بسم‌الله الرحمن الرحیم


قابل توجه زائرین گرامی، همزمان با ثبت اشعار در پایگاه حسینیه، کانالهای اجتماعی "حسینیه"  نیز به روز خواهد شد.

لینک کانال های تلگرام ، ایتا و سروش  hosenih@  

و

لینک صفحه اینستاگرام payegahe_hoseinieh@ 


https://telegram.me/hosenih

https://www.instagram.com/payegahe_hoseinieh/


لطفا در معرفی صفحات اجتماعی پایگاه "حسینیه" ، همکاری نمایید.




✔️ موضوع : کانال تلگرامی و صفحه اینستاگرام "حسینیه"، اطلاعیه و اخبار حسینیه،


تاریخ درج شعر : جمعه 1397/09/9 | 09:15 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام حسین(ع)-مناجات


تا در نگاه لطفِ تو دیده شدیم ما

شکر خدا به دست تو چیده شدیم ما

 

 نارس میان خاکِ زمین ، پا گذاشتیم

با تربتِ تو بود ، رسیده شدیم ما

 

ما را به زیرِ پرچم تو دیده اند و بس

با ذکرِ یا حسین شنیده شدیم ما

 

تا جار می زنیم تو را ،جمع می شوند

در نفغ صورِ عشق دمیده شدیم ما

 

با سن و سال ، کار ندارد عزای تو

پیر و جوان ز غُصه خمیده شدیم ما

 

از آن زمان که تیغ ، گلویِ تو را گرفت

از این جهان ، حسین  بریده شدیم ما

 

تا که شنیده ایم به روی تو تاختند

انگار رویِ خاک کشیده شدیم ما

 




✔️ موضوع : مدح و مناجات با امام حسین(ع)،


تاریخ درج شعر : پنجشنبه 1399/03/29 | 07:58 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام حسین(ع)-مناجات و شهادت


تا ابد کوثر توحید ز پیمانهء اوست

سینهء سوخته گان شمع عزا خانهء اوست

دل آتش زدهء ما که جهانی را سوخت

شعله اش از شرر دامن ریحانهء اوست

گوهری را که خدا قیمت آن داند و بس

دُرّ اشکی است که تقدیم به دُردانهء اوست

درس آزادگی از مکتب او یافت کمال

روح مردانگی از همّت مردانهء اوست

طرفه بیتی است از آن شاعر دل سوخته ام

که پر از خون جگر ساغر و پیمانهء اوست

«این حسین کیست که عالم همه دیوانهء اوست

این چه شمعی است که جانها همه پروانهء اوست»

 

تا از این نُه فلک و هفت رواقش اثر است

سر نورانی او بر سر نی جلوه گر است

سندی را که به خون گلوی خویش نوشت

تا خداییِّ خدا پیش خدا معتبر است

این شهیدی است که با آتش هفتاد و دو داغ

داغ او تا ابد الدّهر به قلب بشر است

نه فقط سینه سپر کرد به هنگام نماز

تا ابد سینهء او تیر بلا را سپر است

همه مُردند، چرا هر چه زمان می گذرد

مکتب سرخ حسین ابن علی زنده تر است

«این حسین کیست که عالم همه دیوانهء اوست

این چه شمعی است که جانها همه پروانهء اوست»

 

کیست این کشته که دریا شده خونین جگرش

سینه ای نیست که سوزی نبرد از شررش

بهر یک سجده ی کامل ز سه خون ساخت وضو

خون پیشانی و خونِ دل و خونِ پسرش

با همه زخم بدن، قاتل او بود دو زخم

که یکی بر جگرش بود و یکی بر کمرش

خون و زخم بدن و گرد و غبار صحرا

سه کفن بود در آن وادی سوزان به برش

«این حسین کیست که عالم همه دیوانهء اوست

این چه شمعی است که جانها همه پروانهء اوست»

 

ذبح مهمان که شنیده لب عطشان لب آب؟!

جگر بحر و دل آب، کباب است کباب

ورق مصحف و خون، سوره ی نور و سُم اسب؟!

سرِ پاک پسرِ فاطمه و بزم شراب؟!

بارها صورت نورانی او خونین شد

باز با خون علی اصغر خود کرد خضاب

رفت از خیمه نگه پشت سر خویش نکرد

بس که بر شوق ملاقات خدا داشت شتاب

«این حسین کیست که عالم همه دیوانهء اوست

این چه شمعی است که جانها همه پروانهء اوست»

 

کیست این کشته که جان همه قربان تنش

آیه آیه شده چون صفحهء قرآن بدنش

جامه از زخم بدن دوخته بر قامت خویش

پیرهن از تن و تن پاره تر از پیرهنش

آب غسل تن صد پاره اش از خون گلو

خاک صحراست کفن بر بدن بی کفنش

تا نفس داشت به آن قوم، نصیحت می کرد

چه گنه داشت که شد سنگ، جواب سخنش

چشم زهرا به سویش بود و گره خورد به هم

پنجهء قاتل و گیسوی شکن در شکنش

سر به بالای سنان، چشم به سوی زینب

صوت قرآن به لب و خون گلو در دهنش

جایی از زمزمهء ماتم او خالی نیست

این شهیدی است که عالم شده بیت الحزنش

«این حسین کیست که عالم همه دیوانهء اوست

این چه شمعی است که جانها همه پروانهء اوست»

 

ای که با خون گلویت شده قرآن تفسیر

آیه آیه شده اوراق تنت از شمشیر

بر تنت آیه نوشتند به شمشیر، ولی

جمله جمله همه را نقطه نهادند به تیر

پسرانت همه در راه خداوند شهید

دخترانت همه بر یاری اسلام اسیر

به نماز تو بنازم که پس از ذکر سلام

بر سر نیزه درخشیدی و گفتی تکبیر

«این حسین کیست که عالم همه دیوانهء اوست

این چه شمعی است که جانها همه پروانهء اوست»

 

