حسینیه پایگاه تخصصی مدح و مرثیه
جهت دسترسی آسان به اشعار مورد نظر، از فهرست موضوعات استفاده کنید
موضوعات اشعار

بسم‌الله الرحمن الرحیم


قابل توجه زائرین گرامی، همزمان با ثبت اشعار در پایگاه حسینیه، کانالهای اجتماعی "حسینیه"  نیز به روز خواهد شد.

لینک کانال های تلگرام ، ایتا و سروش  hosenih@  

و

لینک صفحه اینستاگرام payegahe_hoseinieh@ 


https://telegram.me/hosenih

https://www.instagram.com/payegahe_hoseinieh/


لطفا در معرفی صفحات اجتماعی پایگاه "حسینیه" ، همکاری نمایید.



موضوع : کانال تلگرامی و صفحه اینستاگرام "حسینیه"، اطلاعیه و اخبار حسینیه، 

امام صادق(ع)-مدح و شهادت


السلام ای دل و دلدار اباعبدالله

ششمین سید و سالار اباعبدالله

همه با دیدن تو یاد حسین افتادند

ای حسینیه سیار اباعبدالله

ما حسینی شدگان ِ نفس گرم توایم

به تو هستیم بدهکار اباعبدالله

کار تو داده نتیجه چه قیامت کردند

اربعین لشکر زوار اباعبدالله

در و دیوار مدینه ز غم بی کسیت

می زند تا به ابد زار اباعبدالله

مادری بودی و کوبید در ِ بیت ِ تو را

آتش آن در و دیوار اباعبدالله

یعنی از آن همه شاگر در آن شب آقا

یک نفر با تو نشد یار اباعبدالله ؟!

تا که بستند دو دستان تو را شد زنده

غربت حیدر کرار اباعبدالله

تو علی گشته ای و ابن ربیع هم قنفذ

وای از این همه تکرار اباعبدالله

این چه سری است که شد ذکر لبت وا اماه

با زمین خوردنت هر بار اباعبدالله

سر ِ پیری گذر ِ تو به چه جاها افتاد

وای از آن همه آزار اباعبدالله

هر چه هم بر سرت آمد دم آخر ز عطش

چشم های تو نشد تار اباعبدالله

خواهر تو نشد ای شاه برای پسرت

در دل شعله پرستار اباعبدالله

کفنت خار بیابان نشد و بی تو نرفت

دخترت بر سر بازار اباعبدالله



موضوع : شهادت امام صادق(ع)، 
جمعه 1398/04/7

امام صادق(ع)-شهادت


شبی که دشمن بی شرم با من روبرو می شد

دلم با یاد غم هایی به اشک و آه خو می شد

دو دستم تا که شد بسته به دل یاد از علی کردم

خدایا بین کوچه چه جفاها  که بر او می شد

میان راه ملعونی اهانت کرد بر زهرا

دو چشمم پر ز اشک از کینه و ظلم عدو می شد

دویدم پشت مرکب یادم از ده نعل اسب آمد

شنیدم جسم جدم زیر مرکب زیر و رو می شد

اگر چه از نفس افتادم اما نیزه داری نیست

ولی بر گردن جدم نوک نیزه فرو می شد

چه شد در گودی گودال با آن پیکر بی سر

همین اندازه می گویم که پاشیده گلو می شد



موضوع : شهادت امام صادق(ع)، 
جمعه 1398/04/7

امام صادق(ع)-مدح


شکر خدا که دست به دامان صادقیم

یعنی همیشه بی سر و سامان صادقیم

بی راهه نیست اینکه بگویم تمام ما

سلمان حیدریم و مسلمان صادقیم

از تشنگیِّ روز قیامت هراس نیست

تا لحظه ای که تشنه ی باران صادقیم

با دیدن صلابتِ ایوانِ کربلا

فکر درست کردن ایوان صادقیم

مثلِ فرشته های به دُور مزار او

در حسرت مزارِ چراغان صادقیم 



موضوع : شهادت امام صادق(ع)، ولادت امام صادق(ع)، 
پنجشنبه 1398/04/6

امام صادق(ع)-مدح و شهادت


به نام آنکه پُر کرده جهان از قالَ صادق‌ها

به نام آنکه می‌رویاند از جانها شقایق‌ها

به نام آنکه از دلهایِ سنگی ساخت عاشق‌ها

که می‌گردند از نورش مخالف‌ها موافق‌ها

به نامِ حضرت صادق دلت را روضه مهمان کُن

چراغِ اشک روشن کُن بقیعش را چراغان کُن

 

 

ندیده حکمت از درسش حکیمی اینچنین چون او

ادیبی یا طبیبی یا علیمی اینچنین چون او

ندیده دل صراط‌َالمُستقیمی اینچنین چون او

حلیمی یا رحیمی یا کریمی اینچنین چون او

سفارش‌های او شرحِ کلامی از کمالِ اوست

سفارش‌های او راهِ رسول‌الله و آلِ اوست

 

 

سفارش می‌کند بارِ فقیران را زمین مگذار

سفارش می‌کند در راهِ محرومان قدم بگذار

سفارش می‌کند دل را به تدبیر خدا بسپار

سفارش می‌کند هرگز نمازت را سبک مشمار

سفارش کرد  ما را تا ادا سازیم دینش را

به ما بخشید بعد از خود حسینم وا حسینش را

 

 

زیارت نامه‌های ما زیارت نامه‌های اوست

عزاداریِ ما میراثی از رسم عزای اوست

تمام گریه‌های ما کمی از های‌هایِ اوست

شلوغیِ حرم‌ها از حدیثِ کربلای اوست

خودش فرمود صدها حج فقط اجر سلامِ  ماست

ثواب یک سلام ما شب قدر امام ماست

 

 

به روضه می‌کشد آقا همیشه منبر خود را

به پای ناله سوزانده تمام حنجر خود را

میانِ گریه می‌بیند همانجا مادر خود را

ببین خرجِ عزا کرده دعای آخر خود را

چنان نالید در عمرش صدایش مثل زهرا سوخت

خدایا خانه‌یِ او در هجوم بی حیاها سوخت

 

 

