حسینیه پایگاه تخصصی مدح و مرثیه
جهت دسترسی آسان به اشعار مورد نظر از فهرست موضوعات استفاده کنید
موضوعات اشعار
یکشنبه 1393/12/10

حضرت زهرا(س)-فاطمیه-نوروز


از داغ زهرا ما شب و روزی نداریم

در سینه جز آهی و جز سوزی نداریم

وقتی که باشد همزمان با فاطمیه

امسال دیگر عید نوروزی نداریم



موضوع : حضرت زهرا(س)-شهادت، 

امام زمان(عج)-مناجات فاطمیه


ماییم و نفس داشتن امّا نكشیدن

بالای سر مرده مسیحا نکشیدن

بیعرضگی از ماست اگر که نرسیدیم

به مرتبهی حسرت دنیا نکشیدن

هر جا سخن از توست چرا پایه نبودن

هر جا که گناه است چرا پا نکشیدن

تقصیر من و دوری از کوی تو، این است

قطره نشدن منّت دریا نکشیدن

شرمندهام از عمر که شد وقف دو غفلت

از غیر، کشیدن، غم آقا نکشیدن

ما لکّهی ننگیم ببخشید چه تلخ است

یوسف شدن و رنج زلیخا نکشیدن

مجنون همهی آبرویش خونِ دلِ اوست

زشت است غم دوری لیلا نکشیدن

چه جای گله چون خودمان خواسته بودیم

تب داشتن و نازِ مداوا نکشیدن

حیف است در این فاطمیه روضه گرفتن

امّا ز جگر نالهی زهرا نکشیدن

پشتِ درِ این خانه علی بود و عذابِ

چادر به سَرِ امّ ابیها نکشیدن

 



موضوع : امام زمان(عج)-مناجات فاطمیه، 
شنبه 1393/12/9

حضرت زهرا(س)-فاطمیه


بین روضه می شود حس چون حضور فاطمه

بیت الاحزان است هیأت یا که طور فاطمه

ساده و خلوت ولی خیر کثیر عالم است

روضه های خانگی و جمع و جور فاطمه

برکت نذری و نان روضه ها باشد گواه

باز در کار است دستاس و تنور فاطمه

نام ما در مصحف زهرا چنین خورده رقم

سینه زن های اصیل غرق شور فاطمه

از غبار چادر زهرا سرشتند اشک را

طینت اهل بکا از جنس نور فاطمه

دست هامان روی صورت می خورد بی اختیار

با بیان واژه ی کوچه عبور فاطمه



موضوع : حضرت زهرا(س)-شهادت، 

امام زمان(عج)-مناجات


دست های خالی از ما و عطایش با شما

آمدن تا سفره با ما و سخایش با شما

عاشق و معشوق هر کس کار خود را می کند

شاعری کردن ز ما، زلف رهایش با شما

از ازل تا روز آخر پای پرچم ماندنم‌...

