حسینیه پایگاه تخصصی مدح و مرثیه
جهت دسترسی آسان به اشعار مورد نظر، از فهرست موضوعات استفاده کنید
موضوعات اشعار

بسم‌الله الرحمن الرحیم


قابل توجه زائرین گرامی، همزمان با ثبت اشعار در پایگاه حسینیه، کانالهای اجتماعی "حسینیه"  نیز به روز خواهد شد.

لینک کانال های تلگرام ، ایتا و سروش  hosenih@  

و

لینک صفحه اینستاگرام payegahe_hoseinieh@ 


https://telegram.me/hosenih

https://www.instagram.com/payegahe_hoseinieh/


لطفا در معرفی صفحات اجتماعی پایگاه "حسینیه" ، همکاری نمایید.



موضوع : کانال تلگرامی و صفحه اینستاگرام "حسینیه"، اطلاعیه و اخبار حسینیه، 

اصحاب امام حسین(ع)-جناب میثم تمار


میثم که دل از به غیر دلبر برداشت

خود یک تنه در کوفه دو صد محشر داشت

دانی که چه رتبه داشت در نزد علی؟

آن رتبه که سلمان برِ پیغمبر داشت



موضوع : اصحاب امام حسین(ع)، 
چهارشنبه 1398/05/30

 پیشواز محرم


در گوشه ی قلب من فقط غم مانده

یک کوه غم و غصه  و  ماتم مانده

تقویمِ دلِ سوخته ام  می گوید:

ده روز فقط تا به محرم مانده!!



موضوع : ورود به ماه محرم، 
چهارشنبه 1398/05/30

امام موسی کاظم(ع)- مدح  


احساس می کردم که درخاک خراسانم

در مِلک طِلق اهل بیتم توی ایرانم 

روی لبم هم ذکر یا موسی بن جعفر بود

هم یا جواد العشق بود و هم رضا جانم

از بس فضای صحن ها مانند مشهد بود

شک کرده بودم میزبانم یا که مهمانم

دنبال جسمی تازه بودم بین زائرها

دنبال یک قالب برای روح عریانم 

درمحضر باب الحوائج حس من این است

با پهلوان نَفْس پیش هفتمین خوانم 

دور ضریحش بود که یک لحظه حس کردم

در نوکری هم شانه با موسی بن عمرانم 

یک بار کظم غیظ کردم تازه با سختی

از آن به بعد احساس کردم من مسلمانم

تا که بگردد چرخ بر وِفق مراد من

باید خودم را دور این مرقد بگردانم



موضوع : ولادت امام کاظم(ع)، 
چهارشنبه 1398/05/30

امام موسی بن جعفر(ع)-مدح و ولادت


از همه زندگی ام عشق فقط حاصل شد

عشق حرفی است که از کنج لبت نازل شد 

گر چه جولانگه تو پهنه ی اقیانوس است

کشتی مهر تو را کنج دلم ساحل شد

خواستم از دم هویِ تو هدایت یابم

سوی درگاه تو آمد دل من سائل شد

تا که سرگشته شدم ذکر تو را من خواندم

دینم از مهر و تولای علی کامل شد

بهر شکرانه ی آن که تو شدی مولایم

جان دهم گر چه تو را هدیه ی ناقابل شد

 

من از آن روح طهورایی تو می خواهم

راه روشن کنی و با تو بیابم راهم

 

 

کمترین سایه ی یک سایه ی تو خورشید است

درگه لطف تو تنها حرم امید است

مات از نور فروغ رخ تو تا محشر

زهره و اختر و شمس و قمر و ناهید است

هر چه بارید به عالم همه از یُمنِ تو بود

در شگفتم چه کسی از کرمت نومید است

بیدمجنونِ دلم شاخه به خاکت انداخت

دلم از شوق نسیم تو به سان بید است

هر که دم می زند از ذات احد می داند

که ولایت همه ی رمز همین توحید است

 

شرح تو هیچ نیاید ز کسی غیر خدا

اوست شایسته فقط تا که کند وصف تو را

 

 

هر چه گوییم همه شعر و محبت باشد

همگی زمزمه ای بهر ارادت باشد

می شد ای کاش به غیر تو نبندم دل را

کار نا ممکن ما درک مقامت باشد 

تو خودت معرفتت را به دل ما بچشان

فقط این معرفت از راه کرامت باشد

یک نگاه تو بس است ای گل زهرا ما را

گوشه ی چشم تو وَاللهِ قیامت باشد

هر که آید به حریمت دل او میگیرد

کاظمینت به خدا عرش ولایت باشد

 

از ازل مهر ولایت به دلم می بارد

نام زیبای علی در تو تجلّی دارد

 

 

اولین کار تو در هر دو جهان دلبری است

اصل شأن تو همان منصب پیغمبری است

حکم حق ختم نبوت شده ورنه بی شک

روح والای تو شایسته ی این سروری است

دل ما را گرهِ حبل متین عشقت

کِشد آن جا که تویی و به جنان برتری است

دل سپردن به تو معنای خدایی شدن است

هر که شد پیرو راهت به خدا حیدری است

وقت جان دادنم ای زاده ی زهرا به لبم

نام زیبای تو آن زمزمه ی آخری است

 

