بسم‌الله الرحمن الرحیم


قابل توجه زائرین گرامی، همزمان با ثبت اشعار در پایگاه حسینیه، کانالهای اجتماعی "حسینیه"  نیز به روز خواهد شد.

لینک کانال های تلگرام ، ایتا و سروش  hosenih@  

و

لینک صفحه اینستاگرام payegahe_hoseinieh@ 


https://telegram.me/hosenih

https://www.instagram.com/payegahe_hoseinieh/


لطفا در معرفی صفحات اجتماعی پایگاه "حسینیه" ، همکاری نمایید.




موضوع: کانال تلگرامی و صفحه اینستاگرام "حسینیه"،  اطلاعیه و اخبار حسینیه، 
 

تاریخ درج شعر : جمعه 1397/09/9 | 08:15 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام زمان(عج)-مناجات فاطمی


این چنین بر دلم افتاد ... به امّید خدا ...

... غم نخور ... می رسد امداد به امّید خدا

 

چه قدَر عقده در این سینه ی ما جمع شده

عقده ها می شود آزاد به امّید خدا

 

دل ما که به خدا تنگ شده، منتظریم

تا که از ما بکند یاد به امّید خدا

 

با دعای «فرج» و «ندبه» ی او مأنوسیم

کِی اثر می کند «اوراد» به امّید خدا ؟

 

باید از گندم بد بوی گنه دور شوم

تا شوم یار قلمداد به امّید خدا

 

گِره از کار گِره خورده ی ما باز شود

فرصتی می شود ایجاد به امّید خدا ...

 

... که به دست پسر فاطمه بوسه بزنیم

یک به یک با همه اولاد به امّید خدا

 

خبر آمدنش را همه جا پخش کنید

می رسد لحظه ی میعاد به امّید خدا

 

منتقم می رسد و روز ظهورش حتماً

می شود فاطمه دلشاد به امّید خدا

 

حرم خاکی خورشید و قمرهای بقیع

عاقبت می شود آباد به امّید خدا

 

مثل مشهد وسط صحن بقیع نصب کنیم ...

... دو سه تا پنجره فولاد به امّید خدا

 

لذتی دارد عجب تا که به ما می گوید:

آفرین! دست مریزاد! .... به امّید خدا ...

 

.... وعده ی بعدی ما «شارع بین الحرمین»

دم بگیریم همه با «لک لبّیک حسین»




موضوع: مناجات فاطمی با امام زمان (عج)، 
 

تاریخ درج شعر : یکشنبه 1398/11/6 | 12:20 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام زمان(عج)-مناجات فاطمی


بیا محله ی غم کوچه ی بنی هاشم

به پای دل بروم کوچه ی بنی هاشم

 

بیا که راوی غم های مادرت باشی

بیا قدم به قدم کوچه ی بنی هاشم

 

بیا که با تو مگر فاطمیه پر شود از

کتیبه پرچم علم کوچه ی بنی هاشم

 

بیا که روضه بخوانی مگر به خود بیند

نوای نوحه و دم کوچه ی بنی هاشم

 

بقیع را کنی آباد و منتهی بشود

به درب صحن حرم کوچه ی بنی هاشم

 

قد رشید تو را از مصیبتش بکند

شبیه فاطمه خم کوچه ی بنی هاشم

 

خلاف میخ در شعله ور شده سرد است

هم آه فاطمه هم کوچه ی بنی هاشم

 

گمان کنم که شبیه تو هم خبر دارد

ز چشم کرده ورم کوچه ی بنی هاشم

 

برای غربت حوریه می خورد سوگند

به گوشواره قسم کوچه ی بنی هاشم

 

چقدر خون به دل شیعه کرد عرض کمش

همین محله ی غم کوچه ی بنی هاشم




موضوع: مناجات فاطمی با امام زمان (عج)، 
 

تاریخ درج شعر : یکشنبه 1398/11/6 | 12:19 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام زمان(عج)-مناجات فاطمی


یابنَ الحسن، ما هر چه داریم از شما داریم

پس هر چه ما داریم، بر پای تو بگذاریم

 

هر داغ و دردی در رهِ عشق شما زیباست

واللهِ دست از دامنِ تو بر نمیداریم

 

رخصت بده جانِ جهانی را رها سازیم

از دشمنِ پَستی که با تو مشترک داریم

 

ایران تماماً سرزمینِ مادرت زهراست

ما خاکِ خود را دستِ صاحب مِلک بسپاریم

 

چیزی نداریم از خود، ای صاحب لوای دین

دنیای خود را پای دین، چون ابر میباریم

 

خونی که در رگهای ما جوشد، ز گودال است

این خون و این جان هدیه اَت، ما نذرِ دلداریم

 

ما مالِ تو ، تو مالِ ما، هشتاد میلیون نَه

ما یک جهان قاسم سلیمانی سپهداریم

 

ما دولتِ زهرای اطهر، امتِ حیدر

اهلِ جهاد، اهلِ شهادت، اهلِ ایثاریم

 

هرگز بخواب غفلت و عزلت نمیمانیم

پشتِ سر رهبر بصیرت دار و بیداریم

 

وقتِ سکوت، از ما کلامی نشنود دشمن

وقتِ جهاد، از آسمان مانندِ رگباریم

 

روزی شبیهِ ذوالفقارِ در غلافستیم

روزِ دگر شمشیر برّانِ علمداریم

 

