حسینیه پایگاه تخصصی مدح و مرثیه
جهت دسترسی آسان به اشعار مورد نظر، از فهرست موضوعات استفاده کنید
موضوعات اشعار

بسم‌الله‌الرّحمن‌الرّحیم


خصوصیات مرحوم سبزواری:

1-ایشان قریحه‌ی شعری‌اش خیلی خوب بود؛ واقعاً شاعر بود؛ یعنی شاعر بالذّات بود، متصنّع نبود.

2- تسلّط بر انواع شعر داشت، تسلّط بر گستره‌ی واژگانی داشت، یعنی واژگان وسیعی در اختیارش بود.

3- تنوّع در شعر داشت، به‌روز بود، مهم این است که به‌روز بود؛ یعنی شعرش، شعر روز بود.

4- به نظر من ویژگی بی‌نظیر مرحوم حمید سبزواری سرودهای او است؛ هم از لحاظ کمّیّت، هم از لحاظ کیفیّت و محتوا.

 

جایگاه سرود:

ما امروز به سرود احتیاج داریم؛ به نظر من سرود یک نوعی از شعر بسیار اثرگذار است. شاید بگوییم از همه‌ی انواع شعر گسترش اثرگذاری و سرعت اثرگذاری آن بیشتر است. ما امروز این خلأ را داریم. به نظر من گفتن سرود وآهنگهای خوب روی آن گذاشتن، بسیار خوب است.

 

اثرات سرود مناسب با وضع زمان:

1-(باعث) تکرار معارف و گسترش دادن معارفی است که ما احتیاج به گسترش آنها داریم.

2- در جامعه فرهنگ‌سازی می کند.

3-(در باب فرهنگ سازی) سطح نمی‌شناسد؛ یعنی از سطوح بالای معرفتی و علمی و مانند اینها تا سطوح عامّه‌ی مردم، همه را با سرعت فرا می گیرد.

4- سرود مثل هوای تازه، مثل هوای بهاری نفوذ میکند؛ هیچ لازم نیست کسانی آن را ترویج می کنند وادار بشوند ،(بلکه)خود سرود وقتی که خوب تنظیم شد (اثر می کند).

 

جایگاه شاعر:

عزیزان من! شاعر، سرمایه‌ی کشور است؛ جزو فاخرترین و عزیزترین سرمایه‌های هر کشوری شاعر است؛ البتّه همه‌ی هنرمندها سرمایه‌اند منتها شاعر یک خصوصیّاتی دارد و شعر در بین انواع‌ واقسام هنرها یک خصوصیّتی دارد و این خصوصیّات موجب میشود که ارزش شاعر در جامعه بالا برود.

 

انتظارات معظم له از شعرا:

1- سرمایه،(شاعر) باید در بزنگاه‌ها مورد استفاده‌ی کشور قرار بگیرد. آنجایی که کشور -چه در زمینه‌ی فرهنگی‌، سیاسی‌،اجتماعی‌، ارتباطات مردمی و پیوندهای اجتماعی‌، مواجهه‌ی دشمنان خارجی‌اش و..- احتیاج به یک کمکی دارد...(باید به درد بخورد).

2- اگر چنانچه ما شعری داشته باشیم که نسبت به مسائل جاری کشور هیچ موضعی نداشته باشد، این شعر به کار نیاز کشور نمی‌آید؛ باید موضع داشته باشد. این کاری بوده که شعرای خوب ما همواره کرده‌اند؛ یک غزل گفته‌اند، منتها در این غزل ناگهان می‌بینید که دو بیت اشاره به یک مسئله‌ی حسّاس دارد، آن مسئله را زنده میکند، مطرح میکند. بالاخره شعر شاعر بایستی زنده باشد.

3- من طرف‌دار این نیستم که حتماً همه‌ی شعری که شماها میگویید، شعر موضع‌دار یا سیاسی یا متعهّد یا آن‌چنانی باشد؛ نه، گفتن شعر غزلی و شعر عشقی هیچ اشکالی ندارد.

4- امّا حتّی در همان شعر غزلی و عشقی هم بایستی جان‌مایه‌های هدایت باشد.(یعنی در همه اشعار، باید جان مایه های هدایت باشد).



موضوع : اطلاعیه و اخبار حسینیه، چشمه معرفت-مباحث معرفتی، 

امیر المومنین(ع)-ضربت-بستر شهادت


هر کس برای توبه مصمم نمی شود

با صد هزار موعظه آدم نمی شود

امروز اگر که فرصت توبه هدر دهیم

فردا همین مجال فراهم نمی شود

طاعات ما و حلقه ی پیوند با خدا

خالص نبوده است که محکم نمی شود

نامردی است بندگی لحظه ای ما

شوق گناه و نافله با هم نمی شود

باید برای خشکی چشم التماس کرد

این چاه خشک یک شبه زمزم نمی شود

ساکت نباش، حرف بزن با خدا، بگو:

من آمدم کنار تو باشم، نمی شود؟

شاید که از نگاه تو افتاده ام دگر

وقتی دلم، شکسته و محرم نمی شود

در بین خوب ها منِ آلوده هم بخر

چیزی که از کریمی تو کم نمی شود

حلوا نخواستم، تو خودت را به من بده

حلوا برای غم زده مرهم نمی شود

جای بهشت کرب و بلا روزی ام کنید

بی کربلا بهشت، مجسم نمی شود

هرکس که آمده قدمی سمت کربلا

شرمنده ی رسول مکرم نمی شود

نان علی و فاطمه را سائلی که خورد

دیگر مقابل احدی خم نمی شود

**

شمشیر زهر خورده به فرق علی زدند

پس مرهمی براش فراهم نمی شود

جوری که آیه های سرش ریخته بهم

هر کار هم کنند منظم نمی شود

این ضربه سخت بود ولی در دل علی

بر دردهای کوچه مقدم نمی شود

زینب... مدینه، کوفه، مدینه، زمین طَف

یک زینب است و این همه ماتم؟! نمی شود

***

با تشکر از شاعر گرامی 



موضوع : شهادت امام علی(ع)، ضربت خوردن امام علی(ع)، 
شنبه 1395/04/5

امیر المومنین(ع)-بستر شهادت


در دلم آتشی از داغِ تو بر پا شده است

بیشتر از سرِ شب زخمِ سَرَت وا شده است

لخته خون بسته ببین چادرِ مادر امشب

قامتت سرخ شده ، قامتِ من تا شده است

قاتل از شیرِ تو نوشیده به من میخندد

یعنی ای كوفه نشین نوبتِ بابا شده است

باز یك گوشه حسن گرم زبان میگیرد

باز این خانه پُر از روضه یِ زهرا شده است

دیدم آن روز در آن كوچه یِ باریك چه شد

دیدم آن روز كه یك مُشت مُهَیّا شده است

وای از آن چهره که دیوار غمش را حِس کرد

آه از آن گونه که زخمی به رویَش جا شده است



موضوع : شهادت امام علی(ع)، 
جمعه 1395/04/4

مناجات با خدا و امام زمان(عج)-شب قدر-روضه شب نوزدهم


ای خدا، ای بی نیاز چاره ساز

بارالها، خالق بنده نواز

ای کریم ذوالعطا و فضل وجود

ای به سمتت کلَّ شیٍ فی السجود

ای مناجات شب شبگردها

همنشین مهربان دردها

ای نوای بی نوایان، ای اله

روسیاهم، روسیاهم، روسیاه

روسیاهم ای کریم دستگیر

دست خالی آمدم، دستم بگیر

دست خالی آمدم ای جان پناه

کوله باری دارم از جرم و گناه

هیچ می دانی چرا دورم ز تو

سالهای سال مهجورم ز تو

نفس با ابلیس تا همدست شد

بنده ی تو از گناهان مست شد

هی گنه پشت گنه پشت گنه

پیش تو واشد دگر مشت گنه

یارب امشب جرم و عصیانم ببخش

من پشیمانم، پشیمانم ببخش

تا که با جرم و گنه آمیختم

آبرویی از امامم ریختم

از من آلوده دامن هر گناه

خنجری شد بر دلش بنشست، آه!

یوسف زهرا ببین چاه مرا

بشنو از چاه گنه، آه مرا

گوشه چشمی کن به من، آقای من

سیّدی، یابن الحسن، مولای من

با دعای آتشینت کار کن

بهر این آلوده استغفار کن

ای پناه انس و جان، صاحب زمان

الامان و الامان، صاحب زمان

ماه، ماه روزی داری و دعاست

شب شب قدر و دل من در کجاست؟!

شب شب قدر و ز اشکم منجلیست

من دلم در کوفه همراه علیست

کوفه امشب با دلم بد تا نکن

خون به قلب دختر زهرا نکن

آی کوفه! دختر خیرالنسا

امشبی شد میزبان مرتضی

بود از افطار تا وقت سحر

میهمان دختر زهرا پدر

آفتابی میهمان ماه شد

ام کلثم سفره دار شاه شد

آن امام مهربان ساده زیست

سفره ی افطار را دید و گریست

در دلش انگار یاد یار کرد

باز با نان و نمک افطار کرد

در دلش آشوب بود و زمزمه

بارها گفت: "ادرکینی فاطمه"

شد دل دختر دوباره غرق خون

تا شنید " انّا الیه راجعون"

شد سحر، حیدر کمر را بست باز

تا رود مسجد به محراب نماز

می شنید از درب ها، دیوارها

از لب مرغان، لب مسمارها

امشب ای شیر خدا، مسجد نرو!

مرتضی ای مرتضی! مسجد نرو!

حیدر اما راهی کوچه شد و

با دلی شیدا به مسجد آمد و

خویش را آماده بهر یار کرد

قاتلش را هم خودش بیدار کرد

سمت کعبه، کعبه ی اهل نیاز

گفت اذان و شد مهیاّی نماز

تا که او را دشمنش در سجده دید

ناگهان شمشیر جهلش را کشید

ابن ملجم آن لعین بی حیا

ضربتی زد بر سر شیر خدا

باز قلب آفرینش آب شد

مقتل شیر خدا محراب شد

ناله ی محراب را مسجد شنفت

مرتضی فُزتُ وربّ الکعبه گفت

" قد قتل" از عرش می آمد بگوش

نالۀ جبرییل آمد در خروش:

"اهل عالم! رشته شد ارکان دین

کشته شد دیگر امیرالمومنین"

مجتبی این را شنید و دلپریش

باز هم در کوچه ها افتاد پیش

کوچه ها را پابرهنه می دوید

تا به محراب علی؛ آقا رسید،

صبحدم در پیش چشمش تار شد

گفت داغ مادرم تکرار شد

ناگهان در آن دم پر شور و شین

درب مسجد وا شد و آمد حسین

وای از وقتی که شاه کربلا

دید غرق خون سر شیر خدا

آه از چشمان بر در دوخته

دختری در داغ  مادر سوخته

دید وقتی دختر شیر خدا

مرتضی را غرق خون با مجتبا

از سویدای جگر آهی کشید

گفت یارب باز فصل غم رسید

داغ روی داغ، یارب صبر ده

بر دل بریان زینب صبر ده

دلخوشی هایم همه رفته ز دست

از برایم دو برادر مانده است

آه اگر یک روز از غم تا شوم

بی حسین و بی حسن، تنها شوم

آه اگر روزی به صحرایی عجیب

بی برادر گردم و گردم غریب

آه اگر در قتلگه با شور و شین

بین قاتل ها شود تنها حسین

آه اگر بر حنجرش خنجر رود

از تنش بر روی نیزه سر رود  ...

