حسینیه پایگاه تخصصی مدح و مرثیه
جهت دسترسی آسان به اشعار مورد نظر، از فهرست موضوعات استفاده کنید
موضوعات اشعار
یکشنبه 1396/02/17

حضرت علی اکبر(ع)-مدح و ولادت


ای علی اکبر امام حسین

شبه پیغمبر امام حسین

مصحف زرنگار وحی خدا

سوره ی سجده دار وحی خدا

شاه و مولای واجب التعظیم

ماه سیمای واجب التعظیم

شور شیدایی شب شیعه

ذکر تکبیر بر لب شیعه

بال زرّین پر حسین سلام

اولین حیدر حسین سلام

با تو دل پُر زِ عشق حیدر شد

لبم از نام تو معطر شد

آمدی و گدای اصغر تو

ز قدومت گدای اکبر شد

ای دلارآی مادر لیلا

وی تمنای عالم بالا

تو شدی ماورای درک عقول

ناطقاً منطقاً شبیه رسول

شبه پیغمبر حسین سلام

علیِ اکبرِ حسین سلام

هر چه مدح ترا کنیم کم است

جان برایت فدا کنیم کم است

تو جمال و جلال حق هستی

وجه در اعتدال حق هستی

ای که مداح حضرتت مولاست

حرف تو حرف اولیای خداست

چون شبیه نبی شدی تمجید

سخنت وحی بوده بی تردید

یا علیِّ بن عالی اعلاء

السلام یا بن سید الشهداء

ای نبی سیرت تمام عیار

مرتضی مثل و فاطمه آثار

تو چو پیغمبر آفریده شدی

نور بودی زِ قدس دیده شدی

نور بودی میانه ی شب ها

سایه سارت پناه زینب ها

مثل عباس در رکاب حسین

قمر اَستی و ماهتاب حسین

نورالانوار، فوق نور سلام

ای اذان پر از حضور سلام

علی ای مظهر صفات خدا

ای صدای اذان عاشورا

با اذانت، اذان اقامه شده

یاد پیغمبران اقامه شده

با اذانت حسین روح گرفت

عرصه ی کربلا شکوه گرفت

کربلا؛ ای موذن مولا

در دل دشمنان؛ قسم بخدا

از اذان تو ولوله افتاد

لرزه بر جان حرمله افتاد

ای علی اکبر حسین صفات

بر تو و بر اذان تو صلوات

. . .

کربلا عرصه ی جلال تو بود

عرصه ی جلوه ی جمال تو بود

تا ابد افتخار خوابیدن

زیر پای حسین مال تو بود

در صف لشگر کوفه هر یل که

وجهه ای داشت پایمال تو بود

در تلاش مکیدن لب یار

العطش گفتنت کمال تو بود

به لبان حسین بوسه زدی

آه این آخرین مجال تو بود

ارباً اربا شدی برای پدر

پدرت هم قتیل حال تو بود

تا کنار تن تو زینب دید

پدرت عازم وصال تو بود

دست خود را به سمت معجر برد

فکر مردن حسین از سر برد



موضوع : ولادت حضرت علی اکبر(ع)، 

حضرت علی اکبر(ع)-مدح و ولادت


از کوی صفا بوی وصال آمده امشب

زیبا صنمی ماه جمال آمده امشب

پیچیده به شهر نبوی عطر  محمد(ص)

بر چشمه ی جان آب زلال آمده امشب

میلاد همایون علی بن حسین است

جانانه ببین با چه جلال آمده امشب

بر اهل ادب میرسد از غیب بشارت

خوش باش شب دفع ملال آمده امشب

از پرده برون گشته به شعبان مه لیلا

به به چه درخشنده هلال آمده امشب

ای سایه نشینان لوای علی اکبر

بر مجلستان حسن و کمال آمده امشب

مرغ دل یاران همه در جشن ولادت

چون طبع «کلامی» به مقال آمده امشب



موضوع : ولادت حضرت علی اکبر(ع)، 
یکشنبه 1396/02/17

حضرت علی اکبر(ع)-مدح و ولادت

 

امشب سخن ز جام میِ ناب میکنم

کی اعتنا به صورت مهتاب میکنم

نذر قدوم یوسف لیلائی حسین

خود را ذبیح خانۀ ارباب میکنم



موضوع : ولادت حضرت علی اکبر(ع)، 

حضرت علی اکبر(ع)-مدح


ای که بر روشنای چهره‌ی خود نور پیغمبر سحر داری

نوری از آفتاب روشن‌تر رویی از ماه خوب‌تر داری

تو کدامین گلی که دیدن تو صلواتی محمدی دارد

چقدر بر بهشت چهره‌ی خود رنگ و بوی پیامبر داری

هجرتت از مدینه شد آغاز کربلا شاهد سلوک تو بود

کوفه چون شام ماند مبهوتت تا کجاها سر سفر داری

باوری سرخ بود و جاری شد «اَوَلَسْنا عَلَی الحَق» از لب تو

چه غرور آفرین و بشکوه است مقصدی که تو در نظر داری

با لب تشنه بودی و می‌سوخت در تف کربلا پر جبریل

وقت معراج شد چه معراجی، ای که از زخم بال و پر داری

از میان تمام اهل جهان عرش پایین پا نصیب تو شد

عشق می‌داند و جنون که چقدر شوق پابوسی پدر داری

شوق پابوسی تو را داریم حسرت آن ضریح شش‌گوشه

گوشه‌چشمی، عنایتی، لطفی، تو که از حال ما خبر داری

در مدیح تو از مدایح تو یا علی هر چه بیشتر گفتیم

با نگاهی پر از عطش دیدیم حُسن ناگفته بیشتر داری



موضوع : حضرت علی اكبر(ع)، ولادت حضرت علی اکبر(ع)، 
یکشنبه 1396/02/17

حضرت علی اکبر(ع)-مدح


خورشید می بوسد سر زلف سیاهت را

آیینه دارد آرزو طرز نگاهت را

از آسمان سمت زمین هر شب بیاید ماه

رخصت بگیرد بوسه از رخسار ماهت را

ای از تبار آینه ، آیینه دارت ماه

خورشید می نوشد مناجات پگاهت را

با تو زمین دارد هوای روز بعثت را

چشم جهان هرگز ندیده این شباهت را

آیینه ی روی نبی از عرش می آید

یعنی زمین آغوش واکُن تکیه گاهت را

**

شمشیرها در کربلا آغوش وا کردند

افسوس ای عرش خدا پشت و پناهت را ...