چرا در بِین این مردم کسی در فکرِ حالش نیست

به فکر مو سپیدی‌اش به فکر سن و سالش نیست

به یاد کودکانِ بی کَسَش  فکر عیالش نیست

چرا این شعله‌های در به فکر دست و بالش نیست

کسی او را نمی‌گوید عصای خویش را بردار

بیا از بِینِ شعله بچه‌های خویش را بردار

 

 

زمین اُفتاد رحمی کن ببین زانوش زخمی شد

محاسن وای خاکی شد ولی اَبروش زخمی شد

 زمین اُفتاد و یاد عمه جانش روش زخمی شد

مکش اینگونه در کوچه مکش پهلوش زخمی شد

زمین اُفتاد و با نیزه  کسی اما نَزَد او را

زمین اُفتاد و شُکرش که کسی با پا نَزَد او را



موضوع : شهادت امام صادق(ع)، 
پنجشنبه 1398/04/6

امام صادق(ع)-شهادت


نیمه شب شعله به مهمانی در می آید

اشک آتش به سر هیزم تر می آید

کوچه را دود گرفت و وسط آتش ها

پشت در حضرت زهرا به نظر می آید

روضه خوان کیست؟امامیست که چون ابراهیم

مثل خیری ست که در دامن شر می آید

روضه خوان باش که درک صفحات مقتل

فقط از عهده ی لبهای تو بر می آید

بی وفا شهر مدینه ، بی حیا ای بغداد

سوز این روضه به پابوس جگر می آید

گرچه عمامه نداری و عبایی هم نیست

به تنت نور ولایت چقدر می آید

ماه ، روبند بیانداز ببین در دل شب

مو پریشان وسط کوچه قمر می آید

مو پریشان شدی و زجر کشیدی ، آری

مو پریشان بشود حوصله سر می آید

روضه بر حاشیه ی برگ شقایق بنویس

مثل زهراست غمت ، حضرت صادق بنویس

 

 

چه رسیده ست به حال بدن محترمت

و چه سنگین شده بر شانه ی تو کوه غمت

ریسمان بر تن مهتاب تو بی تاب شده

کوچه پر نور شده نیمه ی شب از قدمت

تو اگر تندتر از این بروی میفتی

آه ای پیر قبیله ، آه از قد خمت

مو سفیدی و ولیکن پسر فاطمه ای

مادرت گفت بُنَیَّ به فدای قدمت

مثل آن سینه ی سنگین شده در ظهر عطش

چه قدر سخت شده هم دم و هم بازدمت

تو چه گفتی که سزاوار مصیبت شده ای؟

تو چه کردی که کند قاتل تو متهمت؟

بنویس آنچه که اسلام به آن وابسته

رستگاری مرا داده خدا در قلمت

روضه بر حاشیه ی برگ شقایق بنویس

مثل زهراست غمت ، حضرت صادق بنویس

 

 

چشم هایت نگران و به لبت جان آمد

آسمان بغض نکن ، نم نم باران آمد

فطرسی هست کنار تو که پرواز کند

جان من ، روی لبت ذکر حسین جان آمد

ولی آقا چه بگویم؟ نه سرت بر نی شد

نه به تشتی ز لبت نغمه ی قرآن آمد

نه سرت ماه تنور است که خاکی بشود

نه کسی پیش تنت موی پریشان آمد

دخترت کنج خرابه نشده منتظرت

آه از آن لحظه که بابا سر دامان آمد

شُکر ، ناموس تو اصلا سر بازار نرفت

نه اسیری ز تو بر ناقه ی عریان آمد

شُکر ، ناموس تو در مجلس اغیار نبود

نه اسیری ز تو در مجلس مستان آمد

پا به پای تو و این روضه که من میرم

پا به پای تو و این روضه که نَتْوان آمد

روضه بر حاشیه ی برگ شقایق بنویس

مثل زهراست غمت ، حضرت صادق بنویس



موضوع : شهادت امام صادق(ع)، 
پنجشنبه 1398/04/6

امام صادق(ع)-مدح و شهادت


ای صداقت ز نامتان جاری

حرف حق در کلامتان جاری

شهدِ شیرین معرفت با توست

معرفت ها ز کامتان جاری

در هوای تو می کنم پرواز

مرغ دلها به بامتان جاری

«در حریمِ تو می شوم لایق»

«السلا علیک یا صادق»

 

زیر پاهای تو سری دارم

بر همه حُکمِ سروری دارم

شدم«آقا»از آن زمانی که

منصبِ خوبِ نوکری دارم

افتخارم همیشه این باشد

مکتبِ پاکِ جعفری دارم

«هرچه هستم غلامِ این بابم»

«همه جا پس تویی تو اربابم»

 

ای کلامت  کلامِ پیغمبر

بر تو بادا سلامِ پیغمبر

پسرِ باقرالعلوم هستی

گامِ تو جای گامِ پیغمبر

«اسدالله»دیگری«صادق»

نَفَسِ تو قیامِ پیغبر

«عکسِ رخسار احمدی هستی»

«گلِ باغ محمّدی هستی»

 

با تو از بین می رود بدعت

عالم از کارِ تو پُر از حیرت

قَدَری مثلِ مرتضی هستی

قد و بالای تو پُر از هیبت

با نَفس های خود صفا دادی

شیعیان را تو داده ای قیمت

«تو مسیحای شیعیان هستی»

«زاده ی شاهِ مومنان هستی»

 

تو همانی که دلبری داری

بین روضه چه محشری داری

کربلا را تو کربلا کردی

حالت گریه آوری داری

در دلت انقلابِ عاشوراست

دیدگانِ ز  خون تری داری

«نوحه کردی سفارشت این است»

«گریه کردن صلابت ِ دین است»



موضوع : شهادت امام صادق(ع)، 
پنجشنبه 1398/04/6

امام صادق(ع)-شهادت


حتی قلم ز شرح چنین غصه قاصر است

قبر امام تولیتش دست کافر است

حین قدم زدن به امامت سلام کن

کمتر بایست! زائر این خاک عابر است

ما شیعه ی حلاوت یک قال صادقیم

نَقل حدیث اوست که نُقل منابر است

شیخ الائمه، عالم آل محمد اوست

یعنی یمی که یک نم از آن، علم جابر است

فرموده حضرتش که "نوحوا علی الحسین"

بانی گریه اوست اگر روضه دایر است

در شیوه ی جسارت ابن ربیع ها

نسل علی و فاطمه بودن مؤثر است

آتش، طناب، کوچه و مأمور بد دهن

دشمن چه در شکنجه ی معصوم ماهر است

بانوی پا به ماه ندارد به خانه اش

حداقل از این جهت آسوده خاطر است

هرجا دری یا جگری سوخت شک نکن

آتش بیار شهر مدینه مقصّر است...



