حسینیه پایگاه تخصصی مدح و مرثیه
جهت دسترسی آسان به اشعار مورد نظر، از فهرست موضوعات استفاده کنید
موضوعات اشعار

بسم‌الله الرحمن الرحیم

قابل توجه زائرین گرامی، همزمان با ثبت اشعار در پایگاه حسینیه، کانال رسمی "حسینیه"  نیز به روز خواهد شد.

 با عضویت در این کانال، آخرین اشعار ثبت شده در "پایگاه حسینیه" را از طریق نرم‌افزار تلگرام، بر روی موبایل و تبلت و کامپیوتر خود دریافت نمایید.

لینک عضویت در  کانال رسمی حسینیه  hosenih@  و  https://telegram.me/hosenih می‌باشد که می‌توانید ضمن عضویت در کانال، از همین طریق دوستان خود را نیز برای عضویت دعوت فرمایید.

متاسفانه عده ای با استفاده از نام حسینیه،در تلگرام کانال شعر اهل بیت(ع) تاسیس کرده اند و در حال سوء استفاده از این نام می باشند؛

 آدرس‌ها و عناوین مشابه، مطلقا مورد تایید نمی‌باشند.





موضوع : اطلاعیه و اخبار حسینیه، 
پنجشنبه 1395/04/24

امام حسین(ع)-شهادت


به این دلیل که می زد پیامبر بوسه

گرفت تیغ از این جا شدیدتر بوسه

برای اینکه نبرّند ظهر روز دهم

گرفته است از این حنجر این قدر بوسه

همیشه بوسه نشان خوشی ست ایندفعه

از اتفاق بدی می دهد خبر بوسه

از اتفاق بدی مثل ظهر در گودال

از اتفاق بدی مثل تیغ،سر،بوسه

از اتفاق بد خیزران ،لب و دندان

که داده اند به هم بین تشت زر بوسه

به کربلاست که رویانده از لب شمشیر

به شانه های ابالفضل بال و پر بوسه

به کربلاست که حتی در اوج جنگ و گریز

گرفته است پدر از لب پسر بوسه

به کربلاست که تیر سه شعبه ثابت کرد

همیشه فاجعه ای هست پشت هر بوسه

به کربلاست که تیغ وضوگرفته به خون

تمام جسم تو را غرق کرد در بوسه

وَهر کسی که به این خاک پا گذاشته است

می آورد به تبرّک از این سفر بوسه



موضوع : شهادت امام حسین(ع)، شام غریبان، 
پنجشنبه 1395/04/24

اهل بیت(علیهم السلام)-مدح


محبت علی و فاطمه ، حسین و حسن

محبتی که پدر داده یادمان این است

محبتی که سرانجام در حساب و کتاب

رسد به روز قیامت به دادِمان  این است

فقط ز درسِ الفبا  " حُ سِ ی ن " را بلدیم

هزار شکر که سطح سوادمان این است

چه فرق می کند اصلاً عجم ، عرب ، غیره ...

که اهل روضه شدیم و نژادمان این است

یکی زیارت دنیا یکی شفاعت حشر

تمام خواهشِ دلهای خادمان این است

بقیع می شود آباد مثل کرببلا

خدا گواست که ما اعتقادمان این است

***

با تشکر از شاعر گرامی



موضوع : مدح و مناجات با اهل بیت(ع)، 
سه شنبه 1395/04/22

به مناسبت سالروز تخریب بقیع


تاکه ذهنم از مدینه مشهدی دیگر بسازد

بهتر است این شهر را از هرکجا بهتر بسازد

مثل فتح مکه درتغییر این بارِ مدینه

طرح را احمد بیارد شهر راحیدر بسازد

ازحسن دارالکَرَم محراب رابا نام سجاد

بین صحن باقر و صادق دوتا منبر بسازد

احتمالا بین صحن فاطمه باگریه حیدر

جای سقّاخانه حوضی بهتراز کوثر بسازد

احتمالا از پر جبریل باشد سنگفرشش

کفشداری حرم را هم فقط قنبر بسازد

حضرت عباس هم مثل ضریح خویش ای کاش

بارگاهی هم برای حضرت مادر بسازد

باید از خرمای نخلستان میثم«سازگاری»؛

هی تناول کرده وازمزّه اش دفتربسازد

چون حسینیه بناگردد دراینجا باید این خاک؛

بعد از این باروضه ی سخت علی اکبر بسازد

چارتا گنبد، رواق وصحن ها، بااین مضامین؛

یک نفر باید«مدینه شهر پیغمبر»بسازد

روضه شداین شعر وقتی در ورودی نخستش؛

ازهمان کوچه علی بانام زهرا در بسازد

کاشکی این مرتبه در سمت کوچه بازگردد

کاش حیدر میخ را باضربه ای بی سر بسازد  



موضوع : قبرستان بقیع، 

محکومیت حقوق های نجومی


از کیسه ی نام این و آن میخوردید

از خالی دست دیگران میخوردید

یک عده پی نان شب خود بودند

روزی که به نرخ روز، نان میخوردید!



