حسینیه پایگاه تخصصی مدح و مرثیه
جهت دسترسی آسان به اشعار مورد نظر از فهرست موضوعات استفاده کنید
موضوعات اشعار

بسم رب الحسین(ع)


با خبر شدیم کتاب شعر آیینی شاعر گرامی 

جناب آقای محمد بیابانی

با موضوع(حسنمقطع) مجموعه غزل های کاربردی اول مجلسی حضرت حجت(عج)، 

به چاپ رسیده است.

در ادامه، قسمتی از مقدمه این اثر را مشاهده میکنید...

بسمه تعالی

اَلسَّلامُ عَلَى الْمَهْدِىِ‏

الَّذى‏ وَعَدَ اللَّهُ عَزَّوَجَلَّ بِهِ الْأُمَمَ، اَنْ یَجْمَعَ بِهِ الْكَلِمَ، وَیَلُمَّ بِهِ الشَّعَثَ، وَ یَمْلَأَ بِهِ الْأَرْضَ قِسْطاً وَعَدْلاً،  وَیُمَكِّنَ لَهُ وَیُنْجِزَ  بِهِ وَعْدَ الْمُ                                             

 

حسن مقطع به معنی حسن انتهاست. آن است که شاعر بیت یا ابیات اخیر شعر را خوب گوید و به لفظ عجیب و معنی غریب ختم کند.  )لغت‌نامه ده‌خدا)

... و اگر آفرینش را دیوانی از اشعار فرض کنیم که شاعر آن خداست، زیباترین سرودة این دیوان غزلی‌ست در چهارده بیت که همۀ ابیات آن شاه بیتند و بیت الغزل.

مطلعی دارد که هیچ دیده‌ای ندیده مانندش را و نیز مقطعی که هیچ خاطری نمی‌یابد همتایش را.

حسن آغازش خاتم الانبیاء و حسن ختامش خاتم الااوصیاست.

و این مجموعه گزیده‌ای از سازه‌های این حقیر و هجرگویه‌هایی در ظرف غزل است، در فراق بیت چهاردهم و حُسنِ مَقطَع ناب‌ترین غزل آفریدگار.

مقصود اصلی این ابیات، خود شاهد است که نیّتی در انتشار این آثار نیست مگر استفادۀ از آنها در مجالس آل الله علیهم صلوات الله.

 

برای تهیه این اثر ارزنده میتوانید به انتشارات آرام دل مراجعه بفرمایید.