***

با تشکر از شاعر گرامی



موضوع : مناجات با خـدا، ضربت خوردن امام علی(ع)، 
جمعه 1395/04/4

امیرالمومنین(ع)-مدح


امشب شب سقایی یعسوب دین است

پیمانه ها دست امیرالمؤمنین است

بر تشنه کامان حرم سقاست حیدر

 بر حضرت زهرا قسم آقاست حیدر

او صورت انسانی الله باشد

 او کاشف الکرب رسول الله باشد

او جلوه ربانی شب های قدر است

 او مشک بر دوش آمده، سقای بدر است

او را تمام عرشیان تکریم کردند

 خیل ملائک بر علی تعظیم کردند

امشب جنون آبها هم بی مثال است

 مِی نوشی از دست علی تنها حلال است

پیداست قد و قامتش در دشت، صد شکر 

سقای حق با دست پُر برگشت، صد شکر

روی سخن با آن امیر عالمین است

 تنها خجالت بهر سقای حسین است

در علقمه عباس عمود آهنین خورد

 در خیمه زینب ناله کرد و بر زمین خورد



موضوع : مدح و مناجات با امام علی(ع)، 

مناجات با خدا


جا مانده زِ خوبان شده ام گریه ندارد؟

مجنون و پریشان شده ام گریه ندارد؟

با بارِ کجِ رویِ دلم بین مسیرم

وامانده و حیران شده ام گریه ندارد؟

گفتم زرنگی کنم اما ته چاهم

بازی خورِ شیطان شده ام گریه ندارد؟

آن سینه زنِ اهل نماز شبِ تو مُرد

بدجور هوسران شده ام گریه ندارد؟

دور از علمایم چه نزدیک به مرگم

چون قصه ی پایان شده ام گریه ندارد؟

با زَمزَم اشک سحرم زِمزِمه دارم

همخانه ی هجران شده ام گریه ندارد؟

هی غرق شدم در دل دنیای مجازی

هی دور زِ قرآن شده ام گریه ندارد؟

دیگر به لبم خاطره ایی از شهدا نیست

من ننگ شهیدان شده ام گریه ندارد؟

با اینکه بدم باز بمن روضه چشانید

سرمست حسین جان شده ام گریه ندارد؟



موضوع : مناجات با خـدا، 

امیر المومنین(ع)-شب نوزدهم


از بعد سقیفه در دلش غوغا بود

یک عمر گره به ابروی مولا بود

یکبار فقط گره ز ابرو وا کرد

فرقش که شکافت پهلویش زهرا بود



موضوع : ضربت خوردن امام علی(ع)، 

امیر المومنین(ع)-شب نوزدهم


گره گشای دو عالم گره به ابرو داشت

تمام عمر پس از فاطمه غم او داشت

شبانه روز علی بود و گریه خون بود

تمام عمر عزای شکسته پهلو داشت

گره ز ابروی مولا فقط شبی وا شد

که تیغ، بین دو ابروی او تکاپو داشت

ندای قد قتل از آسمان کوفه رسید

زمین کوفه زمین لرزه و هیاهو داشت

تمام کینه دشمن به فرق مولا خورد

ولی هنوز علی با خودش دو بازو داشت

و تا حسین و حسن بازوی علی بودند

به کوفه دختر زهرا امان ز هر سو داشت

امان ز بی کسی و بی برادری روزی

که کوفه قصد جسارت به معجر او داشت

تقاص خطبه کوفه به شام اجرا شد

اگر چه قافله هشتاد و چند بانو داشت

مغیره های جدید و غلافهای قدیم

و دست دختر زهرا هنوز نیرو داشت

پیام خطبه شامش به کاخ دشمن گفت:

علی شهید عدالت، زبان حق گو داشت

همینکه رأس حسین از علی تلاوت کرد

شدید بر دهنش خیزران اصابت کرد



موضوع : ضربت خوردن امام علی(ع)، 

امیر المومنین(ع)-شب نوزدهم


ﻋﻠﯽ از ﭘﺎ اﻓﺘﺎد

ﺧﺒﺮ زﺧﻢ ﺳﺮش ورد زﺑﺎن ﻫﺎ اﻓﺘﺎد

آﺳﻤﺎن ﻫﺎ ﻟﺮزﯾﺪ

ﻧﺎﮔﻬﺎن وﻟﻮﻟﻪ در ﻋﺮش ﻣﻌﻠﯽ اﻓﺘﺎد

روﺿﻪ ای ﺑﺮﭘﺎ ﺷﺪ

مصطفی در وسط ﺻﺤﻦ ﻣﺼﻠﯽ اﻓﺘﺎد

ﺗﺎ زﻣﯿﻦ ﺧﻮرد ﻋﻠﯽ

ﮐﻨﺞ ﻣﺤﺮاب دﮔﺮ ﺣﻀﺮت زﻫﺮا اﻓﺘﺎد

ﯾﺎدی از فاطمه ﮐﺮد

غرق خون ﺑﺮ روی ﺳﺠﺎده ﺳﺮش ﺗﺎ اﻓﺘﺎد

ﺑﻪ در ﺧﺎﻧﻪ رﺳﯿﺪ

ﭘﯿﺶ ﭼﺸﻤﺎن ﺗﺮ زﯾﻨﺐ ﮐﺒﺮی اﻓﺘﺎد

ﺑﺎز ﻫﻢ زﺧﻢ زﺑﺎن

ﺑﺎر دﯾﮕﺮ ﺷﺮری در دل آﻗﺎ اﻓﺘﺎد

ﻫﻤﮕﯽ دﻟﮕﯿﺮﻧﺪ

ﻣﺤﻨﯽ در دل ﻣﺮﻏﺎﺑﯽ درﯾﺎ اﻓﺘﺎد

ﺑﺴﺘﺮی ﭘﻬﻦ ﮐﻪ ﺷﺪ

ﯾﺎد ﺑﺎغ ﮔﻞ اﻧﺴﯿه ی ﺤﻮرا اﻓﺘﺎد

ﻧﻪ ﻓﻘﻂ در ﮐﻮﻓﻪ

ﮐﺮﺑﻼ ﻫﻢ ﻋﻠﯽ دﯾﮕﺮی از ﭘﺎ اﻓﺘﺎد

إﺑﻦ ﻣﻠﺠﻢ آﻣﺪ

ﺣﯿﺪری در دل دشمن تک و تنها اﻓﺘﺎد

ﺑﺎز ﻫﻢ ﺿﺮب ﻋﻤﻮد

ارﺑﺎ ارﺑﺎ ﭘﺴﺮی در دل ﺻﺤﺮا اﻓﺘﺎد

ﺑﺎز ﻫﻢ ﻓﺮق دو ﻧﯿﻢ

از سر زﯾﻦ ﺑﻪ زﻣﯿﻦ اﮐﺒﺮ ﻟﯿﻼ اﻓﺘﺎد

پدر از راه رسید

ﺗﺎ ﺑﻪ زاﻧﻮ ﺑﮕﺬارد ﺳﺮش اﻣﺎ اﻓﺘاد

ساعتی بعد از آن

سر طفلی به روی شانه ی بابا افتاد

روضه در لفافه ست

سیب سرخی بغل حضرت مولا افتاد

ﻋﺎﺷﻘﯽ دردﺳﺮ اﺳﺖ

ﻫﺮ ﮐﻪ ﻫﻢ ﻧﺎم ﻋﻠﯽ ﺷﺪ ﺑﻪ ﺧﻄﺮﻫﺎ اﻓﺘﺎد



موضوع : ضربت خوردن امام علی(ع)، 
جمعه 1395/04/4

امیر المومنین(ع)-شب نوزدهم


تا تَرَک خورد سَرَش دُخترش اُفتاد زمین

دست بگذاشت رویِ معجرش اُفتاد زمین

بیشتر تیغ فرو رفت میانِ اَبرو

تا که از ضَرب علی باسرش اُفتاد زمین

به سرش خورد ولی پهلویِ او درد گرفت

دید از ضربه ی در همسرش اُفتاد زمین

کَس نفهمید که عباس چگونه آمد

بارها تا بِرِسَد مَحضَرَش اُفتاد زمین

خواست تا خانه یِ زینب رویِ پا راه رَوَد

دو قدم رفت ولی پیکرش اُفتاد زمین

دخترش دید زمین خوردنِ بابایش را

دخترش دید و....خودش آخرش اُفتاد زمین

چقدر از رویِ تَل تا لبِ گودال دوید

چقدر بینِ همه خواهرش اُفتاد زمین

ذوالجناح آه ببین نیزه ای او را هول داد

از رویِ زین به زمین با سَرَش اُفتاد زمین

دید پایین قدمهاش سَنان می خندید

دید بالایِ سرش مادرش اُفتاد زمین



موضوع : ضربت خوردن امام علی(ع)، 

امیر المومنین(ع)-شب نوزدهم


یک کوچه غیرت ای قلندر تا علی مانده است

شمشیر بر دارد هر آن کس با علی مانده است

دیشب تمام کوچه های کوفه را گشتم

تنها علی، تنها علی، تنها علی مانده است

ای ماهتاب آهسته تر اینجا قدم بگذار!

