حسینیه پایگاه تخصصی مدح و مرثیه
جهت دسترسی آسان به اشعار مورد نظر از فهرست موضوعات استفاده کنید
موضوعات اشعار
سه شنبه 1394/02/1

امام هادی النقی(ع)-مناجات


می‌ خواهم امشب بگویم، شعری برای نگاهت

یك سوره رحمت بخوانم، از مصحف روی ماهت

می ‌خواهم امشب بگردم، دور كرامات چشمت

احرام عرفان ببندم، با زائران نگاهت

می ‌خواهم امشب خدا را، در عرش چشمت ببینم

ای كهكشان هدایت ! در پرتو مهر و ماهت

پشت دلم را شکسته ، تشریف داغ غیورت

چشم یتیمم نشسته ، در كوچه ی غم به راهت

ای عصمت سبز و روشن ! تزویر شب پرپرت كرد

آیینه‌ها را سرودی، این است تنها گناهت

لرزید اركان هستی ، وقت نزول غم تو

ترسم بگیرد جهان را ، یك روز طوفان آهت

ای هادی نسل آدم ، ای وارث اسم اعظم !

منظور هستی تو هستی ، آیات قرآن گواهت

«هل من...» بگو تا به عشقت ، لبیك غیرت بگویم

مولای من ! كو حسینت ؟ كو كربلا و سپاهت ؟

من عاشقی بی ‌پناهم ، شبگرد گم كرده راهم

مِهر دَهُم، هادی عشق ! كو آفتاب پناهت ؟

با لهجه ی شرقی غم، امشب تو را گریه كردم

مولای من ! این « غزل ـ غم » تقدیم داغ نگاهت



موضوع : امام هادی(ع)، امام هادی(ع)، 
سه شنبه 1394/02/1

امام هادی النقی(ع)-شهادت


وقتی خدا وجود تو را چون خدا کشید

ما را برای دور تو بودن گدا کشید

تا اینکه این زمین به نظر جلوه گر شود

از جنس نور با قلمش سامرا کشید

هرچه که دور توست یقینا گران بهاست

حتی غبار صحن تو را از طلا کشید

این جامعه ز جامعه ی تو کبیر شد

باید که خط به دورِ به غیر از شما کشید

رحمت کند خدا پدرم را که از قدیم

دست مرا گرفت و به سمت شما کشید

شش گوشه دار ها همه مثل هم اند پس

باید برای تو کفن از بوریا کشید

خوردی زمین فدای تو یا ایهاالعزیز

تا یک حرام زاده عبای تو را کشید

این غربت تو مضحکه ی این و آن شده

حرفی نزن که دشمن تو بد دهان شده

حرفی نزن که با تو مدارا نمی شود

این پاره ی جگر که مداوا نمی شود

"گریه نکن بهانه بدست کسی نده"

یک مرد بین این همه پیدا نمی شود

رنگ تنت عوض شده و آب رفته ای

یک نصف روز...آن قد و بالا...نمی شود!

اینگونه روی خاک دگر دست و پا نزن

راه گلوی تو به خدا وا نمی شود

پاشو ببین حسن چقدر گریه می کند

از روی قبر خاکی تو پا نمی شود

امّا خدا رو شکر که در این میانه ها

دیگر سر عبای تو دعوا نمی شود

گرچه تمام عمر تو دور از وطن شدی

اما خدا رو شکر که آقا کفن شدی

باران نیزه نیزه به جان شما نبود

بر سینه ات که داغ جوان شما نبود

راحت نفس زدی دم آخر قبول کن

سر نیزه ای میان دهان شما نبود

تیر سه شعبه ای که نیامد به سینه ات

مانند حرمله که زمان شما نبود

بزم شراب رفتی و امّا خدا رو شکر

همراهتان که دخترکان شما نبود

بزم شراب برده فروشی عزیز شد

در این میانه حرف خرید کنیز شد



موضوع : امام هادی(ع)، 

الدُّرُّ الفاخر الملقَّب باالباقر(ع)


امام صادق علیه السلام از قول جابر بن عبدالله انصاری نقل می فرمایند:

سَمِعْتُ رَسُولَ اللَّهِ صلی‌ الله علیه و آله یَقُولُ إِنَّكَ سَتُدْرِكُ رَجُلًا مِنِّی اسْمُهُ

اسْمِی وَ شَمَائِلُهُ شَمَائِلِی یَبْقُرُ الْعِلْمَ بَقْراً

 رسول خدا صلی‌ الله علیه و آله

به من مى‏ فرمود: تو مردى از خاندان مرا درك مى ‏كنى، كه نامش نام

من و شمائل او شمائل من است، مى ‏شكافد دانش را شكافتنى.

الكافى، ج‏1، ص470

ضمن عرض تبریک به مناسبت ولادت امام باقر(ع) برای دیدن اشعار ولادت اینجا را کلیک کنید.



