حسینیه پایگاه تخصصی مدح و مرثیه
جهت دسترسی آسان به اشعار مورد نظر، از فهرست موضوعات استفاده کنید
موضوعات اشعار

بسم‌الله الرحمن الرحیم


قابل توجه زائرین گرامی، همزمان با ثبت اشعار در پایگاه اینترنتی حسینیه، کانال های "حسینیه"  در نرم افزارهای ایتا و سروش نیز به روز خواهد شد.


لینک کانال حسینیه در ایتا و سروش 

 

 hosenih @

 

لطفا در معرفی صفحات پایگاه حسینیه در شبکه های اجتماعی  ، همکاری نمایید.

 



موضوع : اطلاعیه و اخبار حسینیه، 

حضرت ام المومنین خدیجه (س)-مدح و وفات


بخوان خدای نبی را بخوان خدای خدیجه

که سفره های سحرهاست از دعای خدیجه

بگیر درس وفا را هم از وفای خدیجه

سزاست اینکه بگوئیم از صفای خدیجه

منم گدای خدیجه شوم فدای خدیجه

 

خدیجه همسر طاها خدیجه مادر زهرا

خدیجه بانوی والا خدیجه شیعۀ مولا

خدیجه قبلۀ دلها خدیجه کعبۀ جانها

رواست اینکه بریزیم جان بپای خدیجه

منم گدای خدیجه شوم فدای خدیجه

 

هر آنچه داشت خدیجه فدای دین خدا کرد

تمام هستیِ خود را نثار آل عبا کرد

به غیر عشقِ پیمبر هر آنچه بود رها کرد

خوش آنکه درس بگیرد ز ماجرای خدیجه

منم گدای خدیجه شوم فدای خدیجه

 

کسی که نزدِ مقامش رسد فرشته به تعظیم

به حصر و شِعب و جفا و بلا و فِتنه و تحریم

نکرد شِکوه ز سختی، نداشت از عدویش،بیم

و در محاصره نشنید کس صدای خدیجه

منم گدای خدیجه شوم فدای خدیجه

 

اَمان ز درد فراق و اَمان ز روز جدایی

چه مادری که ز غمهای دختر است فدایی

بپای فاطمه اَش ریخت هر چه داشت،خدایی

نثار فاطمه، بارانِ گریه های خدیجه

منم گدای خدیجه شوم فدای خدیجه

 

کنار بستر مادر اَمان ز گریۀ دختر

حدیث بیت پیمبر کجا و خانۀ حیدر

گریزِ روضۀ مادر رسد به روضۀ دختر

و چند مرحله خالیست باز جای خدیجه

منم گدای خدیجه شوم فدای خدیجه

 

نه در عروسیِ دختر، کنار فاطمه،مادر

نه پشت دربِ حرم، همجوارِ فاطمه،مادر

نه دید،روی زمین،وضعِ بارِ فاطمه،مادر

شد انتهای غمش همچو ابتدای خدیجه

منم گدای خدیجه شوم فدای خدیجه

 

به احترام وفاتش که چند تا کفن آمد

اگر چه پنج کفن بود، لیک،تا حسن آمد

کفن برای همه،جز برای بی کفن آمد

شروعِ کرب و بلا بود کربلای خدیجه

منم گدای خدیجه شوم فدای خدیجه

 

نرفته است به غارت هنوز معجر زینب

سری به نیزه بلند است در برابر زینب

خدا کند که نباشد سر برادر زینب

و بر حسین بگِرییم پا به پای خدیجه

منم گدای خدیجه شوم فدای خدیجه



موضوع : وفات حضرت خدیجه(س)، 
جمعه 1397/03/4

حضرت ام المومنین خدیجه (س)-مدح


در دوره‌ای که شام جهالت سحر نداشت

خورشید آسمان رسالت قمر نداشت

تا که عروس آمنه باشد بهشت نیز

حوریه ای برای نبی زیر سر نداشت

ارض حجاز را همه گشتند و عاقبت

این خاک از خدیجه زنی خوب تر نداشت

وصل امین مکه عجب خوش تجارتی‌ست

در سودش این معامله اصلا ضرر نداشت

سوگند می‌خورم که اگر ثروتش نبود

دین ذوالفقار داشت ولیکن سپر نداشت

خرج نبی شده همه دارایی اش ولی

شرمنده بود از اینکه چرا بیشتر نداشت 

او شیعه ی علی شده قبل از غدیر خم

باری اگرچه پرده از این راز برنداشت

آری خدیجه آینه‌ی ایستادگی ست

یعنی غبار طعنه به رویش اثر نداشت

او مادر تمامی اولاد فاطمه ست

ابتر کسی بُود که بگوید پسر نداشت

او آنچنان ز رنگ تعلق گسسته بود

حتی برای خود کفنی در نظر نداشت



موضوع : وفات حضرت خدیجه(س)، ازدواج پیامبر(ص) و خدیجه(س)، 
جمعه 1397/03/4

حضرت ام المومنین خدیجه (س)-مدح و وفات


دلش را برده‌ای هر وقت صحبت کرده‌ای بانو!

محمد را چنین غرق محبت کرده‌ای بانو! 

به محراب دو ابرویش تماشا کرده‌ای حق را

میان معبد چشمش عبادت کرده‌ای بانو! 

تو پیش از وحی ایمان داشتی، اعجاز عشق این‌ست

نمازِ مِهر، بر مُهر نبوت کرده‌ای بانو!

چه خوش فهمیده‌ای با باختن در عشق، باید برد

چه سودی در صفای این تجارت کرده‌ای بانو!

تو امّ‌المومنینی، چون که جای کینه، مالت را

میان مومنین، با عشق قسمت کرده‌ای بانو!

تمام هستیِ حق، کوثرش سهم تو شد، زیرا

تمام هستی‌ت را نذر امت کرده‌ای بانو!

علی بود و نبی بود و تو بودی اولِ این راه

تو با زهرات، با مولات، بیعت کرده‌ای بانو! 

رخ مرضیه را بوسیدی و روح‌الامین شد مست

چنین شیرین که کوثر را تلاوت کرده‌ای بانو!

چه دُرّی در دل دلدادگی دیدی؟ که از دنیا

به یک پیراهن کهنه قناعت کرده‌ای بانو!

چه اندوهی است در کوچت؟ که دیگر این محمد، آن

محمد نیست، از وقتی که رحلت کرده‌ای بانو! 

بدان دست کریمت دارم امّیدی که در محشر

ببینم شاعرت را هم شفاعت کرده‌ای بانو!