...ابتدایش با تو بود و انتهایش با شما

سینه ها ملکِ تو شد یابن الحسن، آباد کن

سرزمین دل زِ ما، طرحِ بنایش با شما

بین ما و بین رب پرده دری هایی شده

رَبَّنا گفتن ز ما، إغْفِرْ لَنایش با شما

بی رضای تو گناه هیچ کس بخشیده نیست

آه از ما، توبه از ما و رضایش با شما

اذن گریه کردن بر فاطمه با مجتباست

روزی سینه زنی در روضه هایش با شما

همسرش را زد ولی تکلیف حیدر صبر بود

پس جزای سیلی و نارِ جفایش با شما

جان فدا کردن میان لشکرت با نوکران

بستن سربند زرد مرتضایش با شما



موضوع : امام زمان(عج)-مناجات فراق، 

امام زمان(عج)-مناجات


هوا ی عاشقی این روزها چه سنگین است

غروب جمعه بی تو چقدر غمگین است

طلوع جمعه سرم با امید  تو بالاست

غروب جمعه سرم  نا امید  پایین است

اگرچه بال گشودم ولی زمین گیرم

که بالهای فراق تو بار سنگین است

نمک به زخم  دلم گرچه میزند  اما

خیال آمدن  تو همیشه شیرین است

کشیده دوری تو  نقشه ای که  پیرم کرد

ببین به صفحه پیشانی ام پر از چین است

به انتظار تو عمرم به سررسد غم نیست

تورا ندیده , بمیرم همه غمم این است

صبا اگر گذری افتدت به کشور دوست

بگو چقدر به راهش دوچشم مسکین است



موضوع : امام زمان(عج)-مناجات فراق، 

امام زمان(عج)-مناجات


ای که این گنبد نه طاق تو را می خواند

دل شوریده ی عشّاق تو را می خواند

از ازل تا به ابد ، جوهر هستی مهدی

گذر انفس و آفاق تو را می خواند

روزها دیده ی سرگشته تو را می جوید

نیمه شب هر دل مشتاق تو را می خواند

آن قلندر دل سرمست که از خویش برید

گوشه ی معبد اشراق تو را می خواند

رشته ی مهر تو شد پیکره ی حق جویان

خسته ی تشنه ی الحاق تو را می خواند

هر که بر سینه اش از سرِّ وفا گردیده

عکسی از عشق تو الصاق ، تو را می خواند

آستان حرم هجر به تو می بالد

آسمان شب میثاق تو را می خواند

واصلِ میکده ی نور تو را سجده کند

سالکِ لحظه ی احراق تو را می خواند

هم طریقت پی اثبات ،  به تو محتاج است

هم حقیقت پی احقاق ، تو را می خواند



موضوع : امام زمان(عج)-مناجات فراق، 
پنجشنبه 1393/12/7

امام حسین(ع)-مناجات


تاکه روزی گدایان از کریمان میرسد

رزق اشک چشمهای ما فراوان میرسد

هر کجا که روضه باشد فقر ریشه کن شده

مطمئنا بر سر هر سفره ای نان میرسد

فاطمه چشم انتظار یک حسین از سوی ماست

تاکه میخوانم "حسین "از مادرش "جان "میرسد

ما هزار و چهارصد سال است پای پرچمیم

قدمت این نوکری ما به سلمان میرسد

نه فقط ما اهل سنت نیز مدیون تواند

خیر بسیار شما برهر مسلمان میرسد

سرنوشت هرکسی از تو جدا شد آتش است

تو ز قلبش میروی و زود شیطان میرسد

آبرویم پیش مردم از غلامی شماست

مور اینجا رتبه اش تابه سلیمان میرسد

مشکلاتم گرچه بسیار است اما راحتم

تا تو هستی پابه پای درد درمان میرسد

خشکسالی علتش این است کم یاد توایم

یادتو باشیم کل سال باران میرسد

کربلای ما نیابت از علی موسی الرضاست

چون که دعوتنامه از شاه خراسان میرسد

پنجره فولاد او دارالبرات کربلاست

لطف این آقا به ما پیدا و پنهان میرسد

هرچه کنعان گشت دنبال تنت سودی نداشت

آخرش فهمید عطرت  از بیابان میرسد

سهم زینب از سر بر نیزه ات خون دل است

مزد حمل سر ولی بر نیزه داران میرسد

هرچه خواهش کرد سر را دوُر از محمل نکرد

اشک چشمانش اثر بر خنده قاتل نکرد



موضوع : امام حسین(ع)-مناجات، 
پنجشنبه 1393/12/7

به مناسبت سالگرد آتش سوزی خیمه اباعبدالله(ع) در مسجد ارگ


در قنوت بندگی عرض دعا زیباتراست

مرگ اگر باشد میان روضه ها زیباتراست

پس شهادت خواستن پیش خدا زیباتراست

زود گاهی استجابت سهم عابد میشود

روضه عرش و سکوی معراج مسجد میشود

میشود آتش گرفت و دم نزد ما دیده ایم

درمیان شعله ها بردا سلاما دیده ایم

شد محرم فاطمیه داغ زهرا دیده ایم

هر گریزی را که میگفتیم یکجا دیده ایم

آرزوی سوختن کردیم و آخر سوختیم

عاقبت پروانه هارا سوختن آموختیم

جلوه های عاشقی بسیار شد بین نماز

نوبت اثبات عشق یارشد بین نماز

روزه هرگریه کن افطار شد بین نماز

غم سرآمد لحظه ی دیدار شد بین نماز

برسر سجاده ها بودند که گرما رسید

آه خیلی زود این آتش به چادرها رسید

آنطرف تر آتشی آمد به شهپرها گرفت

شعله اش از فضه ها رد شد به قنبرها گرفت

ناگهان دیدند از هرسو به پیکرها گرفت

ازهجوم جمعیت یکباره معبرها گرفت

ازدحامی پشت درها شد ولی در وا نشد

لحظه لحظه روضه برپا شد ولی در وا نشد

رازهای سربه مهری هست بین ما و در

سهم ما از هر دری شد آخرش خون جگر

بسته اش یک درد دارد باز آن درد دگر

ما گله داریم از این باز بودن بیشتر

چرخش لولای درها کاش به داخل نبود

بین دیوار و دری حوریه ای حائل نبود

مسجدی آتش گرفت و کربلا تصویر شد

شعله اش بالا گرفت و خیمه ها تصویرشد

جسم اکبر باز زیر دست و پا تصویرشد

روضه ی زینب جدا آقا جدا تصویرشد

درشب پنجم به عاشورا رسیدن بهتر است

بار عشق یار اینگونه کشیدن بهتر است



موضوع : امام حسین(ع)-مناجات، شهدا و دفاع مقدس، پایگاه تخصصی مدح و مرثیه، 
دوشنبه 1393/12/4

حضرت زینب(س)-مدح و ولادت


آنانكه عاشقند و به شیعه ملقبند

از هدیه های خاص خدایی لبالبند

لیلا اگر كه سر طلبد سر بیاورند

آماده اشاره یك دم از آن لبند

تب میکنند اگر نشود نوکری کنند

از عشق آل فاطمه در تاب در تبند

در زیر بیرق علی و خانواده اش

بالا نشین تر از ملكان  مقربند

آنانكه كه در قبیله حیدر حسینیند

از شیعیان عمه سادات زینبند

هر عاشقی که خون خدا را صدا کند

درعاشقی  به  دخت  علی  اقتدا کند

وقت ظهور فاطمه ای دیگر  آمده

خورشید خانواده حیدر در آمده

بعد از دو شیر مرد علی وار  فاطمی

شیر آمده دوباره ولی  دختر آمده

آیینه در بغل به سخن آمده علی

زینب نگو بگو که خود حیدر آمده

تا اینکه گاهواره او را تکان دهند

مریم کنار آسیه و هاجر آمده

دهر خراب لایق بانوی عرش نیست

تنها به عشق خون خدا خواهر  آمده

ای چشمهای فاطمه بانوی عالمین

با آن تبسم تو نفس میکشد حسین

پلکی زدی و نور خدا انتشار یافت

خورشید زیر سایه پلکت قرار یافت

پلکی زدی کتاب حقایق نوشته شد

حق واژه های  راه علی انتشار یافت

پلکی زدی و باغ و شکوفه درست شد

جنت طراوت از نظر این بهار یافت

پلکی زدی تبسم  سائل شروع شد

با چشم مهربان  تو سائل وقار یافت

پلکی زدی و پلک تو را بوسه زد حسین

آقا برای زندگی اش هم قطار یافت

هر چه برای وصف تو گشتم در عالمین

نام توشد  مساوی با واژه حسین

بانوی آب آینه دلهاست جایتان

بادا تمام ایل و تبارم فدایتان

آنقدر در مقام بلندید مانده ام

دریك غزل چگونه بگویم ثنایتان

باید شبیه سوره كوثر بیاورم

تا اینكه جمله ای بنویسم برایتان

یك جا فقط تیمم ما بهتر از وضوست

انجا كه هست ذره ای از خاك پایتان

هر كس به اشتباه تورا مرتضی شمرد

وقتی  شنید از پس پرده صدایتان

با تو خدا دوبار نشان می دهد خودی

تو آمدی و زینت دوش علی شدی

انداخت سایه بال و پرت روی نه فلک

فرش گدای خانه تو بال هر ملک

شیرینی سرای علی شور فاطمه

داده خدا به سفره مولای ما نمک

در می زنم علی صدقه دست من دهد

در میزنم به  خاطر زینب کمی کمک

روزی  فاطمیه ما دست زینب است

مارا زخیل گریه کنانت نکن الک

بگذار تاکه فاطمیه گریه کن شویم

مارا برای مردن از غم بزن محک

بگذار تابهانه غم دستمان دهیم

بگذار بین آن درو دیوار جان دهیم



موضوع : حضرت زینب(س)، 
دوشنبه 1393/12/4

حضرت زینب(س)-مدح و ولادت


در زمین و آسمان ها خیمه ی شادی به پاست

مٱذنه تا مٱذنه لبریز عطر ربناست

ذکر تعجیل قنوت استجابت آمده

سائلان مژده که حاجات همه امشب رواست

زینت گلخانه ی مولا شکوفا گشته و...

بیت حیدر با شمیم بنت زهرا آشناست

کهنه زخمی که میان سینه ها مانده هنوز

با صدور نسخه ی تکمیلی زینب دواست

معجزه در بین چشمانش تلاطم می کند

خاک با فیض نگاه دختر زهرا طلاست

نام زینب پنج نقطه نور ساطع می کند

یعنی ابن بانو خودش تلفیقی از آل عباست

در شب میلاد غرق رحمت اخت الحسین

بانی عیدی ما قطعا خود خون خداست

بانویی که سفره ی الطاف خود را پهن کرد

خانه ی دل را برای عشق پاکش رهن کرد

با وجود او غم و غصه به آخر می رسد

لطف مادر بیشتر از سوی دختر می رسد

ماهمه از سایلان فیض عام زینبیم

رزق ما از سفره ی بانو مکرر می رسد

دم به دم مشمول لطف دختر زهرا شود

سایلی که خاضعانه پشت این در می رسد

زودتر با دست پر از پیش زینب می رود

محضر او هر کسی با دیده ای تر می رسد

هیبت والای رفتارش به زهرا رفته است

واژه واژه از کلامش عطر مادر می رسد

ذوالفقار خطبه هایش باز قلع و قمع کرد

تا به میدان می رسد انگار حیدر می رسد

مطمینم در شلوغی های روز واقعه

چادر بانو به داد اهل محشر می رسد

مایه ی آرامش جان و دل بی تاب ماست

آسمان ها خاک پای خواهر ارباب ماست

از ازل دستان این سایل دخیل زینب است

تا ابد محتاج لطف بی بدیل زینب است

هر کسی که شد حسینی مطمینا شاکرِ

نغمه ی انا هدیناه السبیل زینب است

اولین گلبانوی دامان زهرا و علی

دومین زهرای این قوم و قبیله زینب است

هرکسی با نام زیبای کسی مٱنوس شد

بر لبان ما فقط ذکر اصیل زینب است

انتظام شعر های دفتر اشعار من

متشکل از همان فرم شکیل زینب است

کوثر کوثر کویر عشق را سیراب کرد

ساغر ما جرعه ای از سلسبیل زینب است

در میان روضه های جانگداز کربلا

گریه هایم نذر آقای قتیل زینب است

هرشب جمعه به یاد روضه های خواهری

گریه می بارم به یاد لحظه های آخری....