موضوع : فرهنگی، اجتماعی و سیاسی، 
سه شنبه 1395/04/22

به مناسبت سالروز تخریب بقیع


ایستاده ملت ایران، چو کوه

با صَلابت، با شجاعت، با شکوه

ملتی یکپارچه، یکدست، ناب

همچو سایه، هم مسیرِ آفتاب

میرود هر جا که فرماید، ولی

پا نَهد هر جا که بردارد، علی

از شبی که انفجار نور شد

گوئیا موسی به کوه طور شد

پرچم فتح و ظفر آمد بدست

پشتِ استکبار را ایران شکست

ملتی گمنام، صاحب نام شد

پیشتازِ اُمت اسلام شد

ایستاده اُمتِ برخاسته

تا برآورده شود، هر خواسته

پس فراخوان! نسلِ اسماعیل را

محو کن از قدس، اسرائیل را

قبل از آن قومِ دروغینِ یهود

منهدم باید شود آل سعود

عن قریب ایران برآرد در حجاز

پرچم اسلام را در اهتزاز

از مدینه پنج نوبت پُر خروش

در أذان نام علی آید بگوش

این خبر آنروز می پیچد سریع:

صحن جامع افتتاح شد در بقیع

دیدنی گردد در آن، دارُالحسن

راهپیماییِّ زُوّارُالحسن

اربعین تا آخرِ ماه صفر

یک دهه شور و دم و فتح و ظفر

راستی؛ چه شور و شِینی میشود

با حسن عالم حسینی میشود

انتظار این است؛ هم عهدی کنیم

یاریِ صوتِ اَناالمهدی کنیم

این صَلا، گُل میکند در عالمین

مهدی اَم من، یالِثاراةَ َالحسین 



موضوع : قبرستان بقیع، 
سه شنبه 1395/04/22

به مناسبت سالروز تخریب بقیع


فرق دارد جلوه اش در ظاهر و معنا حرم

گاه شادی، گاه غم دارد برای ما حرم

کل معصومین معز المؤمنین در عالم اند

قبرشان قبله است حالا بی حرم یا با حرم

یک حرم در زینبیه یک حرم در شهر قم

یک طرف زائر فراوان یک طرف تنها حرم

مرتضی و فاطمه از هر نظر مثل هم اند

هست تنها فرق بین حیدر و زهرا حرم

اوج غربت در کدامین داغ معنا می شود

اینکه شاهی از کفن محروم باشد یا حرم؟

فکر کن سبط نبی، حتی ندارد سنگ قبر

خادم فرزند او دارد در این دنیا حرم

شادی واهی کنید امروز را وهابیون

چون که میسازیم با قتل شما، فردا حرم

در مدینه کاخ ها با خاک یکسان می شوند

بعد از آن از دور چون دُر می شود پیدا حرم

گاه معنای حرم هرگز ضریح و بقعه نیست

داشت تعبیری دگر در روز عاشورا حرم

یک سوی زینب حرم یک سوی دیگر قتلگاه

پیر شد در رفت و آمد های مقتل تا حرم

ناله میزد مادری با اشک واویلا حسین

ناله میزد خواهری با اشک واویلا حرم



موضوع : قبرستان بقیع، 

عید سعید فطر-بصیرت-انقلاب


یک ماه جرعه جرعه تو را یاد کرده‌ایم

دل را به اشتیاق تو آباد کرده‌ایم

یک ماه دست‌های دعا بوده‌ایم ما

یک ماه میهمان خدا بوده‌ایم ما

یک ماه، ماه دیده و خورشید دیده‌ایم

یک ماه از تو گفته و از تو شنیده‌ایم

ماهی که رفت ماه شگفت جهادهاست

آری، نبرد، روزه و افطار، فتح ماست

از تابش نماز علی ماه روشن است

در نور خطبه‌های ولی راه روشن است

با دشمنان بگو، هوس خام کرده‌اند

بیهوده رو به لشکر اسلام کرده‌اند

حاشا که بیم حمله احزابمان بَرَد

حاشا که پشت سنگر خود خوابمان بَرَد

ما وارثان سلسله‌های رشادتیم

ما راهیان قافله‌های شهادتیم

با ما فقط حساب تفنگ و خشاب نیست

با ماست آنچه قدرت آن در حساب نیست

بنگر که خون روان شده از کربلا به شام

آخر تمام می‌شود این کار ناتمام

گیریم دشمن است چو عمرو بن عبدود

این نسل حیدر است که از راه می‌رسد

بوی ظهور می‌رسد، ایمان، وطن شده‌ست

این لشکر علی‌ست که خیبرشکن شده‌ست

هر چند شعب از دم احمد بهشت ماست

این بار فتح خیبر نو، سرنوشت ماست

بدر است ماه و حضرت خورشید می‌رسد

بدر است ماه و عاقبت آن عید می‌رسد

بدر است ماه و می‌رسد آن عیدِ عیدها

بدر است ماه‌ها همه با این شهیدها

تحریم و بیم کی به دل ما اثر کند؟

کی وسوسه ز کوی دل ما گذر کند؟

ای در صف نبرد نشسته دو دل مباش

دریا ببین و بسته‌ی این آب و گل مباش

ای در صف نبرد نشسته به پا بایست

چون مردهای مرد در این کربلا بایست

ای در صف نبرد! به میدان شتاب کن

قدری به جای گفتن یا لیتنا بایست

دنیا و اهل آن همه گر مانعت شوند

چون حر غیور باش و برای خدا بایست

وای تو گر امید ببندی به شرق و غرب

با قبله باش و بر سر این مدعا بایست

با دشمنان صریح چو شمشیر دم بزن

هرکس اسیر فتنه شد او را قلم بزن

پایت اسیر دست عصای کسان مباد

دستت به پای خواهش از این و از آن مباد

جز آفتاب پابه‌رکاب کسی مباش

هم‌آسمان پر زدن کرکسی مباش

بر خان خائنان به جُوِی نان رضا مده

این نان بهانه‌ای‌ست به اینان بها مده

برخی چه لقمه‌ها که گلوگیر می‌خورند

خوبان ولی به شام بلا تیر می‌خورند

اهل رفاه و بزم که در ناز و نعمتند

کی غمگسار ملت و کی اهل خدمتند؟

دیروز خرده کاسب تحریم بوده‌اند

امروز نیز کاسب تسلیم و ذلتند

سرمست از حقوق نجومی خویشتن

آخر چگونه در طلب حق ملتند؟

ای دوستان که در صف اول نشسته‌اید!

