حسینیه پایگاه تخصصی مدح و مرثیه
جهت دسترسی آسان به اشعار مورد نظر، از فهرست موضوعات استفاده کنید
موضوعات اشعار
شنبه 1395/02/11

امام زمان(عج)-مناجات


در سایه‌ی نور ‌حضرت ان‌شاءالله

در وادی طور حضرت ان‌شاءالله

در مکتب عشق فاطمی می‌مانیم

تا صبح ‌ظهور ‌حضرت ان‌شاءالله



موضوع : مناجات فراق با امام زمان(عج)، 
شنبه 1395/02/11

امام زمان(عج)-مناجات


چنانکه ماه کمالش به نیمه ی ماه است

کمال نیمه ی شعبان بقیة الله است

هزار ساله شرابی ست انتظار ظهور

که هرکه خورد از آن تا همیشه آگاه است

چه قدر قافله ی عمر رفته از اقوام

هنوز یوسف ما بی گناه درچاه است

چه مقصدی ست که از موقعی که راه افتاد

هزار سال گذشت و هنوز در راه است

من از حضور غم عصر جمعه فهمیدم

که انتظار ظهور تو ناخودآگاه است

بیا به روضه وبا گریه ات موحد شو

اگر نهایت تسبیح عارفان آه است

چنانکه زهر فقط پادزهر می خواهد

تو پادشاهی و دنیای ما پُر از شاه است

بگو به مردم دنیا خیالشان راحت

که منجی همه خون ریز نیست، خونخواه است



موضوع : مناجات فراق با امام زمان(عج)، 
شنبه 1395/02/11

امام زمان(عج)-مناجات


الهی یار زیبایم نیامد

بیابانگرد تنهایم نیامد

امیر کاروان بیقراران

قرار قلب شیدایم نیامد

هر آنچه من تمنا کردم از او

به دنبال تمنایم نیامد

اگر چه داند او درد دلم را

ولی بهر مداوایم نیامد

سحر گفتم جمالش را ببینم

سحر هم آن دل ‌آرایم نیامد

خبر دارم  که او باشد به یادم

ولی یک شب به ماوایم نیامد

رسان دست مرا بر دست گرمش

که یاری بر تسلایم نیامد

هر آنچه وعده دادم  بر دل خود

چه سازم من که آقایم نیامد؟



موضوع : مناجات فراق با امام زمان(عج)، 
پنجشنبه 1395/02/9

امام حسین(ع)-مناجات


میشه با یک پرچم

یه‌جا هیئت باشه

میاد اونجا زهرا

حتی خلوت باشه

 

این کلام معصوم

زینت منبرهاس

دو نفر که باشن

سومیشون زهراس

 

شور و شوق روضه‌ت

توی عرش اعلاس

جمعیت اینجا نیست

جمعیت اون بالاس

 

تو نگفته خوندی

حرف ناگفتم رو

فکر هیات پر کرد

همه‌ی هفته‌م رو

 

تا دیدم بی‌تابم

تا دیدم پردردم

فرشای هیات رو

آب و جارو کردم

 

یه بساط چایی

گوشه‌ی میخونه

مجلسارو گرم کرد

عطر آبدار خونه

 

سرمو خم کردم

زیر پام عزت ریخت

خیر ببینه اونکه

تو چاییت تربت ریخت

 

اشکمو به زخمات

آقا هدیه کردم

خیلی وقتا شد که

تنها گریه کردم

 

اشکا و لبخندام

با خودت شد قسمت

حاجتم رو دادی

پای دیگ هیات

 