موضوع : ولادت حضرت علی اکبر(ع)، 
یکشنبه 1396/02/17

حضرت علی اکبر(ع)-مدح و ولادت


دریا شُدی حسین گُوهَر در بیاوَرَد

طوبیٰ شدی که عشق ثَمَر در بیاوَرَد

یا آسمان که شمس و قمر در بیاوَرَد

از رازِ چشمهای تو سر در بیاوَرَد

امشب زِ خنده های تو پَر در بیاوَرَد

سر تا به پا حسن شده ، پا تا به سر حُسین

از هر طرف پیمبری از هر نظر حسُین

با برگ و بار و رویِ تو شد باروَر حُسین

شیرین تر از عسل شده ای تا مگر حُسین

با بوسه از لبِ تو شکر در بیاوَرَد

جبریل آمده به سلام ِشما رِسَد

شاید به فیضِ حَضِ کلامِ شما رِسَد

جایی نداشت تا سرِ بامِ شما رِسَد

خواهد اگر به پایِ غلامِ شما رِسَد

باید که چند بالِ دگر در بیاوَرَد

محرابِ اَبروانِ تو شد قتلگاهِ ما

شد مُشتَبه زِ قبله به میخانه راهِ ما

ای بهتر از هزار یقین اشتباهِ ما

در دستِ چشمِ توست تمامِ صَلاحِ ما

تا جانِ ما به نیم نظر در بیاوَرَد

پیغمبرانه خَلقاً و خُلقاً فقط تویی

اعجازِ بیت های مُطَنطَن فقط تویی

طوفانِ تند بادِ تَهَمتَن فقط تویی

کابوسِ سختِ زَهره یِ دشمن فقط تویی

تیغت کجاست تا که جگر در بیاوَرَد

تفریح میکنی به همین تار و مار ها

بگذار تا کمی بنشیند غُبار ها

تا بنگرم که پُر شده خاک از مزارها

پیچیده است ناله ی شان اَلفَرار ها

حیدر رسیده است پدر در بیاوَرَد

ای در سُرادِقاتِ الٰهی مَحافِلَت

سجّاده یِ حسین شکوهِ نوافِلَت

ای جلوه یِ جمالی اش اخلاقِ کامِلَت

ای جذبه یِ جلالِ خدا در حَمایِلَت

از ما نگاه توست که زَر در بیاوَرَد

از پُشتِ در ببین که گدا سر به شانه است

از پُشتِ در ببین که بهانه اِعانه است

از پشتِ در ببین که گدایی بهانه است

در غیبتِ پدر پسر آقایِ خانه است

ارباب دستِ معجزه گر در بیاوَرَد

عرشی شدیم با نفسِ جاودانه ات

با بویِ سیبِ زمزمه هایِ شبانه ات

از اشک هایِ نیمه شبِ عاشقانه ات

تو در دعا و دامنِ تو بینِ خانه ات

صدها شکوفه وقتِ سحر در بیاوَرَد

ما را که کُشته کربُبَلایت هنوز هم

ما را به خون نشانده صدایَت هنوز هم

پایینِ پا فقط شده جایَت هنوز هم

ارباب زاده ای و گدایَت هنوز هم

سر را گرفته است که بر در بیاوَرَد



موضوع : ولادت حضرت علی اکبر(ع)، 
یکشنبه 1396/02/17

حضرت علی اکبر(ع)-مدح و ولادت


سحر آمد كبوتریم همه

اكثراً ناز میخریم همه

عاشقی دردسر كشیدن داشت

غالباً ما گِران سَریم همه

به گریبانِ ما نگاه مكن

جامه از شوق میدریم همه

به پدر مادرِ تو مدیونیم

رعیت هستیم ، نوكریم همه

كُنهِ الله اكبرید شما

ما گدایان اكبریم همه

بردن نام تو طَرَب دارد

گر نمیرد كسی عجب دارد

سَلَّم الله لطف دستانت

كَثَّر الله لقمه نانت

عَوَضم کرد گوشه ى چشمت

طَیِّب الله بر دو چشمانت

من و غیر از شما مَعاذَ الله

قَدَّسَ الله عشقِ سوزانت

هرچه میخواستم دو چندان داد

نَوَّرَ الله بِیت احسانت

بَسكه مَمْسوسِ ذات، جلوه شدی

قُل هو الله شد غزل خوانت

حضرت مرتبط بذاتُ الله

اَشهد اَنّك صِراطُ الله

وَ فَدَیْناه جُرعه نوشِ دَمت

و اِذا الشّمس میدهد قَسَمَت

ما به إِنَّ اصْطَفا گرفتاریم

مصطفی هم به اَبروانِ خَمَت

بی جهت نیست جلوه یِ حَسَنیت

مجتباییست سفرهِ ى كَرَمت

خوش اذان حسین ، والِه شد

مأذنه زیرِ سایه ى علمت

ما عَرَفناكَ حَقَّ مَعرِفَتِك

هرچه گوییم باز هست كَمت

اى وَرا از سخن علی اكبر

همه ى پنج تن علی اكبر

در نگاهت شراب ریخته اند

جَذبۀ مستجاب ریخته اند

دورِ میخانه ى لَبت چِقَدَر

مستِ خانه خراب ریخته اند

خون ما را به پای خوب كسی

بی سوال و جواب ریخته اند

زیر سجّاده ى نمازِ شبِ ...

