روضه های آسمانی


واعظین و مادحین گرامی


به مدد الهی و با تلاش گروه محققین حسینیه مقتل و حسینیه مدح و مرثیه


(کتاب روضه های آسمانی ویژه محرم 1399)


منتشر شد.


روضه ها به شرح ذیل می باشد:


حضرت مسلم بن عقیل (ع)  ، ورود به کربلا ، حضرت رقیه (ع) ، ابناء الزینب (ع) ، جناب حر (ع) ، حضرت عبدالله بن الحسن (ع) ، حضرت قاسم بن الحسن (ع) ، حضرت علی اصغر (ع) ، حضرت علی اکبر (ع) ، حضرت اباالفضل العباس (ع) ، روز تاسوعا ، شب عاشورا ، روز عاشورا ، شام غریبان ، دفن ابدان مطهر شهدا(ع) ، امام سجاد (ع)


با توجه به اینکه هزینه خرید کتاب بسیار بالا می‌باشد، به خاطر کاهش هزینه و فراهم شدن استفاده عموم، برآن شدیم که فایل pdf کتاب را با قیمت بسیار ارزان تر به فروش برسانیم.


برای کسب اطلاعات بیشتر و دریافت متن کامل جلسات، به آیدی زیر در پیام رسان ایتا یا تلگرام مراجعه نمایید.

addmin_roze@


یا از طریق لینک زیر، فایل pdf کتاب را تهیه بفرمایید:


https://kimiame.ir/rowzehaye-asemani


قابل ذکر است در همه روضه های این کتاب، از عبارات عربی کلیدی مقتل همراه با اِعراب صحیح + سند صحیح +ترجمه صحیح+گریز روضه+اشعار مطابق با روضه استفاده شده تا به راحتی مادحین گرامی عبارات کلیدی عربی و اشعار مربوط به آن‌ها را در فرصت باقیمانده تا محرم حفظ کنند و در روضه خوانی از بیان آن‌ها بهره ببرند.


به امید روزی که در روضه ها، مستند خوانی بیشتر از زبان حال گسترش پیدا کند.





✔️ موضوع : تابلو اعلانات حسینیه،


تاریخ درج شعر : پنجشنبه 1399/05/2 | 09:47 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام حسین(ع)-مناجات محرمی


عمریست در عزای شما گریه می کنیم

 از کودکی برای شما گریه می کنیم

 

 سوز شما به نوحه ما شور می دهد

 انگار با نوای شما گریه می کنیم

 

 بوده است چون که خلقت ما از گل شما

 با آب دیده های شما گریه می کنیم

 

 شادیم با شما و غمینیم با شما

 در روضه پا به پای شما گریه می کنیم

 

 چشمان ما و گریه برای شما کجا

 شک نیست با دعای شما گریه می کنیم

 

 آن روز پیش خصم نمی شد که گریه کرد

 امروز ما به جای شما گریه می کنیم

 

 گفتید اشک ماست چو مرهم به زخمتان

 با نیت دوای شما گریه می کنیم

 

 این دست ما نبود که مجنونتان شدیم

 گشتیم مبتلای شما گریه می کنیم

 

 وقتی خدا برای شما گریه می کند

 همراه با خدای شما گریه می کنیم

 

 دل های ما از آن که زمین گیر کربلاست

 همواره در هوای شما گریه می کنیم

 

 از روی نی نوای شما را شنیده ایم

 بر داغ نینوای شما گریه می کنیم

 

 ای کشته های اشک خدا خونبهایتان

 تا جان شود فدای شما گریه می کنیم




✔️ موضوع : مدح و مناجات با امام حسین(ع)،


تاریخ درج شعر : چهارشنبه 1399/06/19 | 02:36 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت زینب(س)-كوفه


چو موی یار پریشان شدیم بعد از تو

شکسته، خَسته و حیران شدیم بعد از تو

 

تو زیر سم ستوران کوفه اما ما

سوار ناقه عریان شدیم بعد از تو

 

میان خیمه آتش گرفته لرزیدیم

درون شعله هراسان شدیم بعد از تو

 

زمان غارت معجر دلم شکست حسین

میان خلق نمایان شدیم بعد از تو

 

دلم کنار تن پاره پاره ات بود و

روانه سوی بیابان شدیم بعد از تو

 

به کوفه ای که شد آباد دست بابایم

چقدر بی سر وسامان شدیم بعد از تو

 

میان مجلس ابن زیاد محو تو و

شکوه آیه قرآن شدیم بعد از تو

 




✔️ موضوع : كاروان اسرا در کوفه،


تاریخ درج شعر : چهارشنبه 1399/06/19 | 02:32 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت زینب (س)-کوفه


دست منو زنجیر ،فکرش را نمی کردم

چه زود گشتم پیر، فکرش را نمی کردم

 

بالای تل بودم خودم دیدم که شد خنجر

باحنجرت درگیر، فکرش را نمی کردم

 

من باتو بودم بی تو از عمرِ بدون تو...

