حسینیه پایگاه تخصصی مدح و مرثیه
جهت دسترسی آسان به اشعار مورد نظر، از فهرست موضوعات استفاده کنید
موضوعات اشعار

امام حسین(ع)-مناجات اربعین


‏با "حلالم کنید ها" طی شد روزهای اوایل آبان

دوستانم میان زائرها,من اسیرِ دوباره‌ی تهران

‏نه حسادت نمی‌کنم اما،خون دل میخورم شدیدا با

دیدن ازدحام جمعیت پشت مرز شلمچه و مهران 

‏این همه از سراسر دنیا سر این سفره‌ی کرم جمعند

گردن میزبان که نیست اگر به ضیافت نمی‌رسد مهمان!

‏دارد این داغ می‌کشد آخر، گوشه-چشمی بکن به این نوکر

پیش از آنی که شاملم بشود آیه‌ی "کل من علیها فان"

‏مثل من کربلا نرفته زیاد،مثل من دلشکسته بسیار است

تو خودت باز کن گره ها را، ما که شرمنده ایم آقاجان...



موضوع : اربعین حسینی، 
پنجشنبه 1397/08/3

امام حسین(ع)-مناجات اربعین


دوباره اربعین و صبح بیعت

هوای پر زدن، شوق زیارت

اگر تا کربلا رفتی دل من

مشو راضی به کمتر از شهادت



موضوع : اربعین حسینی، 
پنجشنبه 1397/08/3

حضرت سکینه(س)-اربعین


ای ابتدای غربت بی انتها فرات

ای شاهد همیشگی ماجرا فرات

با دسته بسته رفتم از این کربلا فرات

با داغ مانده بر دلم از یار رفته ام

 

واللهِ پیر کرده مرا در جوانی ام

خرده مگیر نیلی ام و ارغوانی ام

دانی چرا چنین شده قد کمانی ام؟

تا شام رفته ام، سر بازار رفته ام

 

آه ای فرات، خسته ام از ماجرای شمر

یادم نرفته طعنه و آن حرف های شمر

مانده هنوز روی پرم، جای پای شمر

با چشم تار و پای پر از خار رفته ام

 

آه ای فرات رنگ پر و بالمان که هیچ

آه ای فرات خستگی حالمان که هیچ

آه ای فرات زیور و خلخالمان که هیچ

بی معجر از میانه ی انظار رفته ام

 

بشنو که داغ روی دلم گشته منجلی

بازار شام و حرمله و دختر علی!!

آهسته تر که بلکه عمو نشنود ولی

با عمه ام به مجلس اغیار رفته ام



موضوع : اربعین حسینی، حضرت سکینه، 
پنجشنبه 1397/08/3

امام حسین(ع)-مناجات اربعین


"غروب در نفس گرم جاده خواهم رفت"

سوار كشتی عشقش،پیاده خواهم رفت

اراده كرده خدا تا مسافرش باشم

اراده كرده و من بی اراده خواهم رفت

میان این همه زائر، كنارنوكرها

چگونه من ،منِ بی استفاده خواهم رفت

شب چهلم مِی آمده خدارا شكر

كه تشنه در پی یك جرعه باده خواهم رفت

قسم به پیچ و خم زلف زائران حسین

كه اربعین به سویش صاف و ساده خواهم رفت

حضور محفل انس است و پنج تن جمعند

به پای بوسی این خانواده خواهم رفت



موضوع : مدح و مناجات با امام حسین(ع)، اربعین حسینی، 
پنجشنبه 1397/08/3

حضرت زینب(س)-اربعین


بعد از این، ای خواهر مظلومه، راحت گریه کن

آمدی از راه با رنجِ اسارت، گریه کن

ناله کن، نوحه بخوان، تا کعبِ نِی در کار نیست

کربلا را بیمه کن با اشکهایت، گریه کن

کوهِ غم، یک اربعین، بر روی دوشَت بار شد

حال یک یک با مرورِ خاطراتت گریه کن

از شبِ شام غریبان تا شبِ شام بلا

با تو بودم، حال با من هر مصیبت گریه کن

هر چه میخواهی بگو از دردهای بی شمار

داغ روی داغ دیدی بی نهایت گریه کن

ای پناهِ آل زهرا پیر برگشتی چقدر

پاسدارِ آبروی آل عصمت گریه کن‌

گر چه پیروز آمدی، ای قد کمان، ای مو سپید

ای شبیهِ مادرم افتاده قامت گریه کن

کاروانِ اهل بیتم را کبود آورده ای

تازیانه خورده برگشتی به شدّت، گریه کن

همرهِ این پاره معجرها و رُخهای کبود

گریه کن، بر گوشوارِ رفته غارت گریه کن

دستهای پُر ز سیلی را مکرر دیده ام

بشکند دست ستم، بر این اهانت گریه کن

جای پنجه روی صورت هایتان گُل کرده است

همچو من، بر چهره های پُر جراحت گریه کن

چشم عباس مرا چون دور دیدند اهل شام

خیره بر ناموس من ماندند امت، گریه کن

دخترم دروازۀ شام از خجالت آب شد

دیدم از نِی چشمها را در خیانت گریه کن

پشت دروازه سرم افتاد زیر دست و پا

گُم شدم زیرِ سُمِ اسبان، به غایت گریه کن

چونکه شد سجادِ من، فریادِ اَلغَوثَش بلند

دیدم او را مثل تو، در اوجِ غربت گریه کن

از کنیزك خواندنِ دردانه اَم دارم خبر

جای اَشکت، خون برای این جسارت‌ گریه کن

من سراغ نازدانه را نمیگیرم، ولی

بینِ طفلان بنگرم با چشم حسرت گریه کن

کاخ دشمن را سه ساله کودکم ویرانه کرد

اشکِ شوقم میچکد از این شجاعت گریه کن



موضوع : اربعین حسینی، 
پنجشنبه 1397/08/3

حضرت زینب(س)-اربعین


چهل روز گذشت و میهمان آمده است

بر پیکر من دوباره جان آمده است

برخیز بهار من خزان آمده است

خواهر به سرت نفس زنان آمده است

 

