حسینیه پایگاه تخصصی مدح و مرثیه
جهت دسترسی آسان به اشعار مورد نظر از فهرست موضوعات استفاده کنید
موضوعات اشعار
پنجشنبه 1393/06/27

امام رضا(ع)-مدح و مناجات


باز هم زائر دل خسته فراخوان شده است

ماه ذیعقده دو بار است كه مهمان شده است

قرعه نیك به نام دل عاشق افتاد

مقصد این سفر عشق خراسان شده است

حضرت نور به ذرّات عنایت دارد

میزبان سفرم حضرت سلطان شده است

آنقدر خوب هوای دل ما را دارد

هفتمین قبله ،ولی نعمت ایران شده است

مشكلی نیست كه آسان نشود"در حرمش"

درد بسیار ولی لحظه درمان شده است

قفل دل هرچه كه باشد ،همه را می داند

بی سبب نیست دلم دست به دامان شده است

آكْرٓمٓ آنْفُسٓكُمْ ،نام شما شیرین است

در حرم ذكر لبم، باز رضا جان شده است

آخرین حاجت قلبیّ گدا وقت وداع

عرفه،كرب و بلا بود كه احسان شده است

وعده حجّت حق، وعده صادق باشد

در دم مرگ ،رضا ضامن إنسان شده است

***

با تشکر از شاعر گرامی برای ارسال این شعر



موضوع : امام رضا(ع)-مدح و مناجاتی، 
پنجشنبه 1393/06/27

شهدا و دفاع مقدس


خبر رسید شهیدی ز خیبر آوردند

دوباره لاله ای از خاک ها در آوردند

خبر رسید و اهالی شهر فهمیدند

که باز لاله ای از دشت پرپر آوردند

دو باره اشک پدر های پیر در خلوت

و مادران همه آهی ز دل بر آوردند

دلا بسوز که این مادران پسرها را

به خون دل همه از آب و گل در آوردند

وبعد این همه آخر ببین جوانی را

برای مادر پیری جوان تر آوردند

برای دختر غمدیده عاقبت بابا

برای خواهر مضطر برادر آوردند

پدر خمید و جوانان شهرمان بر دوش

زقتلگاه طلائیه اکبر آوردند



موضوع : شهدا و دفاع مقدس، 
پنجشنبه 1393/06/27

شهدا و دفاع مقدس-مفقود الاثر


ای پیش پرواز کبوتر های زخمی

بابای مفقود الاثر! بابای زخمی!

دور از تو سهم دختر از این هفته هم پر

پس کی؟ کی از حال و هوای خانه غم پر؟

تا یاد دارم برگی از تاریخ بودی

یک قاب چوبی روی دست میخ بودی

توی کتابم هر چه بابا آب میداد

مادر نشانم عکس توی قاب میداد

اینجا کنار قاب عکست جان سپردم

از بس که از این هفته ها سر کوفت خوردم

من بیست سالم شد هنوزم توی قابی

خوب یک تکانی لااقل مرد حسابی!

یک بار هم از گیر و دار قاب رد شو

از سیم های خاردار قاب رد شو

برگرد تنها یک بغل بابای من باش

ها! یک بغل برگرد، تنها جای من باش

ای دستهایت آرزوی دستهایم

ناز و ادایم مانده روی دستهایم

شاید تو هم شرمندۀ یک مشت خاکی

یک مشت خاک بی نشان و بی پلاکی

عیبی ندارد خاک هم باشی قبول است

یک چفیه و یک ساک هم باشی قبول است!!

امشب عروسی میکنم جای تو خالی

پای قباله جای امضای تو خالی

ای عکسهایت روی زخم دل نمک پاش

یک بار هم بابای معلوم الاثر باش



موضوع : شهدا و دفاع مقدس، 
چهارشنبه 1393/06/26

شهدا و دفاع مقدس


دل در طلب چه هاست بعد از شهدا

آن عهد و وفا کجاست بعد از شهدا

پیمودن راه و پیــروی از رهبــر

تکلیف تمـام ماست از شهدا



موضوع : شهدا و دفاع مقدس، 
چهارشنبه 1393/06/26

شهدا و دفاع مقدس


آن اسم اعظم که بزرگان در پی اندش

سربندِ یا زهراست محکم تر ببندش

هر کس که در سر آرزوی عشق دارد

هنگام رفتن با شهیدان می برندش

بابا! وصیّت نامۀ همسنگرت کو؟

این روزها خون می چکد از بند بندش

آقا معلم قصه از آنروزها گفت

کردند سالِ آخری ها ریشخندش

شرمی نکردند از صدای سرفه دارش

چیزی نخواندند از نگاه دردمندش

گیرم عَلم از دست عباسی بیافتد

عباس دیگر می کند از جا بلندش

هر کس به این آسانی اهل کربلا نیست

کار حسین است و دل مشکل پسندش



موضوع : شهدا و دفاع مقدس، 
چهارشنبه 1393/06/26

شهدا و دفاع مقدس


تصویر تو را به قاب ها بخشیدیم

دنیای تو را به خوابها بخشیدیم

ما متن حماسه تو را ناخوانده،

به حاشیه کتابها بخشیدیم

***

مستی تو را خرابها می فهمند

پرواز تو را عقابها می فهمند

در حاشیه زندگی، افتاده غریب...

اندوه تو را کتابها می فهمند!

***

از خاطره ای سرخ برایم گفتند

از حنجره ای سرخ برایم گفتند

گفتند به عشق کربلا رفتیم و ...

