حسینیه پایگاه تخصصی مدح و مرثیه
جهت دسترسی آسان به اشعار مورد نظر، از فهرست موضوعات استفاده کنید
موضوعات اشعار

بسم‌الله الرحمن الرحیم


قابل توجه زائرین گرامی، همزمان با ثبت اشعار در پایگاه حسینیه، کانالهای اجتماعی "حسینیه"  نیز به روز خواهد شد.

لینک کانال های تلگرام ، ایتا و سروش  hosenih@  

و

لینک صفحه اینستاگرام payegahe_hoseinieh@ 


https://telegram.me/hosenih

https://www.instagram.com/payegahe_hoseinieh/


لطفا در معرفی صفحات اجتماعی پایگاه "حسینیه" ، همکاری نمایید.



موضوع : کانال تلگرامی و صفحه اینستاگرام "حسینیه"، اطلاعیه و اخبار حسینیه، 
یکشنبه 1398/03/5

مناجات با خدا-شب قدر


زار و دامن آلوده، آمدم به مهمانی

حاصل همه عمرم، گشته این پشیمانی

گرچه من گنهکارم، گشته ای خریدارم

یا کریم و یا الله ، یا کریم و یا الله

 

سر به زیر و شرمنده، دل به لطف تو بستم

توبه نامه ای باطل، مانده بر روی دستم

معصیت شده کارم، از تو هم طلبکارم

یا کریم و یا الله ، یا کریم و یا الله

 

مورد پسند تو ، زندگی نکردم من

یک سحر به عشق تو ، بندگی نکردم من

مانده بر زمین بارم، دلخوشم تو را دارم

یا کریم و یا الله ، یا کریم و یا الله

 

با کمال بی شرمی، قلب یارم آزوردم

نزد حضرت صاحب، آبروی خود بردم

سرچگونه بردارم، کرده معصیت خوارم

یا کریم و یا الله ، یا کریم و یا الله

 

با محبّت زهرا، تا نجف کشیدم پر

ذکر هرشب قدرم، یا علی مدد حیدر

بر علی گرفتارم، حبّ مرتضی دارم

یا کریم و یا الله ، یا کریم و یا الله

 

زیر لب علی امشب، نام فاطمه دارد

یاد مهربان یارش، آه و زمزمه دارد

شد زمان دیدارم، من قتیل مسمارم

فاطمه کجایی تو ، مردم از جدایی تو

 

با حسین حسین امشب، حاجتم روا باشد

چون که افضل الاعمال، طوف کربلا باشد

شد حسین خریدارم، میل کربلا دارم

اى حسین مظلومم ، اى حسین مظلومم

 

با نگاه اربابم، همچنان زهیرم کن

با تنی به خون غلتان، عاقبت به خیرم کن

شد حسین مدد کارم، شاه با وفا دارم

ای حسین مظلومم ، ای حسین مظلومم

 

روی نی نسیم آمد، گیسویش تکانی خورد

بس که دلبری می کرد، صبر خواهرش را برد

گفت حسین گرفتارم، در میان اغیارم

اى حسین مظلومم ، اى حسین مظلومم



موضوع : مناجات با خـدا، 
یکشنبه 1398/03/5

امیرالمومنین(ع)-شهادت


علی گلی است که جز خون دل گلاب نداشت

غمش به گلبن تاریخ هم حساب نداشت

جواب گوی ستمدیدگان عالم بود

اگر چه نالۀ مظلومیش جواب نداشت

خزانه دار خدا بود و ثروتی دم مرگ

به غیر چهرۀ از خون سر خضاب نداشت

علی که سلسله بر پای آفتاب انداخت

به پیش اشک یتیمی توان و تاب نداشت

به مرگ بود زکودک به شیر عاشق تر

که تیغ دور سرش بود و التهاب نداشت

علی کسی ست که از روز بدر تا به شب قدر

به کام مرگ فرو رفت و اضطراب نداشت

گشوده گشت کتاب خدا رفرق علی

پیمبری به جهان اینچنین کتاب نداشت

نماز صبح شب قدر بر ستمکاران

بقدر ریختن خون او ثواب نداشت

بغیر خون سر آن شهید دست عدو

برای شستن محراب کوفه آب نداشت

طلوع فجر، شهادت بده که شست و سه سال

تو سر زدی و علی با تو بود و خواب نداشت

بخاک (میثم) از آن رو نهاد روی که دید

تراب هم پدری غیر بوتراب نداشت



موضوع : شهادت امام علی(ع)، 
یکشنبه 1398/03/5

امیرالمومنین(ع)-شهادت


قامت گردون به عزایت خم است     یا علی

زخم تو زخم جگر عالم است         یا علی

بر تو و بر زخم جبینت سلام           صبح و شام

با غم تو شادی عالم غم است         یا علی

رفت تن پاک تو ای جان پاک            زیر خاک

بی تو جهان خیمه‌ای از ماتم است     یا علی

بی تو رود بر فلک از قعر چاه            آه آه

چاه به غم‌های دلت محرم است        یا علی

سوخت ز داغت دل سوزان ما        جانِ ما

گریه به داغ دل ما مرهم است        یا علی

کعبۀ اسلام نهان در گل است         مشکل است

دیده یاران ز غمت زمزم است        یا علی

خون تو اشک بصر انبیاست            اولیاست

هر چه بگریند ز داغت کم است       یا علی

بهر نجات همه افروختی                سوختی

پاسخ تو ظلم بنی‌آدم است             یا علی

حق تو ای فرق تو از هم جدا          شد ادا

زخم جبینت سندی محکم است        یا علی

اینکه به شعرش شرر افروخته         سوخته

زخم سرت بر جگر «میثم» است      یا علی



موضوع : شهادت امام علی(ع)، 
یکشنبه 1398/03/5

امام علی(ع)-مدح


او بر امور عالم  ناسوت ناظم است

هرکس که غرق یاد علی نیست نادم است

ما سجده سمت ساقی میخانه می کنیم

زیرا شراب آتش عشقش مداوم است

روح الامین به شوق نجف گریه می کند

جبریل در حوالی آن بقعه خادم است

در ماورای عرش علی سیر می کند

بر راه های عالَم ما نیز عالِم است

وقتی که خال او حجرالاسود دل است

هر مَحرمی که شهر نجف رفته مُحرم است

فرمود ضربه ای زده و ضربه ای زنید

در حیرت از عدالت او ابن ملجم است

جایی که ذوالفقار علی در غلاف نیست

عریان شدن مقابل این تیغ لازم است

تنها به تیغ ابروی او جان نداده ایم

در این قتال وعده ی دیدار مجرم است

زینت گرفت مجلس ما با علی علی

نامش همیشه مایه ی فخر مراسم است



موضوع : مدح و مناجات با امام علی(ع)، 

امیر المومنین(ع)-شهادت


بر هر کسی که ساقی کوثر امام نیست

عالم به نام او بشود هم، به کام نیست

در پیشگاه حضرت حیدر برای ما

بالاتر از مقام گدایی مقام نیست

بعد از فراق فاطمه اش روز خوش ندید

جز چاه با علی احدی هم کلام نیست

گیرم که زخم فرق علی التیام یافت

هجران یاسِ سوخته را التیام نیست

از کوچه های کوفه پدر را به خانه برد

دل خون تر از امام حسن هیچ امام نیست

با هم برای غربت زینب گریستند

از کوچه رد شدند، کسی پشت بام نیست

خاکستر و نگاه حرامی و کعب نی

جای عقیله که وسط ازدحام نیست

همراه یوسفش سر بازار می رود

کوفه به هیچ وجه به سختی شام نیست 



موضوع : شهادت امام علی(ع)، 
یکشنبه 1398/03/5

امیر المومنین(ع)-بستر شهادت


پدرِ پیرِ من انگار که شیدا شده ای

بینِ این بستر افتاده،معلّا شده ای

بالِ پرواز نزن می شکنم از رفتن

ضربه ای خورده ای انگار مداوا شده ای

اینقَدر شوقِ پریدن ز چه داری پدرم؟

بارِ خود بسته ای و خوب مهیّا شده ای

بعد از این زینِ ابت، زینِ ابی نیست دگر

باعثِ خستگیِ زینب کبرا شده ای

عطر یاس است که پیچیده در این صحن وسرا

چه شده،گریه شدی پهنه ی دریا شده ای

زیرِ لب زمزمه داری که سلام ای بانو

نکند مستِ حضورِ گلِ طاها شده ای

میلِ ماندن که نداری برو ای شیرخدا

عازمِ دیدنِ صدیقه ی کبرا شده ای

چه کند بعدِ تو این خیلِ یتیمانِ عرب

آن گروهی که بر آن طایفه بابا شده ای



موضوع : شهادت امام علی(ع)، 
یکشنبه 1398/03/5

امیر المومنین(ع)-شب شهادت


امشب این خانه باز پُر شده از

گریه و سوز و آه دلشوره

حال اُم‌البنین تماشایی است

گاه اشک است و گاه دلشوره

 