که برادر جان من افتاده ای از پا چرا؟؟

مانده ای تنها میان دشتی از غم ها چرا؟؟

تکیه بر نیزه مزن ای تکیه گاه زینبین

روی خاک افتاده ای اینگونه بی سقا چرا؟؟

می روی و خیمه ها می ماند و لشکرکشی...

بی تو من می مانم و این قوم بی پروا چرا؟!

بعد از این پنجاه سالی که کنارم بوده ای

می زنی حرف از جدایی با منِ تنها چرا؟؟

از سر تلّ با دوچشم خیسِ دریا دیده ام

بین گودال عطش..از خون تو...دریاچه را

آنقدر با چشم های نیمه باز خود مگو

"آمدی جانم به قربانت ولی حالا چرا؟؟"

زینت دوش نبی روی زمین جان می دهی

پاره پاره پیکرت پاشیده در صحرا چرا؟؟

وای اگر در روزهای پر خطر زینب نبود

"کربلا در کربلا می ماند اگر زینب نبود"



موضوع : حضرت زینب(س)، 

حضرت زینب(س)-مدح


السلام ای همه ی جلوه ی مادر زینب

فخر پیغمبری و زینت حیدر زینب

می نویسیم فقط نامِ شما را بانو

سطرِ اول، سر هر برگه ی دفتر "زینب"

چه مبارک غزلی گشت و چه فرخنده ردیف

غزلم گشت به نام تو مُعطر زینب

آمدی تا که حسینیه شود سینه ی ما

کائنات است ز نور تو مُنور زینب

وصفِ زینب بنویسیم به اوصافِ حسین...

...یا حسین است به اوصاف، سراسر زینب؟

جلوه کرده است حیا، عفت و صبر و شوکت

رأفت و لطف و شجاعت، همگی در زینب

از شکیبایی ایّوب دگر هیچ نگو

صفت صبر شده وقف فقط بر زینب

تا محبینِ حسینیم یقینا فردا

یادمان هست میان صفِ محشر، زینب

کوریِ دشمن حیدر که اجاقش کور است

دومین شأنِ نزول است به کوثر، زینب

آیت الله ترین مرجع تقلید جهان

اسوه ی خطبه ی هر صاحبِ منبر زینب

در مقامش سر سجاده همین بس باشد

گفت محتاج دعای تو برادر، زینب

مثل زهرا همه جا گرد ولایت چرخید

لحظه ی واقعه چون شیر دلاور زینب

نه فقط کرب و بلا، بین مدینه حتی

همه جا بود فقط حامی رهبر زینب

وای از آن لحظه ی سختی که به صوتی محزون

ناله زد سمت نبی خسته و مضطر زینب

گفت این صید به خون خفته حسین است حسین

ریخت از خاکِ همان بادیه بر سر زینب

وای از شام چه آمد به سرش در این شهر

آتش افتاد به روی نخ معجر... زینب_

_همه جا بود دمش گرم دمش ذکرِ حسین

دم زد از یار فقط تا دمِ آخر زینب



موضوع : حضرت زینب(س)، 

حضرت زینب(س(-مدح


تا که افتاد به این کوچه گذارش محتاج

پر شد از لطف کسی کوله بارش محتاج

جمع کرد آبروی ریخته ای را با لطف

آبرو داد سر داد و هوارش محتاج

شرط بستم سر این دل که بیاید ببرد

عاشق آنست که باشد به قمارش محتاج

پوزه مالیدن من رزق برایم دارد

هرکسی هست بهر حال به کارش محتاج

من خودم میبرمش سمت جهنم فردا

صورتی را که نباشد به غبارش محتاج

انبیا هم به نماز شب او محتاجند

خانوم نافله ها هست هزارش محتاج

سر بازار مرا متهم عشق کنید

کس به اندازه ی من نیست به دارش محتاج

دستگیری تمامی عوامل با اوست

عرش هم برود هست کنارش محتاج

شانه اش کوه رشیدی است که حتی میشد

شیر سرخ عربستان به وقارش محتاج

تا قیامت به پریشانی مویش سوگند

کربلا هست به الطاف مزارش محتاج

متوسل شده یکدگرند این دو حرم

نشده که نشود یار به یارش محتاج 



موضوع : حضرت زینب(س)، 
یکشنبه 1393/12/3

حضرت زینب(س)-مدح


در مدح تو لال می شود هر "غالی"

تو مثل خدا محول الاحوالی

در روز ولادت تو ای خواهر عشق

جای همه ی مدافعانت خالی...



