حسینیه پایگاه تخصصی مدح و مرثیه
جهت دسترسی آسان به اشعار مورد نظر از فهرست موضوعات استفاده کنید
موضوعات اشعار
چهارشنبه 1393/05/29

امام صادق(ع)-شهادت


پیرمردی بین آتش از نوا افتاده است

رهبری تنها میان کوچه ها افتاده است

با رخی نیلی به یاد مادرش فریاد زد

ماجرای کوچه بهرم خوب جا افتاده است

ضرب سیلی جای خود اما امان از حرف بد!

پور زهرا گیر مردی بی حیا افتاده است

دست بسته، مو پریشان، صورتش خاکی شده

با دلی پرغصه یاد کربلا افتاده است

دست بر زانو فقط میگفت: یازینب مدد

یاد آتش سوزیِ آن خیمه ها افتاده است

باز هم او مرد بود و هر دو دستش باز شد

یاد دسته بسته و شام بلا افتاده است

درد زینب این بُوَد در کل تاریخ بلا

کِی چهل منزل سر از پیکر جدا افتاده است

بنت حیدر دید و کاری بر نمی آمد ز او

رأس سلطان از سر نی زیر پا افتاده است

بی جهت سقا به نی سر برنمی گرداند چون

چشم نا محرم به ناموس خدا افتاده است



موضوع : امام صادق(ع)، 
چهارشنبه 1393/05/29

امام صادق(ع)-شهادت


شب بود ناگهان همه جا پر ز دود شد

بیت الحرام فاطمه جایِ یهود شد

نامرد تا که دید عزیز مدینه ام

بر این شکوهِ مادریِ من حسود شد

سجاده ام کشید و نماز مرا شکست

با ضربه ای قیام نمازم سجود شد

وقتی به رویِ خاک تنم را کشید و بُرد

جای عمامه دورِ گلویم کبود شد

بار دگر مدینه و یک مرد بد دهن

آنچه سزای آل پیمبر نبود شد

در بین شعله ناله زدم عمه جان کمک

در پیش دیده آتش خیمه شهود شد

شکر خدا ندید کسی سر برهنه ام

بر حفظ آبرو شب تاریک سود شد

آنکس که بین کوچۀ باریک ضربه خورد

داند چرا دو گونۀ مادر کبود شد



موضوع : امام صادق(ع)، 
چهارشنبه 1393/05/29

امام صادق(ع)-شهادت


قامت آسمان خم است امشب

دل عالم پر از غم است امشب

از دو دیده به وسعت دریا

خون ببارم اگر کم است امشب

چشم کم سوی مادرم زهرا

خیسِ باران نم نم است امشب

داغ سنگین سینۀ زهرا

مثل داغ محرّم است امشب

هر کسی روضه آمده حتماً

نامه دارد که محرم است امشب

خانۀ پیرمرد شهر نبی

هدف سیل ماتم است امشب

دست بسته که برد آقا را؟

باز خون کرد قلب زهرا را

باز هم قصّۀ در و آتش

ماجرای کبوتر و آتش

باز امشب به یاد می آید

واژه های در و پر و آتش

مثل آن روزهای دلتنگی

قصّۀ تلخ مادر و آتش

حیدر و چشم های بارانی

مانده در کار همسر و آتش

پیرمرد و سر نپوشیده

چشم از غصّه ها تر و آتش

در مدینه در و پر و آتش

کربلا ، خیمه ، معجر و آتش

زخم های دلش امانش برد

دم آخر عطش توانش برد



موضوع : امام صادق(ع)، 
چهارشنبه 1393/05/29

امام صادق(ع)-شهادت


سال‌ها آب شدم سوخت ز پا تا به سرم

آخر ای زهر جفا شعله زدی بر جگرم

کشت منصور ستم پیشه ز بیداد مرا

کاش می‌کرد دمی شرم ز جد و پدرم

دلِ شب بود که دشمن به سرایم آمد

برد از خانه برون وقت نماز سحرم

سال‌ها داغ بنی‌فاطمه را می‌دیدم

کس ندانست که یک عمر چه آمد به سرم

من جگر پارۀ زهرایم و باید به چه جرم

عوض گل جگر پاره برایش ببرم

بارها تیغ کشیدند پی کشتن من

بارها سیل بلا برد به موج خطرم

دشمن آن لحظه که بر خانۀ من آتش زد

یاد آمد ز غم مادر نیکو سیرَم

دل شب خصم مرا برد به قصر منصور

یاد از بزم یزید آمد و از طشت زرم

«میثم» از تربت بی‌شمع و چراغم پیداست

که چو جد و پدرم از همه مظلوم‌ترم



موضوع : امام صادق(ع)، 
چهارشنبه 1393/05/29

امام صادق(ع)-مدح و شهادت


تا به کی از سخن عشق گریزان باشم؟

از تو ننویسم و هربار پشیمان باشم؟

