حسینیه پایگاه تخصصی مدح و مرثیه
جهت دسترسی آسان به اشعار مورد نظر، از فهرست موضوعات استفاده کنید
موضوعات اشعار

امام زمان(عج)-مناجات پایان ماه مبارک


همیشه وقت خداحافظی دلم تنگ است

و پای بندگی ما هنوز هم  لنگ است

دعای از سر عادت و گریه از سر ترس

اثر نداشت به قلبی که سخت ، چون سنگ است

تمام عمر به قلبم رجوع کردم و باز

میان منطق و احساس ، عقل و دل ، جنگ است

گذشت ماه خدا و هنوز هم باقیست

وجود من که برای تو مایه ی ننگ است

تمام آرزویم بود ... ،  با شما بودن

               ولی میان من و تو هزار فرسنگ است              

کلافه هستم از این عیدهای بی موعود

و تا نیامدنت آسمان همین رنگ است...



موضوع : مناجات فراق با امام زمان(عج)، 
پنجشنبه 1394/04/25

وداع با ماه مبارک رمضان


ماه خدا برای تو دلتنگ می شوم

یکسال در هوای تو دلتنگ می شوم

هر روز وقت مغرب و هنگامهء اذان

با یاد ربنای تو دلتنگ می شوم

دارند سفره های تو را جمع می کنند

با دوری از فضای تو دلتنگ می شوم

سی ، نیمه شب دعای سحررا شنیده ام

ای ماه ، بی دعای تو دلتنگ می شوم

نزدیکتر شدم به ابالفضل با عطش

پس بهر روزه های تو دلتنگ می شوم

این حال خوش که سرزده در تار و پود من

ای کاش ماندگار شود در وجود من

تا اسمه دواست، دوا را گرفته ایم

تا ذکره شفاست ، شفا را گرفته ایم

این رحمت خداست که یاری نموده تا

دامان لطف شیر خدا را گرفته ایم

شکر خدا که نیمهء ماه خدا به لب

ذکر کریم آل عبا را گرفته ایم

با یاد لحطه لحطهء ارباب بی کفن

حتما برات کرببلا را گرفته ایم

والله این بزرگترین افتخار ماست

از دست او نشان گدا را گرفته ایم

داریم امید اینکه خدایی شدیم ما

تا سال بعد کرببلایی شدیم ما

وقت وداع با تو به هر حال می رسد

ماه خدا چه زود به شوال می رسد

این بنده با گناه به ماه خدا رسید

حالا به عید فطر سبکبال می رسد

شبهای قدر حال و هوایی عجیب داشت

شاید عزیز فاطمه امسال می رسد

شاید به کربلا نرسد دست ما دگر

اما به دامن علی و آل می رسد

فرقی نمی کند رمضان یا محرم است

هر جا رویم روضه به گودال می رسد

با چکمه ای به پا و سپس خنجری به دست

در پیش چشم فاطمه بر سینه اش نشست

***

با تشکر از شاعر گرامی



موضوع : مناجات با خـدا، 
پنجشنبه 1394/04/25

مناجات پایان ماه مبارک


لحظات دعا، خداحافظ

روزهای خدا، خداحافظ

لحظات غریب قبل سحر

بوی افطار هر شب مادر

ظهرهای کلافه‌ی بی‌حال

جزءهای نخوانده‌ی امسال

ذکرهای نهفته زیرِ لب

مثل تصمیم‌های "از امشب..."

ذکرمان گشت ربنا، افطار

پای هر سفره آتنا، افطار

چه‌قدَر با خدات کردی حال؟

پلک بر هم زنی شده شوال

چشم‌های به در، خداحافظ

لحظات سحر، خداحافظ

روزهای مقدس رمضان

لحظه‌های غریب تا به اذان

حال و احوال قبل افطاری

قدرهای بلند بیداری

چه‌قدَر مانده است تا ساحل

رمضان رفت، ای دل غافل!

راه باز است، تو نمی‌بینی

میوه‌ی بغض را نمی‌چینی

خویش‌تن را بشوی پس با اشک

دست بر دامن توام، یا اشک!