موضوع : امام محمد باقر(ع)، امام باقر(ع)، 
یکشنبه 1394/01/30

امام زمان(عج)-مناجات-پیشواز ماه رجب


لطف اگر لطف تو شد دست گدا خوبتر است

سر این سفره زمینگیری ما خوبتر است

آخرِ، سر به هوا بودن اگر لطف شماست

هر چه نوکر بشود سر به هوا خوبتراست

هم خجالت زدهام هم به شما دلگرمم

ماندنم بین همین خوف و رجا خوبتر است

ما به اینجا نه پی نان و نمک آمدهایم

با کمی آب تصدُّق به گدا خوبتر است

حُسن سجاده به این گریهی نیمه شبهاست

اهل طاعت بشود اهل بُکا خوبتر است

گر چه خوب است همین قدر که محتاج توام

بپذیرید در این خیمه مرا خوبتر است

حیف این خاک که تنزیل مقامش بدهند

خاکِ پای تو اگر نیست طلا، خوبتر است

جمکران سنگ نشانیست که ره گم نشود

خانه با بودن یک قبلهنما خوبتر است

دارد از را ه رجب میرسد و آن شبها

گریهکن که برسد کربوبلا خوبتر است



موضوع : امام زمان(عج)-مناجات فراق، امام باقر(ع)، 
یکشنبه 1394/01/30

امام باقر(ع)-مدح و ولادت


به نام نامی سبحان به عالم دیده وا کردم

خدا را با ولای چارده نورش صدا کردم

به امداد محمد تا محمد یک دعا کردم

گرفتم دامن پاک اباجعفر نوا کردم

صدا کردم دعا کردم نوا کردم چها کردم

که ناگه دیده وا کردم بنور چارده معصوم

خدا را شکر این سائل نشد از لطف حق محروم

در این ماه خدا عبد خدا محبوب داور شد

چه عبدی؟ بنده ای که بابِ شهراللهِ اکبر شد

به یک معنا امام امّا به یک معنا پیمبر شد

همان که باقر هر علم، اول تا به آخر شد

ز اسم اعظمش اینک دلم از بس منور شد

رسیدم تا بجایی که خدا را در بغل دارم

در این ماه خدا من با خدا ماه عسل دارم

من از روز ازل گم بودم و راهم فتاد اینجا

معلّق ذره ای بودم که ناگه ایستاد اینجا

ز ((یَهدِی اللهِ نورِه)) بَر گرفتم اعتماد اینجا

شدم از روز میلادم غلامی خانه زاد اینجا

ز بختم حضرت زهرا مرا دستور داد اینجا

شناساندند قرآن را و عترت را بجان من

همین شد تا ابد از هر بدی خط امان من

خدا را شکر دلهامان بدست باقر افتاده

گدایان را سر و سامان بدست باقر افتاده

و دستان تمنّا مان بدست باقر افتاده

عبادات سحرهامان بدست باقر افتاده

سفرهای مُعلّامان بدست باقر افتاده

چه آقایی که بابایش پدر زن چون حسن دارد

سفر در پیش ، با جدش ، حسینِ بی کفن دارد

چه آقایی چه زیبا پا در این منظومه بگذارد

چه رفتار دل انگیزی عجب خلق خوشی دارد

چه زیبا در مدینه سر قدم آهسته بر دارد

برای کربلا رفتن زمان را لحظه بشمارد

که تا دستور زهرا را بخاطر خوب بسپارد

به یمن گریه بر جدّ غریبش نور می تابد

همه اسرار عالم را به نور روضه بشکافد

سه ساله با سه ساله همسفر از شهر یثرب شد

رسید آندم که در صحرای تف نزدیک مغرب شد

به روی نیزه سرهای بنی هاشم که غالب شد

بخون خورشید و ماه و انجم و خیل کواکب شد

همه دار و ندار خیمه ها را کوفه صاحب شد

فرار عمه ها بود و نگاه حسرت باقر

امان از گریۀ سجاد و آه حضرت باقر

از آنجا عهد با خود کرد تا دین را کند یاری

همه احکام که ، مانده معطّل را کند جاری

کند آیات قرآن را روایاتی شنیداری

دهد با نهضت روضه به اهل درد بیداری

منا را کربلا کرد و همه عمرش عزاداری

و فرمود آن امام راستین با مردم دنیا

خدا رحمت کند آنکس که امر ما کند احیا

چه امری؟امرِ دین احیاء گردد با حسین و بس

همه احکام ما اجراء گردد با حسین و بس

عدالت در جهان احصاء گردد با حسین و بس

و محوِ منکر و فحشاء گردد با حسین و بس

شهادتنامه ها امضاء گردد با حسین و بس

یقین احیای امر دین بجز امر ولایت نیست

هر آنکس نیست در این ره دل او را هدایت نیست

حیات طیبه آری صفات منکران هرگز

عطای فاطمه آری لقای دشمنان هرگز

ولای مرتضی آری لوای مشرکان هرگز

گلاب دوستان آری گل بیگانگان هرگز

شکست دشمنان آری گسست دوستان هرگز

نه آن تحریم می خواهیم نه این تکریم می خواهیم

که تنها تحت فرمان علی تسلیم می خواهیم

***

از وبلاگ شاعر گرامی



موضوع : امام باقر(ع)، 

به مناسبت 29 جمادی الثانی وفات حضرت ام کلثوم(س)

حضرت ام کلثوم(س)-مدح


الگوی فرشتگانِ معصوم است او

بر واژه ی صبر و عشق مفهوم است او

از خطبه ی آتشین او پیدا شد

بانوی قیام، ام کلثوم است او



موضوع : حضرت ام کلثوم(س)، 

حضرت ام کلثوم(س)-مدح و مصائب


مور را رخصت تمجید سلیمان ها نیست

پیشگاه کرمت عرصه ی جولان ها نیست

از کرامات فراوان تو خوبان ماتند

اینهمه حسن در اندیشه ی انسان ها نیست

باید ادیان پی اوصاف تو تحقیق کنند

گفتن از شخصیتت وسع مسلمان ها نیست

عصمت از فاطمه داری که مطهر شده ای

احتیاجی پی این امر به برهان ها نیست

شعر اگر بهر تو کم گفته شده خرده مگیر

سیر اوصاف تو در قدرت عمان ها نیست

نقش تو نیست کم از زینب کبری بانو

گرچه حک نام تو در صفحه ی اذهان ها نیست

شام زیر لگد خطبه ی تو جان میداد

مثل تو هیچکسی فاتح میدان ها نیست

رمز عرفان اثر سجده ی پیشانی توست

احتیاجی سر این سفره به عرفان ها نیست

خواستی تا همه جا صحبت زینب باشد

مدح و مرثیه اگر از تو به دیوان ها نیست

ام کلثوم شدن زینب و زهرا شدن است

حرف عشق است در آن صحبت عنوان ها نیست

ازدواج تو و نمرود مدینه؟ هیهات

نخی از چادر تو قسمت شیطان ها نیست

نمک سفره ی افطار پدر هستی تو

لذتی بی تو در این شیر و در این نان ها نیست

میشود گفت ز تو از غم و درد تو نگفت؟

مدح خوب است ولی مکفی گریان ها نیست

یوسفت در عوض چاه به گودال افتاد

چون تو دلسوخته در یثرب و کنعان ها نیست

سر و سامان تو را نیزه ای از پا انداخت

خیمه ی سوخته جای سر و سامان ها نیست

نازپرورده ی دستان پر از مهر علی

شأن تو ناقه ی عریان و بیابان ها نیست

دورتادور تو با هلهله جمعیت بود

بزم می، طشت طلا، جای پریشان ها نیست

هرچه گفتم کمی از قدر و مقام تو نشد

مور را رخصت تمجید سلیمان ها نیست



موضوع : حضرت ام کلثوم(س)، 
شنبه 1394/01/29

حضرت ام کلثوم(س)-مصائب


از قرائن این چنین پیداست در را دیده است

ما شنیدیم، او ولیکن چل نفر را دیده است

قبل ضربت خوردن مولا و شاید قبل تر

بارها در کوچه ها داغ پدر را دیده است

آنکه عمری با حسن خون جگر را خورده بود

بین تشتی عاقبت خون جگر را دیده است

صبر پنهان داشت در کرب و بلا از این جهت

دور از چشم همه رنج سفر را دیده است

در که جای خود، پدر که جای خود، در شهر شام

چل نفر که هیچ از این بیشتر را دیده است

ام کلثوم است یا زینب نمی دانم کدام!