پاک کردی عرق شرم ز پیشانی مست

پس روا نیست من اینگونه پریشان باشم

کیمیا خاک کف پای غلامان شماست

کیمیایی بده تا جابر حیّان باشم

نمی از چشمه ی توحید مفضّل کافی ست

تا به چشمان تو یک عمر مسلمان باشم

غم حدیثی ست که در چشم تو جریان دارد

باید از حادثه ی چشم تو گریان باشم

جای این بیت برایت حرمی می سازم

تا در آیینه ی ایوان تو حیران باشم

حرف آیینه و ایوان شد و دلتنگ شدم

کاش می شد حرم شاه خراسان باشم

« صبح صادق ندمد، تا شب یلدا نرود »

کاش در صبح ظهور آینه گردان باشم



موضوع : امام صادق(ع)، 
یکشنبه 1393/04/29

مناجات با خدا-شب قدر


یارب گناهانم ز من ایمان گرفتند

ایمان من را راحت و آسان گرفتند

رودی که دریا را نبیند مرده رود است

شبهای قدر از من فقط باران گرفتند

در دیگران رکعت به رکعت روح امید

در من فقط دلواپسی ها جان گرفتند

شمشیر نه ،این سبحه ها از من علی را

در سجده با سبحان یا سبحان گرفتند

قرآن به سر می گیرم و فرقی ندارم

با نیزه هایی که به سر قرآن گرفتند

از سر گذشته است آب و دیگر فرصتی نیست

سلول هایم بوی الرحمن گرفتند...



موضوع : مناجات با خدا، 
یکشنبه 1393/04/29

امیرالمومنین(ع)-بعد شهادت


به خاک تربتت بابا نهادم تا سر خود را

شنیدم نالۀ جانسوز زهرا مادر خود را

نگه بر دیدۀ گریان مادر کردم و دیدم

که می شوید زاشک دیده زخم شوهر خود را

امامی مهربان بودی که کردی در شب قتلت

به آب و دانۀ مرغان سفارش دختر خود را

به یاد غربت مادر فتادم پای تابوتت

چو دیدم گریه های بی صدای خواهر خود را

ملاقات خدا رفتن عذار لاله گون خواهد

از آن شستی به خون، در سجده روی انور خود را

زتو پوشید دائم روی سیلی خورده را مادر

تو هم امشب نشان او مده زخم سر خود را

به گلزار جنان محسن در آغوشت چو بنشیند

ببوس از جانب من روی تنها یاور خود را

تو پیشانی سپر کردی به شمشیر عدو، من هم

نهم با کام عطشان زیر خنجر حنجر خود را

بود در خاطرم زخم جبینت خاصه آن ساعت

که گیرم در بغل نعش علّی اکبر خود را

یتیمان بر تو آوردند شیر و یاد من آمد

که باید پیش تیر از شیر گیرم اصغر خود را

زبان طبع (میثم) را به محفل ها دُر افشان کن

که ریزد بر قدوم خاندانت گوهر خود را



موضوع : امام علی(ع)، 
یکشنبه 1393/04/29

امام حسین(ع)-مناجات


وقتِ یادت چشمها آیینه بندان می شود

صحن چشمان محبّانت چراغان می شود

آسمان مدیونِ چشمان عزاداران توست

در محرّم بارش رحمت فراوان می شود

روضۀ لبهای تو معراج هر پیغمبر است

یاد تو کرده سُلیمان که سُلیمان می شود

حیدر کرّار فرموده : تو اشک مومنی

دوزخِ چشم من از یادت گلستان می شود

بهتر و زیباتر و آسانتر از هر مکتبی

شخصِ کافر در عزای تو مسلمان می شود

هر که در هر رُتبه ای آید ، شَود محبوبتر

تا ابوذر آید اینجا ، عینِ سلمان می شود

آنقدر ماه محرم مهربانی می کنی

توبۀ پیر و جوان در روضه آسان می شود

راست می گویم ، مُحرّم شهر می ریزد به هم

بابِ گریه گفتۀ شاه خراسان می شود

حضرتش فرموده : چشم ما شود زخم از بُکاء

مادر ما بیشتر از ما پریشان می شود

تا که می گویم " حُسین جان " ، مادر مظلومه ات

بانیِ ذکر پُر از عشقِ " حَسن جان " می شود

آنچه زهرا خواسته از محضرِ پروردگار

گر بیاید مهدیِ صاحب زمان ، آن می شود



موضوع : امام حسین(ع)-مناجات، ورود به محرم، 
یکشنبه 1393/04/29

امام حسین(ع)-مناجات


با اینکه شــهید داغـداری بودی

دلخسته ی زخم های کاری بودی

ازکنج لبت نرفت صوت "قـرآن"

