حسینیه پایگاه تخصصی مدح و مرثیه
جهت دسترسی آسان به اشعار مورد نظر از فهرست موضوعات استفاده کنید
موضوعات اشعار

امیرالمومنین(ع)-مدح


نام حیدر شعرهایم را پر از غم می کند

عاقبت پشت غزل های مرا خم می کند

در شب قدر از علی گفتن میان گریه ها

اندکی بار گناهان مرا کم می کند

نام زیبای امیرالمومنین در ذهن ها

واژه ی عدل و عدالت را مجسم می کند

از علی جز مهربانی نیست کاری ساخته

فکر آب و نان برای ابن ملجم می کند

بس که مظلوم است شهر کوفه را با رفتنش

مبتلا به حس و حالی سرد و مبهم می کند...

***

با تشکر از شاعر گرامی برای ارسال این شعر



موضوع : امام علی(ع)، امیرالمومنین(ع)، 

امیرالمومنین(ع)-شام غریبان-تدفین


گر چه در خاک نهان شد بدن خستۀ تو

کعبۀ خلق بود خانۀ در بستۀ تو

شمع سان سوختی و آب شدی دم نزدی

که جهان سوخته ازگریۀ آهستۀ تو

گر چه آوای اذانت شده بر لب خاموش

می دمد لالۀ توحید زگلدستۀ تو

کیست تا مثل تو از لطف به قاتل نگرد

ای فدای نگه چشم زخون بستۀ تو

گل لبخند تو نگذاشت بدانند که بود

یک جهان غصه درون دل وارستۀ تو

خلق، یک لحظه زدرد دلت آگاه نشد

بی صدا بود زبس گریۀ پیوستۀ تو

چه به زهرا گذرد گر بگذارد به جنان

دست بشکسته به پیشانی بشکستۀ تو

پیش از آن روز که آب و گل ما خلق شود

اشک ما ریخته بر روی به خون شستۀ تو

"میثم" سوخته دل را زکرم وامگذار

کز همه رسته و عمری شده وابستۀ تو



موضوع : امام علی(ع)، 
جمعه 1393/04/27

مناجاتی-شب احیاء


یک بار اگر که با تو شبم سر شود بس است

یا خاک پای حضرتت این سر شود بس است

احیا گرفته ام که تو احیا کنی مرا

قدرم اگر که با تو مقدر شود بس است

خیری ندیده ام من از عمری که بی تو رفت

این عمر اگر به دیدنت آخر شود بس است

اندازه چکیدن یک قطره اشک هم

محض فراق، چشمم اگر تر شود بس است

نه من که روزه های همه روزگار با

یک روز، روزه ی تو برابر شود بس است

امشب مرا بخاطر جدت علی ببخش

آقا که راضی از دل نوکر شود بس است



موضوع : مناجات با خدا، 

امیرالمومنین(ع)-ضربت خوردن


با گریه ایستاد، دوباره نگاش کرد

تسبیح را بدست گرفت و دعاش کرد

معلوم می شود که نمک گیر زینب است

وقتى بجاى شیر نمک را غذاش کرد

افتاد یاد کوچه و پاى برهنه اش

وقتى مقابلش پدرش گیوه پاش کرد

از بس به وصل فاطمه اش اشتیاق داشت

در خواب بود قاتلش اما صداش کرد

بین دو سجده بود که فرق سر على

مانند ذوالفقار دودم شد...دوتاش کرد

شمشیر تا میان دو ابروى صورتش

طورى نشسته بود نمی شد جداش کرد

می خواست دست و پا زدنش بیشتر شود

شمشیر را میان سرش جابجاش کرد

اى روزگار! آخر على را زمین زدند

باید ازین به بعد جگر را فداش کرد

وقت وصال بود، دوباره خضاب کرد

وقت خضاب خون سرش را حناش کرد

بین حصیر پاره پدر را حسین برد

تا اینکه از قضا پسرش بوریاش کرد

***

از سایت روضه



موضوع : امام علی(ع)، 

امیرالمومنین(ع)-شب شهادت


شود جان، لحظه لحظه از تن مولا جدا امشب

کسی دیگر نیارد شیر بر شیر خدا امشب

طبیبا زخم مولا را گشودی نسخه ننوشتی

چه گفتی مخفی از زینب به گوش مجتبی امشب؟