زندگیمو دستِ

خودتون میسپارم

کفشارو جفت کردم

جفت و جور شد کارم



موضوع : مدح و مناجات با امام حسین(ع)، 
پنجشنبه 1395/02/9

امام حسین(ع)-مناجات


من و شور و نوا، شب‌های جمعه

وَ قلبی مبتلا، شب‌های جمعه

قیامت می‌شود در صحن قلبم

به یاد کربلا شب‌های جمعه 



موضوع : مدح و مناجات با امام حسین(ع)، 

امام حسین(ع)-مناجات


در حرم پیچید عطر سیب زائر فیض برد

هر کسی در بارگاهت بود حاضر فیض برد

با بیان روضه هایت پلک من هم خیس شد

چشمهایم چون زمین خشک و بایر فیض برد

قطره های خون تو سهم زمین شد بیشتر

بیشتر از آسمانها خاک حائر فیض برد

منبرت شد گاه روی نیزه، گاهی بین طشت

خواهرت با گریه پای این منابر فیض برد

بر تن عریان تو این بیتها مرثیه خواند

اشکهای مادرت تا ریخت، شاعر فیض برد

بین اصحابت دو دفعه جان به تو تقدیم کرد

بیشتر یعنی، حبیب بن مظاهر فیض برد

گرم در آغوش تو، بیش از طلاهای ضریح

بوریا ی کهنۀ بیت عشائر فیض برد



موضوع : مدح و مناجات با امام حسین(ع)، 
سه شنبه 1395/02/7

تقدیم به مدافعان حرم


می پَرَد جبرئیلِ دل امشب،به هوایِ مدافعان حرم

خواهم امشب سخن بگویم از،ماجرایِ مدافعان حرم

وقتی از خانه راه افتادند،پُشتِ پا بر هرآنچه هست زدند

بویِ ذبحِ عظیم می آید،از مِنایِ مدافعانِ حرم

رویِ فرزندِخویش بوسیدند،با همان بوسه دل ز او کَندند

اولیاء خدا شدند همه،شهدایِ مدافعانِ حرم

تا شنیدند در خطر افتاد،حرمِ عمۀ امام زمان

جلوه هایی ز غیرت عباس ،شد وفایِ مدافعان حرم

بسکه با پیکری به خون غلطان،سینه زن ها به خاک افتادند

نامِ سوریه شد میانِ ما،کربلایِ مدافعان حرم

زینبیه حلب دمشق حِماء ،هرقدم جایِ پایِ زهرا شد

مادر آمد خودش تشکر کرد،از صفایِ مدافعان حرم

چه پدرها که بی پسر شده اند،چه پسرها که بی پدر شده اند

چه کمرها که خم شد این ایام،در عزایِ مدافعان حرم

همسرانی جوان سیه پوشند،خانه هاشان بدون مَرد شده

همۀ دلخوشی شان شده است،عکس هایِ مدافعان حرم

مثل ارباب عده ای تنشان ،غرقِ خون روی خاک جا مانده

در دیار ِ غریب، ،ای جانم بفدایِ مدافعان ِ حرم

این همه خون بخاک میریزد،تا که خِشتی زصحن کم نشود

در امان بودنِ حرم همه دم،شد دعایِ مدافعانِ حرم

خودِ زینب چقدر سیلی خورد،مثل زهرا به زیر پا افتاد

مادر و دخترند در عالم ،مقتدایِ مدافعانِ حرم

مادری پشت در سپر گشت ودختری بین گودیِ گودال

کوچه و قتلگاه شد هرشب ،روضه هایِ مدافعان ِ حرم

ماقسم خورده ایم وتا آخر،پایِ آقای خویش می مانیم

میگزاریم پای غیرت بر ،جایِ پایِ مدافعانِ حرم

کاش قسمت شود که آخرِکار،بار ما را هم از کرم بِخَرند

نام ماهم اضافه گردد بر ،انتهایِ مدافعانِ حرم



موضوع : مدافعان حرم اهل بیت(علیهم السلام)، 

حضرت زینب(س)-وفات


ببین زمانه چه آورده است بر سر من

نشسته گرد اسارت به روی پیکر من

نپرس موی سفیدم نشانه ی چه غمی ست

نپرس از دل خون و نگاه مضطر من

حسین و اکبر و عباس و قاسم و... شده بود

تمام دشت پر از لاله های پر پر من

ورق ورق شده بودی ، نرفته از یادم

چگونه جمع نمودم تو را برادر من

تمام جان و دلم سوخت بعد رفتن تو

چرا که سایه ات افتاده بود از سر من

به روی تل ، دم گودال ، پیش طشت طلا

همیشه قبل تر از من رسید مادر من

نبود طاقت شرمندگی بیشتری

هزار شکر نگفتی کجاست دختر من

اگرچه بعد تو یکسال ونیم رفت ، هنوز

سری به نیزه بلند است در برابر من



موضوع : حضرت زینب كبری(س)، 
جمعه 1395/02/3

حضرت زینب(س)-مدح


یا حسین گویان عالم در پناه زینبند

عرشیان مأمور حفظ بارگاه زینبند

گوشه ای از این حرم حاشا که بردارد خراش

تا زمانی شیعیان مردِ سپاه زینبند

***

کیست گوید یک نفر همپایۀ عباس اوست

عشق این خواهر همه سرمایۀ عباس اوست

بارگاه زینب و تخریب؟!... حرفش را مزن

این حرم تا حشر زیر سایۀ عباس اوست

***

با تشکر از شاعر گرامی



موضوع : حضرت زینب كبری(س)، ولادت حضرت زینب(س)، مدافعان حرم اهل بیت(علیهم السلام)، 
جمعه 1395/02/3

حضرت زینب(س)-مدح


کیست زینب همیشه بی همتا

نورِ مستورِ عالمِ بالا

کیست زینب نفس نفس حیدر

کیست زینب تپش تپش زهرا

کیست زینب حسینِ پرده نشین

کیست زینب حسن به زیرِ کسا

کیست زینب کسی چه می داند؟

غیر آن پنج آفتاب هدی

کیست زینب تلاطم عباس