دور خواهر خواهری چندین نفر را دیده است

بارها این شرم بی اندازه او را می کشد

اینکه زینب پیش او داغ پسر را دیده است

شرم او یک بار اما می کشد او را دو بار

اینکه هم در دشت هم در تشت سر را دیده است



موضوع : حضرت ام کلثوم(س)، 
شنبه 1394/01/29

حضرت ام کلثوم(س)-وفات


تا بوسه ی خنجری به حلقوم نشست

بر نیزه، سر امام مظلوم نشست

تنها نه فقط میان رگ های حسین

آن نیز ، به قلب امّ كلثوم نشست

***

چه رازی از دل پاکت شنیدند؟

درون روح بی تابت چه دیدند؟

که زیر سایه ی ا مّ المصائب

تو را اخت المصائب آفریدند

***

آن زینب او، عزیز مردم شده است

این فاطمه اش، ملیکه ی قم شده است

افسوس ! كه نام « امّ كلثوم » فقط

مانند مزار مادرش، گم شده است



موضوع : حضرت ام کلثوم(س)، 

حضرت ام کلثوم(س)-وفات


عاشقان در حجاب یکدگرند

پرتو آفتاب یکدگرند

گاه تصویر قاب یکدگرند

همه زیر نقاب یکدگرند

سعی دارند جلوه کم بکنند

خویش را وقف نام هم بکنند

فاطمیّات یارهای هم‌اند

هر کدام افتخارهای هم‌اند

همه آئینه‌دارهای هم‌اند

دفن بین مزارهای هم‌اند

گاه زینب؛ گه ام کلثومند

هم‌طراز امام معصومند

این قبیله عجیب با ادبند

پیش هم ایستاده در عقبند

همگی غرق ذات، منقلبند

در ظهور صفات، هم نسبند

همگی در الست زاده شدند

همه پرچم به دست زاده شدند

می‌نویسم من از شما خانم

می‌بری تا خدا مرا خانم

تو بزرگی و ما گدا خانم

السّلامُ علیکِ یا خانم

ما گرفتار  بام‌های توایم

از ولادت غلام‌های توایم

عصمت کامله تو را خوانند

عابده، فاضله تو را خوانند

عالمه، عامله تو را خوانند

حیدر قافله تو را خوانند

کوه توحید منجلی هستی

زینب دوم علی هستی

متشرع به دین و باور خود

متواضع کنار خواهر خود

تا شدی همره برادر خود

متوسّل شدی به مادر خود

اقتدار حرم به دست تو بود

بعد عباس علم به دست تو بود

گریه بین شرار می‌کردی

شعله‌ها را مهار می‌کردی

پابرهنه فرار می‌کردی

دختران را سوار می کردی

همه‌جا کشتی نجات شدی

سر پناه مخدَّرات شدی

نان خود را به دختران دادی

سهم خود را به دیگران دادی

تو تسلّی به مادران دادی

معجرت را به خواهران دادی

گیسوی سوخته نقابت شد

گوشه‌ی آستین حجابت شد

به کجا کارها کشیده شده

سر بازارها کشیده شده

به پَرت خارها کشیده شده

معجرت بارها کشیده شده

خواهرت دیر کرد و افتادی

چادرت گیر کرد و افتادی

تا ز گودال سر در آوردی

خویش را نزد خواهر آوردی

سوی او دیده‌ی تر آوردی

رو به سوی برادر آوردی

خواهرانه به هم کمک کردید

نیزه را از گلو در آوردید



موضوع : حضرت ام کلثوم(س)، 
جمعه 1394/01/28

حضرت ام کلثوم(س)-مصائب


خواهر مجتبی چه مظلوم است

غربتش از عزاش معلوم است

روضه خوان امام معصوم است

فاتح شام و کوفه کلثوم است

همه جا پا به پای زینب رفت

در صفاتش جلال میبینم

حب او را کمال میبینم

چشمه اش را زلال میبینم

رتبه اش بی مثال میبینم

همه جا پا به پای زینب رفت

مثل زینب وقار بابا بود

کوه صبر و حیا و غمها بود

در رشادت شبیه زهرا بود

خطبه اش ذوالفقار مولا بود

همه جا پا به پای زینب رفت

پیش نطقش وقار میریزد

جگر روزگار میریزد

عزت و اقتدار میریزد

رنگ و روی بهار میریزد

همه جا پا به پای زینب رفت

جلوه ی نور پنج تن بوده

گاه زهرا گهی حسن بوده

اسدالله بت شکن بوده

شاهد غارت بدن بوده

همه جا پا به پای زینب رفت

آنقدر گریه کرده پیر شده

بی حسین از زمانه سیر شده

غصه اش غصه ی حصیر شده

با چه وضعیتی اسیر شده

همه جا پا به پای زینب رفت

گرچه با ناقه های عریان رفت

به هواداری سلیمان رفت

جنگ خطبه شد و به میدان رفت

دو سه شب شهر کوفه زندان رفت

همه جا پا به پای زینب رفت

روی نی آفتاب را دیده

دور گردن طناب را دیده

گریه های رباب را دیده

خیرزان و شراب را دیده

همه جا پا به پای زینب رفت

روضه با اشک شور میگوید

از درخت و تنور میگوید

از مسیر عبور میگوید

ماجرا را به زور میگوید

همه جا پا به پای زینب رفت