امروز یک تَن نیستیم ای حیدرِ دوران

یک امتِ واحد برای نسلِ کراریم

 

نسلی پُر از همت، پُر از احمد، پُر از قاسم

نسلی پُر از میثم، پُر از مالک و عمّاریم

 

دشمن شود با عزممان از منطقه اخراج

با لشکرِ فرعون، چون موسای رهداریم

 

سرمایه ی شور حسینی، هدیه ی زهراست

با فاطمیه پرچمِ دین را نگهداریم

□ □ □

یکبار سیلی خورده مادر ، تا قیامت بس

دیگر امامِ خویش را بی یار نگذاریم

 

دیگر قضایای فشار در نخواهد شد

زیرا هنوزم، ناله دار از زخمِ مسماریم

 

از پشتِ آن در ، تا مسیر کربلا ، تا قدس

لشکر به لشکر، صف به صف، زهرای بسیاریم

 

دیگر علی را ریسمان بسته نخواهی دید

تا پای جان، پای علی، همواره هشیاریم

 

دیگر مصیبت بر یتیمانِ علی سخت است

مثلِ تو ما هم، در غمِ مادر عزاداریم




موضوع: مناجات فاطمی با امام زمان (عج)، 
 

تاریخ درج شعر : یکشنبه 1398/11/6 | 12:18 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام زمان(عج)-مناجات فاطمی


به خواب غفلت خویشم!  زهم پاشیده سامانم

من بیچاره یک عمرست     اسیر این زمستانم

 

به سمت این و آن بردم  نگاهم را ولی افسوس

تورا دیگر نمیبینم!  چه سنگین است تاوانم!

 

خجالت میکشم اقا    بگویم شیعه ات هستم

اگر اذن شما باشد    بگویم از محبانم

 

برایم گریه ها کردی! ولی من فکر خود بودم!

پرشانم شدی العفو     نفهمیدم! پشیمانم!

 

من آلوده را آخر    چرا تحویل میگیری؟!

چه دیدی از من آخر که    خودم حتی نمیدانم؟!

 

علی این روزها دیگر    به خانه دیر می آید

ز تنهاییش میسوزم     ز حیرانیش حیرانم

 

گمانم نیمه شب زهرا    صداکردست حیدر را

که ای یار غریب من    حلالم کن! نمی مانم!




موضوع: مناجات فاطمی با امام زمان (عج)، 
 

تاریخ درج شعر : یکشنبه 1398/11/6 | 12:17 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام زمان(عج)-مناجات فاطمی


دلا خو کن به دلداری که از مهرش وفا خیزد

رها کن این و آنها را ز بیگانه جفا خیزد

 

برای یاری دلدار باید با صفا باشی

بیا بو کن نسیمی را که از عطرش صفا خیزد

 

نشان آشنا بودن رضای یوسف زهراست

خوش آنروزی که از کارم ز قلب او رضا خیزد

 

محرم رفت و دنبالش صفر بار سفر بسته

کنون من ماندم و هجری که از دورش بلا خیزد

 

اگر دست مرا گیرد دلِ خسته نمی میرد

وگر سازد رها ما را ز دلها مرگها خیزد

 

مرا دست گنه مسپار ای دلدار ای دلدار

که بی تو از منِ بی یار ، تنها ادّعا خیزد

 

خوش آن سفره که در ماه صفر بار مرا بندد

دلم تا فاطمیه پر زند و ز آن نوا خیزد

 

همین ایام بود آغاز غمهای دل زهرا

غم خانه نشینیِ علی از این عزا خیزد

 

سیاهی ها خداحافظ غم زهرا غم مخفی است

هنوز از قبر مخفی نالۀ مهدی بیا خیزد

 

بیا مهدی برای انتقام مادرت زهرا

که از درد و غم سیلی هزاران ماجرا خیزد




موضوع: مناجات فاطمی با امام زمان (عج)، 
 

تاریخ درج شعر : یکشنبه 1398/11/6 | 12:15 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام زمان(عج)-مناجات فاطمی

 

صدای هق هق ات آقا طنین چاووشی

دوباره در غم مادر سیاه می پوشی

 

بلند گریه کنی در عزای فاطمیه

روا نباشد از این پس به شیعه خاموشی

 

به چای روضه گلو تازه کن کمی امشب

به غیر خون دل آقا چرا نمی نوشی؟

 

دعا برای ظهورت همیشه یادم رفت

مرا ببخش برای همین فراموشی

 

خودت بگو چه جوابی به مادرت بدهم؟

که سالیان درازی ست خانه بر دوشی

 

دو چشم مهدی زهرا که خیس اشک شده

نگاه خشک من از غم چرا نمی جوشی ؟؟

 

خودت بگو اثر ضرب دست سنگین نیست؟

زمین می افتد اگر گوشواره از گوشی 




موضوع: مناجات فاطمی با امام زمان (عج)، 
 

تاریخ درج شعر : یکشنبه 1398/11/6 | 12:14 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام زمان(عج)-مناجات فاطمی


دوباره در دلم آشوب عالم آمده است

قیامت آمده یا که مُحرّم آمده است

 

عزای کیست که حتی خود مُحرّم هم

به سر زنان و پریشان و درهم آمده است

 

عزای اشرف اولاد آدم است آری

عزای بنت نبی مکرم آمده است

 

تمام خلق دچار مُحرّمند ولی

برای فاطمه دل‌های مَحرم آمده است

 

