بسم‌الله الرحمن الرحیم


قابل توجه زائرین گرامی، همزمان با ثبت اشعار در پایگاه حسینیه، کانالهای اجتماعی "حسینیه"  نیز به روز خواهد شد.

لینک کانال های تلگرام ، ایتا و سروش  hosenih@  

و

لینک صفحه اینستاگرام payegahe_hoseinieh@ 


https://telegram.me/hosenih

https://www.instagram.com/payegahe_hoseinieh/


لطفا در معرفی صفحات اجتماعی پایگاه "حسینیه" ، همکاری نمایید.




موضوع: کانال تلگرامی و صفحه اینستاگرام "حسینیه"،  اطلاعیه و اخبار حسینیه، 
 

تاریخ درج شعر : جمعه 1397/09/9 | 08:15 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت زینب(س)-مدح و مصائب


چشم امید حیدر و زهرا به زینب

خورده گره تفسیر عاشورا به زینب

 

مثل پیمبرها ملائک میفرستند

صدها سلام از جنت الاعلی به زینب

 

او زینت دوش امیرالمومنین است

زینب به بابا نازد و بابا به زینب

 

گر میرسد "صدیقه ی کبری" به زهرا

پس میرسد "صدیقه ی صغری" به زینب

 

ام النجابت آنقدر پاک و زلال است

عمری حسادت میکند دریا به زینب

 

" عالِمَةٌ غَیرُ مُعَلَّمَة " ست یعنی

داده خدا علم لدنی را به زینب

 

عون و محمد آیه های سجده دار اند

در سوره ی زیبای " اعطینا بزینب..."

 

پیش از تولد نوکر این خانه بودیم

وابسته ایم از عالم زر ما به زینب

 

این خانواده به خدایم میرسانند

دل میدهم یا به رقیه یا به زینب

 

مثل همیشه حاجتش رد خور ندارد

شیعه توسل میکند هرجا به زینب

 

" اولسون مؤذن زاده لر قربان بو یولدا "

این است عشق اردبیلی ها به زینب

 

امر شفاعت را گمانم میسپارد

روز جزا انسیه الحورا به زینب

 

حرف از صبوری های امُّ الصّابرین است

در مصرعی که میرسد "حلما" به "زینب"

 

"امُّ المَصائب" را میان جمع القاب

باری تعالی میدهد تنها به زینب

 

در پاسخ غم ؛ ما رایت الّا جَمیلا

ما هکَذَا القَولِ السَّدید الّا بِزینب

 

در هرنماز شب برای من دعا کن

هی عرض حاجت میکند آقا به زینب

 

از خیمه تا گودال دست حق تعالی

گویا سپرد امر امامت را به زینب

 

در سایه ی لطف خداوندی علم را

بعد از شهادت میدهد سقا به زینب

 

او به اسیری رفته ما آزاد باشیم

خیلی بدهکاریم در دنیا به زینب

 

اشکی نمانده تا شود جاری ز چشمش

خون گریه دارد میکند صحرا به زینب

 

پا جای پای مادر خود میگذارد

روی کبود ارثیه ی زهرا به زینب

 

نان شبش را بی گمان مدیون بی بی ست

پیرزنی که میدهد خرما به زینب

 

تنها رباب از حرمله دلخور نباشد

ملعون جسارت میکند حتی به زینب

 

سر های روی نیزه را رفته نشانه

سنگ ملامت میزند اما به زینب

 

منزل به منزل در بیابانها رقیه

هرشب پناه آورده از سرما به زینب

 

شمری که خنجر از قفا زد عصر دیروز

با تازیانه میزند فردا به زینب

 

سرهای روی نیزه میبارند وقتی

خولی نظر اندازد از بالا به زینب




موضوع: حضرت زینب كبری(س)،  مدح و مناجات با حضرت زینب (س)، 
 

تاریخ درج شعر : شنبه 1398/06/30 | 06:09 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت زینب(س)-مدح و مصائب


تو ای پاینده پیغام آور خون

که بعثت یافتی ازسنگر خون

 

کتاب سینه ات سرمایه عشق

به هر آهت هزاران آیه عشق

 

نبوّت را چراغ مکتبی تو

 حسینی یاحسن، نه زینبی تو

 

کلام عشق را حسن ختامی

 وفا راهم پیامبر هم امامی

 

قیامت کرده ای در استقامت

 پناه آورده برصبرت امامت

 

چو دردامان مقتل پانهادی

 امام صابران را صبردادی

 

اگر گاهی به ره وامانده بودی

وگر یک لحظه از پامانده بودی

 

شرف، مردی، شهامت، کشته می شد

امامت نه، امامت کشته می شد

 

ألا انوارِ توحید از چراغت

 به دل یک روزه هفتادو دو داغت

 

گریبان چاک، شادی از غم توست

 زمان آیینه دار ماتم توست

 

به جز تو ای زجام گریه سرمست

 که قربانی گرفته برسرِ دست

 

تو در دریای خون خورشید جُستی

توگل را باگلاب اشک شُستی

 

سرشکت پاکبازی را وضو داد

 خدا داند که خون را آبرو داد

 

صلاة اللیل را بنشسته خواندی

خدارا از درون خسته خواندی

 

حسین آن کز قیامش شد قیامت

 به پیش تیردشمن بست قامت

 

چوشد آماده بهر جان فشانی

 تورا فرمود ای زهرای ثانی

 

که ای از خود تهی از عشق سرشار

 مراهم در نماز شب بیاد آر

 

تو خون باغ هفتاد و دو داغی

 تو شبهای اسارت را چراغی

 

توپیغام آور خون خدائی

 تو فریاد خموشان را صدایی

 

تو دربند اسارت شرزه شیری

 که گفته تو اسیری؟ تو امیری

 

امیر شهر کوفه شد اسیرت

 زبون و کوچک وخوار و حقیرت

 

تو شهر کوفه را تسخیر کردی

 تو شاه شام را تحقیرکردی

 

تو پیمان بسته بودی با برادر

که همگامی کنی تاگام آخر

 

