حسینیه پایگاه تخصصی مدح و مرثیه
جهت دسترسی آسان به اشعار مورد نظر، از فهرست موضوعات استفاده کنید
موضوعات اشعار

با عرض سلام و آرزوی  قبولی توسلات زائرین حسینیه به درگاه اهل بیت(علیهم السلام)

انشالله علاوه بر پایگاه اینترنتی حسینیه ، به صورت مستمر، صفحه اینیستاگرام و کانال تلگرامی حسینیه به روز رسانی خواهد شد...


آدرس پایگاه اینترنتی:  http://hosenih.mihanblog.com/

آدرس اینیستاگرام: https://www.instagram.com/hosenih.mihanblog

آدرس کانال تلگرام: https://telegram.me/hosenih

 

پ ن: عزیزان عنایت داشته باشید ، جهت استفاده هرچه بیشتر زائرین از اشعار و آرامش فضای حسینیه ، این پایگاه قصد تبلیغ و تبادل لینک نخواهد داشت، لذا خواهشمندیم در صورت تمایل در معرفی صفحات مجازی حسینیه همکاری نمایید .



موضوع : تابلو اعلانات حسینیه، اطلاعیه و اخبار حسینیه، 
شنبه 1395/05/23

امام رضا(ع)-مدح و مناجات


با خود اگر آورده بودم چشم گریان را

احساس می کردم کنار صحن باران را

ساکن نمی ماند کسی حتی زمین وقتی

سکنای خود کردی شمال شرق ایران را

اینبار هم با شعر می خوانم تو را اما

دارم به کرمان می برم سوغات کرمان را

در نقشه راهی می شوم هر وقت می بینم

آزادراه اصفهان قم تا خراسان را

قطعا به جای مردم شیراز اگر بودم

یکجا به نامت می زدم دروازه قرآن را

محض حضور خواهرت بوده است در قم ، چون

باید کنار زعفران جا داد سوهان را

باشد ، ضمانت کردی اما در عوض یک عمر

آواره کرد این کارت آهوی بیابان را

آنها که دیدار تو را لب تشنه اند انگار

از سمت سقاخانه می بینند ایوان را

دم می دهی از پنجره فولاد و می دانم

از نو مسیحی می کنی این نو مسلمان را

با خود عصایش را نیاورده است نابینا

حتما یقین دارد که خواهد دید سلطان را



موضوع : مدح و مناجات با امام رضا(ع)، 

امام رضا(ع)-مدح و مناجات


گریه ام در حرم از روی پریشانی نیست

که پریشانی از آداب مسلمانی نیست

در طوافند چنان موج کبوترهایت

که در این سلسله انگار پریشانی نیست

عربی آمده پابوس تو از سمت عراق

همه ی حسرتش این است که ایرانی نیست

دست خالی ست هر آن کس به حرم می آید

در ورودی که نیازی به نگهبانی نیست !

در معطل شدن و دست رساندن به ضریح

لذتی هست که در سجده ی طولانی نیست



موضوع : مدح و مناجات با امام رضا(ع)، 

امام رضا(ع)-مدح و مناجات


قبل از قدم برداشتن در راه هجرانش

باید رفاقت کرد با خار بیابانش

هجران کشیدن به امید وصل میارزد

گر اولش تلخ ست، شیرین است پایانش

هر کس که عاشق نیست پس اصلا چرا زنده ست

یا چه جوابى میدهد فردا به وجدانش

خاکستر پروانه اى را دیدم و گفتم

هر کس که عاشق میشود این است تاوانش

آن کوچه اى که یار ما از آن گذر کرده ست

عشاق منت میکشند از سنگ طفلانش

منکه چهل سال است روى خاک میخوابم

حیف است نگذارم سرم را روى دامانش

این شمعها که بر تن پروانه میگریند

زنده نمیمانند تا شام غریبانش

اشک جوانى بهترین سرمایه پیرى ست

خوب است باشد آدمى فکر زمستانش

در وقت مردن روبه قبله میشود هر کس

من وقت مرگم میشوم رو به خیابانش

در اصل بنده بودنش را جار خواهد زد

عبدى که سجده میکند اول به ایوانش

باران که آمد بعد از آن خیرات میبارد

خیر کسى را خواستى اول بگریانش

سنگینى زنجیر بر گردن نمیگیرد

از گریه هر که خیس میگردد گریبانش

من سالها در گیسوى تو سیر میکردم

سیرى که خیل عارفان خواندند عرفانش

وقتى دلم را دست چشمان تو میدادم

باور نمیکردم بیندازى به زندانش

یک شب در آغوشت نباشم خشک خواهم شد

پژمرده میگردد گلى که نیست گلدانش

آنکه لبش را از ضریحت برنمیدارد

صدها گره وا میکند از کار، دندانش .

**

گفتم همه هستند شاید جاى من هم هست

منهم یکى از این کبوترهاى مهمانش

شکر خدا اینجا کریمان سلطنت دارند

دنیا به ایران نازد و ایران به سلطانش

سیرش دو چندان و سلوکش هم دو چندان است

هر کس که از قم میرود سمت خراسانش



موضوع : مدح و مناجات با امام رضا(ع)، 
شنبه 1395/05/23

امام رضا(ع)-مدح و مناجات


شب وصل است و باد می آید

دل غزلخوان و شاد می آید

صوت نقّاره ی شما باز از

سمت باب الجواد می آید

یعنی از آل حضرت زهرا

باز باب المراد می آید

شاعران مدح او نمی گویید؟!

صله دارد زیاد می آید

دعبلت نیستم ولی آقا

شاعری بی سواد می آید

تا بگوید همه کس و کارم

من فقیرم، فقط تو را دارم

ای بزرگ، ای امام آقاجان

شاه عالی مقام آقاجان

فقر من شرط نوکریست، بنام

این گدا را غلام آقاجان

این کبوتر به غیر دام شما

نمی افتد به دام آقاجان

زائرم، دلشکسته ام، زارم

نوکر تو، گدام آقاجان

به سلامٌ علیک من تو بگو

و علیک السّلام آقاجان

ای شه ملک طوس، ادرکنی

یا انیس النُّفوس، ادرکنی

آمدی تو دلم قرار گرفت

محضر شاه عشق بار گرفت

یا امام الرّئوف از کرمت

بنده ی مفلس اعتبار گرفت

زلف نوکر به پنجره فولاد

وصل شد، تا ابد جوار گرفت

مادرت جارویی به دستم داد

در رواقت برام کار گرفت

نوکری توی صحن گوهرشاد

گفت منبر عجب غبار گرفت!

