بسم رب الحسین(ع)

این دشـت با ارادهٔ زینـب اداره شـد

در دست جبر اوست همه اختیارها


جهت دسترسی آسان تر به اشعار مناسبت های این ایام از لینک های زیر استفاده نمایید:


                                          
   
                                  
 
                                  
                  
                                  


https://telegram.me/hosenih



https://www.instagram.com/payegahe_hoseinieh/

قابل توجه زائرین گرامی، همزمان با ثبت اشعار در پایگاه حسینیه، کانالهای اجتماعی "حسینیه"  نیز به روز خواهد شد.

لینک کانال های تلگرام ، ایتا و سروش  hosenih@  

و

لینک صفحه اینستاگرام payegahe_hoseinieh@ 


عزیزان می توانند برای پر بارتر شدن محرم خود به پایگاه های زیر نیز مراجعه نمایند:

      




موضوع: اطلاعیه و اخبار حسینیه، 
 

تاریخ درج شعر : یکشنبه 1398/06/24 | 08:00 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام حسین(ع)-مناجات اول مجلس


عمرِبی تو عمرِ بیهودست رسوایم مکن

جان زینب یا حسین، مشغول دنیایم مکن

عاشق ازلیلاییِ معشوق، حیران میشود

ازخدا خواهم،که جز مجنونِ لیلایم مکن

مدعی راه خودش را میرود،ما راه خود

از غبارِ پای خود،دور ای مسیحایم مکن

پرچمت آقا،نشانم میدهد راه تُرا

دلبرا جز در مسیر عشق بینایم مکن

من نشانِ خیمه هایت را ز هیئت یافتم

«لَیتنا کنّا معَک» رَد این تقاضایم مکن

تشنهٔ شهدِ شهادت مانده این لبَیکِ من

وقتِ مردن،جز میان خون تماشایم مکن

هیئتت میخانهٔ عشق است و ما مستِ مِی ایم

مستیِ ما را مگیر و طرد از اینجایم مکن

دل به هر کس بستم آخر رفت از دستم،چه زود

پشتِ در آقا،مُعطَل بیش از اینهایم مکن

یاری اَم تأخیر افتاده،ولی صبح و مساء

گِریَم و گویم دگر،شاید و اَمایم مکن

روز عاشوراست،قلبم سخت سنگینی کند

دورم اما بی حضورِ قلب، معنایم مکن

دستِ دور افتاده ها را هم بگیری عاقبت

در دفاعِ از حرم، محرومِ امضایم مکن

دربدر در کربلایم کن، قبولم کن،حسین

یارِ زینب کن مرا،مدیونِ زهرایم مکن




موضوع: مدح و مناجات با امام حسین(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : یکشنبه 1398/06/31 | 01:03 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام حسین(ع)-مناجات


هر صدایی که به دنبال تو پژواک نشد

رعد هم بود اگر راهی افلاک نشد

تو کدام آخته ی تیغ زبان ور بودی

که پس از هر چه قرون خون شد و در خاک نشد؟

پیش آن حنجره که نعره ی خون داشت به دوش

قیل و قال همه جز خرمن خاشاک نشد

هستی از غیرت فریاد تو بر خود لرزید

که به جز عشق درین قافله کولاک نشد

گرچه خون ریخت ز تاراج گلوگاه غزل

آن خزان ریشه کنِ برگ و بر تاک نشد

داغ عطشان تودر شیهه ی اسبان هنوز

به کویری نشد الهام که صد چاک نشد

آه ! در باد هنوز اینهمه آواز از توست

لب توحید که جز قاری لولاک نشد

((از صدای سخن عشق ندیدم خوش تر))

زخمه ی شوق که از گوش زمین پاک نشد




موضوع: مدح و مناجات با امام حسین(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : یکشنبه 1398/06/31 | 12:57 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام حسین(ع)-شهادت


تو در عین غریبی برتمام خلق سلطانی

تو دراوج عطش آبی تو دریای خروشانی

اگرچه اهرمن انگشترت رابرد می بینم

تو درملک خدا تا عرصه محشرسلیمانی

تو هم خون خدا هم زاده خون خداوندی

تومجروحی تومذبوحی توعریانی توعطشانی

نیازی نیست تا قرآن بخوانی برفراز نی

تو قرآنی تو قرآنی تو قرآنی تو قرآنی

به تن داری هزاران زخم تیرو نیزه و خنجر

نباید سنگ بارانت کنند آخر تو مهمانی

نصیحت می کنی در زیر خنجر قاتل خودرا

زبس دارای لطف و رحمت و عفوی و احسانی

به زخم پیکرت ای جان جان عالم هستی

چرا خورشید می تابد تو خود خورشید تابانی

برای گوشواره گشت گوش دخترت پاره

ندانستند تو خود گوشوار عرش رحمانی

جرا بین دو نهر آب لب تشنه تورا کشتند

نگفتند ای همه اسلام آخر تو مسلمانی

تو که چشم خداوندی به میثم باز کن چشمی

قبولش کن بگو میثم تو ما را مرثیه خوانی




موضوع: مدح و مناجات با امام حسین(ع)،  شهادت امام حسین(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : یکشنبه 1398/06/31 | 12:55 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت زینب(س)-مدح و مصائب