برمنبـرنیــزه نیز قاری بودی



موضوع : امام حسین(ع)-مناجات، 
یکشنبه 1393/04/29

امیرالمومنین(ع)-بعد از شهادت


بی آشنا مانده غریبی بین خلقت

دیگر نمی آید صدای پای غربت

چندیست مانده سفره ها بی نان و خرما

دیگر ندارد کوفه شبگرد محبت

بعد از تو باید سرکند با خاک غم ها

آن سر که بر دامان مهرت داشت عادت

رفتی و هرگز چشم این دنیا نبیند

شاهی بریزد با گدا طرح رفاقت

هر وقت می آمد حسن هجده گل یاس

میریخت روی قبر تو با اشک حسرت

دست خدا افتاد از پا بین کوچه؟

باید شنید از ریسمان ها این حکایت

رفتی و خار از چشمهای تو در آمد

در پای طفلی رفت هنگام اسارت



موضوع : امام علی(ع)، 

امیرالمومنین(ع)-شام غریبان


فضای تو چقدر غم فزاست ای کوفه

بگو امام غریبت کجاست ای کوفه

صدای یا ابتا از خرابه ها آید

تمام شهر پر از این صداست ای کوفه

قسم به شام غریبان مرتضی، سه شب است

که سفرۀ فقرا بی غذاست ای کوفه

هنوز از جگر نخل های تو به فلک

صدای نالۀ شیر خداست ای کوفه

دل شکسته یتیمی نسشته چشم به راه

هنوز منتظر مرتضاست ای کوفه

به اشگ غربت و خون سر علی سوگند

تو را نه دوستی و نه وفاست ای کوفه

زدست مردم نامرد تو علی چه کشید

که مرگ خود ز خداوند خواست ای کوفه

چرا علی دل شب دفن شد جواب بده

مگر نه او شه ارض و سماست ای کوفه

گذشت هر چه شد، از زینبش تلافی کن

اگر چه کار تو جور و جفاست ای کوفه

بیا و بعد علی با حسین خوبی کن

که از تو خون جگر مجتباست ای کوفه

روا بود که خرابت کنند از ریشه

ز بس تو را ستم نارواست ای کوفه

ز بی وفائی و جور و جفای مردم تو

هماره ناله «میثم» به پاست ای کوفه 



موضوع : امام علی(ع)، 

امیرالمومنین(ع)-تشییع و تدفین


شب و تاریکی و صحرایِ خاموش

فلک از جامه ی ماتم سیه پوش

گرفته در زمین چندین ستاره

یکی خورشید خون آلوده بر دوش

سکوت مرگ، عالم را گرفته

تو گویی آسمان هم رفته از هوش

درون سینه ها فریاد فریاد

صدای ناله ها خاموش خاموش

بیابان نجف چشم انتظار است

که گیرد جان عالم را در آغوش

خدا داند که خون فرق مولا

ز قلب آفرینش می زند جوش

ز صحرای نجف آهسته آید

صدای ناله ی عبّاس بر گوش

"جوانمردی" دل شب رفت در خاک

"عدالت" تا قیامت شد فراموش

کجا رفت آن امیری کز رعیّت

رسیدش نیش ها در پاسخ نوش

کتاب غربتش تا حشر باز است

چنانکه فرقِ سر، تا طاق ابرویش

زخونت «میثم» ار شد خاک مفروش

ولای دوست را مفروش مفروش



موضوع : امام علی(ع)، 

امیرالمومنین(ع)-تدفین


تا جسم بو تراب نهان در تراب شد

گردون به فرق خاک نشینان خراب شد

با یک مدینه غربت و یک کوفه درد و غم

مانند شمع سوخت و لب بست و آب شد

وقتی که بازگشت حسن از کنار قبر

از سوز ناله اش دل زینب کباب شد

چندین ستاره در دل شب خون گریستند

تا نیمه شب به خاک نهان آفتاب شد

پاداش آن مروّت و مردانگیّ و عدل

روی علی ز خون سر او خضاب شد

کاش این چنین نبود و نباشد شنیده ام

بین همه سلام علی بی جواب شد

فریاد می زنند شب و نخل و چاه ها

والله بر علی ستم بی حساب شد

در مجلس شهید همه آورند گل

امشب سرشگ دیده ی زینب گلاب شد

"میثم" سزد که نسل جوان گریه ها کنند

بر رهبری که پیر به فصل شباب شد



موضوع : امام علی(ع)، 
شنبه 1393/04/28

امیرالمومنین(ع)-مدح و شهادت


به نام حضرت حق ، السلام یا دریا !

