بسم رب الحسین(ع)

این دشـت با ارادهٔ زینـب اداره شـد

در دست جبر اوست همه اختیارها


جهت دسترسی آسان تر به اشعار مناسبت های این ایام از لینک های زیر استفاده نمایید:


                                        
   
                                  
 
                                  
                  
                                  


https://telegram.me/hosenih



https://www.instagram.com/payegahe_hoseinieh/

قابل توجه زائرین گرامی، همزمان با ثبت اشعار در پایگاه حسینیه، کانالهای اجتماعی "حسینیه"  نیز به روز خواهد شد.

لینک کانال های تلگرام و ایتا   hosenih@  

و

لینک صفحه اینستاگرام payegahe_hoseinieh@ 


عزیزان می توانند برای پر بارتر شدن محرم خود به پایگاه های زیر نیز مراجعه نمایند:

      




✔️ موضوع : اطلاعیه و اخبار حسینیه، تابلو اعلانات حسینیه،


تاریخ درج شعر : شنبه 1399/06/29 | 08:00 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام زمان(عج)-مناجات


اشک غریب عاقبتش شرم آشناست

بدبخت آن کسی ست که از صاحبش جداست

 

یک عمر از دعای فرج رزق خورده ایم

باید وبال گفت به دستی که بی دعاست

 

پایی که نیست در پی تو لنگ میزند

دنبال تو دویدن ما آبروی ماست

 

از دیگران دوا برسد درد مطلق است

دردی اگر زتو برسد مرهم و دواست

 

هرجور هست پیش تو یکروز میرسیم

آقا بگو که خیمه ی زهراییت کجاست

 

حق می دهیم دل به دل ما نمیدهی

ما سال هاست عادتمان لاف و ادعاست

 

سجده بغیر تربت اعلی نمی کنیم

مُهر قبول سجده ی ما مُهر کربلاست

**

هرچه زدند باز زجایش تکان نخورد

زینب کنار نیزه ی آقای سرجداست




✔️ موضوع : مناجات فراق با امام زمان(عج)، مناجات محرمی با امام زمان (عج)،


تاریخ درج شعر : جمعه 1399/06/14 | 01:08 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام زمان(عج)-مناجات


آقا دل شکسته ما را نمیخری؟

ظرف ترک ترک شده از ما نمی خری؟

 

مرجوع شد به هر که دلم را فروختم

کالای دست چندم ما را نمی خری؟

 

با رشته های اشک به بازارت آمدم

از ما کلاف یوسف زهرا نمی خری؟

 

از من عبور می کنی و داد میزنم

نوکر برای خانه ات آقا نمیخری؟

 

امروز با یقین که به دردت نخورده ام

 شاید اگر به خاطر فردا نمی خری؟

 

عمری به عشق نوکری تو دویده ام

 حالا که اوفتاده ام از پا نمی خری؟




✔️ موضوع : مناجات فراق با امام زمان(عج)،


تاریخ درج شعر : جمعه 1399/06/14 | 01:03 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام زمان(عج)-مناجات محرمی


امید دل چرا در جیب غم بردی سر خود را

بیا بنما به عالم روی از گل بهتر خود را

 

چه شبهایی که همچون شمع سوزان تا سحر کردی

نثار قبر زهرا اشک چشمان تر خود را

 

بیا ای یوسف گمگشتۀ مصر ولا مهدی

نشان شیعیان ده قبر زهرا مادر خود را

 

بیا با هم بگرییم از برای غربت جدّت

که شب بنهاد زیر گل گُل نیلوفر خود را...

 

بیا و در کنار جسم خونین برادر بین

به زیر تازیانه عمّۀ غم پرور خود را

 

بیا مگذار تا جدّت به پیش خنده ی دشمن

بگیرد در بغل با گریه نعش اکبر خود را

 

بیا از جدّ خود بستان عموی شیر خوارت را

که می نوشد به جای شیر خون حنجر خود را

 

بیا مگذار جدّت از فراز نیزه ی دشمن

ببیند زیر کعب نیزه، اشک دختر خود را

 

بیا بنگر چگونه عمّۀ مظلومه ات زینب

نهاده در بیابان لاله های پرپر خود را

 

بیا چشم تر و لب های خشک تشنگان را بین

که گم کردند در دشت بلا آب آور خود را




✔️ موضوع : مناجات محرمی با امام زمان (عج)،


تاریخ درج شعر : جمعه 1399/06/14 | 01:01 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام حسین(ع)-مناجات محرمی


شكر خدا  سیاهِ  تو  دارم  به تن حسین

منّت خدای را كه فقط عشق من حسین

 

