حسینیه پایگاه تخصصی مدح و مرثیه
جهت دسترسی آسان به اشعار مورد نظر از فهرست موضوعات استفاده کنید
موضوعات اشعار
یکشنبه 1393/06/23

امام حسین(ع)-مدح عاشورایی


روزی کـه ابـر فتنـه و ظلمت پدید شد

مـوج نفـاق در دل مـردم شدید شد

آتش بیـار معـرکه گشتنـد کوفیــان

فتنـه گری، مـرام سپــاه یزید شد

می رفت تاکه کشتی دین در خطـر فتد

ناگه شب سیاه، ز نـوری سپیـد شد

خورشید انقـلاب حسینی طلـوع کرد

ابر نفـاق فتنـه گـران نـاپـدید شد

آمد بهار تازه تری سـوی بـاغ عشق

دیگر خزان گلشـن ایمـان بعید شد

ای رهـروان عـزّت و آزادگی، حسیـن

بهر نجـات دیـن محمّــد شهید شد

هفت آسمان نشست به سوک و عزای او

روزی که بهر فتنه گران روز عید شد

سرداد و ،خم نکرد، سـری در بر ستم

از روی نیـزه شـاهد فتحی جدید شد

باید که پیـروی کنـد از شیــوۀ مـراد

هرکس در آستـان حسینی مُرید شد

مهرش اگر چراغ امیـد دل همه است

نامش به قفـل گلشن دلها کلید شد

اشکی که درعزای حسینی ز دیده ریخت

تـا گلشـن بهشت چــراغ امید شد

ای مشعل هدایت گم گشتگان عشق

درد «وفائی» از غـم دوران شدید شد

دست مـرا بگیــر که از پـا فتـاده ام

قلبم سیــاه مانـده و مویم سفید شد



موضوع : امام حسین(ع)-شهادت، امام حسین(ع)-مناجات، ورود به محرم، امام حسین(ع)-مدح و ولادت، 
شنبه 1393/06/22

امام رضا(ع)-مدح و مناجات


تا خدا و دم خدایی توست

معجزات امام رضایی توست

عشق،سلطان واجب التعظیم

شغل ایرانیان گدایی توست

تیغ ابروت کشته می طلبد

سر ما را بزن هوایی توست

ازدحامی که این حرم دارد

از وفور گره گشایی توست

دادن برگه ی امان النّار

شمه ای از هنرنمایی توست

آنچه ما را کبوترت کرده

هنر گنبد طلایی توست

گرچه دعبل نمی شوم اما

افتخارم غزلسرایی توست

سائلی پشت این درم عشق است

گوشه ی دنج این حرم عشق است

به بد و خوب عنایتی داری

بین دستت چه رحمتی داری

همه جا صحبت تو پیچیده

که رئوفی چه رأفتی داری

چقدر مثل مادرت هستی

به فقیران عنایتی داری

بنِشین، از خجالت آب شدم

سر پایی، چه عادتی داری!

آنقدر محشری به دور ضریح

بنگر چه قیامتی داری

هرکه با لهجه ای تو را دارد

از همه فرقه رعیتی داری

به همه گفته ام امام رضا

چه دل با محبتی داری

سرخوش از لطف بی حدت هستم

حاجی حجّ مشهدت هستم

می خری هر دل پریشان را

بنده ی عاصی پشیمان را

تو و معصومه خواهرت همه جا

عزّتی داده اید ایران را

هیچ شیرینی ندارد این

مزه ی زعفران و سوهان را

عطر و بوی غذای حضرتی ات

بین صف می کشد سلیمان را

هر ملک غبطه می خورد وقت

هم غذائیت با غلامان را

تحت امر ولایتت شرط است

تا بگویم به خود مسلمان را

رخصتی ده که زائرت باشم

عرفه یا که عید قربان را

با شما رحمت خدایی هست

کربلا هم نشد رضایی هست

می نویسم رضا به جای حسین

می نویسم رضا، رضای حسین

آنقدر حاجت مرا داده

تا بببارم فقط برای حسین

پا زده بین خاک ایران تا

همه باشیم خاک پای حسین

هر غریبی که آشنایش شد

بیشتر گشته آشنای حسین

رسم ناب دعای بارانش

یادگاری است از دعای حسین

شاعری هم نخواست تا باشد

دعبلش وقف بچه های حسین

کوله باری پر از سلامش داشت

هرکسی رفت کربلای حسین

کاش می شد حبیب او باشم

مثل ابن الشبیب او باشم

غصه اش خواست بر ملا بشود

پای گریه به شعر وا بشود

این تعجب نداشت یاد دلش

روضه ی کربلا به پا بشود

گفت: ابن الشبیب تا حالا

دیده ای سر ز تن جدا بشود؟!

یا که سر از تنی جدا هم شد

از روی سینه از قفا بشود

وسط رفت و آمد نیزه

بکشندش و جا به جا بشود

پیرهن جای خود، ز کثرت گرگ

تن یوسف ز هم سوا بشود

زجه ای زد ز عمق دل نگران

گفت: یابن الشبیب عمّۀ مان...!!

***

با تشکر از شاعر و مداح گرامی جناب حاج حبیب نیازی برای ارسال این شعر



موضوع : امام رضا(ع)-مدح و مناجاتی، 
جمعه 1393/06/21

تقدیم به رهبر عزیز و حسینی حضرت آیت الله خامنه ای


الهی...ای که بر دلها امیری

تو را بر تخت بیماری نبینیم

میان ابروان مهربانت

نشانی از گرفتاری نبینیم

 

دعا کردیم پابر جا بمانی

دعا کن پای کار تو بمانیم

به هنگام ظهور مصلح کل

همه باهم کنار تو بمانیم

 

بر این کشور نه بردنیای اسلام

تو دست رحمت صاحب زمانی

قسم خوردیم نگذاریم یک دم

شما در فتنه ها تنها بمانی

 

بگو یا فاطمه برخیز از جا

نگاه ما همه سوی نگاهت

یقین داریم باشد هر کجایی

دعای مادرت پشت و پناهت

 

ولایت پیشه گان آگاه هستند

نمیخواهد ولی ؛ غیر از اطاعت

سزای هرکه بر یارش مطیع است

چه پاداشیست بهتر از شهادت

 

به روی برگی از تاریخ ایران

نوشته عزت ما از خمینیست

خدارا شکر بیرق بعد از ایشان

به روی شانه مردی حسینیست



موضوع : امام خامنه ای حفظه الله، 

امام رضا(ع)-مدح و مناجات


دوباره آمده ام تا دوباره در بزنم

کبوترانه در این آستانه پر بزنم

به نا امیدی از این در نمیروم هرگز

اگر جواب نگیرم دوباره در بزنم

خدا مرا به حقیقت ولی شناس کند

که حلقه بر در این خانه بیشتر بزنم

سواد نامۀ من رنگ صبح خواهد داشت

شبی که بوسه بر این چشمۀ سحر بزنم

بیاد غربت تو عهد کرده ام با خود

که لاله باشم و صد باغ بر جگر بزنم

خدای را کمی ای زائران درنگ کنید

که خاک پای شما را به چشم تر بزنم

بمن هر آنچه که بخشیده اند توفیق است

مباد آنکه دم از دولت هنر بزنم

اگرچه خارم و نسبت به گل ندارم باز

خوشم که گاه گداری به باغ سر بزنم

اگر شمیمی از این بوستان به من برسد

معاشران به خدا تاج گل بسر بزنم

من آشنای همین درگهم ، خدا نکند

که رو به غیر کنم یا دری دگر بزنم

صفای تربیت باغبان ، حرامم باد

که در مجاورتِ گل دم از سفر بزنم

اگر چه غرق گناهم سفینه ام اینجاست

مراد و قبله ام اینجا مدینه ام اینحاست



موضوع : امام رضا(ع)-مدح و مناجاتی، 
شنبه 1393/06/15

امام رضا(عج)-مدح و مناجات


خوشا آنکه دل در هوای تو بسته‏

که چشم و دل از ما سوای تو بسته‏

شفاعت بدون تو معنی ندارد

رضای خدا بر رضای تو بسته‏

رضائی و زنجیره نظم هستی‏

به درگاه دارالولای تو بسته‏

کرم چهره بر آستان تو سوده‏

شفاء دل به دارالشفای تو بسته‏

سر رشته‏ی رحمت آسمانی‏

به گلدسته‏های طلای تو بسته‏

دری هست درگاه رحمت که گردد

به رأی تو باز و به رأی تو بسته‏

بشر نه که جبریل دامان خدمت‏

به ایوان و صحن و سرای تو بسته‏

قدمگاه شد چشمه نوش رحمت‏

ز نقشی که از خاک پای تو بسته‏

گدایت کجا و کجا پادشاهی‏

که این افتراء بر گدای تو بسته؟!

برای فرج هم دعا کن چو زهرا

که امر فرج بر دعای تو بسته‏

به خون حسینی که چون جان و پیکر

که تا کی بود کربلای تو بسته؟!