یا رب از کید اجانب حفظ کن اسلام را

دورکن از دیده ما پرده ابهام را

کیست این نجم فروزانی که از بدو طلوع

کرده حیران با تحمّل در سما اجرام را

کیست آن پیک همایونی که از کرب وبلا

می برد سوی مدینه ازحسین پیغام را

کیست این خواهر که چون نعش برادر دید گفت

 بار الها خیر فرما ازکرم فرجام را

کیست آن دختر که مانند پدر گوید سخن

 می گذارد برزمین مانند مادر گام را

کیست این بانو که از دشمن چوبیند ناسزا

 می کند مقهور منطق، صاحب دشنام را

سرچو ازمحمل برون آورد وخواند آن خطبه را

 کوفه را لرزاند و بر هم زد اساس شام را

قهرمان کربلا اُمّ المصائب زینب است

آنکه با تلخی صبرش، کرده شیرین کام را




موضوع: مدح و مناجات با حضرت زینب (س)،  حضرت زینب كبری(س)، 
 

تاریخ درج شعر : یکشنبه 1398/06/31 | 12:34 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت زینب(س)-مدح و مصائب


کیست که بر لوح قلم می‌زند؟

حول خداوند قدم می‌زند؟

 

کیست که در وزن نگنجیده است؟

کوه وِقار است و نرنجیده است؟

 

کیست که مختار کند جبر را؟

کیست که بی‌تاب کند صبر را؟

 

کیست خم آورده به ابروی قهر

لرزه برافکنده به زانوی شهر؟

 

کیست به عصمت متجلّی شده

شأن ولی را متولّی شده

 

او که در افلاک نبی کوکب است

زُهره‌ی زهرای علی زینب است

 

حلم مجسّم‌شده‌ی نشأتین

روح یکی جسم دوتا با حسین

 

خطبه‌اش از نهج بلاغت پر است

هیبت مولاست که در چادر است

 

وجه علی تا که اتم می‌شود

خطبه‌ی او تیغ دو دم می‌شود

 

بدر دوم، بین کلامش نهان

فاطمه در خطبه‌ی شامش نهان

 

در سخنش لحن امیر آمده است

کوکبه‌ی دهر به زیر آمده است

 

صبر الهی ست، تفضّل شده است

«أخرجنا الله من الذُّل» شده است

 

راهبر قافله‌ی ماست این

زین اب و زینت زهراست این

 

توسن گفتار که چالاک شد

کاخ یزید از دم او خاک شد

 

زیر و زبر را به هم آورده است

خواهر سقّا علم آورده است

 

از دل این سِفله‌متکّای فرش

خیمه برافراشته در تاج عرش

 

می‌رود از خویش به حیرانیَ‌اش

آینه از آینه گردانیَ‌اش

 

جلوه‌ی این آینه در مشرقین

سر زده از طلعت روی حسین

 

قسمت زینب که سفر می‌شود

روی حسین آینه‌گر می‌شود

 

گرچه به غیر از غم و غارت نبود

این سفر از جنس اسارت نبود

 

گرچه سزاوار به زنجیر نیست

شیر به زنجیر مگر شیر نیست

 

از حد اوصاف که رد میشود

دخت علی بنت اسد میشود

 

گو همه مغلوب که او غالب است

جان علیّ بن ابی‌طالب است

 

جان علی رنج فراوان کشید

چند بغل روضه به دامان کشید

 

خیز و بخوان روضه‌ی دستار را

روضه‌ی بیمار و پرستار را

 

روضه ی دروازه ی ساعات را

قافله‌ی مادر طاعات را

 

روضه‌ی این روضه چه بود؟ آه آه

روضه‌ی بازار یهود آه آه

 

قسمت زینب که الم شد الم

دست کشیدیم و قلم شد قلم




موضوع: مدح و مناجات با حضرت زینب (س)،  حضرت زینب كبری(س)، 
 

تاریخ درج شعر : یکشنبه 1398/06/31 | 12:10 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت زینب(س)-مدح و مصائب


السلام ای نفس ِ بادیه باغ از چشمت

كه گرفته ست بجز اشك؛ سراغ ازچشمت

آمدم داغ شوم یكسره داغ از چشمت

از من ِ گمشده فریاد و چراغ از چشمت

تو فقط از دل یك حادثه تابیده شدی

شرف حیدری ای ماه؛مگر دیده شدی ؟

 

آمدم دست به دامان تو باشم زینب

ریگِ پابوسِ بیابانِ تو باشم زینب

لحظه ای مات و پریشان تو باشم زینب

لحظه ای قاریِ قرآن تو باشم زینب

هیبت‌نام‌تو چون‌کوه چنان پابرجاست

تا به نام تو رسیدم‌ ادب از جا برخواست

 

چیزی از وسعت نام تو نگفتم هرچند

زده ام بال دلم را به تماشا پیوند

تو روایتگر دردی ؛چه رسایی چه بلند!

چقَدَر آیه به فریاد لبت آمده اند

پوشش كعبه ای و آل امیّه فیل اند

و ابابیل سخن های تو در تنزیل اند

 

قد خورشید اگر خم شده می باری تو

زخم اگر وا بشود دست  پرستاری تو

چادر از سوره ی(والیل ) به سر داری تو

آه زینب ! چقَدَر حیدر ِ كرّاری تو ؟

تو شهیدی ! همه ی فاصله ها می دانند

عمق فریاد تو را سلسله ها می دانند

 

شب سنگین اسارت ؛عطشی بی پایان

محرمت حسرت و تاریكی و اندوه گران

بتِكان! هرچه غمِ خون شده داری بتكان!