اشک تنها چراغ این راه است

از مسیر درست آگاه است

دست خود را بده به دست چراغ

تا کبوتر شود دوباره کلاغ

تا پر و بال در حرم بزند

توی باب‌الرضا قدم بزند

شب بیست و نهم، چه مایوسی

تو که مثل کبوتر طوسی

گاه در پشت پنجره فولاد

گاه در کنج صحن گوهرشاد

دل تو سنگ مرمر حرم است

تا به اذن دخول، یک قدم است

السلام علیک! دل‌تنگم

ای بمیرم که مایه‌ی ننگم

ای بمیرم که زائرت نشدم

بیست و نُه روز شاعرت نشدم

به من خسته هم نگاهی کن

دل من را دوباره راهی کن

***

از وبلاگ شعر شاعر



موضوع : مناجات با خـدا، 
چهارشنبه 1394/04/24

مناجات با خدا-پایان ماه مبارک


رویِ دوشم كوله باری از گناهه آخدا

سرمو پائین گرفتم روم سیاهه آخدا

خودمم خسته شدم بس تو گناه پَرسه زدم

دستمو خودت بگیر پام لبِ چاهِ آخدا

هر كسی یه جور داره منو ازت دور می كنه

زندگیِ من بدونِ تو تباهِ آخدا

این شبا هر جا می رم بزمِ مناجات خونیه

مجلسِ دعا برام یه سر پناهِ آخدا

چند شبه میام ولی فرقی نكردم می دونم

چارۀ كارم فقط یه نیم نگاهِ آخدا

شبای آشتی كنون كم كم داره تموم می شه

آخرای دهۀ سوّمِ ماهِ آخدا

روزا تا تشنه می شم سلام می دم به اربابم

با یادِ امام حسین  دل رو به راهِ آخدا

منو جون به جون كنی به یادِ جون دادنشم

تویِ روضه هاش دلم تو قتله گاهِ آخدا



موضوع : مناجات با خـدا، 
چهارشنبه 1394/04/24

مناجات با خدا


از شرم گناه خسته حالی دارم

پر سوخته ام شکسته بالی دارم

پُرسی تو اگر ز من، چه داری گویم

چیزی که ندارم ، دست خالی دارم



موضوع : مناجات با خـدا، 
چهارشنبه 1394/04/24

مناجات با خدا-پایان ماه مبارک


این ثانیه های گذرا صبر ندارند

شبهای مناجات و دعا صبر ندارند

سستی نشود قاتل اوقات شریفت

هشدار که این ثانیه ها صبر ندارند

این قافله ی عشق به تندی گذران است

برخیز که مردان خدا صبر ندارند

رفتند رفیقان و به دلدار رسیدند

ای وای چه سازم شهدا صبر ندارند

آنانکه بریدند دل از عالم خاکی

یک ثانیه در سیر سما صبر ندارند

وقتی سخن از باده ی مستان وصال است

اهل عطش آباد لقا صبر ندارند

کو قبله ی دلهای خدا جوی سحرگاه

از هجر مگو اهل ولا صبر ندارند

با یار سفر کرده بگویید بیاید

ای یوسف دل اهل بکا صبر ندارند

لبریز شده کاسه ی صبر دل عشاق

مجنون صفتان تو شها صبر ندارند

تو اهل کرم هستی و گویند : کریمان

هنگام عنایت به گدا صبر ندارند

آنان که به یک جلوه ی دلدار بمیرند

دیدار گل فاطمه را صبر ندارند



موضوع : مناجات با خـدا، 
چهارشنبه 1394/04/24

مناجات با خدا


اگر درد، داری دوا می کنم

بیا حاجتت را روا می کنم

تو از من گریزیانی و باز من

تو را بنده ی خود صدا می کنم

اگر چه ز کار تو ناراضی ام

تو را باز از خود رضا می کنم

تو با من کنی قهر و من آشتی

تو کردی خطا من عطا می کنم

تو را خواندم اکنون که باز آمدی

کجا دست خالی رها می کنم

به کارت زدی بس گره های کور

مخور غم من از لطف وا می کنم

تو از من جدا گشته ای ورنه من

کجا از تو خود را جدا می کنم

تو مستوجب آتش دوزخی

من از اشک چشم ات حیا می کنم

مرنج از بلاها که من گاه گاه

نوازش تو را با بلا می کنم

زآلودگی تا که پاک ات کنم

تو را عاشق کربلا می کنم

به یک یا حسین و به یک قطره اشک

تو را پاک از هر خطا می کنم

جواب تو را گر نگویم جفاست

کجا من به عبدم جفا می کنم

طبیب و دوای تو «میثم» منم

مداوات با یک دعا می کنم



موضوع : مناجات با خـدا، 
سه شنبه 1394/04/23

محکومیت ساخت فیلم رستاخیز


جمعی قلم به دست ولی بی مطالعه

دارند کربلای تو تحریف میکنند

بی نور معرفت به هنر تکیه کرده اند

ازدید خویش راه تو تعریف میکنند

 

دارند با کمال جهالت که داشتند

اوصاف راه عشق به تحریر میکشند

باعینک نگاه به یک چهره ای قشنگ

انوار اهل بیت به تصویر میکشند

 

آن چهره ای که دیدن آن حاجت همه است

حتی تصورش شده خواب و خیال ما

حالا شبیه پوستر سینما شده

گردیده دست به دست میان موبایلها

 

هشدار میدهیم به درویش و هرغنی

راه حسین ریشه ی هر اعتقاد ماست

اسرار خلقت است نهفته در این قیام

راه رسیدن به خدا راه کربلاست

 

درقلب اهل بیت که نه یک صحابه هم

عشق مجاز راه ورودی نداشته

ام وهب که تازه مسلمان شده ببین

روی تعلق پسرش پا گذاشته

 

آیا برای جلب توجه به کار خویش

بی حرمتی به گفته ی تاریخ لازم است

قدری مرور کن سر فرصت به نقشها

این سن و سال اصغر و عباس و قاسم است

 

 بااحتیاط باید از این کوچه ها گذشت

شاید کمی شمیم محبت به ما رسید

معصوم گفته تا که نمیرند عاشقان

دستی زغیب پرده بر این ماجرا کشید

 