رسان عرض حال «مؤید» بسویش‏

که تا کی بود کربلای تو بسته؟



موضوع : امام رضا(ع)-مدح و مناجاتی، 
شنبه 1393/06/15

امام رضا(ع)-مدح و مناجات


با تو هوای عالم امکان عوض شده

وجه خدا رسیده و انسان عوض شده

چندین هزارسال خراسان خرابه بود

با تو بهشت گشته، بیابان عوض شده

وقتی به مشهد تو رسیدم نسیم گفت:

پرونده سیاه گناهان عوض شده

ایران کسی سراغ طبیبان نمی رود

با این ضریح شیوه درمان عوض شده

هدهد به آهوی تو نگاهی نمود و گفت

احساس میکنم که سلیمان عوض شده

اینجا گدا برای همیشه غنی شود

در این حریم معنی احسان عوض شده

‏...

گنبد طلای تو به دلم نور می دهد

بعد از زیارت تو دل و جان عوض شده

من زائرت شدم که ملک خادمم شده

آقا شدم به لطف تو مهمان عوض شده

نقاره میزنند کسی خنده می کند

حاجت گرفته، دیده گریان عوض شده

آقا حریم مرقدتان کل کشور است

فأخلع بگو که وادی ایران عوض شده

***

با تشکر از شاعر گرامی برای ارسال این شعر



موضوع : امام رضا(ع)-مدح و مناجاتی، 
شنبه 1393/06/15

امام رضا(ع)-مدح و ولادت


امشب که خدا با تو نمایان شده آقا

انگار دلم تازه مسلمان شده آقا

از یاد برد نام  بهشت ابدی را

هر کس که دلش اهل خراسان شده آقا

هرکس كه رسیده است به جایی و مقامی

از خاک در خانه سلطان شده آقا

باید بنویسند كه گنجینه ی عرشیم

در سینه ی ماعشق تو پنهان شده آقا

فهمیده ام از هیمنه ی نور حضورت

با دیدن تو فاطمه خندان شده آقا

من را ببر از خانه به می خانه، ترم کن

دستی سر گیسو زده دیوانه ترم کن

لبخند بزن تا که ببینند رضا را

آیات جمالی و جلالی خدا را

لبخند بزن تا که ببینند حسینی

تا با تو حسن جلوه کند ارض و سما را

لبخند بزن تا همه در کیش تو آیند

تا شهر حسینیه کند صومعه ها را

باید كه شب آمدنت باز بگویند

تقوای تو را، زُهد تو را، شوق دعا را

بوی تو ز پیرآهن یوسف گذری كرد

بخشید به چشم تر یعقوب شفا را

ای آب و هوای دل من با حرمت گرم

ای ناز نفسهای خداوند دمت گرم

شیرین تر از این شیوه ی غارتگری ات نیست

فریاد که دل خواه تر از دلبری ات نیست

یک عمر هلاک تو و این جذبه ی عشقیم

خاک تو سرم باد که چون سروریت نیست

حتما به علی رفته ای اینقدر شگفتی

کس نیست، گرفتار دم حیدری ات نیست

ای معجزه ی دامن زهرا ز نگاهت

پیداست دلی همچو دل مادری ات نیست

هنگام حدیث است بخوان سلسلة العشق

تا خلق نویسند: تكی دیگری ات نیست

من آمده ام سجده کنم اوج بگیرم

گفتند که جانبخش تر از پادریت نیست

صد شکر خدا صحن گوهر شاد به ما داد

ما بی کس و او پنجره فولاد به ما داد

سوگند سر کعبه به دامان تو باشد

صد چله دل قبله چراغان تو باشد

من بچه ی آهویم و دنبال تو هستم

آقا به دلم حق بده حیران تو باشد

این خطه اگر سبز و بلند است و خدایی

اصلا نه عجیب است که ایران تو باشد

جبریل اگر بال و پرش سایه ی عرش است

بر روی سرش سایه ی ایوان تو باشد

بیچاره بهشت است که هر شام تولد

حیران چراغان خیابان تو باشد

امشب سر سال است بده خرجی ما را

ای شاه برات بقیع و کرببلا را

ما درد نهانی و تو آن لطف عیانی

ما کمتر از اینیم و تو بالاتر از آنی

بدجور گره خورده به گیسوی شماییم

ما را ز سرت وا نکنی زود نرانی

بر فرش حرم گرد و غباریم و نشستیم

ما را نتکانی ، نتکانی ، نتکانی

ما نیز سفارش شده ی فاطمه هستیم

خواهی بکش اما در دیگر نکشانی

ما را به نفسهای تو بخشیده خداوند

ما را به سر سفره ی غیری ننشانی

گیسوی من از غصه تان پیر شد آقا

كو كرببلا و نجفم! دیر شد آقا



موضوع : امام رضا(ع)-مدح و مناجاتی، امام رضا(ع)-ولادت، 
شنبه 1393/06/15

امام رضا(ع)-بحر طویل-زیارت


گره ای سخت زد و بغچه ی خود را برداشت

دلش اینبار هوای حرمی دیگر داشت

روستاییی فقیریست ولی باور داشت

شوق دیدار غریبالغربا بر سر داشت

 

چوب دستی به کف دست و قدم بر سر صحرا زده وپشت سر او کاسه ی آبی به زمین ریخت زنی پیر و به او گفت که مادر برسان از من افتاده سلامم به امامم و بگو قوت پا نیست.بیایم به حضورت به شفا خانه ی نورت برو فرزند گره زن پرِ این پارچه را کنج ضریحش به امیدی که شاید گشاید گره ها را دل ما را

 

راه طولانی و پر خار و خس اما می رفت

در هوای حرم حضرت آقا می رفت

زخمی و خسته و با تاول پاها می رفت

تا خراسان نه بگو خانه ی زهرا می رفت

 

غرق در خویش قدم می زد و گاهی به لب آهی و گهی سوز جانکاهی و اشکی و لبش خشک چو می شد کف آبی و همان حال سلامی به فدای لب عطشانِ حسین گفته و می رفت به صحرا

 

گرچه رنج سفر و راه بیابان را دید

عاقبت تشنه ای آرامش باران را دید

چشمش از فاصله ای قبله ی ایران را دید

برق گلدسته ی سلطان خراسان را دید

 

گرچه شب بود ولی با قدم عشق دوید و به در معبد گم کرده رسید و سر خود را به سر خاک نهاد آه که با حال غریبانه و با سجده ی شکرانه چه ها گفت سنگ فرش از مژه اش خیس کسی نیست پس از اذن دخول آمد و در پای ضریح آب شد و سفره ی دل باز شد و گفت ببین پای من از آبله سوزان و تنم خسته و رنجور بیابان و نه جانی و توانی و رسیدم به امیدم که سلامی برسانم به تو از مادر پیرم به خدا هیچ نداریم ولی عشق تو داریم و فقط عشق تو مولا

 

ساده حرف از خود و از مادر و از کویش زد

حرف ها با حرم ضامن آهویش زد

ناگهان زخم کسی بر دل دلجویش زد

خادمی آمد و با پای به پهلویش زد

گفت بر خیز و برو که مژه هایم خسته اند

نیمه شب آمد و در های حرم را بستند

 

سخت آزرده ز جا خواست و نالید که این است پذیرایی تو خوان تماشایی تو مانده و مبهوت شدم اینکه چسان پیش تو آزرده کند خادم تو قلب گدا را رفت بیرون حرم دل پر غم خادم از آنجا سر بالین خودش آمد و تا رفت به خواب آه که انوار خدا دید

 

دید خادم که حرم نغمه ی هوهو دارد

ازدحامی است و هر گوشه هیاهو دارد

و رضا آمده و چشم به این سو دارد

ولی ای وای چرا دست به پهلو دارد

 

گفت خاکم به سر آقا چه شده ای نفس حضرت زهرا چه شده حضرت مولاش اتابش زد و فرمودکه امشب زده ای ضربه به پهلوی من آزردیم،از نفس انداختیم آه که امشب نه به مهمان رضا زائر دلخسته ی ما بلکه به من عرض جسارت کردی.خیز مهمان را پیش من آور و بگویش که رضا قبل سفر کردن تو پیش تر از نیت تو منتظرت بود به هر لحظه به هر اشک و قدم همسفرت بوده بیا وقت کَرَمهاست نه این مرقد من خانه ی زهراست بیا ای دل تنها

 

مستجاب است دعا قبل دعا،نشنیده

گوش این طایفه آوای گدا نشنیده

ما هم امشب سر خود پیش شما آوردیم

و دل خویش به ایوان طلا آوردیم

یک کبوتر به شبستان رضا آوردیم

رو مکن پیش خدا نام تو را آوردیم

 

همه ی سر خوشی ماست همه ی دلخوشی ماست که در پیش شما در دل خویش بگوییم و بجوییم دل گمشده ی خویش هم اهل خرابات شمائیم دهاتی شمائیم خوشا آنکه چنین ساده به گلدسته تان،گنبدتان خیره نظر می کند هر مژه تر می کند و نام تو را می برد آقا.

