حسینیه پایگاه تخصصی مدح و مرثیه
جهت دسترسی آسان به اشعار مورد نظر، از فهرست موضوعات استفاده کنید
موضوعات اشعار
پنجشنبه 1394/11/8

امام حسین(ع)-مناجات


دل آشفته اگر حسین میگه

درد داره که انقدر حسین میگه

پر پروانه میخواد بسوزه که

پای شمع تا به سحر حسین میگه

گرچه نخ نماس ولی خیلی ساله

پرچمه سرِ گذر حسین میگه

روز محشر چندقدم جلوتره

نوکری که بیشتر حسین میگه

کار استجابت دعاش یقینیه

هرکسی با چشم تر حسین میگه

این چه رسمیه پدر که میمیره

جلو تابوتش پسر حسین میگه

این چه عشقیه پسر که جون میده

پشت تابوتش پدر حسین میگه

ما توی سینه زنی حسین میگیم

مادرش هم دم در حسین میگه

ماها دست به سینه اسمشو میگیم

مادرش دست به کمر حسین میگه

خواهرش نفس نفس نفس زنان

داره روبروی سر حسین میگه



موضوع : مدح و مناجات با امام حسین(ع)، 
پنجشنبه 1394/11/8

امام حسین(ع)-مناجات


دوباره آمده ام، پس کسی صدا کرده

میان این همه مردم مرا سوا کرده

دعای خیر کسی پشت سینه زن ها هست

چقدر فاطمه در حق ما دعا کرده

همیشه حب تو جاری است در دل شیعه

خدا اراده ی خیری برای ما کرده

به حق گریه زینب خدا بیامرزد

هر آنکسی که مرا با تو آشنا کرده

به این حرارت در سینه ها قسم آقا

غم تو در دل ما کربلا به پا کرده

تمام خلق به فردای حشر گریانند

به جز هر آنکه برای تو گریه ها کرده

دو ماه گریه نوشتیم پا به پای لهوف

دو ماه با غم تو شیعه ات صفا کرده

کم است گریه ماها که گریه بر غم تو

به آب ماهی و مرغان در سما کرده

رضا نموده خدا را برای محشر خود

هر آنکسی که تو را از خودش رضا کرده

قسم به چادر زهرا تو حاجتم هستی

همیشه اشک غمت حاجتم روا کرده

شنیده ایم سرت را گذاشت کنج تنور

تنور با سر از تن جدا چه ها کرده



موضوع : مدح و مناجات با امام حسین(ع)، 
پنجشنبه 1394/11/8

امام حسین(ع)-روضه شب جمعه


شبهای جمعه نیمه شبها تا سپیده

بر روی اسرارش خدا پرده کشیده

از راه می آید زنی قامت خمیده

لب میگذارد روی حلقوم بریده

فریادهای یا بنی پا بگیرد

حیدر بیاید بازوی زهرا بگیرد

روضه نمیخواهد تنی که سر ندارد

قربان آن آقا که انگشتر ندارد

یک تکه ای سالم همه پیکر ندارد

جایی برای بوسه ی مادر ندارد

گیسوی خود را ریخته روی گلویش

مادر بود اینگونه شکل گفتگویش

گوید بنیّ یا بنیّ یا بنیّ

برخیز آمد مادرت زهرا بنیّ

دیدم خودم در عصر عاشورا بنی

افتاده بودی زیر دست و پا بنیّ

من بی وضو موی تو را شانه نکردم

حالا به دنبال سرت باید بگردم

از تشنگی لبهای عطشانت به هم خورد

ترکیب ابروها و چشمانت به هم خورد

از شدت ضربه دو دندانت به هم خورد

آیه آیه نذر قرآنت به هم خورد

راه تو را در گودی گودال بستند

بر پیکر تو نیزه ها را می شکستند



موضوع : شهادت امام حسین(ع)، 
پنجشنبه 1394/11/8

امام حسین(ع)-مناجات


در مسیر خانۀ لیلا ز جان باید گذشت

تا وصال یار از صد امتحان باید گذشت

به ابی انت و امی چونکه گفتی بر حسین

دیگر از فرزند و مال و خانمان باید گذشت

در طریق کعبه باید با مغیلان سر کنی

پس دگر از طعنه های این و آن باید گذشت

هر که شد گمنام تر ، زهرا خریدارش شود

بر در این خانه ، از نام و نشان باید گذشت

دل فقط جای حسین است و حسین است و حسین

از هر آنچه غیر او در این جهان باید گذشت

ابر اگر باران نبارد ، سایه می خواهم چکار

واقعآ از چشم بی اشک روان ، باید گذشت

حمد و سوره بر سر قبر محبانش نخوان

از مزار سینه زن ، سینه زنان باید گذشت



موضوع : مدح و مناجات با امام حسین(ع)، 
پنجشنبه 1394/11/8

امام حسین(ع)-مناجات


یك عمر در عزای تو باران نوشته ایم

اسم "هواللطیف" فراوان نوشته ایم

اسم هو اللطیف خدا را یکی یکی

دور و بر حسینیه ها مان نوشته ایم

با دست خط گریه، عزای حسین را

یک عمر بر کتیبۀ ایمان نوشته ایم

مومن دلش عزای حسین است و والسلام

این را برای هر چه مسلمان نوشته ایم

ما جملۀ «حسین و نعم الامیر» را

روی کفن به دیدۀ گریان نوشته ایم

هر قطره می چکیم که پیدایتان کنیم

بر روی پلکمان غم کنعان نوشته ایم

این گریه این عبادت شیرین خویش را

نذر كبوتران خراسان نوشته ایم

سرهای ما اگر چه به نیزه نشد ولی

در پای نیزه  گریه فراوان نوشته ایم



موضوع : مدح و مناجات با امام حسین(ع)، 
پنجشنبه 1394/11/8

مناجات با خدا-شب جمعه


خواب بودم، در میانِ خواب دستم را گرفت

وقت غفلت "حضرت توّاب" دستم را گرفت

قبلِ توبه کردنم دل را به سوی خود کشید

من نگفتم که مرا دریاب، دستم را گرفت!