کیست زینب تموّج دریا

ذوالفقار علی میان نیام

 اوجِ نهج البلاغه ای شیوا

کیست زینب فراتر از مریم

 روشنی بخشِ هاجر و حوّا

کیست زینب حجابِ جلوه ی غیب

صبر اعظم ، صلابت عظما

قلمم بشکند چه می گویم

 من و اوصافِ زینب کبری؟

من چه گویم که گفت اربابم

 حضرت عشق ، التماس دعا

السلام ای شکوه نام حسین

دومین فاطمه، تمامِ حسین



موضوع : حضرت زینب كبری(س)، 
جمعه 1395/02/3

حضرت زینب(س)-وفات


هر جا که روضه ایست به پا باورت شود

بی تاب تر ز هر دل بی تاب زینب است

اصلاً خدا گواست که در سال شصت و یک

بنیانگذار روضۀ ارباب زینب است

 

معلوم بود موقع رفتن ز چشمهاش

در سینه رازهای عجیبی نهفته داشت

این روضه های عام که مردُم شنیده اند

صدها نمونه سخت ترش را نگفته داشت

 

از قطعه ای ز پیرهنی کهنه حرف داشت

با یک سند که بود به مشتی گره شده

از پیکری که طبق روایت مشبک است

از ضربه های تیغ ، شبیه زره شده

 

تا لحظه های آخر عمرش عجیب بود

یک لحظه هم ز یاد حسینش جدا نشد

جایی نبود عمّۀ سادات رفته و

یک لحظه بعد روضه در آنجا به پا نشد

 

هر جا که رفت دختر حیدر تمام عمر

گریه برای حضرت شیب الخضیب کرد

بر صورت و سرش زد و کم کم ز حال رفت

تا یاد جای چکمۀ آن نانجیب کرد

 

افتاد هر زمان که به گرما به یاد او

او که سه روز زیر تب آفتاب ماند

رفت و به یاد پیکر او تا دمِ غروب

در زیر آفتاب ،کنار رباب ماند

 

گرچه که داستان سرش روی نیزه ها

سخت است و خواهر این همه را باورش نبود

اما گمان کنم که جگرسوز و سخت تر

از داستان غارت انگشترش نبود

 

روزی هزار مرتبه با یاد آب سوخت

آبی که قسمت علیِ اصغرش نشد

تیغی نماند در کف دشمن که آشنا

با جسم پُر ز خون علی اکبرش نشد

 

تا انتهای زندگی اش گریه کرد و بس

با یاد خشکیِ لب او بر لب فرات

با یاد گریه های سه ساله به زیر پا

با شعله های دامن علیا مخدرات

 

اکنون که با گذشتن بیش از هزار سال

هر روز ، روضه گرم تر از روز دیگر است

بی شک حیات شیعه ز خون برادر و

مدیون اشکهای پر از حرف خواهر است

 

زینب شهیده است به مرگ خودم قسم

او کشتۀ جسارت بازار برده است

غیر از شهیده هر که بگوید به عمه جان

در حق خاندان علی ظلم کرده است

***

با تشکر از شاعر گرامی



موضوع : حضرت زینب كبری(س)، 
جمعه 1395/02/3

حضرت زینب(س)-وفات


این لحظه بدونِ سایه ات جانکاه است

باز آ و بگو که فاصله کوتاه است

هر چند تمامِ تَنِ من هم زخم است

کمتر زِ هزار و نُهصد و پنجاه است

***

بر سینه یِ خود پیرهن ات را دارم

بد جور هوای دیدنت را دارم

وا کن گره یِ مُشتِ مرا تا بینی

با خویش عقیقِ یمنت را دارم

***

گفتم که زِ ساربان پس اش می گیرم

یک روز نفس زنان پس اش می گیرم

گفتم که تقاصِ خونِ لبهایت را

در شام زِ خیزران پس اش می گیرم 



موضوع : حضرت زینب كبری(س)، 

امام زمان(عج)-مناجات-حضرت زینب(س)-وفات


هی داد می زنیم که از تو نشانه نیست

یک روز می رسی تو و جای بهانه نیست

یا عرض حاجت است، و یا که شکایت است

آقا ببخش اگر غزلم عاشقانه نیست

خوشحالم از فراق تو شعری سرودم و

تاریخ ماندگاری آن جاودانه نیست

ما را به بام خود بنشان که بدون تو

در هیچ جا نشانه ای از آب و دانه نیست

گفتم بیا به خانه ی قلبم؛ تو آمدی...

تو آمدی ولی کسی انگار خانه نیست

با تیغ روزگار چه بهتر جدا شود

وقتی سرم طفیلی این آستانه نیست

عجل علی ظهورک یا صاحب الزمان

دیگر زیاد بر لبمان این ترانه نیست

جز در غم کمان شدن عمه زینبت

خون اشک های جاری تو بی کرانه نیست

مرد از غم نمردن در ماتم حسین

بر پیکرش بگو که رد تازیانه نیست



موضوع : حضرت زینب كبری(س)، مناجات محرمی با امام زمان (عج)، 

مناجات با خدا-اعتکاف


دنیا دوباره دنیا، دنیا و مشغله

سر می رود دوباره در این شهر حوصله

این اعتکاف هم به سر آمد، تمام شد

پا می نهم به دشت هیاهو، به ولوله

فردا دوباره معصیت آغاز می شود

می گیرد این دل از نفسِ عشق، فاصله

فردا دوباره دغدغه، آشوب، اضطراب

گم می شویم در هیجان مجادله

سهم من از خدا فقط این چند روزه بود

گنجانده ایم آن همه را در مخیّله

این پنج وعده هم که برات بهشت نیست

مقدار آن کم است برای معامله!

من را به خویش وامگذار ای خدای خوب!

می ترسم از تباهی فردای فاصله!



