حسینیه پایگاه تخصصی مدح و مرثیه
جهت دسترسی آسان به اشعار مورد نظر از فهرست موضوعات استفاده کنید
موضوعات اشعار
سه شنبه 1394/01/4

حضرت زهرا(س)-تغسیل


شام غریبی و تک و تنها شدن رسید

هفت آسمان به سینه مولا محن رسید

میگفت قطره قطره اشکش چرا چرا

رفتن رسید بر تو و ماندن به من رسید

با گریه کار غسل شبانه شروع شد

با گریه آستین همه بر دهن رسید

آرام و بی صدا چقدر لطمه میزدند

تا روی سنگ غسل غریبی بدن رسید

می خواست تا که فاطمه را رو نما کند

فریاد های ناله و آه از حسن رسید

بیهوش شد حسن به گمانم که باز هم

بر خاطرات کوچه و سیلی زدن رسید

مانند باغ لاله شده سنگ غسل او

از بس که لاله لاله گل از پیرهن رسید

آثار شعله ها نفسش را بریده بود

هر چه سرش رسید از آن سوختن رسید

اسفند روی آتش غم بود دختری

تا جامه بهشتی مادر کفن رسید

هنگام پر کشیدن تابوت فاطمه

تشییع جسم پرپر هر چار تن رسید



موضوع : حضرت زهرا(س)-شهادت، 
سه شنبه 1394/01/4

حضرت زهرا(س)-تغسیل


شب بود و می رفتند مادر را بشویند

با اشک ها جان پیمبر را بشویند

شب بود و گیسوی سپیدش را ندیدند

با اینکه باید ابتدا سر را بشویند

تطهیر می شد آب در واقع چراکه

با آب بی معنی ست کوثر رابشویند

باران ضرر دارد برای یاس سالم

اینها چگونه یاس پر پر را بشویند؟؟؟

گیرم که شستند و به خاکش هم سپردند

فردا چگونه پهلوی در را بشویند؟

بعداز عبور آب ودست از سمت بازو

جای تو جا دارد که حیدر را بشویند



موضوع : حضرت زهرا(س)-شهادت، 
سه شنبه 1394/01/4

حضرت زهرا(س)-شام غریبان


گرچه در این شام غم، ماه عزا کامل است

در دل تاریک شب، غسل و کفن مشکل است

سیلی طوفان به باغ، هست مصیبت ولی

اوج غم باغبان سوختن حاصل است

رود به هر جا روَد عاشق دریا شود

موج به هرجا زنَد، دلخوشی اش ساحل است

وای که دارد اجل حلقه به در می زند

در خم دیوار و در، پهلوی او حائل است

او گه گلوبند اوست، موجب عتقُ العبید

اوست که افطار او شام شب سائل است

آه که در کربلا حادثه تکرار شد

دید سری روی نی در جلوی محمل است

سرخ و خجل علقمه از قدم مادر است

بوسه گه فاطمه دست ابوفاضل است

تیر و سنان می زند بوسه به چشمان او

دست عمود حدید بر رخ او مایل است

گفت که دستان من پیشکش کوچکی است

جان به فدای حسین تحفه ناقابل است



موضوع : حضرت زهرا(س)-شهادت، 
سه شنبه 1394/01/4

حضرت زهرا(س)-تغسیل


وقتش شده غسلت دهم زهرا! چگونه؟!

گفتی که در شب، یکه و تنها، چگونه؟!

با کودکانت گفته ام آرام گریند

با دیدن پهلوی تو اما چگونه؟!

هرچند با من از غم کوچه نگفتی

پیداست از این صورتت کآنجا چگونه

یا مصطفی! او را امانت داده بودی

حالا ببین پس میدهم او را چگونه!

یا مصطفی! من پای عهدم صبر کردم

اما کنون در ماتم زهرا چگونه...؟!

زهرا! حسن. زهرا! حسینت را نظر کن

رحمی نما! دل می کنی از ما چگونه؟!

رفتی ولی یار غریبی های حیدر!

زنده بماند حیدرت حالا چگونه؟!