شامیان سد راه میکردند

دختران را نگاه میکردند

هتک حرمت به شاه میکردند

بین مجلس گناه میکردند

همه جا پای به پای زینب رفت



موضوع : حضرت ام کلثوم(س)، 
جمعه 1394/01/28

حضرت ام کلثوم(س)-مصائب


نوه ی دختری و عشق پیمبر بودن

دختر دومی حضرت حیدر بودن

صدق الله العلی نام پدر بود و چنین

آیه ی چارمی سوره ی کوثر بودن

ام کلثوم شدن اینهمه مظلوم شدن

شاهد میخ، چهل مرد، لگد، در بودن

شاهد میخ،چهل مرد،لگد،در،فریاد

بعد هم شاهد یک عمر به بستر بودن

جزو آموختگان وصیت نامه ی او

جزو تشییع کنان تن مادر بودن

پشت تابوت به همراه حسین و زینب

جزو آن چندنفر در شب آخر بودن

درشب قدر به نوعی و به شکلی شب تشت

ام کلثوم...بگو زینب دیگر بودن

دختر فاطمه و عمه ی طفلان اما

عزتش این بشود:خواهر خواهر بودن

می کند خم کمرش را همه ی عمر فقط

لحظه ای عمه ی دلواپس اصغر بودن

می کند خم کمرش را به خدا درآنی

روی تل گریه کنان محو برادر بودن

چکمه ای آمد از آن سو واز این سو شد باب

در هیاهوی حرم دست به معجر بودن



موضوع : حضرت ام کلثوم(س)، 
جمعه 1394/01/28

حضرت ام کلثوم(س)-وفات


جانی به بدن هست ، ولی تاب و توان نیست

در گریه مقامی ست که در آه و فغان نیست

در مدح شما اشک روان کار زبان کرد

چون حرف تمام است نیازی به دهان نیست

ای محو به زینب شده ای زینب ثانی

شان تو عیان بوده به والله نهان نیست

والله که از خطبه تو کوفه تکان خورد

چیزی که عیان است که حاجت به بیان نیست

زینب چو حسین است و تویی مثل ابالفضل

با بودن تو زینب کبری نگران نیست

ای شاعره کرب و بلا جان به فدایت

....



موضوع : حضرت ام کلثوم(س)، 

27جمادی الثانی سالروز شهادت سلطان علی بن محمد الباقر(ع) مدفون در اردهال کاشان


در حرم حضرت سلطان علی

 دل شود از نور خدا منجلی

 طرفه مکانی است همه شور و حال

 مشهد جنت اثر اردهال

 پنجره بگشوده به باغ بهشت

 این حرم قدسی عنبر سرشت

 خفته در این مشهد عنبر شمیم

 شاهد"فی مشهد یوم عظیم"

 خیل ملک خادم این بارگاه

 بوده به کف مشعل خورشید و ماه

 خاک در این خطه سراسر زر است

 مضجع سلطان علی باقر است

 فوج اولی اجنحه هر صبح و شام

 بال زنان با صلوات و سلام

 زایر این مقبره ی انورند

 ملتمس ادعیه از این درند

 در حرمش دل چو شرفیاب شد

 پاکتر از چشمه ی مهتاب شد

 "خوش عمل" از خاک در این حرم

 یافته انعام ولی النعم



موضوع : حضرت سلطان علی بن الباقر(ع)، 
سه شنبه 1394/01/25

خون طفلان یمن


لب اگر باز کنم سرّ مگو می ریزد

می روم گریه کنم چشم فرو می ریزد

چند وقت است می و ساقی و ساغر همه اوست

دست من باده نمی ریزد، او می ریزد

چند ماه است که در راه گلویم خار است

چشم من بغض دلش را به گلو می ریزد

جوی ها در همه جا روی به دریا دارند

این چه دریاست که یک باره به جو می ریزد

بی خبر از نفس سوخته حالان مگذر

خاصه صبحی که سبو پشت سبو می ریزد

این قدر پشت سر سوختگان حرف مزن

من اگر ها کنم از آینه هو می ریزد

هر طرف می نگری داغ اویس قرن است

خون طفلان یمن از همه سو می ریزد



موضوع : اشعار اجتماعی-سیاسی، 
سه شنبه 1394/01/25

دوران آخرالزمان


سخت دلتنگم برادر ! حال دوران خوب نیست

عشق تبعیدی ست ، حال و روز انسان خوب نیست

از سر رندان عاشق ، شور مستی رفته است

ساقی و مِی  نیست ، حال مِی پرستان خوب نیست

فصل پاییز است و فصل برگریزان بهار

در غیاب بوی گل ، حال گلستان خوب نیست

سخت آلوده ست در فصل زمین ، آب و هوا

از تب آلودگی ، محصول باران خوب نیست

صورِ اسرافیل جنگ است این که می آید به گوش

گشته حال و روز این دنیا پریشان ، خوب نیست

عصر دَجّال است و مولانای بیدل ، بی چراغ !

شبچراغ معرفت کو ؟ حال عرفان خوب نیست

عصر دَجّال است وعصر خولی و ابن زیاد

حال و روز بوذر و مقداد و سلمان ، خوب نیست

می تراشد بار دیگر بُت بشر ، از زور و زر

بر خدای خویش انسان ، کرده عصیان ، خوب نیست

و اما بعد :