هر کجا حکم الهی است سخنگو سر توست

شاخه و نخل و نی و طشت طلا  منبر توست

آنچه گفتیم و شنیدیم در اوصاف بهشت

همه در یک گُل لبخند علی اصغر توست

آنکه بخشید به اسلام، بقا، خون تو بود

آنکه خون تو بقا یافت از او خواهر توست

عضو عضو بدنت سوره و زخمت آیات

ورق مصحف آغشته به خون پیکر توست

نه محرّم نه صفر بلکه همه دورهء سال

باید این بیت بخوانیم که یادآور توست

«این حسین کیست که عالم همه دیوانهء اوست

این چه شمعی است که جانها همه پروانهء اوست»




✔️ موضوع : مدح و مناجات با امام حسین(ع)، شهادت امام حسین(ع)،


تاریخ درج شعر : پنجشنبه 1399/03/29 | 07:54 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

شعری معروف و قدیمی

امام حسین(ع)-مناجات


جَوونی ما بفدات حسین جان

کی می رسیم به کربلات حسین جان

 

مِهر تو آمرزش هرگناهه

گفته اینو خود خدات حسین جان

 

محل رفت و آمد ملک هاست

مجلس گرم روضه هات حسین جان

 

هرکسی توی مجلست می شینه

پر می زنه تا کربلات حسین جان

 

غلام سیات رو سفیده به والله

منم گدای عاشقات حسین جان

 

تویی آقام، تویی آقام همیشه

منم گدات، منم گدات حسین جان

 

اگر به دامِ عشق تو اسیرم

نصیب من شده دعات حسین جان

 

قسم به مشک و عَلَم و علمدار

منم دخیل پرچمات حسین جان

 

صدات می آد هنوز به روی نیزه

سوخته دلِ ما از صدات حسین جان

 

اون دلی که سوخته میون روضه

شد همنوا با بچه هات حسین جان




✔️ موضوع : مدح و مناجات با امام حسین(ع)،


تاریخ درج شعر : پنجشنبه 1399/03/29 | 09:52 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام صادق(ع)-شهادت


ما عاشق و دلبسته و حیران شماییم

تا روز ابد ریزه خور خوان شماییم

عشق است غلامی ز غلامان شماییم

در هر دو جهان دست به دامان شماییم

ای آیت حق ، گوش به فرمان شماییم

 

ای خاک مزارت شده آرامش دل ها

احیای بقیع و حرمت خواهش دل ها

حبت سبب مستی و آسایش دل ها

اشک غمتان علت بخشایش دل ها

ما تا به ابد مضطر و گریان شمائیم

 

در نیمه ی شب قلب شریفت که شکستند

سجاده کشیدند و ره میکده بستند

این بد دهنان جملگی از نطفه ی پستند

رفتید پیاده همه بر اسب نشستند

زین غم همگی پاره گریبان شماییم

 

آتش به در خانه یتان تا که رسیده

اشک بصرت از غم ناموس چکیده

یاد علی و کوچه و آن قد خمیده

رنگ از رُختان با غم مسمار پریده

ما نیز خراب غم پنهان شماییم

 

با بغض پدر حرمت فرزند دریدند

پشت سر مرکب نفست را که بریدند

با بد دهنی خدمتتان تا که رسیدند

از محضرتان غیر ادب هیچ ندیدند

ما ریزه خور این همه احسان شمائیم

 

ناموس شما شکر که آواره نگردید

با خنجرشان حنجرتان پاره نگردید

طفلت ز عطش واله و بیچاره نگردید

حتی سخن از غارت گهواره نگردید

ما سینه زن جد پریشان شماییم

 

ای بر غمتان گشته ملائک همه گریان

با زهر شدی کشته و عالم همه نالان

تا لحظه ی آخر دو لبت گفت حسین جان

قربان تو گردم که شدی تشنه وعریان

ما هیاتی از خیل محبان شماییم




✔️ موضوع : شهادت امام صادق(ع)،


تاریخ درج شعر : سه شنبه 1399/03/27 | 08:16 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام صادق(ع)-شهادت


از غربتت، چشمان ما را اختیاری نیست

بر روی قبرِ خاکی ات، سنگ مزاری نیست

 

کاشانه ام آباد باشد، قبر تو خاکی؟!

جانم به قربانت مرا دیگر قراری نیست

 

با این همه شاگرد، ماندم از چه در کوچه...

در شام فتنه، عاشقی و جان نثاری نیست

 

اشرار یثرب، ناسزا و هیزم و آتش

این رسم، رسم بردنِ پرهیزکاری نیست

 

در هست، آتش هست اما میخِ بر در نه

ضرب لگد نه، هول دادن نه، فشاری نیست

 

غصه نخور، این دود می خوابد، خدا را شکر...

پشت در این خانه یار بارداری نیست

 

شیخ و بزرگ شهر را وقتی که می افتد

ضربه زدن با تازیانه افتخاری نیست

 

روی سفیدت از چه رو اینقدر سرخ است؟!

برخیر ما را طاقت این داغِ کاری نیست

 

افتاده ای بر خاک کوچه، بهتر از صحراست

حداقل در معبرت، تیزیِ خاری نیست

 

خاکی شده پیشانی ات اما به رخسارت

از ضربِ سنگی تیز، خونِ تازه جاری نیست

 

عمامه ات افتاده از روی سرت اما

دورت برای غارتت، داد و هواری نیست

 

روی زمین آرام و راحت حمدِ حق را گو

بالاسرت، در انتظارت نیزه داری نیست

 




✔️ موضوع : شهادت امام صادق(ع)،


تاریخ درج شعر : سه شنبه 1399/03/27 | 08:11 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام زمان(عج)-مناجات و شهادت امام صادق(ع)


به نام خالق عالم، به حق حضرت سرمد

بیا که سینه ی ما پُر شد از مصیبت بی حد

 

اگرچه قسمت این دل، همیشه بوده جدایی

زبان به شکوه ندارم، هر آنچه یار بخواهد

 

رسیده ام به ته خط، ولی برای رضایت

نشد دلم به خلاصیِ از گناه، مقید

 

همیشه نامه ام آزرد قلب فاطمی ات را

ولی دوباره نکردی مرا ز خانه ی خود، رد

 

نشسته ام به دو چشم پُر آب تا که بمیرم

به پای روضه ی جانسوز جعفر بن محمد

 