مردم هنوز چشم به راه عدالتند

این مردم صبور که در پای انقلاب

خون داده‌اند و اهل جهاد و رشادتند

این مردم صبور که تحریم دشمنان

از ره نبردشان و هنوز اهل غیرتند

آسان به کف نیامده این عشق و اعتماد

بر ریشه‌های باورشان تیشه‌ای مباد

ای دوستان که در صف اول نشسته‌اید!

اینک شما و عهد عظیمی که بسته‌اید

ناگفته ماند حرف بلندی که روشن است

ایمان مدافع است که این خاک، ایمن است

این آتش فتاده به دنیا گواه ماست

جان مدافعان حرم جان‌پناه ماست

بنگر به شور و شوق جوانان به شهرها

جام شهادتی زده بر جام زهرها

با برق تیغ، هیبت شب را شکسته‌ایم

حاشا که بشنود کسی از پا نشسته‌ایم

ما را سر قمار به دین و وطن مباد

ما را سر معامله با اهرمن مباد

چشم طمع به چشمۀ خورشید بسته‌اند

دیگر بس است هرچه که پیمان شکسته‌اند..

این خیرگی به کوریشان ختم می‌شود

این تیرگی به صبح امان ختم می‌شود

این دست دوستی که دراز است سویمان

دست دسیسه است از این قوم بی‌گمان

در راه عشق تکیه به خود کی کنیم ما؟

تکرار زخم‌های اُحُد کی کنیم ما؟

شمشیر از نیام، چو رهبر کشیده‌ایم

فریاد فتح، از دل سنگر کشیده‌ایم

"عید است و آخر گل و یاران در انتظار"

عید است و عید نیست مرا غیر روی یار

"دل بر گرفته بودم از ایام گل ولی

کاری بکرد همت پاکان روزه دار"

عید است، عید ماه خدا، ماه رحمت است

عید است و عید در نظر ما شهادت است

روی شهید، معنی عید است شک مکن

این عید مادران شهید است شک نکن

عید است، عید زنده شدن، عید انتخاب

این عید همسران صبوری‌ست چون رباب

عید است چشم روشنی عاشقان ببر

خوبان زکات فطریه جان می‌دهند و سر

عید است و کاش طاعت ما هم شود قبول

ما تشنه حسین شماییم یا رسول

ما را دوباره رخصت کرببلا دهید

این عید هم برات زیارت به ما دهید



موضوع : عید فطر، فرهنگی، اجتماعی و سیاسی، 
سه شنبه 1395/04/22

به مناسبت سالروز تخریب بقیع


همیشه خاکی صحن غریب‌ها بد نیست

بقیع، پنجره دارد اگرچه مشهد نیست

چه دست‌ها که رسیده‌ست تا بقیع از دور

که قد کشیدن زائر به قامت و قد نیست

نه صحن مانده، نه ایوان، نه آینه، نه رواق

اگرچه خاک، دلیل نبود مرقد نیست

همیشه حس زیارت حرم نمی‌خواهد

که گاه عرض ارادت به رفت و آمد نیست

برای بودن در زیر آفتاب اینجا

میان ماندن و رفتن کسی مردد نیست

دعای سوته دلان مستجاب، خواهد شد

در این حرم که اجابت به طاق و  گنبد نیست

بقیع، خاکی عشق است پس بگو شاعر

اگر به شوق ضریح آمده، نیاید، نیست



موضوع : قبرستان بقیع، 

عفاف و حجاب


گر زن به حجاب خویش مستور شود

از دیدۀ آلوده و بد دور شود

نیکوست برای زن که الگو گیرد

از فاطمه، تا آیه‌ای از نور شود

***

حضرت فاطمه (علیهاالسلام):

خَیْرٌ لِلنِّسَاءِ أَنْ لَا یَرَیْنَ الرِّجَالَ وَ لَا یَرَاهُنَّ الرِّجَالُ

برای زنان نیکوست که نه مردان نامحرم را ببینند و نه مردان نامحرم آن‌ها را ببینند.

