بسم‌الله الرحمن الرحیم


قابل توجه زائرین گرامی، همزمان با ثبت اشعار در پایگاه حسینیه، کانالهای اجتماعی "حسینیه"  نیز به روز خواهد شد.

لینک کانال های تلگرام ، ایتا و سروش  hosenih@  

و

لینک صفحه اینستاگرام payegahe_hoseinieh@ 


https://telegram.me/hosenih

https://www.instagram.com/payegahe_hoseinieh/


لطفا در معرفی صفحات اجتماعی پایگاه "حسینیه" ، همکاری نمایید.




✔️ موضوع : کانال تلگرامی و صفحه اینستاگرام "حسینیه"، اطلاعیه و اخبار حسینیه،


تاریخ درج شعر : جمعه 1397/09/9 | 09:15 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام حسین(ع)-مناجات


ایکاش که بی ریا و بی کینه شویم

پاکیزه تر از پاکی آیینه شویم

ما راه نجات مان همین است حسین

در مجلس روضه ات قرنطینه شویم




✔️ موضوع : مدح و مناجات با امام حسین(ع)،


تاریخ درج شعر : شنبه 1398/12/24 | 05:57 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

شهدا و دفاع مقدس


ای دوست پیام التفاتی بفرست

بر مرده دلان آب حیاتی بفرست

این کشور ما زنده ز خون شهداست

بر روح شهیدان صلواتی بفرست




✔️ موضوع : شهدا و دفاع مقدس،


تاریخ درج شعر : شنبه 1398/12/24 | 05:46 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

در حال و هوای شیوع ویروس کرونا

اخلاقی و اندرز


امروز اگر دغدغه مند و نگرانید،

"در خانه بمانید"

بر آتش بحران همگى گل بنشانید،

"در خانه بمانید"

 

پیشنیهٔ تاریخى دیرینهٔ دوران،

اى ملت ایران

گر مدعى دانش و فرهنگ جهانید،

"در خانه بمانید"

 

در رشت و قم و نصف جهان و رى و كرمان،

در مشهد و تهران

یا ساکن شیراز و اراك و همدانید،

"در خانه بمانید"

 

خدمت به اطبا و پرستار نكردید، نكردید،

در شهر نگردید

خیرى نرساندید اگر ، شر نرسانید،

"در خانه بمانید"

 

خواهید كه ایران بشود فاتح و پیروز،

در موسم نوروز

اینقدر از این شهر به آن شهر نرانید،

"در خانه بمانید"

 

فرصت شده در خانه بهم عشق بورزید،

هر روز بخندید

وقت است غبار از دل و از خانه تكانید،

"در خانه بمانید"

 

یكوقت عزیز خودتان میرود از دست،

این واقعیت هست

من آنچه كه شرط است نوشتم كه بدانید،

"در خانه بمانید"

 

بر كاسب و مستأجر و خود رحم نمایید،

محبوب خدایید

این فرصت پیش آمده را قدر بدانید،

"در خانه بمانید"

 

آن چند سلبریتى معروف كه هستند،

گویید برقصند

كمتر وسط غصهٔ ما دُر بفشانید،

"در خانه بمانید"

 

اى محتكران نان نخورید از تب ویروس،

اى عده منحوس

بر گرده مردم همه تان بار گرانید،

"در خانه بمانید"

 

خنجر به دُم فیل زدى هفته اى یكبار،

اى دولت بیكار

بهتر كه نیایید كه اسباب زیانید،

"در خانه بمانید"

 

پس شنبه موعود چه شد عامل تشویش،

خوش میگذرد كیش؟

مردم همه در رنج و شما امن و امانید،

"در خانه بمانید"

 

اى ملت ما بدتر از این را گذراندید،

در بند نماندید

چون رود خروشان همگى در جریانید،

"در خانه بمانید"

 

این مملكت از روز ازل مال حسین است،

بین الحرمین است

در خلوت خود بعد دعا روضه بخوانید،

"در خانه بمانید"




✔️ موضوع : اخلاقی و اندرز،


تاریخ درج شعر : شنبه 1398/12/24 | 05:32 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

در حال و هوای شیوع ویروس کرونا

اخلاقی و اندرز


قبضه کردَست شهر را کرونا

غابَ عَن عَینِنا وَ یَنظُرُنا

 

ترس افتاده در وجود همه

لَونُ وَجهِ الأُناسِ یخبرُنا

 

همه مخفی شوید در خانه

عقلُنا باختِفاءِ یَأمُرُنا

 

قبلا از بوسه منع می‌فرمود

شیخ و اینک طبیب، یَحذرُنا

 

هان! چه جای غرور وقتی‌که

ذَرَّةٌ فی ٱلبُیوتِ تحصُرُنا

 

گنه آلوده‌ایم و چیزی جز

مَطَرُ الدَّمعِ لا یُطَهّرُنا

 

آی مردم، خدا خطابخش است

نَطلُبُ العَفوَ وَـهْوَ یَغفِرُنا

 

اشکِ ما را به مهر می‌گیرد

وَ بِسَترِ الأمانِ یَستُرُنا⁦⁦

 

کرونا هم شکست خواهدخورد

رَبُّنا - بالیَقینِ - یَنصُرُنا




✔️ موضوع : اخلاقی و اندرز،


تاریخ درج شعر : جمعه 1398/12/23 | 04:02 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

در حال و هوای شیوع ویروس کرونا

امام زمان(عج)-مناجات


ماندیم چه بیقرار در غفلت و خواب

دل از غمتان شده ست خیلی بیتاب

یا حضرت صاحب الزمان لطفی کن...

درگیرِ بلا شدیم! ما را دریاب!




✔️ موضوع : مدح و مناجات با امام زمان(عج)،


تاریخ درج شعر : جمعه 1398/12/23 | 04:00 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام زمان(عج)-مناجات


با ناله و آه... یاری ات خواهم كرد

تا آخر راه... یاری ات خواهم كرد

گر لطف تو شاملم شود بعد از این...

 با ترك گناه ... یاری ات خواهم کرد

***

ایکاش که درحال تَجافی بودیم

 یا آنکه شبیه بُشرحافی بودیم

آدینه که می شود  دلم می گیرد

ایکاش که شیخ احمدکافی بودیم




✔️ موضوع : مناجات فراق با امام زمان(عج)،


تاریخ درج شعر : جمعه 1398/12/23 | 03:57 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

به مناسبت ۲۲ اسفندماه سالروز بزرگداشت شهدا


من بال و پر شهید را می بوسم

پا تا به سر شهید را می بوسم

گر لحظه ی دیدار میسّر نشود

دست پدر شهید را می بوسم




✔️ موضوع : شهدا و دفاع مقدس،


تاریخ درج شعر : پنجشنبه 1398/12/22 | 05:42 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

به مناسبت ۲۲ اسفندماه سالروز بزرگداشت شهدا


بسیجیان علی دم به دم شهید شدند

که هم کنایه شنیدند و هم شهید شدند

 

بسیجیان علی را شهادت اینگونه است

که کوثرانه به چندین رقم شهید شدند

 

بسیجیان علی نوجوانی خود را

به چای هیأتی تازه دم شهید شدند!

