بسم‌الله الرحمن الرحیم


قابل توجه زائرین گرامی، همزمان با ثبت اشعار در پایگاه حسینیه، کانالهای اجتماعی "حسینیه"  نیز به روز خواهد شد.

لینک کانال های تلگرام ، ایتا و سروش  hosenih@  

و

لینک صفحه اینستاگرام payegahe_hoseinieh@ 


https://telegram.me/hosenih

https://www.instagram.com/payegahe_hoseinieh/


لطفا در معرفی صفحات اجتماعی پایگاه "حسینیه" ، همکاری نمایید.




موضوع: کانال تلگرامی و صفحه اینستاگرام "حسینیه"،  اطلاعیه و اخبار حسینیه، 
 

تاریخ درج شعر : جمعه 1397/09/9 | 08:15 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت زینب(س)-در مسیر كوفه و شام


ای کاش ماجرای بیابان دروغ بود

این حرف های مرثیه خوانان دروغ بود!

ای کاش این روایت پرغم سند نداشت

بر نیزه ها نشاندن قرآن دروغ بود

ای کاش گرگ تاخته بر یوسف حجاز

مانند گرگ  قصه کنعان دروغ بود!

حیف از شکوفه ها و دریغ از بهار...کاش

برجان باغ داغ زمستان دروغ بود...




موضوع: در مسیر کوفه و شام، 
 

تاریخ درج شعر : پنجشنبه 1398/07/4 | 05:36 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت زینب(س)-مدح و مصائب


ای پیام آور خون شهدا یا زینب

با پیامت همه جا کرب و بلا یا زینب

 

ای نماز شب تو برده دل از چار امام

ای همه فاطمه هنگام دعا یا زینب

 

خطبۀ تو، سخن خون خدا بر سر نی

یک پیام است ولی با دو صدا یا زینب

 

چه بیارم چه بگویم چه بخوانم به ثنات

که خدا زینت اَب خوانده تو را یا زینب

 

اگر از اشک شود ملک جهان دریائی

نشود حق تو یک قطره ادا یا زینب

 

تا قیامت همه مردان جهان می گیرند

از تو درس شرف و صبر و رضا یا زینب

 

گوهر اشک تو و خون حسین ابن علی

هر دو بخشید به اسلام بقا یا زینب

 

سر آن سرّ خدا گرچه جدا از تن شد

نگهش از تو نگردید جدا یا زینب

 

از قفا چشم تو در مقتل و پیش نگهت

شد جدا رأس حسینت ز قفا یا زینب

 

از تو زیبنده بود ذکر تقبّل منّا

بر سر نعش امام شهدا یا زینب

 

مظهر صبر خدا خواست دهد جان از دست

تو شدی از دل او عقده گشا یا زینب

 

سعی تو با سر خونین برادر رفتن

مروه گودال و صفا طشت طلا یا زینب

 

در دل محمل خود چون دل خورشید بسوز

که هلالت شده انگشت نما یا زینب

 

خطبه هایت همه یادآور زهرای بتول

سخنانت چو علی روح فزا یا زینب

 

پور مرجانه به تو خنده زد و گفت: گرفت

قلبم از قتل حسین تو شفا یا زینب

 

آن ستم پیشه پی پاسخ دندان شکنت

شادی اش گشت مبدّل به عزا یا زینب

 

دختر وحی کجا كوچه و بازار کجا؟

آیت نور کجا شام کجا یا زینب

 

از تو زیبد که بکوبی به دهان دشمن

مشت، با غرّش "یابن الطلّقا" یا زینب

 

پیش چشم تو به لب های عزیز زهرا

به خدا، چوب زدن نیست روا یا زینب

 

جز تو کی خوانده نماز شب خود بنشسته

دل شب گوشۀ ویرانه سرا یا زینب

 

ماه روی تو چو از جور فلک نیلی شد

روی خورشید نشد تیره چرا یا زینب

 

خصم بر اشک تو خندید ولی بر سرِ نی

گریه کردند برایت شهدا یا زینب...




موضوع: حضرت زینب كبری(س)، 
 

تاریخ درج شعر : پنجشنبه 1398/07/4 | 05:35 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت زینب(س)-مدح و مصائب


من اسیری نیستم کز همرهان وامانده ام

کوه صبرم کز هُبوط عشق برجامانده ام

 

نیستم برگ خزان اندرکف طوفان ظلم

باغبانم در شقایق زار تنها مانده ام

 

زینب مضطر، نیم، درمانده و پرپر، نیم

 معنی صبرم که با صد داغ برپا مانده ام

 

من ضعیفی نیستم بشکسته پر بی آشیان

 بر ستیغ کوه قدرت همچو عنقا مانده ام

 

باملائک همدمم، کی رفته برباد غمم

 بر سر سجاده طف، مست و شیدا مانده ام

 

من رسول خون حقّم، مبعث من نینوا

سایه پیغمبرم، بر عرش اعلا مانده ام

 

می تراود نور سبز ایزدی ازنام من

چون زمرّد، روی این خاک مطلاّ مانده ام

 

من زموج خون نترسم، کز تبار لاله ام

در میان دشت خون، چون سرو پایا مانده ام

 

هدیه کردم بر خدا دُردانگان را با رضا

سینه ام از هر گهر خالیست، امّا مانده ام

 

تا پیام خون یاران را رسانم برقرون

 بعد معراج عزیزانم، به دنیا مانده ام

 

عاشقان رفتند و من همراه جمع بی کسان

 در کنار گور مجنون همچو لیلا مانده ام

 

من وضو با خون گرم لاله ها بگرفته ام

 بهر تطهیر زمین، در این مصلّی مانده ام

 

من اذانم بر سر گلدسته های غرق خون

 من نماز حاجتم، تا حشر برپا مانده ام

 