سر به زیر و دل شکسته، از همه رانده شدم

دید تنهایم خودش بی تاب دستم را گرفت

روز... نه... می خواست شرمنده نباشم پیش خلق

صبر کرد و در شبِ مهتاب دستم را گرفت

معصیت کردم... قساوت در دلم آمد ولی

اشک، این سرمایه ی نایاب دستم را گرفت

وقتِ معصیت عبایش را به دورِ من گرفت

آبرویم را خرید ارباب... دستم را گرفت

گفتنِ یک بار ذکر دلربای "یاحسین"

بیشتر از سجده در محراب دستم را گرفت

تشنه بودم، بالب تشنه به سویم آمد و...

... قبل از آنی که بگویم آب دستم را گرفت

روضه خوان بالای منبر از سر بر نیزه خواند

روضه ی خورشید عالم تاب دستم را گرفت

***

با تشکر از شاعر گرامی



موضوع : مناجات با خـدا، 
پنجشنبه 1394/11/8

امام حسین(ع)-مناجات


در خیال تو فنا می شوم ان شاءالله

با تو همرنگ خدا می شوم ان شاءالله

از اذان علی اکبر تو جا ماندم

با  نماز تو ادا می شوم ان شاءالله

پنبه ی عقل مرا باز  جنون خواهد زد

آخر از خویش  رها می شوم ان شاءالله

بین بین الحرمینت دو دلی خواهم کرد

چون  کبوتر دو هوا می شوم ان شاءالله

هدف از  سجده به پاهای تو افتادن بود

بین یک سجده فدا می شوم ان شاءالله

دیده هرچند شد از حسرت دیدار سپید

با رخت دیده گشا می شوم ان شاءالله

بعد عمری که به گریه سپری شد ، آخر

 تربت کرب و بلا می شوم ان شاءالله

از بس آغوش تو گیراست، یقین در محشر

از دل قبر تو پا می شوم ان شاءالله 



موضوع : مدح و مناجات با امام حسین(ع)، 
چهارشنبه 1394/11/7

برای مدافعان حرم


نوشتم غیرت ایرانیات و

ندیدم عشق پاکستانیات و

میون جون فداهای تو بی بی!

بمیرم غربت افغانیات و... 



موضوع : مدافعان حرم اهل بیت(علیهم السلام)، شهدا و دفاع مقدس، 

حکومیت جنایات آل سعود


یکروز همه قدم قدم می آییم

تا صحن بقیع با علم می آییم

فعلا سرمان به فتنه سازان گرم است

وقتش برسد " ریاض " هم می آییم

***

وزیر خارجه عربستان:

"جهان اسلام (!!!!) هرگز چنین اقداماتى را از سوى ایران نمیپذیرد ، و اگر تهران به رفتار خود ادامه دهد ، ما و دیگر کشورهاى اسلامى هیچ گزینه اى جز اتخاذ اقداماتى علیه ایران نخواهیم داشت" .



موضوع : فرهنگی، اجتماعی و سیاسی، هتک حرمت مقدسات، 
جمعه 1394/11/2

زبان حال مدافعان حرم


زیبایی عشق را نشان خواهم داد

دل را به نگار رایگان خواهم داد

در قلب من احساس پشیمانی نیست

گر زنده شوم دوباره جان خواهم داد



موضوع : مدافعان حرم اهل بیت(علیهم السلام)، 
جمعه 1394/11/2

به مناسبت ورود کاروان شهدای گمنام و شهدای مدافع حرم به میهن اسلامی

امام زمان(عج)-مناجات


هر لاله ی پرپر به وطن بر می گشت

انگار که جان من به تن بر می گشت

یعقوب شده دو چشم اشک افشانم

ای کاش دگر یوسف من بر می گشت



موضوع : مناجات فراق با امام زمان(عج)، شهدا و دفاع مقدس، مدافعان حرم اهل بیت(علیهم السلام)، 
جمعه 1394/11/2

امام زمان(عج)-مناجات


چگونه سر کنم بدون عشق صبح و شام را؟!

چه علتی بیاورم ندیدن مدام را؟!

شلوغ شد دل من از برو بیای هر کسی

ولی دوباره یاد تو شکست ازدحام را

منم که از تو دورم و صدای تو نمی رسد

وگرنه که تو می‌دهی جواب هر سلام را

نشانه‌های آخرالزمان رسیده پشت هم

وکرده است جابجا حلال را، حرام را

کم از جهاد نیست انتظار تو در این زمان

نه ساده نیست، هر کسی ندارد این مقام را

به این یقین رسیده‌ام که دیدنت ملاک نیست

جهان مگر ندیده بود یازده امام را؟!

تو روزی عدل و داد را اقامه می‌کنی و من

ز نام قائمت فقط بلد شدم قیام را

بعید نیست عاقبت فقط بخاطر حسین

تو زودتر بیایی و بگیری انتقام را

بیا بخواه خون آن ذبیح را که ذبح او

به کربلا تمام کرد حج ناتمام را



موضوع : مناجات فراق با امام زمان(عج)، روز عرفه، خروج از مکه به کربلا، 

امام زمان(عج)-مناجات


دست ما نیست به چشم تو گرفتار شدیم

همه اش کار خودت بود خریدار شدیم

خواب دیدیم که تو آمده ای اما حیف...