موضوع : حضرت زهرا(س)-شهادت، 
دوشنبه 1394/01/3

حضرت زهرا(س)-مدح و شهادت


دست دستاس تو نان داد همه دنیا را

کرمش برد پی شغل گدایی ما را

قرص خورشید همان نان سر سفره ت بود

رفت تا پر کند از گندم تو بالا را

پرورش داد در این فاصله ی هجده سال

نظرِ امّ ابیهایی تو بالا را

سایه ات نیز نیفتاد به دیوار محل

سایه ات نیز ندید آدم نابینا را

یک نخ از وصله ی آن چادرتان کافی بود

که مسلمان بکند کل یهودی ها را

خواست روشن بشود عرش ، خدا فرمان داد

بنویسند در اطراف زمین زهرا را

بنویسند تو را زهره ی تابان علی

بنویسند که خورشید تویی جان علی

بنویسند تو را مادر پیغمبر ها

بنویسند تو را عشق همه حیدر ها

بنویسند که از صبح ازل تا امروز

نرسیده ست به پایین قدومت پر ها

ذوالفقار علی و تیغ کلام تو یکیست

خطبه ای خواندی و لرزید همه پیکر ها

بهتر آنکه بنویسند چه شد افتادی

یا چه شد شعله کشیدند ز داغت در ها

بنویسند چه شد فضّه خذینی گفتی

بگذارید بدانند چه شد نوکر ها

تنگیِ کوچه پر و بال تو را اذیت کرد

وای از افتادنِ یکمرتبه ی مادر ها

ردّ خون مرده گیِ بال و پرت خوب نشد

تو زمین خوردی و حالِ پسرت خوب نشد



موضوع : حضرت زهرا(س)-شهادت، حضرت زهرا(س)، 
دوشنبه 1394/01/3

حضرت زهرا(س)-شهادت


علی دیده است در زهرا غروب آفتابش را

و زهرا در علی دیده است هرم التهابش را

شهید اول حفظ ولایت ، می شود اما

کسی هرگز نخواهد دید حتی اضطرابش را

کرم ، مبهوت و سرگردان که زهرا چیست ؟ زهرا کیست؟

مگر از راز گردنبند بردارد جوابش را

چه بینا و چه نابینا به نامحرم بگو برگرد

که گل بر خارها هرگز نمی بخشد گلابش را

غمی سنگین تر از داغ جدایی از علی دارد

که از تابوت ، می خواهد نگه دارد حجابش را

فقط محض دل حیدر… وگرنه ضربه سنگین بود

اگر از چهره بر می داشت گاهی هم نقابش را

اگرچه زخم بر بازو… برای شادی همسر

خودش در خانه می چرخاند سنگ آسیابش را

اجابت را علی در لحظه ی عجل وفاتی دید

چه غمگین می کند راهی شهید انقلابش را

***

از وبلاگ شعرشاعر



موضوع : حضرت زهرا(س)-شهادت، 

حضرت زهرا(س)-فاطمیه


من نمیدانم چرا این روزها غم بیشتر

می گذارد روی زخم کهنه مرهم بیشتر

پرچم مشکی عوض کرده ست حال کوچه را

بر در و دیوار جا خوش کرده ماتم بیشتر

سخت می گردد پی راهی که در خود بشکند

در گلوی بغض می گردد صدا بم بیشتر

عشق بی پروا تر است و دیده بارانی تر است

روزی اشک ست حتی از محرم بیشتر

حرف باباها به جای خود ولی این روزها

حرف مادرهاست در خانه مقدم بیشتر

در حصار باغچه باران که میبارد فقط

می نشیند روی برگ یاس شبنم بیشتر

چای را دم می کند مادر ، چقدر این روزها

در هوای روضه می چسبد به آدم بیشتر

***

از سایت بی پلاک



موضوع : حضرت زهرا(س)-شهادت، 
دوشنبه 1394/01/3

حضرت زهرا(س)-مدح-فاطمیه


صحبت از دستی که رزق خلق را می داد شد

هر کجا شد حرف از بانو، به نیکی یاد شد

گردش تسبیح او افلاک را تدبیر کرد

از پر سجاده اش روح القدس ایجاد شد

او که جای خود، گلوبندش اسیر آزاد کرد

حُر هم از یمن ادب بر نام او آزاد شد

روضه رضوان، رضای حضرت صدیقه است

از گل سرخ لباس او، فدک آباد شد

معنی نازک برای روضه اش آورده ام

وقت پروازش پرستویی اسیر باد شد

با پر زخمی دعاگوی شب همسایه بود

دست او روزی رسان خانه صیاد شد

این در آتش گرفته نیز حاجت می دهد

این در آتش گرفته، پنجره فولاد شد

روضه مظلومه، بعد از رفتنش مکشوفه شد

تا مصیبت خوان کوچه صورت مقداد شد

بعد پیغمبر اگرچه با تبسم قهر بود

لحظه ای با دیدن تابوت، زهرا شاد شد

طعنه ها، او را عروس خانه ی تابوت خواند

قاسم او نیز زیر سنگها داماد شد

اشکهایش گاه می‌گوید حسن، گاهی حسین

گریه های آخرش موقوفه اولاد شد

مریم آمد تا شریک گریه ی کوثر شود

روضه او کاف و هاء و یاء و عین و صاد شد

***

از سایت بی پلاک



موضوع : حضرت زهرا(س)-شهادت، حضرت زهرا(س)، 