طبیبا همتی کن بلکه مولا باز برخیزد

برد یک بار دیگر بر یتیمانش غذا امشب

دل خلق جهان گردد به گرد بستر مولا

دل مولا بود در گوشۀ ویرانه ها امشب

مزن این قدر سوسو ای چراغ مسجد کوفه

که مولایت نمی آید به محراب دعا امشب

نسیم ساکت کوفه برو با چاه ها برگو

که مهمان شما افتاده در بستر ز پا امشب

مداوا نیست حاجت اولین مظلوم عالم را

که از شمشیر زهرآلوده می گیرد شفا امشب

زدوران جوانی سیر بود از عمرِ بی زهرا

علی، ای اهل عالم میشود حاجت روا امشب

زاشک دیده شسته دامن ویرانه را طفلی

گرفته بر پدر در دامن مادر عزا امشب

به سوز ناله های خود بسوزانید (میثم) را

که در کوی شکما آورده روی التجا امشب



موضوع : امام علی(ع)، 

امیرالمومنین(ع)-مدح


شیرش حلال آنکه مرا خاک پاش کرد

نانش حلال آنکه مرا مبتلاش کرد

هر آنچه می دهد کرمش کم نمی شود

باید کریم بلکه کرم را گداش کرد

پایم اگر به سمت جهنم نمی رود

دستم توسلی به ضریح عباش کرد

موسی و خضر و یوسف و عیسی به جای خود

هنگام مشکلات، نبی هم صداش کرد

تصویر اوست عکس تمام پیمبران

او را خداش آینه انبیاش کرد

کعبه برای آمدنش بود نه طواف

پس کعبه را برای قدومش بناش کرد

خیلی گره زدند به اسلام باز کرد

هر آنچه کرد پنجه مشکل گشاش کرد

در کودکی ش نیز علی مرد جنگ بود

پس ذوالفقار نیست اگر لافتی ش کرد

در آستان یک نخ عمامه سرش

باید تمام خلق جهان را فداش کرد

رد می شد از محله ی ما دلدل علی

افتاد سنگ زیر سم او، طلاش کرد

***

از سایت روضه



موضوع : امام علی(ع)، امیرالمومنین(ع)، 
جمعه 1393/04/27

امیرالمومنین(ع)-شب شهادت


امشب انگار به دل قالب غم ریخته اند

همه آفاق و عوالم چه بهم ریخته اند

هیچ جایی خبری نیست خبرها اینجاست

خانۀ شیر خدا آمد و رفتِ زهراست

گاه مولا به حسن داشت وصیت می کرد

گاه این زخم سرش سخت اذیت می کرد

حسنم ! اصل مداراست به دشمن حتی

گرچه او ضربۀ کاری زده بر من حتی

عمق این زخم زیاد ، است نمک جای خودش

به یتیمان چو پدر لطف و کمک جای خودش

کوفیان شیر بیارند ولی پیش کش است

شیر آورد نشان ، نزد علی ، زجرکُش است

کوفیان هرچه ببینند تلافی بکنند

لیک در کفّۀ خود سنگ ، اضافی بکنند

چه نگویند تشکر – چه تشکر بکنند

شکم از لقمۀ ناپاک ، همه پُر بکنند

بعد من کوفه پریشان تر از اینها بشود

بر علیه تو گِره ها به جبینها بشود

توشه هایی که سر دوش و تنم می بردم

زیر لب نام حسین و حسنم می بردم

نان خرمای مرا عاقبتش پس بدهند

آنچنان فحش ، که انگار به ناکس بدهند

بعد از این جان تو و دختر محرومۀ من

وای بر حال دل زینب مظلومۀ من

روز روشن به حرم تیرگی شب بزنند

سنگها از در و دیوار به زینب بزنند

هیچ حرفی به لبم نیست به غیر از یک آه

نه به این شیر سفید و نه بر آن سنگ سیاه

***

از وبلاگ حاج محمود ژولیده



موضوع : امام علی(ع)، 
جمعه 1393/04/27

امیرالمومنین(ع)-شب شهادت


پیچیده شمیم گل پرپر شب آخر

حرف سفر و داغ مکرر، شب آخر

اشکی که شده نذر غم فاطمه سی سال

انگار شده چند برابر شب آخر

انگار همین چند شب پیش شبانه ...

