حسینیه پایگاه تخصصی مدح و مرثیه
جهت دسترسی آسان به اشعار مورد نظر، از فهرست موضوعات استفاده کنید
موضوعات اشعار

بسم‌الله الرحمن الرحیم


قابل توجه زائرین گرامی، همزمان با ثبت اشعار در پایگاه حسینیه، کانال تلگرامی "حسینیه"  نیز به روز خواهد شد.

لینک کانال تلگرامی  hosenih@  

و  https://telegram.me/hosenih 

لینک صفحه اینستاگرام payegahe_hoseinieh@ 

و https://www.instagram.com/payegahe_hoseinieh/

https://telegram.me/hosenih

https://www.instagram.com/payegahe_hoseinieh/


لطفا در معرفی صفحات تلگرام و اینستاگرام پایگاه "حسینیه" ، همکاری نمایید.



موضوع : کانال تلگرامی و صفحه اینستاگرام "حسینیه"، اطلاعیه و اخبار حسینیه، 
دوشنبه 1396/11/9

حضرت زهرا(س)-شهادت


با ما چه کرده داغ پیمبر نداشتن

در سوگ یار بودن و یاور نداشتن

دنیا عوض شده ست ، وگرنه پس از نبی

قرآن کجا و سوره ی کوثر نداشتن؟

عادت شده ، پس از شب تشییع مصطفی

باری ز شانه های علی برنداشتن

ظلمی کجا بزرگتر از این که در غدیر

حق را به چشم دیدن و باور نداشتن

باید به داغ فاطمه این را اضافه کرد

درد امیر بودن و لشکر نداشتن

دنیا بدون عطر دعاهای فاطمه

محکوم شد به یاس معطر نداشتن

اشک حسین و داغ جگرپاره ی حسن

با ما چه کرده غصه ی مادر نداشتن

عادت نمی کنیم به این بغض و گریه ها

این روضه شهره است به آخر نداشتن



موضوع : شهادت حضرت زهرا(س)، 
دوشنبه 1396/11/9

حضرت زهرا(س)-شهادت - زبان حال امیرالمومنین(ع)


دلگیرم از قرار تو و بیقراری ات

غرق خزان شده ست هوای بهاری ات

خون گریه می کند دل دیوار و چشم در

تا خیره می شود به تو و بردباری ات

آتش گرفته بود و چه می شد از آسمان

باران نزول کرده می آمد به یاری ات

خورشید در عزای تو مات و سیاهپوش

باید که مخفیانه شود سوگواری ات

قرانِ ناطق است که می خواند اینچنین

شد کوثرانه لحن غم انگیزِ قاری ات

مولا نشسته بود کنار نبودنت

چشمش به کودکانِ تو و یادگاری ات

جاریست زنده در دل تاریخ تا ابد

فرزند داری و هنر خانه داری ات

رفتی و عاشقانه برایش سپر شدی

جانم فدای سبک ولایت مداری ات!

 