 

آخ که یادش می ره هرکی تو دلش غم داره

که نگاه تو هوای دلِ مارم داره

آقا جون راه درازی اومدم تا بگم

دل آواره ی ما یه کربلا کم داره

خوش بحال اونیکه کار و بارش دستِ توِ

خوشی و زندگیش و اعتبارش دست توِ

 

آقا جون تو سرمه وقتی که رسیدم پائین پای شما وقت تموشای شما روضه بخونم براتون تا که کمی کم کنم از غصه هاتون روضه وقتی که نفس می زدی و چشم به راه پسرت بودی و از تشنگی آقا نفست چشم ترت بال و پرت سوخت ولی یاد لب غنچه ی شش ماهه ی جدت جگرت سوخت واز یاد رباب و دل ارباب دل محتضرت سوخت

 

دیدنت از همه ی راه مهیا شده است

تو کجا نیزه کجا وای چه با ما شده است

دیدنت سخت ولی سخت تر از آن این است

باز هم حرمله سرگرم تماشا شده است

 

حجم تیری که علمدار زمین گیرش شد

باورم نیست که در حنجره ات جا شده است

نیزه داری که تو را می برد این را می گفت

باز هم زخم گلوی پسرت وا شده است



موضوع : امام رضا(ع)-مدح و مناجاتی، 

امام رضا(ع)-مدح و ولادت


لب اگر خورد به پیمانه بها میگیرد

سنگ با دست شما حکم طلا میگیرد...

شاهد واقعه سلمانی نیشابوراست

هرکسی خواست بداند که کجا میگیرد...

قصه ی شیخ بهایی و حرم ثابت کرد

رحمت واسعه ی تو همه را میگیرد

این حرم کهف حصین است چه حاجت به طلسم؟!

دامن آلوده در آن بوی خدا میگیرد...

عشق وارد شدن وقت اذان را دارم

که دلم درصف عشاق صفا میگیرد

قدمش میگذرد بی خطر از روی صراط

هرکسی دست به دامان شما میگیرد...

عالم آل محمد ز دم توست اگر

بیشتر حوزه در اطراف تو پا میگیرد..

شب میلاد تو از عرش خود جبرائیل

زود می آید و در صحن تو جا میگیرد

قبه ی پادشه طوس چنان کرببلاست

که درآن بی بروبرگرد دعا میگیرد...

واقعا پنجره فولاد شفاخانه ی ماست

کور می آید و فی الفور شفا میگیرد...

شاغلم شغل من اینست گدایت باشم

کارم از برکت الطاف رضا میگیرد...

ارمنی بود مردد که بگیری دستش...

گفتمش محضر دلدار بیا!میگیرد...

صحن تو شهره ی خلق است به ترفیع مقام

شاه عباس درآن حکم گدا میگیرد...

پردرآمد ترازین شعر دگر شغلی نیست

دعبل از دست تو با شعر عبا میگیرد..

"فلسفی" نیستم اما پی این فلسفه ام

که چرا هرکه زتو کرببلا میگیرد؟

سالها گریه کن جد غریبت هستیم

کشته ی مرثیه ی یابن شبیبت هستیم...



موضوع : امام رضا(ع)-مدح و مناجاتی، امام رضا(ع)-ولادت، 
شنبه 1393/06/15

امام رضا(ع)-مدح و ولادت


شب بود و شور بود و سلام فرشته ها

از عرش تا به فرش، قیام فرشته ها

باران شوق بود و امام فرشته ها

شب بود و گرم سجده تمام فرشته ها

قلب فرشته ها پر عطر خدا شده

امشب خدا اسیر نگاه رضا شده

موج کرم به اوج تلاطم رسیده است

ناز و نماز و شوق و تبسم رسیده است

داوود عاشقی به ترنّم رسیده است

کعبه کجاست؟ قبله‌ی هفتم رسیده است

گویی خدا تمامی خود را کشیده است

پیش از ازل که روی رضا را کشیده است

موسی گدای خانه‌ی موسای مرتضی ست

عیسی دخیل جلوه‌ی سینای مرتضی ست

امشب شب تبسّم زهرای مرتضی ست

آئینه‌ی شکوه سراپای مرتضی ست

گیرم بهشت مست می حوض کوثر است

فوّاره‌های صحن رضا دیدنی‌تر است

هر پنجه‌ای که شانه‌ی گیسو نمی شود

هر قبله‌ای که گوشه‌ی ابرو نمی شود

هر جذبه‌ای که عکس هوالهو نمی شود

هر دلبری که ضامن آهو نمیشود

پا می‌نهد به بال ملک هرکه یاد اوست

تا جبرئیل خادم باب‌الجواد اوست

زلفی گشوده و دل شیدا نمانده است

در ازدحام، جای تماشا نمانده است

مجنون که هیچ، رونق لیلا نمانده است

سر را بریده‌اند، زلیخا نمانده است

باغ بهشت کاشی گلدسته‌های اوست

عباس دل سپرده‌ی دارالشفای اوست

در برکه‌ها تموّج دریایی‌اش ببین

در آسمان شکوه اهورایی‌اش ببین

در قلب طوس سفره‌ی زهرایی‌اش ببین

خانه به خانه سایه‌ی آقایی‌اش ببین

خورشید اگر نگاه به ایوان طلا کند

باید غبار گردد و کارش رها کند

نقّاره می‌زنند مسیحی شفا گرفت

نقّاره می‌زنند خلیلی عطا گرفت

نقّاره می‌زنند کلیمی بها گرفت

یوسف دوباره سرمه ز پایین پا گرفت

با دست‌های لطف تو آزاد می‌شویم

وقتی دخیل پنجره فولاد می‌شویم

با گوشه‌چشم، تا که نگاهی به ما کنی

کار هزار معجزه و کیمیا کنی

مشکل بهانه است که ما را صدا کنی

تا کاسه‌های خالی ما را طلا کنی

جز گوشه‌های صحن تو آقا کجا روم

کی با کبوتران حرم کربلا روم؟



موضوع : امام رضا(ع)-مدح و مناجاتی، امام رضا(ع)-ولادت، 
شنبه 1393/06/15

امام رضا(ع)-مدح و مناجات


هر خانه‌ای حالش به مادر بستگی دارد

در این حرم اما به خواهر بستگی دارد

وصل‌است آب ناب سقاخانه بر جنت

یعنی شفا این‌جا به کوثر بستگی دارد

از مرکز ایران به پایین، دادن حاجت

حتما به تأیید برادر بستگی دارد

از بین هر باری که می‌آیی حرم با اشک

گاهی فقط به دیده‌ی تر بستگی دارد

از سر به زیری سربلندت می‌کند، تنها

آقایی عالم به یک سر بستگی دارد

هر کس که تو... هرجا که تو... هرجور میخواهی...

هرگونه تغییری به این هر بستگی دارد

دقت بکن گاهی قبول حاجتت حتی

به نوع داخل گشتن از در بستگی دارد

وقتی شدی مانند آهو بی کس و تنها

تازه به توضیح کبوتر بستگی دارد...

***

دل کندن دریا به ساحل بستگی دارد

به ماه نیمه،‌ ماه کامل بستگی دارد

دل بردن و دل دادن و دل کندن و رفتن

کار جهان تنها به یک دل بستگی دارد

کار جهان را دل مشخص کند هرچند

دل هم خودش در اصل به گل بستگی دارد

آقا کریم است و رئوف است و حرم باز است

حاجت گرفتن پس به سائل بستگی دارد

میزان عشق و عقل و مهر و اشک معلوم است

شرط قبولی به معدل بستگی دارد

از آب سقاخانه بعد از حاجتت بردار

درمان به داروی مکمل بستگی دارد

اذن دخولت را بخوان در شهر خود،‌ حاجت

به خواستن از درب منزل بستگی دارد

پس درس خارج خوانده‌های این حرم گفتند

که درس خارج هم به داخل بستگی دارد...

این که زیارت از نمازت هم مهم تر شد

به درک توضیح المسائل بستگی دارد

گاهی سلام از دور گاهی توی آغوشش

نوع زیارت‌ها به مشکل بستگی دارد...



موضوع : امام رضا(ع)-مدح و مناجاتی، 
شنبه 1393/06/15

دهه کرامت


ای دل همۀ آل عبا را صلوات

با فاطمه حجت خدا را صلوات

هرکس که محمدی است همراه علی

با حضرت معصومه رضا را صلوات



موضوع : امام رضا(ع)-مدح و مناجاتی، امام رضا(ع)-ولادت، حضرت معصومه(س)، 
شنبه 1393/06/15

امام رضا(ع)-ولادت


اول تو را ، خدای کریمان ! تو را سپاس

آخر تو را رحیمِ رحیمان تو را سپاس

اینک زبان بنده نوازی گشوده ای

کَلِّمنی ای خدای کلیمان تو را سپاس

با من سخن بگوی ،که لبیک گویَمَت

ای ذکر تو مدیحۀ ایمان تو را سپاس

یا ربی العظیم تو را شکر می کنم

ای خالقِ وجود عظیمان تو را سپاس

حالا که حکمت تو رضا می دهد به ما

باید نوشت ربِّ حکیمان تو را سپاس

برگشته ام به سوی تو تا ، بنده ام کنی

ای چاره ساز عبد پشیمان تو را سپاس

شکر خدا که ذکر رضا داده ای بما

ما عاشقیم و حب ولا داده ای به ما

کم کم بهشتیان سخن آغاز می کنند

موج فرشته بال و پری باز می کنند

جمعی طبق طبق سبد گل می آورند

جمعی سرود چاووشی آواز می کنند

انگار عرشیان خبری تازه می دهند

این آسمانیان چقدر ناز می کنند

حق با شماست این خبر از جنس دیگر است

مدحی ز آل فاطمه ابراز می کنند

حالا صدای پای رئوفی رسد به گوش

ما را ز لطف خویش سر افراز می کنند

انگار اهل بیت به سرتاسر بهشت

دارند با خدای رضا راز می کنند

اینک خبر دهند که نام رضا رسید

این نام ها نیامده اعجاز می کنند

آمد رئوف و رئفت دل ها شروع شد

در بین خلق هدیۀ گلها شروع شد

ذیقعده لحظه لحظه اش از سال برتر است

این ماه ماه عترت موسی بن جعفر است

دانی هزار معنیِ "خیرٌ من الف شهر"

