حسینیه پایگاه تخصصی مدح و مرثیه
جهت دسترسی آسان به اشعار مورد نظر، از فهرست موضوعات استفاده کنید
موضوعات اشعار

بسم‌الله الرحمن الرحیم


قابل توجه زائرین گرامی، همزمان با ثبت اشعار در پایگاه اینترنتی حسینیه، کانال های "حسینیه"  در نرم افزارهای ایتا و سروش نیز به روز خواهد شد.


لینک کانال حسینیه در ایتا و سروش 

 

 hosenih @

 

لطفا در معرفی صفحات پایگاه حسینیه در شبکه های اجتماعی  ، همکاری نمایید.

 



موضوع : اطلاعیه و اخبار حسینیه، 
یکشنبه 1397/03/13

امیر المومنین(ع)-شب نوزدهم


علی دست تو را خوانده است دنیا

تو را از خویشتن رانده است دنیا

برایش سفرۀ رنگین مچینی

علی مهمان ناخوانده است دنیا



موضوع : ضربت خوردن امام علی(ع)، 
یکشنبه 1397/03/13

امیرالمومنین(ع)-شب نوزدهم


کشتی عالم ایجاد به موج  خطر است

چرخ را توطئه ای باز مگر زیر سر است

کوفه از نقشه شوم دگری باخبر است

دل شب جانب مسجد شبحی رهسپر است

تیغ در جامه نهان جانب مسجد پوید

گام گاهش سخن از فاجعه ای می گوید

شرر از فاجعه برق نگاهش ریزد

تیره گی از دل تاریک و سیاهش ریزد

خشم دادار ز تصمیم گناهش ریزد

آسمان خون بنگر بر سر راهش ریزد

با شتاب از همه جا روی به مسجد آرد

نقشه ریختن خون علی را دارد

کاش گردد ز سماء صاعقه نازل امشب

کاش از پنجه غم پاره شود دل امشب

یا سر راه بگیرید به قاتل امشب

یا علی را بنشانید به منزل امشب

چه به تعجیل زره مهر جفا نتاب آید

نگذارید که مولا سوی محراب اید

آسمان ناله خدارا ز دل تنک بزن

شیشه عمر قدر را ز قضا سنگ بزن

کوف اتش بخود از بردن این ننگ بزن

حلقه در به کمربند علی چنگ بزن

مرغکان سخت بمنقار عبایش گیرید

ورنه فردا همگی نوحه برایش گیرید

مظهر صبر خدا داده ز کف تاب امشب

چه به تعجیل رود جانب محراب امشب

چشم خود پور مرادی زده بر خواب امشب

تا به تیغش دهد از خون علی آب امشب

امشب از اشک رود هستی عالم بر اب

مسجد کوفه بخود ای و علی را دریاب

شده نزدیک که طوفان همه جا را گیرد

زلزله قامت ارکان هدی را گیرد

موج خون دامن محراب دعا را گیرد

یک نفر نیست ره شیر خدا را گیرد

منبر و مسجد و محراب بر آرید خروش

آخر ای مسجدیان از چه نشستید خموش

آه مولا بسوی بیت خدا گام نهاد

پای در قتلگه خویش سر انجام نهاد

داغ هجران بدل امت اسلام نهاد

دست بر گوش قدم بر زبر بام نهاد

گویی آخر سخنش را بجهان می گوید

نه چه جانسوز و دل انگیز اذان می گوید

عاشق این است که از شوق وصال یارش

خصم را خواند و از خواب کند بیدارش

خبر از سر ضمیرش دهد و از کارش

تا به تاخیر نیفتد شرف دیدارش

زودتر از همه بشتابد و قامت بندد

نشود قامت او دست قیامت بندد

اوست آرام ولی ارض و سماء می لرزد

جز دل او عالم همه جا می لرزد

مسجد و منبر ومحراب و دعا می لرزد

دست و تیغی است که در موج فضا می لرزد

جان حق د رخطر افتاده خدا می داند

یک نفر نیست که تیغ از کف او بستاند

آسمان شعله ، فضا دود ، زیمن زلزله شد

عالم نا متناهی همه جا ولوله شد

کوفه تنها نه که در عرش بپا غلغله شد

حامل وحی بفریاد در ان مرحله شد

شاهد حسن خدای ازلی را کشتاد

آه ای مسجدیان آه علی را کشتند

این نظام است که یکباره بهم افتاد

یا وجود است که در بیم عدم افتاده

لوح آغشته به خون گشته قلم افتاده

علی از پای به شمشیر ستم افتاده

رفته از هوش و همه دیده بسویش دارند

شاید از اشک حسن باز بهوشش  آرند



موضوع : ضربت خوردن امام علی(ع)، 
یکشنبه 1397/03/13

امیر المومنین(ع)-شب نوزدهم


مهمانِ دختر است علی ، جز نمک نخورد

یک ظرف شیر بود ولی جز نمک نخورد

دختر به گریه گفت که مهمانِ من مرو

شالش گرفت حلقه‌ی در : جانِ من مرو

پیش یتیمها پدری سر به زیر رفت

این بارِ آخر است که با ظرف شیر رفت

مسجد رسید روضه‌ی خود را به پا کُنَد

مسجد رسید قاتل خود را صدا کند

تا ضربه خورد بغض پریشانی‌اش شکست

تا ضربه خورد صفحه‌ی پیشانی‌اش شکست

جبریل پیشِ ضربه‌ی او شهپرش گرفت

از بس شدید بود که زهرا سرش گرفت

اُفتاده است بر رویِ سجاده پیکرش

اُفتاده مثلِ فاطمه‌اش وای با سرش

محراب غرق آتش و سیلی و دود شد

سر ضربه خورد گوشه‌ی چشمش کبود شد

خم شد گمان کنم که به دیوار خورده است

شاید به پهلویش نوکِ مسمار خورده است

خون می‌چکید از سر و روی و محاسنش

زهرا رسیده بود ، در آغوش محسنش

رویِ عبای سرخ ولی خانه میرود

چشم انتظار دارد علی خانه میرود

آهسته گفت آه عبا را رها کنید

زینب دَمِ در است مرا روی پا کنید

ماندم حسن که زیر بغلهاش را گرفت

یا باز چشم زینب کبراش را گرفت

اینبار شُکر که زینب عبا ندید

اینبار شکر که او بوریا ندید



موضوع : ضربت خوردن امام علی(ع)، 
یکشنبه 1397/03/13

امیر المومنین(ع)-شب نوزدهم


مهمان من! حال خوشی امشب نداری

بابای زینب! از چه دائم اشکباری

عمری کنار سفره ات آرام بودم

حالا کنار سفرۀ من بیقراری؟

بابا بجان مادرم آرامتر باش

هِی لقمه بر میداری و هِی میگذاری

پیش منی، اما حواست جای دیگر

انگار چشم از چشم زهرا بر نداری

بر آسمان، خیره شوی با چشم گریان

گویا که هردم مرگ را در انتظاری

کاش این نمازِ صبح را با هم بخوانیم

مسجد مرو با این هوای اضطراری

عمّامه را محکم اگر بر سر نَبندی

بر معجرم دیگر نمانَد اعتباری

امشب سرت یک ضربه خواهد خورد، اما

هجده سرِ بر نیزه در راه است، آری

محراب اگر در خون شود امشب شناور

گودال را دریای خون سازند، جاری

زخمت هزار و نهصد و پنجاه، زخم است

آیا پس از تو با حسینَت، نیست کاری؟

کوفه ز یک تیغَش هزاران نیزه بارد

تا نیزه بارانش نمانده، روزگاری

ما بار میبندیم از این شهر، اما

بر ناقۀ عریان رسد روزِ سواری

ما را چهل منزل اسیری می کشانند

بی آنکه بگذارند جای سوگواری



موضوع : ضربت خوردن امام علی(ع)، 
یکشنبه 1397/03/13

امیر المومنین(ع)-شب نوزدهم


ندارد قلبش آرام و شکیبی

به لب دارد عجب أمن یجیبی

چه کردی با دل پر درد مولا

غریبی، ای غریبی، ای غریبی

***

غمش هر دیده را خونبار می‌کرد

اگر یاد از در و دیوار می‌کرد

براى خاطر زخم دلش بود

که با نان و نمک افطار می‌کرد

***

اسیر رنج و غربت بود یک عمر

دلش لبریز حسرت بود یک عمر

على حاجت‌روا شد امشب ای تیغ

که بی‌تاب شهادت بود یک عمر

***

دل عالم از اندوهت لبالب

نگاهی کن به بی‌تابی زینب

تمام شهر دلتنگ است مولا!