از بس زدم به سینه شده سینه ام كبود

دارم  نشانِ عشق تو  را بر بدن حسین

 

شد  كربلا  نصیب  همه  ، غیرِ من ، چرا ؟

مُردم ازاین همه غم و درد و مِحَن حسین

 

با  خطِّ غم  به  روی دلم حق نوشته است

جانم  فدای  غربتت  ای  بی كفن  حسین

 

با یادِ شدّتِ عطشت آب می خورم

از  خاكِ كربلا زده ام بر دهن حسین

 

ای   مقتدای روضه و ای  صاحبِ  عزا

عَجَّل علی ظُهُورِكَ یابن الحسن ، حسین

 




✔️ موضوع : مدح و مناجات با امام حسین(ع)،


تاریخ درج شعر : پنجشنبه 1399/06/13 | 04:19 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام حسین و امام حسن(ع)-مناجات


من که با سینه زنی تو هیئتا جون میگیرم

آرزومه تو همین سینه زنی ها بمیرم

 

کفنم رو کاشکی از پرچم تو میبریدن

یا که روی کفنم پیرن سیاه میکشیدن

 

من که از داغ حسین غرق ملال و محنم

من مسلمان شده دست امام حسنم




✔️ موضوع : مدح و مناجات با امام حسین(ع)، مدح و مناجات با امام حسن(ع)،


تاریخ درج شعر : پنجشنبه 1399/06/13 | 04:12 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام حسین(ع)-مناجات


هـر دلی را کـه ز داغ تـو کبـابش نکنند

مثل شمع ازشـررعشق توآبش نکنند

 

نیست پــروانۀ پرسوختـۀ بـزم غمت

هرکه رادرغم تو شمع مذابش نکنند

 

تاحسینی نشود جان و دل عاشق دوست

در ره مهـر و وفـا پا به رکـابش نکنند

 

رنگ و بـو از چمـن عشق تو باید گیـرد

هرگلی را که دراین باغ،گلابش نکنند

 

با ولای تو اگـر دل نـرسـد تا به خــدا

رهـرو و عاشق این راه خطابش نکنند

 

دل کجا لایق آبادی و شادی به جزاست

گربه سیل غم و اشک تو خرابش نکنند

 

آتش ارزانی آن دل کـه به داغ تـو نسوخت

هرکه دلسوختۀ توست عذابش نکنند

 

ما گـدایـان تو هستیم و تو صاحب کرمی

هرکه کوبد درِ این خانه جوابش نکنند

 

وای بـرحـال دل زار « وفـائی» فـردا

گرغـلام دراین خانه حسـابش نکنند




✔️ موضوع : مدح و مناجات با امام حسین(ع)،


تاریخ درج شعر : پنجشنبه 1399/06/13 | 04:09 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام حسین(ع)-شهادت


یک عمر تو را نظاره می‌کرد نسیم

از عشق تو جامه پاره می‌کرد نسیم

آن شب که به روی نیزه بودی آرام

با زلف تو استخاره می‌کرد نسیم




✔️ موضوع : شهادت امام حسین(ع)،


تاریخ درج شعر : پنجشنبه 1399/06/13 | 04:06 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام حسین(ع)-گودال قتلگاه


سوخت از داغِ تو و غرق حرارت شده بود

پیش ِ مادر به گلویِ تو جسارت شده بود

 

آسمان تیره شد و سخت زمین-لرزه گرفت

شمر(لع) آن ثانیه که دست-به کارَت شده بود

 

عرش ِ حق را چه به هم ریخت «بُنیّ قَتلوک»

چونکه مکشوف ترین متن و عبارت شده بود

 

غرقِ خون! در دل گودال! غریب و تنها

خاکِ صحرا نگرانِ تو و یارت شده بود

 

سر و انگشتر و پیراهن و دستار و کفن...

دست و پا میزدی و لحظۂ غارت شده بود

 

حرمله(لع) در پیِ گهواره لبِ خیمه رسید

خیمه ها سوخت و هنگام شرارت شده بود

 

خیره شد سمتِ سرت زینبِ(س) مضطر! ای وای...

صحبت از بستنِ دستان و اسارت شده بود!