پیش تو نشستم لک لبیک حسین

حاجی تو هستم لک لبیک حسین

 

این مرقد بی نشان علم را کم داشت

یک زائر مو سپید و خم را کم داشت

سینه زنی اهل حرم را کم داشت

حال همه روضه خوانی ام را کم داشت

 

تو بی سر سربلند و من سرگشته

ای کشته ی تشنه خواهرت برگشته

 

یادت که نرفته پر من سالم بود

هنگام وداع سر من سالم بود

تا رفتن تو پیکر من سالم بود

هم چادر و هم معجر من سالم بود

 

گودال که رفتی جگرم ریخت به هم

در آتش خیمه ها سرم ریخت به هم

 

دستت که نبود دست ها بالا رفت

درهمهمه چادرم به زیر پا رفت

صندوقچه ی قدیمی ام یغما رفت

هرکس به سراغ بچه ای تنها رفت

 

دزدیدن گوشواره را دیدم من

یک عالمه گوش پاره را دیدم من

 

درراه به خواهرت عجب سخت گذشت

زینب شده بود جان به لب سخت گذشت

همراه سپاه بی ادب سخت گذشت

با خولی بی اصل و نسب سخت گذشت

 

زنجیر به پای زخمی و دستم بود

دور و بر من نگاه نامحرم بود

 

در کوفه عقیله ات چه ها دید حسین

یک شهر نگاه بی حیا دید حسین

هر کوچه که رفت آشنا دید حسین

همسایه ی سابقم مرا دید حسین

 

با خون سرم وضو گرفتم فهمید

از ام حبیبه رو گرفتم فهمید

 

هرچند به اقتدار،گریان رفتم

هر سمت که شد بی سرو سامان رفتم

در شهر علی به کنج زندان رفتم

با چرخش شلاق نگهبان رفتم

 

خم بود سرم ولی دلیری کردم

با رخت اسیریم امیری کردم

 

از شام نگو نپرس اوقاتش را

بهتر که تو نشنوی حکایاتش را

دلشوره دروازه ساعاتش را

باید برسی حساب الواتش را

 

در پیش نگاه اشکبار تو زدند

هر طورکه شد مرا کنار تو زدند..

 

از درد شدید جان به سر بودم من

معطل به میان هرگذر بودم من

زخمی هجوم صد نفر بودم من

آزرده ی قوم بد نظر بودم من

 

با سنگ یهودیان سرم زخمی شد

از کینه ی خیبر کمرم زخمی شد

 

یک ظهر به سوی مقصدی رفت حرم

با سیلی و فحش بی حدی رفت حرم

قصری که خودت هم آمدی رفت حرم

دیدی چقدر جای بدی رفت حرم

 

شد در دلت آشوب بمیرد زینب

دندان تو و چوب بمیرد زینب

 

براین دل زار کوه غمها مانده

در بین خرابه دخترت جا مانده

هرچند غریب و تک و تنها مانده

آنجا سند اسیری ما مانده

 

مانده به دلم هزار زخم کاری

شرمنده شدم ازین امانت داری



موضوع : اربعین حسینی، 
پنجشنبه 1397/08/3

حضرت زینب(س)-اربعین


سرِ خاکِ تو بی خبر آمدم

عزادارمو خون جگر آمدم

دُرست است بی بال و پر آمدم

به شوقِ  تو اما  به سر آمدم

 

سرآمد غمِ  هجر ، دوری بس است

صبوری صبوری صبوری بس است

 

رسیدم که با یار صحبت کنم

شهِ بی سرم را زیارت کنم

نگاهی کنی و نگاهت کنم

اگر اذن دادی شکایت کنم

 

به نی زار قلبم جز آتش نبود

سفر رفتی ای دوست ، رسمش نبود

 

تو رفتی و دنیا به من بد گذشت

وَ هر لحظه هر جا به من بد گذشت

در این روز و شبها به من بد گذشت

خلاصه که آقا به من بد گذشت

 

نگو گریه کافیست ، صبرت کجاست

عزیزِ دلم سنگِ قبرت کجاست ؟

 

چهل روز ،  یادِ  تنت سوختم

به یادِ  زمین خوردنت سوختم

ز داغِ به نی رفتنت سوختم                                   

وَ با کهنه پیراهنت سوختم

 

همین که دلم سمتِ  گودال رفت

دوباره ز غم  زینب از حال رفت

 

خبر داری اصلاً که حیران شدم ؟

چو مویِ  تو بر نی پریشان شدم ؟

پدر مادر این یتیمان شدم

به من شِمر خندید گریان شدم

 

قَدَم از فراقِ تو خم شد حسین

لباسِ  اسارت تنم شد حسین

 

چه آمد  سرِ  خواهرت بین راه

نشستم به پایِ  سرت بین راه

شدم یک تنه لشگرت بین راه

دویدم پی دخترت بین راه

 

زمین خورد و از قافله باز ماند

زِ سنگینیِ سلسله باز ماند

 

نبودی و اشکم سرازیر شد

پر و بال من گیر زنجیر شد

حرم ، کوچه در کوچه تحقیر شد

ازین غصه ها خواهرت پیر شد

 

غریبانه ماه شبت سنگ خورد

به پیشانی زینبت سنگ خورد

 

من از شهرِ کوفه چه ها دیده ام

غمی بدتر از کربلا دیده ام

عجب لطفی از آشنا دیده ام

بگوشت رسیده که را دیده ام

 

کنیز قدیمیِّ من ایستاد

به من نان و خرمایِ خیرات داد

 

گذشتیم از شهر در ازدحام

میان حرامی خطر ازدحام

نه یکجا که در هر گذر ازدحام

مرا نیمه جان  کرد  اگر  ازدحام

 

نگاه همه سوی ما خیره بود

به ذریۀ مصطفی خیره بود

 