بخوان مولای یا مولای امشب



موضوع : ضربت خوردن امام علی(ع)، 
یکشنبه 1397/03/13

امیر المومنین(ع)-شب نوزدهم


هزار سال اگر اعتکاف بردارد

نیامده است دل از اختلاف بردارد

به مسجد آمد و شمشیر در عبا پنهان

نداشت وقت که حتی غلاف بردارد

برای یوسف شبهای قدر تیغ آورد

نیامده است که با خود کلاف بردارد

مگر بگیرد از او انتقام در محراب

که حیدر است و نمی شد مصاف بردارد

علی شناس نبودند با وجود علی

بنا نبود که دین انحراف بردارد

علی است اینکه به محراب ایستاده به عشق

سزاست قبله بیاید طواف بردارد

علی است اینکه حریفش نمی شود هرگز

تمام کفر اگر ائتلاف بردارد

شکافت کعبه برای علی همین کافی است

ز کینه فرق علی هم شکاف بردارد 



موضوع : ضربت خوردن امام علی(ع)، 
یکشنبه 1397/03/13

امام علی(ع)-شب نوزدهم


یک عمر از غم روزگاری نیلگون داشت

بر مژه هایش رشته های اشک و خون داشت 

دیگر گلی روی لبش هرگز نرویید

برگونه اما لاله های واژگون داشت

دلتنگ زهرا بود و میزد دست بر هم

روی لبش انا الیه راجعون داشت

بر دوش او هفت آسمان آوار غم بود

تا بود زهرا خانۀ حیدر ستون داشت 

پشت سرش زینب به گریه آب می ریخت

پشت مسافر آب پاشیدن شگون داشت

خاکی که می بوسید رد پای او را

گریه ز نون والقلم ، مایسطرون داشت

از فرق سر باید برون ریزد غمش را

از غصه ها آتفشانی در درون داشت 

خود ره نشان تیغ قاتل داد انگار

سر گشته ای را سوی مقصد رهنمون داشت 

رنگش عوض می شد ناگه صیحه میزد

گویا فلک از رفتن حیدر جنون داشت 

در راه مسجد تا به خانه گریه می کرد

از خاطراتش چشمهایی لالگون داشت

یاد زمانی که زنی پهلو شکسته

در جای جای خاک کوچه رد خون داشت



موضوع : ضربت خوردن امام علی(ع)، 
چهارشنبه 1397/03/9

امام حسن مجتبی(ع)-مدح و ولادت


مرا مثل یک اَبرِ حیران کشیدند

مرا مثلِ رودی خروشان کشیدند

خدا آفرید و خدا عاشقم کرد

مرا مثل زلفی پریشان کشیدند

کمی خاکِ تربت کمی آبِ زمزم

گِلم ساختند و پس از آن کشیدند

مرا جان که دادند قلبم علی گفت

مرا در نجف پایِ ایوان کشیدند

علی گفتم و لطف زهرا همانجا

مرا هم گدایِ حسن جان کشیدند

سلامِ من امشب سلامِ حسین است

به زهرا قسم این امامِ حسین است

 

خدا گفت امشب خدا ، یاحسن جان

که غوغا نموده خدا با حسن جان

مدینه بیا بشنوی تا خودِ صبح

فقط از علی : جانِ بابا حسن جان

ندیده است این خانه شیرین تر از این

پس از این شد افطارِ زهرا حسن جان

پس از این مدینه شلوغ است و بن‌بست

به هرجا که می‌آید آقا حسن جان

جمل از دَم خیمه تا شور او دید

فقط زیر لب گفت مولا حسن جان

سلامِ من امشب سلامِ حسین است

به زهرا قسم این امامِ حسین است

 

تو آورده‌ای در زمین آسمان را

تو آورده‌ای درکران بی کران را

پیمبر نشان میدهد جلوه‌ات را

ببینید آقای مُلک جنان را

تو میدان بیایی حضورِ تو کافی است

که دَرهم بدوزی زمین و زمان را

تو و طاویه ؛ مرتضی هست و دُلدُل

چه‌ها میکنی تا بگیری کمان را

پدر اذن داد و پسر تیغ میزد

زدی بر زمین فتنه‌ی بی امان را

به تیغ حسن احترام حسین است

سلام من امشب سلام حسین است

 

کسی بار اُفتاده را بر ندارد

بجز تو که چون تو پیمبر ندارد

اگر ما برایت حرم هم بسازیم

به جانت قسم این حرم در ندارد

زیاد است اینجا هر آنچه بخواهیم

که معنی در این خانه کمتر ندارد

به یک گام پشتت حسین است و گوید

کسی چون حسینت برادر ندارد

و چندین قدم هم پس از او اباالفضل

که از سینه دستانِ خود بر ندارد

حسن روح بیت الحرام حسین است

سلام من امشب سلام حسین است

 

کَرَم در کَرَم در کَرَم دارد آقا

گدا و گدا هر قدم دارد آقا

چه میشد بگویم به سمت مدینه

پیاده رَوی تاحرم دارد آقا

چه میشد ببینیم زیر رواقش

برای خودش محتشم دارد آقا

از این صحن تا صحن ام‌البنینش

دو صف خادمِ محترم دارد آقا

از آن صحن تا صحن زهرا هم آنجا

پُر از گریه کن پشت هم دارد آقا

پس از خون به لبهاش نام حسین است

سلام من امشب سلام حسین است



موضوع : ولادت امام حسن(ع)، 
چهارشنبه 1397/03/9

امام حسن مجتبی(ع)-مدح


چنان که هر زنی صدیقه ی اطهر نمی گردد

یقینا هرکسی هم سبط پیغمبر نمی گردد

دوباره سوره کوثر به احمد میشود نازل

کسی که مجتبایش میدهند ابتر نمی گردد

شمیم اش هر سحر هوش از سر اهل محل برده

حریف عطر و بویش نافه و عنبر نمی گردد

ولایش کیمیا هست و خودش از کیمیاگرهاست

مس جانم بدون مهر پاکش زر نمی گردد

کریم بن کریم است و وجودش روح کرّمنا

کسی از محضر او دست خالی برنمی گردد

هر آن که با نگاه مهربان او مسلمان شد

بمیرد هم برای لحظه ای کافر نمی گردد

ندارد گنبدی تا جلد بام او شوم اما

پری که وا نشد سوی بقیع اش پر نمی گردد

کسی که هدیه بر او میکند باران چشمش را

یقینا کور فردا وارد محشر نمی گردد

خبر دارد شریک اش قاتل جانش شود لکن

دلش راضی به ترک خانه و همسر نمی گردد

سکوت و درد و داغ و صبر و عمری خون دل خوردن...