 

بسیجیان علی سال های پیش از این

به روضه با غزل محتشم شهید شدند!

 

بسیجیان علی از قدیم زینبی اند

اگر به راه دفاع از حرم شهید شدند

 

گهی کلنگ به دستِ مناطق محروم

گهی به مدرسه ها با قلم شهید شدند

 

به اربعین حسینی بسیجیان علی

به درب خانه در اوّل قدم شهید شدند

 

بسیجیان علی شیعیان زهرایند

اگر حساب کنی، تازه کم شهید شدند!

 

بسیجیان علی عاشقان عبّاسند

شدند کرب و بلا هم‌قسم، شهید شدند

 

بسیجیان علی را به تشنگی بشناس

ببین که زیر کدامین عَلم شهید شدند

 

ولی من و تو چه کردیم؟ ادّعا کردیم!!

بسیجیان علی دست کم شهید شدند!

 

به خون خویش نوشتند صبح نزدیک است

بسیجیان علی صبحدم شهید شدند




✔️ موضوع : شهدا و دفاع مقدس،


تاریخ درج شعر : پنجشنبه 1398/12/22 | 05:28 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت زینب(س)-مدح و وفات


نخ روی نخ آمد که حیا داشته باشد

باتیرگی اش نورخدا داشته باشد

معجر شدو میخواست بها داشته باشد

تابرسر خورشید نما داشته باشد

آمد بشود سایه روی سر زینب

میخواست که نامش بشود معجر زینب

 

با نور نماز شب او نور گرفته

تا ستر شده رتبه مستور گرفته

درخلوت بی بی شرف طور گرفته

به به؛ به چنین قرب که اینجور گرفته

از عطر نفس های علی تافته باشد

این تافته باید که جدا بافته باشد

 

هرچند حجاب است به سنگر زده کارش

تا حشر وقارست بدهکار وقارش

تقوا و حیا ریخته در تار به تارش

از طایفه ی چادر زهراست تبارش

یک پارچه اما زره محکم پیکار

نه اینکه زره،معجزه اعظم پیکار

 

الحق و الانصاف مهیای خطر شد

در بحبوحه ی فاجعه مردانه سپر شد

هرچند که خاکی شد و راهی سفر شد

در کوفه و درشام چو شمشیر دوسر شد

هرگز که به کوهی گذر کاه نیفتاد

یکبار به سویش نظر ماه نیفتاد

 

سوگند به این کوه گسستی نرسیده

به سوره توحید شکستی نرسیده

سوگند به او پنجه و دستی نرسیده

یا چشم بد مردم پستی نرسیده

باید که خلایق ز رخش دور بمانند

هرجاکه گذر کرد همه کور بمانند

 

هرچند که عمریست شده همدم زینب

دارد به دلش داغ ز قد خم زینب

گریان شده و سوخته پای غم زینب

انگار که او نیست دگر محرم زینب

امروز بنا کرده که آرام بماند

وقتش شده تا بی بی ما روضه بخواند

 

یکسالِ فراقت صد و ده سال گذشته

از زینب تو گفتن از حال گذشته

سخت است بگویم به چه منوال گذشته

با یاد تو و روضه ی گودال گذشته

من صابره ام باز ولی تاب ندارم

باور بکن از روز دهم خواب ندارم

 

رفتی و کسی خنده به این دیده ی تر کرد

امنیت این قافله احساس خطر کرد

کفر آمد و در شام به توحید نظر کرد

آیات حجاب از سر بازار گذرکرد

تا قرعه بی کس شدن افتاد به زینب

شهر پدری خوب محل داد به زینب

 

درشام چه داغی بروی قلب حیا خورد

اسلام معاویه به اسلام خدا خورد

سنگینی چشم همه بدجور به ما خورد

زینب وسط شهر کشیده دوسه جا خورد

من بت شکنی کردم و جایش دهنم سوخت

از ضربه ی شلاق تمام بدنم سوخت

 

حالا شده ام خیره به این در تو بیایی

خوبست که این لحظه ی آخر تو بیایی

خواهر شده ام تا که برادر تو بیایی

ای بی سر من کاش که با سر توبیایی

این پیرهن توست که برسینه فشردم

یک آب خنک بعد تو ولله نخوردم




✔️ موضوع : مدح و مناجات با حضرت زینب (س)، حضرت زینب كبری(س)،


تاریخ درج شعر : دوشنبه 1398/12/19 | 08:32 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت زینب(س)-وفات و مصائب


دلشوره داشتی و برادر نداشتی

بعد از حسین(ع) سایۂ بر سر نداشتی

 

داغت عظیم بود و دل کوه را شکست

صبرت جمیل بود و برابر نداشتی

 

در کربلا، بلا به سرت آمد آنچنان

جز تیر و نیزه خاطره دیگر نداشتی

 

گفتی میانِ گریه که ای شمرِ(لع) بی حیا

در قتلگاه...کاش که خنجر نداشتی

 

می سوختی از اینکه؛ از آن دستِ بی عقیق

وقتِ وداع؛ بوسه چرا برنداشتی

 

میسوخت خیمه ها و به کوریِ چشم بد

جلباب بود! اگر چه که معجر نداشتی

 

دور و برَت نگاهِ علی اکبری نبود

عباس ِ غیرتی و دلاور نداشتی

 

مرهم نداشت داغِ دلت! بغض کردی و...

غم داشتی؛ نوازش ِ مادر نداشتی

 

جانت به لب رسید! که دنیایِ بیوفا

ماندن نداشت! چونکه برادر نداشتی!




✔️ موضوع : حضرت زینب كبری(س)،


تاریخ درج شعر : دوشنبه 1398/12/19 | 08:31 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت زینب(س)-مصائب و وفات


آه ای صبور قافله ی غم سفر بخیر

راوی روضه های محرم سفر بخیر

 

خلوت نشین نیمه شب ندبه های اشک

دلگیر بغض های دمادم سفر بخیر

 

یکسال و نیم غربت و دلتنگی و فراق

یکسال و نیم گریه ی نم نم سفر بخیر

 

ای شاهد مراثی گودال قتلگاه

ای وارث مصیبت اعظم سفر بخیر

 

بغض غریب خاطره های کبودِ شام

امن یجیب کوچه ی ماتم سفر بخیر

 

روی کبود و نیلی و آشفته ی فراق

موی سپید و خاکی و درهم سفر بخیر

 

زلفی بخون نشسته سرِنیزه ها رهاست

بانو به زیر سایه ی پرچم سفر بخیر




✔️ موضوع : حضرت زینب كبری(س)،


تاریخ درج شعر : دوشنبه 1398/12/19 | 08:29 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت زینب(س)-مصائب و وفات