موضوع : شهادت امام صادق(ع)، 
پنجشنبه 1398/04/6

امام صادق(ع)-شهادت


از غربتم کسی به خدا با خبر نشد

کس با خبر ز سوز دلم جز جگر نشد

آتش گرفت خانه ام امّا نه همچو دل

خانه در آن زمان؛چو دلم پر شرر نشد

وقتیکه سوخت در، زنِ آبستنی نبود

اینجا زنی ز ضرب لگد بی پسر نشد

شد ظلم هرچه بر من و برخانواده ام

امّا زظلم کرب وبلا بیشتر نشد

هر سو دوید دختر من بین شعله ها

امّا کسی به جانب او حمله ور نشد

پای پیاده در پی مرکب دویده ام

با اینهمه بریده زتن دست و سر نشد



موضوع : شهادت امام صادق(ع)، 
پنجشنبه 1398/04/6

امام صادق(ع)-شهادت


بر دور کمر شال بهم ریخته دارد

اندام کهنسال بهم ریخته دارد

آتش نکشانید بر این خانه که این مرد

از فاطمیه حال بهم ریخته دارد

مانند علی رد طناب است به دستش

در بند، پر و بال بهم ریخته دارد

آرام برو... پشت سرت از نفس افتاد

آقا قد چون دالِ بهم ریخته دارد

حالا سر پیری به روی خاک نشسته

پیراهن پامال بهم ریخته دارد

افتاده زمین پشت فرس، یاد رقیه

چشم تر و احوال بهم ریخته دارد

خون از کف پایش به زمین ریخت و فریاد

از آن همه خلخال بهم ریخته دارد

مثل همه ی عمر فقط گریه و زاری

بر روضه ی گودال بهم ریخته دارد



موضوع : شهادت امام صادق(ع)، 
پنجشنبه 1398/04/6

امام صادق(ع)-مدح و شهادت


دارم هوای تربت شیخ الائمه

چشمم به دست رحمت شیخ الائمه

منت خدایی را که ما را خلق کرده

از خاک پای حضرت شیخ الائمه

اسلام ناب جعفری سرمایه ی ماست

جانم فدای نهضت شیخ الائمه

شاگردهای مکتبش روزی گرفتند

از بحث و علم و حکمت شیخ الائمه

هرکس نمازش را سبک دارد بداند

بی بهره است از رحمت شیخ الائمه

"کونوا لنا زینا..." ولی ای وای بر من

یک عمر گشتم زحمت شیخ الائمه

با اینکه سربارش شدم دیدم کریم است

آقا شدم با عزت شیخ الائمه

می چسبد آخر یک جهادی در مدینه

خادم شدن با دعوت شیخ الائمه

یک روز "دسته" می برم در کوچه هایش

تحت لوای "هیئت شیخ الائمه"

وقتش رسیده باز هم روضه بخوانم

از دردها و غربت شیخ الائمه

دیروز حیدر دست بسته... بی عمامه...‌

امروز آمد نوبت شیخ الائمه

پای برهنه پشت مرکب ها دویدن...‌

...برده توان و طاقت شیخ الائمه

بر مو سفیدان ناسزا گفتن روا نیست

کردند هتک حرمت شیخ الائمه

صاحب عزای روضه های کربلا بود

در روضه خم شد قامت شیخ الائمه

شکر خدا که دخترش اینجا ندیده

در بین مقتل غارت شیخ الائمه

شکر خدا که اهل بیتش را نبردند

بازی نشد با غیرت شیخ الائمه...‌



موضوع : شهادت امام صادق(ع)، 
پنجشنبه 1398/04/6

امام صادق(ع)-مدح


در مکتب ما هرآنکه لایق باشد

دلشیفته ی حضرت صادق باشد

بر تربت بی شمع و چراغش به بقیع

گوید صلوات هرکه عاشق باشد



موضوع : شهادت امام صادق(ع)، ولادت امام صادق(ع)، 
پنجشنبه 1398/04/6

امام صادق(ع)-شهادت


دینِ خدا را عده ای در دام می بردند

تحریفِ خود را در دِلِ اسلام می بردند

با دیدنِ ریشِ سفیدش دشمنان ای کاش

حداقل او را کمی آرام می بردند

عمامه ی صدق خدا روی تنش باز است

شاید شهید عشق را احرام می بردند

وقتی رأئیس مذهب شیعه ست یعنی که

پخته ترین را جاهلانی خام می بردند

داغی که افتاده به قلب شیعیان این ست

تطهیر را با گفتن دشنام می بردند

وقتی که فکر حاکمان شهر مسموم ست

یعنی که مذهب را سوی اعدام می بردند

با حبّه ای انگور زهر آلود عالم را

آنان به سمت غربت فرجام می بردند



موضوع : شهادت امام صادق(ع)، 

امام صادق(ع)- مدح و شهادت


عمریست زیر منت شیخ الائمه ایم

ما شیعه ایم و امت شیخ الائمه ایم

سرشار از محبت شیخ الائمه ایم

 ریزه خور کرامت شیخ الائمه ایم

ما را ولاش سینه زن و بی قرار کرد

بر کشتی نجات حسینی سوار کرد

 

آقا اگر نبود که آدم نمی شدیم

از دودمان بانوی عالم  نمیشدیم

این گونه بی قرار محرم نمی شدیم

دیوانه علامت و پرچم نمی شدیم

او عمر خود گذاشت که عاشق ترین شدیم

خواندیم قال صادق و روضه نشین شدیم

 

امشب دلم گرفته برای بقیع او

خون گریه می کنم به هوای بقیع او

جان مرا گرفته عزای بقیع او

امشب به یاد حال و هوای بقیع او

در مجلس مصیبت او گریه می کنیم

با فاطمه به غربت او گریه می کنیم

 

