حسینیه پایگاه تخصصی مدح و مرثیه
جهت دسترسی آسان به اشعار مورد نظر از فهرست موضوعات استفاده کنید
موضوعات اشعار

بسم رب الحسین(ع)

این دشـت با ارادهٔ زینـب اداره شـد

در دست جبر اوست همه اختیارها

جهت دسترسی آسان تر به اشعار مناسبت های این ایام از لینک های زیر استفاده نمایید:


                    

                     
 
                    

                    

                    


برای استفاده از نوحه ها و مقاتل این ایام  از لینک های زیر استفاده نمایید:


      


موضوع : پایگاه تخصصی مدح و مرثیه، 

امام حسین(ع)-اربعین


باز بهشت کربلا عرصۀ محشر آمده

از دل نینواییان نالۀ دلبر آمده

ای دل زار عاشقان رو بدیار عاشقان

بین به مزار عاشقان عاشق دیگر آمده

بلبل مست زار را راهی کوی یار را

جابر بی قرار را ناله ز دل بر آمده

آه کشیده دمبدم ناله زده قدم قدم

تا به کنار تربت سبط پیمبر آمده

سر زده صبح اربعین در غم لاله های دین

گلبن سرخ کربلا صحنۀ محشر آمده

ساقی آل فاطمه بگو به تشنه گان همه

که در کنار علقمه ساقی کوثر آمده

حسین در یم بلا زند به عاشقان صلا

که در کنار قتلگه دوباره مادر آمده

رسیده زینب از سفر به شانه پرچم ظفر

چنانکه مرتضی علی ز فتح خیبر آمده

گر چه از او در این سفر سنگ عدو شکسته سر

از همه سر فرازتر سوی برادر آمده

سفید گشته موی او قسم به آبروی او

که روز بر عدوی او ز شب سیه تر آمده

اوست عقیلة العرب روز یزید کرده شب

الا حسین تشنه لب خیز که خواهر آمده

دلا بنال همچو نی بسوز مثل شمع هی

که از کنار بزم نی، عصمت داور آمده

اشگ روانه از بصر داغ دوباره بر جگر

بهر گزارش سفر دختر حیدر آمده

خون ز دو دیده اش روان مثل چراغ کاروان

سوخته تا کنار آن قبر مطهّر آمده

به قامتش نشانه ها ز نقش تازیانه ها

کبود تن، سفید مو، سیاه معجر آمده

سکینه گریه در گلو لطمه زند به ماه رو

مگر عیان به چشم او شمر ستمگر آمده

رباب با سکینه اش دسته گل مدینه اش

خون جگر به سینه اش سراغ اصغر آمده

رها شوید ناله ها گریه کنید لاله ها

که باغبان به دیدن غنچۀ پرپر آمده

صبا به لاله های دین بگو که روز اربعین

سکینه بر زیارت علیّ اکبر آمده

امام و پیر ساجدین باسر شهریار دین

اشک فشان به دیدن پیکر بی سر آمده

سلام تو سلام من بر آن شهید بی کفن

که پیکرش چو پیرهن ز تیر و خنجر آمده

سلامی از عدد فزون بر آن شهید غرقه خون

که هم کلام خواهر از بریده حنجر آمده

سلام گرم «میثمش» به قطره قطرۀ دمش

که مکتب محرّمش شهید پرور آمده



موضوع : اربعین، 

حضرت زینب(س)-اربعین


باز سراپا چو شمع سوخته ی محفلم

اشک، شده خون دل آب شده حاصلم

آتش سوز درون کرده زخود غافلم

زیارت اربعین گشته دعای دلم

هر نفسم در درون گشته صدای جرس

هر سخنم بر زبان نام حسین است و بس

بغض گلو گیر من آه مرا سلسله است

هر نفسم در درون ناله و صد سلسله است

قصه ی سوز درون فزون تر از حوصله است

طایر جان مرغ دل همره یک قافله است

قافله ای قد کمان قافله ای سرفراز

قافله ای سخت کوش قافله ای پاک باز

بعد چهل شب فراق صبح وصال آمده

هلال گم کرده ای مثل هلال آمده

فاطمه ی دوّم احمد و آل آمده

شیر زن کربلا با چه جلال آمده

عصمت صغری ست این دختر زهراست این

خطابه خوان حسین زینب کبری ست این

جابر دل سوخته جگر نوش کن

یار در آغوش توست خویش فراموش کن

آتش فریاد را به اشگ خاموش کن

از گلوی چاک چاک می شنوم گوش کن

یوسف زهرا دهد از دل خاک این پیام

ای همه ی فاطمه زینب کبری سلام

یاس کبود حسین خوش آمدی زینبم

بود و نبود حسین خوش آمدی زینبم

گفت و شنود حسین خوش آمدی زینبم

بر تو درود حسین خوش آمدی زینبم

چه ها کشیدی بگو هر آنچه دیدی بگو

سرو قد فاطمه چرا خمیدی بگو

تویی که خون مرا پیام آور شدی

تویی که بعد از حسین، حسین دیگر شدی

چرا کبود این چنین زپای تا سر شدی

چقدر ای خواهرم شبیه مادر شدی

تو روز حفظ امام فاطمه ی دیگری

تو یک زن استی ولی حسین را لشکری

تو در کمال و جلال فاطمه ی کاملی

تو با سر پاک من چراغ هر محفلی

تو بین هفتاد سر خطیب چل منزلی

کوکب اقبال من ستاره ی محملی

به موج موج بلا زیارتت کرده ام

میان طشت طلا زیارتت کرده ام

هنوز از خطبه ات به گوش من زمزمه است

هنوز فریاد تو شرار قلب همه است

هنوز گفتار تو چو آیت محکمه است

هنوز در نطق تو معجزه ی فاطمه است

زین اخ و زین امّ زین ابی خواهرم

تا که من استم حسین تو زینبی خواهرم

تو در صف کربلا سلاله ای داشتی

تو هر نفس آیت جلاله ای داشتی

تو شمع و پروانه ای، تو لاله ای داشتی

تو همره قافله سه ساله ای داشتی

تو کوه اندوه را زجای برداشتی

چرا سفیر مرا به شام بگذاشتی

تو کاخ بیداد را به خطبه لرزانده ای

تو بر تن و جان خصم شراره افشانده ای

تو محور عشق را به صبر گردانده ای

تو کنج ویرانه ها نماز شب خوانده ای

جهاد مرهون توست شهید مدیون توست

خدا به تو مفتخر حسین ممنون توست

بقای نورالهدی به زینب است و حسین

