بسم‌الله الرحمن الرحیم


قابل توجه زائرین گرامی، همزمان با ثبت اشعار در پایگاه حسینیه، کانالهای اجتماعی "حسینیه"  نیز به روز خواهد شد.

لینک کانال های تلگرام ، ایتا و سروش  hosenih@  

و

لینک صفحه اینستاگرام payegahe_hoseinieh@ 


https://telegram.me/hosenih

https://www.instagram.com/payegahe_hoseinieh/


لطفا در معرفی صفحات اجتماعی پایگاه "حسینیه" ، همکاری نمایید.




موضوع: کانال تلگرامی و صفحه اینستاگرام "حسینیه"،  اطلاعیه و اخبار حسینیه، 
 

تاریخ درج شعر : جمعه 1397/09/9 | 08:15 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت رسول(ص)-مدح


مثل نوری بر زمین کورها پا می‌گذاری

خوشه‌خوشه نور را اینجا و آنجا می‌گذاری

 

دخمه‌دخمه می‌روی پیدا کنی بیمارها را

چشمه‌چشمه روشنایی را به دل‌ها می‌گذاری

 

با عصایی، عاشقانه، می‌روی راه بیابان

مثل عاشق‌های پیشین سر به صحرا می‌گذاری

 

می‌روی این سو و آن سو، می‌روی هرجا که گفت او

کِی تو روی حرف عشق، امّا و آیا می‌گذاری؟

 

می‌روی پیش علی و فاطمه؛ -راهی ندارد،

بر که می‌گردی دلت را پیش‌شان جا می‌گذاری-

 

ما همه آن روزها را دوست داریم و تو امشب

حسرت آن روزها را بر دل ما می‌گذاری...




موضوع: مدح و مناجات با رسول اكرم (ص)، 
 

تاریخ درج شعر : چهارشنبه 1398/08/22 | 02:39 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

پیامبر اکرم(ص) و امام صادق(ع)-ولادت


پیچید تا که نسخه‌ی ما را به جامِ عشق

ما را که برد جاذبه‌ی مستدام عشق

گفتیم یاعلی و علی شد قوامِ عشق

یعنی علی است حضرت قائم مقام عشق

باور کنیم عشق سلامِ محمد است

"باور کنیم سکه به نامِ محمد است"

 

با اولین ظهور ،ظهورِ خدایی‌اش

ای دل رسید نوبتِ کشور گشایی‌اش

جایی که هست چشمِ خدا هم هوایی‌اش

با آمنه چه می‌کند این دلربایی‌اش

سوگند بر علی که قرینِ محمد است

عالم تمام  مستّ طنینِ محمد است

 

لبخند زد که هستیِ دنیا طلوع کند

لبخند زد ستاره شعرا طلوع کند

لبخند زد بهشت همینجا طلوع کند

لبخند زد که حضرتِ زهرا طلوع کند

از بس که گفت اُمِ‌ابیهاست فاطمه است

گفتیم آمنه خودِ زهراست- فاطمه است

 

ای کوثرِ کثیر که تکثیر تو علی است

ای معنیِ غدیر که تقدیر تو علی است

ای وحیِ دلپذیر که تفسیر تو علی است

معراج بی نظیر که تعبیر تو علی است

نیمی زِ توست فاطمه نیمِ دگر علیست

احمد نگو بگو که علی ضربدر علیست

 

تو آمدی و هیبتِ کسری شکسته شد

تو آمدی طلسمِ یهودا شکسته شد

تا رونق رواق کلیسا شکسته شد

تو آمدی و لات و هُبل تا شکسته شد

تو آمدی که رحمت یکسر بیاوری

در امتدادّ خویش دو حیدر بیاوری

 

تکثیر شد جمال یکی تا چهارده

حیران این یکیم ، که یک یا چهارده؟

یعنی که جلوه کرد خدا تا چهاره

باید شمرد جمع شما را چهارده

فرمود این چهارده از نور احمد است

اول محمد است و سر آخر محمد است

 

دلداده‌ایم گرچه به ختم نبوتش

ما شیعه‌ایم شیعه‌ی ختم ولایتش

تا زنده‌ایم زنده‌ی انفاس عترتش

شُکرِ خدا شبیه خودش از عنایتش

ما را همیشه یک دل عاشق نوشته است

ما را اسیرِ حضرت صادق نوشته است

 

آنکه قعود آنکه قیامش حسین بود

از ابتدای بحث ، کلامش حسین بود

در انتهای درس ، سلامش حسین بود

حُسنِ شروع و حُسنِ ختامش حسین بود

با چشم‌های خون شده  بارش چقدر کرد

تا کربلا رویم   سفارش چقدر کرد




موضوع: ولادت رسول اكرم(ص)،  ولادت امام صادق(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : چهارشنبه 1398/08/22 | 02:37 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

پیامبر اکرم(ص) و امام صادق(ع)-ولادت


پیامبر اکرم(ص)

ای حبیب خدای بی همتا

عشق قلب شكسته ی زهرا

سائل یك نگاه تو یوسف

كشته ی عشق روی تو لیلا

ذكر توحید من تویی هر شب

دلربا، نازدانه ی یكتا

تا سرسفره ی تو مهمانم

غم ندارد به سینه ی من جا

رمز معراج تو چه بوده به جز...

یا علی یا علی  علی... مولا

در دلم شور دیگری دارم

شوق دیدار دلبری دارم

 

ای نوازشگركریم من

دلستان دلبركریم من

خیر مقدم ز عمق جان گویم

بر تو پیغمبركریم من

تو همیشه به من عطا كردی

مهربان رهبر كریم من

از سرم كم نمی شود یك دم

سایه ات سرور كریم من

از لبت بوی یاس می آید

یا ابالكوثر كریم من

بس كه قلبت اسیر زهرا بود

راه تو از مسیر زهرا بود

 

دلبرخوش قدم امیرعشق

ساقی بزم دلپذیرعشق

قبله ی قلب بینوای من

این منم بنده ات  فقیر عشق

ای كه تنها تو این لقب داری...

بامحبت ترین سفیر عشق

با نگاه فسونگر و مستت

خوش مرا كرده ای اسیر عشق

سوی دل از كمان ابرویت

تا رها كرده ای دو تیر عشق

دل آواره شد پریشانت

من فدای تو و عزیزانت

 

نور چشم ترم رسول الله

با وفا دلبرم رسول الله

عاشقانه ترانه می سازم

شور تو در سرم رسول الله

غرق در شور و مستی و نازم

نام تو می برم رسول الله

بهترین اعتقاد من این است...

بنده ی حیدرم رسول الله

آشنای حسین زهرایم

سائل این درم رسول الله

من كیم بنده ات ابا الزّهرا

سائل خنده ات ابا الزّهرا

 

امام صادق (ع)

 

مستم و  باز باده می خواهم

باده از دست ساقی ماهم

عاشق دلبری لطیفم من

گر چه آلوده ای سرِ راهم

تو خداگونه ای و بالایی

من گرفتار این ته چاهم

یوسف فاطمه به بازارت

كلّ سرمایه ام بود آهم

جرات خواهش مرا بنگر

بوسه از دستهات می خواهم

دست مهرت کجاست بی تابم

با نگاهی دوباره دریابم

 

آمدی یار ناز و عرفانی

دلبر مه جبین و نورانی

بهره مندم بساز از فیضت...