نمی گویم از شام ، نامش بد است

شلوغی هر پشت و بامش بد است

سلامش بد است ، احترامش بد است

محل یهود ، انتقامش بد است

 

نمی پرسی از حال و احوال من

تو را جان عباس ، حرفی بزن

 

بگو حقِّ  زینب که آزار نیست

پریشان شدن ، پیشِ انظار نیست

عبور از هیاهویِ بازار نیست                                 

سزاوارِ گل خندۀ خار نیست

 

در این شهر غوغایِ  پوشیه بود

ولی دست من جایِ  پوشیه بود

 

خبر داری از ضَعفِ دُردانه ها ؟

بوی نان که می آمد از خانه ها ؟

کبودیِّ  شلاق بر شانه ها ؟

پذیرایِ ما بود در ویرانه ها

 

همه دست بسته به پیشِ عوام

بدون تو رفتیم بزم حرام

 

شراب و شراب و شراب و شراب

نگاه حزین رباب و شراب

دل سنگِ چوب و عذاب و شراب

سرت بود در پیچ و تاب و ...  شراب

 

فرود آمد و ناگهان خون چکید

خودم دیدم از خیزران خون چکید

 

زداغِ  سرت مادرت گریه گرد

به اشکِ دو چشمِ ترت گریه کرد

به بی تابیِ خواهرت گریه کرد

چقدر از غمت دخترت گریه کرد

 