رئیسِ مکتب حق باشی و غریب؟! بمیرم

نه زائری، نه رواقی، نه گنبدی و نه مرقد

 

خیال کن سرِ پیری میان سجده که هستی

کسی به چکمه به روی عبات پا بگذارد

 

دوباره واژه ی چکمه مرا رساند به گودال

به روی عرش برین شمر... وای فاطمه آمد 




✔️ موضوع : شهادت امام صادق(ع)،


تاریخ درج شعر : سه شنبه 1399/03/27 | 08:08 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام صادق(ع)-شهادت


مردم شهر را دعا می کرد

ذکر حق بود، لب که وا می کرد

 

عمر خود، خرج مکتبِ حق کرد

نفسش ظرفِ مس طلا می کرد

 

تا که میگفت شیعه جان ندهد

محتضر را ملک رها می کرد

 

دمِ او صد مسیح زنده کند

نگهش دردها دوا می کرد

 

حرکتِ کوه در تصرف داشت

بی عصا بحر را دوتا می کرد

 

خود خلیل است او که می بینید

بین آتش برو بیا می کرد

 

قدرِ او را کسی ندانست و

شکوه از قوم بی وفا می کرد

 

نیمه شب بود حمله ور گشتند

در قنوتش خدا خدا  می کرد

 

پا برهنه، بدون عمامه

طلب چند آشنا می کرد

 

پیش چشم عیال و فرزندش

شرم از فحش و ناسزا می کرد

 

نانجیبی پیاده می بردش

کاش از سن او حیا می کرد

 

مچ پایش که در گذر پیچید

استخوان تنش صدا می کرد

 

پشت مرکب نفس زنان یادِ

دختر شاه کربلا می کرد

 

اثر پیری است یا اینکه

داغ عمه قدش دوتا می کرد؟

 

یاد عمه رقیه اش کرده

نذر مویش چه گریه ها می کرد

 

جانم عمه فدای یک مویت

چه کسی شعله زد به گیسویت؟!

 




✔️ موضوع : شهادت امام صادق(ع)،


تاریخ درج شعر : سه شنبه 1399/03/27 | 08:00 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام صادق(ع)-شهادت


جانم به فدای قبر خاکی شما

ماییم گدای قبر خاکی شما

ای کاش که یک بارگهی می دیدیم

از دور به جای قبر خاکی شم

 

در کوچه تو را مثل علی می بردند

افتاده عبا مثل علی می بردند

دستان شما بسته و بی عمامه

از روی جفا مثل علی می بردند

 

خوردی تو زمین صدا زدی یا زهرا

با قلب حزین صدا زدی یا زهرا

با پای پیاده چون زمین افتادی

با صوت غمین صدا زدی یا زهرا

 

تا شعله ی  درب خانه ات را دیدی

از درد غم سینه به خود پیچیدی

با یاد غم محسن و روی نیلی

با چشم پر آب، پشت در نالیدی

 

تا آن که به پشت مرکبش افتادی

باناله به یاد کربلا افتادی

با یاد غم سه ساله پشت مرکب

خوردی تو زمین و ناله سر می دادی

 




✔️ موضوع : شهادت امام صادق(ع)،


تاریخ درج شعر : سه شنبه 1399/03/27 | 08:00 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام صادق(ع)-شهادت


من به راهت قدم گذاشته ام

روی دوشم قلم گذاشته ام

در کنار قلم بیاو ببین

چوبه ی دار هم گذاشته ام 

پای خود جای پای امثال

دعبل و محتشم گذاشته ام

سر خود را به روی دیوار

خانه ای محترم گذاشته ام

ششمین سجده حاکی از این است

سر به پای توام گذاشته ام

در خیالم سر مزار تو من

چهارده تا علم گذاشته ام

هرچه دارم برای احداث

یک رواق حرم گذاشته ام

هرچقدر اشک هم بریزم باز

در عزای تو کم گذاشته ام

روی فرش عزای تو امشب

به امیدی قدم گذاشته ام

 

بی ارادت نمی شود که نگفت

از عطایت نمی شود که نگفت

 

دلمان را خودت دوباره بساز

از زمستان کمی بهاره بساز

برگ ریزان فصل پاییزم

از وجود من استعاره بساز

تکه های دل مرا بردار

سر هم کرده چهارپاره بساز

نوحه ی پنجم صفر با من

تو برایش دو گوشواره بساز

یا شب هفتم از من بی تاب

حلقه بر گوش شیرخواره بساز

درد دارم که امدم امشب

چاره ی درد راه چاره بساز

با کسی که پیاده در راه است

ای به دوش ملک سواره بساز

ساز ما کوک میشود با اشک

چشم ما را پر از ستاره بساز

 

پابه پای تو گریه باید کرد

در عزای تو گریه باید کرد

 

بی حیا بود دشمنت اما...

بی عبا کوچه بردنت اما...

پیش چشمت به آسمان می رفت

آتش از بام گلشنت اما..‌.

زیر دست جماعتی بی رحم

پیرهن بود جوشنت اما ...

پنجه ای مثل ریسمان افتاد

نیمه شب دور گردنت اما..

عده ای بی ادب میانه ی راه

بد و بیراه گفتنت اما...

در شلوغی رفت و آمدها

گرچه ازرده شد تنت اما ...

 

زخم دل را کسی نمک نزده

همسرت را کسی کتک نزده

 

مادرت را ولی در خانه

عده ای میزدند مردانه

پیش چشم پرستویی مجروح

آتش افتاده بود بر لانه

از سر تازیانه پیدا بود

رد شلاق بر روی شانه

طاقت ضربه ی غلاف نداشت

پر و بال ظریف پروانه

روز روشن زدند فاطمه را

فاطمیه نبوده افسانه

قنفذ اینجا دل تو را خون کرد

کوفه هم نیز ابن مرجانه...

سر بر روی نیزه هم میگفت

جای زینب نبود ویرانه

 

داد از این درد و رنج و غم...ای داد...