هم ماجرای آن در و دیوار زنده شد

هم ماجرای آتش و مسمار زنده شد

هم بی کسی حیدر کرار زنده شد

هم کینه مغیره و اشرار زنده شد

ابن ربیع مثل مغیره است ، بی حیاست

کارش همیشه طعنه و آزار و ناسزاست

 

ظالم ، شکست حرمت بیت الحرام را

لج کرد و برد پای پیاده امام را

آن مرد سالخورده ی والا مقام را

شاه بزرگ زاده با احترام را

او روی اسب و پای پیاده امام دین

در کوچه ها دوباره علی می خورد زمین

 

واویلتا به کوچه کشیده است ماجراش

خاکی شبیه چادر زهراست جامه هاش

این حلقه های اشک، گرفته ره نگاش

افتاده است لرزه چرا بین دست و پاش

پای پیاده ناله زند ، یاد عمه هاش

این پیرمرد شهر مدینه است کربلاش

 

شکر خدا که شهر مدینه سنان نداشت

خولی و زجر و حرمله و ساربان نداشت

سیلی برای دختر شیرین زبان نداشت

بزم شراب داشت ولی خیزران نداشت

شکر خدا که در جگرش نیزه ها نرفت

بعد از شهادتش بدنش زیر پا نرفت



موضوع : شهادت امام صادق(ع)، 
پنجشنبه 1398/04/6

امام صادق(ع)-شهادت


گر چه جز ظلم بر تو دیده نشد

گل یاست به تیغ چیده نشد

بین شعله دوید ناموست

گیسوی دخترت کشیده نشد

میخ بر سینه ای نزَد آسیب

ناله ی همسرت شنیده نشد

سر برهنه به کوچه ات بردند

ولی از تن سرت بریده نشد

پشت مرکب تو را کشاند عدو

پهلویت ازسنان دریده نشد

تیغ بر قتل تو کشید ولی

خون ز لبهای تو چکیده نشد

شکر حق خواهر عزادارت

بین نامحرمان خمیده نشد



موضوع : ولادت امام صادق(ع)، 
پنجشنبه 1398/04/6

امام صادق(ع)-شهادت


نوحوا علی الحسین که این کار فاطمه است

این اشک دیده ها همگی یار فاطمه است

نوحوعلی الحسین که جدم غریب بود

گودال قتلگاه پُر از بوی سیب بود

نوحوعلی الحسین که لب تشنه جان سپُرد

بیش از هزار و نهصد و پنجاه ضربه خورد

نوحو علی الحسین درخاک وخون نشست

هرکه رسید دربدنش نیزه را شکست

نوحوعلی الحسین که مویش کشیده شد

جان داشت جدِ من که گلویش بریده شد

نوحو علی الحسین که در بین ازدحام

با ضربة دوازدهم کار شد تمام

نوحو علی الحسین که ذبحش حرام بود

چشمان او هنوز به سوی خیام بود

نوحوعلی الحسین که می دید خواهرش

تاراج می شود همه هستش برابرش

نوحوعلی الحسین که باصورتی کبود

چشم ِ سرِ بریدة او باز مانده بود

نوحوعلی الحسین که با ضجر کُشتَنَش

چیزی نمانده بود ز رگهای گردنش



موضوع : شهادت امام صادق(ع)، 
پنجشنبه 1398/04/6

امام صادق(ع)-شهادت


هزار مرتبه شکر خدا که شیعه شدیم

به سینه مُهر ولای علی نشانه زدیم

غلام خانه ی اولاد مصطفی هستیم

و دل به ریشه ی خاکی چادری بستیم،

که گفته اید دو عالم گدای مادر ماست

که خلق عالم و آدم برای مادر ماست

به لطف درس تو ما شیعه ایم شکر خدا

به زیر دین شمائیم تا ابد آقا

تو شیعه را نه، که اسلام را بنا کردی

چه مکتبی تو از این درس ها به پا کردی

هزار حوزه و مکتب به پا شده امّا

هنوز هم نرسیده به ابتدای شما

اگر چه این همه عالِم به حوزه ها هستند

هنوز جیره خور سفره ی شما هستند

سلام ما به شما ای سلاله ی پر نور

سلام ما به شما یا مروج العاشور

نشسته ایم در این روضه ها کنار شما

که اشک ما بشود مایه ی قرار شما

چقدر گریه نوشتی به پای عاشورا

چقدر روضه نوشتی برای عاشورا

به داغ پیکر اکبر چقدر باریدی

به یاد حنجر اصغر چقدر باریدی

به دست بسته ی زینب چه گریه ها کردی

چه گریه ها که به دست ز تن جدا کردی

چقدر حسّ عجیبی حکایتت دارد

چه ماجرای غریبی شهادتت دارد

اسیر داغ شمائیم و سینه می کوبیم

به سینه از غم داغ مدینه می کوبیم

دوباره هیزم و آتش، دوباره دود سیاه

دوباره روضه زهرا، دوباره گریه و آه

تو را چو جدّ غریبت کشان کشان بردند

میان خنده اوباش و این و آن بردند

میان کوچه ی غم ها زمین زدند تو را

شبیه حضرت زهرا زمین زدند تو را

درست ... اینکه زمین خوردی و پر از دردی

اگرچه پیر، ولی بازهم شما مردی

خدا کند که دگر مادری زمین نخورد

به پیش چشم ترِ دختری زمین نخورد



موضوع : شهادت امام صادق(ع)، 
پنجشنبه 1398/04/6

امام صادق(ع)-شهادت


آتش فتنه چه داغی سرِ داغت می ریخت!

سر زده از در و دیوار به باغت می ریخت

خانه ات بی خبر از اشک زلالت می سوخت

چه بگویم!دلِ همسایه به حالت می سوخت

پشت مرکب، چه غریبانه کشاندند تو را

پا برهنه سرِ بازار دواندند تو را

پشت مرکب، رمق اندک پایت افتاد

سرشناس همه ی شهر، عبایت افتاد!