بر آن سرم که بنوشم تو را ، ولی ، اما ...

چگونه از تو بنوشم ، منی که مردابم ؟

چگونه از تو بنوشم ؟ مگر شما مولا ...

دوباره آمده ام تا تو را بگویم سبز

و بشکفم ز نسیم ات ، بهار روح افزا

مرا به فطرت آیینه ها سفارش کن

که تا به مدحت نورت ، دلم شود گویا

تو را ز حضرت قرآن همیشه می پرسم

ز آیه های بشارت ، ز سورۀ  « اعلی »

تو را ز صبح و اذان ، سجده ، منبر و محراب

تو را ز بوی خوش « یاکریم » و « یاهو » ها

تو را ز مکه ، مدینه ، ز کربلا ، کوفه

تو را ز فصل زلال غدیر و عاشورا

تو را ز صبر مجسم ، ز حضرت زینب

تو را ز سورۀ مظلوم : حضرت زهرا

تو را ز نان و نمک ، وصله های وارسته

تو را ز سادگی و بی تکلفی ، مولا !

دوباره تنگ غروب است و در شب کوفه

کنار خلوت روحت ، نشسته ای تنها

تو کیستی که جهان در نگاه تو هیچ است ؟!

تو کیستی که جهان در نگاه تو ... آیا ؟

تو تا کجای خدا قد کشیده ای ، ای خوب !

که دست واژه به فهمت نمی رسد ، آقا ؟!

تو را به روی زمین خاکیان نمی فهمند

تو را به عرش خدا ، آسمانیان حتا !

تو در زمان و مکان و بیان نمی گنجی

به رنگ لهجۀ دنیا ، نمی شوی معنا

تو را قسم به خدا ، هیچ کس نمی داند

عجیب ، تشنۀ یک پاسخم تو را دریا !

تو حرف اول عشقی و آخر خوبی

چگونه از تو بگویم ، امام خوبی ها ؟!

زبان لال دلم را به عشق گویا کن

نگفته ام غزلی در خور تو ای مولا !



