تبلیغات
«حسینیه» پایگاه تخصصی مدح و مرثیه

بسم‌الله الرحمن الرحیم


قابل توجه زائرین گرامی، همزمان با ثبت اشعار در پایگاه حسینیه، کانالهای اجتماعی "حسینیه"  نیز به روز خواهد شد.

لینک کانال های تلگرام ، ایتا و سروش  hosenih@  

و

لینک صفحه اینستاگرام payegahe_hoseinieh@ 


https://telegram.me/hosenih

https://www.instagram.com/payegahe_hoseinieh/


لطفا در معرفی صفحات اجتماعی پایگاه "حسینیه" ، همکاری نمایید.




موضوع: کانال تلگرامی و صفحه اینستاگرام "حسینیه"،  اطلاعیه و اخبار حسینیه، 
 

تاریخ درج شعر : جمعه 1397/09/9 | 08:15 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت معصومه(س)-شهادت


بار دیگر دل به ماتم مبتلا ست

دل عزادار غم اخت الرضاست

 

رحلت یک بانوی مظلومه است

عمه سادات و هم معصومه است

 

ازمدینه سوی ایران شد روان

بهر دیدار امام انس وجان

 

شوق دیدار برادر در دلش

بین ره بیمار و قم شد منزلش

 

 چون به قم آمد صفا اکمال شد

وه چه زیبا از وی استقبال شد

 

شهرقم از مقدمش پر نور شد

عرصه ی دلها سراسر شور شد

 

آمدی و خاک ایران جان گرفت

عطر وبوی جنت و رضوان گرفت

 

جلوه ی نوری و ما در سایه ات

کوثری وما همه همسایه ات

 

گرچه از هجران قد سروت خمید

دیدگانت جسم بی سر را ندید

 

بنت موسی قبله ی اهل ولا

دل بسوزد برشهید کربلا

 

خواهری درخیمه ها مضطر شده

نخل امیدش دگر بی سر شده

 

سوی مقتل رفت خواهر باشتاب

کرد با یک پیکر بی سر خطاب

 

ای به خون خفته حسین من توئی

یابن زهرا نور عین من توئی

 

خیمه ها سوزان وطفلان بیقرار

خواهری تنها و غمها بیشمار

 

درگهت یا فاطمه دارالشفاست

دل  گهی مهمان قم ، گه کربلاست

 

سائلانت را نسازی نا امید

خاک پای زائرت هستم (سعید )




موضوع: شهادت حضرت معصومه(س)، 
 

تاریخ درج شعر : جمعه 1398/09/15 | 12:09 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت معصومه(س)-مدح و شهادت


تو کیستی؟ آئینه ی دنیای دیگر

معصومه ای,  جامانده در معنای دیگر

بی خود "کریمه" نام زیبایت نگفتند

معنا شدی انگار در دریای دیگر

عشق امام هشتمین با تو عجیب است

خواندند تو را هم زینب کبرای دیگر

دنبال قبر حضرت صدیقه بودم..

دیدم تو هستی حضرت زهرای دیگر

ای بانوی عظما.. اغیثینی کریمه

آئینه ی زهرا.. اغیثینی کریمه

 

تو بین نسوان ولایی، بی قرینی

ای دختر موسی ابن حعفر بهترینی

این ملک ما دارد شرف با مرقد تو

راحت بگویم عزت ایران زمینی

یک جذبه ای دارد زیارت در حریمت

از بسکه بانوی نجابت..دلنشینی

دنیا اگر فرضأ شود انگشتر عشق

مابین این خاتم تو تنها یک نگینی

اخت الرضا،جان رضایت یک نگاهی

بر حال و روز این گدایت یک نگاهی

 

دستم به دامانت برایم یک دعا کن

حاجات قلبم را خودت امشب روا کن

در گیر و دار زندگی گم کرده راهم

لطفی کن ای بانو گدایت را صدا کن

با این سیه رویی تفضل کن.. رضا را

از این گنه کار زمین خورده رضا کن

ای دختر موسی ابن جعفر حاجتم ده

با طرفة العینی دلم را کربلا کن

من کربلایی می شوم در روضه هایت

عالم فدای هق هقی از گریه هایت

 

در گوشه ای تنهای تنها جان سپردی

باحجم سنگینی ز غمها جان سپردی

در بین سینه نامه ای را می فشردی

خیلی غریبانه در اینجا جان سپردی

حرمت به تو کردند بی بی.. مردم قم

با این وجود از داغ آقا جان سپردی

با گریه های تو همه آتش گرفتند

با یا رضای تو همه آتش گرفتند

 

بی بی فدای عمه ات که در محن مرد

در گوشه ای افتاد و دور از وطن مرد

می گفت زیر لب حسین جان خسته هستم

با یاد گودال بلاها لطمه زن مرد

مابین دستانش در آن آخر نفس ها

با ناله های یا حسین با پیرهن مرد

ای وای از پیراهنی که پاره پاره ست

از روضه ی زینب دل ما پر شراره ست




موضوع: شهادت حضرت معصومه(س)، 
 

تاریخ درج شعر : جمعه 1398/09/15 | 12:02 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت معصومه(س)-شهادت


ای نور چشمان ترِ موسی بن جعفر

هرگز ندیدی غارت خلخال و معجر

 

تو خواهر سلطانی و بس با كرامت

هرجا گذر كردی ادا شد احترامت

 

زینب مگر كه خواهر سلطان نبوده

پس از چه رو حقش ادا اینسان نبوده

 

اینجا كه مثل كوفه و شام بلا نیست

در شهر قم ویرانه و طشت طلا نیست

 

اینجا كسی بحث كنیزی را ندارد

اینجا نگاهی قصد هیزی را ندارد

 

اینجا شما را عالمانش هم غلامند

از هر طرف بر تو درود و هم سلامند

 

اینجا كسی دستش ندارد تازیانه

غارت نگردد زیور آلات زنانه

 

اینجا ندای غیرت دینی بلند است

كِی پاسخِ ریش خضابی ، ریش خند است

 

تو نهرِ حلق و ذبحِ حنجر را ندیدی

دستِ عدو ، موی برادر را ندیدی

 

تو پیكر با خاك یكسان دیدی آیا؟

جای سُم مركب فراوان دیدی آیا؟

 

آیا دهانی پر سنان و تیر دیدی

یا كه امامی در غل و زنجیر دیدی

 

آری ندیدی هر دم از بالای محمل

هجده سرِ بر نیزه را منزل به منزل

 

تنها نصیب عمه شد درد اسیری

اما پیامی داد با صبر و دلیری

 

تا پای جان باید ولایت را صَلا داد

در هر زمان باید ندای كربلا داد




موضوع: شهادت حضرت معصومه(س)، 
 

تاریخ درج شعر : جمعه 1398/09/15 | 11:57 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام حسن عسکری(ع)-مدح و ولادت


وقتی رسد ز میکده بار طعام ما

کم مانده عطر باده بگیرد کلام ما

عکس تو در پیاله ی ما نقش بسته است

ساقی نگیر خرده به شُرب مدام ما

از دست تو رسید شراب طهورمان

باقی ست جای دست تو بر روی جام ما

جز تو کسی به حاجت ما اعتنا نکرد

جز تو کسی نداد جواب سلام ما

مست توییم در همه ی طول زندگی

هستی تو حسن مطلع و حسن ختام ما

 پیداست رد پای تو حتی میان شعر

نامت چه خوش نشسته در ابیات خام ما

سامان دهد مگر قلم خواجه باز هم

بر شعر نوسروده، ولی ناتمام ما

"هرگز نمیرد آن که دلش زنده شد به عشق

ثبت است بر جریده ی عالم دوام ما"

این شعرها به اذن خدا حرف می زنند

آری هنوز قافیه ها حرف می زنند

 

سرداب سامرای تو بیت الحرام ما

هر بوسه بر ضریح تو شد استلام ما

ما نذر کرده ایم که قربانی ات شویم

آقا بگو که سر ببرند از کدام ما ؟

یک شب اگر بدون ولایت سحر کنیم

شیری که خورده ایم ز مادر، حرام ما

مهرت به غیر شیعه نصیب کسی نشد

این عشق را سند زده زهرا به نام ما

جز خانه ی کریم که جایی نداشتیم 

پر شد همیشه خانه ات از ازدحام ما

از برکت نگاه تو ما رزق می خوریم

ذکر حسن حسن نمک هر طعام ما

در خاک کوی تو اثر از کامیابی است

از تربتت به کام و، دو عالم به کام ما

بد دردی است هجر حرم؛ مرهمی بده

در دست توست نسخه ای از التیام ما

وقت طواف مرقد شش گوشه ات رسد

یکباره عطر کرببلا بر مشام ما

اقبال مان بلند، که هستیم خادمت

حسرت برند حور و ملک بر مقام ما

از حرمت تو روز جزا حفظ می شود

در پیش دیدگان همه احترام ما

از حب قیمتیِ تو قیمت گرفته ایم

با نوکری تو همه عزت گرفته ایم

 

ای حجت ملائکه مولای جبرییل

آیینه ی نمونه و مولود بی بدیل

گهواره احتیاج نداری چرا که هست

هر لحظه بالش سر تو بال جبرییل

حاجت به دست آمده از شوق بسته اند

حور و فرشته بر پر قنداقه ات دخیل

دلبسته ی نگاهت اهالی آسمان

بر خلقت زمین و زمان بوده ای دلیل

کوثرنشانی و همه ی عمر تشنه ی

یک بوسه بر قدوم تو لب های سلسبیل

لبخند عاشقانه ی دنیا! نهفته است

صدها رمان تازه در آن خنده ی طویل

جز تو کسی که لایق نام حسن نبود

چشمت جمیل، خال جمیل، ابرویت جمیل

پیغمبران به دیدن تو صف کشیده اند

یحیی و هود، یوسف و نوح، آدم و خلیل

در قدمت نجابت تو شک نمی کنیم

هستی شبیه مادر خود فاطمه، اصیل

تنها نصیب توست که قائم بپروری

دیگر پدر سراغ نداریم از این قبیل

عیدی بیا به این همه دل های غمزده

آقای خوب من! خبر از مهدی ات بده

 

