حسینیه پایگاه تخصصی مدح و مرثیه
جهت دسترسی آسان به اشعار مورد نظر، از فهرست موضوعات استفاده کنید
موضوعات اشعار

بسم‌الله الرحمن الرحیم


قابل توجه زائرین گرامی، همزمان با ثبت اشعار در پایگاه حسینیه، کانال تلگرامی "حسینیه"  نیز به روز خواهد شد.

لینک کانال تلگرامی  hosenih@  

و  https://telegram.me/hosenih 

لینک صفحه اینستاگرام payegahe_hoseinieh@ 

و https://www.instagram.com/payegahe_hoseinieh/

https://telegram.me/hosenih

https://www.instagram.com/payegahe_hoseinieh/


لطفا در معرفی صفحات تلگرام و اینستاگرام پایگاه "حسینیه" ، همکاری نمایید.



موضوع : کانال تلگرامی و صفحه اینستاگرام "حسینیه"، اطلاعیه و اخبار حسینیه، 
پنجشنبه 1396/12/10

حضرت ام البنین(س)-مصائب


ای صاحب علم کجایی؟

آب آور حرم کجایی؟

عصای پیری ام کجایی؟

 

خیلی دلم هواتُ کرده

هوای اون چشاتُ کرده

 

میگن که دستاتُ بریدن

معجر زینبُ کشیدن

اشکای زهرا رو ندیدن

 

به گریه چشمام ناگزیره

الهی مادرت بمیره

 

کی قدوبالاتُ نظر زد

نیزه به سینه ت بی خبر زد؟

به چشم تو تیر سه پر زد؟

 

بقیع با ناله هام شریکه

قبرت میگن خیلی کوچیکه

 

بعد تو محشری به پا شد

کربلا تازه کربلا شد

حرمله پاش به خیمه وا شد

 

مثل علی یه کوه دردی

میگن رو نیزه گریه کردی

 

بعد تو دل چاره شُ گم کرد

رقیه گوشواره شُ گم کرد

مادری گهواره شُ گم کرد

 

مثل خودت خونه خرابم

شرمنده ی رویِ ربابم

 

عطر خوش کوثرت اومد

رمق به چشم ترت اومد

فاطمه بالا سرت اومد

 

حسرتشُ به دل می ریزم

خوش به سعادت عزیزم



موضوع : وفات حضرت ام البنین(س)، 
پنجشنبه 1396/12/10

حضرت ام البنین(س)-مدح و مصائب


ام البنین بعد از حسین ام الادب شد

شاگرد درسش ، کربلا امّ وهب شد

در تربیت بر مادران هم مادری کرد

شیر آفرینی که چُنین فخر عرب شد 

خود را کنیز خانه می دانست اما

از لطف اهل خانه او زهرا نسب شد 

حتی ادب پیش ادب هایش ادب کرد

حتی وفا هم از وفایش در عجب شد

ام القمر یعنی که  نوری در سیاهی

یعنی که فرزندش چراغ راه شب شد

در آن هیا هو حق مادر را ادا کرد

نگذاشت روی خاک سر ،زهرا سبب شد...



موضوع : وفات حضرت ام البنین(س)، 
پنجشنبه 1396/12/10

حضرت ام البنین(س)-مدح و مصائب


روزی که پا به عرش معلا گذاشتی!

بر هر چه داشت نقش تو را، پا گذاشتی

در هیئت کنیزی اولاد فاطمه

اینگونه پا به خانه مولا گذاشتی

می ریخت از نگاه تو احساس مادری

مرهم به زخم زینب کبری  گذاشتی

"مولا صدا بزن ،نه برادر! حسین را..."