تو زِبَرجدّ ناب ریخته اند

كیست غیر تو این همه حیدر

در رَگت بوتراب ریخته اند

ای جلالت تمام قد زهرا

خنده های تو مى شود زهرا

كوثر آوارۀ تو، زمزم هم

عِیش بیچارۀ تو شد، غم هم

همه دورِ سرِ تو می گردند

نوح و هود و خلیل ، آدم هم

بی تو یك دَم نمیتوانم ، نه

نه ، اضافیست بی تو یك دَم ، هم

لیلة القدرِ ما ولادت توست

روضه ى هشتمِ محرّم هم

مستِ تو، هم حسین، هم زینب

عاشق تو، خودِ خدا هم، هم

كربلا نام توست سرتاسر

مست پایینِ پاست، بالا سر

نَفحِۀ نابِ نوبهارى تو

ما كویریم، تا بِبارى تو

یك بنى هاشمند در طلبت

كُشته مُردۀ زیاد دارى تو

اسدُ الله زاده اى حتماً

یِكّه تازى و تكسوارى تو

ابرویت ،گیسویت، لبت، چشمت

صاحب چند ذوالفقاری تو

اَوَلَسْنا عَلَی الْحَقَت میگفت

صاحب منبر ِقصاری تو

نوكرىِ تو شد نشانىِ ما

اى به قربانِ تو جوانى ما

از لبت آبشار، بوسه گرفت

پدرى بی قرار، بوسه گرفت

عمه ات با نواىِ لالایی

از تو در گاهوار، بوسه گرفت

عطشِ كامِ تو بهانه شد و

لبت از كامِ یار بوسه گرفت

دیدی آخر سَرَت نظر خوردی

از تنت نیزه دار بوسه گرفت

ارباً اربا شدن بدین معناست

نیزه اش چندبار بوسه گرفت

دست و پایى زدی دلی خون شد

عمه از خیمه گاه بیرون شد

مرغِ بِسْمِل بدونِ پر سخت است

گریه ى دیدگانِ تر سخت است

دیدن دست و پا زدن هایت

وسط اینهمه نظر سخت است

دیدنِ شاه بر روى زانو

به تو سوگند، بیشتر سخت است

بین این خنده ها و هلهله ها

ولدی گفتنِ پدر سخت است

پیش چشمِ پدر به روی زمین

تنِ پاشیده ى پسر سخت است

از بنی هاشم او عبا میخواست

پیرمردی غمین، عصا میخواست



موضوع : ولادت حضرت علی اکبر(ع)، 
یکشنبه 1396/02/17

حضرت علی اکبر(ع)-مدح و ولادت


شاه امروز آفریده شاهکار دیگری

احتیاجی نیست بعد از این به یار دیگری

لشکر ارباب میگیرد وقار دیگری

مرتضی باید بسازد ذوالفقار دیگری

بیشتر امشب شب خوشحالی سقا شده

چونکه حالا یک نفر مثل خودش پیدا شده

او برای زینب کبری رکاب آورده است

عمه زینب هم برای او نقاب آورده است

هدیه ای را هم برایش بوتراب آورده است

مرکبی در شان پیغمبر....عقاب آورده است

نیست جایی خوش قدو بالاتر از این آینه

ام لیلا تکیه زد بر جایگاه آمنه

از فراز خانه اش نور کرامت می گذشت

قدر او که هیچ قدش از قیامت می گذشت

غرق در ذات خدا بود از علامت می گذشت

بود در شانش ولیکن از امامت می گذشت

شیر دارد بی امان با شیر بازی می کند

تا که اکبر با عمو شمشیر بازی می کند

پهن کرد از دست خود بر خواهرش سجاده ای

بعد پیغمبر به او دل داده هر دل داده ای

ای فقیران سفره  دارد ، سفرۀ آماده ای

اوست آقا زاده ام آن هم چه آقا زاده ای

در مقام او جهانی بانگِ یا هو می زند

وقت مدحش ناصرالدین شاه  زانو می زند

وقت معراجش رسول و وقت خیبر مرتضی

بین خانه چون پیمبر ؛ بین لشکر مرتضی

سر ، رسول الله هست و هست پیکر مرتضی

نیمی از پیکر نبی و نیم دیگر مرتضی

دست هایش چون که بر هم سخت محکم می شود

باز هم عید غدیر خم مجسم می شود

مثل مادر آسمان ها را تماشا میکند

آسمان در گیسویش خورشید پیدا می کند

کیست این آقا که ما را نیز آقا می کند

خواهر کوچکترش هم کار زهرا می کند

صاحب بالاترین عنوان و منصب می شود

شانه ی او تکیه گاه عمه زینب می شود

کعبه از شش گوشۀ ارباب کم می آورد

نام او افلاک را زیر قدم می آورد

صحبت از شش گوشه شد ؛حرفی که غم می آورد

باز هم دارد مرا سمت حرم می آورد

هرچه باداباد من این روزها لیلایی ام

هرکه جایی را پسندد من که پایین پایی ام

مرهمی بعد از تو بر داغ پدر پیدا نشد

خواست برخیزد حسین بن علی از جا نشد

خواست جسمت را بگیرد در بغل اما نشد

آخرش هم پیکر تو در عبایش جا نشد

داد زد بابای پیرت ، آه زینب ، اکبرم..

ای جوانان بنی هاشم بیایید از حرم



موضوع : ولادت حضرت علی اکبر(ع)، 
یکشنبه 1396/02/17

حضرت علی اکبر(ع)-مدح


صوت نبوی‌ست جاری از هر سخنش

صد یوسف مصر، خفته در پیرهنش

در شهر، کرمخانه‌ی او شهره شده ست

این است که خوانده اند، ابن الحسنش



موضوع : حضرت علی اكبر(ع)، ولادت حضرت علی اکبر(ع)، 

حضرت علی اکبر(ع)-مدح


فروغ چهره خوبان، شعاع طلعت توست

کمال حُسن تو، مدیون این ملاحت توست

به خَلق و خُلقِ رسول و به منطقِ نبوی

فزون‌تر از همه کس، در جهان شباهت توست

از این شباهت بی‌حد، در اشتباه افتند

که این ولادت طاهاست، یا ولادت توست

ز خال روی تو، پیدا سیادت تو بود

ز حُجب فاطمه، یک سایه هم به طلعت توست

ز احمد و ز حسین و، ز حیدر و زهرا

نشانه‌ای به سراپای سرو قامت توست

به پیکر تو مجسم، لطافت روح است

عجب بود که درین خاکدان، قامت توست

نگاه مهر تو، غارتگر دل پدر است

عیان به چشم سیاهت، غم شهادت توست...

عجب نباشد اگر، بر «حسان» کنی احسان

که لطف و مرحمت بی‌شمار خصلت توست



موضوع : ولادت حضرت علی اکبر(ع)، 
یکشنبه 1396/02/17

حضرت علی اکبر(ع)-مدح


لرزانده شکوهت تنه‌ی لشکر را

بر هم زده‌ای هیمنه‌ی لشکر را

طوفان نگاه تو ز هم پاشیده‌ست

از میسره تا میمنه‌ی لشکر را



موضوع : حضرت علی اكبر(ع)، ولادت حضرت علی اکبر(ع)، 
یکشنبه 1396/02/17

حضرت علی اکبر(ع)-مدح و ولادت


منت خدای را که شب غم سرآمده

صبح وصال با همه خوبی بر آمده

درمشرق جلالت خورشید کربلا

ماهی ز آفتاب فروزانتر آمده

خورشید هم به گرد شکوهش نمیرسد

این ماه کز حریم  حسینی بر آمده

زیبا رخی که آمده درخانه ی حسین

پیغمبر است یا که علی اکبر آمده

درخلق و خلق و صورت و سیرت چنان نبی

باور کن  ای مدینه  که پیغمبر آمده

تبریک بر حسین که امشب پدر شده

لیلا  عروس فاطمه هم مادر آمده

سرچشمه ی جدا شده از کوثر بهشت

آئینه ی  تمام  پیام  آور آمده

دارد حسین شوق مضاعف که بهر او

تنها نه یک پسر که بر او یاور آمده

نام علی برای حسین است افتخار

این افتخار با پسرش اکبر آمده

آن خال هاشمی که ز زینب ربوده دل

سیراب بوسه ی پدر و مادر آمده

عشق مجسم است که در دیده جلوه کرد

روح  مجرد است که  در پیکر آمده

گیسوی او روایت حبل المتین کند

ابروی ذوالفقاری او صفدر آمده

کمتر گلی به خوبی او دیده شهر وحی

گلخانه ای که آن همه گل پرور آمده

زیبایی جمال علی را نداشته است

هرجا ملک به صورت انسان در آمده

یوسف که دلبرانه دل از مصریان ربود

دیوانه ی کرشمه ی این دلبر آمده

قرآن کند وجاهت یوسف بیان ولی

یوسف بیا ببین ز تو زیباتر آمده

اکبر که حُسن از رخ او وام برده است

اکبر که چرخ در بر او اصغر آمده

از منطقش مپرس که چون مصطفی بود

از صولتش مگوی که چون حیدر آمده

انگشتر رسالت  خیرالانام را

از مخزن مشیت حق گوهر آمده

بهر  دفاع از  حرم  قدس کربلا

این تکسوار عشق به جان و سر آمده

ششگوشه قبر حضرت او عقل دید و گفت

جانم که  پیش پای پدر با سر آمده

از ما سلام باد به ششگوشه مرقدش

آنجا که قبله ی حرم داور آمده

فردا بهشت عاشق و مشتاق زائری است

که امروز عاشقانه سوی این در آمده

منت خدای را که موید دوباره هم

مدحتگر حسین و علی اکبر آمده



موضوع : ولادت حضرت علی اکبر(ع)، 
یکشنبه 1396/02/17

حضرت علی اکبر(ع)-مدح


از صورت چون ماه پیمبر خواندند

از هیبت و اقتدار حیدر خواندند

شد جلو‌ه‌ی احمد و على، آینه‌ای

آن آینه را علیِّ اکبر خواندند



موضوع : حضرت علی اكبر(ع)، ولادت حضرت علی اکبر(ع)، 
دوشنبه 1396/02/11

حضرت عباس(ع)-مدح و ولادت


بیدل و بی تاب و حیرانم چرا

مثل دیشب دل پریشانم چرا

گرم شعر تازه‌ام بی اختیار

باز هم ارجوزه می‌خوانم چرا

با دل خون شادمانی نوبر است

گاه خندان... گاه گریانم چرا

دوش سیرابم نموده دلبرم

باز امشب سخت عطشانم چرا

گرچه پوشانید رخساره ز من

دل اسیرش شد نمی‌دانم چرا

آه و فریاد و دریغ از یک نگاه

قصد جانم کرده آن، روحی فداه

یک دل بیچاره می‌خواهد جنون

عاشق آواره می‌خواهد جنون

در مسیر وصل دلبر پا زدن

روی سنگ خاره می‌خواهد جنون

بی طرب راه رسیدن بسته است

مستی همواره می‌خواهد جنون

عمر باید صرف این مستی نمود

کی سر بی کاره می‌خواهد جنون

بی سر و سامان شدن اینجا بود

نا امید از چاره می‌خواهد جنون

سینه‌ای سوزان و احوالی خراب

چشمهای پاره می‌خواهد جنون

حال یاران مرد این هنگامه کیست

جز اباالفضل علی مردی که نیست

باز عطر نام دلبر می‌وزد

دوست دارم حضرتش را بی‌عدد

ذکر شبهای گرفتاری من...