 




✔️ موضوع : قتلگاه امام حسین(ع)،


تاریخ درج شعر : پنجشنبه 1399/06/13 | 04:02 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام حسین(ع)-مناجات محرمی


چه‌کنم این‌قدر احسان و محبت را باز

تابه‌کی شکر کنم این‌همه نعمت را باز

رزق‌من تربت اصل تو نگردید حسین

می‌کشم منت جاروکش هیئت را باز

 

من اگر گریه به غم‌های تو آقا نکنم

خویش را در دل زهرا به‌خدا جا نکنم

پدرم خادم‌تو، مادر‌ من خادمه‌ات

ناخلف باشم اگر نوکریت را نکنم

 

دلم از روز ازل تنگ تو بوده‌است حسین

به لبم ذکر تو، آهنگ تو بوده‌است حسین

در صف سینه‌زنان این‌همه سال از عمرم

آن چه بر سینه زدم سنگ تو بوده‌است حسین

 

ای که در آینه‌ی جام بلا رب دیده

خمره‌ای از شرر و داغ لبالب دیده

دیده‌ای تو تن صد‌پاره‌ی اکبر اما

کس ندیده‌است به‌خود آنچه که زینب دیده

 

پای‌نی دیدن حال سر تو پیرم کرد

روی‌نی، وضعیت حنجر تو پیرم کرد

در مسیری که سرت را همه با سنگ زدند

پیری زودرس دختر تو پیرم کرد

 

تو شرار دل افروخته را می‌فهمی

چون خودت سوخته‌ای، سوخته را می‌فهمی

ای که نی پیرهنت را به تنت دوخته است

به تنم پیرهن دوخته را می‌فهمی

 

 




✔️ موضوع : مدح و مناجات با امام حسین(ع)، حضرت زینب كبری(س)،


تاریخ درج شعر : پنجشنبه 1399/06/13 | 04:00 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام حسین(ع)-مناجات محرمی


شکر خدا که جز دم تو دم نساخته

جز ماتم تو غصه و ماتم نساخته

 

مدیون روضه ام که من رو سیاه را

جز گریه ی برای تو آدم نساخته

 

ما را ببر به دیدن شش گوشه عاقبت

دل با فراق کرب و بلا کم نساخته

 

ممنون مادرم که به من یاد داد، حسین

جز ذکر تو به روی لبم دم نساخته

 

جز لطف آستان شما دست هیچ کس

ما را دخیل گوشه ی پرچم نساخته

 

بر قلب پر جراحت زهرا به غیر اشک

چیزی اثر نکرده و مرهم نساخته

 

پس خوش به حال و روز کسی که برای خود

کاری به روضه ی تو مُقدم نساخته

 

ماها چه خواستیم و به یکباره فاطمه

با بازوی شکسته فراهم نساخته

 

قدرش بدان که در همه ی سال هم خدا

ماهی شبیه ماه محرم نساخته 




✔️ موضوع : مدح و مناجات با امام حسین(ع)،


تاریخ درج شعر : پنجشنبه 1399/06/13 | 03:57 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام حسین(ع)-مناجات محرمی


مست اند از نسیمِ دمش عطر سیب ها

دارند شوق نوحه گری ، عندلیب ها

 

در روز حشر با نفسش زنده می شویم

عمر دوباره می دهد او بر حبیب ها

 

پیچید ، اگر که کار جهانی چه باک تا

پیچیده اند ، نسخهٔ ماتم طبیب ها

 

در روضه ای که سنگ در آن آب می شود

سینه دریده اند از این غم شکیب ها

 

آه از تنش که زخم‌ به بوسه امان نداد

مات اند در شمارش زخمش حسیب ها

 

با شوق سکه بر تن پاک که تاختند؟

بر پاسخ تضرعِ امن یجیب ها

 

افتاد تا که روی زمین ، قامتِ حیا

کَندند پیرهن ز تنش ، نانجیب ها

 

«از آب هم مضایقه کردند کوفیان»

دق کرده اند از غمِ آقا غریب ها

 

با یاد جسمِ بی کفنش زار عقیله زد

هر جا که دید گودی و هر جا که شیب ها 




✔️ موضوع : مدح و مناجات با امام حسین(ع)،


تاریخ درج شعر : پنجشنبه 1399/06/13 | 03:49 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت زینب(س)-مصائب


آتش برای صحنه ی محشر گرفتند

صد فتنه بعد از دفنِ پیغمبر(ص) گرفتند

 

حقّ خلافت را، فدک را، غصب کردند

آن عدّه که غیر از پدر رهبر گرفتند

 

یک شب همین ها هیزم آوردند و با خشم

در پشتِ «در» تصمیمِ شعله ور گرفتند

 

با یک لگد پرپر شد و از شاخه افتاد

شش ماهه را با کینۂ خیبر گرفتند

 

در کنج خانه گریه میکردیم و آن ها

از ما شبانه حضرتِ مادر گرفتند

 

آنها پدر را زجر میدادند و حتی

هر شب برا صبّ او منبر گرفتند

 

تا عاقبت شمشیر در مسجد کشیدند

با کشتنش صد دِرهم ِ دیگر گرفتند

 

زخم ِ سرش کاری شد و در یک سحرگاه

از ما پدر را با غمی بدتر گرفتند

 

بغض یتیمی را به رویِ شانۂ هم-

می ریختیم و فتنه را از سر گرفتند

 

عشقم حسینم(ع)! خوب میدانی از آنها

خیری ندیدیم و سراغ از شَر گرفتند

 

ما خوب میدانیم که جانِ حسن(ع) را

در کوچه! بینِ شعله؛ پشتِ «در» گرفتند

 

من ماندم و تو! کربلا و داغِ هجران...