غمبار میشود دلم از گفتن یمن

کی می رسد به گوش فلک شیون یمن

صدها هزار اویس به دندان گرفته اند

با جان و دل هر آینه از دامن یمن

زجر و سنان و شمر و شبث صف کشیده اند

زخم است می زنند فقط بر تن یمن

سرنیزه ی نشسته بر آن ها گرسنگی ست

هر نان سفره مان بشود جوشن یمن

در روضه گریه هم نکنند آن قبیله که

لبخند می زنند به جان کندن یمن

شیطان شود نژادپرست از خیال خام

می کوبد آب تفرقه در هاون یمن

باشد مدال صبر و فداکاری و وفا

از ساعت مخاطره بر گردن یمن

یک روز شام کینه و ظلمت سحر شود

پس دیدنی ست عاقبت روشن یمن

با این همه مقاتله چیزی نمانده است

تا صبحِ فتحِ بیست و دوِ بهمن یمن

آتش زنند ریشه ی آل سعود را

شام جهاد، لشگر شیرافکن یمن

با حوصله دهان بن عبدالعزیز را

می دوزد آشکار نخ و سوزن یمن

پر میشود زمین و زمان ساعت ظهور

از خنده ها و هلهله و بشکن یمن

پشتش به خاک می خورد آن روز بی گمان

با دست انتقام خدا، دشمن یمن

آن روز منتهی بشود سمت کربلا

تنها مسیر تازه ی راه آهن یمن

بیت الحسین در دل صنعا بنا کنیم

یک روضه با عقیق یمانی به پا کنیم 




موضوع: ولادت امام عسکری(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : چهارشنبه 1398/09/13 | 12:53 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام حسن عسکری(ع)-مدح و ولادت


نذر گل روی تو باید شهر را آذین کنم

اسباب شور و شادی عشاق را تامین کنم

وقتی که یاری میرسد عطر بهاری میرسد

شبهای دی را با دمت شبهای فروردین کنم

جانم حسن جانم حسن جانم حسن جانم حسن

کام تمام شهر را با نام تو شیرین کنم

در زیر طاق گنبدت هفت اسمان گم میشود

در پلکان بارگاهت ناز بر پروین کنم

بین بهشت و سامرایت سامرایت مال من

اصلا نیازی نیست که عمری سبک سنگین کنم

تو هر چه باشد شاهی و من هر چه باشد نوکرم

این را همیشه روز و شب باید به خود تلقین کنم

اعجاز ابیات کمیت باشد به لطف اهل بیت

تنها کسی که شاعر کوی تو شد تحسین کنم

حرف دلم را پیش از اینها خواجه ی شیراز گفت

پس از لسان الغیب بیت دیگری تضمین کنم

"عمریست تا من در طلب هر روز گامی می‌زنم

دست شفاعت هر زمان در نیک نامی می‌زنم"

 

ای وارث ختمی مآب ای یادگار بوتراب

خورشید عالم تاب من بر عالم خاکی بتاب

شان رفیعت را بنازم ای عزیز فاطمه

وقتی برای تو امام عصر میگیرد رکاب

درک کمالت حضرت نوح نبی را کرده پیر

شان ات عزیز مصریان را از خجالت کرده آب

گنجینه ی اسرار را در سینه داری از ازل

با تو نمیخواهد بگردد شیعه دنبال جواب

هم اسقفان هم راهبان تسلیم اعجازت شدند

نه اهل معرفت که محتاج تواند  اهل کتاب

دلتنگ دیدار تو باشد حق تعالی زین سبب

تصویری از روی تو را در عرش اعلا کرده قاب

در لقمه های سفره ات گویا جلالت ریخته

از برکت لطف تو سائل میشود عالیجناب

حاجات اصحاب و موالی را نگفته میدهی

محظوظ ابوهاشم شد از ان التفات بی حساب

چشمان تو خلق بهشتی مثل سامرا کند

احسانت از اهل جهنم  نیز بردارد عذاب

از هر در صحنت دری سوی خدا وا میشود

پایین پا پیدا شود راهی برای فتح باب

جرم است اگر سجده به پایت حجت حق در زمین

جز سجده بر پای تو من جرمی نکردم ارتکاب

از واژه های خسته کاری بر نمی اید دگر

شرمنده ام در شان تو هرگز ندارم شعر ناب

ناقابلی را چشمه ی مهر تو قابل میکند

اخر مرا هم لطف بسیار تو دعبل میکند

 

با دست تو وا میشود باب العطای دیگری

دارد به تو رو میزند امشب گدای دیگری

بی حد و اندازه کریمی چون کریم اهل بیت

در رحمت و جود و سخاوت مجتبای دیگری

هر انچه میخواهی بگیر از من گدایی را نگیر

من که ندارم جز در این خانه جای دیگری

تو شمع و من پروانه ام با غیر تو بیگانه ام

رنگی ندارد پیش من اصلا حنای دیگری

مسکین تو در میزند مرغ دلم پر میزند

روزی من کن از کرامت سامرای دیگری

عطر خوش سیب از سوی شش گوشه ی تو میوزد

داری به زیر گنبد خود کربلای دیگری

فرش حریمت بالشم انجا پر از ارامشم

از غیر دست تو نمیگیرم دوای دیگری

در جای جای بارگاهت رد پای مهدی است

سرداب سامرای تو دارد صفای دیگری

بحرالفضائل هستی و من هرچه میگویم کم است

مدح تو را میخوانم اما در فضای دیگری

ذریه ی سلطان طوس آیینه ی شمس الشموس!

دارد به دامن مادرت گویا رضای دیگری

شیر درنده رام تو فتح الفتوح اقدام تو

تو حیدر کراری اما از نمای دیگری

مانند ذکر یاعلی نامت گره وا میکند

ایوانت اقا کار ایوان نجف را میکند

 

در فطرت ما ریشه دارد مهر پنهانی ما

اسباب خدمت میشود افکار عرفانی ما

از لن تنالو البر حتی تنفقوا دریافتیم

باید که الگومان شود احکام قرانی ما

در قحطی انسان و انسان دوستی ای کاش که

چون ریزعلی باشیم و باشد فصل دهقانی ما

دل روی دل باید نهاد و شهر را اباد کرد

ویرانی هم میهنان ماست ویرانی ما

دفتر به پایان آمده اما حکایت باقی است

مضمون سرازیر است در ابیات پایانی ما

از پا در اورده ست داعش را نه تنها تیر و تیغ

او را زمین زد عاقبت نیروی ایمانی ما

ریز و درشت دشمن شیعه به خاک افتاده از

سیلی سنگین برادرهای افغانی ما

جایی برای عرض اندام سنان و شمر نیست

وقتی قیامت میکند کیسان ایرانی ما

بی شک شکار بعدی اش باشد فقط ال سعود

فتح مدینه میکند قاسم سلیمانی ما

خاکسترش بر باد داد بر دشمنانش یاد داد

شوخی ندارد باکسی گردان طوفانی ما

او خار چشم دشمن است فرمانده ای فیل افکن است

پایان گرفت از همتش شبهای بحرانی ما

چشمش به فرمان ولی دلواپس سید علی

چشم امید حضرت یار خراسانی ما

جای شهیدان دفاع از زینبیه خالی است

در سور و سات شادی و جشن و گل افشانی ما

حال دل پیروز را سرمستی امروز را

قبلا به زیبایی روایت کرده خاقانی ما

"عید است و پیش از صبح‌دم مژده به خمار آمده

بر چرخ دوش از جام جم یک نیمه دیدار آمده"




موضوع: ولادت امام عسکری(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : چهارشنبه 1398/09/13 | 12:48 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام حسن عسکری(ع)-مدح و ولادت


امشب که کار و بار گدایان گرفته است

بوی بهشت عالم امکان گرفته است

حاجات ما روا شده باران گرفته است

عالم تمام ، ذکر حسن جان گرفته است

شکر خدا که روزی من لطف مادری است

امشب حسن حسن حسنم جور دیگری است

 

شادند عرش و فرش به شادی اهل بیت

غوغای دیگری است به وادی اهل بیت

روح الامین شده است منادی اهل بیت

واکرد چشم ، نایب هادی اهل بیت

امشب چه عاشقانه عطا می کند خدا

حاجات را نگفته روا می کند خدا

 

هم نور چشم مادر عالم تویی حسن

هم جانشین حیدر عالم تویی حسن

پشت و پناه و سرور عالم تویی حسن

ابن الرضای آخر عالم تویی حسن

جان و دل نقی و جواد و رضا تویی

چشم و چراغ و آبروی سامرا تویی

 

نازد به خود خدا که تویی از مظاهرش

کعبه گرفته غم که نبودی تو زائرش

قرآن نموده فخر که هستی مفسرش

ایران بها گرفت ، تو گشتی مسافرش*

بالا نوشته اند عَلَم عزت تو را

هر جا رسیده پات شده سُرِّ مَن رَأیٰ

 

یوسف تو و زمین و سماوات مشتری

از هرچه گفته اند و نوشتند بهتری

دارد امامتت به جهان لطف دیگری

کار تو هست مهدی موعود پروری

ایل و تبار من به فدای مقام تو

منجی عالم است مرید مرام تو

 

آقا اجازه ! خاک درت می شویم ما ؟

پروانه های دور سرت می شویم ما ؟

مشمول ندبه سحرت می شویم ما ؟

یعنی فدایی پسرت می شویم ما ؟

قربان یک نگاه تو جان و جوانی ام

من را بغل بگیر که صاحب زمانی ام

 

مات از هنر نمایی تو مانده این زمین

بعد از هزار سال تویی محشر آفرین

لب تر کن ای امیر ، بیایند مومنین

پای پیاده ، کرببلا  ، روز اربعین

آنانکه زیر سایه تو با خدا شدند

دیوانه مسیر نجف ، کربلا شدند

 

 

* طی الارض امام حسن عسکری علیه السلام به گرگان:

در سال ۲۵۵ هجری قمری یكی از اهالی گرگان به نام جعفر بن شریف جرجانی عازم مكه شده و در بین راه به سامرا می ‌رود تا وجوهات شرعی مردم منطقه را به امام عسگری (ع) تحویل دهد، امام خطاب به او می فرماید كه به شهرت برگرد، ۱۹۰ روز بعد مصادف با صبح روز جمعه سوم ربیع‌ الثانی به موطن خود می ‌رسی، به مردم اعلام كن من غروب همان روز نزد مردم آن منطقه خواهم آمد و این امر محقق می‌ شود

حضرت پس از حضور در گرگان می فرمایند:

من به جعفر بن شریف وعده داده بودم که آخر همین روز به اینجا بیایم. نماز ظهر و عصر را در سامرّا خواندم و به سوی شما آمدم تا تجدید عهد نمایم. و اکنون در میان شما هستم تا پرسش ها و حاجت های خود را مطرح سازید.