آری هزار و یک ز رضا جلوه گستر است*

شمس الشموس ، آمده یعنی ، ابالحسن

"سلطان بِارضِ طوس" که انوار داور است

او را ارادۀ ازلی نور آفرید

یکپارچه تمام وجودش مطهر است

بار تمام آل پیمبر بدوش اوست

او وارث ولایت زهرا و حیدر است

موسی به کوه طور برای چه می رود

موسای ما منادی الله اکبر است

این رحمتی که کشور ما را گرفته است

نور وجود پارۀ جسم پیمبر است

ایران ما حریم خصوصی مرتضاست

اینجا حیات خلوت معصومه و رضاست

روزی که شیعه راضی و دلشاد می شود

روزی است که ز فاطمه امداد می شود

مشرق زمین به یمن رضا می شود بهشت

باب الجواد مرکز ارشاد می شود

در صحن جامع رضوی موقع ظهور

احکام و خطبه هاست که ایراد می شود

مهدی به منبر رضوی چون کند جلوس

دریای نور صحن گوهرشاد می شود

اینجا دیار یار خراسانی است و بس

سفیانی است طعمۀ مرصاد می شود

آباد می شود همه در پرتو رضا

هرجا که شیعه خسته ز بیداد می شود

از آستین مهدی موعود بی درنگ

دست رضا مهاجم صیاد می شود

ایران جدا ز روح شهادت نمی شود

بالاتر از جهاد ، عبادت نمی شود

خواهی اگر دلت به حریم رضا رود

چیزی نمانده تا که به خلوت سرا رود

هرکس که نور چشم رضا را دهد قسم

سوگند بر جواد که حاجت روا رود

خشنودیِ بزرگ خدا خندۀ رضاست

باید که دستها به سوی التجا رود

پایین پای حضرتشان کوی طور ما

بالای سر هر آنکه رود تا خدا رود

قربان زائری که به سر می رود حرم

ای خوش بحال آنکه به کویش فدا رود

خورشید ذره ای است معلق به کوی او

هر روز صبح در پی آن مقتدا رود

هر روز در پناه رضایند انبیاء

گاهی به زیر سایۀ او هل اتا رود

آن دل که هست همسفر صاحب الزمان

از مشهد الرضا به سوی کربلا رود

این ذکر مهدی است که جان و سرم فدات

جَدّی ! اباالحسن!پدر و مادرم فدات

 

* 1001  اسماء الهی عدد امام رضاست

***

از وبلاگ حاج محمود ژولیده



موضوع : امام رضا(ع)-ولادت، 

امام رضا(ع)-ولادت


امشب به هرکجا که گذرمی کنیم ما

بر جلوه های دوست نظر می کنیم ما

تا گلشن مدینه کنار حریم نور

با بال عشق و شوق سفر می کنیم ما

در نوبهار شادی و شور علی و آل

از هرچه غصه هست حذر می کنیم ما

گه مدحتی ز قدر پدر می کنیم وگاه

وصف گل جمال پسر می کنیم ما

در گلشن امید به شوق وصال توست

کی یاد بوستان دگر می کنیم ما

ای گلبن امید به شوق وصال توست

گر مثل غنچه خندۀ تر می کنیم ما

در موسم شکفتن تو ای بهار عشق

شب را به صد امید سحر می کنیم ما

دامان هرکه را که دلش غرق عشق توست

از اشک شوق غرق گهر می کنیم ما

گاه عنایت است کریما، به نام تو

هرجا که سائلی است خبر می کنیم ما

تنها به شوق عرض ارادت به محضرت

پیراهنی ز عشق به بر می کنیم ما

پیدا بود فروغ و جلال و شکوه حق

هرگه نظر به گنبد زر می کنیم ما

دیروز ما گذشت به پابوسی تو، باز

امروز را به یاد تو سر می کنیم ما

از ما مپوش دیده که ای آفتاب حُسن

یک آسمان ستاره ضرر می کنیم ما

زانو زدیم گرچو «وفائی »در این حرم

از خاک تو به عرش سفر می کنیم ما



موضوع : امام رضا(ع)-ولادت، 
شنبه 1393/06/15

امام رضا(ع)-مدح


شبیه ذره ام و مثل آفتاب رضاست

به رافت آنکه دلم را کند مذاب رضاست

سپرده ام دل خود را به دست آقایم

که صاحب دل بیچاره و خراب رضاست

کسی که زائر خود را سه جا پس از مرگش

نجات می دهد از پنجه ی عذاب رضاست

امام ثامن ضامن که روز محشر هست

کنار ما همه جا تا دم حساب رضاست

اگر چه درد خودم را نگفته ام با او

کسی که زود به من می دهد جواب رضاست

به سرزمین قیامت که حیرت محض است

مرا کسی که کند خادمش خطاب رضاست

حدیث ابن شبیبش دل مرا خون کرد

همیشه بانی این روضه های ناب رضاست



موضوع : امام رضا(ع)-مدح و مناجاتی، 
شنبه 1393/06/15

امام رضا(ع)-مدح و مناجات


آیینه ! امام هشتم خوبی ها

در چشم زمین ، تجسم خوبی ها

نام تو غزل ترین فراز عشق است

نـــام تو غزل - تبسم خوبی ها

***

هر چند در عاشقی مُردد هستم

در درس خلوص ، دائماً رد هستم

دل باختـــــــه‌ام به گنبد زرد تو

من منتظر قطار مشهد هستم

***

غم نیست كه مشهد حضورت دور است

یا چشم من از ندیدنت ، بی نور است

ایمان به تو دارم و خیالم تخت است

وقتی تو طلب كنی ، زیارت جور است

***

تهران – مشهد، مگو كه خیلی راه است

این راه كه روشن از شهود ماه است

تهران – مشهد ، قسم به خورشید توس

عاشق بشوی ، مسافتی كوتاه است

***

از خطۀ ی توس ، سبزتر جایی نیست

فردوس ، به این سبزی و زیبایی نیست

هـــر چند غریب الغـــــــــربایی ، امّا

توی حرم‌ات ، فرصت تنهایی نیست

 ***

با شوق زیارتت ، حَــــــرَم می‌آیم

دلسوخته ، پا به پای غم می‌آیم

پرواز پُر و بلیت ... ؟ امّا غم نیست

با خط هوایــــــــــی دلم می‌آیم !

***

تهران – مشهد، قطار، من، تنهایی

روی لب دل ، تبسم شیدایی

از دور شكوه گنبدت پیدا شد

مولا ! تو به پیشواز من می‌آیی

***

من تهران و تو در خراسان، افسوس

دارد چشمم هوای باران، افسوس

این دل شده از ندیدنت دلتنگ است

ای آینه ! از شما چه پنهان، افسوس



موضوع : امام رضا(ع)-مدح و مناجاتی، 
شنبه 1393/06/15

امام رضا(ع)-مدح و ولادت


عدم بودیم تو با یک اشاره هستمان کردی

و تا گیریم دامانت سرا پا دستمان کردی

به پای بست شیخ عاملی پابستمان کردی

شراب ناب سقاخانه دادی مستمان کردی

همین یک کاسه از آب حرم آنقدر گیرا بود

که گویا باده ی صد ساله در پیمانه ی ما بود

در ایوان شما مستیم ازین مستی شرف داریم

اگر افتان و خیزانیم اگر تنبور و دف داریم

اگر هو میکشیم اینجا اگر باده به کف داریم

از آن باشد که اینجا حس ایوان نجف داریم

امیر هشتم عالم! علی جانم! مگر قنبر نمیخواهی؟

فقط لب تر بکن آقا، بفرما سر نمیخواهی؟

به سر شوق شما داریم و روی دستمان، سرها

به رقص آورده ما را هم سماع این کبوترها

چه بارانی ز اشک شوق می بارد دمِ درها

دمِ باب الجوادت وعده ی دیدار نوکرها

نوشته: "آستان حضرت شاه کریم" اینجا

گدایی نه، که ما داریم "شاهی" می کنیم اینجا

جنون ما که مجنونیم از آن ابتدا بوده

دلیل این جنون هم حُسن بی حدِّ شما بوده

گمانم "عالم زر" درهمین ایوان طلا بوده

در آن عالم دم "قالو بلی"مان  "یا رضا" بوده

توسلطان الرئوفی ازقدیم و از ازل بودی

الفبایی نبود اما تو شه بیت غزل بودی

خدا را در نماز کودکی در این حرم دیدم

بهشتی را که می گویند، با چشم خودم دیدم

به هر سمتی سرم چرخید، جولان کرم دیدم

چنان از تو کرم دیدم خودم را محتشم دیدم

یقین دارم قیامت نیستم من دست و پا بسته

دو رکعت نافله بالای سر، بار مرا بسته

به مهمان بیشتر آقا عنایت می کند اینجا

گدا، حاتم شده مشق سخاوت می کند اینجا

در و دیوار صحنش هم طبابت می کند اینجا

خدا هم آمده دارد زیارت می کند اینجا

به من خرده نگیر این عقل تعریفی ندارد که

شدم دیوانه اش، دیوانه تکلیفی ندارد که!