...اینقدر باشم سیر ! ، فکرش را نمی کردم

 

مسمار و پهلو و غلاف و شعله را دیدم

اما گلو و تیر، فکرش را نمی کردم

 

دیدم برادر اصغرت را پیش چشمانت

تیری گرفت از شیر، فکرش را نمی کردم

 

بی دست شد سقا و پرچم بر زمین افتاد

آن دستِ پرچم‌گیر،...فکرش را نمی کردم

 

تا بود عباسم کنارم، شمر می لرزید

حالا که گشته شیر، فکرش را نمی کردم

 

شمشیر بالارفت و پایین آمد و اکبر...

مُردم از آن تصویر،فکرش را نمی کردم

 

در کوچه های کوفه در پیش کنیزانم

خیلی شدم تحقیر،فکرش را نمی کردم

 

خوابی که دیدم در زمان خردسالی ام

با اینکه شد تعبیر،فکرش را نمی کردم

 

حالا فقط من ماندم و رأس تو بر نیزه

ای وای از این تقدیر،فکرش را نمی کردم




✔️ موضوع : كاروان اسرا در کوفه، در مسیر کوفه و شام،


تاریخ درج شعر : چهارشنبه 1399/06/19 | 02:30 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت زینب(س)-مصائب


می‌رسند از راه غم‌ها، تا زمین‌گیرت کنند

سنگ‌ها با طعنه‌هاشان بیشتر پیرت کنند

 

مثل چشمت آیه آیه سوره ی مریم گریست

با نخستین واژه‌اش وقتی که تفسیرت کنند

 

سخت بود اینکه تمام راه در غربت گذشت

سخت‌تر اینکه تمام شهر تکفیرت کنند

 

سهم آن‌ها آه و نفرین تو شد می‌خواستند

با کمی خرما و نان از زندگی سیرت کنند

 

«ما رأیت و...» گفتی و جنگ نگاهت شد جمیل

چشم‌ها باید فرار از برق شمشیرت کنند

 




✔️ موضوع : حضرت زینب كبری(س)،


تاریخ درج شعر : چهارشنبه 1399/06/19 | 02:24 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت زینب(س)-مصائب


غمی از سینه ام نزد بیرون هر چه بر سر زدم هیاهو را

مردگان مرا صدا بزنید ،آه ای ضجه های عاشورا

 

اگر اینگونه شاد می گریم همه از برکت مصیبت اوست

همه از یمن این عطش ،که زده ست ،رگ بارانیِ فراسورا

 

قطره قطره اسیر واشدنم  ،شعله شعله شهیدم از حسرت

روضه ی تشنه ای درون سرم،موبه مو خوانده راز گیسو را

 

به غزلهای تشنه مانده قسم،به خدایی که اینچنین زیبا

به ظرافت نشانده در دلِ هم،نیزه و سینه ،تیر و ابرو را

 

که من از چشم بادها دیدم ،شعله در خیمه ی حرم می سوخت

خواهری در پی برادر تا....لحظه ی سر بریدنِ اورا...

 

ونبیند به غیر زیبایی،خواهری دلشکسته،خسته،اسیر

وقتی از کودکی چنین دیده ست،داغ دیوار و میخ و پهلو را

 

غمی از سینه ام نزد بیرون هر چه بر سر زدم هیاهو را

مردگان مرا صدا بزنید ،آه ای ضجه های عاشورا

 




✔️ موضوع : حضرت زینب كبری(س)،


تاریخ درج شعر : چهارشنبه 1399/06/19 | 02:19 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام زمان(عج)-مناجات


دیده بگشا که ز دوریِ شما خسته شدم

آمدم ناله کنم یار بیا خسته شدم

 

سر به زیر آمده ام تا که بگویم به شما

از گناهان زیادم بخدا خسته شدم

 

خواستم نوکر مخلص بشوم حیف نشد

دیگر از نفسم و این عُجب و ریا خسته شدم

 

اشتباهی که ز من سر زده را باز ببخش

یاری ام کن همه عمرم، همه جا، خسته شدم

 

ای حبیبم تو فقط از دل من با خبری

وا کن امشب گره ی کار مرا خسته شدم

 

شهرمان رنگ تو را کم به خودش دیده و من

دیگر از شهرم و این حال و هوا خسته شدم

 

تا به کِی رو بزنم پیش تو و گریه کنم

یک نگاهی بکن آقا به گدا خسته شدم

 

باز هم جا نشدم بین گدایانِ حرم

پس نپرسید ز حالم که چرا خسته شدم

 

