حسینیه پایگاه تخصصی مدح و مرثیه
جهت دسترسی آسان به اشعار مورد نظر، از فهرست موضوعات استفاده کنید
موضوعات اشعار
جمعه 1395/09/19

امام زمان(عج)-مناجات


قل اعوذ برب عاشق‌ها ... مَلِک الناس، الهِ عاشق‌ها

قل اعوذُ ... از اینکه دنیا را بزند آتش، آهِ عاشق‌ها

عین، شین، قاف، واژه‌هاشان را این حروف سفید می‌سازند

حرف‌های سیاه پیدا نیست، روی تخته سیاه عاشق‌ها

ای خدایی که اهل اسراری، که سحرها همیشه بیداری

که خودت عاشقی، خبر داری از دلِ بی‌پناه عاشق‌ها،

بعد از این روزهای در زنجیر، درد این طعنه‌های بی‌تاثیر

برسان مرد مهربانی که بُگذرد از گناه عاشق‌ها

برسان مرد مهربانی که، بر خلاف رسوم عاقل‌ها

بی تجمل، به تخت بنشیند، بشود  پادشاه عاشق‌ها



موضوع : مناجات فراق با امام زمان(عج)، 
جمعه 1395/09/19

امام زمان(عج)-تاجگذاری


تاج امامت است به روی سر شما

خیل ملائکند به دور و بر شما

قربان چهره ات که تجلی مصطفاست

قربان آن صلابت چون حیدر شما

ای کاش صبح روز ظهورت صدا کنند

نام مرا عزیز خدا؛ یاور شما

در زیر طاق صحن گوهرشاد حاضر است

از بهر خطبه خوانی تان منبر شما

نفرین فاطمه شده صدشکر مستجاب

لبخند آمده به لب مادر شما

آقا دعا کنید که در زندگی مان

باشیم ای ذخیرۀ حق یاور شما

ای چشمۀ زلال الهی ظهور کن

ماتشنه ایم، تشنه لب کوثر شما

فرموده ای که الگوی من مادر من است

با این حساب فاطمه شد رهبر شما

کی ریشه کن کنی تو تبار یهود را

ای جان فدای طنتنه ء خیبر شما

بیرون بکش زخاک دوتا غاصب فدک

این انتقام گشته به حق باور شما

روز ظهور نعره زنی جدی الحسین

کرببلاست چون هدف آخر شما



موضوع : آغاز امامت امام زمان(عج)، 
جمعه 1395/09/19

امام زمان(عج)-تاجگذاری


شام فراقت از شب یلدا درازتر

وین قصۀ تو از همه پر سوز و سازتر

صبح ظهورِ این شب یلدای انتظار

تک پرچم تو از همه در احتزازتر

یلدایِ انتظارت اگر با تو سر کنم

صبح ظهورت از همه ام سرفرازتر

دورِ همیم و نام تو نُقل دهان ماست

نام تو می برم که تویی چاره سازتر

لبخند ، بی تو بر لبمان وا نمی شود

یلدا بدون یوسف زهرا نمی شود

امسال جشنمان گره خورده به نام تو

دلهای ما کبوتر بی بالِ  بام تو

این روزها  سخن همه جا از حضور توست

بر پاست جشنها همه با احترام تو

کافیست ، لب به مدح و سلام تو واکنیم

تا بشنویم زود ، جواب سلام تو

امشب تمام سفرهء ما غرق روزی است

از بس که پشت ماست دعای مدام تو

آقا تویی که حافظ ایرانمان شدی

امشب چه خوب شد که تو مهمانمان شدی

آقا طلوع صبح امامت مبارکت

برمسند امامت ، اقامت مبارکت

این قلبها همه به هوای تو می تپد

بر قلبهای شیعه زعامت مبارکت

این واژهء امام که میراث مرتضاست

گردید اضافه اول نامت مبارکت

سینه به سینه گشت و کرامت به تو رسید

میراث عشق و لطف و کرامت مبارکت

دنیای تارِ چشم مرا پر ز نور کن

عجِل علی ظهورکَ آقا ظهور کن

***

با تشکر از شاعر گرامی



موضوع : آغاز امامت امام زمان(عج)، 
چهارشنبه 1395/09/17

امام حسن عسکری(ع)-شهادت


من آن مسافرم که دو چشمم بهاری است

بارانِ غربتم به روی گونه جاری است

من آن مسافرم که ز اجداد اطهرم

غربت برای زندگی ام یادگاری است

سهم من از تمامیِ دنیاست جام زهر

سهم دو دیدهء پسرم بی قراری است

پهلو شکسته مادرم آمد به سامرا

ایام ماتم و محن و سوگواری است

دردی عجیب پیکر من را فرا گرفت

ضعفی نشسته در تنم این زهر ، کاری است

من می روم به دیدهء خونبار ، سامرا

گردیده کربلای من انگار ، سامرا

زهری که خورده ام به تنم التهاب ریخت

رنگم پرید و بر رخ من ماهتاب ریخت

سوزاند زهر معتمد از پای تا سرم

زهرش شراره بر جگرم بی حساب ریخت

تا اینکه دست و پا بزنم هم رمق نماند

از بس  توان ز پیکر من با شتاب ریخت

این غم عذاب داد مرا تا در آن میان

دیدم به چهرهء پسرم اضطراب ریخت

می خواستم که آب بنوشم ز تشنگی

از دستهای بی رمقم ظرف آب ریخت

من که ز دست مهدیِ خود آب خورده ام

یاد حسین کردم و صد بار مرده ام

ساعات آخر است ، من انگار می روم

با دیدهء تر و تنِ تبدار می روم

دنیا به یادِ کوچه برایم جهنم است

با یاد مادر و در و دیوار می روم

ببیهوده نیست فصل جوانی خزانی ام

قامت خمیده از غم مسمار می روم

در سامرا به یاد مدینه نفس زدم

با داغ روضه های شرربار می روم

نام دو جا همیشه ز غم می کشد مرا

هر بار که به " کوچه"  و  " بازار "  می روم

ما اهل بیت حامل فریاد زینبیم

لحظه به لحظه و همه جا یاد زینبیم

در بسترم من و به سرم مادرِ حسین

گردید خاک کرببلا بستر حسین

من سر به دامن پسر خود گذاشتم

ای وای بر حسین و علی اکبر حسین

فرزند من کنار من است و دلم شکست

بر حالت حسین و علی اصغر حسین

اینجا جسارتی به من و پیکرم نشد

در زیر دست و پاست ولی پیکر حسین

والله قلب عمۀ ما تکه تکه شد

هر دفعه ای که دید به نیزه سر حسین

پامال شد به روی زمین جسم جدِّ من

اشکش چکید هر که شنید اسم جدِّ من

***

با تشکر از شاعر گرامی



موضوع : شهادت امام عسکری(ع)، 
چهارشنبه 1395/09/17

امام حسن عسگری(ع)-شهادت


باید که دنیا فصل در فصلش خزان باشد