موضوع : امام رضا(ع)-مدح و مناجاتی، امام رضا(ع)-ولادت، 

امام رضا(ع)-مدح و ولادت


از آن زمان كه طرح دلم را خدا كشید

آن را مكان سلطنت عشق آفرید

دل را به نام  رعیت عشق اتنخاب کرد

بر تاج و تخت ملک خودش شاه  برگزید

شاهی که مهربان رئوف است و آشنا

شاهی که از فقیر وگدا ناز می خرید

آنکه در آسمان و زمین تاج و تخت داشت

همپای بالهای زمین خورده می پرید

مانند چشمهای پر از رحمت و صفا

هرگز ندید دیده هرکس که دیده دید

آقا جهان به دور تو  پروانه  می شود...

شاهی شبیه شاه خراسان نمی شود

باید كبوترانه برایت غزل نوشت

باید تو را شبیه خدا بی مثل نوشت

وقتی به چشمهای شما میرسد غزل

باید به جای چشم دوكاسه عسل نوشت

آن كس كه جود را به تو بخشید ای رئوف

دل را گدای خان شما از ازل نوشت

طرز نگات زلزله انداخت در دلم

آباد خانه اش  كه مرا بر گسل نوشت

کار گدای خانه  تو پادشاهی است

باید برای لطف تو ضرب المثل نوشت

ای آنكه گشته ضامن آهو مدد رسان

در زیر صفر مانده تبم  را به صد رسان

در محضر تو خاكم و از خاك كمترم

یعنی كه از تمام فلك نیز برترم

وقتی به پیش گنبد زرد تو میرسم

گویا بهشت كرده تجلی برابرم

گاهی  شبیه یك نخ سبزم  دخیل تو

گاهی در آسمان سرایت كبوترم

از اولین سفر كه به پا بوست آمدم

دیگر نشدكه از حرمت دل بیاورم

جز درب خانه ات در دیگر نمیزنم

حاجت به جز حریم توجایی نمیبرم

دستم بگیر غیر شما راه چاره نیست

در كار خیر  حاجت هیچ استخاره نیست

گنبد نگو بگو كه نگین جهانیان

گلدسته نه بگو كه ستون های آسمان

زائر نگو بگو كه ملك های عرش حق

خادم نه  جبرئیل خداوند لا مكان

مرقد  نگو و كعبه بگو بر ضریح او

بوی خدای میرسد از بارگاهشان

هر چیزدر جوار شما پر بها شود

بیهوده نیست قیمت بالای زعفران

هر جا رویم از سر خانت نمیرویم

از بس كه سفره كرمت هست بی كران

دنیا به آستان حریمت دخیل شد

كوچكترین گدای شما جبرئیل شد



موضوع : امام رضا(ع)-ولادت، امام رضا(ع)-مدح و مناجاتی، 
جمعه 1393/06/14

امام رضا(ع)-مدح و مناجات


  باز شب بود و سكوت و شعر ناب 

عشق بود و شور بود و التهاب

باز طبع قافیه پرداز من

این همایون بال تك پرواز من

رفت تا قوسین أو أدنی رها

رفت تا بالای بالا تا خدا

می طراوید از لبم شهد و عسل

مثنوی بود و رباعی و غزل

موج عشقی بود گویا در سرم

خامه می رقصید روی دفترم

مست از صهبای یا هو می شدم

شاعر چشمان آهو می شدم

گر چه آن شب طبع من ققنوس بود

در پی خورشید با فانوس بود

خویش را در خویشتن گم می كنم

همچو آدم میل گندم می كنم

جنت و حور و قصور و سلسبیل

كی حریم دوست را گردد سبیل

با زبان دل سلامش میكنم

هستی خود را به نامش میكنم

السلام ای قبله ایمان عشق !

ای امام عاشقان ای جان عشق !

السلام ای مایه تكریم عشق

ای امام واجب التعظیم عشق

السلام ای فرش راهت آفتاب

ای كراماتت به عالم بی حساب

ای مرید درگهت شیخ و شباب

آفتاب حشر در دستت سحاب

ای ز فیض تو همه عالم ختن

قطره ناچیز را دّر عدن

ای به شأنت قدر و شمس و هل أتی

نیست این الفاظ در مدحت سزا

ای طوافت برتر از هفتاد حج

شب چراغ روشن صبح فرج

ای به پاس صبح زیبای حرم

چشم اختر تا سحر نامد به هم

السلام ای در جلالت بی قرین

با تهی دستان عالم همنشین

گنبد زرد تو خورشید امید

می دهد بر هر دل خسته نوید

خستگان را دستگیری می كنی

بر گدایان هم امیری می كنی

ای سپهر رأفت و بحر كرم

عیسویون چاكران این حرم

بر سرایت نقش شد ای جان دین

ای غلام در گهت روح الامین

این سخن نقش است با خط نگین

اُدخُلوها بِسلامٍ  آمِنین

 صبح روشن سینه شب را درید

موكب شاه خراسان می رسید

تا ثریا بزم شادی بود و شور

فاش می شد سّر یخفی فی الصدور

از قدوم تو چراغان نه فلك

كف زند غلمان و می رقصد ملك

در مدیحت نغمه خوان داود شد

سینه مجمر، پر ز عطر عود شد

تا طوافت در خراسان می كنم

نازها بر حور و غلمان میكنم

مدح سلطان خراسان میكنم

دفترم را چون گلستان میكنم ... 



موضوع : امام رضا(ع)-ولادت، امام رضا(ع)-مدح و مناجاتی، 
جمعه 1393/06/14

امام رضا(ع)-مدح و ولادت


تا که از صورتش نقاب افتاد

ماه در کاسه ی شراب افتاد

شعله در جان آفتاب افتاد

لحظه ای از لبش حجاب افتاد

دهن حوض کوثر آب افتاد

مادری کودکی بغل کرده

گریه را بین خنده حل کرده

یک بغل نور را غزل کرده

خانه را شیشه ی عسل کرده

خانه در شوق بی حساب افتاد

نفسم را شرار آه گرفت

آه من دامن گناه گرفت

عقل ها را به یک نگاه گرفت

با نگاهش دوباره ماه گرفت

سایه اش روی ماهتاب افتاد

آه را گفته ام که طوفان شو

به دلم گفته ام پریشان شو

مثل آیینه شو نمایان شو

با شراب لبش مسلمان شو

که در ایمان ما عذاب افتاد

از دعای تو باغ سجاده

همطراز قنوت گل داده

اختیار از سر من افتاده

چونکه سوغاتی تو شد باده

هرکسی گوشه ای خراب افتاد

طاق عرش است قوس ابرویت

جلوه ای از خدا شده رویت

دام دلهاست پیچش مویت

غبطه خوردم به حال آهویت

که به لطفت از التهاب افتاد

شوق دیدار می برد راهم

لب دریا که میرسم کاهم

هرزمانی که زائر شاهم

اولش زائر قدمگاهم

راه در کاسه ی گلاب افتاد

راه ، بین من و تو فاصله نیست

عشق ، پابند صبر و حوصله نیست

بین ما غَش در معامله نیست

غیر بوسه برای من صله نیست

در دلم شوق یک جواب افتاد

بین باد و مباد خشکم زد

دَمِ باب الجواد خشکم زد

کنج صحنش زیاد خشکم زد

حاجتم را که داد ، خشکم زد

گریه این بار مستجاب افتاد

چشم بی گریه ، چشمه ی تلف است

چشم تر ، همپیاله ی صدف است

دُرّ گریه ، نتیجه ی نجف است

گفت : آغوش ما از اینطرف است

دل به دست ابوتراب افتاد 



موضوع : امام رضا(ع)-مدح و مناجاتی، امام رضا(ع)-ولادت، 
جمعه 1393/06/14

امام رضا(ع)-مدح و ولادت


قطعه قطعه زمین پر از شور است

نغمه ها در ردیف ماهور است

دل مهدی فاطمه شاد و

آسمان صحن بارش نور است

باز روشن شده است چشم فلک

چشم بیمار قلب، شب کور است

محض ناز قدوم سبز شما

دل هر شیعه باز مسرور است

روحم امشب درون صحن شماست

گرچه جسم من از حرم دور است

گوشه ای از حرم نشسته ولی

به گدایی عشق مامور است

السلام ای شهید زنده ی طوس

بپذیرم در این شبِ پا بوس

با دل عاشقان چه ها کردی

چه شفا خانه ای به پا کردی

از همان کودکی ، همان اوّل

درد ما را شما دوا کردی

تاج شاهی ست بر سرم که مرا

سر بازار خود گدا کردی

خواهرت پیشتان سفارش کرد

که مرا سوی خود صدا کردی

دست خالی رسیدم آقا جان

بی وفا بودم و وفا کردی

هر کسی با دم حسین آمد

راهی اش سوی کربلا کردی

لطفتان بی حد است یا مولا

دست خالی ردم نکن آقا

خطبه هاتان ظهور زیبایی

نفحه هاتان شمیم رویایی

عاشقانت تمام مجنون و

زده بر طبل های رسوایی

در دل جنگ نرم بی دین ها

حسن تدبیرتان تماشایی

می دمد روح در تن اسلام

آن دم قدسی مسیحایی

یادتان می شود همیشه ی دل

مونس روزهای تنهای

هشتمین آفتاب عالم تاب

هفتمین یادگار زهرایی

بی کران بی کرانی ای آقا

بی کران مثل آسمان خدا

هر چه داریم از شما داریم

از شما هدیه ی خدا داریم

برکتی دارد این نگاه شما

ما از این چشم ها چه ها داریم

ما در این صحن های مثل بهشت

دلی از غصّه ها رها داریم

هر کجا پای می نهیم انگار

پشتمان دستی از دعا داریم

ما که از خاک کربلا دوریم

خوب شد مشهد الرّضا داریم

گر مدینه نشد ولی اینجا

گنبدی زرد و با صفا داریم

این حرم آسمان احسان است

مرکز انقلاب ایران است



موضوع : امام رضا(ع)-ولادت، امام رضا(ع)-مدح و مناجاتی، 

امام رضا(ع)-مدح و ولادت


لیلۀ میلاد مسعود ولیّ حق رضاست

پارۀ جسم نبی چشم و چراغ مرتضاست

عالم آل رسول و زادۀ پاک بتول

رهبر ملک قدر فرماندۀ جیش قضاست

قبله هفتم که پیش بارگاه رفعتش

آسمان با وسعت بی‌انتها، تحت الشعاست

نجمه زاده آفتابی را به هنگام سحر

کافتاب بامدادان ذرّه او را گداست

قرص خورشید است این خورشید روی سرمدی

ماه تابان است این، ماه که ماه مصطفی است

شمس پیش شمس حسنش گاه مغرب گوشه گیر

ماه از شرم رخش، هر صبحدم در انزواست

موسی عمران بگردان روی از طور و ببین

کانچه نادیدی عیان در خانه موسای ماست

گر خدا خوانم و را در مرتبت کفر است کفر

ور جدا گویم خطا گفتم خطا گفتم خطاست

عقل مدحش را کند، یا وهم وصفش آورد

کان حقیری ناتوان و این فقیری بینواست

کنت نورالله شنیدی؟ این فروغ سرمدی است

نحن وجه‌الله خواندی؟ این جمال کبریاست

از کجا جوئی دوا؟ خاکش بود داروی درد

وز که می‌خواهی شفا؟ درگاه او دار الشّفاست

گِرد کویش بر مشامم خوشتر از بوی بهشت

آب جویش در مذاقم بهتر از آب بقاست

جز خدا هر کس بگوید وصف او را نادرست

جز نبی هرکس بخواند مدح او را، نابجاست

من ز خجلت آستین در کوی او دارم به رخ

کآستان او زیرتگاه خیل انبیاست

مرقد او کعبه جان و طوافش کار دل

صحن پاکش مروه و ایوان زرّینش صفاست

با وجود آنکه کس قدر ورا نشناخته

هم گدا با او هم او با هر گدایش آشناست

دل به رویش داده یوسف بسکه رویش دلفروز

جان ز بویش جسته عیسی بسکه رویش جانفراست

بوی عطر خلد، ارزانی برای اهل خلد

من مشامم را صفا از خاک زوّار رضاست

ناز دارد شهر نیشابور بر باغ بهشت

ز آنکه خاکش جای پای ناقة آن مقتداست

عقد گوهر ریخته، جاری نمودی از دولب

آن حدیثی را که بین شیعه زنجیر طلاست

کی بود خوفش ز مأمون چون بود باکش ز خصم

آنکه نقش شیرهای پرده را فرمانرواست

منجی خلق دو عالم در دو عالم اوست او

ضامن آهو، گرش تنها بخوانی، نارواست

درد اگر داری برو از خاک او درمان بگیر

مشکل ار داری بیا آری رضا مشکل گشاست

دست شرق و غرب از این سرزمین پیوسته دور

ز آنکه ایران را بدین فرزند زهرا اتّکاست

سرزمین اهلبیت است این زمین و اهل آن

تا رضا دارد، به تهدید عدو بی اعتناست

هر اَبَر قدرت، در اینجا پای مال آید چو مور

هر ستم گستر، بسان دانه زیر آسیاست

قدسیان رو بند خاک هر که اینجا زائر است

عرشیان گویند آمین هر که را اینجا دعاست

طوف قبرش کن که در محشر مقام زائرش

فوق زوّار حسین ابن علی در کربلاست

سر بخاکش مه که در میزان و در حشر و صراط

زائر خود را رهائی بخش از خوف جزاست

بشنو از موسای کاظم این روایت را که گفت

زائر قبر رضا در عرش زوّار خداست

ناز تا صبح جزا بر سفرة مریم کند

هر که را در کاسه از مهمانسرای او غذاست

بر فراز قبّه‌اش دارد لوائی سبز رنگ

شیعه تا صبح قیامت زنده زیر این لواست

گربه عالم بنگری هر کشوری را مرکزی است

مرکز ایران اسلامی، خراسان رضاست

ای که موسایت ثناخوان گشته در مصر وجود

وی که عیسایت بچرخ چارمین مدحت سراست

ای که ذکر آشنایت، ناامیدان را امید

وی که نام دلربایت، بی نوایان را نواست

کیستم من؟ تا که در کوی تو گردم ملتجی

اولیاءالله را سوی تو روی التجاست

من نمی‌گویم خدائی لیک گویم چون خدا

نعمتت بی ابتدا و رحمتت بی انتهاست

بر فقیر اعطا نمودی پیشتر از آنچه خواست

بر گدا انفاق کردی بیشتر از آنچه خواست

من نه مدحت را از آن گفتم که دانستم که‌ای

بل از آن گفتم که جز مدح تو را گفتن خطاست

تشنه‌ای بودم که از آب بقا گفتم سخن

چون تو خضر رحمتی در بیت بیتم رهنماست

آنکه سائل را نراند از سر کویش توئی

و اینکه گردیده گدایت «میثم» بی دست و پاست

فخر بر رضوان کند زیرا در این کو، ملتجی است

ناز بر شاهان فروشد ز آنکه بر این در، گداست 



موضوع : امام رضا(ع)-ولادت، 

امام رضا(ع)-مدح و ولادت


مه ذیقعده چراغ سحرت باد مبارک

جلوه شمس به صبح ظفرت باد مبارک

خنده نجمه به قرص قمرت باد مبارک

نجمه دیدار فروغ بصرت باد مبارک

صدف بحر ولایت گهرت باد مبارک

عید میلاد یگانه پسرت باد مبارک

پدر و مادر و فرزند و تبارم بفدایت

به خدا آئینه روی خدا داده خدایت

این پسر بر همه مولاست علی نام نکویش

دل صد سلسله افتاده به هر حلقة مویش

فیض دیدار خداوند بود در گل رویش

داروی درد مسیحاست غبار سر کویش

سدره یک شاخه ز نخلی است که روید لب جویش

نجمه با چشم خدا بین بگشا دیده بسویش

تو ز ختم رسل و شیر خدا آینه داری

شرف بنت اسد آبروی آمنه داری

صدف بحر ولا را گهر است این، گهر است این

طوبی جنّت دل را ثمر است این، ثمر است این

قلم صنع خدا را اثر است این، اثر است این

افق دانش و دین را قمر است این، قمر است این

پدر پیر خرد را پسر است این، پسر است این