آمد چه به روز دل حیدر شب آخر

حالا شب وصل است ولی با سر خونین

شرمنده نمانده ست ز کوثر شب آخر

با اشک غریبانه ی خود گفت سخن ها

از بی‌کسی آل پیمبر شب آخر

از کرب و بلا گفت و حکایات غریبش

از داغ برادر به برادر، شب آخر

گویا خبر آورده نسیم از دل صحرا

پیچیده شمیم گل پرپر شب آخر



موضوع : امام علی(ع)، 
جمعه 1393/04/27

امیرالمومنین(ع)-بستر شهادت-شب شهادت


كیست این مرد كه شب كیسه ی خرما می برد

روز می آمد و از سینه نفسها می برد

كیست این مرد كه تا تیغ به بالا می برد

رزم را با مدد از حضرت زهرا می برد

این خدا نیست ولی مقصدِ هر راه است این

اَشهدُ اَنَّ علیّاً ولیّ الله است این

كیست این شیر كه از خصم جگر در آورد

از میانِ كمرش تیغِ دوسر در آورد

از دلیرانِ عرب جمله پدر در آورد

یا علی روز و شب و شمس و قمر می گویند

ها عَلی بَشرٌ کیفَ بَشَر می گویند

گاه دریا و گهی بارش و باران می شد

گاه بابای یتیمان دلِ ویران می شد

به سرِ دوش گهی مَركبِ طفلان می شد

خوشیِ كاسۀ  شیر و كفی از نان می شد

مثلِ ما حیف یتیمان همگی تنهایند

همگی منتظرِ آمدنِ بابایند

وای از امروز حسن گوشۀ بستر افتاد

باز هم یادِ غمِ بسترِ مادر افتاد

خواهر افتاد زمین تا كه برادر افتاد

یادِ روزی كه رویِ مادرشان دَر افتاد

هیزم و آتش و كابوس عجب بد دردی است

ضربِ نا مَحرم و ناموس عجب بدر دردی است

قنفذ از راه از آن لحظه كه آمد می زد

تازه می كرد نفس را و مجدد می زد

وای از دستِ مغیره چقدر بد می زد

جای هر كس كه در آن روز نمی زد می زد

آخرین حرفِ علی  بود خواهش می كرد

زینبش را به اباالفضل سفارش می كرد

زینبش  ماند ببیند غمِ حنجرها را

ماند تا داد كِشد غارتِ پیكرها را

تا كند جمع تنِ پارۀ اكبرها را

كرد محكم گرهِ معجرِ دخترها را

دید در گودی گودال حرامی ها را

تبر كوفی و سر نیزۀ شامی ها را



موضوع : امام علی(ع)، 

امیرالمومنین(ع)-بستر شهادت


دیگر برای پر زدنم پر بیاورید

هفت آسمان برای کبوتر بیاورید

غربت توان دیدن من را ربوده است

این خار را ز چشم ترم در بیاورید

تا خوب و بد حلال کنند این غریب را

ایتام را برابر بستر بیاورید

زخم سرم که هم نمیاید،  چه می کنید

جای طبیب  چاره ی  دیگر بیاورید

آن معجری که نیمی از آن  سوخت پشت در

آن را برای  بستن این سر بیاورید

چندیست سخت تشنۀ دیدار گشته ام

کوثر برای ساقی کوثر بیاورید

مهری برای  سجده من وقت احتضار

از خاک روی چادر مادر بیاورید

بار دگر به کوفه اگر راهتان فتاد

با خود اضافه  چادر و معجر بیاورید



موضوع : امام علی(ع)، 
جمعه 1393/04/27

امیرالمومنین(ع)-شب شهادت-بستر شهادت


ای کوه درد این دم آخر سخن بگو

امشب به جای چاه، غمت را به من بگو

گر فکر می کنی که تحمل نمیکنم

من می روم ز حجره برون، با حسن بگو

با آنکه فکر بی تو شدن قاتل من است

حتی شده دوباره ز بی تو شدن، بگو

بنگر رسانده ای به کجا کار دل، که من

گویم به التماس، ز غسل و کفن بگو

گر چه سخن ز پر زدنت می کشد مرا

راضی به هر چه گویی ام، از پر زدن بگو

لب باز کن دوباره تو و باز هم به من

|"زینب چنین به سینه و بر سر مزن" بگو

آن را که گفتی از من و عباس تا شنید-

-رنگش پرید و لرزه فتادش به تن بگو

گفتی تو از حسین و اباالفضل زد به سر

گر میشود بریده سرش از بدن، بگو

***

از سایت بی پلاک



موضوع : امام علی(ع)، 
جمعه 1393/04/27

امیرالمومنین(ع)-شب شهادت


الهی کوفه را لطف و صفا نیست

نشان از ناله های مرتضی نیست

تمام نخل ها چشم انتظارند

که آبی بهتر از اشک وفا نیست

یتیمان چشم بر در بیقرارند

خبر از نان خرمای خدا نیست

فقیری گوشه ی ویرانه گریان

غم او را کسی مشکل گشا نیست

ولی نامرد ملعون ابن ملجم

شده خندان و در چشمش حیا نیست

نمک نشناس می خندد به زینب

که زینب شد یتیم ای وای امشب

غریبانه ترین تشییع پیکر

شده امشب بپا از بهر حیدر

علی را نیمه ی شب غسل دادند

رود در نیمه شب پیش پیمبر

به استقبال او زهرا بیاید

به همراه گل نشکفته پرپر

علی درد و غمش را برد با خود

که عمرش بود درد و غم سراسر

ز هر زخمی برایش سخت تر بود

که بیند چهره ی نیلی همسر

همان که این جهان نشناخت او را

میان درد و غم انداخت او را

علی نشناخته از این جهان رفت

دل بشکسته با درد نهان رفت

به دیده خالی از تصویر نیلی

به حنجر داشت از غم استخوان رفت

علی شد پیر از این غصه یارب

چرا یارش از این دنیا جوان رفت

همان یاری که بین کوچه افتاد

صدای ناله اش تا آسمان رفت

علی راحت شد از داغ مدینه

به سوی بانوی قامت کمان رفت

امیرالمؤمنین رخت سفر بست

سرش بشکسته بود و چشم تر بست



موضوع : امام علی(ع)، 

امیرالمومنین(ع)-مدح


سفره ی احسانتان تا اینکه برپا می شود

لفظ شیعه با کرامات تو معنا می شود

در بساط واژه های ذهن خود دنبال عشق

هرچه می گردم فقط نام تو پیدا می شود

لطف تو با روزهای عمر من همراه شد

از دعای خیر تو امروز، فردا می شود

نام مولایم همیشه ذکر لبهای من است

تا که گویم یا علی این دل چه شیدا می شود

از فضیلت های حیدر هر چه بنویسم کم است

گوشه چشمی گر نماید قطره دریا می شود

از صحابه بهترین باشد برای مصطفی

چون فقط مولای ما هم شأن زهرا می شود

جز امیرالمومنین هرگز در این عالم نبود

پادشاهی که طعامش نان و خرما می شود

***

با تشکر از شاعر گرامی برای ارسال این شعر



موضوع : امیرالمومنین(ع)، 

امیرالمومنین(ع)-مدح


دیوانه ی تو هــر که شد عاقل نمی شود

یک لحظه هم ز عشق تو غافل نمی شود

مـــولا جـواز نوکریم چــون به دســت تو

امضاء و مهر خورده که باطل نمی شود

باشــد رضـای حــضــرت حـقّ آرزوی دل

امــا بــدون حـبّ تو حـــاصل نمی شود

الطاف بی نـهایت و احسان بی حدّت

کی گفته است روزی قاتل نمی شود؟

حتی هوای دشمن خود را تو داشتی

چیزی میان عدل و تو حائل نمی شود

حالا که این غزل شده مشغول مدح تو

پس ناتـمام مـانده و کامـل نمی شود...