این همه سینه زدم مزد مرا هم بده و

راهی ام کن حرم کرببلا خسته شدم




✔️ موضوع : مدح و مناجات با امام زمان(عج)،


تاریخ درج شعر : جمعه 1399/06/14 | 01:47 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام زمان(عج)-مناجات


دلگیرم از حالِ خودم دلگیر! مدتهاست

بر گردنم افتاده یک زنجیر مدتهاست

 

از گنبد فیروزه ای پُل میزنم تا تو

در ذهن؛ جا خوش کرده این تصویر مدتهاست

 

رفته ست از یادم که باید «منتظر» باشم

از چشم من افتاده این «تعبیر» مدتهاست

 

جای عبادت معصیت شد کار هر روزم

شد آفتِ جان من این تقدیر! مدتهاست-

 

آسوده خاطر اشکهایت را درآوردم

با چشم های هرزه... با تزویر مدتهاست

 

در دستهایت با چه حالی میزند ضجّه؛

پروندۂ اعمال ِ پُرتقصیر مدتهاست...

 

برگرد جانِ هر کسی که دوستش داری

بیچاره ام کرده ست این تأخیر مدتهاست

 

من دوستت دارم، نگاهم کرده ای قطعاً

هستم اگر با نفْس ِ خود درگیر مدتهاست!

 




✔️ موضوع : مدح و مناجات با امام زمان(عج)،


تاریخ درج شعر : جمعه 1399/06/14 | 01:44 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام زمان(عج)-مناجات


دارد دوباره رنگ می بازد حنایم

پس با چه رویی سوی تو آقا بیایم

 

دریا تویی، مولا تویی، آقا تویی تو

من دست خالی آمدم، آقا ... گدایم

 

راه گلویم را دوباره بغض بسته

آقا ببین که در نمی آید صدایم

 

دستی بکش بر این دل غربت گرفته

شاید کمی آرام گردد دردهایم

 

پشتم به تو گرم است، از من رو مگردان

من بی تو مثل کودکی بی دست و پایم

 

آقا زمین خورده دوباره نوکر تو

فکری به حالم کن که مشغول هوایم

 

این حرف ها، از روی دلتنگی است آقا

بدجور دلتنگ اذان کربلایم

 

 




✔️ موضوع : مدح و مناجات با امام زمان(عج)،


تاریخ درج شعر : جمعه 1399/06/14 | 01:41 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام زمان(عج)-مناجات محرمی


برلبم دارم سلامت یوسف زهرا سلام

چشم من بی آنکه بیند، آن رخ زیبا سلام

 

دل خوشم بر مستحبی که جوابش واجب است

آشنایی که غریبی می کنی با ما سلام

 

آل یاسین خوانِ ارکان ظهورت گشته ام

پا بنه بر دیده، پاسخ گو سلامم را سلام

 

بین مردم هر سلامی را سلامت در پی است

چشم بد دور از شما جانت سلامت با سلام

 

نه فقط جمعه که هر روزم شروعش با شماست

روبه قبله هر نمازم می شود آقا سلام

 

به عمویت رفته ای در قد و قامت ای عزیز

کی شود چشمم دهد بر آن قده رعنا سلام

 

در مدینه یا نجف یا جمکران یا مشهدی

یا عراقی در زیارت بر شما آنجا سلام

 

یاد ماهم باش وقتی می دهی در کربلا

بر شهید تشنه لب، بر زینب کبری سلام

 

یاد ما کن در زیارت خواندنِ ناحیه ات

می دهی وقتی برآن قربانی تنها سلام

 

در فرازی که سلامت می رسد بر جسم او

بی کفن افتاده پاره پاره در صحرا سلام

 

یا درآنجا که نشسته، قاتلش بر سینه اش

می دهی بر خواهرش بر مادرش زهرا سلام




✔️ موضوع : مناجات محرمی با امام زمان (عج)،


تاریخ درج شعر : جمعه 1399/06/14 | 01:38 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام زمان(عج)-مناجات


اشک غریب عاقبتش شرم آشناست

بدبخت آن کسی ست که از صاحبش جداست

 

یک عمر از دعای فرج رزق خورده ایم

باید وبال گفت به دستی که بی دعاست

 

پایی که نیست در پی تو لنگ میزند

دنبال تو دویدن ما آبروی ماست

 

از دیگران دوا برسد درد مطلق است

دردی اگر زتو برسد مرهم و دواست

 

هرجور هست پیش تو یکروز میرسیم

آقا بگو که خیمه ی زهراییت کجاست

 

حق می دهیم دل به دل ما نمیدهی

ما سال هاست عادتمان لاف و ادعاست

 