فقر من را که خوب می دانی

یابن زهرا مرا... سحرگاهی...!

به بقیع مدینه می خوانی؟

كن دعا با دل پریشانت

تا بمانم در این پریشانی

عشق امروز من نه امروزی است

از ازل در دلم تو مهمانی

مكتبت ماندنی ترین مكتب

دل به لطف تو شد... علی مذهب

 

ای به دوش توپرچمِ زهرا

دلبر عیسوی دمِ زهرا

گر نگاهی به من بیاندازی

میشوم چون تو محرم زهرا

روضه خوانها همه مرید تواند

صاحب هیأت غم زهرا

تو بخوان یابن فاطمه امشب

بهر ما از قدِ خم زهرا

ناله و گریه می نمودی آه...

بهر احوال درهم زهرا

دیده پرآب فاطمه صادق

مهر و مهتاب فاطمه صادق




موضوع: ولادت رسول اكرم(ص)،  ولادت امام صادق(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : چهارشنبه 1398/08/22 | 02:35 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

پیامبر اکرم(ص) و امام صادق(ع)-ولادت


در گرگ و میش صبح پر از ظلمتی که باز

افکند پرده روی سر مردم حجاز

نور حقیقت ازطرف عرش سرزد و

لرزید روی فرش تن هرچه که مجاز

شیطان دوباره رانده تر ازقبل خویش شد

بتها به سجده آمده با نیت نماز

آری محمد؛ آنکه رسولان قبل ازو

محض نیاز آمده تا او رسد به ناز

او میرسد که بیرق عشقی عمیق را

بر بام روزگار درآرد به اهتزاز

او میرسد که باز خدا منجلی شود

او آمده منادی عشق علی شود

 

ای آخرین طلوع نبیها پیامها

وی اولین شروع وصیها امامها

دریا رسیده ای به مصاف سرابها

دریا رسیده ای به لب تشنه کامها

افتاده پای معجزه آسمانیت

تیغ بیان صاحب علم و کلامها

باید فقط ز وصف تو و اهل بیت گفت

تا آن زمانکه هست زبانی به کامها

سلمان محمدی شده چون عاشق علیست

مولاست کیل سنجش تو در مقامها

نابرده رنج، گنج، میسر نمیشود

هر ثروتی محبت حیدر نمیشود

 

آوردی از بهشت، به دنیا نسیم را

با خود نسیم مهر خدای رحیم را

آورده ای برای همه سائلان دهر

پشت سر خود ایل و تباری کریم را

آه ای یتیم مکه! تو بابای امتی

زیر پرت امان بده مشتی یتیم را

پر می کشد به گنبد سبزت دلی سیاه

در حائرت مکان بده این یاکریم را

برگرد در غدیر و بگو که صراط کیست

گم می کنیم گاه ره مستقیم را

زخم مرا رهین مداوای خویش کن

من را گدای خانه ی زهرای خویش کن

 

آرام از کنار پیمبر قدم بزن

شاعر! برو بقیع و در آنجا قلم بزن

حالا برای حضرت صادق غزل بگو

اما کمی به شادی خود رنگ غم بزن

آن قبرهای خاکی غمبار را ببین

این وضع را درون خیالت به هم بزن

بر روی هر مزار، ضریحی درست کن

بر آن ضریح های خیالی حرم بزن

خود را کنار پنجره فولاد فرض کن

و سرنوشت عاشقی ات را رقم بزن

قدری ببار و گریه کن و سلسبیل شو

بر آن مزارهای خیالی دخیل شو

 

شاعر! دوباره مست شو از فیض ساغری

به به چه ساغری چه شرابی چه کوثری

مردی که شیعیان ز عنایات مکتبش

معروف می شوند پس از این به جعفری

جان ای امام عشق! که می روید از لبت

گل های تازه با نفحات پیمبری

صدها چون ابن حیان یا چون زراره را

باید که پای مکتب علمت بپروری

یا قال باقر است و یا قال صادق است

هر عالمی که خوانده حدیثی به منبری

سرسختی مرا به نگاهی ملیح کن

من را در عشق ایل و تبارت فقیه کن

 

حالا منم که با دل بی تاب و عاشقم

سرمست بزم عشق تو و این دقایقم

مشتاق حرف های توام آیه ای بخوان

محتاج حرف های تو و قال صادقم

بین حدیث های تو تا حرف کربلاست

من جزو بیقرارترین خلایقم

حرف از حسین می زنی و گریه می کنم

کافی ست که نگاه کنی به سوابقم

باری مرا را روانه کن امشب به کربلا

در حائری که زائر آنجاست خالقم

مارا بیا و مثل خودت روضه دار کن

در کشتی سعادت جدت سوار کن




موضوع: ولادت رسول اكرم(ص)،  ولادت امام صادق(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : چهارشنبه 1398/08/22 | 02:32 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

پیامبر اکرم(ص)-مدح و ولادت


آن شب از موج نور دیدن داشت

 آسمانی که غرق اَنجُم بود

در زمیــن از ترنـّـم بــاران

بر لب غنچه ها تبسم بود

 

غــرقِ در نور آسمان امید

می درخشیـد مثل آییــنه

می گشود از هم و برون می ریخت

((رازهایی که داشت در سینه))

 

آن شب از لابلای عرش خدا

 سوده نور بر زمین می ریخت

آسمان در نشاط و شور و شعف

چلچراغ از ستاره می آویخت

 

فوج فوج ملک به عرض سلام

آمدند از سما به سوی زمین

تا که بینند عارض احمد

 آنکه نامش بود به عرش آذین

 

خانۀ آمنه سراسر فیض

گوئیا خـانـۀ ملائـک بود

مصطفی در میانه و همه مست

 از شمیم گلاب وعنبر و عود

 

حوریان یک طرف همه مبهوت

 همه محو نگاه دلبر خود

پک طرف جبرییل می افکند

زیر بالین مصطفی پر خود

 

کودکی کو ز دلبری زده است

 بند قنداقه اش به دل ها بند

انبیا جمله گرد شمع رخش

 همه پروانه وار میگردند

 

آمد آن گل که در بسیط چمن

 ((باغ دیباچه ای ز دفتر اوست))

او که در سایه اش رود خورشید

 ((هودج آفتاب پیکر اوست))

 

می چکد شبنم تلاوت عشق

 از لبانش که هست غنچۀ نور

در لب پر ز شهد توحیدش

چشمه ای هست از شراب طهور

 

آه ای آسمان هستی بخش

 سـدرة الـمنتـهی افلاکـی

تو پر از چشمه های تطهیری

 ((مثل آیه مقدسی پاکی))

 

ای سراپا شکوه فیض خدا

وی ز رویت عیان بهشت برین

تویی آیینه دار رحمت حق

((آسمانی تبار روی زمین))

 

ای که با یک نگاه کردی تو

کار صدها مسیح و ابراهیم

ای که مه را به طرفة العینی

 با سر انگشت خویش کرده دونیم

 