این جمله را تو بر لب سقا گذاشتی

در کربلا برای دل سنگ کوفیان

چار آینه به رسم تماشا گذاشتی

با تو بقیع داغ دلش تازه شد که تو

پا جای پای غربت زهرا گذاشتی

پیش از تو نوحه، شور حماسی نمی گرفت

رسم خوشی ست آنچه که بر جا گذاشتی

از خوان نوحه خوانی تو آب می خورد

چشمان خیس ما که بر آن پا گذاشتی



موضوع : وفات حضرت ام البنین(س)، 
پنجشنبه 1396/12/10

حضرت ام البنین(س)-مدح


شعر با مدح تو بی بی واژه باران می شود

نوبت وصف تو شد طبعم غزلخوان میشود

عطر عصمت در نفس داری که گاهی جبرئیل

بعد زهرا باز در این خانه مهمان میشود

غیرت فرزند تو آئینه ی کرببلاست

عصر تاسوعا دلش پابست پیمان میشود

هیچ فرهنگ لغت معنی نکرده اینچنین

آنکه در قاموس تو عباس ، ایمان میشود

دامنت باغ بهار یاس شد ، ام البنین

خاک نه ، حتی بهشت از آن گلستان میشود

بسکه سوز روضه دارد نوحه هایت در بقیع

سنگ می گرید ، دل دشمن پریشان می شود

قرن ها بگذشته اما در بقیع خاطرات

ناله هایت مثل آتش در نیستان میشود

مادری داغ چهار آئینه بر دل دارد ، آه

صبر، پیشِ صبر تو، سر در گریبان می شود

کرده ای با معرفت آن قدر کسب آبرو

هر چه خواهی از خدای اهلبیت ، آن می شود

دست لطفت امتداد هل اتای کوثر است

هر که حاجت پیش تو آورد سلطان می شود

این همه قول و غزل یک قطره از دریای توست

عقل در فهم کمالات تو حیران می شود 



موضوع : وفات حضرت ام البنین(س)، 
پنجشنبه 1396/12/10

حضرت ام البنین(س)-مدح و مصائب


به دامانت گلستان ادب را پروراندی

به حلق ریشه ها آب ولایت را چکاندی

تواضع برگ گل ها و ادب گلبرگشان شد

به جان شاخه هاشان از شجاعت هم چشاندی

گل ماهت شکفت اما همیشه ماه خود را

به زیر سایه ی خورشید زهرا می نشاندی

بنازم این ادب را که تمام عمر، خود را

برای سروهای فاطمه مادر نخواندی

و روزی قصه ی شق القمر خواندند اما

تو چندین سال از خورشید، تنها روضه خواندی

چقدر از برگهای محکم گل می سرودی

چه جانهایی که با اشکت به لبها می رساندی

و گفتی دیگر "ام بی بنین" هستی از آن روز

که از آن باغ رنگارنگ گل، تنها تو ماندی....



