حسینیه پایگاه تخصصی مدح و مرثیه
جهت دسترسی آسان به اشعار مورد نظر از فهرست موضوعات استفاده کنید
موضوعات اشعار

السلام علیک یا امیـــرالمومنین صلوات الله علیه

فـراخوان شعر علوی

پس از عرض ادب و احترام، به اطلاع می‌رساند

به منظور جمع‌آوری مجموعه‌ای با موضوع حضرت امیـــرالمومنیـن صلوات الله علیه از دوستان عزیز و

شاعران گرامی خواهشمندیم  که آثار خود را در قالب "غـزل" و صرفاً با مضمون "مدح و حماسه و

مناجات با آن حضرت" حداکثر تا تاریخ اول اردیبهشت ۱۳۹۳ به آدرس

majid.najafi40@gmail.com

ارسال فرمایند

جهت اطلاعات بیشتر به این آدرس مراجعه نمایید:

www.sharabkhur.blogfa.com



موضوع :
دوشنبه 1393/01/18

حضرت زهرا(س)-بعد از شهادت


در اولین نمازِ غریبی بدون تو

جز اشک غم نمانده نصیبی بدون تو

دست علی پس از تو بکاری نمی رود

دیگر نمانده هیچ شکیبی بدون تو

هر لحظه خاطرات تو را می کنم مرور

جز یاد تو که نیست طبیبی بدون تو

چادر نماز دختر تو می کُشد مرا

دارد عجب صدای نجیبی بدون تو

گاهی که پیش بستر خالی نشسته است

بر دخترت کجاست مُجیبی بدون تو

کار حسینِ تو ز تسلّی گذشته است

دارد حسن نوای عجیبی بدون تو

خیز و ببین که زندگی ام سخت درهم است

سخت است امتحانِ غریبی بدون تو

تابوت هم که آینۀ دق شده مرا

حیدر شده بلا زده بی بی بدون تو

در قتلگاه زندگی آسان نمی شود

تنها رَواست شیب خضیبی بدون تو

دیوار و در به جای همه حرف می زنند

دیگر نیاز نیست خطیبی بدون تو

از عطرِ یاسِ هر سحرت مانده در حرم

تنها شمیم نالۀ سیبی بدون تو

***

از وبلاگ حاج محمود ژولیده



موضوع : حضرت زهرا(س)-شهادت، 
دوشنبه 1393/01/18

حضرت زهرا(س)-بعد از شهادت


بسیار در نبودِ پدر... زار گریه کرد

بسیار کم رمق شد و بسیار گریه کرد

خیره شدند غمزده در چشم‌های هم

در سوخت از خجالت و دیوار گریه کرد

زهرا به خواب رفت و جهانی که مانده بود-

در اضطراب و دلهره بیدار گریه کرد

آن دختری که بود عزادار مادرش

مانند مادران ِعزادار گریه کرد!

آه... آن پدر که تنها در چاه می‌گریست

در خانه نزد دخترش این‌بار گریه کرد

پیچید در کفن گل خود را و بی‌گمان

تا لحظه‌های آخر دیدار گریه کرد

زهرا نبود و... بود... که در ظهر کربلا

همراهِ گریه‌های علمدار... گریه کرد!



موضوع : حضرت زهرا(س)-شهادت، 

حضرت زهرا(س)-بعد از شهادت


قرار جان که مرا بی قرار خود کردی

نشانده ای به غم وسوگوار خود کردی

گل همیشه بهارم به فصل ماتم و غم

مرا ز گریه چو ابر بهار خود کردی

به لحظه لحظۀ هجران تو قسم که مرا

چو چشم پنجره چشم انتظار خود کردی

به زیر خاک مکان کردی ومرا از غم

ز پا فکندی و شمع مزار خود کردی

همیشه صحبت ایثار توست روی لبم

تمام عمر مرا شرمسار خود کردی

هنوز از جگرم بوی داغ می آید

چو لاله تا که مرا داغدار خود کردی

تو باغبان امیدی و بیت الحزان را

ز اشک حسرت و غم لاله زار خود کردی

فرشتگان خدا شاهدند اشکت را

چراغ روشن شب های تار خود کردی

در آتش غم ما سینۀ «وفائی» سوخت

ببین چه با دل ما از شرار خود کردی 



موضوع : حضرت زهرا(س)-شهادت، 
شنبه 1393/01/16

حضرت زهرا(س)-بعد از شهادت


دارم عذاب می کشم و آب می کشم

با چاه آه از دل بی تاب می کشم

بعد از سه ماه گونه ی مهتاب دیدنیست

دارم خجالت از رُخِ مهتاب می کشم

کِی در کنارِ خاکِ تو من خاک می شوم

کِی رَخت خویش از دل سیلاب می کشم

سلمانِ پیر زیر بغل های من گرفت

خود را به روی شانه یِ اصحاب می کشم

عکس تو مانده است به دیوار خانه ام

دستی که بسته شد روی این قاب می کشم

من هرچه می کشم همه از دست قنفذ است

داد از مغیره گوشه ی محراب می کشم

از کوچه از غلاف و در و تازیانه اش

از روسری و بستر و خوناب می کشم

دارم لباسِ سوخته ات را جمع می کنم

این میخِ لخته خون زده را آب می کشم



موضوع : حضرت زهرا(س)-شهادت، 

حضرت زهرا(س)-بعد از شهادت


خوشا خدا که تو را زیر بال و پر دارد

دلش نمی آید دست از تو بردارد

زمین عزادارت، گرچه عرش از امشب...

... تو را که دارد انگار تاج سر دارد

صدای گریه می آید ولی دلیلش چیست

که گریه ی حسنت سوز بیشتر دارد

چگونه از داغت نشکنند طفلانت

که پهلوان تو هم دست بر کمر دارد

به جای چشم  دو دریا، به جای دل  آتش

به جای آه  نفس در نفس شرر دارد

چگونه از داغت نشکنند وقتیکه

خدا در این باره چشم های تر دارد

شبیه داغ بزرگ تو هیچ داغی نیست

که مستقیم اثر بر خودِ جگر دارد

نپرس دیگر، یارای شرح دادن نیست

فقط خداست که از حال من خبر دارد

صلاح کار فقط قدردانی از یار است

هر آنکه بعد از این فرصتی اگر دارد

دلم گرفته عزیزم! برای دیدارت

علی امید به آن نازنین سحر دارد



موضوع : حضرت زهرا(س)-شهادت، 

حضرت زهرا(س)-شهادت


زهرا چو شمع سوخت و پیوسته آب شد

بعد از پدر به او ستم بی حساب شد

در بین دوستان خود از بس غریب گشت

از اشک غربتش، دل دشمن کباب شد

وقتی که دید دست علی در طناب بود

بر دور گردنش، غم عالم طناب شد

روز مدینه چون شب تاریک تیره ماند

یک لحظه تا کبود رخ آفتاب شد

واجب بود جواب چو مؤمن کند سلام

یارب چرا سلام علی بی جواب شد؟

دنیا گرفت فاطمه را از علی، علی

سوزش به سینه ماند و چهل سال آب شد

آن لحظه ای که پشت در افتاد مادرش

انگار عرش بر سر زینب خراب شد

از آن شبی که فاطمه اش در تراب خفت

بغض شکسته هم نفس بوتراب شد

مولا همیشه بود عزادار فاطمه

تا آن شبی که صورتش از خون خضاب شد

میثم! به روی تربت پنهان فاطمه

هر روز اشک دیده مهدی گلاب شد



موضوع : حضرت زهرا(س)-شهادت، 

حضرت زهرا(س)-بعد از شهادت


قلب سلاله های پیمبر ص کباب شد

آخر دعای مادرشان مستجاب شد

شمعی که بود روشن از او خانۀ علی

آخر کنار حجرۀ در بسته آب شد

ماهی که نقش پنجۀ ابر سیاه داشت

با دست بوتراب نهان در تراب شد

امشب ستارگان همه فریاد می زنند

کز داغ ماه خون جگر آفتاب شد

از یک شراره چشمۀ خورشید شد سیاه

با یک هجوم بیت ولایت خراب شد

شهر مدینه روز قیامت گواه شد

بالله به فاطمه  ستم بی حساب شد

در مجلس عزای جوان می برند گل

اینجا سرشک دیدۀ زینب گلاب شد

ای مرغ شب سلام ببر بهر فاطمه

با او بگو سلام علی بی جواب شد

«میثم» شکست پشت علی از فراغ یار

مولا ز غصّه پیر به فصل شباب شد



موضوع : حضرت زهرا(س)-شهادت، 
جمعه 1393/01/15

حضرت زهرا(س)-بعد از شهادت


چقدر سخت می گذرد روزگار بی زهرا

علی نمانده برایش قرار بی زهرا

به فکر طعنه و تزویر و دین فروشی اند

ز دست اهل مدینه فرار بی زهرا

بدون فاطمه راه کمال روشن نیست

نداشت مظهری پس کردگار بی زهرا

علی اگر چه پناه پیمبران بوده ...

گمان کنم شده در اضطرار بی زهرا

میان کوچه مغیره به غربتم خندید

تمام قلب من آتش... شرار بی زهرا

بدون فاطمه چشمم دگر نمی بیند

فضای شهر شده پر غبار بی زهرا

به عشق فاطمه هر روز خانه می رفتم

دگر ندارد علی چشم انتظار بی زهرا

***

با تشکر از شاعر گرامی برای ارسال این شعر



موضوع : حضرت زهرا(س)-شهادت، 
پنجشنبه 1393/01/14

امام زمان(عج)-مناجات آقا با مادر


ای آفتاب روشن و پرنور خلقت

وی ماسوا را معنی و منظور خلقت

یا فاطمه ای آن که تو ام الکتابی

دنیا تمامی ذرّه و تو آفتابی

ای یازده آئینه در آئینۀ تو

وی منبع نور خدائی سینۀ تو

من معنی و منظور منشور تو هستم

من آخرین آئینۀ نور تو هستم

شد نام تو ذکر لب هر روز و شامم

برتو درود من ، نثار تو سلامم

ای مادر غمگین و هجده سالۀ من

نذر تو باشد تا قیامت نالۀ من

من مهدیم ماتم نشین غربت تو

تنهای تنهایم کنار تربت تو

سیل سرشکم گر دهد امشب امانم

تنها مصیبت خوان این قبر نهانم

بغض نهان من گره شد در گلویم

بگذار تا درد دل خود را بگویم

گریم بیاد آن همه صبر تو مادر

هر شب شدم پروانۀ قبر تو مادر

صحن دل و جانم سیه پوش تو باشد

اشکم چراغ قبر خاموش تو باشد

اشک امیر المومنین اینجا چکیده

بر تربتت از اشک او لاله دمیده

من از خزان باغ تو آتش گرفتم

در شعله های داغ تو آتش گرفتم

عمری است می سوزم ز داغ و ماتم تو

آتش گرفته جانم از عمر کم تو

آنان که پهلوی تو را مادر شکستند

دستان بابای مرا پیش تو بستند

در بین دود و آتش و دیوار خانه

دشمن چرا می زد تو را با تازیانه

خون دل از غم های تو جن و ملک خورد

برگوشۀ چشمت چرا زخم فدک خورد

تو نخل ایثار ولی بازو شکسته

آسوده باش ای مادر پهلو شکسته

من وارث شمشیر تیز انتقامم

مادر دعا کن بر ظهور و بر قیامم

از بس ز داغ تو قرین آه و دردم

در هر نمازم قاتلت را لعن کردم

عهد وفائی بسته ام با دوست مادر

حکم ظهور من به دست اوست مادر



موضوع : امام زمان(عج)-مناجات فاطمیه، 
پنجشنبه 1393/01/14

حضرت زهرا(س)-بعد از شهادت-تغسیل


دو چشمش بسته اما درد دارد

یقینا بیش از این ها درد دارد

بریز آب روان بر سنگِ غُسلش

ولی آرام اسما درد دارد

***

نسیم آرامتر خوابیده بانو

مزن پروانه پر خوابیده بانو

دگر رخصت نیازی نیست جبریل

مزن دیگر به در خوابیده بانو

***

دو چشمت را به دست بسته بستم

تو را با حِق حِقی پیوسته بستم

مبادا پهلویت خونین شود باز

خودم بندِ كفن آهسته بستم

***

ندارم چاره با آهم بسازم

فقط با درد جانكاهم بسازم

ز چوبی كه نشد گهواره باشد

دو تا تابوت می خواهم بسازم



موضوع : حضرت زهرا(س)-شهادت، 
پنجشنبه 1393/01/14

حضرت زهرا(س)-تغسیل


اسماء بریز آب که قلبم مذاب شد

این مرد از خجالت این چهره آب شد

اسماء بریز آب که آتش گرفته ام

دیدی چگونه خانه من هم خراب شد

 

من چند بار شسته ام و هم نیامد

خونت هنوز می چکد از زخم تازه ات

این سنگ غسل شاهد پهلوی سرخ توست

ای خاک بر سرم چه کنم با جنازه ات

 

دریاب حال کودکانِ خودت را ببینشان

با گریه آستین سر دندان گرفته اند

حالا كه وقت بردن تابوت مادر است

از من نشان خانه ی سلمان گرفته اند

 

حالا عزای کندن قبر گرفته ام

حالا برای بردن تابوت مانده ام

این جای تیغ کیست که بر بازوی تواست

این نقش دست کیست که مبهوت مانده ام

 

آه ای غرور من پس از این وقت تسلیت

لبخندها به دیدن یار و تو می رسند

برخیز ذوالفقار نبرد مرا ببند

فردا برای نبش مزار تو می رسند

 

باید که چند قبر برایت درست کرد

باید مرا به جای تو در قبر جا دهند

دست پدر رسید تو را گیرد از علی

شاید که زخم آتش در را شفا دهند



موضوع : حضرت زهرا(س)-شهادت، 
پنجشنبه 1393/01/14

حضرت زهرا(س)-شهادت-شام غریبان


گل من چون تو را در گل بپوشم ؟!!!

ز هجران تو خــــــون دل بنوشم ؟!!!

در ایـــــــام جوانی قسمتم شد ...

که تــــابوت تو را گیرم به دوشم !...

***

دعایی زیر لب دارم شبانه ...

تو آمین گوی ای ماه یگانه !

الهی هیچ مظلومی نبیند ...

عزیزش را به زیر تـــــازیانه !!!

***

بیا با هم نمــــاز شب بخوانیم ...

دعای دل به تاب و تب بخوانیم ...

کتاب قصّه ی غم های خود را ...

نهــان از دیده ی زینب بخوانیم !!!...

***

به خاک افتاده جسم اطهرش بود ...

به روی دامـــــــن فضّه سرش بود ...

میـــــــان آن همه رنج و غم و درد ...

به فکر غصّه هـــای شوهرش بود !

***

غمت برده ز دل تاب و توانم

تو رفتی من چرا بـاید بمانم !

گلویم آنچنـان از گریه بسته ...

که نتوان بهر تو قرآن بخوانم !!!

***

چرا بــال و پر مـا را شکستی ؟

نهــــال بی بر مـا را شکستی

الهـی بشکند قنفذ دو دستت

که دست مادر ما را شکستی ...!!!

***

نگاه نــــــور عینت آتشــــــم زد

تمــــــاشای حسینت آتشم زد

تنت را در کفن پیچیدم آن شب

سکــــوت زینبینت آتشــــــم زد

***

فلک دیدی چه خاکی بر سرم کرد ؟!!!

به طفلی رخت مــــاتم در برم کرد !

الهـــــــــــی بشکند دست مغیره ...

که در این آستــــان بی مادرم کرد !!!



موضوع : حضرت زهرا(س)-شهادت، 
پنجشنبه 1393/01/14

حضرت زهرا(س)-امیرالمومنین(ع)-بعد از شهادت بی بی


کس نداند خبر از درد نهان من و تو

آنچه بگذشت در این بین میان من و تو

«آن زمانی که زمان یاد ندارد چه زمان»

آن زمانی که فقط بود زمان من و تو

نه زمین بود، نه خورشید، نه آدم، حوا

آسمان بود و خدا بود و نشان من و تو

تا خدا در صدد ساختن آدم گشت

خلقتش را نفسی داد ز جان من و تو

همه ی عالم و آدم، همه از روز ازل

می نشستند سر سفره ی نان من و نو

بانیِ خلقتشانیم و همین آدم ها

چند روزی است بریدند امان من و تو

یاد داری که در این شهر در این خانه ی عشق

شادی هر دو جهان بود از آن من و تو

سرخی چشم غروب است که خون می بارد

آسمان نیز شده دل نگران من و تو

گوشه ی خانه مزار من افسرده شده

دست تقدیر شده فاتحه خوان من و تو

دست تقدیر مگو پنجه ی یک گرگ صفت

که چنین فاصله انداخت میان من و تو



موضوع : حضرت زهرا(س)-شهادت، 
پنجشنبه 1393/01/14

حضرت زهرا(س)-بعد از شهادت


گل پاییزی من برگ خزانت شده ام

خیز از خاک و ببین فاتحه خوانت شده ام

از سر صبح یتیمان همه به دنبال تواند

آه شرمنده از این گریه کنانت شده ام

رفتی و بعد خود انگشت نمایم کردی

بعد تو بی کس و بی تاب و توانت شده ام

سر شب خواست حسینت که بخوابد اما

گفت دلتنگِ کمی لقمه ی نانت شده ام

چادرت بر سر زینب چقدر می آید

حال با دختر تو فاتحه خوانت شده ام

مشتی از خاک به روی سر خود می ریزم

مُردم و آب از این بار امانت شده ام

در افتاده و دیوار سیاه و خونت

همه جا هست و پریشان نشانت شده ام



موضوع : حضرت زهرا(س)-شهادت، 
پنجشنبه 1393/01/14

حضرت زهرا(س)-تشییع و تدفین


مولا ز فراق خونجگر بود

از هر شبِ خود غریب تر بود

تابوتِ حبیبه اش به دوشش

خاموش و بر آسمان خروشش

شب سوخت به اشکِ بی صدایش

تابوت گریست از برایش

میبُرد کتابِ غربتش را

میدید ز دور، تربتش را

میسوخت به یادِ آن شهیده

میرفت به قامتِ خمیده

دنبالِ جنازه با دلی چاک

هر چندقدم فتاد بر خاک

یک دست به سویِ حَیِّ مَنّان

دستِ دگرش به دوشِ سلمان

مقداد بر او نظاره میکرد

تقدیم غمش ستاره میکرد

میریخت سرشک بر عُذارش

میکرد نگه به قبر یارش

کای قبر، امیدِ حیدر است این

پاکیزه گُلِ پیمبر است این

جانانِ من است این تن پاک

آرام به بر بگیرش ای خاک

او صَدْمه یِ بیشمار دیده

او در پسِ در فشار دیده

اکنون که تو گشته ای مزارش

ای قبر دگر نده فشارش

اُمّیدِ دلِ مرا، زمانه

بگرفت زمن به تازیانه

این است شهیده ی ولایت

خونِ کفنش کند روایت

دستش به غلافِ تیغِ دشمن

گردید جدا ز دامنِ من

پس چشم ز جان خویشتن بست

بگرفت جنازه را سَرِ دست

جان بر سر دست خود نهاده

تنها و غریب ایستاده

دیدند برای اوّلین بار

لرزید علی در آن شب تار

کس نیست جنازه را بگیرد

ای وای اگر علی بمیرد

ناگه دل شب در آن بیابان

از قبر، دو دست شد نمایان

کای مظهر اقتدار و غیرت

وی رفته فرو به بحر حیرت

من صاحب این امانت هستم

بسپار گل مرا به دستم

آن شب که چو گُل ز هم شکفتی

زهرای مرا ز من گرفتی

بر دست تو دست او نهادم

کی یاس کبود بر تو دادم؟!

دردا که گلم پر از نشانه است

نیلوفرِ دست تازیانه است



موضوع : حضرت زهرا(س)-شهادت، 
پنجشنبه 1393/01/14

حضرت زهرا(س)-حمله به بیت ولایت


شعله بالا گرفت اما ... میخ

با خجالت نشست از پا ...میخ

ناگهان ضربه ای به در خورد و...

سربرون کرد بی هوا تا میخ...

صاعقه بود و بر چمن می خورد

خورد می کرد استخوان را میخ

علت قتل مادر ما چیست..؟

ضربه های غلاف ها یا ... میخ

**

دختری گیسویش پریشان شد

گفت : بابا! ...شراره  بابا!...میخ



موضوع : حضرت زهرا(س)-شهادت، 
پنجشنبه 1393/01/14

حضرت زهرا(س)-شام غریبان


فلک دیدی چه خاکی بر سرم کرد؟

به طفلی رخت ماتم در برم کرد

الهی بشکند دست مغیره

که در این آستان بی مادرم کرد

گُل من چون تو را در گِل بپوشم

زهجران تو خون دل بنوشم

در ایام جوانی قسمتم شد

که تابوت تو را گیرم بدوشم

دعائی زیر لب دارم شبانه

تو آمین گوی ای ماه یگانه

الهی هیچ مظلومی نبیند

عزیزش را به زیر تازیانه

بیا با هم نماز شب بخوانیم

دعای دل بتاب و تب بخوانیم

کتاب قِصّه ی غم های خود را

نهان از دیده ی زینب بخوانیم

به خاک افتاده جسم اطهرش بود

به روی دامن فضّه سرش بود

میان آن همه رنج و غم و درد

به فکر غصّه های شوهرش بود

همه عهد خدا بشکسته بودند

علیه ما بهم پیوسته بودند

از آن، در خانه ام از پا فتادم

که دست شوهرم را بسته بودند

شرار دل به گردونم بریزد

به دامن اشک گلگونم بریزد

پس از مرگ تو چشمم مانده در راه

که قاتل آید و خونم بریزد

پس از تو همچنان مرغ اسیرم

که هم از لانه هم از دانه سیرم

به جان باغبان ای گل دعا کن

که امشب در قفس تنها بمیرم

غمت برده زدل تاب و توانم

تو رفتی من چرا باید بمانم

گلویم آنچنان از گریه بسته

که نتوان بهر تو قرآن بخوانم



موضوع : حضرت زهرا(س)-شهادت، 
پنجشنبه 1393/01/14

حضرت زهرا(س)-تغسیل


زمان بغض و غسل و پیرهن بود

چراغ اشک نور انجمن بود

طلب می‌کرد حیدر آن کفن را

کفن در دست طفل بی‌کفن بود



موضوع : حضرت زهرا(س)-شهادت، 
پنجشنبه 1393/01/14

حضرت زهرا(س)-تدفین


ای زمین این روح و ریحان علی است

این تمام هستی و جان علی است

ای زمین این گل که در تو شد نهان

راز دار درد پنهان علی است

ای زمین این مه که گردیده خموش

در شب غم ماه تابان علی است

ای زمین این مصحف ایثار و عشق

سورۀ کوثر به قرآن علی است

ای زمین همراه با تو آسمان

شاهد شام غریبان علی است

ای زمین با من تو هرشب گریه کن

قبر زهرا بیت الاحزان علی است

ای زمین این خفته در آغوش تو

با خبر از  قلب سوزان علی است

ای زمین خود میزبانی کن از او

کز فراقش غصه مهمان علی است

ای زمین با او مدارا کن که او

در دو دنیا نور چشمان علی است

ای زمین اینجا اگر پر لاله است

حاصلی از چشم گریان علی است

ای زمین زین درد، خاک این مزار

با «وفائی» مرثیه خوان علی است



موضوع : حضرت زهرا(س)-شهادت، 
پنجشنبه 1393/01/14

حضرت زهرا(س)-بعد از شهادت


همینکه نیستی اصلا برای من مرگ است

ز داغ تو پر زخمم دوای من مرگ است

غریب بودم؛ از این پس غریب تر شده ام

پس از تو همنفس آشنای من مرگ است

کدام زندگی؟! این خانه بی تو قبر شده

حیات، بر من و بر بچه های من مرگ است

تو ذره ذره شدی آب و من نفهمیدم

که در سکوت تو ای همصدای من مرگ است

شبیه چشم کبود تو اشک می ریزم

شبیه دست شکسته دعای من مرگ است

شبی که بند کفن را گره زدم گفتم

پس از تو فاطمه عقده گشای من مرگ است

پس از شکستن پهلوی تو کنار علی

چگونه زنده بمانم سزای من مرگ است

در آن لگد که به در خورد، فاش می دیدم

کسی که خیمه زده بر سرای من مرگ است

به جای خالی تو بین خانه می نگرم...

همین که نیستی اصلا برای من مرگ است



موضوع : حضرت زهرا(س)-شهادت، 

حضرت زهرا(س)-تغسیل


بلبل ز آشیانه ی خود دست می کشید

گل بر سر جوانه ی خود دست می کشید

چون ابر کز تمام خودش دست شسته بود

از اشک دانه دانه ی خود دست می کشید

حس کرد عمق کاری زخم غلاف را

وقتی که روی شانه ی خود دست می کشید

با مسح سر برای وضوی جبیره اش

بر جای تازیانه ی خود دست می کشید

این آخرین سلام نمازش فقط نبود

از آخرین بهانه ی خود دست می کشید



موضوع : حضرت زهرا(س)-شهادت، 
پنجشنبه 1393/01/14

حضرت زهرا(س)-بعد از شهادت-شام غریبان


دارد نشانـه از حـرم بـی نشانه ات

تشییع مخفیانـه و دفـن شبانـه ات

باب تو باب وحی در رحمت خداست

چون شد که قتلگاه تـو شد آستانه ات

نه در اُحد، نه در دل صحرا، نه در بقیع

حتی تو حق گریه نـداری به خانه ات

از خیمه هـای سوختـۀ کربـلا گذشت

آن آتشـی کـه سبـز شد از آشیانه ات

در پیش چشم فاتح بـدر و احد زدند

گه بـا غلاف تیغ و گهـی تازیانـه ات

حق داشتی خمیده شوی چون هلال ماه

ای کوه غصه های علـی روی شانـه ات

صد بار جان فشاندی و در یاری علی

دیدنـد بـاز جانـب مسجــد، روانه ات

ای حامی علی که گمان داشت شوهرت

با دست خـویش دفـن کنـد مخفیانه ات

وقتی که دست خصم به رویت بلند شد

افتــاد لــرزه بـر بدن نازدانه ات

میثم سراغ قبر تو را می‌گرفت و دید

در قلب او بود حرم بی‌نشانه‌ات



موضوع : حضرت زهرا(س)-شهادت، 
پنجشنبه 1393/01/14

حضرت زهرا(س)-تدفین و ماجرای سیلی دومی به مقداد


شب بود و چشم خفتگان در خواب خوش بود

بیدار مردی اشک چشمش آب خوش بود

در بی کسی تنها گلش را داده از دست

نخل و نهال نارسش را داده از دست

در خاک پنهان کرده خونین لاله‌اش را

آزرده جسم یار هجده ساله‌اش را

اشکش به رخ چون انجم از افلاک می‌ریخت

بر پیکر تنها امیدش خاک می‌ریخت

در ظلمت شب بی صدا چون شمع می‌سوخت

تنهای تنهای بی خبر از جمع می‌سوخت

گویی که مرگ یار را باور نمی‌داشت

از خاک قبر همسرش سر بر نمی‌داشت

می‌خواست کم کم گم شود در آسمان ماه

چون عمر یارش عمر شب را دید کوتاه

بوسید در دریای اشک دیده گل را

برداشت صورت از زمین بگذاشت دل را

بگذاشت جانش را در آن صحرا شبانه

با پیکری بیجان روان شد سوی خانه

آن خانه ای که دود آهش بُد سیه پوش

در آن چراغ عمر یارش گشته خاموش

آنجا که خاکش را بخون آغشته بودند

هم آرزو هم شادیش را کشته بودند

آنجا که جز غم های دنیا را نمی‌دید

در هر طرف می‌گشت زهرا را نمی‌دید

خورشید کم کم جلوه گر می‌شد به افلاک

آن تیره کوکب آفتابش بود در خاک

صبح آمد و شب خفتگان جستند از جا

آماده بعد از دفن بر تشییع زهرا

در بین ره مقداد آن پیر جوانمرد

چونان علی در غیرت و مردانگی مرد

مردی که مردان جهان را مردی آموخت

پیری که از استاد خود شاگردی آموخت

فریاد زد کی چشم دلهاتان همی کور

در ظلمت شب دفن شد آن آیت نور

او بود از جمع شما بیزار بیزار

او دید از خیل شما آزار آزار

ثانی دوباره زخم مولا را نمک زد

مقداد را چون بانویش زهرا کتک زد

خون بر دل زار امیرالمؤمنین شد

زیرا غلام پیر او نقش زمین شد

برخاست مقداد از زمین با چشم خونبار

بنهاد سیلی خورده صورت را بدیوار

سیل سرشکش گشت جاری از دو دیده

فریاد زد کای خصم زهرای شهیده

امروز اگر من سیلی از دست تو خوردم

از بانوی مظلومه ی خود ارث بردم

با همچو من پیر ضعیفی در نبردی

گویا نمی‌دانی تو با زهرا چه کردی

دوش آن تن آزرده را مولا چو برداشت

با جان خود مخفی درون خاک بگذاشت

خون دلش با اشک چشمش در هم آمیخت

از پهلوی زهرای او خونابه می‌ریخت

غم نیست گر مقداد تنها را زدی تو

پیش علی در کوچه زهرا را زدی تو

دوش آن تن رنجیده را مولا چو برداشت

چون جان خود تنها درون خاک بگذاشت

خون دلش با اشک چشمش در هم آمیخت

کز پهلوی زهرای او خونابه می‌ریخت



موضوع : حضرت زهرا(س)-شهادت، 
پنجشنبه 1393/01/14

حضرت زهرا(س)-بعد از شهادت


ای مسجد النبی گل نیلوفرت چه شد؟

یاس کبود سوخته ی پرپرت چه شد؟

ماه غروب کرده ی پیش از غروب عمر

خورشید اوفتاده به پشت درت چه شد؟

ای آستان وحی ، که آتش زده تو را؟

ای باب جبرئیل ، امین کوثرت چه شد؟

ای مادر حسین  و حسن  تربتت کجاست؟

ای بحر عصمت نبوی گوهرت چه شد؟

ای میر بدر و صف شکن خیبر و اُحد

با من بگو شهیده ی بی سنگرت چه شد؟

ای همسر رسول خدا  از علی  بپرس

داماد داغدیده ی من، همسرت چه شد؟

با من بگو مدینه در آن کوچه های تنگ

با حسن آفتاب خدا منظرت چه شد؟

ماهی که خاک ریخت علی روی آن کجاست؟

خورشید روی سینه ی پیغمبرت چه شد؟

«میثم» به سان شمع بسوز و سپس بپرس

پروانه ی همیشه ی مولا، پرت چه شد؟



موضوع : حضرت زهرا(س)-شهادت، 

حضرت زهرا(س)-بعد از شهادت


می رسد هر شب صدای گریه از

زیر سقف و سرپناهی سوخته

ماه را می بینم و حالم وخیم

می شود با یاد ماهی سوخته

بعد تو هر شب نسیمی خسته ام

می چِکم در عمق چاهی سوخته

بعد تو هر روز زانو در بغل

خیره می مانم به راهی سوخته

رفتی و از تو برایم یادگار

مانده یک چادر سیاهی سوخته

می وزد در خانه ام عطر پرِ

مرغ عشق بی گناهی سوخته

میخ دارد خودنمایی می کند

در میان قتلگاهی سوخته

ای ملیکه! پادشاهت آمده

در دل شب با سپاهی سوخته

رفتی و باور کن از عمر علی

مانده یک چندین صباحی سوخته



موضوع : حضرت زهرا(س)-شهادت، 
پنجشنبه 1393/01/14

حضرت زهرا(س)-بعد از شهادت


تمام شمع وجود تو آب شد مادر

دعای نیمه شبت مستجاب شد مادر

گل وجود تو پرپر شد و به خاک افتاد

بهشت آرزوی ما خراب شد مادر

به جای شمع که سوزد به قبر پنهانت

علی کنار مزار تو آب شد مادر

میان آن همه دشمن که می زدند تو را

دلم به غربت بابا کباب شد مادر

حمایت از پدرم را گناه دانستند

که کشتن تو در امت ثواب شد مادر

به محفلی که علی بر تو مخفیانه گرفت

سرشک دیدۀ زینب گلاب شد مادر

به یاد ناله مظلومیت دلم سوزد

که چون سلام پدر بی جواب شد مادر

نشان غصب فدک ماند تا به ماه رخت

گرفته نیمه ای از آفتاب شد مادر

علی بیاد جوانیت پیر گشت چو دید

خمیده سرو قدت در شباب شد مادر

عنایتی صف یوم الحساب «میثم» را

که خسته از گنه بی حساب  شد مادر



موضوع : حضرت زهرا(س)-شهادت، 
پنجشنبه 1393/01/14

حضرت زهرا(س)-شهادت


ای که سوز ناله ات خون در دل افلاک کرد

سینۀ خورشید را آه تو آتشناک کرد

نیمۀ شب ها دعای تو درآن هجده بهار

با ملائک تا سحرگه سیر در افلاک کرد

گرچه از گرد گنه آئینۀ دل تیره شد

می شود با گریه بر تو لوح دل را پاک کرد

در بهشت آرزو چون غنچه از هم وا شود

هرکه در بزم عزای تو گریبان چاک کرد

ابر رحمت دامنش را پاک سازد از گناه

هرکه اینجا فیض اشک و آه را ادراک کرد

یاد عمر کوته تو ای گل نیلوفری

سینه را درخون نشاند و دیده را نمناک کرد

در دل شب چون علی جسم تو را مدفون نمود

همره جسم تو جان خویش را در خاک کرد

با غمی جانکاه می گوید وفائی غیر تو

کوه غم های علی را کس کجا ادراک کرد



موضوع : حضرت زهرا(س)-شهادت، 
پنجشنبه 1393/01/14

حضرت زهرا(س)-تغسیل و تکفین


ز غُصه گشته تمام وجود من فریاد

وصیت تو ندایم دهد، مزن فریاد

چگونه آب بریزم بر این بدن که زند

به یاد جسم کبود تو پیرهن فریاد

سزد که سر ببرم شب به دامن صحرا

درون چاه زنم یاد این بدن فریاد

کفن چگونه بپوشم تو را که می ترسم

به زخم پهلویت امشب زند کفن فریاد

به لحظه ای که زدی ناله پشت در سوگند

نکرده حبس به سینه کسی چو من فریاد

هزار سال دگر اشکم ار به خاک افتد

به جای سبزه برآید ز هر چمن فریاد

هزار مرتبه جان دادم آن زمان که زدی

به مرگ محسن مظلوم خویشتن فریاد

چه شد به کوچه که هرجا مغیره را بیند

براید از دل پر غُصّه ی حسن فریاد

منم غریب به حقّ خدا که نتوانم

زنم به یاد غم یار، در وطن فریاد

همیشه یاد تو آرام ، سوزم و سازم

چنان که شمع ندارد به سوختن فریاد

کنون که حبس شده ناله ی علی در دل

سزد که بر لب (میثم) شود سخن فریاد



موضوع : حضرت زهرا(س)-شهادت، 
پنجشنبه 1393/01/14

حضرت زهرا(س)-تغسیل


ای گل یاسم که در گلزار پرپر گشته ای

در جوانی باعث پیری حیدر  گشته ای

در همین آغاز غسلت از نفس افتاده ام

مثل یک باغ بنفشه رنگ و رو برگشته ای

آب می ریزم ولی خون می چکد از پهلویت

با علی  هرگز نگفتی از چه مضطر گشته ای

زخمهایت شرح یک لحظه به پشت در که نیست

گوییا از غزوه ی بدر و احد برگشته ای

زخمهایت از نود زخم تن من بدتر است

تازه با یک زخم خود با من برابر گشته ای

ای ودیعه رفتی از دستم خجالت میکشم

اینچنین مهمان چشمان پیمبر  گشته ای

با لحد چیدن بساط عمر من برچیده شد

کوثر من قاتل ساقی کوثر گشته ای



موضوع : حضرت زهرا(س)-شهادت، 
پنجشنبه 1393/01/14

حضرت زهرا(س)-بعد از شهادت


ای روی دلفروز تو شمع شبانه ام

شد بی فروغِ روی تو تاریک خانه ام

ای آرزوی گمشده زهرا، کجاستی؟

تا بنگری فغان و نوای شبانه ام

ای بِنت سید قُرشی، در فراق تو

از دل هزار تیر بلا را نشانه ام

بعد از تو خیر نیست به قاموس زندگی

ترسم که طول عمر شود در زمانه ام

در تنگنای تن شده محبوس روح من

ایکاش مرغ جان بپرد زآشیانه ام

زهرا تو رفتی از غم محنت رها شدی

من بی تو چون پرنده ی گم کرده لانه ام

بعد از تو درد دل به که گویم که همچو تو

باشد شریک درد دل محرمانه ام

پروانه وار بال و پَرم سوخت العجب

کس باخبر نشد ز شرار زبانه ام

زهرا چرا جواب علی را نمی دهی؟

ای باخبر ز سوز دل عاشقانه ام

اندر حیات عاریه، شرمنده ام ز تو

تا دیده ام فتد به، در، و آستانه ام

بر حقّ خود دهم قَسَمت بگذر از علی

بس جور روزگار کشیدی به خانه ام

از تازیانه ساعد سیمین تو شکست

دلخسته من هنوز از آن تازیانه ام

از بهر گریه در غم هجران تو بس است

رنگ پریده ی حسنینت بهانه ام

گَه بر سر مزار تو آیم به خانه، گَه

بهر تسلّی دل زینب روانه ام

جز دانه های اشک تر و لخته های دل

بر مرغکان تو نبوَد آب و دانه ام 



موضوع : حضرت زهرا(س)-شهادت، 


( کل صحن های حسینیه : 289 )    1   2   3   4   5   6   7   ...   


درباره حسینیه


سلام!به پایگاه فرهنگی هیات «مکتب الشهداء تهرانسر» خوش آمدید...
×××
برای ارتباط با ما می توانید از طریق آدرسmotallebi64@gmail.com اقدام فرمایید.
×××
برای شرکت در کارگاه مجازی شعر آیینی حسینیه می تونید به آدرس ذیل مراجعه کنید:
hosenih.mihanblog.com/post/3201
×××
آدرس پایگاه اطلاع رسانی هیات مکتب الشهداء-تهرانسر:
maktab-shohada.mihanblog.com

مدیر وبلاگ : شاهد
آمار زائرین حسینیه
  • زائرین امروز :
  • زائرین دیروز :
  • زائرین این ماه :
  • زائرین ماه قبل :
  • کل زائرین :
  • تعداد کل اشعار :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
نظرسنجی حسینیه
نظرتان درباره کیفیت اشعار و ساختار کتاب موبایل حسینیه رضوی92 چیست؟





پایگاه های مدح و مرثیه
لوگوها

 پایگاه تخصصی مدح و مرثیه

 پایگاه تخصصی روضه و مقتل

 پایگاه نوحه و سبک های مداحی

کتاب موبایل حسینیه-مدح و مرثیه

 پایگاه اطلاع رسانی هیات مکتب الشهداء-تهرانسر

 کارگاه مجازی شعر آیینی حسینیه

 اشعار استاد علی اکبر لطیفیان

 پایگاه شارژ فرهنگی

 قرارگاه-پایگاه فرهنگی هیئت مکتب الشهداء





Powered by WebGozar