بسم رب الحسین(ع)

این دشـت با ارادهٔ زینـب اداره شـد

در دست جبر اوست همه اختیارها


جهت دسترسی آسان تر به اشعار مناسبت های این ایام از لینک های زیر استفاده نمایید:


                                        
   
                                  
 
                                  
                  
                                  


https://telegram.me/hosenih



https://www.instagram.com/payegahe_hoseinieh/

قابل توجه زائرین گرامی، همزمان با ثبت اشعار در پایگاه حسینیه، کانالهای اجتماعی "حسینیه"  نیز به روز خواهد شد.

لینک کانال های تلگرام و ایتا   hosenih@  

و

لینک صفحه اینستاگرام payegahe_hoseinieh@ 


عزیزان می توانند برای پر بارتر شدن محرم خود به پایگاه های زیر نیز مراجعه نمایند:

      




✔️ موضوع : اطلاعیه و اخبار حسینیه، تابلو اعلانات حسینیه،


تاریخ درج شعر : شنبه 1399/06/29 | 08:00 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

ماه محرم-امام حسین(ع)-شهادت


بریز اشک که ماه عزاست یابن شبیب

برای ما همه جا کربلاست یابن شبیب

 

تمام شهر خراسان و اهل ایران را

بخوان به روضه که دل پر نواست یابن شبیب

 

بخوان به روضه تمام سیاه پوشان را

بگو که بانی امام رضاست یابن شبیب

 

اگرچه یک صفِ نورند چارده معصوم

ولی حسین حسابش جداست یابن شبیب

 

سفینه‌ای که حسینی است، اوسع است وسریع

خدای عشق بر او ناخداست یابن شبیب

 

علم کشان حسین اهل جَنّتند، که این

حدیثِ صادق آل عباست یابن شبیب

 

بُریده شد سر جدّم در این محرّم ماه

نفس بُریده شود گر ، بجاست یابن شبیب

 

بریز اشک بر آنکه به روز عاشورا

برای اصغر خود آب خواست یابن شبیب




✔️ موضوع : مدح و مناجات با امام حسین(ع)، شهادت امام حسین(ع)، ورود به ماه محرم،


تاریخ درج شعر : دوشنبه 1399/05/27 | 03:57 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام حسین(ع)-مناجات محرمی


در شادی و غم هم از علی می‌گویم

 در موسم ماتم از علی می‌گویم

مقصودِ حسین هم علی بود علی

پس ماه محرم از علی میگویم




✔️ موضوع : ورود به ماه محرم،


تاریخ درج شعر : دوشنبه 1399/05/27 | 03:55 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام حسین(ع)-مناجات محرمی


رسیده است محرم...بهار سینه زنان

نگاه کن به دل بی قرار سینه زنان

 

تمام دلخوشی ام این شده که روز حساب

مرا حساب کنی در شمار سینه زنان

 

مخواه دستِ  منِ روسیاه رو بشود

بگیر دست مرا هم کنار سینه زنان

 

به سینه می زنم و دلخوشم که مادر تو

قرار داده مرا از تبار سینه زنان

 

چه نعمتی ست از این اتفاق بالاتر؟

که با تو می گذرد روزگار سینه زنان

 

ملائکه چقَدَر با شکوه می گردند

شبانه روز به دور مدار سینه زنان




✔️ موضوع : مدح و مناجات با امام حسین(ع)، ورود به ماه محرم،


تاریخ درج شعر : دوشنبه 1399/05/27 | 03:54 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

ورود به ماه محرم


روییدن هلال كه كم‌كم شروع شد

در نبض واژه‌ها، تپش غم شروع شد

 

بغض زمان شكست و دل آسمان گرفت

اشك زمین ز چشمه‌ی زمزم شروع شد

 

عالم دوباره، رنگ قیامت گرفته است

شاعر بخوان، قیامت عالم شروع شد

 

«باز این چه شورش است» كه در جان عالم است؟

«باز این چه شورش است»، محرّم شروع شد

 

سال تولّد غم او، شصت و یك نبود

با گریه‌های توبه‌ی آدم شروع شد

 

قرآن گشوده‌ایم، برای تلاوتش

از ابتدای سوره‌ی مریم شروع شد

 

از كاف و ها گذشت و سوی یا و عین رفت

با صاد صبر، ناله‌زنان تا حسین رفت




✔️ موضوع : ورود به ماه محرم،


تاریخ درج شعر : دوشنبه 1399/05/27 | 03:53 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

ورود به ماه محرم-امام حسین(ع)-مناجات محرمی و شهادت


ماه جانان شده  باید ز سر و جان گذری

بر تو  نفرین گر از این  مسئله  آسان  گذری

آسمان  آه بکش ، نعره بزن  ،  اشک ببار

ای زمین خاک به سر کن که ز سامان گذری

گل ، گریبان بدر از محنت هفتادو دوگل

و  تو  ای  خار  نبینم ز مغیلان گذری

آب  ای  آب دگر بیش سفارش  نکنم

میزبانی ، نکند دیر به مهمان گذری

سنگ خارا ،نشود سنگ جفا پیشه شوی

تا  که بر سجده گه شاه شهیدان گذری

و تو ای باد در این بزم حواست باشد

نکند سر زده از پرده نشینان  گذری

حرف افتاده دگر اشک خدا در آمد

وای گر سالم از این روضه ی جانان گذری

بار اول نبود ، دفعه ی  آخر هم نیست

کاینهمه شور ز غوغای حسین بن علی ست

 

 

هر  که  دارد   هوس   کرببلا    گوش کند

جز حسین هر چه به سر داشت فراموش کند

رو به سر منزل معشوق رود حضرت عشق

می شود   تشنه که تا جام بلا نوش  کند

یک علی در برخود وان دگری درآغوش

می رود  تا  که   بنا  مرقد   شش گوش   کند

آخر آن خاک  چه دارد که   پس زائر او

صاحب کعبه  خودش   نغمه ی چاووش  کند

همه جا ذکر حسین  از نفس  فاطمه است

مدعی را چه  به  این ذکر  که  خاموش کند

صحبت پیرهن مشکی ما نیست ، غمت

کعبه  را  تا ابدالدهر سیه پوش کند

یک  سفر کرببلا برده و  آرامم کن

طفل درمانده فقط  میل به آغوش کند

در همان کرببلایی  که به من دادی جان

میهمانم کن  و  این جان  مرا  بازستان

 

 

غیر ارباب که داند که  غم نوکر  چیست

کربلا دیده فقط  پی  ببرد  محشر  چیست

یا حسین  پرده بینداز  که  معلوم  شود

برزخ  بین  گل یاس  و   نیلوفر چیست

بین تیر سه پر  و آب مُرَدَد ماندیم

سهم از شیر گرفته شدن  اصغر چیست

در مناجات ندیدند به کس زُل بزنی

سر  تسبیح کف دست تو  و اکبر  چیست

هضم این مسئله سنگین شده بر ما مددی

آخر این قصه ی غارت شدن معجر چیست

رقص سر نیزه شنیدیم ولی فاش بگو

در بر خواهر تو ، قصه ی  رقص سر  چیست

چند روزیست که سرگرم رقیه هستی

سر نهادن به روی  دامن این  دختر چیست

تا که آن قاتل  خونخوار  تو مُکنت گیرد

طفل  شیرین دهنت  بعد تو  لکنت  گیرد

 

 

درحرم قحطی آب است خدارحم کند

حال  اطفال   خراب  است   خدا  رحم  کند

آنکه این خیمه به آن خیمه سراسیمه دود

به  گمانم  که    رباب  است  خدا  رحم  کند

هدف این است که بر خاک رسد زانویی

که به زینب چو رکاب است  خدا رحم کند

ز حرم جمع شده  زیور و خلخال ، فقط

دختری مانده که خواب است خدارحم کند

تیغ کز  عهده ی  حلقوم تو بر می آمد

چه  نیازی  به   طناب   است  خدا رحم کند

به همان چادر پر وصله و خاکی  سوگند

صحبت   کشف حجاب است  خدا رحم کند

کربلا با همه ی داغ  فقط یک بغض است

گریه اش  بزم شراب  است   خدا رحم کند

با  نقاب  آمده ها دعوی قتلت دارند

وای و صد وای  از  آنانکه ز تو   بیزارند

 