میزنم فریاد امّا ناله ام از عجز نیست

خون پیام لاله هارا بهر القا مانده ام

 

دختر پیغمبرم، از هر گهر والاترم

نامه دلدادگان را بهر امضاء مانده ام

 

همچو نی در نینوا از ظلمها نالیده ام

لیک تا جاوید گردد حق، شکیبا مانده ام

 

خیمه ها آتش گرفت و من نیفتادم زپای

تا زنم آتش به جان ها، تُندرآسا مانده ام

 

من همه گلهای پرپر را به دامان کرده ام

تاشوم شبنم، دراین گلزار زیبا مانده ام

 

تا بهار عشق گردد در محرّم جاودان

 اندر این باغ خزان دیده شکوفا مانده ام

 

خم نگشته قامتم همچون کمان در پیش خصم

 بل چو تیر مصطفی، در چشم اعدا مانده ام

 

تکیه بر الطاف حقّ و ذوالفقار مرتضی

 جان به کف درقلب لشکر بی مُحابا مانده ام

 

من ضریح تربت پاک حسینم، زین سبب

 سرفرازم کاندرین صحن معلّی مانده ام

 

روح من خوابیده درگودال و جانم در عروج

 باتنی بیجان دراین اندوه عُظمی مانده ام

 

رگ رگ جانم میان شعله می سوزد ولی

 جسم تبدار علی را در مداوا مانده ام

 

درشجاعت بی نظیرم، در صبوری بی دلیل

نقش عباس علی را بهر ایفا مانده ام

 

غنچه های کوچکم را یافتم در زیر خار

روح من پژمرد و من چون سنگ خارا مانده ام

 

دامنم گهواره طفلان زار بی پدر

 هر طرف رو می کنم در واحسینا مانده ام

 

شانه من تکیه گاه و تکیه گاه من خدا

 زین سبب چون صخره ای برریگ صحرا مانده ام

 

بشکنم تا کشتی آن ناخدای بی خدا

 پرخروش و خشم، چون طوفان دریا مانده ام

 

تا بگیرم رایت حق و عدالت را بدوش

 در میان کفر و دین، در شور و غوغا مانده ام

 

بشکنم تا با سخن آن کافر دیوانه را

 فاتح و مغرور چون قرآن گویا مانده ام

 

من شکوه حق پرستی، حرمت آزادیم

 چشمه جوشنده عشقم، گهرزا مانده ام

 

من اسیری نیستم کز همرهان وامانده ام

کوه صبرم کز هُبوط عشق بر جا مانده ام

 




موضوع: حضرت زینب كبری(س)، 
 

تاریخ درج شعر : پنجشنبه 1398/07/4 | 05:32 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام حسین(ع)-مناجات


دل و جان در گرو حضرت جانان داریم

هر چه نعمت بود از محضر ایشان داریم

سالیانی است که ما ریزه خور اربابیم

از سر سفره ی او رزق فراوان داریم

پای از روضه ی ارباب طریقت نکشیم

تا که در سینه نفس تاکه به تن جان داریم

نم نم اشک مصیبت به عزای تو خوش است

از دم روضه ی تو جلوه دو چندان داریم

تا خدایی خدا هست گدایان تو ایم

دل خوشیم تا ابد الدهر که سلطان داریم

اولین مستمع مجلس روضه زهراست

روضه آهسته بخوانید که مهمان داریم

پیر میخانه ی عشاق خمینی فرمود :

هر چه داریم ز سالار شهیدان داریم

تفرقه ظلم و ستم راه ندارد در ما

تا که جمهوری اسلامی ایران داریم

گر خدا اذن دهد سینه زنان می آییم

روز محشر روی لب ذکر حسین جان داریم

با وجودی که ز هجران دل ما غم بار است

به ظهور پسر فاطمه ایمان داریم




موضوع: مدح و مناجات با امام حسین(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : پنجشنبه 1398/07/4 | 05:27 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

 مناجات با خدا


از هر چه که هست جز خودت دورم کن

لبریز حضور، غرق در نورم کن

این قافله‌ی عمر که از دستم رفت

با قافله‌ی حسین محشورم کن




موضوع: مناجات با خـدا،  مدح و مناجات با امام حسین(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : پنجشنبه 1398/07/4 | 05:25 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام حسین(ع)-مناجات  


کسی که از تو و از داغ تو خبر دارد

همیشه در غم  تو دیدگان  تر دارد

دلی که سوخت برایت خدا بهایش داد

خدا به سوختگان  غمت نظر دارد

قسم به ناله ی زهرا کسی نمیماند

اگر که پرده خدا از غم تو بر دارد

من از تلاطم امواج آب دانستم

که در مصیبت تو آب هم جگر دارد

به ساحت حرمت میرسد هر آن کس که

شبیه فطرس درگاه بال و  پر دارد

به جمع گریه کنان حسین و كرب وبلا

ببین ز عرش خدا فاطمه نظر دارد




موضوع: مدح و مناجات با امام حسین(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : پنجشنبه 1398/07/4 | 05:24 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام حسین(ع)-مناجات  


شهیدی در میان کاروانت می شوم یا نه؟

غبار رهگذار عاشقانت می شوم یا نه؟

دلم سنگ است می دانم، دلم تنگ است می دانی

نمی دانم که خاک آستانت می شوم یا نه؟

مرا با گوشه‌ی چشمی خواندی اما کاش می‌گفتی

فدای چشم‌های مهربانت می شوم یا نه؟

فدای تو چه جان‌های جوانی شد بگو آیا

فدای آن شهیدان جوانت می شوم یا نه؟

سرم را کاش بر زانو بگیری یوسف زهرا

بگو وقت شهادت، میهمانت می‌شوم یا نه؟




موضوع: مدح و مناجات با امام حسین(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : پنجشنبه 1398/07/4 | 05:22 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام حسین(ع)-مناجات