صبح شد با جگر سوخته بیدار شدیم

نظرت آمد و دیدیم گنه‌کاری رفت

نظرت رفت، وَ دیدیم گنهکار شدیم

ذرّه ای شانه‌ی ما بار غمت را نکشید

گرچه یک عمر فقط نوکر سربار شدیم

حیف از عمر گرانمایه که خرج تو نشد

شرمسار تو از این جمعه‌ی بسیار شدیم

ز علاج دگران درد بُوَد خوش ما را

نظر لطف تو دیدیم که بیمار شدیم

واقعاً جای سؤال است که از بهر ظهور

ما چه کردیم که اینگونه طلبکار شدیم؟!

لحظه لحظه به خدا جای شهیدان خالی است

حیف جامانده از آن قافله‌ی یار شدیم

آرزو هست ببینیم همین زودی ها...

زائر نیمه شب صحن علمدار شدیم



موضوع : مناجات فراق با امام زمان(عج)، 

امام زمان(عج)-مناجات


نزدیک شده وقت رسیدن به حضورش

رؤیای زمین پر شده از بارش نورش

ابروی کمانش به کسی رحم ندارد

زنده نرسیده کسی از وادی طورش

یادش مگر آغوش بهار است که هربار

گل کرده خیالی که نموده ست مرورش

سجاده ی گل رنگ دعا های سحرگاه

گل می دهد از عطر دل انگیز عبورش

عمر غم او بیشتر از نوح شد اما

جز خیر ندیدیم بجوشد ز تنورش..



موضوع : مناجات فراق با امام زمان(عج)، 
جمعه 1394/11/2

امام زمان(عج)-مناجات


ندبه خوان با دو چشم تر جمعه

رفت مادر به سمت در جمعه

كوچه را شست،آب و جارو كرد

مثل هرهفته مثل هر جمعه

سر كوچه نشست تا خود ظهر

تا بیایى تو از سفر جمعه

چهل و چند سال منتظر است

آه!بس نیست اینقدر جمعه؟

تشنه ام اى همیشه رود بیا

مادرم تا نرفته زود بیا

چشم در راه شنبه تا جمعه

مى كشد آه شنبه تا جمعه

مادرم سفرۀ اباالفضلش

هست در ماه شنبه تا جمعه

بعضى اوقات روضه مى خواند

ناخوداگاه شنبه تا جمعه

عوضش من نمى كنم یادى

از شما گاه شنبه تا جمعه

زودتر آخرین قدم برگرد

دارم از دست مى روم برگرد

خیلى از اهل دردها رفتند

مردهاى نبردها رفتند

چه جوان ها كه بى تو پیر شدند

چقَدَر پیرمردها رفتند

درهمین چندسال خیلى از

جمع مهدیه گردها رفتند

عده اى خوب رو سفید شدند

به امید شما شهید شدند

ما ولى خوب دربه در نشدیم

گریه كردیم خونجگر نشدیم

شرم دارد كه بعد این همه سال

سیصد و سیزده نفر نشدیم

تو خبردار بودى از ماها

ما ولى از تو باخبر نشدیم

زودتر جان مادرت برگرد

تا ازاین روسیاه تر نشدیم

كى شود تا كه با شما باشیم

یك شب جمعه كربلا باشیم

مى شود بشنوى صداى مرا

السلام علیك هاى مرا

ال یاسین جمعه شب هایم

اثرى مى دهى دعاى مرا؟

مى دهى دست پنجره فولاد

رزق و روزى كربلاى مرا

به حساب فرج ذخیره كنید

این همه یا رضا رضاى مرا

بین روضه مرا نبر از یاد

نیمه شب پشت پنجره فولاد



موضوع : مناجات فراق با امام زمان(عج)، 
جمعه 1394/11/2

تقدیم به شهید جهاد مغنیه و همه شهدای مدافع حرم:


یکی هم سن من، هم سن تو، اهل همینجا بود

یکی مثل من و تو، تووی قلبش آرزوها بود

میون دفتراش عشقی بدون مرز پیدا بود

پدر یک روز رفت، اما چه جای غصه؟ .... آقا بود

دلش تفسیر نصرالله ، چمران خون تو رگهاش

جهاد اسمش، جهاد رسمش، جهاد اندیشه و رویاش

یکی میوفته صدتا مرد برمی‌خیزن از خونش

یکی میره، می‌مونن هم قطارا پای پیمونش

جهادی هست در این راه، تا خون عمادی هست

عمادی هست در این رزم، تا وقتی جهادی هست

شبا گریونن اونهایی که روزا مردِ مِیدونن

می خندن با یتیما و براشون شعر می خونن

درِ باغ شهادت پیش روی عاشقا بازه

فقط عشقه که توو میدون از آدم مرد میسازه

نشون دادیم به عالم توو حرمها شور غیرت رو

خود زینب جدا کرده علمدارای این خط رو

عیار مرد در شور نبرد و گَرد مِیدونه

جهاد اسم من و تو نیست تنها، رسم مردونه

رهایی تو ای پروانه از پیله مبارک باد

برای مومنین دنیا، پیمبر گفت زندونه

برای تو چه پایانی، چه تقدیری مقدر بود

دم آخر، سرت رو دامن سالار بی سر بود

یکی میوفته صدتا مرد برمی‌خیزن از خونش

یکی میره، می‌مونن هم قطارا پای پیمونش

جهاد ما ادامه داره تا ظلم و تباهی هست

همیشه خاک سرخی هست تا کاخ سیاهی هست



موضوع : شهدا و دفاع مقدس، مدافعان حرم اهل بیت(علیهم السلام)، 

امام زمان(عج)-مناجات


غربت کشیده آشنایش فرق دارد

آهش... صدایش... گریه هایش فرق دارد

فهمیده هر کس ذره ای دوری چشیده

هجران زده حال و هوایش فرق دارد

گیرم که مجنون در مسیر عشق لیلا

طعنه شنید اصلا برایش فرق دارد؟!