ورد روز غم ابوفاضل مدد

حمد می خوانم برای مادرش

نذر چشمش قل هو الله احد

بعد چندین سال غم امشب دگر

بهر حیدر پیک شادی می‌رسد

مژده مژده یا امیرالمؤمنین

هدیه ای داری ز الله الصّمد

آیة الکرسی بخوان دور سرش

تا بماند دور از دست  حسد

پاسخ فریاد یا رب آمده

خنده‌ی لبهای زینب آمده

بی خیالی کشت ما را جلوه‌ای

تا شوم مجنون، لیلا جلوه‌ای

تشنه‌ی مهریم یا مولی الرحیم

ساقی دلهای شیدا جلوه‌ای

ما خودی هستیم اهل هیئتیم

جان حیدر، جان زهرا جلوه‌ای

زار و سرگردان الفاظیم آه

غافلیم از اصل معنا جلوه‌ای

استغاثه می‌کنم یا سیّدی

تشنه‌ام ای! تشنه سقا جلوه‌ای

بسته ای دست مرا و رفته‌ای

بر اسیر خویش یارا جلوه‌ای

یا ابوفاضل به جان زینبت

می‌کشد امشب مرا میل لبت

پایمردی خاکسار دست تو

دست ایزد بیقرار دست تو

شب ز چشمان سیاهت می‌دمد

چرخش ایّام کار دست تو

چشم زینب را گرفته خنده‌ات

قلب زهرا دوستدار دست تو

ای شفاعت هم گرفتار دمت

محشر کبراست زار دست تو

تا شفاعت از گنهکاران کند

فاطمه آید کنار دست تو

خودنمایی روی دست فاطمه

ابتدای اقتدار دست تو

ای عزیز فاطمه ما را ببین

لا به لای آن همه ما را ببین

ذوق ما آقا نمی‌فهمد تو را

شعرهای ما نمی‌فهمد تو را

خلق گردیدی برای آن طرف

هیچکس اینجا نمی‌فهمد تو را

ساقی عشقی ولی در میکده

ساغر و صهبا نمی‌فهمد تو را

هر که دم زد از شناسایی تو

واقعاً امّا نمی‌فهمد تو را

لذّت ذکر جمیلت دیدنی است

کور نابینا نمی‌فهمد تو را

غیر چشمان حسین ابن علی

هیچکس جانا نمی‌فهمد تو را

آنقدر بالایی ای بالا نشین...!