موضوع : وفات حضرت ام البنین(س)، 
پنجشنبه 1396/12/10

حضرت ام البنین(س)-مدح و مصائب


فدای حُسن دل‌انگیز باغبان شده بود

بهار، با همه سرسبزی‌اش خزان شده بود

چهار دسته گُلش را به پنج تن بخشید

مقیمِ خاکِ درش، هفت آسمان شده بود

چه سربلند و سرافراز امتحان پس داد

برای عرض ادب، سخت امتحان شده بود

به عشق «شیر خدا» از یل دلاور خود

گذشت اگر چه در این راه نیمه‌جان شده بود

چه امتحان بزرگی! که در رثای حسین

-و نه به خاطر فرزند- روضه‌خوان شده بود

اگر چه پیر شد از داغِ بی‌امان، اما

به پشتوانهٔ زینب دلش جوان شده بود

فدای «اُمّ اَبیها» شدن علامت داشت

به این سبب قد «اُمّ البنین» کمان شده بود



موضوع : وفات حضرت ام البنین(س)، 
پنجشنبه 1396/12/10

حضرت ام البنین(س)-مدح


این زن که می بینی نگاهی خاص دارد

در چشمهایش معدن الماس دارد 

او عاشق شاهی است که جای زر و سیم

تنها دو تا پیراهن کرباس دارد

هنگام گندم آرد کردن، گفتگوها

با خاطرات نیلی دستاس دارد

با بچه های فاطمه چون همنشین است

با اینکه زهرا نیست بوی یاس دارد

فانوس حاجات جهانی روشن است از

لطفی که نور چشم او _عباس _دارد



موضوع : وفات حضرت ام البنین(س)، 
پنجشنبه 1396/12/10

حضرت ام البنین(س)-مصائب


از غم یار سرشک مژه دریا کردند

دل من خون،چو دل زینب کبرا کردند

این شنیدم که ابوالفضل من از پا افتاد

یوسف فاطمه را بی کس و تنها کردند

این شنیدم که همان ها که به تو تیر زدند

تا که خوردی به زمین،نیزه مهیا کردند

این شنیدم که تو رفتی و پس از رفتن تو

کودکان در وسط خیمه خدایا کردند

باورم نیست که از نیزه زمین خورد سرت

و ز پهلو سر نیزه سر تو جا کردند

باورم نیست که با بودن تو عباسم

زینبم را سر بازار تماشا کردند

شیر من باد حلال همه فرزندانم

که سر و جان به فدای گل طاها کردند

اشک میریزم اگر در غم طفلانم نیست

اشک ریزم که چه با یوسف زهرا کردند

نه فقط بر بدنش زخم روی زخم زدند

نیزه را در بدن زخمی او تا کردند

گر که مضمون جدیدی است به طبع شایق

نظر لطف بر او حیدر و زهرا کردند



موضوع : وفات حضرت ام البنین(س)، 
چهارشنبه 1396/12/9

حضرت ام البنین(س)-مدح و مصائب


تو شاهکار عشق بازی در زمینی

تو دست پنهان خدا در آستینی

اُمُّ الادب ،  اُمُّ الوفا ، اُمُّ البنینی

دلگرمی نسل امیرالمومنینی

در پیشگاه تو ادب تعظیم کرده

قرص قمر میر عرب تعظیم کرده

مانند نور آمدی تابیدی و بعد

با دست زهرا مورد تأییدی و بعد

خود را دم بیت ولایت دیدی و بعد

آن چارچوب سوخته بوسیدی و بعد

گفتی اگرچه در حرم تازه عروسم

من آمدم دستان زینب را ببوسم

دیدی چگونه گریه کن ها گریه کردند

غمدیده ها با یاد زهرا گریه کردند

با نغمه لبهای مولا گریه کردند

یا فاطمه می گفت هر جا گریه کردند

آن روز تنها خواهش قلبت همین شد

یا فاطمه تبدیل بر ام البنین شد

شهر مدینه در هیاهو زین خبر شد

شکر خدا ام البنین صاحب پسر شد

اما کلامی باعث خون جگر شد

زخم زبان ها بر دل تو نیش تر شد

گفتند با تو بعد ازین کم میگذارد

بر این یتیمان دیگر او کاری ندارد

اما دهان یاوه گویان را تو بستی

پای قرار خویش با زهرا نشستی

دیدن از جام رضای یار مستی

چون رشته ی فرزند و مادر را گسستی

گفتی اگرچه بین تان خیلی عزیزم

در خانه عباسم غلام و من کنیزم

زینب تو را با نور ایمان آشنا کرد

با یک نظر دلداده ی آل عبا کرد

برآتش عشقش تو را هم مبتلا کرد

آن قدر پیشت صحبت کرببلا کرد

تا اینکه شاخ و برگ هایت پر ثمر شد

دار و ندارت چهار فرزند پسر شد

کم کم پسرهای تو بال و پَر گرفتند

دور و بَرَت را مثل یک لشگر گرفتند

درس شجاعت از خود حیدر گرفتند

بوی امیر فاتح خیبر گرفتند

گوییم از اوصاف عظیم تو همین حد

زینب پس از زهرا تو را مادر صدا زد

ای وای از روزی که قلبت را شکستند

حجاج زهرا بار بیت الله بستند

دیدی همه سرها گرفته روی دستند

با چه شکوهی بین محمل ها نشستند

بر زانوی عباس زینب پاگذارد

شُکر خدا که محمل او پرده دارد

اما پس از شش ماه شام غم سحر گشت

با دیدن یک صحنه ای چشم تو تر گشت

از این مصیبت عالمی خونین جگر گشت

باور نمی کردی ولی دل با خبر گشت

بالاترین روضه همین در عالمین است

از راه آمد زینب اما بی حسین است

فریاد زد اُمُّ البنین گیسو سپیدم

مادرنبودی عصر عاشورا چه دیدم

از خیمه تا گودال با زحمت دویدم

با دست خود از پهلویش نیزه کشیدم

اُمُّ البنین تاج سرم را سَر بریدند

پیراهنش را از تَنَش بیرون کشیدند

مادر نبودی پس گوش کن از این خبرها

از داغ عباس تو خم گشته کمرها

واشد به روی من نگاه رهگذرها

چادر به سر دارد دویدن دردسرها

عباس رفت و آبروی خواهرش رفت

دعوا شد و چادر ز روی خواهرت رفت

اُمُّ البنین اول دو بازویش بهم ریخت

تیری رسید و چشم و ابرویش بهم ریخت

ضرب عمودی آمد و رویش بهم ریخت

تا روی نیزه رفت گیسویش بهم ریخت

عباس نامردی عمود آهنین خورد

بی دست از بالای مرکب بر زمین خورد

دروازه ی کوفه قیامت ساختم من

بر مرکب طوفانِ خطبه تاختم من

تا چشم روی نیزه ها انداختم من

در یک نظر عباس را نشناختم من

از درد غیرت صورتش چرخاند مادر

بستند او را تا به نیزه ماند مادر

مادر دعا کن منتقم دیگر بیاید

چون او گره از اَبروی زهرا گشاید

صحن و سرایی در بقیع بر پا نماید

پایان هر روضه دعا کردیم شاید

ما کاشف الکرب امام خویش گردیم

دار و ندار خویش نذر یار گردیم



موضوع : وفات حضرت ام البنین(س)، 
سه شنبه 1396/12/1

حضرت زهرا(س)-شام غریبان


مثل ابر بهار می بارم، رحم کن بر دل علی زهرا

چاره ی لحظه های دشوارم، رحم کن بر دل علی زهرا

اندکی تا دم سحر مانده، تازه آغاز دردسر مانده

لحظه ها را چگونه بشمارم؟! رحم کن بر دل علی زهرا

وقت تنگ است و کار بسیار است، غسلت ای باغ لاله دشوار است

گره افتاده است در کارم، رحم کن بر دل علی زهرا

وقت غسلت چقدر لرزیدم، خون تازه به پهلویت دیدم

ای زمین گیرِ زخمِ مسمارم، رحم کن بر دل علی زهرا

فاطمه جان مُحوّل الاحوال، بازویت... بازویت!!! زبانم لال

چه شد آخر شریک اسرارم؟! رحم کن بر دل علی زهرا

بین محراب زینب من را... فضه دریاب زینب من را...

 جان این دختر عزادارم، رحم کن بر دل علی زهرا

غسل دادم تو را حسین افتاد، صورتت دیدم و حسن جان داد

نظری کن بر این دل زارم، رحم کن بر دل علی زهرا

به من مرده جان تازه بده، لااقل لحظه ای اجازه بده

سر روی شانه ی تو بگذارم ، رحم کن بر دل علی زهرا

با قد خم قدم قدم رفتم، زیر تابوت همسرم رفتم

کمرم تا شد ای هوادارم، رحم کن بر دل علی زهرا

رکن من یار و یاورم زهرا، من چگونه به دست خود حالا

هستی ام را به خاک بسپارم؟! رحم کن بر دل علی زهرا

وسط قبر بین این گودال، پدرت آمده است استقبال

چه کنم می روی و ناچارم... رحم کن بر دل علی زهرا

جان حیدر مرا حلالم کن، دم آخر مرا حلالم کن

خیلی آخر به تو بدهکارم، رحم کن بر دل علی زهرا



موضوع : شام غریبان حضرت زهرا(س)، 
سه شنبه 1396/12/1

حضرت زهرا(س)-شام غریبان-تدفین


ای خاک! بهار بی‌خزان باش ای خاک

همسایه‌ی ماه و آسمان باش ای خاک

این یاسِ کبود، پهلویش مجروح است

با جانِ رسول مهربان باش ای خاک

 