تلفن انتشارات:66971697-021



موضوع : پایگاه تخصصی مدح و مرثیه، 

امام حسین(ع)-مناجات


کربلایی نشدم خجلت این غم دارم

تا ابد در دل خود شور محرّم دارم

بانی روضه ی عشقم من و در کنج دلم

روز و شب زمزمه و نوحه و ماتم دارم

دین فروشی نکنم اُنس به دنیا نکنم

تا گُلِ فاطمه را مونس و همدم دارم

حسرت آب فراتم به سَر ،  اِی مردم نیست

من که با ذکر عطش ، چشمه‌ی زمزم دارم

کاش تا زنده‌ام از آب فراتت نخورم

من که در جام دلم عشق تو را کم دارم

بیرق عشق تو بر دوش کِشم کوی به کوی

با غم یار به دل عشرت عالم دارم

شور بوذر ، دل مالک ، دم سلمان دارم

به خدا حیدری‌ام من سر میثم دارم

نوکر زینبم و فخر به عالم دارم

با دو چشم تر خود چشمه ی زمزم دارم



موضوع : امام حسین(ع)-مناجات، 

امام حسین(ع)-مناجات


دیشب دوباره ماتم هجران گرفتیم

مردیم از داغ فراقت ، جان گرفتیم

تا که فضای شهرمان گردد معطر

قدری گلاب از دیده ی گریان گرفتیم

این بار بهر روضه های سینه سوزت

ما شور ، بین شعله ی سوزان گرفتیم

جانا شب قدر محرم بود و بر سر

سینه زنانت را چنان قرآن گرفتیم

خوش باد وصلت بر شهیدان محرم

ما درس جانبازی از آن یاران گرفتیم

کن جلوه تا در محفل ذکرت بمیریم

مردن در عشقت را ز خود پنهان گرفتیم

درس شهادت پیشگی و جان نثاری

از بیقراران به خون غلطان گرفتیم

ما کربلایت را به چشم خویش دیدیم

تا ذکر یا مظلوم و یا عطشان گرفتیم

ما هیئت خود را دوباره سر بگیریم

تا که به سوی کربلایت پر بگیریم



موضوع : امام حسین(ع)-مناجات، 

امام حسین(ع)-مناجات


عمری است که دلداده ی نام حسنینم

فریاد برآرم که غلام حسنینم

در کوی خرابات ، مقیمم همه ی عمر

ای می زدگان مست ز جام حسنینم

یا رب ز عنایات محرم کرمی کن

بنمای مقید به مرام حسنینم

در لحظه ی مرگم به شب اول قبرم

محتاج به الطاف مدام حسنینم

از ذکر احادیث ولایی شده ام مست

آمیخته با شهد کلام حسنینم

من مرغک بی بال و پری نغمه سرایم

صد شکر که افتاده به دام حسنینم

مرثیه سرای حرم عشق و ولایم

فریاد غمم ، وقف پیام حسنینم

بر رجعت پر برکتشان معتقدم من

تا منتظر روز قیام حسنینم



موضوع : امام حسین(ع)-مناجات، امام حسن (ع)، امام حسن(ع)، 
دوشنبه 1393/07/28

امام حسین(ع)-مناجات


من مست محرم حسینم

آواره ی پرچم حسینم

ای کاش برای او بمیرم

من کشته ی ماتم حسینم

در اوج جوانیم خمیدم

در داغ قد خم حسینم

از کودکیم شدم غلامش

من نذر محرم حسینم

من وقف شدم برای گریه

در ذکر دمادم حسینم

من بیمه ی عمر کربلایم

لب تشنه ی زمزم حسینم

لب تشنگیم گواه عشق است

دل عاشق قبله گاه عشق است 



موضوع : امام حسین(ع)-مناجات، ورود به محرم، 
دوشنبه 1393/07/28

امام حسین(ع)-مناجات


از جمع زائرانت هرچند ما جداییم

پیوسته در هوای رفتن به کربلاییم

بوسیدن ضریحت، رویای هر شب ما

دریاب دردمان را، بسیار بی نواییم

شاید که کربلایت روزی نصیبمان شد

شب های جمعه با هم محتاج این دعاییم

هستیم تا قیامت مدیون لطف ارباب

چون جزو نوکران آن یار آشناییم

ای کاش مرگمان هم باشد میان هیئت

زیرا به روضه هایت عمریست مبتلاییم

***

با تشکر از شاعر گرامی برای ارسال این شعر



موضوع : امام حسین(ع)-مناجات، 
دوشنبه 1393/07/28

امام حسین(ع)-مناجات


در میان جمعم اما باز غربت می کشم

جرم من این ست که بار محبت می کشم

من همین در کنج عزلت آخرش می بینمت

دودمان هجر را بعدش به عزلت می کشم

من به جرم عاشقى هر شب ملامت می شوم

من به جرم عاشقى هر شب ملالت می کشم

با محبت می کشى و با محبت می کشى

هر چه دارم می کشم از این محبت می کشم

هم میایم پیش تو هم پیش تو می آورم

هم عبادت می کنم هم به عبادت می کشم

هر چه ام، دارم درِ این خانه خدمت می کنم

هر که ام، دارم درِ این خانه زحمت می کشم

گریه کن های تو آقایند، آقاى منند

خاک پاشان را به دیده عین تربت می کشم

یک دلى بشکن ز من تا گریه سیرى کنم

ورنه بعد روضه ات تا صبح حسرت می کشم

آبرویم را بگیر و گریه هایم را نگیر...

گریه ام وقتى نمی گیرد خجالت می کشم

سمت روضه آمدن طى طریقت کردن است

وقت مردن هم خودم را سمت هیئت می کشم

تا که من یک روز در هفته بیایم پیش تو

جان زهرا مادرت شش روز منت می کشم

بچه هایم را بگیر و بچه هایت را بده

با تو دور بچه هاى خویش را خط....