سایه‌ات افتاده بر روی زمین

می‌کند امشب سلامت فاطمه

مفتخر از حُسن نامت فاطمه

حلقه بر گوش حسینت ساخته

مادر نیکو مرامت فاطمه

ساقی میخانه‌ی لطف و وفا

حک شده بر روی جامت فاطمه

روی حرفت او نمی‌گوید سخن

بسکه دارد احترامت فاطمه

نام زهرا ورد معصومین ولی

ذکر تو دارد قیامت فاطمه

پس کجا بودی دمی که غرق خون

بین شعله بست قامت فاطمه

هر چه عاشق خسته و بیتابتر

تحفه‌ی دیدار دلبر نابتر

ای اسیر خنده‌ات جان حسین

خنده‌ی شیرین چشمان حسین

چشم گرداند همیشه در پی ات

ای امید قلب سوزان حسین

با وجود تو غنی از خلق بود

سوره‌ی توحید قرآن حسین

سایه‌ات آرامش اهل حرم

دستهایت حرز طفلان حسین

بی سر و بی دست ...قربانی شدی

در منای قرب قربان حسین

روح حیدر در میان قالبت

آل بوطالب همیشه طالبت

ای همه عالم برای چشم تو

ماه می‌میرد برای چشم تو

کاش من بودم به قدر لحظه‌ای

شامل فیض دعای چشم تو

هیچکس در کربلا پیدا نشد

تا بیاید پا به پای چشم تو

ناله زد آقا که پشتم را شکست

ای علمدارم عزای چشم تو

مادر سادات زهرای بتول

روضه می‌خواند برای چشم تو

قبله‌ی حاجات بودن بر همه

ذرّه‌ای از خونبهای چشم تو

کاش می‌کردی نظر بار دگر

تا که می‌فهمیدم از این بیشتر 



موضوع : ولادت حضرت عباس(ع)، 
دوشنبه 1396/02/11

امام سجاد(ع)-مدح و ولادت


عشق گاهی میان شب بو هاست

گاه در سینه ی پرستو هاست

عشق گاهی کنار برکه ی آب

عشق گاهی نوازش قو هاست

عشق گاهی شقایق سرخ است

گاه در چشم مستِ آهو هاست

عشق چتری برای باران است

گاه گاهی اسیر گیسو هاست

عشق هرجا که هست قبله نماست

ردّی از خانه ای که آن سو هاست

عشق آری نشانه ی یار است

رو به محراب طاق اَبرو هاست

دل ما شهر عشق آباد است

عشق هم خانه زاد سجاد است

ما که هستیم از موالی تان

از ابوحمزه ی ثمالی تان

یاکریمیم روی این بامیم

لانه داریم در حوالی تان

خوش بحالِ حصیرِ خانه ی تو

کاش بودیم جایِ قالیِ تان

جان ما و جواب ینصرنی

پاسخِ جمله ی سوالی تان

پنج نوبت نماز می خوانیم

به سویِ گنبدِ خیالی تان

کاش می شد بهشت هم باشیم

باز همسایه ی شمالی تان

پُر شدیم از شرابتان داریم

مِنَتِ کوزه ی سفالی تان

همتی که فقیر عباسیم

تا تو را از صحیفه بشناسیم

پَرِ قنداقه ات مسیحا شد

یارِ گهواره ی تو موسیٰ شد

خوش به حالت که بر جمالِ حسین

اولین بار چشمِ تو وا شد

عطرِ گیسوت تا بهشت آمد

یوسف عاشق شد و زلیخا شد

جبرئیل از حضورِ تو سرمست

با اذانِ علیِ اعلا شد

لبت عباس با ادب بوسید

وَ حسن غرقِ در تماشا شد

گره ی کور داشتیم اما

با دعایِ صحیفه ات وا شد

علیِ دیگرِ حسینی تو

دومین حیدرِ حسینی تو

با تو همسایه ی خدا هستیم

سرِ سجاده ی دعا هستیم

بچه های محله ی عشقیم

ما همه اهلِ روستا هستیم

روستای شما بهشت است و

ما به بال فرشته ها هستیم

مادرِ توست مادرِ این خاک

همه ذریه ی شما هستیم

مادر این فلات پهناور

از شمائیم و کیمیا هستیم

شکر در سرزمینِ مادری ات

سال ها زائرِ رضا هستیم

تا به سال هزار و سیصد و عشق

هرکجا یاد توست پا هستیم

شکر ارباب از همین ایل ایم

حضرت عشق ، با تو فامیلیم

خاک ایران به سجده اُفتادش

که حسین است تازه دامادش

بُرد زهرا عروسی از این خاک

تا شد ایران حسین آبادش

می رسد تا حضورِ مادرتان

شجره نامه هایِ اولادَش

آمدی و تمامِ ایران را

کرد زهرا به نامِ سجادَش

پس از این هم به گردنِ من و توست

در بقیع تا بسازیم آزادش

حرمی پنج بار بزرگتر از

صحن هایِ رضا و اجدادش

صحنی آنجا به نام مادرِ تو

آسمانی تر از گوهرشادَش

ما به پَرهای چادرش گیریم

ما برایِ حسین می میریم

مانده ای تا بخون خضاب کنی

تا گلایه از آفتاب کنی

مانده ای تا به علقمه بروی

آب را باز هم جواب کُنی

مانده ای تا که راوی اش باشی

سینه ها را پُر التهاب کُنی

مانده ای تا که نیزه ها بروند

گریه بر محمل رُباب کُنی

خطبه خواندی کنارِ عمه ی خود

خطبه خواندی که انقلاب کُنی

کلماتت شبیه آتش بود

خواستی شام را عذاب کُنی

آبرویِ یزید را بِبَری

کاخ را بَر سرش خراب کنی

عمه ات همرهت قدم برداشت

از روی خاکها علم برداشت

روزگاری رسید و جانت سوخت

روی این خاک آسمانت سوخت

روزگاری رسید در پیشت

نصف یک روز دودمانت سوخت

تو زمین گیر و در دلِ آتش

خیمه ات باغ آشیانت سوخت

چشم تو دید در دل گودال

صحنه ای را که استخوانت سوخت

خواستی تا بخیزی اما حیف

نشد و پای ناتوانت سوخت

خیمه ی شعله ور سرت اُفتاد

سر و دستار و گیسوانت سوخت

زنده ماندی میان آتش و دود

این هم از لطف های زینب بود



موضوع : ولادت حضرت عباس(ع)، 
دوشنبه 1396/02/11

حضرت عباس(ع)-مدح و مناجات


دلهای عاشق حلقه بر در دارد امشب

باران لطافت مثل کوثر دارد امشب

حیدر میان خانه حیدر دارد امشب

عباس می آید علم بر دارد امشب

 

مردی به بی همتاییِ دریا می آید

بهر حسین بن علی سقا می آید

وقتی علم در دست این آقا می آید

«کفر تمام نیزه ها بالا می آید»

 

امشب شب شور و شب ذکر و نماز است

امشب به سوی آسمان ها راه باز است

هر کس که جنس خواهشش جنس نیاز است

بر دامنش دست توسل چاره ساز است

 

از گوشه ی چشمش غضب می ریزد این مرد

از زلف هایش راه شب می ریزد این مرد

از قد و بالایش ادب می ریزد این مرد

از کنج لب هایش رطب می ریزد این مرد

 

باید خدا در وصف او قرآن بسازد

یا بلکه تندیسی خود از ایمان بسازد

یک چشمه اش کافیست تا باران بسازد

جای تعجب نیست که سلمان بسازد

 

او آمد و مهتاب را بی آبرو کرد

ماه رخش را آسمان ها آرزو کرد

در عرش باید نام او را جستجو کرد

باید برای مسح نام او وضو کرد

 

این مرد یعنی صورت اخلاص ارباب

این مرد یعنی شاخه های یاس ارباب

این مرد یعنی جلوه ی احساس ارباب

این مرد یعنی حضرت عباس ارباب

 

تکیه زده دنیا به دستان ابالفضل

جان علی بسته است بر جان ابالفضل

نان خورده عمری نوکر از خان ابالفضل

بیچاره ام، دستم به دامان ابالفضل

 

تو کاشف الکربی، همیشه بی نظیری

بر خانه ات رو کرده امشب را فقیری

وقتی پس از ارباب تو نعم الامیری

امکان ندارد دست نوکر را نگیری

 

آن روز با مشک و علم... آبی نخوردی

شد سینه ات لبریز غم... آبی نخوردی

حتی میان آب هم... آبی نخوردی

تا دست هایت شد قلم... آبی نخوردی



موضوع : مدح و مناجات با حضرت عباس (ع)، 
دوشنبه 1396/02/11

حضرت عباس(ع)-مدح


زینب بنِگر چه تکیه گاهی دارد

ارباب عجب پشت و پناهی دارد

حق داشت رقیه عاشق او بشود

الحق که عجب عموی ماهی دارد



موضوع : مدح و مناجات با حضرت عباس (ع)، 
دوشنبه 1396/02/11

حضرت عباس(ع)-مدح


اگر در خاک آذربایجان جانان اباالفضل است

دلیل جان به اسم شهر زنجان، جان ابالفضل است

ستون خیمه‌ی کرب و بلا در باد و در طوفان

نمی‌افتد یقین تا تکیه‌گاه آن اباالفضل است

اذا الشمس است چشمانش، لبش در اصل والصبح است

مراد از سورۀ تکویر در قرآن اباالفضل است

نماز و روزه و اسلام خیلی‌هاست یعنی که

امام کربلا بالقوه در ایران اباالفضل است

رسیده چارم شعبان پس از ارباب در واقع

نخستین منتظر بر نیمه شعبان اباالفضل است

بگو روز برادر روز میلاد همامش را

اباالفضلی در این عالم برادرجان اباالفضل است

اگر طوفان یاتار یاتماز حسینین پرچمی گفتی

بگو بعدش که پرچمدار این سامان اباالفضل است

برای آن کسی که جان خود را می‌دهد با عشق

نگو عباس، وقتی بهترین عنوان اباالفضل است

برای مادر پیرم به وقت روضه‌خوانی ها

بالام جان شد علی اکبر، سنه قربان اباالفضل است

دلیل نم نم باران علی‌اصغر اگر باشد

یقین دارم دلیل شدت باران اباالفضل است



موضوع : مدح و مناجات با حضرت عباس (ع)، 
دوشنبه 1396/02/11

حضرت عباس(ع)-مدح و ولادت


صد گره بر هر گره در کار اگر داری کم است

یا که صدها حاجتِ دشوار اگر داری کم است

یا که قدَّ آسمان آوار  اگر داری کم است

یا که در قلبت غمی بسیار اگر داری کم است

غم جگر دارد بیاید  گفته‌ام در هر غمی

یِل یاتار طوفان یاتار یاتماز حسینون پرچمی

حالِ ما را تا که دوریِ حرم بد می‌کند

کربلا را قسمت ما راهِ مشهد می‌کند

یک دوراهی هست ما را هِی مُردد می‌کند

در میانِ دو حرم دل رفت آمد می‌کند

مثل اینکه شهریار آنجاست می‌خواند : هَمی

یِل یاتار طوفان یاتار یاتماز حسینون پرچمی

این حسن یا این حسین این یا که تکرارِ علیست؟

حیرت آئینه یعنی وقت دیدار علیست

تیغ او تیغ علی و کار او کار علیست

جان عزائیل در دست علمدار علیست

بیرقی دارد که نقشش شد شعارِ عالمی

یِل یاتارطوفان یاتار یاتماز حسینون پرچمی

تا زره را می‌کشد بر شانه مُحکم می‌کند

تا که اَبرو را زمان رزم در هم می‌کند

چیست لشکر کوه از هولش کمر خم می‌کند

یا که عزرائیل را پیشش مجسم می‌کند

آمده تا جابجا گردند هر زیر و بَمی

یِل یاتار طوفان یاتار یاتماز حسینون پرچمی

یک قدم کوبیدی و هفت آسمان‌ها ریختند

یک علم کوبیدی و هِی کهکشان‌ها ریختند

ضرب شصت توست یا آتشفشان‌ها ریختند

مصرعی خواندی رجز ، سیف و سنان‌ها ریختند

این به مولارفته دارد ضربه های محکمی

یِل یاتار طوفان یاتار یاتماز حسینون پرچمی

جذب تو جبرئیل تا شد شهپرش بر باد رفت

خواست نزدیکت شود خاکسترش بر باد رفت

هر سلحشوری که آمد یا سرش بر باد رفت...