موضوع : حضرت زینب(س)، 

حضرت زینب(س)-مدح و ولادت


به نام آنکه به ما داد، درس ایمان را

همان که زندگی اش زنده کرد انسان را

همان که بر همگان درس عاشقی آموخت

ز دست لیلی و مجنون گرفت میدان را

به نام نامی آن بانویی که با زحمت

نشاند بر لب عالم دم حسین جان را

اگر نبود، نبودیم نوکران حسین

میان سفره ی ما او گذاشت این نان را

همان کسی که همیشه حکایت صبرش

صبور کرد دل مادر شهیدان را

به نام آن زن مرد آفرین کرببلا

همان که از دل ما برد ترس طوفان را

کجاست دشمن شیعه حریف می طلبیم

مرید  حضرت زینب عقیله العربیم

دوباره در دلم آشوب محشر کبراست

چگونه من بنویسم ازآن که بی همتاست

گرفته ام به روی دست کاسه ی چه کنم

و مانده ام که بگویم خدیجه یا زهراست؟

خدا کند که بفهمیم کیست این بانو

شناخت هر که مقامش از اولیاء خداست

نوشته اند که خیلی به مادرش رفته

نوشته اند که خیلی فدائی مولاست

نوشته اند که یک عمر اهل نافله بود

مراد و پیر تمام نماز شب خوان هاست

نوشته اند از آن دم که چشم خود وا کرد

اسیر و عاشق و حیران سید الشهداست

نوشته اند کرامات کوثری دارد

ببین مقام علی را چه دختری دارد

رسیده شیعه به اینجا به همت زینب

زمین حسینیه شد با عنایت زینب

چه با شکوه سپاهی چه لشکری دارد

حسینیان جهانند امت زینب

بزرگ و کوچک عالم ، محرمِ هر سال

شوند راهی روضه به دعوت زینب

هزار طایفه در روز اربعین جا شد

میان کرببلا با کرامت زینب

هزار شکر خدا را که خانواده ی ما

شدند نوکر دربار و رعیت زینب

برای دیدن آن جمعه ی فرج باید

قسم دهیم خدا را به حرمت زینب

اگر نبود کسی سینه زن نبود الان

دلی اسیر حسین و حسن نبود الان

قسم به حرمت چادر سیاهتان بانو

من آمدم بشوم سر به راهتان بانو

بَدَم درست ولی افتخار من این است

گذشت زندگی ام در پناهتان بانو

بده اجازه ای امشب دل مرا خوش کن

که خدمتی بکنم در سپاهتان بانو

خدا کند که مرا بعد مرگ بشناسند

به نام کارگر خیمه گاهتان بانو

خدا کند برسد عقل من به تفسیرِ

قیام کرببلا از نگاهتان بانو

غلام کوچک و پستم بیا بزرگم کن

قسم به جان حسینت رسول ترکم کن

تویی که قبله ی اولاد مرتضی بودی

تویی که فاطمه شهر کربلا بودی

حرام بود نگاهِ به سایه ات حتی

تو یادگاری پیغمبر خدا بودی

تویی که نام شریفت همیشه حرمت داشت

به روی ناقه ی عریان بگو چرا بودی

تویی که بود همیشه حسین همراهت

چه شد که همسفر شمر بی حیا بودی

کسی که خواند تو را خارجی نبود اصلا

در آن زمان که به آغوش مصطفی بودی

به احترام تو باید فرشته گل می ریخت

میان شام چه شد زیر سنگ ها بودی

شکست حرمت بال و پرت زبانم لال

چه آمده به سر معجرت زبانم لال



موضوع : حضرت زینب(س)، 
یکشنبه 1393/12/3

حضرت زینب(س)-مدح و ولادت


می نویسم پس از خدا زینب

جمع اسماء و اسمها زینب

می نویسم که وَالضُحی زینب

ربنا بعد ربنا زینب

ای عطا بخش هل اتی زینب

نام او تا که بر زبان افتاد

کوه برخاست آسمان افتاد

علم از شانه ی یلان افتاد

هرچه سر بود به آستان افتاد

می نویسم که انما... زینب

پنج تن حَبل محکم آوردند

نام او را که با هم آوردند

به زبان اسم اعظم آوردند

واژه ها بعد از آن کم آوردند

همه گفتند یک صدا زینب

مرتضی بعد از این دو کوثر داشت

فاطمه بعد از این دو حیدر داشت

کعبه این دفعه هم ترک برداشت

شور نام حسین بر سر داشت

زینت نام مرتضی زینب

کعبه ی احترامها آمد

قبله گاه پیامها آمد

به قدومش سلامها آمد

عمه جانِ امامها آمد

عمه جان امامها زینب

دست جد مطهرش دادند

تالوای پیمبرش دادند

شیر شد شیر مادرش دادند

خوش به حالش که خواهرش دادند

خوش به حال حسین با زینب

کیست مرد آفرین بنیان کن

کیست مرد آفرین ولیکن زن

در مقامات او فقط ماندن

این جهان لال و آن جهال الکن

مانده وصفش در ابتدا زینب

چادرش را اگر تکان بدهد

شور بر هفت آسمان بدهد

راه را تا خدا نشان بدهد

باید احمد این چنین اذان بدهد

اَشهدُ اَنتِ مِن کسا زینب

حرف تعظیم اوست بسم اله

وقت تکریم اوست بسم اله

جان که تقدیم اوست بسم اله

عشق تسلیم اوست بسم اله

یا وسین است وکافُ یا زینب

سر بلندی دل زِ دولت اوست

کربلا هم رهین همت اوست

گردنش زیر بار منت اوست

همه عالم گواه عصمت اوست

شمع سادات نینوا زینب

به علی رفتهُ علی شده است

سر و پایش سینجلی شده است

مرد نه ،بهترش ولی شده است

به بلاهای حق بلی شده است

یک تنه رفته تا کجا زینب

مریمی در حجابی از نور است

یا که موسی به وادی طور است

یک زن اما به حق سلحشور است

چقدر از مدار ما دور است

كه خدا گفته مرحبا زینب

بال جبریل خاکِ مرکبِ اوست

دو سه نهج البلاغه بر لب اوست

چند منظوبه نقل هر شب اوست

و ابالفضل هم مؤدب اوست

حضرت هیبت و حیا زینب

همه عالم در احتجابش بود

هیبتش حاله ی حجابش بود

یک عشیره در التهابش بود

وعلمدار خود رکابش بود

دارد این گونه کبریا زینب

مثل سرخی کوه پنهان است

گرد باد است مثل کوران است

یک تن اما هزار طوفان است

شاهدم شام شام ویران است

مثل زهراست سر به پا زینب

تازه جلوه نکرده با نامش

کرده دست حسین آرامش

وَرنَه چون خاک می کند گامش

کوفه را با همه برو بامش

گفت حیدر که لافتا زینب

می رود در مقابلش حیدر

دوبرادر کنار این خواهر

پشت سر کوه شرم، آب آور

تا رود شب زیارت مادر

شب و این احترامها؟ زینب

مثل آئینه هست پیش حسین

و حسین آمده است پیش حسین

چشمها را که بست پیش حسین

دل خواهر شکست پیش حسین

رفت آن شب به کربلا زینب

آنهمه احترام را می دید

کوچه و سنگ و بام را می دید

گذر و ازدحام را می دید

اشکهای امام را می دید

چادرش زیر دست و پا زینب



موضوع : حضرت زینب(س)، 

حضرت زینب(س)-مدح


گر چو ماهى به شب تار بر آیى زینب

عاشق خسته كند عقده گشایى زینب

پادشاهى دو عالم به جُویى بفروشد

آنكه در كوى تو آمد به گدایى زینب

غصه جز سینه تو خانه ندارد بى‏بى

عشق را جز دل تو نیست سرایى زینب

خستگان را به قدمگاه شهادت برسان

اى كه ممتازترین راهنمایى زینب

لحظه ی مرگ ندا از دل زارم خیزد

اى گل عاطفه و عشق ، كجایى زینب ؟

منسب نوكرى ام مورد تأیید شود

گر به بالین من خسته بیایى زینب

در نماز غمِ عشاق كه بر سینه زند

كربلا كعبه و تو قبله نمایى زینب

نه فقط بانوى دلهاى حسینى هستى

عصمت اللَّهى و محبوب خدایى زینب

سرخى خون شهیدان ز تو پاینده بُود

كه گل نیلى صحراى بلایى زینب