موضوع : شام غریبان حضرت زهرا(س)، 
سه شنبه 1396/12/1

حضرت زهرا(س)-شام غریبان


دلِ شب شبی که حتی   یه ستاره هم نداره

شبی که چشایِ خونِ   آسمون بارون می باره 

شبی که پرستو ها هم   به چشا خوابی ندارن

شبی که ستاره ها هم   دیگه مهتابی ندارن 

شبی که رازِ مگوئه   هق هقا تویِ گلوئه

اگه هم میاد صدایی  این صدای شستوشوئه

توی سینه ها یه غوغاست  که چشا شبیهِ دریاست

رویِ شونه هایِ دیوار  سر پهلوونی تنهاست

خون تویِ چشاش می لرزه   داره زانواش می لرزه

دست کجا کشید که اینطور   داره بازواش می لرزه

تو گلوش صدا گرفته   دست بچه ها گرفته

واسه بردنِ عزیزش   با گُلاش عزا گرفته

تا اونو کفن می پیچید   عطرِ پیرهن می پیچید

گرچه آستین به دهانه   ناله ی حسن می پیچید

دختری داره مینبینه  پری که آتیش سوزونده

نیمه شب باز می شه از هم   دری که آتیش سوزونده

رویِ پیشونیا چینه   طفلی رو خاکا میشینه

از خونی که بر زمینه   ردِ تابوت و می بینه 



موضوع : شام غریبان حضرت زهرا(س)، 
سه شنبه 1396/12/1

حضرت زهرا(س)-شام غریبان


دگر ای مردم شهر مدینه

از امشب راحتِ راحت بخوابید

کسی با کارتان کاری ندارد

از امشب با دلِ فرصت بخوابید

دگر نه روز نه شب گریه ای نیست

دگر آرام و بی اذیت بخوابید

شما زنها دگر آرام باشید

شما مردانِ خوش غیرت بخوابید

ز دستانم نگارم را گرفتید

همه دار و ندارم را گرفتید

نفهمیدید ای مردم که زهرا

به روی دوشتان باری ندارد

کنار قبر حمزه گریه میکرد

دلِ همسایه آزاری ندارد

زنی با طفل خود در بین کوچه

که اصلا با کسی کاری ندارد

نگفتی با خودت هرگز مغیره

که او در کوچه ها یاری ندارد؟

چه محکم می زند دستت مغیره

الهی بشکند دستت مغیره

زَدیدش ، شد نصیب زینبِ من

به سن کودکی بیمارداری

مغیره بویی از مردی نبردی

ز حیدر کینۀ بسیار داری

نگفتی دختر پیغمبر است این

چرا اصلا به کارش کار داری

به کوچه احترامش را شکستید

زَدیدش در زمان بارداری

شنیدم می زدی با مُشت او را

زدی ملعون به قصد کشت اورا

نبیند خیر ، نامردی که با پا

ز روی چادر ریحانه رد شد

ز جایی هتک حرمت باب گردید

که راه مادر سادات سد شد

روا در حقِ ناموسِ خداوند

جفا و ظلم ، بی حدّ و عدد شد

زمانی فاطمه پشت در افتاد

غرور فاتح خیبر لگد شد

همانجا دست حیدر را که بستند

دل و پهلوی زهرا را شکستند

خزانی شد که من بیش از نود روز

دگر هرگز بهارش را ندیدم

شبانه غسل دادم پیکرش را

که زخم بی شمارش را ندیدم

زمانی معجرش را باز کردم

به گوشش گوشوارش را ندیدم

کبودی ، روی چشمش شد دلیلی

که پلکِ چشم تارش را ندیدم

ز یارم مانده در اوج جوانی

فقط یک پوستی با استخوانی

اگر چه ماه ، این شبها هلال است

ولی اشک از رخ مهتاب میریخت

به روی پیکرت آرام اسماء

برای غسل دادن آب میریخت

کشیدم چند دفعه آب از چاه

زبس از پیکرت خوناب میریخت

به هر جای تنت میخورد دستم

دوباره این دلِ بی تاب میریخت

هزاران راز در سینه نهفتی

ز پهلو با علی چیزی نگفتی

به جز گریه زمانِ غسل دادن

دگر چشم ترم چاره ندارد

به شب گیرم کبودی را ندیدم

قدِ خم ، همسرم چاره ندارد

اگر دست شکسته ماند مخفی

ولی دیگر ورم چاره ندارد

دگر گیرم حسن چیزی نگوید

ولیکن دخترم چاره ندارد

خودم فهمیدم این را گاهگاهی

چه آمد بر سرت در این سه ماهی

ز بین کوچه ها در این دل شب

گذر با دیدهء نمناک کردم

ز دستِ بی وفایی های مردم

گله از خاک بر افلاک کردم

شبانه دور ، از چشم مدینه

خودم را در حقیقت خاک کردم

به خانه آمدم با دستمالی

ز در آثارِ خون را پاک کردم

دوباره بر سرم آوار افتاد

که چشمم باز بر مسمار افتاد

خودم وقتی که برگشتم ز تشییع

لباس و معجرش را جمع کردم

اگر چه سوخته ، از لای شانه

خودم موی سرش را جمع کردم

حسابی دخترانم گریه کردند

زمانی بسترش را جمع کردم

خودم تسبیح و مُهر و جانمازِ

نمازِ آخرش را جمع کردم

تمام خانه را گشتم ولی نیست

در این خانه دگر جای علی نیست



موضوع : شام غریبان حضرت زهرا(س)، 
سه شنبه 1396/12/1

حضرت زهرا(س)-شام غریبان-تغسیل


شب شبی سنگین شبی دلگیر بود

شب شبی بی صبح شامی دیر بود

شمع آخر در سِرِشکش غرق شد

آب گشت و بین اشکش غرق شد 

شمع تا سو سو زنان خاموش گشت

خانه در باد و خزان خاموش گشت

در سکوتی باد زاری می نمود

باد آن شب سوگواری می نمود 

باد می کوبید درها را به هم

باد می پیچید پرها را به هم

خانه آن شب باز طوفان خورده بود

چار غنچه با گلی پژمرده بود

گاه سوز گریه بوداماخموش

گَه صدای آب می آمد به گوش

چکه چکه می چکد دل روی دل

آب می ریزد دو چشمانی خجل

خیره خیره چشم طفلان مانده بود

آستین ها بینِ دندان مانده بود

سیل بسته راهِ نورِ نوح را

دست می شوید تنی مجروح را

چشم تا که فرصت دیدن گرفت

زانوانِ کوه لرزیدن گرفت

چشم تنها بین چادر زخم دید

پای تا سر پیکری پر زخم دید 

زخم بستر ، زخم کوچه، زخم در

زخم سینه ، زخم بازو، زخم سر 

زخمِ سرخیِ کفن زخمی کبود

زخم آتش، زخم میخ و زخم دود 

زخم چشم و زخم پهلو، زخم دست

زخمها را عاقبت با زخم بست

زخم بود و سوز بود و درد بود

آه تنها چاره ی یک مرد بود

آه اسما آب بر این خسته ریز

درد دارد آب را آهسته ریز



موضوع : شام غریبان حضرت زهرا(س)، 

حضرت زهرا(س)-شام غریبان


یا فاطمه ای طلیعه ی مهر و امید

تفسیر "بای ذنب" قرآن مجید

ای ماه علی کسی خبر دار نشد

از دفن شبانه ی تو حتی خورشید

 



موضوع : شام غریبان حضرت زهرا(س)، 
دوشنبه 1396/11/30

امام زمان(عج)-مناجات فاطمی


سلام صاحب الزمان، سلام بر حریم تان

به صد امید هر سحر سلام می دهیم تان 

بهار می شود دل خزان برگ ریزمان

صبا اگر بیاورد به شهر مان شمیم تان

خودت به فکر ما همیشه از قدیم  بوده ای

دلم خوش است بر همین کرامت قدیم تان 

مرا که بین ظلمت زمانه غرق گشته ام

به جبر هم شده ببر به راه مستقیم تان

همیشه همنشین این دل شکسته ام شدی

اگرچه کوچکم برای منصب ندیم تان

اگر تو را قسم دهم مرا قبول می کنی؟!

به اضطراب زینب و به مادر کریم تان... 

به جای روضه یک سؤال می کنم فقط همین

سؤال می کنم از آن مصیبت عظیم تان 

میان این همه صحابه ی نبی چرا کسی

جلو نیامد و نشد مدافع حریم تان؟!