ای درد و بلای تو بجانم

جان میدهم و تو را بخوانم

 

باز آی حسین من کجایی

پایان بدهی بر این جدایی

 

یادم نرود چه ها کشیدی

در بارشِ نیزه ها چه دیدی

 

تا حرمت تو شکست دشمن

بر سینۀ تو نشست دشمن

 

آندم که مرا صدا زدی تو

دیدم که چه دست و پا زدی تو

 

وقتی که سرت برید قاتل

فریاد سرم کشید قاتل

 

طفلان تو در نظاره بودند

اعضای تو پاره پاره بودند

 

دیدم که به پیکرت چه ها رفت

دیدم که سرت به نیزه ها رفت

 

هم نعشِ تو، غرق نور دیدم

هم زیر سُمِ ستور دیدم

 

سرها که به نیزه رفت بالا

پس شعله ز خیمه رفت بالا

 

در شعله امام خود که دیدم

من مرگ به جان خود خریدم

 

تا حرفِ فرار را شنیدند

یک یک همه کودکان دویدند

 

هر که بسویی ز بیم میرفت

معجر ز سر یتیم میرفت

 

دشمن که دریده بود و خندان

غارت به حرم نمود آسان

 

دیدی چه گذشت بر حریمت

کردیم ز مقتلت عزیمت

 

یک باغِ بخون نشسته دیدیم

بس نیزۀ سر شکسته دیدیم

 

دیدیم تو را که سر نداری

افتادی و بال و پر نداری

 

دختر چو نمود با پدر راز

شد حملۀ تازیانه آغاز

 

در هجمۀ بی هوای عدوان

بودم سپر بلای طفلان

 

پیشِ همه حرمتم شکستند

دستان مرا طناب بستند

 

بردند مرا به سربزیری

همراه حرامیان اسیری

 

ما را به سرود و ساز بردند

بر ناقۀ بی جهاز بردند

 

از کرب و بلا غم و بلا بود

تا کوفه و شام، ابتلا بود

 

در کوفه شدیم ما به زندان

در شام شدیم کنج ویران

 

داغ تو ز عمر، سیرمان کرد

غمهای رقیه پیرمان کرد

 

حالا منم و قد خمیده

مرگِ منِ دل غمین رسیده

 

باز آی که تشنۀ وصالم

رحمی، مددی أخا به حالم

 

بازآ که دهَم به بی قراری

پیراهن کهنه یادگاری




✔️ موضوع : حضرت زینب كبری(س)،


تاریخ درج شعر : دوشنبه 1398/12/19 | 08:28 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت زینب(س)-وفات


با زبانی پُر گلایه مقتلم تحریر شد

آیه های غربت من یک به یک تفسیر شد

 

تو غریب کربلا و من غریب شهر شام

ماجرای غربتم مثل تو عالم گیر شد

 

من نگفتم بی تو میمیرم بیا حالا ببین

تازه خواب کودکی هایم دگر تعبیر شد

 

پینه هایِ لایِ انگشتانِ من را دیده ای ؟

ای دل آرامم کجایی خواهر تو پیر شد

 

در میان این لباس کهنه روی سینه ام

ماجرای رفتن تو مثل یک تصویر شد

 

من خودم دیدم که زیر دست و پا افتاده ای

مثل آیینه تنت پاشیده و تکثیر شد

 

بین گودال آمدم هرچه صدا کردم حسین

دشمن کف زد صدای ناله بی تاثیر شد

 

پیکر تو زیر نعل تازه وا میشد زهم

پیکر من زخمی از جای غل و زنجیر شد

 

آنکه بُرد عمامه تو معجر از رویم کشید

هر دو گیسوها اسیرِ پنجه ی تقدیر شد

 

تا نیفتی از سرِ نیزه به زیر دست وپا

خواستم دامن بگیرم زیرِ نیزه دیر شد

 

گوبه سردارِ سپاهت رفتی وبارفتنت

خواهر گیسو سپیدت هرکجا تحقیر شد




✔️ موضوع : حضرت زینب كبری(س)،


تاریخ درج شعر : دوشنبه 1398/12/19 | 08:27 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت زینب(س)-مدح و مصائب


پا که به دنیا گذاشت حضرت زینب

روی جهان پا گذاشت حضرت زینب

 

پرچم ارباب را قله به قله

برد و به بالا گذاشت حضرت زینب

 

وقت صبوری دهان کوه حرا را

با عملش وا گذاشت حضرت زینب

 

قاطع و محکم چنانچه بر دل تاریخ

حسرت اما گذاشت حضرت زینب

 

تا برسد کربلا علایق خود را

پشت سرش جا گذاشت حضرت زینب

 

از همگان دست شست و قبل حسینش

قید شد، الا گذاشت حضرت زینب

 

سر که به بستر گذاشت حضرت زینب

بر همه جا سر گذاشت حضرت زینب

 

جای پدر تیغ خورد و جای حسینش

بوسه به خنجر گذاشت حضرت زینب

 

توی خیالش برای خانه ی زهرا

یک در دیگر گذاشت حضرت زینب

 

شربت شیرین به جای زهر هلاهل

پیش برادر گذاشت حضرت زینب

 

سوخت لبانش، برید رشته ی جانش

لب که به حنجر گذاشت حضرت زینب

 

مشک عمو را گرفت و توی خیالش

بر لب اصغر گذاشت حضرت زینب

 

آه ،غروب دهم بدون ابالفضل

دست به معجر گذاشت حضرت زینب

 

روی زمین بار سخت قافله ای را

بی علی اکبر گذاشت حضرت زینب

 

کاش به این دردها دچار نمی شد

قاتل او تیغ آبدار نمی شد

 

تا نشود بی کسی عمه مشخص

کاش که بر ناقه ای سوار نمی شد

 

کاش که عباس بود موقع برگشت

زینب کبری طلایه دار نمی شد

 

ساعت سه آمده ست شمر ز گودال

کاش ولی ساعت چهار نمی شد

 

کاش که یک بار رفته بود به گودال

کاش که یک بار چند بار نمی شد

 

کاش که چکمه نمی نشست به بالا

سینه ی او شامل فشار نمی شد




✔️ موضوع : مدح و مناجات با حضرت زینب (س)، حضرت زینب كبری(س)،


تاریخ درج شعر : دوشنبه 1398/12/19 | 08:25 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت زینب(س)-مدح و مصائب


هر که گردد ذاکر مولا  به زینب میرسد

هر که گوید ذکر یا زهرا  به زینب میرسد

 

از حرم تا قتلگه تا شام کاری ساده نیست

رتبه پیغمبر طاها به زینب میرسد

 

بعد مولا میرسد نوبت به یک پاره جگر

ضربه این ماتم عظما به زینب میرسد

 

داستان کربلا دریایی از داغ و بلاست

شعلۀ این داغها تنها به زینب میرسد

 