وقتی که با تو اینچنین نامهربان باشد

ای کاش که من نیز امشب زائرت بودم

جایی که فرزندت در آنجا روضه خوان باشد

دریایی از درد و غریبی موج خواهد زد

پای حسن هرگاه جایی درمیان باشد

وقتی حسن باشی دگر جای تعجب نیست

سقف مزارت هم زمانی آسمان باشد

وقتی حسن باشی دگر جای تعجب نیست

وضعت میان خانه چون زندانیان باشد

وقتی حسن باشی دگر جای تعجب نیست

خون دلت از کنج لب هایت روان باشد

آری حسن بودی ولی هرگز ندیدی که

گلبرگ روی مادرت چون ارغوان باشد

سخت است تشنه باشی و لب های لرزانت

حتی برای آب خوردن ناتوان باشد

هنگام برخورد لبت با کاسه ی آب است

وقت گریز روضه های خیزران باشد



موضوع : شهادت امام عسکری(ع)، 
چهارشنبه 1395/09/17

امام زمان(عج)-مناجات شهادت امام عسکری(ع)


سخت محتاجم به خلوتگاهِ طور سامرا

قلب تاریکم شده محتاج نور سامرا

می شود دل، گیرِ این منزل اگر عاشق شود

با دو لقمه نانِ حضرت، از تنور سامرا

سهم دوری را دل دیوانه بر هم می زند

با سلامی بر امامان صبور سامرا

با وجود این کریمان هرچه تحریمش کنند

جای حیرت نیست می چرخد امور سامرا

پست را آقا و کوچک را عزیزش می کنند

پادشاهی را ببین در چشم مور سامرا

شکر حق که دور تا دور حرم ساکن شدند

شیعیان عاشق و جِیْشِ غیور سامرا

تا خود بحر النجف هم می رسد این بوی خوش

عطر لیموی حرم از راه دور سامرا

لالم از توصیف این لذت، چشیدن لازم است

خواندن یک جامعه دورِ قبور سامرا

غالبا هر کس حرم رفته روایت کرده از

نیمه شب های غریب و سوت و کور سامرا

با وجود این ضریح سبز چوبی می رسد

بوی مادر از حریم جمع و جور سامرا

عاقبت این شهر را مهدی گلستان می کند

می رسد یک روز هم روز سرور سامرا



موضوع : شهادت امام عسکری(ع)، شهادت امام هادی(ع)، 
چهارشنبه 1395/09/17

امام حسن عسگری(ع)-مناجات و شهادت


سامرا ، باز با صفا شده ای

درحریمت برو بیا داری

اربعین پا به پایِ کرببلا

زائر و دسته ی عزا، داری

 

باز هم گنبدِ طلائی تو

مثلِ مشهد ز دور معلوم است

همه دانند زیرِ این گنبد

مدفن دو امام معصوم است

 

معرفت حکم میکند اینجا

وقتِ گریه به رسمِ جود و کرم

همه یادی کنیم این شبها

از تمام مدافعانِ حرم

 

تا ابد یادمان نخواهد رفت

راهِ ما در مسیرِعاشوراست

در کنارِ دعایِ صاحبمان

امنیت زیرِ سایۀ شهداست

 

همه دلخوشیِ ما این است

لااقل یک حَسن حرم دارد

صبح و ظهر و غروب سفره بپاست

بسکه صاحب حرم ، کرم دارد

 

اهلِ بیت رسول این ایام

به غم و غصه ها اسیر شدند

راستی بین بچه هایِ علی

این حسن ها چه زود پیر شدند

 

چشم خود باز کرد و باگریه

پسر خویش را نگاهی کرد

دست انداخت دورِ گردنِ او

لب او را رویِ لبش آورد

 

زیر لب گفت : الوداع پسرم

بعداز این موسم جدائی هاست

این بیابان نشینی ماها

همه اش ارث مادرت زهراست

 

بعد از آنکه زدند مادر را

جایِ او کنجِ بیت الاحزان شد

شادی از خانواده ما رفت

بیت الاحزان شبی که ویران شد

 

عصمت الله پشت در افتاد

پایِ دشمن به خانه اش واشد

آنقدر با قلاف کوبیدند

استخوانهایِ بازویش تا شد

 

محسنِ بی گناه را کشتند

دادِ زصدیقه را در آوردند

فضه و جد ما به پشتِ در

جسم ششماهه دفن میکردند

 

تشنه قدری آب بودم من

لب عطشانِ من تکان می خورد

کی به پیش نگاهت ای بابا

لب من چوبِ خیزران می خورد

 

عمه ات هست و مادرت هم هست

نه میانِ نگاههای حرام

وای از ماجرایِ بزم شراب

وای از ازدحام شهرِ شام

 

آستینها حجاب سر میشد

بین آن گیر و دار در بازار

چه کسی دیده است دعوایِ

زن و یک نیزه دار در بازار



موضوع : شهادت امام عسکری(ع)، 
چهارشنبه 1395/09/17

امام حسن عسگری(ع)-شهادت


سامرا، از غم تو، جامه‌دران است هنوز

چشم «نرگس» به جمالت، نگران است هنوز

دل شهزاده‌ی روم، آینه‌ی دلبری‌ت

تاک‌ها مست تو و این لقب عسکری‌ت

پسر حضرت هادی! به فدایت پدرم

پدر حضرت مهدی! به فدایت پسرم

حج نرفتی تو، ولی قبله‌ی حاجات شدی

تو خودت، عین صفا، مشعر و میقات شدی

کعبه، یک چاردهم، بی تو صفا کم دارد

بی تو، یک چاردهم، عطر خدا کم دارد

ماه زیبا ! حسنِ دوم زهرا ! برخیز

مهدی‌ت دل نگرانت شده، بابا ! برخیز

باز هم جانِ جهان را، تو در آغوش بگیر

صاحب عصر و زمان را، تو در آغوش بگیر

روی زانو بنشان آینه‌ی طاها را

تو ببوس از طرف ما، پسر زهرا را

غم پرپر شدنِ چون تو کریمی، سخت است

به رقیه قسم! آقا ! که یتیمی سخت است



موضوع : شهادت امام عسکری(ع)، 
چهارشنبه 1395/09/17

دعوت به وحدت اسلامی--بصیرت


تبرا متونش به ما یاد داد

به دشمن شناسی توجه کنیم

اگر پیرو سیره ی حیدریم

به بُعد سیاسی تو جه کنیم

 

تبرا همان فرصتی هست که

همه به تفکر تعلق دهیم

بیاییم و آن شمر دیروز را

در امروزی آن تطابق دهیم

 

تبرا همان گنج جاوید ماست

که در سینه ما نهفته شده

همان خط نابی که در مکتبِ

امامان معصوم‌گفته شده

 

به نام برائت بر این پیکره

بیفتد خراشی پسندیده نیست

نخواندی مگر در روایاتمان

که دشمن تراشی پسندیده نیست

 

ببین کی از این تفرقه سود برد!!!