موضوع : مناجات فاطمی با امام زمان (عج)، 

امام زمان(عج)-مناجات فاطمی-روز شهادت


باز عطر یار آمد و دنیا به کام شد

یعنی دوباره موقع عرض سلام شد

این لطف هیئت است که حتی کسی چو من

با تو میان روضه فقط همکلام شد 

شکر خدا که سایه ی الطاف مادرت

با دست تو به روی سرم مستدام شد 

باز آمدم که گریه کنم شاید اشک من

بر زخم های مادری ات التیام شد 

روضه بخوان ز غربت مولا که بعد از این

خورشید عمر فاطمه اش روی بام شد 

تازه مصیبت دل حیدر شروع شد

هرچند درد پهلوی مادر تمام شد

ای منتقم به پهلوی زخمی مادرت

دیگر بیا، بیا که زمان قیام شد 



موضوع : مناجات فاطمی با امام زمان (عج)، 
دوشنبه 1396/11/30

امام زمان(عج)-مناجات فاطمی


دیدگانم لایق دیدار دلدارم نشد

عمر من طی شد ولی آقا خریدارم نشد

نیستم آن بنده ی خوب و به دور از معصیت

وای بر من صاحبم راضی ز کردارم نشد

بدتر اینکه من بدانم ناظرم بود و ولی

بر بدی اصرار کردم ، خوب رفتارم نشد 

رو به این و آن زدن ، غیر از ضرر چیزی نداشت

بارم افتاد و کسی گرمی بازارم نشد

کاش آقای خودم را میزدم از دل صدا

هیچ کس غیر از عزیز فاطمه یارم نشد

بین مردم عزتم داد و گناهان مرا

پیش خود مخفی نمود و فاش اسرارم نشد 

من مریضم به دوا محتاجم و جز تربتِ

کربلا مرهم به قلب زار و بیمارم نشد 

اربعین یادش بخیر ایوان طلا زانو زدم

من بدهکار آمدم آقا طلبکارم نشد

روضه ها را خواندم اما ماجرایی بدتر از

درد پهلو باعث اندوه بسیارم نشد 

یک پسر در بین کوچه ناله میزد آمدم

گوشوار مادرم از خاک بردارم نشد 



موضوع : مناجات فاطمی با امام زمان (عج)، 

امام زمان(عج)-مناجات فاطمی-روز شهادت


هر وقت دل بهانه ی یاد تو را گرفت

شادی از آن بلند شد و غصه جا گرفت 

ابریست آسمان دل بیقرار تو

بیخود نبود اگر که دوباره هوا گرفت 

گفتم شبی شبیه تو گریه کنم ولی

چشمم ز اشک خشک شد آقا صدا گرفت 

تو سوختی که سینه ام آتش گرفت و سوخت

تو روضه خوان شدی اگر این روضه پا گرفت 

امروز هم بیا و بگو وای مادرم

آخر مریض خانه ی مولا شفا گرفت

راحت شدند اهل مدینه ز رفتنش

این خانه ی علیست که دیگر عزا گرفت 

در آخرین وصیت زهرا دل علی

از روضۀ حسین و غم کربلا گرفت



موضوع : مناجات فاطمی با امام زمان (عج)، 
دوشنبه 1396/11/30

امام زمان(عج)-مناجات فاطمی-شام غریبان


فراق تو بر دل شرر می گذارد

شب غصه را بی سحر می گذارد

به سودای روی تو ای ماه زهرا

دلم در شب خود قمر می گذارد

اگر تو بیایی ولی من نباشم

چه داغی به روی جگر می گذارد

من آن طفل نامهربانم كه سر را

به دامان لطف پدر می گذارد

كنار تو در روضه ها گریه كردن

روی اشك هایم اثر می گذارد

عزادار زهرا دل غصه دارت

شبی تلخ را پشت سر می گذارد

صدای نفس های مردی میاید

كه دارد به دیوار سر می گذارد



موضوع : مناجات فاطمی با امام زمان (عج)، 
دوشنبه 1396/11/30

امام زمان(عج)-مناجات فاطمی


حال و روزم را بیا آقا ببین بهتر نشد

این گدای بی وفا هم  واقعا نوکر نشد

درد و غم هایم زیاد و این دلم آلوده است

معصیت عادت شد و از من جدا آخر نشد

از فراقت گریه و ناله نکردم یک شبی

دل ندادم به تو و این فاصله کمتر نشد

توبه ها کردم ولی توبه شکستم بعد از آن

این چنین بودم که درد من دوا دیگر نشد

با چه رویی حاجتم را بر زبان جاری کنم

من که دیدم غربتت اما دلم مضطر نشد

خوب کن بدحالی ام ، رو برنگردان از گدا

غیر تو اصلا برای من کسی یاور نشد

فاطمیه تو بیا کرببلایی کن مرا

آرزویی بهتر از شش گوشه ی دلبر نشد

مادر ارباب ما در بستر و دردش زیاد

چند روزی میشود هم صحبت حیدر نشد

زینبش دیده میان شعله ها پهلو چه شد

بعد از آن تب کرد و بهتر حال آن دختر نشد 



موضوع : مناجات فاطمی با امام زمان (عج)، 
دوشنبه 1396/11/30

امام زمان(عج)-مناجات فاطمی


این روزها نگاه تو از خونِ دل تر است

گویا دلت حسینیه ی اشك مادر است

شال عزا دوباره نشسته به دوش تو

شالی كه حیف، سوخته از آتش در است

گلبرگ های گونه ی شبنم گرفته ات

زخمی، شكسته، نیلی، چون یاس پرپر است

ای وارث تمامی غم های اهل بیت

این روزها غریبی تو مثل حیدر است...

...چون دیده ام تو را و سلامت نداده ام

یا تو سلام كرده ای و گوش من كر است

مُردن میان روضه اگرچه سعادت است

در روضه های فاطمیه باز بهتر است

زیرا كه اشك یك شبِ این فاطمیه ها

با گریه ی تمام محرم برابر است

حالا بیا و روضه بخوان آتشم بزن

چشمم به ناله ی تو و یك وای مادر است

یا رب كجا رواست زنی را كتك زنند

وقتی كه زن مقابل چشمان شوهر است



موضوع : مناجات فاطمی با امام زمان (عج)، 
دوشنبه 1396/11/30

امام زمان(عج)-مناجات فاطمی


امان ز گریه ی امروز و آه از فردا

بگو نتابد خورشید و ماه از فردا

دوباره چاله ی هجر تو پر نشد امروز

تو چاره كن كه نیفتم به چاه از فردا

قسم به صبح سپیدی كه باز بی تو گذشت

شود ز هجر تو روزم سیاه از فردا

كنون كه یاد تو هستم كسی حریفم نیست

نگاه كن نشوم بی سپاه از فردا

اگر گریختم از سایه ی تو تا امروز

بگیر باز مرا در پناه از فردا

به تو چه می گذرد امشب از غم مادر

شرار آه تو دارد گواه از فردا

صدای ناله ی مردی غریب می آید

كه می نهد سر خود را به چاه از فردا



موضوع : مناجات فاطمی با امام زمان (عج)، 
دوشنبه 1396/11/30

حضرت زهرا(س)-بستر شهادت


ای نیمهٔ وجودِ پیمبر٬ نرو! بمان

چشم‌ و چراغ ِ خانهٔ حیدر٬ نرو! بمان

قران ناطقت شدم ای سورهٔ نجیب

شأن نزولِ مریم و کوثر٬ نرو! بمان

ای برکتِ همیشه! سرِ سفره باز هم

نان از تنورِ خانه بیاور٬ نرو! بمان

مشغولِ رُفت و روب شدی خانم گلم

حالا که هست حالِ تو بهتر٬ نرو! بمان

«أمن یُجیب» هایِ مرا مستجاب کن

هر چند هست حالِ تو «مضطر»٬ نرو! بمان

نُه سال عاشقانه به هم تکیه کرده ایم

یک روح در میانِ دو پیکر٬ نرو! بمان

اشکِ حسین(ع) و بغض ِحسن(ع) را نگاه کن

محضِ قرارِ این دو برادر٬ نرو! بمان

چیزی بگو به زینب(س) و کمتر سکوت کن

دق میکند بدونِ تو دختر٬ نرو! بمان

مرثیه خوانِ کرب و بلا...راویِ غم ِ

گودال و تلّ و خنجر و معجر٬ نرو! بمان...