موضوع : امام حسین(ع)-مناجات، 
دوشنبه 1393/07/28

امام حسین(ع)-مناجات


آید نوای زمزمه ، حَیِّ عَلَی الحسین

بشنو صدای فاطمه ، حَیِّ عَلَی الحسین

همراه آل فاطمه ، آوای جبرئیل

با اضطراب و واهمه ، حَیِّ عَلَی الحسین

عالم گرفته نغمة ، قد قامت العزا

این است نوحۀ همه ، حَیِّ عَلَی الحسین

از کاتبان وحیِ خدا تا پیمبران

گویند بی مقدمه ، حَیِّ عَلَی الحسین

ای اهل عالم این نفس پاک مصطفاست

با ما کند مکالمه ، حَیِّ عَلَی الحسین

گویند در حسینیة عرش ، خادمان

با بانوان خادمه ، حَیِّ عَلَی الحسین

اهل بهشت اهل زمین اهل آسمان

این را کنند ترجمه ، حَیِّ عَلَی الحسین

پرچم ، علم ، کتیبه ، کُتل ، خیمه ، نوحه خوان

خوانند نوحه با همه ، حَیِّ عَلَی الحسین

زینب ، سکینه ، نجمه ، رقیه ، حرم ، رباب

ذکر زنان عالمه ، حَیِّ عَلَی الحسین

حنجر ، گلو ، عطش ، تَه گودال ، نالة

یک مادری مکرمه ، حَیِّ عَلَی الحسین

گهواره ، گوشواره ،عبا ، جامه ، مقنعه

با معجری به زمزمه ، حَیِّ عَلَی الحسین

حالا وحوش دشت و بیابان و کوهها

با هم کنند همهمه ، حَیِّ عَلَی الحسین

باید که پاس دور خیام حرم دهیم

همراه میر علقمه ، حَیِّ عَلَی الحسین

خون شهید ، اشک اسیر ، آه هر یتیم

خاک و پلاک و قمقمه ، حَیِّ عَلَی الحسین

خون می چکد ز گریة صبح و مسا هنوز

بر زخمهای جمجمه ، حَیِّ عَلَی الحسین

تا خیمه ها بپاست بگو ، وَرنه عمرها

آنی رسد به خاتمه ، حَیِّ عَلَی الحسین

***

از وبلاگ حاج محمود ژولیده



موضوع : امام حسین(ع)-مناجات، ورود به محرم، 
دوشنبه 1393/07/28

امام حسین(ع)-مناجات


تو کشتی عشق، ناخدای "نوح"ی

تو جلوه ی روشنی ز "یا سبوح"ی

هـــر جا که نوشتیــــم "اباعبدالله"

بی وقفه نوشتیـم "فـــداکَ روحی"



موضوع : امام حسین(ع)-مناجات، 
دوشنبه 1393/07/28

امام حسین(ع)-مناجات


مرا بخوان که به عشق تو تشنه‌تر باشم

بخوان که مثل خیام تو شعله‌ور باشم

من از دیار حبیبم نه از بلاد غریب

مرا بخوان نفسی با تو همسفر باشم

قسم به روضه دیوار و در که تا هستم

به یاد کرب و بلای تو دربه در باشم

به ماتم حسن بن علی گرفتارم

مقدّر است که همواره خون‌جگر باشم

قسم به غربت مسلم غریب خواهم مرد

اگر ز غربتت ای یار باخبر باشم

بیار باده اهلی من العسل مولا

که در کنار تو از مرگ برحضر باشم

دلم شده است به تیر سه شعبه زخمی تا

به یاد اصغر شش ماهه نوحه‌گر باشم

غبار راه سعیدم مرا بخوان ای یار*

مرا بخوان که نماز تو را سپر باشم

به شعله بسته عدو بارگاه زینب را

مرا مباد که یک آه بی اثر باشم

 

*مقصود از سعید در مصرع: "غبار راه سعیدم مرا بخوان ای یار" سعید بن عبدالله حنفی از شهدای كربلاست كه در روز عاشورا مقابل امام علیه السلام ایستاد تا آن حضرت نماز را اقامه نماید و بر اثر اصابت تیرها به شهادت رسید.