از این گونه نسخه نویسی بترس

ببین این برائت به کی ضربه زد

از این خدعه ی انگلیسی بترس!!!

 

تطابق بده اولی را ببین

یهودی صفت ها شبیه هم اند

همین صهیونیست و همان دومی

همه در عمل زیر یک‌پرچم اند

 

به جای اهانت کمی فکر کن

خرد را اسیر تعصب نکن

اگر از تبرای تو انگلیس

شود شادمان تر ، تعجب نکن

 

معاویه را باز تحلیل کن

ببین در کلام چه جریانی است

برائت بجویید از سازشی

که عمامه اش انگلستانی است

 

علی را مبادا که تنها کنی

در این فتنه ها مثل عمار باش

کمی فکر‌وحدت کمی فکر دین

کمی مالک اشتر یار باش

 

به نهج البلاغه سفر کن بخوان

دفاع از ولایت کلام ولی است

حقوق نجومی و اشرافیت

به والله که حق خوری از علی است

 

برائت بجویید از آن کسی

که‌وقت بیانیه ساکن نشست

و از نسل آینده خواهی شنید

سر میز برجام خائن نشست



موضوع : تولا و تبرا، فرهنگی، اجتماعی و سیاسی، 
چهارشنبه 1395/09/17

امام حسن عسگری(ع)-شهادت


در بسترش نشسته فقط آه می کشد

   با چشم خیس نالۀ جانکاه می کشد

در بسترش نشسته سرش درد می کند

می سوزد از درون جگرش درد می کند

یک عمر می شود که غمی بین سینه داشت      

در سر هوای رفتن شهر مدینه داشت

این عمر کم به غربت و تبعید سر شده

 با ظلم و جور و کینه و تهدید سر شده

عمرش میان حلقۀ عدوان گذشته است

یعنی میان غربت و زندان گذشته است

هر چند بی توان شد و بی حال و خسته بود

لبهای خشک و تشنۀ خود را ز هم گشود

فرمود لحظه ای پسرم را بیاورید

مهدی کجاست تاج سرم را بیاورید

شب می رسد دوباره بیار آفتاب را

در پای بسترم برسان عشق ناب را

ناگاه مخفیانه و دور از نگاه ها     

سر زد در آسمان حسن ماه ماه ها

آمد کنار بستر بابا نشست و بعد...