در جزر و مد چاه، یک دریا علی مانده است

از خیل مردانی که می گفتند می مانیم

انگار تنها ابن ملجم با علی مانده است

ای مرد! بر تیغت مبادا خاک بنشیند

برخیز! تا برخاستن یک «یاعلی» مانده است 



موضوع : ضربت خوردن امام علی(ع)، 
جمعه 1395/04/4

امیر المومنین(ع)-شب نوزدهم


میان قبلۀ محراب ناله ها کردم

به هرقنوت برای همه دعا کردم

برای اینکه به وصل حبیبه ام برسم

به قلب سوخته هر شب خداخدا کردم

گرفته مسجد کوفه شمیم تو زهرا

ببین چه محشری از عاشقی به پا کردم

میان گودی محراب تا زمین خوردم

عجیب یاد تو و داغ کوچه را کردم

تو گیر کردی و نام مرا صدا کردی

ببین به صورت خونین تو را صدا کردم

عزیز من به تو گفتم که بی تو می میرم

ببین به عهد چهل ساله ام وفا کردم

دلم زبس نگران نگاه زینب بود

دوشانۀ حسینین خودم رها کردم

محارمند کنون دور دخترم اما

اشاره جانب گودال کربلا کردم

تمام شاخه گلانش به نیزه چیده شود

به پیش دیده زینب گلو بریده شود



موضوع : ضربت خوردن امام علی(ع)، 
جمعه 1395/04/4

امیر المومنین(ع)-شب نوزدهم


خوب کردی که سرِ سفره نمک هم داری

چون که زخم دلم امشب به نمک داشت نیاز

همسر من که زمین از نفسش بر پا بود

به مناجات شبش حور و ملک داشت نیاز

با خودش بود  و به کار احدی کار نداشت

مهربان بود و به سوداش ، فلک داشت نیاز

خلق شد عالم هستی به وجود زهرا

به دعاهاش ، سما تا به سمک داشت نیاز

پشت در رفت حمایت کند از من  ورنه

یک چنین فاطمه ای کِی به فدک داشت نیاز

یک زن و کودکِ بی تاب ، میان کوچه

کِی به بی حرمتی و فحش و کتک داشت نیاز

جای حیدر کمک از فضه گرفت و بر خاست

پشت در سقط جنین شد به کمک داشت نیاز

با نسیمی رُخِ گلبرگِ گُلم لَک می شد

تو بگو برگ گل یاس به چَک داشت نیاز ؟؟!!