به او حق بده غم مریضش کند

کسی خواست آنجا کنیزش کند



موضوع : اربعین حسینی، 
پنجشنبه 1397/08/3

امام حسین(ع)-مناجات اربعین


شد اربعین و بردل ما غم اضافه شد

یک فصل دیگری به محرم اضافه شد

تشبیه شد به کوثر و زمزم چواشک ما

بر آبروی کوثر و زمزم اضافه شد

بربیقراری این قلب عاشق الحرم

نزدیک اربعین دمادم اضافه شد

دشمن شکسته تر شد و تیرش به سنگ خورد

تا برشمار موکب و پرچم اضافه شد

لبیک یاحسین زمین و زمان که گفت

بر. اعتبار عالم و آدم اضافه شد

خالیست جای محتشم واین چه شورش است

گویا که رستخیز دگر هم اضافه شد 



موضوع : اربعین حسینی، 
پنجشنبه 1397/08/3

امام زمان(عج)-مناجات اربعین


در میان عاشقان عطر حضورت میرسد

با ظهور اربعین بوی ظهورت میرسد

بیشتر از روز عاشورا به روز اربعین

بر لبِ لب تشنگان جام طهورت میرسد

بسکه در ماه صفر عالم حسینی میشود

از مسیر کربلا امواج نورت میرسد 

با چه شوقی اهل ایمان راهپیمایی کنند

کاروان در کاروان بوی عبورت میرسد 

در تمام نوحه ها هستی و نوحه میکنی

از میان شورها نجوای شورت میرسد 

چیست موکبهای ما؟ میعادگاه وصل یار

ذی طُوی اینجاست، عطر کوهِ طورت میرسد

هیچکس اینجا ندارد حاجتی جز روی تو

دارد از ره روز مُوفورُ السُّرورت میرسد

یالثارات الحسینت میشود نزدیکتر

نعرۀ یافاطمه از راه دورت میرسد

گریۀ صبح و مسا کار خودش را کرده است

غم مخور یابن الحسن، فجرِ سُحورت میرسد

هر چه میخواهی بده فرمان، که ما آماده ایم

این، اَناالمهدیست کز قلب صبورت میرسد

با کلام نافذ تو عقلها کامل شود

خطبه ای خوان، خود بگو فتح وُفورت میرسد

عمه جانت روی تلّ زینبیه منتظر

زینبیه پرسد از تو، کی ظهورت میرسد

ناله از گودال می آید که عَینَ المنتقم

انتقام انگار از اشک غرورت میرسد

التیام زخم های چارده معصوم کو

انتقام زخم پهلو زخم صورت میرسد



موضوع : مناجات محرمی با امام زمان (عج)، اربعین حسینی، 
پنجشنبه 1397/08/3

حضرت زینب(س)-اربعین


زینب رسید کشته بی سر قیام کن

باز از رگ بریده به خواهر سلام کن 

یک اربعین که حرمت من را نداشتند

تو الاقل به پیری من احترام کن 

آغوش توقرار دلم بودازآن نخست

دستی برآرو صبر مرا مستدام کن 

من خون گرم خویش حلال تو کرده ام

خواهی به شیشه افکن و خواهی به جام کن

نیمی زجان گرفته ای از من در آن غروب

برخیز و کار نیمه خود را تمام کن 

جان داده ام ولی نخ معجر نداده ام 

برخیز و یک نظر به رخ نیل فام کن

سایه ندیده سایه او را بلند شو 

خورشید را برای ربابت حرام کن 

از حرمله نمی گذرم که به خنده گفت

هان ای رباب بر سر طفلت سلام کن

مرهم شدم برای همه مانده ام خودم

برخیز و زخمهای مرا التیام کن

هر گز نشد به اشک تو راضی شوم ولی

اینبار گریه بر من و بازار شام کن



موضوع : اربعین حسینی، 
پنجشنبه 1397/08/3

امام حسین(ع)-مناجات اربعین


کربلا صاف و ساده باید رفت

پابرهنه، پیاده باید رفت

شیعه‌ی شاهِ بی‌کفن، ارباب

عشق در دل نهاده، باید رفت

بس که این خاک جاذبه دارد

پس شبیه براده باید رفت

ای که دنبالِ اذنِ فاطمه‌ای

مادرش اذن داده، باید رفت

دیگر این‌جا غرور بی‌معناست

بی‌ریا، اوفتاده باید رفت

زخمی و خاکی و پریشان‌حال

خسته از طولِ جاده باید رفت

دل به غیر از حرم نباید داد

در پیِ استفاده باید رفت

این زمین یک زمینِ عادی نیست

لاجرم فوق‌العاده باید رفت

همه ایام نه، ولی یک‌بار

اربعین را پیاده باید رفت



موضوع : اربعین حسینی، 
پنجشنبه 1397/08/3

امام حسین(ع)-مناجات اربعین


لعنت به من گاهی اگر بیراه رفتم

جز راهت هرجا رفته ام , در چاه رفتم

سِیر نجف تا کربلا معنیش این است

از مرقد این شاه تا آن شاه رفتم

وقتی رسیدم محضر عباس یعنی

روی زمین بودم ولی تا ماه رفتم

با گریه برگشتم اگرچه وقت رفتن

دنیا فریبم داد و با اکراه رفتم

صاحب زمان اینجاست یعنی احتمالا

من در جوارش چندگامی راه رفتم

در راه دائم شام بودم , تا رسیدم

گنبد که دیدم تا بقیع ناگاه رفتم

گاهی به دنبال صدای یا بُنَیَ

گاهی به سمت بانگ وا اُماه رفتم



موضوع : اربعین حسینی، 
پنجشنبه 1397/08/3

امام حسین(ع)-مناجات اربعین


گفتیم کربلا... دلمان بی هوا گرفت

آری دل غریبه و هر آشنا گرفت

یادش بخیر، یک دهه از داغ روضه ها

ناله زدیم پای تو تا این صدا گرفت

ای خوش به حال آنکه نگاهت گرفتش و

ای خوش به حال آنکه برات از شما گرفت

ای خوش به حال آنکه ز دستان فاطمه

یک اربعین زیارت کرببلا گرفت

آمد به زیر قبّه و پائین پای تو

آنقدر گریه کرد که آخر دعا گرفت

ای خوش به حال آنکه ز پاهای زائران

تربت گرفت و برد و مریضش شفا گرفت

رحمت بر آن کسی که مرا نوکر تو کرد

لعنت بر آن کسی که مسیر تو را گرفت

خوردی زمین چنان که دل مصطفی شکست

افتادی و چنین دل خیرالنسا گرفت

لعنت بر آن کسی که به سینه نشست و بعد

موی عزیز فاطمه را از قفا گرفت

آمد کسی که چشم به انگشتر تو داشت

آمد کسی و زود ز جسمت عبا گرفت



موضوع : اربعین حسینی، 
پنجشنبه 1397/08/3

حضرت زینب(س)-اربعین


من آن عقیله، بضعه ی پاک بتولم

من روضه خوان مقتل آل رسولم

من کوه صبرم، داغِ غم بسیار دیدم

من مادرم بین در و دیوار دیدم

من فرق خونین پدر را دیده ام... آه

در طشت خون، لخته جگر را دیده ام... آه

ای وای من دیدم تمام صحنه ها را

بالای تل، غوغای شمر و ضربه ها را

من کاخ ظلم شامیان ویران نمودم

با خطبه های حیدری طوفان نمودم

من کوفه را یک بار دیگر فتح کردم

من شام را با چند دختر فتح کردم

من زیر و رو کردم بساط ظالمان را

من آبرو بردم، تمام کافران را

پیغمبرم، پیغام تو تا شام بردم

اما هزاران سنگِ رویِ بام خوردم

من زینبم با سینه ای خون و دلی ریش

من زینبم اما کمی نیلی تر از پیش

ای عالم و آدم گرفتار و فقیرت

بودم بلاگردان طفلان اسیرت

هر چند زینب بعد تو بی بال و پر شد

هر جا که آمد ضربه ای، زینب سپر شد

از کربلا تا شام خوردم تازیانه

سر تا به پایم گشته چون گل پر نشانه

برخیز و خواهر را ببین، ای یار زینب

من زینب شرمنده ام، سالار زینب

رفتیم از این خاک غربت با رقیه

برگشته ام حالا ببین ... اما رقیه



موضوع : اربعین حسینی، 

امام حسین(ع)-مناجات اربعین


منِ شکسته منِ بی قرار در اتوبوس

گریستم همهء جاده را اتوبان را

نگاه خستهء من تا به آسمان برسد

کشانده است به دنبال خویش باران را

ولی نخواسته در بین راه سوزاندم

دل اهالی محروم چند استان را

 بر آن سرم که کنار ضریح یاد کنم

ولو به قدر نگاهی تمام آنان را

نگاه‌های پر از حسرت کشاورزان

میان دشت، تکان‌های دست چوپان را

و آن غریبه که در قهوه خانۀ سر راه

همان که خم شد و بوسید تکۀ نان را

 همان که نام تو را برد زیر لب وقتی

که روی میز غذا می‌گذاشت لیوان را

همان که گفت ببینم تو زائری؟ گفتم:

خدا بخواهد... آهی کشید قلیان را

 همان که گفت به آقا بگو غلط کردم

بگو ببخشد، رانندۀ بیابان را

 بگو از آنچه که می‌داند او پشیمانم

خودش نشان دهد ای کاش راه جبران را 

چقدر بغض، چقدر آه با خود آوردم

و التماس دعاهای مرزداران را

خلاصه این که به قول رفیق شاعرمان

"چقدر سخت گذشتیم مرز مهران را"