موضوع : وفات حضرت خدیجه(س)، 

حضرت ام المومنین خدیجه (س)-مدح


دور شدم از این و آن با خودم آشنا شدم

آینه در حجاز بود عاشق مصطفی شدم

سرمه نمی برم به چین، قند و شكر نمی خرم

نقره و زر نخواستم، صاحب كیمیا شدم

بار شتر گذاشتم، وقف تو هرچه داشتم

دانهء عشق كاشتم، در قفست رها شدم

با تو جرس به هر نفس، مصرع عاشقانه است

با تو پر از قصیده ام، با تو غزل سرا شدم

"ای كه ملول می شوی از نفس فرشته ها"

باور من نمی شود، همنفس خدا شدم

سفرهء دل برای من باز كن، آیه ای بخوان

حرف بزن كه مَحرمِ زمزمهء حرا شدم

قطرهء من فرات شد، ذره ام آفتاب شد

پیش تو سیدالبشر!  سیدةالنسا شدم

پشت سرت من و علی قامت عشق بسته ایم

تو همه مقتدا شدی من همه اقتدا شدم

من به تو دست یاعلی داده ام از صمیم دل

مرگ جدام كرده است از تو اگر جدا شدم

لحظهء آخرین غزل، ترس ندارم از اجل

پیرهن تو در بغل، با تو دوباره "ما" شدم



موضوع : ازدواج پیامبر(ص) و خدیجه(س)، 

حضرت ام المومنین خدیجه (س)-مدح و وفات


زمان مدح تو شد ای ملیکه ی مکه

برای مدح تو آرایه ها به صف شده اند

غزل برای تو چون کم سروده ام حالا

برای شعر تو آرایه ها به صف شده اند

 

سرآمدی به همه بانوان قدیسه

که بعد فاطمه توسرور زنان هستی

تو مادر همه ی خانواده ی زهرا

تو مادر علی و صاحب الزمان هستی

 

محبتت به رسول خدا مثل زدنی است

اویس ها شده اند ازسبوی تو سرمست

میان سردی برخورد مردم مکه

به بودن تو پیمبر همیشه دلگرمست

 

تحمل غم تو شرح صدر میخواهد

که سال پر زدنت سال حزن و اندوه است

دوباره بردل پیغمبرت تو مرهم باش

دل نبی خدا از غم تو مجروح است

 

"وأین مثل خدیجه " همیشه ذکر لبش

بدون بودن تو زحمتش نتیجه نداشت

نداشت فاطمه و زینب و حسین و حسن

اگر رسول خدا حضرت خدیجه نداشت

 

شبیه حضرت ختمی مآب معمولا

تو دست فاطمه را غرق بوس میکردی

أجل اجازه نداد، آرزو به دل ماندی

که کاش بودی و او را عروس میکردی

 

همیشه سر زده سر میزنی به فاطمه ات

خدا کند که نبینی شکستن او را

خدا کند که نبینی مقابل حسنین

نفس نفس زدن و چشم بستن اورا

 

خدا کند که نبینی حسین بی کفنت

چگونه مادر جان داده را تکان بدهد

خدا کند که نبینی چگونه یک مادر

بخواند ازغم گودال و بعد جان بدهد



موضوع : وفات حضرت خدیجه(س)، 

حضرت ام المومنین خدیجه (س)-مدح


هست خود را برای من بخشید

سوختن را به ساختن بخشید

خون دل خوردآنقدر ، پژمرد

تا صفایی به این چمن بخشید

سهم مال التجاره اش را از

طائف و مكه تا یمن ، بخشید

به تن نیمه جان دین خدا

جان و روح و توان و تن بخشید

عوضش كرد جاهلیت را

منزلت را به شأن زن بخشید

خیر از مردم قریش ندید

هرچه كه داشت در وطن بخشید

هرچه را داشت داد، زهرا خواست

داشتن را به خواستن بخشید

كم محل شد ولی محل نگذاشت

مردم مكه را به من بخشید

هرچه هم سنگ خورد شكوه نكرد

هرچه طعنه به او زدن بخشید

این كریمه كرامت خود را

رفت و به دامن حسن بخشید

جگرش بود فاطمه اسما

دست تو پارۀ بدن بخشید

كفن بی كفن رسید به او

نوۀ بی كفن ، كفن بخشید

نوۀ او كفن نداشت ولی

بین گودال پیرهن بخشید



موضوع : وفات حضرت خدیجه(س)، ازدواج پیامبر(ص) و خدیجه(س)، 
جمعه 1397/03/4

حضرت ام المومنین خدیجه (س)-مدح


اگرچه راویان گفتند زنهایی پیمبر داشت

زنی غیر از خدیجه مادر زهرا نخواهد شد

از او که مادر زهراست ، زهرا دختری آورد

که زن در نسل او جز زینب کبری نخواهد شد...



