بسم رب الحسین(ع)

این دشـت با ارادهٔ زینـب اداره شـد

در دست جبر اوست همه اختیارها


جهت دسترسی آسان تر به اشعار مناسبت های این ایام از لینک های زیر استفاده نمایید:


                                        
   
                                  
 
                                  
                  
                                  


https://telegram.me/hosenih



https://www.instagram.com/payegahe_hoseinieh/

قابل توجه زائرین گرامی، همزمان با ثبت اشعار در پایگاه حسینیه، کانالهای اجتماعی "حسینیه"  نیز به روز خواهد شد.

لینک کانال های تلگرام و ایتا   hosenih@  

و

لینک صفحه اینستاگرام payegahe_hoseinieh@ 


عزیزان می توانند برای پر بارتر شدن محرم خود به پایگاه های زیر نیز مراجعه نمایند:

      




✔️ موضوع : اطلاعیه و اخبار حسینیه، تابلو اعلانات حسینیه،


تاریخ درج شعر : شنبه 1399/06/29 | 08:00 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام رضا(ع)-مدح و مناجات


در هجومِ فتنه‌ها حبل‌المتین  ما را بس‌است

بگذر از بیراهه قرآن مبین ما را بس‌است

 

قبل خلقت با خدا گفتیم در روزِ الست

اشهدان امیرالمومنین ما را بس‌است

 

آنطرف خیبر حُنین و خندق و بَدر و اُحد

این طرف دستِ خدا در آستین ما را بس‌است

 

آن طرف از عَمرُوَدها ، عَمروعاصان صف به صف

این طرف شیرِخدا رویِ زمین ما را بس‌است

 

هست قرآن از محمد هست فرقان از علی

آن شریعت این طریقت آن و این ما را بس‌است

 

یک علی با صلح آمد یک علی با کربلا

در مذاق عاشقی زیتون و تین ما را بس‌است

 

اولین و آخرین جمعند در مشهد بگو

دیدن ایوان طلا‌ی هشتمین ما را بس‌است

 

از نجف مستیم و از مشهد همه دیوانه‌ایم

آنقدر مهمان شدیم  انگار صاحب خانه‌ایم

 

 آنقدر زخمِ دلِ ما پیش‌تان سر باز کرد

پشت در ماندیم تا آقا خودش در باز کرد

 

ما گرفتارِ کبوترهایِ این بام و دریم

دیدی آخر صحنِ تو ما را کبوتر باز کرد

 

باز نوشیدیم آبِ سردِ سقاخانه را

باز هم دیدم کبوتر بچه‌ای پَر باز کرد

 

در دلم اُفتاد هم قُم می‌روم هم مشهدت

مادرم تا سُفره‌ی موسی بن جعفر باز کرد

 

بسکه نوشیدیم حسرت رو به درهای بهشت

فاطمه این باغ را  یکبارِ دیگر باز کرد

 

زائرانت آمدند و قبل رفتن بینِ صحن...

باز هم جبریلِ جایِ فرشْ شهپر باز کرد

 

خواستم مدحِ تو گویم فالی از حافظ زنم

حافظ از شیراز آمد باز دفتر باز کرد

 

ای که بر ماه از خط مشکین نقاب انداختی

 لطف کردی سایه‌ای بر آفتاب انداختی

 

آنقدر ماهی که حتی نور عاشق می‌شود

 آنقدر نوری که حتی کور عاشق می‌شود

 

حق بده هر روز خورشید آفتابی می‌شود

هر‌که می بیند تو را از دور عاشق می‌شود

 

 سنگ بودم در حرم دیدم که فیروزه شدم

 تازه فهمیدم دلم بدجور عاشق می‌شود

 

دید عیسی با تو بینا هست نابینایی‌اش

دید موسی با تو کوهِ طور عاشق می‌شود

 

عِزِّ سلطانی کجا و مردِ سلمانی کجا 

 از بزرگیِ سلیمان مور عاشق می‌شود

 

عِلمِ ربّانی تویی باید تو را یک عمر جست

زائر از گهواره‌اش تا گور عاشق می‌شود

 

در حرم دیدم کبوتر‌ها حسودی می‌کنند

به کلاغی که دلش از دور عاشق می‌شود

 

ما زمینیم  آسمان بال کبوتر را نبند

هرچه خواهی کن ولی بر روی ما در را نبند

 

ای به قربان شما و ای به  قربان حرم

بازهم شکرِ خدا ، هستیم  مهمان حرم

 

یک حرم با چارده گنبد زمین دارد ولی

می‌رویم امشب همه سمتِ خراسان حرم

 

حاج قاسم گفت وقتی میروی این را بگو

نام ما را ثبت کن بینِ شهیدان حرم

 

 باز می آییم و می‌بینیم معلولی ضعیف

 راه می‌افتد خودش در زیر ایوان حرم

 

باز می‌بینیم اشک مادری می‌گیرد و...

بچه‌اش را می‌گذارد رویِ دامان حرم

 

مشهدت شد باز اما کربلا را بسته‌اند

کاش آنجا خیس گردم زیرِ باران حرم

 

حق بده دلشوره دارم بغض دارم گشته‌ام

هم پریشانِ محرم هم پریشانِ حرم

 

 

از نجف تا کربلا آیا زمینی می‌شویم؟

لطف فرما و بگو که اربعینی میشویم




✔️ موضوع : مدح و مناجات با امام رضا(ع)،


تاریخ درج شعر : پنجشنبه 1399/04/12 | 07:59 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام رضا(ع)-مدح


تو سفره دار عالمی مشگل گشایی

آقای ما سلطان علی موسی الرضایی




✔️ موضوع : مدح و مناجات با امام رضا(ع)،


تاریخ درج شعر : پنجشنبه 1399/04/12 | 07:57 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام رضا(ع)-مدح و مناجات