دَخَلَتْ زَینبُ عَلیَ ابنِ زیاد *

 

* بنابر نقل آیت الله وحید خراسانی( در کتاب مصباح الهدی ص238) ،میرزای شیرازی در مجلسه روضه اش تا شنید که نوحه خوان(آیت الله حائری) گفت: (دَخَلَتْ زَیْنَبُ عَلی اِبْنِ زیاد) داد زد: بس است،کافی است...و سپس از صبح تا ظهر بر سینه زد

 




✔️ موضوع : شهادت امام صادق(ع)،


تاریخ درج شعر : سه شنبه 1399/03/27 | 07:59 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام صادق(ع)-شهادت


درحسرت یار جان به لب شد

مردی که بزرگ آسمان بود

برروی محاسن سفیدش

 اشک دل زخمی اش روان بود

 

استاد بزرگ مکتب عشق

 محنت زده ی همه دقایق

تنها شده در هزار شاگرد

همسایه غم امام صادق(ع)

 

در هجمه غربت مدینه

بی هم نفسی خمیده اش کرد

شد باعث لحظه رهائیش

زهری که نفس بریده اش کرد

 

تب ازنفسش زبانه می زد

اشک از دل چاک چاک می ریخت

درحجره میان بستر خود

لاله زلبش به خاک می ریخت

 

آنقدرکشید بار غصّه

 تا مرگ به کامش آرزو شد

مانند تبار غم نصیبش

ازشدّت غم سفید مو شد

 

اجداد غریب و بی نشانش

صد زخم از این زمانه خوردند

گویا که تمام ارث غم را

 بر دست دلش همه سپردند

 

او مثل خلیل شد درآتش

این ارث نژاد اطهرش بود

شد دفتر خاطرات او باز

 انگار بیاد مادرش بود

 

با ضرب لگد دوباره واشد

بابی زبهشت بی نشانه

این بار که جای شکر باقی است

مسمار نداشت درب خانه

 

او را ز میان کوچه بردند

 آوای خدا شنیده می شد

گویا که علی دوباره آنجا

بر روی زمین کشیده می شد

 

تا وادی کفر دین مطلق

 در بند زبین کوچه ها رفت

با آنکه ز تیره عبا بود

 با موی برهنه بی عبا رفت

 

صیاد نگفت با خودش که

 این صید شکار تیر درد است

او را به عتاب می کشید و

نامرد نگفت پیرمرد است

 

افتاد به خاک و زیر لب گفت

آمد به سرم بلای زینب (س)

گویا که به روی خاک می دید

 درخاطره ردّپای زینب(س)

 

با کینه بدون جرم اورا

 با یک غم بی حساب بردند

او عاشق روضه بود و او را

 تا معرکه ی شراب بردند

 

شمشیر به روی او کشیدند

 امّا سر او به نیزه ننشست

می دید به چشم دل سری را

 بازیچه ی ضرب چوب یک مست

 

او عاشق روضه بود آری

 بانی عزای کربلا بود

مسجد همه جا حسینیّه شد

تا روضه ی جدّ او به پا بود




✔️ موضوع : شهادت امام صادق(ع)،


تاریخ درج شعر : سه شنبه 1399/03/27 | 07:40 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام صادق(ع)-شهادت-دودمه


گوشه ی خاک بقیع کرب و بلایی دگر است

فاطمه خونجگر است

 

صادق آل عبا کشته ی زهر شرر است

فاطمه خونجگر است




✔️ موضوع : شهادت امام صادق(ع)،


تاریخ درج شعر : سه شنبه 1399/03/27 | 07:10 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام صادق(ع)-شهادت


بخدا سخت ترین لحظه ی عمرم این بود

که شبیه دل زینب جگرم خونین بود

 

دستِ بسته، دلِ شب، در پیِ استر، گریان

چون اسیریِ حرم، خاطره ای غمگین بود

 

یاد غمهای رقیه، جگرم را سوزاند

و همین روضه برای دل من تسکین بود

 

وسط شعله ی آتش، نفسم بند آمد

وای بر قاتل زهرا، به لبم نفرین بود

 

ناصبی بود و به مادر، بد و بیرا میگفت

بد دهن بود و فقط بر لب او توهین بود

 

ریسمان بسته چو مولام، کشیدند مرا

این جفا از خلفا، یک عمل ننگین بود

 

تن خود را سپرِ اهل حرم میکردم

در دفاعِ حرم فاطمه سهمم این بود

 

با وجودیکه اهانت به نهایت دیدم

باز هم تلخ ترینَش، به نظر شیرین بود

 

هیچکس زیر سم اسب تنم را نَفِشرد

یاد گودال ولی سینه ی من سنگین بود

 

نیزه و خنجر و شمشیر و سنانم نزدند

کِی چو جدم، تنم از خون سرم رنگین بود

 

اهل بیتم که گرفتار اراذل نشدند

عمه افسوس، اسیر سپهی بی دین بود

 

وای از دغدغه ی عمَّتِیَ المضروبه

چشمِ شامی چقدَر سوی حرم بدبین بود




✔️ موضوع : شهادت امام صادق(ع)،


تاریخ درج شعر : سه شنبه 1399/03/27 | 07:09 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام صادق(ع)-شهادت


باز هم سوخته انگار درِ این کوچه

نمکی خورده به زخمِ جگرِ این کوچه

 

من از این کوچه از این راه بدم می‌آید

بس که شوم است همیشه خبرِ این کوچه

 

اینکه عمامه‌اش افتاده زمین یعنی که...

ازدحامی شده انگار سرِ این کوچه

 

پیرمردی وسطِ راه زمین خورد ولی..‌

همه شادند چرا دور و برِ این کوچه

 

وسط خانه دلِ دخترکی می‌لرزد

رویِ خاک است همین که پدرِ این کوچه

 

آشنا می‌زند این صحنه؛ دو دست بسته

قبل تر دیده دو چشمان ترِ این کوچه

 

كاش این بار نسوزد بدن بانویی

از شررهای درِ شعله‌ورِ این كوچه

 

آه یکبار علی بود و علی بود و علی

آه بانوی علی و گذرِ این کوچه

 

چل نفر آمده بودند میان خانه

چل نفر آمده بودند سرِ این کوچه

 

بوی خون میرسد انگار هنوز از دیوار

بوی خون میرسد از میخِ درِ این كوچه




✔️ موضوع : شهادت امام صادق(ع)،


تاریخ درج شعر : سه شنبه 1399/03/27 | 07:06 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام صادق(ع)-شهادت