سجده بغیر تربت اعلی نمی کنیم

مُهر قبول سجده ی ما مُهر کربلاست

**

هرچه زدند باز زجایش تکان نخورد

زینب کنار نیزه ی آقای سرجداست




✔️ موضوع : مناجات فراق با امام زمان(عج)، مناجات محرمی با امام زمان (عج)،


تاریخ درج شعر : جمعه 1399/06/14 | 01:08 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام زمان(عج)-مناجات


آقا دل شکسته ما را نمیخری؟

ظرف ترک ترک شده از ما نمی خری؟

 

مرجوع شد به هر که دلم را فروختم

کالای دست چندم ما را نمی خری؟

 

با رشته های اشک به بازارت آمدم

از ما کلاف یوسف زهرا نمی خری؟

 

از من عبور می کنی و داد میزنم

نوکر برای خانه ات آقا نمیخری؟

 

امروز با یقین که به دردت نخورده ام

 شاید اگر به خاطر فردا نمی خری؟

 

عمری به عشق نوکری تو دویده ام

 حالا که اوفتاده ام از پا نمی خری؟




✔️ موضوع : مناجات فراق با امام زمان(عج)،


تاریخ درج شعر : جمعه 1399/06/14 | 01:03 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام زمان(عج)-مناجات محرمی


امید دل چرا در جیب غم بردی سر خود را

بیا بنما به عالم روی از گل بهتر خود را

 

چه شبهایی که همچون شمع سوزان تا سحر کردی

نثار قبر زهرا اشک چشمان تر خود را

 

بیا ای یوسف گمگشتۀ مصر ولا مهدی

نشان شیعیان ده قبر زهرا مادر خود را

 

بیا با هم بگرییم از برای غربت جدّت

که شب بنهاد زیر گل گُل نیلوفر خود را...

 

بیا و در کنار جسم خونین برادر بین

به زیر تازیانه عمّۀ غم پرور خود را

 

بیا مگذار تا جدّت به پیش خنده ی دشمن

بگیرد در بغل با گریه نعش اکبر خود را

 

بیا از جدّ خود بستان عموی شیر خوارت را

که می نوشد به جای شیر خون حنجر خود را

 

بیا مگذار جدّت از فراز نیزه ی دشمن

ببیند زیر کعب نیزه، اشک دختر خود را

 

بیا بنگر چگونه عمّۀ مظلومه ات زینب

نهاده در بیابان لاله های پرپر خود را

 

بیا چشم تر و لب های خشک تشنگان را بین

که گم کردند در دشت بلا آب آور خود را




✔️ موضوع : مناجات محرمی با امام زمان (عج)،


تاریخ درج شعر : جمعه 1399/06/14 | 01:01 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام حسین(ع)-مناجات محرمی


شكر خدا  سیاهِ  تو  دارم  به تن حسین

منّت خدای را كه فقط عشق من حسین

 

از بس زدم به سینه شده سینه ام كبود

دارم  نشانِ عشق تو  را بر بدن حسین

 

شد  كربلا  نصیب  همه  ، غیرِ من ، چرا ؟

مُردم ازاین همه غم و درد و مِحَن حسین

 

با  خطِّ غم  به  روی دلم حق نوشته است

جانم  فدای  غربتت  ای  بی كفن  حسین

 

با یادِ شدّتِ عطشت آب می خورم

از  خاكِ كربلا زده ام بر دهن حسین

 

ای   مقتدای روضه و ای  صاحبِ  عزا

عَجَّل علی ظُهُورِكَ یابن الحسن ، حسین

 




✔️ موضوع : مدح و مناجات با امام حسین(ع)،


تاریخ درج شعر : پنجشنبه 1399/06/13 | 04:19 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام حسین و امام حسن(ع)-مناجات


من که با سینه زنی تو هیئتا جون میگیرم

آرزومه تو همین سینه زنی ها بمیرم

 

کفنم رو کاشکی از پرچم تو میبریدن

یا که روی کفنم پیرن سیاه میکشیدن

 

من که از داغ حسین غرق ملال و محنم

من مسلمان شده دست امام حسنم




✔️ موضوع : مدح و مناجات با امام حسین(ع)، مدح و مناجات با امام حسن(ع)،


تاریخ درج شعر : پنجشنبه 1399/06/13 | 04:12 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام حسین(ع)-مناجات


هـر دلی را کـه ز داغ تـو کبـابش نکنند

مثل شمع ازشـررعشق توآبش نکنند

 

نیست پــروانۀ پرسوختـۀ بـزم غمت

هرکه رادرغم تو شمع مذابش نکنند

 

تاحسینی نشود جان و دل عاشق دوست

در ره مهـر و وفـا پا به رکـابش نکنند

 