از غیب صدای رفت و آمد آید

کعبه به طواف شهر مشهد آید

در طوس ، مدینه را زیارت کردیم

از مرقد او بوی محمد آید




✔️ موضوع : مدح و مناجات با امام رضا(ع)،


تاریخ درج شعر : پنجشنبه 1399/04/12 | 07:53 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام رضا(ع)-ولادت


مژده بده یار را با لب خندان عشق

می رسد امشب ز ره،حضرت سلطان عشق

 

عرش خدا پر ز نور،ارض و سما پر ز شور

آینه بندان شده عالم امکان عشق

 

حور و ملک صف به صف شاخه ای از گل به کف

نغمه ی کُرنا و دَف ذکر رضا جان عشق

 

خیز و به میخانه شو ،همدم پیمانه شو

جرعه بزن از میِ ساقی مستان عشق

 

با دل خود همسفر هم ره باد سحر

همچو کبوتر بپر جانب ایوان عشق

 

صحن و حریم رضا گنبد و گلدسته ها

وه که زند طعنه بر روضه ی رضوان عشق

 

خادم نقّاره زن بر دل نقّاره زن

ذکر رضا جان برآر از دل جانان عشق

 

نام خدایش علی نام علی هم علی

نام رضا هم علی جانم علی جان عشق

 

از دمِ قدسی او زنده مسیحا شود

بنده ی درگاه او گشته سلیمان عشق

 

وز پی دربانی اش فخر کند بر رُسُل

محضر او با عصا، موسی عمران عشق

 

سجده چو در سجده گه ماه کند بر رخش

غرق تحیر شود یوسف کنعان عشق

 

نیست عجب گر شود سنگ به دستش طلا

با نگهش می شود کفر مسلمان عشق

 

فخر کنم بر فلک ناز کنم بر ملَک

چون که شدم بنده ی شاه خراسان عشق

 

باز شنو سلسله با شعف و هلهله

نقل حدیث از لب سلسله جنبان عشق

 

هرکه دلش منجلی شد ز ولای علی

گُل کند آتش در آن باغ و گلستان عشق

 

حِصنِ حَصین ولا ، شرط و شروطش رضاست

شیعه بُوَد تا ابد بر سر پیمان عشق

 

آمده ام از کرم شاه پناهم بده

هم بنشان بر سر سفره ی احسان عشق

 

گوی چه خواهی جواد زین صله ی شعر شاد

اذن دهد تا شوم مرغ ثنا خوان عشق

 

خسرو خیر البشر کاش که با یک نظر

ثبت کند شعر من در دل دیوان عشق

 

 




✔️ موضوع : ولادت امام رضا(ع)،


تاریخ درج شعر : پنجشنبه 1399/04/12 | 07:18 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام رضا(ع)-مدح


نزدیکیِ این کویر، آبادی هست

از عالم غیب، دست امدادی هست

روزی که پزشک ها جوابت کردند

لبخند بزن! پنجره فولادی هست




✔️ موضوع : مدح و مناجات با امام رضا(ع)،


تاریخ درج شعر : سه شنبه 1399/04/10 | 04:45 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام رضا(ع)-مدح و مناجات


زحمتی را که پدر از  کار طفلان می‌کشد..

گرچه باشد سخت!با شوق فراوان میکشد

 

پای لنگان و مسیر سخت و شیطان در کمین..

زحمت کار مرا شاه خراسان میکشد..

 

سرگذشت بی وفایی های من از حد گذشت

شانه ام جای غم تو غصه نان میکشد

 

معدن حکمت! کجا آخر به تو من میرسم؟!

حسرت فیروزه را ریگ بیابان میکشد!

 

زائر پرادعا درآرزویش حبس شد

قصر باز است و گدا جارو به زندان میکشد..

 

خرج ما دور وبری ها را سوا از خود مکن

نازقرآن راهمیشه جلدقرآن میکشد

 

سائلم مرد کریمی راکه درظرف غذا...

آب ونان بنده را با خویش یکسان میکشد..

 

تاج شاهی مال مردم! خاک پایت مال من..

حسرت این پای بوسی را سلیمان میکشد..




✔️ موضوع : مدح و مناجات با امام رضا(ع)،


تاریخ درج شعر : سه شنبه 1399/04/10 | 04:42 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام رضا(ع)-مدح و مناجات


من که با گرد و غبارت هم برابر نیستم

از همه کمتر منم از هیچ کس سر نیستم

 

زائرانت جای خود ... حتی به کفترهای تو ...

غبطه خواهم خورد ، حالا که کبوتر نیستم

 

من اگر یک لحظه هم جز خانه ات جایی روم

مادرم شیرش حرامم باد ... نوکر نیستم

 

من برای استلام کعبه ات در نوبتم

یک نگاهی به تَهِ صف کن ، من آخر نیستم

 

قایق بی بادبانم روی موج زائران

هیچ جایی بهتر از اینجا شناور نیستم

 

از ضریح تو گلاب ناب می جوشد فقط

تا که عطرآگین شوم دنبال قَمصَر نیستم

 

میهمانت هستم آقا جان ..."بفرمایی" بگو

تا ببینی "داخلم" ... دیگر دَمِ در نیستم

 

تا که دیدم یک فلج بر روی پایش ایستاد

غبطه خوردم که چرا من مبتلاتر نیستم

 

هر کسی که دید وضعم را به حالم گریه کرد

فکر می کردم که دیگر گریه آور نیستم

 

پنجره فولادی ام کن که شفا لازم شدم

من مریضم گرچه اصلا بین بستر نیستم




✔️ موضوع : مدح و مناجات با امام رضا(ع)،


تاریخ درج شعر : سه شنبه 1399/04/10 | 04:33 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

بزرگداشت حضرت شاهچراغ احمد بن موسی(ع)


اذانی تازه کرده در سرم حسّ ترنم را

ندای ربّنا را، اشک در حال تبسم را

 

تجلی‌خانه برپا کرده با گلدسته‌های نور

تداعی می‌کند صحن و سرایش مشهد و قم را...