 

 

حیف ازاین شاه که جولانگه شمشیر شود

حیف از  آن سینه که آرامگه  تیر  شود

بخدا  بعد   چهل  مرتبه   خطبه  خواندن

حیف ،  از  آیه ی   تطهیر  که  تکفیر  شود

وضع هر بیشه ی بی شیر به هم می ریزد

بعد  عباس  ،  عدو  گرد  حرم  شیر  شود

رفته  بودی  سر   جسم   پسرت  برگردی

چه کسی   طی  چنین  فاصله ای   پیر شود

به تلظی برسد  ،  کار  تمام است   حسین

نکند      اصغر  تو     کشته ی    تاخیر  شود

آنکه با وعده ی سوغات به طفلش اینجاست

پی  آنست   که  با  طفل  تو     درگیر  شود

تا وجب در وجب این خاک به سهمش برسد

تیغ داند   که چسان  جسم تو   تکثیر  شود

با وجودی که به انگشت تو تنگ است حسین

وه  چه انگشتر دست تو  قشنگ است  حسین

 

 

اُف برآنان که چنین  پشت به مسلک کردند

روز عاشور  تو  بر خویش مبارک  کردند

شه دین گو    به  کدامین غم تو گریه  کنیم

آخر  اینان     به  مسلمانی  تو  شک  کردند

با  زمین خورده ی شرمنده   دگر  لج نکنند

از  چه  عباس  تو  را هم قد کودک کردند

کاش  جد  تو   چنین  بوسه نمی داد تو را

شده ای  شکل  ضریحی که  مشبک کردند

چقدر  آن  سر پاکت  به تنت می آمد

راستی    ارث  نبی را ز چه  منفک  کردند

سهم آن سر که  فقط  تشت نبوده شاید

بهر دردانه ی تو فکر  عروسک کردند

خواستند  نام تو   از دیده ی ما   محو کنند

بیشتر  عشق تو   بر سینه ی ما  حک کردند


ادامه این شعر

✔️ موضوع : مدح و مناجات با امام حسین(ع)، ورود به ماه محرم، شهادت امام حسین(ع)،


تاریخ درج شعر : دوشنبه 1399/05/27 | 03:49 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

ورود به ماه محرم


بر آسمان، هلال محرّم چه دیدنی است!

یک خنجر و دل همه عالم چه دیدنی است!

 

مه در محاق خیمه زده، مهر در شفق

افلاکیان به هیأت ماتم چه دیدنی است!

 

انجم به روضه‌خوانی عیّوق تشنه‌اند

زهره شده است مشتری غم، چه دیدنی است!

 

چون نوح، هود و صالح و آدم به نوحه‌اند

این حلقه را نگینی خاتم چه دیدنی است!

 

در سیل اشک، یونس و یوسف به موج آه

این قعر چاه و آن به دل یم چه دیدنی است!

 

شور نوای موسی عمران شنیدنی

شال عزای عیسی مریم چه دیدنی است!

 

سرخ است دیدگان سیاه و سفید خلق

یک‌رنگی سلاله‌ی آدم چه دیدنی است!

 

با #محتشم، بیا و بخوان شعر #مقبلش

«باز این چه شورش است‌» به عالم؟ چه دیدنی است!!

 

ذی‌حجّه شد تمام و نشد حجّ وی تمام

اتمام حجّ او به محرّم چه دیدنی است!!

 

میدان جنگ، مروه‌؛ خیام حرم، صفا

خود کعبه و شریعه چو زمزم چه دیدنی است!!

 

بر جنّت رضایت او دست یافت حُرّ

بگْذشتن از بهشت و جهنّم چه دیدنی است!!




✔️ موضوع : ورود به ماه محرم،


تاریخ درج شعر : دوشنبه 1399/05/27 | 03:48 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام حسین(ع)-مناجات محرمی


باز آمد بوی ماه مهر اما با حسین

میرسد از عِلم آموزان نوای یاحسین

 

عِلم آن عِلم است تا ما را حسینی تر کند

عشق آن عشق است که ما را رساند تا حسین

 

عمر را در باتلاق معصیت طی کرده ایم

ما بدی کردیم در حق حسین اما حسین...

 

مثل حر ما را خرید و مثل حر آزاد کرد

جان به قربانش که هم دنیا و هم عقبا حسین....

 

دستگیری میکند از مردم بی دست و پا

کیست در عالم به این لطف و کرم الّا حسین

 

با کلامی میدمد در قلب هر دل مرده جان

با نگاهی میکند هر قطره را دریا حسین

 

نام او را با ادب، با احترام آور به لب

روضه خواند فاطمه با ناله های "واحسین"

 

یاور دین خدا و نور چشمان رسول

مانده در دشت بلا بی یاور و تنها حسین

 

گوش جان بگشا به "هل من ناصر"ش آری هنوز

یاری دین را تقاضا میکند از ما حسین

 

تا علیِ اصغرش را بر فراز دست برد

نقش بر تاریخ زد مظلومی خود را حسین

 

سرخی صبح ازل را بُرد تا شام ابد

با نثار خون خود در ظهر عاشورا حسین




✔️ موضوع : مدح و مناجات با امام حسین(ع)، ورود به ماه محرم،


تاریخ درج شعر : دوشنبه 1399/05/27 | 03:32 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

پیشواز محرم-ویروس کرونا


بلا نازل شد و هیئت نشد برپا، ببخش آقا

ندانستیم عمری قدر نعمت را، ببخش آقا

 

کنار هم چه راحت گریه میکردیم در روضه

چه راحت برد ما را با خودش دنیا، ببخش آقا

 

تمام کوچه مشکی پوش میشد! سخت دلتنگیم

برای تکیه ها و آن سیاهی ها، ببخش آقا-

 

خرابش کرده ایم و تو بزرگی کن درستش کن

درستش کن! به جان مادرت زهرا(س)، ببخش آقا

 

تمامِ آنچه را داریم در یک آن! بگیر از ما

فقط بزم عزایت را نگیر از ما، ببخش آقا

 

محرّم پیشِ رو داریم و برگ نوکریمان را

بیا و رد نکن لطفا بزن امضا، ببخش آقا

 

به غیر از هیئتت جایی نداریم و نگاهی کن

به غیر از روضه ات رفتیم اگر هر جا، ببخش آقا!




✔️ موضوع : ورود به ماه محرم،


تاریخ درج شعر : یکشنبه 1399/05/26 | 02:13 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

ورود به ماه محرم


اگه سرده اگه تاریکه دنیا

نمی ترسیم آخه مهتاب داریم

خدارو شکر بی صاحب نموندیم

خدارو شکر که ارباب داریم

 

درسته نوکر خوبی نبودیم

ولی خوب جایی نوکر بودیم ای دل!

صدامون می زده ارباب هرروز

یه روزایی ولی کر بودیم ای دل!!

 

یه ساله از سر دلتنگی و درد

شبامون توی بزم روضه سر شد

خدارو شکر امسالم نمردیم

محرم شد چشامون باز، تر شد

 

بهار عاشقیمونه محرم

بهار اشک و فصل روضه خونی

با این سینه زدن دل پاک میشه

بهاره، موقع خونه تکونی

 

دوباره پرچم مشکی خریدیم

دلامون روشنه با این سیاهی

با این پیراهن و این شال مشکی

سیاهی لشکرت باشیم الهی

 

رفیقا قدر امشب رو بدونید

شاید فردا شبو دیگه نبینیم

شاید این آخرین ساله که داریم

کنار هم توی روضه میشینیم

 

رفیقامونو حتما یادتونه

رفیقایی که باهم گریه کردیم

کی میدونه؟ شاید هم مثل اونا

ما سال دیگه زیر خاک سردیم

 

میون این همه غوغای دنیا

قرار ما توو های و هوی روضه س

شهیدا اینو فهموندن به ما که

توو عالم هرچی خیره توی روضه س

 

دلی که توی روضه سوخت، پاکه

دلی که پاک شد جای حسینه

چی میشه وقت جون دادن ببینیم

سر ماهم روی پای حسینه ...