دوباره فاطمیه آمد و یقین داریم

در این حسینیه صاحب عزا هم آمده است

 

وضوی گریه بگیر و بیا که در روضه

عزیز فاطمه با قامت خم آمده است

 

رواست مردن از این غم که پشت درب بهشت

برای سوختن گل جهنم آمده است




موضوع: مناجات فاطمی با امام زمان (عج)، 
 

تاریخ درج شعر : یکشنبه 1398/11/6 | 12:13 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام زمان(عج)-مناجات فاطمی


ای مسافر بیا ، سفر تا کی ؟

منتظِر پای منتظَر تا کی ؟

 

نظری سوی ما کنی بد نیست

دور مانی تو از نظر تا کی ؟

 

بهر لیلا چقدر صبر کند

دل مجنون در به در تا کی ؟

 

سیزده قرن منتظر بودن

این دعاهای بی اثر تا کی ؟

 

به فدای تو مادر و پدرم

گریه ی مادر و پدر تا کی ؟

 

غربتت را کسی نمیفهمد

غربت شام بی سحر تا کی ؟

 

جمع باید شوند اصحابت

سیصد و سیزده نفر تا کی ؟

 

باز هم فاطمیه ای دیگر

صبر این داغ ، بر جگر تا کی ؟

 

منتقم بهر انتقام بیا

صبر آن تیغه ی دو سر تا کی ؟

 

کاش می آمدی ز جاده ی نور

کاش نزدیک بود صبح ظهور 




موضوع: مناجات فاطمی با امام زمان (عج)، 
 

تاریخ درج شعر : یکشنبه 1398/11/6 | 12:10 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت زهرا(س)-هجوم به بیت ولایت


خانه تاریک شد و بر در خانه شرر است

جلوی یک زن مظلومه هزاران نفر است!

 

کاش لولای در از سمت دگر باز شود!

در اگر باز به داخل بشود دردسر است..

 

 

اتش! از در نرو بالا!دم در فاطمه است...

حرمتش را تو نگه دار!ببین خون جگر است..

 

دخت پیغمبرتان است!مراعات کنید

میزند فاطمه را هرکه در این دورو بر است..

 

آه مسمار حیا کن!سوی پهلوش مرو!

صبر کن صبر !علی چشم براه پسر است

 

فضه چادر برسان فاطمه افتاد زمین

کمکش کن!همه هستی من در خطر است

 

قنفذ اینقدر نخند!این که زدی یک زن بود

تو نگفتی بخودت سوخته و بی سپر  است؟!

 

باز برخواسته و پشت علی می آید

هرچه او را بزنی پای علی بی اثر است




موضوع: هجوم و آتش زدن در و دیوار، 
 

تاریخ درج شعر : شنبه 1398/11/5 | 11:42 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت زهرا(س)-هجوم به بیت ولایت-کوچه بنی هاشم


گیر كرد و به خانه راه نداشت

وسط كوچه ها پناه نداشت

 

او سر جنگ با مدینه نداشت

بین نامحرمان پناه نداشت

 

بر روی خاك بی صدا افتاد

مادر ما مجال آه نداشت

 

غیر دیوار كوچه ها آن روز

فاطمه هیچ تكیه گاه نداشت

 

به چه جرمی ؟ چرا كتك خورده

بخدا مادرم گناه نداشت

 

كاشكی به مغیره میگفتند

كه زمین خوردنش نگاه نداشت

 

كاش میشد قلاف كاری با

زنِ تنهای پا به ماه نداشت 




موضوع: كوچه بنی هاشم،  هجوم و آتش زدن در و دیوار، 
 

تاریخ درج شعر : شنبه 1398/11/5 | 11:38 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت زهرا(س)-کوچه بنی هاشم


کوچه بود و غروب دردآور

گوشه‌ی چشم آسمان تر بود

در زمان عبور از آن کوچه

دست‌هایم به دست مادر بود

 

ناگهان سایه‌ای پدید آمد

ناله از فرش تا ثریا رفت

تا به خود آمدم فقط دیدم

دست یک نانجیب بالا رفت

 

صورت شوم خود در آینه دید

خیز سمت دل درک برداشت

سنگی از دست چپ حواله نمود

گونه‌ی راستش ترک برداشت

 

دوزخ آتش گرفت و نفرین کرد

جبرئیل امین بگفت آمین

مادرم با تلاش بسیارش

شد به پا و دوباره خورد زمین

 

چادرش را تکاند و راه افتاد

مثل کوه از کنار کاه گذشت

ولی از درب خانه ناغافل

دو سه باری به اشتباه گذشت




موضوع: كوچه بنی هاشم، 
 

تاریخ درج شعر : شنبه 1398/11/5 | 11:34 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت زهرا(س)-هجوم به بیت ولایت


زخمی شود وقتی بگیرد پر به دیوار

افتاده نقش لاله ای پرپر به دیوار

 

زبری آجرهایش اشکم را در آورد

زُل میزنم با چشم های تر به دیوار

 

مادر نباشد بچه ها خانه خراب اند

من که ندارم بعد از این باور به دیوار

 

وقتی به کوچه دست بابا بسته باشد

از غصه تکیه میکند مادر به دیوار

 

اندازه ی یک بار شیشه فاصله داشت

اما رسید از ضربه ی پا در به دیوار

 

همسایه ها دیدند که خونابه میریخت

از پهلوی صدیقه ی اطهر به دیوار

 