ما هنوز از کرمت شوق عنایت داریم

به خدا بر حرمت میل زیارت داریم 



موضوع : ولادت امام کاظم(ع)، 
چهارشنبه 1398/05/30

امام موسی بن جعفر(ع)-مدح و ولادت


ذره ای در نزد خورشید درخشان تو ایم

تشنه ای در حسرت یک جرعه باران تو ایم 

سالها نان خورده ایم از سفره ی اولاد تو

روزی ما می رسد چون بر سر خوان تو ایم 

گوشه ای از صحن آیینه و یا صحن عتیق

هرکجا هستیم گویی کنج ایوان تو ایم 

زائران دختر تو زائران فاطمه اند

تا ابد ممنون این لطف دو چندان تو ایم 

ما غذای خانه هامان هم غذای حضرتی ست

درمیان خانه هم در اصل مهمان تو ایم 

بی گمان ایل و تبارت عزت این کشور اند

در حقیقت اهل جمهوری ایران تو ایم

بچه های تو در ایران پادشاهی میکنند

حضرت غربت نشین! مدیون احسان تو ایم 

شش امامی نیستیم و نیستیم اهل وقوف

امر، امر توست آقا، تحت فرمان تو ایم

بی گمان بی حب تو اسلام ابتر می شود

دین هر کس پای خود ما که مسلمان تو ایم 

ما مسلمان تو؟! نه...از پیر خود آموختیم

پیش شانت در مقام کلب دربان تو ایم 

قبله ی ما را کشاندی سوی مشهد، در عوض_

بنده ی ناقابل شاه خراسان تو ایم

عبد صالح بوده ای، باب الحوائج بوده ای

ماهم آقا از مریدان عموجان تو ایم

مست بودیم از غدیر خم، دوباره عید شد

تو به دنیا آمدی مستی ما تمدید شد



موضوع : ولادت امام کاظم(ع)، 
دوشنبه 1398/05/28

امیرالمومنین(ع)-عید غدیر


دست، دستی که به شوق یار بالا می‌رود

لحظه‌ی تقدیم جان صدبار بالا می‌رود

دست گاهی میثم تمّار می‌سازد ز خود

یاعلی می‌گوید و از دار بالا می‌رود

گاه؛ دستی بال خواهد داد بر جسم شهید

روی نیزه جعفر‌ِطیّار بالا می‌رود

- کیست با مرحب بجنگد؟- بین یک لشگر فقط

دست‌های حیدر‌کرار بالا می‌رود

غیر دست مرتضی دست که در روز غدیر

روی دست احمد مختار بالا می‌رود؟!

دست باران هر زمان کوتاه باشد از زمین

گل نخواهد رُست، تنها خار بالا می‌رود

از فراز منبر اسلام بعد از مصطفی

شیر حق وقتی نباشد مار بالا می‌رود

دست حیدر بسته بود و دست قنفذ باز بود

سمت زهرا دست بدکردار بالا می‌رود

مانده‌ام آن دست‌و‌بازوی ورم‌کرده چطور

در قنوت فاطمه هر‌بار بالا می‌رود؟!



موضوع : عید غدیر، 
دوشنبه 1398/05/28

امیرالمومنین(ع)-عید غدیر


من ذکر بسم الله الرحمن الرحیمم

تصویر اسماءِ خداوند کریمم

من قل هو الله احد را رازدارم

یعنی علیِ عالی ام، ذکر قدیمم

من ذکر الله الصمد را عینِ معنام

عینِ خداوندِ علیمم، من علیمم

از کعبه راز لم یلد باید بپرسید

لم یولَدَش، خود پاسخی از آن حریمم

کفواً اَحد را فاطمه معنا نموده:

خَلقاً و خُلقاً چون علی خَلقِ عظیمم

همتای کوثر، کفوِ زهرای بتولم

أبتر سزاوار است بر خصمِ عقیمم

کِی زادگاه دیگران در کعبه باشد؟

من صاحب بیتُ اللَّهَم، رُکنم، حَطیمم۱

من کعبه ام، من قبله ام، من عینِ ذاتم

میزانِ دین،یعنی شریعت را حریمم

من در رکوعِ خویش، مُحییِ زکاتم

مجریِ احکام خداوند حکیمم

آن حاکمِ شرعم که در وقت قضاوت

حتی برای دشمنان خود حلیمم

خود پادشاه عالمم، اما به زُهدم

این بس، که فرش کُلبه اَم، تنها گِلیمم

حتی برادرهای خود را منع کردم

زانچه به بیت المال باشد زرّ و سیمم

*

جانِ پیمبر هستم و نفسِ رسالت

سلطان عالم هستم و عبدالکریمم

من، آسمانِ بی ستون را آفریدم

من حاکم و جبریل در جنّت ندیمم

من سفره دار خلقت و کون و مکانم

رزق سماوات و زمین، بارِ عَمیمم۲

کوه و در و دشت و دَمن یک گوشه چشمم

بر بادها فرش سلیمان، یک نسیمم

موسی عصا انداخت، کردم اِژدهایش

در طور سینا،یارِ موسای کلیمم

عیسی نفَس زد، مُرده را من زنده کردم

عالم شود إحیاء از عطرِ شمیمم

آتش به ابراهیم اگر بَرد و سلام است

نامِ مرا آورد، من قلب سلیمم

راه زمین، راه سما، راه کُراتم

تنها در عالم من صراط المستقیمم

بر لشگر پیغمبران، مولا منم من

بر احمد مختار چون سیبِ دونیمم

من اولین مؤمن به اسلامِ رسولم

خود در تمام کارها با او سهیمم

با نَصِّ پیغمبر امیرالمومنینم

تنها منم دارای این اسم عظیمم

من جانشینِ حضرت ختمی مآبم

داده ولایم را خداوند علیمم

اولاد معصومم، امامانِ مبینند

آری امامانِ مبین را هم زعیمم

حتی ولایت بر همه کفّار دارم

پس منکرانم را بخوان خصمِ لئیمم

*

کی میتوان شاعر کِشد پَر در حریمم

دستانِ من بنوشت ابیاتِ فخیمم

حق«لافتی الا علی» در شأنِ من گفت

در جبهه وحشت میکند دشمن ز بیمم

من پهلوان خیبر و بدر و حنینم

من قالعِ هر یل یلِ بازو ضخیمم

با جاهلیَّیت در ستیزم تا به آخر

من دشمنِ دیرینِ شیطان رجیمم

چشمان اهل فتنه را من کور کردم

آرامشِ مَردم در اوضاعِ وخیمم

ابطالِ باطل میکنم، احقاقِ حق نیز

فاروقم و در این سِمَت دُرِّ یتیمم

هر منحرف را از رهِ خود بازدارم

تحریفِ دین را بر نمیتابم، قَویمم۳

هر روز با کفر و نفاق و شرک در جنگ

هر شام، سفره دارِ أطفال یتیمم

دست خدا، چشم خدا، گوش خدایم

هر صحبتی باشد به هر جمعی، فهیمم

من دستِ مهدی میشوم روز عدالت

من قاسمِ کیفر ز جنّت تا جحیمم

***

عقبای من زهراست، دنیایم که پاشید

با فاطمه، صحرای محشر من قسیمم

در پیش من بازوی زهرا را شکستند

بستند پیشِ او دو بازوی حَجیمم

سیلی زنَم، آنکس که ناموسِ مرا زد

من ظلم دیدم وَز غم زهرا ظَلیمم۴

من از مدینه تا نجف در انتظارم

تا صبحِ روز انتقام آنجا مقیمم

از کوفه تا شام است، هر روزم عزادار

شبهای جمعه کربلا خوانِ نعیمم

عالم بگِرید بر حسینِ من که گوید:

پُر غصه تر از قصۀ کهف و رقیمم

رأسِ بریده دیده کس، قرآن بخواند؟

من ناطقِ قرآن و مقتولِ خصیمم۵

 

گودال بود و پیکرم زیر سُم اسب

من بودم و حالِ مناجات صمیمم۶

تنها کلامم: یا غیاث المستغیثین!

این جانِ بی جان است، احسانِ قدیمم

 

۱_جای اجابت دعا درکعبه

۲_بارعام

۳_درست کننده و معتدل

۴_بسیارستمدیده

۵_دشمن لجوج

۶_خالص



موضوع : عید غدیر، 
دوشنبه 1398/05/28

امیرالمومنین(ع)-عید غدیر


تا چشم های تو به چشم ماه می افتد

تاریخ دنبال نگاهت راه می افتد

پشت سر تو نخل ها آواز می خوانند

آیینه ها از پاکی تو سخت حیران اند

کعبه دوباره روی تو آغوش واکرده ست

خود را میان قلب تو انگار جا کرده ست

از قبله می آیی و بی شک مقصدت عرش است

تو از نخستین روز خلقت مسندت عرش است

در وصف تو جز نقطه چین شعری ندارم من

عمری ست خاطر خواه شعر شهریارم من

دستی که خیبر را تماما کنده از جایش

آری پیمبر می برد آهسته بالایش

پیراهن تصنیف پوشیدند دیوان ها

آمد دوباره بهترین عید مسلمان ها

از کیسه هایت می برد کوفه غذایش را

با تو خدا گسترده تر کرده عطایش را

از عرش با جمع ملائک آمده جبریل

انداخته بر زیر پایت بال هایش را

دست تو بالا رفته و در آن شلوغی ها

خورشید پیدا کرده دیگر مقتدایش را

در آن میان احمد برای شیعیان تو

آرام بالا می برد دست دعایش را

بر روی دوش سبز و عرشی تو پیغمبر

با عشق می خواهد بیندازد عبایش را

چون گوش های کر در این صحرا فراوان است

بالا و بالا می برد احمد صدایش را

اهل نفاق از اولش پیمان شکن بودند

اهل عمل هرگز فقط اهل سخن بودند

تقویم چرخید و دوباره وقت مستی شد

وقت طلوع چهره ی خورشید هستی شد

عالم تماما بوده از اول فقیر عشق

تاریخ یکبار دگر شد هم مسیر عشق

آنانکه از حیدر جلو رفتند برگردند

دیگر رسیده وقت بیعت با امیر عشق

با عشق پیغمبر حکومت کرده بر دلها

در این حکومت بوده حیدر هم وزیر عشق

روز غدیر خم کشیده چله را حیدر

پرتاب کرده سوی قلب شیعه تیر عشق

جایش میان آسمان بوده ست از اول

او بوده در دنیای ما تنها، سفیر عشق

دستش که بالا رفت مردم یا علی گفتند

دستش که بالا رفت عالم شد اسیر عشق

مولای یا مولای تنها ذکر باران است

مولای یا مولای تنها راه پایان است



موضوع : عید غدیر، 
دوشنبه 1398/05/28

امام علی(ع)-مدح


با خطبه اش تسخیر کرده قلب منبر را

دیوانه ی خود کرده سلمان و ابوذر را

یل های نامی عرب پاسخ نمی گویند

دررمعرکه هل من مبارز های حیدر را

دیگر به جنگیدن نیازی نیست، جایی که

چشمش به هم می زد شکوه چند لشکر را

ان ابالقاسم قسیم النار و الجنه

جز او که دارد اختیار روز محشر را

می خواست مادر تا قیامت حیدری  باشم

بر روی چشمم می گذارم حرف مادر را

دنبال مولا راه می افتاد  جبرائیل

از گرد نعلین علی می ساخت قنبر را

هر کس که شد شاگرد رزم حیدر کرار

نامش بلرزاند در و دیوار خیبر را

هر روز نه...هر لحظه صدها بار می میرم

وقتی بنا باشد ببینم روی دلبر را

مصداق عینی اشدا علی الکفار

در قلب میدان کیست؟ غیر از حیدر کرار

 

از فرش تا عرش الهی زیر پایش بود

افلاک سرگرم طواف چشم هایش بود

حتی خدا هم با صدای او  سخن می گفت

حتی خدا هم عاشق   لحن  صدایش بود

در چشم حیدر،  فاطمه افلاک را می دید

معراج زهرا چشم های مرتضی یش بود

وقت رکوعش عالم و آدم گدا می شد

وقت قنوتش کعبه محو ربنایش بود

هر روز تا عرش خدا می رفت و برمی گشت

جبریل هم مبهوت این سعی و صفایش بود

خورشید را دیدم شبی در بین زائرها

مشغول بوسه چینی از ایوان طلایش بود

عباس با چشمش جهان را زیر و رو می کرد

جای تعجب نیست، حیدر مقتدایش بود

از اینکه در کعبه تولد یافت ، فهمیدم

قبل از تولد نیز در قلب خدایش بود

ذکر فلک ذکر ملک تسبیح هر دریا

مولای یا مولای یا مولای یا مولا



موضوع : مدح و مناجات با امام علی(ع)، 
دوشنبه 1398/05/28

امیرالمومنین(ع)-عید غدیر


زبان به مدح تو وا کرده اند جن و پری

چه خوانمت؟که تو فوق تصور بشری

خدا به دست خودش آفریده است تو را

به این بهانه که حتی دل از خودش ببری!