موضوع : اخلاقی و اندرز، 

حضرت زینب(س)-وفات


همه رفتند و من جا ماندم ای دوست

ز بخت بد به دنیا ماندم ای دوست

چرا رفتی مرا با خود نبردی

ببین بعد از تو تنها ماندم ای دوست

***

ببین از داغ تو خیلی شكستم

شكستم كه چنین از پا نشستم

شكسته دشمنت از بس دلم را

چنان گشتم كه نشناسی كه هستم

***

به یادت در نوای آب آبم

چنان تو زیر تیغ آفتابم

تو راحت خفته ای در خانه ی قبر

ولی من از غمت خانه خرابم

***

لباس تو در آغوشم برادر

صدایت مانده در گوشم برادر

تو ماندی بی كفن بر خاك صحرا

چگونه من كفن پوشم برادر

***

ببین در دیده سوی دیدنم نیست

توان دادن جان در تنم نیست

چنان آبم نموده آتش تو

گمانم جسم در پیراهنم نیست

***

من وكابوس شمشیر و تن تو

تماشای به غارت رفتن تو

تو را سر نیزه ها بردند و مانده

برای من فقط پیراهن تو

***

سراسر نیزه میبینم به خوابم

سر و سرنیزه میبینم به خوابم

همین كه پلك بر هم می گذارم

تو را بر نیزه میبینم به خوابم

***

دلم هر روز سوی نیزه میرفت

كه خونت در گلوی نیزه میرفت

چه می شد مثل سرهای شهیدان

سر من هم به روی نیزه میرفت



موضوع : حضرت زینب كبری(س)، 
چهارشنبه 1395/02/1

امام علی(ع)-مدح و ولادت


صحرای حجاز آمده رشك ارم امشب

عالم همه گردیده محیط كرم امشب

تكبیر بگوئید حرم شد حرم امشب

بیش از همه شب گشت حرم محترم امشب

در خانه زده صاحب‌خانه قدم امشب

بت‌ها همه گشتند به تعظیم خم امشب

در سیزده ماه رجب ماه مبارك

میلاد علی در حرم‌الله مبارك

این جان جهان است فدا باد جهانش

در قلب رسل چار كتاب است به شأنش

داده است خداوند به هر عصر نشانش

ریزد دُر توحید و نبوّت ز دهانش

پیوسته بود نام محمد به زبانش

ای كعبه در آغوش به بر گیر چو جانش

گلبوسه بزن صورت الله صمد را

تبریك بگو فاطمة بنت اسد را

اركان حرم راست به سر شور ولایت

بت‌ها همه گشتند به توحید هدایت

زمزم به دوصد زمزمه كرده است روایت

كامشب به حرم نور علی گشته عنایت

نوری كه نه مبدأ بود آن را نه نهایت

كز نور الهی كند این نور حكایت

این نور همان  است  كه  پیش  از گِل آدم

تابید ز حُسن ازلی در دِل آدم

این نور فروغ بصر آدم و حوّاست

این نور همان راهبر نوح به دریاست

این نور تجلای خدا در دل سیناست

این نور عیان جلوه حق در یَد بیضاست

این نور همان معجزه فیض مسیحاست

این نور خطابی است كه در طور به موساست

این نور فروغی است كه در غیب نهان بود

این نور چراغی است كه در عرش عیان بود

ای بحر تجلای اَزَل، این گهر تواست

ای معجزه صُنع خدا، این اثر تواست

ای روح‌الامین مرشد تو راهبر تواست

ای بیت، جمال اَحدِ دادگر تواست

ای آدم پاكیزه سرشت این پدر تواست

ای فاطمه بنت اسد این پسر تواست

بر روی دو دست تو یدالله مبارك

دیدار جمال اسدالله مبارك

آغوش گشوده است ز هم بیت‌الاهش

كعبه، حرم امن خدا شد به پناهش

اركان حرم تشنۀ یك نیم نگاهش

مادر شده محو شرف و عزّت و جاهش

در پاكی و در زهد، خداوند گواهش

پیغمبر اسلام بود چشم به راهش

تا بار دگر روح شریفش به تن آید

بر یاری او حیدر خیبر شكن آید

افتاده نفس در دل خلقت به شماره

از چشم سماوات روان گشته ستاره

مَه خندد و خورشید شده محو نظاره

جبریل به دیوار حرم كرده اشاره

وز شوق گریبان حرم گشته دوپاره

تا جلوه كند روی خداوند دوباره

ای اهل حرم باز حرم محترم آمد

تكبیر بگوئید علی از حرم آمد

این است كه دیدند به هر عصر عیانش

این است كه پیوسته زمانهاست زمانش

این است كه برتر ز مكانهاست مكانش

آیات خدا ریخته از دُرج دهانش

پیوسته بود نام محمد به زبانش

بگرفته به بر خواجۀ لولاك چو جانش

لبهاش گل انداخته از بوسۀ احمد

انگار كه قرآن شده نازل به محمد

این است كه سر تا به قدم جان رسول است

شمشیر خدا، شیر خروشان رسول است

چون خرمن گل زینت دامان رسول است

از كودكی خویش نگهبان رسول است

قدر و نبأ و فاطر و فرقان رسول است

قدرش بشناسید كه قرآن رسول است

قرآن كه ز آغاز به احمد شده نازل

بر قلب وی، از قلب محمد شده نازل

ای بندگی درگه تو روح سیادت

ای مهر تو امضای قبولی عبادت

خوبان جهان را به درت روی ارادت

توحید به توحید تو داده است شهادت

بی دوستی ات خلق نگردیده سعادت

از یمن قدوم تو حرم یافت ولادت

تو شیر خدایی و محمد به تو نازد

و الله قسم خالق سرمد به تو نازد

ما مهر تو با شیر گرفتیم ز مادر

بی مهر تو ما را نبود روح به پیكر

جایی كه بود پای تو بر دوش پیمبر

كس را نبود گفتن مدح تو میسّر

اوصاف تو را گفته خداوند مكرّر

گیرم كه ببارد ز دهان همه گوهر

با هیچ زبان گفتن مدح تو نشاید

میثم چه بگوید چه بخواند چه سراید؟



موضوع : ولادت امام علی(ع)، 
چهارشنبه 1395/02/1

امام علی(ع)-مدح


کیست معادل امیر مومنان؟

رقیب قابل امیر مومنان؟

شرح فضائل امیر مومنان...!

نقش شمائل امیر مومنان...

سیر منازل امیر مومنان...

اوج مراحل امیر مومنان...

کار کسی نیست به جز خدای من

علی کجا و ذهن پر خطای من

خدا به حق عاشقان با صفا

به ربنای بنده‌های بی ریا

به ناله‌ی شکسته‌های مبتلا

به حرف حرف آیه‌های هل اتی

به هوی هویِ ذوالفقار مرتضی

به کشته‌های راه شاه لافتی

بیا نمک بریز در بیان من

خدای دلنواز مهربان من!

مکان علی، زمین علی، زمان علی

ابهت خدای لا مکان علی

دعا علی دوای درد جان علی

ولیِ حق، امام انس و جان علی

فلق علی افق علی اذان علی

عیان علی حقیقت نهان علی

میان هوی و های شاعرانه ام...

در انتظار لطف دلبرانه ام

فلک علی...  ستون آسمان علی

محک علی... مدار کهکشان علی

کرم علی شکوه جاودان علی

صفا علی طراوت جهان علی

توان علی امید ناتوان علی

تمام عشق صاحب الزمان علی

و کل غم...  بذکره سینجلی

علی علی علی علی علی علی

شعر علی شعور شاعران علی

شهد علی شهود شاهدان علی

نور علی چراغ رهروان علی

ولی علی امیرِ  سروران علی

جوهره ی صدای عاشقان علی

دمِ سحر دمِ موحدان علی

قمر علی ، شرر علی،  سحر علی

مدّبرِ قضا علی... قَدَر علی

نفس علی...  نفس بزن بخوان علی

امیر دل دلیر دلستان علی

محبت و عطای بیکران علی

شفای جان شفیع مهربان علی

حقیقتِ  فراتر از گمان علی

همیشه راه بازِ آسمان علی

علی علی... امیر لو کشف علی!