بقای دین خدا به زینب است و حسین

توسل انبیا به زینب است و حسین

تکامل کربلا به زینب است و حسین

زینب و صبر و رضا حسین و خون و قیام

به هر دو بادا درود به هر دو بادا سلام



موضوع : اربعین، 

حضرت زینب(س)-اربعین


برغم زینب کبری همگی گریه کنید

اربعین گشته وحالا همگی گریه کنید

ناله زد حضرت زهرا همگی گریه کنید

بهر این روضه عظمی همگی گریه کنید

تاابد دیده من بهر غمت گریان است

عالم هستی منهای حسین زندان است

به خدا هیچ غمی مثل غم دلبر نیست

غیر دیدار برادر طلب خواهر نیست

ماتم پر محنی همچو غم معجر نیست

بدنش روی زمین بود ولیکن سر نیست

از غم توبه خدا چشم پر از نم داریم

زیر لب زمزمه و شور دمادم داریم

کاروان باز سوی کرببلا آمده است

همه دلخوشی خون خدا آمده است

زینب از این سفر پر ز بلا آمده است

بعد چل روز کنار شهدا آمده است

نوحه خوان زینب و طفلان همگی گریانند

روضه باز برای شهدا می‌خوانند

یک نفر بر سر قبر علی اکبر می‌رفت

مادری نیز به قبر علی اصغر می رفت

دختری هم به سوی ساقی لشکر می‌رفت

خواهری ناله کنان نزد برادر می‌رفت

دختری بر سرقبر عمویش جان داده

خواهری یاد غم روز دهم افتاده

یاد آن روز که سرها ز بدن گشت جدا

رفت انگشت و انگشتری خون خدا

یاد آن روز که غارت شد همه معجرها

وبه چشمان خودش دید در آنجا زهرا

لعنتی‌ها چه فجیعانه جسارت کردند

تو دعا کردی و نیزه به دهانت کردند

همه جا تیره شد و نیزه به ارباب زدند

سنگ بر چهره آن گهر نایاب زدند

با عصا بر بدن و پیکر بی تاب زدند

هرچه می‌گفت حسین ابن علی آب، زدند

خواهری گفت برادر به فدای بدنت

چه بلایی سرت آمد چه شده پیرهنت



موضوع : اربعین، 

حضرت زینب(س)-اربعین


حسینیان دوباره غم به سینه ها شرر زند

حدیث غربت و الم به ما سوا شرر زند

نوای بنت مرتضی به کربلا شرر زند

امان ز ناله ای که بر دل خدا شرر زند

به قبله گاه عرشیان پیمبر وفا رسد

و یا امام صابران به دشت کربلا رسد

نماز سوی قبله ی شهادت آمده دگر

سفیر حق به مبداء ولایت آمده دگر

به کربلا محافظ رسالت آمده دگر

منادی حقیقت از اسارت آمده دگر

پرستوی حریم حق شکسته بال و پر شده

خدا ز غصه های او حزین و خونجگر شده

فرات ، بی صدا سر از خجالتش فرو برد

سرشک دانه دانه اش ز آب آبرو برد

دریغ زینب آبی از فرات بر گلو برد

اگر دعا کند زمین فرات را فرو برد

به آب نه که خاک را ز اشک دیده تر کند

توان نمانده در تنش ز قتلگه گذر کند

ستاره ای که نور را به خاک جستجو کند

به جستجوی لاله ها به دشت غصه رو کند

چه زائری که مرگ خود ز یار آرزو کند

میان گریه با گلش به ناله گفتگو کند

منم که در محبتت فنا شدم حسین من

چهل صباح شد ز تو جدا شدم حسین من

فناء فی الحسینم و به شور غم عجین شدم

حدیث عشق نابم و اساس ملک دین شدم

شهاب ثاقبم که با غم و بلد قرین شدم

موذن نماز غم به ظهر اربعین شدم

اخا اخا همیشه شد ترنم سرود من

بگو بگو خوش آمدی شقایق کبود من

به پا نموده سینه ام بساط اشک و ناله را

ربوده روزی از کفم شراره باغ لاله را

مگیری یا اخا ز من سراغ آن سه ساله را

سپرده ام به دست خود به خاک آن غزاله را

حقیقت تو جلوه گر ز تربت رقیه شد

سر بریده شاهد شهادت رقیه شد



موضوع : اربعین، 

امام حسین(ع)-اربعین


خون دل، اشک دیده آوردم

جان بر لب رسیده آوردم

این گلابی که ریزد از چشمم

بهر گلهای چیده آوردم

بر بدنهای چاک چاک، خبر

از سران بریده آوردم

خیز ای باغبان باستقبال

لالۀ داغدیده آوردم

دسته گلهای گلستانت را

جامه بر تن دریده آوردم

نازنین نازدانه‌هایت را

رنگ از رخ پریده آوردم

بار هجرت بدوش خود بردم

سرو قدّ خمیده آوردم

دست خالی نیامدم ز سفر

داغ طفل شهیده آوردم

این سیه جامه را که می‌بینی

ز آن به خاک آرمیده آوردم

"میثم" رو سیاه را بدَرَت

اشک بر رخ چکیده آوردم



موضوع : اربعین، 

حضرت زینب(س)-اربعین


عزیز فاطمه برخیز بهر استقبال

که زینب آمده با یک جهان شکوه و جلال

اگر چه سرو قدش را شکسته کوه غمت

به بام چرخ نهاده لوای استقلال

به سربلندی خورشید آمده زسفر

اگر چه خود الف قامتش خمیده چو دال

پیام خون گلوی تو را رسانده به عرش

اگر چه گشته در این راه حرمتش پامال

کنار ماه رخت سوخت سوخت چون خورشید

هلال روی تو دید و خمید همچو هلال

قسم به خون گلویت که چارده قرن است

محرّم و صفرت زنده تر شود هر سال

قسم به خاطره ی اربعین و عاشورا

بقای خون تو بی صبر زینب است محال

خروش زینب کبری به شام ثابت کرد

که فتح خصم ستم پیشه خواب بود و خیال

هر آنچه دید در این راه دختر زهرا

جمیل بود جمیل و جمال بود جمال

جفای کوفه و بازار شام و بزم یزید

به داغدیده بود سخت تر ززخم قتال

در این فراق چهل روزه منزل بوده هر روزم

هزار ماه مصیبت هزار سال ملال

گذارش سفر از من بپرس کاوردم

قد کمان، سر بشکسته در جواب سؤال

زقهرمانی خود بر تو شاهد آوردم

ببین به جسم کبودم مدال روی مدال