موضوع : وصیت و بستر شهادت، 
دوشنبه 1396/11/30

حضرت زهرا(س)-مدح و شهادت


نبض صبح بهار با زهراست

گردش روزگار با زهراست

دو جهان خالقش خداست ولی

همهء اختیار با زهراست

خلق هستی به یُمن بودن اوست

این همه اعتبار با زهراست

به کریم کریم ها سوگند

کرم بی شمار با زهراست

در نجف میهمان فاطمه ای

برکت آن دیار با زهراست

به علی می خورم قسم در جنگ

قدرت ذوالفقار با زهراست

در صراط ولایت حیدر

قدم استوار با زهراست

مرتضی بود و یک دل شیدا

و آن دل بی قرار با زهراست

روز محشر سقیفه ها خجل و

پرچم افتخار با زهراست

ماجرای فدک گذشت اما

بعد از آن چشم تار با زهراست

پشت در ناله زد که: یا مهدی...

علم انتظار با زهراست

روز آخر به فضه گفت امروز

بین این خانه کار با زهراست

گر چه از زخم و درد لبریزم

کمکم کن فقط که برخیزم



موضوع : مدح و مناجات با حضرت زهرا (س)، شهادت حضرت زهرا(س)، وصیت و بستر شهادت، 
دوشنبه 1396/11/30