موضوع : شهادت حضرت زهرا(س)، 
دوشنبه 1396/11/9

حضرت زهرا(س)-شب شهادت-بستر شهادت


به علی قسم به علی قسم          که ستارهء سحرم بمان

ز مدینه حرف سفر مزن          مرو یک دم از نظرم بمان

همه جا انیسی و مونسم          همه کاره ام همۀ کسم

شده خواهشم که تو را قسم          به وجود شعله ورم بمان

به تنم توان به دلم قرار          به رخم نشست غم روزگار

تو خودِ سپر خودِ ذوالفقار          به حمایتم سپرم بمان

ز غم ای بهار چه خزان شدی          به جوانی ات چه کمان شدی

نگران شدم نگران شدی          مرو از برم به برم بمان

نگرانِ زخمِ تنت شدم          متوجهِ حسنت شدم

نگرانِ بی کفنت شدم          به هوای دو پسرم بمان

نکنم عبور دگر از گذر          گله دارم از درِ شعله ور

زغلاف تیغ ،  زجفای در          ز غم تو سوخت جگرم بمان

توکه تکیه گاه منی مرو          نگرانِ آهِ منی مرو

همۀ پناه منی مرو          تو چو سایه ای به سرم بمان

گُلِ دیده ات پُرِ شبنم است          به دل علی غم عالم است

که بهشتِ بی تو جهنم است          گلِ یاسُ محتضرم بمان



موضوع : شب شهادت حضرت زهرا(س)، وصیت و بستر شهادت، 

امام زمان(عج)-مناجات فاطمیه


بی تو هر جا می روم احساس غربت می کنم

راه بر جایی ندارد هر چه همت می کنم

بی تو آرام و قراری نیست در دنیای ما

دور مانده از خوشی با هر که صحبت می کنم

نامه اعمال من حال تو را بد می کند

جمعه ها بدجور احساس خجالت می کند

غیر تو هر کس رفیقم شد نزد چنگی به دل

بعد ازین تا زنده ام با تو رفاقت می کنم

روز و شب فکر همه هستم ولی فکر تو نه

حال هر کس جز تو را آقا رعایت می کنم

من که باری بر نمی دارم ز روی شانه ات

با چه رویی بر تو اظهار ارادت می کنم

**

تا نرفته فاطمیه آبرویم را بخر

فکر کن که مادرت گفته وساطت می کنم



موضوع : مناجات فاطمی با امام زمان (عج)، 

حضرت زهرا(س)-بستر شهادت


یک دست بر دیوار و دستی بر کمر داری

یک زخم کاری بر تنت از میخ در داری

در کوچه آن ظالم چه آورده سرت ای وای

حتی میان خانه هم چادر به سر داری

کمتر بگو عجل وفاتی مهربان من

تو خوب از تنهایی حیدر خبر داری

دیگر نمی گیرم بغل زانوی غم زهرا

از انتظار مرگ اگر تو دست برداری

خون گریه کن شاید کمی آرام تر گردی

بر سینه داغ محسن و داغ پدر داری

من مطمئنم کوه را از پا می اندازد

این درد پهلویی که تو شب تا سحر داری

در سجده هایت مرگ حیدر را تمنا کن

حالا که ای بانوی من عزم سفر داری

تا زنده ام برده است خواب از چشم گریانم

این زخم هایی که به روی بال و پر داری

می بینمت روز دهم در قتلگاهی که

تو وعده ای با زینب خونین جگر داری



موضوع : وصیت و بستر شهادت، 

حضرت زهرا(س)-مدح و شهادت


یک عمر هست دست خداوند یاورش

هر بنده ای که حضرت زهراست مادرش

هر کس که خواست عزت دنیا و آخرت

زهرا شده است دلخوشی اول آخرش

زهراست آن که خادمه اش آسمانی است

زهراست آن که معجزه کرده است نوکرش

زهرا چراغ راه حسین است و مجتبی

زهراست آنکه زینب کبراست دخترش

زور مغیره ها که به زهرا نمی رسد

پس قاتلش شده است غریبی رهبرش

پهلو شکسته ، پیر ، زمین گیر شد ولی

یک ذره کم نگشت ارادت به حیدرش

شب تا سحر سه ماه فقط درد می کشید

دیوار و در چه ها که نیاورد بر سرش



موضوع : شهادت حضرت زهرا(س)، 

حضرت زهرا(س)-مدح و بستر شهادت


زهرایی و مدح تو فراتر ز کلام است

عالم همگی خیره بر این شان و مقام است

معصوم ز اوصاف تو باید بزند دم

اظهار نظر بر من بیچاره حرام است

در شادی و در غصه و در شام و سحرگاه

یا فاطمه ذکر لب آیات عظام است

هر روز درِ خانه ی تو معجزه دیدیم

مانند خدا هستی و لطف تو مدام است

هر کس که شده مرد شهادت پسر توست

هر کس که غلام تو شود مرد قیام است

فردای قیامت به تو افتد سر و کارش

هر کس که فقط دغدغه اش حفظ امام است

از هر که بُوَد در طلب فیض شهادت

بر محسن شش ماهه تو عرض سلام است

**

پایان پرستاری زینب شده نزدیک

زن ها همه گفتند که کار تو تمام است 



موضوع : وصیت و بستر شهادت، مدح و مناجات با حضرت زهرا (س)، 
دوشنبه 1396/11/9

حضرت زهرا(س)-بستر و وصیت و شب شهادت


کفنم ‌را ببر ولی طفلِ

بی کفن را بیاور‌ ای فضه

از میان امانتی هایم

پیرهن را بیاور ای فضه

 

روز آخر کنار بستر خود

میزنم بوسه نور عینم را

با همین بازوی ورم کرده

بغلش میکنم حسینم را

 

گفتم امروز نان درست کنم

آمدم خسته باز پای تنور

ناگهان تا تنور روشن شد

یادم افتاد روضه های تنور

 

یادم افتاد خانه خولی

حق بده سینه ام‌کباب شود

خانه او‌کجا حسین کجا

کاشکی خانه اش خراب شود

 

به علی گفته ام برای حسین

سایه در آفتاب بگذارد

نیمه شبها کنار بالینِ

پسرم ظرف آب بگذارد

 

پسرم تشنه آمده دنیا

پسرم تشنگی ش آبم کرد

شیر من خشک شد دلم‌خون شد

اناالعطشان او‌کبابم‌کرد

 

داده ام دست دخترم زینب

نذر اصغر ، لباس محسن را

برسانید بعد من به رباب

گاهوار و اثاث محسن را

 

از خدا خواستم هزاران بار

پیکرم زیر دست و‌پا برود

که مبادا حسین بی کفنم

سینه اش زیر چکمه ها برود

 