شاخه های پنج تن یک یک به طوفان میخورند

موج طوفان بلا یکجا به زینب میرسد

 

کربلا میماند و بار پیام قتلگاه

این رسالتها ولایتها به زینب میرسد

**

نعره تکبیر از رگهای بی سر شد بلند

یا اُخَیَّی نیز از آنجا به زینب میرسد

 

دست زیر یک یکِ اعضای قطعه قطعه برد

ناله زهرا دگر اینجا به زینب میرسد

 

نیزه ها را از تن بی سر که بیرون میکشد

تازیانه کعب نی حالا به زینب میرسد

 

مانع سیلی زدن بر جمع طفلان میشود

ترکش این ضربه ها اما به زینب میرسد

 

گوشواره ،دستبند ،خلخال ،معجر ، روسری

میبرند و دست غارت تا به زینب میرسد

 

می دهد از زیر دست و پا یتیمان را نجات

گاهی اما ضربه های پا به زینب میرسد

 

از سر نیزه چه میبیند عموی با وفا

که صدای گریۀ سقا به زینب میرسد

 

حرمله میخواست خوش رقصی کند با خنده گفت:

ناسزاها تا هنوز از ما به زینب میرسد

 

وای از دروازه ای که بی حیاها آمدند

من نمیگویم چه تهمت ها به زینب میرسد

 

ازدحام آنقدر آنها را اذیت کرده بود

گاه از یک یاحسین یک یا به زینب میرسد

 

بود زندان و خرابه بهتر از بزمِ یزید

ضربه های خیزران گویا به زینب میرسد

 

سلسله بر گردن سجاد جا  وا کرده بود

ریسمانِ دست این آقا به زینب میرسد

 

زیر معجر های پاره ، چهره های سوخته

گاه از یک آستین یک ، تا به زینب میرسد

 

تهمت سخت کنیزی را چه آسان زد حریف

نالۀ الغوث یا عما به زینب میرسد

 

از ته مجلس یتیمی بوسه بر بابا دهد

گریۀ دردانۀ بابا به زینب میرسد




✔️ موضوع : مدح و مناجات با حضرت زینب (س)، حضرت زینب كبری(س)،


تاریخ درج شعر : دوشنبه 1398/12/19 | 08:24 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام زمان(عج)-مناجات وفات حضرت زینب(س)


حالا که حرف، حرف بهار است و یار نیست

پس هرچه هست بعد زمستان بهار نیست

 

نامش هزار و چارصد و چندمین عزاست

عیدی که بی تو می‌رسد و شرمسار نیست

 

خوشبخت آنکه خانهٔ دل را تکانده است

بر فرش خانهٔ دل من جز غبار نیست

 

هرچند بهتر است نیایی به شهر ما

اینجا دلی برای شما بیقرار نیست

 

نام تو بر لب من در دل هوای غیر

این راه و رسم عاشقی و انتظار نیست

 

در کربلا نفس زده‌ایم و برای ما

دیگر هوای هیچ کجا سازگار نیست

 

اندازه تمام جهان گریه می‌کنی

روضه به هر بهانه اگر برقرار نیست

 

زینب عزای پنج تن آل کبریاست

بدبخت آنکه در غم او سوگوار نیست

 

انقدر گریه کرد برای برادرش

هر کس که دید گفت دگر ماندگار نیست




✔️ موضوع : مدح و مناجات با امام زمان(عج)، حضرت زینب كبری(س)،


تاریخ درج شعر : دوشنبه 1398/12/19 | 08:23 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت زینب(س)-مدح و مصائب


دست بر دامان آن زن میشوم کز شوکتش

قرنها افتاده هر مردی به پای عزتش

 

قدر اگر زهراست!قدر فاطمه این دختر است

باخبر هرگز نباشد هیچکس از قیمتش

 

با همان دستی که آتش را گرفت از خیمه ها...

آبرو بخشیده ابراهیم را با ملتش

 

آستین‌پاره نه با خود ذولفقار آورده است...

کاخ استبداد را ویران کند با قدرتش!

 

می نویسند عالمان از معجزات خطبه اش

می نشینند انبیا هرروز پای صحبتش

 

سوختن پای حسین از واجبات زینب است

او بلا را میخرد هرقدر باشد قیمتش

 

بین این بزم عزا هرکس حسینی میشود

مطمئنا بوده با امضای زینب دعوتش

 

چادرش را بر کمر میبنند و بالای تل

منتظر می ایستد پس کی بیاید نوبتش

 

سهم آبش را میان بچه ها تقسیم کرد

تشنه تر بود از همه حرفی نمیزد از عطش..




✔️ موضوع : مدح و مناجات با حضرت زینب (س)، حضرت زینب كبری(س)،


تاریخ درج شعر : دوشنبه 1398/12/19 | 08:21 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت زینب(س)-مدح و مصائب و وفات


نام زینب می‌برم شعرم پریشان می‌شود

نام زینب می‌برم این ابر باران می‌شود

 

نامِ زینب بردم و دریا مودب ایستاد

باز اقیانوس نا آرام  طوفان می‌شود

 

چادرش قدری بتابد آب می‌گردد زمین

روزها در سایه‌اش خورشید پنهان می‌شود

 

در دعا می‌ایستد محراب حیرت می‌کند

از مناجات شبش سلمان مسلمان می‌شود

 

در مدینه سالها زهرا صدایش می‌کنند

وقت تفسیرش خود جبریل دربان می‌شود

 

خم نشد زانوی عباسش بجز در پای او

تا به محمل می‌رود اکبر شُتربان می‌شود

 

یک قدم خانم بیاید کوفه می‌پیچد بهم

یک قدم بی‌بی بکوبد شام ویران می‌شود

 

واژه‌هایش خطبه شد نهج البلاغه جمع شد

خطبه نه تیغ علی انگار عریان می‌شود

 

کیست این؟زهرا علی؟شایدحسن شاید حسین

حق بده آئینه از این اوج حیران می‌شود

**

بادهایِ کربلا خاکسترش را پس دهید

نیزه‌داران سایبانِ بسترش را پس دهید

 

لحظه‌های آخرش چشمش به این درخُشک شد

تیرهایِ حرمله آب آورش را پس دهید

 

خوب شد پیراهنی دارد گذارد بر دلش

گفت از بس یادگار مادرش را پس دهید

 

آه خیلی پیش او جایِ رقیه خالی است

می‌شود ای شامیان نیلوفرش را پس دهید

 

پیشِ او می‌گفت دختر_مرد شامی می‌زدش

لااقل انگشترش انگشترش را پس دهید

 

این طرف او داد می‌زد آن طرف  با او رباب

نیزه‌های بی مُروت حنجرش را پس دهید

 

آفتاب و نیزه و سنگ است... چیزی مانده است؟

کاشکی می‌شد بگوید اصغرش را پس دهید

 