 نجف شروع زمین بود و ابتدای سفر

نجف به روی سر من گرفت قرآن را

 مرا گرفت در آغوش، موکب اول

منِ دچار تحیر، منِ پریشان را

در این طریق فقط میزبان به سجده شده ست

که توتیا بکند خاک پای مهمان را

فقط حسین به آغوش هم رسانده چنین

برادران تنی را، عراق و ایران را

چه با غرور نشاندند روی سینه خود

عمودها همه تصویری از شهیدان را 

قدم قدم غم تو زنده می کند دل را

خدا زیاد کند این غم فراوان را

یکی گرفته پدر را به روی دوش خودش

یکی کشانده به سویت عصازنان جان را

چه جذبه ای ست در آغوش تو که اینگونه

کشانده ای به تماشا جهان حیران را

زمین به سوی تو برخاسته است، می خواهد

به ما نشان بدهد رستخیز انسان را

در ازدحام تو گم کرده ام خودم را هم

در ازدحام ندیدم عمود پایان را

تو را گرفته در آغوش خویش شش گوشه

چنان که جلد طلاکوب، متن قرآن را 

از این حرم به حرم های دیگری راه است

اگر که باز کنی چشمِ غرق باران را

دوباره داغ دلم تازه شد کنار ضریح

خدا کند که بسازیم قبر پنهان را

برای حضرت زهرا ضریح می سازیم

و دست فرشچیان طرح می زند آن را

من از امام رضا کربلا طلب کردم

و اینک از تو طلب می کنم خراسان را



موضوع : اربعین حسینی، 
پنجشنبه 1397/08/3

امام حسین(ع)-مناجات اربعین


هر کسی با هر عقیده هر کسی با هر مرام

راه افتاده برای خاکبوسی امام

آمدند از شیعه و سنی و نصرانی و گبر

پا به پای اربعینی ها به قصد یک سلام

زائران موکب به موکب راهی رشک بهشت

هر نفس رفع حجابی هر قدم فتح مقام

پای عشق آمد وسط پای برهنه می دوند

جای ما جامانده ها ای کاش بردارند گام

خارهای این بیابان خار چشم دشمن اند

زخم های پای زائر تیغ بیرون از نیام

ساده و مهمان نواز و خاکی اند اهل عراق

زائر از آنها نمی بیند به غیر از احترام

دل به قربان سری که روی نی گنبد شده است

جان فدای زائری که احترامش شد حرام

گاه سیلی رنجعع داد و گاه شمر آزار داد

ای پدر با تو بگویم از چه زجری... از کدام؟!

دردهای بی شمارم را خلاصه می کنم

عمه ام خیلی کتک خورده است بابا یک کلام



موضوع : اربعین حسینی، 
پنجشنبه 1397/08/3

حضرت زینب(س)-اربعین


یک اربعین آتش گرفتم از فراقت

آتش گرفتم از غم و رنج و مصیبت

تا که دوباره زائرت باشم برادر

چله گرفتم، چله در رخت اسارت

یادم نرفته تشنه بودی بین گودال

هَل مِن مُعینت ماند آخر بی اجابت

یک لقمه نان هم بعد تو راحت نخوردم

حتی ننوشیدم پس از تو آب، راحت

یادم نرفته لحظه ای که نیزه خوردی

تکیه زدی بر نیزه ای غرق جراحت

در خاطرم مانده سرت را می بریدند

در خاطرم مانده زمان سخت غارت

با گریه افتادم به روی پیکر تو

با کعبِ نی بُردند من را از کنارت

دور از نگاه ساقی لشکر ابالفضل

خیلی به ما شد شام عاشورا جسارت

دیدی مرا بر ناقه ی عریان نشاندند؟!

دیدی چگونه شد ادا اجر رسالت؟!

در آسمان کردی طلوع و سر شکستم

وقتِ غروبت جان سپردم در حقیقت

هر جا که رفتم مثل حیدر خطبه خواندم

نام تو را بردم برادر با جسارت

من دشمنت را بر سر جایش نشاندم

با ذوالفقار صبر و تیغ استقامت

اما دلم خیلی پر است از دشمنانت

بر حرمله، بر ابن سعد و شمر لعنت

هر کس که می افتاد ما را می کشیدند

حتی به ما یک دم نمی دادند مهلت

قبل از ورود شام با صوت حزینم

گفتم به نیزه دار تا از یک راه خلوت...

... این دختران را وارد این کوچه ها کن

لج کرد با ما آن خبیث بی مروت

دروازه ی ساعات ما را دوره کردند

خیلی در آن ساعات افتادم به زحمت

از صبح دَم تا عصر مابین اراذل...

باشد نمی گویم بماند تا قیامت

تا سنگ خوردی سنگ خوردم، بین عشاق

گونه به گونه می رود صورت به صورت

یک خواهشی دارم بیا و جان زینب

چیزی نپرس از دخترت از آن امانت

داغ رقیه مثل داغ مادرم بود

نگذار تا این که بمیرم از خجالت

خیلی برایت درد و دل کردم ببخشید

آخر رسیده بر دلم غم بی نهایت

غم گر غم یار است شیرین است این غم

باشد برادر جان دگر خوردم شکایت

من می روم باور مکن زنده بمانم

من می روم دیگر از این وادی غربت



موضوع : اربعین حسینی، 
پنجشنبه 1397/08/3

حضرت زینب(س)-اربعین


یک اربعین چو کاسه ی خون هر دو دیده شد

یک اربعین سرت به سر نیزه دیده شد

یادم نمی رود که در اینجا چه دیده ام

گلهای باغ فاطمه با خنده چیده شد

ای همسفر ز رنج سفر این قدر بدان

از داغ غصه های تو زینب خمیده شد

ای گوشوار عرش برین،بهر گوشوار

گوش تمام دخترکانت دریده شد

هر وقت بین ره به زمین خورد کودکی

آنجا صدای گریه ی زهرا شنیده شد

سربسته گویمت که مپرس از سه ساله ات

درگوشه ی خرابه یتیمت شهیده شد

در چار فرسخ است اگر حد تربتت

چون زیر نعل جسم تو هرسو کشیده شد

یادم نمی رود که عدو کاکلت گرفت

با سختی تمام سر تو بریده شد

زینب کجا و کوچه و بازار برده ها

رنگ از رخ تمام اسیران پریده شد



موضوع : اربعین حسینی، 
پنجشنبه 1397/08/3

حضرت زینب(س)-اربعین


یک اربعین مشتاق دیدارم می آیم

ای سایه ی سر ! ای کس و کارم ! می آیم

با جان و دل غم را خریدارم می آیم

باعزت و با آبرو دارم می آیم

 