این چهارپاره ای که کمی دردنامه شد

با گفته ی امام زمان میکنم تمام

صبح و غروب گریه کنم یاد کربلا

تا روز رستخیز حسین روز انتقام



موضوع : هتک حرمت مقدسات، 
سه شنبه 1394/04/23

امام زمان(عج)-مناجات آخر ماه مبارک


به تنم بال و پر نمانده بیا

نفسم را اثر نمانده بیا

روزهایم بدونِ خورشیدند

در شبم یك قمر نمانده بیا

بسكه داغِ تو را به خود دارد

چیزی از این جگر نمانده بیا

آتشِ انتظار خاموش است

شوقِ وصلی دگر نمانده بیا

بس خرابی به بار آوردم

كه پُلی پشتِ سر نمانده بیا

از شب و روزهای ماهِ خدا

دو سه تا بیشتر نمانده بیا

یعنی امروز هم بدونِ تو رفت

چیزی از این سحر نمانده بیا

زودتر كربلا ببر ما را

صبر بر این سفر نمانده بیا



موضوع : مناجات فراق با امام زمان(عج)، 
سه شنبه 1394/04/23

پایان ماه مبارک رمضان


ماه خوب عاشقی دارد به پایان می رسد

لحظه ی تودیع مهماندار و مهمان می رسد

آسـمان چشـم های عاشـقان ابـری شده

مثل این سی شب دوباره بوی باران می رسد

پشت پایش از دو چشمم رودی از خون می رود

از هراس دوری اش دارد به لب جان می رسد

گوئیــا دیـروز بود این سـفره را انداختند

طرفة العینی گذشت و وقت هجران می رسد

با مجیر و با ابو حمزه چه حالی داشتیم

زود دارد افتتـاح ما به پـایـان می رسد

بی سـر و پـا آمدم ، حالا سراپـا ثروتم

آری آری بر فقیران لطف سلطان می رسد

مثل من بی آبرویی را به کویش راه داد

این فقط از خلق نیکوی کریمان می رسد

آنقَدَر بخشید از خیل گناه آلوده گان

تا که آوای فغــان از بند شیطان می رسد

تا به قدر ذره ای مژگـان من نمنـاک شد

دیدم از دریای رحمت موج غفران می رسد

تا که گفتم "بالحسین،العفو" ، دستم را گرفت

لطف او بر ما پس از ذکر "حسین جان" می رسد

هرشب اینجا پا به پای ما خدا هم روضه خواند

ناله ی واویلتا از عرش رحمان می رسد

**

در میان نهری از خون، جان زینب بی سلاح

چکمه پوشی سنگ دل با تیغ برّان می رسد

خواهرش بالای تل دارد تماشا می کند

مادرش با قدّ خم ، موی پریشان می رسد

کاش می شد زودتر از کربلا دورش کنند

دارد از صحرا صدای نعل اسبان می رسد

عطر سیب پیکرش گودال را پر کرد و بعد

بویی از پیراهن یوسف به کنعان می رسد

**

وعده ی مـا اربعیـن ، پای پیـاده از نجف

کربلا آغوش خود بگشا که مهمان می رسد

***

با تشکر از شاعر گرامی



موضوع : مناجات با خـدا، 

مناجات با خدا


جای آن است درِ رحمت تو باز شود

بنده ی غرق گناه تو سرافراز شود

این پرستوی به دامان گنه افتاده

پر و بالی زده آماده ی پرواز شود

ملک و حور به فرمان تو هورا بکشند

تا خجالت زده ای توبه ش احراز شود

آخر فصل گنه کاری این دل برسد

عشق بازی تو با بنده ات آغاز شود

مثل خورشید ، به روشندلی اش می بالد

آنکه با پرتویی از نور تو دمساز شود

معجز آسا دل حق در گرو توّاب است

چه عجب تائب اگر صاحب اعجاز شود

دم گرم و نفس پاک مسیحا گیرد

با منادی سحر هر که هم آواز شود

ای خوشا آنکه شهید غم دلدار شود

صاحب مرتبه ی عالی و ممتاز شود

سوره ی فتح چو از مکّه تلاوت گردد

در رکاب پسر فاطمه جانباز شود

ای خوشا آنکه دلش وقف دعای فرج است

با گل عشق خدا همدم و همراز شود



موضوع : مناجات با خـدا، 
سه شنبه 1394/04/23

مناجات با خدا


گنه کردی بیا می بخشمت گفتم که غفارم

تو با خود دشمنی کردی ولی من دوستت دارم

اگر من با تو بد بودم تو را دعوت نمیکردم

گشودم در که بر گردی ببینی لطف بسیارم

تو مهمان عزیزی بر من و من میزبان تو

چگونه میهمان نومید برگردد ز دربارم

ز بستر نیمه شب برخیز و اشکی ریز بر دامن

که با اشک شبت خاموش گردد شعلۀ نارم

تو آن عبدی که در گرداب جرم و معصیت غرقی

من آن ربم که باشد دم به دم لطف و کرم کارم

به جز نومیدی از عفوم ببخشم هر گناهی را

امید آور امید آور که من از یأس بیزام

عذاب و عفو باشد هر دو تحت اختیار من

توان سوزانمت اما به بخشیدن سزاوارم

تو دائم غافل و من آنی از تو نیستم غافل

تو خواب و من زلطف و مرحمت پیوسته بیدارم

به بازار محبت اشک باشد بهترین کالا

که هر یک قطره را با یک یم رحمت خریدارم

اگر فردا بپرسند از تو ای (میثم) چه آوردی

بگو دستم تهی اما محّب آل اطهارم



موضوع : مناجات با خـدا، 

شعر اخلاقی-اندرز-یتیم

 