یاکه تیغت چرخ خورد و لشکرش بر باد رفت

شاهباز کربلایی شهریار القمی

یِل یاتار طوفان یاتار یاتماز حسینون پرچمی

تاکه گیسو را کمی در پیچ و تاب انداختی

شام را گویا به جانِ آفتاب انداختی

بِرکه‌ای رفتی و عکست را به آب انداختی

یا که عکس مرتضا را بِینِ قاب انداختی

ماه بی تکرار ما تکرار اسم اعظمی

یِل یاتار طوفان یاتار یاتماز حسینون پرچمی

شانه‌ات نازم که جایِ دستهای زینب است

تا تویی ، بالاترین مَحمل برای زینب است

روی زانوی تو ، تنها ردِّ پایِ زینب است

هر دلی که گفت یاعباس جایِ زینب است

کور می‌سازد نگاهت چشم هر نامحرمی

یِل یاتار طوفان یاتار یاتماز حسینون پرچمی

هرکه شد مستِ حسن بدجور بد مستِ تو شد

کوچه بُن بست حسن شد کوچه بن بست تو شد

بعد غوغای جمل دست حسن دست تو شد

فاطمه هست حسن  شد فاطمه هست تو شد

از کریمیِ حسن داریم با هم عالمی

یِل یاتار طوفان یاتار یاتماز حسینون پرچمی

قبله وقتی رو به تو هر صبح راهی میشود

قبله‌ی ما چشم تو خواهی نخواهی میشود

گاه گاهی هم نمازم اشتباهی میشود

قلبِ ما بِین حرم انگار ماهی میشود

تو شراب کوثری و موج موجِ زمزمی

یِل یاتار طوفان یاتار یاتماز حسینون پرچمی

ناز مجنون را اگر در کوی لیلا می‌کِشند

ناز دستان تو را دستان زهرا می‌کِشند

آش نذری تو را هم ارمنی‌ها می‌کِشند

در جوارت منتِ بیچاره‌ها را می‌کِشند

دل ، ابالفضلی نمی‌ماند برایش ماتمی

یِل یاتار طوفان یاتار یاتماز حسینون پرچمی

مَشک وقتی می‌چکد تقدیر می‌ریزد بِهم

دست وقتی نیست در تَن شیر می‌ریزد بِهم

حق بده این چشها را تیر می‌ریزد بِهَم

دختران را بعدِ تو زنجیر می‌ریزد بِهَم

بر زمین اُفتاده‌ای بد جور آقا درهَمی...

یِل یاتار طوفان یاتار یاتماز حسینون پرچمی



موضوع : ولادت حضرت عباس(ع)، 
دوشنبه 1396/02/11

حضرت عباس(ع)-مدح


سخت است بی تو بودن در جستجوی دریا

ای بی نیازِ  از آب ای آرزوی دریا

تا ریخت موج بوسه بر ساحل دو دستت

یک لحظه توی خانه پیچید بوی دریا

امروز از لب تو سیراب شد حسینت

یک روز هم می آیی با مشک سوی دریا

دستت به شط تشنه آن روز اگر نمیخورد

می رفت تا قیامت هی آبروی دریا

بر دوش تو رقیه آرام آرمیده

مثل شقایقی که خوابیده روی دریا 



موضوع : مدح و مناجات با حضرت عباس (ع)، 
دوشنبه 1396/02/11

حضرت عباس(ع)-مدح و ولادت


قبل از آنکه مدح و وصف ساقیِ لشگر کنم

باز باید مدحِ روی ساقیِ کوثر کنم

آینه در آینه شمس جمالش حیدریست

پس چه فرقی می کند گر صحبت از حیدر کنم

شد علی دست خدا عباس شد دست علی

أشجع النّاسند باید یادی از خیبر کنم

نام حیدر آمد و نام ابالفضل علی

شعر را تا می شود باید حماسی تر کنم

تا که حرف از حضرت عباس می آید وسط

جای دارد یادِ حرفِ مالک اشتر کنم

مالک اشتر کجا ، صفّین ، سردار حسین

بر خودم لرزیدم از اخم علمدار حسین

گفتی ای شاعر چنین است و چنان است این پسر

بیخودی زحمت نکش فوق بیان است این پسر

بحر را در کوزه جا دادن کجا ممکن شود

وسعتش بالاتر از هفت آسمان است این پسر

مو به مو در ذاتِ او حیدر تداعی می شود

بس که مصداق امیر مومنان  است این پسر

هست یک دارالشفا مانند ایوان نجف

بارگاهش ملجأِ ما شیعیان است این پسر

وجهه ای ممتاز دارد مثل بابایش علی

تا ابد الگوی هر چه پهلوان است این پسر

قامت دنیا جلویش خود به خود خم می شود

در قبالِ هیبتش کوه اُحُد خم می شود

سر برون آورد روی شانۀ مادر ، قمر

 بعد ، بر دوش برادر آمد و زد سر ، قمر

در میان خانۀ حیدر پر از خورشید بود

وقت آن شد تا بیاید بینشان دیگر قمر

هست در مخلوق و در بین تمام کائنات

سر قمر ، افسر قمر ، گوهر قمر ، محشر قمر

فاطمه مانند حیدر بر قمر لبخند زد

چه  مراعات نظیری ، فاطمه ، حیدر ، قمر

مادر گیتی نیاورده دگر مانند او

فاطمه شد مادرش ، عباس شد فرزند او

متن آیات رُخش تفسیر قرآن می کند

طاق ابرویش جهانی را مسلمان می کند

این ابالفضل علی با یک نگاه نافذش

کار صدها میثم و مقداد و سلمان می کند

نعره اش وقت رجزهای أنا بن الحیدرش

زهره می ریزد ز دشمن کار طوفان میکند

این چه شأنی بود در او که امیرالمومنین

دست او را با تواضع بوسه باران می کند

در برِ ارباب خود صدها برابر بیشتر

کارِ هارون در برِ موسی بن عمران می کند

یک کسی که اینچنین صاحب مدارج می شود

نیست بی علت اگر باب الحوائج می شود

ای طبیب مرکز دارالشفای کربلا

ای مسیحای حرم ، مشکل گشای کربلا

نایب حیدر ، علمدار حسین بن علی

حضرتِ فرماندهء کُلِّ قوای کربلا

ای که تأثیرت بُود پر رنگ تا یوم الأبد

ردِّ پایت مانده باقی جای جای کربلا

گفت امیرالمومنین که ، أِنَّهُ ذُخر الحسین

نوجوان من ذخیره شد برای کربلا

تا تو سردار و سپهدار و علمداری ، نکرد

کس نگاه چپ به سمت خیمه های کربلا

ای علی را تا قیامت دست حق در آستین

هم سلام ما به تو هم مادرت ام البنین



موضوع : ولادت حضرت عباس(ع)، 
یکشنبه 1396/02/10

امام زمان(عج)-مناجات


لبریزِ استجابت هر چه دعا بزودی

یا سامع ٱلشکایا؛ رفع بلا بزودی

کار جهان گره خورد عجّل علی ظهورک

برگرد ای امام ِ مشکل گشا بزودی

أین بقیة ٱلله؟! قدری نگاه کافیست

تا پا بگیرد از نو صلح و صفا بزودی

گم شد خدا و... شیطان شد کدخدای ماها

تنظیم می شود این قبله نما بزودی

غم میشود زمینگیر٬ گل میشود سرازیر

عالم کنار کعبه حاجتروا بزودی

از دست رفته ایم و ای عشق دردمندیم

در جمکران بنا کن دارٱلشفا بزودی

لبریز از عدالت٬ آغاز خیر و برکت

محتاج میرسد به نان و‌ نوا بزودی

هر لحظه می نشیند بی واسطه٬ پر از عشق

آری مقابلِ هم؛ شاه و گدا بزودی

یار از سفر می آید سیراب میشود دل-

یک شب از آبِ سرداب در سامرا بزودی

آباد میشود با ذکر علی(ع)‌ بقیع و...