**

.. حرمله ...! تا ز عطش جان ندهد طفل رباب

چند قطره فقط از آب خنک داشت نیاز

***

با تشکر از شاعر گرامی



موضوع : ضربت خوردن امام علی(ع)، 
جمعه 1395/04/4

امیر المومنین(ع)-شب نوزدهم


عجیب خسته ز غمهای بی شمار شدم

عجیب ، سیر از این خاک و این دیار شدم

همیشه منتظر این دقیقه ها بودم

که تیغ ، بر سر من خورد و رستگار شدم

ز خونِ سر که به نعلین می چکد پیداست

که من مسافرِ سمتِ دیارِ یار شدم

عجیب منتظرم میل فاطمه دارم

عجیب دل زده از دست روزگار شدم

سرم به حال دلم خون ز دیده می بارد

برای فاطمه ام سخت بی قرار شدم

امیدِ دیدن زهرا جوانه زد در من

اگر چه رنگ خزانم پُر  از بهار شدم

تمام غصۀ من زینب است و قصۀ او

به یاد معجر زینب به غم دچار شدم

امان ز مردم کوفه من از همین حالا

برای کوفۀ زینب جریحه دار شدم

سرِ شکافته ام را زِ یاد برده ام و

به یاد کوچه و بازار سوگوار شدم

***

با تشکر از شاعر گرامی



موضوع : ضربت خوردن امام علی(ع)، 

امیر المومنین(ع)-شب نوزدهم-زمزمه


یک مرد تنهای خمیده

از دیگران طعنه شنیده

داغ غریبی را چشیده

یک عمر بیخوابی کشیده

دارد عجب شوقی برای دیدن روی شهیده

در شهر محنت‌زای کوفه

شبگرد خسته پای کوفه

بی همنفس آقای کوفه

این رهبر تنهای کوفه

رد می‌شود از خواب شوم بی خیالی‌های کوفه

سی سال اشک بی تبسم

سی سال درد مرقدی گم

سی سال تنها بین مردم

سی سال خون دل ، تلاطم

سی سال بی زهرا نخورده آب خوش با نان گندم

این آخر عشق و عبادت

شبها به گریه کرده عادت

مرد میاندار رشادت

بسته کمر بهر شهادت

یا فاطمه یا فاطمه گویان رود سوی سعادت

با مردم از فردایشان گفت

از آخر آخر زمان گفت

از راههای آسمان گفت

حرف خدا را بی امان

آرام بر بالای بام مأذنه رفت و اذان گفت

بیتاب آمد پیش منبر

نیّت نمود الله اکبر

با تیغ برّان خصم کافر

آمد به سوی فرق حیدر

ناگه امیر لافتی شد در میان خون شناور

صدیقه‌ی پهلو شکسته

از آسمان بازو شکسته

فریاد می‌زد: او شکسته

شد جلوه‌ی یاهو شکسته

فرق امیرالمؤمنین تا اوّل ابرو شکسته



موضوع : ضربت خوردن امام علی(ع)، 

مناجات با خدا-شب قدر


بخوان امشب ای دل سمیع الدعا را

صداکن خدای سریع الرضا را

الهی به حق رسول امینت

امانی بده بنده ی بینوا را

الهی به حق علی شاه مردان

مگیر از دل من صفای ولا را

الهی به حق بتول شهیده

بیا با من رو سیه کن مدارا

الهی به حق الحسن از کرامت

بگردان کریما قضا و بلا را

الهی به حق الحسین از عنایت

فزون کن به قلبم غم کربلا را

الهی به زینب به حق رقیه

مسوزان دل بندۀ مبتلا را

الهی به حق اباالفضل العباس

عطا کن به چشمان تارم حیا را

الهی به سجاد و باقر به صادق

به من هدیه کن سوز و آه و بکاءرا

الهی به زندانی عشق کاظم

مرانی ز کویت اسیر بلا را

الهی به شمس الشموس ولایت

رضاکن ز دستم نگاه رضا را

الهی به حق جوادالائمه

بده رزق پاک و فراوان گدارا

الهی به هادی... علی چهارم

هدایت بفرما به میخانه ما را

الهی به حق الحسن باب مهدی

بیا واکن از لطف باغ لقا را

الهی بحجه الهی بحجه

بده اذن دیدار آن دلربا را

الهی به حق تمام قسمها

ببخش این سیه چهره ی بی وفا را



موضوع : مناجات با خـدا، 

حضرت زهرا(س)-شب نوزدهم


وجودم نخل از غم بارور بود

تمام حاصلم خون جگر بود

ز هر شاخه هزاران میوه دادم

همانا پاسخم نیش تبر بود

دلم از طفل بر پستان مادر

به دیدار اجل مشتاقتر بود

اگر چه شاخههایم را شکستند

به هر شاخه هزارانم ثمر بود

چه باک از تیغ زهرآلود دشمن

علی یک عمر در کام خطر بود

هزاران زخم در دل داشتم من

که بس کاریترِ این زخم سر بود

به جان فاطمه آنکه مرا کشت

نه تیغ ابن ملجم، میخ در بود

هزاران استخوان بودم گلوگیر

هزاران نیش خارم در بصر بود

به هر آهم هزاران زخم فریاد

به هر زخمم هزارن نیشتر بود

تو ای قاتل مرا کشتی نگفتی

علی یک عمر غمخوار بشر بود

زدی شمشیر بر فرق امامی

که حتی مهربانتر از پدر بود

به اشک و خون دل بنویس "میثم"