بـــــا تمام این مصائب ، عاشقم بــــر زندگی

تا شقایق هست ، نا شکری مسلمان ! خوب نیست

صبح نزدیک است ، شکی نیست ، فردا روشن است

شِکوه از چرخ  فلک ، ای حضرت جان ! خوب نیست

صبح نزدیک است و آن سردار می آید ز راه

گر نباشی از ظهور او غزلخوان ، خوب نیست

عشق پیروز است ، شکی نیست ، پیروز است عشق

عشق پیروز است ، وقتی حال شیطان خوب نیست



موضوع : امام زمان(عج)-مناجات فراق، اشعار اجتماعی-سیاسی، 

در سوگ استاد حاج علی آهی


گنجینه ناب شاكران آهی بود

استاد عزیز شاعران آهی بود

یك عمر فقط ذكر لبش بود حسین

سرمشق تمام ذاكران آهی بود

***

با تشکر از شاعر گرامی



موضوع : پیرغلام ها، 
پنجشنبه 1394/01/20

حضرت زهرا(س)-مدح و ولادت


چله نشین صدفم، دُر شدم

از نفحات نبوی پر شدم

بنده ی دل تا که شدم، حُر شدم

روی لبم نشسته این زمزمه

فاطمه یافاطمه یافاطمه

تشنه شدم، آب زلالم بده

گرسنه ام، رزق حلالم بده

مرغ بهشتم، پر و بالم بده

کبوتر گنبد خضرا منم

زائر پر بسته ی زهرا منم

فرصت چل روزه ی حق سر رسید

سیب بهشتی معطّر رسید

گوش بده، سوره ی کوثر رسید

خیر کثیر ازلی آمده

همسر محبوب علی آمده

باد، بزن شانه به گیسوی گل

سرمه بکش باز به ابروی گل

بهشت رب آمده با بوی گل

جمیله ی عرش زمین آمده

حوریه ی پرده نشین آمده

باز درِ لطف خدا باز شد

به اذن حق، دوباره اعجاز شد

خوش آمدی، مکّه سرافراز شد

روی زمین شور و شعف را ببین

به دست دل، سماء دف را ببین

خوش آمدی روی زمین، آسمان

خوش آمدی نمونه ی بانوان

خوش آمدی مادر ساداتمان

سیده ی نساء، علیک السلام

مادر سادات تویی، یک کلام

رحمت و رحمانیتت گفته که

جلوه ی ربانیتت گفته که

حدیث نورانیتت گفته که

جای تو در کنگره ی عرش بود

بهشت، زیر پای تو فرش بود

تو کیستی، حبیبه ی کبریا

شافعه ی محشر روز جزا

سایه نشینت شده اند انبیاء

مادر اسلام به غیر از تو کیست

مادری ات، روز جزا دیدنیست

عقل فرو مانده ی والایی ات

صبر شده مات شکیبایی ات

علی  اسیر رخ زهرایی ات

نور تو در جان علی جلوه گر

جلوه کن و جان علی را ببر

بانوی عشق عالمینِ علی

مادر خوب زینبینِ علی

اُمّ حسن، اُمّ حسینِ علی

سایه ات ای همسر و اُمّ امام

روی سر امام ها مستدام

بیت تو را فرشته جارو زده

به دست تو، درب جنان رو زده

حیفِ تو، این در به تو پهلو زده

درب زمین لیاقتت را نداشت

بر تن تو جای خودش را گذاشت

***

با تشکر از شاعر گرامی



موضوع : حضرت زهرا(س)، 
پنجشنبه 1394/01/20

حضرت زهرا(س)-مدح


رو کرد خدا قدرت پنهانی خود را

تا خلق کند حوری انسانی خود را

ابلیس بهشتی بشود گر بگذارد

بر خاک قدم های تو پیشانی خود را

هفتاد یهودی نه، که سلمان و ابوذر

مدیون تو هستند مسلمانی خود را

در بند غمت هر که اسیر است عزیز است

آزاد مکن یوسف زندانی خود را

چون مور اگر ریزه خور خوان تو باشیم

یک روز ببینیم سلیمانی خود را

ترسی ز اجل نیست به این شرط که باشیم

در روضه تو لحظه پایانی خود را

دل را به منای غم تو ذبح نمودیم

از یاد مبر این همه قربانی خود را



موضوع : حضرت زهرا(س)، 
پنجشنبه 1394/01/20

حضرت زهرا(س)-مدح و ولادت


این زندگی بی عاشقی معنا ندارد

ای وای بر آنکه دل شیدا ندارد

هرکس که اینجا شهرتش عاشق نباشد

روز قیامت نامه اش امضا ندارد

آن که عبادت کرده اما بی محبت

جایی میان عالم بالا ندارد

آن قدر دین آمد که گوید ایها الناس

بیچاره آن که حضرت زهرا ندارد

هر کس نگفته فاطمه، روز قیامت

بر لب نوایی غیر واویلا ندارد

هر جاست حرف فاطمه آنجا بهشت است

والله این دنیا و آن دنیا ندارد

بدبخت آن که نیست زهرا مادر او

باید بسوزد در جهنم پیکر او

ما فاطمیونیم چیزی کم نداریم

ما فاطمیونیم در دل غم نداریم

ما درد خود با هر کس و نا کس نگوییم

غیر از علی و فاطمه مَحرم نداریم

هر کس به زیر سایۀ لطفی نشسته

ما سرپناهی غیر این پرچم نداریم

معنی انسان میشود محتاج زهرا

جز سائلان فاطمه ، آدم نداریم

دنیا اگر با فاطمه مأنوس گردد

اصلا گرفتاری در این عالم نداریم

وقت خوشی یا غصه ها اصلا امیدی

جز دختر پیغمبر اکرم نداریم

ما را همیشه داده این مادر خجالت

بیش از پدر مادر به ما کرده محبت

تو کیستی دنیاست حیران مقامت

بر سیزده معصوم ، واجب احترامت

بین زمین و آسمان ها می درخشد

پیغمبری که روزها داده سلامت

تو ورد لبهای امیرالمومنینی

خیلی تعصب داشت بر نامت امامت

الحق تویی بانوی از ما بهتران و

صاحب نفس های همه عالم غلامت

من مطمئنم ذره را خورشید کردند

آن قوم که با معرفت بردند نامت

در آفرینش مادری دیگر ندارد

اندازه ات فرزندهای با کرامت

بالاتر از درکند کل بچه هایت

مثل تو بی همتا، حسین و مجتبایت

هر روز عمرت بخشش و ایثار کردی

با مهربانی با همه رفتار کردی

بر تو پیمبر زادگی خیلی می آید

تو زندگانی محمد وار کردی

حق بزرگی گردن هر شیعه داری

تاریخ را از فتنه ای هشیار کردی

خسته نباشی قهرمان بی نشانه

خیلی برای عزت ما کار کردی

هر جور میشد پای دینت ایستادی

تو دشمنان مرتضی را خوار کردی

داری چه توفیقی تمام هست خود را

نذر جناب حیدر کرار کردی

ای مرجع تقلید عشاق ولایت

ما را نکن محروم از فیض شهادت

ای بهترین سرچشمه فیض الهی

محکم تر از تو من ندارم تکیه گاهی

آورده ام ناگفته ها را محضر تو

دارم دوباره التماس یک نگاهی

نا واردم من آمدم سوی تو امشب

بلکه برایم از خدا حاجت بخواهی

مادر غریبه نیستی راحت بگویم

جان حسینت خسته ام از روسیاهی

آن قدر گیرم این ضریح چادرت را

تا که بیفتم در مسیر سر به راهی

ای کاش تو قسمت کنی من هم بگردم

یک عمر دور خانه ات مانند آهی*

قربان آنکه پیش تو عمری گدا شد

روح از تنش با اسم فرزندت جدا شد

 

* مرحوم حاج علی آهی



موضوع : حضرت زهرا(س)، 
پنجشنبه 1394/01/20

حضرت زهرا(س)-مدح و ولادت


کوثری از سوره ی طاها به دنیا آمدی

تا رسد انّا به اعطینا به دنیا آمدی

تا یتیمی پدر را اندکی جبران کنی

دختری و مادر بابا به دنیا آمدی

هرکجا کردی تشرف صاحب تشریف شد

مکه شد آنجا که تو آنجا به دنیا آمدی

قل هو الله احد ای معنی کفوا احد

تا که باشی همسر مولا به دنیا آمدی

تا که هجده سال هم اهل زمین درکت کنند

پس به شکل حضرت زهرا به دنیا آمدی

بعد عمری که دلیل زندگی پوشیده بود

آخرش ای علت دنیا به دنیا آمدی

با خبر بودی اگر از اتفاق کوچه ها

پس چرا انسیة الحُورا به دنیا آمدی

غصه ی ارباب ما را داشتی آن قَدْر که؛

بازهم در ظهر عاشورا به دنیا آمدی

مادرش بودی ولی یک لحظه بر بالای تل

در حقیقت زینب کبری به دنیا آمدی

***

از سایت بی پلاک



موضوع : حضرت زهرا(س)، 
پنجشنبه 1394/01/20

حضرت زهرا(س)-مدح  


من از تو می خواهم بگویم ، واژه ها پر ...