رنگ و بـو از چمـن عشق تو باید گیـرد

هرگلی را که دراین باغ،گلابش نکنند

 

با ولای تو اگـر دل نـرسـد تا به خــدا

رهـرو و عاشق این راه خطابش نکنند

 

دل کجا لایق آبادی و شادی به جزاست

گربه سیل غم و اشک تو خرابش نکنند

 

آتش ارزانی آن دل کـه به داغ تـو نسوخت

هرکه دلسوختۀ توست عذابش نکنند

 

ما گـدایـان تو هستیم و تو صاحب کرمی

هرکه کوبد درِ این خانه جوابش نکنند

 

وای بـرحـال دل زار « وفـائی» فـردا

گرغـلام دراین خانه حسـابش نکنند




✔️ موضوع : مدح و مناجات با امام حسین(ع)،


تاریخ درج شعر : پنجشنبه 1399/06/13 | 04:09 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام حسین(ع)-شهادت


یک عمر تو را نظاره می‌کرد نسیم

از عشق تو جامه پاره می‌کرد نسیم

آن شب که به روی نیزه بودی آرام

با زلف تو استخاره می‌کرد نسیم




✔️ موضوع : شهادت امام حسین(ع)،


تاریخ درج شعر : پنجشنبه 1399/06/13 | 04:06 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام حسین(ع)-گودال قتلگاه


سوخت از داغِ تو و غرق حرارت شده بود

پیش ِ مادر به گلویِ تو جسارت شده بود

 

آسمان تیره شد و سخت زمین-لرزه گرفت

شمر(لع) آن ثانیه که دست-به کارَت شده بود

 

عرش ِ حق را چه به هم ریخت «بُنیّ قَتلوک»

چونکه مکشوف ترین متن و عبارت شده بود

 

غرقِ خون! در دل گودال! غریب و تنها

خاکِ صحرا نگرانِ تو و یارت شده بود

 

سر و انگشتر و پیراهن و دستار و کفن...

دست و پا میزدی و لحظۂ غارت شده بود

 

حرمله(لع) در پیِ گهواره لبِ خیمه رسید

خیمه ها سوخت و هنگام شرارت شده بود

 

خیره شد سمتِ سرت زینبِ(س) مضطر! ای وای...

صحبت از بستنِ دستان و اسارت شده بود!

 




✔️ موضوع : قتلگاه امام حسین(ع)،


تاریخ درج شعر : پنجشنبه 1399/06/13 | 04:02 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام حسین(ع)-مناجات محرمی


چه‌کنم این‌قدر احسان و محبت را باز

تابه‌کی شکر کنم این‌همه نعمت را باز

رزق‌من تربت اصل تو نگردید حسین

می‌کشم منت جاروکش هیئت را باز

 

من اگر گریه به غم‌های تو آقا نکنم

خویش را در دل زهرا به‌خدا جا نکنم

پدرم خادم‌تو، مادر‌ من خادمه‌ات

ناخلف باشم اگر نوکریت را نکنم

 

دلم از روز ازل تنگ تو بوده‌است حسین

به لبم ذکر تو، آهنگ تو بوده‌است حسین

در صف سینه‌زنان این‌همه سال از عمرم

آن چه بر سینه زدم سنگ تو بوده‌است حسین

 

ای که در آینه‌ی جام بلا رب دیده

خمره‌ای از شرر و داغ لبالب دیده

دیده‌ای تو تن صد‌پاره‌ی اکبر اما

کس ندیده‌است به‌خود آنچه که زینب دیده

 

پای‌نی دیدن حال سر تو پیرم کرد

روی‌نی، وضعیت حنجر تو پیرم کرد

در مسیری که سرت را همه با سنگ زدند

پیری زودرس دختر تو پیرم کرد

 

تو شرار دل افروخته را می‌فهمی

چون خودت سوخته‌ای، سوخته را می‌فهمی

ای که نی پیرهنت را به تنت دوخته است

به تنم پیرهن دوخته را می‌فهمی

 

 




✔️ موضوع : مدح و مناجات با امام حسین(ع)، حضرت زینب كبری(س)،


تاریخ درج شعر : پنجشنبه 1399/06/13 | 04:00 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام حسین(ع)-مناجات محرمی


شکر خدا که جز دم تو دم نساخته

جز ماتم تو غصه و ماتم نساخته

 

مدیون روضه ام که من رو سیاه را

جز گریه ی برای تو آدم نساخته

 

ما را ببر به دیدن شش گوشه عاقبت

دل با فراق کرب و بلا کم نساخته

 

ممنون مادرم که به من یاد داد، حسین

جز ذکر تو به روی لبم دم نساخته

 

جز لطف آستان شما دست هیچ کس

ما را دخیل گوشه ی پرچم نساخته

 