مجنون شدم که لیلی لیلای من شوی

مهمان شبی به خیمۀ صحرای من شوی

در قاب اشکها بنوشتم ((حسین،عشق))

زیباترین نگار دل آرای من شوی

عالم به هم بریزم از این سوز ناله ام

وقتی که تو ترنم آوای من شوی

عبدالحسینم و به جهان فخر می کنم

یک عمر نوکرم که تو آقای من شوی

خود را زدم به مردن، که از اینجا گذر کنی

عشقت اگر کشید مسیحای من شوی

داغت بکوب بر بدنم معتبر شوم

آواره آمدم که تو ماوای من شوی

چشمت بگیرد بخری گر مرا حسین

تو آبروی این دل رسوای من شوی

لذت در این بود که شوم ذبح مقدمت

من دست وپا زنم به تماشای من شوی

جان می دهم فقط به امید محبتت

تا ضامن شفاعت عقبای من شوی

گر کربلا ندیده بمیرم، دعا کنم

در جنة الحسین پذیرای من شوی

گر میزنی به چوب فراغت مرا مزن

خاکم ز کربلاست مدد شاه بی کفن




موضوع: مدح و مناجات با امام حسین(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : پنجشنبه 1398/07/4 | 05:20 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام حسین(ع)-شهادت


شب جمعه به دل هوا دارم

در سرم شور کربلا دارم

 

شب جمعه دوباره پر بزنم

در خیالم به دوست سر بزنم

 

گوشه ی قتلگاه می آیم

با دم آه آه می آیم

 

مادرش آمده است می دانم

روضه ی  "یابُنَیَّ" می خوانم

 

دو سه خط روضه، هر که هر جا رفت

دل من پا به پای زهرا رفت

 

(تا كه او بیشتر نفس میزد

بیشتر میزدند زینب را)

 

(تیغشان مانده بود در گودال

با سپر میزدند زینب را)

 

شب جمعه است روضه خوان  زهراست

مجلسی گوشه ی حرم بر پاست

 

یکی از گودی زمین می خواند

یک نفر روضه اینچنین می خواند

 

(لب گودال خواهر افتاده

ته گودال مادر افتاده)

 

(آن طرف تر برادری تنها

بین یک مشت خنجر افتاده)

 

(عزت آب و آبروی حرم

زیر یک چکمه بی سر افتاده)

 

شب جمعه است مبتلا شده ایم

باز مهمان کربلا شده ایم

 

رو به سمت حرم بایست به او

السلام علی الحسین بگو

 




موضوع: شهادت امام حسین(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : پنجشنبه 1398/07/4 | 05:17 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام حسین(ع)-شهادت


بر بوریای کهنه کفن گریه می‌کند

«تا خامه لب گشود سخن گریه می‌کند»

پای غمش به داغ جوان دیده ها قسم

«بیچاره است مرد چو زن گریه می‌کند»

باران غاضریه نشان سرور نیست

«صبحی‌ست کز وداع چمن گریه می‌کند»

معمار قبر پر شده از آب واقف است

«تعمیر بر بنای کهن گریه می‌کند»

آه ای حجاز زاده عراق آمدی چرا؟

«از درد غربت تو وطن گریه می‌کند»

باور نمی‌کنی؟ خودت از خیزران بپرس

«دندان دمی که ریخت دهن گریه می‌کند»

گفتم مرو برادر من خواهش مرا

«چون طفل بر زمین مفکن، گریه می‌کند»

میل به باغ کی کنم آخر که مثل ابر

«گُل نیز بی تو بر سر من گریه می‌کند»

«بیدل به هر کجا رگ ابری نشان دهند

بر ماتم حسین و حسن گریه می‌کند»




موضوع: شهادت امام حسین(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : پنجشنبه 1398/07/4 | 05:13 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام حسین(ع)-شهادت


با صدای روضه‌خوان رفتم به جایی سوخته

روضه‌خوان می‌خواند اما با صدایی سوخته

باز هم شرمنده؛ در دستم ندارم بیشتر

واژه‌هایی آتشین، زلفِ رهایی سوخته 

حرف سنگین است، سنگین؛ روضه‌خوان سربسته گفت:

کاش کوچکتر نبود از تیر نایی سوخته... 

گفت: «می‌بینم یکی افتاده عریان» بعد گفت:

«کودکانی مانده‌اند و خیمه‌هایی سوخته... 

کودکان در انتظار ذوالجناح، از دورها

ذوالجناج آمد ولی با یال‌هایی سوخته...» 

هر چه تابیدی به دنیا، باز هم تاریک ماند

باید از این کوهسار از سر برآیی سوخته 

آخر کار است و باید ذکر «یا زهرا(س)» گرفت

عطر زهرا(س) می‌وزد از کربلایی سوخته...




موضوع: شهادت امام حسین(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : پنجشنبه 1398/07/4 | 05:09 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام سجاد(ع)-مدح و مصائب


چشمان تو تفسیری از قرآن

سر تا به پا حبلُ ٱلمتین بودی

از سجده هایت نور می بارید

الحق که زین ٱلعابدین بودی

 

جنس سکوتت بود از شمشیر

شد دشمنت یکریز جان بر لب

بودی شهید زنده در خیمه

می سوختی از داغِ دل در تب

 

لحن تو شد کوبنده و کرّار

شد خطبه ات مردانه سرتاسر

انگار یکبار دگر کَنده-

«در» را علی(ع) از قلعهٔ خیبر

 

سرشار از شور و ‌پُر از احساس

تکلیف حق یکباره شد روشن

از خاندانت گفتی و تب کرد

بعد از «أنا بنُ» گفتنت دشمن

 