من قبل مسجد رفتن مان خواب دیدم

در کوچه مادر می خورد با سر به دیوار

 

گل بود با سیلی گلابش را گرفتند

مانده ست از عطر خوش کوثر به دیوار

 

وقتی رسد دستش به بازوی شکسته

سر می گذارد لاجرم حیدر به دیوار

 

فردای بعد از مادرم دیدم که بابا

دارد سیاهی میزند دیگر به دیوار




موضوع: هجوم و آتش زدن در و دیوار، 
 

تاریخ درج شعر : شنبه 1398/11/5 | 11:31 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت زهرا(س)-هجوم به بیت ولایت


خدا کند که کسی بی هوا زمین نخورد

به ضرب پا وسط شعله ها زمین نخورد

 

هزار مرد بیفتد به پیش چشم همه

ولی زنی وسط کوچه ها زمین نخورد

 

در ازدحام هجوم ستم ، در خانه

خدا کند که زنی (پا به ما) زمین نخورد....

 

به آن عبا که علی روی همسرش انداخت

زنی مقابل نامردها زمین نخورد

 

به اشک چشم حسینش خدا کند دیگر

که مادری جلوی بچه ها زمین نخورد

 

زدند فاطمه را هر چه ، باز هم میگفت

که من زمین بخورم ، مرتضی زمین نخورد

 

پس از مدینه و این مادر و زمین خوردن

خدا کند پسرش کربلا زمین نخورد

 

خدا کند که کسی نیزه بی هوا نزند

خدا کند که دگر بی هوا زمین نخورد

 

خدا کند که دگر پیش خواهری مضطر

سر برادری از نیزه ها زمین نخورد

 

سر بریده به نیزه خدا خدا میکرد

رقیه ام زروی ناقه ها زمین نخورد

 

رباب هم به روی ناقه ها دعا میکرد

علی اصغرم از نیزه ها زمین نخورد

 

 




موضوع: هجوم و آتش زدن در و دیوار، 
 

تاریخ درج شعر : شنبه 1398/11/5 | 11:22 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت زهرا(س)-هجوم به بیت ولایت


کاش اصلا نبود هشدار و

کاش اصلا نبود آزاری

کاش مادر زمین نمیخورد و

کاش اصلا نبود مسماری

 

کاش آتش نمیگرفت اصلا

هیزمِ پشتِ خانه ی مولا

یا که این گونه لج نمیکردند

سیلی و تازیانه با زهرا

 

کاش پاهایشان قلم می شد

کاش دستانشان فلج می شد

میخِ بی معرفت چی می شد اگر

در مسیرش نبود،کج می شد؟

 

کاش اصلا زمین کمک‌ میکرد

یا که در، تابِ ایستادن داشت

کاش  بارانِ  بی وفا  قصدِ

آتشی را فرو نشاندن داشت

 

کاش بعد از هجومْ،این گونه

جای  زخمی  نبود  بر  پهلو

کاش بی جان شده نمی افتاد

وقتِ شانه به مو زدن،بازو

 

کاش مادر بدون درد و رنج

ساعتی را دوباره می خوابید

کاش بارانِ گریه سر می شد

از ته دل دوباره می خندید

 

کاش با هر نفس نفس زدنش

روی  بستر  گلی  نمی رویید

کاش این روزها کسی با خشم

درب این خانه را نمی کوبید...




موضوع: هجوم و آتش زدن در و دیوار، 
 

تاریخ درج شعر : شنبه 1398/11/5 | 11:17 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت زهرا(س)-مدح


آیات قرآن یک به یک آیات زهراست

آیینه دنیا تماما مات زهراست


از پای تا سر فاطمه تنها علی بود

اثبات مولا در غدیر اثبات زهراست


دستاس عالم را به دستش داده بودند

هستی سراسر مملو از ذرات زهراست


ما که به جای خود پیمبر هم وجودش

از برکت مولا و از برکات زهراست


تا پای جان پای علی باشید آری

این از سفارش ها و تاکیدات زهراست


می سوخت پای بسترش مولا که چون شمع

می دید دیگر آخرین ساعات زهراست


نان پخت روز آخری با حال زارش

اینها فقط یک گوشه از حالات زهراست

**

چیزی که کامل می کند دین را نماز است

آن هم که اکمالش به تسبیحات زهراست




موضوع: مدح و مناجات با حضرت زهرا (س)، 
 

تاریخ درج شعر : شنبه 1398/11/5 | 10:59 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت زهرا(س)-مدح و شهادت و هجوم به بیت ولایت


ذکر تسبیح ملائک ذکر نام فاطمه

او امام مرتضی ، حیدر امام فاطمه

ذکر یا حیدر دمادم شد کلام فاطمه

هست تا آخر - غدیر خم - پیام فاطمه

 

می دهد با چادری خاکی پیامی این چنین

نیست جز حیدر در این عالم امیرالمومنین

 

کیست او آنکس که ظلمت را چراغان می کند

سائل بی آب و نان را صاحب نان می کند

نه یهودی عالمی را او مسلمان می کند

تار و پود چادرش هم کار قرآن می کند

 

مِهر او مُهر قبولی عبادات همه ست

حجت حق بر امامان دو عالم فاطمه است

 

فاطمه آیه به آیه ، آیه های داور است

حُسن اسماء خدا ، آیات نور و کوثر است

هم نبی را دختر است و هم نبی را مادر است

چادرش در یاری دین ذوالفقار حیدر است

 