بر قلب پر جراحت زهرا به غیر اشک

چیزی اثر نکرده و مرهم نساخته

 

پس خوش به حال و روز کسی که برای خود

کاری به روضه ی تو مُقدم نساخته

 

ماها چه خواستیم و به یکباره فاطمه

با بازوی شکسته فراهم نساخته

 

قدرش بدان که در همه ی سال هم خدا

ماهی شبیه ماه محرم نساخته 




✔️ موضوع : مدح و مناجات با امام حسین(ع)،


تاریخ درج شعر : پنجشنبه 1399/06/13 | 03:57 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام حسین(ع)-مناجات محرمی


مست اند از نسیمِ دمش عطر سیب ها

دارند شوق نوحه گری ، عندلیب ها

 

در روز حشر با نفسش زنده می شویم

عمر دوباره می دهد او بر حبیب ها

 

پیچید ، اگر که کار جهانی چه باک تا

پیچیده اند ، نسخهٔ ماتم طبیب ها

 

در روضه ای که سنگ در آن آب می شود

سینه دریده اند از این غم شکیب ها

 

آه از تنش که زخم‌ به بوسه امان نداد

مات اند در شمارش زخمش حسیب ها

 

با شوق سکه بر تن پاک که تاختند؟

بر پاسخ تضرعِ امن یجیب ها

 

افتاد تا که روی زمین ، قامتِ حیا

کَندند پیرهن ز تنش ، نانجیب ها

 

«از آب هم مضایقه کردند کوفیان»

دق کرده اند از غمِ آقا غریب ها

 

با یاد جسمِ بی کفنش زار عقیله زد

هر جا که دید گودی و هر جا که شیب ها 




✔️ موضوع : مدح و مناجات با امام حسین(ع)،


تاریخ درج شعر : پنجشنبه 1399/06/13 | 03:49 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت زینب(س)-مصائب


آتش برای صحنه ی محشر گرفتند

صد فتنه بعد از دفنِ پیغمبر(ص) گرفتند

 

حقّ خلافت را، فدک را، غصب کردند

آن عدّه که غیر از پدر رهبر گرفتند

 

یک شب همین ها هیزم آوردند و با خشم

در پشتِ «در» تصمیمِ شعله ور گرفتند

 

با یک لگد پرپر شد و از شاخه افتاد

شش ماهه را با کینۂ خیبر گرفتند

 

در کنج خانه گریه میکردیم و آن ها

از ما شبانه حضرتِ مادر گرفتند

 

آنها پدر را زجر میدادند و حتی

هر شب برا صبّ او منبر گرفتند

 

تا عاقبت شمشیر در مسجد کشیدند

با کشتنش صد دِرهم ِ دیگر گرفتند

 

زخم ِ سرش کاری شد و در یک سحرگاه

از ما پدر را با غمی بدتر گرفتند

 

بغض یتیمی را به رویِ شانۂ هم-

می ریختیم و فتنه را از سر گرفتند

 

عشقم حسینم(ع)! خوب میدانی از آنها

خیری ندیدیم و سراغ از شَر گرفتند

 

ما خوب میدانیم که جانِ حسن(ع) را

در کوچه! بینِ شعله؛ پشتِ «در» گرفتند

 

من ماندم و تو! کربلا و داغِ هجران...

دیدم تو را هم نیزه ها بر «سر» گرفتند

 

من روی تل روضه گرفتم؛ تا که آن ها

با هلهله پیراهن از پیکر گرفتند

 

دیدند جان داری هنوز و شمر(لع) آمد

ای وای! آخر حاجت از خنجر گرفتند

 

من: «وا عَلیّا» گفتم و مادر: «بُنیَّ»

جان دادی و روزِ خوش از خواهر گرفتند

 

دیدی عزیزم؟! عشقِ مان آخر نظر خورد

دیدی تو را از زینبت(س) آخر گرفتند!

 




✔️ موضوع : حضرت زینب كبری(س)،


تاریخ درج شعر : پنجشنبه 1399/06/13 | 03:48 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت زینب(س)-مدح و مصائب


یک تنه در کربلا غوغا به راه انداخته

تیغِ برّان است، یا زینب نگاه انداخته

 

با کلامش تیغِ حیدر را برون کرد از نیام

دشمنش تسلیم گردیده، سلاح انداخته

 

مرتضی انگار دارد خطبه خوانی می‌کند

منطقش یک دشت را در اشتباه انداخته

 

مثلِ طوفان خانه‌ی تزویر را ویران نمود

مثلِ شیری لرزه بر جانِ سپاه انداخته

 

یک نگاهِ اشکبار انداخته بر خیمه‌گاه

یک نگاهِ مضطرب بر قتلگاه انداخته

@hosenih

جانِ زینب از فراقِ یار بر لب آمده

در مصیبت چنگ بر رخسارِ ماه انداخته

 