شب تاریک، نور نزدیک است

به گمانم ظهور نزدیک است

آنقدر شأن مدحتان بالاست

که قلم عاجزست، نازیباست

چون منی مدح حضرتت گویم

کار، کار امام صادق هاست:

مصلح امت، عالم و عادل

منجی دادرس به روز جزاست

دور او ایمنند نوع بشر

او امان و پناه خلق خداست

سخنش حکمت و سکوتش علم

این فقط گوشه ای ز مدح رضاست

مایه ی فخر و عزّتست رضا

موجب خیر و برکتست رضا

تا که ما مشهدالرّضا داریم

نجف و شهر کربلا داریم

با خراسان حضرت ارباب

کاظمینیّ و سامرا داریم

در قم اصلاً کنار خواهر او

نزد زهرا همیشه جا داریم

لطف موسی بن جعفر است که ما

این همه یار دلربا داریم

هر چه داریم ازهمین آقاست

هر چه داریم از امام رضاست

ماه ذیقعده ماه پرور شد

شب تاریک با شما سر شد

کوچه های مدینه بار دگر

از گلی فاطمی معطّر شد

همه گفتند حضرت موسا

شده بابا و نجمه مادر شد

با حضورت مدینه آن ایّام

به گمانم پر از کبوتر شد

بعد میلاد روی دست پدر

لب تو از فرات تا تر شد

گفتی ای جد تشنه کام حسین

به لب تشنه ات سلام حسین

***

با تشکر از شاعر گرامی



موضوع : مدح و مناجات با امام رضا(ع)، 
شنبه 1395/05/23

امام رضا(ع)-مدح و مناجات


تشکر ز خالق نهایت ندارد

که حمد خداوند غایت ندارد

بزرگی و الطاف و احسان سبحان

به رحمت و نعمت نهایت ندارد

اگر چه کسی هست در ناز و نعمت

چه دارد اگر او ولایت ندارد

ز توحید ، کس بی ولایت نگوید

دل بی ولایت هدایت ندارد

بدون رضا ره به توحید هرگز

که اصلا خدایش رضایت ندارد

خدا را ز روی رضا میتوان دید

که گفته ؛ کلامم روایت ندارد

حدیثی که با سلسله نقل گردد

به ردش کسی هیچ آیت ندارد

ز شرط و شروطی که فرمود آقا

عیان شد بما جز عنایت ندارد

ز سمت شلمچه رسیده است مهمان

چه حصن حصینی شده خاک ایران

نشابور بود و خدای مجسم

نقاب از رخ خویش برداشت یکدم

قلمها ز دستان حضار افتاد

خدا هست این یا نبی مکرم؟

تحیر ز چشمان پر اشک میریخت

و انگشت حیرت به دندان عالم

مه روی یوسف کجا و جمالش

که خورشید تابید از شرق عالم

عنان دار ناقه به فریاد میگفت :