بنشین روبرویِ نیزه ی عباس و بخوان :

)امشب ای ماه !به دردِ دل ِ من تسكینی

آخر ای ماه ! تو همدردِ من ِ مسكینی (




موضوع: مدح و مناجات با حضرت زینب (س)،  حضرت زینب كبری(س)، 
 

تاریخ درج شعر : یکشنبه 1398/06/31 | 12:06 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت زینب(س)-مصائب


برای داغِ حرم او همیشه چون سپر است

صبور باشی اگر،درد و غصه  بیشتر است

چگونه صبر نموده بر آن مصائب سخت

کسی که مظهر الله و زینت پدر است

به کودکان حرم گفت ؛کوه صبر خدا

مقابل عَلَم ظلم گریه بی اثر است

امام گفت «علیْکُنَ باالفرار»،سپس

نوشت راوی مقتل حدیث معتبر است

میان معرکه ماندست، چاره چیست بر او

کنار جسم رود یا سری که در سفر است

گرفته صبر رهش را ،وگرنه جان می باخت

عقیله از همه ایتام داغ دیده تر است

چه درسِ صبرِ قشنگی ست کربلای حسین

برای اهل تأمل تجلی  هنر است

دوباره شعر، مرا در فضای باران برد

صدای صوت اذان ست و موقع سحر است




موضوع: حضرت زینب كبری(س)، 
 

تاریخ درج شعر : یکشنبه 1398/06/31 | 12:03 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

به مناسبت هفته دفاع مقدس


میان جبهه های حق هیاهویی به پا گشته

و با فریاد یا زهرا چه غوغایی به پا گشته

تمام چهره ها آکنده از نور خدا باشد

و لشکرها و گردان ها پر از شور و نوا باشد

دوباره باز سربازی که سربندی به سر دارد

به لب ذکر و دعا دارد، به سر شوری دگر دارد

دوباره عزم میدان کرده، باری سخت بر دوشش

تفنگش را گرفته مثل نوزادی در آغوشش

تفنگش نیست، بلکه ی جلوه ی غیرت و ایمان است

سلاحش رو به دشمن در دفاع از خاک ایران است

به دشمن زد و معنا کرد مضمون رشادت را

به سر دارد فقط سودای ایثار و شهادت را

ندارد باکی از طوفان تیر و ترکش و باران خمپاره

به دشمن زد بسیجی وار، رعد آسا، به یکباره

به خون خویش رنگین کرد، لباس خاکی خود را

درون جبهه ثابت کرد، خلوص و پاکی خود را

 




موضوع: شهدا و دفاع مقدس، 
 

تاریخ درج شعر : یکشنبه 1398/06/31 | 11:57 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام حسین(ع)-مناجات اربعین


از کودکی می خواستم پای علم باشم

پای علم ،بی تابِ شعرِ محتشم باشم

از کودکی می خواستم روزی بیاید که

با زائرانِ اربعینت هم قدم باشم

ناکام خواهم بود اگر در اربعین تو

هرجای این دنیای فانی جز حرم باشم

از مادر سادات ممنونم که اذنم داد

سینه زن و گریه کن شاهِ کرم باشم

عمری ست ایران مرکزِ عشقِ به آل الله ست

این است راز اینکه می خواهم عجم باشم




موضوع: مدح و مناجات با امام حسین(ع)،  اربعین حسینی، 
 

تاریخ درج شعر : یکشنبه 1398/06/31 | 11:55 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت زینب(س)-مدح و مصائب


چشم امید حیدر و زهرا به زینب

خورده گره تفسیر عاشورا به زینب

 

مثل پیمبرها ملائک میفرستند

صدها سلام از جنت الاعلی به زینب

 

او زینت دوش امیرالمومنین است

زینب به بابا نازد و بابا به زینب

 

گر میرسد "صدیقه ی کبری" به زهرا

پس میرسد "صدیقه ی صغری" به زینب

 

ام النجابت آنقدر پاک و زلال است

عمری حسادت میکند دریا به زینب

 

" عالِمَةٌ غَیرُ مُعَلَّمَة " ست یعنی

داده خدا علم لدنی را به زینب

 

عون و محمد آیه های سجده دار اند

در سوره ی زیبای " اعطینا بزینب..."

 

پیش از تولد نوکر این خانه بودیم

وابسته ایم از عالم زر ما به زینب

 

این خانواده به خدایم میرسانند

دل میدهم یا به رقیه یا به زینب

 

مثل همیشه حاجتش رد خور ندارد

شیعه توسل میکند هرجا به زینب

 

" اولسون مؤذن زاده لر قربان بو یولدا "

این است عشق اردبیلی ها به زینب

 

امر شفاعت را گمانم میسپارد

روز جزا انسیه الحورا به زینب

 

حرف از صبوری های امُّ الصّابرین است

در مصرعی که میرسد "حلما" به "زینب"

 

"امُّ المَصائب" را میان جمع القاب

باری تعالی میدهد تنها به زینب

 

در پاسخ غم ؛ ما رایت الّا جَمیلا

ما هکَذَا القَولِ السَّدید الّا بِزینب

 

در هرنماز شب برای من دعا کن

هی عرض حاجت میکند آقا به زینب

 