بعد از علمدارت علمدار است زینب

شکر خدا پیروز پیکار است زینب

 

نه شِکوه از زندان نه فکر خانه کردم

نه التماس از مردم بیگانه کردم

با خطبه ام جنگی جوانمردانه کردم

کاری که من با زاده ی مرجانه کردم

 

تاریخ در عمرش به چشم خود ندیده

آغوش واکن فاتح میدان رسیده

 

عشق تو را به عالم و آدم ندادم

در راه تو از جان و مالم کم ندادم

اذن تعرض را به نامحرم ندادم

چادر نه خاک چادرم را هم ندادم

 

این شبهه را از ذهن مردم پاک کردم

هر بی حیا را زیر پایم خاک کردم

 

ای روشنای هر شبم ای ماه زینب

غیر از تو پایانی ندارد راه زینب

شد شهر شام و کوفه جولانگاه زینب

ای وای اگر آخر بگیرد آه زینب

 

راه نجاتی بعد از آن باقی نماند

روی زمین شمر و سنان باقی نماند

 

در دست بسته همت بسیار من بود

شکر خدا این پای خسته یار من بود

سرّی میان اشک معنادار من بود

کن فیکون کردن همیشه کار من بود

 

مصداق ناب نسخه پیچیدن همین است

من در رگ ام خون امیرالمومنین  است

 

از جذر و مد چشم دریایم بگویم

از پایداری قدم هایم بگویم

از لحن تند و تیز غوغایم بگویم

از "ما رأیت الا جمیلا " یم بگویم

 

از منبرم آل ابوسفیان خطر کرد

یک جمله ی من شام را زیر و زبر کرد

 

خواهر فقط دنبال انجام وظیفه ست

با دست بسته دشمنانت را حریف است

من  سربلندم منکرت خار و خفیف است

دشمن غلط فهمیده که زینب ضعیفه ست

 

من نور چشم احمد مختار هستم

از وارثان حیدر کرار هستم

 

حالا پس از یک اربعین اینجا رسیدم

گیسو پریشان اینچنین اینجا رسیدم

دلواپس و زار و  غمین اینجا رسیدم

با روضه های آتشین اینجا رسیدم

 

برخیز  تا که روی نیلی را ببینی

برخیز تا که جای سیلی را ببینی

 

در زیر بار کعب نی ها پر شکسته

از  لطف چوب سخت محمل سر شکسته

این دل شبیه پهلوی مادر شکسته

مانند زهرا بازوی خواهر شکسته

 

باور نداری ردّ چکمه بر جبین است؟

عاقبت هر که سپر باشد همین است

 

در قاب چشمان ترم ای دال گودال

دارد تداعی میشود جنجال گودال

حال دلم آشفته تر از حال گودال

با سم مرکب ها شدی پامال گودال

 

باور نمیکردم که روزی مهربانم!

پایین پایت فاتحه باید بخوانم

 

بار رسالت را به دوش خود کشیدم

با جان و دل درد اسارت را خریدم

منزل به منزل غارت خلخال دیدم

پای برهنه در بیابان ها دویدم

 

وابستگانت طعمه ی تاراج بودند

اطفال تو به چادری محتاج بودند

 

طاقت میاری روضه ای سنگین بخوانم

از هدیه ای در دامن خورجین بخوانم

از بزم مِی از سفره ای رنگین بخوانم

از فکر شوم دشمن بی دین بخوانم

 

آورده ام با خود تمام غصه ها را

باغیرتم ! شهری تماشا کرد ما را

 

دیگر شمار غصه هایم بی حساب است

از این همه رنج و مصیبت دل کباب است

در عمر خود یکبار زینب بی جواب است

میپرسی از طفلت اگر کنج خرابه ست

 

از فرط درد و داغ و غم آکنده هستم

با دست خالی آمدم شرمنده هستم



موضوع : اربعین حسینی، 
پنجشنبه 1397/08/3

امام حسین(ع)-مناجات اربعین


جاده تا عرش خدا، همسفرت باران است

کوله‌بارت نَمی از معرفت انسان است

آه مظلوم بلند است و جهان چشم به راه

#الحسین_یجمعنا، مقصدمان ایمان است



موضوع : اربعین حسینی، 
پنجشنبه 1397/08/3

امام حسین(ع)-مناجات اربعین


"کنار قدم های جابر"... به زانو گرفتم سرم را

هوای زیارت گرفته دوباره همه پیکرم را

پر از حسرتم، خسته از التماس دعا گفتن خود

خودم هیچ! امسال لطفا خدایا ببر دخترم را

اگر سال دیگر نیایم به این راه کم کم گمانم

که گم می کنم در هیاهوی دنیا نخ باورم را

مذاقم شدیدا به هم خورده باید سریعا بنوشم

به همراه چای عراقی کمی خاک دوروبرم را

کجا موکبی را بیابم که در آن برایم بشویند

برای رسیدن، غبار نشسته به بال و پرم را

من و یاد آن طعم شیرین تاول به کام قدم هام

تضاد عجیبی که پر کرده سرتاسر دفترم را

زیارت نشد قسمتم باز و من ماندم و خاطراتم

دل و اربعین و سلامی که داده است عکس حرم را



موضوع : اربعین حسینی، 
پنجشنبه 1397/08/3

امام حسین(ع)-مناجات اربعین-برای جامانده ها


ظاهرش این ست امسالم حرم قسمت نبود

باطنش این ست این نوکر،حرم دعوت نبود

آبرویم آمده آقا وسط کاری بکن

ورنه من حرفی ندارم حرف حیثیت نبود

جان زهرا باشد آقا بین ما اعمال من

من که می دانم فقط ویزا و پول،علت نبود

گریه ی مردی ببیند اهل بیتش خوب نیست

من غرورم می شکست آقا اگر هیئت نبود

حال من این روزها با روضه ی اصغر خوش است

تازه فهمیدم که داغی بدتر از خجلت نبود

آخرش یک مرتبه مادر نگفتی اصغرم

کاش در قلب عروس فاطمه حسرت نبود

حرمله معروف شد با کشتنت،"ذبح عظیم"