از پنجره ای سرخ برایم گفتند 



موضوع : شهدا و دفاع مقدس، 
چهارشنبه 1393/06/26

شهدا و دفاع مقدس


جاری است در زلالی این دشت آسمان

با این حساب سهم زمین هشت آسمان

این جا پرنده های زیادی رها شدند

باید خطاب کرد به این دشت آسمان

دشتی که در قدم قدم خاک روشنش

دنبال رد پای خدا گشت آسمان

در پیشواز آن همه پرواز، بارها

تا این دیار آمد و برگشت آسمان

ای دشت بر غروب تو سوگند لحظه ای

از خون کشتگان تو نگذشت آسمان



موضوع : شهدا و دفاع مقدس، 
چهارشنبه 1393/06/26

شهدا و دفاع مقدس


ای شهر شهید پرور من

با نعش برادرم چه کردی

وی داغ نهاده بر دل من

با سیلی مادرم چه کردی

 

ای شهر شهید پرور من

جولانگه فسق و بد حجابی

آیا تو هنوز همچو دیروز

پابند به نسل انقلابی

 

ای شهر شهید پرور من

خاموشی تو ز انفعال است

از بازوی خود بریده بهتر

دستی که به گردنی وبال است

 

ای چلچله های پر شکسته

ای آنکه ز عشق پر گرفتید

در وسعت آسمان سبکبال

سر داده ره سفر گرفتید

 

یوسف صفتان مصر غربت

کنعان به شما نیاز دارد

تابوت شما مگر که ما را

از فکر گناه باز دارد

 

ای شهر شهید پرور من

ای کاش که من شهید گردم

یک جبهه هوای تازه بینم

از مسلخ خویش بر نگردم

 

ای دل اگر از تبار عشقی

از هستی خود مهاجرت کن

چون چلچله های پر شکسته

پرواز به سوی آخرت کن

 

آنجا که خدا ، خدای گلهاست

آنجا که بهار جاودانی است

آنجا که تبسم شهیدان

همرنگ نگاه آسمانی است



موضوع : شهدا و دفاع مقدس، 
چهارشنبه 1393/06/26

امام حسین(ع)-مناجات


عمریست که ما دست به دامان حسینیم

در مجلس روضه همه مهمان حسینیم

چون عشق حسین بن علی راه نجات است

پس تا به ابد مست و پریشان حسینیم

بیمار فقط در طلب لطف طبیب است

ما منتظر نسخه ی درمان حسینیم

ما را نبود واهمه از آتش دوزخ

وقتی همگی گوش به فرمان حسینیم

فردوس برین خانه ی عشاق حسین است

صدشکر که ما جزو محبان حسینیم

دیوانه شدیم از نمک سفره ی ارباب

آباد از آنیم که ویران حسینیم...

***

با تشکر از شاعر گرامی برای ارسال این شعر



موضوع : امام حسین(ع)-مناجات، 
سه شنبه 1393/06/25

به یاد همه بسیجی های واقعی هشت سال دفاع مقدس


بسیج آینه روشنی ز ایثار است

طنین شور و شهادت به روز پیکار است

بسیج شعله  آتش فروز بیداری است

بسیج دیده بیدار در شب تار است

بسیج مکتب عشق است عشق و آزادی

بسیج چشمه جوشان لطف دادار است

به دست آینه داران انقلاب گل است

درون چشم ستم پیشه گان چنان خار است

بسیج پرچم پر افتخار آزادی است

به موج فتنه و مستی همیشه هشیار است

بسیج گوش به فرمان رهبری بیدار

بسیج بهر حسین زمان علمدار است

درانتظار ظهور امید هستی بخش

بسیج موج خروشان نهضت یار است



موضوع : شهدا و دفاع مقدس، 
سه شنبه 1393/06/25

شهدا و دفاع مقدس


دوسه خط عشق را ورق بزن و...

اولین بیت را به خون بنویس

خط شکنها رسیده اند از راه

سرِخط .نقطه ...از جنون بنویس

 

سرِخط ماه را تماشاکن

درشط سرنوشت افتاده

بخدا تکّه تکّه روی زمین

تکه های بهشت افتاده

 

باید احرام بست و راهی شد

چفیه را روی شانه ات بگذار

دست خود را میان شط ببر و...

تکه های بهشت را بردار

 

ردّ نیزار را بگیر و برو

مست اشراق آتش و خون باش

این لیالی همیشه مجنونند

در شب این جزیره مجنون باش

 

هرچه داری بریز پشت سرت

بار سنگین همیشه دلگیر است

از تمام جهان فقط اینجا

سهم تو یک پلاک و زنجیر است

 

بوی سیب و نسیم می آید

سیب یعنی پرنده ی پر زد

آی بی سیم چی بگو چه خبر؟

دلم امشب به سیم آخر زد

 

بغض هایی هنوز نشکفته است

دل این آب ها پر از مین است

چقدَر  لابلای این نیزار

لحن هور الهویزه شیرین است

 

یادمان هست هشت سال تمام

سنگ و آیینه در تلاقی بود

پشت هر خاکریز این وادی

کوچه باغی پر از اقاقی بود

 

ترکش از راه می رسید و تنی

باده ای تازه می کشید اینجا

هشت سال تمام ، شب تا صبح

زخم خمیازه می کشید اینجا

 

بازبان صریح می گویم

واژه در حدّ این روایت نیست

شاعران ! شعر هایتان هرگز

قدّ این شرح بی نهایت نیست



موضوع : شهدا و دفاع مقدس، 
سه شنبه 1393/06/25

شهدا و دفاع مقدس


بیا عاشقی را رعایت كنیم

ز یاران عاشق حكایت كنیم

از آن ها كه خونین سفر كرده اند

سفر بر مدار خطر كرده اند

از آن ها كه خورشید فریادشان

دمید از گلوی سحر زادشان

غبار تغافل ز جانها زدود

هشیواری عشقبازان فزود

عزای كهنسال را عید كرد

شب تیره را غرق خورشید كرد

حكایت كنیم از تباری شگفت

كه كوبید درهم، حصاری شگفت

از آن ها كه پیمانه «لا» زدند

دل عاشقی را به دریا زدند

ببین خانقاه شهیدان عشق

صف عارفان غزلخوان عشق

چه جانانه چرخ جنون می زنند

دف عشق با دست خون می زنند

سر عارفان سرفشان دیدشان

كه از خون دل خرقه بخشیدشان

به رقصی كه بی پا و سر می كنند

چنین نغمه عشق سر می كنند:

هلا منكر جان و جانان ما

بزن زخم انكار بر جان ما

اگر دشنه آذین كنی گرده مان

نبینی تو هرگز دل آزرده مان

بزن زخم، این مرهم عاشق است

كه بی زخم مردن غم عاشق است

بیار آتش كینه نمرود وار

خلیلیم! ما را به آتش سپار

در این عرصه با یار بودن خوش است

به رسم شهیدان سرودن خوش است

بیا در خدا خویش را گم كنیم

به رسم شهیدان تكلم كنیم

مگو سوخت جان من از فرط عشق

خموشی است هان! اولین شرط عشق

بیا اولین شرط را تن دهیم

بیا تن به از خود گذشتن دهیم

ببین لاله هایی كه در باغ ماست

خموشند و فریادشان تا خداست

چو فریاد با حلق جان می كشند

تن از خاك تا لامكان می كشند

سزد عاشقان را در این روزگار

سكوتی از این گونه فریادوار

بیا با گل لاله بیعت كنیم

كه آلاله ها را حمایت كنیم

حمایت ز گل ها گل افشاندن است

همآواز با باغبان خواندن است



موضوع : شهدا و دفاع مقدس، 
دوشنبه 1393/06/24

شهدا و دفاع مقدس


خوشا آن روز را که سنگری بود

شبی ، میدان مینی ، معبری بود

خوشا آن روزهای آسمانی

که شوری بود ، سودا و سری بود

خوشا روزی که دل را دلبری بود

غزل خوان نگاه آخری بود

خوشا آن روزها در خط اروند

هوای روضه های مادری بود

و اهل آسمان بودیم آن روز

که قدری بی نشان بودیم آن روز

و نای دل نوای نینوا داشت

و با صاحب زمان بودیم آن روز

و کاش آن روزگاران گم نمی شد

هوای خوب باران گم نمی شد

صفای جبهه ها می ماند ای کاش

صدای پای یاران گم نمی شد



موضوع : شهدا و دفاع مقدس، 
دوشنبه 1393/06/24

به مناسبت هفته دفاع مقدس


آن داغ آزاده ، آن درد ، آیا فراموش مان شد ؟!

آن زخم های جوانمرد ، آیا فراموش مان شد ؟!

هنگامۀ آتش و خون ، طوفان سواران مجنون

آن جاده های پر از گرد ، آیا فراموش مان شد ؟!

مردان سبز علمدار ، آن حمله های علی وار

یک جبهه سر تا بسر مرد ، آیا فراموش مان شد ؟!

آن بغض های قدیمی ، آن زخم های صمیمی

آن سینه های پر از درد ، آیا فراموش مان شد ؟!

داغ شبیخون خنجر ، بر گرده های دلاور

آن وحشت ناجوانمرد ، آیا فراموش مان شد ؟!

خورشید مردان شاهد ، آیینه های مجاهد

در غربت این شب سرد ، آیا فراموش مان شد ؟!

امروز در خواب عادت ، آن هشت فصل شهادت

ای مردم خوب همدرد ! آیا فراموش مان شد ... ؟



موضوع : شهدا و دفاع مقدس، 

شهدا و دفاع مقدس


ندیدم آیینه ای چون لباس خاكی ها

همان قبیله كه بودند غرق پاكی ها

به عشق زنده شدن «عند ربهم» بودن

شده ست حاصل آنها ز سینه چاكی ها

دلیل غربتشان، اهل خاك بودن ماست

نه بی مزار شدن ها، نه بی پلاكی ها

به آسمان كه رسیدند رو به ما گفتند :

زمین چقدر حقیر است آی خاكی ها!



موضوع : شهدا و دفاع مقدس، 

شهدا و دفاع مقدس


دیدی نبود قسمت ما آسمان، عزیز ؟

دیدی نشد به او برسد دستمان ، عزیز ؟

قسمت نبود یا که لیاقت نداشتیم

شاید سیاه بود کمی بختمان ، عزیز !

جا مانده ایم ، مانده از آنان که رفته اند :

یک آسمان پرنده و صد کاروان عزیز

آه ای جنوبِ سرخ ، زبان باز کن بگو

از کوچ سبز چلچله تا بیکران ، عزیز

امشب نوای سینه ام « آهنگرانی» است

امشب به یاد پیر جماران بخوان عزیز !

حالا چه طور می شود این جا دوام یافت

در حال و روز زندگی بعد از آن عزیز

خوشبخت آن که هست در این وضع روزگار

در پیش چشم حضرت صاحب زمان ، عزیز...



موضوع : شهدا و دفاع مقدس، 

تکریم مادران و همسران شهداء ... 


به باغِ عشق و محبّت ، گلِ سپیدی تو

ترانه ساز وفا ، نغمه ی امیدی تو

به افتخار تو شبها فرشته ها گویند :

ستاره ی سحری ، همسرِ شهیدی تو



موضوع : شهدا و دفاع مقدس، 

تقدیم به رهبر حسینی حضرت آیت الله خامنه ای


آقا سلام ! حالِ شما ، بهتری ؟ پدر

هرگز نبینم اینکه تو در بستری پدر

دل ، با سلامتت سحر سبز فاطمی ست

دل ، با کسالتت شب خاکستری پدر

مردم دخیل پنجره فولاد مشهد اند

نذر شفات ، وارث پیغمبری پدر

در اوج درد و رنج فقط فکر امّتی

عالم به خود ندیده چنین رهبری پدر

تو یک تنه مقابل غرب ایستاده ای

مشی ات دلاوری ، نِگهَت دلبری پدر

شبها کنار بسترتان یَابنَ فاطمه !