آمد مؤذن! پس اذانش را

با کینه و با بغضِ بی حد گفت

از جدّ خود گفتی و بلوا شد

تا «أشهدُ أنّ محمد(ص)» گفت

 

تأثیر حرفت گریه در پی داشت

رنگ یزیدی زاده ها شد زرد

روشنگری کردی به امّیدِ

بیدار-باش ِ عدّه ای نامرد

 

غرق شجاعت بودی و از تو

تا به ابد تاریخ شد حیران

کرب و بلا شد مات و مبهوتت

تا شام شد با غیرتت ویران

 

کنج صحیفه گریه ها کردی

تا که نشان دادی به انسان، راه

افلاک شد تسبیح دستانت

سجّاده ات خورشید، مُهرت ماه

 

یاد عطش بودی! چنین آمد

جان تو بر لب عاقبت آقا

داغت چه سنگین بود! پس سی سال-

شد اشک، قوتِ غالبت آقا

 

عمّه تمامِ فکر و ذکرت بود

صد بار دیدی از نفس افتاد

بین تمام داغ های شام

داغِ سرِ بازار دقّ ات داد

 

بستند کلّ شهر را آذین

کِل میکشیدند و پر از لبخند

هجده سرِ بر نیزه وارد شد

آنها به هم تبریک میگفتند!




موضوع: شهادت امام سجاد(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : سه شنبه 1398/07/2 | 02:20 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام سجاد(ع)-مصائب


من، آن گلم که خفته به خون باغبان من

نه گل، نه غنچه مانده، به باغ خزان من

مرغ بهشت وحی‌ام و از جور روزگار

ویرانه‌های شام شده آشیان من

هفتاد داغ دارم و در سوز آفتاب

هجده سر بریده شده سایبان من

زنهای شام خنده به ناموس من زدند

این بود احترام من و خاندان من

زنجیرها به زخم تن من گریستند

دشمن نکرد رحم به اشک روان من

افتاد روى خاک به سنگ یهودیان

از روى نی سر پدر مهربان من

شام بلا و طشت طلا و سر حسین

گردید قاتل پدرم، میزبان من

من سیل اشک ریختم و او شراب ریخت

با آن که بود آیهء کوثر به شأن من

من سخت ناله می‌زدم، او چوب خیزران

من تن به مرگ دادم و او سوخت جان من...




موضوع: شهادت امام سجاد(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : سه شنبه 1398/07/2 | 01:51 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام زمان(عج)-مناجات شهادت امام سجاد(ع)


انیس هر نفسم آه انتظار تو نیست

بمیرد این دل غافل كه بیقرار تو نیست

خزان بی تو به خود بسكه عادتم داده

نگاه منفعلم در پی بهار تو نیست

به پای دار تو تمارها دخیل شدند

سر كسی چو من امیدوار دار تو نیست

تو می توانی از این مس طلا درست كنی

مگو نمی شود آقا مگو كه كار تو نیست

رواست كور شود دیدگان همچو منی

چرا كه شاهد الطاف آشكار تو نیست

روایت است كه یار تو می شویم به اشك

بدا به من كه همین قدر نیز یار تو نیست

بدا به حال كسی كه به هیات آمده و

گمان كند كه در این روضه ها كنار تو نیست

برای كرب و بلا، اربعین، شب جمعه

بدا به حال كسی كه امیدوار تو نیست

به غیر دیده ی سجاد هیچ چشم دگر

شبیه دیده ی پر ابر و اشكبار تو نیست




موضوع: مناجات فراق با امام زمان(عج)،  مناجات محرمی با امام زمان (عج)،  شهادت امام سجاد(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : سه شنبه 1398/07/2 | 12:16 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام سجاد(ع)-شهادت


نگفته ام غم دل را نگفته بسیار است..

غمی که میکُشدم عاقبت غم یار است

به یاد خواب رقیه به یاد حمله زجر..

زمان خواب،دو چشمم همیشه بیدار است

تورو خدا جلویم گوسفند سر نبرید

دلم ز دیدن این صحنه سخت بیزار است

صدای‌ گریه نوزاد میکشد مارا!

خداکند که بخوابد!رباب تبدار است

نمیروم سر بازار دردسر دارد

عذاب هرشب من ازدحام بازار است..

حصیر پهن نکردم به خانه ام اصلا

حصیر روضه ی مکشوفه ی من زار است

هنوز بعد چهل سال درد پا دادم

هنوز بر کف پایم نشانی خار است

هنوزجای غل وسلسله ب گردنم است

هنوز چشم من از مشت بی هوا تاراست

آهای مردم "اَذَلَّ عزیزنا"یعنی

محله ای بروی که هجوم اشرار است

مقابلم به زن و بچه ام اهانت شد

امان ز غربت مردی که بدگرفتار است




موضوع: شهادت امام سجاد(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : دوشنبه 1398/07/1 | 07:44 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

شهدا و دفاع مقدس


یک عده روی خاک صحرا جان سپردند

یک عده در اعماق دریا جان سپردند

یک عده مانند کبوتر های عاشق

رفتند و بین آسمانها جان سپردند

یک عده بی سر عده ای با درد پهلو

یک عده دیگر اربا اربا جان سپردند

یک عده روی دست ارباب دو عالم

یک عده روی پای مولا جان سپردند

یک عده هم بی دست، لب تشنه ولی مرد

دور از وطن مانند سقا جان سپردند

در بستر تردید مردن ننگشان بود

رفتند و در آغوش زهرا جان سپردند




موضوع: شهدا و دفاع مقدس، 
 

تاریخ درج شعر : دوشنبه 1398/07/1 | 02:41 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

به مناسبت هفته دفاع مقدس


از دل انقلاب اسلامی

تا نظامی که شد ز شیعه علَم

وز دفاعِ مقدسِ یاران

تا قیام مدافعان حرم

 