دیده ی دنیا ندیده تا ابد مانند او

می برد غم از دل حیدر گل لبخند او

 

غصه او نه غم دست و نه بازو بود نه

غصه ی او نه در و نه درد پهلو بود نه

غصه ی زهرا گرفتن از علی رو بود؟ نه

ضرب سیلی و جراحتهای ابرو بود؟ نه

 

غصه اش شب تا سحرها غصه ی پیغمبر است

غصه ی او غصه ی بی یاوری حیدر است

 

نیست چون زهرا به عشق مرتضی دلداده ای

پای مولا با شکسته دست و بازو ، مانده ای

نیست جز او در ره مولا ، ز پا افتاده ای

در غم مولای خود ، عجل وفاتی خوانده ای

 

 پشت در آمد ، نمانَد رهبرش بی یار و کس

از نفس افتاد تا مولا نیفتد از نفس

 

دست بر پهلو به پیش دیده طفلان خود

ریسمان تا دید بر دست و سر قرآن خود

سوی مسجد شد روانه در پی جانان خود

آورد تا از دل اهل سقیفه جان خود

 

می زدند او را میان کوچه ها با هر چه بود

می زدند او را به پیش مرتضا با هر چه بود

 

دختر پیغمبر است بر دست و بازویش نزن

پیش چشم شوهرش سیلی تو بر رویش نزن

با غلاف تیغ بر بازوی بانویش نزن

پا به ماه است او لگد را سمت پهلویش نزن

 

مغرب روز دوشنبه فاطمه از حال رفت

از دوشنبه روضه ها تا جمعه ی گودال رفت

 

از دل گودال می آید صدای مادری

می زند بوسه به رگهای بریده خواهری

روی خاک افتاده بی سر غرق در خون پیکری

رفته از دست حسین انگشت با انگشتری

 

فتنه ای که پشت در پهلوی زهرا را شکست

کربلا هم آمد و پهلوی مولا را شکست

 




موضوع: مدح و مناجات با حضرت زهرا (س)،  هجوم و آتش زدن در و دیوار،  شهادت حضرت زهرا(س)، 
 

تاریخ درج شعر : شنبه 1398/11/5 | 10:56 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت زهرا(س)-هجوم به بیت ولایت


ذکر شریف فاطمه را هر که دم گرفت

سمت خدای خویش به سرعت قدم گرفت

 

"یافاطمه" عزیزترین اسم اعظم است

این ذکر را امان زمان دم‌به‌دم گرفت

 

 روز جزا عجیب زیانکار می‌شود

هر کس دعای فاطمه را دست‌کم گرفت

 

دستش شکست دست علی را رها نکرد

او یک تنه برای ولایت علم گرفت

 

سیلی که خورد صورت حیدر کبود شد

مادر که گفت "فضّه" پدر باز غم گرفت

 

آتش گرفت درب و لگد خورد و ناگهان

مسمار کج شد و به پر مادرم گرفت




موضوع: هجوم و آتش زدن در و دیوار، 
 

تاریخ درج شعر : شنبه 1398/11/5 | 10:46 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت زهرا(س)-کوچه بنی هاشم


کعبه به چشمش میکشد خاک درش را

باران تلاوت مینماید کوثرش را

 

روزی رسان خلوت قدیسه ها اوست

وقتی به لب دارند نام  اطهرش را

 

ممسوسه ی ذات خداوند است بانو

ریسیده اند از نور یعنی معجرش را

 

حوریه ای می گستراند زیر پایش

وقت عبور از کوچه ها بال و پرش را

 

کوچه دو رکعت روضه می خواند؛ امامی

در دست دارد دستهای مادرش را

 

در دست دارد دستهایی را که می چید

چون باغبان گل بوسه ی پیغمبرش را

 

ناگاه رنگ آسمان ها نیلگون شد

مردی خدا نشناس بسته معبرش را

 

مردی که بویی از حیا هرگز نبرده

بی شک لگد کرده غرور شوهرش را

 

ریحانه ی نازک تر از گل زخم خورده است

داسی به یغما می برد برگ و برش را

 

چشمش گره از کار حیدر باز می کرد

بسته است سیلی چشم مریم پرورش را

 

درّ نجف میریزد از چشم امامی

از خاک بردارد چگونه گوهرش را

 

مادر به خانه میرود اما پس از این

از درد با دستار میبندد سرش را




موضوع: كوچه بنی هاشم، 
 

تاریخ درج شعر : شنبه 1398/11/5 | 10:40 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت زهرا(س)-شهادت


باز هم فصلِ اشک، فصلِ عزاست

صاحبِ روضه حضرت زهراست

وسطِ روضه، روضه‌خوان می‌گفت:

فاطمیه، شروعِ عاشوراست

 

فاطمه انتهای احساس است

معدنِ نور و کوهِ الماس است

بانوی داغ‌دیده‌ی یثرب

معنیِ غربتِ گلِ یاس است

 

آه، از ختمِ روزِ فرّخِ او

اشک‌های نشسته بر رخِ او

سیلیِ جای‌مانده بر رخسار

از سلام بدونِ پاسخِ او

 

سایه‌ی بر روی سرِ ما بود

حضرتِ عشق، باورِ ما بود

ایستادن، به پای امرِ ولی،

این فقط جرمِ مادرِ‌ ما بود

 