رنج بسیار برده را آنکه

غم بسیار خورده میفهمد

درد سرنیزه خورده را تنها

زخم‌مسمار خورده می فهمد

 

فضه به زینبم عروس‌که شد

جای من گوشواره هدیه بده

سینه ریز عروسی من را

به عزیز دلم‌رقیه بده

 

بخدا بی وضو در این مدت

نزدم شانه ای به گیسوی او

آه باور نمیکنم روزی

برسد دست شمر بر موی او

 



موضوع : وصیت و بستر شهادت، 
دوشنبه 1396/11/9

حضرت زهرا(س)-بستر شهادت


چقدر گرم دعایی برای همسایه

چه رازی است نهان در دعای همسایه؟

چقدر مردم این کوچه بی وفا بودند

که بود پاسخ مهرت ، جفای همسایه

چگونه گم شده راه خدا که جا مانده ست

به روی چادر تو ، ردپای همسایه

برای کندن یک شاخه یاس از ریشه

به صف شدند تمام قوای همسایه

به حول و قوه ی بازوی زخمی زهرا

به دور ماند علی از بلای همسایه

نداشت حاصل دیگر به غیر عاشورا

بزرگتر شدن بچه های همسایه



موضوع : وصیت و بستر شهادت، 
دوشنبه 1396/11/9

حضرت زهرا(س)-هجوم به بیت ولایت-فاطمیه


عشق آمد پشت در اما چرا آتش گرفت

کنج دیوار غریبی آشنا آتش گرفت

در ، کنارش سوخت و دیوار هم خون گریه کرد

فاطمه تا ناله زد ارض و سما آتش گرفت

خصلت پروانگی میمرد اگر زهرا نبود

تا فدای عشق گردد بارها آتش گرفت

هیچ کس مانند مولا از غم زهرا نسوخت

شمع جانش آب شد تا بی صدا آتش گرفت

روضه خوان سادات مجلس را کمی آرام کن

حرف سیلی شد دل صاحب عزا آتش گرفت

شیعه خون می گرید از غم گریه ارث مادری است

فاطمیه آمد و دلهای ما آتش گرفت



موضوع : طلیعه فاطمیه، شهادت حضرت زهرا(س)، هجوم و آتش زدن در و دیوار، 
دوشنبه 1396/11/9

حضرت زهرا(س)-هجوم به بیت ولایت


آتشی در خانۀ اهل کسا انداختند

ریسمان بر گردن شیر خدا انداختند

بدتر از آن ریسمان این بود که ، در پشت در

یاس هجده سالۀ او را ز پا انداختند

با لگد گیرم چنان انداختندش بر زمین

پیش چشم دخترش زینب چرا انداختند

فرصتِ آنکه سرش را خم کند پیدا نکرد

دست ، سمت صورت او بی هوا انداختند

دور از چشم علی فضه بیا امداد کن

با لگد هم طفل من را هم مرا انداختند

از علی شد هتک حرمت وقت مسجد بردنش

از سرش عمّامه از دوشش عبا انداختند

دیدنِ این چادر خاکی علی را می کشد

روی چادر چند تایی ردِّ پا انداختند

آتشی را کز درِ این خانه شعله می کشید

بعدها در خیمه های کربلا انداختند

دیدهء عباس روی نیزه ها پُر آب شد

دختری را بی هوا از ناقه تا انداختند

جان فدای آن سری که شامیان با سنگها

شرط بستند و ز رویِ نیزه ها انداختند

گشت آقایی میان خاکها با گریه گفت : ...

خاتمت بردند ، انگشتت کجا انداختند

 