 

مفاتیح‌الجنان بر لب، در و دیوارها شاعر

عوض کرده‌ست این تصویر‌ها طرز تکلم را

 

دلی اندازهٔ دریا برایش با خود آوردم

که با لبخندی آرامش دهد روح تلاطم را...

 

هماره قدسیان بر سفرهٔ اکرام او مُنعِم

خدا بخشیده بر خوان کریمان این تنعّم را

 

پدر«باب الحوائج» او خودش «شاهچراغ» اما

زیارت‌نامه می‌خواند دمادم نور هشتم را

 

تصور می‌کنم در طوس هستم، چشم می‌بندم

و حس می‌گیرم از شیراز این اوج تبسم را

 

به خود می‌آیم از اشکی که در هر بیت جاری‌ست

چه باران خوشی، من دوست دارم این تداوم را...

 

 




تاریخ درج شعر : یکشنبه 1399/04/8 | 05:30 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

بزرگداشت حضرت شاهچراغ احمد بن موسی(ع)


بیا که حضرت خورشید در خراسان است

در آسمان قُمش ماهتاب تابان است

 

بغل گشوده اگر فارس غبطه باید خورد

به میزبانی او آفتاب مهمان است

 

عراق ، تیره اگر شد چه جای حیرت داشت

چراغ خانه ی موسی بن جعفر ایران است

 

بیا که وادی طور است فارس ای موسی !

فروغ شاهچراغ است اگر نمایان است

 

حرای خطّه ی شیراز بی پیمبر نیست

اگر که بر سر دروازه هاش قرآن است

 

مگر که کوکب درّی مگر که مشکات است؟

در آیه آیه ی نورانیش چه پنهان است؟

 

به قند دم زدن از احمد بن موسی بود

کنار چایی ما زعفران و سوهان است

 

به چشمها بنویسید ؛ از کرامت اوست

اگر که دیدن این چلچراغ آسان است

 




تاریخ درج شعر : یکشنبه 1399/04/8 | 05:30 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

بزرگداشت حضرت شاهچراغ احمد بن موسی(ع)


تو میوه ی دل حیدر عزیز زهرایی

برادر شه طوسی، گل تولّایی

تو شمع محفل معصومه، ماه سیمایی

 

تو افسر سر ایران و تاج بطحایی

بنام شاهچراغ احمد بن موسایی

 

به سوی عرش چو دست دعا بگردانی

سپس نگاه به اهل ولا بگردانی

ز ما گره بگشائی بلا بگردانی

دل همه به سوی کربلا بگردانی

 

که بر قلوب محبّان تو حکمفرمائی

بنام شاهچراغ احمد ابن موسایی

 

خوش آن دلی که همه عمر با تو دمساز است

به سائلان، در عالم پناه تو باز است

هر آنکه بوسه به قبرت زند سرافراز است

حریم و صحن تو بیت الحرام شیراز است

 

شها تو واسطه ی فیض امّت مایی

بنام شاهچراغ احمدبن موسایی




تاریخ درج شعر : یکشنبه 1399/04/8 | 05:29 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

پنجم ذی القعده روزتجلیل از امامزادگان و بقاع متبرکه و روز بزرگداشت حضرت صالح ابن موسی کاظم علیهم السلام، گرامی باد.


سُلاله ی پیمبرند امام زادگان ما

نوادگان حیدرند امام زادگان ما

 

ستارگان برج دین ز نسل پاک احمدی

عصاره ی دل علی ذُراری محمدی

مطهر است روحشان ز لطف حی ایزدی

به بحر عشق گوهرند امام زادگان ما

 

رسول گفت در غدیر ، علی ولی داور است

ندارم ار پسر مرا شرف یگانه دختر است

تمام بچه های من ز صلب پاک حیدر است

بلی شعاع کوثرند امام زادگان ما

 

دوازده امام ما که حجت الهی اند

قبور اهلبیت شان گواه دادخواهی اند

ضریح و گنبد و حرم چو نور در سیاهی اند

منوّر و مطهرند امام زادگان ما

 

بگو مریض خسته را ، غریب دلشکسته را

بیا در طبیب را بزن به حال التجا

وسیله اند این ذوات که کرده مرحمت خدا

حبیب حی داورند امامزادگان ما

 

به کوری دو چشم آن وهابیان بی وفا

دهیم جلوه بر همه قبور آل مصطفا

که این ذوات جایشان بود به روی چشم ما

به قلب خصم خنجرند امام زادگان ما

 

مهاجران ابطحی مجاهدان معنوی

مبلغان جعفری حسینیان موسوی

جدا ز خانمان شدند که ماند آرمان قوی

چو پاسدار سنگرند امام زادگان ما

 

بزرگزادگان دین برای ما مفاخرند

شریف زادگان همه به بحر جان جواهرند

چو مُنتسب به عترتند همیشه پاک و طاهرند

همه شفیع محشرند امام زادگان ما

 

خجسته باد کشوری که خُلقشان ولائی است

به اهلبیت داده دل حسینی و رضائی است

بزرگ‌ ملت عجم محب مرتضائی است

از آن همیشه سرورند امام زادگان ما

 

خوش آمدید سوی ما ای آل مصطفی همه

کنیم پیشوازتان به لب نوا و زمزمه

که تا دهد براتمان حسین عزیز فاطمه

فدائیان اکبرند امام زادگان ما

 