منبع: بحارالانوار


 

تاریخ درج شعر : چهارشنبه 1398/09/13 | 12:35 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت رسول(ص)-مدح


از کتاب وصف تو یک حرف هر کس خوانده باشد

از سر حیرت دهانش چون حرا وا مانده باشد

 

هر کسی از سجده بر نورت تمرد کرد، رد شد

عدل حق است این که شیطان را ز عرشش رانده باشد

 

هر سری در ارتش علم تو باید پا بکوبد

خواه او سرباز باشد خواه او فرمانده باشد

 

جز برای مرتضی افلاک در خاطر ندارد

حکم تو خورشید را از راه، برگردانده باشد

 

بیت تو صُنع خداوند است پس جا دارد آقا

اینکه عزرائیل پشت در معطل مانده باشد

 

آتشی بر پا کنی قبل از قیامت تا که در آن

نامه‌ی اعمال ما را دخترت سوزانده باشد




موضوع: مدح و مناجات با رسول اكرم (ص)، 
 

تاریخ درج شعر : چهارشنبه 1398/08/22 | 02:57 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

پیامبر اکرم(ص) و امام صادق(ع)-ولادت


اوج پروازم آستانه ی توست

مقصد بالم آشیانه ی توست

 

سبک زیبای زندگانی من

به لبم بازهم ترانه ی توست

 

آمدی و محبّت آوردی

مهربانی فقط نشانه ی توست

 

ای وَرای تصور دنیا

از زمین تا خدا کرانه ی توست

 

 آمدی طبع شاعرم گل کرد

غزلی را که عاشقانه ی توست

 

آرزوی همه پیمبرهاست

شال سبزی که روی شانه ی توست

 

معجزات رسیدنت گویاست

که بگویی زمان زمانه ی توست

 

روشنی بخش ظلمت دنیا

نخل اسلام از جوانه ی توست

 

 

با تو نام زبانزدی داریم

دین ناب محمدی داریم

 

 

ای رسول خدا امین خدا

رحمت الله مسلمین خدا

 

ای نثارت درود جبرائیل

ای به معراج همنشین خدا

 

ای رسیده به گوش تو در عرش

صوت زیبا و دلنشین خدا

 

ای اصولت کرامت و خوبی

ای مرامت دوام دین خدا

 

مثل ماه شب چهارده بود

دست تو بین آستین خدا

 

لحظه ی خلقتت یقین دارم

به تو بوده است آفرین خدا

 

مکه از مقدمت تبرّک شد

باتو شد مکه سرزمین خدا

 

معدن خیر و رحمت و برکات

به قدوم مبارکت  "صلوات"




موضوع: ولادت رسول اكرم(ص)،  ولادت امام صادق(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : چهارشنبه 1398/08/22 | 02:55 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

پیامبر اکرم(ص) و امام صادق(ع)-ولادت


ای مدح تو در سوره و آیات مکرر

وی وصف تو در جمع روایات مکرر

 

قرآن همه در مدح تو گویی شده نازل

جبریل به تشریح سَجایات مکرر

 

فرموده خدا بر تو مباهات فراوان

کرده است خدا غرق عطایات مکرر

 

هر معجزه ات لطف و عطای دگری شد

اَبناء بشر دید هدایات مکرر

 

عالم همه در سایۀ لطفت متنعّم

کز رحمت تو آمده آیات مکرر

 

با اینکه سِزَد سایۀ تو بر همه آفاق

شد اُمّت تو غرق عنایات مکرر

 

آن طایفه که حقِ تو نشناخت ،، پس از تو

شد سلطنتش غرق جنایات مکرر

 

خناس ندارند اَمان از غضب تو

ثبت است از این دست حکایات مکرر

 

از بدر و اُحد آمده تا خیبر و خندق

وصف تو و حیدر به کنایات مکرر

 

دور و بر تو حیدر کرار همه عمر

می ساخت علی دفعِ بلایات مکرر

 

باید چو علی جان به تو تسلیم نمائیم

هنگام خطرها و رازیات مکرر

 

هر باده ز دستان تو صد جام طهور است

ذکر صلوات آیۀ ایّام سُرور است

 

آری سخن از خلق نکوی تو چه زیباست

زیباتر از آن طاعت کوی تو چه زیباست

 

حیف است سخن از رخ زیبات نگوئیم

امّا طلب سیره و خوی تو چه زیباست

 

از یوسفِ یعقوب ، تو هستی نمکین تر

در مَسلَخِ جان دیدن روی تو چه زیباست

 

در آینۀ روی علی روی تو پیدا

سیمای تو در جلوۀ هوی تو زیباست

 

از هیبت تو ارث بَرَد ام ابیها

با فاطمه اسرار مگوی تو چه زیباست

 

ارثِ تو پس از فاطمه نزد حسنین است

از گلشن تو نَشئۀ بوی تو چه زیباست

 

عطر حسن و بوی حسین است بهاران

باران همه از آب وضوی چه زیباست

 

بر لعل لبت ، مُهر صفت ، بوسه نوشتند

گفتی به حسین ، خطّ گلوی تو چه زیباست

 

انگشت تو سرشارتر از سینۀ مادر

مَستیِ گوارای سَبوی تو چه زیباست

 

می خواند خداوند ترا ، اشرف مخلوق

می گفت ملک پیچشِ موی تو چه زیباست

 

ما را به صف حشر جدا کن ز حریفان

رسوایی آنروزِ عدوی تو چه زیباست

 

هر باده ز دستان تو صد جام طهور است

ذکر صلوات آیۀ ایّام سُرور است

 

توفیق اگر گوشۀ چشمت برساند

ما را به سراپردۀ عصمت برساند

 

حُبَّت اگر از سینه به اخلاص بجوشد

شک نیست به والاییِ نیّت برساند

 

بیهوده ز مِهر و غم تو دم نتوان زد

دل را غمِ دلدار به طاعت برساند

 

جَشنی که برای تو همه سال بگیریم

بایست که ما را به حقیقت برساند

 

مومن به جز احکام ، که مومن شدنی نیست

پس راه شریعت به طریقت برساند

 

این ذِلّتِ عصیان نگذارد بخود آییم

لطف تو مگر باز به عزّت برساند

 

آندم به تَوَلّای تو داریم صداقت

کز دشمن دینت به برائت برساند

 

با ظلم کنار آمدن و جَهد نکردن

هیهات ، که ما را به سعادت برساند

 

بیداری اسلام اگر اوج گرفته

ما را نفس توست به شوکت برساند

 

از منحرفان دور شدن کارِ دلِ ماست

ایکاش کسی  حرف به دولت برساند

 

خشنودیِ یک عمر ، که دانست چه روزیست؟

آن روز که ما را به شهادت برساند

 

هر باده ز دستان تو صد جام طهور است

ذکر صلوات آیۀ ایّام سُرور است




موضوع: ولادت رسول اكرم(ص)،  ولادت امام صادق(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : چهارشنبه 1398/08/22 | 02:54 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

پیامبر اکرم(ص)-مدح


باران ز دل ابر منظم که می افتد
تسبیح الهی ست دمادم که می افتد

یک قطره علی گوید و یک قطره محمد
باران به تن باغچه نم نم که می افتد

چون برگ درختی ست به پاییز دل من
در زیر قدم های تو کم کم که می افتد

دررتبه نشد چون عرق گریه کنانت
از دیده ی گل قطره ی شبنم که می افتد

خشنودی حق است به صوت صلواتت
وقتی که جلی باشد و درهم که می افتد

وقتی که تو گفتی همه جا،ذکر علی را؛
می گوید و پا می شود آدم که می افتد

تنظیم شود با صلواتی و به ذکرت؛
بالا برود یکسره قندم که می افتد




موضوع: مدح و مناجات با رسول اكرم (ص)، 
 

تاریخ درج شعر : چهارشنبه 1398/08/22 | 02:52 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

پیامبر اکرم(ص)-مدح و ولادت


ازاین مولود فرُّخ پی هزارو چارصد سال است

زمین دور خودش می گردد و بدجور خوشحال است

 

فقط این جمله در تایید میلاد نبی کافی ست

که شیطان از نزولش تا همیشه ناخوش احوال است

 

زمین و آسمان مکه طوری نوربارانند

که دیدار دوتاشان هم تماشا هست هم فال است

 

پریشان کرده ایران رابه وقت آمدن این طفل

که خاموشی و خشکیدن دراین اجلال،اقبال است

 