ارثی از مرثیه اش بُردی و گفتی: مادر

وسط کوچه زمین خوردی و گفتی: مادر

هیچ کس بغض تو را، مونس و غمخوار نشد

کربلا، کارِ خدا بود که تکرار نشد

حُرمت مویِ سپید تو شکسته ست، قبول

تو یداللهی و دستان تو بسته ست، قبول

باز هم شکر! به عمامه ی تو دست نخورد

حرف غارت نشد و جامه ی تو دست نخورد

زخمی نیزه ی هر بی سر و پایی نشدی

بی کفن مانده ی گودال بلایی نشدی

باز هم شکر! به خلخال نگین باقی ماند

اهل بیت حَرمت پرده نشین باقی ماند

با دلی سوخته از غصه لبالب نشدند

دخترانت ملأعام معذب نشدند



موضوع : شهادت امام صادق(ع)، 
پنجشنبه 1398/04/6

امام صادق(ع)-شهادت


میان سینه اَش وقتی خدا نور یقین انداخت

علوم مذهب حق را درونِ جانِ دین انداخت

رائیس مذهب ما را به زور از خانه می بردند

نگاهی او غریبانه به درب آتشین انداخت

کسی که آیه یِ قرآنِ بی معصوم از بَر بود

عبا را از روی تفسیر آیات مبین انداخت

مگر نور امامت را ندید از چشم های او

چرا از روی بغض عمامه اش را بر زمین انداخت؟؟

کسی که در میان کوچه و بازار او را بُرد

عجب زخم عمیقی بر دِلِ روح الامین انداخت

درآن وقتی که شد مسموم زهر کین به زعم من

خدا شالِ سیاهی بر روی عرش برین انداخت

برای داغ جان سوزش که قاصر هستم از وصفش

خدا حُزنِ عجیبی درقلوب مومنین انداخت



موضوع : شهادت امام صادق(ع)، 
پنجشنبه 1398/04/6

امام صادق(ع)-شهادت


از غربتم کسی به خدا با خبر نشد

کس با خبر ز سوز دلم جز جگر نشد

آتش گرفت خانه ام امّا نه همچو دل

خانه در آن زمان؛چو دلم پر شرر نشد

وقتیکه سوخت در، زنِ آبستنی نبود

اینجا زنی ز ضرب لگد بی پسر نشد

شد ظلم هرچه بر من و برخانواده ام

امّا زظلم کرب وبلا بیشتر نشد

هر سو دوید دختر من بین شعله ها

امّا کسی به جانب او حمله ور نشد

پای پیاده در پی مرکب دویده ام

با اینهمه بریده زتن دست و سر نشد



موضوع : شهادت امام صادق(ع)، 
پنجشنبه 1398/04/6

امام صادق(ع)-شهادت


ببین مادر که یاست را به سوی خار می بردند

مرا با این کهولت از پی آزار می بردند

شبانه،پا برهنه،بی عمامه،در پی مرکب

مرا با دست بسته با دلی خونبار می بردند

کسی بر من دلش جز آتش خانه نمی سوزد

مرا در پیش چشم کودکانم زار می بردند

به ضرب تازیانه بین ره بر من جسارت شد

حرامیها مرا در مجلس اغیار می بردند

مرا شب در میان کوچه بردند و دلم سوزد

که زینب را به روز روشن از بازار می بردند

کسی در کوچه بر افتادنم اصلا نمی خندید

ولیکن عمه را با خنده ی انظار می بردند

دویدن سخت باشد بهر پیر مرد و یک دختر

سه ساله عمه ام را با کتک اشرار می بردند



موضوع : شهادت امام صادق(ع)، 
پنجشنبه 1398/04/6

امام صادق(ع)-شهادت


قلبم از کینه ی دشمن چقدر ریخت به هم

تا که زد بر جگرم زهر شرر ریخت به هم

یاد بزمی که بپا کرد در آن شب منصور

از سر شب جگرم تا به سحر ریخت به هم

جگرم سوخته از زهر نباشد،که عدو

ناسزا داد به زهرا که جگر ریخت به هم

اثری نیست به جا جز سرم،از زهر ولی

صورت مادرم از شعله ی در ریخت به هم

خانه ام سوخت ولی سینه ای از میخ نسوخت

آن که شد بهر علی سینه سپر ریخت به هم

با لگد زد به در سوخته تا در افتاد

میوه از شاخه جدا گشت و ثمر ریخت به هم

دست بسته وسط کوچه کشاندند مرا

دیده ام از غم زینب شده تر،ریخت به هم

داغهای من و عمه چه تفاوتها داشت

وای من عمه ام از تیر نظر ریخت به هم

می دویدم عقب مرکب و می سوخت دلم

بهر آن طفل که از پای به سر ریخت به هم

 



موضوع : شهادت امام صادق(ع)، 
یکشنبه 1398/03/19

به مناسبت سالروز تخریب بقیع


سالیانیست ز عاشق شدنم..

به لب خلق سخن افتاده

بارها گفته ام‌ و میگویم

دل من دست حسن افتاده

 

وسط قاب دوچشمان ترم

عکس یک منظره پیداست..بقیع

نیمه شبها به نیابت ز حسین

دل من زائر یکجاست.‌.بقیع

 

السلام ای حرم بی زائر!

السلام ای که غریب وطنی!

آی اقا چقدر میچسبد...

وسط صحن شما سینه زنی!

 

دسته ها راهی صحنت باشند..

نوحه خوانها همگی دم بدهند

یکطرف ذکر حسن یا حسن و..

یکطرف پاسخ جانم بدهند..

 

همگی خیره به گنبد باشیم

چشمهامان بشود پیمانه

یکنفر پرچم یا ام بنین..

بزند برروی سقاخانه

 

حیف اینها همه خواب است و خیال

ظلمت از نور خدا میترسد

دور قبر تو پر از سرباز است

دشمن از اسم شما میترسد

 

یک نفر خون جگر میخورد و‌..

یک نفر گریه و‌ نجوا دارد

جامه ی خاکی زائرهایت..

ارث از چادر زهرا دارد..

 

چادری که شرف عصمت بود

در کشاکش ز سر ماه افتاد

فاطمه در وسط آتش و دود

پشت در بود که ناگاه افتاد..

 

دست مولا به طناب افتاد و..

دست بی بی ز قلاف افتاده..

میخ نامرد!چه کردی آخر..

بین‌پهلوش شکاف افتاده..



موضوع : قبرستان بقیع، 
یکشنبه 1398/03/19

به مناسبت سالروز تخریب بقیع


غزلی از حرمت ساخته‌ام با «مثلا»

گرچه خاک است روی قبر تو ؛ اما مثلا ...