هلال من سر نی بود و مردم کوفه

نگاه دوخته بودند بهر استهلال

به تازیانه و دشنام و سنگ و زخم زبان

به شهر شام شد از عترت تو استقبال

دو چشم باز تو می گفت شامیان نزنید

کنار نیزه ی من تازیانه بر اطفال

رقیّه ی تو کتک خورد و التماس نکرد

به استقامت طفل یتیم خویش ببال

در این فراق چهل روزه در چهل کمنزل

نگاه من به جمال تو بود در همه حال

زدوری تن و نزدیک با سرت بودن

گهی فراق تو امّ کشته است و گاه وصال

دو چشم زینبت از خون دل شده دریا

لب سکینه ات از تشنگی زده تبخال

یزید چوب به لب هات می زد و می زد

به سوی طشت طلا روح دخترت پر و بال

سفیر کوچک تو ماند در خرابه ی شام

رساند مکتب ایثار را به اوج کمال

رواست اشگ شود خون به دیده ی «میثم»

که کشتن تو به ماه حرام گشت حلال



موضوع : اربعین، 
شنبه 1393/09/15

حضرت زینب(س)-اربعین 


کاروان اربعینی ها سلام

خاندان خسته ی مولا سلام

ای حرم های خدا خوش آمدید

محترم های خدا خوش آمدید

خسته اید از راه طولانی همه

دسته گل های بنفش فاطمه

ای سواران، این دیاری آشناست

یادتان می آید، اینجا کربلاست

بار بگشایید و خیمه بر کنید

از فرات ای تشنگان لب تر کنید

ای ریاحین حسین فاطمه

از سر ناقه چرا بی واهمه

خوشتن را اینچنین می افکنید

مثل برگی بر زمین می افکنید

کیست این بانو، خمیده می دود

چادر خود را کشیده می دود

می دود سمت مطاف عالمین

تا بگیرد در بغل قبر حسین

کیست این، با شور و ناله آمده؟

پیش مولا بی سه ساله آمده

این زنی که نیمه جانش بر لب است

زینب است و زینب است و زینب است

او علی و فاطمه، او مجتباست

در عزاداری مقدم بر شماست

تا که بانو سوز دل آغاز کرد

عقده ها را از گلوها باز کرد

کربلا را داد شور دیگری

کرد آن زهرا جبین نوحه گری:

ای برادر خواهرانت را ببین

خیز از جا دخترانت را ببین

دختران پای تا سر سوخته

خواهران مو و معجر سوخته

این عزاداران که ناکام آمدند

مستقیم از کوفه و شام آمدند

گریه بر غمهات ای سالار دین

در گلوشان حبس شد یک اربعین

خیز از جا اشک ها را پاک کن

در کنار خویش ما را خاک کن

بعد تو ای شاهراه زندگی

ای امید و تکیه گاه زندگی

روز و ماه و سال ما را می کشد

روضه ی گودال ما را می کشد

روضه افتادنت از پشت زین

روضه ی افتادنت روی زمین

تیر بود و تیغ بود و سنگ بود

لشگری با پیکرت در جنگ بود

کار دشمن با تنت بالا گرفت

بس که نیزه در وجودت جا گرفت

ظهر عاشورا برایم شد سیاه

تا که شمر آمد میان قتلگاه

عرش بود آن لحظه در جوش و خروش

یا بُنَیَّ می رسید آنجا به گوش

روبروی چشمهای مادرت

شد جدا از پیکر پاکت، سرت

***

با تشکر از شاعر گرامی برای ارسال این شعر



موضوع : اربعین، 
شنبه 1393/09/15

حضرت زینب(س)-اربعین


کاروان آمده و برگ خزان می ریزد

باز از چشم حرم دُرِّ گران  می ریزد

هرکه دنبال گل گمشده ای می گردد

درد از عاطفه های نگران می ریزد

راه بگشای که بانوی حرم می آید

سوز هجر است که از قدکمان می ریزد

دستها باز شده تا که به سرها بزنند

خاک غم روی سر سینه زنان می ریزد

صاحب پیرهن کهنه کجا افتاده

بوسه هایی است که بر جای سنان می ریزد

هر یتیمی به شهیدی گله ای می گوید

خون دلهاست که از داغ جوان می ریزد

مادری در پی گهواره شش ماهۀ خود

تَه گودال به سر خاک ، نهان می ریزد

مَشکی از آب به دستان سکینه است چو طفل

به روی قبر عمو آب روان می ریزد

گوئیا وقت نماز است که با یاد علی

از لب سید سجاد اذان می ریزد

همه هستند ولی دختر دردانه کجاست

گوئیا گوشۀ ویرانه زبان می ریزد

نه بجا مانده خیامی ، نه امامی ، نه دلی

خواهری مانده که هر زمزمه ، جان می ریزد

آری یک قافلة فاتح و پیروز رسید

اشک شوق است که با آه و فغان می ریزد

***

از وبلاگ حاج محمود ژولیده



موضوع : اربعین، 

حضرت زینب(س)-اربعین


کربلا بر تن تو جان آمد

باز بهر تو میهمان آمد

آمده بر طواف کعبه ی عشق

میهمان مدینه ای زدمشق

در صدای جرس بود خبری

خبر از درد و داغ تازه تری

نغمه ی آب آب می آید

خون زچشم رباب می آید

دشت، لبریز بانگ واویلاست

بر جگر داغ لاله ی لیلاست

زینب از اشک آب آورده

بر شهیدان گلاب آورده

کاروان، دختران فاطمه اند

زائر قتلگاه و علقمه اند

بوی عطر مدینه می آید

یابن زهرا! سکینه می آید

دخترت با دو چشم دریایی

جای عبّاس کرده سقّایی

خون دل جای لاله آورده

داغ طفل سه ساله آورده

جابرا! روح شو بزن پر و بال

تا کنی از امامت استقبال

عین حقّ را فروغ عین آمد

علی دوّم حسین آمد

جابرا! نکته ای است سر بسته

دست او را ببوس آهسته

اینکه باشد وجود، پابستش

اثر سلسله است بر دستش

باز کن دیده بر ملاقاتش

سر از تن جداست سوغاتش

قصّه ی درد شام آورده

خبر از سنگ بام آورده

عوض مُشک و لاله و عنبر

بر سرش ریختند خاکستر

زائران مزار شش گوشه

اشگشان زاد و آهشان توشه

جسم صد چاک سیّد الشّهدا

می دهد از درون خاک ندا

کای پیام ولایتت بر لب

ای زبان حسین یا زینب!