محمد یا امین یا مصطفی یا احمد و محمود

من اَر گنگم جهان هم در بیان او کرولال است

 

به پایش ریختند از نورها آن قدر از بالا

که سینه ریز خورشید این وسط ناچیز ْمثقال است

 

نگهبان دارد اسمش ازپس و ازپیش حتی او

برایش حضرت از پیش است و صَلّوا هم به دنبال است

 

جهان را می زند برهم چنین اسمی که پایانش

به علم جَفْر، دست میم روی شانه ی دال است

 

به رخ در جاذبه لب دارد و در دافعه لَن را

که پایین لبش نقطه ست و بالای لبش خال است

 

اگرچه نیستم مثل قَرَن گرم اویس اما

دلم از عشق تو مثل فلسطین است اشغال است

 

اگر امروز آغاز است بر دین خدا با تو

غدیر خم ولیکن روز اتمام است و اکمال است

 

ترک برداشت ایوان مدائن پیش تو یعنی

که ایوان نجف بر مشکلات شیعه حلّال است

 

هم اکنون مستم و این شعر تا روز جزا مست است

ملاک سنجش افراد، قطعا سنجش حال است

 

به پایان آمد این ابیات اما خوب می دانم

هنوز این شعر در وصف محمد میوه ی کال است




موضوع: ولادت رسول اكرم(ص)، 
 

تاریخ درج شعر : چهارشنبه 1398/08/22 | 02:50 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت رسول(ص)-ولادت


به پایان نبوت آخرین از راه می آید

برآغاز امامت اولین از راه می آید

 

به رحمت پا به روی خاک دارد آفتابی که

به شوکت آسمان را کرده زین از راه می آید

 

جهان مانند انگشتی شد و مکه رکاب آن

برای این رکاب امشب نگین از راه می آید

 

نبودش باعث بود جهان بوده ست پس تازه

دلیل خلقت این سرزمین از راه می آید

 

نه اینکه دین بیاید تا که پیغمبر شود تکمیل

که امشب بی گمان منجی دین از راه می آید

 

صفت تاقبل ازاین آقا فقط تا حد برتر بود

برای خوب ترها هم ترین از راه می آید

 

بگو هرهفته را ازبعد امشب هفته ی رحمت

چنانکه رحمة للعالمین از راه می آید

 

شب میلاد و ذکر یاعلی دل هم نمی داند؛

محمد یا امیرالمومنین از راه می آید

 

دل خود را به دستش می سپاریم و یقین داریم

امان داریم فردا تا امین از راه می آید




موضوع: ولادت رسول اكرم(ص)، 
 

تاریخ درج شعر : چهارشنبه 1398/08/22 | 02:48 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت رسول(ص)-مدح و ولادت


به دقت گوش کن انگار چیزی بر زمین افتاد

سکوت شب شکست و در همه دنیا طنین افتاد

 

گمانم این صدای بر زمین افتادن بت هاست

یکی الله اکبر گفت و اینک در جهان غوغاست

 

خدایا کیست بتهای جهان را واژگون کرده

شکوه چیست تاج سروران را سرنگون کرده

 

خبر آمد که در ایران ترک برداشت ایوانی

سراسیمه پرید از خواب، شاهنشاه ساسانی

 

مدائن را ببین! انگشت بر لب مانده از حیرت

که این بی طاقتی در طاق کسری نیست بی علت

 

کسی خاموش کرده آتش شرکی مسلم را

کدامین نور تا این حد دگرگون کرده عالم را

 

خدا تعریف دیگر یافت این هم یک خوش آمد بود

چنین تغییر در دنیا فقط کار محمد بود

 

رسوم جاهلیت را به هم زد وقت میلادش

رسید و استجابت شد دعای خیر اجدادش

 

گرفته آسمان انبیا یک عمر نور از او

سخن گفتند در تورات انجیل و زبور از او

 

نشان دادند تنها قدری از اوج مقامش را

رسولانی که وقت معجزه بردند نامش را

 

پر از عجزیم وقتی بوده اعجازش کلام الله

چه جای مدح؟ خرما بر نخیل و دست ما کوتاه

 

رسید از چشمه آفاق جان تازه ای آورد

برای مردم دنیا جهان تازه ای آورد

 

به نام زن کرامت داد، دریا را به صحرا برد

مقام دختران را با کلام خویش بالا برد

 

نصیب او به غیر از ناسپاسی ها نشد آری

لبش یک بار هم اما به نفرین وا نشد آری

 

نبی آمد ولی افسوس قدرش را ندانستند

نه...قدرش را بجز زهرا و جز مولا، ندانستند

 

علی در یاری تنهایی احمد مصمم ماند

ولی الله اعظم با رسول الله اکرم ماند....




موضوع: ولادت رسول اكرم(ص)، 
 

تاریخ درج شعر : چهارشنبه 1398/08/22 | 02:46 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات
تاریخ درج شعر : چهارشنبه 1398/08/22 | 02:45 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت رسول(ص)-مدح و ولادت


فصلی از نور ورق خورد وزمان روشن شد

به زمین آمدی و چشم جهان روشن شد

 

آمدی مونس تنهایی انسان باشی

سبب ریزش خیر از لب باران باشی

 

آمدی کینه ز دلهای بشر رانده شود

مهربانی خدا با تو شناسانده شود

 

تکیه بر شانه ی لبخند تو میداد جهان

ماه و خورشید به دنبال نگاهت نگران

 

خاک تا عطر قدمهای تو را می بویید

باغ در باغ بهشت از نفسش می رویید

 

نشنید از تو کسی زخم زبانت را نه

جان خود مید هی و مال امانت را نه *

 

و خدا خواست که پایان رسالت باشد

خواست بر دوش تو این بار امانت باشد

 

پیک نور است خبر از سحری آورده

از عزیزی به حبیبی خبری آورده

 

ایستاده ست خدا محو تماشا "اقرَأ"

چشم و گوشند همه عالم بالا  "اقرَأ"

 

توبخوان ای همه جاصوت دلارایت خوش

عالم از عشوه ی شیرین شکرخایت خوش

 

تو بخوان رونق بازار رطب را بشکن

گوشه چشمی بکن و شیشه ی شب را بشکن

 

عطر گیسوت گرفته همه ی عالم را

آبرو داده به تکریم بنی آدم را

 

حُسنی از یوسف و داوود و مسیحا داری

"آنچه خوبان همه دارند تو تنها داری"

 

با خودت جلوه ای از عرش برین آوردی

سیزده شاخه طوبی به زمین آوردی

 

بولهب ها  همه از جذبه ی تو حیرانند

"عشق داند که در این دایره سرگردانند"

 

ابر و باد و مه و خورشید و فلک در بندت

همگی در به در رایحه ی لبخندت

 

نفست گرم الا کودک چوپان حجاز!

آیه در آیه بخوان از تب باران حجاز

 

"بِاسْمِ رَبّک..." بگشا دفتر دانایی را

هدیه کن دست خدا این همه زیبایی را

 

"أَنذِر…"ای عشق در این قوم اگر مردی هست

چشم در چشم خطر گر که هماوردی هست

 

پس همانها که زچشمان تو سر چرخاندند

"ها علی بشر کیف بشر" را خواندند

 

ماه را بر سر دست تو تماشا کردند

پشت هم معجزه دیدند و حاشا کردند

 

قصه از وادی عشق است و ندارد پایان

چشم این بادیه شور است حذر کن باران!

 

*این بیت اقتباس ازشعر آقای محسن کاویانی




موضوع: ولادت رسول اكرم(ص)، 
 

تاریخ درج شعر : چهارشنبه 1398/08/22 | 02:43 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

پیامبر اکرم(ص)-مدح


طبع خشکیده را حیات ببخش همه ی شهر را غزلخوان کن

خیر مقدم , خوش آمدی ای عشق! عاشقی را دوباره بنیان کن

 

همه ی چشم ها به چشم تو و  دامن غرق نور آمنه است

چشم وا کن عزیزعبدالله مادرت را به غمزه مهمان کن

 

همه دم ای موحد آگاه میچکد از لب تو بسم الله

بنشین و به ریش کفر بخند خواب هر خسرو را پریشان کن

 

نه فقط اینکه طاق کسری را همه ی شهر را به لرزه درآر

نظری سوی هرچه کنگره کن هرچه آتشکده ست ویران کن

 

جاهلیت امان مان را برد سیل ظلم و خرافه راه افتاد

کشتی ات را نشان بده ای نوح و دوباره مهار طوفان کن

 

آی موسای بی عصای ما باز هم ساحران همه جمع اند

معجزات نهفته ی خود را از دل آیه ها نمایان کن

 

داده بودند این بشارت را که مسیحی ز راه می آید

از غم و غصه ها فلج شده ایم درد ما را بیا و درمان کن

 

علت خلق هر غزلواره ! ای رسول میان گهواره !