گنبدِ زرد تو خورشید شده می‌تابد

نور می‌گیرد از آن ؛ گنبدِ خضرا مثلا

چه ضریحی شده کارِ هنرِ فرشچیان !

جنسِ هر پنجره‌اش هست ، مُطلّا مثلا

چقدَر پارچه‌ی سبز ، گره خورده به آن

می‌کنی باز ، تمام گره‌ها را مثلا

خادمانت همه دورِ سرمان می‌گردند

ما عزیزیم ، در این صحنِ مُعلّا مثلا

تشنه‌ها مست شوند از مِیِ سقاخانه

ساقیِ میکده هم «حضرت سقا» مثلا

هیئتی شکل گرفته‌ست ، میان حرمت

نام هیئت شده «یا حضرت زهرا» مثلا

روضه‌خوانی وسطِ صحن ، حکایت می‌خواند

قصه‌ی کوچه‌ای از شهر تو ؛ حالا مثلا ...

مادری با پسرش رد شده از آن ؛ اما ...

هیچ کس راه نبسته‌ست بر آنها مثلا

دست نامردِ کسی هم وسط کوچه نبود

چادری خاک نخورده‌ست ، در آنجا مثلا

مادرِ قصه‌ی ما رفت ، صحیح و سالم

وَ نپوشاند ، رخ از دیده‌ی مولا مثلا

بعدِ مجلس همه رفتند ، زیارت کردند

تربتِ حضرت زهرا شده پیدا مثلا ...



موضوع : قبرستان بقیع، 
یکشنبه 1398/03/19

به مناسبت سالروز تخریب بقیع


مرغ دل پر می‌کشد گاهی مسافر می‌شود

در حریمی که کبوتر نیز شاعر می‌شود

از وفور نورها حیرت مکن غیر از بقیع

چار آیینه کجا با هم مجاور می‌شود

روزگاری خواهد آمد همچو یاقوت کبود

بین مردم تربت این بقعه نادر می‌شود

غربت این روزهایش را نبین، مثل نجف

در جوارش حوزه‌ی علمیه دائر می‌شود

گوش شیطان کر به زودی در مزار فاطمه

مدح مولایم علی ذکر منابر می‌شود

تازه از باب قبولی زیارت زائرش

تا که سیلی می‌خورد آسوده خاطر می‌شود

یک سلام از دور، سهم ما کبوتر زاده ها

چشم دشمن کور، دل اینگونه زائر می‌شود



موضوع : قبرستان بقیع، 
یکشنبه 1398/03/19

به مناسبت سالروز تخریب بقیع


دلم آشفته شد از غربتِ سرشارِ بقیع

باز هم ساکت و سرد است شبِ تارِ بقیع

گر چه بی شمع و چراغ است و ندارد خادم

شک ندارم که خدا هست نگهدارِ بقیع

زائر قبرِ حسن(ع) چند کبوتر شده است

دل من سوخته از این غم ِ بسیارِ بقیع

غرق در خاک شده قبرِ علی بن حسین(ع(

بی حرم مانده چرا حضرت تبدارِ بقیع

بانیِ علم، نبینم شده بی صحن و سرا

او که نامیده شده صاحبِ اسرارِ بقیع

نیست این مغلطه در شأنِ امام ِ صادق(ع(

پیرمردِ علوی، سید و سالارِ بقیع

دور تا دور چه زنجیر کشیدند ولی؛

هیچ محدود نشد برکت و آثارِ بقیع

غرق در اشک، شب جمعه به امّید ظهور

می نشینم نگران گوشۂ دیوارِ بقیع!



موضوع : قبرستان بقیع، 

به مناسبت سالروز تخریب بقیع


چند وقت پیش بود که غم بی حساب شد

کعبه دوباره اَبرَهه گونه خراب شد

این کعبه چار قبله به محراب سینه داشت

کز خاکِ کینه چهرهء آن در نقاب شد

نفرین به آنکه بغض علی را بهانه کرد

باغِ بقیع زیر قدومش تراب شد

این نسل کینه توز همان نسل کوچه اند

که زیر پایشان گلِ یاسے گلاب شد

اجدادشان به کوچه به زهرا لگد زدند

وقتی که دست شیر خُدا در طناب شد

اُفتاده بود در روی زهرا و رد شدند

طوری که استخوان تنش آسیاب شد

بازوی فاطمه وسط کوچه شد دوتا

وقتی غلاف واردِ این منجلاب شد

طوری کشیده خورد به زهرا که بعد از آن

رو از علی گرفت و میان حجاب شد

مادر به پیش چشم پسر خورد بر زمین

کابوس کوچه بهر حسن یک عذاب شد

از بعد کوچه حوریه دیگر نفس نداشت

دیگر ورق ورق همهء این کتاب شد

در فکرشان عزم به نبش قبور بود

صد شکر از این جنایت و غم اجتناب شد

گفتم ز نبش قبر و دلم باز گُر گرفت

زنده به خاطرم  غم طفل رباب شد

یک‌نیزه آمد و به دل خاک شد فرو

آرام روی نیزه دو چشمش به خواب شد

پائین نیزه مضحکه شد مادر علی

بالای نیزه نام علی چون شهاب شد ..



موضوع : قبرستان بقیع، 
چهارشنبه 1398/03/15

عید سعید فطر


از محضر حق ، فیضِ دعا باید خواست

این فیض ، به بركتِ بكا باید خواست

در عیدِ سعیدِ فطر، عیدى ز على

پابوسىِ حضرت رضا باید خواست

هنگام تشرُّف ، به حریم رضوى

شاید تو بگویى كه مِنا باید خواست

اما نظرِ شاعرِ این بیت، اینست

در صحنِ رضا ، كرب و بلا باید خواست

وقتى شب جمعه ، كربلا قسمت شد

از فاطمه، وصلِ شهدا باید خواست

درمانِ هزار دردِ بى درمان را

از ذكرِ مَن اسمُهُ دوا باید خواست

پایانِ شبِ درد و غمِ جانبازان

از تُربتِ ذِكرهُ شفا باید خواست

از اهلِ جفا گلایه مندى! غم نیست

اینجا مدد از شاه وفا باید خواست

اى اهل حرم میروعلمدار بخوان

از خضرِ حرم آب بقا باید خواست

ایام اجابتِ دعاى فرج است

تقریرِ ظهور از خدا باید خواست

 



موضوع : عید سعید فطر، 

عید سعید فطر

 

آمدی و دل ما بردی و رفتی ای ماه!