زهرا کند برای شما مادری پدر



موضوع : امام خامنه ای حفظه الله، 
یکشنبه 1393/06/23

امام حسین(ع)-مدح عاشورایی


روزی کـه ابـر فتنـه و ظلمت پدید شد

مـوج نفـاق در دل مـردم شدید شد

آتش بیـار معـرکه گشتنـد کوفیــان

فتنـه گری، مـرام سپــاه یزید شد

می رفت تاکه کشتی دین در خطـر فتد

ناگه شب سیاه، ز نـوری سپیـد شد

خورشید انقـلاب حسینی طلـوع کرد

ابر نفـاق فتنـه گـران نـاپـدید شد

آمد بهار تازه تری سـوی بـاغ عشق

دیگر خزان گلشـن ایمـان بعید شد

ای رهـروان عـزّت و آزادگی، حسیـن

بهر نجـات دیـن محمّــد شهید شد

هفت آسمان نشست به سوک و عزای او

روزی که بهر فتنه گران روز عید شد

سرداد و ،خم نکرد، سـری در بر ستم

از روی نیـزه شـاهد فتحی جدید شد

باید که پیـروی کنـد از شیــوۀ مـراد

هرکس در آستـان حسینی مُرید شد

مهرش اگر چراغ امیـد دل همه است

نامش به قفـل گلشن دلها کلید شد

اشکی که درعزای حسینی ز دیده ریخت

تـا گلشـن بهشت چــراغ امید شد

ای مشعل هدایت گم گشتگان عشق

درد «وفائی» از غـم دوران شدید شد

دست مـرا بگیــر که از پـا فتـاده ام

قلبم سیــاه مانـده و مویم سفید شد



موضوع : امام حسین(ع)-شهادت، امام حسین(ع)-مناجات، ورود به محرم، امام حسین(ع)-مدح و ولادت، 
شنبه 1393/06/22

امام رضا(ع)-مدح و مناجات


تا خدا و دم خدایی توست

معجزات امام رضایی توست

عشق،سلطان واجب التعظیم

شغل ایرانیان گدایی توست

تیغ ابروت کشته می طلبد

سر ما را بزن هوایی توست

ازدحامی که این حرم دارد

از وفور گره گشایی توست

دادن برگه ی امان النّار

شمه ای از هنرنمایی توست

آنچه ما را کبوترت کرده

هنر گنبد طلایی توست

گرچه دعبل نمی شوم اما

افتخارم غزلسرایی توست

سائلی پشت این درم عشق است

گوشه ی دنج این حرم عشق است

به بد و خوب عنایتی داری

بین دستت چه رحمتی داری

همه جا صحبت تو پیچیده

که رئوفی چه رأفتی داری

چقدر مثل مادرت هستی

به فقیران عنایتی داری

بنِشین، از خجالت آب شدم

سر پایی، چه عادتی داری!

آنقدر محشری به دور ضریح

بنگر چه قیامتی داری

هرکه با لهجه ای تو را دارد

از همه فرقه رعیتی داری

به همه گفته ام امام رضا

چه دل با محبتی داری

سرخوش از لطف بی حدت هستم

حاجی حجّ مشهدت هستم

می خری هر دل پریشان را

بنده ی عاصی پشیمان را

تو و معصومه خواهرت همه جا

عزّتی داده اید ایران را

هیچ شیرینی ندارد این

مزه ی زعفران و سوهان را

عطر و بوی غذای حضرتی ات

بین صف می کشد سلیمان را

هر ملک غبطه می خورد وقت

هم غذائیت با غلامان را

تحت امر ولایتت شرط است

تا بگویم به خود مسلمان را

رخصتی ده که زائرت باشم

عرفه یا که عید قربان را

با شما رحمت خدایی هست

کربلا هم نشد رضایی هست

می نویسم رضا به جای حسین

می نویسم رضا، رضای حسین

آنقدر حاجت مرا داده

تا بببارم فقط برای حسین

پا زده بین خاک ایران تا

همه باشیم خاک پای حسین

هر غریبی که آشنایش شد

بیشتر گشته آشنای حسین

رسم ناب دعای بارانش

یادگاری است از دعای حسین

شاعری هم نخواست تا باشد

دعبلش وقف بچه های حسین

کوله باری پر از سلامش داشت

هرکسی رفت کربلای حسین

کاش می شد حبیب او باشم

مثل ابن الشبیب او باشم

غصه اش خواست بر ملا بشود

پای گریه به شعر وا بشود

این تعجب نداشت یاد دلش

روضه ی کربلا به پا بشود

گفت: ابن الشبیب تا حالا

دیده ای سر ز تن جدا بشود؟!

یا که سر از تنی جدا هم شد

از روی سینه از قفا بشود

وسط رفت و آمد نیزه

بکشندش و جا به جا بشود

پیرهن جای خود، ز کثرت گرگ

تن یوسف ز هم سوا بشود

زجه ای زد ز عمق دل نگران

گفت: یابن الشبیب عمّۀ مان...!!