" أسلموا" را بخوان به لهجه ی خود همه ی شهر را مسلمان کن

 

برکت از نگاه تو جاری لب ما تشنه ی ترحم تو

لطف کن ای پیمبر رحمت سفره ی خلق را پر از نان کن

 

تو همانی که برگزیده شدی بعد یک اربعین رسیده شدی

دست داری در عالم خلقت ولی از چشم شور کتمان کن

 

عَجَزَ الواصِفونَ عَنْ صِفَتِکْ ماعَرَفْناکَ حَقَّ مَعرِفَتِک

تا به سجده مرا نیفکندی قدر خود را به جبر پنهان کن

 

تو نه تنها مرا "ولی" هستی تو نبی مَعَ العَلی هستی

یاعلی را همیشه پیوست آیه های نجیب قرآن کن

 

به صلاح است اگر اجازه بده تا عجم سهم خویش را ببرد

رحمت واسعه ! قنوت بگیر "روزبه "را "جناب سلمان" کن

 

چندفصلی ست خشکسالی هاکار داده ست دستمان آقا

چشمه ی چشم مان ندارد اشک جان زهرا دعای باران کن

 

به دعایی فقط بسنده نکن برو بر منبر و نصیحت کن

ماهمه تشنگان موعظه ایم لذت فیض را دوچندان کن

 

از زمانی که باخبر گشتم سر به زیر تو سربلند شده

آمدم تا اسیر تو باشم مور دربار را سلیمان کن




موضوع: مدح و مناجات با رسول اكرم (ص)، 
 

تاریخ درج شعر : چهارشنبه 1398/08/22 | 02:42 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت رسول(ص)-مدح


مثل نوری بر زمین کورها پا می‌گذاری

خوشه‌خوشه نور را اینجا و آنجا می‌گذاری

 

دخمه‌دخمه می‌روی پیدا کنی بیمارها را

چشمه‌چشمه روشنایی را به دل‌ها می‌گذاری

 

با عصایی، عاشقانه، می‌روی راه بیابان

مثل عاشق‌های پیشین سر به صحرا می‌گذاری

 

می‌روی این سو و آن سو، می‌روی هرجا که گفت او

کِی تو روی حرف عشق، امّا و آیا می‌گذاری؟

 

می‌روی پیش علی و فاطمه؛ -راهی ندارد،

بر که می‌گردی دلت را پیش‌شان جا می‌گذاری-

 

ما همه آن روزها را دوست داریم و تو امشب

حسرت آن روزها را بر دل ما می‌گذاری...




موضوع: مدح و مناجات با رسول اكرم (ص)، 
 

تاریخ درج شعر : چهارشنبه 1398/08/22 | 02:39 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

پیامبر اکرم(ص) و امام صادق(ع)-ولادت


پیچید تا که نسخه‌ی ما را به جامِ عشق

ما را که برد جاذبه‌ی مستدام عشق

گفتیم یاعلی و علی شد قوامِ عشق

یعنی علی است حضرت قائم مقام عشق

باور کنیم عشق سلامِ محمد است

"باور کنیم سکه به نامِ محمد است"

 

با اولین ظهور ،ظهورِ خدایی‌اش

ای دل رسید نوبتِ کشور گشایی‌اش

جایی که هست چشمِ خدا هم هوایی‌اش

با آمنه چه می‌کند این دلربایی‌اش

سوگند بر علی که قرینِ محمد است

عالم تمام  مستّ طنینِ محمد است

 

لبخند زد که هستیِ دنیا طلوع کند

لبخند زد ستاره شعرا طلوع کند

لبخند زد بهشت همینجا طلوع کند

لبخند زد که حضرتِ زهرا طلوع کند

از بس که گفت اُمِ‌ابیهاست فاطمه است

گفتیم آمنه خودِ زهراست- فاطمه است

 

ای کوثرِ کثیر که تکثیر تو علی است

ای معنیِ غدیر که تقدیر تو علی است

ای وحیِ دلپذیر که تفسیر تو علی است

معراج بی نظیر که تعبیر تو علی است

نیمی زِ توست فاطمه نیمِ دگر علیست

احمد نگو بگو که علی ضربدر علیست

 

تو آمدی و هیبتِ کسری شکسته شد

تو آمدی طلسمِ یهودا شکسته شد

تا رونق رواق کلیسا شکسته شد

تو آمدی و لات و هُبل تا شکسته شد

تو آمدی که رحمت یکسر بیاوری

در امتدادّ خویش دو حیدر بیاوری

 

تکثیر شد جمال یکی تا چهارده

حیران این یکیم ، که یک یا چهارده؟

یعنی که جلوه کرد خدا تا چهاره

باید شمرد جمع شما را چهارده

فرمود این چهارده از نور احمد است

اول محمد است و سر آخر محمد است

 

دلداده‌ایم گرچه به ختم نبوتش

ما شیعه‌ایم شیعه‌ی ختم ولایتش

تا زنده‌ایم زنده‌ی انفاس عترتش

شُکرِ خدا شبیه خودش از عنایتش

ما را همیشه یک دل عاشق نوشته است

ما را اسیرِ حضرت صادق نوشته است

 

آنکه قعود آنکه قیامش حسین بود

از ابتدای بحث ، کلامش حسین بود

در انتهای درس ، سلامش حسین بود

حُسنِ شروع و حُسنِ ختامش حسین بود

با چشم‌های خون شده  بارش چقدر کرد

تا کربلا رویم   سفارش چقدر کرد




موضوع: ولادت رسول اكرم(ص)،  ولادت امام صادق(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : چهارشنبه 1398/08/22 | 02:37 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

پیامبر اکرم(ص) و امام صادق(ع)-ولادت


پیامبر اکرم(ص)

ای حبیب خدای بی همتا

عشق قلب شكسته ی زهرا

سائل یك نگاه تو یوسف

كشته ی عشق روی تو لیلا

ذكر توحید من تویی هر شب

دلربا، نازدانه ی یكتا

تا سرسفره ی تو مهمانم

غم ندارد به سینه ی من جا

رمز معراج تو چه بوده به جز...

یا علی یا علی  علی... مولا

در دلم شور دیگری دارم

شوق دیدار دلبری دارم

 

ای نوازشگركریم من

دلستان دلبركریم من

خیر مقدم ز عمق جان گویم

بر تو پیغمبركریم من

تو همیشه به من عطا كردی

مهربان رهبر كریم من

از سرم كم نمی شود یك دم

سایه ات سرور كریم من

از لبت بوی یاس می آید

یا ابالكوثر كریم من

بس كه قلبت اسیر زهرا بود

راه تو از مسیر زهرا بود

 

دلبرخوش قدم امیرعشق

ساقی بزم دلپذیرعشق

قبله ی قلب بینوای من

این منم بنده ات  فقیر عشق

ای كه تنها تو این لقب داری...

بامحبت ترین سفیر عشق

با نگاه فسونگر و مستت

خوش مرا كرده ای اسیر عشق

سوی دل از كمان ابرویت

تا رها كرده ای دو تیر عشق

دل آواره شد پریشانت

من فدای تو و عزیزانت

 

نور چشم ترم رسول الله

با وفا دلبرم رسول الله

عاشقانه ترانه می سازم

شور تو در سرم رسول الله

غرق در شور و مستی و نازم

نام تو می برم رسول الله

بهترین اعتقاد من این است...

بنده ی حیدرم رسول الله

آشنای حسین زهرایم

سائل این درم رسول الله

من كیم بنده ات ابا الزّهرا

سائل خنده ات ابا الزّهرا

 

امام صادق (ع)

 

مستم و  باز باده می خواهم

باده از دست ساقی ماهم

عاشق دلبری لطیفم من

گر چه آلوده ای سرِ راهم

تو خداگونه ای و بالایی

من گرفتار این ته چاهم

یوسف فاطمه به بازارت

كلّ سرمایه ام بود آهم

جرات خواهش مرا بنگر

بوسه از دستهات می خواهم

دست مهرت کجاست بی تابم

با نگاهی دوباره دریابم

 

آمدی یار ناز و عرفانی

دلبر مه جبین و نورانی

بهره مندم بساز از فیضت...

فقر من را که خوب می دانی

یابن زهرا مرا... سحرگاهی...!

به بقیع مدینه می خوانی؟

كن دعا با دل پریشانت

تا بمانم در این پریشانی

عشق امروز من نه امروزی است

از ازل در دلم تو مهمانی

مكتبت ماندنی ترین مكتب

دل به لطف تو شد... علی مذهب

 

ای به دوش توپرچمِ زهرا

دلبر عیسوی دمِ زهرا

گر نگاهی به من بیاندازی

میشوم چون تو محرم زهرا

روضه خوانها همه مرید تواند

صاحب هیأت غم زهرا

تو بخوان یابن فاطمه امشب

بهر ما از قدِ خم زهرا

ناله و گریه می نمودی آه...

بهر احوال درهم زهرا

دیده پرآب فاطمه صادق

مهر و مهتاب فاطمه صادق




موضوع: ولادت رسول اكرم(ص)،  ولادت امام صادق(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : چهارشنبه 1398/08/22 | 02:35 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

پیامبر اکرم(ص) و امام صادق(ع)-ولادت


در گرگ و میش صبح پر از ظلمتی که باز

افکند پرده روی سر مردم حجاز

نور حقیقت ازطرف عرش سرزد و

لرزید روی فرش تن هرچه که مجاز

شیطان دوباره رانده تر ازقبل خویش شد

بتها به سجده آمده با نیت نماز

آری محمد؛ آنکه رسولان قبل ازو

محض نیاز آمده تا او رسد به ناز

او میرسد که بیرق عشقی عمیق را

بر بام روزگار درآرد به اهتزاز

او میرسد که باز خدا منجلی شود

او آمده منادی عشق علی شود

 

ای آخرین طلوع نبیها پیامها

وی اولین شروع وصیها امامها

دریا رسیده ای به مصاف سرابها

دریا رسیده ای به لب تشنه کامها

افتاده پای معجزه آسمانیت

تیغ بیان صاحب علم و کلامها

باید فقط ز وصف تو و اهل بیت گفت

تا آن زمانکه هست زبانی به کامها

سلمان محمدی شده چون عاشق علیست

مولاست کیل سنجش تو در مقامها

نابرده رنج، گنج، میسر نمیشود

هر ثروتی محبت حیدر نمیشود

 

آوردی از بهشت، به دنیا نسیم را

با خود نسیم مهر خدای رحیم را

آورده ای برای همه سائلان دهر

پشت سر خود ایل و تباری کریم را

آه ای یتیم مکه! تو بابای امتی

زیر پرت امان بده مشتی یتیم را

پر می کشد به گنبد سبزت دلی سیاه

در حائرت مکان بده این یاکریم را

برگرد در غدیر و بگو که صراط کیست

گم می کنیم گاه ره مستقیم را

زخم مرا رهین مداوای خویش کن

من را گدای خانه ی زهرای خویش کن

 