به اشک چشم گریان تو سوگند

 به سوز آه سوزان تو سوگند

 

به سقّایی که آبش دادی ازاشک

به آن چشم و به آن دست وبه آن مشک

 

به سرهای جدا درمقدم یار ***

 به پاهای پر از گلبوسه خار

 

به ماهی که فراز نی عیان بود

 به خورشیدی که دورت سایه بان بود

 

به قرآنی که از تو جان ودل برد

 به لبهایی که چوب خیزران خورد

 

سرشکی تاکه زنگ دل بشوییم

 زبانی غیر یا زینب نگوییم

 

مرا بهتر ز دنیا و ز عقباست

که درمحشر بگویی «میثم» از ماست




موضوع: مدح و مناجات با حضرت زینب (س)،  حضرت زینب كبری(س)، 
 

تاریخ درج شعر : شنبه 1398/06/30 | 06:00 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام حسین(ع)-مناجات اول مجلس


با قدومت دل عُشّاق مُعَطَّر فرما

خشکی ساحل چشمان مرا تَر فرما

هرچه دارم همه از سفره احسان شماست

روزی نوکر خود نیز مُقَرَّر فرما

آرزوی حرم کرب و بلا کُشت مرا

چَشم من را تو به شش گوشه مُنَوَّر فرما

من مگر بیشتر از حاجت خود خواسته ام؟

پس بیا حاجت من نیز مُقَدَّر فرما...

به تنم کرده زیادی سر من ای آقا

"حُجَجی" وار شهیدم کن و بی سر فرما...




موضوع: مدح و مناجات با امام حسین(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : شنبه 1398/06/30 | 05:55 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام حسین(ع)-مناجات اول مجلس


عالمى شد مست این آوا دل آرامم حسین

نغمه هر عاشق شیدا دل آرامم حسین

بیدلان عشق مى خوانند با چشمى پر اشک

همنوا با مادرش زهرا دل آرامم حسین

این سوال و پاسخ عشق است از مجنون بپرس

کیست در کوى جنون لیلا دل آرامم حسین

گوش دل وا شد شنیدم آه آه هر نسیم

مى کند با گل چنین نجوا دل آرامم حسین

گر بخواهى در کلامى عشق را معنا کنى

چیست این گل واژه زیبا دل آرامم حسین

خوانده ام اسرار این دلدادگى پنجاه سال

از نگاه زینب کبرى دل آرامم حسین

گر نهى سر بر ضریحش این صدا را بشنوى

از لبان مادرش زهرا دل آرامم حسین




موضوع: مدح و مناجات با امام حسین(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : شنبه 1398/06/30 | 05:51 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام حسین(ع)-مناجات  


ما بی گُل روی تو گِلی ناچیزیم

گُل‌های به خواب‌رفته‌ی پائیزیم

داغِ تو بزرگ می‌کند دل‌ها را

ما اشک به پای خودمان می‌ریزیم...




موضوع: مدح و مناجات با امام حسین(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : شنبه 1398/06/30 | 05:48 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام حسین(ع)-شهادت


گندم ری ثمنت شد، بابی انت و امی

غرق خون کل تنت شد، بابی انت وامی

تو نفس می زدی اما، بین دشمن چه جدالی

بر سر پیرهنت شد، بابی انت وامی

وای از آن واعطشا گفتن تو، قاتلِ جانم...

ناله ی دلشکنت شد، بابی انت و امی

بر لبت ذکر مناجات و دعا بود ولی حیف

نیمه کاره سخنت شد، بابی انت وامی

جلوی چشم همان خواهر دلداده ات آقا

قطعه قطعه بدنت شد، بابی انت و امی

مادرت آمد و با قامت خم در دل صحرا

اولین سینه زنت شد، بابی انت و امی

پیکرت ماند غریبانه روی خاک و در آخر

بوریایی کفنت شد، بابی انت و امی




موضوع: مدح و مناجات با امام حسین(ع)،  شهادت امام حسین(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : شنبه 1398/06/30 | 05:44 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام حسین(ع)-شهادت


شرار و زلزله بر عرش داور افتاده

به فرش شورش وغوغای محشر افتاده

محیط کرببلا پرشده ست ازصیاد

زتیر حرمله هرسو کبوتر افتاده

به هرطرف که نظر می کنی گلی خونین

چوگوهری ست که ازدیدۀ تر افتاده

به یک طرف تن قاسم فتاده بر صحرا

به یک طرف تن صدچاک اکبر افتاده

دودست برسر خود زد چو زینب از غم دید

به روی خاک دو دست برادر افتاده

کنار علقمه سقای کربلا می دید

به روی آب روان عکس اصغر افتاده

به موج خیز ستم، کشتی هدایت و عشق

میان لُجه ای از خون شناور افتاده

صفای گلشن سرسبز باغ فردوس است

گل همیشه بهاری که پرپر افتاده

سزاست گرکه جهان خاک غم به سرریزد

که سرفرازترین سرو بی سرافتاده

زناله های غم انگیز عترت یاسین

شرار غم به وجود پیمبر افتاده

شمیم فاطمه آید مگر زخاک حسین

که باز زینب او یاد مادر افتاده

گه اسیری دخت علی وفائی گفت

طناب ظلم به بازوی حیدر افتاده




موضوع: شهادت امام حسین(ع)،  روز عاشورا، 
 

تاریخ درج شعر : شنبه 1398/06/30 | 05:37 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام حسین(ع)-شهادت


جایی برای گفتن اما نمی زارند

وقتی که یک لحظه تو را تنها نمی زارند

چشم حسودان سپاه شمر بی تردید

قد اباالفضل تو را رعنا نمی زارند

آنان که بر پیراهنت بردند سوء قصد

انگشترت را در دل صحرا نمی زارند

با این هجوم تیغ و نیزه بر تنت قطعا

جایی برای بوسه ی زهرا نمی زارند

آنان برای رأس تو پاداش می گیرند

پس بی جهت سر به سر سرها نمی زارند

فکری به حال زار زینب کن میان راه

وقتی که یک لحظه تو را تنها نمی زارند




موضوع: شهادت امام حسین(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : شنبه 1398/06/30 | 05:32 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام حسین(ع)-شهادت


اهل خِرد، بدون امان روضه خوانده اند

دیوانه های سود و زیان روضه خوانده اند

اعجاز عیسوی ست که از داغ اصغرت

نوزادهای بسته زبان روضه خوانده اند 

افتاد بارِ داغ تو بر گردنِ زنان

زنجیر های زِبر و گران روضه خوانده اند 

اهل هنر به هرنفسی که که فرو رود...