✔️ موضوع : ورود به ماه محرم،


تاریخ درج شعر : یکشنبه 1399/05/26 | 02:10 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امیرالمومنین(ع)-مدح


علما موقع تدریس علی میگویند

زحل و زهره و بِرجیس علی میگویند

صالح ویوشع وجرجیس علی میگویند

تا نخ و سوزن ادریس علی میگویند

 

دائم از هر طرف عرش خبر می شنوم

«ها علیٌ بشرٌ کیف بشر» می شنوم

 

یوسف از دست زلیخا به علی برد پناه

نوح با دیدن دریا به علی برد پناه

هر نفس حضرت عیسی به علی برد پناه

دل در سوخت و زهرا به علی برد پناه

 

هیچ کس در طلب میکده سر در گم نیست

به خدا میکده ای غیر علی در خم نیست

 

«عین»تو هست به معنای عُلو درجات

«لام»تو هست همان لام سلام وصلوات

«یاء» تو یاء حسین است که بین دو صلات

میکشاند دل غمگین مرا سمت فرات

 

سند غربت تو خون حسین است علی

راز حقانیتت در ثقلین است علی

 

زخم شمشیر غمت بر سر عالم خورده

وای بر آنکه دلش را به علی نسپرده

متواری شده از وحشت و در دم مرده

هر که از تیغ دو دم جان به سلامت برده

 

هر که از شیوه ی جنگاوری ات شد آگاه

گفت:«لا حول ولا قوة الا بالله»

 

در کویری که به دریای کرم نزدیک است

عاشقت هستم وقلبم به حرم نزدیک است

نجف اینجاست!فقط چند قدم...نزدیک است

کفر وایمان من امروز به هم نزدیک است

 

در مقامت دهنم بسته بماند بهتر

عشق آهسته وپیوسته بماند بهتر

 

نخل ها اشک تو را زیر نظر داشته اند

رودها از جریان تو خبر داشته اند

بادها پرده ز اسرار تو برداشته اند

خاکها چشم به دستان پدر داشته اند

 

ابرها با کرمت مایه ی رحمت شده اند

فقرا در حرمت صاحب مُکنت شده اند

 

شمّه ای هست ز اوصاف تو حیدر بودن

لافتایی شدن وساقی کوثر بودن

فاتح یه تنه ی قلعه ی خیبر بودن

با پیمبر همه ی عمر برادر بودن

 

نفست عطر نفسهای محمد دارد

بردن نام تو شیرینی بی حد دارد

 

گذر ماه به تاریکی چاه افتاده

باز از اشک غمت چشمه به راه افتاده

منکر تو که به این روز سیاه افتاده

در نماز شب خود هم به گناه افتاده

 

زندگی بی علی اصلا چه صفایی دارد

«مطرب عشق عجب ساز ونوایی دارد»

 

نیست بودیم ولی در حرمت هست شدیم

متفرق شده بودیم که یکدست شدیم

عاشق هر که به یاران تو پیوست شدیم

تا زپیمانه ی«اکملت لکم» مست شدیم

 

عطر«اتممت علیکم» همه جا را پر کرد

نان بد گوی بد اندیش تو را آجر کرد

 

اولین مرحله ی عشق پریشان شدن است

اجر همراهی تو بوذر و سلمان شدن است

صاحب دائمی ملک سلیمان شدن است

زاهد شهر که در فکر مسلمان شدن است

 

در شب قدر به آوای جلی میگوید

بعلیٍ بعلیٍ بعلی میگوید

 

خواب دیدم که کسی گفت چنین شعر بخوان

بادل سوخته آرام وحزین شعر بخوان

به نمایندگی از اهل زمین شعر بخوان

بر همین پله ی اول بنشین شعر بخوان

 

چه قشنگ است شبی غرق تماشا بودن!

«شهریار» غزل حضرت مولا بودن




✔️ موضوع : مدح و مناجات با امام علی(ع)،


تاریخ درج شعر : جمعه 1399/05/17 | 05:42 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امیرالمومنین(ع)-عید غدیر


تقدیر عالم داشت با حیدر رقم می خورد

جام شراب اُمّت و مولا به هم می خورد

 

جام شرابی داشت در دستش علی آن روز

شیعه نمی شد هر که از آن باده کم می خورد!

 

در بیعتِ بیعت شکن ها هیچ خیری نیست

در بیعتِ فردی که در ظاهر قسم می خورد

 

هر کس که مِهر غیرِ حیدر در دلش می رفت

از لیست دلداده ها نامش قلم می خورد

 

ایرانیان با عشق بیعت با علی کردند

اصلا پیمبر هم قسم روی عجم می خورد!

 

حالا که با اذن علی شاعر شدم،ای کاش

شعرم گره با شعرهای محتشم می خورد

 

بالاتر از دست علی دستی نبود آنروز

تقدیر عالم داشت با حیدر رقم می خورد




✔️ موضوع : عید غدیر،


تاریخ درج شعر : جمعه 1399/05/17 | 05:41 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امیرالمومنین(ع)-عید غدیر


بر زلف یار تا که گره خورد کار ما

ما را خرید احمد عالی تبار ما

پس رفت بر جهاز شتر شهریار ما

سنجید با ولایت حیدر عیار ما

 

ذی الحجه شد به یُمن ولایت بهار ما

 

می گفت مصطفی سخن از جانب خداست

بعد از من این علی به جهان شاه و مقتداست

هرکس جدا شود ز علی از خدا جداست

هان! گوش کن کلام محمد چه آشناست

 

یادآوری عهد الست و قرار ما

 

در گفتن پیام خدا اهتمام کرد

پس پیروی ز غیر علی را حرام کرد

تا روز حشر بر همه حجت تمام کرد

عالم به احترام محمد قیام کرد

 

راضی شد از حبیب خودش کردگار ما

 

دست خدا و بانی ایجاد، مرتضی

بر انبیا مربی و استاد، مرتضی

تنها خوشی این دل ناشاد، مرتضی

چون وعده ی "یمت یرنی" داد مرتضی

 

با شوق مرگ می گذرد روزگار ما

 

آن سروری که یکه یل کارزار بود

هرشب برای جمع یتیمان قرار بود

لطفش به جن و انس و ملک بیشمار بود

نعلین شاه هر دو جهان وصله دار بود

 

عالم فدای وصله ی نعلین یار ما

 

از صحن او که هم دل و هم اختیار برد

زائر برای سرمه ی چشمش غبار برد

با یک امید آمده بود و هزار برد

هر کس ز خانه ی پدری یادگاربرد

 

انگشتری "دُر نجف" یادگار ما

 

ریزه خوران اشرف اولاد آدمیم

هرجا رویم تحت عنایات پرچمیم

مدیون روضه ایم، اگر شاد با غمیم

بعد از غدیر چشم به راه محرمیم

 

گریه برای خون خدا اعتبار ما

 

روح عبادت از تن کعبه جدا شده

رفته حسین و سعی و صفا بی صفا شده

خون خدا مسافر دشت بلا شده

با اهل بیت راهی کرب و بلا شده

 

برده ست فکر غارت خیمه قرار ما




✔️ موضوع : عید غدیر،


تاریخ درج شعر : جمعه 1399/05/17 | 05:40 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امیرالمومنین(ع)-عید غدیر


بر روی جهاز، به نبی(ص) ملحق شد

بر مُلک وجود، والیِ مطلق شد

در هجده ذی الحجه به دستور خدا

الحق که علی(ع) خلیفۂ برحق شد!