گلدسته غرقِ تکبیر و ربّنا بزودی

یکروز با نوای «یا مُمتَحن» می آید؛

بنیاگذارِ صحنِ خیرٱلنسا بزودی

شد آرزوی قلبم دیدار مهدی(عج) و بعد؛

با إذن مادر او یک کربلا بزودی

با شال مشکی و اشک٬ بیتاب می نشیند

در روضهٔ محرّم صاحب عزا بزودی!



موضوع : مناجات فراق با امام زمان(عج)، 
یکشنبه 1396/02/10

امام حسین(ع)-مدح و ولادت

 

دل به طوفان زدم، بدون حساب

باده پنهان زدم، بدون حساب

بی حساب و کتاب بخشیدم

به خلایق ثواب بخشیدم

کسی آمد عذاب را برداشت

از محبین، حساب را برداشت

او که آتش زده جهنم را

بهجتی داده معنی غم را

وحیِ من بوده در لباس بشر

تا که درکش کند حواس بشر

داشت انسان به قهقرا می رفت

از مسیر خدا، جدا می رفت

آتش معصیت که بر پا شد

قطره های گناه، دریا شد

و در این بحر، توی طوفان ها

دست و پا می زدند انسان ها

دختری داشت مصطفی، زهرا

کوثری داشت مرتضی، زهرا

نیمه شب خلق را دعا می کرد

شیعه را یک به یک صدا می کرد

دیگ مهرم به جوش آمد و باز

عزم من در خروش آمد و باز

به علی نور عین بخشیدم

و به زهرا، حسین بخشیدم

چه حسینی، بشر طفیلی او

دامن قدس، مهد طفلی او

چه حسینی، چراغ تابنده

جلوه ی توأم خدا، بنده

چه حسینی، کلام حق، قرآن

آیه های ورق ورق، قرآن

چه حسینی، نبی، علی و حسن

باوری استوار، شیرآهن

چه حسینی، ظهورِ جودِ نبی

شیره نوش از گل وجود نبی

چه حسینی، مهِ سیادت، او

وسعت کشتی سعادت، او

چه حسینی، که بس گهربار است

صد هزاران بحارالانوار است

چه حسینی، که نور برزخ شد

اشک بر او، مهار دوزخ شد

چه حسینی، که نوکرش شاه است

زائرش، نیز زائِرُالله است

در مقامش بس است این آقا

خواهرش هست زینب کبری

خواهری نه، که مادری کرده

به حسینش برادری کرده

این عقیله زنِ تماماً مرد

خود، حسین است، بی برو- برگرد

**

شب میلاد شاه و من مستم

أشهد أَنَّ زینبی هستم

چیست زینب، تجلیِ ثقلین

کیست زینب، حسینِ بعدِ حسین

شیرزن بود، اسیر شد هر چند

بعد گودال پیر شد هر چند

پیش ابن زیاد چون حیدر

تن به ذلت نداد چون حیدر

بی برادر به شهر شام که رفت

بین بزم حرام که رفت

دلِ از خون کباب او را کشت

جام های شراب او را کشت



موضوع : ولادت امام حسین(ع)، 
یکشنبه 1396/02/10

حضرت عباس(ع)-مدح و مناجات


روبروی گنبدت هر قامتی تا میشود

ای که با آوردن نامت گره وا میشود

هرچه حاجت بر درت آورده هر کس تا کنون

مطئمناً یا برآورده شده یا میشود

عالم الغیبی و بی شک مصلحت دانسته ای

حاجتی گاهی اگر امروز و فردا میشود

درب های عرش هم بسته است تا آن لحظه که

روی زائر هایتان باب الحرم وا میشود

هرکسی دکتر جوابش کرده اینجا بی گمان

در حرم با گوشه ی چشمی مداوا میشود

مشکلت را هرکجا بردی نشد , اینجا بیا

با کریمان کار مشکل نیست ، اینجا میشود

از همه دنیا دلت سیر است ؟ پس با من بگو

"یا ابوفاضل مدد" قطعا دلت وا میشود

مشهدم را داده و ماندست تنها کربلا

کربلا هم شاید اصلا مشهد امضا میشود



موضوع : مدح و مناجات با حضرت عباس (ع)، 
یکشنبه 1396/02/10

امام حسین(ع)-مناجات اول مجلس


بیا اجازه نده عاشقت عذاب ببیند

چرا همیشه حرم را فقط به خواب ببیند ?!