موضوع : امام حسین(ع)-مناجات، 
دوشنبه 1393/07/28

امام حسین(ع)-مناجات


هرکس حسینی است هزاران نشانه هست

آری هنوز کرب و بلا را نشانه هست

عشق حسین از دل ما شعله می کشد

شکر خدا که آتش دل را زبانه هست

ما را ملازمان حریمش نوشته اند

ماه حرم میان همین آشیانه هست

چندین هزار لشگر هیئت ، سیاه پوش

آمادة رکاب امام زمانه هست

این خیمه ها کلاس علمدار کربلاست

بالای خیمه دست امیر یگانه هست

هرجا غریب هست هزاران حبیب هست

او را هنوز درد دل مخفیانه هست

باید کمی محاسن خود را خضاب کرد

در هر درختِ پیر امید جوانه هست

هر روز پای مرکب دلدار حاضریم

میدان امتحان و عمل هر زمانه هست

روزی رسد که کشتة ارباب می شویم

یعنی امید زندگی جاودانه هست

از داغ کربلا تن ما درد می کند

گویی هنوز هم اثر تازیانه هست

در کعبة خرابه طوافی کن و ببین

بر بام عرش هم حرمی دخترانه هست



موضوع : امام حسین(ع)-مناجات، 
دوشنبه 1393/07/28

امام حسین(ع)-مناجات


لرزانده غربت تو دل روزگار را

برده است داغت از دل عالم قرار را

شکر خدا به روز جزا دست ما پر است

پر کرده ایم از غم تو کوله بار را

ما روضه توایم و دگر هیچ نیستیم

از ما مپرس نام و نشان و دیار را

یک عمر با خیام تو ما تیر خورده‌ایم

این زخم‌ها گواه شده شوق یار را

باران گریه آمد و دل زنده شد حسین

آباد می‌کند غم تو شوره‌زار را

ای کاش خاک پای تو باشیم عاقبت

تا تاج سر کنیم همین افتخار را

ما کربلا نرفته ز دنیا نمی‌رویم

ما را ببر، تمام کن این انتظار را



موضوع : امام حسین(ع)-مناجات، 
دوشنبه 1393/07/28

امام حسین(ع)-مناجات


جمع رسل محو در صفات تو هستند

وقف نشان دادن حیاط تو هستند

ذات وجودی انبیای الهی

جمع شده در میان ذات تو هستند

جلوی ربی عارفان حقیقت

کاسه به دست تجلیات تو هستند

جلوه مکن بندگان به کفر می افتند

جلوه نکرده هنوز مات تو هستند

جام بهشتی و نهر های بهشتی

گوشه ای از برکت فرات تو هستند

گندم شهر ری ات که روزی ما شد

دوستانت پی زکات تو هستند

روز قیامت اگر نیامده از راه

منتظر کشتی نجات تو هستند

طفل رضیع تو دستگیر دو عالم

گر چه کودک ولی پیر دو عالم 



موضوع : امام حسین(ع)-مناجات، 
دوشنبه 1393/07/28

امام حسین(ع)-مناجات


ذکر تمام جانها لبیک یا حسین جان

شور همه جوانها لبیک یا حسین جان

عرش خدای رحمان  گوید به آه سوزان

آوای آسمانها لبیک یا حسین جان

از ابتدای عالم تا انتهای عالم

شیرازۀ فغانها  لبیک یا حسین جان

از ناله های آدم تا نوحه های خاتم

تا سوز روضه خوانها لبیک یا حسین جان

از بانوان محمل تا نغمه های هر دل

فریاد کاروانها لبیک یا حسین جان

از اِنس و جن و حوری تا خَلقهای نوری

تا ذکر کهکشانها  لبیک یا حسین جان

در فتنه های صد رنگ در آزمایش جنگ

امضای امتحانها لبیک یا حسین جان

ذکر غدیر و قربان  به آیه آیه قرآن

تفسیرِ ترجمانها  لبیک یا حسین جان