ساعتی در دستتان اُفتاد دندانش شکست

خیزران در دستها  دیگر سرش را پس دهید




✔️ موضوع : مدح و مناجات با حضرت زینب (س)، طفلان حضرت زینب(س)،


تاریخ درج شعر : دوشنبه 1398/12/19 | 08:13 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت زینب(س)-مصائب


نفس آخرم حسین حسین

نام تو می برم حسین حسین

 

گفته بودم که بی تو میمیرم

ناز تو میخرم حسین حسین

 

وقت جان دادن همه بودم

حال ؛بی یاورم حسین حسین

 

سر پیری  چه بی عصا شده ام

کو علی اکبرم حسین حسین

 

بعد تو بی پناه شد زینب

ای پناه حرم حسین حسین

 

روضه ها زنده میشود یک یک

پیش چشم ترم حسین حسین

 

با زمین خوردنت زمین خوردم

چه کنم خواهرم حسین حسین

 

بین گودال در کنار سرت

شد بریده سرم حسین حسین

 

پای بوسیدنت لگد خوردم

جلوی مادرم حسین حسین

 

آنکه پا روی سینه تو گذاشت

کرده خاکی پرم حسین حسین

 

مانده شش ماه جای چکمه شمر

بر روی پیکرم حسین حسین

 

تا لباس تورا درآوردند

پاره شد معجرم حسین حسین

 

ابن ِ کعبِ حرام زاده زده

چنگ بر زیورم حسین حسین

 

راهش افتاد بر سر بازار

زینبِ محترم حسین حسین

 

گیر کردم میانِ بزمِ شراب

یادِ تشتِ زرم حسین حسین

 

اذیتم کرده چشمهای حرام

دختر حیدرم حسین حسین

 

فکرِ آن سرخ مویِ مجلسِ شام

میکند مضطرم حسین حسین




✔️ موضوع : حضرت زینب كبری(س)،


تاریخ درج شعر : دوشنبه 1398/12/19 | 08:08 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت زینب(س)-مدح و وفات و مصائب


کیست زینب آسمان در مَحضَرَش اُفتاده است

پیشِ او خورشید با خاکسترش اُفتاده است

 

شام چیزی نیست تا ویران کُنَد با خطبه اش

بالِ عزرائیل پایِ شَهپَرَش اُفتاده است

 

چادرش را می تکاند می تکاند کوفه را

کیست زینب کوفه یادِ حیدرش اُفتاده است

 

می کَنَد از جا زمینِ شام را با کاخها

راهِ مولا باز هم بر خیبَرَش اُفتاده است

 

کیست زینب لحظه هایی که علی در رزم بود

ذوالفقار اینَک به دستِ دخترش اُفتاده است

 

قبل از آنیکه یزید از پیشِ خانم پا شود

دید یِکجا سقفِ ظلمش بر سرش اُفتاده است

 

مرتضیٰ بر دستمالِ زرد خود می زد گِره

یا که زینب دو گره بر معجرش اُفتاده است

 

هر کجا می رفت چشمی سویِ او جرات نکرد

بر سرِ او سایه یِ آب آورش اُفتاده است

 

کارِ او پیغمبریِ کربلا تا شام بود

بیرقِ عباس دوشِ خواهرش اُفتاده است

 

یادِ ایامی که شد سایه برادر با سرش

ظهر در گرمایِ سوزان بسترش اُفتاده است

 

داشت بر سینه لباسی را که مادر داده بود

یادِ مادر یادِ روزِ آخرش اُفتاده است

 

رو به قبله بستر است و رو به دَر چشمانِ او

باز اشکی سرخ از چشمِ تَرَش اُفتاده است

 

بادِ گرمی می وزید و بویِ سیبی می رسید

دید از تَل آنطرف تَر پیکرش اُفتاده است

 

وای دستِ حرمله گهواره ای پاشیده بود

آه دستِ ساربان انگشترش اُفتاده است

 

محملش را دید وقتی می رود از کربلا

می رود با دختری که زیوَرَش اُفتاده است

 

می شنید از مَحمِلی لالاییِ گرمِ رُباب

حق بده چشمانِ او بر اصغرش اُفتاده است

 

خُطبه اش را گیسویِ از نِی رهایی قطع کرد

ردِ خونی رویِ چوبِ منبرش اُفتاده است

 

چشم را بالا گرفت اما برادر را ندید

تاب خورده نیزه و حتماً سرش اُفتاده است

 

زیر دست و پا نگاهی کرد دنبالِ حسین

دید سَر این سو و آن سو مادرش اُفتاده است




✔️ موضوع : مدح و مناجات با حضرت زینب (س)، حضرت زینب كبری(س)،


تاریخ درج شعر : دوشنبه 1398/12/19 | 08:05 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت زینب(س)-وفات


در بسترم و در آتشِ خورشیدم

اندازه‌یِ عُمرِ نوح هم غَم دیدم

یک جمله فقط قصه‌یِ عُمرِ من شُد

آمد به سَرَم از آنچه می‌ترسیدم 




✔️ موضوع : حضرت زینب كبری(س)،


تاریخ درج شعر : دوشنبه 1398/12/19 | 08:03 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت زینب(س)-مدح و مصائب و وفات


زینب که بود ؟ واژه برایش نیامده‌است

زینب که هست ؟ وقت ادایش نیامده‌است

 

زینب چه کرد کار فقط کار مرتضاست

زینب چه گفت خطبه به پایش نیامده‌است

 

زینب نه بلکه شیر اُحُد بانگ میزند

آری صدا شبیهِ صدایش نیامده‌است

 

زینب چه داشت آنچه که زهرا ظهور داد

زینب چه خواست  آه رسایش نیامده‌است

 

تفسیری از حماسه‌ی شامش نگفته‌اند

شرحی برای کرببلایش نیامده‌است

 

از خواهش حسین گرفتیم تا ابد

دستی به روی دستّ دعایش نیامده‌است

 

عالم تمام حیرت محض است پیشِ او

چون او کسی به پیش خدایش نیامده‌است

 

بویِ حسین داشت تمامیِ دستهاش

رنگی شبیهِ رنگِ حنایش نیامده‌است

 

زینب شناسی است قیامِ امامِ عصر

باید به سوز گفت که جایش نیامده‌است

 

در بِینِ روضه گریه‌ی عباس را ببین

باور مکن برای عزایش نیامده‌است

 

پیراهن حسین در آغوش دارد و

با گریه گفت حیف عبایش نیامده‌است

 

اُمِ‌وَهَب نشسته پَرَش را گرفته است

بالاسرش رُباب سرش را گرفته است

 

در فکرِ آب مانده و سایه نمی‌رود

در آفتاب مانده و سایه نمی‌رود

 

در آفتابِ شام کباب است رویِ او

حالا شبیهِ روی رُباب است رویِ او

 

حالا کنارِ او که رُباب است بچه نیست

حالا که کوزه‌ها پُر آب است بچه نیست

 