 

یک کلام است حرف این امت

همه آماده ی ظهور امام

چلّه ی ما و اربعینِ حسین

همه عالم گرفته رنگ قیام

 

 

به تمام مبارزانِ جهان

وعده ای داده بود روح خدا

که شود متصل به صاحبمان

این ولایت به برکت شهدا

 

 

رهبرم سیدِ خراسانیست

نور چشمِ امام غائبِ ما

پرچمِ نهضتِ حسینی را

میرساند بدستِ صاحبِ ما

 

 

این حکایت، روایت مولاست

پس محقَق شود روایت او

روی دوشِ همین امامین است

پرچمِ نهضت و ولایت او

 

 

روز بیداریِ مسلمانان

به عدالت قسم که امروز است

چون گرفت از مقاومت عبرت

این همان وعده های دیروز است

 

 

بوی دیدارِ یار می آید

بوی پایانِ ظلم و جور و فساد

بوی فریادِ یالثارات و

بوی لبیکِ عاشقانِ جهاد

 

 

ای همه دشمنان اسرائیل

عمر قوم یهود پایان است

وی برائت گَران ز استکبار

کار آل سعود پایان است

 

 

همچنانی که راه قدسِ شریف

پیرمان گفت ز کربلا گذرِد

راهِ کعبه به حکم رهبر نیز

از همین راه نینوا گذرَد

 

 

اربعین شد جهانی از آنرو

که سپاهِ علی ز راه آید

از نجف تا به کربلا بنگر

یوسف ما بروی ماه آید

 

 

آری امروز با امام زمان

روز میثاق و روز هم عهدیست

ذوالفقار از غلاف شد بیرون

نام ارباب بر لب مهدیست

 

 

ای جوانان همه بگوش و بهوش

لشکری منسجم چه نزدیک است

انتقام، انتقامِ زهرائیست

دولت منتقم چه نزدیک است




موضوع: شهدا و دفاع مقدس، 
 

تاریخ درج شعر : دوشنبه 1398/07/1 | 02:31 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت زینب(س)-مصائب


دست و پا می زدی و خواهر تو

بین گودال دست و پا گم کرد

تیغ ها در طواف جسم تواند

کعبه را بین اشقیا گم کرد

 

گفت زینب که سهم دارم من

از تنی که به خاک افتاده

جسم او را به خاک و خون نکشید

این چنین شد که او تو را گم کرد

 

شمر می گفت با تنش چه کنیم؟

پیرمردی عصا زنان آمد

بی حیایی به خیمه حمله نمود

و سنان بود که دعا گم کرد

 

قد زینب کمان شدست اگر

علتش شد کمان ابروی تو

تیر ها از کمان رها می شد

و تورا بین تیر ها گم کرد

 

روی تل دید زینب کبری

آن تنی را که غرق تیر شده

روی تل دید مادری را که

 در جوانی ضعیف و پیر شده

 

روی تل دید عده ای نامرد

 سمت گودال خون سرازیرند

دید بعد از عموی تشنه لبان

بزدلان در مصاف چون شیرند

 

دید زلفی که در کشاکش باد

نغمه ی ظلم را بنا کرده

دید آن خنجری که سر را از ،

پیکر شاه دین جدا کرده

 

دید شخصی که با صدای رسا

نعره می زد نبرد مغلوب ست

دید در قتلگاه بر سر آن

پیرهن کهنه ی تو آشوب است

 

دید انگشتر عقیق یمن

در نمی آید و درخشان است

دید یک جفت چکمه در دست

یک حرامی مست دیوانه ست

 

هر کسی از تن غریب حسین

یادگاری کمی به غارت برد

آی ...مردم به روی آن تل بود

که عقیله هزار مرتبه مرد




موضوع: حضرت زینب كبری(س)،  قتلگاه امام حسین(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : دوشنبه 1398/07/1 | 02:23 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام سجاد(ع)-مدح


از عنایاتِ خدا دریایِ احسان می شود

آنکه مانند علی،آقایِ دوران می شود

نامِ زیبایش علی فخریّه ی سجّاده ها

از مناجاتش خدا در دل نمایان می‌شود

آنقدر آقاست این چارم ولّیِ شیعیان

در اسارت هم مددجویِ فقیران می شود

هر گدایی که زند چنگِ توسّل دامنش

بی برو برگرد یک روزی سلیمان می شود

کافرِ مُلحد نشیند گر به پایِ صحبتش

با دمِ عیسایی اش در دم مسلمان می شود

چه مقام و مدحتی بالاتر از این گفته ها

این علی نائب به سالارِ شهیدان می شود

در کنارِ عمّه اش زینب به شاماتِ بلا

می زند بر کاخِ ظلم و مثلِ طوفان می شود

صحبت از آب و‌عطش در محضرش هرگز نکن

چونکه چشمانِ قشنگش مثلِ باران می شود




موضوع: شهادت امام سجاد(ع)،  ولادت امام سجاد(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : دوشنبه 1398/07/1 | 02:18 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام سجاد(ع)-شهادت


در خیمه ماند و داغ دید و قسمتش تب شد

بعد از پدر پشت و پناهِ عمّه زینب(س) شد

آتش کشیدند و به غارت رفت هر چه بود

بسکه هجوم آورده؛ خیمه نامرتّب شد

روز دهم با رأسِ بر نیزه به پایان یافت

قدّش خمید و روزگارش بعد از آن شب شد

در پیش چشمش یک نفر رفت و طناب آورد

حرف از اسارت آمد و صبرش لبالب شد

با دست بسته خیره شد بر ناقه! اشکش ریخت

در محضرش زانو زد و مَرکب مؤدّب شد

میدید عمّه در شلوغیِ سرِ بازار

با چادرش رو میگرفت و بد معذّب شد

هم داغ، هم بارِ امامت روی دوشش داشت

با خطبۂ جانانه اش ناجیِ مذهب شد

سی سال گریه کرد هر جا آب را می دید

تا که به «سیدّالبُکا» آقا ملقّب شد!