به آسانی کسی که محرم مادر نمی گردد

صدای در که می آید دوباره حال آقایم

میان کوچه بدتر میشود بهتر نمی گردد



موضوع : مدح و مناجات با امام حسن(ع)، 
چهارشنبه 1397/03/9

امام حسن مجتبی(ع)-مدح


ماه پشت ابرهای تار دستش بسته نیست

موج یعنی حیدر کرار دستش بسته نیست

آسمانی از کرامت دارد این ماه تمام

ماه من در موقع افطار دستش بسته نیست

صلح یعنی کربلا زیر سکوتش جاری است

رود اگر رود است در شنزار دستش بسته نیست

صلح یعنی رهبر بی یار دستش بسته است

کربلا یعنی که پرچمدار دستش بسته نیست

ای شهیدان مرحبا از برکت خون شما

این زمان تنهاترین سردار دستش بسته نیست

صبح فردایی امامم حی ّ و حاضر می رسد

برخلاف عهد ما این بار دستش بسته نیست

می نویسد آیه های عشق را دور بقیع

آن زمان استاد کاشیکار دستش بسته نیست



موضوع : مدح و مناجات با امام حسن(ع)، 
چهارشنبه 1397/03/9

امام حسن مجتبی(ع)-مدح


کلید کرب و بلا در متانت حسن است

قیام آنکه به نی شد قیامت حسن است

سکوت مسئله سازش فراتر از درک است

که حفظ وحدت امت سیاست حسن است

نه با معاویه لبخند زد نه سازش کرد

به زیر سلطه نرفتن ظرافت حسن است

به رغم مدعیانی که در پی صلح اند

زمان گواه شکوه و شجاعت حسن است

فقط سکوت حسن را شنیده اند انگار

وگرنه جنگ جمل هم علامت حسن است

**

فقط نه اینکه به یادش دل من آشفته است

زمین... زمان... همه جا حرف غربت حسن است



موضوع : مدح و مناجات با امام حسن(ع)، 
چهارشنبه 1397/03/9

امام حسن مجتبی(ع)-ولادت


شب میلاد خود عشق پیمبر بوده ای حتماً

علی دیگری در حدّ حیدر بوده ای حتماً

نخستین جلوه ی حیدر در این منظومه ای یعنی

نخستین آیه از آیات کوثر بوده ای حتماً

به روی دست مادر با سلاح گریه ات گویا

شبیه آفتابی روی منبر بوده ای حتماً

من از روی چنان ماه تو فهمیدم دم مغرب

برای روزه چون الله اکبر بوده ای حتماً

اگر چه سفره می انداختی با طرز برخوردت

میان سائلان هم شاه پرور بوده ای حتماً

اگر که با لب تشنه به دنیا آمدی آقا

از آن شب چشم در راه برادر بوده ای حتماً



موضوع : ولادت امام حسن(ع)، 
چهارشنبه 1397/03/9

امام حسن مجتبی(ع)-مدح


شکرُ لِلّه اگر زبان دارم

طبع آیینیِ روان دارم

خاکیم ، میل آسمان دارم

بال اگر نیست نردبان دارم

شاعرم ، بر زبان من عشق است

شکر، نام و نشان من عشق است

 

عشق اگر هست در یَمُت یَرنی است

من اویسم وفای من قرنی است

دل من چون عقیقها یمنی است

خون دلم پس مرام من حسنی است

هرکجا عشق خیمه زد وطن است

شکرُلِلّه امام من حسن است

 

ما به توحید از خدا گفتیم

در نبوّت ز مصطفی گفتیم

در امامت ز مرتضی گفتیم

در کرامت ز مجتبی گفتیم

ما مسلمان این قبیله شدیم

وَبتَغوا را اِلی الوسیله شدیم

 

ذکر ماشد به هر کلام ، حسن

نیّتِ ما به هر سلام ، حسن

بر زبانها علی الدّوام ، حسن

کن نگاهی به ما امام حسن

دل ما خون شد ای بقیع نشین!

یا کریم آمد ای کریم ! ببین

 

پاکشیدی تو از مناظره ؟ نه

ترس داری تو از مخاطره؟ نه

صلح کردی ولی مذاکره ، نه

در بقیعی ولی محاصره ، نه

آل وهّاب کمتر از آن است

که ببند ز شیعیان تو دست

 

ما تو را در خطر نمی بینیم

دشمنت را قَدَر نمی بینیم

دیگر از سَم ضرر نمی بینیم

بر سر نیزه سر نمی بینیم

که بقیع تو خوش سرانجام است

پایتخت جهان اسلام است

 

کو؟ ندیدند در جدل چه گذشت؟

سالها بر سر ملل چه گذشت؟

یا ندیدند در جمل چه گذشت؟

بر سر وارث هبل چه گذشت؟

حسنی زاده ها فراوانند

وای اگر تیغ را بجنبانند



موضوع : مدح و مناجات با امام حسن(ع)، 
چهارشنبه 1397/03/9

امام حسن مجتبی(ع)-مدح و ولادت


به چشمهای خیالی به  روی پرچینی

نگاه کن که طلوعی دوباره می بینی

درست نیمه  ماه خدا مبارک شد

شروع سلسله سائلان  آیینی

چنان سروده حسن را خدای شاعرها...

چنین نکرده کسی از بهشت  تضمینی 

عسل نگاه  و رطب گونه و  لبی چو نبات

فتاده آب دهانم زبس که شیرینی

بس است تا که ترا بین سفره بگذارد

خدا نشان بدهد چیده بزم  رنگینی

علی و فاطمه با تو چه عالمی دارند

به بوسه  از لب تو هر دو گرم افطارند

 

نگاه کن که ملکها ز چشم زیبایت

برای نه فلک خود ستاره بردارند

به این جمال و جلالت سزد که نام تورا

حسن به عشق  خداوند حسن بگذارند 

طبیب هر دو جهانند آن کسانی که

به چشمهای پر از نرگس تو بیمارند

توآمدی و جمل شاهد است زلزله شد

هنوزهم تلفاتت به زیر آوارند

خوشا  کسی که به زندان عشق دربند است

رها زبند هوا و پرنده مانند است

 

کسی که عاشق روی حسن شود لیلاست

جنون عشق حسن  دانش خردمند است

به ذره گر برسد ذره ای  ازالطافت

به زیر سایه ی تو  آفتاب تابند است

چطور تو ز گدا  پادشاه میسازی

چقدر دست کریمانه ات هنرمند  است

گدای خانه  تو میخرد  فلک ها را

مگر که نرخ گداییِ  از حسن چند است

کریم آنچه بیارد به دست , می بخشد

هرآنچه بود و هر آنچه  که هست می بخشد

 