ای روز تو حدیث شب تار ای یتیم

ای مبتلای غصه بسیار ای یتیم

رفتی ز یاد مردم بی درد جامعه

درد تو را نموده دل انکار ای یتیم

خون دل است رزق سحرگاهت آه آه

غربت توراست سفره ی افطار ای یتیم

شرم لباس کهنه ی تو می کشد تو را

پنهان شدی ز دیده ی انظار ای یتیم

در آرزوی مهر کریمانه ی پدر

هر شب نشسته چشم تو بیدار ای یتیم

در پیشگاه عشق ، گلی نازدانه ای

در پیشگاه خلق ، شدی خار ای یتیم

شکوه مکن ز مردم خودبین روزگار

دیدی اگر جفای دل آزار ای یتیم

عالم اسیر درد یتیمی است تا ظهور

تا لحظه ای که جلوه کند یار ای یتیم

از بی کسی چه باک اگر با صفا شوی

مهدی توراست یار و نگهدار ای یتیم

در این کویر عاطفه در این خزان مهر

جز او مجوی ، مومن و غمخوار ای یتیم

برخیز و با محبت ارباب بی کفن

دل را به دست فاطمه بسپار ای یتیم



موضوع : اخلاقی و اندرز، 
دوشنبه 1394/04/22

مناجات با خدا-روضه حضرت علی اصغر(ع)


هرکس برای توبه محکم نیت نداشت

اشک و دعای نیمه شبش کیفیت نداشت

شیطان ز شش جهت طرفم حمله میکند

یارب کمک عبادت من امنیت نداشت

من مستحق مغفرت اصلا نبوده ام

بخشید، چون برای خودش خوبیت نداشت

جان خودم که همت من عبد بودن است

اما چه سود نیت من فعلیت نداشت

آن عاشقی به قرب خدایش رسید که

کاری به کار جمعیت و کمیت نداشت

آن کثرتی خوش است که خلوت بیاورد

اهل سحر، کمیل علی جمعیت نداشت

افطار من به فکر فقیری نبود وای

خاکم به سر که روزه من ماهیت نداشت

دل را به سمت مقصد خوبی نمی برد

آن عالمی که جلوه ربانیت نداشت

با چند التماس دعا گیج میشود

در سیر خویش عابد اگر ظرفیت نداشت

در سرگذشت حر ریاحی برو ببین

صاحب نفس نمی شد اگر تربیت نداشت

مدیون گردگیری یار است این دلم

بین غبار آینه شفافیت نداشت

من با علی به بندگی ام فخر می کنم

که جز علی عبادت حق تولیت نداشت

در اصل کعبه تا به ابد ملک حیدر است

وقتی نجف به غیر خدا ملکیت نداشت

من بی حسین سوی خدا هم نمی روم

بی روضه ذکر و ادعیه جذابیت نداشت

**

کف می زدند دور و بر حرمله سپاه

شش ماهه را زدن به خدا تهنیت نداشت

رو زد حسین حرمله اما سه شعبه زد

این نانجیب ذره ای انسانیت نداشت



موضوع : مناجات با خـدا، حضرت علی اصغر(ع)، 
دوشنبه 1394/04/22

امیرالمومنین(ع)-مدح و مناجات


روزگارم با غلامى على سر می شود

هر که را دیدم على را دیده نوکر می شود

بنده زاده بنده اى دارم که دارد مثل من

چاکرى از چاکران کوى حیدر می شود

جاى آن دارد بگیرم حلقه دارش کنم

حلقه اى را که ز گوش بندگى در می شود

شان او را نه قلم کافى ست نه دفتر نه فهم

شان سلمانش فقط صدجلددفتر می شود

نفس مثل خیبر است و هیچکس فتاح نیست

فتح این قلعه فقط با دست حیدر می شود

یا که اول هست و آخر نیست یا بالعکس آن

این چه موجودى ست هم اول هم آخر می شود

از همینجا میشود فهمید-با مهر على-

عاقبت این عاقبتها خیر یا شر می شود

محضر یاد على و محضر "نادعلى"

هر که آدم میشود ازاین دو محضر می شود

ذات فیاض "امین الله" " امینى" پرور است

هر که شد خورشید ذاتا ذره پرور می شود

قدر زر را زرگر شناسد قدر زهرا را على

علتش این است داماد پیمبر می شود

بیشتر کار برادر را برادر میکند

حق بده پس باتو پیغمبر برادر می شود

کار خیر ما کنار حب تو میایستد

دوبرابر, سه برابر....صد برابر می شود

معجزات چشمهایت خلق صاحب معجزه ست

دلدل ات رد میشود سنگ همه زر می شود

تو میان خانه هم باشى همه ذبح تواند

تو به خیبر هم نیایى فتح خیبر می شود

هر یک از پیغمبران اول میاید محضرت

با تو بیعت میکند بعدا پیمبر می شود

دوستى از دوستان دوستان تو اگر

در جهنم هم که باشد آخرش در می شود

طفل خود را بر سر شانه نجف آورده ام

کودک است امروز, در آینده قنبر می شود

این زمین خاصیتش این است قیمت میدهد

سنگ را اینجا بیندازند گوهر می شود

زان طرف سنگ نشانى هم ندارد فاطمه

زین طرف دارد کف صحن تو مرمر می شود

"باز با....." نه , باز اینجا با کبوتر میپرد

شاه اینجا همنشین چند نوکر می شود

حال من چون حال بیماری است زیر دست تو

هر چه بدتر میشود انگار بهتر می شود....