این لحظه‌های آخر و او رو به کربلاست

او رو به قبله است بگو رو به کربلاست

 

عباس تا که بود کسی سایه‌اش ندید

سی سال قامتش زن همسایه‌اش ندید

 

عباس را که داشت به محمل حجاب بود

گهواره‌ای کنارِ عروسش رُباب بود

 

عباس اگر که بود در آتش نمی‌دوید

با دختری کبود در آتش نمی‌دوید

 

خانم به نیزه زلف پریشان ندیده بود

بر رویِ ناقه محملِ عُریان ندیده بود

 

افسوس سایه‌ها سرِ خواهر نیامدند

از شش برادرش یکی از در نیامدند

 

یادش نرفته بغضِ پریشانی‌اش شکست

سر را که دید گوشه‌ی پیشانی‌اش شکست

 

یادش نرفته نوبتِ تزئینِ شهر بود

خانم سه روز معطل آذینِ شهر بود

 

اینجا شراب پُر شده در کاسه‌ها چرا

اینجا پُر است از همه رقاصه‌ها چرا

 

ای کاش سر به طشتِ طلایش نمی‌رسید

این ضربه‌هایِ چوب صدایش نمی‌رسید

 

در پیشِ عمه دخترکی ناتوان شکست

آنقدر زد که آخر سر خیزران شکست

 

اُمِ‌وَهَب نشسته پَرَش را گرفته است

تنها شده رُباب ، سرش را گرفته است




تاریخ درج شعر : دوشنبه 1398/12/19 | 08:01 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت زینب(س)-مصائب و اسارت


خیزران آمد و بر مهبط یارب زده شد

تازیانه عوض گفتن یا اَب زده شد

 

اُسکتوا ضربه شد و بر دهن دشمن خورد

مثل آن ضربه که یک روز به مرحب زده شد

 

روز و شب زینب کبری به اسیری چون رفت

روز از روز بدش آمد و شب،شب زده شد

 

جای لیلا و رباب و همه‌ی اهل حرم

دم به دم عمه ی سادات مرتب زده شد

 

صاف بود آینه اش آه ولی در کوفه

سنگ بر آینه از جنس مُحدَّب زده شد

 

شد کبودی اثراتش دوبرابر زیرا؛

ضربه ها بیشترش در وسط شب زده شد

 

زینب آن لحظه به پا خاست و از پا افتاد

خیزران چونکه به پاخاست و بر لب زده شد

 

آسمان بار غم روضه ی سر را نکشید

قرعه ی فال به نام منِ زینب زده شد




✔️ موضوع : حضرت زینب كبری(س)،


تاریخ درج شعر : دوشنبه 1398/12/19 | 07:58 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امیرالمومنین(ع)-مدح و ولادت


رسید از عرش، ذکرِ «لافتی» با خلقت حیدر

دعایِ «ربّنا» شد «آتنا» با خلقت حیدر

 

به عشقش بابِ آمرزش به روی عاصیان شد باز

دو چندان شد تبِ «إغفر لَنا» با خلقت حیدر 

 

از آن روزی که انگشتر به سائل داد فهمیدم

سریعاً خلق شد خیلِ گدا با خلقت حیدر

 

به جایِ ذکر یونسیّه، یونس یاعلی(ع) میگفت

به روی نیل؛ موسی زد عصا با خلقت حیدر

 

«قسیم النّار والجنّه»! چه شیرین است این جمله

بهشت از مرزِ دوزخ شد جدا با خلقت حیدر

 

ملائک، عالم و آدم، زمین و آسمان خواندند...

همه «نادعلی» را یکصدا با خلقت حیدر

 

برای دردمندان در نجف تأسیس شد امشب-

پس از ایوان-طلا، دارالشفا با خلقت حیدر

 

أمیرالمؤمنین! قرانِ ناطق! قبلۂ سیّار!

بنا شد مروه و سعی و صفا با خلقت حیدر 

 

پیمبر(ص) محض ِ اثباتِ خودش شقّ القمر کرد و

چه شقّ الکعبه ای کرده خدا با خلقت حیدر!




✔️ موضوع : مدح و مناجات با امام علی(ع)، ولادت امام علی(ع)،


تاریخ درج شعر : شنبه 1398/12/17 | 02:44 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امیرالمومنین(ع)-مدح و ولادت


نه ز حالا ز خود عالم ذر

نظر انداخته اند اهل نظر

بین خوبان دو عالم یکسر

همه گفتند به دوران دیگر..

 

نیست شخصی ز علی بالاتر.

ها علی بشر کیف بشر

 

صاحب لوح و قلم کیست علی

سردم تیغ‌ دودم کیست علی

عرب و عشق عجم کیست علی

حج و حاجی و حرم کیست علی

 

از کرامات علی فیض ببر

ها علی بشر کیف بشر

 

درنگاهش زر و زیور هیچ است

مکر دنیای مزور هیچ است

پیش این هیمنه لشگر هیچ است

روی انگشت علی در هیچ‌ است

 

خیبر افتاد به پای حیدر

ها علی بشر کیف بشر

 

از خودش اصل و نسب داد به ما

از فدک چند رطب داد به ما

عیدی ماه‌ رجب داد به ما

در نجف جلوه ی رب داد به ما

 

در حرم داد زدم وقت سحر

ها علی بشر کیف بشر

 

جمع شد بین وجودش برکات

خنده و اخم علی حی و ممات

ذولفقارست به کف یا که صراط؟!

آی مردم به جمالش صلوات

 

منکرش کور وَ بدخواهش کر

ها علی بشر کیف بشر

 

در جهان هرچه شود در بسته

کی بماند در دلبر بسته

دل عشاق به حیدر بسته

و خدا گفت خودش سر بسته

 

بی علی نیست ز من هیچ اثر

ها علی بشر کیف بشر

 

بی علی ذکر و دعا بود نبود

کعبه اصلا سر پا بود نبود

دین و  توحید کجا بود؟! نبود

و صدایی ز خدا بود نبود

 

شب معراج علی شد محور

ها علی بشر کیف بشر

 

از حرم ذات احد پیدا شد

نور الله صمد پیدا شد

صدو ده آمد عدد پیدا شد

فاطمه بنت اسد پیدا شد

 

بین آغوش گرفته ست قمر

ها علی بشر کیف بشر

 

زخم غم بر جگر شیر زدند

گریه کرد و همه تکبیر زدند

بی هوا بر گلویش تیر زدند

ضربه ای سخت و نفس گیر زدند

 

روی دستان پدر زد پرپر

ها علی بشر کیف بشر




✔️ موضوع : مدح و مناجات با امام علی(ع)، ولادت امام علی(ع)،


تاریخ درج شعر : شنبه 1398/12/17 | 02:41 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امیرالمومنین(ع)-مدح و ولادت