الهی از چه اهل حق بلاکش زمان شدند

بزرگ زادگان چرا جلای خانمان شدند

نداد خصمشان امان ولی بما امان شدند

امان و دادگسترند امام زادگان ما




تاریخ درج شعر : یکشنبه 1399/04/8 | 05:29 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

بزرگداشت حضرت شاهچراغ احمد بن موسی(ع)


صدای ذکر تو شب را فرشته باران کرد

عبور تو لب «شیراز» را غزل خوان کرد

«کرم نما و فرود آ که خانه خانه ی توست»

بیا که چشم و دلت شهر را چراغان کرد

چو خواهرت که ز «دریاچه ی نمک» دل برد

هوای زلف تو دریاچه را «پریشان» کرد

نه شیخ شهر، تو شاهی که با چراغ رسید

و برق عشق تو ما را گرفت و انسان کرد

ولی چه حیف که آن طره ی خیال انگیز

چه زود آمد و دل برد و روی پنهان کرد

چه اشک ها که ضریحت به گونه ها جاری

چه دردها که خدا با دل تو درمان کرد

شرابِ خون تو جوشید و جان «حافظ» را

به جرعه ای غزل از جام غیب مهمان کرد

و گنبد تو برای دل کبوترها

چه مهربان شد و پرواز را چه آسان کرد

سفر اگر چه چنین ناتمام ماند، ولی

صدای پای تو «شیراز» را «خراسان» کرد




تاریخ درج شعر : یکشنبه 1399/04/8 | 05:28 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

بزرگداشت حضرت شاهچراغ احمد بن موسی(ع)


عاشقان را کوی تو میعاد یا شاهچراغ

قلب ویران  با شما آباد یا شاهچراغ

یاد تو کرد از غمم آزاد یا شاهچراغ

خواهش از ما از شما امداد یا شاهچراغ

با شما هستیم باداباد یا شاهچراغ

عشق تو شیرین و ما فرهاد یا شاهچراغ

گنبدت انگشتر شیراز را مثل نگین

معجزاتت را شنیدم از زبان آن واین

چشم بگشا جای جای کشور ما را ببین

هر طرف یک بقعه از نسل امیرالمومنین

بچه های فاطمه پخشند در این سرزمین

گشته ایران اهل بیت آباد یا شاهچراغ

عشق اهل البیت گنجی در دل ویران ماست

زین نظر ما شهره ایم و عالمی حیران ماست

مشهد و شیراز و قم در عاشقی ارکان ماست

این مثلث تا قیامت حافظ ایران ماست

این محبت از ازل در تار و پود و جان ماست

عاشقت هستیم مادرزاد یا شاهچراغ

عکس صحنت را به روی لوح دل باید کشید

ذکر اوصاف تو را هر روز وشب باید شنید

با دو بال عشق سوی گنبدت باید پرید

یابن الزهرا تا حریم تو به سر باید دوید

کرده توصیف تو و تعریف تو شیخ مفید

در کتاب مطرح ارشاد یا شاهچراغ

بر لب آفاق اولاد علی گل کرده اند

لطفشان بوده اگر ما را تحمل کرده اند

مرحمت کرده حرم را تا جنان پل کرده اند

عاشقان را غرق دریای تغزل کرده اند

حافظ وسعدی به اجدادت توسل کرده اند

نامشان گر بر زبان افتاد یا شاهچراغ

من از اینکه شیعه هستم میکنم حس غرور

عشق شیرین تو در دل، در سرم افتاده شور

از درون گاهواره تا میان خاک گور

از تو و اجداد پاکت می نمایم کسب نور

لذتی بردم به تو دادم سلام از راه دور

از کنار پنجره فولاد یا شاهچراغ

هر کجایی منتسب باشد به زهرا جنت است

این حرم یا آن حرم اینجا و آنجا جنت است

کربلا صحن حسین و صحن سقا جنت است

کاظمین و سامرا سرداب آقا جنت است

صحن ها فرقی ندارد کل آنها جنت است

خواه قدس وخواه گوهرشاد یا شاهچراغ

می دهی حاجت به عشاقت اگر لب تر کنند

باید این موضوع را عشاق تو باور کنند

حافظان باید که اوصاف تو را از بر کنند

ذاکران باید که در مدح شما محشر کنند

منبری ها روی منبر جای دارد گر کنند

خطبه ها در شأن تو ایراد یا شاهچراغ

جان خود پیوند با اولاد زهرا می زنم

تا نفس دارم به سینه دم از آنها می زنم

تا جنون راهی نمانده دل به دریا می زنم

آخر از عشق شماها سر به صحرا می زنم

گر که دست رد ببینم من خودم را می زنم

عشق ، آخر کار دستم داد یا شاهچراغ




تاریخ درج شعر : یکشنبه 1399/04/8 | 05:27 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

بزرگداشت حضرت شاهچراغ احمد بن موسی(ع)


موسی عصا ز چوب درختان طور داشت

شاهِ چراغ ما میِ اللهُ نور داشت

 

نام شما چه با دل بی طاقتم نکرد

پیمانه را شکست، می از بسکه زور داشت

 

نور تو در ادامه ی نور محمّد است

یعنی زمان خلقت عالم حضور داشت

 

شمس الشموس را ز ازل با تو نسبتی است

آن نسبتی که ساقی و جام طهور داشت

 

با مشهد اشتباه گرفت و دمی نشست

روزی کبوتری که از اینجا عبور داشت

 

از گوشه ی حرم چه خوش آواز می گذشت

دلخسته زائری که به دستش زبور داشت

 

پابوس آستانه ی تان دستغیب ها

فرخنده آن سری که به شوق تو شور داشت

 

هر صبح جمعه مجمره گردانی تو را

اسفندهای سوخته بوی ظهور داشت

 

پیش تو فال حافظ شیرازم آرزوست

از بسکه اشک در غمت اینجا سرور داشت




تاریخ درج شعر : یکشنبه 1399/04/8 | 05:22 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