به خواب دیدم از اینجا نمای گنبدتان را

عجیب نیست اگر تشنه ای سراب ببیند

مرا به پشت در عادت بده به خرده طعامی

همین بس است تو را "دیده" در نقاب ببیند

گدا نمی رود از پشت درب خانه ی مولا

اگر دوباره امیدی به فتح باب ببیند

نگاه چپ بکند دشمنی به سمت حریمت

جهان دوباره به خود باید انقلاب ببیند

مدافع حرمت گفته بود قبل شهادت

مگر بمیرد و این صحن را خراب ببیند



موضوع : مدح و مناجات با امام حسین(ع)، 
شنبه 1396/02/9

امام حسین(ع)-مناجات اول مجلس


اگر چه فاصله ها تا حریم و حائر توست

دل شکستۀ ما تا ابد مجاور توست

فقط نه قلب جهان بی قرار کرببلاست

بهشت هم همه ی جمعه ها مسافر توست

بهشت قیمت این عشق آسمانی نیست

بهشت باغچه ای زیر پای زائر توست

بهشت و حور و قصورش برای زاهد ها

تمام تاب و تب من فقط به خاطر توست

به سجده های بلند شب تهجّد نیست

شرار عشق که در خلسه های شاعر توست

به هیچ خلعت دنیا عوض نخواهد کرد

عبای نور که بر شانه های ذاکر توست

تو آبروی خدایی که در دم رفتن

خدا"رضأ به رضائك" كلام آخر توست



موضوع : مدح و مناجات با امام حسین(ع)، 

امام حسین(ع)-ولادت


افــتــخـار الـثّـقـلین  آمده است

بـه نــبی نـور  دو عـین آمده است

نور بـاران  شــده ایــوان حـجـاز

عاشقان مژده، حسین آمده است

***

ساقی بزم ولائی تو حسین

چشمه ی آب بقائی تو حسین

محور دایره ی کرب و بلا

افتخارالشهدائی تو حسین

***

در دل افتاده عجب غوغائی

همه خیره به گل زیبائی

جبرئیل آمده با خیل ملک

تا بخواند به حسین لالائی

***

مرحبا ای شه فرزانه حسین

رونق خانه و کاشانه حسین

شمع پر نور همه انجمنی

جان عالم به تو پروانه حسین

***

ز آسمان صوت جلی می آید

شهسوار ازلی می آید

به زمین و به زمان مژده دهید

که حسین ابن علی می آید

***

عرشیان که به علی مانوسند

حافظان شرف و ناموسند

میهماندار گل زهرایند

همه از دست حسین می بوسند

***

شب میلاد و شب احسان است

آسمان روشن و نور افشان است

گفتم آنجا چه خبر، روح الامین

گفت در عرش حسین مهمان است



موضوع : ولادت امام حسین(ع)، 

امام حسین و حضرت عباس و حضرت سجاد(علیهم السلام)-ولادت


تا از رخ ماه ما نقاب افتاده است

از چشم ملایك آفتاب افتاده است

ای تمانده به گرداب گناهان برخیز

كشتی نجات ما به آب افتاده است

***

از سوره "والشمس"دلم شد آگاه

كه از پی خورشید ز راه آید ماه

یك روز پس از حسین عباس آمد

لا حول ولا قوه الا بالله

***

معبود علی بن حسین بن علی

مسجود علی بن حسین بن علی

گفتم به خدا زینت عُباد تو كیست

فرمود علی بن حسین بن علی



موضوع : ولادت امام حسین(ع)، ولادت امام سجاد(ع)، ولادت حضرت عباس(ع)، 
شنبه 1396/02/9

امام حسین(ع)-مناجات


فطرس رسیده جا به کبوتر نمی رسد

حتی فرشته پیش تو با پر نمی رسد

پس با وجود این همه شعبان که رفته است

دیگر گناهکار به محشر نمی رسد

با یاحسین مست ترینیم به مقصدش

هر قدر کاه گشت سبک تر،نمی رسد

گاهی برای ما نرسیدن رسیدن است

آن جا که دست شاه به نوکر نمی رسد

دنیای بی حسین اگر آخر غم است

دنیای با حسین به آخر نمی رسد

کوهی به کوه نه که در این روزگار پَست

دست برادری به برادر نمی رسد

در هیچ لحظه ای به جز از لحظه ی اَخا

در نقشه ها فرات به کوثر نمی رسد

ارث پدر گلوی بریده ست لاجَرَم

وقتی که اکبر است به اصغر نمی رسد

وقتی که نیستند علی های کربلا

انگشترت مگر که به دختر نمی رسد؟؟

در آخرین دقیقه به داد گلوی تو

حتی نه بوسه های پیمبر نمی رسد

حق در مَثَل همیشه به حق دار می رسد

با این حساب شمر به حنجر نمی رسد

با این حساب بر تن او پاره هم شود

پیراهن حسین به لشگر نمی رسد

این شاکلید قصه ی صحرای کربلاست

سر می دهد حسین ولی سر نمی رسد



موضوع : مدح و مناجات با امام حسین(ع)، 
شنبه 1396/02/9

امام حسین و حضرت عباس و حضرت سجاد(علیهم السلام)-ولادت


ببینید گیسوی پر تاب ما را

ببینید جوش می ناب ما را

ببینید ماه جهانتاب ما را

ببینید لبخند ارباب ما را

ندارد ظهورش در عالم نظیری

امیری حسینُ و نعم الامیری

جنون چاک کرده گریبان ما را

قیامت ندیده است طوفان ما را

چه می خواهد از جان ما،جان ما را

ببینید این عید قربان ما را

سر آورده ام تا سرم را بگیری

امیری حسینُ و نعم الامیری

پُرم کرده ای با سبوی دو چشمم

که شش گوشه شد آرزوی دو چشمم

به سوی شما می رود سوی دو چشمم

تو و جانِ من ای به روی دو چشمم

کنارت ندارم بجز سر به زیری

امیری حسینُ و نعم الامیری

 

(حضرت عباس علیه السلام)

 

خدا با تو وا کرده درهای خود را

به گِردت دوانده قمرهای خود را

علی دیده جمع پسرهای خود را

خدا رو نموده هنرهای خود را

چه نور عظیمی چه شاه و وزیری

امیری حسینُ و نعم الامیری

زمانی که میدان نفس گیر می شد

زمانی که لشگر سرازیر می شد

زمانی که دشمن کمی شیر می شد

فقط ضربه های تو تکثیر می شد

تو سلطان میدان درآن زمهریری

امیری حسینُ و نعم الامیری

به میدان رسیدی و عالم به پا شد

که با تو خدایِ مجسم به پا شد

به پیش تو محشر دمادم به پا شد

که با ذوالفقارت جهنم به پا شد

تو مانند مولایی و در غدیری

امیری حسینُ و نعم الامیری

اگر بار دیگر قدم را بکوبی

بهم دستگاه ستم را بکوبی

سر کافران کاخ غم را بکوبی

اگر زینبیه عَلَم را بکوبی

الا نور عینی و بدرالمنیری

امیری حسینُ و نعم الامیری

 

 (امام سجاد علیه السلام )

 

خدا آرزویِ علی را بر آورد

حسن بوسه زد از لبت شکر آورد

حسین امشب از خنده ات  پَر در آورد

علی را برای علی اکبر آورد

تو حُسن قدیمی و خیر کثیری

امیری حسین و نعم الامیری

اگر ما به یادت اگر یادِ مایی

تو آرامش حیدرآباد مایی

توو شهربانو تو سجاد مایی

تو همشهریِ ما تو دامادِ مایی

تو ایرانی و قبله ی این مسیری

امیری حسینُ و نعم الامیری

کشیدم برای تو کرببلایی

شبیه نجف صحنِ ایوان طلایی

ضریحِ بلندی و دارالشفایی

رواقی و طاقی و جمع گدایی

کشیدم خودم را فقیر فقیری

امیری حسین و نعم الامیری

اگر عمه ات تکیه گاهت نمی شد

اگر بین آتش پناهت نمی شد

اگر مانع خون نگاهت نمی شد

اگر مرحم آه آهت نمی شد

تو جان داده بودی زمان اسیری

امیری حسین و نعم الامیری



موضوع : ولادت امام حسین(ع)، ولادت امام سجاد(ع)، ولادت حضرت عباس(ع)، 


( کل صحن های حسینیه : 435 )    1   2   3   4   5   6   7   ...   


درباره حسینیه


به پایگاه فرهنگی هیات «مکتب الشهداء تهرانسر» خوش آمدید
×××
برای ارتباط با ما می توانید از طریق آدرس motallebi64@gmail.com اقدام فرمایید

آدرس پایگاه اطلاع رسانی هیات مکتب الشهداء-تهرانسر:
maktab-shohada.mihanblog.com
×××
هر کس که مقرب است در فکر بلاست
آواره شدن قاعده ی عشق خداست
"مهدی مطلبی"پرید اما باز
در صحن "حسینیه" ی او "روضه"بپاست

مدیر وبلاگ : شاهد
آمار زائرین حسینیه
  • زائرین امروز :
  • زائرین دیروز :
  • زائرین این ماه :
  • زائرین ماه قبل :
  • کل زائرین :
  • تعداد کل اشعار :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
پایگاه های مدح و مرثیه
لوگوها

 پایگاه تخصصی مدح و مرثیه

 پایگاه تخصصی روضه و مقتل

 پایگاه نوحه و سبک های مداحی

کتاب موبایل حسینیه-مدح و مرثیه

 پایگاه اطلاع رسانی هیات مکتب الشهداء-تهرانسر

 کارگاه مجازی شعر آیینی حسینیه

 اشعار استاد علی اکبر لطیفیان

 قرارگاه-پایگاه فرهنگی هیئت مکتب الشهداء