موضوع : مدح و مناجات با امام علی(ع)، 
دوشنبه 1394/04/22

امام حسین(ع)-ماه مبارک رمضان


ماه مهمانی خدای حسین

توبه کردم به اتکای حسین

حتم دارم خدا نگاهم کرد

با دعای گره گشای حسین

می شود لحظه لحظهء این ماه

شامل حال ما دعای حسین

شک ندارم که توبهء ما را

می پذیرد خدا برای حسین

بی شک از رحمت خدا دور است

هر کسی نیست آشنای حسین

زندگی می فروشد و با آن

آبرو می خرد گدای حسین

قابل پیشکش ندارم هیچ

پدر و مادرم فدای حسین

به خدا که قیامتی کرده

در دل ما برو بیای حسین

هر زمانی که روزه می گیرم

بیشتر می کنم هوای حسین

این لب تشنه متصل کرده

روزه ام را به روضه های حسین

بی سبب نیست سفرهء افطار

می شود سفرهء عزای حسین

نیزه و تیغ بود و دشنه و تیر

محشری بود کربلای حسین

از دل خیمه تا لب گودال

خواهرش رفت پا به پای حسین

تکیه بر نیزهء غریبی داد

گریه می کرد نینوای حسین

نانجیبانه هلهله کردند

تا نیاید دگر صدای حسین

از مقابل سرش بریده نشد

سر بریدند از قفای حسین

وای از آن دم که ذوالجناح آمد

بی سوارش به خیمه های حسین

من بمیرم به خاطر خلخال

شد جسارت به بچه های حسین

رفت انگشت و بعد انگشتر

بعد از عمامه و عبای حسین

خرج صد روضه است تنهایی

قصهء تلخ بوریای حسین

آنقدر شأن و منزلت دارد

که خدا هست خونبهای حسین

تا قیامت به یاد می ماند

کی شود سرد ماجرای حسین

***

با تشکر از شاعر گرامی



موضوع : مناجات با خـدا، مدح و مناجات با امام حسین(ع)، 
یکشنبه 1394/04/21

مناجات با خدا


گر عذابم کنی، تو می‌دانی

ور عقابم کنی، تو می‌دانی

گر جوابم دهی، کرم کردی

ور جوابم کنی، تو می‌دانی

همه جا سایه‌ات بوَد به سرم

آفتابم کنی، تو می‌دانی

اگر آتش زنی تو و کرمت

وگر آبم کنی، تو می‌دانی

آب آلوده‌ام، خداوندا

گر گلابم کنی، تو می‌دانی

ریگ افتاده در ته جویم

دُرِّ نابم کنی، تو می‌دانی

ناامیدم کنی، امید منی

کامیابم کنی، تو می‌دانی

بپسندی کرامتت نازم

انتخابم کنی، تو می‌دانی

به سپهرم بری، تراب توام

یا ترابم کنی، تو می‌دانی

"میثمم" گر بسوزی‌ام، سوزم

ور کبـابم کنـی، تـو می‌دانـی



موضوع : مناجات با خـدا، 
یکشنبه 1394/04/21

مناجات با خدا


آه ای پناه هر دو عالم بی پناهم

آیینه ام اما اسیر دست آهم

چون بی ستون هر خانه شد, آوار گردد

بی یادتو خوردم زمین ای تکیه گاهم

گفتم درستش میکنم شد بدتر از قبل

در آمدم از چاله افتاده به چاهم

من بنده نفسم هر آنچه نفس خواهد

لافم شده هرچه خدا خواهد بخواهم

وقت گرفتاری فقط سوی تو آیم

شرمنده از این بندگی گاه گاهم

پیدا کن این گم گشته ی در آرزو را

چون سوزنی  افتاده در انبار کاهم

با نفس غارت شد دلم , آقا کمک کن

بیچاره و درمانده ای در بین راهم

گر سائل لطف تو باشم روسپیدم

گر پادشاهی بی تو باشم روسیاهم

دستم بگیر ای منتهای آرزوها

یا رب بده در خانه ارباب راهم

حتما درستش میکند  او بنده ات را

گر کربلا قسمت کنی بر این گدا هم



موضوع : مناجات با خـدا، 
یکشنبه 1394/04/21

مناجات با خدا


یارب دل اگر سیر در افلاك كند

جان را صدف گوهر لولاك كند

مگذار كه آلوده بمانم، بگذار

باران محبتت مرا پــاك كند



موضوع : مناجات با خـدا، 
یکشنبه 1394/04/21

مناجات با خدا


یک روز می رسد به خدا خوب می شوم

بیمارم و به طب شما خوب می شوم

تنها امید بنده ی عاصی نگاه توست

آخر به این امید و رجا خوب می شوم

از من دعا و از تو اجابت رسیدن است

در هر سحر به ذکر و دعا خوب می شوم

تنها سلاح عبد گنهکار گریه است

من با همین سلاح بکا خوب می شوم

دستان من به دامن جز تو دراز نیست

غیر از تو رو زنم به کجا خوب می شوم؟

هر بار با گناه و خطا می خورم زمین

فورا به لطف آل عبا خوب می شوم

وقتی میان سینه ی من حب مرتضی است

پس با هزار جرم و خطا خوب می شوم

گیرم که هیچ کس گره ام وا نمی کند

من می روم امام رضا خوب می شوم

بیمار،هر که شد به شفاخانه می رود

یک کربلا روم به خدا خوب می شوم

من کربلا نرفته ام اما ز دیدن

عکس ضریح کرب و بلا خوب می شوم

از خوان سیدالشهدا رزق می خورم

با لطف سیدالشهدا خوب می شوم

خود را همه اش به روضه ی ارباب می کشم

در بین این حسینیه ها خوب می شوم

کنج خرابه دخترکی ناله زد پدر