مادری بود سر به زیر و علی

که تَرَک خورده بود احساسش

همه بودند دور بسترش اما

دَمِ در ایستاده عباسش

 

تا بُریده نَفَس نَفَس میزد

گریه در‌ بینِ خانه می‌اُفتاد

مردِ خیبر مقابلِ زینب

هِی سَرش رویِ شانه می‌اُفتاد

 

گفت آقا شب وصال است و

دلخوشم با صدایِ زهرایم

همه از دورِ بسترم بروند

همه جز بچه‌های زهرایم

 

* * *

 

سر ‌به زیرِ رشیدِ این خانه

سمتِ در داشت جان به لب می‌رفت

دست بر سینه داشت آهسته

رو به بابا عقب عقب می‌رفت

 

ناگهان گفت جانِ بابا باش

پیشِ من پیشِ خواهرانِ حسین

ای تمامِ وصیتم عباس

جانِ تو جانِ دخترانِ حسین

 

همه را تا سپرد بر عباس

گفت راحت خیالت ای مادر

در جوابش به گریه اُم‌ِبنین

گفت شیرم حلالت ای مادر

 

علقمه دید خم شده بر مَشک

آنقدر تیر خورد تا اُفتاد

همه در پشتِ نخلها بودند

همه گفتند مرتضی اُفتاد....



موضوع : شهادت امام علی(ع)، 
یکشنبه 1398/03/5

امیر المومنین(ع)-بستر شهادت


كیست این مرد كه شب كیسه‌ی خرما می‌بُرد

روز می‌آمد و از سینه نفسها می‌بُرد

كیست این مَرد كه تا تیغ به بالا می‌بُرد

رزم را با مدد از حضرت زهرا می‌بُرد

این خدا نیست ولی مقصدِ هر راه است این

اَشهدُ اَنَّ علیّاً ولیّ الله است این

 

 

كیست این شیر كه از خصم جگر در آورد

از میانِ كمرش تیغِ دوسر در آورد

از دلیرانِ عرب جمله پدر در آورد

کار او بود که اسلام ثمر در آورد

یاعلی روز و شب و شمس و قمر می‌گویند

ها عَلی بَشرٌ کیفَ بَشَر می‌گویند

 

 

آه همسفره‌ی کوری دل ویرانه کجاست

نان پز خانه‌ی این جمع یتیمانه کجاست 

مرکب بازیِ این طفل در این خانه کجاست

شانه‌ی بارکش و دستِ کریمانه کجاست

پیرزن پیش تنور است که آقایم کو

کودکی چشم به راه است که بابایم کو

 

 

گرچه از ضربه‌ی شمشیر سرش ریخت بهم

زهر کاری شد و با سر جگرش ریخت بهم

تا علی ریخت بهم دور و برش ریخت بهم

دید چشمان طبیب و  پسرش ریخت بهم

آه در آتش غم حاصل زینب را ریخت

سر تکان داد طبیب و دل زینب را ریخت

 

 

سوخت از حرف طبیب از خبرش عباسَش

می‌زند روی سرش هِی به سرش عباسَش

روضه خوانش حَسنش نوحه گرش عباسَش

قلبِ او هست حسین و جگرش عباسَش

وقت روضه شد و عباس به زانو اُفتاد

رفت از حال علی  درد به پهلو اُفتاد

 

 

وای از امروز حسن گوشه‌ی بستر اُفتاد

باز هم یادِ غمِ بسترِ مادر اُفتاد

خواهر اُفتاد زمین تا كه برادر اُفتاد

یادِ روزی كه رویِ مادرشان دَر اُفتاد

هیزم و آتش و كابوس عجب بد دردی است

ضربِ نا مَحرم و ناموس عجب بد دردی است

 

 

قنفذ از راه از آن لحظه كه آمد میزد

تازه می‌كرد نفس را و مجدد میزد

وای از دستِ مغیره چقدر بد میزد

جای هركس كه در آن روز نمیزد میزد

آخرین حرفِ علی  بود خواهش می‌كرد

زینبش را به اباالفضل سفارش می‌كرد

 

 

زینم آه ببینی غمِ حنجرها را

می‌کشی روی جگر داغ برادرها را

بعد از آن جمع کنی پاره‌ی پیكرها را

میزنی چند گره معجرِ دخترها را

میزنی داد به گودال حرامی نزنید

تبر كوفی و سر نیزه‌ی شامی نزنید



موضوع : شهادت امام علی(ع)، 
یکشنبه 1398/03/5

امیر المومنین(ع)-بستر شهادت- زبان حال حضرت زینب(س)


در دلم آتشی از داغِ تو برپا شده است

بیشتر از سرِ شب زخمِ سَرَت وا شده است

لَخته‌خون بسته ببین چادرِ مادر امشب

قامتت سرخ شده ، قامتِ من تا شده است

قاتل از شیرِ تو نوشیده به من میخندد

یعنی ای كوفه نشین نوبتِ بابا شده است

باز یک گوشه حسن گرم زبان میگیرد

باز این خانه پُر از روضه‌یِ زهرا شده است

دیدم آن روز در آن كوچه‌یِ باریک چه شد

دیدم آن روز كه یک مُشت مُهَیّا شده است

وای از آن چهره که دیوار غمش را حِس کرد

آه از آن گونه که زخمی به رویَش جا شده است



موضوع : شهادت امام علی(ع)، 
یکشنبه 1398/03/5

امیر المومنین(ع)-بستر شهادت-روضه حضرت عباس(ع)


چشم‌هایِ به رنگِ خونَت را

بر پرستارِ خود کمی وا کُن

دلِ من شور میزند بابا

گریه‌های مرا تماشا کُن

 

گرچه بستم شکافِ زخمت را

خونِ تازه دوباره میریزد

گرچه بر معجرم گره زده‌ام

لَخته‌خون ، پاره پاره میریزد

 

بعدِ لبخندِ قاتلت بر من

تو چرا خنده میکنی بابا؟

شبِ بی مادریِ ما را باز

این چنین زنده میکنی بابا

 

واژه‌هایی که خاطرات من است

باز تکرار میکنی هر بار

کوچه‌یِ تنگ ، خنده و هیزم

میخ در ، دود ، آتش و دیوار

 

مُردم از روضه‌خوانی‌ات امشب

سوختم پایِ هر وصیتِ تو

سرِ شب از شکافِ در دیدم

حالِ عباس را زِ نیَتِ تو 

 

دستِ او را گرفتی و گفتی

رو سپیدم کُن ای رشیدِ علی

پیشِ زهرا کُن آبرو داری

آبرویم بخر ، امیدِ علی

 

جانِ تو ، جانِ خواهرت زینب

ای علمدارِ کاروانِ حسین

حیدرِ بی مثالِ عاشورا

جانِ تو ، جانِ دخترانِ حسین

 

نکند کودکی شود تشنه

نکند دختری زمین بخورد

نشود با تو خیمه‌ای بی تاب

نکند مادری زمین بخورد

 

دستهایت اگر زمین اُفتاد

نامِ زهرا به لب بِبر ، جان گیر

بدنت را سپر کُن و بشتاب

خم شو و مشک را به دندان گیر

 

تشنه لب ، مشکِ آب را به لبِ

کودکِ بی زبان بگیر عباس

تیر وقتی به چشمهایت خورد

مدد از زانوان بگیر عباس

 