***

با تشکر از شاعر گرامی برای ارسال این شعر



موضوع : امام علی(ع)، امیرالمومنین(ع)، 
پنجشنبه 1393/04/26

امیرالمومنین(ع)-بستر شهادت


مرگ خود را اگر این گونه تمنا دارد

سالیانی ست که در دل غم زهرا دارد

روضه ی فاطمیه روضه ی معمولی نیست

شرح دوران غریبی‌ست که مولا دارد

شرح قومی‌ست که در موعد یاری امام

جای لبیک، فقط شاید و اما دارد

قصه ی مردم بیعت شکن است این روضه

خون اگر گریه کند چشم زمان، جا دارد

استخوان در گلوی صبر بماند سی سال؟

آه با چاه خدایا! چه سخن ها دارد

بعد یک عمر غم خانه نشینی، حالا

غم بد عهدی دنیا طلبان را دارد

این یکی در طلب بردن بیت المال است

آن یکی منصب شاهانه تقاضا دارد

آن طرف لشکر کفر است به پا خاسته است

این طرف فتنه ی‌ جهل است که غوغا دارد

بی وفایی کمر کوه وفا را خم کرد

داغ ها بر جگر از مردم دنیا دارد

می‌رود با غم سی سال غریبی اما

جگری شعله ور از قصه ی‌ فردا دارد

آه کوفه ست، ‌همان کوفه ولی این دفعه

نیزه ای در وسط شهر تماشا دارد



موضوع : امام علی(ع)، 
پنجشنبه 1393/04/26

امیرالمومنین(ع)-بستر شهادت


طبیبا وا مکن زخم سرم را

مسوزان قلب زینب دخترم را

طبیبا کار از درمان گذشته

که آتش آب کرده پیکرم را

طبیبا نسخه ننویسی که باید

اجل بر چیند امشب بسترم را

ببیند آنگونه فرقم را که در قبر

نبیند فاطمه زخم سرم را

در و دیوار مسجد بود شاهد

که من گفتم اذان آخرم را

من آن یارم که شستم در دل شب

تن خونین تنها یاورم را

درود زندگی را گفتم آنروز

که زد در کوچه قنفذ همسرم را

شکاف زخم و ضعف تن به من داد

نوید وصل حی داورم را

از آن سوزم که امشب گوید آن پیر

کجا برده فلک نان آورم را

به (میثم) داده ام سوزی که گوید

سخن های دل غم پرورم را



موضوع : امام علی(ع)، 
پنجشنبه 1393/04/26

امیرالمومنین(ع)-بستر شهادت


طبیبا زخم مولا را دوا کن

طبیبا زخم او آهسته وا کن

مدارا کن به این فرق شکسته

که شمشیرش به پیشانی نشسته

طبیبا قلب زینب را شکستی

تکلم کن چرا ساکت نشستی

سکوتت قلب زینب را زند نیش

مسوزانم سینه ما را از این بیش

مگر در زخم بیمارت چه خواندی

که لب بستی و از گفتار ماندی

به پیشانی بیمارت چه دیدی

چرا دل از حیات او بریدی

طبیبا کودکان چشم انتظارند

بجز بابای ما بابا ندارند

طبیبا مستمندان بی غذایند

همه چشم انتظار مرتضایند

چرا گردیدی از گفتار خاموش

مگر خواهد شود زینب سیه پوش

تکلّم کن زبیمارت سخن گو

ولی آهسته برگوش حسن گو

طبیب از دیدن زخم علی سوخت

نگه بر چشم گریان حسن دوخت

بگفت ای مصطفی را میوۀ دل

مرا از نسخه بنوشتن چه حاصل

زمام چاره دیگر دست من نیست

دوائی بر علی غیر از کفن نیست



موضوع : امام علی(ع)، 
پنجشنبه 1393/04/26

امیرالمومنین(ع)-بستر شهادت


تا صبح گرد بسترت آرام می پرم

شاید دوباره بال بگیری کبوترم

شد قسمتم دوباره پرستاری ات کنم

بابا بگویم و تو بگویی که دخترم...

از بس که قطره قطره ی خونت گرفته ام

خون لخته بسته است تمامی معجرم

شکر خدا که خون سرت بند آمده

دیدی چه کرد چادر خاکی مادرم



موضوع : امام علی(ع)، 
پنجشنبه 1393/04/26

امام زمان(عج)-مناجات-شب بیستم


بیست شب هم سپری شد خبری از تو نشد

از اَجَل یك خبری شد، خبری از تو نشد

هر كه را می نگرم سهمی از این سفره گرفت

سهمِ ما خونجگری شد، خبری از تو نشد

غالباً پشتِ درِ بسته خبرهائی هست

كارمان دربه دری شد، خبری از تو نشد

نشد آخر كه دلم را به كسی نسپارم

خانه مال دگری شد، خبری از تو نشد

فالِ فرخنده شبِ قدرِ مرا حافظ خواند

چه مبارك سحری شد، خبری از تو نشد



موضوع : امام علی(ع)، امام زمان(عج)-مناجات فراق، مناجات با خدا، 
پنجشنبه 1393/04/26