ای صدای خدا ترانه ی تو

پرچم فتح من به شانه ی تو

ای بتول محمّدی زینب

دخت زهرا خوش آمدی زینب

ای زبان ائمّه در کامت

فتح قرآن به خطبه ی شامت

ای مرا همسفر چهل منزل

من فراز نی و تو در محمل

من که تا حشر، عالم افروزم

خطبه های تو کرده پیروزم

کوفه شد با خروش تو خاموش

من سر نی شدم سرا پا گوش

ذوالفقار زبان تو دیدم

از تو فریاد خویش بشنیدم

من که خود آفتاب توحیدم

سایبان سر تو گردیدم

با سرم شمع محفلت گشتم

همه جا دور محملت گشتم

چون به شام غمت عبور افتاد

نگهم بر رخت زدور افتاد

از سر نیزه می زدم پر و بال

تا کنم با سر از تو استقبال

سر عبّاس در ورود به شام

از سر نیزه بر تو کرد سلام

شهدا شمع محفل گشتند

همه گی به دور محملت گشتند

ای زبان تو ذوالفقار علی

افتخار من افتخار علی

هر دو کردیم یاری اسلام

من به تیغ و تو با خطابه به شام

چون به طشت طلا تو را دیدم

از تو خواهر به خوش بالیدم

گفت با چوب خیزران لب من

مرحبا مرحبا به زینب من

ای حسین از تو سرفراز بیا

وی مرا جان رفته باز بیا

آفرین بر تو و خطابه ی تو

بر نماز شب خرابه ی تو

ای به نطق تو زنده نام علی

همه ی فاطمه تمام علی

غربت کوفه ات کبابم کرد

خون پیشانی تو آبم کرد

من که اسلام گشته مرهونم

به تو و همّت تو مدیونم

گر چه مادرم کتک خوردی

پرچم فتح با خود آوردی

راستی خواهرم! رقیّه کجاست؟

دخترم دخترم رقیّه کجاست؟

یاد آن شب که خواند دختر من

در کنار تو روضه ی سر من

سر من بود روی دامن او

روح، پرواز کرد از تن او

بال زد پیش چشم خون بارت

گفت عمّه خدانگهدارت

از دیار اسارت آمده ای

خوش به قصد زیارت آمده ای

کوثر کوثر ای بتول بتول!