دست وقتی که نیست با صورت

از سرِ زین به خاک می‌اُفتی

غرق در تیر ، ای کمان اَبرو

به زمین چاک چاک می‌اُفتی

 

مادری میرسد به بالینت

دست دارد به رویِ پهلویش

کاش چشمت نبیندش وقتی

جای یک دست مانده بر رویش



موضوع : شهادت امام علی(ع)، 
یکشنبه 1398/03/5

امیر المومنین(ع)-شهادت


مردم کوفه خوابشان برده

مسجد اما هنوز بیدار است

از شبی که علی زمین افتاد

چشمِ محرابِ کوفه خونبار است

 

تازه فهمیده کوفه ، بی روح است

هم اذان هم نماز بی حیدر

مأذنه تشنۀ اذانِ علیست

نه صدای موذنی دیگر

 

اینکه با خود نسیم آورده

صوت جانسوزِ گریه های علیست

کوفه در قسمتِ فقیرنشین

همه اش پُر زِ ردِّ پای علیست

 

روی دیوارهای کاهگلی

جای یک سر ، زیاد دیده شده

اشک در چشمِ چاه حلقه زده

قامت نخلها خمیده شده

 

نیمۀ شب کُلون در باز است

پس کجایی یتیمِ تو تنهاست

یک کم از نانِ خالی اش مانده

چشم در راهِ چند تا خرماست

 

پس کجایی که تا خرابۀ شهر

ظاهراً یک دو فرسخی مانده

کودکانی گرسنه خوابیدند

سرد و تاریک ، مطبخی مانده

 

مرد بودیّ و رفتی و دنیا

تا قیامت سیاهپوشِ تو شد

فاتحِ خیبر و اُحُد بودی

که یتیمی سوارِ دوش تو شدِ

 

بیش از چند قرن می گذرد

چشمِ دنیا هنوز سمت شماست

مرقد با صلابتی داری

که پناهِ تمام انسانهاست

 

زیر گلدسته ها و ایوانت

گوشۀ دنجِ عالم است علی

چه بگویم ز بارگاه شما

واژه در دست من کم است علی

 

من به یاد شما و نام شما

هر شب و روز عادتی کردم

یک دو باری که آمدم به نجف

با تو احساس راحتی کردم

 

خوب فهمیده ام در آن دنیا

با امامم طرف شوم کافیست

یا که بهتر بگویم این دنیا

کوچه گردِ نجف شوم کافیست



موضوع : شهادت امام علی(ع)، 
یکشنبه 1398/03/5

امیر المومنین(ع)-بستر شهادت – زبان حال حضرت زینب(س)


هر بار بر محاسن خود دست میکشی

موی سپید مادرم آید به یاد من

حرفی نمی زنی فقط گریه میکنی

امشب برس عزیز دل من به داد من

 

مانند موی خویش دلم را به هم نریز

خون شستن از سرت چقدر کار میبرد

آن شب بگو چرا وسط غسل مادرم

دیدم که فضه پارچه بسیار میبرد

 

پا بر زمین مکوب دلم شور میزند

ماندم که زهر با جگر تو چه کرده است

مرهم برای زخم تو درمان نمیشود

شمشیر با شکاف سر تو چه کرده است

 

شمشیر با غلاف که فرقی نمیکند

هر دو برای زخم زدن ساخته شدند

در کوچه دست مادر و در کوفه فرق تو

اینها برای کشتن من ساخته شدند

 

اما میان این همه ابزارهای جنگ

برخنجری که کُند شده اکتفا کنند

آداب ذبح را که رعایت نمیکنند

آنقدر میزنند که سر را جدا کنند



موضوع : شهادت امام علی(ع)، 
یکشنبه 1398/03/5

امیر المومنین(ع)-بستر شهادت


باز هم خانه و یک بستر خون آلوده

زنده شد خاطره‌ مادر خون آلوده

شیر مرد اُحد افتاده کجایی زهرا

تا ببندی سر این حیدر خون آلوده

این سروصورت خونین شده هم ارثی شد

بعد از آن کوچه و نیلوفر خون آلوده

ریشۀ هرچه بلا آن در و دیوار شده

سینۀ مادر و میخ در خون آلوده

مثل پهلو سر پاشیده زهم خوب نشد

چه کند زینب و این پیکر خون آلوده

دور زینب همه هستند همه مَحرم ها

وای از کرببلا و پر خون آلوده

با لبانی که ترک خورده به گودال آمد

بوسه زد با قد خم حنجر خون آلوده

درسرازیری تل روبروی شمر رسید

چشمش افتاد به موی سرخون آلوده

خوب شد خورد به تاریکی شب غارت ها

جمع شد قافله ای دختر خون آلوده

می فروشند در این کوفه سر بازارش

گوشوار و سپر و معجر خون آلوده



موضوع : ضربت خوردن امام علی(ع)، شهادت امام علی(ع)، 

امیرالمومنین(ع)-شب نوزدهم


ای دل صدپاره گل باغ تو

تا ابدیت به جگر داغ تو

ظلم‌کُش از همه مظلوم‌تر! 

رهبر از فاطمه مظلوم‌تر!

پادشه وسعت ملک خدا!

صدرنشین حرم ابتدا!

محفل انس تو دل سوخته

عدل به نوع بشر آموخته

ساخته و سوخته با آه خود!

رانده جهان را ز سر راه خود!

سینه‌ات از لوح و قلم پاک‌تر

از گل پرپر شده صدچاک‌تر

باغ جنان شیفتۀ قنبرت

روح‌الامین مستمع منبرت

خانۀ تو کعبۀ عالم شده

خاک قدم‌های تو آدم شده

ماه، ‌طلوعش به تو آغاز گشت

مهر به دست تو ز ره بازگشت

ای همه جا طور مناجات تو

چشم اجابت پی حاجات تو

در دل شب هم‌سخن‌ چاه‌ها!

سوخته با نالۀ تو آه‌ها

جام طهورای خدا مست تو

وسعت گردون به کف دست تو

قنبر کوی تو سراج‌الهدی‌ست

صوت بلال تو صدای خداست

لالۀ زخمی شده از خارها!

جهل بشر کشته تو را بارها

خون دل و اشک بصر داشتی

زخم رعیت به جگر داشتی

زخم به دل شعلۀ آتش به جان

خار به دیده به گلو استخوان

نالۀ تو نالۀ بی‌زمزمه

خانۀ تو خانۀ بی‌فاطمه

چشم به دیوار و به در دوختی

سوختی و سوختی و سوختی

ای به مقام از همه بالاترین

رهبر در جامعه تنهاترین

دوست تو، دشمن تو ناسپاس

تا صف محشر همه‌جا ناشناس

با چه گنه پور مرادی شتافت

فرق تو را چون جگر ما شکافت

سوز درونت به فلک تاب داد

خون سرت آب به محراب داد

کشتۀ توحید و عدالت شدی

فزت برب گفتی و راحت شدی

تا که شود نخل و گل و باغ، سبز

در نفس ما بود این داغ، سبز

دل به عزایت حرم ماتم است

زخم سرت بر جگر «میثم» است



موضوع : ضربت خوردن امام علی(ع)، 

امیر المومنین(ع)-شب نوزدهم


بابا خوش آمدی چه عجب مال من شدی

شبهای قبل وقف حسین و حسن شدی

چیزی بمن نگفتی از این راز سر به مُهر

اصلاً چه شد که سر زده مهمان من شدی

از ابتدای ماه نگاهم به این در است

لاغر شدی نهیف شدی دل شکن شدی

با من سکوتِ محض نمی کردی ای دریغ

ای ناطق خدا چقدر کم سخن شدی

بابا بجان تو دل من شور می زند

با بانوی بهشت مگر هم سخن شدی

این حالَتَت شبیه به حالات مادر است

حالا چه شد که این همه فکر کفن شدی

اینقدر ذکر آیة ((انّا اِلَیه)) چیست؟

گویا که حاملِ خبرِ پَر زدن شدی

افطار تا سحر سخن از وصل می کنی

آمادة ارادة کشته شدن شدی

مرغان خانه هم دم از این داغ می زنند

انگار خویش باعث این خواستن شدی

بابا نگفتم از حرمِ زینبت مرو؟

رفتی ز پیش زینب و خونین بدن شدی

گفتی بمن که زینبِ ام المصائبم

باید کنم نظاره که چه خونین دهن شدی

ضربت به فرق شاه ولایت روا نبود

آیا همین مقدمه کربلا نبود



موضوع : ضربت خوردن امام علی(ع)، 

امام علی(ع)-شب نوزدهم


ساقی بریز باده که تازه گلو کنی

شرمنده آمدم که مرا زیر و رو کنی

پیمان شکن شدم سرِ این نفس، حق توست

من را مؤاخذه سرِ این خُلق و خو کنی

هر بار جای من، تو حیا کرده ای ولی

دستِ مرا نشد که تو یک بار رو کنی

هر شب به این بهانه صدایت زدم فقط

تا با دلِ شکسته ی من گفت و گو کنی

امشب نمی شود به نماز شب علی

فکری به حال سائل بی آبرو کنی؟

مثل عبای کهنه ی حیدر، دل مرا

آیا شود به دست کریمش رفو کنی؟

با روسیاهی آمده ام محضرت که تو

با اشک روضه باز مرا شست و شو کنی

ای روزگار... رحم به زینب نمی کنی؟!