موضوع : وفات حضرت خدیجه(س)، ازدواج پیامبر(ص) و خدیجه(س)، 

حضرت ام المومنین خدیجه (س)-وفات


عزای حضرت حوا   عزای هاجر شد

عزای مریم عذرا  عزای کوثر شد

بگو به کعبه لباس سیاه بر تن کن

بگو به مکه  که چشم تو تا ابد تر شد

به جبرئیل بگو  آیه  آیه  نوحه کند

که نوحه خوان مصیبت ، خود پیمبر شد

غبار غصه بر آئینه ی رسول نشست

و سر به جیب عزا ذوالفقار حیدر شد

دل نبی که شکست از غم ابوطالب

غمی رسید که این داغ دو برابر شد

چه روزها که زنان قریش طعنه زدند

به دختری که به در یتیم همسر شد

میان آنهمه تکذیب شهر ایمان داشت

زدند سنگ ، اگر بر رسول ، سنگر شد

شد اولین زن تاریخ که گل اسلام

به عطر اشهد توحید او معطر شد

تمام هستی خود داد تا به لطف خدا

به مادر همه ی اهل بیت مادر شد

نبود تا که ببیند عروسی زهرا

چقدر غربت بی مادری فزونتر شد

نبود تا که ببیند چه زود یاس بهشت

به رنگ سرخ شهادت رسید و پرپر شد

نبود تا که ببیند شهید دختر او

میان آتش دیوار و آتش در شد

نبود تا که ببیند ز ضربه های غلاف

کبود بازوی آن بضعه ی پبمبر شد

نبود تا که ببیند چو لاله غرق به خون

گلوی تشنه ی شبیر و لعل شبر شد

نبود تا که ببیند که بوسه گاه رسول

میان گودی خون بوسه گاه خنجر شد

نبود تا که ببیند ز تیر حرمله ها

چگونه غرق تبسم علی اصغر شد

کنار تربت او آفتاب میسوزد

کسی که بر سر اسلام سایه گستر شد

اگرچه دور، از آن تربتم ، ولی دل من

کنار قبر غریبانه اش کبوتر شد



موضوع : وفات حضرت خدیجه(س)، 

حضرت ام المومنین خدیجه (س)-مدح و وفات


نظم را نام تو لبریز از فصاحت میکند

شعر زیر سایه ات ، کسب سعادت میکند

از خدا بر تو سلام آورد جبرئیل امین

بر درت پیک خدا عرض ارادت میکند

مادر صدیقه و صدیقه ی امت تویی

طاهری و دین ز تو کسب طهارت میکند

در هجوم وحشی زخم زبان ابتران

دامن پاک تو کوثر را روایت میکند

در بهشت از قصر مروارید داری خانه ای

خاک راهت سرمه در چشمان جنت میکند

قافله در قافله سرمایه دادی... عاقبت

کاروان تو   محبت  را تجارت میکند

چله ای خرما رساندی در حرا اما رسول

در عوض سیب بهشتی با تو قسمت میکند

پیشتر از دیگران دین تو کامل گشته بود

تا که قلبت با غدیر نور بیعت میکند

بر سر سجاده ی اسلام تو اول زنی

که نمازی آسمانی را اقامت میکند

شمع سان ، لب بسته، میسوزد ز داغ غربتت

قبر ویران تو را هر کس زیارت میکند

در رثایت شعر میگوید امیرالمومنین

اشک پیغمبر ز داغ تو حکایت میکند

مجلس ختم تو را ای برترین امهات

با دلی محزون به پا ختم رسالت میکند

داغ تو ، مرگ ابوطالب ، شده غم روی غم

چشم قرآن گریه بر این دو مصیبت میکند

رفتی و دیگر ندیدی دشمن پیمان شکن

حمله با آتش به سوی بیت عصمت میکند

رفتی و دیگر ندیدی بین آن دیوار و در

دخترت ، خود را مهیای شهادت میکند

رفتی و دیگر ندیدی کربلا بر نیزه ها

سوره ی فجر شما قرآن تلاوت میکند

رفتی و دیگر ندیدی زیر باران عطش

کودک ششماهه ای اتمام حجت میکند

رفتی و دیگر ندیدی خیمه های تشنه را

سیلی و کعبه نی و بیداد ، غارت میکند

رفتی و دیگر ندیدی دست های بسته ای

با عزیزان تو صحبت از اسارت میکند

....رفتی و یک روز می آیی و خواهی دید که

طالب حق شما بر پا قیامت میکند



موضوع : وفات حضرت خدیجه(س)، 
پنجشنبه 1397/02/20

محکومیت دیپلماسی خنده و برجام نافرجام

 تضمینی بر غزل  میلاد عرفان پور

 

رعدی زد و برقی زد و طوفان شدیدی

باران نزد و وعده فقط ماند و وعیدی

ای وای اگر سر بزند صبح سپیدی

"گفتند وشنیدند به تدبیر و امیدی

در سایه ی تهدید چرا گفت و شنیدی"

 

روبَه صفتان، دد منشان، روز به مُزدان

هر وعده که دادند معمّا و لغُز، دان

افسوس که ما دل نسپردیم به یزدان!

"رفتند شبانگاه به مهمانی دزدان

آنانکه در این خانه نجستند کلیدی"

 

بر پشت خر لنگ به گردونه نشستن

سودی چه دهد اینهمه وارونه نشستن

با مار چرا منتظر پونه نشستن!

"با گردن کج تا به کی اینگونه نشستن

تا پول سیاهی بدهد کاخ سفیدی"

 

ای وای ِ بهاری که خزان است زمینش

شک ریشه دوانده است در ارکان یقینش

قرآن ِ سرِ نی شده قرآن مبینش

"افسوس بر این سال که سازِش شده سینش

قرآن به میان نیست، عجب سفره ی عیدی"

 

طوفان سیاهی است که جز قبر نبارد!

برفی است که ای کاش سر ِ گبر نبارد

یا آنکه تگرگ است و سر صبر نبارد

"باران فراوانی از این ابر نبارد

جز آنکه دل خلق بسوزد به اسیدی"

 

قومی که به تزویر همه جان به کفانند

از جنگ غنیمت برسد، خوش علفانند

مظلوم که یاری طلبد بی طرفانند

"در کرب و بلا بی طرفان بی شرفانند

تاریخ همان است، حسینی و یزیدی"

 

حاشا که زند خنده به طنّازی دشمن

حاشا که برآید به هم آوازی دشمن

حاشا که بلرزد ز براندازی دشمن

"هرگز ندهد تن به نظربازی دشمن

خاکی که درآمیخته با خون شهیدی"

 

پیراهنی از خون شهیدان به برِ ماست

ققنوس شدن، شعله زدن، بال و پر ماست

آن سر که سراسیمه ی تیغ است، سر ماست

"ما آینه هاییم، شکستن هنر ماست

با ماست هرآیینه شهیدان جدیدی"



موضوع : فرهنگی، اجتماعی و سیاسی، 
پنجشنبه 1397/02/20

محکومیت دیپلماسی خنده و برجام نافرجام

 

گهی برجای رقصیده است و گاه آسوده بر پای است

گهی بر پای نا آرام و گاه آرام بر جای است

گهی بر جام دارد دست و روحانی است حالاتش

گهی مست است و می رقصانَد و خود مجلس آرای است

نه از تحریم تنباکوست کامش تلخ نه از نفت

که یا مشغول صرف قهوه یا نوشیدن چای است

کلید گنجها با اوست ، می گویند این دریا

اگر او ناخدا باشد دمادم گوهرافزای است 

درختان میوه ی بی هسته می زایند تا او هست

هوای روستا امن است و با او جنگ در سایه است

من امّا وصله ی ناجور این آبادیم ، در من

غمی روئیده ، چونان استخوان مانده در نای است

جهنّم می رود این بد دهاتی ، کدخدا گفته است

که در قولش تَمرگیدن همان قول بفرمای است

قضاوت می کند تاریخ ، با او روستای ما

گلستان می شود گاهی و گاهی ترکمنچای است



موضوع : فرهنگی، اجتماعی و سیاسی، 
جمعه 1397/01/31

حضرت عباس(ع)-مدح


دیده ایم ابروش را اما نگاهش را ندیدیم

مهربانی های در چشم سیاهش را ندیدیم

عمری از چشمان زیبایش نوشتیم و به مقتل

بارها لفظ «عَلی عَینی» به شاهش را ندیدیم 

ماهِ پیشانی بلندِ قوم را دیدیم اما

جای مُهرِ مانده روی سجده گاهش را ندیدیم

دشمن از ترسش فقط در شعرها قالب تهی کرد

حیف اما دوستان در پناهش را ندیدیم

آنقدر ماندیم در تاریکی الفاظ خود که

وقت وصف روی ماهش نور ماهش را ندیدیم

ناصر و عبد و مطیع و کاشف الکرب و مواسی

این همه فرمانده ی بین سپاهش را ندیدیم 

مستجار و فادی و طیّار و حامی و مؤثر

این غلاف چند وجهیِّ سلاحش را ندیدیم 

از ادب در طینتش گفتیم اما در زیارت

بُعد راهِ از حرم تا بارگاهش را ندیدیم

تاکنار علقمه در روضه ها رفتیم اما

ردّپایش را اگر دیدیم راهش را ندیدیم

مشک آبش را همه دیدیم وقتی بر زمین ریخت

بغض معجر...آه یعنی مشک آهش را ندیدیم



موضوع : مدح و مناجات با حضرت عباس (ع)، 

حضرت عباس(ع)-مدح

 

معروف به عباس و مسمّی به ابالفضل

عالم به علی نازد و مولا به ابالفضل

هر دفعه که هر مشکل و هر مسئله ای بود

بردیم پناه از همه دنیا به ابالفضل 

بعد از "به خدا" و "به علی " بی برو برگشت

در کشور ما هست قسم ها  "به ابالفضل" 

صد حاجت اگر داشته هرکس طی یکسال

ده تا به "رضا" گفته نود تا به "ابالفضل"

القاب زیادند ، ولی عالم و آدم

گویند فقط خوش قد و بالا به ابالفضل

پرسید کسی وزن غزل چیست ? بگویید

"لا حول و لا قوة الا به ابالفضل" 



موضوع : مدح و مناجات با حضرت عباس (ع)، 
جمعه 1397/01/31

حضرت عباس(ع)-مدح


هر چند که ماهیِ سیاهم

غم نیست، که در پناه ماهم

حق است که دارد این همه مست

ماهی که دل از حسین برده ست

بنگر قمرا ! که بی‌قراریم

داریم تو را و غم نداریم

ای بارگه ادب، اباالفضل!