آمدی ای همیشه جاری عشق

تا جهان از تو کامیاب شود

ای که از هیبت وجودی تو

کاخ نوشیروان خراب شود

 

آمدی ای زلال و از یُمنت

نهرهای سماوه جوشش کرد

آری از معجزات مولد توست

آب ساوه اگر فروکش کرد

 

ای که داری به روی شانۀ خود

 نقش مُهر نبوت ازلی

بس بود در مقام و منزلتت

که تو را یار با وفاست علی

 

ای امین ای رسول ای احمد

ای که کوی تو جنتُ المَاواست

بر در باغ عشق تو قفلی ست

 که کلیدش محبت زهراست

 

وصف ذات و جمال پاکت را

به یقین عقل ما نمی داند

هر چه هستی فرشته یا آدم

 هیچ کس جز خدا نمی داند

 

امشب از لطف ای حبیب خدا

ای که بالای نور قامت توست

التفاتی به آذری ای دوست

که نگاهش به دست رحمت توست




موضوع: ولادت رسول اكرم(ص)، 
 

تاریخ درج شعر : چهارشنبه 1398/08/22 | 02:29 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

پیامبر اکرم(ص) و امام صادق(ع)-ولادت


معادلات نگاه مرا به هم‌زده ای

از آن‌زمان که دراین کوچه ها قدم زده ای!

 

کشیده ایم به سلمان و سینه چاک توایم

چه پرچمی به دل امت عجم زده ای!

 

تبسمی کن‌ و‌ کفار را مسلمان کن

بخند! ای که امید گدای غمزده ای!

 

کسی نبودم و حالا موذنت شده ام!

مرا ز قافله بی کسان قلم‌ زده ای

 

علی امام‌ من است و منم غلام علی!

تو سرنوشت مرا در نجف رقم‌ زده ای

 

 

من از مدینه تو سمت کوفه آمده ام

به امر توست در خانه ی علی زده ام

 

نسیم صبح پریشان گیسوانت شد

ز راه آمدی و عید عاشقانت‌ شد

 

بساط بت کده ها را به هم‌زدی دیگر

شکاف کنگره ها تا ابد نشانت شد

 

 شنید آمنه ذکر علی علی تو را

شنید و عاشق ذکر خوش زبانت شد

 

حلیمه از چه برای تو حرز می آورد؟

که جبرئیل ز اول نگاهبانت شد

 

تو بهتر از همه از عرش سردراوردی

و زیر چادر صدیقه آسمانت شد

 

بگو پیمبری ات از کرامت زهراست

جواز رفتن معراج دعوت زهراست

 

نبوتی که تو داری عجب ولایتی است!

رسول اکرم ما بر علی چه غیرتی است!

 

بدون غسل زیارت نرو به دیدارش!

شب نگاه به زهرا شب زیارتی است

 

سلام کن به در خانه اش چنان هرروز

به چوبه چوبه این در یقین کرامتی است

 

نماز و روزه و حج و زکات دین خوب است

ولی‌ ولایت حیدر چقدر قیمتی است!

 

علی و فاطمه و بچه ها کنار تواند

دوباره زیر عبایت عجب قیامتی است

 

سخن‌ بگو که حدیث کسای ما بشود

ز برکتش همه حاجات ما روا بشود

 

 

ازین به بعد کنار علی قرار بگیر

کنار قامت طوباش سایه سار بگیر

 

هزارلشگر جنگی به پای حیدر هیچ

علی یکی ست تو او را ولی هزار بگیر

 

همان زمان که صحابه فراری از جنگند

مدد ز هوهوی شمشیر ذولفقار بگیر

 

اگر که قلعه درش وا نشد فدای سرت!

بیا و حضرت کرار را بکار بگیر!

 

علی علی کن‌ و راحت برو به او ادنی

به قصد قربِ خودت ذکر بی شمار بگیر

 

اطاله سود ندارد مرا!سخن  کوتاه

بگو به آن سه حرامی علی ولی الله!

 

سلام حضرت صادق به ما کرامت کن

برای ما ز مقامات گریه صحبت کن

 

من‌ آمدم بروم در تنورتان رخصت

شرار آتش آن را بیا و جنت کن

 

بگو که گریه کن جد تو برادر توست

کمی‌ برای همه شرح‌ این روایت کن

 

خبر رسیده به ما خانه ات حسینیه ست

محبتی کن و مارا به روضه دعوت کن

 

کنون که آمده مکفوف دستبوسی تان

به گریه بر شه لب تشنگان عبادت کن

 

به سینه ات بزن و یاد سم مرکب باش

به یاد چادر خاکی عمه زینب باش




موضوع: ولادت رسول اكرم(ص)،  ولادت امام صادق(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : چهارشنبه 1398/08/22 | 02:27 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

پیامبر اکرم(ص) و امام صادق(ع)-ولادت


دو تا ساقی، دو تا باده، دو تا مینو، دو تا ساغر

دو تا تاک پر از انگور و سر در خمره، خم پرور

یکی شان صادق و آن دیگری گردیده پیغمبر

اگر مستم، اگر هوشیار

آگر خوابم، اگر بیدار

اسیرم در کمند جعفر صادق

کمند احمد مختار

 

دو تا خورشید عالم تاب می آیند از بالا

دو درّ نادر و نایاب می آیند از بالا

دو تا آقا، دو تا ارباب می آیند از بالا

دو تا کوثر، دو تا زمزم

دو تا دارو دو تا مرهم

دو تا ایمان مستحکم

یکی صادق، یکی هم حضرت خاتم

 

ندایی آمد از لاهوتِ ربّ العزه در ناسوت

به هم پیچیده شد طومار کفر جبت و الطّاغوت

فلک خرم، ملک در شادی و جن و بشر مبهوت

فروغی در شب آمد ایّهاالعالَم

رئیس مکتب آمد ایّهاالعالَم

الا ای شیعیان کف دارد این مژده

رئیس مذهب آمد ایّهاالعالَم

 

ببین آتشکده خاموش شد از شعله های شرک

کسی آمد که لرزانده است نور او بنای شرک

هراسان شد از این مولود مکه ناخدای شرک

محمد هدیه ای از عالم بالا

مقامش قاب قوسین است و او ادنی

اگر چه خاتم پیغمبرانش خوانده اند اما

بخوانیدش اَباالاُمّه، اخی الحیدر، اباالزهرا

 

محمد می رسد، از خوبی اخلاق می خواند

امین مکه از پابندی میثاق می خواند

سروش وحی را در گوشه ی عشاق می خواند

ز قرآن خواندنش قرآن شده واله

دل یاسین و الرّحمان شده واله

حرا واله، خدا واله، علی مرتضی واله

ابوذر مست گشته، از دمش سلمان شده واله

 

کنار گنبد خضرای او ما روسیاهانیم

در این دارالحکومه تک تک ما عبد سلطانیم

پناهمان بده! همشهری شاه خراسانیم

شفیع المذنبین الغوث

شه دنیا و دین الغوث

الا ای که وصی ات شد

امیرالمومنین الغوث

 

علی دلدار، علی دلبر، علی مولا، علی رهبر

علی قرآن، علی کوثر، علی میزان، علی محشر

علی حیدر، علی صفدر، علی شد جان پیغمبر

علی حُبّه جُنّه

قسیم النّار والجَنَّه

وصیّ المصطفی حقّا

امام الانس والجِنّه




موضوع: ولادت رسول اكرم(ص)،  ولادت امام صادق(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : چهارشنبه 1398/08/22 | 02:26 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

پیامبر اکرم(ص)-مدح


جان‌بخش‌تر ندیده کسی از تبسمت

جان جهان! فدای سلامٌ علیکمت

 

آب حیات زمزمه‌های زلال توست

جان می‌دهی به قلب بشر با ترنمت

 

«اَسریٰ بِعَبدِهِ»... همه از لطف بندگی‌ست

با دوست در «دَنَا فَتَدَلّیٰ» تکلمت

 

دنیا سکوت کرد و حسین تو لب گشود

از بوی سیب پر شده تکبیر هفتمت

 

آه ای پدر به داد یتیمان خود برس!