حواله کن دوباره یک نجف علی

منم رعیت بلادِ تو علی

ترانه خوان خانه زادِ تو علی

اسیر رأفت زیادِ تو علی

سرم سرای اعتقادِ تو علی

من و شفاعت معادِ تو علی

بهشتی‌ام به یمن یادِ تو علی

ندیدم از غم تو خوشگوارتر

ندیدم از دم تو ذوالفقارتر



موضوع : مدح و مناجات با امام علی(ع)، 
چهارشنبه 1395/02/1

امام علی(ع)-مدح


ﺷﺄﻥ تو در اندیشه ما جا شدنی نیست

درکوزه که جا دادن دریا شدنی نیست

هرچند که توصیف تو مولا شدنی نیست

تو لطف کنی ناشدنی ناشدنی نیست

طبعی که نپرداخت به نام تو تلف شد

بر خاک نوشتند علی ؛ در نجف شد

ماییم و دلی مست در ایوان طلایی

احسنت ! چه معماری انگشت نمایی

تاریخ ندیده به خود اینگونه بنایی

دارد هنر شیخ بهایی چه بهایی...

هرکس که تو را دید به زانو زدن افتاد

در صحن تو خورشید به جارو زدن افتاد

در خلقت تو هرچه خدا داشت عیان شد

در روز ازل هرچه دلت خواست همان شد

هر کس که گدای تو شد آقای جهان شد

از برکت نام تو اذان نیز اذان شد

سردار بجز میثم تمار نداریم

ما غیر علی با احدی کار نداریم

از ظرفیت خویش فراتر چه بگویم؟

گنگ است زبان پیش تو دیگر چه بگویم؟

از تو که خدا گفته مکرر چه بگویم؟!

هیچ است علی، پیش تو من هر چه بگویم

مقصود تویی کعبه و بتخانه بهانه ست

چیزی که عیان است چه حاجت به بیان ست

نام تو شده قدرت بازوی پیمبر

در غزوه احزاب تویی یک تنه لشکر

یک ضربه ات از کل عبادات فراتر

با فاطمه شد قدرت تو چند برابر

غیر از تو علی هیچ کسی حصن حصین نیست

یا فاطمه گفتی رجزی بهتر از این نیست

باید که به رخ ها بکشانی هنرت را

آسوده کن این مرتبه تیغ دوسرت را

رندی کن و یک گوشه رها کن سپرت را

صفین محیاست بیاور پسرت را

چشم تو گره خورده به ابروی اباالفضل

وصل است به تو قدرت بازوی اباالفضل



موضوع : مدح و مناجات با امام علی(ع)، 
چهارشنبه 1395/02/1

امام علی(ع)-مدح و ولادت


دل بیقرار دارم ، سرِ بابِ دار دارم

هوس انار دارم، طلب از نگار دارم

لب سرخ  و آبداری

شب سور و سات آمد، شب انبساط آمد

شب التفات آمد، شب مسئلات آمد

شب عشق و بوسه‌کاری

شب عشق بی‌کرانه، شب شعر عاشقانه

شب شور بی بهانه، شب مستی  و ترانه

شب عاشقانه خواندن

شب بیقراری آمد، برکات جاری آمد

اجل خماری آمد ، شب می‌گساری آمد

شب شاعرانه خواندن

چه هوای دلپذیری،  چه بهار بی نظیری

چه دل بهانه گیری، چه خوش است زخم تیری

ز کمان تک سواری

چه دلاور دلیری، چه نگار چشمگیری

چه خوش است این اسیری، و چه خوشتر اینکه شیری

برود پی شکاری

رجب المرجب است و،  خم می لباب است و

رطب و لب و شب است و،  شب شور یا رب است و

لحظات استجابت

دم پر شعف بگیر و،  طربی ز دف بگیر و

سر خود به کف بگیر و، طرف نجف بگیر و...

بطلب! دهد شرابت

سبب نجات آمد، نفس حیات آمد

پل ارتباط آمد، مه ممکنات آمد

چه دلیل دلربایی

چه بشارت بشیری، چه نذیر بی نظیری

چه مراعات نظیری، چه شهی ؟! عجب وزیری

به جلال کبریایی

برو سوی طور سینا، بطلب نگاه اما ...

ارنی مگو چو موسی، که نیارزد این تمنا...

به جواب لن ترانی

دم یا علی بخوان و، برو سمت آسمان و

به هوای او بمان و،  دل خسته را بخوان و

برهان ز  سرگرانی

چه شکوه لایزالی، چه جمیل ذوالجلالی

چه جمالی و کمالی، چه کرامت زلالی

چه امیر دلگشایی

منشین خراب و غمگین، دل خود ز غیر برچین

"برو ای گدای مسکین" سر راه شاه بنشین

به بهانه‌ی گدایی

بگو ای شه گرامی،  نگران خاص و عامی

به تبسم سلامی، به عنایتِ پیامی...

برسان به عرش ما را

اگر عاشقِ نگاهی، ز جگر برآر آهی

بطلب هر آنچه خواهی "که نگین پادشاهی"

"دهد از کرم گدا را"

"علی ای همای رحمت" نفسِ رهای رحمت

دم دلربای رحمت، همه ی صدای رحمت

"تو چه آیتی خدا را"

شبی ای مه یگانه، بگذار روی شانه

سر سائل شبانه،  بنواز دلبرانه

دل بیقرارها را

تو و رو گرفتن از ما ؟ من و دوری از تو حاشا

تو و قهر و کینه کلّا، نکند عزیز زهرا

بزنی ز ره کنارم

تو امید روزگارم، تو ترانه‌ی بهارم

تو ... تویی و من غبارم، به خدا امیدوارم

که به پات سر گذارم

کرم کریم عالم! حَکَمِ حکیم عالم!

عَلَمِ علیم عالم، نباء عظیم عالم!

حَسنت ابوالکرامه

چه کنم ترانه سازم، گل نازدار نازم

بنگر تب نیازم، ز سرت مساز بازم

که برو... مع السَّلامه!