هر چه مصیبت است فقط سهم او کنی

دیروز داغ مادر و امروز هم پدر

بر این صبورِ غمزده، بغضِ گلو کنی

فرقِ علی شکافته، حالا عقیله را

نامردی است با پدرش رو به رو کنی

**

بوسه بزن به رأس پدر چون که کربلا

باید وصال رأس حسین آرزو کنی

جز حنجر بریده که پیدا نمی کنی

هرچه میان خونِ تنش جست و جو کنی



موضوع : ضربت خوردن امام علی(ع)، 

امام علی(ع)-شب نوزدهم


به کوی رحمتِ حیدر مقیم یعنی ما

گدای شاه نجف از قدیم یعنی ما

فقیر محض شدن اوج لذت دل ماست

کریم... اوست، فقیر کریم یعنی ما

تمام خاک نجف نعمت است سرتاسر

همیشه سائلِ دارُالنّعیم یعنی ما

نوای یاعلی و یا عظیم یعنی او

دخیلِ یا علی و یا عظیم یعنی ما

دل شکسته ی ما تا که ظرف مِهر علی است

خطاب آیه ی "قلبٍ سَلیم" یعنی ما (۱)

علی است شاه عظیمی که مانده در بستر

سیاه پوشِ به پشت حریم یعنی ما

از آن زمان که شکستند فرقِ حیدر را

دل شکسته و قلب دو نیم یعنی ما

ازین به بعد نجویید خنده ی ما را

شبیه کودک کوفه یتیم یعنی ما

 

 

۱. یَوْمَ لَا یَنفَعُ مَالٌ وَلَا بَنُونَ إِلَّا مَنْ أَتَى اللَّهَ بِقَلْبٍ سَلِیمٍ (۸۸ و ۸۹ شعراء)



موضوع : ضربت خوردن امام علی(ع)، 

امیرالمومنین(ع)-شب نوزدهم


کردی هماره مرگ طلب از خدا علی

تا مستجاب شد به نمازت دعا علی

شب را به شوق مرگ نخفتی که صبحدم

فرقت شود بطاعت یکتا ، دو تا ، علی

اطفال در خرابه و مرغان به لانه ها

با هم گرفته اند برایت عزا ، علی

ای مهربان پدر به یتیمان ز جای خیز

بر کودکان خود بر امشب غذا ، علی

ای مهربان در به یتیمان ز جای خیز

بر کودکان خود ببر امشب غذا ، علی

آن شب قدر ز سوز درون داشت با تو راز

کامشب کمین گرفته براهت قضا علی

محراب لب گشوده و فریاد می کشید

یک امشبی بجانب مسجد میا ، علی

پیغمبر  در بناله در امد مرو  مرو

ای با خبر ز نقشه خصم دغا علی

هستی ز بیم ، جان خود از دست داده بود

بگذاشتی بجانب مسجد چو ، پا علی

گفتی اذان آخر خود را بشوق مرگ

کردی ز خواب قاتل خود را صدا علی

تا تیغ کین رسید بفرق منیر تو

زهرا به خلد ناله زد و گفت یا علی

"میثم" که گشته مشتری درد عشق تو

عاشق بود ولای تو را با بلا علی



موضوع : ضربت خوردن امام علی(ع)، 

امیرالمومنین(ع)-شب نوزدهم- بحرطویل

 

کوچه‌ها خلوت و خاموش شب از جامۀ ظلمت شده چون صحن عزا، خانه سیه‌پوش، تو گویی همه چیز و همه کس گشته فراموش، نه مانده شبحی پیش دو چشمی، نه صدایی رسد از کوچه خلوت زده بر گوش، چرا، می‌شنوم تک تک پا و، شبحی را نگرم می‌رسد از دور، یکی مرد که پوشیده رخ و از رخ مستور، به هر کوچۀ تاریک دهد نور، گمان می‌کنم این مرد کلیم‌الله آن کوچه بُوَد آه ببینید کجا می‌رود و چیست ورا نیت و منظور؟ چه آرام وخموش است، دلش بحر خروش است، ببینید که انبان پر از نان و پر از دانۀ خرماش به دوش است به گمانم که به ویرانه فقیری دل شب منتظر اوست که از گوشه ویرانه ندا می‌دهد ای دوست کجایی که بگیری دل شب باز سراغ فقرا را؟ 
عجبا عرش خداوند مکان کرده به ویرانه سرایی بگرفته است به دامن سر یک پیر فقیری که ندارد به جز از دیدۀ اعما و تن خسته و دست تهی‌اش برگ و نوایی، به لبش ذکر دعایی، به دلش حال و هوایی، نه طبیبی نه دوایی نه غذایی، همگان چشم بصیرت بگشایید و ببینید که در دامن ویرانه امیری شده هم صحبت و دلباختۀ پیر فقیری، اگر آن پیر بپرسد تو که هستی؟ گل لبخند ز جان بخش لبش روید و در پاسخ آن پیر بگوید که فقیری شده در این دل شب یار فقیری، عجبا باز به دوشش یکی انبان و گرفته است ره کوچه و پوید سوی ویرانۀ دیگر که به ایتام زند سر، ببرد بر همه از لطف و کرم باز غذا را. 
کیستی؟ ای همه جا روی تو پیدا که ندیدند و نگفتند که هستی؟ تو همان شیر خدایی، تو چراغ شب تنهاییِ خیل فقرایی، تو به احزاب و اُحد یار رسول دو سرایی، تو به ایتام، پدر در دل ویرانه سرایی، تو گهی هم سخن چاه و گهی پهلوی نخلی، به زمین چهره گذاری، ز بصر اشک بباری و گهی می‌چکد از قبضۀ تیغت به زمین خون عدو در صف پیکار، گهی مرحب خیبرکشی و عمرو به شمشیر شرربار، گهی دست تو در سلسلۀ خصم ستمکار، گهی وصله زنی کفش خود ای حجت دادار، گهی قلۀ عرشی و گهی حفر قناتت بوَد ای دست خدا کار، گهی عرش مکانی و گهی خانه نشینی، گهی استاد به جبرییل امینی و گهی یاور آن پیرزن مشک به دوشی، نتوان گفت که هستی تو، که هستی، تو بگو تا بشناسیم به توفیق بیان تو خدا را. 
ناسپاسان که به جز مهر و وفا از تو ندیدند، چه شد کز تو بریدند؟ خدا را به چه تقصیر به محراب دعا تیغ کشیدند؟ چرا فرق تو را از ره بیداد دریدند؟ عجب حق تو گردید ادا، پیک خدا داد ندا، آه که شد منهدم ارکان هدا، خفت به خون شیر خدا، گشت به محراب فدا، روح مناجات و دعا، مسجدیان یکسره این نالۀ جانسوز شنیده همه از پنجه غم جای گریبان، جگر خویش دریدند، ز دل ناله کشیدند، ز هر سو، سوی محراب دویدند و بدیدند همه دین خدا در یم خون خفته و از لعل لب خویش گهر سفته و با صورت خونین سخن از فزت و رب گفته، گهی می‌رود از هوش گه از اشک حسن آمده بر هوش، زند خون دل خسته‌اش از زخم جبین جوش، ز سوز جگر سوخته با قاتل خود گفت خدا را به چه جرمی به رویم تیغ کشیدی؟ تو که دیدی ز علی آن همه احسان و وفا را. 
همه تن اشک فشان دست گشودند که آرند علی را به سوی خانه که ناگاه در آن سوز و غم و درد نگاهی به افق کرد و ندا داد که ای صبح! نشد در همه ایام تو از جیب افق سرزنی و چشم علی پیشتر از سرزدن روی تو بیدار نباشد، عجبا گشت فدا در دل محراب دعا، جان پیمبر، علی آن ساقی کوثر، علی آن فاتح خیبر، علی آن میر مظفر، علی آن روح مکرم، علی آن عدل مجسم، علی آن دادرس امت و مظلوم‌ترین رهبر عالم، به خداوند، به پیغمبر و زهرا که علی کشتۀ عدلی است که خود حاکم آن بوده و خود مجری آن بود، خدا را نشنیدید مگر داد دوا پیش‌تر از کشتن خود قاتل خود را؟ نشنیدید که بخشید ز اکرام و جوانمردی خود تیغ به دشمن؟ نتوان یافت دگر مثل علی گو که بپویند زمین را و سما را.

 



موضوع : ضربت خوردن امام علی(ع)، 

امیرالمومنین(ع)-شب نوزدهم


ای چراغ سحر خسته دلان

ای دعای دل بشکسته دلان

ماهِ تابیده به هر ویرانه

آشنا با همه، خود بیگانه

مونس و همدم دیرینه ی ما

چاهِ آه سحرت سینه ی ما

تا صف حشر چراغِ دل جمع

بی صدا سوخته یک عمر چو شمع

داستان غم تو فوق غم است

نام مظلوم برای تو کم است

بشریّت سویت آورده رجا

تو کجا وسعت تاریخ کجا

ای همه عمر شده آب، علی

قتلگاهت شده محراب علی

مسجد از شوق نمازت مدهوش

کوفه از بانگ اذانت به خروش

شعله بر سوزِ دلت باد زده

سجده از داغ تو فریاد زده

خون جاری شده بر صورت تو

تا قیامت سند غربت تو

خصم از فرق تو قرآن وا کرد

شب احیای تو را احیا کرد

تا شود زخمِ فراقت چاره

خون زد از فرق سرت فوّاره

خاک با خون جبین تو سرشت

خون پاک تو به محراب نوشت

که علی گشت دگر آسوده

لیک با تیغِ به زهر آلوده

ای کرامت همه پاینده به تو

قاتلت گشته پناهنده به تو

ای علی جان تو بگو کاسه ی شیر

بوده کی پاسخ زخم شمشیر

ای به خون خفته بگو یارب کو

مالک اشتر و عمّارت کو

باغبان! بود و نبود تو چه شد؟

غنچه و یاس کبود تو چه شد؟

ای دو عالم حرمِ ماتم تو

تا صف حشر نثار غم تو

اشگ ما هدیه ی ناقابل ماست

خانه ی سوخته ی تو دل ماست

چاه ها آه گذشت از سرشان

نخلها ریخته برگ و برشان

شب به سوز تو برد رشک، علی

سفره ها پر شده از اشگ، علی

ای سحر مست صدای پایت

سفره ها منتظرِ خرمایت

سرخی یاس تو ما را کشته

اشک عبّاس تو ما را کشته

ای غمت گشته هم آغوش حسین

چوب تابوت تو بر دوش حسین

عاشقانِ شب خود را دریاب

یا علی زینب خود را دریاب

زنده شد خاطره ی همسر تو

دفن شد در دل شب پیکر تو

شب روی شانه تو را می بردند

چه غریبانه تو را می بردند

گر چه دفن تو نهان از همه بود

آنکه می برد تو را فاطمه بود

ای حسین حسین و حسنت دنبالت

محسنت آمده استقبالت

تیغ قاتل که جبین تو شکست

کمر امّ بنین تو شکست

خیز و چشم ترِ عبّاس ببین

گریه ی مادر عبّاس ببین



موضوع : ضربت خوردن امام علی(ع)، 
دوشنبه 1398/02/30

امام حسن مجتبی(ع)-ولادت


کبوترانه رسیدم به آسمان شما

سلام می دهم از دل به آستان شما

چه عاشقانه نشستم کنار خوان شما

میان سفره ی ما هست آب و نان شما

به زیر لب همگی ذکر ربّنا داریم

چه التماس دعاها که از شما داریم

 

رسیده ای که همیشه پناه من باشی

کریم باشی و امّید مرد و زن باشی

نسیم روح خدا در کویر تن باشی

رسیده ای که امام همه " حسن" باشی

تو آمدی که خیالم همیشه آرام است

کسی که بی تو بماند همیشه ناکام است

 

سپرده ام دل خود را به دست دلدارم

من از ولایتتان دست بر نمی دارم

منی که روزه گرفتم به نیّت یارم

حسن حسن شده ذکر زمان افطارم

طواف می کنمت در مدار ماه خدا

کریم آل عبا سفره دار ماه خدا

 

تویی که صاحب این سفره های خیراتی

برای اهل سحر اسوه ی مناجاتی

طلوع نور خدا جلوه ی عباداتی

عزیز حیدر و زهرا بزرگ ساداتی

همیشه می رسد از چشم هایتان برکات

نثار مقدمتان هدیه می کنم صلوات

 

برای مساله ی عشق راه حل هستی

مشوّق همه در بهترین عمل هستی

تویی که شیر نبردیّ و بی بدل هستی

جوان شیر خدا فاتح جمل هستی

میان خانه ی گل ها تبسّم یاسی

مرید حضرت حیدر مراد عباسی

 

دعای این دل بی تاب من شده دائم

خدا کند که شبی با عنایت قائم (عج)

به رسم عرض ارادت شبی شوم خادم

کنار صحن ؛ ورودی حضرت قاسم

به هر مژه بکشم خاک آستانت را

ببینم آمد و شدهای زائرانت را

 

تو صاحب کرمی اوج رحمتی مولا

تو صاحب علمی مرد غیرتی مولا

اگرچه بی حرمی اهل غربتی مولا

همیشه محترمی با صلابتی مولا

همیشه بانی هر سفره ی کرم هستی

میان سینه ی ما صاحب حرم هستی

 

در این شبی که نشستیم غرق خوشحالی

در این شبی که گرفتیم دور هم فالی

در این شبی که به ما داده شد پر و بالی

مدافعان حرم جای سبزشان خالی

به گوش می رسد العفوهای هر شبشان

هنوز روضه ی لایوم مانده بر لبشان

 

شروع روضه ی لایوم روضه ی گودال

هجوم نیزه و شمشیر وپیکری پامال

حرامیان همه رفتند در پی خلخال

چه ها گذشته به اهل حرم... زبانم لال

همینکه مجلس روضه شبی به پا می شد

مدینه با نفست خاک کربلا می شد



موضوع : ولادت امام حسن(ع)، 
دوشنبه 1398/02/30

امام حسن مجتبی(ع)-ولادت


کربلا با قدم یار عجب جایی شد

خبر آمد حرم ماه تماشایی شد

بی حرم بود حسن جان و شب میلادش

حرم حضرت عباس گل آرایی شد



موضوع : ولادت امام حسن(ع)، 
دوشنبه 1398/02/30

امام حسن مجتبی(ع)-ولادت


می نویسم امشب از روی کریم اهل بیت

می نویسم از خم موی کریم اهل بیت

از قد و بالای دلجوی کریم اهل بیت

از حریم قدسی از کوی کریم اهل بیت

می نویسم تا حسن باشد گدای این درم

تا حسن آقاست بر این خانواده نوکرم

 

شد مبارک اینچین ماه مبارک با حسن

ذکر این شبهای عالم یا علی و یا حسن

(لا فتی الا علی و لا کریم الا حسن)

شد حسین آقا و بر آقای ما مولا حسن

هستِ عالم هست از هستِ کریم اهل بیت

ما مسلمانیم با دست کریم اهل بیت

 