از خیمه تا گودال دست حق تعالی

گویا سپرد امر امامت را به زینب

 

در سایه ی لطف خداوندی علم را

بعد از شهادت میدهد سقا به زینب

 

او به اسیری رفته ما آزاد باشیم

خیلی بدهکاریم در دنیا به زینب

 

اشکی نمانده تا شود جاری ز چشمش

خون گریه دارد میکند صحرا به زینب

 

پا جای پای مادر خود میگذارد

روی کبود ارثیه ی زهرا به زینب

 

نان شبش را بی گمان مدیون بی بی ست

پیرزنی که میدهد خرما به زینب

 

تنها رباب از حرمله دلخور نباشد

ملعون جسارت میکند حتی به زینب

 

سر های روی نیزه را رفته نشانه

سنگ ملامت میزند اما به زینب

 

منزل به منزل در بیابانها رقیه

هرشب پناه آورده از سرما به زینب

 

شمری که خنجر از قفا زد عصر دیروز

با تازیانه میزند فردا به زینب

 

سرهای روی نیزه میبارند وقتی

خولی نظر اندازد از بالا به زینب




موضوع: حضرت زینب كبری(س)،  مدح و مناجات با حضرت زینب (س)، 
 

تاریخ درج شعر : شنبه 1398/06/30 | 06:09 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت زینب(س)-مدح و مصائب


تو ای پاینده پیغام آور خون

که بعثت یافتی ازسنگر خون

 

کتاب سینه ات سرمایه عشق

به هر آهت هزاران آیه عشق

 

نبوّت را چراغ مکتبی تو

 حسینی یاحسن، نه زینبی تو

 

کلام عشق را حسن ختامی

 وفا راهم پیامبر هم امامی

 

قیامت کرده ای در استقامت

 پناه آورده برصبرت امامت

 

چو دردامان مقتل پانهادی

 امام صابران را صبردادی

 

اگر گاهی به ره وامانده بودی

وگر یک لحظه از پامانده بودی

 

شرف، مردی، شهامت، کشته می شد

امامت نه، امامت کشته می شد

 

ألا انوارِ توحید از چراغت

 به دل یک روزه هفتادو دو داغت

 

گریبان چاک، شادی از غم توست

 زمان آیینه دار ماتم توست

 

به جز تو ای زجام گریه سرمست

 که قربانی گرفته برسرِ دست

 

تو در دریای خون خورشید جُستی

توگل را باگلاب اشک شُستی

 

سرشکت پاکبازی را وضو داد

 خدا داند که خون را آبرو داد

 

صلاة اللیل را بنشسته خواندی

خدارا از درون خسته خواندی

 

حسین آن کز قیامش شد قیامت

 به پیش تیردشمن بست قامت

 

چوشد آماده بهر جان فشانی

 تورا فرمود ای زهرای ثانی

 

که ای از خود تهی از عشق سرشار

 مراهم در نماز شب بیاد آر

 

تو خون باغ هفتاد و دو داغی

 تو شبهای اسارت را چراغی

 

توپیغام آور خون خدائی

 تو فریاد خموشان را صدایی

 

تو دربند اسارت شرزه شیری

 که گفته تو اسیری؟ تو امیری

 

امیر شهر کوفه شد اسیرت

 زبون و کوچک وخوار و حقیرت

 

تو شهر کوفه را تسخیر کردی

 تو شاه شام را تحقیرکردی

 

تو پیمان بسته بودی با برادر

که همگامی کنی تاگام آخر

 

به اشک چشم گریان تو سوگند

 به سوز آه سوزان تو سوگند

 

به سقّایی که آبش دادی ازاشک

به آن چشم و به آن دست وبه آن مشک

 

به سرهای جدا درمقدم یار ***

 به پاهای پر از گلبوسه خار

 

به ماهی که فراز نی عیان بود

 به خورشیدی که دورت سایه بان بود

 

به قرآنی که از تو جان ودل برد

 به لبهایی که چوب خیزران خورد

 

سرشکی تاکه زنگ دل بشوییم

 زبانی غیر یا زینب نگوییم

 

مرا بهتر ز دنیا و ز عقباست

که درمحشر بگویی «میثم» از ماست




موضوع: مدح و مناجات با حضرت زینب (س)،  حضرت زینب كبری(س)، 
 

تاریخ درج شعر : شنبه 1398/06/30 | 06:00 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام حسین(ع)-مناجات اول مجلس


با قدومت دل عُشّاق مُعَطَّر فرما

خشکی ساحل چشمان مرا تَر فرما

هرچه دارم همه از سفره احسان شماست

روزی نوکر خود نیز مُقَرَّر فرما

آرزوی حرم کرب و بلا کُشت مرا

چَشم من را تو به شش گوشه مُنَوَّر فرما

من مگر بیشتر از حاجت خود خواسته ام؟

پس بیا حاجت من نیز مُقَدَّر فرما...

به تنم کرده زیادی سر من ای آقا

"حُجَجی" وار شهیدم کن و بی سر فرما...