ای ساقی تشنه لب، اباالفضل!

دنیا به سراب بسته ما را

بی دست، بگیر دست ما را 

دست تو گره گشای ما شد

چون در بغل حسین وا شد

حیدر نسبی، علی تباری

تو وارث برق ذوالفقاری

سقا و برادر حسینی

دلداده و دلبر حسینی

ای کارگشای ارمنی‌ها!

درگاهِ دعای ارمنی‌ها!

ای دست گره گشا، اباالفضل!

مدیون توایم، یا اباالفضل!



موضوع : مدح و مناجات با حضرت عباس (ع)، 
جمعه 1397/01/31

حضرت عباس(ع)-مدح و ولادت


امشب از بخت خوشم شانه ز سر می افتد

بس که در آینه ام عکس قمر می افتد

چرخه ی عشق علی چرخ زد و فهمیدیم

قرعه ی ام بنین است،پسر می افتد

این پسر کیست که دل می برد از اهل ولا

با خم ابرویش از خصم  جگر می افتد

ذکر تکبیر علی و حسنین است بلند

به قد و قامت او تا که نظر می افتد

مدعی دور شو این معرکه جای پشه نیست

چون ز سیمرغ در این معرکه پر می افتد

آتش خشم اباالفضل بسی سوزان است

هر که با شعله در افتد به سقر * می افتد

پرچم زینب کبراست به دست عباس

علم از دست علمدار مگر می افتد

 

* (سَ قَ ر: دوزخ، جهنم)



موضوع : ولادت حضرت عباس(ع)، 
جمعه 1397/01/31

حضرت عباس(ع)-مدح و مناجات


دل به دستِ تو سپردم ای «امانت‌دار ، دست»

باز ، آئینه ! بکِش بر این همه زَنگار ، دست

آه ، می‌خواهی اگر از ریشه نابودم کنی ...

پا بکش از خانه‌ی دل ؛ از سرم بردار ، دست

تا ببوسم خاک پایت را دَم جان دادنم

کاش می‌گفتی نگه دارند یک مقدار ، دست

تازه می‌فهمم چقدر از تو رسیده به گدا

لحظه‌ای که در قیامت می‌کند اقرار ، دست

قیمتِ دیدار تو هر چیز باشد می‌دهم

مثل وقتی که جدا کردند ، از زوّار ، دست

کوه هم حتی به دستان تو تکیه می‌کند

پس تو دیگر خم نشو ؛ نگذار بر دیوار ، دست

چونکه می‌خواهد پرنده موقع پرواز ، بال

لحظه‌ی نابِ پریدن می‌شود سربار ، دست

دست را انفاق کردی ؛ برکتش تکثیر شد

پس خدا هم ریخت بر دامان تو بسیار ، دست

غالباً دست خدا می‌خواهد از سردار ، سر

فرق داری با همه ؛ زیرا گرفت این بار ، دست

آخرش انگار که رفتی ملاقات خدا

مرد ، زیرا می‌دهد در لحظه‌ی دیدار ، دست



موضوع : مدح و مناجات با حضرت عباس (ع)، 
جمعه 1397/01/31

امام حسین(ع)-مدح و مناجات


با ذکرِ "یاحسین" نشانم گذاشتی...

این طبعِ شعر را به بیانم گذاشتی...

تا شعرهایِ من بشود خاکِ راهِ تو

یک جرعه تشنگی به لبانم گذاشتی

اصلاً چرا دلم شده وَقفِ سرودنت؟

زیرا به خیلِ سینه زنانم گذاشتی

ممنونم از بهارِ دل انگیزِ شعرها

کز لطفِ خود، میانِ خزانم گذاشتی

قربانِ بیتهایِ قشنگی که از قدیم

رفتی و آمدی... به دهانم گذاشتی..

من را تو از عَدَم که سراپاش ظلمت است

برداشتی... به مُلکِ جهانم گذاشتی...

هرلقمه ای که میخورَم از سفره یِ شماست

مدیونِ آن نَمَک، که به نانم گذاشتی

هرکس به یک طریق به پیش تو نوکر است

شکرِخدا که مرثیه خوانم گذاشتی...

من کربلا ندیدم و میسوزم از غَمَت...

با داغِ حسرتی که به جانم گذاشتی...

سرمست میشوم زِ وصالت اگر مرا....

نزدیکِ خود به باغ جنانم گذاشتی...



موضوع : مدح و مناجات با امام حسین(ع)، 

حضرت عباس(ع)-مدح


باز در هیئت ما صحبت ابروی تو بود

حرفهامان همه از چهره ی نیکوی تو بود

نامت آمد به زبان مجلس ما خوشبو شد

عطر این یاس دل افزا همه از بوی تو بود

عمرمان پشت در خانه ی تو شد سپری

از همان روز ازل جنت ما کوی تو بود

بر لب آب رسیدی و نخوردی از آب

علقمه محو وفا و ادب و خوی تو بود

بوسه هایی که بدستان تو زد شیر خدا

افتخاری است که زیبنده ی بازوی تو بود

علمت در وسط معرکه غوغا میکرد

لشکر کفر هراسان ز تکاپوی تو بود

تو به «خلوتگه خورشید »رسیدی ای ماه

فاطمه مادر سادات دعا گوی تو بود

قمر از شرم گرفتست ، مه هاشمیان

یوسف این حسن کجا داشت که در روی تو بود

آمدی تا بشوی قوت قلب زینب

ذکر«لاحول ولا قوة » نیروی تو بود

«شاه شمشاد قدان خسرو شیرین دهنان»

چشم امید همه اهل حرم سوی تو بود

مات و مبهوت تو شد خواجه ی شیراز و سرود

«دوش در حلقه ی ما قصۂ گیسوی تو بود»



موضوع : مدح و مناجات با حضرت عباس (ع)، 
جمعه 1397/01/31

حضرت عباس(ع)-مدح


تو را با نام دلبر می شناسم

تو را ساقی لشگر می شناسم

تو عباسی ولی در صحنه جنگ

تو را تمثال حیدر میشناسم



موضوع : مدح و مناجات با حضرت عباس (ع)، 
پنجشنبه 1397/01/30

امام حسین(ع)-مدح و ولادت


زرق و برق سفره ی شاهانه میخواهم چه کار ؟

اشک چشمم هست آب و دانه میخواهم چه کار ؟

اولین شرط سلوک عاشقی آواره گی ست

از ازل دربه درم کاشانه میخواهم چکار ؟

چشم های من که با خواب سحر بیگانه اند

قصه ی شمع و گل و پروانه میخواهم چکار ؟

گیسوی آشفته ام دارد نشان از عاشقی

زلف خود بر باد دادم ، شانه میخواهم چه کار ؟

من خراب باده نه بلکه خراب ساقی ام

در غیاب حضرتش میخانه میخواهم چه کار ؟

آنقدر دیوانه ام امشب که از فرط جنون

از قدح سر میکشم ، پیمانه میخواهم چه کار ؟

مست کرده شهر را عطر خوش پیراهنش

انبیا و اولیا چشم انتظار دیدنش

 