بغضش به حال غربت بابا شکست و بعد

دارد وصیت پدر آغاز می شود     

دارد زمان گفتن صد راز می شود

با احتضار و حال و هوای غروبی اش

دستی کشید بر روی صندوق چوبی اش

می خواست تا عبای پیمبر در آورد

عمامه و قبای پیمبر درآورد

می دید در رخ پسرش اقتدار را    

می داد دست مهدی خود ذوالفقار را

ناگاه علت غمِ دائم شد آشکار  

اسرار داغ و ماتمِ دائم شد آشکار

اینجا غمی به وسعت تاریخ جلوه کرد

  در آن نگاه غمزده یک میخ جلوه کرد

بر یادگار عصمت و پاکی نگاه کرد   

بر لاله های چادر خاکی نگاه کرد

خون در جوار چادر زهرا چه می کند؟

  هیزم کنار چادر زهرا چه می کند؟

فرمود از غم دل ما زار گریه کن       

از غصه های حیدر کرار گریه کن

بر مادری که پشت در افتاد بر زمین  

بر جرأت و جسارت مسمار گریه کن

هنگام روزه داری ات ای میوۀ دلم    

با یاد مجتبی دم افطار گریه کن

بر آن کسی که در وطنش هم غریب بود  

بر آن امیر بی کس و بی یار گریه کن

بر پیکر فتاده به دریای علقمه

بر حسرت نگاه علمدار گریه کن

آخر پدر به سمت لباسی اشاره کرد

شرح مصیبت بدنی پاره پاره کرد

برکشتۀ فتاده به گودال گریه کن

بر آن تن شکسته و پامال گریه کن

بر خواهری که آمده گودال قتلگاه 

رفته کنار پیکرش از حال گریه کن

بر چشم خونفشان علمدار کربلا    

بر زخم دست ساقی اطفال گریه کن

ناله بزن به پیکرِ زیر و زبر شده

فرمود گریه کن به تن مختصر شده

***

با تشکر از شاعر گرامی



موضوع : شهادت امام عسکری(ع)، 
چهارشنبه 1395/09/17

امام حسن عسکری(ع)-مدح و شهادت


آنکه بر محضر شما نرسد

مطمئنا که تا خدا نرسد

بهتر است اینکه زیر خاک رود

آن سری که به سامرا نرسد

عطرِ سرداب را نفهمیده

آنکه بر "سُرَّ مَن رَا ...نرسد

چشم برخاکِ آن اگر بکشیم

آسمان هم به گرد ما نرسد

سامرا رفته ها به من گفتند

هیچ جایی به کربلا نرسد

از کفن کردنی دوباره بخوان

تا که روضه به بوریا نرسد

با حسینیم با حسن هستیم

ما گدای دوتا حسن هستیم

نام ما را که از قدیم نوشت

از گدایان این حریم نوشت

تا خدا حال و روز ما را دید

بعدِ نام حسن کریم نوشت

تا که پیش تو درد دل کردیم

نام ما را خدا کلیم نوشت

دل ما را اسیر کرد آنکه

بال جبریل را گلیم نوشت

رفته بودیم مشهد و آقا

باز هم روزی عظیم نوشت

سامرا واجبیم ، امام رضا

نه کبوتر که یا کریم نوشت

با حسینیم با حسن هستیم

ماگدای دوتا حسن هستیم

این طرف صحن صاحب کرم است

آن طرف یک غریب بی حرم است

این طرف هرچه هست زائر هست

آن طرف بی چراغ بی علم است

این طرف احترام می بینی

آن طرف ناسزا که دم به دم است

سامرا شد خراب فهمیدم

چقدر روضه ها شبیه هم است

مادری اند هر دوتا آقا

موسپید است هر که غرق غم است

پیش هر دو به گریه می شنوی

روضه ی پهلویی که محترم است

باحسینیم با حسن هستیم

ما گدای دوتا حسن هستیم

کاش پلکت کمی تکان بخورد

به زمین ورنه آسمان بخورد

پسرت آمده است تا جگرت

زخم کمتر از این و آن بخورد

ظرف آبی به دستهایش تا

پدر آبی نفس زنان بخورد

می خورد ظرف هی به دندانت

چه کند آب نیمه جان بخورد

خوب شد کودکت ندیده لبت

ضربه از چوب خیزران بخورد

روی پیشانی ات فقط چین است

آه اگر سنگ بی امان بخورد

**

عمه مانده است زیر هر ضربه

که مبادا به دختران بخورد

دختران تشنه اند و با خنده

لقمه ی خویش را سنان بخورد

با حسینیم با حسن هستیم

ما گدایِ دو یا حسن هستیم



موضوع : شهادت امام عسکری(ع)، 
چهارشنبه 1395/09/17

امام حسن عسگری(ع)-مدح


در ماتم توست دل اسیر غم توست

از عشق برافراشته‌تر پرچم توست

حیران حماسه‌ات مسیحا نفسان

این شور و شکوه «اربعین» از دم توست

***

وَ بِالْإِسْنَادِ عَنْ أَبِی هَاشِمٍ الْجَعْفَرِیِّ، عَنْ أَبِی مُحَمَّدٍ الْحَسَنِ بْنِ عَلِیٍّ الْعَسْکَرِیِّ عَلَیْهِمَاالسَّلَامُأَنَّهُ قَالَ: عَلَامَاتُ الْمُؤْمِنِ خَمْسٌ: صَلَاةُ إِحْدَى وَ خَمْسِینَ، وَ زِیَارَةُ الْأَرْبَعِینَ، وَ التَّخَتُّمُ فِی الْیَمِینِ، وَ تَعْفِیرُ الْجَبِینِ، وَ الْجَهْرُ بِـ«بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِیمِ».

امام حسن عسکری علیه السّلام فرمودند:

«نشانه‌های مؤمن پنج چیز است: نماز پنجاه و یک رکعت (واجب و نافله در طول شبانه روز)؛زیارت اربعین حضرت سیّد الشّهداء علیه السّلام؛ انگشتر در دست راست نمودن؛ پیشانی بر خاک گذاردن و بلند گفتن بسم‌ الله ‌الرّحمن الرّحیم (در نمازهای جهریّه صبح، مغرب و عشاء)».

بحار الأنوار، المجلسی، ج‏98، ص329؛ المزار الکبیر، محمد بن المشهدی، ص353 (رواه المفید فی مزاره: 61، و ابن قولویه فی الکامل: 325، و الشّیخ فی مصباح المتهجّد: 730، التّهذیب 6: 52، ذکره السّیّد ابن طاووس فی الإقبال 3: 100، مصباح الزّائر: 347، و الکفعمیّ فی مصباحه: 489)

 



موضوع : شهادت امام عسکری(ع)، ولادت امام عسکری(ع)، 
چهارشنبه 1395/09/17

امام حسن عسگری(ع)-مناجات


قصد،قصد زیارت است اما مانده اول دلم کجا برود

حال و روز مرا هرآنکس دید گفت باید به کربلا برود

-نجف و کربلا-دلم لرزید، -مشهد و کاظمین، خوب آمد

یازده بار استخاره زد دل من تا بفهمد به سامرا برود

ابتدای مسیر،الله است انتهایش بقیه الله است

سامرا وعده گاه آخر ماست جاده باید به انتها برود

همه یک روح و یک بدن هستید پس تمام شما حسن هستید

دل من با تو سامرایی شد تا به دیدار مجتبی برود

تو بقیع پر از مخاطره ای،کربلایی و در محاصره ای

یا که باید جگر به زهر دهی، یا سرت روی نیزه ها برود

دل به غم هرچه مبتلا می شد، پیش تو سر من رءا می شد

بعد تو بار غم گرفته به دوش، دل که تا ساء من رءا برود...