منم  و نیازمندی، درِ میکده  نبندی

به غریبی ام  نخندی! تو چگونه می‌پسندی؟

که اسیر غم بمانم

نظری به دور دارم، گره‌های کور دارم

دل غرق شور دارم، نه هوای حور دارم

نه هوای بوستانم



موضوع : ولادت امام علی(ع)، 
چهارشنبه 1395/02/1

امام علی(ع)-مدح و ولادت


برای گفتن از او پای شعر هم به گِلْ است

قلم به دست من حتّی هنوز هم دو دل است

چگونه واژه بگیرد به کار چون خجل است

که جان سپردن شاعر ز عجز، محتمل است

به ذره گر نظرِ لطفِ ماهِ من نرسد

به آسمانِ وصالش نگاه من نرسد

قلم به دست من امشب به شور آمده است

دوباره موسیٖ جانم به طور آمده است

دوباره بانگ أَنَا الله ز دور آمده است

بیا که جلوه ی مستورِ نور آمده است

بیا که شاه و گدا همنشین هم شده اند

دگر دعا و اجابت قرین هم شده اند

زمین مکّه کند فخر بر سمٰا امشب

رسد ز سوی سماوات این ندا امشب

رسیده آیت تطهیر و هَلْ أَتیٰ امشب

رسیده نَفْسِ پیمبر، ولیّ ما امشب

برای هرچه خدا گفت یک مَثَل آمد

علی عالی اعلای بی بَدَل آمد

امیر مُلک ولا شاه لافتیٰ حیدر

شهی که آمده در شأنش إنّما حیدر

برای امر خلافت به حقّ سزا حیدر

وَ معجزات نبوّت به انبیا حیدر

زمین ز مَقدم او رشکِ آسمان گردید

به روی دست نبی دستِ حقّ عیان گردید

علیست یار و مددکار انبیای خدا

علیست در همه احوال آشنای خدا

علیست راضی مطلق به هر قضای خدا

علیست آیت عظمای حقّ برای خدا

درون سینه ی من تا که عشق پابرجاست

زبان فقط به دهانم به یاعلی گویاست

ولایت تو به من داده آبرو آقا

فقط به عشق تو هستم به گفتگو آفا

به دست من ز مِی عشق دِهْ سبو آقا

نگو که رانده ای از خود مرا، نگو آقا

لبم به عشق علی هر دم این ثنا دارد

خوشا به حال دل من که مرتضیٰ دارد

 هر آنکه از تو سرود و هر آنکه از تو نوشت

یقین به حُرمت حبِ تو می س‍ِزَد به بهشت

بگو به سر که ندارد به سر خیالت، خشت

بدون مُهر ولایت، اساس نیکی زشت

به حشر، دشمنِ تو سرفکنده می آید

به شیعیان تو آن روز خنده می آید



موضوع : ولادت امام علی(ع)، 
چهارشنبه 1395/02/1

امام علی(ع)-مدح


ای طالب معرفت ! «ولی» را بشناس

آن جان ز عشق مُنجلی را بشناس

زیبنده ی او مقام «عبداللهی» ست

در مکتب بندگی ، علی را بشناس

***

خوبست به معرفت اشارت دادن

دل را به حقیقت ولایت دادن

ای خوب ! سعادتی از این برتر نیست :

بر بندگی علی شهادت دادن

***

مولاست علی ، ولی نمی دانی هیچ

از مرحله غافلی ، نمی دانی هیچ

تا مذهب و مسلک ات «علی اللهی» ست

پیداست که از علی ، نمی دانی هیچ !

***

مولا ! مددی که از شما بنویسم

با لهجه ی معرفت تو را بنویسم

می ترسم از این که از محبت مولا

کافر شوم و تو را خدا بنویسم !

***

با مهر علی ، ز حق جدایی زشت است

با نفسِ حریص ، هم نوایی زشت است

با ذکر علی ، تو طالب عزت باش

درویش ! به نام او ، گدایی زشت است

***

هر چند علی خلاصه ی قرآن است

سرمایه جاودانه ی ایمان است

ای مرد ! خدا مخوان علی را ، شرک است

او اسوه بندگی ست ، او انسان است

***

از فصل علی ، نخوانده ای جز نامی

در درس علی شناسی ای دل خامی

آیینه ی بندگی ست مولا ، توبه !

این آینه را چرا خدا می نامی ؟

***

در شأن علی ، کتاب حق نازل شد

میراث رسول را ، علی قابل شد

یک عمر ثنای ذات یکتا را گفت

با بندگی خدا ، علی کامل شد

***

عرفان علی ، مرام درویشی نیست

با لهجه دین ، خرافه اندیشی نیست

عرفان علی ، حضور در میدان است

آیین و مرام انزواکیشی نیست

***

این مرد که مذهبی ندارد جز ریش

بر خویش نهاده نام پیر و درویش

در چشم و زبان او علی ، الله است

فریاد از این جماعت کفر اندیش !

***

هر کس که مرام او «علی اللهی» ست

تردید مکن که در صف گمراهی ست

ای خوب ! علی ، خدا نه ،عبدالله است

او اسوه ی کامل «خداآگاهی» ست

***

او را ز خدا ، جدا نباید نامید

بی زمزمه ی ثنا ، نباید نامید

او بنده ترینِ بندگان حق است

او را به خدا ، خدا نباید نامید

***

ای دل شدگان ! علی ، ولی الله است

گوینده ی «لا اله الا الله» است

هر کس که حدیث دیگری می گوید

سوگند به نور ، مشرک و گمراه است

***

او روح مُکرم است ، بشناسیدش

قرآن مجسم است ، بشناسیدش

او روح نماز و قبله توحید است

او وارث آدم است ، بشناسیدش

***

هر چند علی سرشته از این خاک است

از گرد تعلق  زمین او پاک است

با سلسله فرشته ها محشورست

سرمنزل جان پاک او ، افلاک است

***

شعر علوی ، تبسم حق بینی ست

از باغ بلوغ معرفت گل چینی ست

هر کس که به این مرام و آیین باشد

تردید مکن که شاعر آیینی ست

***

حضرت علی علیه ‏السلام فرمود: «لا تتجاوزوا بنا العبودیة ثمّ قولوا ما شئتم و لن تبلغوا و إیاکم و الغلوّ کغلوّ النّصاری فإنّى برى‏ءٌ من الغالین».  (بحارالانوار، ج ۲۵، ص ۲۷۴ )

ترجمه : ما را از مرز عبودیت خارج نکنید و به سرحدّ ربوبیت نرسانید، آن گاه هرچه می ‏خواهید در فضیلت ما بگویید، لیکن بدانید که حق ثناگویی ما را ادا نخواهید کرد. از غلوّ کردن درباره ما بپرهیزید و همانند نصاری که درباره عیسی علیه‏ السلام غلو کردند نباشید، که من از غلوّکنندگان بیزارم. 



موضوع : مدح و مناجات با امام علی(ع)، 
چهارشنبه 1395/02/1

امام علی(ع)-ولادت


پدر خاك آمده به زمین

از فراسوی قله ی ادراك

رونمایی شده است در خلقت

دومین قید جمله ی لولاك

 

من چه گویم ز شان مادر او

بی نظیری كه بی نظیر آورد

غیر از این نیست وصف بنت اسد

دختر شیر بود و شیر آورد

 

مستجیری به مستجار آمد

روح تازه گرفت بیت عتیق

كعبه ای كه علی درونش نیست

چون ركابی شود بدون عقیق

 

صاحب خانه رفته در خانه

دیگر اذن دخول لازم نیست

حیدر از حفظ بود قرآن را

با وجودش نزول لازم نیست

 

بین آغوش احمد مكی

آیه هایی ز مومنون می خواند

عقل كل بود و با كراماتش

عاشقان را سوی جنون می خواند

 

كعبه تنها نه زادگاه علی

در نجف نیز خاك او كعبه است

سجده آورده ایم سمتش چون

اولین سینه چاك او كعبه است

 

ملك الموت پیشمرگش بود

او كه شاگرد ذوالفقار علی است

خلقت اهل بیت كار خداست

مابقی هرچه هست كار علی است

 

كیست مولا، همان كه در كعبه

بر روی شانه ی پیمبر رفت

شانه های نبی همان عرش است

حیدر از عرش هم فراتر رفت

 

گردش روزگار دست علی است

كهكشان دانه های تسبیحش

درِ خیبر شكسته، چیزی نیست

فتح آن قلعه بود تفریحش

 

چند سالی درست قبل ازل

زندگی را شروع كرده علی

هر زمان رزق می رسد از راه

شك ندارم ركوع كرده علی

 

شب معراج مصطفی حس كرد

در پس پرده روبروی علیست

به گواه فمن یمت یرنی

بازگشت همه به سوی علییست



موضوع : ولادت امام علی(ع)، 
چهارشنبه 1395/02/1

امام علی(ع)-مدح


بنده ی عشقم و از هر دو جهان آزادم

آهوی وحشی ام و عشق تو شد صیّادم

صید دام تو شدن روزی هر کس نشود

لطف زهراست که در دام شما افتادم

میکنم سجده به درگاه خداوند کریم

که بُوَد نوکری ات ارث من از اجدادم

از غم دوریِ تو حال خرابی دارم

چه شود،با نظر لطف کنی آبادم

پیش دشمن به خدا آبرویم خواهد رفت

تو اگر روز قیامت نرسی بر دادم

به من بی سر و پا لطف تو بی پایان است

این همه بنده نوازی نرود از یادم

مفکن از نظر ای دوست مرا مسکینم

شاد کن با کرم خویش دل ناشادم

دل من تنگ شده بهر وطن یا مولا

همه دانند که من اهل علی آبادم

***

با تشکر از شاعر گرامی



موضوع : مدح و مناجات با امام علی(ع)، 
چهارشنبه 1395/02/1

امام علی(ع)-مدح


برجای بماند از تو یک رد کافیست

از عشق نشانه ای در این حد کافیست

درک تو فقط حد رسول الله است

یک شیعه اگر تو را بفهمد کافیست

 

قال ابو عبد الله(ع): العجب یا حفص لما لقى على بن ابى‏طالب!! انه کان له عشرة الاف شاهد لم یقدر على اخذ حقه و الرجل یاخذ حقه بشاهدین. بحار الانوار: 37، 140.