زائر من زیارت تو قبول

تا جهان محفل عزاداری است

اشگ «میثم» به غربتت جاری است



موضوع : اربعین، 

امام حسین(ع)-اربعین


مرگ من بود دمی کز تو جدایم کردند

در همان گوشۀ گودال فدایم کردند

دوستانم که نبودند بگریند به من

دشمنانم همگی گریه برایم کردند

من که خود راهنمای همه عالم بودم

سرخونین تو را راهنمایم کردند

هر کجا خواستم از پای درافتم دیدم

کودکان دست گشودند و دعایم کردند

خجلم از تو که گم گشته امانت هایت

بر سر خار دویدند و صدایم کردند

گریه ها داشتم از دوری روی تو ولی

خنده ها بود که بر اشک عزایم کردند

همرهانم که گرفتند غبار از محمل

همه در خاک فتادند و رهایم کردند

تا دم مرگ طرفدار تو بودم ای دوست

دشمنان یکسره تحسین به وفایم کردند

این اسارت همه جا عزّت من بود حسین

که پیام آور خون شهدایم کردند

(میثمم) کوس شهی بر همه عالم زده ام

سرفرازم که در این کوی گدایم کردند



موضوع : اربعین، 

حضرت زینب(س)-اربعین


یا اخا دستی برون از خاک کن

اشک چشم زینبت را پاک کن

ای به زینب در یم خون همسخن

از گلوی چاک چاک خویشتن

ای تکلّم کرده پنهانی سرت

زیر چوب خیزران با خواهرت

این تو و این دیدۀ دریائی ات

بر مزار تشنگان سقائی ام

گر چه دیدم محنت ایام را

فتح کردم کوفه را و شام را

خصم، پای گریۀ ما خنده کرد

صوت قرآن تو ما را زنده کرد

خطبۀ من کار صد شمشیر کرد

سورۀ کهف تو را تفسیر کرد

تا سرت بر نوک نی قاری نشد

خون زپیشانی من جاری نشد

آنچه گفتی زینبت با خون نوشت

بر همه آزادگان قانون نوشت

من نوشتم این شعار خون ماست

رخ به خون آراستن، قانون ماست

من نوشتم، عشق یعنی سوختن

مثل آتش بی صدا افروختن

آن قدر دور تو گشتم یا حسین

تا به خون خود نوشتم، یا حسین

قامت خم ، شرح ماتم نامه ام

پیکر مجروح من غمنامه ام

هیچ دانی داغ تو با من چه کرد

هیچ پرسی با دلم دشمن چه کرد؟

آن قدر دشمن به ماغ دشنام داد

سِیرمان در کوچه های شام داد

آن به فرقت بر سر نی سنگ زد

دیگری پیش ربابت چنگ زد

جای گل می ریخت در آن سرزمین

سنگ بر ما از یسار و از یمین

آن که جسمت را به خون آغشته بود

کاش اول زینبت را کشته بود

کاش تیری کزکمان خصم جست

جای تو بر قلب زینب می نشست

کاش من جای تو ای خورشید نور

می نهادم چهره بر خاک تنور

کاش آن کو چوب می زد بر لبت

شرم می کرد از نگاه زینبت

کاش می مردم نمی رفتم وطن

تا زشش یوسف برم یک پیرهن

کاش می شد بوسه ای از قعر خاک

می زدم بر آن گلوی چاک چاک

کاش این جا چشم نامحرم نبود

می گشودم بر تو رخسار کبود

آن که داغت می کند آبش منم

شاهدم این اشک دامن دامنم

گر چه از من دور آنی، غم نگشت

قامتم خم گشت پایم، خم نگشت

من که برگرد امامم سوختم

پشت در از مادرم آموختم

ما دو همرزمیم و دو همسنگریم

هم تو هم من هر دو از یک مادریم

شد مشخص تا قیامت راه ما

دامن زهراست دانشگاه ما 



موضوع : اربعین، 
شنبه 1393/09/15

حضرت زینب(س)-اربعین


کسی که پا به پا در محضرت بود

چهل منزل به دنبال سرت بود

چهل منزل اسیر و دست بسته

به شمشیر زبان همسنگرت بود

چهل منزل در امواج بلاها

زمانی بادبان، گه لنگرت بود

خدا جویان که در خون خفته بودند

خودش عباس و عون و جعفرت بود

گهی شد دست و بازوی اباالفضل

گهی در گفتن حق حنجرت بود

گهی پروانه ی گلهای باغت

گهی شمع مزار دخترت بود

فروغ روزهایش اشک طفلان

چراغ شام غمبارش سرت بود

اگر نیمی زتو در کربلا ماند

بحق تا شام نیم دیگرت بود

و ثابت کرد زینب با جهادش

هرآنچه بهر او در باورت بود



موضوع : اربعین، 

امام حسین(ع)-مناجات


هرکسی آمادۀ خدمت به این دربار شد

از همان بدو ورودش محرم اسرار شد

پا به خیمه میگذاری قید دنیا را بزن