***

با تشکر از شاعر و مداح گرامی جناب حاج حبیب نیازی برای ارسال این شعر



موضوع : امام رضا(ع)-مدح و مناجاتی، 
جمعه 1393/06/21

تقدیم به رهبر عزیز و حسینی حضرت آیت الله خامنه ای


الهی...ای که بر دلها امیری

تو را بر تخت بیماری نبینیم

میان ابروان مهربانت

نشانی از گرفتاری نبینیم

 

دعا کردیم پابر جا بمانی

دعا کن پای کار تو بمانیم

به هنگام ظهور مصلح کل

همه باهم کنار تو بمانیم

 

بر این کشور نه بردنیای اسلام

تو دست رحمت صاحب زمانی

قسم خوردیم نگذاریم یک دم

شما در فتنه ها تنها بمانی

 

بگو یا فاطمه برخیز از جا

نگاه ما همه سوی نگاهت

یقین داریم باشد هر کجایی

دعای مادرت پشت و پناهت

 

ولایت پیشه گان آگاه هستند

نمیخواهد ولی ؛ غیر از اطاعت

سزای هرکه بر یارش مطیع است

چه پاداشیست بهتر از شهادت

 

به روی برگی از تاریخ ایران

نوشته عزت ما از خمینیست

خدارا شکر بیرق بعد از ایشان

به روی شانه مردی حسینیست



موضوع : امام خامنه ای حفظه الله، 

امام رضا(ع)-مدح و مناجات


دوباره آمده ام تا دوباره در بزنم

کبوترانه در این آستانه پر بزنم

به نا امیدی از این در نمیروم هرگز

اگر جواب نگیرم دوباره در بزنم

خدا مرا به حقیقت ولی شناس کند

که حلقه بر در این خانه بیشتر بزنم

سواد نامۀ من رنگ صبح خواهد داشت

شبی که بوسه بر این چشمۀ سحر بزنم

بیاد غربت تو عهد کرده ام با خود

که لاله باشم و صد باغ بر جگر بزنم

خدای را کمی ای زائران درنگ کنید

که خاک پای شما را به چشم تر بزنم

بمن هر آنچه که بخشیده اند توفیق است

مباد آنکه دم از دولت هنر بزنم

اگرچه خارم و نسبت به گل ندارم باز

خوشم که گاه گداری به باغ سر بزنم

اگر شمیمی از این بوستان به من برسد

معاشران به خدا تاج گل بسر بزنم

من آشنای همین درگهم ، خدا نکند

که رو به غیر کنم یا دری دگر بزنم

صفای تربیت باغبان ، حرامم باد

که در مجاورتِ گل دم از سفر بزنم

اگر چه غرق گناهم سفینه ام اینجاست

مراد و قبله ام اینجا مدینه ام اینحاست



موضوع : امام رضا(ع)-مدح و مناجاتی، 
شنبه 1393/06/15

امام رضا(عج)-مدح و مناجات


خوشا آنکه دل در هوای تو بسته‏

که چشم و دل از ما سوای تو بسته‏

شفاعت بدون تو معنی ندارد

رضای خدا بر رضای تو بسته‏

رضائی و زنجیره نظم هستی‏

به درگاه دارالولای تو بسته‏

کرم چهره بر آستان تو سوده‏

شفاء دل به دارالشفای تو بسته‏

سر رشته‏ی رحمت آسمانی‏

به گلدسته‏های طلای تو بسته‏

دری هست درگاه رحمت که گردد

به رأی تو باز و به رأی تو بسته‏

بشر نه که جبریل دامان خدمت‏

به ایوان و صحن و سرای تو بسته‏

قدمگاه شد چشمه نوش رحمت‏

ز نقشی که از خاک پای تو بسته‏

گدایت کجا و کجا پادشاهی‏

که این افتراء بر گدای تو بسته؟!

برای فرج هم دعا کن چو زهرا

که امر فرج بر دعای تو بسته‏

به خون حسینی که چون جان و پیکر

که تا کی بود کربلای تو بسته؟!

رسان عرض حال «مؤید» بسویش‏

که تا کی بود کربلای تو بسته؟



موضوع : امام رضا(ع)-مدح و مناجاتی، 
شنبه 1393/06/15

امام رضا(ع)-مدح و مناجات


با تو هوای عالم امکان عوض شده

وجه خدا رسیده و انسان عوض شده

چندین هزارسال خراسان خرابه بود

با تو بهشت گشته، بیابان عوض شده

وقتی به مشهد تو رسیدم نسیم گفت:

پرونده سیاه گناهان عوض شده

ایران کسی سراغ طبیبان نمی رود

با این ضریح شیوه درمان عوض شده

هدهد به آهوی تو نگاهی نمود و گفت

احساس میکنم که سلیمان عوض شده

اینجا گدا برای همیشه غنی شود

در این حریم معنی احسان عوض شده

‏...