موضوع : شهادت امام عسکری(ع)، 
چهارشنبه 1395/09/17

امام حسن عسگری(ع)-شهادت


مادرت نیست ولیکن پسرت هست هنوز

جای شکر است که مهدی به سرت هست هنوز

نفست تنگ شده کنج قفس افتادی

باز خوب است که این بال و پرت هست هنوز

پسرت آمده بالای سرت آقا جان

مرهمی بر جگر پر شررت هست هنوز

اثر وضعی سم خشکی لبهاست، ولی

خوب شد کاسه ی آبی به برت هست هنوز

لب تو خشک و دو چشمان تو تر آقا جان

گوییا ظهر عطش در نظرت هست هنوز



موضوع : شهادت امام عسکری(ع)، 
چهارشنبه 1395/09/17

امام حسن عسکری(ع)-شهادت


امشب دو دیده ام ز غمت پُر ستاره است

آن را که نیست چاره بجز این، چه چاره است

در سامرا اگر چه نشد زائرت شوم

دل را به یاد مقتلت از جان کناره است

با تو چه کرد معتمد دون، که این چنین

از سوز داغ زهر به جانت شراره است

مهدی ز ره رسید و سرت را به برگرفت

افلاکیان و اهل سما را نظاره است

در بند دشمن ارچه سرت روی خاک بود

حالا به روی دامن یک ماهپاره است

گفتی تو إسْقِنیٖ و شدی از عطش رها

این روضه را به کربُبَلا یک اشاره است

هر چه ز لشگری طلبید آب، جدّتان

پاسخ نداد کس به حسین شهیدتان



موضوع : شهادت امام عسکری(ع)، 
چهارشنبه 1395/09/17

امام حسن عسکری(ع)-مدح و شهادت


ای به فلک کرده ملک پروری

زهره و شمس و قمرت مشتری

یازدهم اختر برج هدی

یوسف زهرا حسن العسکری

هم به سر دست، زمام فلک

هم به کف پات سر سروری

خوانده رسولت حسن اهل بیت

داده خدایت به همه برتری

عسکر تو در همه ارض و سما

جنّ و ملک آدم و حور و پری

هم به رضا حجّت هشتم، پسر

هم پدر حجّت ثانی عشر

کعبه ی اهل نظری یا حسن

آینه ی دادگری یا حسن

نخل امید رضوی را ثمر

یا که جواد دگری یا حسن

یک حسنی و سه محمّد جمال

چار علی را پسری یا حسن

با همه کس مونسی و همدمی

از همه گان خوب تری یا حسن

هم ثمرِ ده شجر طیّیه

هم صدف یک گهری یا حسن

نام حسن گشته برازنده ات

شاهدم این حسن فروزنده ات

ذکر تو تسبیح و مناجات ما

سامره ات قبله ی حاجات ما

چشم خدا! گر تو اشارت کنی

باز شود قفل مهمّاتِ ما

مِهر تو در سینه ی افروخته

مُهر تو در نامه ی طاعات ما

کوری دشمن به دو دنیا بود

دوستی ات فخر و مباهات ما

بی تو بهشت است جحیم همه

با تو قبول است عبادات ما

آینه ی دل زتو شد منجلی

ابا محمّد حسن بن علی

ای دو جهان جان و تنت را فدا

نطق و بیان و سخن ات را فدا

ریخته از لعل لبت دُرّ وحی

گوهر درج دهنت را فدا

آینه در آینه در آینه

روی حسن در حسنت را فدا

معجز گفتار و نفوذ کلام

منطق دشمن شکن ات را فدا

حسن تو چون باغ گُل یاسمن

باغ گل یاسمن ات را فدا

یوسف تبعیدی تحت نظر

ماه جمالت همه جا جلوه گر

مدح تو جان بخش ترین زمزمه

مهر تو روشنگر قلب همه

یا حسن ابن علی ابن الجواد

جان رضا نور دل فاطمه

رفتارت رفتار انبیاء

گفتارت آیات محکمه

اجدات ارکان نُه سپهر

فرزندت گردون تو را قائمه

طوبی عمه ی تو را پای بوس

حورا نرجس تو را خادمه

در حرم قدس تو افلاکیان

گشته ثنا خوان تو با خاکیان

ای دل هر شیعه محیط غمت

دست عنایت به سر عالمت

شاهد غمهای فراوان تو

قبر غریب تو و عمر کمت

زخم زبان همه عباسیان

بر جگر سوخته مرهمت

از چه جوانمرگ شدی ای که بود

زنده دو صد جان مسیح از دمت

مهدی موعود تو در کودکی

اشک عزا ریخته در ماتمت

کوه و در و دشت عزاخانه اش

مانده به رخ اشک غریبانه اش

مهدی تو داشت بسی آرزو

تا که تو گلبوسه بگیری از او

اشک غریبش روان از دو چشم

بغض یتیمش نهان در گلو

ناله کشید از جگر سوخته

ریخت به رخسار تو آب وضو

اشک فشان گریه کنان نا امید

داد گل روی تو را شستشو

بعد تو ای حجّت پروردگار

مهدی تو با که کند گفتگو

روح تو از تن چو به پرواز شد

غربت مهدی تو آغاز شد

ای شرر داغ تو بس جانگداز

چشم خدا بین بنما باز، باز

عمر تو کوتاه چو یک برگ گل

غصه ی غم های فزونت دراز

کودک شش ساله ی تو آمده

تا به تن پاک تو خواند نماز

خیز و بکش ناز از آن نازنین

کز غم تو خم شده آن سروناز

یوسف دور از وطن فاطمه

لاله ی تبعیدی باغ حجاز

لرزه بر اندام تو افتاده بود

خصم چه زهریت مگر داده بود

ای شده روزت زغم و غصه شام

ریخته اشک از غم بابا مدام

حجّت معبود سلامٌ علیک

مهدی موعود علیک السلام

سوخت شرارغمت آخر جگر

ریخت فلک زهر فراغت به جام

گاه کنی به جدت حسین

گه زغم مادر والا مقام

اشک فشان تو بود فاطمه

چشم به راه تو بود هر امام

منتظران تو همه عالمند

سوخته با زمزمه ی "میثمند"