با شما قصدِ گفت‌وگو دارد

بغضِ غم‌بار در گلو دارد

جلوی چشمِ بی‌تفاوتِ شهر

نزنیدش که آبرو دارد

 

گریه‌ای بی‌جواب باقی ماند

سوخت خانه، خراب باقی ماند

در هجومِ بلا، به پشتِ در

از گلِ من، گلاب باقی ماند

 

با مصیبت گرفته خو، زهرا

سخت، رنجیده از عدو، زهرا

بدترین جای ماجرا، این است:

از علی هم گرفته رو، زهرا

 

آی مردم! مقام دارد او

شأنِ هم‌چون امام، دارد او

پیشِ چشمِ حسن، دگر نزنید

به خدا احترام دارد او

 

بر شما قومِ پست، بادا ننگ

لعن و نفرین به مردمِ صدرنگ

خونِ غیرت چرا نمی‌جوشد؟

آینه آمده مقابلِ سنگ

 

ظاهرا گرچه چادرش خاکی‌ست

اهلِ این خاک نیست، افلاکی‌ست

دست بر دامنش فقط بِشَوید

مظهرِ‌مهربانی و پاکی‌ست

 

آه، هنگامِ مرگِ مهتاب است

دمِ آخر، چقدر بی‌تاب است

از برای قتیلِ لب‌تشنه

در تمنای جرعه‌ای آب است 




موضوع: شهادت حضرت زهرا(س)، 
 

تاریخ درج شعر : شنبه 1398/11/5 | 10:32 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت زهرا(س)-کوچه بنی هاشم


دست در دست حسن بود که بیرون آمد

مهر با ماه از اشراق مدینه سر زد

 

سوی مسجد به شکوه و عظمت گشت روان

گوییا حیدر کرار رود در میدان

 

نه به کف دشنه و نه خنجر و تیغ و علمی

قصد کرده است کند فتح فدک را به دمی

 

 گام مردانه او لرزه به عالم انداخت

گرد و خاک ره او خیبر دیگر می ساخت

 

کوچه  ها گرم تماشای خداوند جلال

عرش در زیر قدمهاش رسیده به کمال

 

خطبه آغاز شد و با سخنش شد محشر

ذوالفقار اخته انگار علی در خیبر

 

محضر هیبت او کوه احد زانو زد

آسمان سجده به خاک قدم بانو زد

 

بانگ زد دست از این خواب گران بردارید

هر چه دارید همه از من و حیدر دارید

 

سر این سفره  اگرروزی خود را بستید

همگی ریزخور حیدر  وزهرا هستید

 

گردش چرخ فلک  نیز به دستان علی است

در رگ ریشه زهرا به خدا جان علی است

 

اگر از بند به بند تن من جان  برود  

نگذارم که علی بی کس تنها بشود

 

به رخ سرخ و پریشانی این گیسویم

تا زمانی که نفس هست علی میگویم

 

حرمت نان نمک حق علی بود علی

غرض از باغ فدک حق علی بود علی

 

آنچنان تیغ کلامش نفس از دشمن برد

عاقبت پرچم حیدر به سر مسجد خورد

 

تا شنیدند حقیقت به رهش افتادند

با خجالت فدک فاطمه را پس دادند

 

حسنش بود که تکبیرمکرر می گفت

ون یکاد از نفس حضرت مادر می گفت

 

افرین بر تو  و بر خطبه تو مادر من

همه دیدند چطور امده قرآن به سخن

 

دست در دست حسن بود که بیرون آمد

بعد چندی همه دیدند که لبخندی زد

 

گرچه زن بود ولی نیست چو او مرد غیور

کوچه ها از قدمش پرشدازاحساس غرور

 

ناگهان سایه یک پست به دیوار افتاد

بند بند فلک از دست ستم شد فریاد

 

 تیره شد کوچه و در شهر سکوتی پیچید

دست شب رنگ سیاهی به رخ دهر کشید

 

کوچه  ی تنگ و دلی سنگ خدا رحم کند

حضرت حوریه و جنگ خدا رحم کند

 

می وزید از دل کوچه خبری سرخ کبود

دیده ای تنگ  حرامی به فدک دوخته بود

 

دوربر را نظری کرد نباشد خبری

یا مبادا که از این ره گذرد رهگذری

 

هر چه مادر به عقب رفت عدو پیش آمد

عاقبت تکیه به ناچار به دیواری زد

 

ناگهان  سایه دستی روی خورشید افتاد

پسرش سینه سپر کرد مقابل استاد

 

جگر شیر حسن داشت ولیکن افسرد

دستی از روی سرش رد شد بر مادر خورد

 

ضربه ای از دو طرف بود و خسوفی پر درد

رحم بر بی کسی فاطمه دیوار نکرد

 

آنچنان زد که فلک پر شده از ناله چنین

همه گفتند به هم عرش خدا خورد زمین

 

   تلخ این بود حرامی به خودش می بالید

تلخ تراین که به اشک حسنش می خندید

 

با تمسخر نظرش سوی حسن تا افتاد

پاره ها ی فدک فاطمه را دستش  داد

 

گفت این حق شما خنده کنان رفت که رفت

 با غرور از ستمش نعره زنان رفت که رفت

 

مانده باقی حسن  و فاطمه و بقیه راه

دو قدم  گریه و اشک و دو قدم ناله و اه

 