مرتضی با دست خود آیینه قرآن میبرد

فاطمه گهواره را در زیر ایوان میبرد

شور و شادی طلوع آفتاب هاشمی

غصه و غم را ز دل های پریشان میبرد

با دو تا خورشید روی گونه هایش دیدنی ست

آبرویی را که از ماه فروزان میبرد

جامه اش را انبیا در باغ جنت دوختند

حور عبا ، عمامه اش را نیز غلمان میبرد

بوسه بر قنداقه اش عیسی بن مریم میزند

مرهم از خاک رهش موسی بن عمران میبرد

با وجود یوسف زهرا یقینا بعد از این

یوسف کنعانیان زیره به کرمان میبرد

افتخاری شد نصیب قوم سلمان بی گمان

مادرش دارد عروس از خاک ایران میبرد

سفره ی سوری پیمبر با علی انداخته

هرکسی که میرسد رزق فراوان میبرد

هر که هرچه هدیه آورده به یمن مقدمش

با دعای فاطمه دارد دو چندان میبرد

حاتم طایی برای شام خود سر میرسد

از میان سفره ی آقای ما نان میبرد

بیقرارم مثل آن موری که روی دوش خود

تکه ای ران ملخ نزد سلیمان میبرد

خلق میخوانند کشتی نجات عالم است

هرچه که بنویسم از خوبی این آقا کم است

 

در زمین و آسمانها صحبت آقای ماست

نوبتی باشد اگر هم نوبت آقای ماست

مادر از آغوش خود او را زمین نگذاشته

حضرت زهرا خودش در خدمت آقای ماست

رحمة الله است مثل رحمة للعالمین

خلق و خوی مصطفی در سیرت آقای ماست

در شجاعت در شهامت رونوشت حیدر است

لشگری محو وقار و شوکت آقای ماست

فطرس بی بال و پر هم به امیدی آمده

پشت در چشم انتظار رأفت آقای ماست

روز میلادش جهنم را خدا خاموش کرد

این ترحم این تفضل بابت آقای ماست

ارمنی ها و کلیمی ها به او دل داده اند

دلبری از هرکسی خاصیت آقای ماست

نام صاحبخانه را بر درب خانه حک کنند

جنتی باشد اگر هم جنت آقای ماست

بهتر از اینکه دوای درد ما را میدهد ؟

بهتر از اینکه شفا در تربت آقای ماست ؟

لقمه های نانش از این رو به آن رو میکند

چه اثرها در غذای هیئت آقای ماست

پیش پایمان همیشه این و آن پا میشوند

این همه ارج و مقام از برکت آقای ماست

ما بدی هم که کنیم او باز خوبی میکند

باز خوبی میکند این خصلت آقای ماست

آن که کارش از طفولیت فقط بخشیدن است

شافع فردای محشر حضرت آقای ماست

میکشد پای مرا آخر به سوی کربلا

"بر مشامم میرسد هر لحظه بوی کربلا "

 

بر مشامم میرسد عطری که خیلی  آشناست

آری آری به گمانم عطر سیب کربلاست

از عراق و غزه و بحرین اگر که بگذریم

کربلای دیگری در خاک سوریه به پاست

قتلگاه دیگری آنجا تدارک دیده اند

شاهد این ادعا سرهای روی نیزه هاست

باز هم درد اسارت ، باز هم مظلومیت

ریسمان هایی به دست بچه های مرتضاست

چه پسرهایی که از دیروز بی بابا شدند

چه پدرهایی که روی دوششان شال عزاست

به تمام خیره سر های زمین فهمانده اند

هم دمشق از آن ما، هم زینبیه مال ماست

"کلنا عباسک" تنها به این معناست که

شیعه ی حیدر شهید راه ناموس خداست

با دعای فاطمه شیعه حسینی مذهب است

نوکر ارباب قطعا پیش مرگ زینب است



موضوع : ولادت امام حسین(ع)، 
پنجشنبه 1397/01/30

امام حسین(ع)-مدح و ولادت


غیر از تو را زبان من املا نمی کند

جزگفتن از تو را قلم انشا نمی کند

شاعر تو را نوشته و حاشا نمی کند

جز در سرودن از تو زبان وا نمی کند

در دفتری که نام تو آیینه می شود

هر کس نگفته از تو حسینی نمی شود

 

آدم ابوالبشر شده اما حسین نیست

از او خلیل سر شده اما حسین نیست

موسی پیامبر شده اما حسین نیست

عیسی گزیده تر شده اما حسین نیست

در جان محمد است که با او برابر است

آری حسین بوده که جان پیمبر است

 

گیرم پیمبر است که فرقی نمی کنند

همتای حیدر است که فرقی نمی کنند

زهرای اطهر است که فرقی نمی کنند

مثل برادر است که فرقی نمی کنند

فرقی نمی کنند و مرا شور در سر است

آخر حسین فاطمه یک چیز دیگر است

 

بین حسین و شیعه صمیمیت است و بس

همراهی حسین به سنخیت است و بس

شیعه به یک مرام و به یک نیت است و بس

اسلام بی حسین مسیحیت است و بس

اسلام ما که ثبت شده با شهادتین

کامل نمی شود مگر از ذکر یا حسین

 

در دین ما خدا یکی و مصطفی یکی است

احمد یکی است پس به یقین مرتضی یکی است

حیدر یکی و حضرت خیرالنسا یکی است

زهرا یکی است پس حسن مجتبی یکی است

این جمع بی حسین که معنا نمی گرفت

یعنی اگر نبود کسا پا نمی گرفت

 

غیر از خدا نبود و حسین آفریده شد

ارض و سما نبود و حسین آفریده شد

جز کربلا نبود و حسین آفریده شد

قالو بلی نبود و حسین آفریده شد

قالو بلای ما به الست از حسین بود

اصلا هرآنچه بوده و هست از حسین بود

 

بی اشک ، خاکِ خلقتمان گِل نمی شود

تنها مجسمه است دل و دل نمی شود

دل بی حسین این همه قابل نمی شود

انسان بی حسین که کامل نمی شود

غیر از حسین را به دل خویش حک نکن

ما از اضافه ی گل اوییم ، شک نکن

 

تاریکم و حسین چراغ هدایت است

وقتی حسین هست به کشتی چه حاجت است

درس من از حسین همین یک عبارت است

عزت برای شیعه ی او در شهادت است

ما شیعه ایم و پای ستم را شکسته ایم

در سایه ی سیوف خذینی نشسته ایم

 