موضوع : شهادت امام عسکری(ع)، 
چهارشنبه 1395/09/17

امام حسن عسکری(ع)-مدح و شهادت


ای سراپا حسن حیّ ذوالمن

سوّمین ابن الرّضا دوّم حسن

ای هزاران آفتاب مشتری

یا اباالمهدی امام عسکری

اسوه ی تقوی خدایی بنده ای

همچو جان در جسم ایمان زنده ای

دُرّ ده دریا و بحر یک گهر

آن گهر خود حجّت ثانی عشر

با همه درد و غم و عمر کمت

تا ابد مرهون احسان عالمت

از نماز و از دعای متصل

بردی از دشمن کنار حبس دل

با خدا پیوسته در راز و نیاز

روزها را روزه، شب ها در نماز

رنج هایت در ره توحید بود

سال ها یا حبس یا تبعید بود

روزگارت شعله ها بر جان فکند

دشمن ات در برکه ی شیران فکند

ایستادی بین شیران در نماز

شیرها را جانبت روی نماز

الله الله گرد تو درّندگان

سر فرو بردند همچون بنده گان

نور علمت از درون حبس ها

کرد از ظلمت جهانی را رها

ای دمت جان داده بر روح الامین

آسمان خفته در خاک زمین

رهنمای آفرینش کیست تو

شهریار ملک بینش کیست تو

چشم بد از ماه رخسار تو دور

یک جمال و چارده خورشید نور

گشت دشمن در جوانی قاتلت

کشت در ماه ربیع الاوّلت

کفر خود را عاقبت معلوم کرد

همچو اجدات تو را مسموم کرد

سامره شد صحنه ی روز جزا

گشت تنها مهدیت صاحب عزا

ای به قربان تو و عمر کمت

قلب مهدی داغدار ماتمت

بی تو مهدی بی کس و یاور شده

طفل تنهای تو تنهاتر شده

آه از آن ساعت که سوز و گداز

خواند مهدی بر تن پاکت نماز

کرد تا جسم ضعیفت را نظر

بر کشید آهی جهان سوز از جگر

آسمان دیده اش انجم گریست

بین مردم مخفی از مردم گریست

گر چه بودی اشگ دامن دامنت

بود کی زنجیر و غل بر گردنت

جسم تو زخم از دم خنجر نداشت

پیکر جدّ غریبت سر نداشت

آه از آن ساعت که زین العابدین

پیشوای عابدین و ساجدین

دید در گودال خون بر روی خاک

پیکر پاک پدر را چاک چاک

یوسف زهرا و زخم تیر و سنگ

گرگها کردند جسمش چنگ چنگ

گشت از چشمش روان دریای خون

خواست جانش از بدن آید برون

همدم او جز شرار تب نبود

جان زکف می داد اگر زینب نبود

میثم از این قصّه کن صرف نظر

چشم ها چشمه ی خون جگر



موضوع : شهادت امام عسکری(ع)، 
چهارشنبه 1395/09/17

امام حسن عسکری(ع)-مدح و شهادت


ای متجلـی از رخت جلـوۀ حسن داوری

غیـر نبـی بـه انبیـا داده خـدات برتـری

هم به زمین امامت و هم به سمات، سروری

خلقت و طینتت همه فاطمی است و حیدری

حسن نکـویت از همـه کـرده ندیـده دلبری

تویی امام عسکری تویی امام عسکری

محیط علم و معرفت یگانه گوهرش تویی

سپهـر نـور اگـر دهـد مـه منورش تویی

ملک اگر ملک شده، امام و رهبرش تویی

سلام ما به سامره که سایه‌گسترش تویی

مـزار تـو در آن زمین، نمـوده نورگستری

تویی امام عسکری تویی امام عسکری

در آسمان معرفت شمس تویی، قمر تویی

تمـام نخل علم را ریشه تویـی، ثمر تویی

بحار نور را همه صدف تویـی، گهر تویی

شب سیاه هجر را صبح تویی، سحر تویی

به ده امام و یک ولی پدر تویی، پسر تویی

ز وصف ما، ز مدح ما، تو بهتری، تو برتری

تویی امام عسکری تویی امام عسکری

تو چشمـۀ علـوم حـق ز دَه یـمِ ولایتی

تو حسن کردگـار را جمـال بـی نهایتی

تو برتر از حدیثی و تو فرق هر روایتـی

تو مظهـر حقیقتـی، تـو مشعـل هـدایتی

تو آن ستوده حضرتی تو آن بزرگ آیتی

که مـی‌کند جمـال تـو ز خالق تو دلبری

تویی امام عسکری تویی امام عسکری

اگر چه در زمین دمد فروغ جاودانی‌ات

کنند سجده قدسیان به حسن آسمانی‌ات

هزار حیف، شـد بدن چو لالۀ خزانی‌ات

نوشته شد به خون دل، کتاب زندگانی‌ات

بسان شمع سوختـه نماند از تو پیکری

تویی امام عسکری تویی امام عسکری

سـلام روح و اولیــا بــه پیکــر مطهرت

چه شد که زهر دشمنان شراره زد به پیکرت

نشـان مـرگ شـد عیـان به عارض منورت

به وقت مرگ مهدی‌ات چو جان گرفت در برت

دگـر نـگشت تشنـه لـب بریده از قفا، سرت

دگر به نیزه بر سرت، نشد جفـا ز هـر سری

تویی امام عسکری تویی امام عسکری

نمـاز خوانـد مهدی‌ات بـه پیکرِ مطهرت

به احترام شد نهان، به خاک، جسم اطهرت

دگـر میـان شهرهـا نشـد اسیـر، خواهرت

نخورد چوب بر لب و نرفت نوک نی سرت

نـگشت توتیـا دگـر ز سـم اسب، پیکـرت

نشد تن تو غرقِ خون ز تیر و تیغ و خنجری

تویی امام عسکری تویی امام عسکری

همـاره پـر زند دلم بـه محفل عزای تو

شراره بر دلم فکن که سوزم از برای تو

چه می‌شود سفـر کنم به شهر سامرای تو

سلام من، درود من، به صحنِ با صفای تو

وجود و بذلِ دست تو،«میثم» و خاک پای تو

نمی‌زنـم نمی‌زنـم جـز درِ ایـن حرم، دری

تویی امام عسکری تویی امام عسکری



موضوع : شهادت امام عسکری(ع)، 
دوشنبه 1395/09/15

حضرت زهرا (س)_شهادت-حضرت محسن(ع)-شهادت


نشد اونروز توو اون کوچه

برای تو سپر باشم

گرفتن محسنو از من

نشد بازم پدر باشم

 

یه حرفی توو دلم هست که

در و دیوار میفهمه

چقد آتیش نامرده

چقد مسمار بی رحمه

 

چی میشد بچه مون محسن

یه لبخندی به ما می زد

گلم ای کاش می موندو

منو بابا صدا می زد

 

آخه چی شد توو اون کوچه

که اینجوری زمینگیری

آخه چی شد که انقد زود

داری از دست من میری



موضوع : شهادت محسن بن علی، شهادت حضرت زهرا(س)، 
دوشنبه 1395/09/15

حضرت زهرا (س)_بستر شهادت-حضرت محسن(ع)-شهادت


روزگاریست که جان بر لبِ خونبار رسید

آه ای مرگ بیا نوبتِ دیدار رسید

زحمت خانه شدم بسکه زمین گیر شدم

وقتِ شرمندگی از دخترکی زار رسید

باز هم پیرهن تازه ی من خونین شد

باز با پیرهن تازه پرستار رسید

ولی از بسکه نخوابید زِ بی خوابیِ من

جانب بستر من دست به دیوار رسید

گرچه دلتنگِ تماشای حسینم اما

چشمِ زخمیِ مرا نیمه شبی تار رسید

لابه لای نفسم لخته ی خون می بینم

از همان روز که بر سینه ام آزار رسید

از همان روز که آتش به سراغم آمد

از همان روز که در بود و ستمکار رسید

شعله ای حلقه زد و چادر من را سوزاند

ناله ای تا که زدم خنده ی انظار رسید

خویش را در پس در جمع نمودم شاید

نرسد زخم به محسن ولی انگار رسید

خویش را در پس در جمع نمودم اما

در به من خورد و به او ضربه ی مسمار رسید



موضوع : شهادت محسن بن علی، وصیت و بستر شهادت، 

حضرت محسن بن علی(ع)-شهادت


ای محسن شش ماهه ی دیده نگشوده

رفتی و نهان ماند غمت تا به قیامت

ای قبله ی حاجات ، دو دنیاست دخیلت

ای سر نهان گشته ، عیان است مقامت

مدح تو همین بس که تویی زاده ی زهرا

مدح تو همین بس که تویی نور امامت

ای نور دل فاطمه گر جلوه نکردی ....

... نادیده هویداست علی بین جمالت

ای غنچه ی نشکفته ی گلزار پیمبر

بی شک نبوی گونه بُوَد جمع خصالت

شش ماه شدی فاطمه را مونس و همدم

شش ماه ربودی ز دل فاطمه طاقت

در خاطر زهرا و علی بود همیشه

تا این که بیایی و شوی خوش قد و قامت

ای روضه ی سربسته اولاد پیمبر

ای روضه ی ناگفتنی آل ولایت

آقا چه بگویم که تو را بغض علی کشت

آقا چه بگویم من از آن شرح جسارت

تو بودی و زهرا و در و تیزی مسمار

بشکست در آن معرکه ی خون پر و بالت

بگذار دگر هیچ نگویم ز غم تو

باید که کند فاطمه داغ تو روایت

***

با تشکر از شاعران گرامی



موضوع : شهادت محسن بن علی، 
دوشنبه 1395/09/15

حضرت سکینه(س)-مدح و مصائب


نیست یارای زبان تا که کند مدح تو را

ای که آرامش هر روز و شب مولایی

ای که مستغرق فی الله تو را خوانده حسین

مدح تو بس که تو بانو نوه ی زهرایی

 