والاترین سعادت  ایمان جهاد شهادت

در اوج آرمانها  لبیک یا حسین جان

در جای جای کشور همچون امیرلشگر

فریاد پهلوانها لبیک یا حسین جان

رزمندگان دنیا هم ناله با دل ما

گویند با نشانها  لبیک یا حسین جان

دل بستگان مهدی دارند با تو عهدی

تا آخر الزمانها  لبیک یا حسین جان

***

از وبلاگ حاج محمود ژولیده



موضوع : امام حسین(ع)-مناجات، 
دوشنبه 1393/07/28

امام حسین(ع)-مناجات-حسرت زیارت کربلا


رفتند کربلا  و مرا جا گذاشتند

روی دلم دوباره همه پا گذاشتند

تنها دلم به کرب و بلایی شدن خوش است

گیرم مرا زقافله تنها گذاشتند

این بار هم ز قافله جا ماندم ای دریغ

خوبان چه شد بحال خودم واگذاشتند

دنبال آفتابِ سرِ نیزه گم شدم

حالا دل مرا به تماشا گذاشتند

با دل مرا به کرب و بلا می برد حسین

سهم مرا به عهدۀ مولا گذاشتند

حالا اگر لیاقت آنجا نداشتم

یک کربلا برای من اینجا گذاشتند

آری مرا که خادم هیئت نوشته اند

دربست وقف زینب کبری گذاشتند

بر دیده اَبر مقتل مولا چکیده است

بر سینه مِهر حضرت زهرا گذاشتند

بر دل جمال حضرت مولا کشیده اند

بر جان وصال آل عبا را گذاشتند

آنانکه می روند سوی هیئت حسین

انگار دل به جنّت اعلا گذاشتند

این ساده نیست ، دل حرم الله می شود

این را به دل در عالم بالا گذاشتند

هرکس که اهل چلّه نشینیِ کربلاست

یک اربعین در عالم معنا گذاشتند

می خواستم شهید ره کربلا شوم

این وعده را دوباره به فردا گذاشتند



موضوع : امام حسین(ع)-مناجات، کربلا، 
دوشنبه 1393/07/28

امام حسین(ع)-مناجات


حیف است فدایی نَشَوم ، ساده بمیرم

خوب است همانند تو آزاده بمیرم

از ظلم ستیزیِ تو من درس گرفتم

با ننگ نسازم ، بتو دلداده بمیرم

مگذار که در حسرت یک باده بمانم

بگذار که مستانه ز صد باده بمیرم

تا لشگر ابرار ، ترا کشته و مُرده است

زیباست که منهم به تو جان داده بمیرم

جان باخته و سوخته و جامه دریده

در حال نماز و سرِ سجاده بمیرم

یاران خودت را به جنان خواندی و منهم

در راه تو آماده ام ، آماده بمیرم

هرچند که شایستة این نیستم ای شاه

خواهم ز تو در وادی شهزاده بمیرم

سالار شهیدانی و من اهل شهادت

تا روز عمل آید و سرداده بمیرم

ای کاش که مانند تو بی سر شوم ارباب

در بستری از خون خود افتاده بمیرم

قربان مناجات تو در سجدة خونین

باید به همین سجده و  سجاده بمیرم

بگذار که در روضه ات آنقدر بگریَم

تا در غم تو از نفس افتاده بمیرم



موضوع : امام حسین(ع)-مناجات، 
دوشنبه 1393/07/28

امام حسین(ع)-مناجات


اگرچه در نظرت آنچه نیست ظاهر ماست

سیاه جامه ی سوگت لباس فاخر ماست

سلام می دهم  و دلخوشم که فرمودید

هرآنکه در دل خود یاد ماست زائر ماست

به خاطر تو فدا می کنم سر خود را

تویی که هرچه فدا کرده ای به خاطر ماست

تویی که نام غریبت خودش به تنهایی

اثرگذارترین روضه ی منابر ماست

چرا نگویم؟ من دوست دارمت آقا

که این حدیث شریف از امام باقر ماست:

"خبر کنید کسی را که دوستش دارید"

خدا کند برسد،این پیام آخر ماست

مرا که در سفر آخرت امیدی نیست

مگر به اینکه بگویید : این مسافر ماست

اگرچه درخورتان شعر؛ ناسرودنی است

بگو به لطف خود این روسیاه شاعر ماست



موضوع : امام حسین(ع)-مناجات، 
دوشنبه 1393/07/28

حضرت عباس(ع(-مدح


مناجات خدا یعنی ابوالفضل

زیارت یا دعا یعنی ابوالفضل

میان مرقدش حس می نمایی

نجف در كربلا یعنی ابوالفضل



موضوع : حضرت عباس(ع)- مدح و ولادت، حضرت عباس (ع)، 
دوشنبه 1393/07/28

حضرت عباس(ع)-شهادت


به روی بوم، دشت را پر از غبار می کشم

درون آن غبار بوته بوته خار می کشم

برای اشک دختری که خشک می شد از عطش

شبیه چشمه ها دو چشم بی قرار می کشم

که خیره مانده رو به سوی نخلهای علقمه

و در میان دود اسب بی سوار می کشم

کنار نقشها به روی خاک مشک پاره را

و رو به سمت مشک دست را دوبار می کشم

تمام رنگهای روی بوم و صورتم پرید و من

دوباره رنگهای خسته را به کار می کشم

عمود را که نه ولی شکاف زخم را بر آن ...

نه، از ادامه ی کشیدنش کنار می کشم

قلم جلو نمی رود که طرح تازه ای زند

برای رخصت دوباره انتظار می کشم



موضوع : حضرت عباس (ع)، 
دوشنبه 1393/07/28

حضرت عباس(ع)-شهادت


تیغ از کمین دو دستِ تنم را گرفت و بُرد

تا گاهواره پَر زدنم را گرفت و بُرد

از پشت نخل های شریعه تبر به دست

گل برگ‌های یاسمنم را گرفت و بُرد

یک دشت نیزه حُرمتِ سی سال منصبِ

ساقیِ تشنه‌ها شدنم را گرفت و بُرد

یک لشکرِ حسود و هزاران هزار تیر

امیدِ آب داشتنم را گرفت و بُرد

تیری تمامِ آرزویم ریخت رویِ خاک

مشکی که بود در دهنم را گرفت و بُرد

رویی که با سکینه شوم رو به رو نبود

چَشمانِ رو به رو شدنم را گرفت و بُرد

ضربِ عمودِ ‌آهنم انداخت بر زمین

در خاک و خون توانِ تنم را گرفت و بُرد

سویِ خودش کشید مرا هر کسی رسید

با نیزه عضوی از بدنم را گرفت و بُرد

با چکمه تیرهای تنم را شکست و ریخت

آن بی‌حیا که پیرهنم را گرفت و بُرد

دستی کریم بر سرِ‌ زانو سرم گذاشت

با بوسه بوسه اش مَحَنم را گرفت و بُرد

تا خیمه رویِ شانه‌ی قد کمانیش

داغِ ز شرم سوختنم را گرفت و بُرد

دیدم ز نیزه وقتِ اسیری به کوچه ها

زنجیرِ دستِ سینه‌زنم را گرفت و بُرد



موضوع : حضرت عباس (ع)، 

حضرت عباس(ع)-مدح محرمی


بلبلم و زمزمه سر می دهم

از گل روی تو خبر می دهم

لاله‌ام و بر دل من داغ تُست

هدیه‌ای ت از خون جگر می‌دهم

عاشقم و كعبۀ كوی تو را

بوسه به دیوار و به در می‌دهم

شمعم و با هر نفس آتشین

از تب عشق تو خبر می‌دهم

ای  تو امید دل من یا حسین

خاك رهت جای به سر می‌دهم

با نظری گر بنوازی مرا

جان به تو پاداش نظر می‌دهم

گر ببریدند یكی دست من

در ره تو دست دگر می دهم

عاشق حقم من و در راه دوست

دست و دل و دیده و سر می‌دهم

نیست عجب گر ز دلم خون چكد

باغ گلم، لالۀ تر می دهم

من خجلم، گر كه نیاورد دم آب

از مژه‌ات سیل گهر می‌دهم

بس كه شوم داغ ز یاد لبت

گرمی خجلت به شرر می‌دهم

چون كه تو را بنده‌ام، از فرط جاه

خط غلامی به قدر می دهم

من ز وفاداری و ایثار جان

درس فتوّت به بشر می دهم

طوطیِ طبعِ "شفقِ" خسته را

از دم جانبخش، شكر می‌دهم



موضوع : حضرت عباس (ع)، 
دوشنبه 1393/07/28

حضرت عباس(ع)-شهادت-حضرت سکینه(س)