دیدم تو را هم نیزه ها بر «سر» گرفتند

 

من روی تل روضه گرفتم؛ تا که آن ها

با هلهله پیراهن از پیکر گرفتند

 

دیدند جان داری هنوز و شمر(لع) آمد

ای وای! آخر حاجت از خنجر گرفتند

 

من: «وا عَلیّا» گفتم و مادر: «بُنیَّ»

جان دادی و روزِ خوش از خواهر گرفتند

 

دیدی عزیزم؟! عشقِ مان آخر نظر خورد

دیدی تو را از زینبت(س) آخر گرفتند!

 




✔️ موضوع : حضرت زینب كبری(س)،


تاریخ درج شعر : پنجشنبه 1399/06/13 | 03:48 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت زینب(س)-مدح و مصائب


یک تنه در کربلا غوغا به راه انداخته

تیغِ برّان است، یا زینب نگاه انداخته

 

با کلامش تیغِ حیدر را برون کرد از نیام

دشمنش تسلیم گردیده، سلاح انداخته

 

مرتضی انگار دارد خطبه خوانی می‌کند

منطقش یک دشت را در اشتباه انداخته

 

مثلِ طوفان خانه‌ی تزویر را ویران نمود

مثلِ شیری لرزه بر جانِ سپاه انداخته

 

یک نگاهِ اشکبار انداخته بر خیمه‌گاه

یک نگاهِ مضطرب بر قتلگاه انداخته

@hosenih

جانِ زینب از فراقِ یار بر لب آمده

در مصیبت چنگ بر رخسارِ ماه انداخته

 




✔️ موضوع : حضرت زینب كبری(س)،


تاریخ درج شعر : پنجشنبه 1399/06/13 | 03:43 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام حسین(ع)-مناجات


کنار تو بودنم آرزومه

اسم تو اون بغض توی گلومه

تموم سالمو برات زائرم

با عکسی که همیشه روبرومه

 

خودت میبینی وضع و احوالمو

میبینی پرونده‌مو که سیاهه

نگاتو برنگردونی که حالم

اگه نگات بتابه روبراهه

 

میون روضه تونه عاشقیمون

یه عشق عاقلونه ی عجیبه

دردمو تنها به خودت میگم که

غمت برای قلبمون طبیه

 

برای با تو بودنم جون میدم

خونم که از جُون تو رنگی تر نیست

تا آخر دنیا باهات میمونم

یاری راه تو که بی خطر نیست

 

ما ملت امام حسینیم آقا

پرچمتون تو اوج آسمونه

علیِ اکبرای ما زیادن

شهادت افتخار نسلمونه

 

 قبله‌نمای عشقه کربلاتون

دلای آزاده به تو دخیلن

حر نگاهتون میشن اونا که

عاقبتم تو راهتون قتیلن

 

 تربت تو کاممو واکرده پس

ذکر لبم چی باشه غیر اسمت؟

یه یاحسین کلید هر قفلیه

خیلی به ما رسیده خیر اسمت

 

 من التماست میکنم بخوای که

سرم بره توی مسیرت آقا

یه بیرق سبز و یه یالثارات

یعنی که عاقبت به خیره دنیا

 

 




✔️ موضوع : مدح و مناجات با امام حسین(ع)،


تاریخ درج شعر : چهارشنبه 1399/06/12 | 03:21 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام حسین(ع)-مناجات


دور تو پُر از پیر غلام و ذاکر

مشغول به مدح تو هزاران شاعر 

یا سیدناالغریب! امّا ما را...