كشف الغمة، ج‏۱، ص۴۶۶؛ بحار الأنوار، ج۴۳، ص۵۴



موضوع :
سه شنبه 1395/04/22

به مناسبت سالروز تخریب بقیع


عمریست به شیعیان حسادت دارند

بدجور به یکدگر شباهت دارند

از کوچه و از بقیع دانستم که

اینها به خراب کردن عادت دارند

***

از اینهمه خوب در جهان خوب تری

مرغوب تری اگر که مخروب تری

تاکور شود هر آنکه نتواند دید

بی گنبد و بی ضریح محبوب تری

***

اینها که همیشه جنگ را باخته اند

تخریب کنند گوئیا ساخته اند

زود است که بشنویم درشهر رسول

بین الحرمین راه انداخته‌اند

***

از آنهمه خاک انتخابت کردند

پس منشاء اینهمه ثوابت کردند

گاهی سبب خیر، عدو خواهد شد

آباد شدی چونکه خرابت کردند



موضوع : قبرستان بقیع، 
سه شنبه 1395/04/22

به مناسبت سالروز تخریب بقیع


گلویم خشک از بغض است و چشمانم ز باران تر

پریشان است احوال من از حالی پریشان تر

مزار جانشینیان نبی را بی نشان کردند

و می دانند خود را از مسلمانان مسلمان تر

گمان ذره ها خاموشی خورشید بود اما

نفهمیدند بیش از پیش می گردی فروزان تر

ولی می بینم این بدکارها از کار خود روزی

پشیمانند این دنیا و آن دنیا پشیمان تر

دلت آرامگاه پنج جنت آفرین باشد

ندیدم هیچ جا را از بهشت تو گلستان تر

تو را قدری نهان است ای زمین خاکی یثرب

ولیکن در وجود خاکیت قدریست پنهان تر

رسیده زائری بی جان که جان گیرد ز دیدارت

چه می بیند که برمی گردد از پیش تو بی جان تر

تو می باری به حال زائر و زائر به حال تو

تو از دل می شوی ویران تر و دل از تو ویران تر

برایت خواب ها دیدیم روزی آستانت را

بنا خواهیم کرد از طوس هم حتی چراغان تر



موضوع : قبرستان بقیع، 
سه شنبه 1395/04/22

به مناسبت سالروز تخریب بقیع


غبار صحن تو بر درد جان دواست بقیع!

خرابه‌های تو، باغِ‌ بهشتِ ماست، بقیع!

تو هم چو فاطمه در شهر خویش تنهایی

غریبی و، همه كس با تو آشناست، بقیع!

اگر چه روی به كعبه نماز می‌خوانیم

تو قبله دلِ مایی، خدا گواست، بقیع!

به آن چهار امامی كه در بغل داری

برای ما حَرَمت مثل كربلاست بقیع!

به یاد چهار پسر، در كنار چار مزار

هنوز ناله اُمُّ البنین به پاست، بقیع!

علی نگفت، به جان علی قسم، تو بگو

كه قبرِ گمشدۀ فاطمه كجاست بقیع؟

هنوز نالۀ زهراست از مدینه بلند

هنوز لرزه بر اندامِ مجتبی‌ست بقیع!

قوی‌ترین سندِ غربت علی در تو

عِذار نیلیِ ناموسِ كبریاست، بقیع!



موضوع : قبرستان بقیع، 
سه شنبه 1395/04/22

به مناسبت سالروز تخریب بقیع


در آفتاب تو انوار کبریاست مدینه

به سویت از همه سو چشم انبیاست مدینه

اگر چه غریبی نشسته بر در و بامت

هماره با دل ما نامت آشناست مدینه

تو همچو حلقه ی انگشتر و نگین شریفت

تن مقدس پیغمبر خداست مدینه

به بیت فاطمه و باب جبرئیل تو سوگند

تو قبله ی دل مایی خدا گواست مدینه

به هر طرف که نهم روی خویش روی دل

به مسجد الّنبی و مسجد قباست مدینه

هنوز چشم تو محو است بر نماز محمّد

هنوز بانگ بلالت به گوش ماست مدینه

هنوز از جگر نخل سبزهای تو بر پا

صدای ناله ی العفو مرتضاست مدینه

هنوز از نفس جبرئیل، گوش دلت را

نوای روح برانگیز هل اتاست مدینه

نیازمند به ناز طبیب نیست وجودم

که در نسیم مسیحایی ات شفاست مدینه

کجا به خاک بقیعت نشسته یوسف زهرا؟

که گرم زمزمه و ناله ی دعاست مدینه

به اشک دیده ی مهدی به خون سینه ی زهرا

مزار فاطمه و محسنش کجاست مدینه؟

صدای ناله ای از کوچه می رسد به گمانم

صدای ناله ی جانسوز مجتباست مدینه

چرا خراب نگشتی در آن غروب غم افزا؟

که فاطمه زخدا مرگ خویش خواست مدینه

به آفتاب تو نقش است جای ضربت سیلی

که روز تو چو شب تیره غم افزاست مدینه

سئوال میکنم از تو بگو به حق پیمبر

به روی فاطمه سیلی زدن رواست مدینه؟

سرشک دیده ی مولا گذشت از سر هستی

اگر چه گریه ی او در تو بی صداست مدینه



موضوع : قبرستان بقیع، 
سه شنبه 1395/04/22

به مناسبت سالروز تخریب بقیع


بقیعا السلام ای تربت عشق

سلام ای بارگاه غربت عشق

سلام ای خاک پاکت نورباران

سلام ای مرقد زهرا تباران

سلام ای مهد زوار خدایی

انیس دردهای مجتبائی

سلام ای ناظر تبلی السرائر

دلیل غربت سجاد و باقر

سلام ای قبله دلهای عاشق

سلام ای بوستان پاک صادق

چرا ای بقعه بی شمع چراغی

نگیرد از تو جز شیعه سراغی

فدای آن زمین و آسمانت

که چندین گنج داری در نهانت

که گفته بارگاهت خشت خشت است

که خاکت بهتر از باغ بهشت است

تو باب باب جبریل امینی

زیارتخانه ام البنینی

نشان از عطرو بوی یاس داری

که در خود ریشه عباس داری

گلی که می دهد بوی علی کیست؟

گلی جز فاطمه بنت اسد نیست

انیس گنبد خضرا تو هستی

قرین تربت زهراتو هستی

تو سفره دار مهمانی عزیزی

غبار مهدوی بر سر بریزی

کنی هر روز و شب تجدید عهدی

به یک بوسه زخاک پای مهدی

بقیعا در دل شهر مدینه

تویی تنها انیس زخم سینه

تو تنها شاهد صوت الحزینی

شنیدی نالۀ فضه خذینی

بده اذن دخولی تا بیائیم

به مژگان آب و جارویت نمائیم



موضوع : قبرستان بقیع، 
سه شنبه 1395/04/22

به مناسبت سالروز تخریب بقیع


بر دشمنان عترت و قرآن هماره

در هر نفس نفرین و لعن بی شماره

اینان که بدتر از نصارا و یهودند

فرزند شیطان، خصم دین، آل سعودند

بر مکتب اسلام و ایمان حمله کردند

با آیه ی قرآن به قرآن حمله کردند

اینان نه یک مذهب که یک حزب پلیدند

نسل ابوسفیان و مروان و یزیدند

دل هایشان از تیره گی پر، خالی از نور

چشمانشان در این جهان و آن جهان کور

بر آل یاسین ظلم، از حد بیش کردند

تفسیر قرآن را به رأی خویش کردند

خصم خدا، خصم نبی، خصم کتابند

از کفرشان سنّی و شیعه در عذابند

گویند مشرک زائر ختم رسل را

خوانند مرده از جهالت عقل کل را

در چاه جهل و تیره گی ماندند، ماندند

گویی به عمر خویشتن قرآن نخواندند

یعقوب کز بوی پسر قلبش صفا یافت

چشم وی از پیراهن یوسف شفا یافت

آن تکه ی چوبی که موسی را عصا شد

هم بحر را بشکافت و هم اژدها شد

روزی که عیسی مرده گان را زنده می کرد

بر جهل این اشتر چران ها خنده می کرد

رو تیره، دیده کور، دل، آلوده و چرک

از پای تا سر کفر و از پا تا به سر شرک

بوزینه هایی بر فراز منبر وحی

یار شیاطین دشمن پیغمبر وحی

بر تربت پاک امامان حمله کردند

خواندند قرآن و به قرآن حمله کردند

در بغض اولاد علی بیداد کردند

اسلاف خود را در شقاوت یاد کردند

با دست آن پرورده های دست شیطان

شد تربت پاک حسن با خاک یکسان

کُشتند با دعویّ دین یاران دین را

کردند ویران قبر زین العابدین را

پنجم امام ما که جان ما نثارش

گردید با سطح زمین یکسان مزارش

آمد جسارت بر کتاب ناطق ما

ویرانه شد قبر امام صادق ما

دادند پاداش امیرالمؤمنین را

کردند ویران مرقد امّ البنین را

قبر شهیدان اُحد ویرانه گردید

شهر مدینه سر به سر غم خانه گردید

ویران شد از بیداد آن قوم ستم گر

قبر اُمّ و ابن و اب و عمّ پیمبر

ای کافران، اجر رسول الله این بود

یا احترام آن زیارتگاه این بود؟

لعن ابد را تا ابد بر خود خریدید

الحق که یکسر آل مروان و یزیدید

صد شکر کان جا قبر زهرا بی نشان بود

از دیده ی ناپاک ناپاکان نهان بود

ورنه از این بیدادگران حرامی

می شد به ناموس خدا بی احترامی

اسلاف این نامردها با تازیانه

کُشتند ناموس ولایت را به خانه

آتش زدند از راه کین بیت الولا را

بیت الولا نه خیمه های کربلا را

اجداد اینان در سقیفه عهد بستند

پیشانی فرزند زهرا را شکستند

اسلاف این ناپاک خنجر کشیدند

سر از تن فرزند پیغمبر بریدند

اینان همه مغضوب زهرای بتول اند

ملعون قرآن و خداوند و رسول اند

دائم به قرآن حمله ور با نام قرآن

چون غُدّه روییدند بر اندام قرآن

یارب به پیشانیّ مجروح پیمبر

یارب به قرآن و به زهرا وحیدر

یارب به خون اوّلین یار ولایت

تنهاترین قربانی دار ولایت

یارب به رازی که علی با چاه گفته

یارب به غم هایی که او در دل نهفته

یارب به باغ حیدر و یاس کبودش

یارب به آن بیتی که بالا رفت دودش

تا آتش قلب محبّان را نشاید

تا انتقام آل عصمت را ستاند

رخت فرج بر قامت مهدی بپوشان

بر تشنه گان، جام وصالش را بنوشان



موضوع : قبرستان بقیع، 
سه شنبه 1395/04/22

به مناسبت سالروز تخریب بقیع


آید آنروز که آییم به ایوان طلات

با چراغ و علم و پرچم و گلدان طلات

چارده صحن بسازیم برای حرمت

چارده باب شود باز به دالان طلات

اسم هر باب بنام یکی از معصومین

زینت سر در هر باب به عنوان طلات

وسط صحن که افتد حرم پیغمبر

دور تا دور بسازیم شبستان طلات

صوت منصور شود نذر کمیل سحرت

چارده صحن کند پخش ز رضوان طلات

سی شب ماه مبارک حرمت می چسبد

هر سحر روضه یاس است و گلستان طلات

تازه آنجاست که ما روضه مادر داریم

پشت هر در سخن از غنچه پرپر داریم



موضوع : قبرستان بقیع، 
سه شنبه 1395/04/22

به مناسبت سالروز تخریب بقیع


آتش بزن ای غم تمام پیکرم را

لبریز کن از خون دل و چشم ترم را

ای آه و ناله راه بغضم را بگیرید

تا پنجۀ بغضی نگیرد حنجرم را

خانه خرابم کرد سیل اشک ، وقتی

کردم نظاره تربت پیغمبرم را

بگذار تا از غربت زهرا  بکوبم

بر پنجره های بقیع او سرم را

ای کاش چون پروانه ای در ماتم او

آتش بسوزاند همه بال و پرم را

اینجا چرا گلچین به گل زد تازیانه

این غم شراره زد دل غم پرورم را

هرگز نمی بخشم تو را شهر مدینه

من در کجا جویم مزار مادرم را

آتش مزن بردفتر شعر "وفائی"