با پر بال وشکسته نفسش بند آمد

نفس همقدم  و هم نفسش بند امد

 

راه میرفت و به لب داشت به زحمت سخنی

حسنم حرفی از این قصه مبادا بزنی

 

راه کوتاه ولی کم نه از این فاصله شد

هرقدم روی زمین خوردن او مسئله شد

 

بذرظلمی که  در آن کوچه  غم دشمن کاشت

حاصلش عصر دهم لشگر کوفی برداشت

 

برگ گل از ستم و سیلی و غارت پژمرد

دست نامحرم کوفی به پر معجر خورد




موضوع: كوچه بنی هاشم، 
 

تاریخ درج شعر : شنبه 1398/11/5 | 10:27 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت زهرا(س)-کوچه بنی هاشم


روبهان بر همسر شیر خدا سیلی زدند

در بهشت وحی بر خیر النّسا سیلی زدند

 

نا مسلمانان که دم از دین و قرآن می زدند

بر رخ تطهیر و قدر و هل اتی سیلی زدند

 

گر من آزاها فقد آزانیت خورده به گوش

آن ستمکاران به روی مصطفی سیلی زدند

 

فاطمه  آیینۀ توحید و وجه کبریاست

بر رخ توحید و وجه کبریا سیلی زدند

 

صورت انسیّة الحورا کجا سیلی کجا؟

با که گویم دیوها حوریّه را سیلی زدند

 

اینکه رویش نیلگون گردیده ناموس خداست

فاش می گویم به ناموس خدا سیلی زدند

 

چارده قرن است می پرسند آل فاطمه

اهل عالم مادر ما را چرا سیلی زدند؟

 

روی زهرا س شد کبود و سوخت رخسار حسن

بر گل روی امام مجتبی سیلی زدند

 

«میثم» آن سیلی به روی فاطمه  تنها نخورد

بر تمام انبیا و اولیا سیلی زدند




موضوع: كوچه بنی هاشم، 
 

تاریخ درج شعر : شنبه 1398/11/5 | 10:24 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت زهرا(س)-شهادت


قسم به صبح تجلی به ناز آینه ها

که هست جلوه ی نورت نیاز آینه ها

 

سلوک آینه یعنی تو را نشان دادن

شکسته بعد تو دیگر نماز آینه ها

 

تو رفته ای و تجلی آینه تار است

رواق نیلی روی تو، راز آینه ها

 

ز داغ کوچه و کوچ تو نوحه خوان عالم

شکستن است دم دلنواز آینه ها

 

قباله با جگر پاره پاره گریان است

که سنگ رفته چرا پیشواز آینه ها

 

و اینکه آینه بندان نمی شود حرمت

شده است مرثیه ی جانگداز آینه ها




موضوع: شهادت حضرت زهرا(س)، 
 

تاریخ درج شعر : شنبه 1398/11/5 | 10:21 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت زهرا(س)-کوچه بنی هاشم


من ز«ثانی» اشاره را دیدم

ضربه‌های دوباره را دیـدم

مـادرم رو نشـان نداد، ولی

قطعـه ی گوشـواره را دیـدم




موضوع: كوچه بنی هاشم، 
 

تاریخ درج شعر : شنبه 1398/11/5 | 10:18 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت زهرا(س)-کوچه بنی هاشم


واژه ها سوگوار واژه ی نور

واژه ای سر به روی زانو داشت

واژه ای فاش روضه میخواند و

واژه ای دست روی پهلو داشت

 

کوچه ها رنگ نیلگون بر تن

روضه را با اشاره می خواندند

گاه گاه از زبان یک کودک

گاه ازگوشواره می خواندند

 

پاره های دل فدک نامه

چه غریبانه اشک می سفتند

روضه ها را به هم در گوشی

 چادر و گوشواره می‌گفتند

 

هق هق گوشواره اش گم شد

 در هیاهوی کینه‌ها ناگاه

چادرش آه میکشید از دل

ناله میزد وقار "یا اماه"

 

آب میشد ز شرم تیغ علی

سپر مرتضی ز کار افتاد

رنگ پاییز روی گلبرگ

مریمِ دائما بهار افتاد

 

ارث اشک حسن به ما برسد

 در فدک باغ لاله می روید

اشک از چشم کودک شیعه

چون شود هفت ساله می روید




موضوع: كوچه بنی هاشم، 
 

تاریخ درج شعر : شنبه 1398/11/5 | 10:16 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت زهرا(س)-کوچه بنی هاشم


حدیث مادر مارا كبود میفهمد

كشیده خوردهء دست یهود میفهمد

 

نفس نفس زدنش را كبوتری زخمی

كه تنگ شد نفسش بین دود میفهمد

 

درست اول كوچه حسن به خود پیچید

وقوع حادثه را ، طفل ، زود میفهمد

 

چقدر گفت نزن پابه ماه هست - مگر

حرامىِ  عصبانى حدود میفهمد؟

 

ز خاك پوشیه ء او تمام واقعه را

على اگرچه در آنجا نبود ، میفهمد




موضوع: كوچه بنی هاشم، 
 

تاریخ درج شعر : شنبه 1398/11/5 | 10:13 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت محسن بن علی(ع)-شهادت


آمَن هستیم، کاش آمِن باشیم*

در سایه ی فاطمیه ساکن باشیم

دیری ست عزادار حسین و حسنیم

تا سینه زنان "داغ محسن" باشیم

 

*یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا آمِنُوا بِاللَّهِ وَرَسُولِهِ...