✔️ موضوع : عید غدیر،


تاریخ درج شعر : جمعه 1399/05/17 | 05:36 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امیرالمومنین(ع)-عید غدیر


اگرچه رتبه‌ی او در غدیر معنا شد

ولی حقیقتِ این مرد دیر معنا شد

 

قسم به معنیِ آیاتِ "هَلْ أَتى" با او

همیشه حقِ یتیم و اسیر معنا شد

 

همین که دستِ علی در غدیر بالا رفت

برای بارِ نخستین "امیر" معنا شد

 

کسی مطابقِ هارون برای موسی بود

برای حضرتِ طه وزیر معنا شد

 

کسی که وقتِ رکوعِ نماز می‌بخشد

فقط به دستِ علی دستگیر معنا شد

 

همان علی که ابرمردِ فتحِ خیبر بود

همان که وقت نبردش "دلیر" معنا شد

 

کتابِ فضلِ علی قرنها نوشته شده

ولی حقیقتِ این مرد دیر معنا شد

 




✔️ موضوع : عید غدیر،


تاریخ درج شعر : جمعه 1399/05/17 | 05:36 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امیرالمومنین(ع)-مدح  

 

می گذرد روز و شب ، زندگی ام با علی

بنده‌ی یا هو شدم ، بنده‌ی مولا علی

عرش خدا كرده است ، شهر نجف را علی

فاضل و افضل علی ، عالی و اعلی علی

 

جان علی فاطمه ،  هستی زهرا علی‌

 

بنده‌ی بنده نواز ، خاكی بالا نشین

وصله ی نعلین او ، نقطه‌ی ثقلِ زمین

مالک روز جزا ، حاكم فی یوم دین

موقع طوفان كه شد ، گفت خدا اینچنین..

 

نوح ! پریشان نباش ، زود بگو یا علی

 

ای دل اگرعاشقی، درپی دلدارباش

پشت درِ خانه‌ی، حیدرکرار باش

جان بده پای علی، میثم تمار باش

خسته نشو در بزن، عاشق این کار باش

 

دل بکن و دل ببر،  از همه الا علی

 

دست گدا خالی و ، دست كریمان طلاست

بر سر خوان علی ، روزی مهمان طلاست

در نجف مرتضی ، قطره‌ی باران طلاست

شكر خدا بر سرم ، سایه ی ایوانْ طلاست

 

 عزت امروز علی ، عزت فردا علی

 

ساقی كوثر علی ، نَفْسِ پیمبر علی

زینت منبر علی ، فاتح خیبر علی

از همه بهتر علی ، ظاهر و مظهر علی

یا علی حیدر علی ، یا علی حیدر علی

 

شیعه ی حیدر بگو ، یكصد و ده تا علی

 

چشم علی روشن است ، تا قمرش فاطمه است

شكر خدا می‌كند ، دور و برش فاطمه است

پشت نكرده به جنگ ، پشت سرش فاطمه است

كِیْ به زمین می خورد ، تا سپرش فاطمه است

 

فاطمه وقتی كه رفت ، شد تك و تنها علی

 

 




✔️ موضوع : مدح و مناجات با امام علی(ع)،


تاریخ درج شعر : جمعه 1399/05/17 | 05:34 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امیرالمومنین(ع)-مدح  

 

توان بخشیده ذکرت هر مریض ناتوان را هم

زبان درد دل دادی زبان بی زبان را هم

 

گواهی داده رد الشمس تکوین است در مشتت

برای چهار رکعت میزنی برهم زمان را هم

 

برایت سوختم خاکستر من آبرویم شد

به زیر دین خود آورده ام آتش فشان راهم

 

ضرر اینست که در پای عشقت بی ضرر باشم

سراسر سود خالص کرده ای حتی زیان را هم

 

برای ایلیا انجیل افتادست بر سجده

چگونه بنده خود کرده ای نصرانیان را هم

 

من از سلمان سیصد ساله فهمیدم جوانی را

که پیر عشق میسازد ولایت هر جوان را هم

 

عجب خیریه ای داری به روی شانه ات مولا

شریک کار خیرت کرده ای خرما و نان را هم

 

موذن بی علی تکبیر نه.تکفیر میگوید

همیشه نام تو توحید می‌بخشد اذان را هم

 

نجف آمد به میدان کعبه هم مایل بسویش شد

نشانی داده ای با قبه ات سنگ نشان را هم

 

تو دستت بر سر هرکس که آمد سقف امنی شد

به سلطانی رساندی قنبر بی خانمان راهم

 

صبوری پای صبرت زانوی شاگردی اش را زد

گلویت نرم کرده از خجالت استخوان را هم

 

همینکه رفت زهرا زود پیرت کرد هجرانش

به سوگ این خزان آورده ای عمری خزان را هم

 

 

 

 




✔️ موضوع : مدح و مناجات با امام علی(ع)،


تاریخ درج شعر : جمعه 1399/05/17 | 05:32 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امیرالمومنین(ع)-مدح  

 

دنیا چو علی؛ شاهِ نجف، شاه ندارد

زیباییِ او را به خدا، ماه ندارد

 

گفتم به قلم شمّه‌ای از فضلِ علی گو

گفتا: سوی او عقلِ بشر راه ندارد

 

ای شعر! بدان وصفِ علی کارِ کمی نیست

او غیرِ خدا، شاعر و مداح ندارد

 

هرکس که شود، مستِ تمنای نگاهش

دیگر خبر از شام و سحرگاه ندارد

 

گفتند: دراز است سرِ رشته‌ی این عشق

پس رشته‌ی حبّش، سرِ کوتاه ندارد

 

در سینه‌ی این مرد، چه داغی‌ست، خدایا!

هم‌ناله و هم‌راز، به جز چاه، ندارد

 

 

 




✔️ موضوع : مدح و مناجات با امام علی(ع)،


تاریخ درج شعر : جمعه 1399/05/17 | 05:27 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امیرالمومنین(ع)-مدح

 

خدا می‌خواست بنویسد که بسم الله یعنی چه!

صراط المستقیمش چیست آیا؟ راه یعنی چه؟

بفهماند به مهر و ماه اصلا ماه یعنی چه!

به شاهان جهان گوید مراد از شاه یعنی چه؟

 

 

خدا از خود نوشت و در دلش منظور دیگر بود

که وجه الله و عین الله و بسم الله حیدر بود

 

 

خدا می‌خواست در خلقت علی نقش آفرین باشد

علی یک نسخه از ذات خودش روی زمین باشد

خدا می‌خواست از اول که تا آخر چنین باشد

فقط حیدر فقط حیدر امیرالمومنین باشد

 

 

از اول تا همان آخر همین را گفت پیغمبر

امیر اصلا به جز حیدر ندارد معنی دیگر

 

 

خدا با خلق حیدر جلوه‌ی خود را نشان داده

پس از آن یاعلی گفته به آدم روح و جان داده

طنین یا علی‌هایش عوالم را تکان داده

علی گفته‌است و آرامش به جان این جهان داده

 

 

به آدم گفت برخیزد ز جایش یاعلی گوید

و یادش داد هر شب در دعایش یاعلی گوید

 

 

علی را حاکم ملک سلیمانی خود کرده

دلش را مخزن اسرار پنهانی خود کرده

نجف را تکیه‌گاه عرش رحمانی خود کرده

و این ایوان طلا را وقف مهمانی خود کرده

 

 

هر آن‌کس که نجف رفته‌است مهمان خداوند است

بپرس از من دلیلش را: علی جان خداوند است

 

 

علی دروازه‌ی علم نبی، دروازه‌ی قرآن

علی راز همان اعجاز بی‌اندازه‌ی قرآن

علی متن کلام‌الله در شیرازه‌ی قرآن

کلامش مو نمی‌زد با کلام تازه‌ی قرآن

 

 

من از نهج‌البلاغه شرح قرآن را درآوردم

از ارکان نمازش روح ایمان را درآوردم

 

 

علی معمار این جان و علی معیار ایمان و

علی سالار انسان و علی سردار میدان و

علی اذکار عرفان و علی اسرار قرآن و

علی انوار تابان و علی تکرار یزدان و ...