باخت آن قلبی که مشغول غم اغیار شد

پیش صاحب خانه فکر خود نمایی را نکن

آنکه با اخلاص شد سنگ صبور یار شد

مجلس یوسف به یمن گریه برپا میشود

اشک چشم مشتری ها رونق بازار شد

تو نبودی لحظه هایم هیچ معنایی نداشت

زندگی ما به یمن روضه ها پربار شد

یک سلام از دور دادم زود حل شد مشکلم

هرزمانیکه برایم زندگی دشوار شد

عالم و آدم همه دور تو میگردند حسین

کربلایت تا قیامت نقطه پرگار شد

بی بضاعت هستم اما تو کمم را میخری

مینویسی نام من را گرچه یک دینار شد

مادر پیرم که شد خانه نشین از درد پا

از غم روضه نرفتن عاقبت بیمار شد

کشتی تو اوسع و اسرع ز کل انبیاست

هرکسی شد واردش از جرگه ابرار شد

پای من آتش گرفت و ناله هایم شد بلند

هر زمان حرف از بیابان و سخن از خار شد

کاش میمردم نمیدیدم که راوی گفته است

زینبت زندانی یک عده از اشرار شد

آفتاب نیزه ها بی خانمان شد خواهرت

رحم کن بر گریه های جانگد از دخترت



موضوع : امام حسین(ع)-مناجات، 

امام حسین(ع)-اربعین


خبـــر فـوری ست ! خیلی فـوق العاده

خبـــــر را یک نفــر با گــــــــــــــریه داده

بــه همراه ِ همـــه "مهــــــدی" زهـــرا

نجــف تا کـــــــــــــــــربلا ، پای ِ پیــــاده



موضوع : امام حسین(ع)-مناجات، اربعین، 
پنجشنبه 1393/09/13

امام حسین(ع)-مناجات-اربعین


کاش پایِ دلِ ما هم به نوایی برسد

اربعینی ، حرمی ، کرب و بلایی برسد

آری آقاتر از آنی تو که راهم ندهی

دارم امید که از دوست ندایی برسد

خاک پای همه زوّارِ تو روی چشمم

این غباری است که از تازه هوایی برسد

در دل این همه جمعیّت مشتاق گُمم

مگر الطاف کریمی به گدایی برسد

من هم انگار گُل گمشده دارم آقا

شاید از حنجر بُبریده صدایی برسد

این همه مرهم پا ، پیشکشِ زوّارت

به یتیم تو نشد مرهم پایی برسد

کاش از کعبه بخوانند مرا کرب و بلا

یا که از کرب و بلا ، حکم ولایی برسد

همه آماده لبیک به ارباب شویم

که هنوز از لب خشکیده ندایی برسد

یالثارات ! مهیای قیامی باشید

که زمان طلبِ خون خدایی برسد

پای شش گوشۀ تو عرش الهی است حسین

کِی شود عاشق دلخسته به جایی برسد

روزیِ ما اگر این فرصت دیدار نشد

کاش از مشهدتان اذن رضایی برسد

نیمه شبهای بقیع نیز صفایی دارد

کاش بر خاک حسن صحن و سرایی برسد

***

از وبلاگ حاج محمود ژولیده



موضوع : امام حسین(ع)-مناجات، اربعین، 
چهارشنبه 1393/09/12

امام حسین(ع)-مناجات اربعین


عشقت مرا دوباره از این جاده می‌برد

سخت است راه عشق ولی ساده می‌برد

پای پیاده آمدم و شوق وصل تو

من را اگر چه از نفس افتاده، می‌برد

دل‌های عاشقان جهان کربلای توست

نام تو را هر عاشق آزاده می‌برد

فریاد غربتت دل ما را تمام عمر

با کاروان نیزه از این جاده می‌برد

این جاده دیده قافله ی اشک و آه را

بر روی نیزه ها سر خورشید و ماه را

دیده‌ست در تلاطم طوفان بی‌کسی

یک کاروان بنفشه ی بی‌سرپناه را

آن شب که ماند یاس سه‌ساله میان راه

یک لحظه برنداشته از او نگاه را

در آخرین وداع غریبانه ی حرم

دیده عبور خواهری از قتلگاه را

آن‌جا که داغ از جگرش بوسه‌ها ‌گرفت

گل‌زخم از نگاه ترش بوسه‌ها ‌گرفت

وقتی رسید او که سر از دست رفته بود

از زخم‌های شعله ورش بوسه‌ها ‌گرفت

اما گذاشت بر دل او حسرتی، نسیم

از گیسوان همسفرش بوسه‌ها ‌گرفت

از راه دور دختر هجران کشیده‌ای

هر بار از لب پدرش بوسه‌ها ‌گرفت

در باغ نیست غیر گل اشک و ارغوان

داغی نشانده بر دل آلاله‌ها، خزان

اما گذشت هر چه که بود آن چهل غروب

برگشته سوی کرب و بلا باز کاروان

با کاروان غربت از این جاده آمدیم

ما را رسانده قافله ی تو به آسمان

حالا رسیده‌ایم و سحرگاه جمعه است

«عجل علی ظهورک یا صاحب الزمان»