حضرت زهرا(س)-مدح و شهادت


صمیمی است همیشه بیان دست خدا

سرود عاطفه خواند زبان دست خدا

سر تمام خلائق به پای اهل ولا

سر ملائکه بر آستان دست خدا

چرا ز ماذنه ی دل نمی رسد بر گوش ؟

اذان عشق که باشد از آن دست خدا

امان ز دست زمانی که عشق گم گردد

به یادم آمده اینک زمان دست خدا

چه فتنه ها همه در جای جای شهر خدا

چه غصّه ها همه در آشیان دست خدا

بریده بود نفس های سینه ای آنجا

بریده بود به کوچه امان دست خدا

نهفته بود غم غربتی به سینه ی حق

شکفته بود گلی در میان دست خدا

الهه ای که به عالم زبانزد کرم است

نشسته منتظر ارمغان دست خدا

تو ای مدافع قامت کمان دست خدا

تو ای مسافر غربت به جان دست خدا

ببین که ساحل چشمان عشق طوفانی است

ببین که موج زند دیدگان دست خدا

سرشک دیده اش از دست تو تمنّا داشت

شکسته بود مگر استخوان دست خدا

گل قنوت سحرگاه او پر از شبنم

ببارد از غم تو آسمان دست خدا

اگر چه شد ز سرت سایه ی نبی کوتاه

چه غم ، پناه تو شد سایبان دست خدا

توان نمانده علی را ، کند پرستاری

تو را که بوده ای عمری توان دست خدا

نوازش تن مجروح توست مرگ علی

چه سخت می گذرد امتحان دست خدا

تو را شکسته دلان در بقیع چه می جویند ؟

که هست مرقد تو پرنیان دست خدا

به پای محمل سبزت فرشته دست افشان

که دست خویش ندادی نشان دست خدا



موضوع : حضرت زهرا(س)-شهادت، 
دوشنبه 1394/01/3

حضرت زهرا(س)-مدح و شهادت


دیده آنگاه که با اشک ملاقات کند

رزق گریه طلب از مادر سادات کند

گریه هر کس نکند معرفتش کامل نیست

"گر چه صد مرحله تحصیل اشارات کند"

روز محشر که همه دیده گریان دارند

نوکر فاطمه آن روز مباهات کند

می زند از قفس عالم خاکی بیرون

هر که با سینه زنی سیر سماوات کند

یا علی گفتم و با منکر زهرا گفتم

برود توبه کند ترک عبادات کند

این چه سرّی است که در "بضعة منی" جاری است

که جهان حیرت از این کشف وکرامات کند

وصف نور تو نه در حد زبان بشر است

که خدای تو فقط قدر تو اثبات کند

آه و افسوس که این قوم نشد بعد رسول

حرمت اشک تو را خوب مراعات کند

زخم پهلوی تو با قلب علی کاری کرد

سالها گریه بر این عمق جراحات کند

آن که سیلی به تو زد، هیزم دوزخ باشد

همه شب تا به سحر گرچه مناجات کند



موضوع : حضرت زهرا(س)-شهادت، حضرت زهرا(س)، 
دوشنبه 1394/01/3

حضرت زهرا(س)-بستر شهادت


چرا باید خروش اشک هایت بی صدا باشد

ببار ای آسمان من که رازم بر ملا باشد

ببار ای آسمان مرتضی هم روز و هم شب را

که تنها گریه تو یار تنهایی ما باشد

چرا از چادرت باید بفهمم حال و روزت را

چرا همراز تو دیگر نباید مرتضی باشد

چرا این قدر رو می گیری از من آفتاب من

نمی خواهی ببینم گوشه چشم تو را؟ باشد

مخوان ای زندگی من دعای مرگ را دیگر

مخواه ای آشنایم غربتم را از خدا باشد؟

تو باید سالهای سال ماه خانه ام باشی

و باید سایه ات روی سر این طفلها باشد

صدای در، نگاه کودکان خیره به سوی توست

ولی ای کاش این بار آشنا باشد

بریز آب روان اسماء ولی آهسته آهسته

به طفلانم بگو تا گریه هاشان بی صدا باشد

ولی در زیر پیراهن عجب داغی خدای من

همین؟ می خواستی آتش بگیرم با وفا؟ باشد



موضوع : حضرت زهرا(س)-شهادت، 
دوشنبه 1394/01/3

حضرت زهرا(س)-بستر شهادت


به حال ما، در و دیوار خانه می گرید

برای غربت ما آشیانه می گرید

فرشته های خدا و هرآنکه مادر شد

به یاد مادر ما عاشقانه می گرید

نه آشنا، نه رفیقی، ولی در این کوچه

گذشت هر که از این آستانه می گرید

لباس رزم به تن کرده، ذوالفقار به دست

علی نشسته و در بین خانه می گرید

علی؛ دلاور میدان، علی؛ ولیّ خدا

به یاد آتش و دود و زبانه، می گرید

چه رفته بر تو مگر مادرم! بگو با من

که در مصیبت تو هر کرانه می گرید؟

بهار آمده آری ... بهار فاطمه، آه...

نسیم و غنچه و جوی و جوانه می گرید

برای غربت ما آشیانه می گرید

به حال ما، در و دیوار خانه می گرید...