که  "من مثلی"  ای خیل اولاد آدم

به آرامی از بین مردم جدا شد

و دریافت آن پیرزن را امامم

مگو سنگ سلمانی آنجا طلا شد

خوشا احتضار و وصالی فراهم

و ایران سراسر شده فرش راهش

ز هر شهر گل بود با خیر مقدم

قدمگاه او شد دژی در خراسان

که هرگز نباشد ز دشمن هراسان

قدومی که آورد نور خدا را

بقا را  عطا را  صفا را وفا را

به یاران ایرانی خود رسانده

سلام علی و رسول خدا را

اگر چه بظاهر به تبعید آمد

بنا کرد اما مسیر ولا را

به یکدم ولیعهد موسی بن جعفر

نکرده ولیعهدی اشقیا را

شناسانده شد عالم آل احمد

عیان کرد مظلومی مرتضی را

احادیث جعلی همه بر ملا شد

علم کرد فرمایش مصطفی را

به اعجاز و علم و جهاد و شهادت

نشان داد اوصاف خیرالنسا را

پی یاری اش خواهرش خواهد آورد

ز شهر مدینه به قم کربلا را

مرامش خدایی مقامش خدایی

قیامش خدایی پیامش خدایی

خدایی که روز جزا آفریده

جنان را به عشق رضا آفریده

جنان و جهان و زمین و زمان را

طفیل رضا بهر ما آفریده

گل سرسبد در میان رئوفان

رئوفی ز آل عبا آفریده

میان حریمش ضریحی چو کعبه

برای طواف شما آفریده

به صحن و رواق و شبستان کویش

فضای نماز و دعا آفریده

به زوار چون من گنهکار آقا

خطاپوشی هل اتا آفریده

برای پناه و امان محبین

حدیث شریف کسا آفریده

به سر درب باب الجوادش نوشته

کرم را ز ابن الرضا آفریده

ندارد بهشت اینهمه باغ رضوان

بهشتم خراسان و ذکرم رضا جان

زیارت به صحن عتیقش مهیا

کرامت ز دست شفیقش مهیا

به بالا سرش با دو رکعت نماز است

دعاهای قلب رقیقش مهیا

کنار گدا و غلامش نشیند

و سفره برای رفیقش مهیا

نه آهو  نه اشتر  نه سگ را براند

ضمانت ز لطف دقیقش مهیا

ز فیروزه اش آسمانی منور

عطا از نگین عقیقش مهیا

اگر بندگی خواهی و پادشاهی

به آزادگی در طریقش مهیا

دل سوخته دارد و ابر رحمت

شفاعت میان حریقش مهیا

اگر خصم سرسخت داری مخور غم

پی انتقام است تیغش مهیا

غریب است ، اما غریبه نواز است

و او عاشق اهل سوز و گداز است

شبی حجره دربسته بود و رضا بود

اباصلت شاهد بر این ماجرا بود

رضا دست و پا میزد و دیده گریان

بیاد لب تشنه کربلا بود

گهی یا جواد و گهی یا بنیی

پیامی به احضار ابن الرضا بود

حصیرش کناری ، عبایش کناری

دلش بانی روضۀ بوریا بود

سرش بی عمامه روی خاک حجره

ولی دیده گریان یک سرجدا بود

در این حجره گاهش ،که شد قتلگاهش

بیاد امامی که وجه الثری بود

در این قتلگاهش نه شمشیر و نیزه

نه با چکمه بر سینه یک بی حیا بود

نه خواهر اسیر و نه رأسی به نیزه

نه مقتول اینجا ذبیح از قفا بود

ز گودال،یک ناله مادرانه

بگوش است با شکوه از تازیانه



موضوع : ولادت امام رضا(ع)، 
شنبه 1395/05/23

امام رضا(ع)-مدح و ولادت


برای آمدنت نجمه بیقرارت بود

هزار سرِّ مگو دید و رازدارت بود

مدینه شاهد شب زنده داری موسی

تمام بارقه ها نیز در مدارت بود

ارادۀ ازلی با علی رقم خورده

رضای حق به رضای تو اعتبارت بود

چقدر پاقدم تو فرشته خلق شده

نگاه فاطمه ازعرش در زیارت بود

شنید حضرت یکتا شهادتینت را

یقین که حضرت جبریل هم کنارت بود

تودپاره ی تن پیغمبر خدا هستی

شبیه فاطمه شأن بزرگوارت بود

تو آمدی که ولایت شود به توکامل

خوش آمدی که امامت در انتظارت بود

اگر نبود ندای حدیث سلسله ات

چگونه سلسله ی شیعه رستگارت بود

خدا ادامه ی موسی بن جعفرت خوانده

و اوست نور دو چشم پیمبرت خوانده

تو انتفاضه ی الله اکبری آقا

تو خیزش هنر دین داوری آقا

تو انقلاب جدیدی ز دین به پاکردی

یقین حکومت دین را تو رهبری آقا

تو نور قافلۀ راسخون  فی العلمی

تویی که عالم آل پیمبری آقا

به رغم دشمن دیرینۀ بنی هاشم

تو از الست ولیعهد حیدری آقا

قسم به سورۀ کوثر  که بعد مادر خود

تویی که خیرکثیری تو کوثری آقا

به پیش اهل نظر کعبۀ حقیقی تو

تو قبله ای تو امامی تو سروری آقا

رئوفی و هنر تو حکومت دلهاست

چه دلنوازی و چه ذره پروری آقا

تو یوسف دل مایی و یوسف زهرا

وماهمه سر کوی تو مشتری آقا

روانۀ حرمت با هزار حج شده ایم

که زائر حرم ثامن الحجج شده ایم

تویی که داده ای احساس، قلب ایران را

بهشت کرده ای از مقدمت خراسان را

تمام مملکت شیعه شد قدمگاهت

دمی که لطف تو بارید کشور جان را

به خیر مقدم تو لشگر فدایی ها

ز یادها ببرد صبح عید  قربان را

طلوع شمس ولایت ز مشرق این خاک

به عالمی ببرد آفتاب و باران را

به خانوادۀ موسی بن جعفرش سوگند

خدا به ملک رضا مژده داد ایمان را

به اهل فارس پیمبر به خطبه ای فرمود:

که نور علم بگیرد دیار سلمان را

به فرش های حرم بسکه عرش پیماییست

کسی بها ندهد قالی سلیمان را

**

قسم به روح خدا و وصی  او که خدا

از این دیار شکسته ست شاخ عدوان را

دعای تو نفس قدسی ولایت شد

که راه قدس هم ازکربلا هدایت شد

کجاست زنده دلی تا ببیند از جاده

دل رئوف تو و عاشقان دلداده

به سوی روضۀ رضوان قلوب، در پرواز

به دست، پرچم رزمندگان آزاده

ازاین حرم شهدا راه جبهه را رفتند

خداست شاهد یاران دست و سرداده

چه کرده ای تو مگر با دل محبانت

که سر زپا نشناسند و  مست، از باده

تویی که همدل و هم صحبت فقیرانی

برای حاجت مردم هماره آماده

به بی کسان و غریبان پناه و همدردی

میان خسته دلان هم  نشینی ات ساده

به نوکران وغلامان چه خوش نظر داری

کنار سفره ی خود سر به زیر و افتاده

به روی خلق نیاری گناه پنهانی

به کلب هم اگر آید،دهی تو قلاده

دل از تو کرب و بلای حسین می خواهد

زیارت نجف و کاظمین می خواهد



موضوع : ولادت امام رضا(ع)، 

امام رضا(ع)-مدح و ولادت


ای دل امشب آسمانها دیدنی است

رقص نور کهکشانها دیدنی است

اختران چون خوشه دسته دسته اند

در میان آسمان صف بسته اند

مهر و مه را نورافشان کرده اند

آسمانها را چراغان کرده اند

رنگ شب زیباتر از هرروز شد

سینۀ مه پر ز نور و سوز شد

ناگهان لبهای مه چون گل شکفت

با هزاران شوق با خورشید گفت

ای مرا امید ای آئینه رو

کیست این مهر جهان آرا بگو

لعل لب خورشید رخشان باز کرد

از لب پر نور خود آواز کرد

اینکه می آید امید ماسواست

نورخورشید همه خورشید هاست

چلچراغ آسمانها او بود

روشنی کهکشان ها او بود

هشتمین مهرجهان آراست او

مهر تابان همه دلهاست او

آسمان عشق را او رهنماست

جلوۀ نور خدا، شمس الضحاست

وارثی از علم احمد او بود

عالم آل محمد او بود

او امید و آرزوی ما بود

او تمام آبروی ما بود

انقضاء نور من نزدیک بود

گر نمی آمد جهان تاریک بود

مقصد من صبحگاهان کوی اوست

درشب تاریک چشمم سوی اوست

هست نور او چراغ راه من

بارگاهش خانۀ دلخواه من

می کنم هر روز طوف مرقدش

می ربایم بوسه ها از گنبدش

روشنائی یافتم از چهر او

مهربانی یافتم از مهر او

زائر صحن و حریم او شدم

سائل طبع کریم او شدم

روز و شب مشتاق دیدارش منم

خاک راه پای زوارش منم

باغی از فردوس باشد خانه اش

او چو شمع و عرشیان پروانه اش

قدسیان بر خاک او زانو زنند

صحن او را با مژه جارو زنند

عرشیان هر روز با صوتی ملیح

یا رضا گویند در پای ضریح

گشته موسای نبی دربان او

هست عیسی گوش بر فرمان او

جبرئیل اینجا کبوتر می شود

با ارادت خاک این در می شود

خاک این درگاه رحمت کیمیاست

آب سقا خانه اش آب بقاست

زائرش را رتبه ای والا دهند

آفرین از عالم بالا دهند

گر رهائی خواهی از هر قید و بند

قفل دل را بر ضریح او ببند

هرکه بر او دل دهد دلبر شود

ذره گر باشد مه انور شود

این همان خورشید ذره پرور است

در سپهر عشق مهری انور است

جلوه کرده آسمان نور او

در حدیث صبح نیشابور او

جذب علم او همه ارباب فضل

باز شد از او هزاران باب فضل

ای«وفائی» هرکه چون من خاک اوست

زائر دولت سرای پاک اوست



موضوع : ولادت امام رضا(ع)، 

امام رضا(ع)-مدح و ولادت


اگرچه دیدن بیت خدا صفا دارد

مدینه بیشتر از هرکجا صفا دارد

به کوچه کوچۀ او عطر وحی پاشیدند

عبورکردن از این کوچه ها صفا دارد

دوباره بوی شکفتن رسیده و گفتند

حریم گلشن سبز ولا صفا دارد

خدا به نجمه عطا کرد نجم ثاقب را

فضای نُه فلک از این عطا صفا دارد

خبردهید که آمد رئوف اهل البیت

زمین به یُمن قدوم رضا صفا دارد

جمال روشن شمس الشموس دیدنی است

جهان ز جلوۀ شمس الضحا صفا دارد

از این وجود مقّدس ببین  پس از یک قرن

هنوز این حرم دل گشا صفا دارد

بیا به سیر گلستان روضة الجنه

که این بهشت امید و وفا صفا دارد

فضای این حرم قدس غرق توحید است

نفس کشیدن در این فضا صفا دارد

تفاوتی نکند جای جای این گلزار

رواق و مسجد و صحن و سرا صفا دارد

زلال زمزم اشک مجاور و زائر

به شور و حال رضا یا رضا صفا دارد

در این حریم دل زائران حضرت او

میان خلوت و اشک و دعا صفا دارد

هزار عقده ز دل باز می شود این جا

زبس که این حرم باصفا صفا دارد

حریم اوست حرمخانۀ خداوندی

چنان که دیدن عرش علا صفا دارد

زتشنگان حریمش بپُرس می گویند

چقدر دیدن آب بقا صفا دارد

اگرچه گنبد فیروزه فام او زیباست

نظر به گنبد زرد طلا صفا دارد

غبار درگه این آستان شفاخیز است

بهار رحمت دارالشفا صفا دارد

جبین گذار دمی بر سر قدمگاهش

ببین که دیدن آن جای پا صفا دارد

هنوز مکتب علم و فضیلت و تقوا

ز نور عالم آل عبا صفا دارد

گرفته شوکت و فّر از ولایتش دل ها

اگر که خانۀ دل های ما صفا دارد

دمی که او به شفاعت به حشر برخیزد

خدا گواست که یوم الجزا صفا دارد

شکوفه بار شده طبعم از توّلایش

مگو که شعر «وفائی»چرا صفا دارد



موضوع : ولادت امام رضا(ع)، 
پنجشنبه 1395/05/21

امام رضا(ع)-مدح و مناجات


سائل به سفره خانه ی ارباب تا رسید

نقاره ای زدند که یاران گدا رسید

من آمدم که باز گدایی کنم تو را

اینبار هم به دادِ گدا آشنا رسید

یک بار آمدیم طواف حریمتان

صدها هزار مرتبه خیرش به ما رسید  