ای اشک غم رنگین نمودی دفترم را



موضوع : قبرستان بقیع، 
سه شنبه 1395/04/22

به مناسبت سالروز تخریب بقیع


اینجا نشانی از نگاه آشنایی نیست

یا از صدای آشنایی، ردّپایی نیست

طوفانی از اندوه، دلتنگی، پریشانی

جاری‌ست در این دشت، اما ناخدایی نیست

مرزی فراتر از زمین و آسمان دارد

بی وسعت این خاک، گویا ماورایی نیست!

قندیل آه عاشقان، فانوس شرم ماه

مشتی ستاره، بیش از اینش روشنایی نیست

در غربت این دشت، اما آنچه می‌پیچد

تنها هیاهوی سکوت است و صدایی نیست

هریک بقیع کوچکی در سینه‌مان داریم

مائیم و اندوهی که آن را آشنایی نیست

بر شانه‌های غربت ما، زخم می‌روید

زخمی که او را ابتدا و انتهایی نیست

مائیم و، ارث چارده قرنِ عزا، آری!

غمگین‌تر از این قصه، گویا ماجرایی نیست

در شعله‌های شرم می‌پیچم که می‌بینم

شعرم به یاد غربتش، شعر رسایی نیست...



موضوع : قبرستان بقیع، 
دوشنبه 1395/04/21

به مناسبت سالروز تخریب بقیع


این چار مزار نور، جان شیعه است

منظومه خورشید نشان شیعه است

این بقعه ی توحید، بقیع دل ماست

گلدسته ی این حرم زبان شیعه است



موضوع : قبرستان بقیع، 
دوشنبه 1395/04/21

به مناسبت سالروز تخریب بقیع


ای مدینه جلوگاه کبریا

ای تجلی گاه انوار خدا

ای مدینه ای تو مشکوی بهشت

عطر خاکت خوشتر از بوی بهشت

ای زمینت لاله زار اهلبیت

ای امین و راز دار اهلبیت

ای حریمت قبله گاه اهل دل

ای نسیمت با رگ جان متصل

ای به گِردَت  کعبۀ دل در طواف

خفته در تو اسوۀ شرم و عفاف

در تو خورشید نبوت خفته است

درتو ناموس ولایت خفته است

"نقش هستی نقشی از ایوان توست"

"آب و باد و خاک سرگردان توست"

ای گلستان گل و آلاله ها

ای نیستان تمام ناله ها

ای وصیتنامۀ درد علی

نخل هایت دست پرورد علی

ای مدینه جانِ جان ما توئی

آیه های صبر را معنا توئی

ناله های مرتضی در گوش توست

هستی او خفته درآغوش توست

لب گشا از محنت زهرا بگو

از غم و درد علی با ما بگو

فاش کن آن گوهر ناسفته را

راز های گفته و ناگفته را

گرکه عمری سخت پابند توام

چون «وفائی» آرزومند توام



موضوع : قبرستان بقیع، 
دوشنبه 1395/04/21

به مناسبت سالروز تخریب بقیع


ای اهل دل را جنّة الاعلا مدینه

باز آمدم آغوش خود بگشا مدینه

آغوش بگشا کز رضا باشد سلامم

بر تربت گمگشتۀ زهرا مدینه

آغوش بگشا تا ز باب جبرئیلت

آیم حضور خواجۀ اسری مدینه

آغوش بگشا تا کنم با چشم گریان

گمگشتۀ سادات را پیدا مدینه

آغوش بگشا تا کنار قبر زهرا

گریم به یاد گریۀ مولا مدینه

آغوش بگشا تا پر پرواز گیرم

گردم به دور قُبّة الخضرا مدینه

آغوش بگشا تا کنم تشییع در شب

با شیر حق تابوت زهرا را مدینه

آغوش بگشا تا به دیوار بقیعت

صورت گذارم با تن تنها مدینه

آغوش بگشا تا بسوزم در بقیعت

چون شمع سوزان در دل شبها مدینه

آغوش بگشا تا کنار چار قبرت

از اشگ گردد دیده ام دریا مدینه

آغوش بگشا تا ستون توبه ات را

گیرم به بر با گریه و نجوا مدینه

آغوش بگشا تا به قبر حمزه گریم

بر غربت انسیّة الحورا مدینه

آغوش بگشا تا بگریم در دل شب

مثل علی در دامن صحرا مدینه

آغوش بگشا و بگو از خانۀ وحی

دود از چه رو شد بر فلک بالا مدینه

آغوش بگشا و بگو حامّی حیدر

افتاد پشت در چرا از پا مدینه

"میثم" سؤالی دارد از تو پاسخش ده

زهرا کجا و سیلی اعدا مدینه؟



موضوع : قبرستان بقیع، 
دوشنبه 1395/04/21

به مناسبت سالروز تخریب بقیع


اشکم به رخ، خونم به دل، آهم به سینه است

ای زائرین، ای زائرین این جا مدینه است

شهری که خاکش آبرو بخشد به جنّت

شهر محمّد شهر قرآن، شهر عترت

در هر وجب صدها چراغ راه دارد

نقش از قدم های رسول الله دارد

ای جا محمّد عالمی را رهبری کرد

هم یار امّت بود و هم پیغمبری کرد

ای جا ستمکاران کافر عهد بستند

پیشانی و دندان پیغمبر شکستند

این جا شرار آه جبریل امین ریخت

خون از سر و روی محمّد بر زمین ریخت

این جا علی پروانه سان گرد پیمبر

گردید تا آمد نور زخمش به پیکر

این جا دل پیغمبر اسلام خون شد

این جا جگر از پهلوی حمزه برون شد

این جا محمّد داغها بر سینه اش ماند

زنگ غم و اندوه بر آئینه اش ماند

این جا قدم بر عرش اعلامی گذارید

چون پا به جای پای زهرا می گذارید

این جا مراد از قبّة الخضراء بگیرید

این جا سراغ از تربت زهرا بگیرید

این جاست کعبه نه، زکعبه بهتر این جاست

هم فاطمه هم تربت پیغمبر این جاست

آوای وحی آید زدیوار رفیعش

هم باب جبرائیل و هم باب البقیعش

در بین آن محراب و منبر جا بگیرید

بوسه زقبر مخفی زهرا بگیرید

گلزار وحی و روضۀ طاهاست این جا

آتش گرفته خانۀ زهراست این جا

پشت در این خانه نزدیک همین قبر

زهرا کتک خورد و علی بگریست چون ابر

خورشید در این کوچه ها گردید نیلی

بلبل سراپا سوخته گل خورد سیلی

این جا امیرالمؤمنین را دست بستند

تا با لگد پهلوی زهرا را شکستند

این جا کشیده بر فلک آتش زبانه

این جا گلی پرپر شده با تازیانه

این جا به زیر پای مردم کوثر افتاد

تنهای تنها فاطمه پشت در اوفتاد

پیوسته چشم شیعه اینجا خون فشان است

زیرا زیارتگاه قبری بی نشان است

قبری که هر قلبی بیاد او کباب است

قبری که تنها زائر او آفتاب است

قبری غریب و بی رواق و بی نشانه

بر خاک آن صورت نهد طفلی شبانه

قبری که مخفی در دل تنگ زمین است

خاکش گل از اشک امیرالمؤمنین است

قبری که ما گشتیم و پیدایش نکردیم

از دور هم حتی تماشایش نکردیم

این قبر، قبر دختر پیغمبر ماست

با آن که پیدا نیست چون جان در بر ماست

این قبر احمد، این بقیع و قبرهایش

گلهای پرپر گشته اما با صفایش

آن فاطمه بنت اسد آن ام عباس

این قبر ابراهیم، احمد را گل یاس

این مجتبی این قبر بی شمع و چراغش

این سید سجاد با آن درد و داغش

این باقر و این صادق آل محمّد

این قبر عباس آن عموی پیر احمد

این قبرها را یک به یک دیدیم اما

یابن الحسن، یابن الحسن، کو قبر زهرا

این جا محمّد رازها در پرده دارد

این جا امیرالمؤمنین گُم کرده دارد

این جا شرار، از سینۀ عالم برآید

جا دارد ار جان از تن میثم برآید



موضوع : قبرستان بقیع، 
دوشنبه 1395/04/21

عفاف و حجاب


درد بسیار است و درمانش کجاست

با که باید گفت، در این جامعه

آه باید گفت ،می ترسم شود

ضایعه تبدیل بر یک فاجعه

 

جامعه از بی حجابی پرشده

چشمۀ غیرت مگر خشکیده است

زین همه بی دردی و بی غیرتی

از رگ هر شیعه خون جوشیده است

 

دل که از گرد گنه گردد سیاه

زندگی را بر سیاهی می برد

عاقبت ای سیل ویرانگر بدان

هستی ات را تا تباهی می برد

 

شرم می آید مرا اما بدان

بی حجابی شیوۀ حیوانی است

پوشش زیبای ایمان و شرف

بهترین تصویری از انسانی است

 

مکتب ما درس عزت می دهد

خواهر من بی حجابی ذلت است

قیمت گوهربدست گوهری است

ارزش هر زن حجاب و عفت است

 

گفت پیغمبر که در راه خدا

هرکه کوشد حق نویدش می دهد

هر زنی که پایبند عفت است

لطف حق اجر شهیدش می دهد

 

خواهرم باید چنین باور کنی

چادر تو انزوا، پاگیر نیست

تا کجا رفتی نمی دانم ولی

زود  اگر برگردی از ره، دیر نیست

 

ای مسلمان در پناه اهلبیت

خویش را بر حکم دین تسلیم کن

کار و رفتار و حجاب خویش را

خوب با احکام دین تنظیم کن

 

گر برای خویش خیری خواستی

این دعا ی تو برای ما همه است

ای مسلمان از پی هرکس مرو

بهترین الگوی هر زن فاطمه است

 

هیچ میدانی که بهر حفظ دین

درد هایی روز و شب زهرا کشید

فاطمه  در راه این روشنگری

پشت در فریاد واویلا کشید

 

زینبش شد قافله سالار نور

آه را بر اشکهای گرم بست

با کلام و خطبه های آتشین

راه را برمردم بی شرم بست

 

آه ،در بین هیاهوهای جنگ

درتهاجم بر حریم خیمه ها

کودکی با گریه می گفت عمه جان

معجری داری برای سر مرا

 

هیچ میدانی حسین بن علی

آنکه با خون، عزم دشمن را شکست

با ورود اهلبیت او به شام

چشم خود را در میان تشت بست

 

با چنین احوال من شرمنده ام

منت از اشک ندامت می کشم

ای «وفایی» لب فرو بند و مگو

دیگر از مهدی خجالت می کشم



موضوع :
دوشنبه 1395/04/21

عفاف و حجاب


وقتی حجاب از منظر مادر می افتد

حجب و حیا هم از سر دختر می افتد

شرمنده ایم از چادر خاکی زهرا

امروز اگر چادر زیاد از سر می افتد



موضوع :
دوشنبه 1395/04/21

محکومیت حقوق های نجومی


این یک، مشغول خوردن و بردن شد

آن، مسئول شکم در آوردن شد!