بزرگداشت حضرت شاهچراغ احمد بن موسی(ع)


.... و خدا خواست به این طائفه مهمان برسد

افتخار دگری باز به ایران برسد

 

هر جنوبی که دلش سوخت به صحنت آمد

تا از این راه سلامش به خراسان برسد

 

"خواجه" ! غافل مشو از برکت این همسایه

تا که ار ابر هدایت به تو باران برسد

 

مرده رودی است دلم -راهی شیراز شده-

مثل خاکی که قرار است به گلدان برسد

 

هرکسی مثل تو عباسِ  امامش بشود

میتواند به کرامات فراوان برسد

 

آمدم در حرمت گریه کنان ، حاجتمند

کاش این مور صدایش به سلیمان برسد

 

اصفهان سفره ی عشقی است میان دو کریم

بیشتر باید از این سفره به ما نان برسد

¤¤¤

قافیه هست و تو هستی و مضامین هستند

حیف مدح تو که اینگونه به پایان برسد




تاریخ درج شعر : یکشنبه 1399/04/8 | 05:20 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام زمان(عج)-مناجات


در یافتن تو در به در می‌میرم

یا بر سر کویْ یا گذر می‌میرم

یک روز ز راه می‌رسی اما حیف

از شوقِ شنیدن خبر می‌میرم 




✔️ موضوع : مناجات فراق با امام زمان(عج)،


تاریخ درج شعر : جمعه 1399/04/6 | 07:22 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام رضا(ع) و حضرت معصومه(س)-مدح-دهه کرامت


خانه‌های آن کسانی می‌خورد در، بیشتر

که به سائل می‌دهند از هرچه بهتر بیشتر

 

عرض حاجت می‌کنم آن‌جا که صاحب‌خانه‌اش

پاسخ یک می‌دهد با ده برابر بیشتر

 

گاه‌گاهی که به درگاه کریمی می‌روم

راه می‌پویم نه با پا، بلکه با سر، بیشتر

 

زیر دِین چارده معصومم اما گردنم

زیر دِین حضرت موسَی‌بن‌جعفر بیشتر

 

گردنم در زیر دیِن آن امامی هست که

داده در ایران ما طوبای او بر، بیشتر

 

آن امامی که «فداکِ» گفتنش رو به قم است

با سلامش می‌کند قم را معطر بیشتر

 

قم همان شهری که هم یک ماه دارد بر زمین

همچنین از آسمان دارد چل اختر بیشتر

 

قصد این بار قصیده از برادر گفتن است

ورنه می‌گفتم از این معصومه‌ خواهر بیشتر

 

من برایش مصرعی می‌گویم و رد می‌شوم

لطف باباهاست معمولاً به دختر بیشتر

 

عازم مشهد شدم تا با تو درد دل کنم

بودنم را می‌کنم این‌گونه باور بیشتر

 

مرقدت ضرب‌المثل‌های مرا تغییر داد

هرکه بامش بیش، برفش... نه! کبوتر، بیشتر

 

چار فصل مشهد از عطر گلاب آکنده است

این چنین یعنی سه فصل از شهر قمصر بیشتر

 

پیش تو شاه و گدا یکسان‌ترند از هر کجا

این حرم دیگر ندارد حرف کمتر، بیشتر

 

ای که راه انداختی امروز و فردای مرا!

چشم‌ بر راه تو هستم روز آخر بیشتر

 

از غلامان شما هم می‌شود دنیا گرفت

من نیازت دارم آقا روز محشر بیشتر

 

بر تمام اهل بیت خویش حسّاسی ولی

جان زهرا(س) چون شنیدم که به مادر بیشتر...

 

بیشترهایی که گفتم از تو خیلی کمترند...    




✔️ موضوع : مدح و مناجات با امام رضا(ع)، ولادت امام کاظم(ع)، ولادت حضرت معصومه(س)،


تاریخ درج شعر : جمعه 1399/04/6 | 07:08 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام زمان(عج)-مناجات


آنقدر آلوده ام که بار خفت می کشم

باخودم این درد را تا بی نهایت می کشم

 

یابن زهرا من برای اینکه راضی ات کنم

از نماز صبح تا هیئت ریاضت می کشم

 

بسکه گریه کرده ای از دیدن پرونده ام

هرکجا نام تو می آید خجالت می کشم

 

تا نگاه مهربانت قسمت من هم شود

لحظه لحظه از دوتا چشم تو منت می کشم

 

جای تو بانفس اماره رفاقت کرده ام

هرچه دارم می کشم ازاین رفاقت می کشم

 

می شود گاهی نگاهی هم به حال من کنی!!!

هرچه باشد من درِ این خانه زحمت می کشم

 

باهمه آلودگی هرطور ممکن که شده

هرشب جمعه خودم را سمت هیئت می کشم

 

می روم یک گوشه ای در روضه هق هق می کنم

آخرش در روضه های کربلا دق می کنم 




✔️ موضوع : مناجات فراق با امام زمان(عج)،


تاریخ درج شعر : جمعه 1399/04/6 | 07:00 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام زمان(عج)-مناجات محرمی


تو را قسم به نگاهت نیفتم از چشمت

به برق چشم سیاهت نیفتم از چشمت

 

قدم قدم ز شما دورتر شدم، حالا

نشسته ام سرِ راهت نیفتم از چشمت

 

چو دل ز غیر بریدم، تو وا کنی آغوش

من و امیدِ پناهت نیفتم از چشمت

 

نِیَـم چنان شهدا روسفیدِ تو اما

منم غلامِ سیاهت نیفتم از چشمت

 

رها مکن به خطایم، هدایتم با توست

مگو بمان به گناهت نیفتم از چشمت

 