دل برده از بهشت، زوایای مرقدت

ازبس که در حریم تو بوی خدا رسید

رحمت در ازدحام حرم موج می زند

وقتی نگاه حضرت موسی الرضا رسید

باب الجواد باب ورود بهشت ماست

باب هدایتی است که از هل اتی رسید



موضوع : مدح و مناجات با امام رضا(ع)، 
پنجشنبه 1395/05/21

امام رضا(ع)-مناجات


تا حال و هواى دل من بارانیست

آقا بطلب که در دلم طوفانیست

هرکس که نشد زائر کویت آقا

سودى نبرد ، عاقبتش ویرانیست



موضوع : مدح و مناجات با امام رضا(ع)، 
پنجشنبه 1395/05/21

امام رضا(ع)-مدح و مناجات


پریشان واژه هایم را زگیسوی شما دارم

تمام شعر هایم را من از سوی شما دارم

ولا حول ... برآن چشم و بر آن  ابرو که من وزنِ

رباعی را  فقط از این ترازوی شما دارم

تمام این غزلها را ضمانت میکنی آقا

که  صید  این مضامین را از آهوی شما دارم

قصیده قامتی  و حاجی هر بیت تو هستم

که شرط حق مداری را من از کوی شما دارم

مربع گشت ترکیبم ز هر سو سجده ای واجب

قوافی قبلگاهی شد که از روی شما دارم

درِ عطر غزل افتاد و دل شد قطعه ای از عرش

وَ من این قطعه را از نام خوشبوی شما دارم

به هر مصرع دعا کردم به هر مصرع روا کردی

شبیه مثنوی  حسی فرا روی شما دارم

**

اگرکه کربلا رفتم نجف یا سامرا دیدم

تمام روزی خود را من از سوی شما دارم



موضوع : مدح و مناجات با امام رضا(ع)، 
پنجشنبه 1395/05/21

امام رضا(ع)-مدح و مناجات


آرام نمودی تب و تاب هیجان را

جوشانده ای از شوق خودت هر قلیان را

از پای نشاندی ز تعجب جریان را

از دشمن و از دوست ربودی دلشان را

اینگونه رضا کرده ای از خود دوجهان را

هم رونق کار از می و میخانه گرفتی

هم عقل ز هر عاقل و دیوانه گرفتی

در قلب سماوات و زمین لانه گرفتی

ای عالِم فرزانه چه رندانه گرفتی

در دست خودت نبض زمین را و زمان را

در پاسختان مانده هر استادی و رندی

هر عالم ایرانی و یونانی و هندی

گشته است مسلمان تو نصرانی سندی

قوربان سَنه دانوشماقین اعجاز تکندی

بستی به کمند سخنت دست زبان را

(بستی به صریر سخنت دست لسان را)

اسلام بدون تو درونمایه ندارد

گردن کشی بی خردان پایه ندارد

خورشیدی و دیدند قدت سایه ندارد

همسایه به جز خیر به همسایه ندارد

همسایه قدم رنجه کن و منزلمان را...

لبخند زدی شعر در اوهام من افتاد

زآن روز خرابت شدم ای خانه ات آباد!

با قافیه ی پنجره فولاد و گهرشاد

هی شعر نوشتم من و چشمت صله را داد

دربند کشیدی تو معانی و بیان را

دربان جنان دل به در صحن شما بست

دالان بهشت است همین راهرو این بست

حوض وسط صحن همان کوثر نقد است

ساقی بهشتی شده از آب حرم مست

پابست حرم کرده ای آن آب روان را

جبریل کمر بسته به فراشی صحنت

حور و پریان گرم گهر پاشی صحنت

آن سدره و طوبی گلی از کاشی صحنت

برده است جنان را همه در حاشیه صحنت

بیچاره ی خود کرده حریم تو جنان را

هرکس که تو را داشته اثنی عشری شد

ایام خوش آن بود که با تو سپری شد

در صحن گهرشاد دل از غصه بری شد

تصویر من و صحن تو عکسی هنری شد

در ناب ترین جای اتاقم زدم آن را

هرجای جهان رفتم از آن خیر ندیدم

یک مرتبه "برگرد" از این در نشنیدم

من هرچه کشیدم ز دل خویش کشیدم

ارزان نفروشم که من ارزان نخریدم -

در نوکریت خرج کنم عمر گران را

هر شاه شده خادم دربار توچندی

پر وا کند از بام تو در دام کمندی

از تو طلب رزق کند عایله مندی

از رسم گدایی شما نکته و پندی

آموخته هر پیر خردمند جوان را

نوشاعری آمد به حرم دفترش افتاد

شد خیره به گلدسته کلاه از سرش افتاد

هی خواست بماند سر پا، آخرش افتاد

تاخورد زمین یاد پدر و مادرش افتاد

دستی به دعا برد و تمام پدران را...

ای ضامن دنیای من و آخرت من

ای کاش به درکت برسد معرفت من!

مردن کف صحنت بشود عاقبت من

بهتر ز خودم آگهی از مصلحت من

حکم از تو، دلم دست خودت داده عنان را

با جنس خرابم شده ام وصله ی ناجور

هرشب به سلامی بشوم زائرت از دور

تو شاه خراسانی و من پیر نشابور

خود را برسان پام رسیده است لب گور

ای صاحب جان! می سپرم دست تو جان را



موضوع : مدح و مناجات با امام رضا(ع)، 
پنجشنبه 1395/05/21

امام رضا(ع)-مناجات


قبل از آنکه هوای غربت شهر  روی تنهاییم هوار شود

می روم ایستگاه... تا شاید این منِ خسته هم سوار شود

این منِ خسته از معادله ها، این منِ گُر گرفته از گله ها

می رود در هجوم فاصله ها، همدم کوپه ی قطار شود

همدم کوپه ی قطار شدم، چشم من خیس و چشم پنجره خیس

کاش این ابرهای پاییزی، بگذرد... بگذرد... بهار شود

دردها را یکی یکی گفتیم، خسته بودیم و چای میخوردیم

چای، یعنی که گاه با یک قند، تلخ، شیرین و خوش گوار شود

کوپه هم حرفهای تلخی داشت، مثلا اینکه بین این همه درد

آرزوی مسافر قبلی، فقط این بود: مایه دار شود

یا همین جا... همین رئیس قطار، دائما روزنامه می خواند

تا خدای نکرده نرخ بلیط، نکند کمتر از دلار شود

 (گرم صحبت شدیم، یادم رفت گز تعارف کنم؛ بفرمایید...

راستی! اصفهان دلش می خواست، لهجه اش مثل سبزوار شود)

آرزو کرد جای ریل قطار مثل آدم پیاده راه رود

یا شبیه کبوتران باشد؛ فکر کن... کوپه بالدار شود

آرزو کرد و گفت نوبت توست... آه! شاعر مگر چه می خواهد؟!