امیرالمومنین(ع)-بستر شهادت


این روزها تمام تنم درد می کند

مانند فاطمه بدنم درد می کند

گفتم حسین بر کفنم جوشنی نوشت

در دست بی کفن کفنم درد می کند

زین خجلتی که می کشم از شیر خوردنم

در پیش زینبم دهنم درد می کند

من اهل یثربم دلم آنجاست زیر خاک

بیچاره دل که در وطنم درد می کند

زهرای سوخته به تن من حلول کرد

باور کنید پیروهنم درد می کند

یا زینبی که می کشم از دست کوفیان

چون سنگ خورده ها دهنم درد می کند



موضوع : امام علی(ع)، 
پنجشنبه 1393/04/26

امیرالمومنین(ع)-بستر شهادت


اَمَّن یُّجیبُ دور و برش فایده نداشت

امّید واری پسرش فایده نداشت

با استخوانِ در گلو و خارِ چَشم سوخت

دریا بر آتشِ جگرش فایده نداشت

از بس شكافِ ضربتِ تیغش عمیق بود

مرحم برای زخمِ سرش فایده نداشت

رخساره زرد بود و ورم داشت پیكرش

افتاده بود بال و پرش فایده نداشت

از تابِ درد پا به زمین می كشید آه

دارو به حالِ محتضرش فایده نداشت

آمد طبیب و گفت كه فكرِ كفن كنید

حتی امید در نظرش فایده نداشت

از سوزِ زهر كمتر و كمتر به هوش بود

نه كاسه های دور و برش فایده نداشت

خون قطره قطره بند نمی آمد از سرش

بستند هر چه سخترش فایده نداشت

می خواست التماسِ دعا زینب  از حسین

الغوث های چشم ترش فایده نداشت

می داد هر چه شانه­ی بابا تكان چه سود

می زد صدا هرانقدرش فایده نداشت

عباس  هر چه زد به سر از غصه ای كه دید

خون بر محاسنِ پدرش فایده نداشت

در پای در به گریه یتیمی به خواب رفت

هر قدر ماند منتظرش فایده نداشت



موضوع : امام علی(ع)، 
پنجشنبه 1393/04/26

امیرالمومنین(ع)-بستر شهادت


ای بال و پر شکسته دم از پر زدن مزن

برخیز و حرف رفتن و غسل و کفن مزن

در بین نوحه خواندنت از مادرم، پدر!