ای سراپای تو یاد آور زهرای بتول

اثر نطق تو بر کون و مکان غالب بود

همچو زینب ز لبت نطق علی می ریزد

نطق تو تیغ علی بن ابیطالب بود

 

آنچه زینب همه دم کرد تماشا دیدی

همره زینب خود کوچه به کوچه رفتی

بر روی ناقه ی عریان به کنار اسرا

تا دل شام بلا تا دل کوفه رفتی

 

لیک ای راحت جان و تن ارباب حسین

بفدای دل پر غصه و احساسی تو

روضه هایت همه از علقمه دارد صحبت

عالمی دیده دل و دیده ی عباسی تو

 

از در خیمه ی طفلان حرم تا به فرات

رفت آن ماه ولی تا به حرم بازنگشت

آری آری که علمدار حرم رفت که رفت

از بر علقمه سقا به حرم باز نگشت

***

با تشکر از شاعر گرامی



موضوع : حضرت سکینه، 
دوشنبه 1395/09/15

حضرت سکینه(س)-مدح و مرثیه


بار دیگر عزای عاشوراست

از غمی بی قرینه باید گفت

دو سه خط سوگواره ی غربت

در عزای سکینه باید گفت

 

قطره از وصف بحر درمانده

من کجا، مدح دختر ارباب

ای که بوده حسین مداحت

السلام ای سکینه بنت رباب

 

در کرامات حضرتش کافیست

شیر او را رباب داده، همین

در غریبی او فقط بنویس

به عمو مشک آب داده، همین

 

کربلا بود دشتی از روضه

او بلاهای خویش را دیده

در عبایی پر از علی اکبر

روح بابای خویش را دیده

 

روضه می خواند دور دارالحرب

نعش ها را یکی یکی که شمرد

دید بابا علیِ اصغر را

به امیدی گرفت و با خود برد

 

پدر آمد ولی چه آمدنی!

غرق خون کرد چشم قافله را

دید دور جنازه ی اصغر

همه گفتند لعن حرمله را

 

از وداع سکینه و ارباب

جگر کائنات خون شده بود

آه از آن دم که دید این دختر

زین باباش واژگون شده بود

 

با تنی خون گرفته از گودال

آمدی ذوالجناح بی بابا

کاش می شد رها نمی کردی

وسط تیر و نیزه ها او را

 

پدرم را غریب بین دو نهر

نحر کردند با لب عطشان

السلام علیک ای بی سر

السلام علیک ای عریان

***

با تشکر از شاعر گرامی



موضوع : حضرت سکینه، 

امام زمان(عج)-مناجات


رنگ از چهره پریده است، خودت می دانی

عرقِ شرم چکیده است، خودت می دانی

پشت این خانه گدا آمده و با گریه

دستِ یاری طلبیده است، خودت می دانی

تو بزرگی و مرام تو نبخشیدن نیست

از شما قهر بعید است... خودت می دانی

مهربانی و به جز لطف تو این قدر کسی

بار ما را نخریده است، خودت می دانی

هر کجا گفت زلیخا پی یوسف هستم

طعنه و خنده شنیده است، خودت می دانی

به غریبی تو سوگند، دل در به درم

از همه جز تو بریده است، خودت می دانی

عمر من رفت، فقط چند صباحی مانده

آخر کار رسیده است، خودت می دانی

سگ دربار خراسان شده ام تا شاید

بر سر من بکشی دست، خودت می دانی

مجلس روضه به پا گشته، بیا که بانی...

... مادری زار و خمیده است، خودت می دانی

***

با تشکر از شاعر گرامی



موضوع : مدح و مناجات با امام زمان(عج)، 
سه شنبه 1395/09/9

امام زمان(عج)-مناجات آخر صفر


دستی بگشایید به امداد گداتان

رحمی بنمایید به این بی سر و پاتان

اشکی بفشانید بر این مرده ی احساس

تا زنده شود از اثر فیض دعاتان

دیگر رمقی نیست در این پای شکسته

مانده دل من منتظر دست عطاتان

لطفی، کرمی، گوشه ی چشمی بنمایید

بر گوشه نشینانِ قدیمی سراتان

یک بار بیایید به دیدار کسی که...

یک عمر غریبانه نموده ست صداتان

هر چند شبیه شهدا نیست لیاقت!

تا اینکه دل و دیده نماییم فداتان...

امّا بگذارید که از روی تفضّل

ما را بنشانند کنار رفقاتان

شرمنده! ببخشید که در بازی دنیا

افتاد شبی از لب ما سوزِ نواتان

با سینه زنان حسنی سخت نگیرید

نادیده بگیرید خطای فقراتان

« ما خانه به دوشان، غم سیلاب نداریم»

تا تکیه نمودیم به دستان وفاتان

« ما تجربه کردیم در این دیر کهنسال»

روشنگر دل هاست سیاهی عزاتان

ما روضه گرفتیم به امید عبوری...

یک جلوه نمایید به قربان صفاتان

ما را برسانید شبی مشهد دلدار

داریم به دل عشق غریب الغرباتان

ای کاش که محشور شوم در صف محشر

با سینه زن خالصِ بی رنگ و ریاتان

منّت بگذارید که گردد به نگاهی

دل های خراباتی ما کرببلاتان



موضوع : مناجات محرمی با امام زمان (عج)، وداع با محرم و صفر، شهادت امام رضا(ع)، 
سه شنبه 1395/09/9

امام رضا(ع)-شهادت


چون جام زهر... غریبانه سر کشید

فریاد زد خدا و... عبا را به سر کشید

پنجاه و چند ساله ی موسی به کوچه ها

پنجاه و چند مرتبه آه از جگر کشید

با سینه ای که آتش از آن شعله می کشید

ناله برای کشته ی دیوار و در کشید

او بود و خاک حجره و یک ناله ی ضعیف

آری نفس نفس زدنش تا سحر کشید

یک روزه زهر بر دل زارش اثر نمود

وقت سحر به جانب دادار پر کشید

در انتظار آمدن میوه ی دلش...