دق میدهد آخر غمِ «هَل مِن ناصِر»

 




✔️ موضوع : مدح و مناجات با امام حسین(ع)،


تاریخ درج شعر : چهارشنبه 1399/06/12 | 03:19 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

دفن ابدان مطهر شهدای كربلا


تن ها به روی خاک مانده، سر نمانده

چیزی به غیر از خاک و خاکستر نمانده

 

جسم جوانان بنی هاشم به خاک است

لشکر نمانده، ساقی لشکر نمانده

 

با احتساب آتش خیمه یقینا

چیزی برای دفن از اکبر نمانده

 

با احتساب نعل های تازه حتماً

چیزی هم از قنداقه ی اصغر نمانده

 

زیباترین پروانه در گودال مانده

پروانه ای که در تن او پر نمانده

 

مادر کنار پیکرش روضه گرفته

نایی برای گریه اش دیگر نمانده

 

تقصیر قلب سنگ نیزه دارها شد

حالا کنار او اگر خواهر نمانده

 

آقا رسید و دید از نزدیک انگار

انگشت آقا نیست، انگشتر نمانده!

 

گفتند با گریه که آقا جز حصیری

چیزی برای دفن این بی سر نمانده

 

پیچید پیکر را میان بوریا و

فرمود آقا: چیزی از پیکر نمانده

 

با احتساب ضربه های آخر شمر

حتما دگر چیزی از این حنجر نمانده

 




✔️ موضوع : دفن شهدای کربلا،


تاریخ درج شعر : چهارشنبه 1399/06/12 | 03:03 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام سجاد(ع)-شهادت


در خیمه بلا دیدی و در تب ماندی

با گریه و با داغِ لبالب ماندی

تنها شد و از تمام دارِ دنیا...

تنها تو برای عمّه زینب(س) ماندی!




✔️ موضوع : شهادت امام سجاد(ع)،


تاریخ درج شعر : دوشنبه 1399/06/10 | 05:45 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام سجاد(ع)-مصائب


بگذارید برای پدرم گریه کنم

اشک تا هست به چشمان ترم گریه کنم

 

تشنه کشتند عزیزان مرا ، حق بدهید

تا که بر آب می افتد نظرم گریه کنم

 

پیش من وقت وضو طشت نیارید ،که من...

یاد طشت زر و رأس پدرم گریه کنم

 

یاد آن ضرب عمود و عمویم می افتم

تا گذارم روی سجاده سرم گریه کنم

 

حرفی از کشته شدن نیست،اسیری سخت است

بگذارید به داغ جگرم گریه کنم

 

غم خاکی شدن چادر زینب بس بود

به خدا تا به قیامت اگرم گریه کنم

 

خواهرم بسکه کتک خورد زناقه افتاد

به زمین خوردن این همسفرم گریه کنم

 

ما و بازارچه ی برده فروشان ،ای وای

تا به بازار می افتد گذرم گریه کنم

 

دست بسته به خدا روی گرفتن سخت است

به گرفتاری زن های حرم گریه کنم

 

وسط هلهله ها مادر اصغر میگفت

بگذارید برای پسرم گریه کنم




✔️ موضوع : شهادت امام سجاد(ع)،


تاریخ درج شعر : دوشنبه 1399/06/10 | 05:42 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام حسین(ع)-گودال قتلگاه


پَر پَر زدی و بال و پَر تو رها نشد

آه…ای غریب، راه گلوی تو وا نشد

در ازدحامِ زخمِ تنت نیزه جا نشد

 از روی سینه تو چرا؟! شمر پا نشد

 

با دست و پا زدن نفست تنگ می شود

 بی حالی و نصیب سرت سنگ می‌شود 

 

 دیدی هِلال آب نیاورد و دیر شد

 دیدی که کهنه پیرُهنت غرق تیرشد

دیدی تمام پوشش تو یک حصیر شد

زینب کنار جسم تو یکباره پیر شد

 

طاقت بیار، لشکرت ای شاه می رسد

طاقت بیار ، مادرت از راه می رسد

 

 ای کاش چوب کفر به ایمان نمی زدند

با خیزران به قاری قرآن نمی زدند

 آتش به خیمه های پریشان نمی‌زدند

نیزه به پهلوی تو حسین جان ،نمی زدند

 

از نعل ها سراغ تنت را گرفته ایم

 از دست "بوریا" کفنت را گرفته ایم

 

یک عده روی غارت سر شرط بسته اند

 یک عده روی خُود و سپر شرط بسته اند

یک عده روی  مشک قمر،شرط بسته اند

ای وای...روی زیور و زر شرط بسته اند

 

من تازیانه می خورم و تو نفس بگیر

برخیز و معجری که ربودند پس بگیر

 

#دروغ_روضه_بخوانید

 

 اصلا کسی به آینه سنگ جفا نزد!

آن پیرمرد روی تنت با عصا نزد!

در قتلگاه هیچ کسی دست و پا نزد!

با نیزه بر گلوی تو آن بی حیا نزد!