بلکه بر آدم و حوّا پدر است این، پدر است این

همه ممنون عنایت، همه مرهون عطایش

همه دانند امامش، همه خوانند رضایش

عالم آل نبی علم گل باغ کمالش

ملک و جن و بشر یکسره مبهوت جلالش

نبوی قدر و جلالش، علوی خلق و خصالش

چون خداوند تعالی نه نظیر و نه مثالش

پدرش موسی جعفر شده مبهوت جمالش

مه ذیقعده زده دست بدامان وصالش

در ناب سخن اهل ولا گشته حدیثش

بلکه معروف بزنجیر طلا گشته حدیثش

بی تولّاش دل اهل دل آرام نگیرد

مهر کور است گر از مهر رخش وام نگیرد

مرغ جان خانه به جز بر در این بام نگیرد

خضر تشنه است اگر از کف او جام نگیر

هر که از جام تولّای رضا کام نگیرد

شرف از بندگی و بهره ز اسلام نگیرد

اوست آنکش که ولایت بولایش شد کامل

به همه خلق خدا لطف و عطایش شده کامل

ز سر انگشت رضا معجز شق القمر آید

شجر خشک ز فیض نگهش بارور آید

گر اشارت کند از شعله دو صد لاله برآید

ریگ دُر، سنگ طلا، خاک سیه مشک تر آید

غنچه با خنده برون از دل سخت حجر آید

نخل ایمان را از فیض وجودش ثمر آید

مرده را زنده کند فیض غبار حرم او

من آلوده دل و دامن لطف و کرم او

ای دل عیسی مریم به تولّای تو زنده

ای دو صد موسی عمران شده در طور تو بنده

ای که یوسف زده با یاد گل روی تو خنده

ای که ابر کرمت بر سرما سایه فکنده

ریشة کفر شد از تیشه توحید تو کنده

نقش شیر از نگه نافذ تو شیر درنده

آهویی را که تو ضامن شوی از لطف و کرامت

نه عجب گر که شود، ضامن خلقی به قیامت

دل شود لاله و از سنگ قدمگاه تو روید

موسی از دامن سینا به خراسان تو پوید

عیسی از چرخ چهارم گل بستان تو بوید

خضر از آب بقا دل به لب جوی تو شوید

عضو عضوم همه گردیده زبان مدح تو گوید

چشم گریان و دل گمشده‌ام روی تو جوید

تو غریب‌الغربائی، تو چراغ دل مایی

تو معین الضعفایی، تو رضایی تو رضایی

طوطی وحی به گلزار جنان مدح تو خواند

آسمان دست به دامان ولای تو رساند

نفس باد صبا در حرمت مشک فشاند

هیچکس غیر خدا وصف تو گفتن نتواند

ساعتی را چو گدا هر که سر کوی تو ماند

هرگز از دست کسی افسر شاهی نستاند

من که خوارم چه شود با گل گلزار تو باشم

سگ دربار تو با خادم زوّار تو باشم

تو که جان زنده شود با نفست روح فزایت

تو که از بال ملک پر شده ایوان طلایت

تو که رشک حرم کعبه شده صحن و سرایت

تو که گشتند شهان، سائل و محتاج گدایت

تو که آهوی بیابان شده مرهون عطایت

تو که هم دشمن و هم دوست کند مدح و ثنایت

چه شود گر قدمی از کرمی رنجه نمایی

آن سه موعود که گفتی بملاقات من آیی

آتش عشق تو در سینه ما مشتعل آید

مهر تو روز جزا کفّه خیرالعمل آید

نه عجب گر به تضرّع به حریمت جَمَل آید

سنگ تا خاک تو را بوسه زند از جبل آید

گر همان دم که زنم بوسه به قبرت، اجل آید

مرگ شیرین تر و محبوبترم از عسل آید

کرمی، تا که یکی بوسه ز قبر تو بگیرم

آنچنان بوسه بگیرم که همان لحظه بمیرم

ای کز آغاز تو را پارة تن خوانده پیمبر

ای ولای تو اجّلِ نِعَم حضرت داور

ای به بحر کرمت عالم ایجاد شناور

پدران و پسرانت ز همه بهتر و برتر

شودش فیض طواف حرمت تا که میسّر

روح عیسی به فلک بال زند همچو کبوتر

روز آغاز به مهر تو سرشته گِل «میثم»

وصف تو بر لب و جای تو بود در دل «میثم»



موضوع : امام رضا(ع)-ولادت، 

امام رضا(ع)-مدح و ولادت


بارک الله نجمه امشب آفتاب آورده‌ای

وجه ناپیدای حق را بی‌نقاب آورده‌ای

در تراب امشب جمال بوتراب آورده‌ای

یا به دامن احمد ختمی مآب آورده‌ای

از دل دریای رحمت درِّ ناب آورده‌ای

گل به دست خود گرفتی یا گلاب آورده‌ای؟

با جلال آمنه مرآت احمد زاده‌ای

در حقیقت عالم آل محمّد زاده‌ای

**

این پسر حسن خدا را مظهر است و منظر است

این پسر سر تا به پا، پا تا به سر پیغمبر است

این پسر هم مصطفی هم فاطمه یا حیدر است

تو چو مریم، این پسر عیسای عیسی پرور است

این پسر در هفت دریای ولایت، گوهر است

این پسر قرآن بابا روی دست مادر است

ایـن شـه ملک قـدر فرمانده جیش قضاست

این همان جان جهان مولا علی موسی‌الرضاست

**

بضعۀ ختم رسالت، روح قرآن است این

بلکه هم جان جهان، هم یک جهان جان است این

قدر قدر و نور نور و فرق فرقان است این

من به قرآن می‌خورم سوگند، قرآن است این

جان دین، اصل ولایت، روح ایمان است این

شمع جمع انبیا در بزم امکان است این

لاله‌های وحی از فیض بهـارش کرده گل

بوسۀ موسی‌ابن‌جعفر بر عذارش کرده گل

**

ظرف نامحدود دریاهای رحمت ساغرش

آسمان گردیده چون پروانه بر دور سرش

ضامن آمرزش خلقی است آهوی درش

حافظ ایران اسلامی است در قم خواهرش

جد امیرالمؤمنین، ام ابیها مادرش

عالم هستی گرفته همچو کعبه در برش

موسی عمران بیا فرزند موسی را ببین

آدم و نوح و خلیل الله و عیسی را ببین

**

چار صحن او پناه چار رکن عالم است

گندم مرغان صحنش عکس خال آدم است

گنبد زرین او خورشید ماه مریم است

پیش احسانش به سائل گر جهان بخشد، کم است

در زمین قصر بلندش، عرش عرش اعظم است

شهر مشهد چون مدینه، او رسول اکرم است

خسروان در کویش احساس حقارت می‌کنند

انبیـاء و اولیـا او را زیـارت می‌کـنند

**

سایۀ گلدسته‌هایش سجده‌گاه آفتاب

آسمان بر خاک راه زائرش ریزد گلاب

جبرئیل از جام سقا خانه‌اش نوشیده آب

از حساب آسوده باشد زائرش روز حساب

پای دیوار حریم قدس او یک لحظه خواب

باشد از بیداری قدرش فزون اجر و ثواب

بهترین عبد خدا اینجا خدایی می‌کند

از تمـام آفرینش دلربـایـی می‌کند

**

از هزاران کعبه زیر سایۀ دیوار تو

بار خیل انبیا افتاده در دربار تو

من کیم تا باشم ای وجه خدا، زوار تو؟

خارم و روییده‌ام در دامن گلذار تو

می‌کشی ناز مرا هر چند هستم عار تو

گرچه بودم با گناهم باعث آزار تو

هر چه می‌بینی بدی از من نمی‌رانی مرا

من خجالت می‌کشم اما تو می‌خوانی مرا

**

رأفتت نازم چرا از من حمایت می‌کنی؟

از جهنم در بهشت خود هدایت می‌کنی

زنده‌ام از فیض سرشار ولایت می‌کنی

همچنان از کوثر نورم سقایت می‌کنی

نه مرا می‌رانی از خود، نه شکایت می‌کنی

قاتلت گر بر درت آید، عنایت می‌کنی

این که دشمن هم بوَد چون دوست مرهون شما

عفو و جـود و بذل و احسان است در خون شما

**

کیستی تو؟ ظرف احسان خداوندی، رضا

در کرم مثل خدا بی‌مثل و مانندی رضا

من همه بی‌آبرو، تو آبرومندی رضا

تیرگی بودم به بحر نورم افکندی رضا

بس که آقایی، به رویم در نمی‌بندی رضا

هر چه گریاندم دلت را، باز می‌خندی رضا

تو رؤف اهل‌بیتی، لطف و احسان بایدت

میزبـانی و پـذیرایی ز مهمـان بایدت

**

من به زنجیر غمت عمری اسیرم یا رضا

بسته شد از خاک زوارت خمیرم یا رضا

با تولای شما دادند شیرم یا رضا

وز گنه در آستانت سر به زیرم یا رضا

بار ده تا قبر تو در بر بگیرم یا رضا

لطف کن تا گوشۀ صحنت بمیرم یا رضا

هر چه بودم هر چه هستم«میثم»کوی توام

از خجالت کـورم امـا عاشق روی تـوام



موضوع : امام رضا(ع)-ولادت، 
جمعه 1393/06/14

امام رضا(ع)-مدح و مناجات


آب و جارو می کنم با اشک این درگاه را

ای که درگاهت هوایی کرده مهر و ماه را

چشمهایی را که حیرانند پشت "لااله"

درخراسان تو می بینند "الّاالله را"

این تجلی گاه سلطان ازل ، این کوه نور

برده است از یادها الماس نادرشاه را

بازبان بی زبانی بشنو از نقّاره ها

"وال من والاه " را و "عاد من عا داه را"

ای خراسانی ترین خورشید روشن کن مرا

ما که می دانی نمی دانیم راه و چاه را

من زیارتنامه خواندم ،شعرهایم مانده است

وقت داری تا بخوانم چند دفتر آه را؟

بیت هایم خانه بردوشند مانند خودم

راستش دعبل شدن سخت است این درگاه را

می کِشی از هرطرف هر بی پناهی را به توس

بچه آهو کرده ای انگار خلق الله را

شعر من با دوستت دارم به پایان می رسد

کاش می دادی جواب این جمله ی کوتاه را



موضوع : امام رضا(ع)-مدح و مناجاتی، 
جمعه 1393/06/14

امام رضا(ع)-مناجات


آقا ! گلایه دارم از این« من » که با من است

این« من » که با من است و مرا سخت دشمن است

این« من » که با من است و ندارد خبر ز عشق

در قاب سینه اش ، دلی از جنس آهن است

خیلی بد است این کــــه نشستم کنارتــــان

امــــــا سکوت بر لب من سایه افکن است

آقا گلایه ... من مثلا شاعـــــــــرم ، ولی

کو طعم شعر ؟ روی لبم « تن تتن تن » است !