حضرت زهرا(س)-بستر شهادت


بیدار می شوی سرِ شب تا سحر چرا

بی تاب می شوی دل شب اینقَدَر چرا

هنگام گریه هات نَفَس کم می آوری

زهرا شده نفس زدنت مختصر چرا

نامحرمی که نیست چرا رو گرفته ای؟

ابری سیاه مانده به روی قمر چرا

از آنچه آمده به سرت دم نمی زنی

باید بگیرم از دَرِ خانه خبر چرا

حرف دهان مردم شهر اینچنین شده

حیدر خودش نیامده در پشت در چرا

شش ماه انتظار من و تو به باد رفت

افتاده از درخت وجودت ثمر چرا

دیگر دفاع از منِ خونین جگر مکن

خود را زدی عزیز علی در خطر چرا

شال مرا گرفتی و دستت زِ دست رفت

در پیش من زدند تو را بیشتر چرا

آخر برای مُردنم این روضه کافی است

مادر زدن کنار نگاه پسر چرا



موضوع : وصیت و بستر شهادت، 

حضرت زهرا(س)-مدح و شهادت


بنده ای که فراتر از بنده است

دختری که چو ماهِ تابنده است

همسری مثل او نبوده و نیست

مادری که پناه فرزند است

ما همه ریزه خوار فاطمه ایم

شاهد حرف من خداوند است

فاطمه ، فاطمه ست پیش خدا

او شفیعه ست ، آبرومند است

هر که با فاطمه ست پیروز است

هر که بی فاطمه ست بازنده ست

فاطمه دختر پیمبر ماست

فاطمه مادر پیمبر ماست

غزل عاشقانه ی حیدر

شعر ناب ترانه ی حیدر

آفتاب نگاه پر مهرش

روشنی بخش خانه ی حیدر

ماهِ تکیه به آسمان زده ، چیست؟

سر زهرا و شانه ی حیدر

نام زهراست دُرِّ بین صدف

در قنوت شبانه ی حیدر

یا الهی به حق زهرا بود

قسم عارفانه ی حیدر

فاطمه در بلا سپر دارد

تا به سر سایه ی پدر دارد

شهر در سیل رفت و آمد بود

همه جا صحبت از محمد بود

همه جا پر شده حدیث غدیر

شرح حال علی زبانزد بود

به سرش شور رهبری دارد

پیر بیچاره ای که مرتد بود

مرتضی فکر کفن و دفن رسول

او پی تاج و تخت و مسند بود

او نفهمید که ولیِّ خدا

مرتضی بود و هست و خواهد بود

مرتضی کیست؟ نفْس پیغمبر

السلام علیک یا حیدر

یادشان رفته لطف حیدر را

یادشان رفته شأن کوثر را

چه قَدَر زود یادشان رفته

حرمت دختر پیمبر را

شاهد حرف من امام حسن

بین کوچه زدند مادر را

آیه ی صبر را تلاوت کرد

تا علی دید شعله ی در را

دست بسته کشان کشان بردند

این علیِ بدون یاور را

آه بانوی خانه را زده اند

ماه بانوی خانه را زده اند

چشم یک شهر در تماشا بود

بدترین لحظه های دنیا بود

مادر خانواده غرق به خون

پدر خانواده تنها بود

ذکر لبهای فاطمه ، حیدر

مرتضی گرم ذکر زهرا بود

بس که حبل المتین حاجت هاست

ریسمان هم دخیل مولا بود

پیش رویش کویر بود و کویر

پشت راهش دو چشم دریا بود

این مدینه به سینه آتش زد

سینه اش را مدینه آتش زد

چه بگویم که خون به راه افتاد

مادرم بین کوچه ، آه افتاد

مادری که پناه عالم بود

پر شکسته چه بی پناه افتاد

چه بگویم که روضه بسیار است

گذر شاه سمت چاه افتاد

عاقبت چشم باغبان در غسل

به همان لاله ی سیاه افتاد

مجتبی تکیه گاه طفلان بود

وسط کار تکیه گاه افتاد

یک علی مانده و یتیمانش

آیه های کبود قرآنش

نیمه ی شب زبان گرفته حسن

منصب روضه خوان گرفته حسن

زانویش را بغل گرفته حسین

آستین در دهان گرفته حسن

بین آغوش ، مادر خود را

با تمام توان گرفته حسن

سر خود را به زخم پهلوی

مادر مهربان گرفته حسن

داشت در بین روضه جان میداد

با همین گریه جان گرفته حسن

بانی روضه های ما حسن است

صاحب مجلس عزا حسن است



موضوع : شهادت حضرت زهرا(س)، مدح و مناجات با حضرت زهرا (س)، 
دوشنبه 1396/11/30

حضرت زهرا(س)-مدح و شهادت


ای ذکر مناجات شب و خلوت حیدر

ای شیر ِ زنان ، بانوی با هیبت حیدر

جز حیدر کرار ، که قدر تو شناسد ؟