موضوع : امام حسین(ع)-مناجات، اربعین، 
چهارشنبه 1393/09/12

زیارت اربعین


وقت سحر، دعای مرا مُهر می کنند

با اشک، نامه های مرا مُهر می کنند

این اربعین نشد،ولی یک روز میرسد

ویزای کربلای مرا مُهر می کنند



موضوع : امام حسین(ع)-مناجات، اربعین، 
چهارشنبه 1393/09/12

امام حسین(ع)-مناجات


ما را نسیم پرچم تو زنده می کند

زخمی است دل که مرهم تو زنده می کند

خشکیده بود چند صباحی قنات اشک

این چشمه را ولی غم تو زنده می کند

آه ای قتیل اشک، نفس های مرده را

شور تو، روضه و دم تو زنده می کند

ای خونبهای عشق، چه خوش گفت پیر ما:

اسلام را محرم تو زنده می کند

ما با غذای نذریتان رشد کرده ایم

جان را عطای حاتم تو زنده می کند

آقا جسارت است، ولی داغ شیعه را

انگشتر تو، خاتم تو زنده می کند

بالای تل هم آتش این قوم خفته را

آن خواهر مکرم تو زنده می کند

این کشته فتاده به هامون حسین اوست

خود را به اسم اعظم تو زنده می کند

فردای محشر و غم و طوفان وتشنگی

ما را امید زمزم تو زنده می کند



موضوع : امام حسین(ع)-مناجات، 

امام حسین(ع)-مناجات


هدف خلقت ما چیست ؟ حسینی گشتن

همه ی همت ما چیست ؟ حسینی گشتن

خسته از بار معاصی شده ای بسم الله

ترک معصیت ما چیست ؟ حسینی گشتن

پیر فرمود : همه یکدل و یکرو باشیم

مایه ی وحدت ما چیست ؟ حسینی گشتن

عاشقا راه سلامت ز کجا می جویی ؟

ره عافیت ما چیست ؟ حسینی گشتن

ابتذال از همه سو هجمه کند بی اثر است

ضامن عفت ما چیست ؟ حسینی گشتن

آب و نان ، دغدغه ی خاطر این مردم نیست

غصه ی ملت ما چیست ؟ حسینی گشتن

ترسی از غیر خدا در دل این مردم نیست

مانع وحشت ما چیست ؟ حسینی گشتن

در شب اول قبر از چه هراسان باشیم

نور آن ظلمت ما چیست ؟ حسینی گشتن



موضوع : امام حسین(ع)-مناجات، 
سه شنبه 1393/09/11

امام حسین(ع)-مناجات


ما را تمام خلق شناسند با حسین

ما نوکریم و حضرت فرمانروا حسین

ناز طبیب و منت مرهم کجا کشی؟

وقتی که هست تربت پاکش دوا حسین

با هر طپش ز سینه ما می رسد به گوش

ای پادشاه تشنه لب کربلا حسین

منت خدای عزّوجل را که لحظه ای

ما را به حال خویش نکرده رها حسین

در روز حشر سینه زنان ناله می کنیم

شور و نشور می کند آنجا به پا حسین

نوکر کنار سفره ارباب دل خوش است

شکر خدا که گشته خریدار ما حسین

آری وصیّت همه ما همین بُوَد

بر روی قبر ما بنویسید یا حسین

***

با تشکر از شاعر گرامی برای ارسال این شعر



موضوع : امام حسین(ع)-مناجات، 
سه شنبه 1393/09/11

امام حسین(ع)-مناجات


در تمام عمر با چشمان تر گفتم حسین

در غمت با گریۀ شام سحر گفتم حسین

دامنی لبریز گل در دامن خود یافتم

تاکه بایاد غمت با چشم ترگفتم حسین

باز شد بر  روی من درهای الطاف خدا

چون که با آه غمی صاحب اثر گفتم حسین

لحظه ای غافل نبودم من زیاد و نام تو

در وطن بودم اگر یا در سفر گفتم حسین

من دل گم گشته ام را یافتم در کربلا

هر زمان با ناله و سوز جگر گفتم حسین

همره زوارّ کوی تو به گوشم هر زمان

آمد از کرببلای تو خبر گفتم حسین

هیچ نامی لذتش بالاتر از نام تو نیست

چون «وفائی» در همه عمرم اگر گفتم حسین



موضوع : امام حسین(ع)-مناجات، 

امام حسین(ع)-مناجات


عالم از شور تو غرق هیجان است هنوز

نهضت‌ات مایه الهام جهان است هنوز

بهر ویرانی و نابودی بنیان ستم

خون جوشان تو چون سیل، دمان است هنوز

در فداکاری مردانه‌ات ای رهبر عشق

چشم ایام به حیرت نگران است هنوز

کربلای تو پیام آور خون است و خروش

مکتب‌ات راهنمای همگان است هنوز

تا قیامت ز قیام تو قیامت برپاست

از قیام تو پیام تو عیان است هنوز

همه ماه است محرم، همه جا کرب و بلاست

در جهان موج جهاد تو روان است هنوز

جاودان بینمت استاده به پیکار، دلیر

"لا اری الموت"تو را ورد زبان است هنوز

باغ خشکیده ی دین را تو ز خون دادی آب

نه عجب گر که شکوفا و جوان است هنوز

تربت پاک تو ای اسوه آزادی و عشق

سرمه دیده صاحب نظران است هنوز

خون گرمت زند آتش به سیه خرمن ظلم

که به خون تو دو صد شعله نهان است هنوز

انقلاب تو به ما درس فضیلت آموخت

نقش اخلاص تو سرمشق جهان است هنوز

بر جبین «شفق» این لوحه گلرنگ غروب

هر شب از خون تو صد گونه نشان است هنوز



موضوع : امام حسین(ع)-مناجات، 

حضرت رقیه(س)-شهادت


نفس در سینه از آهم شرر شد

تمام قوت من، خون جگر شد

چه ایامی که از شب، تیره‌تر بود

چه شب‌هایی، که با هجرت سحر شد

چه سود از گریه، هر چه گریه کردم

شرار دل، ز اشکم بیشتر شد

تن صد پاره‌ات در کربلا ماند

سرت بر نیزه با من، هم‌سفر شد

خمیدم، در سنین خردسالی

به طفلی، قسمتم، داغ پدر شد

لب من از عطش، خشکیده بابا

چرا چشمان تو از گریه تر شد؟

زبان عمه، شمشیر علی بود

ولی او بر دفاع من، سپر شد

نگه کردم به رگ‌‌های گلویت

از این دیدار، داغم تازه‌‌تر شد

اجل، جام وصال آورده بر من

خدا را شکر، هجرانت به سر شد

سرشک دوستانم، دانه‌دانه

تمام نخل «میثم» را ثمر شد



موضوع : حضرت رقیه(س)، 

حضرت رقیه(س)-شهادت


ای از سـفر برگشـته بابا ، پیکرت کو ؟

سـیمرغ قاف عاشـقی بال و پرت کو ؟

بـر روی شــاخ نیـزه ها گل کرده بودی

حـالا که پـائین آمدی برگ و برت کو ؟

از من نمی پرسی چه شد این چند روزه ؟

از من نمی پرسی نشـاط دخترت کو ؟

آوای قـــرآن خـواندنت لالای ام بود

قربان قرآن خواندن تو ، حنجرت کو ؟

لب های من مثـل لبت دارد ترک ها

با این لب عطشان بگو آب آورت کو ؟

کاری ندارم که چه شد موی سر من

اما بگو بـابـای من موی ســرت کو ؟

می گفت عمه با عمامه رفته بودی

حـالا بگو عمـامه ی پیغمبــرت کو ؟

بـابـا ، سراغ از گوشـوار من نگیری!

من از تو پرسیدم مگر انگشترت کو ؟

این چند روزه هر کسی سوی من آمد

فریاد می زد خارجی پس زیورت کو ؟

بعد از غروب واقعه همبـازی ام نیست

خیلی دلم تنگش شده ، پس اصغرت کو ؟

آن شب که افتادم ز نـاقه بر روی خاک

حوریه ای دیدم شبیـه مادرت ، کو (که او)

با گوشه ی چادر برایم روسری ساخت

می گفت ای دردانه ی من ، معجرت کو ؟

دیگر بس است این غصه ها آخر ندارد

من را ببــر ، گــر چه کبــوتر پر ندارد

***

با تشکر از شاعر گرامی برای ارسال این شعر



موضوع : حضرت رقیه(س)، 
جمعه 1393/09/7

امام زمان(عج)-مناجات-تلنگر


آقا مگر داریم ما ، ما یادمان نیست

یادآوری کردید، اما یادمان نیست

این روزها ... وقت زیادی که نداریم

گیرم که آقا  بود حالا یادمان نیست!

عیبی ندارد  او  بیابانگرد  باشد...

ما قصه ی مجنون و لیلا یادمان نیست

این جمعه هم حالا نیامد که مهم نیست

ما پهلوی خونین زهرا یادمان نیست!!

تکرار تاریخ از همین بی غیرتی هاست

وقتی طناب و دست مولا یادمان نیست

دستان ما  افتاد  از کار قنوتش

افتادن دستان سقا  یادمان نیست!!

او  پیر شد  از این جوانی کردن ما...

ما که  جوان  اربا اربا یادمان نیست!!!

یک روضه خوان ما را کمی یاری رساند

 هل من معین شاه تنها ،یادمان نیست

 او مژه هایش ریخت یاد زینب و ما...

شام و اسارت رفتنش را یادمان نیست

تازه طلبکاریم  آقا  دیر  کرده...