آرام از کنار پیمبر قدم بزن

شاعر! برو بقیع و در آنجا قلم بزن

حالا برای حضرت صادق غزل بگو

اما کمی به شادی خود رنگ غم بزن

آن قبرهای خاکی غمبار را ببین

این وضع را درون خیالت به هم بزن

بر روی هر مزار، ضریحی درست کن

بر آن ضریح های خیالی حرم بزن

خود را کنار پنجره فولاد فرض کن

و سرنوشت عاشقی ات را رقم بزن

قدری ببار و گریه کن و سلسبیل شو

بر آن مزارهای خیالی دخیل شو

 

شاعر! دوباره مست شو از فیض ساغری

به به چه ساغری چه شرابی چه کوثری

مردی که شیعیان ز عنایات مکتبش

معروف می شوند پس از این به جعفری

جان ای امام عشق! که می روید از لبت

گل های تازه با نفحات پیمبری

صدها چون ابن حیان یا چون زراره را

باید که پای مکتب علمت بپروری

یا قال باقر است و یا قال صادق است

هر عالمی که خوانده حدیثی به منبری

سرسختی مرا به نگاهی ملیح کن

من را در عشق ایل و تبارت فقیه کن

 

حالا منم که با دل بی تاب و عاشقم

سرمست بزم عشق تو و این دقایقم

مشتاق حرف های توام آیه ای بخوان

محتاج حرف های تو و قال صادقم

بین حدیث های تو تا حرف کربلاست

من جزو بیقرارترین خلایقم

حرف از حسین می زنی و گریه می کنم

کافی ست که نگاه کنی به سوابقم

باری مرا را روانه کن امشب به کربلا

در حائری که زائر آنجاست خالقم

مارا بیا و مثل خودت روضه دار کن

در کشتی سعادت جدت سوار کن




موضوع: ولادت رسول اكرم(ص)،  ولادت امام صادق(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : چهارشنبه 1398/08/22 | 02:32 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

پیامبر اکرم(ص)-مدح و ولادت


آن شب از موج نور دیدن داشت

 آسمانی که غرق اَنجُم بود

در زمیــن از ترنـّـم بــاران

بر لب غنچه ها تبسم بود

 

غــرقِ در نور آسمان امید

می درخشیـد مثل آییــنه

می گشود از هم و برون می ریخت

((رازهایی که داشت در سینه))

 

آن شب از لابلای عرش خدا

 سوده نور بر زمین می ریخت

آسمان در نشاط و شور و شعف

چلچراغ از ستاره می آویخت

 

فوج فوج ملک به عرض سلام

آمدند از سما به سوی زمین

تا که بینند عارض احمد

 آنکه نامش بود به عرش آذین

 

خانۀ آمنه سراسر فیض

گوئیا خـانـۀ ملائـک بود

مصطفی در میانه و همه مست

 از شمیم گلاب وعنبر و عود

 

حوریان یک طرف همه مبهوت

 همه محو نگاه دلبر خود

پک طرف جبرییل می افکند

زیر بالین مصطفی پر خود

 

کودکی کو ز دلبری زده است

 بند قنداقه اش به دل ها بند

انبیا جمله گرد شمع رخش

 همه پروانه وار میگردند

 

آمد آن گل که در بسیط چمن

 ((باغ دیباچه ای ز دفتر اوست))

او که در سایه اش رود خورشید

 ((هودج آفتاب پیکر اوست))

 

می چکد شبنم تلاوت عشق

 از لبانش که هست غنچۀ نور

در لب پر ز شهد توحیدش

چشمه ای هست از شراب طهور

 

آه ای آسمان هستی بخش

 سـدرة الـمنتـهی افلاکـی

تو پر از چشمه های تطهیری

 ((مثل آیه مقدسی پاکی))

 

ای سراپا شکوه فیض خدا

وی ز رویت عیان بهشت برین

تویی آیینه دار رحمت حق

((آسمانی تبار روی زمین))

 

ای که با یک نگاه کردی تو

کار صدها مسیح و ابراهیم

ای که مه را به طرفة العینی

 با سر انگشت خویش کرده دونیم

 

آمدی ای همیشه جاری عشق

تا جهان از تو کامیاب شود

ای که از هیبت وجودی تو

کاخ نوشیروان خراب شود

 

آمدی ای زلال و از یُمنت

نهرهای سماوه جوشش کرد

آری از معجزات مولد توست

آب ساوه اگر فروکش کرد

 

ای که داری به روی شانۀ خود

 نقش مُهر نبوت ازلی

بس بود در مقام و منزلتت

که تو را یار با وفاست علی

 

ای امین ای رسول ای احمد

ای که کوی تو جنتُ المَاواست

بر در باغ عشق تو قفلی ست

 که کلیدش محبت زهراست

 

وصف ذات و جمال پاکت را

به یقین عقل ما نمی داند

هر چه هستی فرشته یا آدم

 هیچ کس جز خدا نمی داند

 

امشب از لطف ای حبیب خدا

ای که بالای نور قامت توست

التفاتی به آذری ای دوست

که نگاهش به دست رحمت توست




موضوع: ولادت رسول اكرم(ص)، 
 

تاریخ درج شعر : چهارشنبه 1398/08/22 | 02:29 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

پیامبر اکرم(ص) و امام صادق(ع)-ولادت


معادلات نگاه مرا به هم‌زده ای

از آن‌زمان که دراین کوچه ها قدم زده ای!

 

کشیده ایم به سلمان و سینه چاک توایم

چه پرچمی به دل امت عجم زده ای!

 

تبسمی کن‌ و‌ کفار را مسلمان کن

بخند! ای که امید گدای غمزده ای!

 

کسی نبودم و حالا موذنت شده ام!

مرا ز قافله بی کسان قلم‌ زده ای

 

علی امام‌ من است و منم غلام علی!

تو سرنوشت مرا در نجف رقم‌ زده ای

 

 

من از مدینه تو سمت کوفه آمده ام

به امر توست در خانه ی علی زده ام

 

نسیم صبح پریشان گیسوانت شد

ز راه آمدی و عید عاشقانت‌ شد

 

بساط بت کده ها را به هم‌زدی دیگر

شکاف کنگره ها تا ابد نشانت شد

 

 شنید آمنه ذکر علی علی تو را

شنید و عاشق ذکر خوش زبانت شد

 

حلیمه از چه برای تو حرز می آورد؟

که جبرئیل ز اول نگاهبانت شد

 

تو بهتر از همه از عرش سردراوردی

و زیر چادر صدیقه آسمانت شد

 

بگو پیمبری ات از کرامت زهراست

جواز رفتن معراج دعوت زهراست

 

نبوتی که تو داری عجب ولایتی است!

رسول اکرم ما بر علی چه غیرتی است!

 

بدون غسل زیارت نرو به دیدارش!

شب نگاه به زهرا شب زیارتی است

 

سلام کن به در خانه اش چنان هرروز

به چوبه چوبه این در یقین کرامتی است

 

نماز و روزه و حج و زکات دین خوب است

ولی‌ ولایت حیدر چقدر قیمتی است!

 

علی و فاطمه و بچه ها کنار تواند

دوباره زیر عبایت عجب قیامتی است

 

سخن‌ بگو که حدیث کسای ما بشود

ز برکتش همه حاجات ما روا بشود

 

 

ازین به بعد کنار علی قرار بگیر

کنار قامت طوباش سایه سار بگیر

 

هزارلشگر جنگی به پای حیدر هیچ

علی یکی ست تو او را ولی هزار بگیر

 

همان زمان که صحابه فراری از جنگند

مدد ز هوهوی شمشیر ذولفقار بگیر

 

اگر که قلعه درش وا نشد فدای سرت!

بیا و حضرت کرار را بکار بگیر!

 

علی علی کن‌ و راحت برو به او ادنی

به قصد قربِ خودت ذکر بی شمار بگیر

 

اطاله سود ندارد مرا!سخن  کوتاه

بگو به آن سه حرامی علی ولی الله!

 

سلام حضرت صادق به ما کرامت کن

برای ما ز مقامات گریه صحبت کن

 

من‌ آمدم بروم در تنورتان رخصت

شرار آتش آن را بیا و جنت کن

 

بگو که گریه کن جد تو برادر توست

کمی‌ برای همه شرح‌ این روایت کن

 

خبر رسیده به ما خانه ات حسینیه ست

محبتی کن و مارا به روضه دعوت کن

 

کنون که آمده مکفوف دستبوسی تان

به گریه بر شه لب تشنگان عبادت کن

 

به سینه ات بزن و یاد سم مرکب باش

به یاد چادر خاکی عمه زینب باش




موضوع: ولادت رسول اكرم(ص)،  ولادت امام صادق(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : چهارشنبه 1398/08/22 | 02:27 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

پیامبر اکرم(ص) و امام صادق(ع)-ولادت


دو تا ساقی، دو تا باده، دو تا مینو، دو تا ساغر

دو تا تاک پر از انگور و سر در خمره، خم پرور

یکی شان صادق و آن دیگری گردیده پیغمبر

اگر مستم، اگر هوشیار

آگر خوابم، اگر بیدار

اسیرم در کمند جعفر صادق

کمند احمد مختار

 

دو تا خورشید عالم تاب می آیند از بالا

دو درّ نادر و نایاب می آیند از بالا

دو تا آقا، دو تا ارباب می آیند از بالا

دو تا کوثر، دو تا زمزم

دو تا دارو دو تا مرهم

دو تا ایمان مستحکم

یکی صادق، یکی هم حضرت خاتم

 

ندایی آمد از لاهوتِ ربّ العزه در ناسوت

به هم پیچیده شد طومار کفر جبت و الطّاغوت

فلک خرم، ملک در شادی و جن و بشر مبهوت

فروغی در شب آمد ایّهاالعالَم

رئیس مکتب آمد ایّهاالعالَم

الا ای شیعیان کف دارد این مژده

رئیس مذهب آمد ایّهاالعالَم

 