تلخ است این زمانه بدون تبسمت

 

جان‌ها هنوز تشنۀ درک حضور توست

تو حاضری و باز جهان می‌کند گمت




موضوع: مدح و مناجات با رسول اكرم (ص)، 
 

تاریخ درج شعر : چهارشنبه 1398/08/22 | 02:23 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

پیامبر اکرم(ص)-مدح


تنزیلِ آیات است یا باران گرفته؟
از بارش اشکت زمین هم جان گرفته

ای «رحمتٌ للعالمین»! روح تو انگار
آیینه‌ رو در روی «الرحمن» گرفته
 

«إقرأ» که از تو عشق ـ اِی خط نانوشته! ـ
سرمشق‌های «عَلَّمَ الانسان» گرفته
 

«الیوم اَکمَلتُ لَکُم» یعنی که انگار
کار تو هم خاتم! به خُم پایان گرفته

پیمانه از دست علی پر کن محمد!
یادت که می‌آید؟ خدا پیمان گرفته




موضوع: مدح و مناجات با رسول اكرم (ص)، 
 

تاریخ درج شعر : چهارشنبه 1398/08/22 | 02:22 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

پیامبر اکرم(ص) و امام صادق(ع)-ولادت


سحر مکه صفای دگری پیدا کرد

ناله سوخته دل‌ها، اثری پیدا کرد

کعبه می‌خواست که دل را ز بتان پاک کند

دید فرزند خلیل و جگری پیدا کرد

به تمنای لبان پسر اسماعیل

زمزم از شوق، عجب چشم تری پیدا کرد

نور توحید پس از غیبت طولانی خویش

در حرم فرصت هر جلوه‌گری پیدا کرد

سالیانی خبر از حضرت جبریل نبود

مصطفی آمد و او بال و پری پیدا کرد

از قدوم پسر آمنه و عبدالله

امّت پاک سرشتان، پدری پیدا کرد

خاتم از راه رسید و شجر هر چه رسل

تازه بر بار نشست و ثمری پیدا کرد

ما هدایت شدۀ نور رسول اللهیم

ریزه خوار کرم زادۀ عبداللهیم

 

بی وجود تو بشر بی سر و سامان می‌شد

همه جا نور خدا مخفی و پنهان می‌شد

بی وجود تو کجا در همۀ امت‌ها

نام این قوم مزین به مسلمان می‌شد

تا که از قوم دگر حرف میان می‌آید

تکیۀ بازوی تو شانۀ سلمان می‌شد

تو دعا کردی و ما شیعۀ مولا گشتیم

از همان روز، دلت گرم به ایران می‌شد

رخصتی می‌دهی ای سرور زیبا رویان

گویم از چه رخ تو قاتل هر جان می‌شد

با تبسم به لب غنچه تو گل می‌کرد

گیسوی حور، به یکباره پریشان می‌شد

علت این بود که در روی ملیحانۀ تو

قدری دندان ثنایات نمایان می‌شد

ذکر تسبیح تو آهنگ بیان ملک است

شکل ترکیب رخ تو نمک اندر نمک است

 

بی دم قدسی تو مرده‌ای احیا نشود

پسر مریم قدّیسه، مسیحا نشود

 پشت موسی به تو و حضرت مولا گرم است

ورنه بی اذن شما وارد دریا نشود

گر زلیخا رخ زیبای تو بیند در خواب

پای دلداگی یوسفی رسوا نشود

همه از رحمت تو حرف میان آوردند

از چه رو علت هر خشم تو افشا نشود

غضبت رمز «اشدّاء علی الکفّار» است

لشگر کفر حریف تو به هیجا نشود

با دعای تو علی صاحب تیغ دو سر است

بی رضایت گره از ابروی او وا نشود

جز به پیش غضب چشم تو در وقت نبرد

کمر تیغ علمدار احد، تا نشود

تو ز نور احدی، اشرف مخلوقاتی

پدر فاطمه‌ای، تاج سر ساداتی

 

تو کریمی و کریمان همه از نسل تواند

سائلان بین، گذر یار بلافصل تواند

هر که ابتر به تو گفته رحمش ناپاک است

همۀ خلق خدا ریزه‌خور نسل تواند

آن کسانی که ندارند به دل حب علی

در عمل امت ملعون شده و رذل تواند

زدن فاطمه بر اهل یقین ثابت کرد

این اراذل پی آتش زدن اصل تواند

چون تمسّک به علی شرط شفاعت باشد

شیعیان در صف محشر همگی وصل تواند

چه کسی گفته اباالفضل ز اولاد تو نیست؟

ثلث سادات ز اولاد اباالفضل تواند

بعد محسن که دل فاطمه حساس شده

پسر سوم زهرای تو، عبّاس شده

 

مکتب قدسی تو نور حقایق دارد

چارده مصحف تابنده و ناطق دارد

دشمن کور دل تو ز کجا می‌دانست

راه تابندۀ تو حضرت صادق دارد

ظاهراً خاک حریمش شده با خاک یکی

باطناً او حرمی در دل عاشق دارد

روزی بندگی ما همه دست آقاست

در عمل او صفت کامل رازق دارد

سال‌ها می‌گذرد، سرخی خاک یثرب

اثر خون تن زخم شقایق دارد

گر که گوش دل ما باز شود این ایام

صحبت از توطئۀ چند منافق دارد

زود شهر نبی از مادر ما خسته شده

باورم نیست که دستان علی بسته شده




موضوع: ولادت رسول اكرم(ص)،  ولادت امام صادق(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : چهارشنبه 1398/08/22 | 02:07 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت رسول(ص)-مدح


رحمت تو به جهان ثابت کرد

دستگیر همه باشی زیباست

نبیُ الله فراوان داریم

پدر فاطمه باشی زیباست




موضوع: مدح و مناجات با رسول اكرم (ص)، 
 

تاریخ درج شعر : چهارشنبه 1398/08/22 | 02:05 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