موضوع: مدح و مناجات با امام حسین(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : شنبه 1398/06/30 | 05:55 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام حسین(ع)-مناجات اول مجلس


عالمى شد مست این آوا دل آرامم حسین

نغمه هر عاشق شیدا دل آرامم حسین

بیدلان عشق مى خوانند با چشمى پر اشک

همنوا با مادرش زهرا دل آرامم حسین

این سوال و پاسخ عشق است از مجنون بپرس

کیست در کوى جنون لیلا دل آرامم حسین

گوش دل وا شد شنیدم آه آه هر نسیم

مى کند با گل چنین نجوا دل آرامم حسین

گر بخواهى در کلامى عشق را معنا کنى

چیست این گل واژه زیبا دل آرامم حسین

خوانده ام اسرار این دلدادگى پنجاه سال

از نگاه زینب کبرى دل آرامم حسین

گر نهى سر بر ضریحش این صدا را بشنوى

از لبان مادرش زهرا دل آرامم حسین




موضوع: مدح و مناجات با امام حسین(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : شنبه 1398/06/30 | 05:51 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام حسین(ع)-مناجات  


ما بی گُل روی تو گِلی ناچیزیم

گُل‌های به خواب‌رفته‌ی پائیزیم

داغِ تو بزرگ می‌کند دل‌ها را

ما اشک به پای خودمان می‌ریزیم...




موضوع: مدح و مناجات با امام حسین(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : شنبه 1398/06/30 | 05:48 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام حسین(ع)-شهادت


گندم ری ثمنت شد، بابی انت و امی

غرق خون کل تنت شد، بابی انت وامی

تو نفس می زدی اما، بین دشمن چه جدالی

بر سر پیرهنت شد، بابی انت وامی

وای از آن واعطشا گفتن تو، قاتلِ جانم...

ناله ی دلشکنت شد، بابی انت و امی

بر لبت ذکر مناجات و دعا بود ولی حیف

نیمه کاره سخنت شد، بابی انت وامی

جلوی چشم همان خواهر دلداده ات آقا

قطعه قطعه بدنت شد، بابی انت و امی

مادرت آمد و با قامت خم در دل صحرا

اولین سینه زنت شد، بابی انت و امی

پیکرت ماند غریبانه روی خاک و در آخر

بوریایی کفنت شد، بابی انت و امی




موضوع: مدح و مناجات با امام حسین(ع)،  شهادت امام حسین(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : شنبه 1398/06/30 | 05:44 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام حسین(ع)-شهادت


شرار و زلزله بر عرش داور افتاده

به فرش شورش وغوغای محشر افتاده

محیط کرببلا پرشده ست ازصیاد

زتیر حرمله هرسو کبوتر افتاده

به هرطرف که نظر می کنی گلی خونین

چوگوهری ست که ازدیدۀ تر افتاده

به یک طرف تن قاسم فتاده بر صحرا

به یک طرف تن صدچاک اکبر افتاده

دودست برسر خود زد چو زینب از غم دید

به روی خاک دو دست برادر افتاده

کنار علقمه سقای کربلا می دید

به روی آب روان عکس اصغر افتاده

به موج خیز ستم، کشتی هدایت و عشق

میان لُجه ای از خون شناور افتاده

صفای گلشن سرسبز باغ فردوس است

گل همیشه بهاری که پرپر افتاده

سزاست گرکه جهان خاک غم به سرریزد

که سرفرازترین سرو بی سرافتاده

زناله های غم انگیز عترت یاسین

شرار غم به وجود پیمبر افتاده

شمیم فاطمه آید مگر زخاک حسین

که باز زینب او یاد مادر افتاده

گه اسیری دخت علی وفائی گفت

طناب ظلم به بازوی حیدر افتاده




موضوع: شهادت امام حسین(ع)،  روز عاشورا، 
 

تاریخ درج شعر : شنبه 1398/06/30 | 05:37 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام حسین(ع)-شهادت


جایی برای گفتن اما نمی زارند

وقتی که یک لحظه تو را تنها نمی زارند

چشم حسودان سپاه شمر بی تردید

قد اباالفضل تو را رعنا نمی زارند

آنان که بر پیراهنت بردند سوء قصد

انگشترت را در دل صحرا نمی زارند

با این هجوم تیغ و نیزه بر تنت قطعا

جایی برای بوسه ی زهرا نمی زارند

آنان برای رأس تو پاداش می گیرند

پس بی جهت سر به سر سرها نمی زارند

فکری به حال زار زینب کن میان راه

وقتی که یک لحظه تو را تنها نمی زارند




موضوع: شهادت امام حسین(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : شنبه 1398/06/30 | 05:32 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام حسین(ع)-شهادت


اهل خِرد، بدون امان روضه خوانده اند

دیوانه های سود و زیان روضه خوانده اند

اعجاز عیسوی ست که از داغ اصغرت

نوزادهای بسته زبان روضه خوانده اند 

افتاد بارِ داغ تو بر گردنِ زنان

زنجیر های زِبر و گران روضه خوانده اند 

اهل هنر به هرنفسی که که فرو رود...