مرا جدا مکن از اشکِ روضۀ ارباب

فدای ناله و آهت نیفتم از چشمت

 

به اشک صبح و مسائت، به دیدگانِ تَرَت

مرا کمی است شباهت نیفتم از چشمت

 

کنون قریب هزار و چهارصد سال است

به قتلگاست نگاهت نیفتم از چشمت

 

قسم به روزِ نجاتِ اسیریِ زینب

مرا بخوان به سپاهت نیفتم از چشمت

 

به سمت کرب و بلا هر سحر سلامم باد

در انتظار پگاهت نیفتم از چشمت




✔️ موضوع : مناجات فراق با امام زمان(عج)،


تاریخ درج شعر : جمعه 1399/04/6 | 06:50 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام زمان(عج)-مناجات


از تو عطش نگاه دارد دل ما

روزی چو شب سیاه  دارد دل ما

تا کی به فراق تو صبوری؟...برگرد

آقا ...بخدا گناه دارد دل ما




✔️ موضوع : مناجات فراق با امام زمان(عج)،


تاریخ درج شعر : جمعه 1399/04/6 | 06:48 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام زمان(عج)-مناجات-اعتراضی


بهانه است ولی خب برای من کافی است

همین که شعر مرا می بری به کنگره ها

همین که در دکور خانه ام دو تا تندیس

اضافه می شود  و می روی به خاطره ها

 

یکی دو تا غزل خوب ، می شوی گاهی

 

فقط بمان و نیا تا تو را اضافه کنم

به انتظار مدرنی که شعر خواهد شد

مهم ، حضور تو در روزنامه ی شهر است

چقدر سوژه برایم می آوری با خود

 

حوادث یمن و جنگ شام هم بد نیست...

 

فقط اجازه بده وضعمان همین باشد

زمین خسته سر از آسمان درآورده است

چه عیب دارد اگر این رعیت خوشبخت

کنار نام تو از جنگ ، نان درآورده است

 

چه ساده در عوض آب ، نفت نوشیدیم

 

فقط بمان و نیا ، قول می دهم این شهر

برای نیمه ی شعبان شلوغ تر بشود

ظهور را به علائم چه احتیاجی بود

نیا که شادی ما پر فروغ تر بشود

 

چقدر روی بَنرها شکیل و خوش اسمی!!!

 

خودت بگو ؛ تو اگر آمدی به خانه ی ما

چگونه حوصله ی شهر ، با تو سر نرود ؟!!

 دلت چگونه می آید بیایی و مِن بعد

به جمکران تو این قوم رهگذر نرود

 

نیا ، سه شنبه برایت نماز خواهم خواند

 

چه فکر می کنی ای انتظار ناپایان

جدایی من و تو ماجرای یک شبه نیست

هزار سال پیاپی گذشت و دلخونی

هنوز کوچه ی ما آنچنان محجّبه نیست

 

گناه روسری ما به گردن باد است...

 

برای آنکه بیایی نیاز مبرم بود

که مرد و زن همه با هم کنار هم باشیم

همین که نام خیابانمان ولیعصر است

اجازه داد که در اختیار هم باشیم

 

اذان رسید و به دجّال اقتدا کردیم

 

 نوشته اند که هر چیز جای خود خوب است

مهم نبود که حتی به قهقرا بروم

نوشته اند که از جمعه استفاده کنم

کنار مهدیه گاهی به سینما بروم

 

جهان به خنده ی (بَت مَن) علاقمندم کرد

 

 

اراده کن که بیایی ولی تامل کن!

که رودها همه پابست ماهیان تواند

به غیر سیصدو چندین نفر که برگشتند

تمام مردم دنیا سپاهیان تواند

 

نیا که عطسه ی دنیا به صبر فرمان داد




✔️ موضوع : مناجات فراق با امام زمان(عج)،


تاریخ درج شعر : جمعه 1399/04/6 | 06:47 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام زمان(عج)-مناجات


به شیوه غزل، اما سپید می‌آید

صدای جوشش شعری جدید می‌آید

 

چه آتشی غم عشق تو زیرسر دارد

که باغ شعر تر از آن پدید می‌آید

 

نَفَس‌نفس به امید تو عمر می‌گذرد

امید می‌رود آری، امید می‌آید

 

برای درد و دل تو مفید نیست کسی

وگرنه نامه برای مفید می‌آید

 

مُردّدم که تو با عید می‌رسی از راه

و یا به یُمن قدوم تو عید می‌آید؟

 

کلیدداری کعبه نشانه حق نیست

کسی‌ست حق که در آن بی‌کلید می‌آید

 

و حاجیان همه یک روز صبح می‌گویند:

چقدر بر تن کعبه سفید می‌آید!




✔️ موضوع : مناجات فراق با امام زمان(عج)،


تاریخ درج شعر : جمعه 1399/04/6 | 06:43 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام زمان(عج)-مناجات


یکی از همین روزها، ناگهان

تو می‌آیی از نور، از آسمان

 

تو می‌آیی و شب زمین می‌خورَد

و قد می‌کشد نور، در آسمان

 

قفس با ظهور تو خط می‌خورَد

زمین می‌شود سهم آزادگان

 

به سر می‌رسد فصل سرد سکوت

تَرَک می‌خورد بُغض فریادمان

 

تو می‌آیی از فصل عدل علی

به تقسیم لبخند، تقسیم نان

 

تو از سمت طوفان شبی می‌رسی

به دست تو تیغی عدالت نشان

 

تو می‌آیی و با سرانگشت تو

ورق می‌خورد سرنوشت جهان

 

تو در باغ آدینه گُل می‌کنی

بهار عدالت، امام زمان!