تازه طلبکاریم *آقا یادمان نیست*

***

با تشکر فراوان از حاج حبیب نیازی



موضوع : امام زمان(عج)-مناجات فراق، 
پنجشنبه 1393/09/6

حضرت رقیه(س)-شهادت


عاقبت سایه بالای سرم می آید

پدر خوبتر از خوبترم می آید

مثل یک شاخه خشکم  که شکستند مرا

پدر از را ه رسد برگ و برم می آید

بی عصا روی زمین میکشم این پیکر را

به امیدی که ز ره بال و پرم می آید

باز هم میل تماشای فلک را دارم

با پدر نیز علمدار حرم می آید

نیست آهی به بساطم بخرم پارچه ای

پدرم گفته که چادر به سرم می آید

گوشواره و النگو به چه کارم آید

وقتی از عرشه نی ها گوهرم می آید

آبرویم نرود کاش در این وادی شام

همه جا گفته ام امشب پدرم می آید

منتظر مانده ام  وجان به لبم آمده است

خبری گرکه نیاید خبرم می آید

مو پریشانم و خاکستری و سوخته ام

هرچه امد به سر تو به سرم می آید

ای کسی که  به من و خواهر من  طعنه زدی

صبر کن صبر عموی قمرم می آید



موضوع : حضرت رقیه(س)، 
پنجشنبه 1393/09/6

امام حسین(ع)-مناجات


از دهِ آباد ما ویرانه میماند به جا

آخرش از نام ما افسانه میماند به جا

هرکسی فانی نشد در عشق باقی هم نشد

در میان سوختن پروانه میماند به جا

فیض ما از روضه ات از روضه خانه کمتر است

ما نمی مانیم اما خانه میماند به جا

آنقدرها آمدند و آنقدرها میروند

سالهای سال این میخانه میماند به جا

خانه ی قبر من ، این ویرانه را آباد کن

ورنه از این خانه ها ویرانه میماند به جا

بعد مردن خاک ما را وقف این میخانه کن

لااقل از خاک ما پیمانه میماند به جا

نام نه تصویر نه هرآنچه که داریم نه

از من و تو ناله ی مستانه میماند به جا

هرکجا رفتیم صحبت از رسول ترک شد

بیشتر از عاقلان دیوانه میماند به جا

نیستم سرگرم سجاده ، خودم فهمیده ام

آخرش خدمت درِ این خانه میماند به جا

آنکه میماند در این خانه در آخر فاطمه ست

میرود مهمان و صاحبخانه میماند به جا

***

از سایت روضه



موضوع : امام حسین(ع)-مناجات، 
پنجشنبه 1393/09/6

حضرت رقیه(س)-شهادت


پس از تو کار من و دل فغان و شیون شد

هرآنچه غُصه جهان داشت قسمت من شد

خوش آمدی گل صدبرگ گلشن زهرا

زیُمن آمدن تو خرابه گلشن شد

نفس شمرده زدم تا رسد شب وصلت

اگرچه سخت برایم  نفس کشیدن شد

به چهـرۀ گُل تو گـر نشسته شبنم اشک

به شوق دیدن تو چهره ام مزّین شد

مرنج گر نشدم با خبر ز آمدنت

"چراغ دیده نمی داشت دیر روشن شد" *

پس از تو دوست ندیدم به هرکجا رفتم

زمانه با من ماتم رسیده دشمن شد

نگاه غرقه به خونت به چشم خونینم

نوید می دهد اکنون که گاه رفتن شد

رسیده عطر شهادت به من، که هاتف غیب

خبر رسانده مرا وقت جان سپُردن شد

ز شرح درد دل جـانگداز اهل البیت

همیشه کار"وفائی" فغان و شیون شد

 

*نظیری نیشابوری



موضوع : حضرت رقیه(س)، 
پنجشنبه 1393/09/6

حضرت رقیه(س)-شهادت


من که بعد از تو به کوه دردها برخورده ام

از یتیمی خسته ام از زندگی سرخورده ام

دخترت وقت وداعت از عطش بیهوش بود

زهر دوری تو را با دیده تر خورده ام

دست سنگین یک طرف انگشترش هم یک طرف

از تمام خواهرانم مشت بدتر خورده ام

صحبت از مسمار اینجا نیست اما چکمه هست

با همین پهلو چنان زهرای بر در خورده ام!

زیر چشمم را ببین خیلی ورم کرده پدر

بی هوا سیلی محکم مثل مادر خورده ام

حرفهای عمه خیلی سخت بر من میرسد

گوش من سنگین شده از بس مکرر خورده ام

هرطرف خم شد سرم سیلی سراغم را گرفت

گاه ازینور خورده ام گاهی ازآنور خورده ام

ساربان لج کرد با من هی مرا میزد زمین

گردنم آسیب دیده بس که با سر خورده ام

بیشتر که گریه کردم بیشتر سنگم زدند

ایستادم هرکجا تا سنگ آخر خورده ام

آه بابا دخترت را هیچکس بازی نداد

زخم ها از خنده ی این چند دختر خورده ام

دخترت با درد پا طی مسافت میکند

پای من زخم است پای زخم اذیت میکند



موضوع : حضرت رقیه(س)، 
پنجشنبه 1393/09/6

حضرت رقیه(س)-شهادت


من نخل شکستۀ حسینم

در سوگْ نشستۀ حسینم

هم اختر آسمان عصمت

هم ماه خجستۀ حسینم

دریا شده تشنه‌کامِ اشکم

پیغمبـرخون، امام اشکم

من سورۀ کوثر حسینم

هم‌سنگر مادر حسینم

مانند عمو، گره‌گشایم

والله! قسم در حسینم

آزاده یتیمــه‌ای صغیــرم

صد قافله دل، بوَد اسیرم

قرآنِ فتاده زیر پایم

هر چند، غریبم، آشنایم

هم لالۀ سرخ باغ خونم

هم یاس بهشت کربلایم

با مصحفِ روی لاله‌گونم

پیغمبــرِ قتلـگاه خـونم

آیینۀ روی سیّدالناس

سرتا به قدم، صفا و احساس

بوده است همیشه جایگاهم

دامان حسین و دوش عباس

هم بـوده حسیـن، سرفرازم

هم دخت علی، کشیده نازم

ویرانه، اگر چه جای من بود

عالم، همه کربلای من بود

چشم ملک از پی تبرّک

بر آبله‌های پای من بود

می‌بود به جنگ اهل بیداد

در هـر نفسـم، هـزار فریاد

خال لب من، شده است، تبخال

از سوز عطش، زدم پر و بال

نیش سر خارها، به پایم

انداخته‌اند عکس خلخال

بر من دف و چنگ، گریه می‌کرد

کعب نـی و سنگ، گریه می‌کرد

بودم به حسین، سرسپرده

کوه غم او، به دوش برده

هر چند که دختری صغیرم

یک مرد، چو من، کتک نخورده

رخسـار منـوّرم، کبـود است

سر تا سر پیکرم، کبود است

من بودم و قلب داغدیده

من بودم و قامت خمیده

آن شب که اجل، گرفت جانم

من بودم و یک سر بریده

سر را روی سینه‌ام، فشردم

در گـوشۀ این خرابه، مردم



موضوع : حضرت رقیه(س)، 


( کل صحن های حسینیه : 327 )    1   2   3   4   5   6   7   ...   


درباره حسینیه


سلام!به پایگاه فرهنگی هیات «مکتب الشهداء تهرانسر» خوش آمدید...
×××
برای ارتباط با ما می توانید از طریق آدرسmotallebi64@gmail.com اقدام فرمایید.
×××
برای شرکت در کارگاه مجازی شعر آیینی حسینیه می تونید به آدرس ذیل مراجعه کنید:
hosenih.mihanblog.com/post/3201
×××
آدرس پایگاه اطلاع رسانی هیات مکتب الشهداء-تهرانسر:
maktab-shohada.mihanblog.com

مدیر وبلاگ : شاهد
آمار زائرین حسینیه
  • زائرین امروز :
  • زائرین دیروز :
  • زائرین این ماه :
  • زائرین ماه قبل :
  • کل زائرین :
  • تعداد کل اشعار :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
نظرسنجی حسینیه
نظرتان درباره کیفیت اشعار و ساختار کتاب موبایل حسینیه رضوی92 چیست؟





پایگاه های مدح و مرثیه
لوگوها

 پایگاه تخصصی مدح و مرثیه

 پایگاه تخصصی روضه و مقتل

 پایگاه نوحه و سبک های مداحی

کتاب موبایل حسینیه-مدح و مرثیه

 پایگاه اطلاع رسانی هیات مکتب الشهداء-تهرانسر

 کارگاه مجازی شعر آیینی حسینیه

 اشعار استاد علی اکبر لطیفیان

 پایگاه شارژ فرهنگی

 قرارگاه-پایگاه فرهنگی هیئت مکتب الشهداء
پایگاه مرجع و جامع محصولات و تولیدات دفاع از دستاوردهای هسته‌ای





Powered by WebGozar