موضوع : هجوم و آتش زدن در و دیوار، 
دوشنبه 1396/11/9

حضرت زهرا(س)-مدح و شهادت


دل فاطمه است دلبر و دلدار ،  فاطمه است

مشکل گشای هر چه گرفتار ، فاطمه است

مرهون لطف حضرت زهراست کائنات

کانونِ مهربانیِ بسیار ، فاطمه است

تنها نه بوتراب که کل وجود را

خورشیدِ روز و ماه شب تار ، فاطمه است

باید که پای درس مقاماتِ او نشست

بخشش ، وفا ، نجابت و ایثار ، فاطمه است

گوهر شناس تر ز علی باز هم علیست

مولا شناخت دُرِّ گهربار ، فاطمه است

در مشکلات  ، آنکه گرفته است دست ما

یک بار نه ، دو بار نه ، صد بار ، فاطمه است

یک روح در دو تن ، .... تو بگو فاطمه علیست

یا نه ،  بگو که حیدر کرار ، فاطمه است

تحکیم ساختار امامت ازین دو تاست

بانی ابالحسن شد و معمار،  فاطمه است

اینکه بهشت یا که جهنم نصیب کیست

محشر یقین بدان تو که مختار ، فاطمه است

روزی که خلق ، مضطر و حیران و بی کسند

شافع خدای فاطمه ، ابزار ، فاطمه است

ما را به دیدِ لطف خودش می کند نگاه

محشر امیدِ هر چه گنهکار ، فاطمه است

ذکرش شفاست ، یک تنه حل المسائل است

حلّال ، در مواقع دشوار ، فاطمه است

روز ظهور ، شرق و شمال و جنوب و غرب

هم شرح ، هم گزیدهء اخبار ، فاطمه است

جان داده است پای ولایت بدون شرح

در حفظ این مقوله علمدار ، فاطمه است

در فاطمیه خلق ، عزادارِ مادرند

اما برای حیدر عزادار ، فاطمه است

وای از دل امام حسن بین کوچه ها

مجروحِ ضربِ سیلیِ کفار ، فاطمه است

باید خدا به دادِ دلِ مرتضی رسد

حائل میانۀ در و دیوار ، فاطمه است

طوری لگد زدند بر آن در که شک کنی

در پشت دربِ خانه نه انگار ، فاطمه است

سنگینیِ در و غمِ دیوار یکطرف

نزدیک تر از آن  دو به مسمار ، فاطمه است

در عرصۀ ادب همه از او نوشته اند

مضمونِ نابِ اکثرِ اشعار ، فاطمه است

 



موضوع : مدح و مناجات با حضرت زهرا (س)، شهادت حضرت زهرا(س)، 

حضرت زهرا(س)-شهادت


خیبر شکن و خانه نشستن هیهات

در برزخ آفتاب بستن،هیهات

 ( لا اسئلکم علیه اجرا) یعنی

سیلی زدن و سینه شکستن هیهات

***

پاییز دلان به یکدگر پیوستند

دیدند که در باده ی غفلت مستند

تا ترجمه موده فی القربی

کامل بشود دست علی را بستند

***

ای جان جهان لحظه پرواز شده است

درهای بهشت جاودان باز شده است

تا دفتر زندگانی ات پایان یافت

غمهای بنی فاطمه آغاز شده است

***

در چشم علی، جهان شب است از امروز

از غصه دلش لبالب است از امروز

با حسرت و اندوه به خود می گوید:

کدبانوی خانه زینب است از امروز

**

مرهم به روی جراحتم بگذارید

حرمت به همین صراحتم بگذارید

من خونجگر از خاطره ی زهرایم

مردم بروید راحتم بگذارید



موضوع : شهادت حضرت زهرا(س)، 

حضرت زهرا(س)-کوچه بنی هاشم


یاس مان را تبر آزرده خدایا چه کنم؟

بین معبر شده پژمرده خدایا چه کنم؟

دست خود را روی ریحانه ی ما کرد بلند

آن حرامی سیه چرده، خدایا چه کنم؟

تا به امروز کسی مادر ما را اصلا

آه، کوچک شده نشمرده خدایا چه کنم؟

مادرم... ام ابیها، جلوی چشمانم

وسط کوچه زمین خورده، خدایا چه کنم؟

نظرم بر رخش افتاد، دلم ریخت به هم

با رخی که شده خون مرده خدایا چه کنم؟

حس بینایی چشمان خدابینش را

دست سنگین کسی برده، خدایا چه کنم؟

علتش اشک من است این همه تکثیر شده؟

یا نه آیینه ترک خورده، خدایا چه کنم؟



موضوع : كوچه بنی هاشم، هجوم و آتش زدن در و دیوار، 

حضرت زهرا(س)-مدح و شهادت


چنان بخشیده حق بر فاطمه نام عزیزش را

که حتی برده بالا عزتش شأن کنیزش را

بساط فیض عالم بر رضای فاطمه بند است

مقرب می کند زهرای اطهر مستفیضش را

اگر چه آسیابش محور ارزاق گردون است

از این دنیا برای خود نمی خواهد پشیزش را

غلامی حر شد و قرضی ادا گشت و فقیری سیر

خدا با خنده برگرداند بر او سینه ریزش را

اگر چه زیر و رو شد پیکرش اما کسی از او

ندید اصلا سکوت حنجر دشمن ستیزش را

دری که سوخته با ضربه ای آرام می ریزد

بگو کمتر کند ملعون از این در دورخیزش را

نمی فهمد اگر آن بی حیا پس لااقل ای کاش

درِ خانه نگه دارد عقب، مسمار تیزش را

ثمر از شاخه افتاد و خدا بر خویش واجب کرد

برای قاتل محسن عذاب رستخیزش را

الهی هیچ مردی در کنار بستر همسر

نبیند در بهارانش خزان برگ ریزش را



موضوع : مدح و مناجات با حضرت زهرا (س)، شهادت حضرت زهرا(س)، 

حضرت زهرا(س)-بصیرت فاطمی


گیرم غم و مصیبت مان کم نمی شود

یک ذره از محبت مان کم نمی شود

ما سائلان اهل کسای پیمبریم

بر پنج تن ارادت مان کم نمی شود

با اقتدا به سیره ی زهرای مرضیه

از لذت عبادت مان کم نمی شود

با روی سرخ، رو به اجانب نمی زنیم

حداقل شرافت مان کم نمی شود

باور کنیم روزی مان دست فاطمه است

باور کنیم برکت مان کم نمی شود

عزت برای فاطمه و اهل فاطمه است

با فاطمیه عزت مان کم نمی شود

دشمن خیال حمله به ایران نمی کند

تا از ولی اطاعت مان کم نمی شود

ما پیرو سیاست زهرای اطهریم

یعنی غم ولایت مان کم نمی شود

در فتنه سبکِ ماست همان سبک فاطمه

در فتنه از بصیرت مان کم نمی شود

کوری چشم لشگر طاغوت لحظه ای

از سوریه حمایت مان کم نمی شود

خط مدافعان حرم خط فاطمه است

از این مسیر صحبت مان کم نمی شود

چادر، سلاح فاطمی دختران ماست

با این سلاح هیبت مان کم نمی شود

خدمت به فاطمه همه ی آبروی ماست

در راه عشق خدمت مان کم نمی شود

در گِرد شمع، بال و پر ما اگرچه سوخت

یک عاشق از جماعت مان کم نمی شود

آتش گرفت صورت آتش نشان و گفت:

از فاطمه خجالت مان کم نمی شود

ای کاش می کشید پرش را کمی عقب

صد آه... حیف، حسرت مان کم نمی شود

اصلا چه شد غلاف به بازوی او گرفت؟!

سخت است روضه، حیرت مان کم نمی شود



موضوع : طلیعه فاطمیه، شهادت حضرت زهرا(س)، فرهنگی، اجتماعی و سیاسی، 

امام زمان(عج)-مناجات فاطمیه


دردی که گلستان مرا ریخته بر هم

آسایش دوران مرا ریخته بر هم

هجران رخ یوسف زهراست که این طور

آبادی کنعان مرا ریخته برهم

بیچارگی و درد فراقی که چشیدم

یک عمر، گریبان مرا ریخته برهم

دلگرمی من چشم ترم بود، گناهم

دلگرمی چشمان مرا ریخته بر هم

خسته شدم از این همه تاریکی نفسم

آن قدر که بنیان مرا ریخته بر هم

درهم شده نان همه با هم، چقدر حیف

این فاجعه ایمان مرا ریخته بر هم

مدیون گل فاطمه هستم که دعایش

پرونده عصیان مرا ریخته بر هم

داغ غم جانسوز علی و غم زهرا

آرامش مژگان مرا ریخته بر هم

فرمود علی فاطمه جان، حوریه ی من

اوضاع تو ارکان مرا ریخته بر هم

مبهم شدنت، جان علی بیشتر از قبل

احوال پریشان مرا ریخته برهم

لعنت به کسی که وسط کوچه تو را زد

نامرد چه قرآن مرا ریخته بر هم



موضوع : مناجات فاطمی با امام زمان (عج)، 

حضرت زهرا(س)-بستر شهادت


منم زهرا همان که از سوی حق کوثر آوردم

سُروری بی بدل در خانه‌ی پیغمبر آوردم

علی جان از سوی جنت به عشقت آمدم دنیا

خودت گفتی برایت روزگاری دیگر آوردم

قرارت بودم ای مولا، کنارت بودم ای دریا

برایت لؤلؤ و مرجان، برایت گوهر آوردم

زمان عقدمان یادت نمی آید که می گفتم:

سپر را دادی و جایش حفاظی بهتر آوردم؟

گمان کردی که در سختی فراموشت کنم... هرگز

برایت بین کوچه شاخه ای نیلوفر آوردم

سر من را اگر بر زانویت افتاده می بینی

پرم پر پر شده... جایش برای تو سر آوردم

نه تنها چشم و پهلویم، نه تنها دست و بازویم

برایت از سر مویم، هزارن لشگر آوردم

به نفرین و به اشک و هر توانی داشت بازویم

از آن مسجد به این خانه، تو را آخر سر آوردم

بهارش را خزان کردم، نفاقش را عیان کردم

همین که از خیالات خلیفه سر در آوردم

نبین آشفته احوالم، بدان امروز خوشحالم

تو را از کنج خانه ماندن و غربت در آوردم

بزن بر موی خود شانه، برو مسجد بیا خانه

برایت امنیت سرتاسرِ این معبر آوردم

دلم می خواهد اشک از گونه ی مظلوم بردارم

بیا که دست زخمی را سوی پلکِ تر آوردم

پر از دلشوره ام امشب، برای دخترم زینب

چرا که کار یک مادر برای دختر آوردم

کنار پیکری بی سر، به لب دارد نوا خواهر:

لبم را سوی این حنجر به جای مادر آوردم



موضوع : وصیت و بستر شهادت، 

امام زمان(عج)-مناجات فاطمیه


در خانه کیست تا که مرا یاری ام کند؟

با این همه گناه و خطا یاری ام کند

گفتم دخیل حضرت صاحب زمان شوم

گفتم قسم به فاطمه تا یاری ام کند

وقتی سرم مقابل بیگانه خم شده

دیگر چگونه قبله نما یاری ام کند؟!