 

 

همه این‌ها علی هست و علی تنها همین‌ها نیست

علی اندازه‌ی فهم زمان‌ها و زمین‌ها نیست

 

 

خدا از اول ایجاد تا حالا علی گفته

فقط در وصف حیدر "لا فتی الا علی" گفته

"سلونی" را در این عالم فقط مولا علی گفته

ببین هفتاد دفعه دشمنش "لولا علی..." گفته

 

 

دریغا! دشمنانش مرتضی را درک می‌کردند

ولی یاران به هر هنگامه او را ترک می‌کردند

 

 

اگر حیدر به یک سو رفت و عالم سوی دیگر رفت

نجات از آنِ آن فردی است که دنبال حیدر رفت

سعادت‌ را هرآنکس خواست با پا نه که با سر رفت

از آن راهی که سلمان رفت و مالک رفت و قنبر رفت

 

 

صراط المستقیم است و به جز حیدر صراطی نیست

علی راه نجات است و جز او راه نجاتی نیست

 

 

برای پیکر ایمان، امیرالمومنین سر بود

تماشای جمالش از عبادات پیمبر بود

علی معنای قرآن و علی تفسیر کوثر بود

علی ذکر قنوت هر شب زهرای اطهر بود

 

 

نبود از عشق تعریفی، علی معشوق زهرا بود

علی داند که عشق و عاشقی مخلوق زهرا بود

 

 

کسی که بی علی باشد قیامت کور خواهد بود

رفیق مرتضی در غصه هم مسرور خواهد بود

عذاب از جسم و جان شیعیانش دور خواهد بود

و بدخواه علی پیش خدا منفور خواهد بود

 

 

جهنم چیست غیر از اینکه از حیدر جدا باشم؟

بهشتم چیست؟ این که در پناه مرتضی باشم

 

 

گدای مرتضی مُلک دو عالم را نمی‌خواهد

اسیر عشق حیدر غیر ازین غم را نمی‌خواهد

دلم از دست حیدر حاجت کم را نمی‌خواهد

از او غیر از ولی‌الله اعظم را نمی‌خواهد

 

 

مگو یوسف که بعد از این زلیخا را نمی‌خواهی

میان این‌همه عاشق نگو ما را نمی‌خواهی

 

 

برای ماتمی جز ماتم مولا نمی‌سوزم

مرا آتش بزن جانا که جز اینجا نمی‌سوزم

علی شمع است و من گِردش چنان پروانه می‌سوزم

در این دنیا که می‌سوزم در آن دنیا نمی‌سوزم

 

 

دلی که پر شد از عشق علی آتش نمی‌گیرد

دل پروانه می‌سوزد ولی آتش نمی‌گیرد

 




✔️ موضوع : مدح و مناجات با امام علی(ع)، عید غدیر،


تاریخ درج شعر : جمعه 1399/05/17 | 05:25 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امیرالمومنین(ع)-عید غدیر


غدیرخم ز حیدر منجلی بود

سخن از انتصاب یک ولی بود

مگر ای منکر مولا ندیدی

که روی دست پیغمبر علی بود




✔️ موضوع : عید غدیر،


تاریخ درج شعر : جمعه 1399/05/17 | 05:23 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امیرالمومنین(ع)-مدح

 

تمام عرشیان محو رخ اویند بی تعارف

تمامی سجده گر بر طاق ابرویند بی تعارف

 

همه کروبیان سرمست جام ساقی کوثر

همه لاهوتیان راه علی پویند بی تعارف

 

تمام انبیا را افتخار این بوده و باشد

به مژگان گرد نعلین علی روبند بی تعارف

 

محمد جای خود دارد خدا از شوق او هر دم

به همراه ملائک یا علی گویند بی تعارف

 

تمام کائنات هرروز و شب بهر نشاط خود

گل روی امیر المومنین بویند بی تعارف

 

دلیران،پهلوانان و همه گُردان نام آور

بدون شک غلام قنبر اویند بی تعارف

 

به درگاه خدا ساجد به جبریل امین مرشد

و عالم بنده ی آن خلق نیکویند بی تعارف

 

به مُلک لافتی شاه و به دستش تیغ می رقصد

به ناز شَست او عالم به هو هویند بی تعارف

 

ز لطف و جود و انفاق و عطا و بخشش و احسان

دوصد حاتم گدایان سر کویند بی تعارف

 

عجب نبوَد که پیغمبر و دختش حضرت زهرا

اسیرِ بر سر آن زلف و گیسویند بی تعارف

 

منم بیمار زهرا و علی و یازده نسلش

که آنها بی تعارف اصل دارویند بی تعارف

 

فقط حیدر در این عالم امیرالمومنین باشد

عدو و منکرانش پست و پُررویند بی تعارف

 

به دوشش کیسه ی نان و رطب هر شب به هر سویی

یتیمان عرب او را پدر گویند بی تعارف

 

علی گفتند و دُر سفتند در وصف غدیر خم

امینی ها به کوثر روی خود شویند بی تعارف

 

خداجویان عالم را بگو رندانه در خلوت

خدا را در مناجات علی جویند بی تعارف

 

گهی از لب شکر ریزد سلونی گوید و گاهی

رطب های لبش بر شاخه ها رویند بی تعارف

 

ز انگور ضریح او شراب ناب می نوشند

همان مستان که ساقی را ثنا گویند بی تعارف

 

علی خورشید عالم تاب و ماهی بس جهان آرا

پی نورش همه عالم به هر سویند بی تعارف

 

به دشت شعر آیینی "جواد" امشب به شوق او

دوان این واژه ها هر سو چو آهویند بی تعارف 




✔️ موضوع : مدح و مناجات با امام علی(ع)،


تاریخ درج شعر : جمعه 1399/05/17 | 05:22 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امیرالمومنین(ع)-مدح


تشنه‌کامی که لبِ او رَبَّنا برداشته

آب را از چشمه‌سار مرتضی برداشته

 

از وضوی او حیات جاودانه می چکد

خضر از مَسحِ علی آب بقا برداشته

 

زحمت خَلقِ تشیُّع را خودش گردن گرفت

بار ما را حیدر از دوش خدا برداشته

 

کعبه را بی پرده ی مشکی تصور کرده اند

تا علی از شانه های خود عبا‌ برداشته

 

از زمانی که علی حِین قنوتش اخم کرد

طاق محراب مساجد انحنا برداشته

 

کار دست قابض الارواح داده وقت جنگ

ذوالفقارش را به قصد حمله تا برداشته

 

وصله‌پینه فوت و فنِّ کیمیای حیدر است

بارها فضّه ز نعلینش طلا برداشته

 

روز محشر دست حسرت بر سر خود می زند

هرکه دست از حُبِّ آل مرتضی برداشته

 

آمده که شیعه ی حیدر،شفیعش فاطمه است

این مُسَبب شد که من را هم هوا برداشته

 

می توان بر شکِّ قلبش با یقین خرده گرفت

زائری که در نجف قبله‌نما برداشته؟!

 

در حریمش شاعران سرگرم مضمون یابی اند

جای جای صحن او را محتوا برداشته

 

گنبد و گلدسته را انسان تجسم می کنم...

گوئیا ایوان‌طلا دست دُعا برداشته

 

اذن دیدار پسر را هم پدر امضا کند

در "نجف" زائر براتِ "کربلا" برداشته

 

آن کفن های بهشتی سهم فرزندش نشد

پس برای خود حسینش بوریا برداشته

 




✔️ موضوع : مدح و مناجات با امام علی(ع)،


تاریخ درج شعر : جمعه 1399/05/17 | 05:21 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امیرالمومنین(ع)-مدح


 در آسمان و زمین، خوانِ رحمتش باز است

نگاهِ قدسیِ حیدر، دلیلِ اعجاز است

 

همیشه و همه‌جا "یا علی" بگو، عاشق!