نور را در کوچه ی ظلمت کشیدن مشکل است

پا برهنه در پی مرکب دویدن مشکل است

 

آسمان گر بر زمین افتد ، قیامت میشود

آسمانی را به روی خاک دیدن مشکل است

 

خوشه ی انگور ، تیره چون دل منصور بود

دانه دانه مرگ را بر لب چشیدن مشکل است

 

خانه ی آتش گرفته ، روضه خوان مادر است

ناله ی  زن  را زپشت در شنیدن مشکل است

 

قاتلی برادشت یک شمشیر....پیغمبر رسید

ده نفر  با اسب  در مقتل رسیدن مشکل است




✔️ موضوع : شهادت امام صادق(ع)،


تاریخ درج شعر : سه شنبه 1399/03/27 | 07:02 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام صادق(ع)-شهادت


با کینهٔ کهنه؛ بی ادب برگشته

با آتش و خشم بی سبب برگشته

پشت درِ خانهٔ امام ِ صادق(ع)

تاریخ دوباره به عقب برگشته!




✔️ موضوع : شهادت امام صادق(ع)،


تاریخ درج شعر : سه شنبه 1399/03/27 | 06:50 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام صادق(ع)-شهادت-قبرستان بقیع


قسم به غربت خاكی كه فوق تفسیر است

هوای شعر برای بقیع دلگیر است

 

نفس كشیدن بین غبارها سخت است

سرودن از حرم بی مزارها سخت است

 

چگونه شعر بگوید دلی كه می گیرد

الا بقیع! چرا شاعرت نمی میرد

 

قرار نیست تو را بی سبب بهانه كنم

ولی بگو كه دلم را كجا روانه كنم

 

كبوتری كه در این خانه لانه داشته است

در آستان رضا آشیانه داشته است

 

چگونه باخبر از آن سرای درد و غم است

دلش خوش است كه نامش كبوتر حرم است

 

بقیع، سامره و كربلا و مشهد نیست

در این سرا خبری از رواق و گنبد نیست

 

بقیع مثل نجف نیست تا كه مهمانش

به راحتی بنشیند میان ایوانش

 

ولی بقیع، بهشتی ست با چهار مزار

بقیع مژده سالی ست با چهار بهار

 

چهار مظهر غربت چهار تن مظلوم

چهار قبر غریب از چهارده معصوم

 

فقط میان بقیع است این قرار و تمام

به یك سلام شوی زائر چهار امام

 

ولی نه، آه دلم ناتمام مانده هنوز

به سینه حسرت عرض سلام مانده هنوز

 

سلام از عمق دل دیده ای كه پُر ابر است

به مادری كه بدون حرم نه بی قبر است

 

اگر سلام تو آتش به سینه ات افروخت

از آن دری ست كه روزی میان آتش سوخت

 

مرا ببخش!  نمی خواهم آتشت بزنم

چگونه گویم از آن روز، خاك بر دهنم

 

ز هرُم شعله ی در یاس را كه پژمردند

در آن هجوم علی را به ریسمان بردند

 

میان تلخی آن صحنه ی غبارآلود

شكست قامت مرد و مدینه شاهد بود

 

از آن غروب غم انگیر چند سال كذشت

كه باز خاطره ی كوچه از خیال گذشت

 

مدینه همدم اندوه دودمان علی ست

و باز شاهد مردی ز خاندان علی ست...

 

...كه باز آمده آتش در آستانه ی او

هزار شكر كه محسن نداشت خانه ی او

 

رسیده اند كه از باغ، لاله را ببرند

امام صادق هفتاد ساله را ببرند

 

تصورش چقدر سخت می شود ای وای

بزرگ طایفه در كوچه می دود ای وای

 

كسی نگفت مگر پیرمرد بردن داشت؟!

تن نحیف مگر تازیانه خوردن داشت؟!

 

میان گریه ی آرام او بلند نخند

به دست بی رمقش لااقل طناب مبند

 

میان سینه ی او روضه ی مدینه به پاست

طنین روضه اش از «وای مادرش» پیداست

 

عزیز فاطمه را بی اراده می بردند

همه سواره و او را پیاده می بردند

 

دوید و از نفس افتاد پشت آن مركب

دوید و از نفس افتاد گفت یا زینب

 

اگرچه رفت ولی قامتش خمیده نبود

به نی مقابل چشمش سر بریده نبود

 

اگرچه رفت ولی سلسله به شانه نداشت

به جای جای تنش رد تازیانه نداشت




✔️ موضوع : شهادت امام صادق(ع)،


تاریخ درج شعر : سه شنبه 1399/03/27 | 06:45 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

كم‌تر از ۲۰ روز بعد از شهادت حضرت امام صادق (علیه‌السّلام)، مولایمان امام رضا (علیه‌السّلام) متولّد شدند و حسرت دیدار این نوه‌ی رئوف به دل آن پدربزرگ مهربان مانْد.


صادق که حق از او به شهود آمده بود

در مقدمش آسمان، فرود آمده بود

با حسرت دیدار رضا رفت به خاک

دردا! که اجل، دو هفته زود آمده بود




✔️ موضوع : شهادت امام صادق(ع)،


تاریخ درج شعر : سه شنبه 1399/03/27 | 06:41 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام صادق(ع)-شهادت


آقاى بى كسى كه غم ارثیه داشته

اُنسى به داغِ مادرِ اِنسیه داشته

كنج اتاقِ خویش حسینیه داشته

با اهل خانه مجلسِ مرثیه داشته

حالا گرفته روضه غریبانه بازهم

 

نشناختند خشكِ مقدس مئآب ها

خورشیدِ علم را پَسِ ابر حجاب ها

مُشتى، رُفوزه در پىِ درس و كتاب ها

شاگردهایشان همه در رختخواب ها

آتش زدند بر در یك خانه بازهم

 

حق میدهیم مرد اگر گریه میكند

تنها میانِ چند نفر گریه میكند

با ترسِ دختران چقدر گریه میكند

افتاده یادِ مادر و در گریه میكند

تكرار شد مصیبت پروانه بازهم

 

آتش به بیتِ اطهرش افتادُ گفت آه

یادِ صداى مادرش افتادُ گفت آه

عمامه اش كه از سرش افتادُ گفت آه

وقتِ فرار، دخترش افتادُ گفت آه

ترسیده است دخترِ دردانه بازهم

 

یك نانجیب خنجرِ آماده مى كشید

یك بى حیا عمامه و سجاده مى كشید

بندِ طناب را كه زنازاده مى كشید

شیخ الائمه را وسط جاده مى كشید

آسیب دید غیرت مردانه بازهم

 

دستِ عیالِ او به طنابى نرفت نه!