موضوع : امام علی(ع)، 
شنبه 1393/04/28

امیرالمومنین(ع)-شام غریبان


وقتی که آسمان نجف پر ستاره شد

بر قبر نوح بُهت زده در نظاره شد

آدم برای دیدن حیدر شتاب داشت

تابوت روی دوش ملائک سواره شد

این مصطفی است منتظر روی مرتضی

کز اشتیاق دیده ی او پر ستاره شد

قبری که بود بستر آماده ی علی

ظاهر به یار فاطمه با یک اشاره شد

این فاطمه است دیدن دلدار آمده

آغاز زندگانی زهرا دوباره شد

اینک رسید لحظه ی حساس انتظار

نبض زمین و قلب زمان پر شماره شد

با هم شکاف پهلو و سر حرف می زنند

دیگر زمان گفتگوی استعاره شد

پهلو شکسته یاور قلب شکسته است

دیدار یار پرده ای از سوگواره شد

دستی ز قبر آمد و دست خدا گرفت

پنهان به خاک پیکر سلطان چاره شد

می گفت با علی دل شب ناله ی حسن

برگرد کز زمین و زمان راه چاره شد

این بار دوم است «جگر پاره» می شود

قلبی که قبل رحلت خود پاره پاره شد



موضوع : امام علی(ع)، 
شنبه 1393/04/28

امیرالمومنین(ع)-شام غریبان


باز داغ سیـــــنه بی اندازه شد

بار دیگر كــهنه زخمی تازه شد

شب رسید و بام  كوفــه تار شد

باز دردی آشـــــنا تكرار شد

گر چه شب بود و فلك درخواب بود

سینه هایی تا سحر بی تاب بود

آه فصل زخم ها آغــــاز گشت

نیمه شب آرام دربی باز گشت

می چكـد خون از دلی افروخته

باز شد در مثل درب سوخـــته

رخت مشكی را به تن پوشید و رفت

سنگ غسلی را حسن بوسید و رفت

گریه ای بر سینه خنجر می زند

باز هم عباس بر سر می زنـــد

چشم زینب در قفا مبهوت بود

بر سر دوش دو تن تابـوت بـود

می كشد آه از جگر از بی كسی

می رود تابوتی از دلواپــــسـی

روضه هایش مانده اما در گلو

می رود بابای زینب پیـــش رو

بس كه زد خود را نوایش زخم شد

چشم ها و گونه هایش زخم شد

با دلی پر خــون و زار و آتشین

ناله زد بر شانه ی ام البنــیــــن

درد تشییع جنازه دیدنیست

روی سنگی خون تازه دیدنیست



موضوع : امام علی(ع)، 
شنبه 1393/04/28

امیرالمومنین(ع)-ضربت خوردن-شهادت


وقتی خبر رسید که مسجد سری شکست

در گوشه ای ز خانه قد دختری شکست

باور نمیکند که علی را زمین زدند

آن حیدری که با نگه ش خیبری شکست

یاد مدینه کرد که در کوچه های شهر

دلبر مقابل نگه دلبری شکست

هجمه شدید بود، چهل ضربه خورد در

در وانشد که زیر لگدها دری شکست

در پشت در که رفت زمین خورد و بعد از آن

تا در شکست پهلوی مادری شکست

اینجا اگر فقط سر و پهلو شکسته شد

کرب و بلا ز نعل و سنان پیکری شکست ...

وقتی عقیله دید که الشمر جالس ...

افتاد و قد حیدری خواهری شکست

حجم سه شعبه بیشتر از حجم حنجر است

پاره نشد گلوی علی حنجری شکست

خیره شده به دست کسی چشم ساربان

حالا خبر رسید که انگشتری شکست

وقتی که حرف لعل لب و خیزران رسید

از اهل خانواده دوباره سری شکست

***

با تشکر از شاعر گرامی برای ارسال این شعر



موضوع : امام علی(ع)، 

امیرالمومنین(ع)-مدح


نام حیدر شعرهایم را پر از غم می کند

عاقبت پشت غزل های مرا خم می کند

در شب قدر از علی گفتن میان گریه ها

اندکی بار گناهان مرا کم می کند

نام زیبای امیرالمومنین در ذهن ها

واژه ی عدل و عدالت را مجسم می کند

از علی جز مهربانی نیست کاری ساخته

فکر آب و نان برای ابن ملجم می کند

بس که مظلوم است شهر کوفه را با رفتنش

مبتلا به حس و حالی سرد و مبهم می کند...