خوشا به حال زبانم! که در همه عمرش

به غیر مدحِ تو گفتن نداشته هنری

روایت است: که پیغمبران زمان بلا

نداشتند به غیر از تو یاور دگری

خدا تو را به بشر هدیه کرد وقتی دید

نداده است به دنیا هنوز تاجِ سری

فقط تو نفس رسولی_عجیب نیست اگر

نداشت در شب معراج جز تو همسفری

قسم به آتش عشقت، که آتش دوزخ

به نوکران تو هرگز نمی کند اثری

 

شدند عالم و آدم اسیر چشمانت

هزار بار شود جان ما به قربانت

به روز حشر که هر کس به خویش مشغول است

خدا کند برسد دست ما به دامانت

سرِ نماز همین که قنوت می گیری

ملائکه همگی می شوند حیرانت

تویی همان که اگر پرده ها کنار روند

زیاد و کم نشود ذره ای از ایمانت

مرا ببر به نجف بین عاشقان خودت

بگیر جان مرا روبه روی ایوانت

به ذکر فاطمه مشغولی و زبانت هم

به وجد آمده با ذکر فاطمه جانت

خوشا به حال یتیمان که می توانستند

همیشه سر بگذارند روی دامانت

 

تویی که در همه ی خلق بی همانندی

همین شده ست که شایع شده خداوندی!

شنیده ام پدرِ امتِ پیامبری

چه می شود که قبولم کنی به فرزندی

صدای هلهله ی آسمانیان برخاست

همین که تو در چوبی قلعه را کندی

تو بت پرست نبودی شبیه بعضی ها...

نداشت روح تو با جهل هیچ پیوندی

که بود مالک اشتر؟ همان که در میدان

به غیر نام تو بر سر نبست سربندی

زمان بیعت ما با امیر آمد ه ست

خبر دهید به عالم غدیر آمده است



موضوع : عید غدیر، 
دوشنبه 1398/05/28

امیرالمومنین(ع)-عید غدیر


با نام بلند او نوشتیم

از زلفِ کمند او نوشتیم

تلخیم ولی شکر فروشیم

تا از لبِ قند او نوشتیم

از اَشهدُ اَنَّ عشق مولا

یعنی به پسند او نوشتیم

آزاد شدیم از دو دنیا

خود را که به بند او نوشتیم

ما را به لب نجف نوشتند

ما را رطب نجف نوشتند

 

 

ای تاکترین سبویِ مستی

ای پاکترین وضوی مستی

ما مرد شراب عشق هستیم

ای جانم از آبروی مستی

ساقی چه کنیم آتشینیم

مُردیم در آرزوی مستی

برخیز که تر کنیم امشب

از نامِ علی گلوی مستی

با ناد علی بزن نوایی

بسم اله اگر حریف مایی

 

 

از کوثر عشق آب خوردیم

ما پای علی شراب خوردیم

انگور ضریحِ نقره کوبیم

عمریست که نابِ ناب خوردیم

از شَعشعه‌یِ حضور گرمیم

تا پرتو آفتاب خوردیم

سوگند نمیرویم جایی

ما نان ابوتراب خوردیم

دلداده‌ی بی اراده هستیم

یعنی که حلال‌زاده هستیم

 

 

بر روی جهاز ، ناگهان گفت

در حلقه‌ی جمع حاجیان گفت

فریاد علی علیش پیچید

بالاتر از اوج آسمان گفت

دیروز به دوش او علی بود

امروز علی علی بجان گفت

شد محضرِ فاطمه شرفیاب

جبریل...چنین نفس زنان گفت

ای میر وزیری ات مبارک

امروز امیری ات مبارک

 

 

آورد اگرخدا علی را

تا گم نکنیم ما علی را

رو کرد برای آفرینش

یک جلوه‌ی مرتضی علی را

حق داشت نبی کسی نبیند

او دیده که را؟ که را؟  علی را

حک کردپیمبر ازهمان روز

بر خاتمِ خویش یا علی را

تا کعبه‌ی مومنین نمی‌شد

این دین بزرگ دین نمی‌شد

 

 

ای وای اگر قدم بکوبد

با تیغِ دو دَم  دو دَم بکوبد

او یک تنه صد سپاه را با

یک جذبه‌ی خود بهم بکوبد

زینب خود مرتضی است وقتی

فریاد سرِ ستم بکوبد

از حضرت حیدر است ارثش

عباس اگر علم بکوبد

تا تیغ خود از غلاف برداشت

صد بار زمین شکاف برداشت

 

 

گیرم که خیال خام دارد

این خصم همیشه دام دارد

گیرم که همیشه کینه توز است

یا نقشه‌ی انتقام دارد

ما شیعه‌ی مرتضی شدیم و

این سیره چنین پیام دارد:

ما را چه غم از هزار دشمن

ایرانِ علی امام دارد

ما فاتح قله‌ی جهانیم

ما لشکر صاحب الزمانیم

 

 

آیین علی همیشه جاریست

آئینه‌ای از شکوهِ باریست

آیین علیست رادمردی

دور از ستم و سیاه کاریست

آیین علیست دستگیری

آیین علی گذشت و یاریست

آیین علی علی بسازد

در راه حسین سربداریست

من را ببرید سرزمینش

باشد برسم به اربعینش



موضوع : عید غدیر، 
دوشنبه 1398/05/28

امیرالمومنین(ع)-عید غدیر


غم ها که به سر آمد  آغاز ظفرها شد

الوعده وفا! روز  دندان به جگرها شد

چشمان پیمبر هم  معطوف گذرها شد

حجاج رسیدند و  پایان سفرها شد

 

وا کرده بغل برکه  برروی مسافرها

گویا که خدا داده  سوغات به زائرها

 

انقدر جهاز آمد  کوهی شد و بالا رفت

چشمان همه سویش  من باب تماشا رفت

احمد به فراز آن  هم شانه مولا رفت

موسی سوی طور آمد  بر عرش مسیحا رفت

 

موقوفه ی حیدر بود هر خط بیاناتش

یک جمله به توصیفش یک جمله به اثباتش

 