گنبد طلای تو به دلم نور می دهد

بعد از زیارت تو دل و جان عوض شده

من زائرت شدم که ملک خادمم شده

آقا شدم به لطف تو مهمان عوض شده

نقاره میزنند کسی خنده می کند

حاجت گرفته، دیده گریان عوض شده

آقا حریم مرقدتان کل کشور است

فأخلع بگو که وادی ایران عوض شده

***

با تشکر از شاعر گرامی برای ارسال این شعر



موضوع : امام رضا(ع)-مدح و مناجاتی، 
شنبه 1393/06/15

امام رضا(ع)-مدح و ولادت


امشب که خدا با تو نمایان شده آقا

انگار دلم تازه مسلمان شده آقا

از یاد برد نام  بهشت ابدی را

هر کس که دلش اهل خراسان شده آقا

هرکس كه رسیده است به جایی و مقامی

از خاک در خانه سلطان شده آقا

باید بنویسند كه گنجینه ی عرشیم

در سینه ی ماعشق تو پنهان شده آقا

فهمیده ام از هیمنه ی نور حضورت

با دیدن تو فاطمه خندان شده آقا

من را ببر از خانه به می خانه، ترم کن

دستی سر گیسو زده دیوانه ترم کن

لبخند بزن تا که ببینند رضا را

آیات جمالی و جلالی خدا را

لبخند بزن تا که ببینند حسینی

تا با تو حسن جلوه کند ارض و سما را

لبخند بزن تا همه در کیش تو آیند

تا شهر حسینیه کند صومعه ها را

باید كه شب آمدنت باز بگویند

تقوای تو را، زُهد تو را، شوق دعا را

بوی تو ز پیرآهن یوسف گذری كرد

بخشید به چشم تر یعقوب شفا را

ای آب و هوای دل من با حرمت گرم

ای ناز نفسهای خداوند دمت گرم

شیرین تر از این شیوه ی غارتگری ات نیست

فریاد که دل خواه تر از دلبری ات نیست

یک عمر هلاک تو و این جذبه ی عشقیم

خاک تو سرم باد که چون سروریت نیست

حتما به علی رفته ای اینقدر شگفتی

کس نیست، گرفتار دم حیدری ات نیست

ای معجزه ی دامن زهرا ز نگاهت

پیداست دلی همچو دل مادری ات نیست

هنگام حدیث است بخوان سلسلة العشق

تا خلق نویسند: تكی دیگری ات نیست

من آمده ام سجده کنم اوج بگیرم

گفتند که جانبخش تر از پادریت نیست

صد شکر خدا صحن گوهر شاد به ما داد

ما بی کس و او پنجره فولاد به ما داد

سوگند سر کعبه به دامان تو باشد

صد چله دل قبله چراغان تو باشد

من بچه ی آهویم و دنبال تو هستم

آقا به دلم حق بده حیران تو باشد

این خطه اگر سبز و بلند است و خدایی

اصلا نه عجیب است که ایران تو باشد

جبریل اگر بال و پرش سایه ی عرش است

بر روی سرش سایه ی ایوان تو باشد

بیچاره بهشت است که هر شام تولد

حیران چراغان خیابان تو باشد

امشب سر سال است بده خرجی ما را

ای شاه برات بقیع و کرببلا را

ما درد نهانی و تو آن لطف عیانی

ما کمتر از اینیم و تو بالاتر از آنی

بدجور گره خورده به گیسوی شماییم

ما را ز سرت وا نکنی زود نرانی

بر فرش حرم گرد و غباریم و نشستیم

ما را نتکانی ، نتکانی ، نتکانی

ما نیز سفارش شده ی فاطمه هستیم

خواهی بکش اما در دیگر نکشانی

ما را به نفسهای تو بخشیده خداوند

ما را به سر سفره ی غیری ننشانی

گیسوی من از غصه تان پیر شد آقا

كو كرببلا و نجفم! دیر شد آقا



موضوع : امام رضا(ع)-مدح و مناجاتی، امام رضا(ع)-ولادت، 
شنبه 1393/06/15

امام رضا(ع)-بحر طویل-زیارت


گره ای سخت زد و بغچه ی خود را برداشت

دلش اینبار هوای حرمی دیگر داشت

روستاییی فقیریست ولی باور داشت

شوق دیدار غریبالغربا بر سر داشت

 

چوب دستی به کف دست و قدم بر سر صحرا زده وپشت سر او کاسه ی آبی به زمین ریخت زنی پیر و به او گفت که مادر برسان از من افتاده سلامم به امامم و بگو قوت پا نیست.بیایم به حضورت به شفا خانه ی نورت برو فرزند گره زن پرِ این پارچه را کنج ضریحش به امیدی که شاید گشاید گره ها را دل ما را

 

راه طولانی و پر خار و خس اما می رفت

در هوای حرم حضرت آقا می رفت

زخمی و خسته و با تاول پاها می رفت

تا خراسان نه بگو خانه ی زهرا می رفت

 

غرق در خویش قدم می زد و گاهی به لب آهی و گهی سوز جانکاهی و اشکی و لبش خشک چو می شد کف آبی و همان حال سلامی به فدای لب عطشانِ حسین گفته و می رفت به صحرا

 

گرچه رنج سفر و راه بیابان را دید

عاقبت تشنه ای آرامش باران را دید

چشمش از فاصله ای قبله ی ایران را دید

برق گلدسته ی سلطان خراسان را دید

 

گرچه شب بود ولی با قدم عشق دوید و به در معبد گم کرده رسید و سر خود را به سر خاک نهاد آه که با حال غریبانه و با سجده ی شکرانه چه ها گفت سنگ فرش از مژه اش خیس کسی نیست پس از اذن دخول آمد و در پای ضریح آب شد و سفره ی دل باز شد و گفت ببین پای من از آبله سوزان و تنم خسته و رنجور بیابان و نه جانی و توانی و رسیدم به امیدم که سلامی برسانم به تو از مادر پیرم به خدا هیچ نداریم ولی عشق تو داریم و فقط عشق تو مولا

 

ساده حرف از خود و از مادر و از کویش زد

حرف ها با حرم ضامن آهویش زد

ناگهان زخم کسی بر دل دلجویش زد

خادمی آمد و با پای به پهلویش زد

گفت بر خیز و برو که مژه هایم خسته اند

نیمه شب آمد و در های حرم را بستند

 

سخت آزرده ز جا خواست و نالید که این است پذیرایی تو خوان تماشایی تو مانده و مبهوت شدم اینکه چسان پیش تو آزرده کند خادم تو قلب گدا را رفت بیرون حرم دل پر غم خادم از آنجا سر بالین خودش آمد و تا رفت به خواب آه که انوار خدا دید

 

دید خادم که حرم نغمه ی هوهو دارد

ازدحامی است و هر گوشه هیاهو دارد

و رضا آمده و چشم به این سو دارد

ولی ای وای چرا دست به پهلو دارد

 