علی از فاطمه مظلومتر بود



موضوع : ضربت خوردن امام علی(ع)، 
جمعه 1395/04/4

امیر المومنین(ع)-شب نوزدهم


نَخْلى از اَشك تو سیراب نگردید دگر

از همان لحظه كه بر فرقِ تو شمشیر آمد

حوریان هم به عزاى تو سیه پوشیدند

 تا بِگوشِ فَلَكَتْ ، نَعره ى تكبیر آمد

شیر، تَجْویز به درمان سَرت كرد طبیب

هر كه آمد به مُلاقات تو، با شیر آمد

صُحبت از شیرشد و رَفت دلم كرب وبلا

 كه به میدان، پسرى با پدرى پیرآمد

قَدْرِ یك جُرعه ازین شیر، اگر داشت رُباب

طفل مى مانْد، ولى حرمله با تیر آمد 



موضوع : ضربت خوردن امام علی(ع)، 

امیر المومنین(ع)-مدح و مصیبت شب نوزدهم


ﺷﯿﺮﺵ ﺣﻼﻝ ﺁﻧﮑﻪ ﻣﺮﺍ ﺧﺎﮎ ﭘﺎﺵ ﮐﺮﺩ

ﻧﺎﻧﺶ ﺣﻼﻝ ﺁﻧﮑﻪ ﻣﺮﺍ ﻣﺒﺘﻼﺵ ﮐﺮﺩ

ﻫﺮ ﺁﻧﭽﻪ ﻣﯽ ﺩﻫﺪ ﮐﺮﻣﺶ ﮐﻢ ﻧﻤﯽ ﺷﻮﺩ

ﺑﺎﯾﺪ ﮐﺮﯾﻢ ﺑﻠﮑﻪ ﮐﺮﻡ ﺭﺍ ﮔﺪﺍﺵ ﮐﺮﺩ

ﭘﺎﯾﻢ ﺍﮔﺮ ﺑﻪ ﺳﻤﺖ ﺟﻬﻨﻢ ﻧﻤﯽ ﺭﻭﺩ

ﺩﺳﺘﻢ ﺗﻮﺳﻠﯽ ﺑﻪ ﺿﺮﯾﺢ ﻋﺒﺎﺵ ﮐﺮد

ﻣﻮﺳﯽ ﻭ ﺧﻀﺮ ﻭ ﯾﻮﺳﻒ ﻭ ﻋﯿﺴﯽ ﺑﻪ ﺟﺎﯼ ﺧﻮﺩ

ﻫﻨﮕﺎﻡ ﻣﺸﮑﻼﺕ، ﻧﺒﯽ ﻫﻢ ﺻﺪﺍﺵ ﮐﺮﺩ

ﺗﺼﻮﯾﺮ ﺍﻭﺳﺖ ﻋﮑﺲ ﺗﻤﺎﻡ ﭘﯿﻤﺒﺮﺍﻥ

ﺍﻭ ﺭﺍ ﺧﺪﺍﺵ ﺁﯾﻨۀ ﺍﻧﺒﯿﺎﺵ ﮐﺮﺩ

ﮐﻌﺒﻪ ﺑﺮﺍﯼ ﺁﻣﺪﻧﺶ ﺑﻮﺩ ﻧﻪ ﻃﻮﺍﻑ

ﭘﺲ ﮐﻌﺒﻪ ﺭﺍ ﺑﺮﺍﯼ ﻗﺪﻭﻣﺶ ﺑﻨﺎﺵ ﮐﺮﺩ

ﺧﯿﻠﯽ ﮔﺮﻩ ﺯﺩﻧﺪ ﺑﻪ ﺍﺳﻼﻡ ﺑﺎﺯ ﮐﺮﺩ

ﻫﺮ ﺁﻧﭽﻪ ﮐﺮﺩ ﭘﻨﺠۀ ﻣﺸﮑﻞ ﮔﺸﺎﺵ ﮐﺮﺩ

ﺩﺭ ﮐﻮﺩﮐﯽ ﺵ ﻧﯿﺰ ﻋﻠﯽ ﻣﺮﺩ ﺟﻨﮓ ﺑﻮﺩ

ﭘﺲ ﺫﻭﺍﻟﻔﻘﺎﺭ ﻧﯿﺴﺖ ﺍﮔﺮ ﻻﻓﺘﯽ ﺵ ﮐﺮﺩ

ﺩﺭ ﺁﺳﺘﺎﻥ ﯾﮏ ﻧﺦ ﻋﻤﺎﻣۀ ﺳﺮﺵ

ﺑﺎﯾﺪ ﺗﻤﺎﻡ ﺧﻠﻖ ﺟﻬﺎﻥ ﺭﺍ ﻓﺪﺍﺵ ﮐﺮﺩ

ﺭﺩ ﻣﯽ ﺷﺪ ﺍﺯ ﻣﺤﻠﻪ ﯼ ﻣﺎ ﺩُﻟﺪُﻝ ﻋﻠﯽ

ﺍﻓﺘﺎﺩ ﺳﻨﮓ ﺯﯾﺮ ﺳﻢ ﺍﻭ، ﻃﻼﺵ ﮐﺮﺩ

**

ﺑﺎ ﮔﺮﻳﻪ ﺍﻳﺴﺘﺎﺩ، ﺩﻭﺑﺎﺭﻩ ﻧﮕﺎﺵ ﮐﺮﺩ

ﺗﺴﺒﻴﺢ ﺭﺍ ﺑﺪﺳﺖ ﮔﺮﻓﺖ ﻭ ﺩﻋﺎﺵ ﮐﺮﺩ

ﻣﻌﻠﻮﻡ ﻣﻲ ﺷﻮﺩ ﮐﻪ ﻧﻤﮏ ﮔﻴﺮ ﺯﻳﻨﺐ ﺍﺳﺖ

ﻭﻗﺘﻰ ﺑﺠﺎﻯ ﺷﻴﺮ ﻧﻤﮏ ﺭﺍ ﻏﺬﺍﺵ ﮐﺮﺩ

ﺍﻓﺘﺎﺩ ﻳﺎﺩ ﮐﻮﭼﻪ ﻭ ﭘﺎﻯ ﺑﺮﻫﻨﻪ ﺍﺵ

ﻭﻗﺘﻰ ﻣﻘﺎﺑﻠﺶ ﭘﺪﺭﺵ ﮔﻴﻮﻩ ﭘﺎﺵ ﮐﺮﺩ

ﺍﺯ ﺑﺲ ﺑﻪ ﻭﺻﻞ ﻓﺎﻃﻤﻪ ﺍﺵ ﺍﺷﺘﻴﺎﻕ ﺩﺍﺷﺖ

ﺩﺭ ﺧﻮﺍﺏ ﺑﻮﺩ ﻗﺎﺗﻠﺶ ﺍﻣﺎ ﺻﺪﺍﺵ ﮐﺮد

ﺑﻴﻦ ﺩﻭ ﺳﺠﺪﻩ ﺑﻮﺩ ﮐﻪ ﻓﺮﻕ ﺳﺮ ﻋﻠﻰ

ﻣﺎﻧﻨﺪ ﺫﻭﺍﻟﻔﻘﺎﺭ ﺩﻭﺩﻡ ﺷﺪ ... ﺩﻭﺗﺎﺵ ﮐﺮد

ﺷﻤﺸﻴﺮ ﺗﺎ ﻣﻴﺎﻥ ﺩﻭ ﺍﺑﺮﻭﻯ ﺻﻮﺭﺗﺶ

ﻃﻮﺭﻯ ﻧﺸﺴﺘﻪ ﺑﻮﺩ ﻧﻤﻲ ﺷﺪ ﺟﺪﺍﺵ ﮐﺮﺩ

ﻣﻲ ﺧﻮﺍﺳﺖ ﺩﺳﺖ ﻭ ﭘﺎ ﺯﺩﻧﺶ ﺑﻴﺸﺘﺮ ﺷﻮﺩ

ﺷﻤﺸﻴﺮ ﺭﺍ ﻣﻴﺎﻥ ﺳﺮﺵ ﺟﺎﺑﺠﺎﺵ ﮐﺮﺩ

ﺍﻯ ﺭﻭﺯﮔﺎﺭ ! ﺁﺧﺮ ﻋﻠﻰ ﺭﺍ ﺯﻣﻴﻦ ﺯﺩﻧﺪ

ﺑﺎﻳﺪ ﺍﺯﻳﻦ ﺑﻪ ﺑﻌﺪ ﺟﮕﺮ ﺭﺍ ﻓﺪﺍﺵ ﮐﺮﺩ

ﻭﻗﺖ ﻭﺻﺎﻝ ﺑﻮﺩ، ﺩﻭﺑﺎﺭﻩ ﺧﻀﺎﺏ ﮐﺮﺩ

ﻭﻗﺖ ﺧﻀﺎﺏ ﺧﻮﻥ ﺳﺮﺵ ﺭﺍ ﺣﻨﺎﺵ ﮐﺮﺩ

ﺑﻴﻦ ﺣﺼﻴﺮ ﭘﺎﺭﻩ ﭘﺪﺭ ﺭﺍ ﺣﺴﻴﻦ ﺑﺮﺩ

ﺗﺎ ﺍﻳﻨﮑﻪ ﺍﺯ ﻗﻀﺎ ﭘﺴﺮﺵ ﺑﻮﺭﻳﺎﺵ ﮐﺮﺩ



موضوع : ضربت خوردن امام علی(ع)، 
جمعه 1395/04/4

امیرالمومنین(ع)-شب نوزدهم


می روی با فرق خونین پیش بازوی کبود

شهر بی زهرا که مولا! قابل ماندن نبود

با وضو آمد به قصد لیلة الفرقت، علی!

ابن ملجم در شب احیاء چه قرآنی گشود

مسجد کوفه کجا، پشت در کوچه کجا

ضربت کاری که خوردی، یا علی! آن ضربه بود

دور محرابت نمی‌بیند ملائک را مگر؟

با چه رویی دارد این شمشیر می‌آید فرود

ساقیا در سجده هم جام شهادت می‌زنی

اولین مستی که می‌خوانی تشهد در سجود

کینه‌ای از ذوالفقارت داشت گویی در دلش

تا چنین فرق تو را وا کرد شمشیرِ حسود

رسم شد شق القمر کردن میان کوفیان

از همین شمشیر درس آموخت عاشورا، عمود

در وداعت با حسین اشک تو جاری می‌شود

دیده‌ای گویا از اینجا خیمه‌ها را بین دود

بین فرزندانی اما این حسینت را غریب

می‌کشندش با لبان تشنه در بین دو رود

با یتیمان آمدم پشت سرای زینبت

شیر آوردم پدر جان! دیر آوردم، چه سود؟



موضوع : ضربت خوردن امام علی(ع)، 

امیرالمونین(ع)-شب نوزدهم


آمدی خانه ام دلم خوش شد

آفتاب یگانۀ زینب

چقدر خوب شد سری زده ای

دم افطار خانۀ زینب

 

باز امشب دوباره مثل قدیم

با هم از هر دری سخنی گفتیم

دخترانه تو را بغل کردم

پدری دختری سخن گفتیم

 

گفتی امشب دگر به شمع سحر

پر پروانۀ تو نزدیک است

از برای وصال فاطمه ام

دخترم خانۀ تو نزدیک است

 

حرف رفتن زدی دلم خون شد

طاقتم را محک بزن ، باشد

شیر را پس بزن نمک بردار

روی زخمم نمک بزن باشد..

 

گریه ات بی قرار زهرا کرد..