مثل غروب فرشچیان روضه خوانده اند 

از کودکی، نماز مرا اشک، شُسته است

در گوش من به جای اذان روضه خوانده اند

**

 «خاموش محتشم که دل سنگ آب شد»

«جن و ملک بر آدمیان...» روضه خوانده اند




موضوع: شهادت امام حسین(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : شنبه 1398/06/30 | 05:27 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام حسین(ع)-شهادت


به زخم زخم تنت گریه می کنم هر شب

برای پیرهنت گریه می کنم هر شب

شبیهِ سرخیِ خورشیدِ آسمانِ غروب

به دست و پا زدنت گریه می کنم هر شب

به خشکی لب مثل کویرت آقا جان

به خشکی دهنت گریه می کنم هر شب

به پیکری که سه شب روی ریگ صحرا ماند

به جسم بی کفنت گریه می کنم هر شب

به لحظه ای که تنت را گذاشت بین حصیر

به بوریا شدنت گریه می کنم هر شب

اگر شود ز دو دیده دوباره خون جاری

به زخم زخم تنت گریه می کنم هر شب




موضوع: شهادت امام حسین(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : شنبه 1398/06/30 | 05:23 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام حسین(ع)-مناجات اول مجلس


روز ازل رقم زده حیرانی مرا

مجنون نوشته طالعِ پیشانی مرا

تا رویِ نی کشانده پریشانی مرا

زلفت به باد داده مسلمانی مرا

گردن بگیر بی سروسامانی مرا

 

ده پشتِ ایل من، درِ این خانه نوکرند

لب تَر کنید! کوه سرِ شانه می برند

در ری غلام مزرعه، مشهد کبوترند

در قم گدایِ خانه ی موسی بن جعفرند

تمدید کن مجوزِ دربانی مرا

 

سائل به جودِ لم یزلی فکر می کند

گاهی به حکمتی ازلی فکر می کند

وقتی به چاره ای عملی فکر می کند

قطعاً به آن رکوع علی فکر می کند

کی می دهی نگین سلیمانی مرا؟

 

اندوه طشت زر پدرم را مریض کرد

چوبش، دهانِ نوحه گرم را مریض کرد

دلتنگیِ حرم جگرم را مریض کرد

دوریِ راه، بال و پرم را مریض کرد

دیگر بپیج نسخه ی درمانی مرا




موضوع: مدح و مناجات با امام حسین(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : جمعه 1398/06/29 | 02:59 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام حسین(ع)-مناجات اول مجلس


سودش فراوان ست و خیرش نیز بسیار است

آنکه تو را با قیمت جانش خریدار است

یاد من و دربدری های دلم باشید

پروانه ای دیدید اگر تا صبح بیدار است

معشوق زیر منت عاشق نخواهد بود

صدبار قربانش شوم بازم طلبکار است

عاشق شدن هم سوختن هم ساختن دارد

بیخود نفرمودند راه عشق دشوار است

از شش جهت گیسوی تو راه مرا بسته ست

هرکس که عاشق میشود ذاتاً گرفتار است

بی تو همین که زنده میمانم گنهکارم

بین خلایق بیشتر عاشق گنهکار است

فکر من جامانده ی وامانده هم باشید

ای کاروان آهسته تر؛ در پای من خار است

با گریه کار طفل بهتر راه میافتد

گر کار ما زاری نباشد کارمان زار است

امروز باید یار را با گریه راضی کرد

فردا که اعلامیه ی ما روی دیوار است

چشمی که گریان نیست نابینا شود بهتر

در مجلس تو دیده یا تر هست یا تار است

جز گریه از ما فاطمه چیزی نمیخواهد

نوکر که گریان نیست نوکر نیست ؛ سربار است

گریه کن تو زینب است و مادرت زهرا

این گریه های ما فقط گرمی بازار است

**

دخت علی مرتضی اینجا چه میخواهد؟!!

زینب کجا اینجا کجا؟ اینجا که بازار است




موضوع: مدح و مناجات با امام حسین(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : جمعه 1398/06/29 | 02:54 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام حسین(ع)-مناجات اول مجلس


قرار دل بی قرارم حسین

هوای همیشه بهارم حسین

"من از کودکی عاشقت بوده ام"

هنوزم تو را دوست دارم حسین

من و روضه ات زندگی می کنیم

تویی لحظه لحظه کنارم حسین

تویی عشق شیرین عمرم و من

بجز عشق کاری ندارم حسین

تویی آسمانی ترین واژه ام

تویی عزت و اعتبارم حسین

در این برزخ ناامیدی فقط

به لطف تو امیدوارم حسین

دلم را درآشوب دنیای درد

به چشمان تو می سپارم حسین

لباس پرآوازه ی نوکری

بود پرچم افتخارم حسین

چه بالا چه پایین بدون غمت

چه لطفی ست در روزگارم حسین




موضوع: مدح و مناجات با امام حسین(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : جمعه 1398/06/29 | 02:51 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت زینب(س)-مصائب


ای کاش فراغتی فراهم می‌شد

از وسعت رنج های تو کم می‌شد

این بار مصیبتی که بر شانه‌ی توست

ایوب   اگر داشت قدش خم می‌شد




موضوع: حضرت زینب كبری(س)، 
 

تاریخ درج شعر : جمعه 1398/06/29 | 02:47 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت زینب(س)-مدح و مصائب


آیینه ی صبر خداوند ودودم

من مصحف عشق و ولایت را سرودم

در عشق بازی با دو چشمان برادر

از دیگران من گوی سبقت را ربودم

منشور پروانه شدن را من نوشتم

آنجا که آتش زد جفا بر تار و پودم

در اوج پروانه شدن خود شمع بودم

وقتی که سیلی زد عداوت بر وجودم

من کربلا را کربلا کردم چرا؟ چون

من دانش آموز کلاس کوچه بودم

چشم فلک از کار من گردیده حیران

در راه شام از آن فراز و این فرودم

وامانده صبر از صبر من کنج خرابه

در مرگ آن طفل سه ساله از سجودم

مرأت حسن حضرت داد آفرینم

من کوثر حق بر امیر المومنینم

 