موضوع: شهادت امام سجاد(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : دوشنبه 1398/07/1 | 02:11 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام سجاد(ع)-شهادت


من یادگار دستهای بسته هستم

من شاهد زنجیر های خسته هستم

 

وقتی که دست عمه ام را بسته دیدم

حتی صبوری را ز دستش خسته دیدم

 

آنچه که ما دیدیم چشم غم ندیده

حتی اسیر ترک و رومی هم ندیده

 

من دیده ام صبر و قرار زخمها را

من دیده ام شلّاق تند اخمها را

 

من اشکهای سرخ بابا را چکیدم

من مشکهای خشکِ سقّا را چشیدم

 

من دیده ام روز شکار کودکان را

من داده ام حکم فرار بانوان را

 

روزیکه رو و آبرو و اَبرویم سوخت

عمامه ام آتش گرفت و گیسویم سوخت

 

وقتی حریم حرمت ما را شکستند

درّندگان بر سینۀ قرآن نشستند

 

من دستهای بی عَلم طیّار دیدم

دامان آتش را گهی سیّار دیدم

 

من شرم روی ماه را در ابر دیدم

نعش امام خویش را بی قبر دیدم

 

گلزار طف پیش نگاهم لاله گون بود

معراج دارالحرب چون دریای خون بود

 

وقتی عبور از قتلگاه نور کردم

با کوه غم صبر از سرِ دستور کردم

 

من سروهای نور را اِستاده دیدم

تن های بی سر بر زمین افتاده دیدم

 

در خیمه بر قلب پریشان تاب دادم

با اشک بر لبهای عطشان آب دادم

 

من عرش اعظم را ز غم دلریش دیدم

من ذبح اعظم را به چشم خویش دیدم

 

سجاده های زهد را دیدم در آتش

منظومه های عشق را دیدم پر از خَش

 

از شام عاشورا همان شام غریبان

دیدم یتیمان را همه سر در گریبان

 

از کربلا تا کوفه تا شام و مدینه

تا آخرِ عمرم ندیدم غیر کینه

 

دشمن مرا یک عمر گریان دید و خندید

بر داغهای سخت نالان دید و خندید

 

یک عمر بر گلهای پرپر گریه کردم

یک عمر بر رگهای حنجر گریه کردم

 

تنها نه هجده سر بروی نیزه دیدم

عمامه و معجر بر روی نیزه دیدم

 

هفتاد و دو گل پیش چشمم بود پرپر

هشتاد و چار آزاده زن در حصر لشگر

 

من دفن کردم نعش های بی کفن را

من دفن کردم رأسها دور از بدن را

 

من حجت حق بودم افتادم به زندان

بودم امام اما امام کنج ویران

 

رجاله ها را بر سر بازار دیدم

دجالها را گِرد خود صد بار دیدم

 

از داغهای کوچه و بازار و صحرا

من مرگ را از حق طلب کردم چو زهرا 




موضوع: شهادت امام سجاد(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : دوشنبه 1398/07/1 | 02:02 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام سجاد(ع)-شهادت


منی که آسمان خاک رهم بود

تمام هستیم زیر و زبر شد

تمام مردها رفتند اما

نصیب من فقط خون جگر شد

 

اگر چه نیمه جان بودم پدر جان

ولی خیلی بجانت راه رفتم

برایم باورش سخت است اما

کنار قاتلانت راه رفتم

 

میان نیزه داران حرامی

کجا آخر مجال خواب میشد

بروی ناقه ی رم کرده بودم

تکان میخورد و پایم آب میشد

 

نمک نشناس های شهر کوفه

به اشک چشم عمه خنده کردند

به ما خرما و نان خیرات دادند

مرا پیش سرت شرمنده کردند

 

میان حلقه دستم جا نمیشه

نمیدانم چرا بازش نکردند

گل اتش سرم افتاد بابا

ولی عمامه را بازش نکردند

 

همه بر بام خانه جمع بودند

امان از اتش و از دود در شام

در آن اوضاع سهل ساعدی دید

تمام چکمه ام خون بود در شام

 

میان مجلس یک عده عیاش

توان خویش را از دست دادیم

همه بر صندلی هاشان نشستند

ولی ما چند ساعت ایستادیم

 

نمیخواهم بدانی اصلا از کاخ

نمیخواهم بدانی اوج غم را

که من بر هیچکس حتی تو بابا

نگفتم روضه ناموسیم را




موضوع: شهادت امام سجاد(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : دوشنبه 1398/07/1 | 01:59 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام حسین(ع)-مناجات اول مجلس


روز اول با همان خاکی که قنبر ساختند

از من و تو سمت باب القبله نوکر ساختند

پرچمی بر عرش کوبیدند اینجا روضه است

دسته ی سینه زنی پشت پیمبر ساختند

شیشه شیشه گریه ی مارا ملائک برده اند

قطره قطره ریختند و حوض کوثر ساختند

چشم هرکس خیس باشد جای پای فاطمه ست

چشم مارا با حسینیه برابر ساختند

میشود بابا حسین و میشود مادر رباب

سینه زنها را به این صورت برادر ساختند

هرکسی بهتر برایش سوخت مزدش را گرفت

سوخت فطرس از همان خاکسترش پر ساختند

باوضو باید دراین ده روز از هرجا گذشت

هرمحله بچه ها صحنی مطهر ساختند

شاهراه آسمان در کوچه های کربلاست

تا خدا از مرقد شش گوشه یک در ساختند

کربلا تاریک شد پیکر ته گودال ماند

آفتاب نیزه را با یک سر آخر ساختند




موضوع: مدح و مناجات با امام حسین(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : یکشنبه 1398/06/31 | 01:16 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام حسین(ع)-مناجات اول مجلس