***

با تشکر از شاعر گرامی برای ارسال این شعر



موضوع : امام علی(ع)، امیرالمومنین(ع)، 

امیرالمومنین(ع)-شام غریبان-تدفین


گر چه در خاک نهان شد بدن خستۀ تو

کعبۀ خلق بود خانۀ در بستۀ تو

شمع سان سوختی و آب شدی دم نزدی

که جهان سوخته ازگریۀ آهستۀ تو

گر چه آوای اذانت شده بر لب خاموش

می دمد لالۀ توحید زگلدستۀ تو

کیست تا مثل تو از لطف به قاتل نگرد

ای فدای نگه چشم زخون بستۀ تو

گل لبخند تو نگذاشت بدانند که بود

یک جهان غصه درون دل وارستۀ تو

خلق، یک لحظه زدرد دلت آگاه نشد

بی صدا بود زبس گریۀ پیوستۀ تو

چه به زهرا گذرد گر بگذارد به جنان

دست بشکسته به پیشانی بشکستۀ تو

پیش از آن روز که آب و گل ما خلق شود

اشک ما ریخته بر روی به خون شستۀ تو

"میثم" سوخته دل را زکرم وامگذار

کز همه رسته و عمری شده وابستۀ تو



موضوع : امام علی(ع)، 
جمعه 1393/04/27

مناجاتی-شب احیاء


یک بار اگر که با تو شبم سر شود بس است

یا خاک پای حضرتت این سر شود بس است

احیا گرفته ام که تو احیا کنی مرا

قدرم اگر که با تو مقدر شود بس است

خیری ندیده ام من از عمری که بی تو رفت

این عمر اگر به دیدنت آخر شود بس است

اندازه چکیدن یک قطره اشک هم

محض فراق، چشمم اگر تر شود بس است

نه من که روزه های همه روزگار با

یک روز، روزه ی تو برابر شود بس است

امشب مرا بخاطر جدت علی ببخش

آقا که راضی از دل نوکر شود بس است



موضوع : مناجات با خدا، 

امیرالمومنین(ع)-ضربت خوردن


با گریه ایستاد، دوباره نگاش کرد

تسبیح را بدست گرفت و دعاش کرد

معلوم می شود که نمک گیر زینب است

وقتى بجاى شیر نمک را غذاش کرد

افتاد یاد کوچه و پاى برهنه اش

وقتى مقابلش پدرش گیوه پاش کرد

از بس به وصل فاطمه اش اشتیاق داشت

در خواب بود قاتلش اما صداش کرد

بین دو سجده بود که فرق سر على

مانند ذوالفقار دودم شد...دوتاش کرد

شمشیر تا میان دو ابروى صورتش

طورى نشسته بود نمی شد جداش کرد

می خواست دست و پا زدنش بیشتر شود

شمشیر را میان سرش جابجاش کرد

اى روزگار! آخر على را زمین زدند

باید ازین به بعد جگر را فداش کرد

وقت وصال بود، دوباره خضاب کرد

وقت خضاب خون سرش را حناش کرد

بین حصیر پاره پدر را حسین برد

تا اینکه از قضا پسرش بوریاش کرد

***

از سایت روضه



موضوع : امام علی(ع)، 

امیرالمومنین(ع)-شب شهادت


شود جان، لحظه لحظه از تن مولا جدا امشب

کسی دیگر نیارد شیر بر شیر خدا امشب

طبیبا زخم مولا را گشودی نسخه ننوشتی

چه گفتی مخفی از زینب به گوش مجتبی امشب؟

طبیبا همتی کن بلکه مولا باز برخیزد

برد یک بار دیگر بر یتیمانش غذا امشب

دل خلق جهان گردد به گرد بستر مولا

دل مولا بود در گوشۀ ویرانه ها امشب

مزن این قدر سوسو ای چراغ مسجد کوفه

که مولایت نمی آید به محراب دعا امشب

نسیم ساکت کوفه برو با چاه ها برگو

که مهمان شما افتاده در بستر ز پا امشب

مداوا نیست حاجت اولین مظلوم عالم را

که از شمشیر زهرآلوده می گیرد شفا امشب

زدوران جوانی سیر بود از عمرِ بی زهرا

علی، ای اهل عالم میشود حاجت روا امشب

زاشک دیده شسته دامن ویرانه را طفلی

گرفته بر پدر در دامن مادر عزا امشب

به سوز ناله های خود بسوزانید (میثم) را

که در کوی شکما آورده روی التجا امشب



موضوع : امام علی(ع)، 

امیرالمومنین(ع)-مدح


شیرش حلال آنکه مرا خاک پاش کرد

نانش حلال آنکه مرا مبتلاش کرد

هر آنچه می دهد کرمش کم نمی شود

باید کریم بلکه کرم را گداش کرد

پایم اگر به سمت جهنم نمی رود

دستم توسلی به ضریح عباش کرد

موسی و خضر و یوسف و عیسی به جای خود

هنگام مشکلات، نبی هم صداش کرد

تصویر اوست عکس تمام پیمبران

او را خداش آینه انبیاش کرد

کعبه برای آمدنش بود نه طواف

پس کعبه را برای قدومش بناش کرد

خیلی گره زدند به اسلام باز کرد

هر آنچه کرد پنجه مشکل گشاش کرد

در کودکی ش نیز علی مرد جنگ بود

پس ذوالفقار نیست اگر لافتی ش کرد

در آستان یک نخ عمامه سرش

باید تمام خلق جهان را فداش کرد

رد می شد از محله ی ما دلدل علی

افتاد سنگ زیر سم او، طلاش کرد

***

از سایت روضه



موضوع : امام علی(ع)، امیرالمومنین(ع)، 
جمعه 1393/04/27

امیرالمومنین(ع)-شب شهادت


امشب انگار به دل قالب غم ریخته اند

همه آفاق و عوالم چه بهم ریخته اند

هیچ جایی خبری نیست خبرها اینجاست

خانۀ شیر خدا آمد و رفتِ زهراست

گاه مولا به حسن داشت وصیت می کرد

گاه این زخم سرش سخت اذیت می کرد

حسنم ! اصل مداراست به دشمن حتی

گرچه او ضربۀ کاری زده بر من حتی

عمق این زخم زیاد ، است نمک جای خودش

به یتیمان چو پدر لطف و کمک جای خودش

کوفیان شیر بیارند ولی پیش کش است

شیر آورد نشان ، نزد علی ، زجرکُش است

کوفیان هرچه ببینند تلافی بکنند

لیک در کفّۀ خود سنگ ، اضافی بکنند

چه نگویند تشکر – چه تشکر بکنند

شکم از لقمۀ ناپاک ، همه پُر بکنند

بعد من کوفه پریشان تر از اینها بشود

بر علیه تو گِره ها به جبینها بشود

توشه هایی که سر دوش و تنم می بردم

زیر لب نام حسین و حسنم می بردم

نان خرمای مرا عاقبتش پس بدهند

آنچنان فحش ، که انگار به ناکس بدهند

بعد از این جان تو و دختر محرومۀ من

وای بر حال دل زینب مظلومۀ من

روز روشن به حرم تیرگی شب بزنند

سنگها از در و دیوار به زینب بزنند

هیچ حرفی به لبم نیست به غیر از یک آه

نه به این شیر سفید و نه بر آن سنگ سیاه

***

از وبلاگ حاج محمود ژولیده



موضوع : امام علی(ع)، 
جمعه 1393/04/27

امیرالمومنین(ع)-شب شهادت


پیچیده شمیم گل پرپر شب آخر

حرف سفر و داغ مکرر، شب آخر

اشکی که شده نذر غم فاطمه سی سال

انگار شده چند برابر شب آخر

انگار همین چند شب پیش شبانه ...