✔️ موضوع : مناجات فراق با امام زمان(عج)،


تاریخ درج شعر : جمعه 1399/04/6 | 06:41 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام زمان(عج)مناجات- حضرت رقیه(س)شهادت


بیا که خانۀ چشمم شود چراغانی

اگر قدم بگذاری به چشم بارانی

 

بیا که بی‌تو نیامد شبی به چشمم خواب

برای تو چه بگویم از این پریشانی؟

 

چرا کنم گله از روزهای دلتنگی؟

تو حال و روز دلم را نگفته می‌دانی!

 

نه دل بدون تو طاقت می‌آورد دیگر

نه تو اگر که بیایی همیشه می‌مانی

 

چه کرده با دل من داغ، دور از چشمت

چه کرده با دلم این گریه‌های پنهانی

 

ببین سراغ تو را هر غروب می‌گیرم

قدم قدم من از این کوچه‌های کنعانی

 

نسیم مژدۀ پیراهن تو را آورد

نسیم آمده با حال و روز بارانی

 

نسیم آمده با عطر عود و خاکستر

نسیم آمده با ناله‌ای نیستانی

 

بیا که دختر تو نیست ماندنی بی‌تو

بیا که کُشت مرا این شب زمستانی!




✔️ موضوع : مناجات فراق با امام زمان(عج)، حضرت رقیه(س)،


تاریخ درج شعر : جمعه 1399/04/6 | 06:39 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت معصومه(س)-مدح و ولادت


هرکس گدایی می کند بر ساحت زهرا

باید بیاید قم بیاید خدمت زهرا

معصومه یعنی نور، یعنی عصمت زهرا

پیداست در صحن و سرایش جنّت زهرا

 

مانند زهرا روشنای خانه این بانوست

راضیّه و انسیّه و حنّانه این بانوست

 

کوثر شده زهرا اطهر می شود بی شک

انسیّة الحورای دیگر می شود بی شک

معراج را معنا و مظهر می شود بی شک

بند دلِ موسی بن جعفر می شود بی شک

 

بابا اگر این است دختر باید این باشد

چون فاطمه حق است امّ المؤمنین باشد

 

وا می شود سجاده اش، وا می شود درها

درهای الطاف خداوندی به نوکرها

از نسل اسماعیل ها تا نسل هاجَرها

در محضرش از فضّه ها هستند و قنبرها

 

در کهکشانش شاعران منظومه می گویند

معصوم ها یا حضرت معصومه می گویند

 

دست کریمه برکتش مثل کریمان است

قم ظاهراً خشک است، در باطن گلستان است

باران نمی خواهد همیشه نورباران است

هر زائرِ قم زائرِ شاه خراسان است

 

محتاجم و دورِ کس دیگر نمی گردم

از محضر او دست خالی بر نمی گردم

 

کعبه تمام عزت خود را به او داده

جنّت به دست خادمان او سبو داده

زهرا به یُمن او به من هم آبرو داده

کن درد دل با او که وقت گفتگو داده

 

بیخود نمی آیند مردم سر به زیر اینجا

پس تو بیا و کربلایت را بگیر اینجا

 

چون فاطمه نور است و شرحی در بیانش نیست

چون زینب است و جز رضا وِرد زبانش نیست

گرچه شکسته، حرفی از قدّ کمانش نیست

بر آسمان نیزه ماه کاروانش نیست

 

بیکس نشد یک لحظه هم در این مسیر اصلاً

بیمار شد اما نشد اینجا اسیر اصلاً

 

باید از آقا گفت یا خواهر که تنها شد

او را زدند اشرار بالا سر که تنها شد

گودال شد عرش خدا مادر که تنها شد

غارت شد از هر گوشه ای پیکر که تنها شد

 

در ازدحام خیمه  زینب ناتوان افتاد

روبنده ی زن ها بدست این و آن افتاد  




✔️ موضوع : ولادت حضرت معصومه(س)،


تاریخ درج شعر : دوشنبه 1399/04/2 | 11:32 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت معصومه(س)-مدح


بانوی کریمه ای! حریمت زیباست

عمریست میان صحنِ آیینه گمی

 

معصوم نگاه کردی و رتبه گرفت

کنج حرم‌ِ تو شیخ عباس قمی! 




✔️ موضوع : ولادت حضرت معصومه(س)،


تاریخ درج شعر : دوشنبه 1399/04/2 | 11:02 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت معصومه(س)-مدح


ای بهشت آرزوهای بهشت

ای سراپا کوثر و کوثر سرشت

 

ای گل عطر آفرین باغ عشق

ای تجلی گاه بانوی دمشق

 

فاطمه نامت دل تو زینبی

هم به دل جای تو هم ذکر لبی

 

عمق ذاتت از وجود زینب است

در حقیقت تار و پود زینب است

 

ریشهءاخلاق و رفتارت ز اوست

خون او داری به رگ در زیر پوست

 

تو زنسلی پاکدامانی و بس

زاده ای از شاه مردانی و بس

 

بسکه تو هستی دل آرا و شریف

در جدال حُسن هستی بی حریف

 

حوریان شاگرد درس خوبیت

شهره ء آفاق شد محبوبیت

 

دوست و دشمن به مهرت مبتلا

چون کریمه هستی و مشکل گشا

 

قدرت احسان تو فوق بشر

هرکسی دارد از این شأنت خبر

 

خاکبوس خاک تو خاک جهان

زائرانت را بهشت حق مکان

 

کوی تو خود جنت الاعلی بُوَد

تربت تو تربت زهرا بُوَد

 

عشق را سرمشق نا مختومه ای

عصمت حق هستی و معصومه ای

 

ای تو شمس سینه ء شمس الشموس

ای تو ناموس امیر مُلک طوس

 

بارگاهت معدن لبریز جود

هرچه گشتم مثل کوی تو نبود

 

خاک تو دارالشفای سینه هاست

کوی تو هرشب پذیرای رضاست

 