مثل غروب فرشچیان روضه خوانده اند 

از کودکی، نماز مرا اشک، شُسته است

در گوش من به جای اذان روضه خوانده اند

**

 «خاموش محتشم که دل سنگ آب شد»

«جن و ملک بر آدمیان...» روضه خوانده اند




موضوع: شهادت امام حسین(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : شنبه 1398/06/30 | 05:27 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام حسین(ع)-شهادت


به زخم زخم تنت گریه می کنم هر شب

برای پیرهنت گریه می کنم هر شب

شبیهِ سرخیِ خورشیدِ آسمانِ غروب

به دست و پا زدنت گریه می کنم هر شب

به خشکی لب مثل کویرت آقا جان

به خشکی دهنت گریه می کنم هر شب

به پیکری که سه شب روی ریگ صحرا ماند

به جسم بی کفنت گریه می کنم هر شب

به لحظه ای که تنت را گذاشت بین حصیر

به بوریا شدنت گریه می کنم هر شب

اگر شود ز دو دیده دوباره خون جاری

به زخم زخم تنت گریه می کنم هر شب




موضوع: شهادت امام حسین(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : شنبه 1398/06/30 | 05:23 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام حسین(ع)-مناجات اول مجلس


روز ازل رقم زده حیرانی مرا

مجنون نوشته طالعِ پیشانی مرا

تا رویِ نی کشانده پریشانی مرا

زلفت به باد داده مسلمانی مرا

گردن بگیر بی سروسامانی مرا

 

ده پشتِ ایل من، درِ این خانه نوکرند

لب تَر کنید! کوه سرِ شانه می برند

در ری غلام مزرعه، مشهد کبوترند

در قم گدایِ خانه ی موسی بن جعفرند

تمدید کن مجوزِ دربانی مرا

 

سائل به جودِ لم یزلی فکر می کند

گاهی به حکمتی ازلی فکر می کند

وقتی به چاره ای عملی فکر می کند

قطعاً به آن رکوع علی فکر می کند

کی می دهی نگین سلیمانی مرا؟

 

اندوه طشت زر پدرم را مریض کرد

چوبش، دهانِ نوحه گرم را مریض کرد

دلتنگیِ حرم جگرم را مریض کرد

دوریِ راه، بال و پرم را مریض کرد

دیگر بپیج نسخه ی درمانی مرا




موضوع: مدح و مناجات با امام حسین(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : جمعه 1398/06/29 | 02:59 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام حسین(ع)-مناجات اول مجلس


سودش فراوان ست و خیرش نیز بسیار است

آنکه تو را با قیمت جانش خریدار است

یاد من و دربدری های دلم باشید

پروانه ای دیدید اگر تا صبح بیدار است

معشوق زیر منت عاشق نخواهد بود

صدبار قربانش شوم بازم طلبکار است

عاشق شدن هم سوختن هم ساختن دارد

بیخود نفرمودند راه عشق دشوار است

از شش جهت گیسوی تو راه مرا بسته ست

هرکس که عاشق میشود ذاتاً گرفتار است

بی تو همین که زنده میمانم گنهکارم

بین خلایق بیشتر عاشق گنهکار است

فکر من جامانده ی وامانده هم باشید

ای کاروان آهسته تر؛ در پای من خار است

با گریه کار طفل بهتر راه میافتد

گر کار ما زاری نباشد کارمان زار است

امروز باید یار را با گریه راضی کرد

فردا که اعلامیه ی ما روی دیوار است

چشمی که گریان نیست نابینا شود بهتر

در مجلس تو دیده یا تر هست یا تار است

جز گریه از ما فاطمه چیزی نمیخواهد

نوکر که گریان نیست نوکر نیست ؛ سربار است

گریه کن تو زینب است و مادرت زهرا

این گریه های ما فقط گرمی بازار است

**

دخت علی مرتضی اینجا چه میخواهد؟!!

زینب کجا اینجا کجا؟ اینجا که بازار است




موضوع: مدح و مناجات با امام حسین(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : جمعه 1398/06/29 | 02:54 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام حسین(ع)-مناجات اول مجلس


قرار دل بی قرارم حسین

هوای همیشه بهارم حسین

"من از کودکی عاشقت بوده ام"

هنوزم تو را دوست دارم حسین

من و روضه ات زندگی می کنیم

تویی لحظه لحظه کنارم حسین

تویی عشق شیرین عمرم و من

بجز عشق کاری ندارم حسین

تویی آسمانی ترین واژه ام

تویی عزت و اعتبارم حسین

در این برزخ ناامیدی فقط

به لطف تو امیدوارم حسین

دلم را درآشوب دنیای درد

به چشمان تو می سپارم حسین

لباس پرآوازه ی نوکری

بود پرچم افتخارم حسین

چه بالا چه پایین بدون غمت

چه لطفی ست در روزگارم حسین




موضوع: مدح و مناجات با امام حسین(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : جمعه 1398/06/29 | 02:51 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت زینب(س)-مصائب


ای کاش فراغتی فراهم می‌شد

از وسعت رنج های تو کم می‌شد

این بار مصیبتی که بر شانه‌ی توست

ایوب   اگر داشت قدش خم می‌شد




موضوع: حضرت زینب كبری(س)، 
 

تاریخ درج شعر : جمعه 1398/06/29 | 02:47 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت زینب(س)-مدح و مصائب


آیینه ی صبر خداوند ودودم

من مصحف عشق و ولایت را سرودم

در عشق بازی با دو چشمان برادر

از دیگران من گوی سبقت را ربودم

منشور پروانه شدن را من نوشتم

آنجا که آتش زد جفا بر تار و پودم

در اوج پروانه شدن خود شمع بودم

وقتی که سیلی زد عداوت بر وجودم

من کربلا را کربلا کردم چرا؟ چون

من دانش آموز کلاس کوچه بودم

چشم فلک از کار من گردیده حیران

در راه شام از آن فراز و این فرودم

وامانده صبر از صبر من کنج خرابه

در مرگ آن طفل سه ساله از سجودم

مرأت حسن حضرت داد آفرینم

من کوثر حق بر امیر المومنینم

 

 

من با کلامم کربلا را شرح دادم

من با نگاهم غصه ها را شرح دادم

من خود خطیب خطبه ی یوم الفراقم

با اشک خود من نینوا را شرح دادم

قد کمانی چشم کم سو روی نیلی

اینگونه ظلم اشقیاء را شرح دادم

بودم چهل منزل کنار نیزه داران

با سر شکستن ماجرا را شرح دادم

در کوچه های شام با صبر و صلابت

آیین عشق مرتضا را شرح دادم

من با دو دستم در خرابه وقت تغسیل 

از ابتدا تا انتها را شرح دادم

فتوای من در سرشکستن تا ابد ماند

آیین عشق و ابتلا را شرح دادم

مرأت حسن حضرت داد آفرینم

من کوثر حق بر امیر المونینم

 

 

من زینب فرزانه ی گردون غلامم

شه بانوی یکدانه ی ذوالاحتشامم

من زینب فرمانبر فرمانروایم

من زینب دردانه ی عالی مقامم

من شرح آیات کتاب عشق هستم

سیلی زدم بر روی دشمن با کلامم

من شرح صبر آیه های اشتیاقم

بر باده نوشان معنی کاس الکرامم

من دفتر اسرار خلقت را دبیرم

من آیت الکرسی حی لاینامم

من ایستگاه آخر عشق و جنونم

شیدا دلان را معنی قرب مدامم

رکن و مقام و مشعر و سعی و صفایم

من قبله ام من کعبه ام بیت الحرامم

من معرفت را قبله ی دارالجنونم

من عشق را سرمایه ی نظم و قوامم

مرأت حسن حضرت داد آفرینم

من کوثر حق بر امیرالمومنینم

 

 

من مرجع تقلید اصحاب جنونم

من یاء و سین و کاف و ها و عین و نونم

من خیمه گاه عاشقان را تا قیامت

بنا و بانی هستم و سقف و ستونم

من عصمت صغرای حق اخت الحسینم

از حد درک مردم عالم برونم

من با دو چشم خون فشان در شهر غربت

معنا به معنای الیه الراجعونم

من با لسان حیدری در مسجد شام

آتش زدم بر دشمن از سوز درونم

پروانه ی آتشفان کوه عشقم

من ذوالفقارم معنی کن فیکونم

مرأت حسن حضرت داد آفرینم

من کوثر حق بر امیرالمونینم

 

 

در فتح قاف معرفت عنقا منم من

افسانه ها افسانه شد افسانه ام را

برپا نمودم در شفق میخانه ام را

هر جا کتاب سرنوشتم را کسی خواند

دیوانه شد چون لب بزد پیمانه ام را

در مانده شد از هیبتم طوفان ایام

خمخانه کردم نیمه شب ویرانه ام را

مبهوت شد گرداب اشک از درک صبرم

مجنون شده مجنون دل دیوانه ام را

دلداه ام دلدادگان دلبرم را

بخشم بر آنها در جنان کاشانه ام را

بر پا کنم صبح جزا من بزم روضه

خوانم به آوای رسا غم نامه ام را

مرأت حسن حضرت داد آفرینم

من کوثر حق بر امیرالمونینم

 

 

آنجا که غربت آتش سودای من شد

دریا اسیر چشم گوهر زای من شد

صبرم به گوش صبر خوانده آیه ی صبر

وقتی اسارت در پی یغمای من شد

در شام اندوهم به نی هفتاد و دو ماه

رخشید و روشن ظلمت یلدای من شد

وقتی روان گشتم سوی بازار کینه 

برق نگاه حیدری کالای من شد

طوفان به پا کردم ز رعد و برق خشمم

محشر به پا از همت والای من شد

وقتی که یارم بر براق نیزه بنشست

جبریل وحی هر آیینه شیدای من شد

زندانی من شد اسارت در ره شام

خار مغیلان فرش زیر پای من شد

اندر محیط فضل من امواج حکمت

همچون حبابی در کف دریای من شد

طره اگر مدحت سرا شد فضل من را

طبعش روان از منطق گویای من شد

مرأت حسن حضرت داد آفرینم

من کوثر حق بر امیرالمونینم




موضوع: مدح و مناجات با حضرت زینب (س)،  حضرت زینب كبری(س)، 
 

تاریخ درج شعر : جمعه 1398/06/29 | 01:30 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت زینب(س)-مصائب


دچار درد دو چندان شدیم بعد از تو

چقدر بی سر و سامان شدیم بعد از تو

بیا ببین ز گریبان پاره معلوم است

چقدر زار و پریشان شدیم بعد از تو

نبود باورمان داغ سخت و سنگین ات

مقیم خیمه الاحزان شدیم بعد از تو

سرت بهانه ی خوبی برای گریه شده

هر آینه همه گریان شدیم بعد از تو

سوار نیزه نشین حرم تماشا کن

اسیر گرگ بیابان شدیم بعد از تو

تمام عائله های گرسنه سیر شدند

به کعب نی همه مهمان شدیم بعد از تو

اگر امان بدهد تازیانه خواهم گفت

چگونه راهی زندان شدیم بعد از تو

شبی بدون تو قدر هزار سال گذشت

اسیر شام غریبان شدیم بعد از تو

**

چرا خوشی به من و بچه ها نمی آید ؟؟

بگو که رخت اسارت به ما نمی آید




موضوع: در مسیر کوفه و شام،  حضرت زینب كبری(س)، 
 

تاریخ درج شعر : جمعه 1398/06/29 | 01:22 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام زمان(عج)-مناجات


صبحی گره از زمانه وا خواهد شد

راز شـب تـار بـر ملا خواهد  شد

در راه، عـزیـزی‌ست که با آمدنش

هر قطب‌نمـا،قبله‌نمـا خواهد شد




موضوع: مدح و مناجات با امام زمان(عج)، 
 

تاریخ درج شعر : جمعه 1398/06/29 | 01:17 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام زمان(عج)-مناجات


از انتظار خسته شده انتظار هم

تقویم من تویی , تو نباشی بهار هم

تا زنده ام فقط نه تو را جار میزنم

گفتم که حک کنند به روی مزار هم

خوبی چنانکه عاشقی ات انتخاب نیست

عشق تو برده از دل ما اختیار هم

من کفتر حریم تو ام گُم نمیشوم

این احتمال را نده یک در هزار هم

بر عکس مردمان , صدقه دادی و گدا

کوچک نشد که هیچ ,  گرفت اعتبار هم

من هرچه گفته ام ز تو , شعر و خیال نیست

آورده مجلسی همه را در بِحار هم ... 




موضوع: مناجات فراق با امام زمان(عج)، 
 

تاریخ درج شعر : جمعه 1398/06/29 | 01:14 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام حسین(ع)-مناجات اول مجلس


همیشه داده به این ناتوان؛ توان! روضه

برای من بنویس جایِ آب و نان، روضه

حسین(ع) گفتم و محض شلوغیِ محشر

سپرد دستِ دلم نامۂ امان؛ روضه

تویی تو! حلقۂ وصل مذاهب و ادیان

گرفته اند برایت مسیحیان، روضه

نمازها به نماز تو میشود ملحق

اگر که خوانده شود قبلِ هر اذان، روضه

چه عاشقانه شهیدِ غم تو خواهم شد

بگیرد از منِ عاصی اگر که جان! روضه

هنوز عاشق این حسّ مشترک هستم

قرارِ قلب من و صاحب الزمان(عج) روضه

سلام حضرت صاحب-عزای عاشورا

به اذن تو شده بر پا در آسمان روضه

بیا شبی بنشین روی منبر هیئت

دلم گرفته! برایم کمی بخوان روضه

بیا و منتقمانه به کعبه تکیه بزن

بگیر در وسطِ صحن جمکران روضه

فدای شال سیاهت، فدای چشم ترَت

بگیر حدّاقل زیر سایه بان روضه

به یادِ آن تن افتاده بی کفن بر خاک

گرفته ای سرِ یک قبر بی نشان روضه

«سری به نیزه بلند است» آه یا زینب(س)

تنی نشسته به خون! وای شد عیان روضه!




موضوع: مدح و مناجات با امام حسین(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : پنجشنبه 1398/06/28 | 05:32 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام حسین(ع)-مناجات اول مجلس


مِهر کسی به جز تو به دل، جا نمی شود

بی ذکر یا حسین دلم وا نمی شود

حتی خدای عزّ و وَجل هم عقیده داشت

دین، بی قیام سرخ تو احیا نمی شود

دردی میان سینه عاشق بوَد که جز

با چای روضه تو مداوا نمی شود

نوکر شبیه ما که زیاد است یا حسین

ارباب خوب مثل تو پیدا نمی شود

تنها بهشت روی زمین کربلای توست

هر مرقدی که عرش معلّی نمی شود

تو کشتی نجاتی و ما غرق در گناه

دنیا حریف مردم دنیا نمی شود

آقا تو نیز منتظری کِانتقام تو

جز با ظهور یوسف زهرا نمی شود

بعد از تو هیچ کس  بجز از صاحب الزمان

آرام قلب زینب کبری نمی شود




موضوع: مدح و مناجات با امام حسین(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : پنجشنبه 1398/06/28 | 05:09 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام حسین(ع)-مناجات اول مجلس


گریان روضه های توأم یابن فاطمه

دلبسته ی هوای توأم یابن فاطمه

جز عشق تو به درد دل من دوا نبود

سرخوش از این دوای توأم یابن فاطمه

خیر کثیر ما به خدا گریه بر شماست

ممنونِ این عطای توأم یابن فاطمه

بیمار می شوم که تو تربت به من دهی

در حسرت شفای توأم یابن فاطمه

هر صبح و شام بر غم تو گریه می کنم

دلخونِ ماجرای توأم یابن فاطمه

زهرا گرفت دست مرا، سینه زن شدم

سینه زنِ عزای توأم یابن فاطمه

آب و گل دل همه ما ز کربلاست

دلتنگِ کربلای توأم یابن فاطمه

لب تشنه ی غریبِ بدونِ کفن، حسین

گریان روضه های توأم یابن فاطمه




موضوع: مدح و مناجات با امام حسین(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : پنجشنبه 1398/06/28 | 05:07 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام حسین(ع)-مناجات اول مجلس


«والشّمس» چیست؟ جلوهٔ روی تو یا حسین

«واللّیل» آیتی‌ست ز موی تو یا حسین

سرچشمهٔ بقاست به فتوای عاشقان

یک جرعه از زلالِ سبوی تو یا حسین

تو تشنهٔ جمالِ خدایی و دوخته‌ست

آب فرات، چشم به سوی تو یا حسین

محراب شاهد است، که وقت نماز عشق

خون گلوست، آب وضوی تو یا حسین

کرده‌ست لاله‌زار، بیابان و دشت را

«باغ کرامت است گلوی تو یا حسین»

وقتی که داد بوسه به رگ‌هایِ حنجرت

زینب شنید، راز مگوی تو یا حسین

ای بهترین شقایقِ پرپر، هنوز هم

آزادگی‌ست، زنده به بوی تو یا حسین

همچون دمِ مسیح، شفابخش عالم است

گرد و غبار و تربتِ کوی تو یا حسین

از ابتدا ضریح تو شش گوشه داشته‌ست

هر گوشه کعبه را به تماشا گذاشته‌ست




موضوع: مدح و مناجات با امام حسین(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : پنجشنبه 1398/06/28 | 05:04 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام حسین(ع)-مناجات-شب جمعه


به غیر عشق تو حسین 

سینمو چاک نمی کنم

گریه برات غرورمه

اشکامو پاک نمی کنم

 

برای دیدن حرم

این مژه ها صف کشیدن

هر روز که از خواب پا میشم

وعده دیدار و میدن

 

 رو سنگ فرشت عکسمو

چشام تجسم می کنن

اونجا فقط شیشه وسنگ

 با هم تفاهم می کنن

 

بر عکس کار روزگار

توی حریمت همیشه

که شاه با ترفیع تو حرم

 گدای دربارت میشه

 

فقیر میره غنی میاد

غنی میره فقیر میاد

اسیر میره آزاد میاد

آزاد میره اسیر میاد

 

چه خبره تو حرمت

فقط خدا خبر داره

اسم حریمتو اگه

 عرش الهی میگزاره

 

توی حکومت حسین

دلا پر از توشه شده

مرکز دلهای عاشق

ضریح شیش گوشه شده

 

هر وقت می رم تو روضه ها

تو حرم انگار می شینم

کوچه سینه زنی رو

بین الحرمین می بینم

 

التماس حرم حرم

میریزه از چشمای خیس

بیا برام یه کربلا

این شب جمعه بنویس

 

میگن که اشک روضه ها

مرهم زخماته آقا

میگن نوای العطش

هنوز رو لبهاته آقا

 

برای خشکی لبات

اگرچه مرهم ندارم

یه کاسه کردم اشکامو

میخوام برات آب بیارم




موضوع: مدح و مناجات با امام حسین(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : پنجشنبه 1398/06/28 | 05:02 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام حسین(ع)-مناجات اول مجلس


گفتیم وقت شادی و وقت عزا، حسین

تنها دلیل گریه و لبخند ما حسین

ما را محل نداد کسی غیر مادرش

بخشیده آبرو به گدا تا کجا حسین!؟

روزی که جان به گودی زیرِ گلو رسد

یک «یا حسین» فاصله داریم تا حسین

در وقت مرگ، چهره ی ما دیدنی تر است

از اشک هایِ شوق ملاقاتِ با حسین

هنگام غسل دادن ما روضه خوان بگو:

عالم فدای بی کفن کربلا حسین

با گریه بر غریبی او خاک مان کنید

بر ریگ های داغ تنش شد رها حسین

وقتی به سمت قبر سرازیر می شویم

مشکل گشای ماست در آن تنگنا حسین

نوکر به اسم و رسم خودش بی علاقه است

بر سنگ قبر ما بنویسید «یا حسین»

در گیرودار محشر و هول و هراس آن

فریاد استغاثه ی ما یک صدا: حسین

ما اهل روضه را چه به تکریم در بهشت!

ما بی حسین پا نگذاریم در بهشت




موضوع: مدح و مناجات با امام حسین(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : پنجشنبه 1398/06/28 | 04:59 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام حسین(ع)-شهادت


به لطف مهر خزان،ساعتى زمان برگشت

ویا به قهربهار از زمین،خزان برگشت

گرفت،بغض گلوگیرى،آسمان را سخت

صداى خنده ى بى وقفه بر دهان برگشت

بساط گریه براى جهان فراهم شد

دوباره اشك،به هر گونه اى روان برگشت

چه رفت؟بر چه كسى؟دركجا؟كه بعد دو عید

هلال غصه به دامان آسمان برگشت

كدام قافله درسمت كوفه در راه است

كه از پى اش همه جا،اشك جاودان برگشت

كسى به وسعت تاریخ در همین راه است

كسى كه واژه ز وصفش مدیحه خوان برگشت

كسى چنان كه زمان از وقوعش عاجز شد

كسى كه حد و حدودش به لامكان برگشت

به نسبت پدرى طفل حضرت شیر است

ونسل مادرى اش تا پیمبران برگشت

كدام شیر؟همانى كه در نبرد احد

ز امتحان خداوند قهرمان برگشت

یلى كه تا سخن از زور بازوش آمد

دوباره لرزه به جان یهودیان برگشت

کسی كه در شب معراج،حضرت احمد

ز خاك با كمك او به آسمان برگشت

و برسریر حصیر حكومتش چو نشست

به سفره هاى فقیرانه رنگ نان برگشت

امیر بى زر وتاجى كه چون ته لقبش

امیرى دل وجانش به مومنان برگشت

ز مدح مادر او عرض جمله اى كافى ست

به لطف فاطمه بر جسم عشق،جان برگشت

صلاح نیست كه یك ذره مدح،نور كند

بنابراین سخنم باز بر زبان برگشت

قلم گریست وشعرم به روضه عادت كرد

به این قصیده زمانى كه كاروان برگشت

به وعده گاه جنون منزل از پى منزل

عزیز فاطمه همراه خاندان برگشت

به پیشواز خداوند،ریخت گل ها را

ومثل سرو به آغوش بوستان برگشت

براى دفعه آخر،به سمت باغ حرم

براى بردن یك غنچه،باغبان برگشت

امان ز لحظه بى تابى على اصغر

و لحظه اى كه به آغوش كودكان برگشت

نه آب مانده نه تابى،نه اشكى وآهى

نه از شریعه علمدار مهربان برگشت

نه هیچ قطره اشكى ز رفتنش ماند و

نه هیچ حرمله با تیر در كمان برگشت

به سمت معركه مانند نرگسى رفت و

به سوى خمیه ولى مثل ارغوان برگشت

مقابل همه با خنده سمت میدان رفت

اگرچه زیر عباى پدر نهان برگشت

چه ناامید،نگاه امیدوار رباب

به بند خونى گهواره بى امان برگشت

پدر براى چه شرمنده از پسر شده است

حسین سمت خیامش،چه ناتوان برگشت

و ظهر آمد و خورشید در دل صحرا

پس از غروب اهالى كهكشان برگشت

رسیده وقت خداحافظى و خیلى زود

دوباره زینب كبرى به داستان برگشت

چقدر سمت حسینش دوان دوان رفت و

چقدر سمت حسینش كشان كشان برگشت

میان اهل حرم شد قیامتى برپا

همین كه سمت حرم اسب بى عنان برگشت

كنار عمه،رقیه به خاك افتاد و

به سمت عمه سكینه،به سرزنان برگشت

اگر چه رفت به گودال دست  خالى  شمر

به لطف صاحب سر،دست پر سنان برگشت

سه روز بر تن او،آفتاب پى در پى

طلوع كرد و به عنوان سایه بان برگشت

نشسته بود به تل خواهرى غریبانه

چو دید آتش در خیمه ها دوان برگشت

حكایت من و انگشتر عالمى دارد

دوباره از چه،به گودال ساربان برگشت؟!