پیامبر اکرم(ص) و امام صادق(ع)-ولادت


روزیکه از وجود، دوعالم معاف بود

نور شما به عرش خدا در طواف بود

ارواح و نور و طینت تان پاکِ پاکِ پاک

یعنی وجودتان ز ازل صافِ صاف بود

هریک برآمده ز تجلای دیگری

یک نور واحدی که شعاعش مضاف بود

از نورتان تجلی خلقت شروع شد

آن خلقتی که خالص و بی انحراف بود

ما را هم از وجود شما منَتی رسید

رخسارتان برای دل ما مطاف بود

قالوا بلای ما همه در عرصه الست

در اصل بر ولایت تان اعتراف بود

ای نامتان مرادف ذکر خدایتان

صلِ علیَ النَبیِ و آله، ثنایتان

 

کی میتوان به وصفِ تو دلبر زبان گشود

کی میتوان فراخورِ شأنت، غزل سرود

کی میتوان به کُنهِ مقامات تو رسید

کی میتوان به مدح تو آقا هنر نمود

نور تو از علی شد و نور علی ز تو

آری سزاست نورٌ علی نور را سجود

آدم چشید غمزۀ تو، شد اَبوالبشر

عالَم هم از کرشمۀ تو یافت این وجود

مجموعِ انبیا به شما امتحان شدند

وَرنه بدونِ اذن تو پیغمبری نبود

ذکر مُسبَحاتِ تو مشق فرشته شد

طرزِ قیام و شیوۀ تسبیح، تا قعود

باید نوشت سر درِ دل، با خطِ جلی

یا مصطفی محمد و یا مرتضی علی

 

ای فخرِ کائنات که نامت محمد است

مدح و ثنای حضرت تو کار سرمد است

با فکر و ذکر تست که دلها خدایی اَند

بی یاد نام حضرت تو، حالِ ما بد است

قرآن دم از مکارم اخلاق، چون زند

خُلقِ کریم تست که مقصودِ ایزد است

هر قطره از وضوی تو دریای رحمتی ست

باران، رسولِ فضل و کراماتِ احمد است

تنها نه در کنار تو بودن شد افتخار

هر کس نماند بعدِ تو تسلیم، مرتد است

هر کس محبِ تست، علی دوست میشود

هر کس که بی علیست ز آیینِ ما رد است

دین خدا به دامن تو چنگ میزند

دشمن علیهِ تست، دم از جنگ میزند

 

شک نیست نصرتِ تو همان نصرت خداست

یعنی اطاعت تو همان طاعت خداست

تنها نه از غدیر، ز بَدوِ تولدت

فرمان بیعت تو همان بیعت خداست

تا تو رسول رئفت و مهر و عطوفتی

باران رحمت تو همان رحمت خداست

با دشمنان به شدت و سختی عمل کنی

در اصل، قدرت تو همان قدرت خداست

تَرکِ زیارت تو جفا بر حریم تست

یعنی که حُرمت تو همان حرمت خداست

آل حسین، آل علی، آل فاطمه

الحق که عترت تو همان عترت خداست

وقتی تو را خدای تو فخر همه نوشت

ذکر تو را به عرش اباالفاطمه نوشت

 

روز ولادت تو که دفعِ بلیه شد

روز شهادت تو چه شد محسنیه شد

عالم به وقت آمدنت غرق نور بود

با رفتنَت ز آتش کین، فاطمیه شد

در سال شصت و یک، سرِ نیزه، سرِ حسین

با زینب تو همرهت از قاضریه شد

امروز هم بصیرت زینب چراغ راه

بنگر که خط اول ما زینبیه شد

روح تو بود، روح خدا را بما دمید

یک شعبه از ولای علی نیجریه شد

شکر خدا که مذهب ما هست جعفری

ایام عمرِ شیعه، همه صادقیه شد

ما جان نثار احمدِ محمود مانده ایم

در انتظار مهدی موعود مانده ایم




موضوع: ولادت رسول اكرم(ص)،  ولادت امام صادق(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : چهارشنبه 1398/08/22 | 02:03 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

پیامبر اکرم(ص) و امام صادق(ع)-ولادت


لیلیِ لیلای دلها دلنوازی میکند

با دل مجنونِ هر دلداده، بازی میکند

عقل را سرمستِ آهنگ حجازی میکند

این دل دیوانه امشب سرفرازی میکند

شب شب پیدایشِ تمثال محمودِ خداست

یا محمد، عالمی خاطر پریشان شماست

 

کیستی احمد، که عالم را مُسخّر کرده ای

دشمن توحید را از خود مکدّر کرده ای

تخت و تاج پادشاهان را نگونسر کرده ای

ابروان خویش را شمشیر حیدر کرده ای

کیستی احمد که ازمِهرت فلک مدهوش گشت

با طلوع مقدمت آتشکده خاموش گشت

 

آمدی بتخانه ها ویرانسرا شد، ای نگار

آمدی کاخ ستم لرزید از این اقتدار

آمدی معراج شد در انتظارت، بیقرار

آمدی خلدبرین شد بر نگاهت وامدار

هستی از نور تو هستی یافت، ای نور خدا

میم و حاء و میم و دال! ای سِرّ مستور خدا

 

چارده نوری و هر نورت یک احمد میشود

چارده معصوم، تکرار از محمد میشود

چارده أرواح، یک روح مجرّد میشود

چارده توحید، هم مصداق سرمد میشود

مصطفایی، مرتضایی، مجتبایی، احمدا

یک تنه تو چارده عبد خدایی، احمدا

 

کیستی تو، مرتضی عبد عبیدت میشود

کیستی تو، حضرت زهرا مُریدت میشود

کیستی تو، مجتبی حبلُ الوریدت میشود

کیستی تو، سیدِ جنّت شهیدت میشود

آن یتیمی تو که سلطان جهان باید شوی

آری آری خاتم پیغمبران باید شوی

 

ایکه از آب وضوی تو چکد صدها ملَک

ایکه از خاکِ ره تو آبرو گیرد فلک

ایکه از لبخند تو شد خَلق، دریای نمک

ایکه از خُلق عظیمت میشود دلها خنک

ابرهای رحمتِ حق دست بر دامان تو

جود حق، احسان حق، از ریزشِ دستان تو

 

هر که شد عبد خدا مدیونِ درگاه نبی است

از عبادت تا اطاعت راه ما، راه نبی است

آنکه شد یار علی، سلمانِ دلخواه نبی است

قبلۀ اهل تولّا چهرۀ ماه نبی است

یارسول الله، یاران کُشتۀ پیغمبرند

ٱمّتَت امروز از هر روز آماده ترند

 

شیعۀتو پاکباز صادق آل عباست

پرچمت در اهتزاز صادق آل عباست

جلوۀ تو سَروِ ناز صادق آل عباست

این همان راز و نیاز صادق آل عباست

مکتب صادق همان آمال دیروزیِ تو

میرسد هر روز، اخباری ز پیروزی تو

 

از عراق و سوریه داری ز ما بهتر خبر

از نجف تا کربلا با توست سی میلیون نفر

بسته راه کعبه یا احمد، رسان صبح ظفر

عالمی در انتظار آن امام منتظَر

دستِ بوسفیان ببند و دست ما را باز کن

یا محمد آخرین برنامه را آغاز کن

 

نسل های جان به کف آمادۀ جانبازی اند

از حلب تا موصل اینک صحنۀ جانبازی اند

سربداران تشنۀ  جام میِ جانبازی اند

دیر شد یارانِ تو شرمندۀ جانبازی اند

گفت پیر ما ز جان، بهر خدا باید گذشت

داد مژده، راه قدس از کربلا خواهد گذشت

 