میگفت که ای مردم  فرمانده لشگر کیست

هرچند پیمبر نیست  هارون پیمبر کیست

سرمایه اسلام و  از اهل جهان سر کیست

شمشیر رسول الله  کرار دلاور کیست

 

انگشتر ایمان را  همواره نگین بوده

بر شانه من رفته  معراج نشین بوده

 

یا رب بعلی بوده  یک عمر دعای من

هروقت زمین خوردم  بوده ست عصای من

جانم به علی بند است  جان داده برای من

بی واهمه در بستر  خوابیده بجای من

 

وقتی به رکوع آمد  طعنه به سلیمان زد

خیبر جلویش پا شد   وقتی که به میدان زد

 

مغرور نبود اصلا  هرچند شجاعت داشت

از زندگی اش دل کند  با مرگ رفاقت داشت

با نان جوین خوش بود  از بس که قناعت داشت

حرفی نزد از مردم  هرچند شکایت داشت

 

باید به دل مومن  عشقی ازلی باشد

برهرکه امامم من  مامومِ علی باشد

 

من میروم ای امت  زیر نظرش باشید

تنها نشود یک وقت  مثل سپرش باشد

روزی نرسد داغی  روی جگرش باشید

با آتش و با هیزم  در پشت درش باشید

 

روزی نرسد باشد  در بین شما تنها

در پیش نگاه او  سیلی بخورد زهرا

 

کاری نکنید از درد  شبها بشود بیدار

از درد کبودی ها  از زخم نوک مسمار

زینب ببرد ارث از  این سوختن و آزار

یثرب برسد تا شام  کوچه برسد بازار

 

یک سر بروی نیزه  یک خواهر جان بر لب

وای از اثر شلاق  وای از کمر زینب



موضوع : عید غدیر، 
دوشنبه 1398/05/28

امام علی(ع)-مدح


گفتیم هر زمان همه جا مرتضی علی

ذاکر  شدیم  ذکر تو را مرتضی علی

از مدح تو همیشه قلم شرم می کند

ای قدّ شعر  پیش تو تا مرتضی علی

اخلاص و موُمنون و زمر؛حمد وکافرون

یاسین و عادیات و سبا، مرتضی علی

تفسیر تو به دست کسی پا نداده است

شان وجود "نقطه ی با " مرتضی علی

معراج هم نبی به تماشای تو رسید

یعنی صعود کرده الی... مرتضی علی

اعجاز تو همین که چهل جا به یک زمان

دیده شدی تو چشم خدا- مرتضی علی

ما سائل صفات جمالیّه ی توایم

یا مظهر العجائب و یا مرتضی علی

گفتی:"فمن یمت یرنی"پس زمان مرگ

فریاد می زنم که بیا !!! مرتضی علی

...

دراین جهان وهرچه در او هست هو بکش

می گردد‌  انعکاس صدا - مرتضی علی



موضوع : مدح و مناجات با امام علی(ع)، 
دوشنبه 1398/05/28

امیرالمومنین(ع)-عید غدیر


ما نور دل از مركز خورشید گرفتیم

بامهر علی جلوه ی توحید گرفتیم

عطر علوی زین گل امید گرفتیم

با خاطره ی عید علی عید گرفتیم

ازخّم  غدیرش همه دم سرخوش ومستیم

ماخاك نشین ره او بوده و هستیم

 

تنها نه دلم زمزمه پرداز غدیر است

مرغان سحر را بلب آواز غدیر است

عیسای نبی مات ز اعجاز غدیر است

موسی همه جا حیرتش از راز غدیر است

در وادی موعود و درآن آینه ی راز

باحكم خدا داد نبی برهمه آواز

 

این نور خدائی كه مرا مهرمنیر است

سرچشمه ی جوشنده ای از خیركثیراست

محبوب ترین خلق خداوند  قدیراست

تنها همه جا اوست كه برخلق امیراست

این است علی آینه ی قدر و جلالت

كردم به همه خلق من ابلاغ رسالت

 

ای مردم آگاه علی رهبر دین است

مولابه شما مردم اسلام همین است

برمكتب ایمان و شرف یار و معین است

مهرش همه جا بهرشما حبل متین است

هركس كه بود یار علی یار رسول است

با مهر علی طاعت مخلوق قبول است

 

این آینه،توحید نشان است بدانید

گنجینه ی ایمان و امان است بدانید

افضل زهمه خلق جهان است بدانید

اوگلشن سرسبز جنان است بدانید

هركس كه جدا شد ز علی اهل جهیم است

آگاه ازاین حرف خداوند علیم است

 

اسلام جز او قافله سالار ندارد

دین غیرعلی یار و مددكار ندارد

هركس به ولای علی  اقرار ندارد

باگلشن فردوس سر و كار ندارد

سرچشمه ی عشق وشرف و نور غدیر است

بی بهره زمهرش به صف حشر فقیر است

 

آن روز دل از زمزمه خاموش نمی شد

غم بادل پُرشوق هم آغوش نمی شد

امروز دل خلق پرُاز جوش نمی شد

گرخاطره ی عشق فراموش نمی شد

افسوس كه پیمانه ی پیمان بشكستند

باغصب خلافت به خلافت بنشستند

 

 

باآنكه علی جان نبی ودم هستی است

باآنكه دلش آینه ی محرم هستی است

با آنكه شب و روز علی درغم هستی است

مظلومترین  رهبراین عالم هستی است

گفتند اگرچه به همه خلق امیراست

آغاز غریبی علی روز غدیراست

 