غیر از تو که داند به جهان قیمت حیدر

یا فاطمه یا فاطمه یا حضرت زهرا

شد اذن دخول حرم حضرت حیدر

مهمان تو گردید شب اول قبرش

هر کس به جهان کرد فقط خدمت حیدر

من باورم این است که حتما تو می آیی

هر جای ز عالم که شود صحبت حیدر

قنفذ عددی نیست که جان تو بگیرد

از پای در آورده تو را غربت حیدر

مثل تو در آن کوچه زمین خورد و زمین خورد

برده خبر رفتن تو طاقت حیدر 



موضوع : مدح و مناجات با حضرت زهرا (س)، شهادت حضرت زهرا(س)، 

حضرت زهرا(س)-مدح و شهادت


هر کس به کسی نازد و ما فاطمه داریم

گفتیم همیشه ، همه جا فاطمه داریم

ننگ است بکوبیم درِ خانه هر کس

دنبال سرابیم چرا؟ فاطمه داریم

ما ترس نداریم ز سیلاب حوادث

مانند علی بعد خدا فاطمه داریم

ما چشم طمع تا ابدالدهر نداریم

بر ثروت هر بی سر و پا ، فاطمه داریم

رو کن به مسیر دگری ای غم دنیا

بیهوده به این سمت نیا ، فاطمه داریم

زهراست که داده است به ما جرات طوفان

در دل نبُوَد واهمه تا فاطمه داریم

 



موضوع : مدح و مناجات با حضرت زهرا (س)، 
یکشنبه 1396/11/29

حضرت زهرا(س)-هجوم به بیت ولایت


به رسم فرقه ی عشاق ساده باید مُرد

به احترام علی ایستاده باید مُرد

چه بی اراده و چه با اراده باید مُرد

برای غربت این خانواده باید مُرد

چه خوب حق رسول خدا ادا کردند

کنار درب حرم کوه هیزم آوردند

میان مسلک کفار این عمل بد بود

هنوز فاطمه مشغول داغ احمد بود

اگرچه بعد نبی غصه هاش بی حد بود

ولی به حرمت حفظ علی مُقید بود

به داد و نعره علی را حرامیان خواندند

درِ حریم نبی را به شعله سوزاندند

رسید این طرف در زبانه ی آتش

و بود فاطمه شانه به شانه ی آتش

امان ز حوریه و تازیانه ی آتش

نشست بر سر و رویش نشانه ی آتش

کسی که بر همه ی خلق نان عطا می کرد

به پای حیدر کرار جان فدا می کرد

لگد زدند، در افتاد بی هوا این سو

زدند فاطمه را تازیانه رو در رو

میان حجره زمین خورد آه با پهلو

قسم به حرمت کعبه که بار دارد او

آهای مردم نامرد حرف بد نزنید

زنی که خورده زمین را دگر لگد نزنید

هجوم لشگر اشرار ماند آثارش

به خانه و در و دیوار ماند آثارش

به جسم فاطمه انگار ماند آثارش

فشار و تیزی مسمار ماند آثارش

برای غصب خلافت زدند زهرا را

بدون جرم و جنایت زدند زهرا را



موضوع : هجوم و آتش زدن در و دیوار، 


( کل صحن های حسینیه : 464 )    1   2   3   4   5   6   7   ...   


درباره حسینیه


به پایگاه فرهنگی هیات «مکتب الشهداء تهرانسر» خوش آمدید
×××
برای ارتباط با ما می توانید از طریق آدرس motallebi64@gmail.com اقدام فرمایید

آدرس پایگاه اطلاع رسانی هیات مکتب الشهداء-تهرانسر:
maktab-shohada.mihanblog.com
×××
هر کس که مقرب است در فکر بلاست
آواره شدن قاعده ی عشق خداست
"مهدی مطلبی"پرید اما باز
در صحن "حسینیه" ی او "روضه"بپاست

مدیر وبلاگ : شاهد
آمار زائرین حسینیه
  • زائرین امروز :
  • زائرین دیروز :
  • زائرین این ماه :
  • زائرین ماه قبل :
  • کل زائرین :
  • تعداد کل اشعار :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
نظرسنجی حسینیه
نظرتان درباره تغییر قالب پایگاه حسینیه چیست؟



پایگاه های مدح و مرثیه
لوگوها
كانال حسینیه در تلگرام
صفحه اینیستاگرام حسینیه

 پایگاه تخصصی مدح و مرثیه

 پایگاه تخصصی روضه و مقتل

 پایگاه نوحه و سبک های مداحی

کتاب موبایل حسینیه-مدح و مرثیه

 پایگاه اطلاع رسانی هیات مکتب الشهداء-تهرانسر

 کارگاه مجازی شعر آیینی حسینیه

 اشعار استاد علی اکبر لطیفیان

 قرارگاه-پایگاه فرهنگی هیئت مکتب الشهداء