بالش بسوزد، سر برای شمع دارد

پروانه وادیِ فنایش فرق دارد

با من نگویید این قَدَر از طب و مرهم

بیماریِ هجران دوایش فرق دارد

پایان دلتنگیِ یعقوب است یوسف

اما دل من ماجرایش فرق دارد

قلبی که خون شد از فراق حضرت دوست

"یابن الحسن آقا بیا" یش فرق دارد

لطف و کرم بر اغنیا فرقی ندارد

اما گدا خیلی برایش فرق دارد

چیزی ندارم غیرِ اشک و مهر زهرا

عشقِ نگار است و بهایش فرق دارد

بارِ محبت هر کسی برداشت، دینش...

...از ابتدا تا انتهایش فرق دارد

پرواز ما بسته به وتر اهل بیت است

پربسته، رفتن تا خدایش فرق دارد

گمراه کن من را به زلف تابدارش

عاشق شدن هم إهْدنایش فرق دارد

سردابِ سامرا... سحر... با سینه زن ها

سرگشته سرتاسر صفایش فرق دارد

زائر اگر یک بار نه یک لحظه حتی...

...با یار باشد، کربلایش فرق دارد

***

با تشکر از شاعر گرامی 



موضوع : مناجات فراق با امام زمان(عج)، 

امام زمان(عج)-مناجات


همچو گیسوی کمند خویش بر بادم بده

یا مرا خاموش کن یا اذن فریادم بده

یا همین گونه قبولم کن که گردم عاشقت

یا بیا و راه و رسمِ عاشقی یادم بده

یا جنونی بیشتر از حالِ مجنونم بده

یا که شوقی بیشتر از حال فرهادم بده

یا دلی در بند عشق خود اسیر و مبتلا

یا دلی فارغ ز هستی ، روح آزادم بده

یا مده اذن سلوک این سالک جا مانده را

یا برای طیّ این ره توشه و زادم بده

یا پر و بال دلم را باز کن تا پر زنم

یا به دست خود به زیر تیغ صیّادم بده

یا مکن تایید عشقم تا که تکفیرت شوم

یا به سیر عشق بازی، حکم ارشادم بده

یا مرا در غصّه ی هجران به خاک و خون بکش

یا به دیدارت تسلّی قلب ناشادم بده

سوختم ، آموختم ، افروختم ، دلدادگی

حالیا خاکسترم در عشق ، بر بادم بده



موضوع : مناجات فراق با امام زمان(عج)، 
چهارشنبه 1394/10/30

حضرت معصومه(س)-مدح


آنقدر رفت که در ثانیه ها هم گم شد

بعد آنسوی زمان پنجره ای در قم شد

و همین زائره سبز زیارتگاهش

در پرواز به سمت حرم هشتم شد

گوشه چادر او روی سر قم افتاد

کآفتاب آمد و تاریکی شیطان گم شد

خاک قم عطر گل یاس گرفت و آنگاه

قم مدینه شد و او فاطمه دوم شد

یازده  کعبه به همسایگی اش آمده اند

یازده  مرتبه اینجا حرم مردم شد

جمع بودند در اینجا همگی تا اینکه

جمکران آمد و همسایه این خانم شد



موضوع : وفات حضرت معصومه(س)، ولادت حضرت معصومه(س)، 
چهارشنبه 1394/10/30

حضرت معصومه(س)-مدح و مصائب شام


سلام ای صاحب شأن و مدارج

سلام ای دختر باب الحوائج

تو روح عصمتی معصومه هستی

تو از روز ازل در دل نشستی

بهشت مطلق شهر قمی تو

دلآرام امام هشتمی تو

خلایق گرد رویت در طوافند

ملائک بر درت در اعتکافند

ز تو خورشید کسب نور کرده

ز شرمت ماه ، رخ ، مستور کرده

به سویت هر چه حاجت دار، راهیست

گدایی بر درت چون پادشاهیست

حریمت مرکز عشق دو عالم

به این گلزار دعوت کن مرا هم

دل پاک ائمه بی قرارت

مزار حضرت زهرا مزارت

ببین زوار قبر انورت را

که میجویند اینجا مادرت را

عزادارت زمین و آسمانند

غم و درد دل تو بی کرانند

دلت در طوس و پا در ره نهادی

برادرهای خود از دست دادی

تو درد و رنج بسیاری کشیدی

ولی روی برادر را ندیدی

چو دیدی بی کس و بی یار ماندی

غمین خود را به شهر قم رساندی

تمام شیعیان با قلب مسرور

به استقبال تو با شادی شور

به خاک مقدمت بوسه نشاندند

ز بام خانه ها گل می فشاندند

ندیدی تو یقین در آن میانه