برکت هر سفره از نان حسن بود از قدیم

آیه ی مشکل گشا ، جان حسن بود از قدیم

درد ما را نسخه درمان حسن بود از قدیم

گوییا جبریل مهمان حسن بود از قدیم

او کریم است و گدا را اوست یاری می کند

از قدیم این سفره را او سفره داری می کند

 

در دل بیراهه ها او روبراهم می کند

در سپاه کربلا جزو سپاهم می کند

تا که میگویم حسن ، زهرا نگاهم می کند

با گدایی حسن یکباره شاهم می کند

اوست رزق آسمانها و زمین را می دهد

با نگاهی او برات اربعین را می دهد

 

کیست او وجه خدا فرزند ختم المرسلین

از ازل تا صبح محشر او معزالمومنین

اوست در عالم علمدار امیرالمومنین

اوست آقا اوست مولای یل ام البنین

او کریم اهل بیت است و به عالم دستگیر

اوست بر نعم الامیر عالمین نعم الامیر



موضوع : ولادت امام حسن(ع)، 
دوشنبه 1398/02/30

امام حسن مجتبی(ع)-ولادت

 

یا علی و یاعظیم و یا غفور و یاکریم

می بَرم نام کریم و می پرم چون یاکریم

سخت محتاج کرامت آمدم من تا کریم

زخم سائل را که مرحم می‌نهد الا کریم؟

نیمه ماه خدا ، ماه خدا پیدا شده

فاطمه مادر شده است و مرتضی بابا شده

 

با کلافی نخ بیا رو سوی این بازار کن

دل بر این دریا بزن بر عاشقی اقرار کن

بر در این میکده بنشین و هی اسرار کن

روزه را یک بارهم با می بیا افطار کن

سفره ی ما با کراماتش پر از نان میشود

با حسن کار گدا هم جود و احسان میشود

 

باد از هوی حسن احساس مستی میکند

موج در موی حسن احساس مستی میکند

عابرِ کوی حسن احساس مستی میکند

آدم از بوی حسن احساس مستی میکند

 

مستی از بالا ترینِ رتبه های بندگی ست

با حسن بودن تمامِ مُنْتَهای بندگی ست

 

حُسنِ هستی، حسِ زیبایی، کریم اهل بیت

شور شیرینیِ شیدایی، کریم اهل بیت

پور زهرا، پور مولایی، کریم اهل بیت

بی نظیری، شاهِ یکتایی، کریم اهل بیت

ما همه یکتا پرستانِ سرِ کویِ توایم

می نخورده جزوِ مستانِ سرِ کوی توایم

 

هم،چو زهرا و رسولی هم شبیه حیدری

هم شجاعی هم دلیری هم یل و نام آوری

مِثلِ تو دنیا ندارد دلسِتان دیگری

عشق قاسم هستی و تواز عسل شیرین تری

افتخار من به در گاه تو خادم بودن است

از مقاماتت همین بابای قاسم بودن ست

 

قاسمت فرمود: شیرین است شورِ کربلا

درسها داده مرا مردِ غیرورِ کربلا

من غرورم را گرفتم از غرورِ کربلا

قول دادم من به آن قلب صبورِ کربلا

انتقام از قاتلانِ نوکرانِ خواهرت

من بگیرم از سعودی ها به اذن مادرت

 

از تو می گیرم همه امّید را، تدبیر را

از غلاف آرم برون مولا اگر شمشیر را

صد جمل سازم، کنم خم قامت تزویر را

یا علی گویان زنم من گردن تکفیر را

انتقام حملهٔ داعش بگیرم « با علی »

حک کنم بر سر در شهر مدینه « یا علی»

 

من سعودی و سپاهش را به آتش می کشم

حامیان رو سیاهش را به آتش می کشم

داعش و پشت و پناهش را به آتش می‌کشم

آن درخت و این گیاهش را به آتش می‌کشم «1»

ما ریاض و جده را با خاک یکسان میکنیم

کلِّ دنیا را برای تو شبستان میکنیم

 

تو جوانان بهشتی را بهشتی ، سروری

تو حبیبِ (عُشریه- طهماسبی-دانشگری)۲

تو امامم را امامی رهبرم را رهبری

تو معزالمؤمنینی از همه بالاتری

 

صلح تو روح بقای عزت اسلام شد

صلح تو آخر کجا مانند این برجام شد؟

 

صلح تو امید بود و صلح تو تدبیر بود

صلح تو بنیان کَن زور و زر و تزویر بود

صلح تو برّان به سان تیغه ی شمشیر بود

مایه ی عزت به ما و ذلّت تکفیر بود

عشق تو فتح المبینِ قلب هر کس میشود

صلح تو برجام نه، بیت المقدس میشود

 

گفت خرمشهر در پیش است.من آماده ام

من اسیر جذبه ی این رهبر آزاده ام

تا ابد دلداده‌‌ی دلداده‌‌ی دلداده‌‌ ام

چهره اش را دیده ام یاد علی افتاده ام

من غلام حیدر و آل علیم تا ابد

نام حیدر میبرم زهرا دعایم میکند

 

1-در بخشی از پیام حج رهبر انقلاب در توصیف آل‌سعود، از اصطلاح «شجره‌ی ملعونه» استفاده شده است. این اصطلاح برگرفته از متن قرآن کریم آیه‌ی۶۰ سوره‌ی اسرا است

۲-شهدای مدافع حرم : ابراهیم عشریه-مهدی طهماسبی -عباس دانشگر



موضوع : ولادت امام حسن(ع)، 
دوشنبه 1398/02/30

امام حسن مجتبی(ع)-ولادت


ای خوش آن بنده که از خاکِ تو سر بردارد

مرحبا بر اثری کز تو اثر بردارد

هر دلی عشقِ تو آموخت خدا خواه شود

که ز سر چشمه توحید خبر بردارد

بر جمال تو قسم چهره معصومِ ترا

دست نقاش ازل وقت سحر بردارد

صاحب کعبه تویی دورِ تو بایست طواف

آنکه حاجی است تو را بار سفر بردارد

آفتاب از نظرِ حُسن تو سر بر آوَرد

شب ز گیسوی شما قرص قمر بردارد

رطب از لعل تو در ماه مبارک رطب است

بوسه آن بوسه که از کامِ جگر بردارد

مشکل آن نیست که دل تا شب احیا نرسد

مشکل آن است که جشن تو به ما جا نرسد

 

خانه فاطمه را مُشک ختن می ریزد

یا گل یاس به دامان چمن می ریزد

گفت پیغمبر اکرم که از الطاف خدا

ماه پاره است که بر دامن من می ریزد

ز کَرم خانه توحید خبر آمده است

کَرم و جود ز احسان حسن می ریزد

او گرفتار من و توست نَه ما عاشق او

رحمتش وقت گرفتار شدن می ریزد

گُلِ خوشبوی گلستان بهشت است حسن

که ز سبزِ نفسش دشت و دمن می ریزد

این همه نغمه زیبا که مؤذن دارد

اَشهدِ اوست که از غنچه دهن می ریزد

قاریِ فاطمه لب را به سخن بگشوده

گو به قاری نَزَند درب دگر بیهوده

 

سینه ها جای تو ای قبله اَسرار حسن

شیعه ها در طلب وصل تو ای یار حسن

ما کجا و طلب روی تو ای روی خدا

ما خریدار و تویی یوسف بازار حسن

گفتگوی من و تو صحبت عبد و مولاست

دارم اُمّید دهی رخصت دیدار حسن

لا اقل این شده در نامه اعمالم ثبت

همه عمرم به تمنای تو دلدار حسن

بخدا هر دو جهان را به حسن مدیونیم

شیعه را سیره و رفتارِ تو معیار حسن

این وطن را که به ایرانِ رضا معروف است

با قدوم تو شده فتح ، علمدار ، حسن

ما اگر این همه در چشم جهان آقائیم

ما مسلمانِ حسین و حسن زهرائیم

 

بوی حج می دهد این قامت رعنا آقا

یعنی اوصافِ طوافی تو به معنا آقا

دست در دستِ قنوتِ تو به درگاه خداست

چه صفایی است تو را وقت تمنا آقا

رویت ای قرص قمر ماه شب چارده است

شب میلاد تو ما را شب یلدا آقا

چون علی توشه ما در دل شب پخش کنی

سائلی روز ندید آن قد و بالا آقا

با یتیمان همه جا دستِ نوازشگرِ تست

دردها از تو پذیرند مداوا آقا

دوستان را که خجالت زده فرمایی هیچ

دشمنان همه ز تو بینند مدارا آقا

خُلق نیکوی تو سوگند که دل را بِبَرد

خم ابروی تو سوگند که دل را بِبَرد

 