حرف از وصال خویش و جدایی ز من مزن

می لرزم از شنیدن از مرگ گفتنت

حرفی کز آن به لرزه در آید بدن مزن

با من ز ماندن و ز نرفتن دمی بگو

دم این همه ز رفتن و راهی شدن مزن

صف بسته جمع جان به لبی، دیده باز کن

پلکی بزن، شرر به دل انجمن مزن

بسته ره نفس به من این روضه های باز

پیش حسین حرف کفن با حسن مزن

***

از سایت بی پلاک



موضوع : امام علی(ع)، 
پنجشنبه 1393/04/26

امیرالمومنین(ع)-بستر شهادت


افتاده بین بستری آتش گرفته

با آتش غم حیدری آتش گرفته

بعد از علی دانست تنها چاه كوفه

راز قدیمی پری آتش گرفته

باور نمی كردند مردم تا به امشب

افتادن نام آوری آتش گرفته

زینب كنار بستر او هل كرده

افتاده یاد مادری آتش گرفته

دیدند در چشمان حیدر حلقه می زد

اشك وصال همسری آتش گرفته

پایان قصه می رسد با فرق خونی

ساقی كنار كوثری آتش گرفته

مرهم ندارد زخم او ، جز چادری كه

خاكی شده پشت دری آتش گرفته

راز مگویش با حسین ، عباس ، زینب

حاكی شد از برگ و بری آتش گرفته

راز مگویی كه در آن یك خیمه بود و

در بین خیمه خواهری آتش گرفته

ای ابرهای كربلا باران ببارید

روی زمین موی سری آتش گرفته

كار از هجوم آتش و دامن گذشته

انگار پای دختری آتش گرفته

با جیغ یك كودك سریعا عمه فهمید

در پشت خیمه معجری آتش گرفته

هی بوسه بر میداشت لبهای كبودی

از پاره های هنجری آتش گرفته



موضوع : امام علی(ع)، 
پنجشنبه 1393/04/26

امام زمان(عج)-مناجات ماه مبارک


بلبل از دوری گلزار نمیرد چه کند ؟

عاشق از دوری دلدار نمیرد چه کند ؟

خار از شاخه اگر گشت جدا می میرد

از غم دوری گل ، خار نمیرد چه کند ؟

دردمندی که سر کوی طبیبش نبرند

نا امیدانه دل زار نمیرد چه کند ؟

سایه انداخت ، اگر غربت و هجران به سری

دلش از حسرت دیدار نمیرد چه کند ؟

آنکه یک عمر به اغیار دلش خوش بوده

حالی از عشق رخ یار نمیرد چه کند ؟

هر زمان یاد ز الطاف خداوند کند

از سر شرم گنهکار نمیرد چه کند ؟

توبه گر دست دهد با دل این توبه شکن

تا شب از خجلت بسیار نمیرد چه کند ؟

مژده ، شد میکده بر پا و مِی اش حُبِّ علیست

مست این باده ی گلنار نمیرد چه کند ؟

هر دلی قابل آن نیست ، علی دوست شود

هر که شد محرم اسرار نمیرد چه کند ؟

پسر حیدر کرّار بیا ، یا مهدی

میثم شیعه سرِ دار نمیرد چه کند ؟



موضوع : امام زمان(عج)-مناجات فراق، مناجات با خدا، 
چهارشنبه 1393/04/25

مناجات با خدا-شب قدر


امشب که هر درمانده ای،با خویش تنها می شود

امشب بساط آشتی،با تو مهیا می شود

امشب سرِ سال من است،شرمندگی حال من است

آیا نصیبم بخشش است،این شام احیا می شود

در ازدحام خوبها،در این حضور بی ریا

آیا گدایِ بی نوا،در گوشه ای جا می شود

ای کاش می گفتی به من،با این همه شرم و محن

آیا برای در زدن، یک خانه پیدا می شود

گفتم چگونه می شود،با این همه بار گناه

ما را بگیرد در پناه، گفتند حالا می شود

گفتم به داد بی کسان، گفتند ز مولا می رسد

گفتم پناه خستگان، گفتند زهرا می شود

حالم اگر بد حالی است، دستم اگر چه خالی است

امشب روا حاجات ما، با نام سقا می شود