ببین آتشکده خاموش شد از شعله های شرک

کسی آمد که لرزانده است نور او بنای شرک

هراسان شد از این مولود مکه ناخدای شرک

محمد هدیه ای از عالم بالا

مقامش قاب قوسین است و او ادنی

اگر چه خاتم پیغمبرانش خوانده اند اما

بخوانیدش اَباالاُمّه، اخی الحیدر، اباالزهرا

 

محمد می رسد، از خوبی اخلاق می خواند

امین مکه از پابندی میثاق می خواند

سروش وحی را در گوشه ی عشاق می خواند

ز قرآن خواندنش قرآن شده واله

دل یاسین و الرّحمان شده واله

حرا واله، خدا واله، علی مرتضی واله

ابوذر مست گشته، از دمش سلمان شده واله

 

کنار گنبد خضرای او ما روسیاهانیم

در این دارالحکومه تک تک ما عبد سلطانیم

پناهمان بده! همشهری شاه خراسانیم

شفیع المذنبین الغوث

شه دنیا و دین الغوث

الا ای که وصی ات شد

امیرالمومنین الغوث

 

علی دلدار، علی دلبر، علی مولا، علی رهبر

علی قرآن، علی کوثر، علی میزان، علی محشر

علی حیدر، علی صفدر، علی شد جان پیغمبر

علی حُبّه جُنّه

قسیم النّار والجَنَّه

وصیّ المصطفی حقّا

امام الانس والجِنّه




موضوع: ولادت رسول اكرم(ص)،  ولادت امام صادق(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : چهارشنبه 1398/08/22 | 02:26 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

پیامبر اکرم(ص)-مدح


جان‌بخش‌تر ندیده کسی از تبسمت

جان جهان! فدای سلامٌ علیکمت

 

آب حیات زمزمه‌های زلال توست

جان می‌دهی به قلب بشر با ترنمت

 

«اَسریٰ بِعَبدِهِ»... همه از لطف بندگی‌ست

با دوست در «دَنَا فَتَدَلّیٰ» تکلمت

 

دنیا سکوت کرد و حسین تو لب گشود

از بوی سیب پر شده تکبیر هفتمت

 

آه ای پدر به داد یتیمان خود برس!

تلخ است این زمانه بدون تبسمت

 

جان‌ها هنوز تشنۀ درک حضور توست

تو حاضری و باز جهان می‌کند گمت




موضوع: مدح و مناجات با رسول اكرم (ص)، 
 

تاریخ درج شعر : چهارشنبه 1398/08/22 | 02:23 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

پیامبر اکرم(ص)-مدح


تنزیلِ آیات است یا باران گرفته؟
از بارش اشکت زمین هم جان گرفته

ای «رحمتٌ للعالمین»! روح تو انگار
آیینه‌ رو در روی «الرحمن» گرفته
 

«إقرأ» که از تو عشق ـ اِی خط نانوشته! ـ
سرمشق‌های «عَلَّمَ الانسان» گرفته
 

«الیوم اَکمَلتُ لَکُم» یعنی که انگار
کار تو هم خاتم! به خُم پایان گرفته

پیمانه از دست علی پر کن محمد!
یادت که می‌آید؟ خدا پیمان گرفته




موضوع: مدح و مناجات با رسول اكرم (ص)، 
 

تاریخ درج شعر : چهارشنبه 1398/08/22 | 02:22 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

پیامبر اکرم(ص) و امام صادق(ع)-ولادت


سحر مکه صفای دگری پیدا کرد

ناله سوخته دل‌ها، اثری پیدا کرد

کعبه می‌خواست که دل را ز بتان پاک کند

دید فرزند خلیل و جگری پیدا کرد

به تمنای لبان پسر اسماعیل

زمزم از شوق، عجب چشم تری پیدا کرد

نور توحید پس از غیبت طولانی خویش

در حرم فرصت هر جلوه‌گری پیدا کرد

سالیانی خبر از حضرت جبریل نبود

مصطفی آمد و او بال و پری پیدا کرد

از قدوم پسر آمنه و عبدالله

امّت پاک سرشتان، پدری پیدا کرد

خاتم از راه رسید و شجر هر چه رسل

تازه بر بار نشست و ثمری پیدا کرد

ما هدایت شدۀ نور رسول اللهیم

ریزه خوار کرم زادۀ عبداللهیم

 

بی وجود تو بشر بی سر و سامان می‌شد

همه جا نور خدا مخفی و پنهان می‌شد

بی وجود تو کجا در همۀ امت‌ها

نام این قوم مزین به مسلمان می‌شد

تا که از قوم دگر حرف میان می‌آید

تکیۀ بازوی تو شانۀ سلمان می‌شد

تو دعا کردی و ما شیعۀ مولا گشتیم

از همان روز، دلت گرم به ایران می‌شد

رخصتی می‌دهی ای سرور زیبا رویان

گویم از چه رخ تو قاتل هر جان می‌شد

با تبسم به لب غنچه تو گل می‌کرد

گیسوی حور، به یکباره پریشان می‌شد

علت این بود که در روی ملیحانۀ تو

قدری دندان ثنایات نمایان می‌شد

ذکر تسبیح تو آهنگ بیان ملک است

شکل ترکیب رخ تو نمک اندر نمک است

 

بی دم قدسی تو مرده‌ای احیا نشود

پسر مریم قدّیسه، مسیحا نشود

 پشت موسی به تو و حضرت مولا گرم است

ورنه بی اذن شما وارد دریا نشود

گر زلیخا رخ زیبای تو بیند در خواب

پای دلداگی یوسفی رسوا نشود

همه از رحمت تو حرف میان آوردند

از چه رو علت هر خشم تو افشا نشود

غضبت رمز «اشدّاء علی الکفّار» است

لشگر کفر حریف تو به هیجا نشود

با دعای تو علی صاحب تیغ دو سر است

بی رضایت گره از ابروی او وا نشود

جز به پیش غضب چشم تو در وقت نبرد

کمر تیغ علمدار احد، تا نشود

تو ز نور احدی، اشرف مخلوقاتی

پدر فاطمه‌ای، تاج سر ساداتی

 

تو کریمی و کریمان همه از نسل تواند

سائلان بین، گذر یار بلافصل تواند

هر که ابتر به تو گفته رحمش ناپاک است

همۀ خلق خدا ریزه‌خور نسل تواند

آن کسانی که ندارند به دل حب علی

در عمل امت ملعون شده و رذل تواند

زدن فاطمه بر اهل یقین ثابت کرد

این اراذل پی آتش زدن اصل تواند

چون تمسّک به علی شرط شفاعت باشد

شیعیان در صف محشر همگی وصل تواند

چه کسی گفته اباالفضل ز اولاد تو نیست؟

ثلث سادات ز اولاد اباالفضل تواند

بعد محسن که دل فاطمه حساس شده

پسر سوم زهرای تو، عبّاس شده

 

مکتب قدسی تو نور حقایق دارد

چارده مصحف تابنده و ناطق دارد

دشمن کور دل تو ز کجا می‌دانست

راه تابندۀ تو حضرت صادق دارد

ظاهراً خاک حریمش شده با خاک یکی

باطناً او حرمی در دل عاشق دارد

روزی بندگی ما همه دست آقاست

در عمل او صفت کامل رازق دارد

سال‌ها می‌گذرد، سرخی خاک یثرب

اثر خون تن زخم شقایق دارد

گر که گوش دل ما باز شود این ایام

صحبت از توطئۀ چند منافق دارد

زود شهر نبی از مادر ما خسته شده

باورم نیست که دستان علی بسته شده




موضوع: ولادت رسول اكرم(ص)،  ولادت امام صادق(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : چهارشنبه 1398/08/22 | 02:07 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت رسول(ص)-مدح


رحمت تو به جهان ثابت کرد

دستگیر همه باشی زیباست

نبیُ الله فراوان داریم

پدر فاطمه باشی زیباست




موضوع: مدح و مناجات با رسول اكرم (ص)، 
 

تاریخ درج شعر : چهارشنبه 1398/08/22 | 02:05 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

پیامبر اکرم(ص) و امام صادق(ع)-ولادت


روزیکه از وجود، دوعالم معاف بود

نور شما به عرش خدا در طواف بود

ارواح و نور و طینت تان پاکِ پاکِ پاک

یعنی وجودتان ز ازل صافِ صاف بود

هریک برآمده ز تجلای دیگری

یک نور واحدی که شعاعش مضاف بود

از نورتان تجلی خلقت شروع شد

آن خلقتی که خالص و بی انحراف بود

ما را هم از وجود شما منَتی رسید

رخسارتان برای دل ما مطاف بود

قالوا بلای ما همه در عرصه الست

در اصل بر ولایت تان اعتراف بود

ای نامتان مرادف ذکر خدایتان

صلِ علیَ النَبیِ و آله، ثنایتان

 

کی میتوان به وصفِ تو دلبر زبان گشود

کی میتوان فراخورِ شأنت، غزل سرود

کی میتوان به کُنهِ مقامات تو رسید

کی میتوان به مدح تو آقا هنر نمود

نور تو از علی شد و نور علی ز تو

آری سزاست نورٌ علی نور را سجود

آدم چشید غمزۀ تو، شد اَبوالبشر

عالَم هم از کرشمۀ تو یافت این وجود

مجموعِ انبیا به شما امتحان شدند

وَرنه بدونِ اذن تو پیغمبری نبود

ذکر مُسبَحاتِ تو مشق فرشته شد

طرزِ قیام و شیوۀ تسبیح، تا قعود

باید نوشت سر درِ دل، با خطِ جلی

یا مصطفی محمد و یا مرتضی علی

 