کاش بهر قاتل تو این همه عزت نبود

خواستم گهواره ات را پس بگیرم که نشد

بد دهان بودند،اصلا  بین شان حرمت نبود



موضوع : اربعین حسینی، 
پنجشنبه 1397/08/3

امام حسین(ع)-مناجات اربعین-برای جامانده ها


سلام آقاسلام ای حضرت آب

کویرم تشنه ام قلبم رو دریاب

من ازتو غیرتو چیزی نمیخوام

تویی اوج تمنای من ارباب

 

سلام آقا دلم خیلی گرفته

از اینکه دیربه دیر میام به پابوس

خودت این فاصله هارو کمش کن

نمیخوام وصل تو باشه یه افسوس

 

همینکه زود به زود بیام زیارت

خودش واسم یجور حس امیده

بهم اینجور میفهمونه که انگار

هنوز آقا جواب منرو میده

 

اگه آلوده ام یا روسیاهم

ازم روبرنگردون و نگام کن

منو ازنو بساز اونطور که میخوای

اگر که من خرابم روبرام کن

 

درسته من بدم اما آقاجون

تا اسمت رو شنیدم گریه کردم

واین یعنی هنوز راهی برام هست

که پیش تو بیام و بر نگردم

 

من اربابی ندیدم ازتو بهتر

که دلسوزم باشه بیش از یه مادر

هنوز حرف بابام مونده تو گوشم

که گفت روزیمونو داریم ازین در

 

اگه پشت درخونت شلوغه

واسه اینه تموم خیر همینجاست*

خدا عشقت رو اندخته تو قلبم

واین یعنی خدا خیر منو خواست*

 

من اینجا زائرم مهمونت هستم

یه گوشه تو حرم آروم نشستم

به امید نگاهت اشک میریزم

بگیر دستامو که خیلی شکستم

 

شکستم از زیادیه گناهم

شکستم،خسته ام از اشتباهم

به لب "فر إلى الأرباب" دارم

بیا باش مثل همیشه پناهم

 

پناهم باش همونطورکه برا "حر"

بغل واکردی و دادی پناهش

عوض کن راهمو مثل زهیرت

همونطوریکه تو رفتی سراغش

 

من اینجا زائرم دردم زیاده

تویی درمون دردم ای نگارم

از الآن غصه ی رفتن گرفتم

زیارت اربعین بازم بیارم

 

تموم عاشقات اینو میدونن

هوای سرزمینت چیز دیگست

باهر سختی که داره اما آقا

زیارت اربعینت چیز دیگست

 

من اینجا بودنم رو زیر دین

علی موسی الرضا هستم حسین جان

شب جمعه تو صحنش گریه کردم

که حالا کربلا هستم حسین جان

 

خدا ازما نگیره کربلارو

نگیره از چشام این گریه هارو

ازت میخوام از الآن تا همیشه

حرم باشم شبای جمعه هارو

 

منیکه زائرم واسم چه سخته...

برم از کربلا،ازتو جداشم

برای بدرقم آقا دعاکن

که هرجایی که هستم باتو باشم

 

همیشه لحظه ی تلخ وداعت

میاد،اما دلم پیش تو آقاست

واسه اینکه دوباره زائرت شم

فقط راهش قسم دادن به زهراست 



موضوع : اربعین حسینی، 
پنجشنبه 1397/08/3

امام حسین(ع)-مناجات اول مجلس


دلم به جز غم کرببلا نخواهد خورد

به غیر غصه ی راس جدا نخواهد خورد

دلی که از ‌همه دنیا شد آشنای حسین

دگر طعام دو صد آشنا نخواهد خورد

گدای کرببلا و گدای کوی حسین

به غیر روزی خون خدا نخواهد خورد

هر آنکه گشته گرفتار عشق ناب حسین

به غیر باده ز جام بلا نخواهد خورد

به نقد گندم ری هر که پشت پا زده است

ز دست غیر دگر پشت پا نخواهد خورد

فروخت هر که به وعده امام و رهبر خویش

جویی ز گندم آن وعده ها نخواهد خورد

بگو که روضه بخوانند چون که این سینه

به غیر خون دل از روضه ها نخواهد خورد

بگو که چوب به دست یزید بالا رفت

ولی به غیر لب شاه ما نخواهد خورد



موضوع : مدح و مناجات با امام حسین(ع)، 

امام حسین(ع)-مناجات اربعین


اگر به یاد محرم دلی حزین مانده

هنوز فرصت گریه در اربعین مانده

دهم به شوق حرم جان وبا حسین گویم

ببخش چون که برایم فقط همین مانده

فقط به برکت ماه محرم وصفراست

اگر که نام و نشانی ز شرع و دین مانده

تمام عشق دلم این سوال تکراری ست

که چند روز دگر تا به اربعین مانده

رویم پای پیاده به دوشمان پرچم

به یاد آن علمی که روی زمین مانده 



موضوع : اربعین حسینی، 
پنجشنبه 1397/08/3

امام حسین(ع)-مناجات اربعین-برای جامانده ها


عمریست دلم میل زیارت دارد

به روضۀ تو عجیب عادت دارد

ویزای حرم برای من جور کنید

جا ماندن از حرم خجالت دارد



موضوع : اربعین حسینی، 
پنجشنبه 1397/08/3

امام حسین(ع)-مناجات اربعین


همه فکر و ذهنم همینه که باز

دوباره به قصدت مسافر بشم

منم طی کنم جاده یِ عشقتو

با پایِ برهنه یه زائر بشم

 

آقا دست و بالم کمی خالیه

به هر کی سپردم خودش گیر بود

فروختم النگومو دیشب، فدات

واسه قرض کردن دیگه دیر بود

 

دارم جمع و جور می کنم راهی شم

دوباره من و کوله وُ چادرم

با سنجاق زدم عکسِ حاج قاسم و

کنار شهیدِ دفاع از حرم

 

دلم لک زده واسه یِ موکبا

برا نذری و شربتِ زعفرون

واسه وعده کردن پایِ هر عمود

همونجا که هستی، همونجا بمون!