پا را به سوی قبله چنان محتضر کشید

سینه زنان، دریده گریبان، پسر رسید

دستی به روی ماه کبود پدر کشید

**

آه از دمی که زینب کبرای غم نصیب

« آمد تن امام زمان را به بر کشید»

با دست زخم خورده ی خود دختر علی

تیر شکسته از تن مولا به  در کشید

گل مانده بود در وسط تیغ و نیزه ها

آمد ز پای ساقه ی یاسش تبر کشید

از خاک زیر حنجر خونین دلبرش

با نیّت شفا روی چشمان تر کشید



موضوع : شهادت امام رضا(ع)، 
سه شنبه 1395/09/9

امام رضا(ع)-شهادت


آمدی در خاک ایران، خاک ایران سبز شد

از جنوب کشور من تا خراسان سبز شد

ردِّ پایت شد مسیر رودهای بی قرار

هر کجا که آمدی حتی بیابان سبز شد

می شود ردِّ تو را در نقشه ها ترسیم کرد

چون به هرجایی که باریده ست باران، سبز شد

خواستم دورت بگردم در خیابان رضا

تا که گفتم السلام از دوور میدان سبز شد

در خیابانِ رضا پشت چراغِ قرمزش

بارها تا هشت خواندیم و خیابان سبز شد

بارها دیدم که مادر از زیارت آمد و

تاک پیر خانه ی ما در زمستان سبز شد

گندم پس مانده های کفترانت را شبی

ریختم در سفره دیدم صبح از آن نان سبز شد

روضه ی انگور می آمد به گوشم من خودم

در شب سی صفر دیدم که ایوان سبز شد

***

دست در انگور بردی رنگ مشهد سرخ شد

بعد از آن خورشید هر صبحی که سر زد سرخ شد

گشت جدش رو سپید آن جا که با یک خوشه زهر

هشتمین پیغمبر آل محمد سرخ شد

مثل جدّش منتقم می خواست پس با این دلیل

تا همیشه پرچم بالای گنبد سرخ شد

مثل زهرا مادرش در اتفاق کوچه ها

رنگ رفتن شد کبود و رنگ آمد سرخ شد

**

در میان کوچه ها دستار بر سر زرد شد

دست بر در زد به سرعت چهره ی در زرد شد

زهر از بس که قوی بود و امام از بس لطیف

زهر چون رد شد همه دیدند حنجر زرد شد

در غلاف و در مصاف، این گشت روضه، هرکجا؛

راویان گفتند حنجر، روی خنجر زرد شد

***

سرخ بود و زرد بود و مرد کم کم شد کبود

گفت یا زهرا رضا و بعد از آن دم شد کبود

با نبی و با حسن با یاعلی موسی الرضا

پیش غم های صفر ماه محرم شد کبود

گوییا رنگین کمانی می رود زیرا به زهر؛

هم سپید و سرخ و زرد این مرد شد هم شد کبود

***

از خراسان روضه خیلی دور شد یابن الشبیب

زهر وقتی قاطی انگور شد یابن الشبیب

اشک در چشمان آقا حلقه زد آنجا که گفت

حال و روز جدِّ ما ناجور شد یابن الشبیب

در هجوم تیر ها و نیزه ها گم شد تنش

در میان سنگ ها محصور شد یابن الشبیب

در میان علقمه عباس از بس تیر خورد

پیکرش چون کندوی زنبور شد یابن الشبیب

حرف حرفِ جنگ بود اما پس از عباس ما

حرف دشمن نیز حرف زور شد یابن الشبیب

آه زجرآورترین جای سفر آنجاست که

زجر، شب بر جستجو مٲمور شد یابن الشبیب

عمه هرجایی به دشمن رو نمی زد پیش زجر؛

در بیابان عاقبت مجبور شد یابن الشبیب



موضوع : شهادت امام رضا(ع)، 
سه شنبه 1395/09/9

امام رضا(ع)-مدح و مناجات


وا می کنم سوی تو تا بال و پرم را

حس می کنم شیرینی طعم حرم را

تا که حواسم پرت این و آن نباشد

خالی کن از غیر خودت دوروبرم را

در  دفتر ثبت  نذوراتت  ببین که

نذر تو کردم هم خودم هم همسرم را

یک جلوه کن با پرتو شمس الشموسی

از دامن خود جمع کن خاکسترم را

حالا پر از بغضم که دارم می گذارم

بر شانه ی گلدسته های تو سرم را

آیینه کاری رواقت هم گواه است

پر کردی از زو‌ار خود سرتاسرم را

این چندمین باراست می آیم ولی کاش

یک دفعه هم می شد بیارم مادرم را

ایمان چشمانت مرا از شک در آورد

لبریز  عشقت کن  تمام  باورم را 



موضوع : مدح و مناجات با امام رضا(ع)، 
سه شنبه 1395/09/9

امام رضا(ع)-مناجات


با روی گشاده آمده تا مشهد

 دل را به تو داده آمده تا مشهد 

آنکس که فلج بود و شفایش دادی...

با پای پیاده آمده تا مشهد

***

با تشکر از شاعر گرامی



موضوع : مدح و مناجات با امام رضا(ع)، 
سه شنبه 1395/09/9

وداع با محرم و صفر


گرچه چشمان مرا اشک غمت پر می کند

تا قیامت بر غمت چشمم تفاخر می کند

می رسد آن روز که نان شب هجر تو را

رونق بازارت ای خورشید! آجر می کند

درد هجران تو و داغ فراق این دو ماه

قلبمان را بیشتر غرق تاثر می کند

چند روزی هست بی تابم چه چیزی بعد از این

جای خالی دو ماهه روضه را پر می کند

آنچه دردم را تسلا می دهد این است که

مادرت از این عزاداران تشکر می کند

در روایت دیده ام روز قیامت فاطمه

اشک های روضه را می گیرد و در می کند

باز آقای خراسان است که پایان ماه

از عزاداران پذیرایی درخور می کند



موضوع : وداع با محرم و صفر، 


( کل صحن های حسینیه : 421 )    1   2   3   4   5   6   7   ...   


درباره حسینیه


به پایگاه فرهنگی هیات «مکتب الشهداء تهرانسر» خوش آمدید
×××
برای ارتباط با ما می توانید از طریق آدرس motallebi64@gmail.com اقدام فرمایید

آدرس پایگاه اطلاع رسانی هیات مکتب الشهداء-تهرانسر:
maktab-shohada.mihanblog.com
×××
هر کس که مقرب است در فکر بلاست
آواره شدن قاعده ی عشق خداست
"مهدی مطلبی"پرید اما باز
در صحن "حسینیه" ی او "روضه"بپاست

مدیر وبلاگ : شاهد
آمار زائرین حسینیه
  • زائرین امروز :
  • زائرین دیروز :
  • زائرین این ماه :
  • زائرین ماه قبل :
  • کل زائرین :
  • تعداد کل اشعار :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
پایگاه های مدح و مرثیه
لوگوها

 پایگاه تخصصی مدح و مرثیه

 پایگاه تخصصی روضه و مقتل

 پایگاه نوحه و سبک های مداحی

کتاب موبایل حسینیه-مدح و مرثیه

 پایگاه اطلاع رسانی هیات مکتب الشهداء-تهرانسر

 کارگاه مجازی شعر آیینی حسینیه

 اشعار استاد علی اکبر لطیفیان

 قرارگاه-پایگاه فرهنگی هیئت مکتب الشهداء