از آسمان سبز ، از فصل کبوتر

من از تو آری ، از تو ای بانوی باران !

باید بهاری سبز بنویسم به دفتر

اما چگونه ؟ از تو گفتن کار سختی ست

با این زبان الکن و این روح ابتر !

من شاعری تاریک تاریکم ، چگونه

در محضر آیینه بنشینم مُنوّر ؟!

گاهی دلم لک می زند قرآن بخوانم

قرآن ، سه رکعت نور ، یعنی : فصل کوثر

گاهی دلم لک می زند شعری بگویم

شعری شبیه نورتان ، سبز و مُعطر

دست و دلم می لرزد اما ... کار من نیست

غمگین ، قلم را می گذارم روی دفتر

من عاجزم از خواندن آیات نورت

طبع مرا در مکتب نورت بپرور

در جان من حکمت بریز ، ای جوهر نور

تا از کراماتت بگویم بار دیگر

باید بخوانم من تو را با لهجه ی نور

باید ببینم من تو را با چشم حیدر

تو بای بسم الله دین ، توحید نابی

ذکر لبان عارف ات : الله اکبر

در تو شکوه بندگی را می توان دید

ای آبروی قبله و محراب و منبر

انسانیت ، حکمت نشین مکتب توست

شاگرد دانشگاه تو ، سلمان و بوذر

نامت بلند است ای دلیل آفرینش

تو کیستی ؟ بانوی دین ، زهرای اطهر



موضوع : حضرت زهرا(س)، 
پنجشنبه 1394/01/20

حضرت زهرا(س)-ولادت


در آستانه ی میلاد حضرت زهرا

برای عرض ارادت به ساحت دریا

نشسته ام بنویسم به نام مادر، تا

خدا مرا بنویسد به پای نام شما

اگرچه کمتر از آنم که دلبرم باشی

خدا به امر خودش خواست مادرم باشی

هوای عشق چه حال و هوای زیبایی ست

جنون، بهانه ی خوبی برای رسوایی ست

شبی که عرش منوّر به نور زهرایی ست

شب طرب، شب دیوانگی و شیدایی ست

شبی که معجزه های رسول، کامل شد

شبی که سوره ی کوثر به عینِ نازل شد

شبی که سیب خدا از درخت عرش افتاد

خدا به نور خدا هدیه ای منوّر داد

به اذن خالق یکتا، زمین، زمان، فریاد:

پیامبر ! قدم فاطمه مبارک باد

قیام کرد زمین ، نور منجلی آمد

دلیل خلقت پیغمبر و علی آمد

همین که دست زمین، آسمان بغل شده است

دهان عرش الهی پر از عسل شده است

به دستخطِّ خدا سوره هم غزل شده است

و این برای نبی خیرُ ما نَزَل شده است:

خدا برای تو خیر کثیر می خواهد

برات، مرهم زخم غدیر می خواهد

خدا نوشت : بگویید مهربان بانو

خدا که صاحب باغ است، باغبان بانو

قیامت است تمنای این و آن، بانو

همیشه منبع الطاف بیکران! بانو!

اگر نفس بدهی ، دست هم نمی خواهم

برای مدح تو گفتن ، قلم نمی خواهم

عطای دست تو تفسیر کرده انسان را

بخاطر تو خدا وعده داده باران را

دعای نور تو تب دار کرده سلمان را

به باد داده دگر دودمان شیطان را

دعای نور بخوان، ما هم اهل ایرانیم

بخوان که ما همه ذریه های سلمانیم

دعا بخوان ، پر جبریل را منوّر کن

کمی ملائکه را با خودت برابر کن

برای نافله ، سجاده را معطر کن

خدا برای پیمبر نوشت : باور کن

نگاه عرش به راز و نیاز فاطمه است

خلاصه نه ، همه ی دین نماز فاطمه است

تمام قافله را وقف مرتضی کردی

همیشه شوهر خود را ز خود رضا کردی

و در جوار خدا ، جار را دعا کردی

چه خوب دِین به همسایه را ادا کردی

هرآنچه را تو بخواهی، همان شود تقدیر

برای شیعه ی امروز هم قنوت بگیر

نظر به اینکه خدا بر شما نظر کرده

تو قبل خلقت آدم شدی نظرکرده

خدا وجود تو را منجی بشر کرده

علی کنار شما خستگی بِدَر کرده

غروب بود که خورشید تا سحر غم داشت

طلوع لحظه ی خندیدن تو را کم داشت

در آتشی که تمامیِّ خانه می سوزد

به جان خلق بیفتد زمانه می سوزد

در آتشی که نشان ، بی نشانه می سوزد

چرا قلم وسط شعله ها نمی سوزد؟

برای اینکه مزیّن به نام فاطمه است

و آتش از سر جبران ، به کام فاطمه است



موضوع : حضرت زهرا(س)، 
پنجشنبه 1394/01/20

حضرت زهرا(س)-مدح  


دوباره شد وجود من اسیر و مبتلای تو

مثل همیشه این قلم دم زند از وفای تو

عرض ادب به ساحت شما روانه می کند

قافیه های این غزل خلق شده برای تو!

مادر آب، می شود دعا کنی برای من؟

که رفـته تا عـرش خـدا نـوای ربّنای تو!

تـکّـه نـخــی ز چـادرت بـر من بینوا ببخش

حاجت من همین شده هرسحر از خدای تو

خاتم أنبیاء خودش گفت به محضر شما

مادر من تـو هستی و پـدر شود فدای تو

شرح مقامتان فقط آیه ی وحی می شود

سوره ی کوثر هـدفش مدح تو و ثنای تو

خشت به خشت قلب من خورده سند به نامتان

گوشه چشمی بنما، دست من و عطای تو!!