اُختِ ثاراللهى و بنت ولى اللّهى

عمه ی منتقم آل عبایى زینب

دردِ ما دردِ فراقِ گل زهرا باشد

اى طبیبى كه به هر درد دوایى زینب

دست مجروح پُر از آبله ‏ات بالا كن

بهر تعجیل فرج كن تو دعایى زینب



موضوع : حضرت زینب(س)، 
یکشنبه 1393/12/3

حضرت زینب(س)-ولادت


فکر بِکرم چو زِ هَر دایره پرهیز کند

روی گردان نظر از هر غم ناچیز کند

گوش دل راز مگو بشنود از پردۀ غیب

تا چه مقدار کسی گوش دلی تیز کند

آسمان امشب اگر بارش رحمت ریزد

همره بارش خود زمزمه ای نیز کند

باب رحمت به سرا پرده اگر باز شود

به تُهی دستی دل فاطمه گلریز کند

عارفی نیست که تسبیح بهاران شنود

باز هر دم سخن از زردی پاییز کند

احسن الحال چو از ناحیۀ زینب شد

فرد عصیان زده را عبد سحر خیز کند

هر که دل سوختۀ حضرت زهرا بشود

تازه افروختۀ زینب کبری بشود

پیر شد هر که دل افروختۀ زینب شد

آن دلی سوخت که دل سوختۀ زینب شد

عمر اگر در ره بانوی وفا رفت ز دست

نشد از دست که اندوختۀ زینب شد

هر که شد عبد درش عارفِ بالله اش خوان

که دلش معرفت آموختۀ زینب شد

شده عالم همه حیران حسینش امّا

چشم ارباب کرم دوختۀ زینب شد

آنکه دل را به غم و محنت دنیا نفروخت

تا ابد بندۀ نفروختۀ زینب شد

چه کند شعلۀ محشر به سرا پردۀ دل

که شفیعش جگر سوختۀ زینب شد

چشم ما کاسۀ باب الکرم گریۀ ماست

هر کجا نام وی آید حرم گریۀ ماست

آنکه نام از طرف خالق اعظم دارد

مدح و تمجید ز پیغمبر اکرم دارد

کیست جز حضرت زینب که سرا پردۀ او

حاجبی پاک ، چنان حضرت مریم دارد

زینت نام علی در گرو زینب بود

باب علم است که ابواب مقدم دارد

عقل مات است که عنوان عقیله از چیست؟

جایگاهی است به عصمت که مسلّم دارد

سایۀ فاطمه با هیبتی از نور رسید

رتبه ای خاص در این بیت معظّم دارد

انبیا واسطۀ فیض و بر این در خادم

هر که اینجاست گدا ، فیض دمادم دارد

عبد زینب شده دنیا ز سرش می افتد

آسمانی شود آنکه به درش می افتد

اولیا را همگی روح مناجاتی تو

انبیا را به یقین قبلۀ حاجاتی تو

سرّ مستودع زهرایی و قَدرت مخفی

زین سبب گنج نهان وقت زیاراتی تو

کوه غمها نبرد ذرّه ای از صبر تو را

روح آزادگی و معنی هیهاتی تو

قلّۀ بندگی ات خواسته تا اوج بلاست

می شوی در دل گودال ملاقاتی تو

آری از زندگی ات فتح و ظفر می روید

غم چه زیباست تو را غرق مواساتی تو

طور سینای تجلّی است عبادتگاهت

همچنان فاطمه بانوی عباداتی تو

کوفیان را همه تسخیر کنی با سخنت

آه از آن روز که سرگشتۀ شاماتی تو

شأن والا نسب از بانوی کوثر داری

ذوالفقار سخن از هیبت حیدر داری

عشق را بین که علمدار ترین می آید

اشک را بین که گهر بارترین می آید

شد شریک غم ایام حسینش زینب

عشق را مَحرم و غمخوارترین می آید

بر سر بام فلک نَه ، سر نِی شهر به شهر

ماه را بین که خریدارترین می آید

لشگر غم اگر آید به مبارکبادش

باز در قافله سالار ترین می آید

در زلال نظر پاک حسینش غرق است

کربلا را ز جنان یارترین می آید

آنکه در هاله ای از نور هم افشا نشود

سر بازار گرفتارترین می آید

می سزد بار ولایت به امانت دستش

سوی مظلوم مددکارترین می آید

این مؤنث شده پیغمبر امداد حسین

هر کجا رفته حرم ساخته از یاد حسین

***

از وبلاگ حاج محمود ‍ژولیده



موضوع : حضرت زینب(س)، 
یکشنبه 1393/12/3

حضرت زینب(س)-مدح و ولادت


عاشق طواف کعبه ی آمال می کند

اخلاص را چکیده ی اعمال می کند

عاشق شراب می چکد از دیده ی ترش

با گریه مست می شود و حال می کند

دیوانه ی حسین شدن اوج بندگی ست

این کار را عقیله ی این آل می کند

زینب همان کسی ست که نام معظمش

هر قامت الف شده را دال می کند

شاگردی کنیز خدا را نموده است

این راه را چو فاطمه دنبال می کند

آنجا که جبرییل امین هم حجاب بود

او سجده روی تربت گودال می کند

اشک از رزق اعظم و رزاق زینب ست

فرمانروای کشور عشاق زینب ست

ما را خدا ز حاصل زینب دُرُست کرد

از خورده هایی از دل زینب دُرُست کرد

دلواپس ادامه ی راه حسین بود

ما را خدا مقابل زینب دُرُست کرد

در پاسخ حسین که من اشک مومنم

بنیاد گریه را دل زینب دُرُست کرد

خلاق روزگار گِل هرچه گریه کن

با اشک های نازل زینب دُرُست کرد

عشاق سرشکسته ی بازار عشق را

از چوبه های محمل زینب دُرُست کرد

هرگز کسی حقیقت او را ندیده است

نور عظیم حائل زینب دُرُست کرد

نور حسین شد همه جا بحر او حجاب

مسطوره بود و عابده ی آل بوتراب

وقتی نماز شب که به حال قیام بود

مانند کعبه جلوه ی نورش تمام بود

پنجاه و هفت سال ز هر کجا گذر نمود

گرم طواف او سه امام بود

پای حسین زندگی خویش را گذاشت

او در مسیر عاشقیش مستدام بود

جایی که احترام به او وحی نازل است

در پیش پای او قیام نکردن حرام بود

گرچه علی شهیده ی خود زنده کرده است

دانی که فرق زینب و حیدر کدام بود

او از تن بدون سری حرف می کِشید

با حنجره بریده شده هم کلام بود

عقل این زبان بسته به زنجیر میکشد

ورنه مسیر عشق به تکفیر میکشد

آیین دار صبر خدا دخت حیدرست

زهرای روزگار تجلی کوثرست

گویند در حدیث کساء نیست نام او

زینب همان عبای یمانی دلبرست

زینب خلاصه ی همه ی پنج تن شده

شأن و مقام و مرتبه اش فوق باورست

زینب غریب آمد و زینب غریب رفت

آری ظهور جلوه ی او روز محشرست

یک یاحسین گفت سپاهی عقب کِشید

خاتون خانواده یفتاح حیدرست

در کربلاست معجر او مُحی  الحسین

تنها گواه گفته ی من نعش اکبرست

داده نجات با نفسش نُه امام را

تا دید روی ناقه امامی که مضطرست

ما قائلیم یک تنه او یک سپاه بود

دعوای عصر روز دهم پای معجرست

این روزها که بیت علی ریخته بهم

با دستهای کوچک خود یار مادرست

با دستمال خیس کمی پاک می کند

خون آبه راکه بر لب بیمار بسترست

با فضه گفت هر چه سر مادر آمده

تقصیر داغ بودن مسمار آن دَر ست



موضوع : حضرت زینب(س)، 
یکشنبه 1393/12/3

حضرت زینب(س)-ولادت


زیبایی دریاست در اعماق نگاهش

این دختر آرام و صبوری كه رسیده

از شوق ، علی سفره به اندازه یك شهر

انداخت ، به شكرانه ی نوری كه رسیده

 

كاشانه ی اهل دل و میخانه ی هستی

دنیا و سماوات و عوالم همه روشن

عطر خوش او پر شده در شهر مدینه

به به چه گلی ! چشم و دلت فاطمه روشن

 

لبخند نشسته به لب حضرت ساقی

مرضیه دلش وا شده از دیدن دختر

تا آمده لبریز شده چشمه ی تسنیم

كامل شده با آیه ی او سوره ی كوثر

 

بی تاب شدی ، دختر مهتاب رخ عشق !