رهبرم سیدعلی فرمود با آل سعود

خشمِ سنگین از سوی ایران ببارد دیر و زود

مژده، آمد سالهای آخرِ قوم یهود

میرود دوران ظلم و جور از ما، هر چه بود

میرسد از راه، اینک روز سخت انتقام

میشود پیروز اسلامِ محمد والسلام 




موضوع: ولادت رسول اكرم(ص)،  ولادت امام صادق(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : چهارشنبه 1398/08/22 | 02:02 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

پیامبر اکرم(ص) و امام صادق(ع)-ولادت


هرکس گرفته غیر تو ماوای دیگر

خیری ندیده از گداییهای دیگر

من روزی ام را از تو بی منت گرفتم

منت فراوان است درهرجای دیگر

یک پای من رفته ست امشب سمت مکه

سمت نجف رفته است اما پای دیگر

تو با علی یعنی دوتن در بین یک روح

شیعه ندارد جز شما بابای دیگر

وقت ولادت نیست هنگام ظهور است

دنیا می آیی تو ز یک دنیای دیگر

حالا که رفتم تا علی و تا محمد

باید بگویم یاعلی و یا محمد

 

نور تو خیلی قبل از آدم معتبر بود

از تو چه در انجیل و چه تورات اثر بود

دنبال تو بودند احبار بهودی

قلب کشیشان از ظهورت باخبر بود

هرروز عبدالله را تهدید کردند

هرروز عبدالمطلب تحت نظر بود

تو آمدی ایوان کسری هم ترک خورد

آثار ربانیت هرجا جلوه گر بود

آتشکده یکباره اصلا ریخت برهم

خاموش شد هر مشعلی که شعله ور بود

شب کافی است ای مکه دیگر ماه آمد

الله اکبر که رسول الله آمد

 

امی شدی ام القرا شد زادگاهت

پیغمبران را زنده کرده روی ماهت

خیلی دعا کردی برایش جای نفرین

حتی همانکه خار میریزد به راهت

این امت تو تا قیامت روسفید است

از برکت صوت اذان گوی سیاهت

بوی علی را میدهی آقای مکه

وقتی شده دیگر ابوطالب پناهت

دلخوش به اصحابت نشو که در خطرها

تنها علی میماند آقا درسپاهت

لعنت بر آنکه با جسارت حرف میزد

هرکس ز کفر والدینت حرف میزد

 

شکوه نکن ازغربتت لشگر که داری

در غزوه هایت ضربه آخر که داری

اصلا بیاید چندتا مرحب به میدان

فرقی ندارد فاتح خیبر که داری

گیرم که اصلا عبدود رد شد ز خندق

آسوده باش آقای من حیدر که داری

به طعنه های این و آن بی اعتنا باش

بگذر ازین بدبخت ها! کوثر که داری

آنکس که خیر و برکت دنیاست زهرا

سر وجود این جهان زهراست زهراست

 

ای صادق ال علی در بیکرانها

یادی بکن قدری هم از ما ناتوان ها

بار سفر برداشتی از دوش مردم

ای ناشناس مهربان کاروان ها

جارو کشت اعجاز ابراهیم دارد

در دستهای توست این کون و مکانها

درک مقامت کار امثال زراره ست

کی راه دارد در حریمت این گمان ها

پرچم سیاه روضه بر دیوار داری

تو روضه خوانی بر تمام روضه خوانها

روضه بخوان از آفتاب بین گودال

از حجت اللهی که افتادست بی حال




موضوع: ولادت رسول اكرم(ص)،  ولادت امام صادق(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : چهارشنبه 1398/08/22 | 01:53 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت رسول(ص)-ولادت


و آنشب از شمیم عطر نامش گلستان پر شد

تمام خانه از بوی خوش این میهمان پرشد

 

شگفتا "یوسفی در کاروان حسن پیدا شد"

که از نور جمالش صحن جان عاشقان پرشد

 

گریبان چاک کرد از مقدم او طاق کسرایی

زمان خالی شد و دریاچه های باستان پر شد

 

سماع لحظه ها از چشم صحرا سرخ می بارید

فرشته بس! دگر میخانه پیر مغان پر شد

 

خبر دادند سیمرغی ز کوه طور باز آمد

که از آوای سرشارش تمام آشیان پر شد

 

چنان مضمون صفت بود آن دو چشمان غزل گونش

که تا یک پلک زد دیوان جان شاعران پرشد

 

طواف لاله گرد کعبه آیینه دیدن داشت

شبی که مکه از نام محمد(ص) ناگهان پرشد




موضوع: ولادت رسول اكرم(ص)، 
 

تاریخ درج شعر : چهارشنبه 1398/08/22 | 01:49 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

پیامبر اکرم(ص) و امام صادق(ع)-ولادت


نصیبِ رزقِ خودم را وسیع می‌خواهم

مدینه، هفدهِ ماه ربیع می‌خواهم

 

برای این دو سه روزه فقط نمی‌خواهم

برای روزِ قیامت شفیع می‌خواهم

 

درست در شبِ میلادِ آفتابِ ششم

دلم گرفته خدایا بقیع می‌خواهم

 

کریم تا که تویی و فقیر تا که منم

هرآن‌چه خواسته‌ام را سریع می‌خواهم

 

به پای پرچمِ اسلام تا دمِ آخر

دلی سمیع و بصیر و مطیع می‌خواهم




موضوع: ولادت رسول اكرم(ص)،  ولادت امام صادق(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : سه شنبه 1398/08/21 | 05:27 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت رسول(ص)-مدح و ولادت


می‌بارد از بهشت دگرگون بهارها

بر دامن تمامی دل بیقرارها

 

می‌بارد آنکه بارش رحمت به دست اوست

در خشک سال عاطفه چون چشمه‌سارها

 

پیغمبرانه در دل صحرا قدم گذاشت

رونق گرفت با نفسش کوهسارها

 

آمد خلیل بت شکن از خیمه‌گاه صبح

تا بشکند غرور یمین و یسارها

 

آتش به جان چین و سمرقند تا گذاشت

کسری شکست آینه در گیر و دارها

 

ظلمت شکست و تشنه ی نوری شگرف شد

لبخند صبح قسمت لیل و نهارها

 

نوری دمید و هاله ی غم اعتکاف کرد

در قبله گاه باور چشم انتظارها

 

نوری که از فروغ رخش محو گشته‌اند

خورشید و ماه با همه آیینه دارها

 

نور «محمّد» است که اعجاز می‌کند

در خلوت تمامی شب زنده دارها




موضوع: ولادت رسول اكرم(ص)، 
 

تاریخ درج شعر : سه شنبه 1398/08/21 | 05:25 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت رسول(ص)-مدح و ولادت