یک شب به این خرابه بیا...خوب می شوم

پهلوم با نفس زدنم تیر می کشد

عمرم بگو سر آمده یا خوب می شوم؟

***

با تشکر از شاعر گرامی



موضوع : مناجات با خـدا، 

مناجات با خدا


حسبی الله ، خدا ما را بس

نیمه شب ، شهد لقا ما را بس

چشم پوشیم به روی دو جهان

میل دیدار خدا ما را بس

شب این عمر عجب یلدایی است

سحری فیض دعا ما را بس

یا رب از دولت پر شوکت دوست

گوشه چشمی به گدا ما را بس

اهل دنیا به زمین خوش باشید

هر سحر سیر سما ما را بس

ما گذشتیم ز خضر و ظلمات

اشک این آب بقا ما را بس

دم افطار کمی تربت یار

روی دستان صبا ما را بس

سر هر سفره نشستن نتوان

محفل اهل ولا ما را بس

ره نداریم سر کوی کسی

بودن با شهدا ما را بس

آن شهیدان که به خون می گفتند :

هوس کرب و بلا ما را بس

سوختند ، آب شدند و گفتند :

عطر یار ، ای رفقا ما را بس

بی نشانیم پی خیمه ی یار

مهدی آل عبا ما را بس



موضوع : مناجات با خـدا، 

مناجات با خدا


با کثرت معاصی از سر گذشته آبم

نه تاب دوری از تو، نه طاقت عذابم

لبریز تر ز دریا سوزان تر از کویرم

آواره تر ز امواج، خالی تر از حبابم

گر قطره ام بخوانی با بحر همنشینم

گر ذره ام بخوانی در چشم آفتابم

من از تو می گریزم تو می کشی به سویت

از بس  که مهربانی عبدت کنی خطابم

من با تو قهر کردم تو می کنی رفاقت

یاللعجب ندانم بیدار یا که خوابم

اُدْعونی استجب را هم خوانده هم شنیدم

نه من جواب دادم نه تو کنی جوابم

من بندة بد تو، تو آن خدای خوبی

کز لطف بی حسابت آسان کنی حسابم

پیری زپا فکند و از دست رفت عمرم

شرمنده تا قیامت از دورة شبابم

اشکم روان زدیده آهم درون سینه

این اشک و آه کرده مانند شمع آبم

گفتم به اشک توبه شویم گناه خود را

دیدم که از گناهم بدتر بود صوابم

"میثم" به عذر خواهی دارد دو هدیه با خود

آه است شاخه گل، اشکم بود گلابم



موضوع : مناجات با خـدا، 

مناجات با خدا


مرا ببخش ای خدای من

تویی یگانه دوای من

تجلّیِ غصه های من

توی همیشه نوای من

الهی الغوثُ الاَمان

به کوی عفوت نشسته ام

من از فراق تو خسته ام

به عشق مولای عارفان

دخیل حیدر ببسته ام

الهی الغوثُ الاَمان

تو آگهی از نهان من

که خانه ات شد جنان من

منم منم میهمان تو

تویی تویی میزبان من

الهی الغوثُ الاَمان

به رحمت واسعه حسین

به سوز و آوای زینبین

بیا و بگذر از این گدا

به مجتبی نور هر دو عین

الهی الغوثُ الاَمان

بیا و پاکم کن ای خدا

تو سینه چاکم کن ای خدا

ز غصّه ی قصّه ی فدک

مدینه خاکم کن ای خدا

الهی الغوثُ الاَمان

من آمدم رو سیه ولی

به سینه دارم غم علی

به عشق پاک علی نما

دل سیا هم تو منجلی

الهی الغوثُ الاَمان

الا به رویم گشوده در

مرا ببخش و مرا ببر

در این  غم و غصه ی یا علی

به جان زهرا  مرا بخر

الهی الغوثُ الاَمان

به آن سری که ز کین شکست

به پهلویی که به خون نشست

به آن دو دستی که دشمنش

به ریسمان جفا ببست

الهی الغوثُ الاَمان

به شاه بی غسل و بی کفن

به کودکان دور از وطن

بیا و حق علی دگر

نما قبولم خونین بدن

الهی الغوثُ الاَمان



موضوع : مناجات با خـدا، 
شنبه 1394/04/20

غزل اخلاقی


دل من! در هوای مولا باش

یار بی‌ادعای مولا باش

گر نشد یاورش شوی همه عمر

گاه گاهی برای مولا باش

به گدایی تو هر کجا رفتی

یک سحر هم گدای مولا باش

دست من! دست‌گیر مردم باش

پینه‌ی دست‌های مولا باش

پهن کن سفره‌ای برای یتیم

مستمند دعای مولا باش

پا به پایش اگر نشد بروی

لاأقل ردپای مولا باش

جان من! تا که در بدن هستی

باش اما فدای مولا باش

بندگی کن به راه و رسم علی

عبد! عبد خدای مولا باش

ای نَفَس! می‌روی به سینه برو

چون برآیی صدای مولا باش

از یمن، از دمشق و غزه بگو

شیعه‌ی زخم‌های مولا باش

خار در چشم‌های مولا بود

چشم من! در عزای مولا باش...



موضوع : مناجات با خـدا، اخلاقی و اندرز، 

مناجات با خدا


یک قطره اشک شرم مرا "یم" حساب کرد

کوثر حساب کرد، و زمزم حساب کرد

آه یکى گرفت ،به پاى همه نوشت

ما باهم آمدیم که با هم حساب کرد

با این خدا هر آنکه طرف شد ضرر نکرد

یک دم صدا زدیم, دمادم حساب کرد

پیش کریم ، دست به جیبم نمیبرم

خرج من است، کیسه حاتم حساب کرد

کارم اگر نداشت پس اینجا چه میکنم؟!