دست كسى به سوى حجابى نرفت نه

از صورتى عفیفه نقابى نرفت نه

ناموسِ او به بزم شرابى نرفت نه

رفتیم سمت مجلس بیگانه بازهم

 

بی احترام رفت ولى عمّه زینبش

بینِ عوام رفت ولى عمّه زینبش

در ازدحام رفت ولى عمّه زینبش

بزم حرام رفت ولى عمّه زینبش

وقت گریز شد دل دیوانه بازهم

 

بالاى تخت قائله اى بود، واى من

پیش رباب حرمله اى بود، واى من

زینب میان سلسله اى بود، واى من

چوبِ بدونِ حوصله اى بود، واى من

خون شد روان از آن لب جانانه بازهم




✔️ موضوع : شهادت امام صادق(ع)،


تاریخ درج شعر : سه شنبه 1399/03/27 | 06:38 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام صادق(ع)-شهادت


با طنابی آمد و با زور بازو را کشید

رفت دنبالِ خودش این پیرِ کَم‌سو را کشید

 

بعد از اینکه بر زمین اُفتاد از سجاده‌اش

رویِ خاکِ حجره‌اش تا پشتِ در او را کشید

 

پیرمرد از آتشِ در رد شد اما داد زد

حَتم دارم که به در بدجور پهلو را کشید

 

گاه بر دیوار خورد و گاه هم بر خاک خورد

خوب پیدا هست بر این راه  اَبرو را کشید

 

نانجیبی از محاسن نانجیبی از عباش

یک نفر زد پشتِ پا و یک نفر مو را کشید

 

چشمها را باز کرد و دید دنبالِ علی

آنکه او را میکِشَد در شعله بانو را کشید

 

چشمها را باز کرد ، دختری را باز دید

میدَود دستی ولی از دور گیسو را کشید

 

زجر نازش می‌کند بر خار و تیغ و سنگ و خاک

گاه پهلو را کشید و گاه زانو را کشید




✔️ موضوع : شهادت امام صادق(ع)،


تاریخ درج شعر : سه شنبه 1399/03/27 | 06:37 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام زمان(عج)-مناجات –شهادت امام صادق(ع)


کاش میشد به دل غمزده سامان بدهم

به دو چشمان کویرم نمِ باران بدهم

 

پیِ تو روضه به روضه همه جا رفتم من

نگرانم که ندیده رُخ تو جان بدهم

 

گُنهم حال تو را سخت به زحمت انداخت

چقدر هدیه به درگاه تو عُصیان بدهم ؟

 

خبط من یوسف من باعث این غیبت شد

حقم اینست که من تن سوی زندان بدهم

 

خویِ حیوانی من بُرد ز تو دورم کرد

حیف باشد به خودم منصب انسان بدهم

 

بزن امّا تو بیا چشم مرا خُشک نکن

که فقط فخر به این دیدهء گریان بدهم

 

با همه بی سر و پایی تو رهایم نکنی

ولی افسوس که من عشق تو ارزان بدهم

 

حال که آمده ام گر که برانی ز درت

چه جوابی به دل زار و پریشان بدهم

 

جان مادر دل ما را به مدینه برسان

عوضش هر چه بخواهی بخدا، آن بدهم

 

با تو خواهم به بقیع و غم آن گریه کنم

تا که شاید به دلِ سوخته درمان بدهم

 

تو بیا روضه بخوان حضرت صادق چه کشید

تا که جان پای غم ناطق قرآن بدهم

 

جدّ تو روی زمین خورد همه خندیدند

باید از دیدهء خود اشکِ فراوان بدهم




✔️ موضوع : شهادت امام صادق(ع)،


تاریخ درج شعر : سه شنبه 1399/03/27 | 06:36 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام صادق(ع)-شهادت


نه حرف من سخن هر فقیه آگاه است

عزای حضرت صادق شعائر الله است

 

بهشت مقصد هر دسته ی عزاداری ست

سلوک شیعه در این شاهراه، کوتاه است

 

مدینه منتظر دسته های سینه زنی ست

مدینه چشم به راه بقیة الله است

 

به ذوالفقار قسم فتح مکه نزدیک است

به شرطه ها برسانید بدر در راه است

 

بقیع جنت الاعلاست در سراسر روز

بقیع عرش خداوند در سحرگاه است

 

چراغ را چه حضوری در آن حریم شگفت

که ماه بنده و خورشید عبد درگاه است

 

چه شمع ها به بقیع از خجالت آب شدند

نگاه کردن قبر غریب، جانکاه است

 

به جعفر ابن محمد چنین نخواهد ماند

مدینه چشم به راه بقیة الله است




✔️ موضوع : شهادت امام صادق(ع)،


تاریخ درج شعر : سه شنبه 1399/03/27 | 06:33 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام صادق(ع)-شهادت


با پیرمرد خسته که دعوا نمیکنند

با دست بسته وارد بَلوا نمیکنند

 

از پشت بام خانه به خانه نمیروند

وقتی که نیمه شب شده غوغا نمیکنند

 

بر خانهء امام که حمله نمیبرند

اینگونه با بزرگ حرم  تا نمیکنند

 

در خانه ای که هست زن و بچه بین آن

آتش به پشت خانه که برپا نمیکنند

 

وقتی هنوز نالهء زهرا رسد بگوش

تکرار داغ حضرت زهرا نمیکنند

 

شاید زنی به پشت درِ خانه آمده

در را که با فشار لگد وا نمیکنند

 

شه را پیاده در پیِ مرکب نمیکِشند

با کینه هتک حرمت آقا نمیکنند

 