زپا فتادی اگر یاحسن بگو بنگر

چگونه  رتبه شاهی به پست می بخشد

به تشنگان  برادر حسن دهد روزی

شراب ناب حسینی به مست می بخشد

قیامت است ظهورش ، به عشق روی حسین

هر آنکسی که حسینی شداست می بخشد

گمان مبر که حسن بی ضریح و بی حرم است

 کریم آل عبا هر چه هست می بخشد…



موضوع : ولادت امام حسن(ع)، 
چهارشنبه 1397/03/9

امام حسن مجتبی(ع)-مدح و ولادت


بر ماه شب نیمه ی این میکده سوگند

مثل تو ندیده است کسی کودک دلبند

خورده دلم از صبح همان روز نخستین

با مهر تو ای دست گل فاطمه پیوند

در لطف و عطا و کرم و بخشش و رحمت

گشتیم و ندیدیم کسی را به تو مانند

هر گوشه ای از نام تو حاجات گرفتند

از کوفه بگو تا به بخارا و سمرقند

حاتم که زبانزد شده در جود و سخاوت

یک عمر، بساطش به در خانه ات افکند

در بند توام، عبد توام، نام تو بردم

کوه گنهم را به تو بخشید خداوند

حکاک ازل شیر اُحد، نام حسن را

با خط خوشش سر در تالار دلم کند

تو زندگی ات خرج فقیران شده عمری

هر سائل محزون به کنارت شده خرسند

آن شامی بد خُلق هم از سوی تو حتی

چیزی نشنیده است به جز رحمت و لبخند

در آرزوی وصف تو مردند هزاران

تمثال گر و شاعر و نقاش و هنرمند

هر بار نقاب از رخت افتاد خدا گفت

جبریلِ امین دود کند بهر تو اسپند

جنگیدن قاسم همه اش از جمل توست

مردانگی ات خوب رسیده است به فرزند

"یا فاطمه" را یاد غمت، خیل شهیدان

با غصه نوشتند به هر پرچم و سربند

آن روز دوشنبه، وسط کوچه و مادر

گریان شده ایم از غم این واقعه هر چند...