 

مادر دوباره مونس و تنها کَسَت شده

بر گرد سمت خیمه که "دلواپست" شده




✔️ موضوع : قتلگاه امام حسین(ع)،


تاریخ درج شعر : شنبه 1399/06/8 | 07:17 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام حسین(ع)-گودال قتلگاه


نیرو نمانده است به بازو برادرم

تا نیزه های در بدنت را درآورم

 

ای عمر من چگونه تنت اینچنین شده

بالا بلند قامت تو چون نگین شده

 

با تیغ و تیر پیرهنت ریز ریز شد

از نعل های تازه تنت ریز ریز شد

 

ای پاره پاره تن به زمین ریختی حسین

از دست های من به زمین ریختی حسین

 

یک لحظه قلب من متحیر شد و شکست

بردند نیزه ها بدنت را به روی دست

 

دستی سیاه پیرهنت را ربوده است

هر نیزه قسمتی ز تنت را ربوده است

 

نشناختم اگر که تو را حق بده حسین

آه ای مرملٌ بدما حق بده حسین

 

چون چاره نیست از بدنت دور می شوم

با تازیانه ها ز تنت دور می شوم

 

زخمی ترین بدن به که بسپارمت حسین؟

تنهاترین من به که بسپارمت حسین؟

 

از لحظه ای که گرگ صفت ها رها شدند

خلخال ها روانه ی بازارها شدند

 

غربت ببین چگونه سفر می برد مرا

فریادهای حرمله سر می برد مرا

 

خولی برای بردن تو کیسه جور کرد

گویا هوای کوفه و نان تنور کرد

 




✔️ موضوع : قتلگاه امام حسین(ع)،


تاریخ درج شعر : شنبه 1399/06/8 | 04:43 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام حسین(ع)-گودال قتلگاه


یكی با نیزه اش از پشت میزد

یكی با چكمه و با مُشت میزد

خودم دیدم سنانِ دائمُ الخَمر

حسینم را به قصد كشت میزد




✔️ موضوع : قتلگاه امام حسین(ع)،


تاریخ درج شعر : شنبه 1399/06/8 | 04:34 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام حسین(ع)-گودال قتلگاه


یك نفر روى خاك ها بود و

صدنفر فكر غارت از اویند

چیست جرمش؟علیست بابایش

همه فكر غرامت از اویند

 

راویان گفته اند مولا را

با كف پاش پشت رو كرده

خنجر كند او نمى برّد

شمر را بى آبرو كرده

 

خواهرش هم رسید در گودال

دید او را كه دست و پا مى زد

دید ارباب نیمه جان بود و

مادرش را همش صدا مى زد

 

یک نفر گفت ذبح سر با من

بین لشكر دوباره دعوا بود

شمر و خولى حریص تر بودند

حرف آنها به هم بفرما بود

-

عده اى بر نگاه بى رمقش

مثل خولى بلند مى خندند

آن طرف تر هم عده اى نامرد

سر اعضاش شرط مى بندند




✔️ موضوع : قتلگاه امام حسین(ع)،


تاریخ درج شعر : شنبه 1399/06/8 | 04:32 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام حسین(ع)-گودال قتلگاه


یابن الشبیب گریه کن از غربت حسین

در کربلا شکسته شده حرمت حسین

شد زخم از مصیبت او پلک چشم ما

خنده رود ز لب چو شود صحبت حسین

بر تن نداشت جد غریبم توان و تاب

یابن الشبیب ذکر لبش بود آب آب

 

یابن الشبیب نیزه به حلقوم دیده شد

چون گوسفند سر ز تن او بریده شد

یابن الشبیب پیکر جد غریب ما

در زیر نعل اسب به هر سو کشیده شد

یابن الشبیب چکمه به پهلوی او زدند

در پیش عمه چنگ به گیسوی او زدند

 

یابن الشبیب جد غریبم کفن نداشت

یوسف به قعر چاه ولی پیرهن نداشت

از بس که زخم بر روی زخم دگر زدند

یک جای سالمی به تمام بدن نداشت

یابن الشبیب تَر َک روی آئینه دیدهای؟

جای سم ستور به یک سینه دیدهای؟

 

یابن الشبیب گریه به جز داغ او مکن

این حرف را به پیش کسی بازگو مکن

ناموس جد ما روی تل با اشاره گفت

ای بی حیا حسین مرا زیر و رو مکن

یابن الشبیب تیغ به حنجر کشید شمر

رگها وگوشتهای گلو را برید شمر




✔️ موضوع : قتلگاه امام حسین(ع)،


تاریخ درج شعر : شنبه 1399/06/8 | 04:30 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام حسین(ع)-گودال قتلگاه


نگاهش جانبِ گودال برگشت

پرستو بی‌پر و بی‌بال برگشت

 