منت سرم گذاشت مرا هم حساب کرد

مقصد عبودیت که نباشد، نمیشود

حتى روى عبادت بلعم حساب کرد

معلوم بود آبرویم را نمیبرد

از اولش گناه مرا کم حساب کرد

اول بنا نداشت حسابم کند ولى

وقتى که دید فاطمه دارم، حساب کرد

ما را اگر خدا نخرد، میخرد على

باید به روى شاه دو عالم حساب کرد

این گریه قابلیت غفران نداشت که...

پس روى گریه هاى محرم حساب کرد

فرمود "بالحسین" بگو،گفتم و خرید

یعنى مرا دومرتبه آدم حساب کرد

چیزى نمانده بود که بیرونمان کنند

ممنون حیدریم که درهم حساب کرد



موضوع : مناجات با خـدا، 

تقدیم به شهدای غواص


تا آفتاب عاشقی تابید...پیدا شد

یك شب صد و هفتاد تا خورشید پیدا شد

  دنبال پوتینی،پلاكی،چفیه ای بودند

از لابلای خاك مروارید پیدا شد

شكر خدا كه در میان این همه ظلمت

در آسمان ما هلال عید پیدا شد

چون حلق اسماعیل عطشان بود باورها

یكباره زمزم زیر پا جوشید،پیدا شد

از پای ما با دست بسته بند وا كردند

 در ناامیدیمان بسی امید پیدا شد

در عمق قرآن بسكه می رفتند غواصان

 وقت ادای نامشان تجوید پیدا شد

پیدا نمی شد هرچه میگفتیم"یازهرا"

اما همینكه"یا علی"گفتید... پیدا شد



موضوع : شهدا و دفاع مقدس، 
پنجشنبه 1394/04/18

مناجات با خدا-شب قدر


بازم شب قدره و بیقراری

غلْط میخوره رو گونه های خیسم

بازم شب قدره و حاجتام و

یکی یکی با گریه می نویسم

 

حاجتایی که نزدیک یه ساله

تو خاطرم مرور میشه همیشه

ولی تموم حاجتای عمرم

اندازه یه حاجتم نمیشه

 

حاجتم اینه آقام و ببینم

کاشکی که آرزو به دل نمونم

دوس دارم از خجالتش در بیام

خدا کنه ازش خجل نمونم

 

بازم شب قدره و جات خالیه

فقط غمه که جات و پُر میکنه

فقط نگاه مهربون توئه

که این دل سنگیم و در میکنه

 

باز شب قدره و خودم میدونم

که قَدرت و نمیدونم آقاجون

من امشب اومدم بگم که دیگه

پشیمونم پشیمونم آقاجون

 

تو جامعه کبیره خوندم این و

لطف خدا بسته به لطفتونه

اگه تو از گناه من بگذری

دیگه خدا من و نمی سوزونه

 

کِی میشه از کعبه خبر بیاد و

صدا اذونت بپیچه تو گوشم

برای انتقام بریم مدینه

کنار تو لباس رزم بپوشم

 