ما نیافتادیم شُکرت از قلم ای جان حسین

باز می‌گوییم هردَم دَم به دَم ای جان حسین

مادرت فریاد می‌زد یابُنَیَ....سوختیم

آذری‌ها تا که گفتند از حرم ای جان حسین

نامِ ما را قبلِ ما زهرا نوشته یک به یک

مادرت تا گفت گفتیم از عَدَم ای جان حسین

هرچه ما داریم از خاکِ عزاداریِ توست

روضه آری بشکند پشتِ ستم ای جان حسین

شیعه با این روضه‌ها قد راست کرده تا اَبَد

دارم از این اشکها تیغِ دودَم ای جان حسین

دلخوشیِ ما از این دنیا فقط عشق است عشق

با تو می‌سازیم با هر بیش و کم ای جان حسین

قبلِ نامِ مادرم نامِ تو را آموختم

با اذانش گفت وقتی مادرم ای جان حسین

این کریمیِ تو ما را یاکریمت کرده است

ما گِره خوردیم با اهلِ کَرَم ای جان حسین

شُکر دستم پیش این و آن نمی‌گردد دراز

شُکر هستم با تو تنها محترم ای جان حسین

هرچه از عمرم اگر مانده است می‌گویم حسین

سیر هستم از همه غیر از حرم ای جان حسین

در خرابه خوابِ بابا دیده و بی حال بود

می‌نوشت از اشکها با قَدِ خَم ای جان حسین




موضوع: مدح و مناجات با امام حسین(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : یکشنبه 1398/06/31 | 01:07 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام حسین(ع)-مناجات اول مجلس


دل من جز سر زلف تو به سامان نرسد

غیر این راه پریشان به پریشان نرسد

گریه در روضه ات آباد کند این دل را

باغ بی آب وگرنه به گلستان نرسد

بی دل تنگ زمین میخورد و می میرد

دست شبنم سحری گر به گریبان نرسد

تا غمت در دل من هست به تو متصلم

درد من کاش همه عمر به درمان نرسد

تربتت در گل ما هست و جز این گل نکند

خاک مرغوبی اگر بر دل گلدان نرسد

روبه رویم بنشین تا که بگریم ورنه

بی وضو چشم برآن مصحف قرآن نرسد

حکمت سینه زنی چنگ به دامان شماست

غرق فقرم اگر این دست به دامان نرسد 




موضوع: مدح و مناجات با امام حسین(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : یکشنبه 1398/06/31 | 01:05 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام حسین(ع)-مناجات اول مجلس


عمرِبی تو عمرِ بیهودست رسوایم مکن

جان زینب یا حسین، مشغول دنیایم مکن

عاشق ازلیلاییِ معشوق، حیران میشود

ازخدا خواهم،که جز مجنونِ لیلایم مکن

مدعی راه خودش را میرود،ما راه خود

از غبارِ پای خود،دور ای مسیحایم مکن

پرچمت آقا،نشانم میدهد راه تُرا

دلبرا جز در مسیر عشق بینایم مکن

من نشانِ خیمه هایت را ز هیئت یافتم

«لَیتنا کنّا معَک» رَد این تقاضایم مکن

تشنهٔ شهدِ شهادت مانده این لبَیکِ من

وقتِ مردن،جز میان خون تماشایم مکن

هیئتت میخانهٔ عشق است و ما مستِ مِی ایم

مستیِ ما را مگیر و طرد از اینجایم مکن

دل به هر کس بستم آخر رفت از دستم،چه زود

پشتِ در آقا،مُعطَل بیش از اینهایم مکن

یاری اَم تأخیر افتاده،ولی صبح و مساء

گِریَم و گویم دگر،شاید و اَمایم مکن

روز عاشوراست،قلبم سخت سنگینی کند

دورم اما بی حضورِ قلب، معنایم مکن

دستِ دور افتاده ها را هم بگیری عاقبت

در دفاعِ از حرم، محرومِ امضایم مکن

دربدر در کربلایم کن، قبولم کن،حسین

یارِ زینب کن مرا،مدیونِ زهرایم مکن




موضوع: مدح و مناجات با امام حسین(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : یکشنبه 1398/06/31 | 01:03 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام حسین(ع)-مناجات


هر صدایی که به دنبال تو پژواک نشد

رعد هم بود اگر راهی افلاک نشد

تو کدام آخته ی تیغ زبان ور بودی

که پس از هر چه قرون خون شد و در خاک نشد؟

پیش آن حنجره که نعره ی خون داشت به دوش

قیل و قال همه جز خرمن خاشاک نشد

هستی از غیرت فریاد تو بر خود لرزید

که به جز عشق درین قافله کولاک نشد

گرچه خون ریخت ز تاراج گلوگاه غزل

آن خزان ریشه کنِ برگ و بر تاک نشد

داغ عطشان تودر شیهه ی اسبان هنوز

به کویری نشد الهام که صد چاک نشد

آه ! در باد هنوز اینهمه آواز از توست

لب توحید که جز قاری لولاک نشد

((از صدای سخن عشق ندیدم خوش تر))

زخمه ی شوق که از گوش زمین پاک نشد




موضوع: مدح و مناجات با امام حسین(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : یکشنبه 1398/06/31 | 12:57 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام حسین(ع)-شهادت