موضوع : حضرت زهرا(س)-شهادت، 

حضرت زهرا(س)-مدح و شهادت


عالم اسیر جزر و مد بی قراری ات

طوفان چه کرده با دل دریا کناری ات

رخ در محاق برده ای ای ماه نیمه جان

نیلی شده ست روی تو از زخم کاری ات

دریای صبر…کوه نجابت…شکوه عشق

حیرت زده ست عاشقی از بردباری ات

در راه عشق صرف نظر کردی از وجود

جان جهان فدای ولایتمداری ات

تشبیه تو به هرچه به جزتو قشنگ نیست

پیش رخ تو نیلی دریا که رنگ نیست

درخانه سادگی و صفا موج می زند

در هر طرف حضور خدا موج می زند

لب بسته ایم و ناله ی دلهایمان بلند

در این سکوت محض، صدا موج می زند

مادر کنار پنجره پهلو گرفته است

بابا میان اشک و دعا موج می زند

سجاده ات دریچه ی بازی ست رو به عرش

درآن عبادت دوسرا موج می زند

گرچه دلش از آنهمه غم در تلاطم است

با این وجود وقت دعا فکر مردم است

کوه از غم تو دست به پهلو گرفته است

با ناله ات زمین و زمان خو گرفته است

از بازوی شکسته نگفتی که نشکند

کرار از تو قوت بازو گرفته است

ای چادر تو اوج حجاب و عفاف زن

از کور، مثل تو چه کسی رو گرفته است؟

در پرده های عصمتی و خانه ی تو نور

امروز شمع عمر تو سوسو گرفته است

از خانه ی تو نور به افلاک می رود

جان ابوتراب سوی خاک می رود

سرمایه ی سلاله ی نور و امامتی

امّید نا امیدی روز قیامتی

مدیون بخشش تو مدینه… نه…عالم است

آغاز بخششی و تمام کرامتی

آتش کجا و دیده ی گریان ماتمت

لبخند سربلندی روز ندامتی

با پهلوی شکسته به دنبال مرتضی

چشم جهان ندیده چنین استقامتی

باید در عاشقی به شما اقتدا کنیم

رخصت گرفته ایم که مادر صداکنیم



موضوع : حضرت زهرا(س)-شهادت، حضرت زهرا(س)، 
دوشنبه 1394/01/3

حضرت زهرا(س)-مدح-بیداری اسلامی


درسایه ی طوبی اگر عرش، ایستاده ست

یاس و بِه و سیب بهشتی، بار داده ست

با سجده ی زهرا عبادت،جان گرفته

حق، با بتول از انبیا پیمان گرفته

با «هَل اَتی» درهای «بارِ عام» باز است

زهرا که باشد سفره ی ایتام باز است

از نسلِ سلمانیم و یاد اهل بیتیم

ما هم غلامِ خانه زاد اهل بیتیم

از عهده ی مدحش دلِ ما بر نیامد!

«زهرا شدن» از غیرِ زهرا بر نیامد

گرچه ز کارِ خانه، دستش پینه دارد

او مادری بر یازده آئینه دارد

با خون نموده نخلِ دین را آبیاری

او مادرِ نسلِ شهیدان است… آری!

نجمِ شفاعت بود عرشِ مهر و مَه را

پس دومین رکنِ ولایت بود «زهرا»

هفتاد و دو آئینه در دستان زهراست

آری… شهادت، سفره ی احسانِ زهراست

بدمستی آئینه ها، خوشنامی ماست

یک جلوه اش «بیداریِ اسلامی» ماست

بر غیرِ زهرا از ازل گفتیم تا «نه»

ترس از «خدا» داریم و ترس از «کدخدا» ، نه!

در ظلمتی که بارِ اهلِ مکّه، کج بود

منصوره ای آمد که حجّت بر حُجَج بود

بطنِ تکاثر، گور دخترهاست انگار

حق، در ظهورش کوثری می خواست انگار!

محتاج، از انفاق او با تاج می رفت

از دامنِ زن، مرد تا معراج می رفت

گرچه فلَک، در محضر او قدِّ خَم داشت

«حوریه» ، پایش از عبادت ها ورم داشت

آنسان که حیدر در کفَش تیغِ دو دَم داشت،

زهرا هم از «عفّت» ، سلاحی محترم داشت

«چشم خدا» بی فاطمه، آئینه، کم داشت

با این همه… ای کاش زهرا هم «حرم» داشت

ما لال بودیم… او تبِ فریادمان داد

رسم حمایت از ولی را یادمان داد

حالا که صدها سال زان دوران، گذشته ست

عطر خدا در عصرِ ما آکنده گشته است

این سرزمین، آوازه از «روح خدا» یافت

ایران به هر شهری هزاران کربلا یافت

بر سفره ی حُسن تو مهمانیم، مادر!

سرزنده مانند شهیدانیم، مادر!

با پینه های دست، یار اهل بیتیم

ما کارگرهای دیار اهل بیتیم

آهی که داریم از غمِ قتلش، حماسی ست

زیرا سپاهِ اشکِ زهرا هم سیاسی ست

فرزند زهرا گفت: در صدر است ایران!

«شِعب ابی طالب»…نه! در بدر است ایران!

وقتی پسندیدیم راه کربلا را

از جنگ و از تحریم باکی نیست ما را

حیدر، اگر یکّه سوارِ یکّه تاز است

زهرا که باشد، از سِپر هم بی نیاز است!

بغضِ گلو بر چادرِ زهرا، گِره شد

زهرا به خاک افتاد و حیدر، بی زِره شد

اندوه حیدر تا قیامت رفتنی نیست

«گفتن ندارد!» داغ زهرا گفتنی نیست



موضوع : حضرت زهرا(س)-شهادت، حضرت زهرا(س)، اشعار اجتماعی-سیاسی، 
دوشنبه 1394/01/3

حضرت زهرا(س)-بستر شهادت


مادر نگو که حال تو بهتر نمی شود

بی گریه بعد تو شب ما سر نمی شود

دیشب دوباره آن زن همسایه طعنه زد:

این اشک ها برای تو مادر نمی شود

گفتم: طبیب، مادرمان خوب می شود؟

با سر اشاره کرد که دیگر نمی شود

مادر ببین برای خودم خانمی شدم

دیگر غریب، بعد تو حیدر نمی شود

داغ تو بُرد تاب پدر را اگر نه صد

لشگر حریف فاتح خیبر نمی شود

بی مرغ عشق خانه مان سرد و ساکت است

کوچه بدون یاس، معطر نمی شود



موضوع : حضرت زهرا(س)-شهادت، 
دوشنبه 1394/01/3

امام حسن مجتبی(ع)-مدح و شهادت


پرکشیدم در هوای باصفای مجتبی

که رها می گردم امشب در هوای مجتبی

جای معنای کرم نام حسن باید نوشت

حاتم طایی گدای دست های مجتبی

پابه پای فاطمیه باید ای اهل بکاء

بیشتر گریه کنم پای عزای مجتبی

در قیامت مستحق لطف زهرا و علیست

عاشقی که دل سپرده بر ولای مجتبی

از دلم دل می برد در گوشه ی "باب الجواد"

فکر "باب القاسم"صحن و سرای مجتبی

خاطرات کوچه ای باریک... داغ فاطمه س

مانده روی خاک کوچه ردّپای مجتبی

زهر مثل خنجری از حنجرش خون می مکید

گوشه ی حجره به پا شد کربلای مجتبی

یاکریمم بر فراز قبر آقایی کریم

التماس دست های خالی مایی کریم



موضوع : امام حسن (ع)، امام حسن(ع)، 

حضرت زهرا(س)-مدح و شهادت


چه افتخار بزرگی ، گدای فاطمه ایم

همیشه ملتمسین دعای فاطمه ایم

چه خوب شد که غلام وفای فاطمه ایم

مقلدان ره فضه های فاطمه ایم

تمام عمر نشستیم زیر پرچم او

همیشه روی لب ماست اسم اعظم او

خدا به خاطر او داده است ما را جان

به لطف حضرت زهرا شدیم با ایمان

رسیده خیر کثیرش به جمع ما هر آن

اگر نبود ، نبودیم حیدری الآن

هوای حیدریون را همیشه دارد او

رویم سمت جهنم؟! نمی گذارد او

ندیده ایم زنی را ازو خدایی تر

ندیده ایم ازو شیعه ای ولایی تر

برای حضرت مولا ازو فدایی تر

ز فاطمه احدی نیست مرتضایی تر

به جرم اینکه شعار علی علی سر داد

میان شعله ی یک عده بی وفا افتاد

برای اینکه نگویند علی شده بی یار

کشیده حضرت ریحانه زحمت بسیار

شکست حرمت او بین آن در و دیوار

غریب بود میان چهل نفر اشرار

زبان ز گفتن این ماجرا حیا کرده

برای حضرت مولا پسر فدا کرده

نوشته اند که بد کینه ها زدند او را

به پیش چشم علی بی هوا زدند او را

برای کشتن شیر خدا زدند او را

مغیره های بدون حیا زدند او را

هزار روضه نا گفته آمده سر او

سه ماه گریه ی خون بود کار بستر او

ازین زمانه بی رحم خسته بود سه ماه

عزا گرفته ی آن دست بسته بود سه ماه

برای دیدن مرگش نشسته بود سه ماه

شنیده ایم که پهلو شکسته بود سه ماه

شبی نبود که مرگ از خدا طلب نکن

برای غربت دلدل* سوار تب نکند

 