 

من با کلامم کربلا را شرح دادم

من با نگاهم غصه ها را شرح دادم

من خود خطیب خطبه ی یوم الفراقم

با اشک خود من نینوا را شرح دادم

قد کمانی چشم کم سو روی نیلی

اینگونه ظلم اشقیاء را شرح دادم

بودم چهل منزل کنار نیزه داران

با سر شکستن ماجرا را شرح دادم

در کوچه های شام با صبر و صلابت

آیین عشق مرتضا را شرح دادم

من با دو دستم در خرابه وقت تغسیل 

از ابتدا تا انتها را شرح دادم

فتوای من در سرشکستن تا ابد ماند

آیین عشق و ابتلا را شرح دادم

مرأت حسن حضرت داد آفرینم

من کوثر حق بر امیر المونینم

 

 

من زینب فرزانه ی گردون غلامم

شه بانوی یکدانه ی ذوالاحتشامم

من زینب فرمانبر فرمانروایم

من زینب دردانه ی عالی مقامم

من شرح آیات کتاب عشق هستم

سیلی زدم بر روی دشمن با کلامم

من شرح صبر آیه های اشتیاقم

بر باده نوشان معنی کاس الکرامم

من دفتر اسرار خلقت را دبیرم

من آیت الکرسی حی لاینامم

من ایستگاه آخر عشق و جنونم

شیدا دلان را معنی قرب مدامم

رکن و مقام و مشعر و سعی و صفایم

من قبله ام من کعبه ام بیت الحرامم

من معرفت را قبله ی دارالجنونم

من عشق را سرمایه ی نظم و قوامم

مرأت حسن حضرت داد آفرینم

من کوثر حق بر امیرالمومنینم

 

 

من مرجع تقلید اصحاب جنونم

من یاء و سین و کاف و ها و عین و نونم

من خیمه گاه عاشقان را تا قیامت

بنا و بانی هستم و سقف و ستونم

من عصمت صغرای حق اخت الحسینم

از حد درک مردم عالم برونم

من با دو چشم خون فشان در شهر غربت

معنا به معنای الیه الراجعونم

من با لسان حیدری در مسجد شام

آتش زدم بر دشمن از سوز درونم

پروانه ی آتشفان کوه عشقم

من ذوالفقارم معنی کن فیکونم

مرأت حسن حضرت داد آفرینم

من کوثر حق بر امیرالمونینم

 

 

در فتح قاف معرفت عنقا منم من

افسانه ها افسانه شد افسانه ام را

برپا نمودم در شفق میخانه ام را

هر جا کتاب سرنوشتم را کسی خواند

دیوانه شد چون لب بزد پیمانه ام را

در مانده شد از هیبتم طوفان ایام

خمخانه کردم نیمه شب ویرانه ام را

مبهوت شد گرداب اشک از درک صبرم

مجنون شده مجنون دل دیوانه ام را

دلداه ام دلدادگان دلبرم را

بخشم بر آنها در جنان کاشانه ام را

بر پا کنم صبح جزا من بزم روضه

خوانم به آوای رسا غم نامه ام را

مرأت حسن حضرت داد آفرینم

من کوثر حق بر امیرالمونینم

 

 

آنجا که غربت آتش سودای من شد

دریا اسیر چشم گوهر زای من شد

صبرم به گوش صبر خوانده آیه ی صبر

وقتی اسارت در پی یغمای من شد

در شام اندوهم به نی هفتاد و دو ماه

رخشید و روشن ظلمت یلدای من شد

وقتی روان گشتم سوی بازار کینه 

برق نگاه حیدری کالای من شد

طوفان به پا کردم ز رعد و برق خشمم

محشر به پا از همت والای من شد

وقتی که یارم بر براق نیزه بنشست

جبریل وحی هر آیینه شیدای من شد

زندانی من شد اسارت در ره شام

خار مغیلان فرش زیر پای من شد

اندر محیط فضل من امواج حکمت

همچون حبابی در کف دریای من شد

طره اگر مدحت سرا شد فضل من را

طبعش روان از منطق گویای من شد

مرأت حسن حضرت داد آفرینم

من کوثر حق بر امیرالمونینم




موضوع: مدح و مناجات با حضرت زینب (س)،  حضرت زینب كبری(س)، 
 

تاریخ درج شعر : جمعه 1398/06/29 | 01:30 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت زینب(س)-مصائب


دچار درد دو چندان شدیم بعد از تو

چقدر بی سر و سامان شدیم بعد از تو

بیا ببین ز گریبان پاره معلوم است

چقدر زار و پریشان شدیم بعد از تو

نبود باورمان داغ سخت و سنگین ات

مقیم خیمه الاحزان شدیم بعد از تو

سرت بهانه ی خوبی برای گریه شده

هر آینه همه گریان شدیم بعد از تو

سوار نیزه نشین حرم تماشا کن

اسیر گرگ بیابان شدیم بعد از تو

تمام عائله های گرسنه سیر شدند

به کعب نی همه مهمان شدیم بعد از تو

اگر امان بدهد تازیانه خواهم گفت

چگونه راهی زندان شدیم بعد از تو

شبی بدون تو قدر هزار سال گذشت

اسیر شام غریبان شدیم بعد از تو

**

چرا خوشی به من و بچه ها نمی آید ؟؟

بگو که رخت اسارت به ما نمی آید




موضوع: در مسیر کوفه و شام،  حضرت زینب كبری(س)، 
 

تاریخ درج شعر : جمعه 1398/06/29 | 01:22 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام زمان(عج)-مناجات