نمیدونم کوفه ای یا کربلا

نمیدونم کجا عزا گرفتی

به یادمون باش آقا هر کجا که

به آسمون دست دعا گرفتی



موضوع : مناجات با خـدا، 
پنجشنبه 1394/04/18

امیرالمومنین(ع)-بعد از شهادت


جای مناجات سحرهای تو خالی

محراب تنها مانده و جای تو خالی

امشب برای گریه کردن بر مزارت

ای مرد تنها جای زهرای تو خالی

امشب میان سفرهء ایتام کوفه

خالیست جای نان و خرمای تو خالی

حتی میان چاه بی همراه کوفه

جای طنین درد دلهای تو خالی

امشب سحر با یاد مادر بعد سی سال

بر قلب من جای تسلای تو خالی

گیرم که امشب را به نحوی صبر کردم

در پیش زینب جای فردای تو خالی

امشب خلاصه هر کجای کوفه گشتیم

دیدیم کوفه جای مولای تو خالی

او رفت و بعدش یاد او ماند و دل ما

بغض گلوگیر علی شد حاصل ما

کوفه زمین را بر سرم آوار کردی

شام مرا چون شام حیدر تار کردی

اوهر چه خوبی کرد در حق تو اما

تو در عوض ظلم و جفا بسیار کردی

او حق ایتام تو را پرداخت اما

حق علی را خوردی و انکار کردی

در ظلم بی حد ، دیدهء عالم ندیده

کاری که تو با حیدر کرار کردی

اما علی ممنون شد از تو چون که با مرگ

او را جدا از غصهء مسمار کردی

او را به پاس لطفهای بی شمارش

با فرق خونین میهمان یار کردی

دفن شبانه عادت این خانواده است

کوفه تو هم تاریخ را تکرار کردی

شد بدرقه از سوی فرزندان یکایک

تابوت حیدر رفت بر دوش ملائک

شبهای دوری از علی دور و دراز است

سهم دل زینب فقط سوز و گداز است

آن کیسه ، سهم الارث مولانا حسن شد

بعد از شهادت هم علی مسکین نواز است

باشد بلند آوای مظلومیت او

این نخلهای کوفه تا در احتزاز است

جا دارد از غصه همه عالم بمیرند

گفتند حیدر هم مگر اهل نماز است

آن ظلم هایی که به زهرا و علی شد

پرونده اش تا روز محشر باز باز است

از بس به گوش چاه کوفه روضه خوانده

هر روز، کار چاه کوفه سوز و ساز است

مولای ما با خود به زیر خاک ها برد

آن سینۀ تنگی که مالامال راز است

درد دل آل علی درمان ندارد

رنج و غم این خاندان پایان ندارد

***

با تشکر از شاعر گرامی



موضوع : بعد از شهادت امام علی(ع)، 
پنجشنبه 1394/04/18

مناجات با خدا


خدایا رسیدم به درگاه تو

رسیدم به پابوسی ماه تو

تو هستی نگهدار من دائماً

منم عبد فصلی و گه گاه تو

تو هستی همانی که می خواستیم

ولی ما نبودیم دلخواه تو

تو بودی به هر جا صدایت زدم

ولی من نبودم به همراه تو

تو با ما همه جوره راه آمدی

ولی ما نرفتیم در راه تو

در این چند روزی که رفته فقط

منم مورد خشم و اکراه تو

من و اُنس با یاد تو روز و شب

من و نام زیبای الله تو

تمامی ترس من این نکته است

که روزی نگیرد مرا آه تو

تو را خواندم و می کشم آه آه

تو هم یاد فرما مرا گاه گاه

ذلیل و حقیر و گرفتار من

همان مجرم رفته بر دار من

صفای دل و سایه سر خدا

همان بد زبان عبد دربار من

قوی و غنی و طلبکار تو

ضعیف و فقیر و بدهکار من

دعا تو شفا تو پرستار تو

همیشه پریشان و بیمار من

همیشه تو هستی صدا می زنی

همیشه تو صد بار و یک بار من

به پای دلم چشم بیدار تو

برای گنه مانده بیمار من

خداوند تواب و ستار تو

ولی عبد در حال تکرار من

حیا تو وفا تو هوادار تو

ولی بی حیایی بسیار من

تحمل خدا و تغافل خدا

و آن عبد انگار نه انگار من

تو بنده نواز و تو آغوش باز

سر افکنده و عبد فرّار من

اگر این همه بد شدم من ، درست

خدایا خلاصه امیدم به توست

***

با تشکر از شاعر گرامی



موضوع : مناجات با خـدا، 
پنجشنبه 1394/04/18

مناجات با خدا-شب قدر


باز هم بنده ی تو گریه کنان می آید

بر من این دوریِ آقام گران می آید

همه جا جار زدم صاحبمان می آید

ای أجل صبر کن امّید جهان می آید

آخرش یار سفر کرده می آید از راه

آید از راه شبی منتقم ثارالله

یارب العفو که این بنده ی فرّار آمد

از گنه خسته شد و بر در تو زار آمد

شب قدر است ببین عبد گنهکار آمد

عاشق و در به در حیدر کرار آمد

ای خدا با همه ی جرم و خطا آمده ام

به امید کرم و لطف و عطا آمده ام

معصیت آخرِ سر نان مرا آجر کرد

باید امشب به برت توبه ای همچون حُر کرد

نام حیدر صدف سینه ی ما را دُر کرد

رحمت واسعه اش ظرف مرا هم پر کرد

امشبی را خودِ الله عزادار علیست

هرکه را می نگرم بنده ی دربار علیست

سر او تا دمِ ابرو چه به هم ریخته است

چشمهایش شده کم سو چه به هم ریخته است

دلش از خاطره ی کوچه به هم ریخته است

یاد خونابه ی پهلو چه به هم ریخته است

فکر و ذکرش دم آخر شده زهرای بتول

شکوه ها می برد از امت خود پیش رسول

درد و دل با پسرش کرد دم آخر خود

کربلا جان تو و زینب غم پرور خود

قتلگه دور کن او را تو ز دور و بر خود

و بگو خوب ببندد گره معجر خود

کوفیان در دلشان کینه ی من را دارند

بعد تو شمر و سنان رو به حرم می آرند

***

با تشکر از شاعر گرامی



موضوع : مناجات با خـدا، 


( کل صحن های حسینیه : 352 )    1   2   3   4   5   6   7   ...   


درباره حسینیه


به پایگاه فرهنگی هیات «مکتب الشهداء تهرانسر» خوش آمدید
×××
برای ارتباط با ما می توانید از طریق آدرس motallebi64@gmail.com اقدام فرمایید

آدرس پایگاه اطلاع رسانی هیات مکتب الشهداء-تهرانسر:
maktab-shohada.mihanblog.com
×××
هر کس که مقرب است در فکر بلاست
آواره شدن قاعده ی عشق خداست
"مهدی مطلبی"پرید اما باز
در صحن "حسینیه" ی او "روضه"بپاست

مدیر وبلاگ : شاهد
آمار زائرین حسینیه
  • زائرین امروز :
  • زائرین دیروز :
  • زائرین این ماه :
  • زائرین ماه قبل :
  • کل زائرین :
  • تعداد کل اشعار :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
پایگاه های مدح و مرثیه
لوگوها

 پایگاه تخصصی مدح و مرثیه

 پایگاه تخصصی روضه و مقتل

 پایگاه نوحه و سبک های مداحی

کتاب موبایل حسینیه-مدح و مرثیه

 پایگاه اطلاع رسانی هیات مکتب الشهداء-تهرانسر

 کارگاه مجازی شعر آیینی حسینیه

 اشعار استاد علی اکبر لطیفیان

 قرارگاه-پایگاه فرهنگی هیئت مکتب الشهداء
پایگاه مرجع و جامع محصولات و تولیدات دفاع از دستاوردهای هسته‌ای