ندارد فایده، پشتِ برادر

هرآنچه می رود دنبال،.. برگشت

 

همه با گریه از گودال رفتند

ولی شمرِ لعین، خوش‌حال برگشت

 

و با یک تیغِ برّان، داشت می‌رفت

و خون می‌ریخت از چنگال، برگشت

 

نمی‌بُرّد خدا،... با دستِ قاتل

سرِ پاکش، زبانم لال برگشت




✔️ موضوع : قتلگاه امام حسین(ع)،


تاریخ درج شعر : شنبه 1399/06/8 | 04:29 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام حسین(ع)-گودال قتلگاه


شرر به خرمن آل عبا زدی ای شمر

چه آتشی به دل ماسوی زدی ای شمر

 

مگر که زینت دوش نبی نبود حسین

چرا قدم روی عرش خدا زدی ای شمر؟

 

حسین فکر نجات تو بود اما حیف

لگد به بال و پرش بی هوا زدی ای شمر

 

هنوز جان به تنش بود مرتضی آمد

به ناله گفت: عزیز مرا زدی ای شمر

 

نفس نفس زد و ناله کشید "یا أماه"

میان پهلوی او نیزه جا زدی ای شمر

 

نسوخت قلب تو از ناله ی " بُنیَّ حسین"

به پیش دیده ی خیر النسا زدی ای شمر

 

حسین آب طلب کرد در ته گودال

تو در عوض شه لب تشنه را زدی ای شمر

 

هزار و نهصد و پنجاه زخم کاری داشت

چرا تو رحم نکردی، چرا زدی ای شمر؟

 

چه کردی از نفس افتاد خنجر کندت؟!

رویت سیاه باد چند تا زدی ای شمر؟

 

سرش به نیزه شد و وقت غارت خیمه...

تمام لشکر خود را صدا زدی ای شمر

 

برای دخترکان خواهرش سپر بود و...

عقیله را جلوی بچه ها زدی ای شمر




✔️ موضوع : قتلگاه امام حسین(ع)،


تاریخ درج شعر : شنبه 1399/06/8 | 04:27 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام حسین(ع)-گودال قتلگاه


زمین یک آهِ شعله ور درآورد

غم ِ تو اشکِ پیغمبر(ص) درآورد

 

تنت را تیرباران کرد و دیدم

دوباره نیزه ای دیگر درآود

 

بمیرد حرمله(لع) که با تبسّم؛

سه شعبه زد به سمتت! پر درآورد

 

رسید و پیکرت را غرقِ خون دید

دلِ مادر سر از محشر درآورد

 

یکی آورد با خود نعلِ تازه

یکی پیراهن از پیکر درآورد

 

نشست و با غضب از دستت ای وای

هم انگشت و هم انگشتر درآورد

 

نمیدانم چه شد که خنجرِ شمر(لع)

زد و از حنجرِ تو سر درآورد!




✔️ موضوع : قتلگاه امام حسین(ع)،


تاریخ درج شعر : شنبه 1399/06/8 | 04:26 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام حسین(ع)-گودال قتلگاه


روی زمین افتادی و بال و پرت رفت

نا باورانه نیزه در نیزه سرت رفت

 

تو زینت دوش نبی بودی ولی حیف

خوردی زمین و زیر مرکب پیکرت رفت

 

عمامه و خُود و سپر ،شمشیر، حتی

در آن هیاهو یادگار مادرت رفت 

 

ترکیب انگشتان دستانت به هم خورد

وقتی به دست ساربان انگشترت رفت

 

باور ندارم قسمتی از مقتلت را

باور ندارم که اسارت خواهرت رفت

 

دیگر چرا در آن بیابان پیکرت ماند ؟؟

دیگر چرا در مطبخ  خولی سرت رفت...

 

یادت میاید دفن کردی اصغرت را ؟؟

بر روی نیزه ها چرا پس اصغرت رفت؟؟

 

حالا که نزدیک فراتی...با خبر باش!!

از کربلا لب تشنه آخر دخترت رفت...




✔️ موضوع : قتلگاه امام حسین(ع)،


تاریخ درج شعر : شنبه 1399/06/8 | 04:24 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام حسین(ع)-گودال قتلگاه


راوی نوشت روی تنت پا گذاشتند

سر را جدا نموده و تن را گذاشتند

 

آقا بگو که بی صفتان روی پیکرت

جایی برای بوسه ی زهرا گذاشتند؟؟

 

نزدیک عصر بود که زینب اسیر شد

نزدیک عصر بود تورا جا گذاشتند

 

رفتند و پیکری که به خون شد خضاب را

بر روی خاک در دل صحرا گذاشتند

 

بخشیدی از کرامت خود هرچه داشتی

یک بوریا برای تو اما گذاشتند

 

قبل از تنور خولی و آن شاخه ی درخت

راس تو را درون کلیسا گذاشتند

 

تا خون کنند قلب رباب حزینه را

گهواره را برای  تماشا گذاشتند

 

در گوشه ی خرابه همه هستی تورا

سیلی زدند و بی کس و تنها ،گذاشتند...




