت

گرچه با ناقه های عریان رفت

به هواداری سلیمان رفت

جنگ خطبه شد و به میدان رفت

دو سه شب شهر کوفه زندان رفت

همه جا پا به پای زینب رفت

روی نی آفتاب را دیده

دور گردن طناب را دیده

گریه های رباب را دیده

خیرزان و شراب را دیده

همه جا پا به پای زینب رفت

روضه با اشک شور میگوید

از درخت و تنور میگوید

از مسیر عبور میگوید

ماجرا را به زور میگوید

همه جا پا به پای زینب رفت

شامیان سد راه میکردند

دختران را نگاه میکردند

هتک حرمت به شاه میکردند

بین مجلس گناه میکردند

همه جا پای به پای زینب رفت



موضوع : حضرت ام کلثوم(س)، 
جمعه 1394/01/28

حضرت ام کلثوم(س)-مصائب


نوه ی دختری و عشق پیمبر بودن

دختر دومی حضرت حیدر بودن

صدق الله العلی نام پدر بود و چنین

آیه ی چارمی سوره ی کوثر بودن

ام کلثوم شدن اینهمه مظلوم شدن

شاهد میخ، چهل مرد، لگد، در بودن

شاهد میخ،چهل مرد،لگد،در،فریاد

بعد هم شاهد یک عمر به بستر بودن

جزو آموختگان وصیت نامه ی او

جزو تشییع کنان تن مادر بودن

پشت تابوت به همراه حسین و زینب

جزو آن چندنفر در شب آخر بودن

درشب قدر به نوعی و به شکلی شب تشت

ام کلثوم...بگو زینب دیگر بودن

دختر فاطمه و عمه ی طفلان اما

عزتش این بشود:خواهر خواهر بودن

می کند خم کمرش را همه ی عمر فقط

لحظه ای عمه ی دلواپس اصغر بودن

می کند خم کمرش را به خدا درآنی

روی تل گریه کنان محو برادر بودن

چکمه ای آمد از آن سو واز این سو شد باب

در هیاهوی حرم دست به معجر بودن



موضوع : حضرت ام کلثوم(س)، 


( کل صحن های حسینیه : 341 )    1   2   3   4   5   6   7   ...   


درباره حسینیه


سلام!به پایگاه فرهنگی هیات «مکتب الشهداء تهرانسر» خوش آمدید...
×××
برای ارتباط با ما می توانید از طریق آدرسmotallebi64@gmail.com اقدام فرمایید.
×××
برای شرکت در کارگاه مجازی شعر آیینی حسینیه می تونید به آدرس ذیل مراجعه کنید:
hosenih.mihanblog.com/post/3201
×××
آدرس پایگاه اطلاع رسانی هیات مکتب الشهداء-تهرانسر:
maktab-shohada.mihanblog.com

مدیر وبلاگ : شاهد
آمار زائرین حسینیه
  • زائرین امروز :
  • زائرین دیروز :
  • زائرین این ماه :
  • زائرین ماه قبل :
  • کل زائرین :
  • تعداد کل اشعار :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
پایگاه های مدح و مرثیه
لوگوها

 پایگاه تخصصی مدح و مرثیه

 پایگاه تخصصی روضه و مقتل

 پایگاه نوحه و سبک های مداحی

کتاب موبایل حسینیه-مدح و مرثیه

 پایگاه اطلاع رسانی هیات مکتب الشهداء-تهرانسر

 کارگاه مجازی شعر آیینی حسینیه

 اشعار استاد علی اکبر لطیفیان

 پایگاه شارژ فرهنگی

 قرارگاه-پایگاه فرهنگی هیئت مکتب الشهداء
پایگاه مرجع و جامع محصولات و تولیدات دفاع از دستاوردهای هسته‌ای





Powered by WebGozar