اثر از کعب نی یا تازیانه

تو دیگر سیلی کافر ندیدی

به روی نی سر دلبر ندیدی

ندیدی سنگ بر پیشانی اش را

به روی نیزه قرآن خوانی اش را

ندیدی گریه های دختران را

ندیدی سنگ بازی با سران را

ندیدی همنوا با آه و ناله

به زیر دست و پا طفل سه ساله

اگر چه غصه و غم کم ندیدی

نگاه تلخ نا محرم ندیدی

الا ای چهره ات ماه منیرم

برای عمه ات زینب بمیرم

***

با تشکر از شاعر گرامی



موضوع : وفات حضرت معصومه(س)، 
چهارشنبه 1394/10/30

حضرت معصومه(س)-مصائب شام


دیده بر راهم و با گریه کمی آرامم

محتضر ،خسته ،از این بی کسی ایامم

ازهمان کودکی ام روزی من هجران شد

چهارده سال هم از وصل پدر ناکامم

از تو یک نامه فقط مانده برایم چه کنم؟

شده تسکین به همین نامه کمی آلامم

چقَدَر خوب شد اینجا سروکارم افتاد

میهمانِ قم و این سلسله ی خوش نامم

چشم ناپاک نیفتاده سوی محمل من

فکر آوارگی زینبو شهرِ شامم

جز سلام ،  از همه یک بی ادبی نشنیدم

سرِبازار ندادست کسی دشنامم

داغها دیدم اگر بی کس و تنها نشدم

دست بسته سرِ هر کوچه تماشا نشدم

عزتم را نشکستند خیالت راحت

غیرتم را نشکستند خیالت راحت

پَرِ خاکی ننشسته است روی چادر من

حرمتم را نشکستند خیالت راحت

مثلِ کوفه وسط خطبه ی من کف نزدند

صحبتم را نشکستند خیالت راحت

دست بر سینه مودب همه ره وا کردند

شوکتم را نشکستند خیالت راحت

با لگد باز نکردند درِ بیت النور

خلوتم را نشکستند خیالت راحت

قم کجا شام کجا غربت سادات کجا

سرِ بر نیزه و دروازه ی ساعات کجا

دخترِ فاطمه ! بازار! خدارحم کند

چادرِ پاره و انظار خدا رحم کند

ما که از کوچه فقط خاطره بد داریم

شود این حادثه تکرار خدارحم کند

یک و زن و قافله و خنده نامحرم ها

بر اسیران گرفتار خدا رحم کند

یک شبه پیر شدی یا زتنور آمده ای

یک سر و این همه آزار خدا رحم کند

نیزه داران همه مَستند نیفتی پایین

حنجرت خوب نگه دار خدا رحم کند

گیسویت کم شده و این جگرم میسوزد

بر من و زلفِ خم یار خدا رحم کند

ظرفِ خاکسترِ یک عده هنوز آتش داشت

شعله افتاد به گلزار خدا رحم کند

دست انداخت یکی پرده محمل را کَند

جلویِ چشم علمدار خدا رحم کند

راهمان از گذرِ برده فروشان افتاد

این همه چشمِ خریدار خدا رحم کند

زنی از بام صدا زد که کدام است حسین

نوبت من شده این بار خدارحم کند

یک نفر گفت اگر بغض علی را داری

سنگ با حوصله بردار خدا رحم کند



موضوع : وفات حضرت معصومه(س)، 
چهارشنبه 1394/10/30

تقدیم به پیشگاه همسران شهدا خصوصا  همسران شهدای مدافع حرم


رفتی و شوق موندنم رو بردی

کبوتری شدم که پر نداره

میسوزم و میسوزم و میسوزم

از حال من کسی خبر نداره

 

دیشب یه عکس بچگیتو دیدم

نمیدونی باهاش چه حالی کردم

غذایی رو که دوس داری پختم و

باز سر سفره جاتو خالی کردم

 

کاشکی میشد ببینمت دوباره

کاشکی میشد بازم دورت بگردم

دیشب نیومدی به خوابم ولی

جات خالی بود تا صبح گریه کردم

 

دست خودم نیس که ... خدا شاهده

حس میکنم همه ش نشستی پیشم

نمیتونم بغضمو مخفی کنم

اسمتو میشنوم یه حالی میشم

 

نیستی خودت شبا برا بچه هات

قصه مردونگی تو میخونم

گفته بودی میری که برنگردی

گفتم تا آخرش به پات میمونم

 

نوشتی که محاصره شدیده

عزیز من این لحظه آخره

آخرم این پیاممو ندیدی

نوشته بودم منو یادت نره



موضوع : شهدا و دفاع مقدس، مدافعان حرم اهل بیت(علیهم السلام)، 
چهارشنبه 1394/10/30