✔️ موضوع : قتلگاه امام حسین(ع)،


تاریخ درج شعر : شنبه 1399/06/8 | 04:23 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام حسین(ع)-گودال قتلگاه


خنجر رسید از راه حنجر را ببُرِّد

در پیش چشم فاطمه سر را ببُرَّد

 

خنجر ولی کار بریدن را رها کرد

از بوسه گاه مادرش زهرا حیا کرد

 

تا منصرف آن خنجر از زیر گلو شد

با یک لگد سالار زینب پشت و رو شد

 

 قاتل گرفت از گیسویش در روز روشن

وقتی فرو شد دشنه ای بر پشت گردن...

 

...با ضربه ی اول شبیه محتضر شد

در زیر چکمه تشنگی اش بیشتر شد

 

با ضربه ی دوم دوباره دست و پا زد

خیلی به زحمت مادر خود را صدازد

 

با ضربه ی سوم که قصد حنجرش کرد

بالای سر زهرای هجده ساله غش کرد

 

با ضربه ی چهارم محاسن غرق خون شد

فرزند زهرا حا و سین و یا و نون شد

 

با ضربه ی پنجم به جانش رعشه افتاد

روی زمین پا می کشید_ ای داد بی داد _

 

مثل تو مشتاق بریدن هیچ کس نیست

شش ضربه ی محکم زدی ای شمر بس نیست؟

 

با ضربه ی هفتم شبیه شیرخواره

آمد صدای خس خس از حلقوم پاره

 

با ضربه ی هشتم که دل از خواهرش کند

زینب میان خیمه ها مو از سرش کند

 

مثل تو مشتاق بریدن هیچ کس نیست

نُه ضربه ی محکم زدی ای شمر بس نیست ؟

 

مثل تو مشتاق بریدن هیچ کس نیست

ده ضربه ی محکم زدی ای شمر بس نیست ؟

 

وقتی نمی بُرد بیا و دست بردار

آقای ما را ذبح کردی یازده بار

 

با ضربه ی آخر که جانش بر لب آمد

دیگر صدای ضجه های زینب آمد

 

با ضربه ی آخر سرش از تن جدا شد

از پنجه های شمر گیسویش رها شد

 

با ضربه ی آخر سری افتاد بر خاک

پهلوشکسته مادری افتاد بر خاک

 

با ضربه ی آخر همه کل می کشیدند

در پیش چشم فاطمه کل می کشیدند

 

با ضربه ی آخر غم خواهر همین بود

کلی رگ پاشیده از هم بر زمین بود

 

با ضربه ی آخر که جان از پیکرش رفت

با کیسه ای خولی به دنبال سرش رفت

 

با بغض حیدر ؛ بغض زهرا سر بریدند

با حوصله آقای ما را سر بریدند 




✔️ موضوع : قتلگاه امام حسین(ع)،


تاریخ درج شعر : شنبه 1399/06/8 | 04:21 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام حسین(ع)-گودال قتلگاه


پیش نگاهم که ز زین پیکرت افتاد

گوشه ی گودال ز پا مادرت افتاد

 

شمر نشست تا که روی سینه ی تو با

خنجر کندی به جان حنجرت افتاد

 

تیره هوا ، سرخ زمین ، خون به دلم شد

تا که ز جسم تو حسین جان سرت افتاد

 

بی کفنی...؟! باشد ، عبا و زرهت کو ؟

پیرهن پاره مگر از برت افتاد ؟

 

نیمه ی شب ساربان به قصد چه آمد ؟

قطع شد انگشت تو...؟ انگشترت... افتاد...؟

 

وای بمیرم برای غیرت چشمت

چشم حرامی به رخ خواهرت افتاد

 

کاش سر نیزه علمدار نبیند

معجری از روی سر دخترت افتاد




✔️ موضوع : قتلگاه امام حسین(ع)،


تاریخ درج شعر : شنبه 1399/06/8 | 04:19 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات
تعداد کل صحن ها : 565 :: 1 2 3 4 5 6 7 ...
لطفا از دیگر صحن های حسینیه نیز دیدن فرمایید
.: پایگاه تخصصی مدح و مرثیه حسینیه:.
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Mobile Traffic | سایت سوالات