✔️ موضوع : حضرت زینب كبری(س)،


تاریخ درج شعر : پنجشنبه 1399/06/13 | 03:43 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام حسین(ع)-مناجات


کنار تو بودنم آرزومه

اسم تو اون بغض توی گلومه

تموم سالمو برات زائرم

با عکسی که همیشه روبرومه

 

خودت میبینی وضع و احوالمو

میبینی پرونده‌مو که سیاهه

نگاتو برنگردونی که حالم

اگه نگات بتابه روبراهه

 

میون روضه تونه عاشقیمون

یه عشق عاقلونه ی عجیبه

دردمو تنها به خودت میگم که

غمت برای قلبمون طبیه

 

برای با تو بودنم جون میدم

خونم که از جُون تو رنگی تر نیست

تا آخر دنیا باهات میمونم

یاری راه تو که بی خطر نیست

 

ما ملت امام حسینیم آقا

پرچمتون تو اوج آسمونه

علیِ اکبرای ما زیادن

شهادت افتخار نسلمونه

 

 قبله‌نمای عشقه کربلاتون

دلای آزاده به تو دخیلن

حر نگاهتون میشن اونا که

عاقبتم تو راهتون قتیلن

 

 تربت تو کاممو واکرده پس

ذکر لبم چی باشه غیر اسمت؟

یه یاحسین کلید هر قفلیه

خیلی به ما رسیده خیر اسمت

 

 من التماست میکنم بخوای که

سرم بره توی مسیرت آقا

یه بیرق سبز و یه یالثارات

یعنی که عاقبت به خیره دنیا

 

 




✔️ موضوع : مدح و مناجات با امام حسین(ع)،


تاریخ درج شعر : چهارشنبه 1399/06/12 | 03:21 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام حسین(ع)-مناجات


دور تو پُر از پیر غلام و ذاکر

مشغول به مدح تو هزاران شاعر 

یا سیدناالغریب! امّا ما را...

دق میدهد آخر غمِ «هَل مِن ناصِر»

 




✔️ موضوع : مدح و مناجات با امام حسین(ع)،


تاریخ درج شعر : چهارشنبه 1399/06/12 | 03:19 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

دفن ابدان مطهر شهدای كربلا


تن ها به روی خاک مانده، سر نمانده

چیزی به غیر از خاک و خاکستر نمانده

 

جسم جوانان بنی هاشم به خاک است

لشکر نمانده، ساقی لشکر نمانده

 

با احتساب آتش خیمه یقینا

چیزی برای دفن از اکبر نمانده

 

با احتساب نعل های تازه حتماً

چیزی هم از قنداقه ی اصغر نمانده

 

زیباترین پروانه در گودال مانده

پروانه ای که در تن او پر نمانده

 

مادر کنار پیکرش روضه گرفته

نایی برای گریه اش دیگر نمانده

 

تقصیر قلب سنگ نیزه دارها شد

حالا کنار او اگر خواهر نمانده

 

آقا رسید و دید از نزدیک انگار

انگشت آقا نیست، انگشتر نمانده!

 

گفتند با گریه که آقا جز حصیری

چیزی برای دفن این بی سر نمانده

 

پیچید پیکر را میان بوریا و

فرمود آقا: چیزی از پیکر نمانده

 

با احتساب ضربه های آخر شمر

حتما دگر چیزی از این حنجر نمانده

 




✔️ موضوع : دفن شهدای کربلا،


تاریخ درج شعر : چهارشنبه 1399/06/12 | 03:03 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام سجاد(ع)-شهادت


در خیمه بلا دیدی و در تب ماندی

با گریه و با داغِ لبالب ماندی

تنها شد و از تمام دارِ دنیا...

تنها تو برای عمّه زینب(س) ماندی!




✔️ موضوع : شهادت امام سجاد(ع)،


تاریخ درج شعر : دوشنبه 1399/06/10 | 05:45 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام سجاد(ع)-مصائب


بگذارید برای پدرم گریه کنم

اشک تا هست به چشمان ترم گریه کنم

 

تشنه کشتند عزیزان مرا ، حق بدهید

تا که بر آب می افتد نظرم گریه کنم

 

پیش من وقت وضو طشت نیارید ،که من...