تو در عین غریبی برتمام خلق سلطانی

تو دراوج عطش آبی تو دریای خروشانی

اگرچه اهرمن انگشترت رابرد می بینم

تو درملک خدا تا عرصه محشرسلیمانی

تو هم خون خدا هم زاده خون خداوندی

تومجروحی تومذبوحی توعریانی توعطشانی

نیازی نیست تا قرآن بخوانی برفراز نی

تو قرآنی تو قرآنی تو قرآنی تو قرآنی

به تن داری هزاران زخم تیرو نیزه و خنجر

نباید سنگ بارانت کنند آخر تو مهمانی

نصیحت می کنی در زیر خنجر قاتل خودرا

زبس دارای لطف و رحمت و عفوی و احسانی

به زخم پیکرت ای جان جان عالم هستی

چرا خورشید می تابد تو خود خورشید تابانی

برای گوشواره گشت گوش دخترت پاره

ندانستند تو خود گوشوار عرش رحمانی

جرا بین دو نهر آب لب تشنه تورا کشتند

نگفتند ای همه اسلام آخر تو مسلمانی

تو که چشم خداوندی به میثم باز کن چشمی

قبولش کن بگو میثم تو ما را مرثیه خوانی




موضوع: مدح و مناجات با امام حسین(ع)،  شهادت امام حسین(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : یکشنبه 1398/06/31 | 12:55 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت زینب(س)-مدح و مصائب


یا رب از کید اجانب حفظ کن اسلام را

دورکن از دیده ما پرده ابهام را

کیست این نجم فروزانی که از بدو طلوع

کرده حیران با تحمّل در سما اجرام را

کیست آن پیک همایونی که از کرب وبلا

می برد سوی مدینه ازحسین پیغام را

کیست این خواهر که چون نعش برادر دید گفت

 بار الها خیر فرما ازکرم فرجام را

کیست آن دختر که مانند پدر گوید سخن

 می گذارد برزمین مانند مادر گام را

کیست این بانو که از دشمن چوبیند ناسزا

 می کند مقهور منطق، صاحب دشنام را

سرچو ازمحمل برون آورد وخواند آن خطبه را

 کوفه را لرزاند و بر هم زد اساس شام را

قهرمان کربلا اُمّ المصائب زینب است

آنکه با تلخی صبرش، کرده شیرین کام را




موضوع: مدح و مناجات با حضرت زینب (س)،  حضرت زینب كبری(س)، 
 

تاریخ درج شعر : یکشنبه 1398/06/31 | 12:34 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت زینب(س)-مدح و مصائب


کیست که بر لوح قلم می‌زند؟

حول خداوند قدم می‌زند؟

 

کیست که در وزن نگنجیده است؟

کوه وِقار است و نرنجیده است؟

 

کیست که مختار کند جبر را؟

کیست که بی‌تاب کند صبر را؟

 

کیست خم آورده به ابروی قهر

لرزه برافکنده به زانوی شهر؟

 

کیست به عصمت متجلّی شده

شأن ولی را متولّی شده

 

او که در افلاک نبی کوکب است

زُهره‌ی زهرای علی زینب است

 

حلم مجسّم‌شده‌ی نشأتین

روح یکی جسم دوتا با حسین

 

خطبه‌اش از نهج بلاغت پر است

هیبت مولاست که در چادر است

 

وجه علی تا که اتم می‌شود

خطبه‌ی او تیغ دو دم می‌شود

 

بدر دوم، بین کلامش نهان

فاطمه در خطبه‌ی شامش نهان

 

در سخنش لحن امیر آمده است

کوکبه‌ی دهر به زیر آمده است

 

صبر الهی ست، تفضّل شده است

«أخرجنا الله من الذُّل» شده است

 

راهبر قافله‌ی ماست این

زین اب و زینت زهراست این

 

توسن گفتار که چالاک شد

کاخ یزید از دم او خاک شد

 

زیر و زبر را به هم آورده است

خواهر سقّا علم آورده است

 

از دل این سِفله‌متکّای فرش

خیمه برافراشته در تاج عرش

 

می‌رود از خویش به حیرانیَ‌اش

آینه از آینه گردانیَ‌اش

 

جلوه‌ی این آینه در مشرقین

سر زده از طلعت روی حسین

 

قسمت زینب که سفر می‌شود

روی حسین آینه‌گر می‌شود

 

گرچه به غیر از غم و غارت نبود

این سفر از جنس اسارت نبود

 

گرچه سزاوار به زنجیر نیست

شیر به زنجیر مگر شیر نیست

 

از حد اوصاف که رد میشود

دخت علی بنت اسد میشود

 

گو همه مغلوب که او غالب است

جان علیّ بن ابی‌طالب است

 

جان علی رنج فراوان کشید

چند بغل روضه به دامان کشید

 

خیز و بخوان روضه‌ی دستار را

روضه‌ی بیمار و پرستار را

 

روضه ی دروازه ی ساعات را

قافله‌ی مادر طاعات را

 

روضه‌ی این روضه چه بود؟ آه آه

روضه‌ی بازار یهود آه آه

 

قسمت زینب که الم شد الم

دست کشیدیم و قلم شد قلم




موضوع: مدح و مناجات با حضرت زینب (س)،  حضرت زینب كبری(س)، 
 

تاریخ درج شعر : یکشنبه 1398/06/31 | 12:10 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات
تعداد کل صحن ها : 524 ::      ...   10   11   12   13   14   15   16   ...  
لطفا از دیگر صحن های حسینیه نیز دیدن فرمایید
.: پایگاه تخصصی مدح و مرثیه حسینیه:.
ساخت وبلاگ در میهن بلاگ

شبکه اجتماعی فارسی کلوب | اخبار کامپیوتر، فناوری اطلاعات و سلامتی مجله علم و فن | ساخت وبلاگ صوتی صدالاگ | سوال و جواب و پاسخ | رسانه فروردین، تبلیغات اینترنتی، رپرتاژ، بنر، سئو