بارانی اشك است چرا صورت ماهت ؟

گریانی و پیش كسی آرام نداری

دنبال كدام آیت حق است نگاهت ؟

 

باران بهاری شده ای دختر حیدر

زهرا چه كند گریه تو بند بیاید

باید كه بگویند كنار تو حسینت

تا شاد شوی ، با گل و لبخند بیاید

 

همسایه ندیده به خدا سایه ای از تو

تمثیل حیایی تو و تندیس وقاری

پیداست ولی دختر سردار حنینی

از شور كلام و دل شیری كه تو داری

 

شعر شب میلاد تو هم پر شده از اشك

بانو ! چه كنم روی دلم سوی فرات است

جز اشك چه گویم كه همه هستی عالم

عشق تو ، حسین تو ، قتیل العبرات است

 

اینقدر نریز اشك ، صبوری كن و بگذار

هر قطره ی این اشك برای تو بماند

وقتی شب باریدن اشك است كه مادر

در گوش تو لالایی پرواز بخواند

 

یك روز بیاید كه پدر را تو ببینی

با چشم پر از اشك در آن غسل شبانه

با چادر خاكی برود مادر و فردا

با چادر كوچك بشوی خانم خانه

 

یك روز بیاید كه حسن را تو ببینی

با اشك بشوید تن پاك پدرش را

فردا خود او بی رمق و رنگ پریده

در تشت بریزد قطعات جگرش را

 

روزی برسد ، ... كاش كه می شد نرسید ... نه

آن لحظه ی سنگین خداحافظی از یار

ای كاش كه هرگز به سراغ تو نیاید

تا پیرهن كهنه بخواهد ز تو دلدار

 

آن لحظه نیاید كه تو باشی و بیفتد

آن سایه ی سر ، بی سر و بی سایه به صحرا

ناموس خدا باشی و بر ناقه ی عریان

بنشینی و یك شهر بیاید به تماشا



موضوع : حضرت زینب(س)، 

حضرت زینب(س(-مدح


روزها را با توسل کردنم شب می‌کنم

دارم از این ناحیه خود را مقرب می‌کنم

خلق تحویلم نمی‌گیرند، تحویلم بگیر

تو که تحویلم نمی گیری همه‌ش تب می‌کنم

عقل را از بارگاه عشق بیرون کرده‌اند

خویش را دارم به دیوانه ملقب می‌کنم

اختیار "عبد" یا "رب" را به دست من دهند

اختیارا خویش را عبد و تو را رب می‌کنم

من که عادت کرده‌ام شب‌ها به درس عاشقی

روزها فکر فرار از دست مکتب می‌کنم

دبشبم از دست رفت و حسرتش را می‌خورم

گرچه امشب آمدم گریه به دیشب می‌کنم

گفت کارت چیست گفتم چند سالی می‌شود

کفش‌های گریه کن‌ها را مرتب می‌کنم

من تمام خلق را یک روز عاشق می‌کنم

من تمام شهر را از تو لبالب می‌کنم

هر سحر از پنج‌تن، گریه تقاضا کرده‌ام

هر چه را دادند یکجا خرج زینب می‌کنم



موضوع : حضرت زینب(س)، 

حضرت زینب(س(-مدح


بیا ای دل به درد شیعه درمان می کند زینب

حسینش داده دم معجز نمایان می کند زینب

اگر با نیت فیض آمدی طوبا به اقبالت

تو را بر سفره عباس مهمان می کند زینب

من ازقطره کمم اما به دریا ناز خواهم کرد

که موربی بضاعت را سلیمان می کند زینب

پیام زینبیه این بود بعد از صد وده قرن

یزیدی مسلکان را خانه ویران می کند زینب

معین عترت است این محیی آیات عاشورا

چو زهرا مادرش تبلیغ قرآن می کند زینب

هراس افتاده بر قلب یهوداز قهر حزب الله

که یاری بر کفن پوشان لبنان می کند زینب

الا سرباز عاشورا بگو لبیک یازینب

اگر مشکل به کارت هست آسان می کند زینب



موضوع : حضرت زینب(س)، 
یکشنبه 1393/12/3

حضرت زینب(س)-مدح


به سمت خلق نرو جلوه ی تو ربانیست

نصیب قلب تو از زندگی پریشانیست..

سکوت گرچه نشان است بر نجابت زن

صدای خسته ی تو حجت مسلمانیست

شکوه شمس به تابیدن پس از ابرست

بتاب گرچه هوای دل تو بارانیست

به ریزه خواری خوان کرامت تو خوشم

که موری در تو برتر از سلیمانیست

حریم قرب ندارد حساب فقر و غنا

دراین حریم اطاعت کمال سلطانیست

مفسران پی تفسیر خطبه های تواند

که جمله جمله ی آن آیه های قرآنیست

کسی ندید چهل روز بی قراری تو

که اجر داغ به این غصه های پنهانیست

به پای فضل تو موسی به لکنت افتاده

کمی زمدح تو بی یی مسیح درمانیست

نظر بحال گدا کردن از کرامت توست

نشسته بر سر این سفره در پی نانیست

نم وضوی نمازت حیات آب بقا

نوشتن از حسناتت بضاعت ما نیست

پناه عالمیان در پناه چادر توست

یقین زمین و زمان در پناه چادر توست



موضوع : حضرت زینب(س)، 
یکشنبه 1393/12/3

حضرت زینب(س)-مدح


باز در این هوای روح افزا

بِسم زیبای زینب کبری

لب گشایم به مدح دخت علی

آینه دار زهره ی زهرا

پیش رو، کاغذ و قلم در دست

متحیر نشسته ام اینجا

مانده ام از کجا شروع کنم

شعر، بیمار و قافیه تنگ است

مدح، بسیار و قدر، نا پیدا

مدح آن بی نظیرِ بی همتا

قلمم بشکند! چه میگویم؟

من کجا ... وصف دختر طاها؟!

من که نه ...کار انبیا هم نیست

وحی باید بیاید از بالا

باید او را چو مادرش خوانم:

السلام علیک یا "دریا"

السلام ای دعای خیر رسول

زینت بیت حضرت مولا

مثل زهرا امانتت داده

چند روزی خدا به این دنیا

نام تو مشق شام جبرائیل

رویت آذین ساق عرش خدا

شام... یعنی که: "رو بگیری تو"

روز... یعنی: "رخت شود پیدا"

عفّتت را خدا کند تسبیح

ای ثریّا نشین عاشورا

هر نخ چادر تو حبلِ متین

تشنه ی معجر تو حجب و حیا

روضه خوانِ غمِ تو ابراهیم

مستمند دعای تو عیسی

گریه هامان بضاعتی مزجات

ای عزیز علی !  تَصَدَّقنا

گوشه چشمت، مسبّب الأسباب

سجده آرید یا أولی الألباب



موضوع : حضرت زینب(س)، 
یکشنبه 1393/12/3

حضرت زینب(س)-ولادت


ای یاد تو قد قامت «قول» ست و “قصیده

نام تو تجلّای عقیق ست و عقیده

عنوان تو نورست که از نور می‌آید

تصویر تو «ماه» ست که از «مِهر» دمیده

ای وصف تو دریا به کفِ دست گرفتن!

ای دیدن رویِ تو «ملاقات  “دو دیده!

توفان به نگاه تو امان‌نامه گرفته

ای خشم تو زانوی زمین‌لرزه بریده!