 




موضوع: شهادت محسن بن علی، 
 

تاریخ درج شعر : شنبه 1398/11/5 | 10:09 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت محسن بن علی(ع)-شهادت


افتاد گره پشت در خانه به کارم

در نقطه آعاز خزان گشت بهارم

 

 از بار فشار در و دیوار نشد تا

یک بار تو را تنگ در آغوش فشارم

 

حالا که نشد از رخ تو بوسه بچینم

در مقتلت از خون جگر لاله بکارم

 

هر قدر نگه داشتم این در که نیایند

...پهلوم شکستندو تو رفتی ز کنارم

 

تشییع ،تو را با عجله خادمه ام کرد

فهمید که بر دیدن تو تاب ندارم

 

اینگونه که داغ تو بر این سینه تنگ است

لاله شکفد یاد تو از سنگ مزارم

 

رختی که نشد قسمت تو تا که بپوشی

باید که برای علی اصغر بگذارم




موضوع: شهادت محسن بن علی، 
 

تاریخ درج شعر : شنبه 1398/11/5 | 10:08 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت محسن بن علی(ع)-شهادت


نقشه ی قتل علی بعد از نبی تنظیم شد

با جسارت های قنفذ این سند ترسیم شد

 

محسنیه شد میان شیعه،در این روزها؛

از مقام روح و از تأثیر آن تکریم شد

 

با حضور میخ در زهرا برای محسنش

پشت در صاحب عزای مجلس ترحیم شد

 

بابت اینکه ولی شد در حقیقت،پشت در؛

هدیه ی زهرا به مولا زودتر تقدیم شد

 

یک نفر پشت در و آن یک میان کوچه ها

فرق محسن با حسن از این جهت یک میم شد

 

حال مادر در میان بسترش بدتر شد و

زخم های در به لطف فاطمه ترمیم شد

 

غیر از اینکه قبر زهرا گشت پنهان از همه

روز قتل محسنش هم حسرت تقویم شد

 

اینکه زهرا با ولایت ماند با اهدای جان

نکته ی برجسته ی تربیت و تعلیم شد




موضوع: شهادت محسن بن علی، 
 

تاریخ درج شعر : شنبه 1398/11/5 | 10:07 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت محسن بن علی(ع)-شهادت


درموقع سپر شدنش محسن

کامل نگشته بود تنش محسن

 

زهرا به خانه بود و سپر می شد

هر دفعه موقع زدنش محسن

 

یعنی برای فاطمه شد آن جا

هم که حسین هم حسنش محسن

 

اصلا برای حضرت زهرا گشت

اول شهید بی کفنش محسن

 

شش ماه بعد آمدنش اصغر

شش ماهه قبل از آمدنش محسن

 

گر برتن حسین به غارت رفت

تن هم نزد به پیرهنش محسن

 

مرغ بهشت بود و در آخر هم

سکنیٰ گزید در وطنش محسن




موضوع: شهادت محسن بن علی، 
 

تاریخ درج شعر : شنبه 1398/11/5 | 10:05 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت محسن بن علی(ع)-شهادت


تو هم تا نفس داشتی سوختی

تو هم پشت در پابه پام اومدی

ولی آرزو داشتم لااقل

میموندی و مادر صدام میزدی

 

نذاشتن که حتی به دنیا بیای

نذاشتن ولی تو مسیح منی

نشد آخرش هم ببینیم که

شبیه علی یا شبیه منی

 

چقد زینبم آرزو داشت که

داداش محسنش رو ببینه ..نشد

میدونی حسینم چقد دوس داشت

پا گهواره ی  تو بشینه ... نشد

 

تو هم بی نشونی مث مادرت

نه..قدرت واسه هیشکی معلوم نیست

اینم حکمت با علی بودنه

کی عشقش علی هستو مظلوم نیست

 

تا دیدی درو بالگد میزنن

تا دیدی غریبم ، شدی غیرتی

تو هم سنگ عشقو به سینه ت زدی

ولی آه...میخ در لعنتی

 

بمونه واسه بعد حرفای سخت

بمونه واسه چند سال دیگه

واسه روزی که صحبت کربلاس

تو خیمه یه مادر به بچه ش میگه

 

عزیزم میخام روسفیدم کنی

برو هرچی دارم فدای حسین

نذاری بگن که بابات بی کسه

گلوتو سپر کن برای حسین

 

سه تا میخ در یا سه شعبه ...چی بود

یکی گفت پسر رو نشونه بگیر

علی اصغر اونروز محسن شدو

رباب پیش زهرا نشد سر به زیر

 




موضوع: شهادت محسن بن علی، 
 

تاریخ درج شعر : شنبه 1398/11/5 | 10:03 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات
تعداد کل صحن ها : 526 ::      1   2   3   4   5   6   7   ...  
لطفا از دیگر صحن های حسینیه نیز دیدن فرمایید
.: پایگاه تخصصی مدح و مرثیه حسینیه:.
ساخت وبلاگ در میهن بلاگ

شبکه اجتماعی فارسی کلوب | اخبار کامپیوتر، فناوری اطلاعات و سلامتی مجله علم و فن | ساخت وبلاگ صوتی صدالاگ | سوال و جواب و پاسخ | رسانه فروردین، تبلیغات اینترنتی، رپرتاژ، بنر، سئو