وقتی سکینه مادح عباس می شود

هر ذاکری منادیِ احساس می شود

با روضه های داغ عمو آشناتر است

آن دختری که حرمت او پاس می شود

شرمِ نگاه سرخِ عمو می کشد مرا

هرجا که عمّه مسخرۀ ناس می شود

عمه شبیه مادرمان رخ کبود شد

آری بنفشه آینۀ یاس می شود

اشکِ سرِ بریدۀ عباس دیده شد

حالا زمان خندۀ خناس می شود

با آن که یک سپاه ز آقا هراس داشت

دیدم سر بریدۀ او پاس می شود

شخصیتِ یتیم که زیر سؤال رفت

مثلِ کنیز دیده به انفاس می شود

□□□

آرامش و وقار سکینه حسینی است

آه از دمی که تهمتش احساس می شود

وقتی سرِ بریده تلاوت کند شروع

چوب یزید حربۀ وسواس می شود

با خیزران که بر لب قاری نمی زنند

وای از دمی که قافله حسّاس می شود

حالا دل سه ساله به درد آمده دگر

بر برگ یاس دانۀ الماس می شود

کاخ ستم ز نالة او زیر و رو شود

وقتی طبق شبیه به اَجناس می شود

***

از وبلاگ حاج محمود ژولیده



موضوع : حضرت عباس (ع)، سکینه خاتون، 
دوشنبه 1393/07/28

حضرت عباس(ع)-مدح و شهادت


ای ماه بنی هاشم عشق است شعاعت را

در پَرتُو نور خویش دریاب جماعت را

تو عبد حسینی و ما بندۀ درگاهت

هنگام عطا کردن بگذار قناعت را

تو سَرور و سلطانی ارباب سلیمانی

در کوی تو آوردیم چون مور بضاعت را

مستیم و تهیدستیم کشکول تهی هستیم

پس سائلِ محتاجیم هرگونه مَتاعت را

ما تشنة یک جامیم شایستة اکرامیم

جامی بده ای ساقی دریاب جماعت را

ما پیرو عباسیم بر نام تو حسّاسیم

بر دشمن تو داریم اعلام برائت را

فرمانبر مولائیم جانباز تو آقائیم

آمادة اجرائیم فرمان مُطاعت را

ای شیر نرِ حیدر وی میرِ یَلِ لشگر

سرداریِ صِفّینت کافی است شجاعت را

ای جام می باقی خون گریه مکن ساقی

شک نیست که شرمنده کردی مِیِ طاعت را

حق را تو ادا کردی بی دست چها کردی

حتی سپه دشمن دیدند دفاعت را

چون مشکِ تو گریانیم با اشک تو بارانیم

از تو ادب آموزیم مَردیم اطاعت را

در شأن تو ای آقا فرمود چنین زهرا

دستان علمگیرت کافی است شفاعت را

***

از وبلاگ حاج محمود ژولیده



موضوع : حضرت عباس (ع)، حضرت عباس(ع)- مدح و ولادت، 
دوشنبه 1393/07/28

حضرت عباس(ع)-شهادت


گرچه در مقتل خون درد وصالت بکشم

باز می اَرزَد اگر نقش خیالت بکشم

تا ز مرکب تنم افتاد بلندم کردند

مادرت فاطمه نگذاشت خجالت بکشم

تا دو دستم ز تن افتاد دو بالم دادند

پر به درگاه خدای متعالت بکشم

دستها باز شود بعد من امّا بایست

سایه ام را ز سر اهل و عیالت بکشم

معجری ، مقنعه ای ، وای اگر پاره شود

جای زینب نشدم بار رسالت بکشم

اشک جانسوز سکینه ز عطش کشت مرا

نشد آخر به حرم بار محالت بکشم

دشمنم گفت که در حسرت این آب بمان

که به تیر از بَغَلت مَشکِ زُلالت بکشم

چشم دیدار تو را از من اگر تیر گرفت

چشم دل هست که تصویر جمالت بکشم

دستهایم نشود سدّ ره حضرتتان

حیف اگر دیر در آغوش وصالت بکشم

نفسی مانده و در سینة خود حبس کنم

تا بیایی و کمی آه به حالت بکشم

سینه اَت می شکند در ره مادر ، منهم

دارم امید که بر سینه مدالت بکشم

***

از وبلاگ حاج محمود ژولیده



موضوع : حضرت عباس (ع)، 
دوشنبه 1393/07/28

حضرت عباس(ع)-مدح و شهادت


ای لشکر حق را سر و سردار اباالفضل

وی دست علی در صف پیکار اباالفضل

هم خون حسین بن علی در تن پاکت

هم روح تو در پیکر ایثار اباالفضل

ریحانۀ دو فاطمه، ماه سه خورشید

آرام دل حیدر کرار اباالفضل

مانند تو در ارتش اسلام که دیده

فرمانده و سقا و علمدار اباالفضل

تو ماه بنی هاشمی و ما شب تاریک

تو لالة عباسی و ما خار اباالفضل

هم کاشف کرب پسر فاطمه  هستی

هم خیل بنی فاطمه را یار اباالفضل

بر حاجت خود کرده صد و سی و سه نوبت

هر خسته دلی نام تو تکرار اباالفضل

در مصر ولایت شده بر یوسف زهرا

تو مشتری و علقمه بازار اباالفضل

عشق و ادب و غیرت و ایثار و شهادت

کردند به آقایی ات اقرار اباالفضل

تو رسته ای از خویش و گرفتار حسینی

خلقند به عشق تو گرفتار اباالفضل

ما بهر تو گریان و زند زخم تو خنده

پیوسته به شمشیر شرربار اباالفضل

برخیز سکینه به حرم منتظر توست

جامش به کف و اشک به رخسار اباالفضل

از سوز عطش آب شده طفل سه ساله

مگذار بگرید به حرم زار اباالفضل

تا آن که ببینند به تن دست نداری

یک لحظه سر از علقمه بردار اباالفضل

مگذار رود زینب کبری به اسیری

ای دست علی ، دست برون آر اباالفضل

تو چشم حسینی که زده تیر به چشمت

ای دور حرم چشم تو بیدار اباالفضل

کی گفته تن پاک تو در علقمه تنهاست

گردیده تو را فاطمه زوار اباالفضل

خون دل ما را که شده اشک عزایت

زهرا و حسین اند خریدار اباالفضل

مگذار شود خشک دمی دیدة "میثم"

چشمی که بگریم به تو بسیار اباالفضل



موضوع : حضرت عباس (ع)، حضرت عباس(ع)- مدح و ولادت، 
دوشنبه 1393/07/28

حضرت عباس(ع)-مدح شب تاسوعا


ای بسته به دست تو دل پیر و جوان ها

ای آنکه فرا رفته ای از شرح و بیانها

تا عطر تو آمد غزلم بال در آورد

آزاد شد از قید زمانها و مکانها

می رفت فرات از عطش عشق بمیرد

بخشید نگاه تو به خونش جریانها

مست تو فقط خیمه ی بی آب نبوده است

از دست تو مستند همه مرثیه خوانها

مشک تو که افتاد دل فاطمه لرزید

خاک همه عالم به سر تیر و کمانها

این گوشه عمو آب شد ، آن گوشه سکینه

این بیت چه باید بکند در غم آنها

ای هر چه امان نامه ببینید و بسوزید

این دست رد اوست بر این گونه امانها



موضوع : حضرت عباس (ع)، حضرت عباس(ع)- مدح و ولادت، 
دوشنبه 1393/07/28

حضرت عباس(ع)-حضرت رقیه(س)