ای برادر زائر همواره ات

ای دل دلدادگان آواره ات

 

شوق دلبر داشتی کردی سفر

تا بگیری یکدم از یارت خبر

 

عاقبت با سینه ای محزون و زار

بی خبر جان دادی از هجران یار

 

کاش میشد عمر زینب چون تو طی

تا نمی دید از جفا یارش به نی  




✔️ موضوع : ولادت حضرت معصومه(س)،


تاریخ درج شعر : دوشنبه 1399/04/2 | 10:54 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت معصومه(س)-مناجات


تا حریمِ قُربِ تو با پایِ لنگان آمدم

در بهشتِ خانه ات از کُنجِ زندان آمدم

 

گنبد و گلدسته هایت در دلم چون کعبه شد

باز احرامی بسته و با چشمِ گریان آمدم

 

حضرت بانو!اسیرم مانده در راهم..ببین

دستگیری کن که با حالِ پریشان آمدم

 

"اشفعی لی فاطمه " می گویم و در می زنم

باز کن در را که چون حُرِّ پشیمان آمدم

 

آبرویم را بخر ای آبرویِ نُه فلک...

سر به زیرم چونکه با دریایِ عصیان آمدم

 

قم..دیارِ عاشقانِ حضرت صدّیقه است..

مادری هستم به عشقِ قبرِ پنهان آمدم

 

معرفت اصلاً ندارم لیک با آوارگی...

محضرِ همشیره ی سلطانِ خوبان آمدم

 

بی کسم خسته دلم ..هستم دخیلِ این گذر

حال و روزم را ببین مثلِ غریبان آمدم

 

مثلِ خاری در بیابانم به دور از احترام

من بدین در ..در پی الطافِ باران امدم   




✔️ موضوع : ولادت حضرت معصومه(س)،


تاریخ درج شعر : دوشنبه 1399/04/2 | 10:51 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت معصومه(س)-مدح و ولادت


کوثر امشب بازهم جاری شده

موسم مستی و دلداری شده

 

کوثری دیگر روان شد از جنان

بوی عطرش رفته تا هفت آسمان

 

غنچه ای روئید در خاک زمین

غنچه ای از باغ فردوس برین

 

پهنه‌ی عرش و زمین گلشن شده

وادی هفت آسمان روشن شده

 

وجه این گل به چه زیبا و جلی ست

ریشه‌ی این غنچه از نسل علیست

 

زاده ای از نسل کوثر آمده

دختر موسی بن جعفر آمده

 

وجه او وجه و جمالش فاطمه ست

قدر او قدر و کمالش فاطمه ست

 

شأن أو شأن و مقام کوثر است

نام او همنام نام کوثر است

 

آب دریا پیش لطف او کم است

شاه بانوی تمام عالم است

 

او به حوران بهشتی دلبر است

سایه‌ی لطفش همیشه بر سر است

 

چادر او سایبان مردم است

کوی رضوان گونه اش شهر قم است

 

خواهر شاه سریر ارتضاست

عشق و معشوق علی موسی الرضاست

 

عالم و آدم ثنا خوان وی اند

صد چو حاتم ریزه خواران وی اند

 

او پناه قلب‌های خسته است

ره گشای راه‌های بسته است

 

نورِ رو بندش درخشانی ترین

تارو پود چادرش حبل المتین

 

خاک پایش توتیای دیده هاست

تربتش رشک همه سجاده هاست

 

او تمام عزت است و جاه عشق

هم طراز است او با ماه دمشق

 

جلوه گاه حق و زهرا صورت است

فاتح دل‌ها و زینب سیرت است

 

خلد گردی روی دامانش بُوَد

رخصت هستی به دستانش بُوَد

 

شهرت او رفته بالاتر زقاف

عالمان گرد حریمش در طواف

 

تربتش همواره غرق همهمه است

خاک قبرش خاک قبر فاطمه است

 

می‌کند عالم به خاک او سجود

لیک چون زهرا نشد رویش کبود

 

فاطمه گر هست نام نیکویش

لیک نشکستند از کین پهلویش   




✔️ موضوع : ولادت حضرت معصومه(س)،


تاریخ درج شعر : دوشنبه 1399/04/2 | 10:48 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت معصومه(س)-مدح


همین که ساده می چرخند بهجت ها به دور تو

همین که مثل اربابند رعیت ها به دور تو

 

یکی با اشک می آید یکی در بُهت می سوزد

تفاوت می کند طرز ارادت ها به دور تو

 

یکی کرببلا آن یک بقیع آن دیگری مشهد

که می چرخند انواع زیارت ها به دور تو

 

خُمی لبریز از درد دلند و حرف ها دارند

اگر خَم می شوند از شوق قامت ها به دور تو

 

مگر تا نگذرد از حد عصمت هر گنهکاری

زمان را گوشزد کردند ساعت ها به دور تو

 

برای آن که دستش را رسانده بر تن مرقد

طلایی می شوند اینگونه فرصت ها به دور تو

 

عناصر مثل آب حوض،مثل باد در پرچم

زدند عُمری برای خود سفارت ها به دور تو

 

شکسته می رسند از راه امّا بی گُمان اینجا

فقط دارند میل دایره خط ها به دور تو

 

یکی از سمت بالا سر دوتا از سمت پایین پا

سه تا «در» تعبیه کردند جنت ها به دور تو




✔️ موضوع : ولادت حضرت معصومه(س)،


تاریخ درج شعر : دوشنبه 1399/04/2 | 10:31 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات
تعداد کل صحن ها : 565 :: ... 13 14 15 16 17 18 19 ...
لطفا از دیگر صحن های حسینیه نیز دیدن فرمایید
.: پایگاه تخصصی مدح و مرثیه حسینیه:.
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic