حسینیه پایگاه تخصصی مدح و مرثیه
جهت دسترسی آسان به اشعار مورد نظر از فهرست موضوعات استفاده کنید
موضوعات اشعار

با سلام و قبولی طاعات و عبادات، برای دسترسی آسان به اشعار مناسبت های پیش رو از لینک های زیر استفاده نمایید:


مناجات با خدا


ولادت امام حسن مجتبی(ع)


شهادت امیرالمومنین(ع)



التماس دعا



موضوع : پایگاه تخصصی مدح و مرثیه، 
پنجشنبه 1393/04/26

امام زمان(عج)-مناجات-شب بیستم


بیست شب هم سپری شد خبری از تو نشد

از اَجَل یك خبری شد، خبری از تو نشد

هر كه را می نگرم سهمی از این سفره گرفت

سهمِ ما خونجگری شد، خبری از تو نشد

غالباً پشتِ درِ بسته خبرهائی هست

كارمان دربه دری شد، خبری از تو نشد

نشد آخر كه دلم را به كسی نسپارم

خانه مال دگری شد، خبری از تو نشد

فالِ فرخنده شبِ قدرِ مرا حافظ خواند

چه مبارك سحری شد، خبری از تو نشد



موضوع : امام علی(ع)، امام زمان(عج)-مناجات فراق، مناجات با خدا، 
پنجشنبه 1393/04/26

امیرالمومنین(ع)-بستر شهادت


این روزها تمام تنم درد می کند

مانند فاطمه بدنم درد می کند

گفتم حسین بر کفنم جوشنی نوشت

در دست بی کفن کفنم درد می کند

زین خجلتی که می کشم از شیر خوردنم

در پیش زینبم دهنم درد می کند

من اهل یثربم دلم آنجاست زیر خاک

بیچاره دل که در وطنم درد می کند

زهرای سوخته به تن من حلول کرد

باور کنید پیروهنم درد می کند

یا زینبی که می کشم از دست کوفیان

چون سنگ خورده ها دهنم درد می کند



موضوع : امام علی(ع)، 
پنجشنبه 1393/04/26

امیرالمومنین(ع)-بستر شهادت


اَمَّن یُّجیبُ دور و برش فایده نداشت

امّید واری پسرش فایده نداشت

با استخوانِ در گلو و خارِ چَشم سوخت

دریا بر آتشِ جگرش فایده نداشت

از بس شكافِ ضربتِ تیغش عمیق بود

مرحم برای زخمِ سرش فایده نداشت

رخساره زرد بود و ورم داشت پیكرش

افتاده بود بال و پرش فایده نداشت

از تابِ درد پا به زمین می كشید آه

دارو به حالِ محتضرش فایده نداشت

آمد طبیب و گفت كه فكرِ كفن كنید

حتی امید در نظرش فایده نداشت

از سوزِ زهر كمتر و كمتر به هوش بود

نه كاسه های دور و برش فایده نداشت

خون قطره قطره بند نمی آمد از سرش

بستند هر چه سخترش فایده نداشت

می خواست التماسِ دعا زینب  از حسین

الغوث های چشم ترش فایده نداشت

می داد هر چه شانه­ی بابا تكان چه سود

می زد صدا هرانقدرش فایده نداشت

عباس  هر چه زد به سر از غصه ای كه دید

خون بر محاسنِ پدرش فایده نداشت

در پای در به گریه یتیمی به خواب رفت

هر قدر ماند منتظرش فایده نداشت



موضوع : امام علی(ع)، 
پنجشنبه 1393/04/26

امیرالمومنین(ع)-بستر شهادت


ای بال و پر شکسته دم از پر زدن مزن

برخیز و حرف رفتن و غسل و کفن مزن

در بین نوحه خواندنت از مادرم، پدر!

حرف از وصال خویش و جدایی ز من مزن

می لرزم از شنیدن از مرگ گفتنت

حرفی کز آن به لرزه در آید بدن مزن

با من ز ماندن و ز نرفتن دمی بگو

دم این همه ز رفتن و راهی شدن مزن

صف بسته جمع جان به لبی، دیده باز کن

پلکی بزن، شرر به دل انجمن مزن

بسته ره نفس به من این روضه های باز

پیش حسین حرف کفن با حسن مزن

***

از سایت بی پلاک



موضوع : امام علی(ع)، 
پنجشنبه 1393/04/26

امیرالمومنین(ع)-بستر شهادت


افتاده بین بستری آتش گرفته

با آتش غم حیدری آتش گرفته

بعد از علی دانست تنها چاه كوفه

راز قدیمی پری آتش گرفته

باور نمی كردند مردم تا به امشب

افتادن نام آوری آتش گرفته

زینب كنار بستر او هل كرده

افتاده یاد مادری آتش گرفته

دیدند در چشمان حیدر حلقه می زد

اشك وصال همسری آتش گرفته

پایان قصه می رسد با فرق خونی

ساقی كنار كوثری آتش گرفته

مرهم ندارد زخم او ، جز چادری كه

خاكی شده پشت دری آتش گرفته

راز مگویش با حسین ، عباس ، زینب

حاكی شد از برگ و بری آتش گرفته

راز مگویی كه در آن یك خیمه بود و

در بین خیمه خواهری آتش گرفته

ای ابرهای كربلا باران ببارید

روی زمین موی سری آتش گرفته

كار از هجوم آتش و دامن گذشته

انگار پای دختری آتش گرفته

با جیغ یك كودك سریعا عمه فهمید

در پشت خیمه معجری آتش گرفته

هی بوسه بر میداشت لبهای كبودی

از پاره های هنجری آتش گرفته



موضوع : امام علی(ع)، 
پنجشنبه 1393/04/26

امام زمان(عج)-مناجات ماه مبارک


بلبل از دوری گلزار نمیرد چه کند ؟

عاشق از دوری دلدار نمیرد چه کند ؟

خار از شاخه اگر گشت جدا می میرد

از غم دوری گل ، خار نمیرد چه کند ؟

دردمندی که سر کوی طبیبش نبرند

نا امیدانه دل زار نمیرد چه کند ؟

سایه انداخت ، اگر غربت و هجران به سری

دلش از حسرت دیدار نمیرد چه کند ؟

آنکه یک عمر به اغیار دلش خوش بوده

حالی از عشق رخ یار نمیرد چه کند ؟

هر زمان یاد ز الطاف خداوند کند

از سر شرم گنهکار نمیرد چه کند ؟

توبه گر دست دهد با دل این توبه شکن

تا شب از خجلت بسیار نمیرد چه کند ؟

مژده ، شد میکده بر پا و مِی اش حُبِّ علیست

مست این باده ی گلنار نمیرد چه کند ؟

هر دلی قابل آن نیست ، علی دوست شود

هر که شد محرم اسرار نمیرد چه کند ؟

پسر حیدر کرّار بیا ، یا مهدی

میثم شیعه سرِ دار نمیرد چه کند ؟



موضوع : امام زمان(عج)-مناجات فراق، مناجات با خدا، 
چهارشنبه 1393/04/25

مناجات با خدا-شب قدر


امشب که هر درمانده ای،با خویش تنها می شود

امشب بساط آشتی،با تو مهیا می شود

امشب سرِ سال من است،شرمندگی حال من است

آیا نصیبم بخشش است،این شام احیا می شود

در ازدحام خوبها،در این حضور بی ریا

آیا گدایِ بی نوا،در گوشه ای جا می شود

ای کاش می گفتی به من،با این همه شرم و محن

آیا برای در زدن، یک خانه پیدا می شود

گفتم چگونه می شود،با این همه بار گناه

ما را بگیرد در پناه، گفتند حالا می شود

گفتم به داد بی کسان، گفتند ز مولا می رسد

گفتم پناه خستگان، گفتند زهرا می شود

حالم اگر بد حالی است، دستم اگر چه خالی است

امشب روا حاجات ما، با نام سقا می شود

با صاحب تیغ وعلم، امشب گریبان می درم

تا نام او را می برم، کربُبَلا پا می شود

ای سر به زیر زینبین، یا کاشف الکرب الحسین

ام البنین با رفتنت، غرق تماشا می شود

امشب برای روضه ات، زهرا صدایم کرده است

امشب برات کربلا، انگار امضا می شود

ابرو نگو از هم گسست، از کتف افتاده دو دست

وقتی سری در هم شکست، مثل معما می شود

بس خنده بر آقا زدند، آتش به مشعلها زدند

می گفت دختر بچه ای، قد پدر تا می شود

می زد به معجرها اگر، عمه گره ها بیشتر

چشمان خیره قاتلی، بر طفلان نوپا می شود

تا پر نشسته تیرها، وا کرده جا شمشیرها

از حجم تیر حرمله، تا پشت سر وا می شود

بعد هزاران زخم و ضرب، بستند بر افسار اسب

هر بار وقت بردنت، بد جور دعوا می شود



موضوع : مناجات با خدا، 
چهارشنبه 1393/04/25

مناجات با خدا-شب قدر


در من سراغی جز گُنه كاری نداری

جا مانده تر از من گرفتاری نداری

با این همه حالا كه برگشتم، گلایه

از توبه های زشتِ تكراری نداری

تو آنقدر خوبی كه حتی از نشستن

با بنده­ی آلوده ات عاری نداری

با رو سیاهِ مستحقِ سرزنش هم

قصدی به غیر از آبروداری نداری

نه قهر، نه خط و نشان با این همه جُرم

از من به جز آمرزش اصراری نداری

كِی سخت گیری می كنی با این كه پیداست

شرمنده تر از من بدهكاری نداری

گفتی كه هر كس میهمانت شد عزیز است

یعنی كه به خوب و بدش كاری نداری

درهای دوزخ بستی و نازم خریدی

انگار كه اصلاً گنه كاری نداری

در سفره­ی پر فیضِ این شبهایِ رحمت

جز دستگیری غیرِ ستاری نداری

باید كه خیلی پَست باشم این شبِ قدر

گر شك كنم كه دوستم داری نداری



موضوع : مناجات با خدا، 
چهارشنبه 1393/04/25

امام زمان(عج)-مناجات شب قدر


سفره دار خدا امام زمان

دگر امشب بیا امام زمان

شب قدر است هر كجا هستی

التماسِ دعا امام زمان

منكه امشب به یادِ تو هستم

یاد كن پس مرا امام زمان  

دست بر دامنت اگر نرنم

بروم پس كجا؟ امام زمان

آمدم آشتی دهی من را

باخودت، با خدا امام زمان

كاش قرآن به سر بگیرم من

یك شبِ قدر با امام زمان  

جای دوری نمی رود كه كنی

گوشه چشمی به ما امام زمان

خوب شد در شبِ عزای علی

با تو هم هم صدا امام زمان

شبِ تقدیرِ من بیا بنویس

یك سفر كربلا امام زمان 



موضوع : امام زمان(عج)-مناجات فراق، مناجات با خدا، 
چهارشنبه 1393/04/25

امام زمان(عج)-شب قدر


ای کاش می شد با تو قرآن سر بگیرم

در آسمانی نگاهت پر بگیرم

ای کاش می شد امشب ای قرآن ناطق

دست شما را جای قرآن سر بگیرم

ای کاش می شد لااقل یک بار در خواب

با دست آغوشم تو را در بر بگیرم

ای کاش پایم واشود در خیمه ای که

یک لقمه نان و عشق از دلبر بگیرم

ای کاش در تقدیر من امشب نویسند

پای تو را یک شب به چشم تر بگیرم

ای کاش می شد تا برای سجده از تو

مهری ز خاک تربت مادر بگیرم

تقدیرم ای کاش این شود با تو محرم

ده روز روضه بر تن بی سر بگیرم

من عاشقم خرده ز ای کاشم مگیرید

ای کاش ها ر ا کاش از این در بگیرم



موضوع : امام زمان(عج)-مناجات فراق، مناجات با خدا، 
چهارشنبه 1393/04/25

امام زمان(عج)-مناجات شب قدر


امشب کجا آه ای مسافر بار بستی؟

امشب کجا احیا گرفتی با که هستی؟

امشب کجا بغض غریبی را شکستی؟

یا بین مایی گوشه ای تنها نشستی؟

هرجا که هستی مضطرم ، قرآن ناطق

دستی بکش روی سرم قرآن ناطق

در آتش شرم از شما آه ست دودم

ای کاش از شرم آب می شد این وجودم

هر جا تو بودی با من و من بی تو بودم

آنقدر بودی عاشق من من نبودم

از سرخی چشمان تو شرمنده هستم

خوردم نمک  اما نمکدان را شکستم

حق کدامین مهربانی ات ادا شد

از تو اجابت ها به دست بی دعا شد

برمن وفا کردی جواب تو جفا شد

بر بی حیایی های من چشمت حیا شد

ای تو به من نزدیک تر از رگ گردن

دشمن نکرده با تو آنچه کرده ام من

امشب حلالم کن به آن فرق دریده

برآن که بی زهرا خوشی دیگر ندیده

امشب حلالم کن به آن مرد بریده

برآن عزادار غم قامت خمیده

بر آن غمی که در دل حیدر نشسته

امشب حلالم کن به پهلوی شکسته



موضوع : امام زمان(عج)-مناجات فراق، مناجات با خدا، 
چهارشنبه 1393/04/25

امیرالمومنین(ع)-شب نوزدهم


ای تیغ مرا لبالب از یارب کن

ای تیغ بیا و راحتم امشب کن

بشتاب و سر مرا شکاف اما باز

رحمی به دل سوخته ی زینب کن

***

ای تیغ زمان زمانه ی نیرنگ است

بشکاف سرم که سینه ام خون رنگ است

یک بار نشد که سیر رویش بینم

بشتاب دلم برای محسن تنگ است

***

ای تیغ پر پرزدنش را بزنند

آن مرغ که قید ماندنش را بزنند

ای تیغ ندیدی که چه حالی دارد

مردی که به پیش او زنش را بزنند

***

امروز نه آن دم علی از پا افتاد

تا خانم من زیر قدم ها افتاد

یک شهر برای بردنم رد میشد

از روی دری که روی زهرا افتاد

***

ای وای ندیدی که چه دیدم آن روز

او خورد زمین و من بریدم آن روز

از پهلوی میخ کوب زهرا آن روز

با دست خودم میخ کشیدم آن روز



موضوع : امام علی(ع)، 
چهارشنبه 1393/04/25

امیرالمومنین(ع)-شب نوزدهم


با کوله بار نان , شبِ آخر قیام کرد

مردی  که هرچه داشت به کف وقف عام کرد

یک در میان جواب سلامش نمی رسید

آن که خدا به هر قدم او سلام کرد

هم جود کرد و هم به خودش ناسزا شنید

او باز هم مقابلشان احترام کرد

از غربتش به قول خودش بس، که روزگار

با مرتضی معاویه را هم مقام کرد

بر دوش اوست چرخش دنیا  ولی بر آن

طفلی نشست و حس نشستن به بام کرد

بعد از نماز نافلۀ شب بلند شد

سمت مدینه فاطمه اش را سلام کرد

با این سلام روضه آخر شروع  شد

با خاک های چادر زهرا تمام کرد

غمگین  ترین امیر، الهی که بشکند

دستی که خنده را به لب تو حرام کرد

هفت آسمان به جوش خروش آمده مرو

آن را علی به گوشه ای از چشم رام کرد

جای  صلات ماذنه  با صوت مرتضی

حی العزای علی را پیام کرد

بیدار کرد قاتل خود را  که حاضرم...

با شوق خویش خون خودش را به جام کرد

تا ضربه خورد عالم آدم  به سر زدند

در عرش و فرش گریه خواص و عوام کرد

تا ضربه خورد خنده به لب های او نشست

گویا به زهر تیغ عسل را به کام کرد

دستی به روی دوش حسن تا به خانه اش

هر کوچه را  به خون سرش سرخ فام کرد

درخانه زینب است رهایم دگر کنید

آری رعایت دل او را امام کرد

زهراست کعبه و حجرش زینب است و بس

روی جبین دختر خود استلام کرد

آری رعایت دل زینب سفارش است

وای از دمی  که بنت علی رو به شام کرد

ان دختری که سایه او هم ندیدنی است

چشمان بد  به دور و برش ازدحام کرد

یک بی حیا که دید کنیزی نمی برد

از آل مرتضی طلب یک غلام کرد



موضوع : امام علی(ع)، 
چهارشنبه 1393/04/25

مناجات با خدا


دلم آشفته و حالم مشوش

دو چشمم غرق خون، قلبم پر آتش

به درگاهت پناه آورده‌ام من

شکایت دارم از این نفس سرکش

***

فقیر و بی‌نوا، اَشکُو اِلیکَ

اسیر و مبتلا، اَشکُو اِلیکَ

نشد از خوف تو پُر اشک، هیهات

ز چشم بی‌حیا، اَشکُو اِلیکَ

***

شدم بی‌بال و پر بین قفس‌ها

دگر تنگ است در سینه نفس‌ها

پناه آورده ام سوی تو امشب

من از دست هواها و هوس ها



موضوع : مناجات با خدا، 
چهارشنبه 1393/04/25

امیرالمومنین(ع)-شب نوزدهم


نه اینكه بالا برده ست  تا دعا بكند

خدا كند دستش بشكند  خطا بكند

دلش بسوزد سوگند خورده دل ها را

به سوزناك ترین داغ مبتلا بكند

شبیه صاعقه تیغی فرود می آید

كه جشن هر شب ایتام را عزا بكند

اگر كه پای جهالت وسط نباشد، تیغ

چگونه قله ی یك كوه را دوتا بكند؟!

سپید رویت را سرخ كرده تا خود را

سیاه روی ترین فرد ماجرا بكند

نخواست تا كه جسارت شود والا در

بعید بود عبای تو را رها بكند

خدای عاشق فرمود : لا فتی الا...

كه تا حساب تو را از همه جدا بكند

برای وصف تو دریای واژه قادر نیست

كه حق مطلب را كاملا ادا بكند

علی كه باشی یعنی مقام تو اعلاست

چرا گروهی باید تو را خدا بكند؟

قریبْ فاصله مان از تو چارده قرن است

یكی بیاید و فكری به حال ما بكند



موضوع : امام علی(ع)، 
چهارشنبه 1393/04/25

امیرالمومنین(ع)-شب نوزدهم


وقتی که با نان و نمک افطار می کرد

انگار که با فاطمه دیدار می کرد

هی شیر را از پیش خود می زد کنار و

هی دخترش با چشم تر اصرار می کرد

در آسمان انگار چیزی تازه می دید

با اشک دیده چشم را خونبار می کرد

در خاطرش پیراهنی پر ماجرا داشت

که این جهان را بر سرش آوار می کرد

امشب ز شب های دگر مظلوم تر بود

این را اذان، وقت سحر اقرار می کرد

دنیا برایش صحنه های پر زغم داشت

که هر سحر را مثل شام تار می کرد

این پیر مردی که غرورش را شکستند

انا الیه راجعون تکرار می کرد

دلتنگ محسن بود این شب های آخر

گریه به پهلو و در و دیوار می کرد

قلابِ در وقتی که بوسه زد به شالش

یاد غلاف و زخم دست یار می کرد

از بسکه دلتنگ نگاه همسرش بود

او ابن ملجم را خودش بیدار می کرد

همراه زینب دخترش محراب کوفه

گریه برای حیدر کرار می کرد



موضوع : امام علی(ع)، 
چهارشنبه 1393/04/25

امیرالمومنین(ع)-شب نوزدهم


غم ، از غم صدای شما گریه می کند

سر روی شانه های شما گریه می کند

شب که پناه می بری از بی کسی به چاه

مهتاب پا به پای شما گریه می کند

کوفه مدینه نیست ! ولی کوچه ، کوچه است

هر وصله ی عبای شما گریه می کند

یک کیسه ی قدیمی نان و رطب مدام

دنبال ردّ پای شما گریه می کند

مهمانی آمدی، کمی از شیر هم بخور

ظرف نمک برای شما گریه می کند

دستم به دامنت، نرو بدبخت می شوم

پشت سرت گدای شما گریه می کند

ازداغ موی سوخته ی پشت در، هنوز

گیسوی بی حنای شما گریه می کند



موضوع : امام علی(ع)، 
چهارشنبه 1393/04/25

امیرالمومنین(ع)-مدح


باعشق هرآن دلی که خویشاوند است

از شـور محبت و وفا خرسند است

هرکس که به سینه اش تولای علی است    

سوگند به زهرا که سعادتمنداست

***

ماهی که ز خورشید ضیایی دارد

خورشید که آئینه سرایی دارد

با زمزم و کعیه یکصدا می گویند

ایوان نجف عجب صفایی دارد



موضوع : امام علی(ع)، امیرالمومنین(ع)، 
چهارشنبه 1393/04/25

امیرالمومنین(ع)-شب نوزدهم


خون دل های علی گل کرد برفرق سرش

می برد این دستۀ گل را برای همسرش

آنکه عمری کرد دلجوئی ز پا افتاده را

حال می ریزد گل از خون در میان بسترش

مسجد و محراب و منبر در فروغی از خلوص

محشری دیدند در حال نماز آخرش

بعد زهرا با همان عشق و محبت بارها

دید زهرا را ولیکن در نگاه دخترش

کم کم از پا می فتاد این شمع و از غم زینبش

بال و پر میزد چنان پروانه در دور و برش

گفت عباسم علمدار حسین من تو باش

این وصیت نامه را بنوشت با چشم ترش

گفت با پروانه های خویشتن پنهان کنند

همچو زهرا نیمه شب در خاک غم خاکسترش

پر شد از شهد شهادت تا که جامش عشق گفت

ساقی کوثر رود امشب به سوی کوثرش

از سخن گفتن «وفائی» گر که کم کم شد خموش

قطره قطره اشک می افتاد روی دفترش



موضوع : امام علی(ع)، 
چهارشنبه 1393/04/25

امیرالمومنین(ع)-شب نوزدهم


ماه جمال قبله ی ایمان به خون نشست

شمس رخ حقیقت عرفان به خون نشست

دیو تباهی آمد و یک سجده را شکست

آئینه ی کرامت انسان به خون نشست

بر سینه ی نماز گذاران نشسته داغ

روح نماز و کعبه ی ایمان به خون نشست

حور و ملک ، فرشته و جن ، نوحه گر شدند

دریا و کوه و دشت و بیابان به خون نشست

توحید جوی دهر ، یدالله بت شکن

از مکر و کینه توزی شیطان به خون نشست

کعبه بیا ، زیارت مولود خود نما

کن سجده ای، که جلوه ی یزدان به خون نشست

صبح وصال او چو دمید آسمان سرخ

گفتا : سحرگه شب هجران به خون نشست

رخساره اش چو ماه شفق گونه ای شده

مهتاب پیر گوشه ی ویران به خون نشست

با سائلان غمزده ، این  ماجرا بگو

مرد غریب صاحب همیان به خون نشست

شیر آورید و شیر خدا را دعا کنید

آن مهربان جمع یتیمان به خون نشست

می خواست روی پای خودش ره رود ، نشد

پیش نگاه زینب گریان به خون نشست

کوفه ، مدینه گشته و محراب ، کوچه اش

یاس کبود بین گلستان به خون نشست

روزی که حرمتش به مدینه شکسته شد

خورد او زمین و دید که قرآن به خون نشست

با خاطرات چادر خاکی همسرش

تنها ترین مسافر دوران به خون نشست



موضوع : امام علی(ع)، 
چهارشنبه 1393/04/25

امیرالمومنین(ع)-شب نوزدهم


کوفه ، مدینه بود مگر ؟ التهاب داشت

محراب ، کوچه بود مگر ؟ اضطراب داشت

تیغ عدو کجا و سَرِ سِرِّ عدل و داد !

دشمن دوباره بر سر نیزه کتاب داشت

این فتنه ها ز گور خوارج بلند شد

دینی که بی علی است ، اساسی خراب داشت

بار دگر ز پشت به نامردی اش زدند

غربت به نام نامی او انتساب داشت

در سر ، هوای ماندن در کوفه را نداشت

او که دلی به یاد مدینه کباب داشت

تنهاترین غریب ، هوایی یار بود

با یاد فاطمه ، نه خوراک و نه خواب داشت

قلبش به یاد فاطمه می زد ، که مرگ خواست

آن شب علی لبی به دعا مستجاب داشت

دیگر حساب روز و شب از دست داده بود

در تنگنای سینه ، غمی بی حساب داشت

موی سپید او که ز رویی کبود بود

از خون سرخ سر ز چه قصد خضاب داشت

جان در تنش چه شد که چنین بیقرار بود ؟

مثل مسافری که به رفتن شتاب داشت

میلی به شیر و نان و رطب هم نداشت او

تنها نمک که زخم دلش التهاب داشت

از سهم شیر خویش به قاتل دهد که او

روحی پر عاطفه به زلالی آب داشت

زینب ز نیشخنده ی قاتل تمام عمر

روحی اسیر پنجه ی رنج و عذاب داشت



موضوع : امام علی(ع)، 
چهارشنبه 1393/04/25

امیرالمومنین(ع)-شب نوزدهم


ای مرد، فرشته بی حضورت می مُرد

نام تو رسول بی وضو کی می بُرد

آن تیغ که پیشانی ماه تو شکافت

ای کاش به فرق شیعیانت می خورد

***

از سایت بی پلاک



موضوع : امام علی(ع)، 
چهارشنبه 1393/04/25

امیرالمومنین(ع)-شب نوزدهم


مسجد ز اذان آخرت مست هنوز

محراب به یاد قامتت هست هنوز

در سجده سرت شکافت مولای نماز

ز آن واقعه سجده سر شکسته‌ست هنوز

***

آه آن سر سرفراز ناگاه شکافت

فرق سر یک نماز ناگاه شکافت

انگار شب تولد مولا بود

پیشانی کعبه باز ناگاه شکافت



موضوع : امام علی(ع)، 
چهارشنبه 1393/04/25

امیرالمومنین(ع)-شب نوزدهم


لاله‌گون گشت ز خون روی دل‌آرای علی

می‌چکد اشک حسن بر رخ زیبای علی

مـرغ آمیـن بـه دعـای سحـرش پاسخ داد

از خداونـد همیـن بــود تمنـای علی

که گمان داشت که چون فاطمه تنها و غریب

در دل خـاک رود قـامت رعنای علی

جای یک ضربـۀ شمشیر به پیشانی داشت

جای صد زخم، عیان بود به اعضای علی

آسمـان شست مـه روی علـی را از خـون

عوض آن که نهد رو به کف پای علی

هرچه آب است اگر اشک شود باز کم است

در غم فاطمـه و ماتـم عظمای علی

صـورت شیرخـدا سرخ شد از خـون جبین

نیلگون گشت ز سیلی رخ زیبای علی

از جنـان فاطمه آیـد بـه بیابـان نجف

تا کند خون جبین پاک ز سیمای علی

نـخل‌هـا منتظـر بانـگ الهــی العفـو

چاه‌ها منتظر نالـۀ شب‌هـای علی

"میثم" از سوز درون گرید و خواهد ز خدا

ناله‌اش را برسانند به امضای علی



موضوع : امام علی(ع)، 
چهارشنبه 1393/04/25

امیرالمومنین(ع)-شب نوزدهم


راه این کوجه به محراب گذر خواهد کرد

ماه در گوشه این راه سحر خواهد کرد

میخ در... شال کمربند تو را می گیرد

میخ از خاطره تلخ گذر خواهد کرد

راه این کوچه پر از هیزم و داغ است هنوز

نفس باغچه را داغ تو تر خواهد کرد

دوقدم مانده به محراب اذان می گویند

دوقدم مانده که در شهر خبر خواهد کرد:

بشتابید نماز است که جریان دارد

باز خیر العمل دوست اثر خواهد کرد

*

علی ! این بار دو رکعت به تبسم مانده

علی ! انگار که در عشق نظر خواهد کرد

رو به خورشید قنوت ابدی جان دارد

سجده این بار کنار تو خطر خواهد کرد

یک نفر تیغ به دست آمده تا تکبیرت...

باز هم معجزه در فرق قمر خواهدکرد

کعبه در فزت و رب گویی خود حیران است

ها علیٌ بشرٌ کیف بشر خواهد کرد



موضوع : امام علی(ع)، 
چهارشنبه 1393/04/25

امیرالمومنین(ع)-شهادت


  حیف مولا مردم عالم تو را نشناختند

دم زدند از تو ولی یکدم تو را نشناختند

رهبر افلاکی و از خاکیان خاکی تری

هم ملائک هم بنی آدم تو را نشناختند

با تو قومی محرم و قومی دگر نامحرمند

ای عجب نامحرم و محرم تو را نشناختند

هم به تخت جاه، هم ویرانه، هم دامان چاه

هم به شادی هم به موج غم تو را نشناختند

انبیا بودند از آدم همه در سایه ات

لیک جز پیغمبر خاتم تو را نشناختند

با وجود آنکه یک آن با تو نشکستند عهد

بوذر و مقداد و سلمان هم تو را نشناختند

تو حَجَر، تو جانِ کعبه، تو حیات زمزمی

هم حجر هم کعبه هم زمزم تو را نشناختند

عرشیان کز صبح خلقت با تو ساغر می زدند

فاش گفتم فاش می گویم تو را نشناختند

چون کتاب آسمانی حرمتت شد پایمال

ای یگانه آیت محکم تو را نشناختند

با دو دسته بسته می بردند سوی مسجدت

گوئی آنجا بودم و دیدم تو را نشناختند

چون فقیری کو تو را دشنام داد و نان گرفت

ای علی جان مردم عالم تو را نشناختند

در کنار خانه ات بر همسرت سیلی زدند

ای فدای غربتت گردم تو را نشناختند

ای شجاعت از تو تا صبح قیامت سر فراز

ای قدت از هجر زهرا خم تو را نشناختند

بارها در نخل میثم دوستان کردند سیر

حیف کآخر همچنان «میثم» تو را نشناختند



موضوع : امام علی(ع)، 
چهارشنبه 1393/04/25

امیرالمومنین(ع)-شب نوزدهم


پیچیده سحرگاه عجب عطر نجیبی

رد می‌شود از کوچه ی غم مرد غریبی

از وسعت دستان کریمش چه بگویم

وقتی همه دارند از این سفره نصیبی

هم آن که دعایش همه نفرین به علی بود

هم این که به مولای خودش عشق عجیبی ...

منظومه ی انصاف و وفا را نسروده است

جانبخش‌تر از جود علی هیچ ادیبی

سی سال گذشته‌ست، علی چشم به راه‌ست

در عمق نگاهش نه قراری نه شکیبی

او می‌رود و ناله ی‌ دیوار بلند است

مانده ست دری دست به دامان طبیبی

والشمس! شده غرق به خون چهره ی‌ خورشید

والفجر! رسیده‌ست حبیبی به حبیبی



موضوع : امام علی(ع)، 
چهارشنبه 1393/04/25

امیرالمومنین(ع)-شب نوزدهم


بزن ای تیغ دردَم راحتم كن

از این شهر، این جهنم راحتم كن

مگر از دستِ تو كاری برآید

بزن ای ابنِ ملجم راحتم كن

***

ز دلبر ارثیه بردن چگونه است

شبیه عشق خود مُردن چگونه است

بزن طوری بفهمم مثلِ زهرا

كه با صورت زمین خودن چگونه است

***

تو كه در خون نشاندی گیسویم را

شكستی مثلِ زهرا  ابرویم را

مرو ای تیغ كارت ناتمام است

مینداز از قلم این بازویم را

***

دوباره نانجیبی در برِ من

كشیده تیغ بالایِ سرِ من

خدایا باز مسجد باز شمشیر

فقط خالی است جای همسر من

***

خداوندا چه دنیای عجیبی

چه مظلومی چه آقای غریبی

مگر محراب گودال است كوفه؟

كه افتاده زمین شیب الخضیبی

***

مبادا زینبم  بد حال گردد

مبادا واردِ گودال گردد

مبادا دخترم بیند كه با اسب

ته گودی حسینم چال گردد



موضوع : امام علی(ع)، 
چهارشنبه 1393/04/25

امیرالمومنین(ع)-شب نوزدهم


امیرالمؤمنین حیدر به صورت بر زمین افتاد

شبیه فاطمه بر خاک امیرالمؤمنین افتاد

به کوفه سوز آتش نیست کسی شلاق دستش نیست

مدینه بین آتش بود و بانو دل غمین افتاد

علی افتاد و بر لب هاش "و ربّ الکعبه" را سر داد

ولی زهرا همین را گفت "بیا فضّه خذین" افتاد

علی عمامه اش از سر میان خاک و خون افتاد

ولی باری که زهرا داشت پشت در زمین افتاد

به صورت بر زمین خوردن گمانم رسم این خانه ست

گل یاس آنچنان افتاد علی هم اینچنین افتاد



موضوع : امام علی(ع)، 
چهارشنبه 1393/04/25

امیرالمومنین(ع)-شب نوزدهم


امام اول و افطار آخرینش بود

که دخترش به دعا دست بر فلک برداشت

اگرچه سفره اش از نان و شیر رنگین بود

«علی به خاطر زخم دلش نمک برداشت»

دو چشمه وقف غم مردم از دو چشمش کرد

چه آب ها که از این چشمهم ردمک برداشت

علی که از جگر خود کباب داشت به عمر

برای دل نمک از سفره ی فدک برداشت

نبود چاه، زمین گرچه سنگ بود دلش

ز یک تلنگرِ آه علی، تَرک برداشت

گذاشت مِهر علی بر نماز، مُهر قبول

خدا عیار عبادت به این محک برداشت



موضوع : امام علی(ع)، 


( کل صحن های حسینیه : 304 )    1   2   3   4   5   6   7   ...   


درباره حسینیه


سلام!به پایگاه فرهنگی هیات «مکتب الشهداء تهرانسر» خوش آمدید...
×××
برای ارتباط با ما می توانید از طریق آدرسmotallebi64@gmail.com اقدام فرمایید.
×××
برای شرکت در کارگاه مجازی شعر آیینی حسینیه می تونید به آدرس ذیل مراجعه کنید:
hosenih.mihanblog.com/post/3201
×××
آدرس پایگاه اطلاع رسانی هیات مکتب الشهداء-تهرانسر:
maktab-shohada.mihanblog.com

مدیر وبلاگ : شاهد
آمار زائرین حسینیه
  • زائرین امروز :
  • زائرین دیروز :
  • زائرین این ماه :
  • زائرین ماه قبل :
  • کل زائرین :
  • تعداد کل اشعار :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
نظرسنجی حسینیه
نظرتان درباره کیفیت اشعار و ساختار کتاب موبایل حسینیه رضوی92 چیست؟





پایگاه های مدح و مرثیه
لوگوها

 پایگاه تخصصی مدح و مرثیه

 پایگاه تخصصی روضه و مقتل

 پایگاه نوحه و سبک های مداحی

کتاب موبایل حسینیه-مدح و مرثیه

 پایگاه اطلاع رسانی هیات مکتب الشهداء-تهرانسر

 کارگاه مجازی شعر آیینی حسینیه

 اشعار استاد علی اکبر لطیفیان

 پایگاه شارژ فرهنگی

 قرارگاه-پایگاه فرهنگی هیئت مکتب الشهداء
پایگاه مرجع و جامع محصولات و تولیدات دفاع از دستاوردهای هسته‌ای





Powered by WebGozar