در عهد بخور بخور نخوردن جرم است

تکلیف من و تو خون دل خوردن شد

***

این بسته کمر یکسره در خدمت ما

آن خسته جگر در طلب راحت ما

از «عدل» هزار قصه گفتند ولی

جز «قسط» نشد آخر سر قسمت ما!

***

کی موسم پژمردنشان می آید؟

پایان دل آزردنشان می آید؟

دیدیم زمین خواری شان را یا رب!

کی روز زمین خوردنشان می آید؟



موضوع : فرهنگی، اجتماعی و سیاسی، 
دوشنبه 1395/04/21

عفاف و حجاب


زیر عبای شب بپوشان قرص ماهت را

فرمانده ی اسرار !...پنهان کن سپاهت را

کم نیستی!  بانوی قصر امپراطوری!

نگذار  سربازان برنجانند شاهت را

با احترام آمد زمین، شهزاده ی باران

تا که ببوسد گوشه ی چادر سیاهت را

رد شو...چنان قدیسه ای در بارگاه قدس

چون حضرت زهرا نظر کرده است راهت را

تو حُرمتی داری که تنها بین این تَن ها،

آیینه میبیند فقط عمق نگاهت را



موضوع :
دوشنبه 1395/04/21

عفاف و حجاب


روی هرچی به غیر از عشق

می بندی نگاهت رو

کسی جز آینه،کامل

ندیده روی ماهت رو

 

تو با آرامشت، امروز

یه دنیا رو تکون میدی

توی هر فتح، با چادر

حضورت رو نشون میدی

 

خدا میخواس توی دنیا

تو کاملتر بشی...آره!

حجابت آبرو داده

به هرکی كه دوسِت داره

 

خیابونای رنگی باز

پر از حسِّ دل آشوبه

تو این آشفتگی، واسم

بهشت چادرت خوبه

 

مث گل های مصنوعی

دروغه خیلی از عشقا...

تو اما یاس سجاده!

پر از عطری...پر از زهرا



موضوع :
دوشنبه 1395/04/21

عفاف و حجاب


چادرت ای ماه من! آغاز صبحی دیگر است

ابروانت زیر ابر روسری زیباتر است

سخت گیری نیست چادر!...ابتدای راحتی ست

دخترم! این بهترین ارثیه ی یک مادر است

مادر ما حضرت زهراست! باور کردنی ست

مادری که از همه زن های این عالم سر است

کودکی را زینبی باش...آخرش با فاطمه!

از همین حالا حجاب تو ،جهاد اکبر است

چادرت دارد زمین را آب و جارو میکند!

میهمانت آمد از راه. .. آسمان پشت در است!



موضوع :
سه شنبه 1395/04/15

محکومیت حقوق های نجومی


این یک، مشغول خوردن و بردن شد

آن، مسئول شکم در آوردن شد!

در عهد بخور بخور نخوردن جرم است

تکلیف من و تو خون دل خوردن شد

***

این بسته کمر یکسره در خدمت ما

آن خسته جگر در طلب راحت ما

از «عدل» هزار قصه گفتند ولی

جز «قسط» نشد آخر سر قسمت ما!

***

کی موسم پژمردنشان می آید؟

پایان دل آزردنشان می آید؟

دیدیم زمین خواری شان را یا رب!

کی روز زمین خوردنشان می آید؟



موضوع : فرهنگی، اجتماعی و سیاسی، 


( کل صحن های حسینیه : 399 )    1   2   3   4   5   6   7   ...   


درباره حسینیه


به پایگاه فرهنگی هیات «مکتب الشهداء تهرانسر» خوش آمدید
×××
برای ارتباط با ما می توانید از طریق آدرس motallebi64@gmail.com اقدام فرمایید

آدرس پایگاه اطلاع رسانی هیات مکتب الشهداء-تهرانسر:
maktab-shohada.mihanblog.com
×××
هر کس که مقرب است در فکر بلاست
آواره شدن قاعده ی عشق خداست
"مهدی مطلبی"پرید اما باز
در صحن "حسینیه" ی او "روضه"بپاست

مدیر وبلاگ : شاهد
آمار زائرین حسینیه
  • زائرین امروز :
  • زائرین دیروز :
  • زائرین این ماه :
  • زائرین ماه قبل :
  • کل زائرین :
  • تعداد کل اشعار :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
پایگاه های مدح و مرثیه
لوگوها

 پایگاه تخصصی مدح و مرثیه

 پایگاه تخصصی روضه و مقتل

 پایگاه نوحه و سبک های مداحی

کتاب موبایل حسینیه-مدح و مرثیه

 پایگاه اطلاع رسانی هیات مکتب الشهداء-تهرانسر

 کارگاه مجازی شعر آیینی حسینیه

 اشعار استاد علی اکبر لطیفیان

 قرارگاه-پایگاه فرهنگی هیئت مکتب الشهداء