حضرت معصومه(س)-مدح و روضه


تا که دل را آه سینه راهی قم می کند

با نگاهی بر ضریحت دست و پا گم می کند

آه چون از دل برآید کار آتش می کند

بی محابا رخنه ایی در جان هیزم می کند

آن ضریحی که بود گرم طوافش جبرییل

حضرت حق قبله ی حاجات مردم می کند

هرکه دارد عقده در دل یاد قبری گمشده

هر سه شنبه در حریمت نذر گندم می کند

با سلامی نم نم اشک از دو دیده می چکد

کاسه ی خالی ما لبریز از خم می کند

نیمه شبها در حرم تا صحن گردی می کنم

ناگهان دل یاد قبله گاه هفتم می کند

لفظ خواهر گوییا مانوس گشته با بلا

خون زینب در رگان تو تلاطم می کند

کس ندیده تا به حالا خواهری گیسو پریش

جستجوی یار زیر نیزه و سم می کند

با وجودی که حدود مقتلش را دیده بود

بازهم جسم عزیز مادرش گم می کند



موضوع : وفات حضرت معصومه(س)، ولادت حضرت معصومه(س)، 
چهارشنبه 1394/10/30

حضرت معصومه(س)-مدح و شهادت


باز هم میشوم كبوترتان

زیر این گنبد منورتان

من نمك گیر سفره ات شده ام

دست خالی نرفتم از درتان

مادر من كنیزتان بوده

پدرم نیز بوده نوكرتان

جای كرب و بلا و طوس و نجف

شده ام خاك بوس محضرتان

ما عجم ها چقدر خوشبختیم

شده ایران مسیر آخرتان

اشك هایم دخیل میبندند

به ضریح فرشته پرورتان

از ضریح تو یاس میریزد

مثل چادر نماز مادرتان

چقدر از مدینه دور شدی

پای دلتنگی برادرتان

خسته از راه دور آمده ای

خسته ای از فراق دلبرتان

مثل مادر خمیده ای اما

نگرفته به میخ در پرتان

محملت پرده داشت شكر خدا

سایبان بوده بر روی سرتان

گرچه شد حمله بر عشیره ی تو

شكر، غارت نگشت زیورتان

در میان هجوم دست نخورد

دست نا محرمی به معجرتان

شد خزان گرچه نو بهار شما

كم نشد لحظه ای از وقار شما

غُصه ی از همه بریدن تو

غم روی رضا ندیدن تو

گرچه آواره گشته ای خانم

گرچه غم دارم از خمیدن تو

ناقه ات بین ازدحام نرفت

بی خطر بود این پریدن تو

چادرت زیر چكمه گیر نكرد

لحظه ی تلخ پر كشیدن تو

بی برادر میان كوچه ندید

پشت مركب كسی دویدن تو

ثبت شد در جریده ی تاریخ

قصه های به قم رسیدن تو

آمدی شهر قم گلستان شد

پیش  پایت زمین گل افشان شد

شهر قم بر تو احترام گذاشت

پیش رویت فقط سلام گذاشت

پیر قم با بزرگ مردم قم

سر به پای تو چون غلام گذاشت

بهر تو قم گذاشت سنگ تمام

كِی دگر سنگ روی بام گذاشت

كی به قم دختر ولی خدا

پای در مجلس عوام گذاشت

بهترین جای قم سرایت بود

كِی میان خرابه جایت بود



موضوع : وفات حضرت معصومه(س)، 
چهارشنبه 1394/10/30

حضرت معصومه(س)-مدح و مناجات


از دل بی تاب قم بعد از تو غم بیرون نرفت

از تنت تا بعد هفده روز ،سَم بیرون نرفت

خانه ی «موسی»* بدون طور،کوه نور شد

نور در واقع ز بیت النور هم بیرون نرفت

بعد شادی_آن رفیق نیمه راه_از سینه‌ام؛

هرچه گفتم غم برو ، غم از دلم بیرون نرفت

از همان روزی که با ذکر تو دم در سینه رفت

چونکه یا معصومه گفتم بازدم بیرون نرفت

چون دلم راهی مشهد گشت بر گرد ضریح

هم از این مجموعه بیرون رفت هم بیرون نرفت

درحقیقت این خودش اوج کریمه بودن است

مجرم از صحن تو حتی متهم بیرون نرفت

ای دل اندر صحن هایش از پریشانی منال

مُحْرِم از حد حریمش یک قدم بیرون نرفت

دست پُر گرچه نیامد هیچ کس اینجا،ولی

دست خالی هم کسی از این حرم بیرون نرفت

از حرم که هیچ، حتی شک ندارم زائرت؛

دست خالی از خیابان اِرَم بیرون نرفت

 

*اشاره به موسی بن خزرج است که در طول هفده روز اقامت حضرت معصومه سلام الله علیها عبادتگاهش منزل حضرت گشت و به بیت النور شهرت یافت