هرگز کسی از راز تو آگاه نگشته

آن را که تو دیدی همه در پرده شنیدند



موضوع : ولادت امام حسن(ع)، 
چهارشنبه 1397/03/9

امام حسن مجتبی(ع)-مدح


باید شمار ماه ها تعدادتان باشد

تا با زمین هرجا، زمان هم یادتان باشد

وقتی خدا یک ماه را مال خودش می کرد

می خواست روزی هدیه ی میلادتان باشد

ای اولین کأس خدا از چشمه ی کوثر

هر روز عالم تشنه ی امدادتان باشد

حُسن خدادادت برایم حِصن می سازد

وقتی دلم مهمان خمّ باده تان باشد

همتای عاشورای سال شصت و یک سرشد

تاریخ صلحی که پر از فریادتان باشد

شاها کرم دستش به دامانت دخیل است

هرجا کریمی هست خانه زادتان باشد



موضوع : مدح و مناجات با امام حسن(ع)، 
چهارشنبه 1397/03/9

امام حسن مجتبی(ع)-مدح


ای مسیح خانه ی مولی الموالی مجتبی

مظهر حُسن خدای لایزالی مجتبی

"ابن شهر آشوب" اینگونه روایت میکند

چون پیمبر صاحب شان و جلالی مجتبی

هم "سیادت" هم "شرافت" بهترین میراث توست

وارث "مجد" نبی کوه کمالی مجتبی

از تبار یاس هستی بوی زهرا میدهی

بسکه مثل مادرت پاک و زلالی مجتبی

میروی عکس همه با دست پر از خانه ات

رو به خانه میکنی با دست خالی مجتبی

خود به دنبال یتیمان میروی مثل علی

در سخاوت در کرامت بی مثالی مجتبی

هرکجایی که قدم برداشتی از رحمتت

شد متمول گدای آن حوالی مجتبی

حاتم طایی به لطفت حاتم طایی شده

سائلت برهم زده مال و منالی مجتبی

بیخود از خود میشوم وقتی صدایم میزنی

با نگاهت میشوم حالی به حالی مجتبی

من حبیبک ؟ من امیرک ؟ من امامک ؟ بی گمان

تو جواب روشن هرچه سوالی مجتبی

"بالحسن" بال قنوتم شد که معراجی شدم

ای نگاهت باعث رشد و تعالی مجتبی

ذکر تو دارد طراوت سینه را آباد کرد

مثل جنگل های سرسبز شمالی مجتبی

خواب دیدم در حریم تو شب شعری به پاست

شعر میخواندم در آن صحن خیالی مجتبی

کام من مهر تو را از سینه ی مادر گرفت

بهترین سوغاتی شیر حلالی مجتبی

نذر فرش بارگاهت با هزاران آرزو

عمر من طی شد به پای دار قالی مجتبی

جان بگیرد با نگاهی مُرده غیر ممکن است

با تو ممکن میشود امر محالی مجتبی

چشمه های نور از شعر تو جاری میشود

روشنایی بخش چشمان "وصالی" مجتبی

دست و بال جانفدایت را نبندد وزن شعر

بابی انتم و امی و نفسی و اهلی و مالی مجتبی

به سیاهی ات قسم چندین برابر میدهی

هرکه خرج روضه ات کرده ریالی مجتبی

گر به دنیا بود عمرش حضرت شیخ صدوق

مینوشت از غربتت صدها "امالی" مجتبی

صلح تو زیر سر مردان از زن کمتر است

زخمی شمشیر اشباح الرجالی مجتبی

غصه ی قد کمان آخر کمانت کرده است

گریه داری با همین قد هلالی مجتبی

این همه موی سپید تو حکایت میکند

کرده پیرت غصه ای در خردسالی مجتبی

****

پای هر بیتی که میگویم خجالت میکشم

در خور شان ات ندارم شعر عالی مجتبی



موضوع : مدح و مناجات با امام حسن(ع)، 
چهارشنبه 1397/03/9

امام حسن مجتبی(ع)-مدح و ولادت


امشب ای ماه الهی آفتاب آورده ای

اختران تابان ز برج بوتراب آورده ای

گلبن سبز ولایت را گلاب آورده ای

یا که از بحر نبوّت دُرّ ناب آورده ای

شادی و وجد و سرور بی حساب آورده ای

پای تا سر احمد ختمی مآب آورده ای

کوثر طاها دلت روشن تبارک زاده ای

این مبارک ماه را ماه مبارک زاده ای

ملک هستی غرق در انوار پا تا سر شده

جلوه گر در ماه حقّ ماهی خدا منظر شده

روشن از خورشید حسنش چشم پیغمبر شده

پای تا سر غرق شادی و شعف حیدر شده

بر همه معلوم سرّ سورۀ کوثر شده

یا محمّد (ص) یا محمّد (ص) دخترت مادر شده

عزّت و مجد و جلال کبریایی را ببین

در گل روی حسن حُسن خدایی را ببین

می توان دیدن جمال غیب را در این جمال

می توان خواندن چو ذات بی مثالش بی مثال

صاحبان عقل مات این جمال و این جلال

عارفان دهر محو این صفات و این کمال

کبریا وجه و علی آیین و احمد خطّ و خال

کرده بیت وحی را یکباره غرق شور و حال

گاه حیدر داردش چون کعبۀ جان در بغل

گه محمّد (ص) گیردش مانند قرآن در بغل

حُسن ها بر گرد شمع عارضش پروانه ای

خلدها از بوستان طلعتش ریحانه ای

حلم ها در پیش حلم حضرتش افسانه ای

قدسیان در آستان قدس او بیگانه ای

اختران هر یک به بحر رحمتش دُر دانه ای

آسمان از کوثر احسان او پیمانه ای

ماه کنعان ولایت یوسف زهراست این

اوّلین فرزند حیدر دوّمین مولاست این

دامن ماه صیام امشب دهد بوی حسن

آسمان ها سجده آوردند در کوی حسن

مهر، خود را کرده گم در پرتو روی حسن

ماه، زیبایی گرفت از حسن دلجوی حسن

سوره ی و اللّیل، خود را بسته بر موی حسن

آیۀ والشّمس، گردیده ثناگوی حسن

ابر لطف و رحمتش بر خلق بارد بیشتر

آنچه خوبان سر به سر دارند بیشتر

این کریم اهلبیت این مظهر لطف خداست

این امام دوّم این اوّل عزیز مصطفاست

این فروغ سوّم این چارم نفر ز اهل کساست

این گرامی وارث صبر علّی مرتضاست

این به صلحش فُلک سرگردانم دین را ناخداست

این صراط الله اعظم این امام مجتباست

هم سپهری ها زعیم اهلبیتش خوانده اند

هم زمینی ها کریم اهلبیتش خوانده اند

روح اهل خلد و ریحان بهشت است این پسر

بلکه طاووس گلستان بهشت است این پسر

سرو خوشرفتار بستان بهشت است این پسر

جان آل الله و جانان بهشت است این پسر

آفتاب صبح ایوان بهشت است این پسر

سیّد جمع جوانان بهشت است این پسر

ای تمام شیعیان این است مولای شما

ای جوانان بهشت این است آقای شما

سرّ دشمن بر ملا گردید با صبر حسن

جاودان دین خدا گردید با صبر حسن

حق ز باطل جدا گردید با صبر حسن

هستی دشمن فنا گردید با صبر حسن

نهضت عترت به پا گردید با صبر حسن

کربلا کرب و بلا گردید با صبر حسن

دین اسیر انزوا می شد اگر صلحش نبود

دست دشمن باز وا می شد اگر صلحش نبود

ای خط و خالت همه آیت در آیت یا حسن

ای سپهر وحی را شمس ولایت یا حسن

ای کلامت خلق را نور هدایت یا حسن

ای خروشان بحر موّاج عنایت یا حسن

ای یم جود، ای کریم بینهایت یاحسن

ای جهانت جمله در ظّل حمایت یا حسن

یا بن زهرا من نمی گویم ثنا گوی توام

تو کریم عالمی من سائل ثنا کوی توام

سینه های سوخته شمع شب تار تواند

طایران سدره صبح و شام زوّار تواند

عرشیان در عرش اعلا هم گرفتار تواند

آسمان ها غرق در دریای انوار تواند

ماه رویان ذرّه ای از مهر رخسار تواند

شهر یاران برده های کوه و بازار تواند

مهر تو هم بحر ما، هم فلک ما، هم نوح ماست

تربت بی زائرت بیت الحرام روح ماست

تو ز وصف عرشیان و فرشیان بالاتری

نو نبی را جان شیرین تو خدا را مظهری

تو کتاب الله روی سینۀ پیغمبری

تو علّی مرتضایی نو بتول اطهری

تو امام مجتبی چشم و چراغ حیدری

تو کریم عترتی تو دست لطف داوری

جود سائل، عفو مرهون و کرم مهمان تو است

چشم «میثم» در دو دنیا بر تو و احسان تو است



موضوع : ولادت امام حسن(ع)، 
چهارشنبه 1397/03/9

امام حسن مجتبی(ع)-مدح و ولادت


کریم از کَرمَش کم نمیشود، یعنی

کرَم به غیرِ دمادم نمیشود، یعنی

جوابِ ما که ندارم نمیشود، یعنی

حسن قیاس، به حاتم  نمیشود، یعنی

دری که باز بروی تمامِ عالم شد

به هیچ کس نشود بسته، این مُسلَّم شد

 

به بابِ جود و سخا در زدن نمی آید

ز سفره دار، بُرو! مطلقاً نمی آید

جوابِ رَد که به خُلقِ حسن نمی آید

بجز کریم،به آقای من نمی آید

گناهکار هم اینجا برو بیا دارد

خبر رسیده که این خانه، مجتبی دارد

 

مگر که نیمۀ ماه خدای یکتا نیست

که گفته فیض شب قدرِ ما مهیا نیست

برای بالِ فرشته در این حرم جا نیست

مگر حقیقتِ این قدر، قدرِ زهرا نیست

کدام قدر ز اِبنُ الکریم بالاتر

کدام وَجه، ز وَجهُ الرحیم بالاتر

 

که میتوان بکند درک، شِبهِ طاها را

که میتوان که بفهمد عزیز زهرا را

امامِ مُفتَرضُ الطّاعِه، بعدِ مولا را

که میتوان بشناسد امامِ تنها را

غریبِ فاطمه را کو سپاه و کو لشگر

عزیز فاطمه را کو مطیع و فرمانبَر

 

حسن امام شجاعت، امام پُر جرأت

برای اُمّتِ قرآن، که مانده در حیرت

به عهدنامۀ صُلحَش پُر است از عِبرت

اگر بصیر بماند، خواصِ با غیرت

هزار نکتۀ باریک تر ز مو اینجاست

حسن معلّمِ محضِ سپاه عاشوراست

 

چقدر کرب و بلا را حسن سپاه آورد

چقدر یل یلِ پیر و جوان بِراه آورد

چقدر جمعِ ستاره به دورِ ماه آورد

چقدر کودکِ معصومِ بی گناه آورد

شنیده بود حسینش غریب خواهد ماند

برای یاریِ او روز و شب بشارت داد

 

چقدر زحمتِ عباس را کشیده حسن

چقدر ناز علی اکبرش، خریده حسن

چقدر مُسلم و هانی، تهیّه دیده حسن

چقدر بهرِ حرم یار برگزیده حسن

فدای قاسم و عبداللَّهَش، همه عالم

که هست گریه کنِ این دو حضرت آدم

 

حسن حماسۀ جُبرانِ اصلِ سادات است

حسن تلافیِ محسن، به نسلِ سادات است

حسن تلاقیِ هر فصل، فصلِ سادات است

حسن به کرب و بلا نسلِ وصلِ سادات است

حسینی است اگر آن قیامِ بی کفَنی

زمینه سازِ ظهور است سیدِ حسنی

 

علی مثال، حسن، لَومَتَ تَلائم بود

به نذرِ یاریِ زهرا، هماره صائم بود

به این دلیل حسن، مقتدای دائم بود

که فکرِ روزِ قیامِ امامِ قائم بود

غریبِ فاطمه، لشگر به هر وطن دارد

و هر چه نسلِ علی دارد از حسن دارد

 

کسی که صاحبِ اسرار آسمانی بود

کسی که شاهد کوچه، ولی نهانی بود

امیر لشگر صفّین، به نوجوانی بود

حکومتش چو علی، مَقطَعی،، جهانی بود

کسی که داشت لقب؛ سبطِ اکبرِ احمد

حسن امامِ حسین است و حجتِ سرمد

 

 

حسن تمامِ حسین است و جانِ کرب و بلاست

قسم به فاطمه بنیانگذار عاشوراست

زمینه سازِ دقیقِ قیامِ آل عباست

مُربّیِ همه هفتادو دو تنِ شهداست

خودش سپاه ندارد، ولی برای حسین

سپاهِ فاطمیون ساخت، با ولای حسین

 

مقدماتِ سپاه حسین، با حسن است

و رمزِ حملۀ رزمِ حسین، یاحسن است

نه ابتدای قیام حسین را حسن است

که انتهای بهشتِ حسین، تا حسن است

حسن برای حسین، داد زندگانیِ خود

ولی ندید خودش خیر، از جوانیِ خود

 