آرزو می کنم رواق امام، محفل شعر برگزار شود

جمعه بود و اداره ها تعطیل، شنبه باید دوباره برگردیم

کوپه هم مثل من دلش می خواست، امشب از کار برکنار شود

کف دستم نوشت کوپه ی هشت، واگن یک... قطار قم -مشهد

هرگز از خاطرم نخواهد رفت، بهترین یادگار قم - مشهد



موضوع : مدح و مناجات با امام رضا(ع)، 
پنجشنبه 1395/05/21

امام رضا(ع)-مدح و مناجات


بر شانه های ضریحت تا می گذارم سرم را

انگار می گیری از من غوغای دور و برم را

حرفی ندارم به جز اشک نه حاجتی نه دعایی

دست شما می سپارم این چشم های ترم را

من از جوار کریمه از شهرِ بانو می آیم

آقا ! بگو می شناسم همسایه ی خواهرم را

عطرهوای رواقت ، آهنگ هر چلچراغ ات

نگذاشت باقی بماند بغضی که می آورم را

حتی اگر دانه ای هم گندم برایم نریزی

جایی ندارم بریزم جز صحن هایت پرم را

هربار مشهد می آیم انگار بار نخست است

هی ذوق دارم ببینم گلدسته های حرم را



موضوع : مدح و مناجات با امام رضا(ع)، 
پنجشنبه 1395/05/21

امام رضا(ع)-مدح و مناجات


دل را مقیم درگه جانان نوشته اند

ما را غلام حضرت سلطان نوشته اند

آتش ز سوز سینۀ ما آفریده شد

چون عشق تو به سینۀ سوزان نوشته اند

تو سفره دار عشقی و ما ریزه خوار تو

ما را کنار چشم تو مهمان نوشته اند

دل ذره ذره می شود از یک نگاه تو

گویا ز روی چشم تو قرآن نوشته اند

روز ازل که قرعه به نام تو می زدند

ما را برای عشق تو قربان نوشته اند

دل می تپد به سینه ز فکر حمال تو

اصلا مرا ز عشق تو حیران نوشته اند

از آن شبی که دل ز دل ما ربوده ای

ما را انیس دیدۀ گریان نوشته اند

ما از محرم و صفر و فاطمیه ایم

ما را یتیم سورۀ انسان نوشته اند



موضوع : مدح و مناجات با امام رضا(ع)، 
پنجشنبه 1395/05/21

امام رضا(ع)-مدح و مناجات


سلام ای غریب غریبان سلام !

سلام ای طبیب طبیبان سلام !

الا ماهتاب شبستان توس

الا حضرت نور ! شمس الشموس

غریبم من از راه دور آمدم

به دنبال یک جرعه نور آمدم

شبم ، آه یک جرعه ماهم بده

پناهی ندارم پناهم بده

ببخشا اگر دور و دیر آمدم

جوان بودم ، امروز پیر آمدم

منم زائری خام و بی ادعا

کبوتر کبوتر کبوتر دعا

اگر مست و مسرور و شاد آمدم

من از سمت باب الجواد آمدم

من از عطر نامت بهاری شدم

تو را دیدم آیینه کاری شدم

تو این خاک را رنگ و بو داده ای

به ایران من آبرو داده ای

ببخشای این عاشق ساده را

ببخشای این روستا زاده را

تو را دیدم و روشنایی شدم

علی ابن موسی الرضایی شدم



موضوع : مدح و مناجات با امام رضا(ع)، 
پنجشنبه 1395/05/21

امام رضا(ع)-مدح و مناجات


پرواز خواهم کرد سویت، پر که باشد

پر چونکه باشد می پرم باور که باشد

شاه و گدا فرقی نخواهد داشت این است

درک کریم از اینکه پشت در، که باشد

آری رضا گفتن مؤثر بوده برلب

تاثیر دارد خطبه بر منبر که باشد

مثل شراب از سرکه بودن ها گذشتیم

پای طلب معنی ندارد سر که باشد

دیگر نمی آیم من از باب الجوادت

روی لبم سوگند بر مادر که باشد

قم می شود دروازه ی مشهد یقینا

حرف برادر می شود خواهر که باشد

وقت وداع اینجا ضریحت را همیشه

شش گوشه می بینم دو چشمم تر که باشد



موضوع : مدح و مناجات با امام رضا(ع)، 
پنجشنبه 1395/05/21

امام رضا(ع)-مدح و مناجات


بر گنبد تو ،دست توسّل مى زد

بر مصحف نام تو تفأّل مى زد

اینگونه شفاعت تو را حاجت داشت

"خورشید" كه سوى حرمت زل مى زد

***

با تشکر از شاعر گرامی



موضوع : مدح و مناجات با امام رضا(ع)، 
پنجشنبه 1395/05/21

امام رضا(ع)-مدح و مناجات


آره تنهایى رو خیلى دوست دارم

مخصوصا وقتى تو مونسم باشى

اون روزى كه هیچكى نیست دور و برم

تو رو جون مادرت قسم، باشى

 

اگه قسمتم نشه حرم بیام

یه سلام عرض مى كنم از دور آقا

لحظه هاى آخرم منتظرم

مثل سلمانىِ نیشابور آقا

 

من با هیچى مثل رفت و آمد از

صحن سقاخونه حظ نمى كنم

یه دقیقه موندن تو حرم و

باهمه دنیا عوض نمى كنم

 

حرمت اینقده جاى خوب داره

كه یه گوشه ى مشخص ندارم

وقتى فكر و ذكر من امام رضاست

دیگه فرصت واسه هیچكس ندارم

 

همه لحظه هایى كه از عمر من

توى این حرم گذشتُ دوست دارم

كفشامم فهمیدن از بس اومدم

خیلى كفشدارى هشتُ دوست دارم 



موضوع : مدح و مناجات با امام رضا(ع)، 
پنجشنبه 1395/05/21

امام رضا(ع)-مناجات


پایش که حرم رفت، زمینگیر نشد

قلبش که شد از عشق جوان، پیر نشد

هرچند تمام عمر ،زُل زد  به حرم،

از دیدنِ گنبدت دلش سیر نشد!