موضوع : وفات حضرت معصومه(س)، 
دوشنبه 1394/10/28

امام حسن عسکری(ع)-ولادت


شاعری می کنم و عاشق این نوکری ام

تا که پر نور شود این دل خاکستری ام

همه جا مدح شما هست در اندیشه ی من

رهرو دعبل و دنباله رو حِمیَری ام

سالیانی است که مدح تو به گوشم خورده

سالیانی است که در مدح تو پامنبری ام

ریشه ام را تو بکن روزی اگر دیدی که

با گداییِ درت در پی نام آوری ام

تو خودت این قلم پای مرا قطع بکن

دیدی ام گر پی لطف و کرم دیگری ام

آمدم سمت حرم تا که تماشات کنم

چه کسی گفته که من در پی انگشتری ام؟

آمدم تا که بگویم تو فقط شاه منی

محضرت آمدم اثبات کنم نوکری ام

بر در میکده ات بهر تملّق گویم

نوکر بی سر و پای حسنِ عسگری ام

دلم از بس که نرفته است زیارت خون شد

برسانید براتی به خدا مشتری ام

سامرا رفتن من دست عزیز دل توست

جان فرزند خودت باز بگو می بری ام؟

شیعه نه عبد که نه عاشق و مجنون هم نه

بر در خوان شما در پیِ خیره سری ام

هر چه بد کرده ام آخر تو مرا بخشیدی

باز انگار نه انگار ، زبس که جری ام

هر چه هستم ولی آقا همه دم می گویم

عاشق حیدرم از دشمن زهرا بری ام

ای که شأنت همه دم "عادتکم احسان" است

من گنهکار و سیه رو و بدم ، می خری ام؟

سامرا رفته ام و خوب گدایی بلدم

بس که دلبسته شده بر قسم مادری ام

سامرا آمدم و کوری داعش گفتم

چشمتان کور شود زینبی ام ، حیدری ام

***

با تشکر از شاعر گرامی



موضوع : ولادت امام عسکری(ع)، 
دوشنبه 1394/10/28

امام حسن عسگری(ع)-ولادت


تقدیمِ محضر تو هزاران سلام ، کم

کعبه اگر کند به شما استلام ، کم

آنقدر محترم شده ای که اگر کند

عالم به احترام وجودت قیام ، کم

پشت درت برای تبرک به محضرت

کُلِّ ملائکه که کنند ازدحام ، کم

ای چهرهء تو روشنیِ راه عالمی

پروانۀ رخ تو شود خاص و عام ، کم

شایستۀ مقام و بزرگی ، وجودتان

گرچه که در قبال شما این مقام، کم

شکر خدا که فاطمی و حیدری شدیم

مجذوب حضرت حسن العسکری شدیم

تمثال دیگری ز علی باز زاده شد

ماهی نصیب و قسمت این خانواده شد

وا شد ز آسمان  درِ رحمت به سمت خاک

وقتی به دستهای پدر ، طفل داده شد

نور پسر به نور پدر تا که شد مُضاف

زیبائیِ جهان خدا فوق العاده شد

گل کرد بر لبم صلوات پیا پی ام

دست خودم نبود لبم بی اراده شد

این بارِ دوم است که در خانواده شان

از نام دلربای حسن استفاده شد

وقتی کرم ز چهرهء او منجلی شده

یعنی که دومین حسن بن علی شده

خورشید محو روی درخشندهء شماست

حاتم گدای سفرهء بخشندهء شماست

ماه فلک ازین که شده ماه ، نام او

سر را به زیر برده و شرمندهء شماست

دل نیست آن دلی که در او نیست عشق تو

دل آن دلیست کز ازل آکندهء شماست

در روز حشر هر که ز تو گفت، بُرد کرد

برگ برنده دست سرایندهء شماست

دل برده از امام دهم طعم خنده ات

اصلا بهشت جلوه ای از خندهء شماست

ای صولتت ز صولت حیدر گرفته وام

بر ساحت تو و پدر و مادرت سلام

از ما سلام بر تو و از تو جواب ما

چون می رسد فقط به شما انتساب ما

آقا سلام بر تو و اجداد اطهرت

بالاترین عبادت ما و ثواب ما

شاد است در ولادت تو گرچه پشت ابر

جانها فدات ای پدر آفتاب ما

هستیم ما به فضل نگاهت امیدوار

در طولِ لحظه لحظۀ یوم الحساب ما

شکر خدا که روزیِمان هم شما شدید

ذکر شماست روزیِ ما نان و آب ما

نذر تو خوانده ایم به لب آیه های نصر

تبریک گفته ایم همه بر امام عصر

باید تو را به باغ ولایت ثمر نوشت

از هر چه خوب نام تو را خوبتر نوشت

باید به لوح دل حرمت را جنان کشید

یا از حریم تو به جنان چند در نوشت

از هر چه عالمان ز کمالت نوشته اند

باید هزار دفعه از آن بیشتر نوشت

نامت ازین عمو و جمالت از آن عمو

نامت حسن نوشت و جمالت قمر نوشت

ما را فقط به خاطر فرزند پاک توست

گر سرنوشت ، شیعۀ ثانی عشر نوشت

امشب اسیر توست دل مستمند ما

تقدیم مادرت صلواتِ بلندِ ما

تا سامرا ز فیض وجودش صفا گرفت

حتی بهشت هم شرف از سامرا گرفت

می داد بوی فاطمه قنداقه اش عجیب

عطری عجیب عرش خدا را فرا گرفت

عرش خدا ز جاذبه اش در شگفت شد

فرش از تبرکِ نفسش ارتقا گرفت

باب المراد اوست عجب نیست گر کسی

عیدی ز دست مرحمتش کربلا گرفت

افسانه نیست لطف امام همام ما

این است آن امیر که دست گدا گرفت

خوشحال گشته فاطمه از این ولادتش

همنام با عمو شده خوش به سعادتش

***

با تشکر از شاعر گرامی



موضوع : ولادت امام عسکری(ع)، 
دوشنبه 1394/10/28

امام حسن عسگری(ع)-ولادت


سری که سجده کرده بر پای دل

به قصد قربت و تولای دل

با نگه حضرت زهرای دل

آمده تا عالم بالای دل

دیده قد و قامت رعنای دل

بنده شده، بنده ی آقای دل

گرفته از جنّ و ملک برتری

از برکات حسن عسگری

صورت زیباش، چنان ماهتاب

روز ازل جلوه نمود از نقاب

به باد داد آبروی آفتاب

به زلف خود داد کمی پیچ و تاب

ربود از ملائک احساس خواب

به خواب دلبران خود شد عذاب

روز ازل شد بخدا محشری

از برکات حسن عسگری

از برکاتش دل ما روشن است

از کرمش هر دو سرا روشن است

شمس و قمر، ارض و سما روشن است