هنگام اذان ست و تو ناموس اذانی

نام تو بلندست در این عرش خمیده

مثل تو کسی جانب حق را نگرفته

مثل تو کسی «دار اَناالحق» نخریده

مثل تو کسی مَحرم اسرار نگشته

مثل تو کسی میوه‌ی ممنوعه نچیده

مثل تو کسی «دَم» نزد از «خونِ» سرِ نور

مثل تو کسی سر نزد از سمت سپیده

مثل تو کسی در جلووِ مرگ ناِستاد

مثل تو کسی پشتِ سرِ خون ندویده

در حادثه تنها سفرِ عشق، دمشق ست

بر جاده‌ی باران‌زده از خونِ چکیده

 

با قافله‌ای از سر و با پای برهنه

با روح پُر از آبله با جسم تکیده

یك سلسله كوه از كمر و ریشه می‌انداخت

توفان بلایی كه به سمتِ تو وزیده

دل‌ها همه دستِ تو اسیرند و در این دشت

جان‌ها همه پایِ تو شهیدند، شهیده!

خون، ریخته در صحنه‌ی چشمان تو كه انگار

مَی ریخته در صحن مصلّای سپیده

یک چلّه به اشک آمد و یک چلّه به خون خُفت

«چشمی که تو را دیده و چشمی که ندیده»

شامات غریبانه‌ی ما با تو سحر شد

در سینه‌ی ما دل به هوای تو تپیده

ای پاک‌تر از پاک‌تر از پاک‌تر از پاک!

ای صبح‌تر از صبح‌تر از صبحِ رسیده!