***

با تشکر از شاعر گرامی 



موضوع : حضرت زهرا(س)، 
چهارشنبه 1394/01/19

حضرت زهرا(س)-مدح


ای ز تو پیغامبران را شرف

لؤلؤ و مرجان خدا را صدف

راضیه و مرضیه و عالمه

سیدة النساء یا فاطمه

آینه ی سیرت ختم رسل

دانش کل عصمت کل عقل کل

دختر دین مادر دین کیست تو

نور سماوات و زمین کیست ؟ تو

مام دو عیسای مسیح آفرین

بر دو مسیحت ز مسیح آفرین

وصف تو و مدح تو خیرالکلام

مادر سادات علیک السلام

مادر روحانی روح الامین

ذریه ات ستارگان زمین

روح علی جان محمد  تویی

سوره ی فرقان محمد تویی

دست خدا دست به دامان توست

مادری ختم رسل شان تو است

بوسه گه ختم رسل دست تو

نفس محمد شده پابست تو

آیة تطهیر گل دامنت

هست خدا پیشتر از بودنت

عمر تو ای مادر ما کم نبود

نور تو بود و همه عالم نبود

دخت نبی مادر آدم سلام

سیدة النساء عالم سلام

در یم غم ها به علی نوح کیست ؟

بین دو پهلوی نبی روح کیست ؟

روح عبادات سلام علیک

مادر سادات سلام علیک

مصحف مهر تو کتاب همه

درس حجاب تو حجاب همه

جنت موعود پیمبر تویی

آرزوی احمد و حیدر تویی

حسن تو نقش قلم ابتداست

سینه ی پاک تو بهشت خداست

پیک خدا فخر کند بر همه

این که منم هم سخن فاطمه

جان نبی  در بدنی فاطمه

محور هر پنج تنی فاطمه

کعبه دهد تکیه به دیوار تو

چشم علی تشنه به دیدار تو

صورت تو سیرت پیغمبر  است

صحبت تو حرف دل حیدر  است

مصحف ناخوانده ی حق صدر تو است

لیله قدری که نهان قدر تو است

ای همه دم ذکر خدا بر لبت

روح علی محو نماز شبت

کعبه ی دل هاست سرایت هنوز

پشت سر ماست دعایت هنوز

کشور ایران حرم پاک تو ست

هر وجبش قبضه ای از خاک تو ست

ای کرمت شامل حال همه

مادر سادات بنی فاطمه

نعمت هستی نمک فاطمه ست

ملک الهی فدک فاطمه ست

ای که به خاک تو فدک گم شده

بین سپاه تو ملک گم شده

یاس کبود از اثر خارها

حیف که کشتند تو را بارها

وصف تو اینگونه به ما رسیده

ایتها الصدیقة الشهیده

اجر رسالت شرر نار شد

یار تو تنها در و دیوار شد

دیو کجا غرفه ی حورا کجا ؟

شعله کجا صورت زهرا کجا ؟

سرو علی گرچه قدت خم شده

پشت ولایت ز تو محکم شده

مادر یازده ولی کیست ؟تو

فدایی راه علی کیست تو

آتش بیت تو دل عالم است

شعله ای از آن نفس میثم است



موضوع : حضرت زهرا(س)-شهادت، حضرت زهرا(س)، 
چهارشنبه 1394/01/19

حضرت زهرا(س)-مدح


زیباست اگر چشم بصر داشته باشد

جشمی كه بصرداشت خبرداشته باشد

جشمی كه خبر داشت تماشاگه عشق است

باآه وفغان صبح و سحر داشته باشد

 كالای خودش را به دو عالم نفروشد

در روضه كسی دیده ی تر داشته باشد

 درروضه كسی دیده ی ترداشته یعنی

 كنجینه ای از در و گهر داشته باشد

 در روضه كسی دیده ی تر داشته یعنی

 دردیده دوصد كیسه ی زر داشته باشد

بااشك توان رفت به معراج خداوند

با اشك دعا نیز اثر داشته باشد

 گویند كه با اشك دعا اوج بگیرد...
مانند پرنده ست كه پر داشته باشد

ای وای از آن خانه درش سوخته باشد

درآن طرفش قرص قمر داشته باشد

 شرمنده بود شب كه قمر داشته باشد

شرمنده بود خانه كه در داشته باشد

آن خانه كه جبریل غبار در او را

از میمنت فاطمه برداشته باشد

 پهلو بزند بر همه ی عرش خداوند

وقتی چو علی خیر بشر داشته باشد

آن خانه كه بودش صدف لولو و مرجان

 شهد رطب و میوه ی تر داشته باشد

 آن خانه سزا نیست درش سوخته باشد

 وقتی چو ابالفضل " پسر" داشته باشد

***

با تشکر از شاعر گرامی 



موضوع : حضرت زهرا(س)، 
چهارشنبه 1394/01/19

حضرت زهرا(س)-مدح و ولادت


وسع کم داشته را لطف فراوان باید

از عطش سوخته را رحمت باران باید

تا به اوج کرم دست کریمان برسیم

سیر در معرفت سوره ی انسان باید

گل اگر میل به گلدان نکند میمیرد

سر سودا زده را شوق بیابان باید

لطف این طایفه به خون جگری وابسته ست

شانه تا که برسد زلف پریشان باید

مادری کن که به این مادریت محتاجیم

کودکی گم شد اگر،گرمی دامان باید

گرچه ما لکه ی  ننگیم  و مضافیم همه

دور سجاده تو گرم طوافیم همه

انبیایی که کرامات مکرر دارند

چشم امید به یک جلوه ی کوثر دارند

آسمانی شده ها در تب و تاب اینند

کمی از خاک قدم های تو بردارند

تا بخواهی در این خانه کنیز آوردیم

نذر تو قوم عجم هر چه که دختر دارند

فاطمه جلوه مولاست،علی جلوه ی او

این دو آیینه به هم حسن برابر دارند

ذکر تسبیح تو هر لحظه به روی لب ماست

مست ها دائما انگیزه ی ساغر دارند

آیه با زیر عبا رفتن تو نازل شد

پنج تن با قدم فاطمه محور دارند

دل به دست تو سپردیم طلا پس دادی

باز هم بیشتر از حد گدا پس دادی

مینویسم سر خط یا علی و یا زهرا

قافیه ساختم از نام علی با زهرا

آسمان روی زمین و پدر خاک علی

حضرت کوثر ما، مادر دریا، زهرا

سپر محکم هر غصه ی پیغمبر علی

راحت جان علی،جوشن مولا، زهرا

حشر اسرا و قلم،فاطر و زلزال علی

کهف یس نبأ و واقعه طه،زهرا

نور الانوار علی، مخزن الاسرار علی

سر مستور شده،باطن و معنا،زهرا

پیش عالم همه جا عالمه باید باشد

هرکجا هست علی فاطمه باید باشد

شأن دستی که دخیل است به کوثر بالاست

چون که غوغای تو در وادی محشر بالاست

سوختن،آب شدن،بی کس و بی یار شدن