امشب دلیل مستی ام از هر جهت تویی

دنیا تویی برای من و آخرت تویی

شایسته مرد هیمنه سلطنت تویی

نور خدا به هیبت انسان فقط تویی

 در جلوه ات خدا شده تكرار ، یاعلى

 

تو بودى و خدا و جهان آفرینى ات

تو بودى و ملائك و خلوت گزینى ات

صدها هزار سال پس از همنشینى ات

حالا رسیده وقت ظهور زمینى ات

حالا رسیده موعد دیدار ، یا على

 

من سینه چاک روی توام، کعبه نیز هم

گرم طواف کوی توام، کعبه نیز هم

من در نماز سوی توام، کعبه نیز هم

مدیون آبروی توام، کعبه نیز هم

ای قبله گاه، کعبه ی سیار،یا على

 

کعبه اگر كه چاک گریبان گشوده است

ثابت نمود،عاشقت از قبل بوده است

صحنی که خاک مقدم مریم زدوده است

در را به روی بنت اسد وانموده است

مختصِ توست، مُعجزِ بسیار،یا على

 

مِنْ بعد از این علامت توحید، علم شده

ماتِ تجلّیِ تو خداوند هم شده

بتخانه ی حجاز ،دگر محترم شده

بیت الحرام بعد تو بیت الحرم شده

شد با شرافت این درو دیوار،یا على

 

دادم زکف به شوق مدیحت ،قرار را

واجب شده است سجده کنم نام یار را

میزان کجاست ،تا که بسنجد عیار را

نشناختیم غیر تو پروردگار را

ماتم از این شباهت رفتار،یا على

 

گاهی علی نشسته به جای خدای خود

گاهی خداست جای شه لافتای خود

در تو نگاه كرده خدا رو نماى خود

هنگام خلقت همه بنده هاى خود...

فرموده است اول گفتار ، یا على

 

در لا اله غیر تو خواندیم ،جا نشد

من هیچكس برای دلم مرتضا نشد

مومن نشد هرآنکه ز کفرش دوا نشد

پس لاشریکٓ لَهْ که حقیقت ادا نشد

من به یقین رسیده ام اینبار،یا على

 

آنقدر مِی زدم علنی عشق می کنم

امشب اویسمُ قرنی عشق میکنم

با جمله ی یَموت یَرنی عشق میکنم

من با ابالحسن،حسنی عشق میکنم

دیوانه ام ،پیاله نگه دار یا على

 

عشقم اگر علیست سرِ دارَم آرزوست

من سر گذشتِ میثم تمارم آرزوست

خرما فروختن بشود کارم آرزوست

رسوا شدن میانه ی بازارم آرزوست

بالای دار از تو زنم جار،یا علی

 

هر کس که دید اوج تورا بال و پر فروخت

نهج البلاغه از نمک تو شکر فروخت

آنقدر غمزه های نگاهت، نظر فروخت

هر کس که دید سر به جنون زد جگر فروخت

عشاق را تویی تو خریدار، یا على

 

پر میدهیم مرغ دل خویش تا نجف

كنج ضریح گوشه ایوان طلا نجف

پر شد قنوت هر شبم از ذكر یا نجف

من سالهاست خواسته ام از خدا نجف

خواندم دعای وصل تو بسیار ،یاعلی

 

سر میدهم سروش نجف روزی ام کنید

ابر گناه پوش نجف روزی ام کنید

هستم پیاله نوش نجف روزی ام کنید

دیدار می فروش نجف روزی ام کنید

پس تا نجف بگو:صد و ده بار یا على

 

در این مسیر دیده ی گریان مُقرب است

در صحن شاه، ریگ بیابان مقرب است

در خانه ای که کلب نگهبان مقرب است

زانو زدن مقابل ایوان مقرب است

پس سجده میکنم به تو اینبار، یا علی

 

گر چه برات ،مالک اشتر نمیشویم

مقداد نیستیم ،ابوذر نمیشویم

سلمان نبوده مُحرِم این در نمیشدیم

اینها که جای خود سگ قنبر نمیشویم

اما تویی همیشه مددکار،یا علی

 

توحید محض، باعث ایجاد حیدر است

بالای عرش افضل اوراد حیدر است

آنکس که جام دست نبی داد حیدر است

زهرا عروس خانه و داماد حیدر است

ای در نگاه عشق،علمدار یا علی

 

مولی الموحدین،نفحات پیمبری

نَفسِ رسول، باب نجات پیمبری

رمز شفاعت عرصات پیمبری

مِیلِ حیات و کُنهِ صفات پیمبری

پیغمبر است بر تو گرفتار ،یا علی

 

حبّ علی نتیجه ی احسان فاطمه است

او هل اتای فاطمه، قرآن فاطمه است

اسباب شادی لب خندان فاطمه است

این مرد مهربان به خدا جان فاطمه است

زهرا توراست یار و وفادار،یا على

 

آنجا که نیست نام تو جای نشست نیست

لعنت به هرکسی که زجام تو مست نیست

بر روی دست دست خداوند دست نیست

این ورطه جای آنکه یقینش شکست نیست

لعنت به هر که میکند انکار،یا علی

 

ای شیر پاک،ای ثمر لقمه ی حلال

خونم حلال تو شده یا سیف ذی الجلال

گرما بده شراب شود غوره های کال

ما را به غیر هجر نجف نیست یک ملال

امضا بزن به نامه ام ای یار،یا علی

 

ای اولین تلاوت قرآنِ قبل از آن

ای اولین امام مسلمان قبل از آن

آیات مومنون نمایان قبل از آن

ای صاحب ولایت دوران قبل از آن

قرآن بخوان بگو تو ز اسرار،یا علی

 

قاری شدی و تیر و سنانت نریختند

سنگ جسارتی به لبانت نریختند

با خیزران به سمت دهانت نریختند

مشتی حرامزاده به جانت نریختند

وای از حسین و مجلس اغیار،یا علی




✔️ موضوع : مدح و مناجات با امام علی(ع)، ولادت امام علی(ع)،


تاریخ درج شعر : شنبه 1398/12/17 | 02:31 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امیرالمومنین(ع)-مدح


علی دین را امام راستین است

علی دست خدا در آستین است

 

علی یعنی چراغ اهل بینش

علی یعنی پناه آفرینش

 

علی آیینۀ آیین اسلام

علی یعنی تمام دین اسلام

 

علی میزان ، علی ایمان ، علی حق

علی سر تا قدم توحید مطلق

 

علی مولود کعبه رکن دین است

علی آئینۀ حق الیقین است

 

علی در ملک هستی ناخدا بود

علی پیش از خلائق با خدا بود

 

علی حمد و علی ذکر و علی دم

علی حجر و حطیم و بیت و زمزم

 

علی حج و صلاۀ است و صیام است

علی رکن و قعود است و قیام است

 

علی در یاری حق ترک جان گفت

علی در بستر ختم رسل خفت

 

علی دین است و قرآن است و احمد

علی یعنی علی یعنی محمد (ص)

 

ولی الله اعظم رکن دین است

اولوالامر تمام مسلمین است

 

که قرآن میکند وصف خضوعش

زخاتم بخشی و حال رکوعش

 

هزاران سلسله آوارۀ اوست

حدیث منزلت در بارۀ اوست

 

گُهر از سِلمُک سلمی فشانم

حدیث لحمُک لحمی بخوانم

 

عدم بود و عدم بود و عدم بود

که حیدر با محمد (ص) هم قدم بود

 

 




✔️ موضوع : مدح و مناجات با امام علی(ع)،


تاریخ درج شعر : شنبه 1398/12/17 | 07:18 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امیرالمومنین(ع)-مدح و ولادت


روح الامین! به بام حرم رو، اذان بگو

بعد از اذان، ثنای علی همچنان بگو

اوصاف شیر حق به زمین و زمان بگو

لب را بشو به زمزم و با حاجیان بگو

کامشب شب ولادت صاحب حرم شده

بیت الحرم به مقدم مولا حرم شده

 

امشب به کعبه فاطمه پروانه علی است

دل دور کعبه گردد و دیوانه علی است

دست خدا به کعبه روی شانه علی است

امشب دل رسول خدا خانه علی است

باور کنید جان به تن کعبه آمده

باور کنید بت شکن کعبه آمده

 

امشب به لوح نقش قلم ذکر یا علی است

آوای سنگ های حرم ذکر یا علی است

بت‌های کعبه را همه دم ذکر یا علی است

امشب دعای فاطمه هم ذکر یا علی است

امشب زمین به یمن علی عرش می‌شود

امشب فلک ز بال ملک فرش می‌شود

 

ای کعبه جلوۀ ازلی را نگاه کن

مرآت حسن لم یزلی را نگاه کن

عید ولایت است ولی را نگاه کن

یا فاطمه جمال علی را نگاه کن

آیینه از جمال جمیل خدا بگیر

با چهرۀ علی زخدا رونما بگیر

 

مادر، تمام هستی پیغمبر است این

از انبیا به غیر محمد سر است این

بر خلق آسمان و زمین رهبر است این

دستش مبند بنت اسد، حیدر است این

ای دخت شیر! بهر نبی شیر زاده‌ای

شیری که هست صاحب شمشیر،زاده‌ای

 

تو دخت شیری و اسدالله زاده‌ای

بر جمله خلق، رهبر آگاه زاده‌ای

بهر رسول، همدم و همراه زاده‌ای

خوشتر ز آفتاب رجب، ماه زاده‌ای

نوزاد تو کز او حرم الله منجلی است

آیینۀ تمام نمای خدا، علی است

 

نقش همیشه زنده لوح و قلم علی است

در بین اولیا به دو عالم علم علی

تصویری از حقیقت حُسن قِدم علی است

سعی و صفا و زمزم و رکن و حرم علی است

قرآن به وصف اوست که تکمیل می‌شود

جـز او چـه کس معلم جبریل می‌شود

 

روز نخست ارض و سما گفت یا علی

روح الامین به وقت دعا گفت یا علی

آدم به موج درد و بلا گفت یا علی

در جنگ‌ها رسول خدا گفت یا علی

در ذوالفقار زمزمۀ لافتی علی است

بر روی هر که می‌نگرم نقش یاعلی است

 

ای شهریار کشور جان یا علی مدد

ای دستگیر خلق جهان یا علی مدد

ای رهنمای گمشدگان یا علی مدد

ای ذکر اهل دل به زبان یا علی مدد

ما جان و دل به مهر تو آراستیم و بس

روز نخست از تو، تو را خواستیم و بس

 

مرغ دلم کبوتر صحن و سرای توست

شیرین ترین ترانۀ روحم ثنای توست

مُهر حلال زادگی من ولای توست

هر سو که رو نهم حرم با صفای توست

از لحظه‌ای که پای به دنیا گذاشتم

دینی به جز ولای تو مولا نداشتم

 

گل بی نسیم مهر تو پژمرده می‌شود

دل بی شرار عشق تو افسرده می‌شود

نام تو با کلام خدا برده می‌شود

یاد دمت مسیحِ دل مرده می‌شود

تـو کیستی؟ امام تمام امام‌ها

بر حضرتت هماره درود و سلام‌ها

 

بی مِهر تو قبول صلوة و صیام نیست

تکبیر و حمد و نیت و رکن و قیام نیست

تبلیغ دین احمد مرسل تمام نیست

ما را به جز تو بعد پیمبر امام نیست

این مذهب و عقیده و ایمان"میثم"است

حتی بهشت گـر تـو نباشی جهنم است




✔️ موضوع : مدح و مناجات با امام علی(ع)، ولادت امام علی(ع)،


تاریخ درج شعر : شنبه 1398/12/17 | 07:15 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امیرالمومنین(ع)-مدح


حالا بگو به گوش زبانها که قاصرند

در این بیان که وصف تو افتاده شاعرند

 

یک بار اشتباه زچشم تو سر نزد

تا حق دهم به جانب آنها که منکرند

 

آنها که در نبرد گریزان شوند و باز

وقتی که نان گرم تو پخته ست حاضرند

 

تو اوّلی ّ و اوّل بسم اللّهی «علی»

سبقت گرفته گان همه نزد ِ تو آخِرند

 

همسایه ی قنوت تو عرش است و شانه هات

با دست بیقرار یتیمان مجاورند

 

آری اگر قیاس مسلمان شدن علی ست

بی شک تمام مردم این شهر کافرند




✔️ موضوع : مدح و مناجات با امام علی(ع)،


تاریخ درج شعر : شنبه 1398/12/17 | 07:09 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امیرالمومنین(ع)-مدح


ای شیر خدا امیر حیدر فتحی

وی قلعه‌گشای در خیبر فتحی

درهای امید بر رخم بسته شده

ای صاحب ذوالفقار و قنبر فتحی

***

ای حیدر شهسوار٬ وقت مدد است

ای زبده‌ی هشت و چار٬ وقت مدد است

من عاجزم از جهان و دشمن بسیار

ای صاحب ذوالفقار٬ وقت مدد است




✔️ موضوع : مدح و مناجات با امام علی(ع)،


تاریخ درج شعر : شنبه 1398/12/17 | 07:05 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات
تعداد کل صحن ها : 538 :: ... 2 3 4 5 6 7 8 ...
لطفا از دیگر صحن های حسینیه نیز دیدن فرمایید
.: پایگاه تخصصی مدح و مرثیه حسینیه:.
ساخت وبلاگ در میهن بلاگ

شبکه اجتماعی فارسی کلوب | اخبار کامپیوتر، فناوری اطلاعات و سلامتی مجله علم و فن | ساخت وبلاگ صوتی صدالاگ | سوال و جواب و پاسخ | رسانه فروردین، تبلیغات اینترنتی، رپرتاژ، بنر، سئو