ای معنی نهفته ی در هل اتی حسین

ان الذین آمنوی سوره ها حسین

حتی خدا برای تو شد خونبها حسین

ماییم و حسرت حرم کربلا حسین

از ما بگیر این همه درد فراق را

اما نگیر از دل ما اشتیاق را



موضوع : ولادت امام حسین(ع)، 
پنجشنبه 1397/01/30

امام حسین(ع)-مدح


دو چشمت انگبین‌جوشان و لب‌هایت فرات‌آور

چراغت راه‌گستر ، کشتی نوحت نجات‌آور

قلم باید شوند اشجار در ثبت دمی از تو

برای لیقه‌ی کتّاب ، دریاها دوات‌آور

به سمتت وحی شد نازل، که هستی فیض را قابل

پدر باشد کمیل‌آموز و فرزندت سمات‌آور

تو را در شطِّ رنج ای شاه! می‌بینم نمی‌دانم

که ایثار تو باشد در نهایت کیش و مات‌آور

تو را مجموعه‌ی اضداد می‌نامند عاشق‌ها

که شادی بی‌تو حزن‌انگیز و غم با تو نشاط‌آور

خدا در ذات زیبایت جلالش را نشان داده

نشان داده‌است احسان قدیمت را صفات‌آور

هرآن‌کس شاه! شمشادِ قدت را دید «حافظ» شد

به‌رغم اشک شورش می‌شود شاخِ نبات‌آور

کنار کفّ العبّاس آمده عیسی و می‌دانم

نمی‌یابد به جز دست علم‌دارت حیات‌آور

مرا بی‌ما و بی‌من کن، کلامم را مطنطن کن

که هستی فاعلاتن فاعلاتن فاعلات‌آور

تو را در «اهدنا» دیدم صراط مستقیمی که

به حق‌پیمایی افکار می‌گردد ثَبات‌آور

به زیر تیر هم تکبیرةالإحرام می‌گویی

الا تلمیح اذکارت یقیمون الصّلات‌آور!

به خوانت منعمم گردان! که داری سوره‌ی انسان

برای این گدایت باز یؤتون الزّکات ‌آور

خدا تنها تو را «فی البحر کالأعلام» می‌گوید

چه نوحی هست جز تو «اَلجَوارِی المُنشآت»‌آور؟

چه رازی در سه بار آوردن نامت نهان کردی؟

چرا این‌گونه می‌باریم؟ نامِ التفات‌آور!

به دست دوست‌داران تو درّی بود در محشر

بنازم اشک چشمم را که می‌آید برات‌آور

کرامت می‌چکد از لای مژگان نجیب تو

نیازی نیست بر لاتانِ عزّی و منات‌آور

به ایجاز آمدم حرفی از اعجاز تو را گویم

زمان قبض روحم مرحمت کن انبساط آور

چنان از شطح لبریزم به دارالوصف توحیدت

که می‌ترسم بگویم بوده‌ای عین القضات‌آور



موضوع : مدح و مناجات با امام حسین(ع)، 
پنجشنبه 1397/01/30

امام حسین(ع)-مدح و ولادت


هرچه بادا باد اما عشق باد

عشق بادا عشق بادا عشق باد

جوهر این عاشقی‌ها عشق باد

کارِ دنیا کارِ فردا عشق باد

عقل رفت و گفت تنها عشق باد

عین و شین و قاف یعنی جان حسین

عشق یعنی جان سَنَ قربان حسین

 

عشق حِسی زیرِ باران خداست

"عشق اسطرلاب مردان خداست"۱

اولین ابیاتِ دیوانِ خداست

عشق آری شورِ طوفانِ خداست

حا و سین و یا و نونِ جان خداست

ای ظهورِ ذاتِ بی پایان حسین

جانِ ما ای جان سَنَ قربان حسین

 

"عشق یعنی جلوه‌ای در آبگین"۲

عشق یعنی دستِ حق در آستین

عشق یعنی عقل اما با یقین

عشق یعنی نیست غیر از او همین

عشق یعنی یا امیرالمومنین

یا علی گفتیم و بعداز آن حسین

جانِ ما ای جان سَنَ قربان حسین

 

اینهمه غارتگری‌ها را ببین

از دلِ ما دلبری‌ها را ببین

زیر پایَت پادری‌ها را ببین

شور و شوقِ نوکری‌ها را ببین

یا حسینِ آذری‌ها را ببین

سالدی قَلبیم دَ عجب طوفان حسین

جانِ ما ای جان سَنَ قربان حسین

 

ما خرابیم و شراب آلوده‌ایم

تربتت خورده تُراب آلوده‌ایم

خوابِ تو دیدیم و خواب آلوده‌ایم

ما به این احساسِ ناب آلوده‌ایم

ما به نورِ آفتاب آلوده‌ایم

دست ما بادا بر آن دامان حسین

جانِ ما ای جان سَنَ قربان حسین

 

روزِ اول که دلم را ساختند

با همین دلها حرم را ساختند

بعدِ آن شادی و غم را ساختند

از نوکِ مژگان قلم را ساختند

نقش شد نامت عَلَم را ساختند

نعره زد میرِ علمداران حسین

جان ما ای جان سَنَ قربان حسین

 

تو حسینی و سلامت شد حسن

خوش بحالت که امامت شد حسن

آمدی و هم‌کلامت شد حسن

آفتابِ رویِ بامت شد حسن

استلامت احترامت شد حسن

"شد حسن با هیبتت حیران حسین"۳

جانِ ما ای جان سَنَ قربان حسین

 

نامِ آقازاده هایت تا علی است

با همین سه کارهامان با علی است

یادمان دادی فقط آقا علی است

با شما شیرینی دنیا علی است

یاعلی و یاعلی و یاعلی است

گفت ایوان نجف : سلطان حسین

جانِ ما ای جان سَنَ قربان حسین

 

مادرم من را به دستش تا گرفت

ماجرایِ ما همانجا پا گرفت

کربلایت در دلِ ما جا گرفت

کارِ عشق و عاشقی بالا گرفت

دستِ ما را حضرت زهرا گرفت

درحرم گفتیم آقا جان حسین

جانِ ما ای جان سَنَ قربان حسین

 

ای دل از این زخم پنهانی بخوان

چند بیت عمان سامانی بخوان

یاد زینب از پریشانی بخوان

از وداعی سخت بارانی بخوان

رفت پیراهن ، زِ عریانی بخوان

من کی‌اَم عمان بی سامان حسین

جانِ من ای جان سَنَ قربان حسین

 

"خواهرش بر سینه و بر سر زنان

رفت تا گیرد برادر را عنان

در قفای شاه رفتی هر زمان

بانگِ مَهلاً مَهلَنَش بر آسمان

اهل دل را آتش اندر جان زنان"۴

بی تو ای وایِ من و طفلان حسین

صبر کن ای جان سَنَ قربان حسین

 