رشته مِهر حسن جان جهان می خواهد

بخدا معرفتت تاب و توان می خواهد

نه به یک عصر تو را شیعه تو بشناسد

لشگر کامل تو طول زمان می خواهد

غربتت جمع کند اُردویی از دلها را

این غریب است که اصحابِ گِران می خواهد

صلحِ تو جاذب دلهاست خدا می داند

و شناساندنِ تو نطق و بیان می خواهد

هیچ کس مثل تو اَسرارِ دلِ کوچه ندید

سرِّ حق لَختِ جگر داغِ نهان می خواهد

به غریبیِ تو سوگند حسین است غریب

وِرنه یک روز نه هفتاد و دو جان می خواهد

دلِ مادر حسنی و دل تو مادری است

با حسین و حسن آوازه ما حیدری است



موضوع : ولادت امام حسن(ع)، 
دوشنبه 1398/02/30

امام حسن مجتبی(ع)-مدح


عاقبت صحـن حـَسـن را بـازسـازی می کنیم

در کمـال سـر به زیـری سـرفـرازی می کنیم

دستـه دستـه در مدینـه در میـان هـرولـه

بـا نـوای یا حـسـن جـان عشق بـازی می کنیم



موضوع : مدح و مناجات با امام حسن(ع)، 
دوشنبه 1398/02/30

امام حسن مجتبی(ع)-مدح و ولادت


چه خوش بر لب که بسم الله الرحمن الرحیم افتد

و یا بر لب نوای یا علی و یا عظیم افتد

چه خوش بر شوره زار دل گذاری از نسیم افتد

چه خوش باشد که سائل کار و بارش با کریم افتد

چه خوش عبدی که تا آخر گدای پنج تن باشد

چه خوش نوکر که ارباب دو دنیایش حسن باشد

 

مدینه امشب از یمن حسن باغ جنان گشته

دوباره عالم پیر از گل رویش جوان گشته

دوباره نور پیغمبر به دنیاها عیان گشته

همان که نور حق در قاب چشمانش نهان گشته

بگو تبریک بر ثارالله و بر حضرت زینب

که زهرا مادر و شاه نجف بابا شده امشب

 

دلا بنگر که در ماه مبارک ماه تابیده

چه زیبا روی دست فاطمه با ناز خوابیده

علی چون روی ماه مجتبای خویش بوسیده

گشوده چشم ، طفل و بر امام خویش خندیده

جهان چون شام تاریکی و مهتابش حسن باشد

حسین ارباب عالم لیک اربابش حسن باشد

 

بیا افطار خود واکن بگو جانم حسن جانم

کرامت را تو معنا کن بگو جانم حسن جانم

کویر دل چو دریا کن بگو جانم حسن جانم

و جا در قلب زهرا کن بگو جانم حسن جانم

حسن سبط نبی آری حسن نور جلی باشد

حسن شیر جمل بود و سپهدار علی باشد

 

علی چون خاتم احمد حسن نقش نگین باشد

حسن بنگر علمدار امیرالمومنین باشد

حسن آقا ، حسن مولا ، معزالمومنین باشد

حسن مولا و استاد یل ام البنین باشد

اگر مولا کند جلوه میان نه فلک یک دم

تمام حُسن یوسف میرود از خاطر عالم

 

به دل مهر حسن دارم حسن را دوست می دارم

همیشه هر کجا یارم حسن را دوست می دارم

به عشق او گرفتارم حسن را دوست می دارم

شده مولا کس و کارم حسن را دوست می دارم

امام آخرین ما به آقاییش می نازد

می آید ، از برای او حریمی ناب می سازد



موضوع : ولادت امام حسن(ع)، 

امام حسن مجتبی(ع)-مدح


بسم رب النور ، من هستم مسلمان حسن

بوده از روز ازل دستم به دامان حسن

آمدم اصلا در این دنیا به فرمان حسن

عالمی دارم در اینجا با گدایان حسن

شکر حق که مثل اربابم دلم با مجتباست

تا قیامت بر لبم ، یا مجتبی یا مجتباست

 

ای خوشا آن دم که ذکر لب حسن جان می شود

پیش چشمم جنت الاعلی نمایان می شود

در دل ویرانه قلبم گلستان می شود

درد های گفته و نا گفته درمان می شود

هر که با این اسم زیبا عشق بازی می کند

روز محشر پیش مردم ، سرفرازی می کند

 

دل حسن ، دلبر حسن ، عالی حسن ، اعلا حسن

قبله عباس و عشق زینب کبری حسن

تا ابد بانی کل مهربانی ها حسن

لافتی الا علی و لا کریم الا حسن

هیچ هم گیرد ز سائل بی نهایت می دهد

مهربانی را ببین ناگفته حاجت می دهد

 

ای تمامی وجود حضرت خیرالنسا

زینت دوش نبی و زینت عرش خدا

چهره تو مصطفی در مصطفی در مصطفی

بند می آیند هنگام عبورت کوچه ها

در جمالت جمع گشته ، کل زیبایی حسن

یوسفی ، ماهی ، نه بالاتر از اینهایی حسن

 

تو همان هستی که بی منت سخاوت می کنی

آسمانی ، آسمانی هم عنایت می کنی

دم به دم بر عالم و آدم محبت می کنی

فاطمه هو می کشد وقتی کرامت می کنی

دم به دم لطف فراوانت به خوب و بد رسید

مهربانی تو را خوب و بد عالم چشید

 

ای که آقازاده و آقا و آقا پروری

مانده ام که مصطفی یا فاطمه یا حیدری

تا قیامت از زمین و از زمان دل می بری

با وفایی ، مهربانی ، بی نظیری ، محشری

یا معز المومنین دست الهی یار توست

نایب حیدر شدن تنها در عالم کار توست

 

ای خدای هیبت و خشم و جلال و اقتدار

حاصل عمرِ جنابِ حیدر ِدُلدُل سوار

کینه توزان جمل را قدرت تو کرده خار

یا علی گفتی و شد لشکر تماما تار و مار

شیر حیدر ، ای حماسه آفرین عالمین

کیستی تو که علمدار سپاهت شد حسین

 

سیدی کن گوشه چشمی ، من گدای قاسمم

هر چه هم بد باشم آقا ، خاک پای قاسمم

نوکر حلقه به گوشم ، بی نوای قاسمم

من زیر منت ِ کوه وفای قاسمم

آی ابر با کرامت ، رحم کن بر این کویر

عشق آقازاده ات را از دلم هرگز نگیر

 

ای که از مظلومیت ماهی دریا گریه کرد

بر مزار مخفی تو چشم زهرا گریه کرد

پیر شد از بس حسینت بر تو آقا گریه کرد

یاد داغ کودکیَت عرش اعلا گریه کرد

کوچه تنگ مدینه موسفیدت کرده است

آه در خانه زنت ؛ آقا شهیدت کرده است



موضوع : مدح و مناجات با امام حسن(ع)، 
دوشنبه 1398/02/30

امام حسن مجتبی(ع)-ولادت


خانه ی فاطمه از عشق منور شده است

عرش در گوشه ی این خانه مصور شده است

آمد از سمت خدا آنچه مقدر شده است

به علی گفت ملک فاطمه مادر شده است

جبرئیل آمده از شوق خبردار شده

حضرت حیدر کرار پسردار شده

 

رمضان ماه رخت دید و پریشان گردید

علی افطار به لبخند تو مهمان گردید

حُسن تو رونق بازار کریمان گردید

شمه ای از کرمت سوره ی انسان گردید

حاصل جمع دو دریای کرم آمده است

نسخه ی اصلی آقای کرم آمده است

 

دشمن و دوست پریشان شده را می بخشید

همه زندگی اش را به گدا می بخشید

بهترین نعمت خود را به خدا می بخشید

مهربانی دلش را به جذامی بخشید

حالتش وقت کرم چون جبل الرحمت بود

سفره اش ناب ترین بخشش بی منت بود

 