شهدِ عشقت از ازل در کام دلها ریخته

این محبت را به دلها حق تعالی ریخته

آتشِ آتشکده خاموش گشت و در عوض

آتشِ عشق تو در دلها سراپا ریخته

بر ندارم سر اگر از سجدهء شکرش رواست

کاین محبت را خدا در سینۀ ما ریخته

زیرِ گامت وقتِ میلادت زمین لرزید سخت

پس نبوده بی سبب گر طاقِ کسری ریخته

نیست بی علت که ما اینگونه از خود بیخودیم

دستِ حق در جامِ ما شُربِ طهورا ریخته

اول خلقت خدا هنگام خلقِ روی تو

نقش رویت را به عشق روی زهرا ریخته

دورهء ظلمت سر آمد شد جمالت جلوه گر

مکه از فیض وجودِ پاکِ تو شد مفتخر

 

وعدهء ادیان تحقق یافت و موعود شد

سرزمین مکه هم بی تابِ این مولود شد

انتظار حق تعالی هم به پایانش رسید

بین مخلوق خدا  تقدیر ، آنچه بود شد

مثل خورشیدی دلِ ارض و سما را گرم کرد

دلبری آمد که محبوب دلِ معبود شد

نور رویش خانه های ظلم را تاریک کرد

خانۀ سفیانیان یوم الابد نابود شد

دورهء ظلمت سر آمد تیرگی از یاد رفت

حرکت دنیا به سمتِ روشنی مشهود شد

دامن بنت وهب شد چشمۀ فیض خدا

دشمن فرزند او مغضوب شد مطرود شد

آمده تا که شود انگار ختم المرسلین

جان دو عالم فدای رحمت للعالمین

 

مکه از روز ازل در بیعت پیغمبر است

فاطمه میراث دارِ این زمین تا آخر است

مکه هم مثل مدینه خانۀ زهرای ماست

کعبه خود مشغول گردیدن به دور مادر است

می زند عالم همه فریاد که حق با علیست

هر که این فریاد را نشنیده تا حالا کر است

شک نکن این آرزو آخر محقق می شود

حقِّ کعبه یک اذانِ کامل و روشنگر است

می رسد روزی که آوایِ موءذن زاده ها

می رسد آنجا به گوش از روز هم روشن تر است

بعد از آن بر منبرِ کعبه اذان شیعیان

اولش الله اکبر آخرش یا حیدر است

ملک پیغمبر به دست شیعه افتد زودِ زود

یک نفس باقیست تا نابودیِ آل سعود




موضوع: ولادت رسول اكرم(ص)، 
 

تاریخ درج شعر : سه شنبه 1398/08/21 | 05:24 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

پیامبر اکرم(ص)-مدح


دیده ز جان عاشق نگاه محمد

قلب احبّاست جلوه گاه محمد

 

یوسف اگر صورتش به خواب ببیند

سینه کند چاک از نگاه محمد

 

مهر و مه افزوده گر به زینت گردون

زینت عرش است مهر و ماه محمد

 

عرش خودِ اوست مهر ومه حَسَنینش

پس نرسد آسمان به جاه محمد

 

گو نرود دردمند بر درِ اغیار

باز بوَد باب جان پناه محمد

 

یوم جدل پرچمش به دست یدالله

فوج ملک خادم سپاه محمد

 

قامتی آراست بر شکستن بُت ها

بیت خداوند خود گواه محمد

 

گردن بُتها شکست تا همه گفتند

نیست خدایی به جز اِله محمد




موضوع: مدح و مناجات با رسول اكرم (ص)، 
 

تاریخ درج شعر : سه شنبه 1398/08/21 | 05:23 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

پیامبر اعظم (ص)-مدح


نام تو را نبرده مجسم نمی‌شوند

پیغمبران، گزیده‌ی عالم نمی‌شوند

 

در خیل انبیا، همه تنها پیمبرند

بی‌گفتن از وجود تو ، آن هم نمی‌شوند

 

حتی پیمبران اولوالعزم در قیاس

هم‌وزن با رسالت خاتم نمی‌شوند

 

صاحب کتاب مردم دنیا چرا ، ولی

شرط قبول توبه‌ی آدم نمی‌شوند

 

افلاکـِ بی تو معنی بودن ندارد و

منظومه‌های بی تو منظم نمی‌شوند

 

هم بی تو این زمین به تعادل نمی‌رسد

هم کوه‌ها بدون تو محکم نمی‌شوند

 

بی تو تمام حی علاهای مأذنه

بعد از شهادتین فراهم نمی‌شوند

 

ناگفته‌های سرٌ تو با خالق تو را

غیر از علی و فاطمه محرم نمی‌شوند

٭

ای آفرینش از تو گرفته است تار و پود

ای وسعت مقام تو بی مرز و بی حدود

 

ای کوه‌ها به بردن نام تو در قیام

ای رودها به گفتن ذکر تو در قعود

 

ای در اذان مأذنه‌ها زنده تا ابد

ای در گلوی هرچه مؤذن پر از سرود

 

برگرد و از دوباره حرایی بیافرین

پرشد دوباره عرصه ی تاریخ از یهود

 

آل امیٌه شکل جدیدی به خود گرفت

شد کعبه در محاصره‌ی آلی از سعود

 

وقتش رسیده، باز الم یجعلی بخوان

شد وقت آنکه باز ابابیل‌ها فرود...

 

می بینم اینکه مردمِ در شعب روسفید

می بینم آنکه روی ابوجهل ها کبود...

٭

یاغی شده است کفر ، زمان مقابله است

طوفان شده است و شهر مهیای زلزله است

 

پای صلیب در شب نجران شکسته شد

برخیز یا رسول که وقت مباهله است

 

دنیای ظلم یک طرف اسلام یک طرف

ناحق و حق همیشه دوسوی معادله است

 

از جزیه و مصالحه دیگر گذشته کار

اصلا چه جای حرف چه جای معامله است

 

چرخی بزن به معرکه‌ی ثم نبتهل

حالا که انزوای تو را کفر ، یک دله است

*

می‌بینم اینکه ظلم جهان را گرفته است

از ما دوباره تاب و توان را گرفته است

 

دستان استغاثه‌ی ما رو به آسمان

حس قنوت ، پیر و جوان را گرفته است

 

در استجابت غزلی را که گفته‌اند

دست بهار، جان خزان را گرفته است

 

از شام تا یمن پر از الله اکبر و

شور علی زمین و زمان را گرفته است

 

آل سعود، شعله ور از بشکه های نفت

خون عقیق، دامنشان را گرفته است

 

فریادهای سیصد و چندی سوار سبز

از لشگر سیاه ، عنان را گرفته است

 

بر بام کعبه نام علی را نوشته و

بوی خدا تمام اذان را گرفته است




موضوع: مدح و مناجات با رسول اكرم (ص)، 
 

تاریخ درج شعر : سه شنبه 1398/08/21 | 05:21 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام صادق(ع)-مدح و ولادت


ای مشعل دانش از تو روشن

وی باغ صداقت از تو گلشن

 

دریای معارف و معانی

استاد کتاب آسمانی

 

ای در نفس تو جان قرآن

وی در دهنت زبان قرآن

 

با نطق تو زنده تا قیامت

توحید و نبوت و امامت

 

بر هر سخنت ارادت علم

در هر نفست ولادت علم

 

میلاد تو ای ولی سرمد

شد روز ولادت محمد (ص)

 