پر واضح است ، این غزلی عاشقانه نیست

این واژه ها ، تکلم یک روح الکن است

باید دوباره ضامن آهـــــوی دل شوید

منظور من برای شما خوب روشن است

شاعر نمی شوم به خدا یک غزل ، مگر

عارف شوم به نور شما ، این مُبرهن است



موضوع : امام رضا(ع)-مدح و مناجاتی، 

امام رضا(ع)-مدح و مناجات


بی تو نفس به سینه ما جان نمی شود

بی تو بهشت روضه رضوان نمی شود

اصلا تمام وسعت این گنبد کبود

گنبد طلای شاه خراسان نمی شود

ناکام آن دلی است که در طول عمر خود

یکبار در حریم تو مهمان نمی شود

ایام عمر ما ز تو برکت گرفته است

کم‌های ما که بی تو فراوان نمی شود

تو دست من بگیر و بده روزی مرا

گندم بدون لطف شما نان نمی شود

گشتم میان این همه اذکار غرق نور

ذکری به دلبری رضاجان نمی شود



موضوع : امام رضا(ع)-مدح و مناجاتی، 

امام رضا(ع)-مدح و مناجات


هر شب که ماه دیدۀ خود باز می کند

از حُسن نور تو سخن آغاز می کند

دیگر کسی به غیر تو شمس الشموس نیست

غیر از تو ذره را که فلک تاز می کند

عطر بهشت می وزد از او به لاله ها

هربلبلی که نام تو آواز می کند

در باغ عشق می شکفد غنچه های نور

وقتی صبا سخن ز تو آغاز می کند

در گلشن بهشتی تو ای بهار حُسن

«جبریل بال میزند و ناز می کند»

بر گنبد طلائی تو چون کبوتران

در هر طرف ملائکه پرواز می کند

دیگر چه حاجت است مرا بر در مسیح

تا پرتو نگاه تو اعجاز می کند

روزی که سروها همه چون بید می شوند

ما را محبت تو سرافراز می کند

این عاشق فسرده «وفائی» هنوزهم

تنها به توست درد خود ابراز می کند



موضوع : امام رضا(ع)-مدح و مناجاتی، 
پنجشنبه 1393/06/13

امام رضا(ع)-مدح و مناجات


از سر پیچ جاده راه افتاد

با صفا صاف و ساده راه افتاد

پا برهنه پیاده راه افتاد

پدر خانواده راه افتاد

از اهالی ده به رسم وفا

باخودش داشت التماس دعا

راه دور و پر از مشقت بود

كوله بارش پراز ارادت بود

گرچه هر گام او عبادت بود

آرزویش فقط زیارت بود

چقدر قطره رو به دریایند

همگی پا برهنه می آیند

راه بسیار رفته كم مانده

گریه شوق جای غم مانده

روی دوشش فقط علم مانده

دوقدم تا دم حرم مانده

فلكه آب روبروی حرم

بر مشامش رسید بوی حرم

ناگهان ایستاد، می گردد

چشم او مثل باد می گردد

با همه اعتقاد می گردد

پی باب الجواد می گردد

عشق شان نزول آن در بود

اشك اذن دخول آن در بود

دم در گفت یا امام رضا

من مریضم شفا امام رضا

سرطان مرا... امام رضا

نه فقط كربلا امام رضا

دم در بود كه مسافر شد

ساك خود وا نكرده زائر شد

چند شب بعدِ پنجره فولاد

كربلا خسته از مسیر زیاد

كفش خود را به كفشداری داد

پای شش گوشه تا رسید... افتاد

گرد و خاك حرم كه پاكش كرد

خادمی كنج صحن خاكش كرد



موضوع : امام رضا(ع)-مدح و مناجاتی، 
پنجشنبه 1393/06/13

امام رضا(ع)-مدح و ولادت


آسمان بر آن شده تا با زمین ساغر زند

مهر خندد بر مه و مه خنده بر اختر زند

عرشیان را مرغ دل سوی مدینه پر زند

حضرت روح الامین بیت الولا را در زند

بوسه بر خاک سرای موسی جعفر زند

دم ز وصف بضعۀ زهرا و پیغمبر زند

در کنار نجمه ماه مرتضی پیدا شده

یا به طور موسی کاظم رضا پیدا شده

آفرینش را به تن روح مجرّد آمده

مژده در ذیقعده از عیدی موءّید آمده

عالم خلقت به از خلد مخلّد آمده

جلوه گر حسن خدای حیّ سرمد آمده

شیر حق در کعبه یا در مکّه احمد آمده

اهل عالَم عالِم آل محمّد  آمده

کیست این استاد دانشگاه کل حق را ولی است

قبلۀ هفتم امام هشتم و سوّم علی است

این پسر مرآت حسن بی مثال داور است

این پسر هم مصطفی هم فاطمه هم حیدر است

این پسر قرآن بابا روی دست مادر است

این پسر در هفت دریای ولایت گوهر است

این رئوف اهلبیت این بضعۀ پیغمبر است

نجمه الحق یک جهان جان در جهان آورده ای

خلق عالم را امام مهربان آورده ای

ماه آمد در زمین شد آسمان پروانه اش

اختران دلداده خورشید فلک دیوانه اش

مرغ دلم در بند دام و در هوای دانه اش

ملک دین از مقدمش آباد و دل ویرانه اش

خضر در بزم ولایت تشنۀ پیمانه اش

بحر رحمت جرعه ای از جام سقّاخانه اش

غیر از این مولا که عالم ملتجی بر او شود

کس ندیده شهریاری ضامن آهو شود

آتش از بهر مُحبّ او گلستان می شود

دوزخ از فیض نگاهش باغ رضوان می شود

اشک با یاد غمش دریای غفران می شود

درد با خاک رهش بی نسخه درمان می شود

سنگ در صحنین او لعل بدخشان می شود

ریگ در دست گدایش دُرّ و مرجان می شود

گر بخواهد از دل آتش عبیر آید برون

ور دهد فرمان ز نقش پرده شیر آید برون

مهر گیرد وام از مهر رخ تابان او

مه کم از خشت طلا در گوشه ی ایوان او

آسمانها قطعه ای از سفره ی احسان او

آسمانی ها، زمینی ها، همه مهمان او

بوالحسن کنیه، علی نام و رضا عنوان او

شهریاران جهان خاک در دربان او

دوست در کویش نه تها سرفرازی می کند

دشمن ار آید از او مهمان نوازی می کند

ای جمال حضرتت آیینه ربّ جلیل

ای زبانت با خدا در گفتگو بی جبرئیل

زائر قبرت هزاران نوح و موسی و خلیل

ماه رویت مشعل انّا هدیناه السّبیل

مصطفی را بضعه و موسی ابن جعفر را سلیل

خاک کویت عطر جنّت آب جویت سلسبیل

ای تو را در آستین دست عطوفت اهلبیت

هم رضای اهلبیتی هم رئوف اهلبیت

من اگر خوارم به گلزار ولا خار توام

گر چه سربار شمایم عبد دربار توام

مستمندی دردمندی سر به دیوار توام

هم گرفتار دل استم هم گرفتار توام

یا بده جانی دگر یا جان من از تن بگیر

من تو را میخواهم از تو، تو مرا از من بگیر

کیستم من سائلی امیّدوارم یا رضا

تو گُل گلهائی و من خار خارم یا رضا

این امیدم این گناه بی شمارم یا رضا

این دل خون این دو چشم اشکبارم یا رضا

جز گنه بر درگهت چیزی ندارم یا رضا

شرمسارم شرمسارم شرمسارم یا رضا

هر چه بودم هر که هستم تو پناهم داده ای

کی جوابم می کنی اکنون که راهم داده ای

من ز دور کودکی دور شما گردیده ام

با شما از خردسالی آشنا گردیده ام

بر سر کوی تو ای مولا گدا گردیده ام

سائلی بودم که گرد این سرا گردیده ام

گر چه خم از بار سنگین خطا گردیده ام

شرمگین از اینهمه لطف و عطا گردیده ام

با شما بگذشته از آغاز شادیّ و غمم

هر که هستم خاک زوّار حریمت «میثمم»



موضوع : امام رضا(ع)-مدح و مناجاتی، امام رضا(ع)-ولادت، 


( کل صحن های حسینیه : 308 )    1   2   3   4   5   6   7   ...   


درباره حسینیه


سلام!به پایگاه فرهنگی هیات «مکتب الشهداء تهرانسر» خوش آمدید...
×××
برای ارتباط با ما می توانید از طریق آدرسmotallebi64@gmail.com اقدام فرمایید.
×××
برای شرکت در کارگاه مجازی شعر آیینی حسینیه می تونید به آدرس ذیل مراجعه کنید:
hosenih.mihanblog.com/post/3201
×××
آدرس پایگاه اطلاع رسانی هیات مکتب الشهداء-تهرانسر:
maktab-shohada.mihanblog.com

مدیر وبلاگ : شاهد
آمار زائرین حسینیه
  • زائرین امروز :
  • زائرین دیروز :
  • زائرین این ماه :
  • زائرین ماه قبل :
  • کل زائرین :
  • تعداد کل اشعار :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
نظرسنجی حسینیه
نظرتان درباره کیفیت اشعار و ساختار کتاب موبایل حسینیه رضوی92 چیست؟





پایگاه های مدح و مرثیه
لوگوها

 پایگاه تخصصی مدح و مرثیه

 پایگاه تخصصی روضه و مقتل

 پایگاه نوحه و سبک های مداحی

کتاب موبایل حسینیه-مدح و مرثیه

 پایگاه اطلاع رسانی هیات مکتب الشهداء-تهرانسر

 کارگاه مجازی شعر آیینی حسینیه

 اشعار استاد علی اکبر لطیفیان

 پایگاه شارژ فرهنگی

 قرارگاه-پایگاه فرهنگی هیئت مکتب الشهداء
پایگاه مرجع و جامع محصولات و تولیدات دفاع از دستاوردهای هسته‌ای





Powered by WebGozar