غریبِ فاطمه از کودکی جسارت دید

به چشمِ خویش، به باغ فدک خسارت دید

شبی، میانِ سپاهِ خودش اسارت دید

لگد به رانِ مبارک، به خیمه غارت دید

نه هفت مرتبه مسمومِ زهرِ همسر شد

که پاره پاره جگر، پیشِ چشم خواهر شد

 

چه خواهری که دوتا تشت، در برابر دید

یکی مدینه، یکی شام، تشتِ دیگر دید

یکی جگر وَ یکی هم، سرِ برادر دید

به چشمِ خویش همه، کشته های پرپر دید

علَم بدوش شد از کربلا و کوفه و شام

قیامِ اوست که تا حشر، بیمه شد اسلام



موضوع : ولادت امام حسن(ع)، 
چهارشنبه 1397/03/9

امام حسن مجتبی(ع)-مدح


اگر می آمدی ایران تو مرقد داشتی حتماً

به جز گلدسته و نقاره گنبد داشتی حتماً

شمال شرق ایران یا جنوب غرب یا مرکز

تو هم در بخشی از این خاک مشهد داشتی حتماً

کنار مضجعت در آخرش با شوق با فریاد

پس از صل علی،ٰ آل محمد داشتی حتماً

کسی با کفشهایش در حریم تو نمی آمد

به دور مرقدت از صحن ها حد داشتی حتماً

"مُؤَیِّد" داشتی  در مشهدت با شعرهای ناب

و در کل زمین کلی مُؤَیَّد داشتی حتماً

اگر می آمدی ایران شبیه حیدر کرار

تو هم بین اذان یک جفت اَشْهَد داشتی حتماً

همیشه سمت بابُ الْقاسمت غوغای زائر بود

خودت هم از همانجا رفت و آمد داشتی حتماً



موضوع : مدح و مناجات با امام حسن(ع)، 
چهارشنبه 1397/03/9

امام حسن مجتبی(ع)-مدح


تا که لب وا شد به حُسنت شد تمنا بیشتر

عشق مجنون میشود با وصف لیلا بیشتر

هر که حاجت بر شما آورد حاتم بازگشت

چون گرفت از احتیاج خویش حتی بیشتر

گر امامان یک به یک میراث دار حیدرند

غربتش سهم شما گردیده اما بیشتر

جایتان خالی قیامت کرد قاسم کربلا

تا بدانند این پسر رفته به بابا بیشتر

گنبد و صحن و حرم در اشتیاق  تو ولی

در کنار مادرت داری تماشا بیشتر



موضوع : مدح و مناجات با امام حسن(ع)، 
چهارشنبه 1397/03/9

امام حسن مجتبی(ع)-مدح و ولادت


از روز ازل  مست می نوکری ام  من

دلداده ی این طایفه ی دلبری ام من

ای ساقی کوثر  بده پیمانه به دستم

هرقدر بریزی به خدا مشتری ام من

گر سربرود خون  ز رگم بانگ زند باز

آند السون علینین جانینا حیدری ام من*

این رشته اشکم نخی از چادر زهراست

در حشر گواهی بدهد مادری ام  من

اما منشم سائلی از دست کریم است

آری حسنی ام ، ز دو عالم بری ام من

هر قطب نما قبله نما گشته به سویت

این ماه مبارک شده با رویت رویت

 

تا خواست قنوت شب زهرا اثری  را

در چهره تو دید مبارک سحری  را

هر کس که خبردار شد از آمدن تو

عاشق شد و دادند به او بی خبری را

وا شد به گدایان  دری امشب  که دوباره  

سائل نکشد هیچ کجا در به دری را

تا چشم تو واشد همه این معجزه دیدند

در چهره خورشید طلوع قمری را

یک رتبه حسن داد به مولای مراتب

پوشاند تن شاه  لباس پدری را

در دست علی سوره و شمس ضحی  ها است

این ماه مبارک شد ه ی سفره زهراست 

 

هرجا سخن از بردن دلها که بیاید  

اول رخ زیبای حسن دل برباید

بی شک که ببینند همه روی حسن را 

روزی که خدا از رخ خود پرده  گشاید

تو زلف بیفشان و به عالم نظری کن      

تا از شب تاریک جهان ماه درآید

  هرکس قدوبالای تو را دیده  به لبهاش    

 لاحول ولاقوه الله بیاید

بر حلقه تو هر که اسیر است امیر است    

این حکم مقرر شده بی شبهه  و شاید

از نام حسن گفتم  لب غرق عسل شد

هر قطعه  ای ازجان و تنم نیز غزل شد

 

تا چرخ و فلک از  می چشمان تو نوشید

شد مست  به دور سر این میکده چرخید

افتاد ز رونق همه جا عطر فروشی

تا باد در آن حلقه گیسوی تو پیچید

هر کوچه که بند آمده از تو خبری هست

هرجا سخنی هست کلام تو درخشید

ابروی گره کرده تو فاتح رزم است

ای لشگریان جملی بار ببندید

طوری به زمین گام نهادی  که به افلاک

خورشید  و قمر  از سر هر گام تو پاشید

این  زَهری  چشم تو به  هر رزم مَثَل بود

مژگان حسن صف شکن جنگ جمل بود

 

بی عشق حسن  زندگی ما شدنی نیست

جز کرببلا بر حسنیون  وطنی  نیست

او هرچه که دارد به خدا وقف حسین است

درمکتب و قاموس حسن ، خویشتنی نیست

در حد حسن هیچ کسی نیست حسینی

اندازه ارباب کسی هم حسنی نیست

از بس که به سینه زده ام سنگ شما را

چون سرخی این سینه ،عقیق یمنی نیست

در قبر هم از تن نَکَنم جامه ی خدمت

جز رخت غلامی به تن ما کفنی نیست

درسینه نمانده زغمت صبر و قراری

دل  ، تنگ تو و  صحن سرایی که نداری

 

یک عمر تنت بود اگر رخت امیری

یک غصه تو را برد همه عمر اسیری

سربسته بگو از غم خود  در دو سه جمله

ازکودکی خویش بگو از سر پیری

یک بار نشد راحت  و آسوده بخوابی

در خواب نوای  "نزن ای پست" نگیری

وقتی که روی تشت جگر های تو می ریخت

دیدند که هر پاره شده زخم ز تیری

زخمی  که  همه از غم آن کوچه تنگ است

این غصه تو را برد همه عمر اسیری

تا مادر تو فاطمه در کوچه زمین خورد

آلاله ی عمر تو در آن ثانیه پژمرد

 