آسمان و ستاره هایش را

شب آخر چقدر می بویی

تکه ی گوشواره هایش را

 

خاطرات مدینه تازه شدند

میخ در که گرفت به شالت

یاد آن کوچۀ شلوغی که

مادرم می دوید دنبالت

 

.... مادرم می دوید، می افتاد

دور او را سر و صدا برداشت

از تو دستش جدا نمی شد که

قنفذ اما قلاف را برداشت

 

رفتی و آمدی چه آمدنی

حق بده غم مرا عذاب کند

چه کسی اینچنین دلش آمد

صورتت را به خون خضاب کند

 

پیش من بی رمق به خاک نَیُفت

ای پدر خاک بر سرم پاشو

گوشۀ خانه دق کنم خوب است؟

اسداللهِ مادرم پاشو

 

زخم فرق تو هم نمی آید

مجتبی هر قدر که می بندد

تا می آیم بلند گریه کنم

ابن ملجم بلند میخندد

 

صبرم از دست می رود بی تو

پس برای دلم نیایش کن

واجب الاحترامیِ من را

تو به این کوفیان سفارش کن

 

این طرف نزد خود حسن دارم

آن طرف هم حسین پیش من است

گریۀ من برای بی کسی

قتلگاه و شهید بی کفن است

 

قاتل آنقدر بددهن شده بود

حرفهای زننده ای می زد

شمر از پشت سر به گردن او

ضربه های کشنده ای می زد



موضوع : ضربت خوردن امام علی(ع)، 

امیرالمومنین(ع)-شب نوزدهم


امام، رو به رهایی... عمامه روی زمین!

قیامتی شد ـ بعد از اقامه ـ روی زمین

خطوط آخر نهج‌البلاغه ریخت به خاک

چکید هر طرفی صد چکامه روی زمین...

خودت بگو به که دل خوش کنند بعد از تو

گرسنگان «حجاز» و «یمامه» روی زمین؟!

زمان به خواب ببیند که باز امیرانی

رقم زنند به رسم تو نامه روی زمین:

"مرا بس است همین یک دو قرص نان ز جهان

مرا بس است همین یک دو جامه روی زمین.."

... تو رفته‌ای و زمین مانده است و ما ماندیم

و میزهای پر از بخشنامه؛ روی زمین!



موضوع : ضربت خوردن امام علی(ع)، 

امام علی(ع)-مدح


رد می شوی و حالت اصحاب دیدنی ست

برقامت تو سجده ی محراب دیدنی ست

وقتی کتاب می کنی آیات را، چقدر

شوق دخان و مریم و احزاب دیدنی ست

بر دوش می کشی غم دیرین شیعه را

سنگینی نگاه تو بر آب دیدنی ست

آرام می روی و تب نخل های داغ

اندوه چاه و غربت مهتاب دیدنی ست

بعد از هزار سال به گرد ضریح تو

اشک هزار شیعه ی بی تاب دیدنی ست

دستم به سینه بود و نگاهم به گنبدت...