خود را کشانده ام وسط اهل مغفرت

شاید کنار اهل دعا یاری ام کند

با معصیت چقدر دلش را شکسته ام

باید ازین به بعد حیا یاری ام کند

باید دلم شکسته شود تا که دیده ام...

... در لا به لای زمزمه ها یاری ام کند

مثل همیشه چشم به راهش نشسته ام

تا که خودِ امام رضا یاری ام کند

دلگرم قول های رئوفانه مانده ام

او قول داده است سه جا یاری ام کند

در روضه های فاطمیه مادری غریب

با دست های عقده گشا یاری ام کند

آتش گرفت چادر زهرا و ناله زد:

سلمان کجاست تا که عبا یاری ام کند

حالا که دست شیر خدا بسته شد به صبر

فضه به جای شیر خدا یاری ام کند



موضوع : مناجات فاطمی با امام زمان (عج)، 
دوشنبه 1396/11/9

حضرت زهرا(س)-شهادت


میخواست با یک شعر دفتر را بسوزاند

مستی که نیت داشت ساغر را بسوزاند

رقصاند روی کاغذش خودکار را،شاعر

میخواست با هر بیت جوهر را بسوزاند

خودکار پای داغ او ماند و غزل این شد:

اخم علی کافیست خیبر را بسوزاند

حرف بعیدی نیست: حیدر بی سپر باشد-

هرم تنش شمشیر و خنجر را بسوزاند

پایش به میدان وا شود با برق شمشیرش

یکباره سرتا پای لشکر را بسوزاند

حیدر چنان سوزاند شیطان را به ایمانش-

شیطان به فکر افتاد حیدر را بسوزاند

در بین گمراهان عالم گشت و می دانست

باید کسی پیدا شود در را بسوزاند

در را بسوزاند که عالم شعله ور باشد

در را بسوزاند که مادر را بسوزاند

**

تب کرده مادر، چشم من با اشک خود نگذار

این زخمهای داغ بستر را بسوزاند

**

خودکار رفت از حال و شاعر دفترش را برد

تا مثل خود یک جمع دیگر را بسوزاند



موضوع : شهادت حضرت زهرا(س)، 
دوشنبه 1396/11/9

حضرت زهرا(س)-مدح و شهادت


در شهر اگر هیچ کسی را غم دین نیست

تا فاطمه زنده است علی خانه نشین نیست

ای دست پر از پینه ز چرخاندن دستاس

افلاک در افلاک تو را جایگزین نیست

در کوچۀ مسجد تو زمین خوردی و در ما

جز پینۀ چون زانوی اشتر به جبین نیست

انصار هم از خطبۀ تو شرم نکردند

کردند بهانه که چنان است و چنین نیست

غصب فدک این بود که نام تو نباشد

پیداست که دعوا سر یک تکّه زمین نیست

کو چادر خاکی شده کو دامن مولا

تا کی بزنم چنگ به حبلی که متین نیست

جایی که علی هست معاویه چه کاره است

قرآنِ سر نیزه که قرآن مبین نیست

ای کاش که خود را برسانم به رکوعش

زیرا که بجز نام تواش نقش نگین نیست

مقصود خدا از دو جهان خلقت زهراست

المنّة للّاه که این است و جز این نیست



موضوع : شهادت حضرت زهرا(س)، 

حضرت زهرا(س)-هجوم به بیت وحی


هزار سال گذشت و هزار بار دگر

تو ایستاده ای آن جا  در آستانه ی در

تو ایستاده ای آن جا و در نگاه ترت

هزار شاپرک است و هزار جاده ی تر

هزار شاپرک گرد شمع حلقه زده

هزار جاده ی مشتاق قله های خطر

تن کبودت ، نیلوفری ز باغ " فدک"

دل بلندت شعری به اقتفای پدر

ربوده نیمه شبان عطر گیسوان تو را

هزار باد صبا با هزار شانه به سر

تو می روی و علی از علی غریب تر است

شبیه نام تو که از همیشه فاطمه تر

پس از غروب تو بی چشم تر نخواهد دید

یکی از این دو پسر را یکی از این دو پسر

کدام چشمه ی خورشید و آشیانه ی ماه

به جای روی تو می جوشد از خیال بشر؟

کدام حادثه جز کوچ تو حریف علی ست ؟

بگو کدامین غربت؟ بگو کدام خبر ؟

بگو که زنده ای و سوی ما نظاره گری

دل مرا به بقیعت نه ...تا خود "تو" ببر

هنوز هم که هنوز است این قد خم توست

که ایستاده همان جا ... در آستانه ی در...