ببین که عشق پس از نام او، در آغاز است

 

بگو "علی" و دهان را چو شهد، شیرین کن!

بگو "علی" و ببین، نامِ او عسل‌ساز است

 

مسیرِ عرشِ الهی‌ست، سرزمینِ نجف

کبوترِ حرمش، بس، بلندپرواز است

 

منم که زل زده‌ام بر شکوهِ این درگاه

ببخش!، عاشقِ نالایقت، نظرباز است!

 

مردّدم حرمِ حیدر است یا کعبه

چقدر صحنِ علی، اشتباه‌انداز است

 

از آن شکوه سرودم، ولی مقامِ علی

برای اهلِ زمین، تا همیشه در راز است

 




✔️ موضوع : مدح و مناجات با امام علی(ع)،


تاریخ درج شعر : جمعه 1399/05/17 | 05:15 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امیرالمومنین(ع)-مدح  


نگاه ناروا کرد و تخطّی هایِ بی حد کرد

بداند هر که طغیان کرد با عصیان؛ به خود بد کرد

نگاهِ بر فضیلت های مولاناعلی(ع) قطعا

گناهِ بیشمارِ چشم ها را پاک خواهد کرد!

 




✔️ موضوع : مدح و مناجات با امام علی(ع)،


تاریخ درج شعر : جمعه 1399/05/17 | 05:13 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امیرالمومنین(ع)-مدح  


بسم علی حضرت رحمان علی

باطن نورانی قرآن علی

نفس علی روح علی جان‌ علی

منکر تو نیست‌ مسلمان علی

 

بنده الله شدم‌ با علی

یا علی یا علی‌و یا علی

 

کیست علی آینه دار خدا

جان‌ نبی بود و نگار خدا

بوده به دستش همه کار خدا

در دل ما هست کنار خدا

 

ای نجفت کعبه دلها علی

یاعلی و یاعلی و یاعلی

 

هرکه نشد خار درت خوار شد

حب تو میزان شد و‌معیار شد

خال لبت کعبه ی سیار شد

شیعه تو اصل و نسب دار شد

 

خورده به قنبر نسب ما علی

یاعلی و یاعلی و یاعلی

 

صدق تویی صادق و اصدق تویی

حیدری و قادر مطلق تویی

فاتح کارزار خندق تویی

حکم رسول است فقط حق تویی

 

پس همه باطلند الا علی

یاعلی و یاعلی و یاعلی

 

گوش بفرمان لبت آفتاب

حب تو ایمان  شد و بغضت عذاب

باتو حساب بدی ام بی حساب

جای نبی در شب هجرت بخواب

 

گفت نبی بین خطرها علی

یاعلی و یاعلی و یاعلی

 

سنگ تو بر سینه زدن دین ما

نوکریت مذهب و آیین ما

سر بزن ای شاه به تدفین‌ ما

کاش بیایی دم تلقین‌ ما

 

زود به دادم برس آنجا علی

یاعلی و یاعلی و یاعلی

 

روی جهاز شتران‌ ماه شو

روشنی آخر این راه شو

کوری آن‌ چند نفر شاه شو

رخ‌بنما و ولی الله شو

 

نیست کسی غیر تو مولا علی

یاعلی و یاعلی و یاعلی

 

آه که هنگام‌ عداوت شد و..

بر ولی الله خیانت شدو..

پشت علی خلوت خلوت شدو..

پشت در خانه قیامت شدو..

 

گفت‌ در آن فاجعه زهرا علی..

یاعلی و یاعلی و یاعلی..

 




✔️ موضوع : مدح و مناجات با امام علی(ع)،


تاریخ درج شعر : جمعه 1399/05/17 | 05:09 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امیرالمومنین(ع)-مدح


با رحمت و لطف خویش درگیرم کن

از باده ی ناب ازلی سیرم کن

یا رب قَسَمَت به نام حیدر دادم

با عشق و محبت علی(ع) پیرم کن




✔️ موضوع : مدح و مناجات با امام علی(ع)،


تاریخ درج شعر : جمعه 1399/05/17 | 05:07 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امیرالمومنین(ع)-عید غدیر


غدیر عید ستم دیده گان دوران هاست

به حق رسیدن حق دار و مزد انسان هاست

غدیر عرش خدا در دل بیابان هاست

قسم به صبح که روشن ترینِ پیمان هاست

غدیر ختم به خیری دین و اسلام است

بدون باورش اسلام بی سرانجام است

 

غدیر آمده تا اینکه راه گم نشود

از آسمان شرف نقش ماه گم نشود

پس از رسول خدا تکیه گاه گم نشود

و تا قیامت حق راه و چاه گم نشود

غدیر مرز حیات نفاق و ایمان است

غدیر ماه ترین اتفاق دوران است

 

غدیر آمده تا پایه های دین باشد

صراط روشن دل های مؤمنین باشد

کلام قاطع وحی است و بالیقین باشد

رسالت نبوی مقصدش همین باشد

بگو نبی خداوند با دلی آگاه

بگو برای همیشه علی ولی الله

 

فروغ چشم جهان است روشنای علی

دمی نفس نکشیدیم بی ولای علی

چکامه ای نسرودیم جز برای علی

بمیرد آن دل اگر نیست خاک پای علی

نوشته بر دل من با حروف لم یزلی

"علی امام من است و منم غلام علی"

 

اذان بدون علی از اساس مردود است

نماز دشمن حیدر گناه آلود است

عبادتی که علی را نداشت نابود است

بگو به منکر او در مسیر نمرود است

ضلالت است نمازی که بی علی برپاست

عبادت است علی یا علی که بر لب ماست

 

جهان جهان شده از فیض نور همسر او

نوشته اند حیا را ز حجب دختر او

منور است زمین از حضور قنبر او

هراس مرگ ندارد حیات نوکر او

"رواق منظر چشم من آشیانه ی اوست"

بگو به کعبه که این عشق خانه، خانه ی اوست

 

خدا غزل نسروده مگر برای علی

سخن نگفته مگر اینکه با صدای علی

چه سینه چاک شده کعبه در هوای علی

به روی شانه ی احمد نشسته پای علی

فقط ولایت حیدر کمال دین گردید

علی امیر سرافراز مؤمنین گردید

 

کسی که یک نفسش را ثواب دنیا بود

کسی که هم نفس بی قرار زهرا بود

کسی که روشنی جان و نفس طاها بود

علی امیر جهان مقتدا و مولا بود

چو ذولفقار که خم گشته از جلال علی

مگر بخواب ببیند کسی زوال علی

 

خدای خالق منان علی علی گوید

به صفحه صفحه ی قرآن علی علی گوید

نبی زمانه ی بحران علی علی گوید

حسین در دل میدان علی علی گوید

قسم به کعبه علی سرپناه عرش خداست

و شانه های نجف تکیه گاه عرش خداست

 

قسم به لقمه ی پاکی که ارثم از پدر است

نجف همیشه برایم ز قبله قبله تر است

جهان بدون نجف آسمان بی قمر است

دلم ز دشمن حیدر همیشه بر حذر است

اگر چه نام علی روح بر تنم داده ست

"فَمن یَمُت یَرَنی"شوق رفتنم داده ست 




✔️ موضوع : عید غدیر،


تاریخ درج شعر : جمعه 1399/05/17 | 05:05 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امیرالمومنین(ع)-مدح


یک ذره از نگاه علی آفتاب شد

انگور بوسه زد به ضریح و شراب شد

مارا ز خاک پای علی آفریده اند

پس با همین حساب علی بوتراب شد

سجاده ی نماز شبش بال جبرئیل

گل بود و اشکهای دو چشمش گلاب شد

هر حاجتی که پیش خداوند برده ام

گفتم خدا به حق علی مستجاب شد

باید غلام قنبر او شد که از ازل

هر کس غلام او شده عالیجناب شد

 