با تو خوش بود سحرهای «بِکَ یا الله» [۱[

چه سحرها، چه سحرهای خوشی بود و گذشت

چه خبرها، چه سفرهای خوشی بود و گذشت

نظر لطف خدا بود که افتاد به ما

تشنگی، فرصت سیراب شدن داد به ما

یاد جوع و عطشِ روز قیامت کردیم

یاد ظهر عطش‌افروز قیامت کردیم [۲[

گفته بودم دل من! ماه شو و روشن شو

رمضان است، ز مَن‌ها بگُذر، ایمَن شو

به خدا چلّه عشق است همین سی‌روزه

می‌توان بار سفر بست همین سی‌روزه

گفته بودم که فقط چند سحر فرصت هست

چند بار ای دل من! بغض تو این ماه شکست؟

روزی‌ات شد سفری در دل شب، با مولا؟

سفری تا سحرِ «فُزْتُ وَ رَبّ» با مولا؟ [۳[

تشنگی ذکر لب ما شده بود این یک‌ماه

روزه شد روضه لب‌های اباعبدالله

سوختیم آه به یاد لب عطشان حسین

یاد لب‌های ترک‌خورده طفلان حسین

ای خوشا آنکه سبکبار به عید آمده است

آنکه با وعده دیدار به عید آمده است

آنکه عیدانه ز لبخند امامش دارد

چشم بر آمدن ماه تمامش دارد

 

تو عزیز دوجهانی و فقیریم، فقیر

یوسفا «أَوْفِ لَنَا الْكَیْلَ»، تو ما را بپذیر [۴[

نوبهارا! دل پرخون چمن را دریاب

روزه‌داران فلسطین و یمن را دریاب

طاقت امت جدّت به خدا طاق شده

آه خونین‌جگرا‌ن، شعله آفاق شده

کاش آیینه دل، مات جمال تو شود

عید ما رؤیت ابروی هلال تو شود

مادران شهدا! ‌عید مبارک باشد

ای خوشا صبر شما، عید مبارک باشد

همسران شهدا! همسفران شهدا!

عید شد، می‌ر‌سد از فاطمه عیدی به شما

موسم بندگی یار مبارک باشد

مردم ای مردم بیدار! مبارک باشد

عید فطر آمده، باشیم به فکر فقرا

عید فطرآمده، «قَدْ أَفْلَحَ مَن زَكَّاهَا» [۵[

مردم ما دلشان صبر زلالی دارد

سفره کوچکشان نان حلالی دارد

همه هستند اگر نوبت ایثار شود

پای کارند اگر موسم پیکار شود

گله‌مندند ولی حُجب و حیایی دارند

مردم ما چه گذشتی، چه وفایی دارند

ای نشسته صف اول! صف ایثار آنجاست

آن سوی «نرده»... ببین... لذت دیدار آنجاست

نکند «نرده» میان تو و مردم باشد

دردِ دل‌ها پسِ این فاصله‌ها گُم باشد

دوستان! صدق و صفای دهه شصت چه شد؟

راستی حال و هوای دهه شصت چه شد؟ [۶[

 

آن مدیران جوانی که جهادی بودند

بی‌تکلّف، ز همین مردم عادی بودند

شور آن شعله مگویید که خاموش شده

«اختلاس» آمده، «اخلاص» فراموش شده

ای نشسته صف اول! به عدالت برخیز

مانده بر شانه تو بار امانت برخیز

عَلم داد برافراز، که ملت هستند

دل به شاهینِ ترازوی عدالت بستند

همتت قطع ید دانه‌دُرشتان باشد

وای اگر دزدی از این قافله آسان باشد

وای اگر توصیه و نامه پذیرد قاضی

داد و بیداد اگر رشوه بگیرد قاضی

شکر کن، این‌همه نعمت نرود از دستت

قدر دان، فرصت خدمت نرود از دستت

صف اول، صف خدمت، صف مردم‌داری

یک نفر نیست مخاطب، همه هستند آری

گر به یک نقد رود صبر و قرارت از دست

صف اول منشین، بین جماعت جا هست

سعی کن در سعه صدر شوی پیش‌قدم

رهبری گفت که من نیز صف اولی‌ام [۷[

گوش کن قصه پرغصه بیکاران را

شِکوه کارگران و کامیون‌داران را

چه شده ارز؟ که مات‌اند همه تاجرها

نرخ مسکن چه شد؟ آه از دل مستأجرها

کاش آرام کنیم این نگرانی‌ها را

سعی ما سد کند این موج گرانی‌ها را

معدن رنج، دل کارگران است هنوز

چشم مردم به عدالت، نگران است هنوز

سنگر تو ست همین میز و امیدی ست به تو

 

آن سوی میزِ تو چشمان شهیدی ست به تو

گره ار وا نکنی خود گره کار مباش

برنمی‌داری اگر بار کسی، بار مباش

عید شد، آمدن عید مبارک بادت

وان مواعید که کردی، نرود از یادت [۸[

عید رسوا شدن دشمن پیمان‌شکن است

روز یکدل شدن و جشن خروش وطن است

شد عیان بر همه دنیا که چهل سال چرا

بود ورد لب ما، مرگ به تو آمریکا...

چند روزی به تو و عهد تو دادیم زمان

چند روزی محک تجربه آمد به میان

تا سیه‌روی شود هر که در او غش باشد

تا سیه‌روی شود هر که دُروغش باشد [۹[

هان! مپندار که پیمان‌شکنی آسان است

نقض این عهد میندیش که بی‌تاوان است

 

پنجه در پنجه مشو روبهکا! با شیران

آن که با آن طرفی، جان جهان است: ایران

یک‌شبه بر طمع خام شما پایان داد

موشک ما که در آفاق شما جولان داد

پشت گوشت بنویس این سخن، این سیلی را

که یکی گر بزنی، می‌خوری از ما ده تا [۱۰[

شریان‌های حیاتی جهان در کف ماست

تنگه هرمز و دریای عمان در کف ماست

صبر کن روز پریشان شدنت نزدیک است

لحظه سخت‌پشیمان شدنت نزدیک است

قفل تعلیق به امید خدا می‌شکنیم

هرچه زنجیر کشیدی همه را می‌شکنیم

چرخه هسته‌ای از نو به تکاپو افتد

آب رفته همه باز آید و در جو افتد

دست تو رو شد و شرّت کم و ننگت افزون

پنجه از دستکش مخملی‌ات زد بیرون [۱۱[

شرّ تو از سرمان کم شده حمداً لله

دشمنی‌هات مسلم شده حمداً لله



موضوع : عید سعید فطر، 
سه شنبه 1398/03/14

عید سعید فطر


ای خیر ناله ی سحری صاحب الزمان

از درد ما که باخبری صاحب الزمان

ما ندبه های پشت سر مرکب توایم

پایان راه در به دری صاحب الزمان

دیدی نیامدی و نشد زائرت شوم؟!