موضوع : مدح و مناجات با امام رضا(ع)، 
پنجشنبه 1395/05/21

امام رضا(ع)-مدح و مناجات


در حرم لب بر لب پیمانه باشد بهتر است

شمع دورش چند تا پروانه باشد بهتر است

بهتر آنکه از در هر خانه نومیدم کنند

دل اگر با غیر تو بیگانه باشد بهتر است

گر بنا باشد دلم را جز تو آبادش کند

این دل ویران همان ویرانه باشد بهتر است

جان من آقا مرا سرگرم کاشی‌ها مکن

میهمان مشغول صاحب‌خانه باشد بهتر است

صحنتان را می‌زنم برهم، جوابم را بده

این گدا گاهی اگر دیوانه باشد بهتر است

مدّعی در این حرم از سیر بالاها مگو

این کبوتر فکر آب و دانه باشد بهتر است

گنبدت مال همه؛ باب الجوادت مال من

جای ما پشت در میخانه باشد بهتر است

من که هربار آمدم اینجا گنهکار آمدم

توبه هم قولش اگر مردانه باشد بهتر است

تا شب قبرم که می آیی برای دیدنم

این دل ما پیش تو بیعانه باشد بهتر است

صبح محشر هم خودت دنبال کار ما بیفت

پشت ما توصیه‌ی شاهانه باشد بهتر است

گریه کردم شانه‌ی گرم ضریحت بغض کرد

وقت گریه سر روی یک شانه باشد بهتر است

کربلا از تو گرفتن واقعاً شیرین تر است

روزی ماهم از این کاشانه باشد بهتر است

اشک میخواهم ز تو دریای «فَابکِ للحسین»