ما را چه به توفیق ملاقات تو خاتون!؟

با چشم، در آورده و با نای بریده



موضوع : حضرت زینب(س)، 
یکشنبه 1393/12/3

حضرت زینب(س)-روز پرستار


ای داده به خلق درس بیداری را

آموخته ای به سینه غمخواری را

گردید سرافراز دو عالم زینب

هرکس ز تو آموخت پرستاری را



موضوع : حضرت زینب(س)، 
یکشنبه 1393/12/3

حضرت زینب(س)-ولادت


امشب که از شکوفه ی باران لبالب است

امشب دلم به تاب و سرم گرم این تب است

شمع است و شاهد است و شرابی که بر لب است

شور است و مستی است و شبی عشق مشرب است

شامی که روشنایی روز است امشب است

امشب شب ملیکه ی دادار زینب است

این جلوه جلوه های شبی بی کرانه است

این جذبه جذبه ی حرمی پر نشانه است

این سجده سجده بر قدمی جاودانه است

این شعله شعله ی نفسی عاشقانه است

از هر لبی که می شنوی این ترانه است

عالم محیط و نقطه ی پرگار زینب است

چشمی گشود و چشم شقایق به خواب شد

نوری دمید و قبله ی هر آفتاب شد

سِّری رسید و معنی ام الکتاب شد

زیباترین  دعای علی مستجاب شد

زهراست این که در دل گهواره قاب شد

امشب تمام گرمی بازار زینب است

بر عرش دست سبز نبی تا که جا گرفت

نورش زمین و هرچه زمان را فرا گرفت

حتی بهشت سرمه ازآن خاک پا گرفت

از عطر دامنش همه جا روشنا گرفت

آئینه ای مقابل رویش خدا گرفت

تصویر جلوه های خدا وار زینب است

این کیست اینکه سجده کند عشق در برش

این کیست این که سینه درد در برابرش

این کیست این که از جلوات مطهرش

عالم نبود غیر غباری به محضرش

فرموده از برکاتش برادرش

آئینه دار حیدر کرار زینب است

تا کوچه اش قبیله ی لیلا ادامه داشت

تا خانه اش گدایی عیسی ادامه داشت

در چشم او طلالوء دریا ادامه داشت

در قامتش قیامت مولا ادامه داشت

زینب نبود حضرت زهرا ادامه داشت

خاتون خانه دار دو دلدار زینب است

سوگند بر شکوه دل مرتضایی اش

سوگند بر تقدس کرببلایی اش

سوگند بر نماز شب کبریایی اش

بر ریشه های چادر سبز خدایی اش

تا روز حشر کعبه ی ایثار زینب است

سر چشمه های پُر تپش کوهسار از اوست

دریا از اوست جذبه هر آبشار از اوست

تیغ کلام حیدری اش آبدار از اوست

آری تمام هیمنه ی ذوالفقار از اوست

تفسیر آیه های غم و انتظار از اوست

از کربلا بپرس علمدار زینب است

آن شانه ی صبور صبوری ز ما ربود

وان قامت غیور قیامت به پا نمود

یک شیر زن حماسه ی عباس را سرورد

با دست خویش بیرق کرببلا گشود

بر بالهای زخمی اش افسوس جا نبود

غم را بگو بیا که خریدار زینب است

پشتش شکست بسکه بر او آسمان گریست

حتی به حال روز دلش بی امان گریست

آرام بین حلقه ی نامحرمان گریست

از خنده های حرمله و ساربان گریست

بر گیسوان شعله ور کودکان گریست

شرح حدیث کوچه و بازار زینب است



موضوع : حضرت زینب(س)، 

حضرت زینب(س)-ولادت


امشب خدا مهر و قمر را اختری داد

خمخانه ناب ولا  راساغری داد

بحر سخاوت را ثمینه گوهری داد

حجب و حیا را بار دیگر مظهری داد

بر ام اب از سوی حق زین اب آمد

زینت فزای عرش اعلا زینب آمد

شد زینت آغوش زهرا دختری ناز

منظومه دلدادگی و مخزن راز

دریای احساس و نماد صبر و اعجاز

کو از ازل شد با غم و اندوه دمساز

سرمست از فیض وجودش عالم عشق

گلبوسه می گیرد ز رویش خاتم عشق

آرام می گیرد جهانی در پناهش

در جستجوی دلبری باشد نگاهش

بی تاب دیداراست رخسار چو ماهش

زمزم روان شد از دو چشمان سیاهش

هر چند بر اهل ولا او نور عین است

لیک از ازل دلداه روی حسین است

تا دید روی ماه دلبر خنده سر داد

از راز خود اینگونه عالم را خبر داد

یک عالمه تفسیر در این مختصر داد

نخل امید و آرزوی  او ثمر داد

یک روح اما در دو پیکر شد پدیدار

این عاشق و معشوق را حق شد خریدار

آری چو زینب دلبری دیگر نیاید

در ماسوا چون او دگر خواهر نیاید

از مادر گیتی چو او دختر نیاید

داغ و مصائب را چو او مادر نیاید

طاهر چه گوید از جلال و قدر زینب

شد عالمی مدحت سرا از بهر زینب



موضوع : حضرت زینب(س)، 

حضرت زینب(س)-ولادت


باز عالم پر ز غوغاى كه شد ؟

باز دلها مست و شیداى كه شد ؟

باز گوش اهل دل پر زمزمه

از طنینِ شور و آواى كه شد ؟

باز سر دارد هواى عاشقى

طالب روى دل آراى كه شد ؟

باز دیده سوى دامم مى‏كشد

پایبند چشم گیراى كه شد ؟

باز دل سرشار از شوق كه شد

باز این ویرانه مأواى كه شد ؟

دل به شوق از یاد زینب آمده

تهنیت میلاد زینب آمده

آمد آن ‏بانو كه ‏فخر هر زن ‏است

هر دلى با ذكر نامش گلشن ‏است

روح تاریك همه سر گشتگان

در شعاع نور عشقش روشن ‏است

نام زینب لرزه بر دل افكند

غیر آن دل كه ز سنگ و آهن ‏است

گفت‏ خیرالناس امر واجبى

احترام او به هر مرد و زن است

كسیت زینب ؟ جلوه عشق خدا

عشق او سرمایه دین من است

هست سرى منجلى در روح او

جمع زهرا و على در روح او

هیچ گنجى با غمت ‏هم پایه ‏نسیت

غیرعشقت ‏شیعه ‏را سرمایه ‏نیست

خواست دل آید به زیر سایه‏ات

دید اما نور حق را سایه نیست

غیر تو كه شیر زهرا خورده‏اى

هیچ كس با فاطمه هم پایه نیست

غیر نام دلربایت زینبا

در كتاب عشق حیدر آیه نیست

غیر اشكى كه نثارت مى‏كنم

عاشق بى ‏مایه ‏ات را مایه نسیت

عزت حیدر مدد كن عاشقت

دختر كوثر مدد كن عاشقت

اى درخشنده ‏تر از الماسها

اى صفا بخش وجود یاسها

اى تجلى امامت در زنان

مایه ی ترس على نشناسها

حوریان از درك تو عاجز همه

كى شناسندت یقین خناسها ؟

لطف تو شد شامل هر شیعه‏اى

اى صفا بخشیده بر احساسها

عبد زینب واقعاً عبد خداست

مدعى بگذار این وسواسها

خسته بال دام عشقِ زینبم

من پرستوىِ دمشق زینبم

اى خدا من دوستدار زینبم

خسته جانم جان نثار زینبم

سالها پرسه به كویش مى‏زنم

كوچه گرد و خاكسار زینبم

مى‏تپد در سینه دل با یاد او

دردمند و بیقرار زینبم

كاش بودم من كبوتر اى خدا

تا نمایى همجوار زینبم

در دم مرگم سوى شامم كشید

آن زمان در انتظار زینبم

كاش من قربان زینب مى‏ شدم

خادم طفلان زینب مى ‏شدم



موضوع : حضرت زینب(س)، 
جمعه 1393/12/1

امام زمان(عج)-مناجات-دعای عهد


خواب ای خواب سرگران برخیز، دو سه تا پلک تا سحر مانده

تازه یک صبح رفته از «عهد»ت، سی‌ونُه فرصتِ دگر مانده

با شما دستِ «یا علی» دادم، با همان دست‌های نامرئی

که چهل صبح عاشقت باشم، با همین چشم‌های درمانده

آه ای «طَلْعَةُ‌ألرَّشیدة‌»ی من!، زودتر «غُرَّةُ‌ألْحَمیدة»ی من!

پای بگذار روی دیده‌ٔ من، که فقط از من این‌قَدَر مانده

که فقط از منِ بدونِ شما، مانده در امتدادِ زندگی‌ام

گام‌هایی که جاده را بلَدند، دست‌هایی که بر کمر مانده

تو چه خواندی که هرچه باران‌ست، چشم‌های تو را نمی‌بارد

تو کجایی که باد هم حتّی از تو عمری‌ست بی خبر مانده

صبح، صبحِ چهلّمِ این عهد، حتم دارم که می‌رسی از راه

صبحِ آن چلّه... آه! یک طرف و... سی‌ونُه صبحِ پشتِ سر مانده

آخرِ گریه‌های این عهدست، می‌زنم باز روی زانویم

ألْعَجَل ألْعَجَل! شتاب کنید! مُردم ای مردِ در سفر مانده!



موضوع : امام زمان(عج)-مناجات فراق، 
پنجشنبه 1393/11/30

امام حسین(ع)-مناجات


عاشقی که نیست حیران تو، حیران میشود

خواه یا ناخواه، خواهانِ بیابان میشود

هر که بین ره پشیمان شد ز عاشق بودنش

از پشیمان بودنش حتماً پشیمان میشود

در بیابان طلب خار که بودن مطرح است

خار، خارِ گل نشد خارِ مغیلان میشود

وصل یا هجران تماماً بستگی دارد به تو

تو بخواهی هجر، وصل و وصل، هجران میشود

نامهام را دیدم و پشت شما مخفی شدم

طفل، وقتی که گناهی کرد پنهان میشود

گیسویِ آشفتهات حال مرا آشفته کرد

با پریشان هر که میگردد پریشان میشود

گر تو باشی و نباشد هیچکس در محضرت

کوچههای مصر هم مانند کنعان میشود

خادمانت هم اولی الفیضاند و حاجت میدهند

با کریمان هر که بنشست  از کریمان میشود

من سگِ آلودهام امّا پناهنده شدم

کهف اگر کهفِ تو باشد سگ هم، انسان میشود

من که گریان نیستم یعنی که عاشق نیستم

ورنه عاشق مثل طفلان زود گریان میشود

رزق تو از هر طرف باشد معانیاش یکیست

نان اگر از هر طرف خوانده شود نان میشود

با کریمان گشتن و آدم شدن، دشوار نیست

چه کسی گفته نخواهد شد، به قرآن میشود

خاک پای گُل شدن از بهترین حاجات ماست

خاک عاشق بعد مردن خاکِ گلدان میشود

کیسه بر شانه بیانداز و به هر جا سر بزن

آب و نانی جمع کن دارد زمستان میشود

من نمیدانم چرا هر وقت که تب میکنم

مادرم پا میشود رو به خراسان میشود

درد بسیار است امّا به طبیبان سر نزن

دردها با یا ابا الفضل است درمان میشود

بردن این مشک که کار من بى دست نیست

 کور شد وقتى گره ، محتاج دندان می شود



موضوع : امام حسین(ع)-مناجات، 


( کل صحن های حسینیه : 334 )    1   2   3   4   5   6   7   ...   


درباره حسینیه


سلام!به پایگاه فرهنگی هیات «مکتب الشهداء تهرانسر» خوش آمدید...
×××
برای ارتباط با ما می توانید از طریق آدرسmotallebi64@gmail.com اقدام فرمایید.
×××
برای شرکت در کارگاه مجازی شعر آیینی حسینیه می تونید به آدرس ذیل مراجعه کنید:
hosenih.mihanblog.com/post/3201
×××
آدرس پایگاه اطلاع رسانی هیات مکتب الشهداء-تهرانسر:
maktab-shohada.mihanblog.com

مدیر وبلاگ : شاهد
آمار زائرین حسینیه
  • زائرین امروز :
  • زائرین دیروز :
  • زائرین این ماه :
  • زائرین ماه قبل :
  • کل زائرین :
  • تعداد کل اشعار :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
پایگاه های مدح و مرثیه
لوگوها

 پایگاه تخصصی مدح و مرثیه

 پایگاه تخصصی روضه و مقتل

 پایگاه نوحه و سبک های مداحی

کتاب موبایل حسینیه-مدح و مرثیه

 پایگاه اطلاع رسانی هیات مکتب الشهداء-تهرانسر

 کارگاه مجازی شعر آیینی حسینیه

 اشعار استاد علی اکبر لطیفیان

 پایگاه شارژ فرهنگی

 قرارگاه-پایگاه فرهنگی هیئت مکتب الشهداء
پایگاه مرجع و جامع محصولات و تولیدات دفاع از دستاوردهای هسته‌ای





Powered by WebGozar