گفتیم یاعلی و شعف آفریده شد

با خنده هاش دُرّ نجف آفریده شد

 

ما در تو دیده ایم صفات امیر را

طی کرده ایم با تو تمام مسیر را

با لطف فاطمه ست به عالم علم نمود

علامه ی امینی اگر الغدیر را

باید اضافه کرد به القابت ای علی

جای امیر ، لفظ امیرِ کبیر را

آنکه سروده تو اسدالله غالبی

تشبیه کرده است به چشم تو شیر را

این جذبه ی نگاه تو مارا گرفته است

یعنی اسیر کرده نگاهت ، اسیر را

 

یا قاهر العدو و یا والی الولی

یا مظهر العجایب و یا مرتضی علی

 

جایی که آب هست تیمم مجاز نیست

وقتی امام هست خلیفه نیاز نیست

سوگند میخورم به تمام مقدسات

بی حُبِّ او نماز شما هم نماز نیست

مبهوتم از زیارت ایوان طلای تو

کعبه گمان کنم نجف است و حجاز نیست

بر سردر بهشت نوشتند یاعلی

یعنی به جز لوای تو در اهتزاز نیست

اصلاً قیام کرده قیامت برای تو

آنجا که غیر حُبّ علی چاره ساز نیست

 

حتما علی کنار خدا ایستاده است

حتما علی بخاطر ما ایستاده است

 

هوهوی ذوالفقار علی اسم اعظم است

حیدر خودش تجلی آیات محکم است

حیدر بشر نبود اگر چه خدا نبود

اما برای بنده خدای مجسم است

آیینه ی تمام نمای خدا علیست

هر چه نوشته اند ز اوصاف او کم است

گفتیم‌ یا علی و شنیدیم فاطمه

زهراست جان حیدر و او جان فاطمه ست

ساقی علی ، پیاله علی ، باده هم علی

امشب بساط مستی ما هم فراهم است

 

با یاعلی ، علی و علی مست میشویم

ما می نخورده ایم ولی مست میشویم

 

حیدر اگر نبود صفایی نداشتیم

شبهای جمعه حال دعایی نداشتیم

بیچاره میشدیم اگر روز اربعین

راه نجف به کرببلایی نداشتیم

پابند صحن حضرت زهرا شدیم که

وابستگی به هیچ کجایی نداشتیم

یادش بخیر جز دم لبیک یاحسین

در کاروان خسته صدایی نداشتیم

دلتنگ لحظه های زیارت که میشویم

ای وای اگر امام رضایی نداشتیم

 

عمریست ما گدای همین خانواده ایم

مدیون بچه های همین خانواده ایم




✔️ موضوع : مدح و مناجات با امام علی(ع)،


تاریخ درج شعر : جمعه 1399/05/17 | 05:03 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امیرالمومنین(ع)-مدح


قسم به حضرت الله ، خالق یکتا

قسم به خالق صحرا و خالق دریا

 

قسم به خالق صبح و قسم به خالق شب

قسم به خالق لوح و قلم ، قسم به خدا

 

قسم به نور و به نام هر آنچه از نور است

قسم به ارض و سماوات و کل ما فیها

 

قسم به نون و قلم ، فجر و تین و والزیتون

قسم به آنکه فرستاده آب و باران را

 

قسم به پاکی دامان انبیا سلف

قسم به حضرت موسی و حضرت عیسی

 

قسم به میم محمد قسم به نون نبی

قسم به نور تجلی جلوه ی طاها

 

که هست روزی عالم به دست شاه نجف

که هست بر همه ی مومنان علی مولا

 

علی خدا که نه اما خدا نماست علی

علی ست آینه دار خدای بی همتا

 

خدا به شکل علی در میان مردم بود

همیشه بوده خدا از رخ علی پیدا

 

خدا به لحن علی با نبی تکلم کرد

در آن میانه ی معراج ، لیله الاسرا

 

علیست آنکه به دوش نبی گرفته مکان

علی ست آنکه غدیر از دمش گرفته بها

 

علی ست آنکه به یمنش گدا ، سلیمان شد

علی ست آنکه بقا می دهد به آب بقا

 

طواف کعبه چه حاصل اگر بدون علیست

علیست کعبه ی کعبه علیست قبله نما

 

علی ست آنکه خدا را به چشم می بیند

علیست محشر محشر به صبح روز جزا

 

به کوری همه ی دشمنان آل الله

بود ز روز ازل پرچم علی بالا

 

هر آنکه حاجت خود از علی طلب کرده

روا شده ست به دستان حضرت زهرا

 

غبار کوی علی باش تا شوی خورشید

غلام کوی علی باش تا شوی آقا




✔️ موضوع : مدح و مناجات با امام علی(ع)،


تاریخ درج شعر : جمعه 1399/05/17 | 05:01 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امیرالمومنین(ع)-عید غدیر


همه ی شوق مصطفی این بود که علی را به اوخدا داده

و چه بهتر از اینکه حضرت حق مرتضی را به مصطفی داده

 

فاش گویم به منکران علی بر پیمبر فقط علیست ولی

با خدا دادگان ستیزه مکن چون خداداده را خداداده

 

مست مست از میِ غدیر خمم مست و مجنون حیدرم چه کنم

ساقی امشب دوباره راهم داد بر کفم ساغر ولا داده

 

گرچه سرمستم و خرابم من بنده ی ساقی و شرابم من

مست نام ابوترابم من حب او سینه را جلا داده

 

با جماعت به روز عید غدیر فاش گفتا رسول حی قدیر

بعد من بر شما علیست امیر امر بلّغ خدا مرا داده

 

امر فرمود چون که پیغمبر ساختند از جهاز ها منبر

گرد منبر جماعت حجاج مات از اینکه رخ چه ها داده

 

پله در پله احمد مختار دست در دست حیدر کرار

زد قدم بر فراز منبر عشق عشق را مصطفی صلا داده

 

خطبه آغاز کرد ختم رسل غنچه ی لب گشود حضرت گل

همه پروانه وار گرد نبی گوش بر خطبه اش فرا داده

 

بعد حمد و ثنای حی ودود آن ابوالقاسم احمد محمود

داد بر جمع انبیاء درود بر خلایق چنین ندا داده

 

که منم مصطفی رسول امین عترت من و این کتاب مبین

بر شما یادگار می ماند این دو قلب مرا صفا داده

 

چشم ها بر فراز ماذنه بود خیره بر دست پور آمنه بود

در کفش دست پور بنت اسد دست در دست مرتضی داده

 

تا که دست نبی به بالا رفت سر دستش چو دست مولا رفت

این ندا تا به عرش اعلا رفت که نبی دل به دلربا داده

 

هرکسی را که مصطفی مولاست بعد او مرتضی علی مولاست

غیر از این ره هر آنکه پیماید پای خود بر ره خطا داده

 

این علی یکه تاز و شیر عرب پور بنت اسد خدای ادب

صاحب ذوالفقار و شاه کبار او که عزت به ما سوی داده

 

و ابر مرد روزگار علیست صاحب تیغ ذوالفقار علیست

چه کسی را خدا به جز حیدر لقب شاه لافتی داده

 

گره هر جا که خورد در کارم شکر کردم که من علی دارم

شکر لله خدا ید اله را پنجه های گره گشا داده

 

اولین کس که یار احمد شد مست میخانه ی محمد شد

مرتضی بود او که یوم الدّار یاریم نزد اقربا داده

 

در شب لیله المبیت که بود که به بستر به جای احمد بود

جان به کف خفت بهر یاری من دین حق را علی بقا داده

 

گرد شمع نبی چو پروانه چرخ میزد علی چه جانانه

با نود زخم علی به جنگ احد بال و پر گرد شمع ما داده

 

یاد آرید غزوه ی خندق آن دمی را که شیر حضرت حق

چون به غرش درآمد از دم تیغ هیبت کفر بر فنا داده

 