شد عمر بی وفا سپری صاحب الزمان

عید آمده به سائل خود سر نمی زنی؟!

ای که امید چشم تری صاحب الزمان

عیدی ما رضایت و بخشیدن شماست

ما را نمی شود بخری صاحب الزمان؟!

حاشا که رد کنی تو کسی را که قانع است

بر یک نگاه مختصری صاحب الزمان

ثابت قدم شدن درِ این خانه با شماست

آقای سامرا نظری صاحب الزمان

امشب دعا به حال دل تنگ ما نما

از کربلا که میگذری صاحب الزمان



موضوع : عید سعید فطر، 

عید سعید فطر

 

ای هلالی که تماشای رخت دلخواه است

هله ای ماه! خدای من و تو الله است [1]


روز عید است و قنوت است و دعای من و تو

اهل جود و جبروت است خدای من و تو


کبریا و عظمت چیست؟ ردایش آری

عفو و رحمت نمی از بحر عطایش آری


و له الشکر که یک ماه مرا مهمان کرد

و له الحمد گناهان مرا پنهان کرد


بسته شد پنجره عرشی راز رمضان

الوداع ای سحر راز و نیاز رمضان


الوداع ای شب الغوث شب خَلِّصنا

شب قدری که نشد قدر بدانیم تو را


بزم قرآن به سر و بندگی درگاهش

لیلة القدر و نوای «بک یا اللهش»


دم گرفتیم شب گریه به آواز جلی

«بعلیٍ بعلیٍ بعلیٍ بعلی»


دم گرفتیم به ذکری ابدی و ازلی

«بحسین بن علیٍ بحسین بن علی»


سخت دلتنگ توایم ای مه کامل! رمضان!

ای که از همدمی ات نرم شد این دل، رمضان [2]


الوداع ای که لبم را به عطش خوش کردی

در دلم شوق گنه بود تو خامُش کردی


تشنگی را تو چشاندی به من از روی کرم

تا ز یادم نرود تشنگی اهل حرم


یا رب ار هست مرا جرم نبخشیده هنوز

عیدی ام را بده و در گذر از آن امروز

 

کاش فیض سحر و روزه بماند با ما

نور این طاعت سی روزه بماند با ما


دل ببندیم به شیرینی امساک ای کاش

روزی ما نشود لقمه ناپاک ای کاش


ای خوشا روزه هر روزه چشم و دل و کام

ای خوشا شیوه پرهیز ز شبهه، ز حرام


نگذاریم که آید به سر سفره ما

لقمه دوزخی "رشوه" و زقوم "ربا"


پی هر لقمه مبادا که دهان بگشاییم

ما که پرورده نان و نمک مولاییم

 

کار و همت همه‌ی رنگ و بوی این خاک است

عرق کارگران آبروی این خاک است


به عمل کار برآید به سخندانی نیست

پینه دست کم از پینه پیشانی نیست


کارگر، گرچه عرق، آب وضویش باشد

عرق شرم مبادا که به رویش باشد


آه از آن دست پر از پینه که حسرت بکشد

پدری کز زن و فرزند خجالت بکشد

 

ای نشسته صف اول! نکنی خود را گم

پی اقدام تو هستند هنوز این مردم


چند روزی تو مقامی به امانت داری

منصبت را نکند طعمه خود پنداری [3]


راه می جویی اگر، شیوه مولاست دلیل

قصه آهن تفتیده و دستان عقیل


حرف تبعیض در آیین علی هرگز نیست

آهن سرخ گواه است خط قرمز نیست


پلک بر هم مگذارید که فرصت رفته ست

پلک بر هم زدنی فرصت خدمت رفته ست

 

ما نه آنیم که آموخته غرب شویم

پی هر وسوسه ای سوخته غرب شویم




موضوع : عید سعید فطر، 


( کل صحن های حسینیه : 498 )    1   2   3   4   5   6   7   ...   


درباره حسینیه


به پایگاه فرهنگی هیات «مکتب الشهداء تهرانسر» خوش آمدید
×××
برای ارتباط با ما می توانید از طریق آدرس motallebi64@gmail.com اقدام فرمایید

آدرس پایگاه اطلاع رسانی هیات مکتب الشهداء-تهرانسر:
maktab-shohada.mihanblog.com
×××
هر کس که مقرب است در فکر بلاست
آواره شدن قاعده ی عشق خداست
"مهدی مطلبی"پرید اما باز
در صحن "حسینیه" ی او "روضه"بپاست

مدیر وبلاگ : شاهد
آمار زائرین حسینیه
  • زائرین امروز :
  • زائرین دیروز :
  • زائرین این ماه :
  • زائرین ماه قبل :
  • کل زائرین :
  • تعداد کل اشعار :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
نظرسنجی حسینیه
نظرتان درباره تغییر قالب پایگاه حسینیه چیست؟



پایگاه های مدح و مرثیه
لوگوها
كانال حسینیه در تلگرام
صفحه اینیستاگرام حسینیه

 پایگاه تخصصی مدح و مرثیه

 پایگاه تخصصی روضه و مقتل

 پایگاه نوحه و سبک های مداحی

کتاب موبایل حسینیه-مدح و مرثیه

 پایگاه اطلاع رسانی هیات مکتب الشهداء-تهرانسر

 کارگاه مجازی شعر آیینی حسینیه

 اشعار استاد علی اکبر لطیفیان

 قرارگاه-پایگاه فرهنگی هیئت مکتب الشهداء