بنویس«وفائی»كه علی چشمه ی نوراست

انوارولایش شجر وادی طوراست

اومظهر الطاف خداوند غفوراست

درحشر مرا مهر علی برگ عبوراست

جز او به صف حشر مرا هم نفسی نیست

غیر از علی و آل علی دادرسی نیست



موضوع : عید غدیر، 
دوشنبه 1398/05/28

امام علی(ع)-مدح  


اگرچه رتبه‌ی او در غدیر معنا شد

ولی حقیقتِ این مرد دیر معنا شد 

قسم به معنیِ آیاتِ "هَلْ أَتى" با او

همیشه حقِ یتیم و اسیر معنا شد 

همین که دستِ علی در غدیر بالا رفت

برای بارِ نخستین "امیر" معنا شد 

کسی مطابقِ هارون برای موسی بود

برای حضرتِ طه وزیر معنا شد 

کسی که وقتِ رکوعِ نماز می‌بخشد

فقط به دستِ علی دستگیر معنا شد 

همان علی که ابرمردِ فتحِ خیبر بود

همان که وقت نبردش "دلیر" معنا شد 

کتابِ فضلِ علی قرن‌ها نوشته شده

ولی حقیقتِ این مرد دیر معنا شد



موضوع : مدح و مناجات با امام علی(ع)، 
دوشنبه 1398/05/28

امیرالمومنین(ع)-مدح


آنکه را حُبِّ علی(ع) نیست به دل، از ما نیست

هرکه شد شیفته ی عشق علی(ع)، تنها نیست

سائل و ریزه خور و خادمِ درگاهِ توأیم

جز علی(ع) هیچکسی بر دل ما مولا نیست

مدد از حیدر کرار(ع) فقط می جوییم

أغنیا را غمِ افزون و کمِ دنیا نیست

گشته بازنده ی دنیا و قیامت قطعا

آنکه بر لوح دلش حُبّ علی(ع) پیدا نیست!

ما مسلمان شده ی مکتب آلُ اللّهیم

زندگی بی علی(ع) و آل علی(ع) زیبا نیست 



موضوع : مدح و مناجات با امام علی(ع)، 
دوشنبه 1398/05/28

امیرالمومنین(ع)-مدح


فلک پایین پای او کسی بالاتر از او نیست

کسی بالاتر و داناتر و والاتر از او نیست

به ما از راه های آسمان_ از خانه خود گفت_

ولی قدرش چنان مخفی که ناپیداتر از او نیست

چرا دیگر نمی یابد سوالی پاسخ خود را؟

چرا ماتند دانایان؟ ... مگر داناتر از او نیست؟

به "صبر" این مرد با صبرش افق های جدیدی داد

سکوتی کرد آن غرّش که خود گویاتر از او نیست

اگر شهر نبی را یک نفر دید و درش را نه

(فقط سربسته می گویم که نابیناتر از او نیست)

به روی کودکم غیر از  "علی" آخر چه بگذارم

خودم هم مانده ام اسمی چرا زیباتر از او نیست؟

به نخلستان.. به ویرانه... به مسجد رفتم و دیدم

کسی مظلوم‌تر... محروم‌تر... تنهاتر از او نیست



موضوع : مدح و مناجات با امام علی(ع)، 
دوشنبه 1398/05/28

امیرالمومنین(ع)-عید غدیر


ندارد راهِ عشقش هیچ برگشت

طوافش کرد حتی برکه و دشت

پیمبر(ص) خطبه را میخواند و خورشید-

به دورِ مرتضی(ع) میگشت و میگشت!



موضوع : عید غدیر، 
پنجشنبه 1398/05/17

امام باقر(ع)-شهادت


روضه می خوانم از زبان کسی

که خودش داغ کربلا دیده

در حوالیِ قتلگاه حسین

خولی و شمر بی حیا دیده

 

باقرالعلم اینچنین فرمود

جدّ ما را به پنج حربه زدند

لشگری با تمام بی رحمی

به غریبی هزار ضربه زدند

 

یک نفر با هجوم شمشیرش

عده ای با هزار سر نیزه

بر تنش زخم بی شماره نشست

تیر بر تیر نیزه در نیزه

 

یوسف افتاد بین صدها گرگ

پنجه هایی پلید چنگش زد

آنکه بی تیر بود و بی نیزه

از همان راه دور سنگش زد

 

یوسف افتاد بی رمق در خاک

پیش چشم اله و محبوبش

بی حیایی رسید و با کینه

زد به زخم حسین با چوبش

 

دادِ زینب بلند شد اینجا:

پسر مادر مرا نزنید

تن صد چاک و بی دفاعش را

دیگر اینگونه با عصا نزنید



موضوع : شهادت امام محمد باقر(ع)، 
پنجشنبه 1398/05/17

امام باقر(ع)-شهادت


سوره ای که بدونِ بسم الله

در کتابِ خداست، یک سِلک است

سورۀ توبه را مرورکنید

محتوایش برائت از شرک است

 

اصلِ اعلامِ این برائت ها

ابتکار من است در مکه

دهۀ روضه در منا خواندن...

دهۀ سوگِ ماه ذیحجه

 

در وصایای خود نوشتم من

در منا روضه ای بپا سازند

این وصیت بهانه ای شد تا

همه جا یادِ کربلا سازند

 

روضۀ من، به روضه خوانان گو

روضۀ زهرِ کینه تنها نیست

حقِّ ما را ادا کند آنکه

فارغ از اصلِ روضۀ ما نیست

 

روضه های من از زبان من است

دردهایی ز نونهالی خود

بازگو میکنم برای شما

خاطراتی ز خردسالی خود

 

یادم آید ز روزهای خوشم

بارقیه که همزبان بودیم

پدرم، جدّم، عمه ام، عمویم

در مدینه کنارشان بودیم

 

از مدینه که راه افتادیم

کودکی چار ساله بودم من

از همان نیمه شب، کنار حرم

شاهدِ سوزِناله بودم من

 

از وداعِ حسین فهمیدم

روزگاری غریب در پیش است

عمه را دیدم و شنیدم گفت:

غربت از انتظارِ ما بیش است

 

سفرِ حج نصیب شد، اما

گوئیا مکه جای ماندن نیست

حرفِ بیعت چو با یزید آمد

شد عیان، چاره غیرِ رفتن نیست

 

گفت سالارِقافله، یاران!