هفتاد ساله را که دگر هول نمیدهند

یک ذرّه رحم ، یا که مدارا نمیکنند

 

پیش امام پشت سرِ هم شراب خورد

این رسم را به دِیر و کلیسا نمیکنند

 

بزم شراب ریشه ز بزم یزید داشت

یکجا بگو که ظلم در آنجا نمیکنند

 

با خیزران زد و ز لبش خون دوباره ریخت

یک عدّه چشم بسته ، تماشا نمیکنند

 

دندان سنگ خورده دوباره شکسته شد

خجلت ز جای بوسهء طاها نمیکنند

 

تَه ماندهء شراب خودش را به طشت ریخت

فکری به حال زینب کبری نمیکنند 




✔️ موضوع : شهادت امام صادق(ع)،


تاریخ درج شعر : سه شنبه 1399/03/27 | 06:32 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام صادق(ع)-شهادت


از ریش سفیدم که خجالت نکشیدید

از جد شهیدم که خجالت نکشیدید

 

انگار نه انگار که من سبط رسولم

انگار نه انگار که فرزند بتولم

 

آتش زده‌اید این حرمم را به چه حاجت

کردید هجوم از در و دیوار چه راحت

 

آرید مرا در وسط کوچه شبانه؟!

با پای برهنه دل خون اشک روانه؟!

 

اینسان نبریدم ز در خانه به کوچه

بیرون نکشیدم ز سر شانه به کوچه

 

عمامه سرم نیست، من ای قوم امامم

فحش و بد بیراه روا نیست مدامم

 

این بی ادبی ها بخدا نیست سزایم

بگذار که بردارم دستار و ردایم

 

حالا که چنین حرمت این پیر شکستید

دستان مرا از چه در این همهمه بستید

 

این پیر پیاده ست، به استر ننشینید

خود را همه سلطان و مرا خار نبینید

 

با آبرویم اینهمه بازی ننمائید

بر پیرهنم دست درازی ننمائید

 

پیش حرمم آبرویم ریخته شد، آه

با کرب و بلا روضه ام آمیخته شد، آه

 

در اوج بلا مونس چشمان ترم من

از عمۀ مظلومۀ خود ارث برم من

 

من گرچه اسیرم، خبر از شام بلا نیست

صد جور و جفا هست ولی سنگ جفا نیست

 

ناموس علی نیست در اینجا به نظاره

یک لحظه ندیدم به حرم معجرِ پاره

 

خلخال نبرده ست کسی از حرم من

چادر نکشند از حرم محترم من

 

من زمزمۀ خارجی از کس نشیندم

گودال نرفتم، به گلو نیزه ندیدم

 

تا تیغ نشان داد بمن دشمنِ خارم

آمد به هواخواهیِ من جد کُبارم

 

اینجا سر من را به سر نیزه نبستند

با چکمه روی سینه تنگم ننشستند

 

با خنجر خود حنجر من را نبریدند

با نیزۀ خود سینۀ من را ندریدند

 

مرکب به تنم دشمن رزّاز نرانده

هرگز بدنم زیر سم اسب نمانده

 

اهل حرمم هیچ نرفتند اسیری

در کوچه و بازار ندیدند حقیری

 

ای وای از آنروز که شد عمه دل آزار

گرداند عدو قافله را تا سر بازار

 

ای وای از آنروز که آن خصم به هیزی

میخواست بَرد عصمت ما را به کنیزی




✔️ موضوع : شهادت امام صادق(ع)،


تاریخ درج شعر : سه شنبه 1399/03/27 | 06:30 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام حسین(ع)-مناجات


من به خال لبت ای دوست گرفتار شدم

حال سجاد تو را دیدم و بیمار شدم

 

در حسینیه ی ارباب شبی خوابم برد

صبح پشت در یک میکده بیدار شدم

 

چه شبی بود که از بین دو انگشت شما

ناگهان با خبر از عالم اسرار شدم

 

بچه بودم که علمدار، شفا داد مرا

تا قیامت به ابالفضل(ع) بدهکار شدم

 

خلق در روضه گرفتند برات عتبات

من بیچاره ولی دیر خبردار شدم

 

رشته بر گردنم افکنده ای و در پی تو

هر شب آواره ی هر کوچه و بازار شدم

 

کربلا اوج عزا بود ولی چون زینب

از بلایای پس از شام عزادار شدم

 

"من از آن روز که در بند توام آزادم"

نوکر فاطمه (س)و حیدر کرّار شدم




✔️ موضوع : مدح و مناجات با امام حسین(ع)،


تاریخ درج شعر : پنجشنبه 1399/03/22 | 07:23 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام حسین(ع)-مناجات-مناجات با خدا-شب جمعه


مرغ درمانده ام و بال و پرم افتاده

قرعه ی خونْ جگری بر جگرم افتاده

 

معصیت ریشه ی ایمان مرا سوزانده

بی سبب نیست ز شاخه ثمرم افتاده

 

یک نفر نیست به دادِ من تنها برسد؟!

آنقدر دام گنه دور و برم افتاده

 

دیر شد، آخرِ عمری به خودم آمدم و

وسط معرکه دیدم سپرم افتاده

 

همه ی دار و ندارِ دل رسوای من است

این دوتا قطره که از چشم ترم افتاده

 

حب زهرا من خسران زده را آدم کرد

بر زبانِ همه، حالا خبرم افتاده

 

دلخوشم سائلم و ریزه خور پنج تنم

روزی ام دست خدایان کرم افتاده

 

بی سبب نیست به لب نادعلی می خوانم

به سرم شور نجف، شور حرم افتاده

 

هر شب جمعه دلم سوخت از آن روزی که

سوی شش گوشه ی دلبر نظرم افتاده

 

تربت کرب و بلا با دل من کاری کرد

باده ی نابْ هم آخر ز سرم افتاده

 

روزی ام کرب و بلا نیست ولی شکرِ خدا

به سوی مجلسِ روضه گُذرم افتاده

 

مادری مویْ پریشان به حرم آمد و گفت:

خنجری کُند به جان پسرم افتاده

 