لحظه ای از تو دل فاطمه دل کند نبود

نقطه ضعفی به سراپای تو سوگند نبود

کرم هیچ کسی با تو همانند نبود

بر لبت حرف برو نیست نوشتند نبود

نیمه ی ماه، خدا میل تغزل دارد

چشم هر ذره به دست تو توسل دارد

 

ذولفقار است و یا تیغ دو ابروی حسن

شب قدر است و یا سلسله موی حسن

قبله مایل شده در ماه خدا سوی حسن

هر چه حسن است فراهم شده در روی حسن

سائلت وقت کرم حال تماشایی داشت

نوکر خانه تو منصب آقایی داشت

 

تا ابد دست به دامان حسن دارم و بس

نوکرم چشم به احسان حسن دارم و بس

پیشکش جان به قربان حسن دارم و بس

زنده ام تا به کفم نان حسن دارم و بس

من و دل کندن از شغل گدایی سخت است

هر که از عشق تو دیوانه نشد بدبخت است

 

جوهر مدحیه ام در شُرُف زر شدن است

با تو هر لحظه مرا روی به بهتر شدن است

بنویسید مرا قابل نوکر شدن است

بنویسید که آماده ی قنبر شدن است

سکه ی مهر حسن نقش دل و خاطر ماست

یا الهی به حسن حرف دم آخر ماست

 

نمک سفره تو طعنه به دنیا میزد

خنده هایت به گدا زود بفرما میزد

دل جبرییل به نام تو به دریا میزد

بر سر خوان تو خود جای گدا جا میزد

دل سائل به سر خوان تو جا می آید

چقدر لفظ کریمی به شما می آید

 

پسر شیر خدا مثل علی کرار است

مجتبی آمده و دشمن او فرار است

کربلا دید که عبدلله او سردار است

قاسمش روح اشداءُ علی الکفار است

طرز جنگ آوری ات به که به حیدر رفته

بنویسید که سقا به برادر رفته

 

زیر پاهای تو میدان جمل میلرزید

جنگ در قبضه شمشیر شما می چرخید

آفرین های علی جان به تنت می بخشید

یاد زهرا شتر فتنه گران پی گردید

شتر سرخ که سر بر قدم خاک نهاد

همه ی آرزوی اهل جمل رفت به باد

 

وقت معراج حسن دوش نبی را دارد

مادری طاهره چون حضرت زهرا دارد

یوسف هاشمیان بس که تماشا دارد

کوچه از حُسن حسن بند شود جا دارد

نور پیشانی او روشنی آفاق است

غم به پابوسی چشمان حسن مشتاق است

 

صبر حیرت زده ی صبر تماشایی تو

زخم خورده است غرور دل دریایی تو

آسمان مرد ندیده است به تنهایی تو

دشمن و دوست گذشتند ز آقایی تو

غم اگر هست در عالم غم تنهایی توست

کوچه و اشک فقط محرم تنهایی توست

 

لحظه لحظه همه ی زندگی ات ماتم بود

محرم خانه ات افسوس که نا محرم بود

غالبأ قوت دلت سفره به سفره غم بود

چشم های تو پذیرای غم عالم بود

آخر این خاطره ها کشت تو را آقا جان

کوچه و مادر و طوفان خدا نشناسان



موضوع : ولادت امام حسن(ع)، 
دوشنبه 1398/02/30

امام حسن مجتبی(ع)-ولادت


دوباره نور خداوند در چراغ افتاد

ز نور چهره او ماه در محاق افتاد

گذار باد بهاری به سمت باغ افتاد

دوباره نور علَی نور اتفاق افتاد

دوباره باز ثمر داده نسل ابراهیم

رسید شاه کریمی میان ماه کریم

 

چقدر مولد و مولود مثل هم هستند

کریم ها همه آیینه ی کرم هستند

چنان ملائکه مسکین این حرم هستند

که سائلان درش نیز محترم هستند

کریم، مورد تکریم و احترام همه ست

امامزاده اول خودش امام همه ست

 

به گوش خاتم پیغمبران رسیده خبر

تمام گشته در این خانواده قرص قمر

چقدر تشنه این لحظه بود پیغمبر

علی پدر شده و فاطمه شده مادر

تمام قرص قمر مشتَبَه شده این بار

که عشق، ماه شب پانزده شده این بار

 

حسن رسیده که بر خاک مرده جان بدهد

خدا عطوفت خود را به ما نشان بدهد

پیمبر آمده در گوش او اذان بدهد

فرشته آمده گهواره را تکان بدهد

برای بغض علی کاشفُ الغم آمده است

برای فاطمه همراز و همدم آمده است

 

کریم هست و کرمهای بی حدش بسیار

نواده است و شباهت به احمدش بسیار

حدیثِ بخشش و لطفِ زبانزدش بسیار

سرای اهل کرم، رفت و آمدش بسیار

کریم هست و گدایان وقت و بی وقتش

درِ گشوده و مهمان وقت و بی وقتش

 

حسن شکفته که مردافکن جمل بشود

که دست بوسی او بهترین عمل بشود

که در وجود خداوند خویش حل بشود

و قاسمش یلِ احلی من العسل بشود

همان گُلی که فدای سر حسین شده

میان خیمه علی اکبر حسین شده

 

همان گلی که حسن دوست داشت بویش را

امانتی که عمو بوسه داده رویش را

و دست عمه او شانه کرده مویش را

تلاش کرده که راضی کند عمویش را

به کارزار رَوَد کار لشکری زار است

به وقتِ خویش، خودش چندتا علمدار است

 

کلاه خُود نه، عمامه ای به سر دارد

زره نیاز ندارد، که او جگر دارد

یلی که قدرت بازوی صد نفر دارد

دلاوریِ خودش را هم از پدر دارد

گرفته بیرق خضراءِ جبهه ی حق را

بریده با دو سه تا ضربه نسل ازرق را

 

حرامیان همه باید از او فرار کنند

نمیشود یلِ این دشت را مهار کنند

غزال را که شنیده چنین شکار کنند؟!

همه محاصره اش کرده، سنگسار کنند!

زره نداشتنش کار دست او داده

غزالِ اهل حرم روی خاک افتاده

 

شده ست یوسف و صد گرگ می درَد او را

به وقت چوب زدن، سنگ می خرد  او را

عمو میاید و با گریه  می برد او را

حسین سینه به سینه میاورد او را

میاورد که غبار از سرش بیفشاند

کنار نعش علی اکبرش بخواباند 



موضوع : ولادت امام حسن(ع)، 


( کل صحن های حسینیه : 498 )    ...   2   3   4   5   6   7   8   ...   


درباره حسینیه


به پایگاه فرهنگی هیات «مکتب الشهداء تهرانسر» خوش آمدید
×××
برای ارتباط با ما می توانید از طریق آدرس motallebi64@gmail.com اقدام فرمایید

آدرس پایگاه اطلاع رسانی هیات مکتب الشهداء-تهرانسر:
maktab-shohada.mihanblog.com
×××
هر کس که مقرب است در فکر بلاست
آواره شدن قاعده ی عشق خداست
"مهدی مطلبی"پرید اما باز
در صحن "حسینیه" ی او "روضه"بپاست

مدیر وبلاگ : شاهد
آمار زائرین حسینیه
  • زائرین امروز :
  • زائرین دیروز :
  • زائرین این ماه :
  • زائرین ماه قبل :
  • کل زائرین :
  • تعداد کل اشعار :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
نظرسنجی حسینیه
نظرتان درباره تغییر قالب پایگاه حسینیه چیست؟



پایگاه های مدح و مرثیه
لوگوها
كانال حسینیه در تلگرام
صفحه اینیستاگرام حسینیه

 پایگاه تخصصی مدح و مرثیه

 پایگاه تخصصی روضه و مقتل

 پایگاه نوحه و سبک های مداحی

کتاب موبایل حسینیه-مدح و مرثیه

 پایگاه اطلاع رسانی هیات مکتب الشهداء-تهرانسر

 کارگاه مجازی شعر آیینی حسینیه

 اشعار استاد علی اکبر لطیفیان

 قرارگاه-پایگاه فرهنگی هیئت مکتب الشهداء