تا صبح گریه کردنِ در خواب دیدنی ست

***

با تشکر از شاعر گرامی 



موضوع : مدح و مناجات با امام علی(ع)، 
پنجشنبه 1395/04/3

امیرالمومنین(ع)-مدح


گفتند علی یک تنه با دست نگه داشت

در را نه که با دست که با شست نگه داشت

در را نه فقط لشکری از مرحبیان را

در پشت در قلعه به پیوست نگه داشت

ازبسکه علی بود و ولی بود به والله

در سایه ی اسمش همه را پست نگه داشت

نازم به دهانم که به شادی و به غصه

یک عمر علی گفت و مرا مست نگه داشت

پرونده ی اعمال مرا دید و خوشم که؛

حتی اگر از روی غضب بست، نگه داشت

تا دید که من گریه کن فاطمه هستم

می خواست مرا خط بزند، دست نگه داشت

از هستِ خودش_فاطمه_ دل کند و به این شکل؛

یک عمر برای من و تو هست نگه داشت

درپشت در سوخته در روضه اش آخر

مارا ته آن کوچه ی بن بست نگه داشت



موضوع : مدح و مناجات با امام علی(ع)، 
چهارشنبه 1395/04/2

مناجات با خدا


بعدِ حمد و بعدِ بسم الله الرحمن الرحیم

میبرم بر توپناه از شرِّ شیطان رجیم

کن کمک یا رب بمانم در صراط مستقیم

ای ملائک تا ابد بر درگه لطفت مقیم

یا سمیعُ یا علیمُ یاعلی یا عظیم

یا حلیم یا کریم یا حکیم یا قدیم

در دلم دارم امیدِ رحمت ای پروردگار

یا امان الخائفین ، یا رب اللیلِ و النهار

یا عظیمَ المنِّ یا ربَّ الحُبوبِ والثِّمار

سیدی العفو ، یا ربِّ الصّغارِ و الکِبار

عفو ، یا ستار ، یا ربّ الصحاری والقِفار

رحم ، یا غفار ، یا ربَّ البَراری والبِحار

شد گناهم علتی تا اینکه باشم از تو دور

در تقابُل با گناهانم ولی بودی صبور

تو کریم و مهربان بودی و من مست غرور

از رگ گردن به من نزدیکتر داری حضور

یا مُهَیمِن یا مُزَیِّن یا طهورُ یا شکور

یا مُلقِّن یا مُهَوِّن یا عَفُوُّ یا غفور

رحم کن بر  بنده ات یا راحم الشَّیخِ الکبیر

رومگردانی ز من یا رازِق الطِّفل الصغیر

من گناه آلوده ای هستم أَجِرنا یا مُجیر

عُدَّتی فی شدّتی یا جابِرَ العظمِ الکَسیر

یا لطیفُ یا خبیر یا قدیر یا منیر

یا بشیرُ یا نذیرُ یا بصیرُ یا ظَهیر

شامل ما بوده الطاف تو ای رب جلیل

ای خدای بی شریکِ بی نظیرِ بی بدیل

ای که آتش را گلستان می نمایی بر خلیل

پس طمع بر رحمتت هرگز نمی خواهد دلیل

یا جمیلُ یا وکیلُ یا کفیلِ یا قبیل

یا مُدیلُ یا مُنیلُ یا مُقیلُ یا مُحیل

غرق عصیانم خدایا داده دنیایم فریب

از گناهم خسته ام توفیق توبه کن نصیب

ای نگاهِ پر ز مهرت بندگانت را شکیب

وای از آن روزی که دوزخ سمت ما دارد لهیب

یا حبیبُ یا طبیب یا قریب یا رقیب

یا حسیبُ یا مَهیبُ یا مُثیبُ یا مجیب

ظاهری تو باطنی تو آخری تو اولی

تو امید آخر هر بندهء مستأصلی

هر سحر کردم صدا نام تو با صوت جلی

یا بدیع یا منیع یا وفیُّ یا علی

یا حفیُّ یا رضیُّ یا قویُّ یا ولی

یا زکیُّ یا بدیُّ یا غنیُّ یا مَلیّ

***

با تشکر از شاعر گرامی



موضوع : مناجات با خـدا، 
چهارشنبه 1395/04/2

تقدیم به حاج شیخ عیسی قاسم درازی بحرانی رهبر شیعیان بحرین


زیر پا ریخته اینبار کف صابون را

کفر، انگار نخوانده است شب قارون را

شیخ عیسی! وطنت سینه‌ی ما ،گیرم کُفر

بزند رگ رگ ما جمله حواریّون را

تکّه‌ای از بدن سوخته‌ی ایرانی

خون محال است مُدارا نکند هم‌خون را

نفست گرم‌تر ای شیخ! مبادا طاغوت

بِبُرد مثل فلسطین نفس زیتون را

اصلاً امروز زمان دست تو باید می‌داد

کارِ از ریشه برانداختن طاعون را

تیغ بردار که یکبار دگر آل سعود

روی منبر نبرد سلسله‌ی میمون را

بُت اگر آل خلیفه‌ست، تبردار تویی

پاره کن زودتر این وصله‌ی ناهمگون را



موضوع : هتک حرمت مقدسات، فرهنگی، اجتماعی و سیاسی، 
چهارشنبه 1395/04/2

تقدیم به حاج شیخ عیسی قاسم درازی بحرانی رهبر شیعیان بحرین


اگر چه لشگر کفر است در برابر شیخ

سپاه امت اسلام هست سنگر شیخ

خلیفه! شیخِ محاسن سفید تنها نیست

نگاه کن که جوان ها شدند لشگر شیخ

صدای شیخ، صدای تمام بحرین است

نشسته بغض همه در میان حنجر شیخ

خلیفه گرچه پراکنده کرد مردم را

شلوغ میشود از این به بعد منبر شیخ

اگرچه ملیت شیخ را خلیفه گرفت

قلوب شیعه و سنی شده است کشور شیخ

قیام رهبر بحرین میشود پیروز

چراکه "سیدنا القائد" است رهبر شیخ

خلیفه را وسط شهر تکه تکه کنیم

اگر خراش بیفتد به روی پیکر شیخ

رژیم آل خلیفه سقوط خواهد کرد

اگر که کم بشود تار مویی از سر شیخ



موضوع : هتک حرمت مقدسات، فرهنگی، اجتماعی و سیاسی، 

مناجات با خدا


دل و یاد خدا الحمدلله

سر و شور دعا الحمدلله

پس از عمری رفاقت با بدی ها

من و یاد خدا الحمدلله

به پایم بند و زنجیر گنه بود

شدم ناگه رها  الحمدلله

من و پرونده ای یکسر تباهی

نشد چون بر ملا الحمدلله

نباشم قابل این میهمانی

من و جمع شما  الحمدلله

ز درد معصیت بیمار بودم

دل و دارالشفاء الحمدلله

کسی در ظلمت این سینه گاهی

مرا می زد صدا الحمدلله

از آن دل مردگیِ بی هویت

رسیدم تا کجا الحمدلله

دلم دنبال خود اینجا کشانده

نگاهی آشنا الحمدلله

کجا دیدی که سلطانی نشیند

کنار یک گدا الحمدلله

سحرها بعد از این یاد تو هستم

امیر هل اتی الحمدلله

یقین دارم شبی آیی سراغم

گل خیرالنساء الحمدلله

اگر نوشم ز صهبای شهادت

شوم بهرت فدا  الحمدلله

به دست خویش خاکم گر نمایی

به صحن کربلا الحمدلله



موضوع : مناجات با خـدا، 
سه شنبه 1395/04/1

مناجات با خدا


هر چند نگاهم همه بر این در خانه است

ای صاحب خانه نگهی خانه بهانه است

باز آمده ام تا که نشان از تو بجویم

وین کعبه به پیش نظرم سنگ نشانه است

تا آب وصالی دهی از زمزم غیبم

چون سیل روان از مژه ام اشک روانه است

بر من که به کوی تو یکی مرغ اسیرم

نام تو بود دانه و ذکر تو ترانه است

لالی به از آن است که بی ذکر تو باشم

زیرا که به جز ذکر تو هر ذکر فسانه است

رفتم به حجر بوسه زنم گفت به گوشم

هشدار که دل بیت خداوند یگانه است

بی شرمی من بین که گنه کردم و دیدم

هم پیش توام هم دو مَلَک بر سرشانه است

تو بر من مسکین در این خانه گشودی

من هر چه که دارم همه از این در خانه است

"میثم" به دلت مهر علی، در گرانیست

این دُر گران هستی این کهنه خزانه است



موضوع : مناجات با خـدا، 
سه شنبه 1395/04/1

مناجات با خدا


به اختیار خود از اختیار افتادم

گناه کردم و از چشم یار افتادم

قساوت آمد و روزی گریه ام را برد

شبیه مرده شدم یک کنار افتادم

فریب خورده ام از طول آرزوهایم

ز روی جهل در این چاه تار افتادم

گناه و معصیتم آبروی من را برد

کنار اهل دل از اعتبار افتادم

هزار شکر همیشه میان راه خطا

به دام رحمت پروردگار افتادم

خدا کند که ببندد مرا کنار خودش

اگر دوباره به فکر فرار افتادم

هوای باده ی انگور حیدری دارم

دلیل دارد اگر که خمار افتادم

فقیر نان حسینم، خوشم که یک عمر است

به پشت خانه ی این سفره دار افتادم

دوباره روضه ی زینب، دوباره کرب و بلا

دوباره یاد غم آن دیار افتادم

**

برادرم تو نبودی و یکه و تنها

میان خنده ی چندین سوار افتادم

هزار و نهصد و پنجاه زخم خوردی و من

هزار و نهصد و پنجاه بار افتادم

چقدر رأس تو بر نی دل مرا خون کرد

چقدر پشت سر نیزه دار افتادم

***

با تشکر از شاعر گرامی



موضوع : مناجات با خـدا، 


( کل صحن های حسینیه : 396 )    1   2   3   4   5   6   7   ...   


درباره حسینیه


به پایگاه فرهنگی هیات «مکتب الشهداء تهرانسر» خوش آمدید
×××
برای ارتباط با ما می توانید از طریق آدرس motallebi64@gmail.com اقدام فرمایید

آدرس پایگاه اطلاع رسانی هیات مکتب الشهداء-تهرانسر:
maktab-shohada.mihanblog.com
×××
هر کس که مقرب است در فکر بلاست
آواره شدن قاعده ی عشق خداست
"مهدی مطلبی"پرید اما باز
در صحن "حسینیه" ی او "روضه"بپاست

مدیر وبلاگ : شاهد
آمار زائرین حسینیه
  • زائرین امروز :
  • زائرین دیروز :
  • زائرین این ماه :
  • زائرین ماه قبل :
  • کل زائرین :
  • تعداد کل اشعار :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
پایگاه های مدح و مرثیه
لوگوها

 پایگاه تخصصی مدح و مرثیه

 پایگاه تخصصی روضه و مقتل

 پایگاه نوحه و سبک های مداحی

کتاب موبایل حسینیه-مدح و مرثیه

 پایگاه اطلاع رسانی هیات مکتب الشهداء-تهرانسر

 کارگاه مجازی شعر آیینی حسینیه

 اشعار استاد علی اکبر لطیفیان

 قرارگاه-پایگاه فرهنگی هیئت مکتب الشهداء