موضوع : هجوم و آتش زدن در و دیوار، 
دوشنبه 1396/11/9

حضرت زهرا(س)-بستر شهادت-زبان حال حضرت زینب(س)


بر هم بساطِ شادیِ کاشانه میزنی

وقتی که حرفِ رفتن از این خانه میزنی

کم‌کم که برگ برگِ تنت می شود کبود

رنگِ خزان به چهره‌یِ گُلخانه میزنی

با هر نفس چو شمعِ سحر آب می‌شوی

آتش به بالِ کوچکِ پروانه میزنی

تنها زمانِ دیدنِ بابا به چهره‌ات

دیدم تبسمی که غریبانه میزنی

دیشب که خواب چشمِ مرا لحظه‌ای ربود

دیدم دوباره مویِ مرا شانه میزنی



موضوع : وصیت و بستر شهادت، 
دوشنبه 1396/11/9

حضرت زهرا(س)-بستر شهادت


این خانه را خراب مکن بر سرم مریز

غمگین ترین مریض ، علی را بهم مریز

این قدر وقتِ شانه پرت را تکان مده

پلکِ تو کافی است سرت را تکان مده

امشب چقدر حال و هوایت عوض شده

تقصیر سرفه است صدایت عوض شده

آئینه‌ی ترک ترک از سنگِ غم ، مریز

خانوم من عزیز  علی را بهم مریز

دیدی چگونه زندگی‌ام را بهم زدند

دیدم تو را چگونه همه پشتِ‌هم زدند

قلبم کنارِ توست ولی تیر می‌کشد

این چند وقت پشتِ علی تیر می‌کشد

باشد قبول چهره‌ی خود را نشان مده

گهواره خالی است عزیزم  تکان مده

ای خون تازه اینهمه در هر قدم مریز

ای سرفه‌ی غلیظ علی را بهم مریز



موضوع : وصیت و بستر شهادت، 
دوشنبه 1396/11/9

حضرت زهرا(س)-مدح


گوش کن نعره‌ی طوفانِ نجف یازهراست

گوش کن شُرشُرِ باران نجف یازهراست

فاطمه نَفسِ علی و نَفَسَش فاطمه است

جانِ زهراست علی جانِ نجف یازهراست

هرکه مشغولِ زیارت بشود می‌بیند

نقشِ آئینه‌یِ ایوانِ نجف یازهراست

از حرم می شنوم :فاطمه را بشناسید

همه‌ی روزی مهمانِ نجف یازهراست

‌مرقد فاطمه یا مضجعِ مولا اینجاست؟

بس که گفتند که درمانِ نجف یازهراست

دستِ زهراست، اگر سمت نجف می‌آیی

بخداوند که سلطانِ نجف یازهراست

گریه بر فاطمه کردیم و زِ جان سیر شدیم

ما چشیدیم ...فقط نانِ نجف یازهراست

گریه کردیم در این صحن و چه آرام شدیم

چاره‌یِ حال پریشان نجف یازهراست



موضوع : مدح و مناجات با حضرت زهرا (س)، 
دوشنبه 1396/11/9

حضرت زهرا(س)-شهادت


سحر دمیده و سجاده ماهتاب ندارد

بساط شاعر شبگرد شعر ناب ندارد

چگونه اشک بریزد زمان درد دو پهلو؟!

گلی که می شکند ساقه اش، گلاب ندارد!

چه فایده که به رویش هزار پنجره وا شد؟!

گلی که سوخت نیازی به آفتاب ندارد!

فقط به مرگ خود امید بسته بعد پیمبر

چه زندگی ست که هر لحظه جز عذاب ندارد

به پیش غیض, نگاه چهل حرامی بد مست

نجیب زاده زنی را زدن ، ثواب ندارد!!

قسم به پینه ی دستش، شبیه او خود, گندم

هزار خاطره با سنگ آسیاب ندارد

تمام  غصه ی تنها نگین خانه همین است

اگر بمیرم علی یار پارکاب ندارد

چه جمله ای شده کابوس او که می پرد از خواب!!!

‘'برای بستن حیدر کسی طناب ندارد؟’'

چگونه مقبره سازد برای او که در این شهر

علی برای خودش حق انتخاب ندارد!



موضوع : شهادت حضرت زهرا(س)، 
دوشنبه 1396/11/9

حضرت زهرا(س)-شهادت


دری که بین  تو و دشمن است خیبر نیست

وگرنه مثل علی هیچ کس دلاور نیست

بگو به آن که به قصد تو با تبر آمد

درخت عمر من این قدرها تناور نیست

برای بغض علی وقت دیدنت چیزی

به قدر خنده ی تو تلخ و گریه آور نیست

چه زخم ها که پس از زخم ها نخواهی خورد

که نیست بار نخستین و بار آخر نیست

هنوز درد تو را روضه خوان نفهمیده ست

تویی که فاطمه ای، اوج روضه ات در نیست



موضوع : شهادت حضرت زهرا(س)، 
یکشنبه 1396/11/8

حضرت زهرا(س)-شهادت


نام تو را نوشتم و پشت جهان شکست

آهسته از غم تو زمین و زمان شکست

پرسید آسمان چه نوشتی که اینچنین...