ای فخرِ کائنات که نامت محمد است

مدح و ثنای حضرت تو کار سرمد است

با فکر و ذکر تست که دلها خدایی اَند

بی یاد نام حضرت تو، حالِ ما بد است

قرآن دم از مکارم اخلاق، چون زند

خُلقِ کریم تست که مقصودِ ایزد است

هر قطره از وضوی تو دریای رحمتی ست

باران، رسولِ فضل و کراماتِ احمد است

تنها نه در کنار تو بودن شد افتخار

هر کس نماند بعدِ تو تسلیم، مرتد است

هر کس محبِ تست، علی دوست میشود

هر کس که بی علیست ز آیینِ ما رد است

دین خدا به دامن تو چنگ میزند

دشمن علیهِ تست، دم از جنگ میزند

 

شک نیست نصرتِ تو همان نصرت خداست

یعنی اطاعت تو همان طاعت خداست

تنها نه از غدیر، ز بَدوِ تولدت

فرمان بیعت تو همان بیعت خداست

تا تو رسول رئفت و مهر و عطوفتی

باران رحمت تو همان رحمت خداست

با دشمنان به شدت و سختی عمل کنی

در اصل، قدرت تو همان قدرت خداست

تَرکِ زیارت تو جفا بر حریم تست

یعنی که حُرمت تو همان حرمت خداست

آل حسین، آل علی، آل فاطمه

الحق که عترت تو همان عترت خداست

وقتی تو را خدای تو فخر همه نوشت

ذکر تو را به عرش اباالفاطمه نوشت

 

روز ولادت تو که دفعِ بلیه شد

روز شهادت تو چه شد محسنیه شد

عالم به وقت آمدنت غرق نور بود

با رفتنَت ز آتش کین، فاطمیه شد

در سال شصت و یک، سرِ نیزه، سرِ حسین

با زینب تو همرهت از قاضریه شد

امروز هم بصیرت زینب چراغ راه

بنگر که خط اول ما زینبیه شد

روح تو بود، روح خدا را بما دمید

یک شعبه از ولای علی نیجریه شد

شکر خدا که مذهب ما هست جعفری

ایام عمرِ شیعه، همه صادقیه شد

ما جان نثار احمدِ محمود مانده ایم

در انتظار مهدی موعود مانده ایم




موضوع: ولادت رسول اكرم(ص)،  ولادت امام صادق(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : چهارشنبه 1398/08/22 | 02:03 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

پیامبر اکرم(ص) و امام صادق(ع)-ولادت


لیلیِ لیلای دلها دلنوازی میکند

با دل مجنونِ هر دلداده، بازی میکند

عقل را سرمستِ آهنگ حجازی میکند

این دل دیوانه امشب سرفرازی میکند

شب شب پیدایشِ تمثال محمودِ خداست

یا محمد، عالمی خاطر پریشان شماست

 

کیستی احمد، که عالم را مُسخّر کرده ای

دشمن توحید را از خود مکدّر کرده ای

تخت و تاج پادشاهان را نگونسر کرده ای

ابروان خویش را شمشیر حیدر کرده ای

کیستی احمد که ازمِهرت فلک مدهوش گشت

با طلوع مقدمت آتشکده خاموش گشت

 

آمدی بتخانه ها ویرانسرا شد، ای نگار

آمدی کاخ ستم لرزید از این اقتدار

آمدی معراج شد در انتظارت، بیقرار

آمدی خلدبرین شد بر نگاهت وامدار

هستی از نور تو هستی یافت، ای نور خدا

میم و حاء و میم و دال! ای سِرّ مستور خدا

 

چارده نوری و هر نورت یک احمد میشود

چارده معصوم، تکرار از محمد میشود

چارده أرواح، یک روح مجرّد میشود

چارده توحید، هم مصداق سرمد میشود

مصطفایی، مرتضایی، مجتبایی، احمدا

یک تنه تو چارده عبد خدایی، احمدا

 

کیستی تو، مرتضی عبد عبیدت میشود

کیستی تو، حضرت زهرا مُریدت میشود

کیستی تو، مجتبی حبلُ الوریدت میشود

کیستی تو، سیدِ جنّت شهیدت میشود

آن یتیمی تو که سلطان جهان باید شوی

آری آری خاتم پیغمبران باید شوی

 

ایکه از آب وضوی تو چکد صدها ملَک

ایکه از خاکِ ره تو آبرو گیرد فلک

ایکه از لبخند تو شد خَلق، دریای نمک

ایکه از خُلق عظیمت میشود دلها خنک

ابرهای رحمتِ حق دست بر دامان تو

جود حق، احسان حق، از ریزشِ دستان تو

 

هر که شد عبد خدا مدیونِ درگاه نبی است

از عبادت تا اطاعت راه ما، راه نبی است

آنکه شد یار علی، سلمانِ دلخواه نبی است

قبلۀ اهل تولّا چهرۀ ماه نبی است

یارسول الله، یاران کُشتۀ پیغمبرند

ٱمّتَت امروز از هر روز آماده ترند

 

شیعۀتو پاکباز صادق آل عباست

پرچمت در اهتزاز صادق آل عباست

جلوۀ تو سَروِ ناز صادق آل عباست

این همان راز و نیاز صادق آل عباست

مکتب صادق همان آمال دیروزیِ تو

میرسد هر روز، اخباری ز پیروزی تو

 

از عراق و سوریه داری ز ما بهتر خبر

از نجف تا کربلا با توست سی میلیون نفر

بسته راه کعبه یا احمد، رسان صبح ظفر

عالمی در انتظار آن امام منتظَر

دستِ بوسفیان ببند و دست ما را باز کن

یا محمد آخرین برنامه را آغاز کن

 

نسل های جان به کف آمادۀ جانبازی اند

از حلب تا موصل اینک صحنۀ جانبازی اند

سربداران تشنۀ  جام میِ جانبازی اند

دیر شد یارانِ تو شرمندۀ جانبازی اند

گفت پیر ما ز جان، بهر خدا باید گذشت

داد مژده، راه قدس از کربلا خواهد گذشت

 

رهبرم سیدعلی فرمود با آل سعود

خشمِ سنگین از سوی ایران ببارد دیر و زود

مژده، آمد سالهای آخرِ قوم یهود

میرود دوران ظلم و جور از ما، هر چه بود

میرسد از راه، اینک روز سخت انتقام

میشود پیروز اسلامِ محمد والسلام 




موضوع: ولادت رسول اكرم(ص)،  ولادت امام صادق(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : چهارشنبه 1398/08/22 | 02:02 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

پیامبر اکرم(ص) و امام صادق(ع)-ولادت


هرکس گرفته غیر تو ماوای دیگر

خیری ندیده از گداییهای دیگر

من روزی ام را از تو بی منت گرفتم

منت فراوان است درهرجای دیگر

یک پای من رفته ست امشب سمت مکه

سمت نجف رفته است اما پای دیگر

تو با علی یعنی دوتن در بین یک روح

شیعه ندارد جز شما بابای دیگر

وقت ولادت نیست هنگام ظهور است

دنیا می آیی تو ز یک دنیای دیگر

حالا که رفتم تا علی و تا محمد

باید بگویم یاعلی و یا محمد

 

نور تو خیلی قبل از آدم معتبر بود

از تو چه در انجیل و چه تورات اثر بود

دنبال تو بودند احبار بهودی

قلب کشیشان از ظهورت باخبر بود

هرروز عبدالله را تهدید کردند

هرروز عبدالمطلب تحت نظر بود

تو آمدی ایوان کسری هم ترک خورد

آثار ربانیت هرجا جلوه گر بود

آتشکده یکباره اصلا ریخت برهم

خاموش شد هر مشعلی که شعله ور بود

شب کافی است ای مکه دیگر ماه آمد

الله اکبر که رسول الله آمد

 

امی شدی ام القرا شد زادگاهت

پیغمبران را زنده کرده روی ماهت

خیلی دعا کردی برایش جای نفرین

حتی همانکه خار میریزد به راهت

این امت تو تا قیامت روسفید است

از برکت صوت اذان گوی سیاهت

بوی علی را میدهی آقای مکه

وقتی شده دیگر ابوطالب پناهت

دلخوش به اصحابت نشو که در خطرها

تنها علی میماند آقا درسپاهت

لعنت بر آنکه با جسارت حرف میزد

هرکس ز کفر والدینت حرف میزد

 

شکوه نکن ازغربتت لشگر که داری

در غزوه هایت ضربه آخر که داری

اصلا بیاید چندتا مرحب به میدان

فرقی ندارد فاتح خیبر که داری

گیرم که اصلا عبدود رد شد ز خندق

آسوده باش آقای من حیدر که داری

به طعنه های این و آن بی اعتنا باش

بگذر ازین بدبخت ها! کوثر که داری

آنکس که خیر و برکت دنیاست زهرا

سر وجود این جهان زهراست زهراست

 

ای صادق ال علی در بیکرانها

یادی بکن قدری هم از ما ناتوان ها

بار سفر برداشتی از دوش مردم

ای ناشناس مهربان کاروان ها

جارو کشت اعجاز ابراهیم دارد

در دستهای توست این کون و مکانها

درک مقامت کار امثال زراره ست

کی راه دارد در حریمت این گمان ها

پرچم سیاه روضه بر دیوار داری

تو روضه خوانی بر تمام روضه خوانها

روضه بخوان از آفتاب بین گودال

از حجت اللهی که افتادست بی حال




موضوع: ولادت رسول اكرم(ص)،  ولادت امام صادق(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : چهارشنبه 1398/08/22 | 01:53 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات
تعداد کل صحن ها : 521 ::      1   2   3   4   5   6   7   ...  
لطفا از دیگر صحن های حسینیه نیز دیدن فرمایید
.: پایگاه تخصصی مدح و مرثیه حسینیه:.