با صاحب تیغ وعلم، امشب گریبان می درم

تا نام او را می برم، کربُبَلا پا می شود

ای سر به زیر زینبین، یا کاشف الکرب الحسین

ام البنین با رفتنت، غرق تماشا می شود

امشب برای روضه ات، زهرا صدایم کرده است

امشب برات کربلا، انگار امضا می شود

ابرو نگو از هم گسست، از کتف افتاده دو دست

وقتی سری در هم شکست، مثل معما می شود

بس خنده بر آقا زدند، آتش به مشعلها زدند

می گفت دختر بچه ای، قد پدر تا می شود

می زد به معجرها اگر، عمه گره ها بیشتر

چشمان خیره قاتلی، بر طفلان نوپا می شود

تا پر نشسته تیرها، وا کرده جا شمشیرها

از حجم تیر حرمله، تا پشت سر وا می شود

بعد هزاران زخم و ضرب، بستند بر افسار اسب

هر بار وقت بردنت، بد جور دعوا می شود



موضوع : مناجات با خدا، 
چهارشنبه 1393/04/25

مناجات با خدا-شب قدر


در من سراغی جز گُنه كاری نداری

جا مانده تر از من گرفتاری نداری

با این همه حالا كه برگشتم، گلایه

از توبه های زشتِ تكراری نداری

تو آنقدر خوبی كه حتی از نشستن

با بنده­ی آلوده ات عاری نداری

با رو سیاهِ مستحقِ سرزنش هم

قصدی به غیر از آبروداری نداری

نه قهر، نه خط و نشان با این همه جُرم

از من به جز آمرزش اصراری نداری

كِی سخت گیری می كنی با این كه پیداست

شرمنده تر از من بدهكاری نداری

گفتی كه هر كس میهمانت شد عزیز است

یعنی كه به خوب و بدش كاری نداری

درهای دوزخ بستی و نازم خریدی

انگار كه اصلاً گنه كاری نداری

در سفره­ی پر فیضِ این شبهایِ رحمت

جز دستگیری غیرِ ستاری نداری

باید كه خیلی پَست باشم این شبِ قدر

گر شك كنم كه دوستم داری نداری



موضوع : مناجات با خدا، 
چهارشنبه 1393/04/25

امام زمان(عج)-مناجات شب قدر


سفره دار خدا امام زمان

دگر امشب بیا امام زمان

شب قدر است هر كجا هستی

التماسِ دعا امام زمان

منكه امشب به یادِ تو هستم

یاد كن پس مرا امام زمان  

دست بر دامنت اگر نرنم

بروم پس كجا؟ امام زمان

آمدم آشتی دهی من را

باخودت، با خدا امام زمان

كاش قرآن به سر بگیرم من

یك شبِ قدر با امام زمان  

جای دوری نمی رود كه كنی

گوشه چشمی به ما امام زمان

خوب شد در شبِ عزای علی

با تو هم هم صدا امام زمان

شبِ تقدیرِ من بیا بنویس

یك سفر كربلا امام زمان 



موضوع : امام زمان(عج)-مناجات فراق، مناجات با خدا، 
چهارشنبه 1393/04/25

امام زمان(عج)-شب قدر


ای کاش می شد با تو قرآن سر بگیرم

در آسمانی نگاهت پر بگیرم

ای کاش می شد امشب ای قرآن ناطق

دست شما را جای قرآن سر بگیرم

ای کاش می شد لااقل یک بار در خواب

با دست آغوشم تو را در بر بگیرم

ای کاش پایم واشود در خیمه ای که

یک لقمه نان و عشق از دلبر بگیرم

ای کاش در تقدیر من امشب نویسند

پای تو را یک شب به چشم تر بگیرم

ای کاش می شد تا برای سجده از تو

مهری ز خاک تربت مادر بگیرم

تقدیرم ای کاش این شود با تو محرم

ده روز روضه بر تن بی سر بگیرم

من عاشقم خرده ز ای کاشم مگیرید

ای کاش ها ر ا کاش از این در بگیرم



موضوع : امام زمان(عج)-مناجات فراق، مناجات با خدا، 
چهارشنبه 1393/04/25

امام زمان(عج)-مناجات شب قدر


امشب کجا آه ای مسافر بار بستی؟