آمد چه به روز دل حیدر شب آخر

حالا شب وصل است ولی با سر خونین

شرمنده نمانده ست ز کوثر شب آخر

با اشک غریبانه ی خود گفت سخن ها

از بی‌کسی آل پیمبر شب آخر

از کرب و بلا گفت و حکایات غریبش

از داغ برادر به برادر، شب آخر

گویا خبر آورده نسیم از دل صحرا

پیچیده شمیم گل پرپر شب آخر



موضوع : امام علی(ع)، 
جمعه 1393/04/27

امیرالمومنین(ع)-بستر شهادت-شب شهادت


كیست این مرد كه شب كیسه ی خرما می برد

روز می آمد و از سینه نفسها می برد

كیست این مرد كه تا تیغ به بالا می برد

رزم را با مدد از حضرت زهرا می برد

این خدا نیست ولی مقصدِ هر راه است این

اَشهدُ اَنَّ علیّاً ولیّ الله است این

كیست این شیر كه از خصم جگر در آورد

از میانِ كمرش تیغِ دوسر در آورد

از دلیرانِ عرب جمله پدر در آورد

یا علی روز و شب و شمس و قمر می گویند

ها عَلی بَشرٌ کیفَ بَشَر می گویند

گاه دریا و گهی بارش و باران می شد

گاه بابای یتیمان دلِ ویران می شد

به سرِ دوش گهی مَركبِ طفلان می شد

خوشیِ كاسۀ  شیر و كفی از نان می شد

مثلِ ما حیف یتیمان همگی تنهایند

همگی منتظرِ آمدنِ بابایند

وای از امروز حسن گوشۀ بستر افتاد

باز هم یادِ غمِ بسترِ مادر افتاد

خواهر افتاد زمین تا كه برادر افتاد

یادِ روزی كه رویِ مادرشان دَر افتاد

هیزم و آتش و كابوس عجب بد دردی است

ضربِ نا مَحرم و ناموس عجب بدر دردی است

قنفذ از راه از آن لحظه كه آمد می زد

تازه می كرد نفس را و مجدد می زد

وای از دستِ مغیره چقدر بد می زد

جای هر كس كه در آن روز نمی زد می زد

آخرین حرفِ علی  بود خواهش می كرد

زینبش را به اباالفضل سفارش می كرد

زینبش  ماند ببیند غمِ حنجرها را

ماند تا داد كِشد غارتِ پیكرها را

تا كند جمع تنِ پارۀ اكبرها را

كرد محكم گرهِ معجرِ دخترها را

دید در گودی گودال حرامی ها را

تبر كوفی و سر نیزۀ شامی ها را



موضوع : امام علی(ع)، 

امیرالمومنین(ع)-بستر شهادت


دیگر برای پر زدنم پر بیاورید

هفت آسمان برای کبوتر بیاورید

غربت توان دیدن من را ربوده است

این خار را ز چشم ترم در بیاورید

تا خوب و بد حلال کنند این غریب را

ایتام را برابر بستر بیاورید

زخم سرم که هم نمیاید،  چه می کنید

جای طبیب  چاره ی  دیگر بیاورید

آن معجری که نیمی از آن  سوخت پشت در

آن را برای  بستن این سر بیاورید

چندیست سخت تشنۀ دیدار گشته ام

کوثر برای ساقی کوثر بیاورید

مهری برای  سجده من وقت احتضار

از خاک روی چادر مادر بیاورید

بار دگر به کوفه اگر راهتان فتاد

با خود اضافه  چادر و معجر بیاورید



موضوع : امام علی(ع)، 
جمعه 1393/04/27

امیرالمومنین(ع)-شب شهادت-بستر شهادت


ای کوه درد این دم آخر سخن بگو

امشب به جای چاه، غمت را به من بگو

گر فکر می کنی که تحمل نمیکنم

من می روم ز حجره برون، با حسن بگو

با آنکه فکر بی تو شدن قاتل من است

حتی شده دوباره ز بی تو شدن، بگو

بنگر رسانده ای به کجا کار دل، که من

گویم به التماس، ز غسل و کفن بگو

گر چه سخن ز پر زدنت می کشد مرا

راضی به هر چه گویی ام، از پر زدن بگو

لب باز کن دوباره تو و باز هم به من

|"زینب چنین به سینه و بر سر مزن" بگو

آن را که گفتی از من و عباس تا شنید-

-رنگش پرید و لرزه فتادش به تن بگو

گفتی تو از حسین و اباالفضل زد به سر

گر میشود بریده سرش از بدن، بگو

***

از سایت بی پلاک



موضوع : امام علی(ع)، 