چقدر چشمِ طمع بر زره و پیرهنِ

تشنه ی در دلِ خونْ غوطه ورم افتاده




✔️ موضوع : مدح و مناجات با امام حسین(ع)، مناجات با خـدا، قتلگاه امام حسین(ع)،


تاریخ درج شعر : پنجشنبه 1399/03/22 | 07:06 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام حسین(ع)-مناجات


مِهر تو گرفت صبر و آرام مرا

پُر كرد ز خونابِ جگر جام مرا

مادر كه به مِهر تو بزرگم كرده

برداشته با تُربت تو كام مرا




✔️ موضوع : مدح و مناجات با امام حسین(ع)،


تاریخ درج شعر : پنجشنبه 1399/03/22 | 07:02 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام حسین(ع)-مناجات


آب سردی اگر که نوشیدم، یا حسین آمد و گلابش کرد

کوه غم بود در دل سنگم ، آتش عشق دوست آبش کرد

 

از خدا خواستم که در عالَم ،گریه جز بر تو را حرام کند

روضه خوان خواند و من دعا کردم ،اشک بارید و مستجابش کرد

 

بین روضه صدای گریه ی یک، کودک چندماهه می آمد

پدرش برد آب داد به او، روی دستش گرفت و خوابش کرد

 

تیر خوردن به جای شیر...ولی... ،هرگز این رسم روزگار نبود

آری اما به روی دست حسین، حرمله با سه شعبه بابش کرد

 

پدرم پیر شد به پای حسین، پای دیگ حسینیه می گفت

خوش به احوال آن جوانی که، خود ارباب انتخابش کرد

 

پدرم گفت و گفت تا چشمش، ابر شد بر محاسنش بارید

فرض کردم محاسنی را که، سرخی خونِ سر خضابش کرد

 

مادرم گفت پیش چشم پدر، در محرم زیاد راه مرو

حرف او روضه بود و این دل سنگ، شوخی ساده ای حسابش کرد

 

تا نوشتم علی اکبر را... ،برگه ها زیر دست و پا پاشید

شعر خود را چگونه جمع کنم؟... ،باید این داغ را کتابش کرد




✔️ موضوع : مدح و مناجات با امام حسین(ع)، ورود به ماه محرم،


تاریخ درج شعر : پنجشنبه 1399/03/22 | 07:00 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت رقیه(س)-شهادت


دلم میخواست معراجت ببینم

چه معراجی عجب رنگین کمانی

 

نرو دیگر! تو رفتی سنگ خوردم

بیا قولی بده دیگر بمانی

 

تورا با زخم صورت میشناسم

مرا بشناس با قد کمانی

 

نمیدانم چرا این زجر نامرد

بدش می آید از شیرین زبانی

 

عبایت روی دوش نیزه داری

عقیق تو بدست ساربانی

 

چه مویی داشتی بابا زمانی

چه مویی داشتم بابا زمانی

 

اگر مال منی پس پیش من باش

چرا دائم بدست این و آنی؟!

 

نشد غارت پدر جان!چادرم را..

خودم دادم به آن دختر امانی!

 

نفهمد هیچکس بازار رفتم

بماند بین ما راز نهانی

 

رخت را سیر دیدم سیر گشتم

تو بودی آن غذای آسمانی

 

سرت خاکی شده دراین خرابه

شدم شرمنده ازین میزبانی 




✔️ موضوع : حضرت رقیه(س)،


تاریخ درج شعر : پنجشنبه 1399/03/22 | 06:56 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام حسین(ع)-مناجات- گودال قتلگاه - شب جمعه


آن دم که دیدنت دُرِ نایاب می شود

تنها نصیب من ز تو یک خواب می شود

 

داری برای من پدری می کنی حسین

قلبم از این محبت تو آب می شود

 

هر کس نسوخت در غم عظمای کربلا

دریا بدون موج چو مرداب می شود

 

فهمیده ام ز خون شهیدان راه تو

نوکر فدای حضرت ارباب می شود

 

وقتی که اشک روضه ی تو ریخت بر دلم

شب های قلب من شب مهتاب می شود

 

شب های جمعه یاد حرم ،یاد کربلا

دل های عاشقان تو بی تاب می شود

 

از اتحاد نیزه و شمشیر و تیر و تیغ

گودال قتلگاه چو گرداب می شود

 

بعد از  تمام گشتن ذبح عجیب تو

غارت نمودنِ بدنت باب می شود...

 




✔️ موضوع : مدح و مناجات با امام حسین(ع)، قتلگاه امام حسین(ع)،


تاریخ درج شعر : پنجشنبه 1399/03/22 | 06:54 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام حسین(ع)-مناجات


عمری است با عنایتتان گریه می کنم

با روضه های مادرتان گریه می کنم

 

وقتی میان روضه به گودال می رسم

با اشک های خواهرتان گریه می کنم

 

گریان برای ساقی لب تشنه،مشک هم

با مشک بر برادرتان گریه می کنم

 

گاهی برای آن سربالای نی،گهی

بر زخم های پیکرتان گریه می کنم

 

هر وقت روضه،روضه‌ی شش ماهه می شود

باروضه خوان هیئتتان گریه می کنم

 

اصلا چگونه اشک نریزم برایتان

من که مدام با غمتان گریه می کنم

 

حس می کنم میان حرم ایستاده ام

هروقت پای بیرقتان گریه می کنم

 

گر دست من رسد به شما می نهم ز درد

سررا به روی دامنتان؛ گریه می کنم

 

من راحسین زائر شش گوشه می کنی؟

من که برای اکبرتان گریه می کنم...

 

یک تکه از بهشت خدا می شود دلم

هر وقت با زیارتتان گریه می کنم

 

عمری است گشته مرغ دلم مبتلایتان

تنها نه در محرمتان گریه می كنم

 




✔️ موضوع : مدح و مناجات با امام حسین(ع)،


تاریخ درج شعر : پنجشنبه 1399/03/22 | 06:52 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات
تعداد کل صحن ها : 552 :: ... 2 3 4 5 6 7 8 ...
لطفا از دیگر صحن های حسینیه نیز دیدن فرمایید
.: پایگاه تخصصی مدح و مرثیه حسینیه:.
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Mobile Traffic | سایت سوالات