امام صادق(ع) فرمود: اى حفص! شگفتا از آنچه على بن ابى طالب(ع) با آن مواجه شد! او با ده هزار شاهد و گواه (در روز غدیر) نتوانست‏ احقاق حق کند ، در حالى که شخص با دو شاهد حق خود را مى‏گیرد



موضوع : مدح و مناجات با امام علی(ع)، 
چهارشنبه 1395/02/1

امام علی(ع)-مدح


با خیالت غزلی در شُرف آغاز است

در هوای تو دلی منتظر پرواز است

طرح انگور ضریح تو یادم آورد

که در میکده ات رو به خلایق باز است

ما همه مست غدیر خم چشمت هستیم

مستی از دست تو یک مستی بی اندازه ست

باز هم نام تو را بر لبش آورده مسیح

به امید دم تو در صدد اعجاز است

هر طرف می نگرم روی تو را می بینم

دائم از مأذنه نام تو طنین انداز است

***

دل که با حال و هوای تو هوایی باشد

مقصد راه قرار است رهایی باشد

دوستت دارم و سلمان به همه ثابت کرد

عاشقت فرق ندارد که کجایی باشد

از تمنای وصال تو فقط باید گفت

راوی شعر اگر شیخ بهایی باشد

من به نادانی خود معترفم میدانم

محفل انس تو باید علمایی باشد

از بد حادثه اینجا به پناه آمده ام

تا کجا بین من و دوست جدایی باشد

من فقط چشم به راهم که ببینم روزی

گنبد همسرتان نیز طلایی باشد

***

ای به الطاف تو اصحاب کرم وابسته

شده یک عمر به مدح تو قلم وابسته

وسط این همه وابستگی بی حاصل

شکر بسیار که هستم به حرم وابسته

هر غریبی که به ایوان نجف می آید

می شود با زدن چند قدم وابسته

جنس بازار تو عشق است و امید است و رضاست

شده ام سخت به این پند قلم وابسته

در دم و بازدم من جریان داری تو

به نفس های تو هستم همه دم وابسته

عاشقان تو به فقری ابدی خو کردند

تا نباشند به دینار و درم وابسته

ما از آن پاک دلانیم که آرامش ما

هست چون موج خروشان به عدم وابسته

ریشه در خاک عدم داشت که با حضرت نور

بینهایت شده بودید به هم وابسته

***

به تو مستان لقب ساقی کوثر دادند

بیخود از خود شده و نادعلی سر دادند

از شراب تو به جبریل تعارف کردند

شوق پرواز تو را هم به کبوتر دادند

جامی از عشق تو را حضرت سلمان نوشید

جرعه ای نیز به مقداد و ابوذر دادند

گاهی اوقات به این فکر می افتم که چرا

به یکی کم به یکی چند برابر دادند

کاش می شد که میان همه تقسیم کنند

ساغر معرفتی را که به قنبر دادند

معجزاتی که خدا داد به پیغمبرها

همه را جمع نمودند و به حیدر دادند

***

مستم از جام شرابی که پر از آگاهی ست

شعر من از سر سرمستی و خاطر خواهی ست

مستم آنقدر که دیوانه خطابم کردند

مستم آنقدر که گفتند علی اللهی ست

شرح این قصه بلند است بلند است بلند

در شگفتم که چرا عمر به این کوتاهی ست

تا در آغوش غزل های صغیر افتادم

روحم آشفته تر از وحدت کرمانشاهی ست

چاه ها بی خبرند از غم بی پایانت

راز اندوه تو در بغض کبوتر چاهی ست

جاده ای که به تو ای شاه نجف ختم نشد

آخرش دربدری، بی خبری، گمراهی ست

***

آبرومند تر از نام علی نامی نیست

چه کسی گفته که در نام تو ایهامی نیست

نام تو نام خدا، نام خود قرآن است

تو نباشی به خدا دینی و اسلامی نیست

قاضیان از تو بریدند که در این دوران

پرچم عدل برافراشته بر بامی نیست

روز و شب نامه نوشتیم برای تو ولی

دیرگاهیست که از سمت تو پیغامی نیست

ابر و چاه و مه و خورشید و فلک می دانند

که شب چشم تو اصلاً شب آرامی نیست

دوش دیدم که ملک بر در میخانه نوشت

که شرابس به جز از عشق تو در جامی نیست

خواجه لطف غزلش را به تو مدیون بوده ست

او خبر داشته بی لطف تو الهامی نیست

***

مولوی مست شد و از نفست وام گرفت

شهریار آمد و از دست خودت جام گرفت

عشقت آتش شد و در خرمن عمان افتاد

هر که مجنون تو شد بی سر و سامان افتاد

نیّر از نور وجود تو منور گردید

محتشم سوخت و آتش به نیستان افتاد

غربت و داغ تو را با دل و جانش حس کرد

چشم هر کس که به سالار شهیدان افتاد

بوستان شیفته ی آل محمد گردید

سعدی عاشق شد و راهش به گلستان افتاد

چارده بند به پروانه عنایت شد و بعد

کشتی شعر در امواج خروشان افتاد

یازده میکده در خوشه ی انگورت بود

که یکی نیز به دامان خراسان افتاد

چشم های تو به دنبال دو شاعر می گشت

قرعه ی فال به نام من و باران افتاد

***

سرخوشانی که در این میکده پیری دارند

مثل تو از غم دنیا دل سیری دارند

باید از میثم تمار و ابوذر پرسید

چه امیری چه امیری چه امیری دارند

دار برپاست و ریگ ربذه سوزان است

عاشقان تو عجب راه خطیری دارند

اهل بیت تو سر سفره ی افطاریشان

چه یتیمی چه فقیری چه اسیری دارند

دید محراب که در لحظه ی شق القمرت

ابروانت چه مراعات نظیری دارد

شعر ما تشنه ی نقد است تو نقادی کن

شاعران روحیه ی نقد پذیری دارند

***

باز در حلقه ی ذکر تو نشستیم علی

ما مسلمان شده ی روی تو هستیم علی

تا تو بر حقی و حق دور سرت می گردد

ما بر آنیم که جز حق نپرستیم علی

توبه کردیم نگوئیم خدایی اما

باز هم در حرمت توبه شکستیم علی

دست از هر چه به جز توست در عالم شستیم

به تو پیوسته و از خلق گسستیم علی

شیر در کاسه ما نیست ولی اشک که هست

ما یتیمان همگی کاسه به دستیم علی

***

دل نشین است در این جاده مسافر بودن

شعر چشمان تو را خواندن و شاعر بودن

به حریم حرم عشق پناه آوردن

در نجف ماندن و یک عمر مجاور بودن

یا علی گفتن و از هر دو جهان دل کندن

بر سر سفره ی احسان تو حاضر بودن

دل سپردن به فرامین تو و فرزندت

از مریدان حبیب بن مظاهر بودن

از شراب نفس پنج تن و پنج امام

مست گردیدن و هم باده ی جابر بودن

شاهد از عرش حدیث ثقلین آوردن

آیه ی روشنی از سوره ی فاطر بودن

***

مطلع شعر تو ای عشق « هو الباران» است

قسمت چشم تو از روز ازل باران است

اشک آهسته و پیوسته ی تو تا جاریست

روزی روز و شب اهل محل باران است

به امیدی که در افلاک قدم بگذاری

آسمان غرق ستاره ست زحل باران است

سوره ی روم به سمت تو اشارت دارد

سوره ی نحل به یُمن تو عسل باران است

بت شکستن فقط از دست تو بر می آید

کفر می بارد و این شهر هبل باران است

خیبر و خندق از این قاعده مستثنی نیست

عبدود ریخته در لشگر و یل باران است

بس که در خلوت یاد تو به وجد آمده ام

دفتر شعر من امروز غزل باران است 



موضوع : مدح و مناجات با امام علی(ع)، 
چهارشنبه 1395/02/1

امام علی(ع)-مدح


با خاك پایت گاه گاهی همنشین هستی

یعنی اگر چه آفتابی ذره بین هستی

 فرقی نكردی،كودكی ات هم بزرگی بود

از اول این بودی و تا آخر همین هستی

آغاز و پایانی نداری ،ما كه می دانیم

از نقطه چین بودی تو و تا نقطه چین هستی

هم آفرین بر آنكه مولا آفرین بوده

هم آفرین بر تو كه انسان آفرین هستی

هرشب چهل منزل تو را دیدند اما نه

هرشب تو در آغوش رب العالمین هستی

"مؤمن"خودش را خوانده درقرآن خدا از چیست؟!

فرموده تنها تو"امیرالمؤمنین"هستی

ایمان تو كفر مرا دیگر درآورده است

از مرگ تلخ طلحه هم اندوهگین هستی

دار و ندارش را امین مكه دستت داد

از بس امین الله فی ارضه،امین هستی

سر در تنور خانه ی بیوه زن كوفه

گرم حدیث نفس هستی شرمگین هستی

سر در تنور خانه ی بیوه زن كوفه

یاد سری مجروح و خاكستر نشین هستی



موضوع : مدح و مناجات با امام علی(ع)، 
چهارشنبه 1395/02/1

امام علی(ع)-مدح


آن که وصفش میکند الّله به قرآن حیدر است

جلوه ی باری تعالی شیرِ یزدان حیدر است

کعبه را حق پیش پایش کرده ویران تا ابد

چون که تا روزِ جزا محبوبِ رحمان حیدر است

گر نبودش در جهان اسمی از این دنیا نبود

آنکه داده بر جهان همواره سامان حیدر است

صد هزاران همچو عیسی خادمانِ درگهش

گفته عیسی دم به دم معنایِ درمان حیدر است

من نمیگویم خدا باشد علی اما یقین

آنکه باشد نزد حق، مافوقِ انسان حیدر است

مُردگان را زنده گرداند علی با یک نگاه

آنکه بنموده بشر را مست و حیران حیدر است

منکرانِ مرتضی شیون کنان در آتشند

این نباشد ناروا چون دین و ایمان حیدر است

آنکه از مهر و وفا جود و سخا چون مصطفی

میدهد بر دردِ ما الساعه پایان حیدر است

سر به سر گوید علی از مصطفی در هر مکان

در رثای مصطفی دائم غزلخوان حیدر است

موسم جان کندنم وقتی که می افتم ز پا

آنکه مرگم را نماید سهل و آسان حیدر است

تا خدا دارد خدایی میدرخشد نامِ او

آنکه باشد جاودان چون حیِّ سبحان حیدر است

بی سبب باران نمی بارد به رویت ای زمین

باعثِ هر قطره از این آبِ باران حیدر است

روز و شب مستی کنم در جمع مستان تا ابد

شاد از این مستی شوم چون پیر مستان حیدر است

جز علی دیگر که آرد مه رخُی همچون حسین

صاحب و بابای آن شاهِ شهیدان حیدر است

آخرِ نهج البلاغه مینویسم اینچنین:

فارق العاده ترین انسانِ دوران حیدر است

***

با تشکر از شاعر گرامی



موضوع : مدح و مناجات با امام علی(ع)، 
چهارشنبه 1395/02/1

امام علی(ع)-مدح


ای گلرخ دل‌فریب خودکام

وی دلبر دل‌کش دل‌آرام

شد وقت که باز دور ایام

گامی بزند موافق کام

برخیز تو نیز آسمان وار

یک‌روز به‌کام ما بزن گام

بستان و بده بگو سرودی

برخیز و برو بیا بزن جام

چون خرمن گل به عشوه بنشین

چون سرو روان به جلوه بخرام

از شام به‌ عیش کوش تا صبح

وز صبح به طیش باش تا شام

امروز بگو مگر چه روز است

تا گویمت این سخن به اکرام

موجود شد از برای امروز

آغاز وجود تا به انجام

امروز ز روی نص قرآن

بگرفت کمال، دین اسلام

امروز به امر حضرت حق

شد نعمت حق به خلق اتمام

امروز وجود پرده برداشت

رخساره‌ی خویش جلوه‌گر داشت

وقت است که باز جام گیریم

از لعل لب تو کام گیریم

آهوی رمیده‌ی دو چشمت

رام ار نشود به دام گیریم

یک بوسه حلال‌وار از آن لب

گر می‌ندهی حرام گیریم

چشم تو به عشوه خون ما ریخت

از لعل تو انتقام گیریم

از گیسوی تو کمند سازیم

از ابروی تو حسام گیریم

از صف‌زده خیل مژگانت

فوجی سپه نظام گیریم

یک رویه بدین سلاح و لشکر

ملک دو جهان به کام گیریم

امروز که عیش قدسیان است

ما نیز قدح مدام گیریم

خورشید می و هلال ساغر

از دست مه تمام گیریم

یک ره به حرم یکی به دیر است

ما زین دو بگو کدام گیریم؟

زهاد قدح ز حور و غلمان

ما از کف تو غلام گیریم

دستار دهیم رهن و جامی

از باده‌کشان به وام گیریم

هم باده علی‌الرئوس نوشیم

هم بوسه علی‌الدوام گیریم

جبریل صفت بیا در این بزم

ساغر بدهیم و جام گیریم

این نغمه به روز و شب سراییم

وین زمزمه صبح و شام گیریم

از خلق جهان علی غرض بود

او جوهر و ماسوی عرض بود

بودند علی و ذات احمد

یک نور به بارگاه سرمد

چون عهد وجود گشت معهود

چون مهد شهود شد ممهّد

آیینه شکافت از تجلی

یک جلوه بتافت در دو مشهد

یک شمع فروخت در دو روزن

یک روح شد از دو تن مجسّد

عین هم و غیر هم چه حرفی

کش خوانی مدغم مشدّد

این نکته نه من ز خود سرایم

کش خوانده خدای نفس احمد

ای کآینه‌ای تحیر افزا

وی آینه‌ی جمال سرمد

اسلام به نام توست برپا

ایمان به حسام تو مشیّد

ای وصف رخ تو بی‌تناهی

وی مدح لبت فزون‌تر از حد

تا روز ازل اگر به تکرار

تضعیف کنم حروف ابجد

از مدح تو یک ز صد نگویم

کاوصاف تو را نمی‌توان عد

هرگز نکند خدا قبولش

آن‌را که تو از نظر کنی رد

مهر تو اگر نبود در خلد

هرگز نشدی کسی مخلّد

قهر تو اگر نبود در نار

هرگز نشدی کسی موبد

زاهد همه ساله مست نامت

عارف همه روزه مست جامت

ای اسم تو اصل هر مسمّا

وی جسم تو جان جمله اشیا

وصف تو فزون ز حد امکان

مدح تو برون ز حد احصا

در مدح تو سوره‌ای‌ست یاسین

در وصف تو آیتی‌ست طاها

مداح نبی، مدیح قرآن

گوینده جناب حق‌تعالی

گیتی همه قالب و تواش روح

عالم همه صورت و تو معنی

در کاخ دویی تو بودی اول

این است بیان نقطه‌ی با



موضوع : مدح و مناجات با امام علی(ع)، 
چهارشنبه 1395/02/1

امام علی(ع)-مدح


از همان آغاز چشم مرتضی ما را گرفت

از ازل نام علی بر روی لبها جا گرفت

این دل ویرانه ی ما را علی آباد کرد

از همان روزی که عشقش در دل ما پاگرفت

من گدای بی پناه و زار و بی کس بوده ام

پنجه ی مشکل گشای یار دستم را گرفت

شیعه در محشر ندارد غصه ی فردوس را

چون ز دستان یل خیبر گشا امضا گرفت

با تمام روسیاهی آمدم بیعت کنم

بلکه دستان مراهم همسرش زهرا گرفت

فوق ایدیهم «یداللهِ» علی گردیده از...

...آن زمان که دست او را مصطفی بالا گرفت

پیک حق بهر ادای احترامی آمد و

بوسه ای از دستهای حضرت مولا گرفت

بی ولای مرتضی توحید هم پوشالی است

تا علی شد مقتدا دینِ خدا معنا گرفت

عاشق آن باشد که امشب از سر شوق وصال

تا سحر با نام مولایش علی احیا گرفت

کور می گردد دو چشم منکر مولای من

تا ببیند فاطمه دست مرا فردا گرفت



موضوع : مدح و مناجات با امام علی(ع)، 

امام علی(ع)-ولادت


قمر در گاهوارِ آسمان خفت

سرود خواب را از کعبه بشنفت

به تخت روز تا بنشست خورشید

تمام نورِ خود بر کعبه پاشید

شکرخند سحر در پرده‌ی باد

بشارت برد از میلاد نوزاد

نه تنها کعبه شهد شوق می‌خورد

سراپای جهان را ذوق می‌برد

به دور کعبه هاله‌ هاله از نور

چنان بسیار ، تا شد واله از نور

به کعبه هست آری میهمانی

که حق او را نماید میزبانی

نسیم مهر ، خود بر کعبه می‌خورد

که مادر ، درد زا از یاد می‌برد

طعامش میزبانان بهشتی

بیاوردند از خوان بهشتی

سه روز و شام مهمان خدا بود

در این ایّام از دنیا جدا بود

که ناگه کعبه را دیوار بشکافت

زنی نوزاد در آغوش بشتافت

لبش از خنده‌گویی انگبین داشت

که در دستش وجودی نازنین داشت

نهالی پاک در دامان او بود

گل‌ ایثار در بُستان او بود

هنوز از وحی قرآن نارسیده

نه کس از کام پیغمبر شنیده

که بر رُخسار احمد چهره تاباند

فرازی چند را از مؤمنون خواند

علی فخر جهان آفرینش

علی از کارگاه حق گزینش

علی آن همسر زهرای اطهر

علی آن مونس جان پیمبر

زلال معرفت در جان او بود

پس از احمد قوی ایمان او بود

علی آن یکّه تازِ وادی علم

علی آن چشمه‌ی آبادی حلم

به شهر علم پیغمبر علی در

« سلونی» بارها فرمود حیدر

علی بود و لباس وصله‌داری

علی با آن مقام شهسواری

علی بود و بپا یک جفت موزه

که در نزدش به از ملک دو روزه

علی بود و غذایش نان جو بود

که آن هم گاه گاهی در گرو بود

علی بود و گلیم پاره‌اش فرش

از آن سیر و سفر می‌کرد در عرش

علی بود و همان تیغ کلامش

نفس‌ها بود در گفتار رامش

چسان آن ناکسان اندر سجودت

به خون کردند آغشته وجودت

چسان ای تیز پر چرخ توحید

که از تو چشم‌‌های علم جوشید

ترا در خانه‌ات کردند محبوس

که عدلت ای علی شد پرّ طاووس

گلویت را بکرده استخوان چاک ؟

به چشمانت نشسته خار و خاشاک ؟

بمیرم من که بودی بی‌کس و یار

وصیّ احمد و یک مشت بی‌عار

به دل آن‌قدر بودت غصّه و آه

که می‌گفتی تو درد خویش با چاه

علی دست تو دست قدرت حق

علی چشم تو چشم حق مطلق

علی شمشیر تو خشم خدایی

علی لبخند تو مهر سمایی

علی خود معنی اکمال دین است

علی اتمام نعمت در زمین است

علی مقصود از ایجاد هستی است

علی معیار تام حق‌پرستی است

علی میزان حق در روز موعود

علی مصداق خاص خیر موجود

علی حیران از او عدل است و انصاف

هِمال او کجا یابند اخلاف

علی در حیرتم از خالق او

کدامین خاک کردش لایق او ؟

علی حاکم به کلّ ماه و خورشید

علی نور و جمال و خیر و امید

علی قرآن ناطق جان احمد

علی پرورده¬ی دامان احمد

علی یک‌یک همه آیات قرآن

که مدحش هل‌اتی آورد چندان

علی قَدرت ندانستند و ما نیز

نداند قدر دریا قطره ناچیز

به درک تو کُمیت انبیا لنگ

به وصف تو دهان یک جهان تنگ

قلم هنگام تحریر صفاتت

نخستین گام گردیدست ماتت

گلستان او و ما خاری به بستان

نه در بستان که اطراف گلستان

کتاب زندگانی او و ما قط

یکی نقطه نه در پایان هر خط

نه حتّی نقطه تا باشیم همرنگ

فشار کمترین کلکیم بر سنگ

فشار کم‌ترین کلک از غلط بود

که گفتم نی ، تمنّایی ز خط بود

تمنّایی ز فردی خواب آلُود

چو شد بیدار هر چه بود نا بود

اگر او هستی و ما نیستی پس

همین جا چامه را باید کنم بس



موضوع : ولادت امام علی(ع)، 


( کل صحن های حسینیه : 389 )    1   2   3   4   5   6   7   ...   


درباره حسینیه


به پایگاه فرهنگی هیات «مکتب الشهداء تهرانسر» خوش آمدید
×××
برای ارتباط با ما می توانید از طریق آدرس motallebi64@gmail.com اقدام فرمایید

آدرس پایگاه اطلاع رسانی هیات مکتب الشهداء-تهرانسر:
maktab-shohada.mihanblog.com
×××
هر کس که مقرب است در فکر بلاست
آواره شدن قاعده ی عشق خداست
"مهدی مطلبی"پرید اما باز
در صحن "حسینیه" ی او "روضه"بپاست

مدیر وبلاگ : شاهد
آمار زائرین حسینیه
  • زائرین امروز :
  • زائرین دیروز :
  • زائرین این ماه :
  • زائرین ماه قبل :
  • کل زائرین :
  • تعداد کل اشعار :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
پایگاه های مدح و مرثیه
لوگوها

 پایگاه تخصصی مدح و مرثیه

 پایگاه تخصصی روضه و مقتل

 پایگاه نوحه و سبک های مداحی

کتاب موبایل حسینیه-مدح و مرثیه

 پایگاه اطلاع رسانی هیات مکتب الشهداء-تهرانسر

 کارگاه مجازی شعر آیینی حسینیه

 اشعار استاد علی اکبر لطیفیان

 قرارگاه-پایگاه فرهنگی هیئت مکتب الشهداء