حجِّ ما نیمه کاره می ماند

می رود جانِ ما به نزد رسول

جسمِ ما پاره پاره می ماند

 

کربلا حجِّ ما شود کامل

مسلخِ ما، منای ما آنجاست

آمد آنروز که خودم دیدم

خواستگاهِ خدای ما آنجاست

 

جدِّ ما را حرامیانِ لعین

سر بریدند پیش چشمِ همه

پدرِ دست بستۀ من را

میکشیدند پیش چشمِ همه

 

همه مردانِ ما شهید شدند

همه زنهای ما اسیر شدند

کربلا،صبح تا غروب از داغ

کودکانِ یتیم، پیر شدند

 

آه بعد از غروب عاشورا

هیجده سر به نیزه بالا رفت

عمه با خیلِ بانوانِ حرم

به اسارت میان اعدارفت

 

سیلی و تازیانه جای خودش

دست و پای امام را بستند

کوفیان با ربودنِ معجر

حرمت اهلبیت بشکستند

 

تا چهل منزل این بلا بود و

تا چهل منزل اشکها جاری

گاه زندان وگوشۀ ویران

گاه بازار و عصمت آزاری

 

بدتر از هر مصیبت و داغی

مجلس شام بود و بزمِ شراب

گفت بابای من خداوندا

اهلبیت حسین را دریاب

 

طفلِ شیرین زبان، چه غوغا کرد

خاک، آباد و کاخ، ویران شد

در کنار سرِ پدر جان داد

جاودان در تمامِ دوران شد

 

نهضتِ کربلا بجا ماند و

تا قیامت مسیر، خواهد ماند

رایتِ سرخِ عمّی العباس

پاسدار غدیر خواهد ماند



موضوع : شهادت امام محمد باقر(ع)، 
پنجشنبه 1398/05/17

امام باقر(ع)-شهادت


یک عمر داغ کربلا یادش نمیرفت

دلشوره هایِ عمّه را یادش نمیرفت

درس و حدیثش مانعِ روضه نمیشد

برپاییِ بزم عزا یادش نمیرفت

بر دوش ِ دل، بار مصیبت داشت عمری

جان دادن خون خدا یادش نمیرفت

بالاسرِ هر پیکر بر خاک خفته

لبخندِ شمرِ(لع) بی حیا یادش نمیرفت

بردند بی صبرانه بعد از گوشواره-

گهواره را بینِ عبا... یادش نمیرفت

تب داشت بابا! سوخت خیمه! زجر(لع) آمد!

زد تازیانه بیهوا! یادش نمیرفت

هنگام غارت بود و در بین شلوغی...

افتاد زیر دست و پا یادش نمیرفت

لعنت بر آن دستی که هجده نیزه آورد

سرهای روی نیزه ها یادش نمیرفت

کنج خرابه...زیر نور ماه...آرام...

شب-گریه هایِ بیصدا یادش نمیرفت

در کنج حجره، داشت جان میداد امّا

کهنه حصیر و بوریا یادش نمیرفت!



موضوع : شهادت امام محمد باقر(ع)، 
پنجشنبه 1398/05/17

امام باقر(ع)-شهادت


 زهر ملعون، نفست را به شکایت انداخت

گوشه حجره تو را سخت به زحمت انداخت

داری از درد چه بدحال به خود می پیچی

مثل لب تشنه ی گودال به خود می پیچی

چه غریبانه کف حجره زمین گیر شدی

چقدر بیشتر از سن خودت پیر شدی

زهر ملعون، چه به روز جگرت آورده

خنده ی حرمله را در نظرت آورده

خواستی آب بنوشی، جگرت تیر کشید

عطشت، علقمه را زود به تصویر کشید

زهر نه، گریه ی بسیار تو را خواهد کشت

روضه ی دست علمدار تو را خواهد کشت

سالها رفته، ولی خوب به خاطر داری

با رقیه دل تان سوخته چندین باری

مو به مو، طعنه ی اغیار به یادت مانده

ازدحام سر بازار به یادت مانده

دل پر خون تو، از غصه لبالب می شد

چادری در ملأعام معذب می شد

 



موضوع : شهادت امام محمد باقر(ع)، 
شنبه 1398/05/12

ازدواج حضرت زهرا(س) و امیرالمومنین(ع)


علی در زرم و آتش با خدا بود

شُکوهِ معجزاتش با خدا بود

مگو چیزی ندارد که عروسیش...

تماماً سور و ساتَش با خدا بود



موضوع : ازدواج حضرت علی و زهرا(س)، 
شنبه 1398/05/12

ازدواج حضرت زهرا(س) و امیرالمومنین(ع)


از دور ، دونور ، خوش خبر می آیند

مانند ستارهء سحر می آیند

دست علی و فاطمه در دستِ هم است

این دو چِقَدَر به یکدگر می آیند



موضوع : ازدواج حضرت علی و زهرا(س)، 
شنبه 1398/05/12

ازدواج حضرت زهرا(س) و امیرالمومنین(ع)


صدای به هم خوردن بال و پر بود

گمانم که جبریل آن دور و بر بود

نگاهش به در بود مهمان بیاید

صدای در آمد ، علی پشت در بود

علی بود امّا نه مثل همیشه

که رخسارش از شبنم شرم تر بود

گُل افتاد بر گونه ی حیدر امّا

مگر خواستگاری از او خوبتر بود؟!

علی خواست لب وا کند،لب فروبست

نگفت و محمّد خودش با خبر بود

فداها ابوها ، نگاهش به زهراست

به نوری که در خانه اش جلوه گر بود

به زهرا که قالو بلی خواند و خندید

به زهرا که شاد از قضا و قدر بود

علی رفت و زهرا جهیزیّه می خواست

علی مردِ میدان و جنگ و خطر بود

زره داشت ، شمشیر و اسب و دگر هیچ

که داراییِ او همین مختصر بود

زره شد جهیزیّه ی عشق اما

از آن روز زهرا برایش سپر بود



موضوع : ازدواج حضرت علی و زهرا(س)، 

امام زمان(عج)-مناجات


جان بر لب است از غم جانان دعا كنید

شاید به سر رسد شب هجران دعا كنید

با چشمه های خالی و خشكیده نگاه

در حسرت رسیدن باران دعا كنید

روزی هزار بار دعای فرج كم است

در آرزوی یار فراوان دعا كنید

هر جا كه میروید نجف مكه كربلا

اینجا كنار شاه خراسان دعا كنید

یا ایهاالرئوف! شما واسطه شوید

ما بی كسیم حضرت سلطان! دعا كنید

ما آمدیم اذن محرم به ما دهید

آقا برای ماه عزامان دعا كنید

ما گریه می كنیم كه یك روز جان دهیم

از داغ خشكی لب عطشان دعا كنید



موضوع : شهادت امام محمد باقر(ع)، شهادت امام جواد(ع)، مناجات فراق با امام زمان(عج)، 
جمعه 1398/05/11

امام جواد(ع)-شهادت


سیاهی رفت چشمانت، زبانم از سخن افتاد

شنیدم مقتلت شد خانه، اشک از چشم من افتاد

نگاهش فتنه در سر داشت یارِ خانه ات تا گفت...