گفتم که فاطمه، کمر آسمان شکست

هجده بهار دیدی و در سوگ تو دلم

بعد از هزار و سیصد و چندین خزان شکست

ای دل بسوز و بشکن تا باورت شود

حتما دری که سوخته را می توان شکست

بانوی نور در دلتان رنگی از خداست

زیباتر است بر قد رنگین کمان شکست

با هر دری که بعد نگاه تو باز شد

انگار در گلوی علی استخوان شکست



موضوع : شهادت حضرت زهرا(س)، 
یکشنبه 1396/11/8

حضرت زهرا(س)-شهادت


چرا این خطوط، این حروف الفبا شکسته؟

چرا «ز»، چرا «ه»، چرا «ر»، چرا «آ»، شکسته؟

چرا حرف در حرف هر واژه می پیچید از درد؟

مگر ضربه ای سخت پهلویشان را شکسته؟

در این شعر، آیینه ای بوده قبل از سرودن

که افتاده و زیر پاهای دنیا شکسته

بگو ناخدایان بر این موج کشتی نرانند

که صد کشتی نوح هر شب در این جا شکسته

به لیلای عاشق کش قصه ها هم بگویید

که در راه مجنون، در این کوچه لیلا شکسته

نماز مسافر شکسته ست و در خانه ی خود

کسی بسته قامت به محراب، اما شکسته

در آیینه ی خانه، مادر مهیای پرواز

در آیینه، آیینه ی عمر بابا شکسته

نه تنها در این سوگ محراب مسجد خمیده

ستون های معبد، کنیسه، کلیسا شکسته

تو را دست شوم جهالت شکست و ندانست

که زیبا اگر هم شکسته ست زیبا شکسته

زمین لرزه، تو فان و آتشفشان، این سه یعنی:

پس از تو دل کوه و خشکی و دریا شکسته

اگر بارگاهی بسازند روزی برایت

ببینی که از حجم غم پشت بنّا شکسته

کشیده ست استاد نقاش تصویری از تو

ولی روی بومش تمامی خط ها شکسته

به نامت رسیده ست خطاط و حیران نشسته ست

که نام تو در ثلث و نسخ و معلا شکسته

به جای سرودن، تو را خواند و نالید شاعر:

چرا واژه ای نیست در شعرم الا شکسته؟!

چرا این نقوش، این خطوط، این حروف الفبا

چرا «ز»، چرا «ه»، چرا«ر»، چرا«آ» شکسته؟



موضوع : شهادت حضرت زهرا(س)، 

حضرت زهرا(س)-هجوم به بیت ولایت


من و این داغِ در تکرار مانده

من و این آتشِ بیدار مانده

مپرس از من چرا دلتنگ هستم

دلم بینِ در و دیوار مانده



موضوع : هجوم و آتش زدن در و دیوار، 


( کل صحن های حسینیه : 464 )    ...   2   3   4   5   6   7   8   ...   


درباره حسینیه


به پایگاه فرهنگی هیات «مکتب الشهداء تهرانسر» خوش آمدید
×××
برای ارتباط با ما می توانید از طریق آدرس motallebi64@gmail.com اقدام فرمایید

آدرس پایگاه اطلاع رسانی هیات مکتب الشهداء-تهرانسر:
maktab-shohada.mihanblog.com
×××
هر کس که مقرب است در فکر بلاست
آواره شدن قاعده ی عشق خداست
"مهدی مطلبی"پرید اما باز
در صحن "حسینیه" ی او "روضه"بپاست

مدیر وبلاگ : شاهد
آمار زائرین حسینیه
  • زائرین امروز :
  • زائرین دیروز :
  • زائرین این ماه :
  • زائرین ماه قبل :
  • کل زائرین :
  • تعداد کل اشعار :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
نظرسنجی حسینیه
نظرتان درباره تغییر قالب پایگاه حسینیه چیست؟



پایگاه های مدح و مرثیه
لوگوها
كانال حسینیه در تلگرام
صفحه اینیستاگرام حسینیه

 پایگاه تخصصی مدح و مرثیه

 پایگاه تخصصی روضه و مقتل

 پایگاه نوحه و سبک های مداحی

کتاب موبایل حسینیه-مدح و مرثیه

 پایگاه اطلاع رسانی هیات مکتب الشهداء-تهرانسر

 کارگاه مجازی شعر آیینی حسینیه

 اشعار استاد علی اکبر لطیفیان

 قرارگاه-پایگاه فرهنگی هیئت مکتب الشهداء