*نام اسب امیرالمونین علیه السلام



موضوع : حضرت زهرا(س)-شهادت، 
دوشنبه 1394/01/3

امام زمان(عج)-مناجات فاطمیه


سفره خالیست ولی نان تو خواهد آمد

چه غم از درد که درمان تو خواهد آمد

پس مزن دست مرا وُسع گدایت اینست

دلخوشم لطف فراوان تو خواهد آمد

این دهه پشتِ درِ خانهی خود را ننداز

صبح و شب عبد پریشان تو خواهد آمد

آخر از روضه سوی خیمهی تو میآیم

آخر این دست به دامان تو خواهد آمد

چشمِ ما خشک که شد قحطیِ نعمت هم شد

اشک چون آمده باران تو خواهد آمد

زندگی کردن ما مردگیِ محض شده

پس کِی آقا ، سر و سامانِ تو خواهد آمد؟

کاش می شد که به یعقوب ، کسی مژده دهد

یوسف از مصر به کنعان تو خواهد آمد

روزی از دور مرا گریه کنان میبینی

آن زمان حُرّ پشیمان تو خواهد آمد

آخرین ماه زمستان شده امّا یک روز

آخرین ماه زمستان تو خواهد آمد

بین هر کوچهی باریک اگر گوش کنی

نالهی مادرِ بی جان تو خواهد آمد

تا زمین خورد تو را کرد صدا ، یعنی که

حق و احقاق به دستان تو خواهد آمد



موضوع : امام زمان(عج)-مناجات فاطمیه، 
یکشنبه 1394/01/2

امام زمان(عج)-مناجات فاطمیه


ای امید آخر دلهای ما کاری بکن

درمیان لحظه ی سبز دعا کاری بکن

خسته ام از روزهای انتظار آقای من

خسته ام..افتاده ام از پا..بیا کاری بکن

جمعه ای برگرد ای دار و ندار فاطمه

بی تو دلها از خوشی گشته جدا کاری بکن

روضه خوان فاطمه امشب کمی روضه بخوان

مادری افتاده بین کوچه ها کاری بکن

مادری تنها میان کوچه ای سرد و شلوغ

چادرش افتاده زیر دست و پا کاری بکن

چادری خاکی و دست بسته و روی کبود

ای انیس اشک های مرتضی کاری بکن

دست سنگین کسی بر صورت مادر نشست

وای از آشوب قلب مجتبی کاری بکن

پای داغ کوچه ها آخر حسن دق می کند

سهم چشمانش شده اشک عزا کاری بکن

ناله ی ای وای مادر برلبش دارد حسین

کوچه های شهر گشته کربلا کاری بکن



موضوع : امام زمان(عج)-مناجات فاطمیه، 
یکشنبه 1394/01/2

امام زمان(عج)-مناجات فاطمیه


قرار رفت، تو که از کنار ما رفتی

بهار رفت از این روزگار، تا رفتی

نماند عید برای کسی از اهل زمین

از آن زمان که تو از عرض تا سما رفتی

چقدر آمده ای میهمانی دل ما

همینکه دیدی خالیست از خدا، رفتی

به بزم های عزا ناشناس آمدی و

غریب مثل همیشه، ای آشنا رفتی

همه به دیدن مادر روند اول سال

عزیز فاطمه امروز تو کجا رفتی

مرا دعا کن اگر زائر مدینه شدی

مرا دعا کن اگر که به کربلا رفتی

سلام خاک درت را به مادرت برسان

اگر عیادت بانوی آب ها رفتی



موضوع : امام زمان(عج)-مناجات فاطمیه، 
یکشنبه 1394/01/2

حضرت زهرا(س)-رخ خورشید


تاحال ندیده ست زمان، بر رُخ خورشید

یک لکه ی مشکی زِ میان ،بر رُخ خورشید

یا ابر سیه جای گرفته، به عذارش

یا سایه ی مه کرده مکان، بر رُخ خورشید

این نم نم باران، چه غم انگیز، ببارد

این رودِ سرشک است روان، بر رُخ خورشید

گویا که زِ جور و زِ جفایِ زَمَن افتاد

سر پنجه ی سیلیِ جهان ، بر رُخ خورشید

می کرد طلوع، بر پدرِ خاک، سه دفعه

این شمعِ فروزان به اذان، بر رُخ خورشید

دو نور الهی ، دو قمر، هردو درخشان

دو شمس به پیدا و نهان ، بر رُخ خورشید

***

با تشکر از شاعر گرامی



موضوع : حضرت زهرا(س)-شهادت، 
یکشنبه 1394/01/2

حضرت زهرا(س)-بعد شهادت


خبر توطئه ی نبشِ قبور آمده است

آری عمار، چو پیکی، به حضور آمده است

یا علی خیز و نگر،باز عدو مستِ غرور

بر حرمخانه ی زهرا به عبور آمده است

پشتِ دیوارِ بقیع ، صف زده، شیطان صفتان

در پیِ قبرِ غریبِ شه و بانویِ زنان

ناگهان، کوهِ غضب، از دلِ دریا جوشید

از میان پاشد و با هیمنه، جوشن پوشید

به جبین بست،به رزمِ علوی اش ، سربند

جرعه ای، از میِ قهّاریَّتِ رب نوشید

ذوالفقارش، به کف و نعره کشان، همچو اسد

آمد آن مظهرِ اسماءِ جلالیِّ احد

روبهان تاکه علی را، به تجلّی دیدند

کرده قالب تهی، از شیرِ خدا ترسیدند

قدرت الله رسیده، دمِ دیوارِ بقیع

نُه فلک نیز، به همراهِ زمین لرزیدند

گفت حاشا که شوید، آگه از این سرِّ خدا

پُر نمایم، همه ی دشت ز خونهای شما

ذوالفقارم ز غلاف آمده بیرون. بیرون

عقده های دو سه ماهه زده بیرون، بیرون

گردنش می شکنم، هر که بماند به بقیع

بی وضو آمده در میکده، بیرون، بیرون

که دگر صبرِ علی بر لبِ پیمانه رسید

خُمِ مِی، با دوسه پیمانه ، به میخانه رسید

همه رفتند. علی یکّه وتنها مانده

در کنارِ حرمِ مخفیِ زهرا مانده

گفت: با همسرِ مظلومه ی غمدیده ی خود

که تو رفتی و مرا غصّه و غمها مانده