رزق ما از جام سقاخانه باشد بهتر است



موضوع : مدح و مناجات با امام رضا(ع)، 
چهارشنبه 1395/05/20

امام رضا(ع)-مدح و مناجات


به خواب رفته ام و شب نشسته دورو برم

دلم گرفته از این جانماز بی ثمرم

درخت خشکم و افسوس میخورم همه عمر

تبر به دست خودم خورده است بر کمرم

مرا محاصره کردند یاغیان گناه

شکسته نیزه و افتاده بر زمین سپرم

نگاه می کنم و کوپه کوپه می گذرند

قطارهای تو از اشک های در به درم

رسیده اند به تو خیل زایران و هنوز

منم که خیره به این ریل مانده چشم ترم

دلم گرفته برایم فقط همین کافیست

که سیر گریه کنم روی شانه های حرم

برای چای دلم جای زعفران بگذار

غبار از قدم کفشداری ات ببرم

مرا اگر که نخواهی طلب کنی آقا

چه سود دارد اگر من بلیط هم بخرم

***

با تشکر از شاعره گرامی 



موضوع : مدح و مناجات با امام رضا(ع)، 
چهارشنبه 1395/05/20

امام رضا(ع)-مناجات


باز هم ناله و فریاد دلم می خواهد

هشتمین نور خداداد دلم می خواهد

شوق پابوسی شیرین به سرم افتاده

من اگر تیشه فرهاد دلم می خواهد

دست بر سینه، سلامی و سپس اذن دخول

گوشه صحن گوهر شاد دلم می خواهد

به امیدی که رضا ضامن من هم بشود

شده ام آهو و صیاد دلم می خواهد

همه با دست پر از سمت حرم می آیند

از همان که به همه داد، دلم می خواهد

از همان جنس نگاهی که در آن سلمانی

به سیه کاسه ای افتاد، دلم می خواهد

هر کجا رفته ام این درد مداوا نشده

چقدر پنجره فولاد دلم می خواهد

یا معین الضعفا ، جان جوادت مددی

که ز دستان تو امداد دلم می خواهد

***

با تشکر از شاعر گرامی



موضوع : مدح و مناجات با امام رضا(ع)، 

امام رضا(ع)-مناجات


بیمارم و پای تا به سر دردم من

از بهر شفا سوی تو رو کردم من

مولا تو مرا شفا دهی یا ندهی

از مقصد خویش بر نمی گردم من



موضوع : مدح و مناجات با امام رضا(ع)، 
چهارشنبه 1395/05/20

امام رضا(ع)-مدح و مناجات


این حرم در طول سال از بس که زائر داشته

خاطرات خوب و شیرینی به خاطر داشته

فرق شهرت با تمام شهرها این است که

شهر زیبای تو هر فصلی مسافر داشته

هرکسی یک بار اگر حتی به مشهد آمده

دائما حال خوشی با آن مناظر داشته

آسمانت، گنبدت، صحن و سرای مرقدت

جایگاهی ویژه در شعر معاصر داشته

چون هوای غربت ما شاعران خسته را

با هوای غایبین، در حال حاضر، داشته

من به جرأت گفتهام قد تمام خادمان

بارگاهت تا همین امروز، شاعر داشته

جالب است آقا! خیابانهای اطراف حرم

نیمه شبها هم شبیه روز عابر داشته

هر کسی مهر تو باشد در دلش، انگار که

در میان سینه یک صندوق جواهر، داشته

باطن هر زائری با دیدنت شد روسپید

رو سیاهی را اگر حتی به ظاهر داشته

هر که با من بوده است از ابتدای این غزل

مطمئنم حال خوبی تا به آخِر داشته



موضوع : مدح و مناجات با امام رضا(ع)، 
چهارشنبه 1395/05/20

امام رضا(ع)-مدح و مناجات


این جاست کـه هر دلبر و دلداده بیاید

هم شخص گرفتار هم آزاده بیاید

در این حرم قدس که باغی ز بهشت است

هـرکس به توّلای تو دل داده بیاید

پُر نور شود آینۀ بود و نبودش

آن کس که چو آئینه دلان ساده بیاید

این جا میِ توحید به زوّار ببخشند

هـر دل که بُوَد تشنۀ این باده بیاید

پرواز ز خود تا به خدا از حرم توست

از بهر سفر هرکه شد آماده بیاید

این گنبد و گلدسته نشانی است که گوید

هرکس که بهشتی است از این جاده بیاید

بر سر در این کعبۀ امیّد نوشتند

هرکس که به کارش گره افتاده بیاید

از حق طلب جلب رضای تو نماید

هرگاه «وفائی» سر سجّاده بیاید



موضوع : مدح و مناجات با امام رضا(ع)، 
چهارشنبه 1395/05/20

امام رضا(ع)-مدح


بیمارها دارالشفا را می شناسند

اینجا تمام دردها را می شناسند

هرکس که رفته کربلا از این حرم رفت

با نام مشهد کربلا را می شناسند



موضوع : مدح و مناجات با امام رضا(ع)، 
چهارشنبه 1395/05/20

امام رضا(ع)-مدح و مناجات


هر کس رسید پای ضریحت شفا گرفت

راه عروج تا ملکوت سما گرفت

بیگانه کن مرا زخودم غرق خود نما

تا آن که جار زنند مریضی شفا گرفت

صحن عتیق تو شده دارالشفای خلق

هر کس شفا گرفت ز دست شما گرفت

حاجت گرفته سائلت اما نمی رود

از بس که از کنار تو ماندن بها گرفت

از درگه شما به خداوند می رسیم

بی تو نمی شود که سراغ از خدا گرفت

حج و منا و سعی و صفایم فقط تویی

قلبم مقابل حرم تو صفا گرفت

هر کس رسید کرب و بلا، سامرا، نجف

برگ براتش از علی موسی الرضا گرفت

هر مستمند در حرمت جزو اغنیاست

هر بی نوا کنار ضریحت نوا گرفت:

"عبد ذلیل را تو مران ایها الرئوف

از غم بیا مرا برهان ایها الرئوف"



موضوع : مدح و مناجات با امام رضا(ع)، 

امام رضا(ع)-مدح و مناجات


مهمان بارگاه توأم یا ابا الحسن

محتاج یک نگاه توأم یا ابا الحسن

هرچند روسیاهم و درمانده و بدم

اما مرا تو تذکره دادیٌ و آمدم

ای هشتمین ولیّ خدا روح پنج تن

جدّت علی،  ابا الحسن و تو ابا الحسن

هرکس در آستانۀ تو نوکری کند

تا بام عرش سر زده و سروری کند

تو مصطفی شمایلی ای مرتضی نژاد

ما را مران ز درگه خود یا ابالجواد

ای قامتت به خیمه ی اخلاص قائمه

نور دو چشم حیدر و دلبند فاطمه

مولا شما چهارده آیت،  مؤیدید

تک تک همه ذوات مقدس، محمدید

ای بهترین وسیله قرب خدا رضا

مولا تو باش واسطه بین خدا و ما

هستیم، از فراق ولیّ حق اشكریز

خواهیم از خدا فرج مهدی عزیز

ای قاضی اریکۀ حق داوری نما

بر بی کسان روی زمین یاوری ما

هستی کائنات رضا جان ز هست توست

چشم دل تمام کریمان به دست توست

ای معتبر، به شیعۀ خود اعتبار باش

مولا مدافعانِ حرم را تو یار باش

این ملتی که روی بر این در نهاده اند

ده ها هزار کشته در این راه داده اند

**

سلطان جاودانه تویی یا امام رضا

بر عشق ما بهانه تویی یا امام رضا

ایران به اعتبار شما گشته سربلند

گوهر دراین خزانه تویی یا امام رضا

فرماندۀ کل قوا را درین دیار

فرماندۀ یگانه تویی یا امام رضا

این بارگاه خانۀ عشق است و شیعه را

مهمان پذیر خانه تویی یا امام رضا

ما را پناه و ملجاء و امید و تکیه گاه

در بحر و در کرانه تویی یا امام رضا



موضوع : مدح و مناجات با امام رضا(ع)، 
چهارشنبه 1395/05/20

امام رضا(ع)-مناجات


مرغم که در حرم چمنی دارم از قدیم

پروانه‌ام که سوختنی دارم از قدیم

دل تا مقیم گوشه‌ی باب‌الجواد شد

از یاد بُرد که قَرَنی دارم از قدیم

از کُنیه‌ی ابالحسنت خوانده‌ام رضا

من رزق و روزیِ حسنی دارم از قدیم

دلخوش مرا به آبیِ فیروزه‌ای مکن

من میل سرخیِ یمنی دارم از قدیم

مادر مرا به دست رئوفت سپرده است

صد شکر، بیمه‌ی بدنی دارم از قدیم

در آسمان پرچم و گلدسته‌های تو

حال و هوای پرزدنی دارم از قدیم

از راه دور آمده‌ام پایبوسی‌ات

با تو هوای هم‌سخنی دارم از قدیم

من نذر کرده‌ام که بمیرم برای تو

در دست خویشتن کفنی دارم از قدیم

کرب و بلا... مدینه... نجف... جای خود، ولی

در مشهدالرّضا وطنی دارم از قدیم

یابن‌شبیب خویش مرا هم حساب کن

من التهاب سینه‌زنی دارم از قدیم

شال عزای مادرتان را خریده‌ام

بر تن سیاه پیرهنی دارم از قدیم



موضوع : مدح و مناجات با امام رضا(ع)، 


( کل صحن های حسینیه : 403 )    1   2   3   4   5   6   7   ...   


درباره حسینیه


به پایگاه فرهنگی هیات «مکتب الشهداء تهرانسر» خوش آمدید
×××
برای ارتباط با ما می توانید از طریق آدرس motallebi64@gmail.com اقدام فرمایید

آدرس پایگاه اطلاع رسانی هیات مکتب الشهداء-تهرانسر:
maktab-shohada.mihanblog.com
×××
هر کس که مقرب است در فکر بلاست
آواره شدن قاعده ی عشق خداست
"مهدی مطلبی"پرید اما باز
در صحن "حسینیه" ی او "روضه"بپاست

مدیر وبلاگ : شاهد
آمار زائرین حسینیه
  • زائرین امروز :
  • زائرین دیروز :
  • زائرین این ماه :
  • زائرین ماه قبل :
  • کل زائرین :
  • تعداد کل اشعار :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
پایگاه های مدح و مرثیه
لوگوها

 پایگاه تخصصی مدح و مرثیه

 پایگاه تخصصی روضه و مقتل

 پایگاه نوحه و سبک های مداحی

کتاب موبایل حسینیه-مدح و مرثیه

 پایگاه اطلاع رسانی هیات مکتب الشهداء-تهرانسر

 کارگاه مجازی شعر آیینی حسینیه

 اشعار استاد علی اکبر لطیفیان

 قرارگاه-پایگاه فرهنگی هیئت مکتب الشهداء