 

آقا نذر کردم به جایِ بابام

صد و ده عمود و پیاده برم

دلم تنگشه تازه سالش گذشت

چقد آرزو داشت بیاد تا حرم

 

آقا از تو پنهون که نیس غصّه هام

دیگه خسته م از حال و روزِ خودم

دوریت کار داده به دستم ببین

چجور بودم الآن چجوری شُدم

 

دلم رو گرفتم کفِ دستم و

نواهایِ حاج منصوره تو سرم

داره می سوزه زخمایِ پام ولی

می خوام پا برهنه برم تا حرم

 

فدا خواهرت چادرم خاکی شه

بسوزونه آفتاب کمی گونم و

قسم خوردم امسال دیگه اربعین

تو راهت آقاجون بدم جونم و 



موضوع : اربعین حسینی، 
پنجشنبه 1397/08/3

امام حسین(ع)-مناجات اربعین-برای جامانده ها


از اربعین جا ماندم اما از نگاهت نه

از کاروان جا ماندم اما از سپاهت نه

حالا که بین زائرانت نیستم ، آیا

بیرون شدم از سایه ی مهر و پناهت؟ نه

نوکر در این خانه باشد آبرو دارد

فرق است بین رو سفید و رو سیاهت؟ نه

نام مرا بنویس بین اربعینی ها

من دل به راهت دادم آقا پا به راهت نه

امسال نذر دخترت بودم که جاماندم

من با رقیه جان تو دارم شباهت! نه

ام ابیهای حسین ، ای وارث زهرا

اشک است سهم چشم های بی گناهت؟ نه

دندان شکسته ، گوش پاره ، چشم های تار

یک جای سالم مانده روی ، روی ماهت؟ نه

اشک تمام زائران کربلا هرگز

آیا برابر میشود با سوز آهت؟ نه

من مثل تو جا ماندم اما خوب میدانم

از اربعین جا ماندم اما از نگاهت نه



موضوع : مدح و مناجات با امام حسین(ع)، اربعین حسینی، 
پنجشنبه 1397/08/3

امام زمان(عج)-مناجات


بی نگاهت بی پناهم،نگرانم آقا

سر به زیر و روسیاهم ، نگرانم آقا

غصه ها خوردی برایم همه عمرم اما

من به دنبال گناهم ، نگرانم آقا

خمس مالم را ندادم که گرفتار هستم

دائما در فکر جاهم ، نگرانم آقا

با تمام این بدی ها به شما روکردم

میدهی آیا تو راهم ، نگرانم آقا

سایه ات را  گر ز روی سر من برداری

میکند دنیا تباهم ، نگرانم آقا

ای تمام دلخوشی ام نکند این شبها

نگْذری از اشتباهم ، نگرانم آقا

بین روضه ناله هایی زدم اما دیدم

مانده بی تاثیر آهم ، نگرانم آقا

التماست میکنم این دل من را نشکن

کربلایی کن مراهم ، نگرانم آقا



موضوع : مناجات فراق با امام زمان(عج)، 
پنجشنبه 1397/08/3

امام حسین(ع)-مناجات اربعین


بدون واسطه در محضر خدا نرویم

مریض عشق تو ایم و پِیِ دوا نرویم

بهای دیدن صحنت مگر به دینار است

که با گران شدنش سمت کربلا نرویم

به اشک روضه قسم ،عشق می برد مارا

برای خوردن و نوشیدن و ریا نرویم

در آسمان تو عمریست فکر پروازیم

کنون که پنجره باز است پس چرا نرویم؟

فقط به سوی تو با سر شتافتیم حسین

به هر کجا که به ما گفته شد «بیا»نرویم

#

برای عرض توسل عبارتی کافی ست

نیاز نیست که در بطن روضه ها برویم

تن غریب تو افتاده بود در گودال

رقیه گفت بدون تو ما کجا برویم؟…



موضوع : مدح و مناجات با امام حسین(ع)، اربعین حسینی، 


( کل صحن های حسینیه : 479 )    1   2   3   4   5   6   7   ...   


درباره حسینیه


به پایگاه فرهنگی هیات «مکتب الشهداء تهرانسر» خوش آمدید
×××
برای ارتباط با ما می توانید از طریق آدرس motallebi64@gmail.com اقدام فرمایید

آدرس پایگاه اطلاع رسانی هیات مکتب الشهداء-تهرانسر:
maktab-shohada.mihanblog.com
×××
هر کس که مقرب است در فکر بلاست
آواره شدن قاعده ی عشق خداست
"مهدی مطلبی"پرید اما باز
در صحن "حسینیه" ی او "روضه"بپاست

مدیر وبلاگ : شاهد
آمار زائرین حسینیه
  • زائرین امروز :
  • زائرین دیروز :
  • زائرین این ماه :
  • زائرین ماه قبل :
  • کل زائرین :
  • تعداد کل اشعار :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
نظرسنجی حسینیه
نظرتان درباره تغییر قالب پایگاه حسینیه چیست؟



پایگاه های مدح و مرثیه
لوگوها
كانال حسینیه در تلگرام
صفحه اینیستاگرام حسینیه

 پایگاه تخصصی مدح و مرثیه

 پایگاه تخصصی روضه و مقتل

 پایگاه نوحه و سبک های مداحی

کتاب موبایل حسینیه-مدح و مرثیه

 پایگاه اطلاع رسانی هیات مکتب الشهداء-تهرانسر

 کارگاه مجازی شعر آیینی حسینیه

 اشعار استاد علی اکبر لطیفیان

 قرارگاه-پایگاه فرهنگی هیئت مکتب الشهداء