فاطمه بعد تو بی یار و حبیب است علی

در مدینه ، تک و تنها و غریب است علی

***

با تشکر از شاعر گرامی



موضوع : حضرت زهرا(س)-شهادت، 
یکشنبه 1394/01/2

امام رضا(ع)-نوروز


اوّلِ سال، فقط شمسِ رضا را عشقست

در همه حال، فقط شمس رضا را عشقست

اینکه خورشید شده، مبدا تقویمِ عجم

گو به اجمال، فقط شمسِ رضا را عشقست

نورِ خورشید ،تجلّیِ خَمِ زُلفِ رضاست

بی خط و خالِ فقط شمس رضا را عشقست

صد چو یوسف به ترازوی ثمن جمع شوند

دمِ مکیال، فقط شمس، رضا را عشقست

ملکِ وحی به همراه ملائک گفت و

زد پر وبال: فقط شمس رضا را عشقست

کُلُّهم نور ، ولی بینِ شموس و بینِ

نبی وآل فقط شمسِ رضا را عشقست

***

با تشکر از شاعر گرامی



موضوع : امام رضا(ع)-مدح و مناجاتی، 
یکشنبه 1394/01/2

حضرت زهرا(س)-بستر شهادت


 گریه های شب و روزم به ثمر نزدیک است

کن حلالم که دگر   وصلِ سحر نزدیک است

دیده ای گریه ی طوفانیِ زهرایت را

یاعلی رخصتِ دیدارِ پدر نزدیک است

نشدآخر که ببینم پسرم محسن را

الوداع، دیدنِ رُخسار پسر نزدیک است

جای زخمی که زمسمار به سینه گُل کرد

داده آزار مرا چون به جگر نزدیک است

نتوانم دگر از روی زمین برخیزم

این جراحات علی جان به کمر نزدیک است

این سه ماهه غم تنهایی تو پیرم کرد

عمرِ گُل کوته و گویی که سفر نزدیک است

می روم با دلی آکنده زغمهای حسن

قصّه ی طشتِ پُر از خونِ جگر نزدیک است

دَمِ گودال ، حسینم به زمین می افتد

ماجرای گلو و نیزه وسر نزدیک است

وای از داغ رباب و لب عطشانِ علی

به گلویش هدفِ ،تیرِ سه پر نزدیک است

***

با تشکر از شاعر گرامی



موضوع : حضرت زهرا(س)-شهادت، 
یکشنبه 1394/01/2

حضرت زهرا(س)-شهادت


باریده بر سقف قفس خون کبوترها

آتش گرفت این خانه با فتوای ابترها

هرگز ندارد سابقه در سال های دور

برخورد بی شرمانه با آل پیمبرها

انصاف با جسم رسول الله مدفون گشت

وارونه شد در طرفه عینی تنگ باورها

دستی که آن ساعت رسول الله بالابرد

دستی که می افکند با یک ضربه خیبرها

با ریسمان بستند و  سوی مسجد آوردند

الحق که نامردند... نامردند کافرها

تاریخ می داند همین یک فاطمه کافیست

بهر دفاع راستین از حق حیدرها

مردی ز آب شور چشمانش وضو می ساخت

وقتی که شد آغشته با خونابه، کوثرها

هربار پنهان می کند با زحمتی سرشار

آن گونۀ مجروح را از چشم دخترها

جان ملائک بر لب آمد بس که جان فرساست

پیش نگاه کودکان تدفین مادرها

با یاد جسم سرد مادر گریه می کردند

یکریز در آغوش همدیگر برادرها

لب های مولا مملو از افسوس می خواند

امن یجیبی خاطر تسکین مضطرها

این شهر ارواح است و هجده سال خواهد سوخت

با مویه ی دیوار ها، با ناله ی درها



موضوع : حضرت زهرا(س)-شهادت، 
یکشنبه 1394/01/2

حضرت زهرا(س)-هجوم به بیت ولایت


نخواستم بنویسم که در خطر بوده ست

گلی که زیرلگدهای حمله ور بوده ست

به هر "در"ی که زدم باز ، باز شد روضه

دلم همیشه در این غصه"در"به "در" بوده ست!

چه شد که جوهرشعرم به رنگ نیلی شد

و سرخ شد رخش از این که بی خبر بوده ست!

قلم رها شد و اول نوشت اینگونه:

گلی که پاره ی جسم پیامبر بوده ست

پس از تمام سپس ها رسید آنجا که

هم او که جان نبی بوده پشت در بوده ست

نوشتم "آتش" و شعرم نسوخت ، این آتش

به لطف واژه ی "زهرا"ست  بی اثر بوده ست

برای کشتن محسن  بهانه ها این بود

همین که فاطمه مادر، علی پدر بوده ست !

دری توان علی را  گرفت و پرسیدم

مگر که از در خیبر بزرگتر بوده ست؟!

علی که قدرت یک  دست او میان نبرد

به قدر قدرت و زورچهل نفر بوده ست!

چگونه شد که سپر شدبرای او زهرا

علی همان که به هر جنگ بی سپر بوده ست

امیرتیغ دوسر طعنه  هافراوان خورد

ز مارها که زبان هایشان دوسر بوده ست!

و بیت بیت غزل شد شبیه یک کوچه

دلم گرفت و نوشتم علی اگر بوده ست...

**

قلم به دست من آمد دوباره ساکت شد

قلم نخواست بگوید که درخطر بوده ست

و نام قاتل او را میان قافیه ها

نشد بیاورد و گفت میخ در بوده ست!!!



موضوع : حضرت زهرا(س)-شهادت، 
یکشنبه 1394/01/2

حضرت زهرا(س)-درب خانه


در به او یا نه! که تکیه می کند مادر به در

رازهای سر به مهری گفته او آخر به در

زخم های بر تنش بسیار و با هر قطره اشک

آیه ای نازل شده از سوره ی کوثر به در

در جهان پیچیده عطرش،  نام او را خوانده اند

غنچه ای پرپر به دست بادهای دربه در

فاصله بین گل و دیوار کمتر می شود

اعتمادی نیست با یک ضربه ی دیگر به در

چشم های خانه گریان است ای خواهر کمی

پاک کن این اشک ها را زل بزن کمتر به در!