۱.تضمینی از مولوی

۲.اشاره ای به آیه مبارکه نور

۳.حدیثی از امام مجتبی علیه السلام

۴.ابیاتی از گنجینه ی اسرار عمان سامانی



موضوع : ولادت امام حسین(ع)، 
پنجشنبه 1397/01/30

امام حسین(ع)-ولادت


شد شکوفنده گل روی ابا عبدالله

عطر فردوس برین بوی ابا عبدلله

عرش و فرش و مه و خورشید و ستاره با هم

سر به سجده به سر کوی ابا عبدالله

مادرش فاطمه با بوسه شیرین هردم

میزند شانه به گیسوی ابا عبدلله

تا نظر کرده به رخساره او پیغمبر

شده محو رُخ دل جوی ابا عبدلله

دست حق دست کشد بر سر دستان حسین

که شود حیدری بازوی ابا عبدلله 

پاسداران حریم حرم زینب او

استوارند  به نیروی ابا عبدالله

در نهایت برسد بر در منزلگه عشق

عاشق صادق ره پوی ابا عبدلله

سوره فجرِ خدا زمزمه ی جبریل است

حق تعالی است ثنا گوی ابا عبدالله

کربلا نام دگر دارد اگر میدانی

باشد آوازه  مینوی ابا عبدالله

شب میلاد دلم پر کشد از خانه خویش

پر خود وا بکند سوی ابا عبدلله



موضوع : ولادت امام حسین(ع)، 

 صلوات


در بزم همیشه سبز ایمان،صلوات

در محضر آیه هاى قرآن،صلوات

با زمزمه ى نام "محمّد"، بفرست

همراه گل و نسیم و باران،صلوات



موضوع : مدح و مناجات با رسول اكرم (ص)، 
پنجشنبه 1397/01/30

امام حسین(ع)-مدح و ولادت


نسیم عشق وزیدن گرفت در جان ها

بهار نور رسیده پس از زمستان ها

خبر دهید به فطرس سر امده تبعید

دوباره بال بزن بر فراز میدان ها

بگو به مدعیان کرم که چاره کنند

رسیده است کریم تمام دوران ها

کسی که ساحل ارامش است و کشتی او

گذر کند به سلامت ز هر چه طوفان ها

کسی که قطره ی اشک عزای او کافی ست

برای چیدن برگ و بساط شیطان ها

همان که طفل دبستان روضه اش باشد

معلم همه ی رهروان عرفان ها

در امتحان "اَلَسْتُ بِربِكمْ " با عشق

گذاشت هستی خود را به پای پیمان ها

کسی که خنده ی نوزاد او به تیر بلا

چه اعتبار رفیعی دهد به قربان ها

به جایگاه غلام سیاه او فردا

چه غبطه ها که نخواهند خورد سلطان ها

بگو به هر که غم دل شکستگی دارد

حسین امده یعنی کلید درمان ها

کلیدْ واژه ی توبه حسین گفتن شد

برای حضرت ادم برای انسان ها

بگو نبیِ خداوند با دلی اگاه

بگو"اَحَبَ حسینا" شده اَحَب الله



موضوع : ولادت امام حسین(ع)، 
پنجشنبه 1397/01/30

امام حسین(ع)-مدح و ولادت


مژده ای ناب تر از ناب به دنیا دادند

خبر از آمدن لیلی دل ها دادند

چه مبارک سحری گشت و چه فرخنده شبی

رحمت واسعه را هدیه به زهرا دادند

حسن دوم این خانه به دنیا آمد

شکر حق باز ولیعهد به مولا دادند

باز زهرا و علی معجزه کردند امروز

بین گهواره عجب معرکه ای جا دادند

او همان است که پای عَلَمش روز ازل

آن همه معجزه را یاد مسیحا دادند

این چه عشقی است که آرامش عالم را برد

این چه شوری است خدا بر دل شیدا دادند

عالَم پیر ! نخور غم که جوانی آمد

ساقیا باده بده عشق جهانی آمد

ای دل و دلبر و دلدار سلام آقاجان

حضرت سید و سالار سلام آقاجان

بوی سیب حرم کرببلا می آید

تا صدا می زنم هر بار سلام آقاجان

دل و دین همه را روی تو نه ، نام  تو برد

یوسف حیدر کرار سلام آقا جان

ای وفادارترین عشق اباعبدالله

بهترین مونس و غمخوار سلام آقاجان

نا امید آمدم اما تو امیدم دادی

آی مهتاب شب تار سلام آقاجان

ای رفیق غم و شادی و من بیچاره

بهترین محرم اسرار سلام آقاجان

کرمت سنگ صبور دل ما نوکر هاست

لطف تو بیشتر از لطف پدر مادرهاست

آتش عشق تو از عالم ذر روشن بود

دست هر کس که کسی بود برین دامن بود

نه زمین بود نه لوح و نه قلم بود ولی

نام زیبای تو در عرش طنین افکن بود

چشم واکردی و دادند به فطرس پر و بال

اولین کار تو تقدیر عوض کردن بود

روز محشر چه جوابی به ابالفضل دهد

آن که با گریه کن مجلس تو دشمن بود

وقت مردن مدد حضرت زهرا گیرد

دست آن بنده که مشهور به سینه زن بود

جاودانه است کسی که شده مست جامت

مرده آن است که یکبار نبرده نامت

تو شدی شاه و چه خوب است که رعیت هستیم

در کرم خانه تو صاحب عزت هستیم

از خدا ما چه بخواهیم ازین بالاتر

سالیانی است که جارو کش هیئت هستیم

خوب و بد بودن ما ربط ندارد به کسی

هر چه هستیم سر سفره حضرت هستیم

می خورد غبطه به ما زاهد سجاده نشین

تا که با نام تو مشغول عبادت هستیم

روی ما هیچ دری بسته نگردد هرگز

تا که پشت درِ این بیت کرامت هستیم

کوله بار گنه از شانه ما بردارند

در همان ثانیه که زیر علامت هستیم

رحمت حضرت حق باد برین چشمه نور

ما کجا این همه خیر ، این همه عشق ، این همه شور

هر نفس اهل مناجات صدایت کردند

عرشیان سجده به ایوان طلایت کردند

هر کجا تا که شنیدند بهشت ، عشاقت

هوس علقمه و کرببلایت کردند

به خدا ظرفیت معجزه کردن دارند

آن جماعت که جوانی به فدایت کردند

سال ها پیش تر از آمدنت روی زمین

انبیا تک تکشان گریه برایت کردند

عرش هم کرببلا گشته ، ملائک از بس

گریه با فاطمه بر راس جدایت کردند

نه شدی غسل و کفن ، نه بدنت شد تشییع

تن بی سر ! ته گودال رهایت کردند

یک تنه فاطمه شد گریه کن و سینه زنت

غسلت از خون گلو ، خاک بیابان کفنت



موضوع : ولادت امام حسین(ع)، 
پنجشنبه 1397/01/30

اعیاد شعبانیه مبارک باد


نزول رحمت شعبان و موسم میلاد

سه غنچه ی صلواتم یکی یکی گل داد

در آسمان ولایت سه نور پیدا شد

حسین  آمد و عباس  آمد و سجّاد 



موضوع : ولادت امام حسین(ع)، ولادت امام سجاد(ع)، ولادت حضرت عباس(ع)، 
پنجشنبه 1397/01/30

امام حسین(ع)-مدح و ولادت


دل کویری ما بی قرار باران است

تمام جان و دل ما نثار جانان است

بهار آمده و غصّه رو به پایان است

زمان لطف خداوند "ماه شعبان"است

 

رسیده موسم تنزیل بهترین برکات

برای هدیه به پیغمبر خدا صلوات

 

در آسمان ولایت ستاره پیدا شد

رسید و این کره ی خاک عرش اعلی شد

خبر رسیده که حیدر دوباره بابا شد

به حرمتش همه ی هفت آسمان پا شد

 

برای فاطمه س نور دوعین آمده است

خبر رسیده به دنیا حسین ع آمده است

 

رسیده تا که به ما جرات دعا بدهد

به درد ما ز شفاخانه اش دوا بدهد

حسین آمده حاجات خلق را بدهد

رسیده فطرسیان را خودش شفا بدهد

 

طلوع چشم شما انتهای اعجاز است

همیشه باب کرمخانه ی شما باز است

 