یاد طشت زر و رأس پدرم گریه کنم

 

یاد آن ضرب عمود و عمویم می افتم

تا گذارم روی سجاده سرم گریه کنم

 

حرفی از کشته شدن نیست،اسیری سخت است

بگذارید به داغ جگرم گریه کنم

 

غم خاکی شدن چادر زینب بس بود

به خدا تا به قیامت اگرم گریه کنم

 

خواهرم بسکه کتک خورد زناقه افتاد

به زمین خوردن این همسفرم گریه کنم

 

ما و بازارچه ی برده فروشان ،ای وای

تا به بازار می افتد گذرم گریه کنم

 

دست بسته به خدا روی گرفتن سخت است

به گرفتاری زن های حرم گریه کنم

 

وسط هلهله ها مادر اصغر میگفت

بگذارید برای پسرم گریه کنم




✔️ موضوع : شهادت امام سجاد(ع)،


تاریخ درج شعر : دوشنبه 1399/06/10 | 05:42 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام حسین(ع)-گودال قتلگاه


پَر پَر زدی و بال و پَر تو رها نشد

آه…ای غریب، راه گلوی تو وا نشد

در ازدحامِ زخمِ تنت نیزه جا نشد

 از روی سینه تو چرا؟! شمر پا نشد

 

با دست و پا زدن نفست تنگ می شود

 بی حالی و نصیب سرت سنگ می‌شود 

 

 دیدی هِلال آب نیاورد و دیر شد

 دیدی که کهنه پیرُهنت غرق تیرشد

دیدی تمام پوشش تو یک حصیر شد

زینب کنار جسم تو یکباره پیر شد

 

طاقت بیار، لشکرت ای شاه می رسد

طاقت بیار ، مادرت از راه می رسد

 

 ای کاش چوب کفر به ایمان نمی زدند

با خیزران به قاری قرآن نمی زدند

 آتش به خیمه های پریشان نمی‌زدند

نیزه به پهلوی تو حسین جان ،نمی زدند

 

از نعل ها سراغ تنت را گرفته ایم

 از دست "بوریا" کفنت را گرفته ایم

 

یک عده روی غارت سر شرط بسته اند

 یک عده روی خُود و سپر شرط بسته اند

یک عده روی  مشک قمر،شرط بسته اند

ای وای...روی زیور و زر شرط بسته اند

 

من تازیانه می خورم و تو نفس بگیر

برخیز و معجری که ربودند پس بگیر

 

#دروغ_روضه_بخوانید

 

 اصلا کسی به آینه سنگ جفا نزد!

آن پیرمرد روی تنت با عصا نزد!

در قتلگاه هیچ کسی دست و پا نزد!

با نیزه بر گلوی تو آن بی حیا نزد!

 

مادر دوباره مونس و تنها کَسَت شده

بر گرد سمت خیمه که "دلواپست" شده




✔️ موضوع : قتلگاه امام حسین(ع)،


تاریخ درج شعر : شنبه 1399/06/8 | 07:17 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام حسین(ع)-گودال قتلگاه


نیرو نمانده است به بازو برادرم

تا نیزه های در بدنت را درآورم

 

ای عمر من چگونه تنت اینچنین شده

بالا بلند قامت تو چون نگین شده

 

با تیغ و تیر پیرهنت ریز ریز شد

از نعل های تازه تنت ریز ریز شد

 

ای پاره پاره تن به زمین ریختی حسین

از دست های من به زمین ریختی حسین

 

یک لحظه قلب من متحیر شد و شکست

بردند نیزه ها بدنت را به روی دست

 

دستی سیاه پیرهنت را ربوده است

هر نیزه قسمتی ز تنت را ربوده است

 

نشناختم اگر که تو را حق بده حسین

آه ای مرملٌ بدما حق بده حسین

 

چون چاره نیست از بدنت دور می شوم

با تازیانه ها ز تنت دور می شوم

 

زخمی ترین بدن به که بسپارمت حسین؟

تنهاترین من به که بسپارمت حسین؟

 

از لحظه ای که گرگ صفت ها رها شدند

خلخال ها روانه ی بازارها شدند

 

غربت ببین چگونه سفر می برد مرا

فریادهای حرمله سر می برد مرا

 

خولی برای بردن تو کیسه جور کرد

گویا هوای کوفه و نان تنور کرد

 




✔️ موضوع : قتلگاه امام حسین(ع)،


تاریخ درج شعر : شنبه 1399/06/8 | 04:43 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام حسین(ع)-گودال قتلگاه


یكی با نیزه اش از پشت میزد

یكی با چكمه و با مُشت میزد

خودم دیدم سنانِ دائمُ الخَمر

حسینم را به قصد كشت میزد




✔️ موضوع : قتلگاه امام حسین(ع)،


تاریخ درج شعر : شنبه 1399/06/8 | 04:34 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات
تعداد کل صحن ها : 564 :: 1 2 3 4 5 6 7 ...
لطفا از دیگر صحن های حسینیه نیز دیدن فرمایید
.: پایگاه تخصصی مدح و مرثیه حسینیه:.
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Mobile Traffic | سایت سوالات