* آندوالسون علینین جانینا حیدری ام من (کلامی زنجانی)  قسم به جان علی من حیدری ام



موضوع : ولادت امام حسن(ع)، 
چهارشنبه 1397/03/9

امام حسن مجتبی(ع)-مدح و ولادت


ای فروزنده ز رخ حسن خدات

وی همه حسن فروشان بفدات

جلوه گر آینة ذوالمننی

پای تا فرق حسن در حسنی

مصطفی را تو فروع بصری

وصی دوم و اوّل پسری

خلد گردی است ز خاک حرمت

چرخ موجی است ز بحر کرمت

مهر را جلوه ز پیرایة تو

آفتابش همه از سایة تو

رمضان سفره مهمانی تو

مشعلش چهرة نورانی تو

روزه‌داری که بود تشنة دوست

آتش عشق تو افطاری اوست

ای فدای رخ بهتر ز مهت

روزه داران خدا خاک رهت

ای به خلد غمت افسانه بهشت

پیش رخسار تو زیبایی، زشت

گنج توحیدی و دل ویرانت

روی نادیده همه حیرانت

ای ز غمهای تو خون بر دل خاک

پنجة صبر گریبان زده چاک

صبر دیوانه شده از صبرت

حلم خون خورده کنار قبرت

صلح و جنگ تو درش سرّ و سری است

هر دو را هر که بداند اثری است

پای صلح تو در آن آتش جنگ

سر بیداد گران خورد به سنگ

تو امامی به قعود و به قیام

به قعود و به قیام تو سلام

مرکب حکم، تو میرانی و بس

جنگ یا صلح، تو میدانی و بس

هر که با صلح و قیام تو نساخت

بخدا مرتبه‌ات را نشناخت

تو که مانند پدر در پیکار

شعلة مرگ زدی بر اشرار

صف کفار ز هم پاشیدی

فاتح جنگ جمل گردیدی

راه تا قلب سپه طی کردی

ناقة عایشه را پی کردی

ای ز رزم آوریت در صفّین

بانگ تکبیر بلند از طرفین

تو که نجل اسداله استی

تو که فرزند یدالّه استی

نبود در دلت از دشمن بیم

نکنی صلح که گردی تسلیم

تو به هر حال ولی اللّهی

جنگ یا صلح کنی آگاهی

مصطفی کو سخنش وحی خداست

گفته در شأن تو این گفته به راست:

حسین اند دو پاکیزه امام

همگان را به قعود و به قیام

ای رخت شمع جوانان بهشت

سیّد جمع جوانان بهشت

وصی دوم بر حق رسول

پسر اول زهرای بتول

تو که هستی که به رغم دشنام

خصم خود را کنی از لطف سلام

صفت و خلق تو از بسکه نکوست

شود از یک نگهت دشمن، دوست

ای فدای تو من و ، امّ و ابم

وی ثنای تو به لب روز و شبم

ای تو بعد از پدر، اوّل مظلوم

سوّمین نور و چهارم معصوم

مهر افلاک به حسنت خندان

ماهی بحر بیادت گریان

جگر صبر ز صبرت پرخون

چهرة حلم ز شرمت گلگون

دل عشّاق مزارت همه رشک

آب باران بقیعت همه اشک

سینه‌ها را به تمنّای تو داغ

قلب‌ها را ز مزار تو چراغ

کاش گردی شوم و از کرمت

بنشینم به کنار حرمت

کاش چون ماه به شبهای دراز

داشتم با حرمت روز نیاز

کاش مانند چراغی سوزم

تا شبی در حرمت افروزم

کاش مانند نسیم سحری

داشتم بر سر کویت گذری

کاش چون اشک کنارت افتم

بر روی خاک مزارت افتم

روی جانها همه بر تربت تو

سوز دلها همه از غربت تو

غربت آن نیست که با ضربت سنگ

چهره از خون جبین گردد، رنگ

غربت آن نیست که از داغ جوان

قد بابا شود از غصه کمان

غربت آن نیست که سر بر سر نی

ره کند با سپه دشمن طی

غربت آن است که، فردی مظلوم

شود از کینة یارش مسموم

غربت آن است که بعد از کشتن

بارش تیر ببارد به بدن

تیر بارید ز بس بر بدنت

بدنت گشت یکی با کفنت

سینه‌ها از الم، فروخته شد

تن و تابوت بهم دوخته شد

ای بیاد تو دل هستی، خون

وی حساب غمت از حد بیرون

قلب احمد که برایت خون بود

به همه مردم عالم فرمود:

روز محشر که همه گریانند

اشک ریزان حسن خندانند

زین شرر سوخته «میثم» امروز

بارالها تو به فرداش، مسوز



موضوع : ولادت امام حسن(ع)، 
چهارشنبه 1397/03/9

امام حسن مجتبی(ع)-مدح


جود خداوندی‌َاست در کف جودش

شعشعه‌ی کبریاست ضوء وجودش

عرصه‌ی لاهوت شمّه‌ای ز حدودش

هست حدودش ثُغور حیّ ودودش

آنکه ودود از میان خلق ستودش

 

طبق تفاسیر نصّ سوره‌ی رحمان

او و حسین‌اند شرح لؤلؤ و مرجان

خیمه و خرگاه اوست عالم امکان

روح صلات از وی‌ست فرض به انسان

در دل این خیمه قائم‌ست عمودش

 

شبّر آل علی، حسن شده نامش

او که کلام خداست ضبط به کامش

دشمن و یارند ریزه‌خوار طعامش

جن و ملک مانده‌اند محو قیامش

خیل بنی‌آدم‌اند مات سجودش

 

إن ذُکٍرَ الخَیرُ کانَ أوّلُ ذِکرًا

دفتر تقدیر را نموده مدوّن

او که نظامش نظام اقوم و احسن

اوست که تجرید کرده از همه روزن

او که به معراج رفته گاهِ قعودش

 

رحمت و رحم‌ست در سرائر اسمش

نور خدا جلوه کرده قسم به قسمش

ورد ثبوتیّه است حرز طلسمش

آنکه برافکنده تیر جور به جسمش

باد خدنگ خدا به چشم حسودش

 

بقعه ندارد اگرچه فرش مزارش

بال ملک بوده‌است آینه‌دارش

گشت عطا در سه دفعه دار و ندارش

پود زمان بوده‌است بسته به تارش

تار زمین تاب خورده در دل پودش

 

هرکه ز مینای صبر قَلَّ و دَل خورد

قطره‌‌‌شکیبی از او به روز ازل خورد

قاسم او از عموی خویش عسل خورد

قفل اگر بر جدال اهل جمل خورد

هان! حسن بن علی‌ست آن‌که گشودش

 

قوس صعودش نه تنزُّل دمد از آن

دست کشد جزء را و کُل دمد از آن

جلوه‌ کند گر به خار گل دمد از آن

عین دعا هست و تبدُّل دمد از آن

در همه عالم ببین ظهور و نمودش

 

سفره‌ی او خاص و عام داشت نه واللّه

بیم خواص و عوام داشت نه واللّه

نهی ز اهل جذام داشت نه واللّه

زخم دلش التیام داشت نه واللّه

او که غریب‌ست در میان جنودش

 

پیرزن تیرزنی رفت و نفهمید

این بدنی را که به تیرش شده تقیید

هست از آیات نور و سوره‌ی توحید

می‌رود از این دنی به عالم تجرید

روح مجرد شده‌ست و نیست قیودش؟



موضوع : مدح و مناجات با امام حسن(ع)، 
چهارشنبه 1397/03/9

امام حسن مجتبی(ع)-مدح


تویی امیر جمل، ذوالفقار غیرت حیدر

لوای صبر و جهادی به روی دوش پیمبر

حسین هست و ابوالفضل هست و قاسم و زینب

تو را امیر مدینه! چه حاجت است به لشکر؟

به هیچ جا نرسیده است آنکه در همه ی عمر

بدون عشق تو خوانده نماز و رفته به منبر

بپای عشق تو آنکس که سر نداده عجب نیست

که با معاویه در پای چند سکه نهد سر

ستون دینی و  قرآن ناطقی چه نیازی

به مدرک است؟ بگو مدرک از مباهله بهتر؟

صدای غرش شمشیر در غلاف، گواه است

که صلح سرخ تو با فتح و عزت است برابر

نه جام زهر، که جان تو را گرفت دمی که

شکست پیش نگاه تو گوشواره ی مادر

امام بی حرم! این دل همیشه بوده حریمت

دلی که بوده به نام حسن همیشه معطّر



موضوع : مدح و مناجات با امام حسن(ع)، 
چهارشنبه 1397/03/9

امام حسن مجتبی(ع)-مدح و ولادت


حس خوبی ست که امشب به زبان آمده است

در تن عاطفه ام باز توان آمده است

چه مبارک سحری هست وچه فرخنده شبی

 كه صدای ملكوتی اذان آمده است

چه نشستید در میکده ها باز شده

آی مستان خدا پیر مغان آمده است

حرف ازکوثر واز ساقی کوثر بزنید

حال که صحبت مستی به میان آمده است

تا كه از راه رسیده ست مسیحای حرم

به تن مرده طبعم ضربان آمده است

روزه داران شب پانزدهم مژده دهید

نمک سفره ماه رمضان آمده است

سفره تکمیل شد و ماه خدا کامل شد

سوره قدر شب پانزدهم نازل شد

 