گدا شدم که بمانم همیشه بر درتان

حسین گفتن من هست لطف مادرتان

تمام دار و ندارم تصدّق سرتان

طواف کرببلا آرزوی نوکرتان

 

به نا خوشی و خوشی همدم منی ارباب

تویی که بازدمِ هر دم منی ارباب

 

دلم گرفته که با یادتان حرم باشم

کنار مقدم اجدادتان حرم باشم

به وقت دیدن میعادتان حرم باشم

نشد که در شب میلادتان حرم باشم

 

به کربلا نرسیدم ولی دلم آنجاست

رواق چشم ترم جای سیدالشّهداست

 

تویی که یار همیشه شفیق من هستی

جمال جلوه ی نقش عقیق من هستی

دلیل روشن حسّ عمیق من هستی

پناه عشقی و تنها رفیق من هستی

 

مراد دل شده ای تا مریدتان بشوم

خدا کند که نمیرم ؛ شهیدتان بشوم

 

خوشابحال پرستوی آسمان حرم

خوشابحال دلِ محوِ آستان حرم

خوشابحال اهالی کاروان حرم

خوشابحال تمام مدافعان حرم

 

بیا و خالی از احساس هر چه غیرم کن

بیا و آخر سر عاقبت بخیرم کن

 

شنیده ام همه ی پیکرت زمین افتاد

به پیش خواهر تو حنجرت زمین افتاد

کنار حنجر تو خواهرت زمین افتاد

کنار خواهر تو مادرت زمین افتاد

 

سرم فدای سر زخمی تو ای بی سر

فدای بال و پر زخمی تو ای بی سر 



موضوع : ولادت امام حسین(ع)، 
پنجشنبه 1397/01/30

امام حسین(ع)-مدح و مناجات و روضه


تمام عالم امکان شود فدای حسین

خدا سپرده خدایی خود به پای حسین

به عالمی ندهم خاک کربلای حسین

به این دلیل که حق گشته خونبهای حسین

نواگرفته نی ازسوز نینوای حسین

 

دوباره حال وهوای حرم دلم برده

و های و هوی حرم عقل ازسرم برده

هرآنکه زنده به عشق تونیست پس مرده

خوش آن دلی که به تور شما گره خورده

صفاست درحرم قدس باصفای حسین

 

اسیرجذبه یاسم شمیم میخواهم

دلم گرفته زکویت نسیم میخواهم

تویی امام حرم ،من حریم میخواهم

پرم شکسته ،پر یاکریم میخواهم

که پرزنم به سر گنبد طلای حسین

 

توباشی وبه کسی رو زنم به غیرشما

فدای عابس وعبداله وزهیر شما

هزارهمچو منی نوکر بریر شما

وآمدیم به دنیا برای سیر شما

خداکند که دهم جان به سرسرای حسین

 

چه کرده ای که دل از دل ربوده ای آقا

سرودعشق به عالم سروده ای آقا

هنوزهیچ نبود وتو بوده ای آقا

نبودهیچ که در آن نبوده ای آقا

که کائنات شده پر ز ردپای حسین

 

الا که حاتم طایی به درگهت بنده

صلاة وصوم به یمن قیام تو زنده

وحج وامر به معروف از توپاینده

به سینه نور شما تاهمیشه تابنده

اصول دین خداهست درلوای حسین

 

سپرده ایم به دستت جوانه هامان را

گرفته ایم زلطفت کرانه هامان را

به گرد پای تو جستم نشانه هامان را

که ساختیم حسینیه خانه هامان را

نوشته ایم به بالای در سرای حسین

 

همیشه شانه تو مهد قرص خورشیداست

طلوع نام شما بامداد امید است

به دور شمس وجودتو ماه وناهید است

ولایت پدر تو نشان توحید است

به حق قسم که علی هست درهوای حسین

 

تویی امیرشفاعت ،شفاعتم باتو

گناهکار شدم ،ترک عادتم باتو

چراغ راه ومسیر سعادتم باتو

شهادت است نیازم وحاجتم باتو

چه کارها بکند ذکر ربنای حسین

 

اویس هستم وگشتم اسیرروی شما

زهیرمیشوم از نشعهٔ صبوی شما

قسم به ذات خداکه به آبروی شما

عنایتی ؛شوم ازکشتگان کوی شما

به گوش دل شنوم غربت صدای حسین

 

گدایی درتان حس بی بدیل بود

گدای اول تان شخص جبرئیل بود

نوای اعظم ما ذکر الدخیل بود

فرات دیده ام از جوی سلسبیل بود

خداگواست گدائیم ومبتلای حسین

 

توزاده عرفاتی ومنبع کرمی

منا وسعی وصفایی ومروه وحرمی

توعبد صالح پروردگار درعدمی

انیس ومونس پیغمبران به هرقدمی

نصیب هردل عاشق شود دعای حسین

 

تمام دار وندارم تویی حسین غریب

خداکند که بمیرم برای شیب خضیب

وتکه تکه شوم درعزای خد تریب

تویی مسیح خدا که کشیدنت به سلیب

چکید اشک خداوند درمنای حسین

 

میان لجه خون دست وپا زدی ای وای

غریب ؛خواهر خود راصدا زدی ای وای

بگو به شمر چرا بی هوا زدی ای وای

بریدی و به سرنیزه ها زدی ای وای

علی وفاطمه بی هوش درعزای حسین

 

همان که رأس تو را برسرسنان می زد

وکعب نی به سر وروی بانوان می زد

وتازیانه به پاهای کودکان می زد

سه ساله را جلوی چشم عمه جان می زد

پر آبله شده طفل گریز پای حسین... 



موضوع : مدح و مناجات با امام حسین(ع)، 


( کل صحن های حسینیه : 468 )    ...   2   3   4   5   6   7   8   ...   


درباره حسینیه


به پایگاه فرهنگی هیات «مکتب الشهداء تهرانسر» خوش آمدید
×××
برای ارتباط با ما می توانید از طریق آدرس motallebi64@gmail.com اقدام فرمایید

آدرس پایگاه اطلاع رسانی هیات مکتب الشهداء-تهرانسر:
maktab-shohada.mihanblog.com
×××
هر کس که مقرب است در فکر بلاست
آواره شدن قاعده ی عشق خداست
"مهدی مطلبی"پرید اما باز
در صحن "حسینیه" ی او "روضه"بپاست

مدیر وبلاگ : شاهد
آمار زائرین حسینیه
  • زائرین امروز :
  • زائرین دیروز :
  • زائرین این ماه :
  • زائرین ماه قبل :
  • کل زائرین :
  • تعداد کل اشعار :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
نظرسنجی حسینیه
نظرتان درباره تغییر قالب پایگاه حسینیه چیست؟



پایگاه های مدح و مرثیه
لوگوها
كانال حسینیه در تلگرام
صفحه اینیستاگرام حسینیه

 پایگاه تخصصی مدح و مرثیه

 پایگاه تخصصی روضه و مقتل

 پایگاه نوحه و سبک های مداحی

کتاب موبایل حسینیه-مدح و مرثیه

 پایگاه اطلاع رسانی هیات مکتب الشهداء-تهرانسر

 کارگاه مجازی شعر آیینی حسینیه

 اشعار استاد علی اکبر لطیفیان

 قرارگاه-پایگاه فرهنگی هیئت مکتب الشهداء