شهید صحنه ى آن لحظه ام كه خواهر تو

پس از زیارت یك نعش بى نشان برگشت

به شهركوفه و در شام،سنگ بسیار است

بماند آنچه به اذهان نكته دان برگشت

به كوفه،معجر وگهواره و لباس وكفن

چه چیزها كه به عنوان ارمغان برگشت

چه بى ملاحظه از روى نیزه افتادى

چو نیزه دار تو هر بار ناگهان برگشت

هرآنچه روضه سرودم براى تو به كنار

دلیل اصلى اشكم به خیزران برگشت

به لطف خون حسین و پیام زینب بود

به هر مناره،دوباره اگر اذان برگشت

همیشه بر سر خوان تو هرگدا كه نشست

نمك نخورده از این سفره مثل خان برگشت

دلى كه بهر تو دادیم،پس نمیگیریم

كه بى بهاست،متاعى كه بر دكان برگشت

غرض به راه نو جان دادن است ننگش باد

هرآن كسى كه سلامت از امتحان برگشت

ز هر كه رفته به كرب و بلات میپرسم

مگر ز كوى شما،زنده میتوان برگشت؟!

بگیر دست مرا،اى خداى خوب حسین....




موضوع: شهادت امام حسین(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : پنجشنبه 1398/06/28 | 04:53 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام حسین(ع)-شهادت


قسم به تیغ حیدرت به بوسۀ پیمبرت

به گریه های مادرت به غربت برادرت

قسم به یار و یاورت به زینبت به خواهرت

"به جای شیر، تیر نوش کرده بود اصغرت

و بعد تیر و تیغ و نیزه می زدند بر سرت"

 

جنون به فرق عقل آنچنان زدم که سر شکست

زمانه فهم عشق را نداشت، بی ثمر شکست

دریغ کاسه کوزه ها به روی کوزه گر شکست

"کنار درک غربت تو کوه از کمر شکست

چقدر زخم تشنه مانده است روی پیکرت"

 

هنوز مشک تیر خورده روی خاک ها رهاست

هنوز العطش نوای اهل بیت مصطفی است

هنوز کلُّ یوم، یار ما سر از تنش جداست

"سر حسین ِ تشنه لب هنوز روی نیزه هاست

زمانه خاک بر سرم زمانه خاک بر سرت"

 

حسین! ای که مرز بین کوثر و تکاثری

بگو پس از هزار سال دل کند تدبّری!

عمو چرا به آب زد؟ تو که از آب ها پُری

"هزار سال رفت و تو هنوز زخم می خوری

هزار سال رفت و تازه است زخم حنجرت"

 

هزار سال رفت و عاقلان و فیلسوفیان

هزار سال رفت و واقفیّه و وقوفیان

هزار سال رفت و خانقاهیان وصوفیان

"هزار سال رفت و دسته دسته قوم کوفیان

گرفته تیغ بر کف ایستاده در برابرت"

 

حسین، عاشقی است جاودانگی است سرمدی است

حسین ماورای هرچه باید و نبایدی است

"چه روزها که یک به یک غروب شد نیامدی" است!

"سرِ به روی نیزه ات حقیقت محمّدی است

چرا زمانه پی نمی برد به اصل جوهرت؟"

 

برادرم به آتش ابولهب نگاه کن

به کربلای خستگان وجب وجب نگاه کن

به مصر و قاهره به غزّه و حلب نگاه کن

"بیا کنار خیمه های تشنه لب نگاه کن

ببین که زخم تیرها چه کرده با برادرت"

 

غروب شد غروب شد نه اسبی و نه فارِسی

نه جعفری نه قاسمی نه حُرّی و نه عابسی

دلم فدای زینبت نه یاری و نه مونسی

"شب وداع آمد و سری زدم به مجلسی

که شعله اش اگرچه بود نام پاک مادرت"

 

خدا گواه، خسته سینه می زدم برای تو

ز خستگی نشسته سینه می زدم برای تو

گهی عنان گسسته سینه می زدم برای تو

"تمام شب شکسته سینه می زدم برای تو

و لشکری که اسب می دواند روی پیکرت..."

 

پدربزرگ، کنج خانه با تمام کوچکی

چه روضه ها که می گرفت بی نبات و پولکی!

چه اشک ها که می گرفت روضه خوان گیلکی!

"نشسته ام به یاد روزهای دور کودکی

شکسته دم گرفته ام به یاد دیدۀ ترت"

 

اگر اطالۀ کلام می کنم به زخم تو

چه زخم ها که التیام می کنم به زخم تو

ته پیاله را تمام می کنم به زخم تو

"سلام می کنم سلام می کنم به زخم تو

سلام می کنم به عطر جمله های آخرت"

 

سلام ما سلام ما به رازهای برملا

سلام ما سلام ما به البلاءُ للوَلا

سلام ما سلام ما به راز لستَ مُرسلا

"سلام ما سلام ما به کشتگان کربلا

سلام ما سلام ما به اکبر و به اصغرت"




موضوع: مدح و مناجات با امام حسین(ع)،  شهادت امام حسین(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : پنجشنبه 1398/06/28 | 04:30 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام حسین(ع)-شهادت


این کیست تنهای تنها مانده ست بین سواران

محکم تر از کوهساران جاری تر از جویباران

بااینکه تنهای تنهاست بااینکه در موج غمهاست

روشن تر از آفتاب است سرسبزتر از بهاران

آه از غم واژه هایش از غربت آشنایش

مانده طنین صدایش در خاطر روزگاران:

"ای مسلم! ای هانی! ای حر! تنهایی ام را ببینید

آیا مرا یاوری نیست؟ پاسخ بگویید یاران!