خانه ی کعبه ی خدا روشن است

چراغ محراب و دعا روشن است

او حسن دوّم دین من است

گشته خدا به دین من مشتری

از برکات حسن عسگری

کیست حسن؟ اسم شب عاشقان

ذکر شریف لب پیغمبران

ابن رضای سوم شیعیان

سیزدهم یوسف زهرا نشان

عشق دل حضرت صاحب زمان

ستاره ی یازده آسمان

شیعه تو ره به آسمان  می بری

از برکات حسن عسگری

ای حَسَنِ حُسنِ جمال نبی

کمال دین حق، کمال نبی

به آسمان ها پر و بال نبی

لعل لبت آب زلال نبی

وصال حضرتت وصال نبی

مثال هیبتت مثال نبی

شعر شده مدیحه ی دیگری

از برکات حسن عسگری

چه خوش بُود به این سرا سر زدن

کبوتر حرم شدن پر زدن

بر در او آمدن و در زدن

درب خدای ذرّه پرور زدن

باز نشد درب، مکرّر زدن

از عشق او به سیم آخر زدن

حیدری ام، حیدری ام، حیدری

از برکات حسن عسگری

ای حرمت کعبه ی اهل ولا

کعبه کجا مدفن پاکت کجا

وا أَسَفا دشمن زخم آشنا

هتک نموده است حریم تو را

حال که ناامن شده سامرا

شد حرم مطهّرت قلب ما

به کعبه می کند دلم سروری

از برکات حسن عسگری

***

با تشکر از شاعر گرامی



موضوع : ولادت امام عسکری(ع)، 
دوشنبه 1394/10/28

امام حسن عسکری(ع)-ولادت


اشکم دو چشمه بر لب مژگان درست کرد

در خشکسالِ عاطفه باران درست کرد

بشکن دل مرا که شکایت نمی کنم

کار مرا همین دل ویران درست کرد

حالم گرفته بود و دلم غرق خون ولی

حال مرا نوایِ "حسن جان" درست کرد

کاری که با رکوع و سجود و دعا نشد

آخر توسلِ به کریمان درست کرد

شک داشتم به سینه که برهان نظم چیست؟

زلف نگار در دلم ایمان درست کرد

حق است خالقی که برای عِباد خویش

شاهی ز نسل شاه خراسان درست کرد

در حیرتم چه کرد دو چشمش که اینچنین

از مرغ لال، مرغ غزلخوان درست کرد

دستی به روی سینه ی گمراه من کشید

از کفر محض عبد پشیمان درست کرد

روی لبم رسید نوای حسن حسن

در هر تپش...به هر نفس و دم زدن حسن

دل دل کنان رسیده ام اما نمی روم

با جام خالی از لب دریا نمی روم

با صد امید آمده ام سمت سامرا

میخانه دایر است به صحرا نمی روم

از پای سفره های حسن های اهل بیت

عالَم اگر زنند بفرما... نمی روم

آلوده اش شدم که شفاعت کند مرا

بیهوده سمت توبه و تقوا نمی روم

در دوزخِ فراق بسوزم مرا خوش است

بی دردِ عشق، جنتُ الاعلی نمی روم

کهفُ الوریٰ حسن، شب احیای من حسن

بی مهر دوست مجلس احیا نمی روم

خود را کشانده ام به در خانه ی کریم

سنگم زنند هم من از این جا نمی روم

امشب به دور خال لبش چرخ می زنم

فردا طواف چشم، جداگانه می روم

وقتش رسیده است، عجب محشری شده است

میلاد حضرت حسن عسگری شده است

***

با تشکر از شاعر گرامی



موضوع : ولادت امام عسکری(ع)، 

تقدیم به روح ملکوتی تازه گذشته مرحوم استاد حاج عباس حداد کاشانی

حضرت عباس(ع)-مدح


شهسوار عشق چون آهنگ میدان می کند

خاطر جمعی چو موی خود پریشان می کند

اشک خونین می چکد از دیده بر دامان صبر

هر زمان یاد از جوانان و  عزیزان می کند

بشنو از خیل فداکارش که یک عباس او

عقل را در کشو ر جان مات و  حیران می کرد

گاه دست خویش را در راه قرآن می دهد

گاه وجان خویش را تسلیم جانان می کند

موج زن شط و دلش خون و لبش پیش فرات

از عطش خون بر دل لعل بدخشان می کند

آب می خواهد خدایش آب کوثر می دهد

دست می خواهد خدایش باغ رضوان می دهد

از برای خاطر بی دستی اش دست خدا

هر کجا هر مشکلی داریم آسان می کند

ای طبیب دردمندان دردمندم دردمند

درد می دانی چه با ما دردمندان می کند

خلق می دانند در دارالشفای قرب دوست

دردها را  بیشتر عباس درمان می کند 

ما همه زار و نزاریم و توئی باب مراد

خانه ی امید ما را اشک ویران می کند

می کند بنیاد هستی موج طوفان خیز اشک

سیل اگر پی در پی آید آب طغیان می کند

گر کسی(( حداد ))، از شهری بپرسد وصف شعر

بیشتر تعریف از اشعار کاشان می کند



موضوع : حضرت عباس (ع)، ولادت حضرت عباس(ع)، 


( کل صحن های حسینیه : 377 )    1   2   3   4   5   6   7   ...   


درباره حسینیه


به پایگاه فرهنگی هیات «مکتب الشهداء تهرانسر» خوش آمدید
×××
برای ارتباط با ما می توانید از طریق آدرس motallebi64@gmail.com اقدام فرمایید

آدرس پایگاه اطلاع رسانی هیات مکتب الشهداء-تهرانسر:
maktab-shohada.mihanblog.com
×××
هر کس که مقرب است در فکر بلاست
آواره شدن قاعده ی عشق خداست
"مهدی مطلبی"پرید اما باز
در صحن "حسینیه" ی او "روضه"بپاست

مدیر وبلاگ : شاهد
آمار زائرین حسینیه
  • زائرین امروز :
  • زائرین دیروز :
  • زائرین این ماه :
  • زائرین ماه قبل :
  • کل زائرین :
  • تعداد کل اشعار :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
پایگاه های مدح و مرثیه
لوگوها

 پایگاه تخصصی مدح و مرثیه

 پایگاه تخصصی روضه و مقتل

 پایگاه نوحه و سبک های مداحی

کتاب موبایل حسینیه-مدح و مرثیه

 پایگاه اطلاع رسانی هیات مکتب الشهداء-تهرانسر

 کارگاه مجازی شعر آیینی حسینیه

 اشعار استاد علی اکبر لطیفیان

 قرارگاه-پایگاه فرهنگی هیئت مکتب الشهداء