صبحی گره از زمانه وا خواهد شد

راز شـب تـار بـر ملا خواهد  شد

در راه، عـزیـزی‌ست که با آمدنش

هر قطب‌نمـا،قبله‌نمـا خواهد شد




موضوع: مدح و مناجات با امام زمان(عج)، 
 

تاریخ درج شعر : جمعه 1398/06/29 | 01:17 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام زمان(عج)-مناجات


از انتظار خسته شده انتظار هم

تقویم من تویی , تو نباشی بهار هم

تا زنده ام فقط نه تو را جار میزنم

گفتم که حک کنند به روی مزار هم

خوبی چنانکه عاشقی ات انتخاب نیست

عشق تو برده از دل ما اختیار هم

من کفتر حریم تو ام گُم نمیشوم

این احتمال را نده یک در هزار هم

بر عکس مردمان , صدقه دادی و گدا

کوچک نشد که هیچ ,  گرفت اعتبار هم

من هرچه گفته ام ز تو , شعر و خیال نیست

آورده مجلسی همه را در بِحار هم ... 




موضوع: مناجات فراق با امام زمان(عج)، 
 

تاریخ درج شعر : جمعه 1398/06/29 | 01:14 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام حسین(ع)-مناجات اول مجلس


همیشه داده به این ناتوان؛ توان! روضه

برای من بنویس جایِ آب و نان، روضه

حسین(ع) گفتم و محض شلوغیِ محشر

سپرد دستِ دلم نامۂ امان؛ روضه

تویی تو! حلقۂ وصل مذاهب و ادیان

گرفته اند برایت مسیحیان، روضه

نمازها به نماز تو میشود ملحق

اگر که خوانده شود قبلِ هر اذان، روضه

چه عاشقانه شهیدِ غم تو خواهم شد

بگیرد از منِ عاصی اگر که جان! روضه

هنوز عاشق این حسّ مشترک هستم

قرارِ قلب من و صاحب الزمان(عج) روضه

سلام حضرت صاحب-عزای عاشورا

به اذن تو شده بر پا در آسمان روضه

بیا شبی بنشین روی منبر هیئت

دلم گرفته! برایم کمی بخوان روضه

بیا و منتقمانه به کعبه تکیه بزن

بگیر در وسطِ صحن جمکران روضه

فدای شال سیاهت، فدای چشم ترَت

بگیر حدّاقل زیر سایه بان روضه

به یادِ آن تن افتاده بی کفن بر خاک

گرفته ای سرِ یک قبر بی نشان روضه

«سری به نیزه بلند است» آه یا زینب(س)

تنی نشسته به خون! وای شد عیان روضه!




موضوع: مدح و مناجات با امام حسین(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : پنجشنبه 1398/06/28 | 05:32 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام حسین(ع)-مناجات اول مجلس


مِهر کسی به جز تو به دل، جا نمی شود

بی ذکر یا حسین دلم وا نمی شود

حتی خدای عزّ و وَجل هم عقیده داشت

دین، بی قیام سرخ تو احیا نمی شود

دردی میان سینه عاشق بوَد که جز

با چای روضه تو مداوا نمی شود

نوکر شبیه ما که زیاد است یا حسین

ارباب خوب مثل تو پیدا نمی شود

تنها بهشت روی زمین کربلای توست

هر مرقدی که عرش معلّی نمی شود

تو کشتی نجاتی و ما غرق در گناه

دنیا حریف مردم دنیا نمی شود

آقا تو نیز منتظری کِانتقام تو

جز با ظهور یوسف زهرا نمی شود

بعد از تو هیچ کس  بجز از صاحب الزمان

آرام قلب زینب کبری نمی شود




موضوع: مدح و مناجات با امام حسین(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : پنجشنبه 1398/06/28 | 05:09 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام حسین(ع)-مناجات اول مجلس


گریان روضه های توأم یابن فاطمه

دلبسته ی هوای توأم یابن فاطمه

جز عشق تو به درد دل من دوا نبود

سرخوش از این دوای توأم یابن فاطمه

خیر کثیر ما به خدا گریه بر شماست

ممنونِ این عطای توأم یابن فاطمه

بیمار می شوم که تو تربت به من دهی

در حسرت شفای توأم یابن فاطمه

هر صبح و شام بر غم تو گریه می کنم

دلخونِ ماجرای توأم یابن فاطمه

زهرا گرفت دست مرا، سینه زن شدم

سینه زنِ عزای توأم یابن فاطمه

آب و گل دل همه ما ز کربلاست

دلتنگِ کربلای توأم یابن فاطمه

لب تشنه ی غریبِ بدونِ کفن، حسین

گریان روضه های توأم یابن فاطمه




موضوع: مدح و مناجات با امام حسین(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : پنجشنبه 1398/06/28 | 05:07 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات
تعداد کل صحن ها : 516 ::      ...   3   4   5   6   7   8   9   ...  
لطفا از دیگر صحن های حسینیه نیز دیدن فرمایید
.: پایگاه تخصصی مدح و مرثیه حسینیه:.