گفت خاکم به سر آقا چه شده ای نفس حضرت زهرا چه شده حضرت مولاش اتابش زد و فرمودکه امشب زده ای ضربه به پهلوی من آزردیم،از نفس انداختیم آه که امشب نه به مهمان رضا زائر دلخسته ی ما بلکه به من عرض جسارت کردی.خیز مهمان را پیش من آور و بگویش که رضا قبل سفر کردن تو پیش تر از نیت تو منتظرت بود به هر لحظه به هر اشک و قدم همسفرت بوده بیا وقت کَرَمهاست نه این مرقد من خانه ی زهراست بیا ای دل تنها

 

مستجاب است دعا قبل دعا،نشنیده

گوش این طایفه آوای گدا نشنیده

ما هم امشب سر خود پیش شما آوردیم

و دل خویش به ایوان طلا آوردیم

یک کبوتر به شبستان رضا آوردیم

رو مکن پیش خدا نام تو را آوردیم

 

همه ی سر خوشی ماست همه ی دلخوشی ماست که در پیش شما در دل خویش بگوییم و بجوییم دل گمشده ی خویش هم اهل خرابات شمائیم دهاتی شمائیم خوشا آنکه چنین ساده به گلدسته تان،گنبدتان خیره نظر می کند هر مژه تر می کند و نام تو را می برد آقا.

 

آخ که یادش می ره هرکی تو دلش غم داره

که نگاه تو هوای دلِ مارم داره

آقا جون راه درازی اومدم تا بگم

دل آواره ی ما یه کربلا کم داره

خوش بحال اونیکه کار و بارش دستِ توِ

خوشی و زندگیش و اعتبارش دست توِ

 

آقا جون تو سرمه وقتی که رسیدم پائین پای شما وقت تموشای شما روضه بخونم براتون تا که کمی کم کنم از غصه هاتون روضه وقتی که نفس می زدی و چشم به راه پسرت بودی و از تشنگی آقا نفست چشم ترت بال و پرت سوخت ولی یاد لب غنچه ی شش ماهه ی جدت جگرت سوخت واز یاد رباب و دل ارباب دل محتضرت سوخت

 

دیدنت از همه ی راه مهیا شده است

تو کجا نیزه کجا وای چه با ما شده است

دیدنت سخت ولی سخت تر از آن این است

باز هم حرمله سرگرم تماشا شده است

 

حجم تیری که علمدار زمین گیرش شد

باورم نیست که در حنجره ات جا شده است

نیزه داری که تو را می برد این را می گفت

باز هم زخم گلوی پسرت وا شده است



موضوع : امام رضا(ع)-مدح و مناجاتی، 

امام رضا(ع)-مدح و ولادت


لب اگر خورد به پیمانه بها میگیرد

سنگ با دست شما حکم طلا میگیرد...

شاهد واقعه سلمانی نیشابوراست

هرکسی خواست بداند که کجا میگیرد...

قصه ی شیخ بهایی و حرم ثابت کرد

رحمت واسعه ی تو همه را میگیرد

این حرم کهف حصین است چه حاجت به طلسم؟!

دامن آلوده در آن بوی خدا میگیرد...

عشق وارد شدن وقت اذان را دارم

که دلم درصف عشاق صفا میگیرد

قدمش میگذرد بی خطر از روی صراط

هرکسی دست به دامان شما میگیرد...

عالم آل محمد ز دم توست اگر

بیشتر حوزه در اطراف تو پا میگیرد..

شب میلاد تو از عرش خود جبرائیل

زود می آید و در صحن تو جا میگیرد

قبه ی پادشه طوس چنان کرببلاست

که درآن بی بروبرگرد دعا میگیرد...

واقعا پنجره فولاد شفاخانه ی ماست

کور می آید و فی الفور شفا میگیرد...

شاغلم شغل من اینست گدایت باشم

کارم از برکت الطاف رضا میگیرد...

ارمنی بود مردد که بگیری دستش...

گفتمش محضر دلدار بیا!میگیرد...

صحن تو شهره ی خلق است به ترفیع مقام

شاه عباس درآن حکم گدا میگیرد...

پردرآمد ترازین شعر دگر شغلی نیست

دعبل از دست تو با شعر عبا میگیرد..

"فلسفی" نیستم اما پی این فلسفه ام

که چرا هرکه زتو کرببلا میگیرد؟

سالها گریه کن جد غریبت هستیم

کشته ی مرثیه ی یابن شبیبت هستیم...