کند از جای خود چنان حیدر در ز دیوار قلعه ی خیبر

یک تنه فاتحانه خنده ی شوق بر لب ختم الانبیا

 

بر سر دوش حضرت خاتم تا ید الله پا نهاد صنم

گفت جایی که جای دست خداست پا ید الله از چه جا داده

 

قل هو الله بی عدد می گفت دائما ذکر یا صمد می گفت

زیر لب یا علی مدد می گفت بر تن بت چه لرزه ها داده

 

بر یتیم و فقیر و هم به اسیر در سه شب داد نان و کِی شد سیر

و خداوند در مقام علی شان او را به هل اتی داده

 

آیه ها شد به شان او نازل هل اتی نازل انّما نازل

حضرت حق به پاس بخشش او بر سرش تاج انّما داده

 

حضرت حق به سر نهادم تاج و مرا حق چو برد در معراج

دیدم آنجا علی که جان من است تکیه بر عزش کبریا داده

 

شد قبول ارچه توبه آدم داد علی را قسم به رب هر دم

ذکر یا عالی و به حق علی حق چه توفیق بر دعا داده

 

و به امر خدای حیّ جلیل شد گلستان علی به نارِ خلیل

در ثنایش بخواند جبرائیل که مدد بر خلیل ما داده

 

بر تن خستگان علی روح است ناخدایی به کشتی نوح است

وقت طوفان نجات کشتی را علی از ورطه ی بلا داده

 

از دمش زنده صد مسیحا شد این هم از معجزات عیسی شد

مرده را زنده کور را بینا که علی هر دو را شفا داده

 

ید بیضای موسی است علی نیل را می شکاف دست علی

تا که از اژدها نترسد او دست موسی علی عصا داده

 

در عدالت امیر کامل اوست به خداوند شاه عادل اوست

شاه عالم نگین شاهی را بر سلیمان و بر گدا داده

 

نغمه زد لا اله الا هو خواند ناد علی خدا بر او

وانگهی مظهر العجایب شد این چنین اش خدا بها داده

 

بعدِ فرموده ی رسول الله با نوای علی ولی الله

جملگی گرد خُم به بیعت او مرد و زن یا علی فرا داده

 

وحی آمد که ای رسول امروز دینتان کامل است و شادان باش

همه ی شوق مصطفی این بود که علی را به او خدا داده




✔️ موضوع : عید غدیر،


تاریخ درج شعر : جمعه 1399/05/17 | 04:57 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امیرالمومنین(ع)-عید غدیر

 

آخرین حج است و در تابند دلها در تولا و تبرا

حاجیان در قلبِ صحرا آب اندک در عوض طوفانِ گرما

چهره‌ها خیس از عرق‌ها  مانده در سینه نفس‌ها

میرسد بانگِ جرس‌ها ناقه‌ها بر رَملهایِ بی قراری مثل سِیلی با جهاز عشق ، جاری روی شنها

 

آخرین حج است و برمیگردد از حج یک بیابان از خلایق

لیک پیغمبر در آشوبِ دقائق

یک طرف یک خیل عاشق

یک طرف جمعی منافق

یک طرف آئینه‌ی حق

یک طرف آئینه‌ی دق

بازهم مثل همیشه پشت او قرآن ناطق

در میان اینهمه در سینه دارد رازهای بی شماری از حقایق

 

 

آخرین حج است و می‌بیند ثمر داده‌ست رنجی که کشیده

سالها در سالها از دستِ جهل مردمانِ سرزمینِ خود چشیده

محنتِ شعبِ ابی طالب به جانِ خود خریده

کوچه کوچه سنگ خورده شهرها و شهرها هِی زخم دیده

هرچه می‌شد او شنیده زخمِ پیشانی و دندانِ شکسته بیش از هشتاد غزوه بار بسته

 لیک از اینها گرانتر سخت‌تر از هرچه دیده سخت‌تر حتی زِ فهم بت پرستان دیدن جهلی عمیق از مردمان جاهلستان و نفاقِ هم قطاران است اما در دل او نور فرقان است بر لبهاش قرآن است

 

آخرین حج است و بعد از اینهمه انبوه غم

ظلم و ستم درد و اِلَم ناگاه وحی آمد

دوباره وحی در یک آیه‌ی کوتاه آمد

کِای رسولِ برگزیده نور دیده هرچه کردی هرچه کردی هرچه دیدی

سالها در سالها اما همه هیچ است هیچ است!

هرچه رفتی آنچه گفتی آنچه خواندی و نشاندی

گوئیا ناگفته‌ای ناخوانده‌ای ناورده‌ای هیچ‌است هیچ است آن

مگر امروز اینک در همین منزل رسانی جاودانی این پیام آسمانی:

 

آی بَلِّغ یا نَبی ما اُنزِلَ مِن رَبکَ امروز امت را

که ما بَلَغتَ ما بَلَغتَ ما بَلَغتَ سرانجام رسالت را

 

 

آخرین حج است و در گرمای طاقت سوزِ عالم سوز

در قلب کویری سخت پای برکه‌ای خوشبخت اینگونه او فرمود :

هرکس پیش رو رفته است برگردد و هرکس پشت سر مانده است میمانیم تا آید و در پیش نگاه دوستدارانش محمد(ص)

 

از شتر پایین که آمد تا سه روز اُطراق کرد

حرف رفتن گفت و بازی با دل عشاق کرد

 

آخرین حج است اما اولین عید من است

بعد از این شکرِ خدا تکلیفِ عالم روشن است....

 

 

*« این روایت از تمامی بزرگان آمده

مستند ، واژه به واژه ست و  فراوان آمده

 

عالمانِ اهل سنت با تواتر گفته‌اند

با تجاهل یاکه حتی با تفاخر گفته‌اند

 

فخر رازی اسقلانی ابن ماجه بن کثیر

ابن عبدُالبِّر بخاری مسلم و ابن جریر

 

ابن جوزی ابن شاهین و زهبی شافعی

تَرمزی و ابن حنبل جَزَری و نافعی

 

آنقدر نام است آید میشود خود یک کتاب

گفته‌اند از خطبه‌ی پیغمبر ختمی مآب»

 

 رفت بر روی جهاز و گفت با اهل حجاز

گفت با اهل حقیقت گفت با اهل مجاز

 

بعد حمد و بعد تسبیح خدایش دم گرفت

دست حق را بین مشتش دست حق محکم گرفت

 

 گفت: حق فرمود بعد از من تمام دین علیست

این علی و این علی و این علی و این علیست

 

آی مردم با پیمبر با خدا بیعت کنید

یک به یک با دست من با مرتضی بیعت کنید

 

دست او را برد بالا دست را بالا کشید

پیش آن سیلِ تماشا دست را بالا کشید

 

آنقدر بالا که حضرت با خدایش دست داد

پیش از هرکس خدا با مرتضایش دست داد

 

اَشهدُ اَنَّ امیرالمومنین تنها علی

اَشهدُ اَن لا امیرالمومنین الّا علی

 

 کربلا هم آخرین حج بود و تنها مانده بود

حاجیان در خاک و خون بودند اما مانده بود

 

یک نفر جا مانده بود

تشنگی بود و خجل از طفل بابا مانده بود

روی دست خود علی را برد بالا برد بالا

آه بابا آه بابا

 

آخرین بار است دستِ غم به زانو میزند

 

اولین بار است اما حرف مُنّوا میزند

 

اولین بار است مردی اینچنین رو میزند....

 

 *تحقیق این موضوع در کتاب الغدیر علامه امینی و کتب علامه سید مرتضی عسکری به تفصیل آمده

 




✔️ موضوع : عید غدیر،


تاریخ درج شعر : جمعه 1399/05/17 | 04:52 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات
تعداد کل صحن ها : 565 :: ... 8 9 10 11 12 13 14 ...
لطفا از دیگر صحن های حسینیه نیز دیدن فرمایید
.: پایگاه تخصصی مدح و مرثیه حسینیه:.
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Mobile Traffic | سایت سوالات