جمعه 1393/04/27

امیرالمومنین(ع)-شب شهادت


الهی کوفه را لطف و صفا نیست

نشان از ناله های مرتضی نیست

تمام نخل ها چشم انتظارند

که آبی بهتر از اشک وفا نیست

یتیمان چشم بر در بیقرارند

خبر از نان خرمای خدا نیست

فقیری گوشه ی ویرانه گریان

غم او را کسی مشکل گشا نیست

ولی نامرد ملعون ابن ملجم

شده خندان و در چشمش حیا نیست

نمک نشناس می خندد به زینب

که زینب شد یتیم ای وای امشب

غریبانه ترین تشییع پیکر

شده امشب بپا از بهر حیدر

علی را نیمه ی شب غسل دادند

رود در نیمه شب پیش پیمبر

به استقبال او زهرا بیاید

به همراه گل نشکفته پرپر

علی درد و غمش را برد با خود

که عمرش بود درد و غم سراسر

ز هر زخمی برایش سخت تر بود

که بیند چهره ی نیلی همسر

همان که این جهان نشناخت او را

میان درد و غم انداخت او را

علی نشناخته از این جهان رفت

دل بشکسته با درد نهان رفت

به دیده خالی از تصویر نیلی

به حنجر داشت از غم استخوان رفت

علی شد پیر از این غصه یارب

چرا یارش از این دنیا جوان رفت

همان یاری که بین کوچه افتاد

صدای ناله اش تا آسمان رفت

علی راحت شد از داغ مدینه

به سوی بانوی قامت کمان رفت

امیرالمؤمنین رخت سفر بست

سرش بشکسته بود و چشم تر بست



موضوع : امام علی(ع)، 

امیرالمومنین(ع)-مدح


سفره ی احسانتان تا اینکه برپا می شود

لفظ شیعه با کرامات تو معنا می شود

در بساط واژه های ذهن خود دنبال عشق

هرچه می گردم فقط نام تو پیدا می شود

لطف تو با روزهای عمر من همراه شد

از دعای خیر تو امروز، فردا می شود

نام مولایم همیشه ذکر لبهای من است

تا که گویم یا علی این دل چه شیدا می شود

از فضیلت های حیدر هر چه بنویسم کم است

گوشه چشمی گر نماید قطره دریا می شود

از صحابه بهترین باشد برای مصطفی

چون فقط مولای ما هم شأن زهرا می شود

جز امیرالمومنین هرگز در این عالم نبود

پادشاهی که طعامش نان و خرما می شود

***

با تشکر از شاعر گرامی برای ارسال این شعر



موضوع : امیرالمومنین(ع)، 


( کل صحن های حسینیه : 306 )    1   2   3   4   5   6   7   ...   


درباره حسینیه


سلام!به پایگاه فرهنگی هیات «مکتب الشهداء تهرانسر» خوش آمدید...
×××
برای ارتباط با ما می توانید از طریق آدرسmotallebi64@gmail.com اقدام فرمایید.
×××
برای شرکت در کارگاه مجازی شعر آیینی حسینیه می تونید به آدرس ذیل مراجعه کنید:
hosenih.mihanblog.com/post/3201
×××
آدرس پایگاه اطلاع رسانی هیات مکتب الشهداء-تهرانسر:
maktab-shohada.mihanblog.com

مدیر وبلاگ : شاهد
آمار زائرین حسینیه
  • زائرین امروز :
  • زائرین دیروز :
  • زائرین این ماه :
  • زائرین ماه قبل :
  • کل زائرین :
  • تعداد کل اشعار :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
نظرسنجی حسینیه
نظرتان درباره کیفیت اشعار و ساختار کتاب موبایل حسینیه رضوی92 چیست؟





پایگاه های مدح و مرثیه
لوگوها

 پایگاه تخصصی مدح و مرثیه

 پایگاه تخصصی روضه و مقتل

 پایگاه نوحه و سبک های مداحی

کتاب موبایل حسینیه-مدح و مرثیه

 پایگاه اطلاع رسانی هیات مکتب الشهداء-تهرانسر

 کارگاه مجازی شعر آیینی حسینیه

 اشعار استاد علی اکبر لطیفیان

 پایگاه شارژ فرهنگی

 قرارگاه-پایگاه فرهنگی هیئت مکتب الشهداء
پایگاه مرجع و جامع محصولات و تولیدات دفاع از دستاوردهای هسته‌ای





Powered by WebGozar