گرچه از پهلوی خونینش خجالت میکشد

شرم دارد از علی هربار با هر ضربه ، در



موضوع : حضرت زهرا(س)-شهادت، 
یکشنبه 1394/01/2

حضرت زهرا(س)-مدح


ازل برای ابد مُلک لایزالش بود

چه فرق می‌کند آخر که چند سالش بود؟

حریم عرش خدا بود سقف پروازش

تمام وسعت عالم به زیر بالش بود

وجود خون خدا را به شیر خود پرورد

بزرگِ کرب و بلا طفل خردسالش بود

پس از غروب که خورشید راه خانه گرفت

چراغِ کوچه ی شب قامت هلالش بود

زمین شب زده را رشک آسمان می‌کرد

اگر فزون‌تر از آن خطبه‌ها مجالش بود



موضوع : حضرت زهرا(س)، 

حضرت زهرا(س)-مدح

   

یگانه مادرِ خون خدا، خدای تو کیست؟

بهشت، شیربهای تـو، خونبهـای تو کیست؟

جهـان بـه نـزد سـرای تـو سائـل اعماست

وگرنـه محـرم خـاک درِ سرای تـو کیست؟

کـسی کـه عـارف قــدرِ محبتت بـاشد

جز آنکه گفت به نزد تو من فدای تو کیست؟

قسم بـه طـول نمازت بگو خداوندی

که می‌دهد عوضِ زخمهای پای تو کیست؟

بــه رحمتـی کــه دعـا می‌کنی به همسایه

بگو که در دو جهان لایق دعای تو کیست؟

ای استجـابت پیـش از دعا! به غیر رسول

بگو کسـی که دعا می‌کند برای تو کیست؟

نسیمی از نفست زینب است و زینت عرش

غباری از قدمت فضّه شد، طلای تو کیست؟



موضوع : حضرت زهرا(س)، 
یکشنبه 1394/01/2

حضرت زهرا(س)-مناجات و شهادت


دست و پاگیرم ولیکن دست و پا دارم هنوز

هرچه هستم بازهم طبع گدا دارم هنوز

سفره ات را می تکانی روزی ما میرسد

گرچه سیرم کرده ای میل غذا دارم هنوز

لطف مادر بهترین تمثیل از لطف خداست

تا به زیر چادرت هستم خدا دارم هنوز

نان بپز نان تو خوردم که درستم کرده است

در تنور خانه ات دارالشفا دارم هنوز

خانه ات جارو کشی میخواست من جارو کشم

کار اگر اینجا کنم یعنی بها دارم هنوز

گفته ام در قبر بگذارند روی سینه ام

دستمال گریه بر داغ تو را دارم هنوز

درنمازم هم به روی شانه ام شال عزاست

من به یمن شال مشکیتان عبا دارم هنوز

باهمان یک دست من را یاد کن بین قنوت

مستمندم بی کسم عرض دعا دارم هنوز

بازهم درخانه ام عطر فدک پیچیده است

چون که از خرمای باغت چندتا دارم هنوز

هرکجا ذکر تو شد برمن حسین الهام شد

درمیان روضه ات غار حرا دارم هنوز

مادر ارباب اذن کربلایم را بده

در دل دیوانه داغ کربلا دارم هنوز

من بدم می آید از درها که بد وا میشوند

نفرت از مسمار و از این چیزها دارم هنوز

بعد تو دیگر علی را هیچکس خندان ندید

طعنه هم میزد کسی میگفت عزادارم هنوز



موضوع : حضرت زهرا(س)-شهادت، حضرت زهرا(س)، 


( کل صحن های حسینیه : 338 )    1   2   3   4   5   6   7   ...   


درباره حسینیه


سلام!به پایگاه فرهنگی هیات «مکتب الشهداء تهرانسر» خوش آمدید...
×××
برای ارتباط با ما می توانید از طریق آدرسmotallebi64@gmail.com اقدام فرمایید.
×××
برای شرکت در کارگاه مجازی شعر آیینی حسینیه می تونید به آدرس ذیل مراجعه کنید:
hosenih.mihanblog.com/post/3201
×××
آدرس پایگاه اطلاع رسانی هیات مکتب الشهداء-تهرانسر:
maktab-shohada.mihanblog.com

مدیر وبلاگ : شاهد
آمار زائرین حسینیه
  • زائرین امروز :
  • زائرین دیروز :
  • زائرین این ماه :
  • زائرین ماه قبل :
  • کل زائرین :
  • تعداد کل اشعار :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
پایگاه های مدح و مرثیه
لوگوها

 پایگاه تخصصی مدح و مرثیه

 پایگاه تخصصی روضه و مقتل

 پایگاه نوحه و سبک های مداحی

کتاب موبایل حسینیه-مدح و مرثیه

 پایگاه اطلاع رسانی هیات مکتب الشهداء-تهرانسر

 کارگاه مجازی شعر آیینی حسینیه

 اشعار استاد علی اکبر لطیفیان

 پایگاه شارژ فرهنگی

 قرارگاه-پایگاه فرهنگی هیئت مکتب الشهداء
پایگاه مرجع و جامع محصولات و تولیدات دفاع از دستاوردهای هسته‌ای





Powered by WebGozar