موضوع : امام رضا(ع)-مدح و مناجاتی، امام رضا(ع)-ولادت، 
شنبه 1393/06/15

امام رضا(ع)-مدح و ولادت


شب بود و شور بود و سلام فرشته ها

از عرش تا به فرش، قیام فرشته ها

باران شوق بود و امام فرشته ها

شب بود و گرم سجده تمام فرشته ها

قلب فرشته ها پر عطر خدا شده

امشب خدا اسیر نگاه رضا شده

موج کرم به اوج تلاطم رسیده است

ناز و نماز و شوق و تبسم رسیده است

داوود عاشقی به ترنّم رسیده است

کعبه کجاست؟ قبله‌ی هفتم رسیده است

گویی خدا تمامی خود را کشیده است

پیش از ازل که روی رضا را کشیده است

موسی گدای خانه‌ی موسای مرتضی ست

عیسی دخیل جلوه‌ی سینای مرتضی ست

امشب شب تبسّم زهرای مرتضی ست

آئینه‌ی شکوه سراپای مرتضی ست

گیرم بهشت مست می حوض کوثر است

فوّاره‌های صحن رضا دیدنی‌تر است

هر پنجه‌ای که شانه‌ی گیسو نمی شود

هر قبله‌ای که گوشه‌ی ابرو نمی شود

هر جذبه‌ای که عکس هوالهو نمی شود

هر دلبری که ضامن آهو نمیشود

پا می‌نهد به بال ملک هرکه یاد اوست

تا جبرئیل خادم باب‌الجواد اوست

زلفی گشوده و دل شیدا نمانده است

در ازدحام، جای تماشا نمانده است

مجنون که هیچ، رونق لیلا نمانده است

سر را بریده‌اند، زلیخا نمانده است

باغ بهشت کاشی گلدسته‌های اوست

عباس دل سپرده‌ی دارالشفای اوست

در برکه‌ها تموّج دریایی‌اش ببین

در آسمان شکوه اهورایی‌اش ببین

در قلب طوس سفره‌ی زهرایی‌اش ببین

خانه به خانه سایه‌ی آقایی‌اش ببین

خورشید اگر نگاه به ایوان طلا کند

باید غبار گردد و کارش رها کند

نقّاره می‌زنند مسیحی شفا گرفت

نقّاره می‌زنند خلیلی عطا گرفت

نقّاره می‌زنند کلیمی بها گرفت

یوسف دوباره سرمه ز پایین پا گرفت

با دست‌های لطف تو آزاد می‌شویم

وقتی دخیل پنجره فولاد می‌شویم

با گوشه‌چشم، تا که نگاهی به ما کنی

کار هزار معجزه و کیمیا کنی

مشکل بهانه است که ما را صدا کنی

تا کاسه‌های خالی ما را طلا کنی

جز گوشه‌های صحن تو آقا کجا روم

کی با کبوتران حرم کربلا روم؟



موضوع : امام رضا(ع)-مدح و مناجاتی، امام رضا(ع)-ولادت، 
شنبه 1393/06/15

امام رضا(ع)-مدح و مناجات


هر خانه‌ای حالش به مادر بستگی دارد

در این حرم اما به خواهر بستگی دارد

وصل‌است آب ناب سقاخانه بر جنت

یعنی شفا این‌جا به کوثر بستگی دارد

از مرکز ایران به پایین، دادن حاجت

حتما به تأیید برادر بستگی دارد

از بین هر باری که می‌آیی حرم با اشک

گاهی فقط به دیده‌ی تر بستگی دارد

از سر به زیری سربلندت می‌کند، تنها

آقایی عالم به یک سر بستگی دارد

هر کس که تو... هرجا که تو... هرجور میخواهی...

هرگونه تغییری به این هر بستگی دارد

دقت بکن گاهی قبول حاجتت حتی

به نوع داخل گشتن از در بستگی دارد

وقتی شدی مانند آهو بی کس و تنها

تازه به توضیح کبوتر بستگی دارد...

***

دل کندن دریا به ساحل بستگی دارد

به ماه نیمه،‌ ماه کامل بستگی دارد

دل بردن و دل دادن و دل کندن و رفتن

کار جهان تنها به یک دل بستگی دارد

کار جهان را دل مشخص کند هرچند

دل هم خودش در اصل به گل بستگی دارد

آقا کریم است و رئوف است و حرم باز است

حاجت گرفتن پس به سائل بستگی دارد

میزان عشق و عقل و مهر و اشک معلوم است

شرط قبولی به معدل بستگی دارد

از آب سقاخانه بعد از حاجتت بردار

درمان به داروی مکمل بستگی دارد

اذن دخولت را بخوان در شهر خود،‌ حاجت

به خواستن از درب منزل بستگی دارد

پس درس خارج خوانده‌های این حرم گفتند

که درس خارج هم به داخل بستگی دارد...

این که زیارت از نمازت هم مهم تر شد

به درک توضیح المسائل بستگی دارد

گاهی سلام از دور گاهی توی آغوشش

نوع زیارت‌ها به مشکل بستگی دارد...



موضوع : امام رضا(ع)-مدح و مناجاتی، 
شنبه 1393/06/15

دهه کرامت


ای دل همۀ آل عبا را صلوات

با فاطمه حجت خدا را صلوات

هرکس که محمدی است همراه علی

با حضرت معصومه رضا را صلوات



موضوع : امام رضا(ع)-مدح و مناجاتی، امام رضا(ع)-ولادت، حضرت معصومه(س)، 


( کل صحن های حسینیه : 309 )    1   2   3   4   5   6   7   ...   


درباره حسینیه


سلام!به پایگاه فرهنگی هیات «مکتب الشهداء تهرانسر» خوش آمدید...
×××
برای ارتباط با ما می توانید از طریق آدرسmotallebi64@gmail.com اقدام فرمایید.
×××
برای شرکت در کارگاه مجازی شعر آیینی حسینیه می تونید به آدرس ذیل مراجعه کنید:
hosenih.mihanblog.com/post/3201
×××
آدرس پایگاه اطلاع رسانی هیات مکتب الشهداء-تهرانسر:
maktab-shohada.mihanblog.com

مدیر وبلاگ : شاهد
آمار زائرین حسینیه
  • زائرین امروز :
  • زائرین دیروز :
  • زائرین این ماه :
  • زائرین ماه قبل :
  • کل زائرین :
  • تعداد کل اشعار :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
نظرسنجی حسینیه
نظرتان درباره کیفیت اشعار و ساختار کتاب موبایل حسینیه رضوی92 چیست؟





پایگاه های مدح و مرثیه
لوگوها

 پایگاه تخصصی مدح و مرثیه

 پایگاه تخصصی روضه و مقتل

 پایگاه نوحه و سبک های مداحی

کتاب موبایل حسینیه-مدح و مرثیه

 پایگاه اطلاع رسانی هیات مکتب الشهداء-تهرانسر

 کارگاه مجازی شعر آیینی حسینیه

 اشعار استاد علی اکبر لطیفیان

 پایگاه شارژ فرهنگی

 قرارگاه-پایگاه فرهنگی هیئت مکتب الشهداء
پایگاه مرجع و جامع محصولات و تولیدات دفاع از دستاوردهای هسته‌ای





Powered by WebGozar