تا دوش تو سَریر مُقام رقیه بود

عالم شبانه روز به کام رقیه بود

تا روی زانوی تو سه ساله قرار داشت

آغوش تو دوام و قوام رقیه بود

هرجا که صحبت از عمو عباس می شنید

بر عالمی تفاخُر نام رقیه بود

گاهی به لَحن با نمک و بچه گانه ای

بازیِ تو به خنده سلام رقیه بود

بالا نشین قافله بر شانه های تو

یعنی فراز عرش به نام رقیه بود

تنها ز جانبِ عمو عباس هم نبود

این همنشینیِ تو مرام رقیه بود

می گفت العطش ، ولی این هم بهانه بود

نام تو ذکر و وردِ کلام رقیه بود

وقتی ستون خیمۀ تو بر زمین فتاد

تازه شروع روز قیام رقیه بود

دیگر ز مشک ، آب سراغی نمی گرفت

انگار حرف ، آب حرام رقیه بود

وقتی به خیمه دست عدو بازِ باز شد

حکمِ فرار ، حکمِ امام رقیه بود

بر گوش او عدو که دو تا گوشواره دید

عمه به فکر حُسن ختام رقیه بود

***

از وبلاگ حاج محمود ژولیده



موضوع : حضرت عباس (ع)، حضرت رقیه(س)، 
یکشنبه 1393/07/27

حضرت عباس(ع)-شهادت- امان نامه


اول عشق شورِ شیرین است

بعد از آن روزها غمگین است

عاشقم کرده لحظه های حرم

جای من زیر پاست پایین است

ناله کن دل شبیه مادر او

گریه ای کن که گریه تسکین است

روز اول که دیدمش گفتم

آنکه روزم سیه کند این است

ناله ام از بلادِ عباس است

گریه ام خانه زادِ عباس است

بیعت خویش از همه برداشت

غیرت عشق رنگ دیگر داشت

شمع خاموش و خیمه خالی شد

ماند هر کس که شوق در سر داشت

جمع اصحاب جمع شد اما

هرچه دلشوره بود خواهر داشت

گفت با خود ولی خیالی نیست

تا که عباس بود لشگر داشت

نفس خیمه گاهم عباس است

تکیه گاهم سپاهم عباس است

یک حرم هست و یک علمدار است

پاسبان خیام بیدار است

گرچه عباس هست پس چرا اینجا

حال هرکس که دیده ای زار است

کودکان بین خیمه می لرزند

و گمانم رباب تب دار است

خواب از چشمها پریده،حرم

فکر فردا به فکر بازار است

عمه از کارمان خبر داری؟

از علمدارمان خبر داری؟

دور خیمه امیر تنها بود

چشمهایش به سمت صحرا بود

ناگهان دید یک سیاهی را

ناگهان دید قبله آنجا بود

از صدای علی دلش لرزید

خواهرش بود یا که زهرا بود

سر به زیر است زیر چشمی دید

چشم زینب پر از تمنا بود

گفت عباس این چه هنگام است

همه جا صحبت امان نامه است



موضوع : حضرت عباس (ع)، 
یکشنبه 1393/07/27

حضرت عباس(ع)-شهادت


آب آور را زدند    ناله ای پیچید در خیمه که لشگر را زدند

در میان نخل ها        دستها تا شد قلم گفتند حیدر را زدند

باز هم از پشت نخل   حرمله یک چشم،خولی یک چشم دیگر را زدند

خورد تا روی زمین              دید بر دیوار کوچه روی مادر را زدند

تا که کوتاهش کنند            تیغ ها از سمت پا بدجور پیکر را زدند

یک نفر مو را گرفت      یک تبر محکم به پایین آمد و سر را زدند

آستین شد موی سر                دزدهای قافله این بار معجر را زدند

روی تیغِ نیزه ها          ابتدا عباس را و بعد اصغر را زدند

چند باری او فتاد     باز محکمتر به روی نیزه حنجر را زدند

بار دیگر سر نماند          وای از پهلو نوکِ نیزه برادر را زدند

خواهرش با پارچه      بست سر را تا نیافتد حیف خواهر را زدند



موضوع : حضرت عباس (ع)، 
یکشنبه 1393/07/27

حضرت عباس(ع)-شهادت


با غیرتی که سخت دچار سوال آب

می رفت سمت حادثه ی  قیل و قال  آب

دریا اگرچه جرعه ای از چشم های او

او دادخواه ِ مقتدرِ  احتمال آب

دیگر به جز غرور ترک خورده ای نبود

دیگر نداشت طاقت  اسمِ محال آب

می رفت انتقام خدایان تشنه را

با دستهای خویش بپرسد ز حال آب

درد کمی که نیست جگرهای تفته را

تسکین شوی مدام  به فکر و خیال آب

رگ های غیرتت همگی تشنه تر شوند

در حسرت رسیدن رگ های کال آب

□□□

آمد کنار فلسفه ی  بی دلیل نهر

خم شد به روی ثانیه های روال آب

دستی در آب برد و پیاپی نگاه کرد

"خود" را ندید در خنکای زلال آب

' تنها به قصد تشنگی عشق آمدم

حتی اگر که مُردم خونم حلال آب "

□□□

 

آن روز کینه ورزیِ  سم خورده ی کویر

انگار مال  بخل زمین  بود  و  مال آب

دریا از آن معامله ی سخت برنگشت

تنها به جرم خواستن  یک پیاله آب



موضوع : حضرت عباس (ع)، 


( کل صحن های حسینیه : 319 )    1   2   3   4   5   6   7   ...   


درباره حسینیه


سلام!به پایگاه فرهنگی هیات «مکتب الشهداء تهرانسر» خوش آمدید...
×××
برای ارتباط با ما می توانید از طریق آدرسmotallebi64@gmail.com اقدام فرمایید.
×××
برای شرکت در کارگاه مجازی شعر آیینی حسینیه می تونید به آدرس ذیل مراجعه کنید:
hosenih.mihanblog.com/post/3201
×××
آدرس پایگاه اطلاع رسانی هیات مکتب الشهداء-تهرانسر:
maktab-shohada.mihanblog.com

مدیر وبلاگ : شاهد
آمار زائرین حسینیه
  • زائرین امروز :
  • زائرین دیروز :
  • زائرین این ماه :
  • زائرین ماه قبل :
  • کل زائرین :
  • تعداد کل اشعار :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
نظرسنجی حسینیه
نظرتان درباره کیفیت اشعار و ساختار کتاب موبایل حسینیه رضوی92 چیست؟





پایگاه های مدح و مرثیه
لوگوها

 پایگاه تخصصی مدح و مرثیه

 پایگاه تخصصی روضه و مقتل

 پایگاه نوحه و سبک های مداحی

کتاب موبایل حسینیه-مدح و مرثیه

 پایگاه اطلاع رسانی هیات مکتب الشهداء-تهرانسر

 کارگاه مجازی شعر آیینی حسینیه

 اشعار استاد علی اکبر لطیفیان

 پایگاه شارژ فرهنگی

 قرارگاه-پایگاه فرهنگی هیئت مکتب الشهداء
پایگاه مرجع و جامع محصولات و تولیدات دفاع از دستاوردهای هسته‌ای





Powered by WebGozar