کوچه باغ ازنفس یاس معطر شده است

شب شهر از قدم ماه منور شده است

زودتر از همه مژده به پیمبر دادند

نوه ات آمده و فاطمه مادر شده است

نمک از روی تو می ریزد و خرمای لبت

رطب سفره افطار پیمبر شده است

طعم چشمان بهاری تو ای روح بهار

میوۀ نوبر هر روزۀ حیدر شده است

سفره ماه مبارک برکت داردلیک

با قدم های شما با برکت تر شده است

چه اسیر و چه فقیر و چه یتیم آمده ایم

بر در خانۀ ارباب کریم آمده ایم 

 

پادشاهی تو و من نیز همان مسکینی

که به جز عشق تو در سینه ندارد دینی

قدمت بر سر چشمم اگر ای مرد کریم

سحری هم به کنار دل من بنشینی

مستجاب است دعای دل آلوده من

اگراز صحن لبانت برسدآمینی

به صف مشتریانت نظر اندازی گر

ته صف یوسف دل باخته را می بینی

کوهکن می شوم از شوق شکر خندهٔ تو

آب افتاده دهانم چقدَر شیرینی!

بیشترازهمه نام توحلاوت دارد

بازهم قاری توشوق تلاوت دارد

 

حسنی، چون که از احسان خدا بودی تو

میوۀ عرشی پیغمبر ما بودی تو

«کُلُکُم نورُواحد» ولی ای نورخدا                             

روشنی بخش دل آل عبابودی تو

چند باری همه دارایی خود بخشیدی

از ازل در کرم انگشت نما بودی تو

شبی افطار بیا خانه ی ما مهمان باش

ای که همسفرۀ بزم فقرا بودی تو

اهل این خاک نبودی و نگفتی آخر

مرد خاکی زمین اهل کجا بودی تو؟

ماورای همه افکار نگاهت بوده

آخر عرش خدا، اول راهت بوده

 

گاه سوگند خدا گشتی و انجیر شدی

گاه با آیۀ کِفلَین تو تفسیر شدی

گاه با صلح زدی در دل دشمن، تنها

گاه در جنگ جمل دست به شمشیر شدی

زانو از غم به بغل داری و سر بر زانو

به گمانم دگر از زندگی ات سیر شدی

آه، آقای غریبم چه به روزت آمد

چه شد آخر که تو در کودکی ات پیر شدی؟

آسمان در وسط كوچه چرا خورد زمین

از چه یك عمر در آن راه زمینگیر شدی

خبری آمد و كوه از كمر انگار شكست

"شیشه عطر خدا خورد به دیوار شكست"



موضوع : ولادت امام حسن(ع)، 
چهارشنبه 1397/03/9

امام حسن مجتبی(ع)-مدح


در وصف تو باید غزل ناب بسازم

از ماه رخت سوره مهتاب بسازم

در خانه ام از شوق تماشای تو باید

از عکس ضریحت دو سه تا قاب بسازم

با یاد لب خشک ابالفضل و حسینت

کنج حرمت مشک پر از آب بسازم

من عاشق اینم که فضای حرمت را

با آبیِ فیروزه ی نایاب بسازم

ما را ببر آقا، دلمان تنگ مدینه است

تا کِی به غمِ این دل بی تاب بسازم

آنگونه که می خواست دلم، شعر نشد، حیف

در وصف تو باید غزل ناب بسازم



موضوع : مدح و مناجات با امام حسن(ع)، 
چهارشنبه 1397/03/9

امام حسن مجتبی(ع)-مدح


من آینه ی کرامت پنج تنم

من صاحب سفره ی مدینه حسنم

مجموعه ی اهل بیت نور اند ولی

نوری که کریم اهل بیت است منم



موضوع : مدح و مناجات با امام حسن(ع)، 
چهارشنبه 1397/03/9

امام حسن مجتبی(ع)-مدح


همیشه سفره‌اش وا بود؛ با ما مهربانی کرد

هزاران بار آزردیمش اما مهربانی کرد

دلش اندازه‌ی ریگ بیابان بی‌وفایی دید

ولی اندازه‌ی آغوش دریا مهربانی کرد

نگاهش شرح نابی بود از "الجار ثم الدار"

اگر با این و آن مانند زهرا مهربانی کرد

چه خواهد کرد با مهمان کوی خویش؟ آن مردی-

که با دشنام‌گوی خویش حتی، مهربانی کرد

اگر سبز است باغات مدینه از نگاه اوست

که پنهان لطف‌ها فرمود و پیدا مهربانی کرد

جهانی زنده شد با نور اشراقی دستانش

کسی که زنده‌تر از هر مسیحا مهربانی کرد

ولی حقش نبود اینقدر غم اینقدر تنهایی

کسی که آسمان در دست، تنها مهربانی کرد

چرا دنیا به کامش ریخت زهر غصه و غم را؟

چرا با مهربانی‌های او نامهربانی کرد؟

خودت دیدی که با مردم -خدایا!- مثل مردم بود

خودت دیدی که با مردم -خدایا!- مهربانی کرد



موضوع : مدح و مناجات با امام حسن(ع)، 


( کل صحن های حسینیه : 468 )    1   2   3   4   5   6   7   ...   


درباره حسینیه


به پایگاه فرهنگی هیات «مکتب الشهداء تهرانسر» خوش آمدید
×××
برای ارتباط با ما می توانید از طریق آدرس motallebi64@gmail.com اقدام فرمایید

آدرس پایگاه اطلاع رسانی هیات مکتب الشهداء-تهرانسر:
maktab-shohada.mihanblog.com
×××
هر کس که مقرب است در فکر بلاست
آواره شدن قاعده ی عشق خداست
"مهدی مطلبی"پرید اما باز
در صحن "حسینیه" ی او "روضه"بپاست

مدیر وبلاگ : شاهد
آمار زائرین حسینیه
  • زائرین امروز :
  • زائرین دیروز :
  • زائرین این ماه :
  • زائرین ماه قبل :
  • کل زائرین :
  • تعداد کل اشعار :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
نظرسنجی حسینیه
نظرتان درباره تغییر قالب پایگاه حسینیه چیست؟



پایگاه های مدح و مرثیه
لوگوها
كانال حسینیه در تلگرام
صفحه اینیستاگرام حسینیه

 پایگاه تخصصی مدح و مرثیه

 پایگاه تخصصی روضه و مقتل

 پایگاه نوحه و سبک های مداحی

کتاب موبایل حسینیه-مدح و مرثیه

 پایگاه اطلاع رسانی هیات مکتب الشهداء-تهرانسر

 کارگاه مجازی شعر آیینی حسینیه

 اشعار استاد علی اکبر لطیفیان

 قرارگاه-پایگاه فرهنگی هیئت مکتب الشهداء