سختی عشق همینست،رهش سربالاست

تا ز تو دور شدم گریه کنان برگشتم

حس وابستگی طفل به مادر بالاست

هر چه دارید به خانه،به گدا میبخشید

خب طبیعیست شلوغی دم این در بالاست

خطبه ی مسجد تو شهد تمام دین است

لطف زهراست فقط،شیعه سرش گر بالاست

همه ی زندگی ات را به امامت دادی

از زمین خوردن تو،پرچم حیدر بالاست

بروی شهپر جبرئیل فقط جای تو بود

شاهد بندگی تو  ورم پای تو بود

طی شده فاطمیه،روضه به پا هست هنوز

داغ تشییع تنت بردل ما هست هنوز

علت خانه نشینی علی معلوم است

رد خون،برروی مسمار بجا هست هنوز

بچه ها بعد تو از خواب و خوراک افتادند

بین یک شانه ز مویت،دو سه تا هست هنوز

زینبت برد ز تو ارث زمین خوردن را

دختری منتظر کرب و بلا هست هنوز

میرسد نوبت آن لحظه که در روز دهم

بدن شاه به گودال رها هست هنوز

دور تا دور تنش پر شده از اهل زنا

اثر تیر جدا،نیزه جدا هست هنوز

آتش خیمه همان آتش پشت در بود

سر بر نیزه همان زخم سر مادر بود



موضوع : حضرت زهرا(س)، 
سه شنبه 1394/01/18

حضرت زهرا(س)-مدح  


اعطای حق به ختم رسل چیست؟ کوثر است

کوثر وجود اقدس زهرای اطهراست

زهرا یگانه لیله قدری که قدر او

مخفی چو علم غیب خداوند اکبر است

زهرا که نقطه نقطه به دست و جبین او

آثار بوسه های مدام پیمبر است

زهرا که کفو نفس رسول خدا علی است

زهرا که حیدر است چو او،او چو حیدر است

زهرا که قدر و عزت و جاه و جلال او

از صد هزار مریم عذرا فراتر است

انسیه ای که از ملک و حور و جنّ و انس

هرکس که نیست خاک درش خاک بر سر است

ممدوحه ای که ذات خداوند ذوالجلال

او را به مصحف نبوی مدح گستر است

زهرا علیمه، طاهره، زهره، محدثه

زهرا همان بتول، بتول مطهر است

بر مادرش سلام که حق گویدش سلام

بر شوهرش درود که ساقی کوثر است

این است آن گلی که گلابش ائمه اند

این است آن سپهر که ساداتش اختر است

این مادر است مادر کل پیمبران

این دختر است، دختر اسلام پرور است

در دامن خدیجه رسول مجسّم است

در بوسه ی رسول بهشت مصور است

بر روی او نگاه علی موج می زند

از بوی او مشام محمد معطر است

آیینه ی تمام نمای خداست این

خود بر هزار نام خداوند مظهر است

در حشر آفتاب شود سایه ی بهشت

بر هر کسی که سایه ی زهراش بر سر است

پرونده گناه شود برگه ی بهشت

زیرا که شخص فاطمه خاتون محشر است

قبرش دل علی و دل شیعه ی علی است

کی گفته در میانه ی محراب و منبر است

دست نبی گرفت شب دفنش از علی

یعنی که این امانت خلّاق داور است

بالله قسم! کبودی آن یاس مصطفی

با سرخی عذار محمد برابر است

آن تازیانه را به رسول خدا ص زدند

کو را روان پاک محمد به پیکر است

با آنکه کوه جرم و گناهش بود به دوش

"میثم" هماره چشم امیدش به این در است



موضوع : حضرت زهرا(س)-شهادت، حضرت زهرا(س)، 

حضرت زهرا(س)-مدح


کس نداند مقام زهرا را

تا نداند مرام زهرا را

کس نداند در اقتدا به رسول

جز علی اهتمام زهرا را....

حضرت قائم از تبهکاران

می کشد انتقام زهرا را

ملک دوزخی اگر شنود

از نگارنده نام زهرا را

بشنود این خطاب از یزدان

که رها کن غلام زهرا را



موضوع : حضرت زهرا(س)، 
سه شنبه 1394/01/18

حضرت زهرا(س)-مدح


شأن دستی که دخیل است به کوثر بالاست..

دست این دست به دامن شده محشر بالاست..

سوختن آب شدن بی کس و بی یار شدن

سختی عشق همینست رهش سربالاست..

آنچه ساقی ازل داد همان مینوشم..

رتبه مستی ما از تب ساغر بالاست..

چون که خاک قدمت شد شرفش بخشیدند..

تا قیامت به همین مرتبه این سر بالاست

ما فقط زیر پر چادرتان آرامیم..

حس وابستگی طفل به مادر بالاست..

هرچه دارند به خانه به گدا میبخشند..

خب طبیعیست شلوغی دم در بالاست..

قبل تو ننگِ عرب، داشتن دختر بود

بعد تو میل به آوردن دختر بالاست

عالمی گفت که این خطبه تمام دین است

لطف زهراست فقط شیعه سرش گر بالاست..

همه زندگی ات را به امامت دادی..

از زمین خوردن تو پرچم حیدر بالاست..

بر روی شهپر جبرئیل فقط جای تو بود..

شاهد بندگی تو ورم پای تو بود.



موضوع : حضرت زهرا(س)، 


( کل صحن های حسینیه : 341 )    1   2   3   4   5   6   7   ...   


درباره حسینیه


سلام!به پایگاه فرهنگی هیات «مکتب الشهداء تهرانسر» خوش آمدید...
×××
برای ارتباط با ما می توانید از طریق آدرسmotallebi64@gmail.com اقدام فرمایید.
×××
آدرس پایگاه اطلاع رسانی هیات مکتب الشهداء-تهرانسر:
maktab-shohada.mihanblog.com

مدیر وبلاگ : شاهد
آمار زائرین حسینیه
  • زائرین امروز :
  • زائرین دیروز :
  • زائرین این ماه :
  • زائرین ماه قبل :
  • کل زائرین :
  • تعداد کل اشعار :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
پایگاه های مدح و مرثیه
لوگوها

 پایگاه تخصصی مدح و مرثیه

 پایگاه تخصصی روضه و مقتل

 پایگاه نوحه و سبک های مداحی

کتاب موبایل حسینیه-مدح و مرثیه

 پایگاه اطلاع رسانی هیات مکتب الشهداء-تهرانسر

 کارگاه مجازی شعر آیینی حسینیه

 اشعار استاد علی اکبر لطیفیان

 پایگاه شارژ فرهنگی

 قرارگاه-پایگاه فرهنگی هیئت مکتب الشهداء
پایگاه مرجع و جامع محصولات و تولیدات دفاع از دستاوردهای هسته‌ای





Powered by WebGozar