ای یکه تازان میدان ای شیرمردان خالص*

رفتید و ماتم گرفتند در خیمه ها بیقراران"

فریاد تنهایی او پیچید و برخاک جنبید

لب های لبیک گویان تن های چابک سواران

گرد و غباری به پا خاست آن مرد را دوره کردند

شمشیرزن ها از این سو، از آن طرف نیزه داران

در خیمه ها چشم هایی مانده به راه سواری

نومید یارب مبادا امید امیدواران

 

 

*یا ابطال الصفا و یافرسان الهیجا




موضوع: شهادت امام حسین(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : پنجشنبه 1398/06/28 | 04:15 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام حسین(ع)-شهادت-شب جمعه


دوباره یک شب جمعه! دوباره آه حسین!

رسیده تا همه جا بوی قتلگاه! حسین!

دوباره فاطمه دارد بُنَیّ میخواند

گرفته زمزمه دارد بُنَیّ میخواند

لباس دوخته بودم کجاست پیرهنت؟!

گرفت‌ پهلوی من وقت دست و پا زدنت!

هرآنچه نیزه که آمد درآمد از پشتت!

عقیق رفته که رفته!کجاست‌ انگشتت؟؟




موضوع: شهادت امام حسین(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : پنجشنبه 1398/06/28 | 04:12 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام حسین(ع)-شهادت


این قصه ی درد است پس آخر ندارد

این شعله سوزان است خاکستر ندارد

از کربلا تا عرش تنها یک قدم بود

غیر از حسین (ع) این یک قدم را بر ندارد

وقتی که آمد کربلا اصحاب بودند

وقتی به میدان می رود یاور ندارد

وقتی عمود خمیه را انداخت یعنی

روزی برادر داشت و دیگر ندارد

شش ماه کافی بود تا عالم بفهمند

اصغر تفاوت با علی اکبر ندارد

با اربن اربا تازه فهمیدند مردم

اکبر تفاوت با علی اصغر ندارد

ما از شنیدن بیخودیم از خویش ، ای وای

زینب که میبیند ولی باور ندارد

زینب که میبیند تن بی پیرهن را

زینب که میبیند که انگشتر ندارد

از من چه میخواهی عزیزم پای این شعر

"روضه نمی خواهد تنی که سر ندارد"

روضه نمیخواهد تنی که چاک چاک است

جز زخم روی زخم بر پیکر ندارد

سر را جدا کردند اما نکته این است

خنجر در اینجا کار با حنجر ندارد

این کشته ی افتاده بر طف زاده ی کیست؟

این تشنه ی بی کس مگر مادر ندارد؟

بر نیزه خورشید است حق دارد رقیه

یک لحظه چشم از روی ماهش بر ندارد

این قصه از سر قصه ی سر بود یعنی

تا روز آخر غصه ام آخر ندارد




موضوع: شهادت امام حسین(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : پنجشنبه 1398/06/28 | 04:10 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت زینب(س)-مصائب


با داغ مادرش غم دختر شروع شد

او هرچه درد دید، از آن «در» شروع شد

مادر به او که پیرهن کهنه را سپرد

دل شوره های زخمی خواهر شروع شد

باور نداشت آتش این اتفاق را

تا عصر روز حادثه باور شروع شد

جمعه حدود ساعت سه بین قتلگاه

تکرار صحنه ى در و مادر شروع شد

اینجا بجای میخ در و قامتی کبود

اینبار جنگ خنجر و حنجر شروع شد

زینب! بلند گریه کن اینجا مدینه نیست

حالا که سوگواری حیدر شروع شد

بر خاک سر گذاشت حسین آسمان گرفت

زینب گریست، خنده ى لشگر شروع شد

می خواستم تمام کنم شعر را، نشد

یک غم تمام شد، غم دیگر شروع شد

زینب نشست و خاک عزا ریخت بر سرش

والشمرُ جالسٌ ... سر و خنجر ... تمام شد

خنجر سوی گلوی برادر بلند شد

وقت فرود، طاقت خواهر تمام شد

وقتی غریو شیون خواهر به عرش رفت

فهمید عرش کار برادر تمام شد

پنجاه و چار سال فقط با حسین بود

پنجاه و چار سال که دیگر تمام شد

پنجاه و چار سال معطر به عطر او

وقتی حسین شد گل پرپر، تمام شد

تازه هجوم و قصه ی آتش شروع شد

وقتی که قصه ی سر و خنجر تمام شد

فریاد زد امام: "علیکُنّ بالفرار"

حجت بر اهل بیت پیمبر تمام شد

زینب میان شعله و خون می دوید آه

این شعر تا رسید به معجر .......

**

اینها گذشت ...چفیه و سربند را که بست،

وقتى که گریه در دل سنگر تمام شد-

رفتند دسته هاى عزایى که راهشان

با "انتقام سیلى مادر" شروع شد




موضوع: حضرت زینب كبری(س)،  شهدا و دفاع مقدس، 
 

تاریخ درج شعر : پنجشنبه 1398/06/28 | 04:06 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات
تعداد کل صحن ها : 521 ::      ...   8   9   10   11   12   13   14   ...  
لطفا از دیگر صحن های حسینیه نیز دیدن فرمایید
.: پایگاه تخصصی مدح و مرثیه حسینیه:.
ساخت وبلاگ در میهن بلاگ

شبکه اجتماعی فارسی کلوب | اخبار کامپیوتر، فناوری اطلاعات و سلامتی مجله علم و فن | ساخت وبلاگ صوتی صدالاگ | سوال و جواب و پاسخ | رسانه فروردین، تبلیغات اینترنتی، رپرتاژ، بنر، سئو