امشب کجا احیا گرفتی با که هستی؟

امشب کجا بغض غریبی را شکستی؟

یا بین مایی گوشه ای تنها نشستی؟

هرجا که هستی مضطرم ، قرآن ناطق

دستی بکش روی سرم قرآن ناطق

در آتش شرم از شما آه ست دودم

ای کاش از شرم آب می شد این وجودم

هر جا تو بودی با من و من بی تو بودم

آنقدر بودی عاشق من من نبودم

از سرخی چشمان تو شرمنده هستم

خوردم نمک  اما نمکدان را شکستم

حق کدامین مهربانی ات ادا شد

از تو اجابت ها به دست بی دعا شد

برمن وفا کردی جواب تو جفا شد

بر بی حیایی های من چشمت حیا شد

ای تو به من نزدیک تر از رگ گردن

دشمن نکرده با تو آنچه کرده ام من

امشب حلالم کن به آن فرق دریده

برآن که بی زهرا خوشی دیگر ندیده

امشب حلالم کن به آن مرد بریده

برآن عزادار غم قامت خمیده

بر آن غمی که در دل حیدر نشسته

امشب حلالم کن به پهلوی شکسته



موضوع : امام زمان(عج)-مناجات فراق، مناجات با خدا، 
چهارشنبه 1393/04/25

امیرالمومنین(ع)-شب نوزدهم


ای تیغ مرا لبالب از یارب کن

ای تیغ بیا و راحتم امشب کن

بشتاب و سر مرا شکاف اما باز

رحمی به دل سوخته ی زینب کن

***

ای تیغ زمان زمانه ی نیرنگ است

بشکاف سرم که سینه ام خون رنگ است

یک بار نشد که سیر رویش بینم

بشتاب دلم برای محسن تنگ است

***

ای تیغ پر پرزدنش را بزنند

آن مرغ که قید ماندنش را بزنند

ای تیغ ندیدی که چه حالی دارد

مردی که به پیش او زنش را بزنند

***

امروز نه آن دم علی از پا افتاد

تا خانم من زیر قدم ها افتاد

یک شهر برای بردنم رد میشد

از روی دری که روی زهرا افتاد

***

ای وای ندیدی که چه دیدم آن روز

او خورد زمین و من بریدم آن روز

از پهلوی میخ کوب زهرا آن روز

با دست خودم میخ کشیدم آن روز



موضوع : امام علی(ع)، 


( کل صحن های حسینیه : 305 )    1   2   3   4   5   6   7   ...   


درباره حسینیه


سلام!به پایگاه فرهنگی هیات «مکتب الشهداء تهرانسر» خوش آمدید...
×××
برای ارتباط با ما می توانید از طریق آدرسmotallebi64@gmail.com اقدام فرمایید.
×××
برای شرکت در کارگاه مجازی شعر آیینی حسینیه می تونید به آدرس ذیل مراجعه کنید:
hosenih.mihanblog.com/post/3201
×××
آدرس پایگاه اطلاع رسانی هیات مکتب الشهداء-تهرانسر:
maktab-shohada.mihanblog.com

مدیر وبلاگ : شاهد
آمار زائرین حسینیه
  • زائرین امروز :
  • زائرین دیروز :
  • زائرین این ماه :
  • زائرین ماه قبل :
  • کل زائرین :
  • تعداد کل اشعار :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
نظرسنجی حسینیه
نظرتان درباره کیفیت اشعار و ساختار کتاب موبایل حسینیه رضوی92 چیست؟





پایگاه های مدح و مرثیه
لوگوها

 پایگاه تخصصی مدح و مرثیه

 پایگاه تخصصی روضه و مقتل

 پایگاه نوحه و سبک های مداحی

کتاب موبایل حسینیه-مدح و مرثیه

 پایگاه اطلاع رسانی هیات مکتب الشهداء-تهرانسر

 کارگاه مجازی شعر آیینی حسینیه

 اشعار استاد علی اکبر لطیفیان

 پایگاه شارژ فرهنگی

 قرارگاه-پایگاه فرهنگی هیئت مکتب الشهداء
پایگاه مرجع و جامع محصولات و تولیدات دفاع از دستاوردهای هسته‌ای





Powered by WebGozar