برایت آب آوردم، بنوشش از دهن افتاد

چه مکّارانه «أمّ الفضل» میشد «جعده» ای دیگر

همین که زهر نوشیدی دلت یادِ حسن(ع) افتاد

تداعی شد برای من سر بازارِ شهر شام

صدایِ هلهله تا بر لبِ یک عدّه زن افتاد

تنت در سایۂ بالِ کبوتر ها و عاشورا؛

به دستان یزیدی ها عبا و پیرهن افتاد

تو کنجِ حجره جان دادی و امّا گوشۂ گودال

حسینِ(ع) تشنه لب بر خاک ها دور از وطن افتاد

تنت می سوخت روی بام زیرِ آفتاب آقا

دلم آتش گرفت و یاد شاهِ بی کفن افتاد!



موضوع : شهادت امام جواد(ع)، 
جمعه 1398/05/11

امام جواد(ع)-شهادت


بیا یکدم تماشا کن ببین حال پریشانم

بود ذکر لبم هر دم بیا بابا رضا جانم

بیا دامن کشان و بر سر دامن سرم بگذار

که باشد یکسره بابا به درب حجره چشمانم

زسوز زهر می غلتم ازاین پهلو به آن پهلو

به مانند غریب کربلا بنگر که عطشانم

اگر در حجره ی در بسته ماندم من ولی بابا

خیالت جمع در زیر سم مرکب نمی مانم

بخود پیچیده ام اما تنم را برنگرداندند

دراین ساعات آخرهم به یاد جسم عریانم

کنیزان کف زدندو من به یاد شام افتادم

دراین حجره به غیر از روضه ی عمه نمی خوانم

زنان شام دور عمه ی ما هلهله کردند

به یاد عمه ام در کوچه و بازار گریانم



موضوع : شهادت امام جواد(ع)، 
جمعه 1398/05/11

امام جواد(ع)-شهادت


غربت هیچ کسی مثل تو آقا نشود

گوشه ی حجره کسی بی کس و تنها نشود

جگرت سوخته از زهر و دلم می سوزد

جگر سوخته با خنده مداوا نشود

به لب تشنه ی تو همسر تو می خندید

طعنه می زد که دگر ابن رضا پا نشود

بازهم شکر که با نیزه نخوردی به زمین

خاطرت جمع سرِ راس تو دعوا نشود

هلهله بود به دور تو ولی حرمله نه

به روی سینه ی تو پای کسی وا نشود

دور ناموس تو را جمع حرامی نگرفت

دخترت در ملاعام تماشا نشود



موضوع : شهادت امام جواد(ع)، 
پنجشنبه 1398/05/10

امام جواد(ع)-شهادت


دوباره قلقله در عرش کبریا افتاد

عزیز فاطمه ابن الرضا ز پا افتاد

اگر غلط نکنم این حسینِ دیگر بود

ولی نگفت کسی، زیر دست و پا افتاد

ز صدرِ زین نه، ولی بر زمین بصورت خورد

بروی چهره ی او مثل پنجه، جا افتاد

همینکه زهر اثر کرد زانویش خم شد

میان حجره ی دربسته بی صدا افتاد

ز سوز تشنگی آهسته گفت یاجدّاه

بیا که بر جگرم آتشِ جفا افتاد

نه گیرِ شمرِ لعین، گیرِ اُمِ فضل اینبار

به شعله های عطش، حجت خدا افتاد

میان هلهله ها، ناله های او گم شد

و ظرف آب ز دست کنیزها افتاد

بروی بام، تنش را کشان کشان بردند

و بارها سرش از ‌پِلّه، بی هوا افتاد

کبوترانِ حرم، خوب سایه گستردند

ولی حسین به گودالِ پر بلا افتاد

کفن به پیکر بابای خویش، چون پوشاند

نگاهِ هادیِ دین سوی کربلا افتاد

نداشت خواهری از غصه اش بمیرد باز

هزار شعله ز داغش بجان ما افتاد



موضوع : شهادت امام جواد(ع)، 


( کل صحن های حسینیه : 498 )    1   2   3   4   5   6   7   ...   


درباره حسینیه


به پایگاه فرهنگی هیات «مکتب الشهداء تهرانسر» خوش آمدید
×××
برای ارتباط با ما می توانید از طریق آدرس motallebi64@gmail.com اقدام فرمایید

آدرس پایگاه اطلاع رسانی هیات مکتب الشهداء-تهرانسر:
maktab-shohada.mihanblog.com
×××
هر کس که مقرب است در فکر بلاست
آواره شدن قاعده ی عشق خداست
"مهدی مطلبی"پرید اما باز
در صحن "حسینیه" ی او "روضه"بپاست

مدیر وبلاگ : شاهد
آمار زائرین حسینیه
  • زائرین امروز :
  • زائرین دیروز :
  • زائرین این ماه :
  • زائرین ماه قبل :
  • کل زائرین :
  • تعداد کل اشعار :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
نظرسنجی حسینیه
نظرتان درباره تغییر قالب پایگاه حسینیه چیست؟



پایگاه های مدح و مرثیه
لوگوها
كانال حسینیه در تلگرام
صفحه اینیستاگرام حسینیه

 پایگاه تخصصی مدح و مرثیه

 پایگاه تخصصی روضه و مقتل

 پایگاه نوحه و سبک های مداحی

کتاب موبایل حسینیه-مدح و مرثیه

 پایگاه اطلاع رسانی هیات مکتب الشهداء-تهرانسر

 کارگاه مجازی شعر آیینی حسینیه

 اشعار استاد علی اکبر لطیفیان

 قرارگاه-پایگاه فرهنگی هیئت مکتب الشهداء