در هفدهم ربیع الاول

شد نور تو بر زمین محول

 

با هر سخنت کلیم خیزد

از هر نفست مسیح ریزد

 

قرآن که دُر کلام سفته

با نطق تو حرف خویش گفته

 

هر آیه که جبریل آرد

بی نطق شما زبان ندارد

 

او راه و شما چراغ راهید

ناگفته و گفته را گواهید

 

نطق تو به علم ارتقا داد

بر نهضت کربلا بقا داد

 

تو بر تن پاک علم جانی

استاد "مفضل" و "ابانی"

 

عرفان و طریقت و بصیرت

دلباختهء " ابو بصیرت"

 

غیر از تو که پرورد به دوران؟

شاگرد چو "جابر ابن حیان"

 

حاکم به زمان اشاره تو

استاد جهان "زراره" تو

 

در محفل بحث "مؤمن الطاق"

شد طاقت هر منافقی طاق

 

هارون تو در تنور آتش

گل سبز کند ز نور آتش

 

تو نور به هر کلام داری

شمشیر چنان "هشام" داری

 

پروردهء تو دوصد معلم

مانند "محمد بن مسلم"

 

دارند ز مکتب تو عرفان

"حمران و فضیل و فضل و صفوان"... 




موضوع: ولادت امام صادق(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : سه شنبه 1398/08/21 | 05:18 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام صادق(ع)-مدح و ولادت


به زمستان دلم فصل بهار آمده باز

به پریشانی من روحِ قرار آمده باز

به هوای نفسم نفحه ی یار آمده باز

به سرِ دادن جان دار و ندار آمده باز

به شب غمزدگان باز سحر می آید

روشنی بخش دل اهل نظر می آید

 

کیست این دلشده ای کز همگان دل بِبَرَد

کشتی خسته ی دل را سوی ساحل بِبَرَد

کیست این کعبه ی منظور که حاصل بِبَرَد

او که رونق ز دو صد دلبر کامل بِبَرَد

او خود حضرت عشق است و ز خالق آید

فجر روشنگر حق حضرت صادق آید

 

او که طاها برسد بر سر استقبالش

او که گردیده خدایی همه ی احوالش

او که عشق است همیشه همه جا دنبالش

او که شد محورِ توحیدِ خلایق خالش

جلوه ی کاملی از صدق و صفا آمده است

مظهرتام خدا جانب ما آمده است

 

باز کن دیده ی دل پنجره ها را بگشا

نام او نغمه کن و حنجره ها را بگشا

ساقیا جام میِ خاطره ها را بگشا

مِی بزن صفحه ای از منظره ها را بگشا

تا ببینی که خدای ازلی جلوه گر است

همه ی هیبت زهرا و علی جلوه گر است

 

یک مدینه دلِ سرمست به سویش آیند

یک جهان دیده ی دربست به کویش آیند

هر چه میخانه پیِ جام و سبویش آیند

قدسیان هم ز پی آب وضویش آیند

در نمازش خم محراب به پایش خم شد

مست ذکر دو لبش اهل همه عالم شد

 

کیست که دلشده ی این مه جانانه نشد

کیست که جان به رهش بر سر شکرانه نشد

کیست که از سخنش یکسره مستانه نشد

از حدیث لب او عاشق و دیوانه نشد

عاشقی جرعه ای از چشمه ی شیدایی اوست

همه ذرات جهان واله ی زیبایی اوست

 

تو همانی که خدا عشق تو را واجب کرد

دین ما مِهر علی بن ابیطالب کرد

مهر رخسار تو را بر همگان غالب کرد

قلب ما را ز پی وصل رخت طالب کرد

به لبم نغمه ی دلداری دلبر دارم

مهر تو مذهب عشقی است که باور دارم

 

هستی ام را به سر عشق رخت بگذارم

از همه غیر تو ای وجه خدا بیزارم

نه من از خاک ره تو سر خود بر دارم

نه تو یک لحظه رهایم کنی ای دلدارم

تو که دست همه را وقت عطا می گیری

عاقبت روز جزا دست مرا می گیری

 

سائل کوی توام میل زیارت دارم

بر سر سینه ببین دست ارادت دارم

از غریبی تو ای دوست چه محنت دارم

به دلم داغ دل از این همه غربت دارم

از غریبیِ مزارت به خدا دلگیرم

آخر از غربت دیوار بقیع می میرم 




موضوع: ولادت امام صادق(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : سه شنبه 1398/08/21 | 05:16 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

پیامبر اکرم(ص) و امام صادق(ع)-ولادت


عرش را با ریسه های نور آذین بسته اند

گوشۂ هر کهکشان یک ماهِ زرّین بسته اند

سردرِ شهر مدینه ذکر آمین بسته اند

دورِ کعبه آیه آیه حمد و یاسین بسته اند

میزبانیِ ملائک کاملا سنجیده است

مکه مهمان دارد و کلّی تدارک دیده است

 

انبیا با اولیا...داوود و عیسی آمدند

نوح و ابراهیم با اسحاق یکجا آمدند

یوسف و یعقوب و آدم قبلِ حوّا آمدند

حضرت الیاس و اسماعیل و موسی آمدند

با ارادت با ادب، تعظیم کرده با یقین

محض بیعت با رسول الله(ص)؛ ختم المرسلین

 

آمد آنکه عطرِ او جاریست در بویِ گلاب

محض ویران کردن بتخانه ها شد انتخاب

آتش ِ آتشکده خاموش شد، شد غرق خواب

طاق کسری، کلّ ایوان مداین شد خراب

دور گهواره چه غوغایی شده، محشر شده

گل بریز و کِل بکش چون آمنه مادر شده

 

رحمةٌ للعالمین است و محمد(ص) آمده

حُسن خلق آورده با خود، حُسنِ بی حد آمده

پیش از پنجاه و هشتاد و نود، صد آمده

«لم یلِد» می خوانَد و تفسیر «یولَد» آمده

لاإلهَ جز خدا... تا گفت ذات حق یکیست

محضرِ توحید او لات و هُبل شد سربه نیست

 

مثل اقیانوس در لطف و کرم بی انتهاست

دستهایش مستجابُ الدعوه؛ اهلِ ربّناست

سیرتش قران پسند و صورتش چون سوره هاست

دشمنانش را بخوان «أبتر» که این امر خداست

شد أباالکوثر! به کوریِ همان چشمانِ شور

جاهلیت شد به جایِ دختران زنده به گور

 

قاب عالم را پر از زیباترین تصویر کرد

دست در دستش سپرد و عشق را درگیر کرد

در غدیرِ خم اذان را، قبله را تفسیر کرد

بعثتش را با ولایت خالص و تطهیر کرد

خواند «أکملتُ لکُم» را، گفت با صوتِ جلی:

تا قیامت «لا أمیرالمؤمنین إلّا علی(ع)»

 

نسل در نسلش همه از نور، از عصیان به دور

یک به یک قرانِ ناطق، اصلِ انجیل و زبور

میشود بی حُبّ آنها راهِ حق صعب العبور

موسم دلدادگی شد، کلّ عالم در سرور

در مدینه جشن دارد فاطمه(س) امشب شبی

هم پیمبر(ص) آمده هم صادقِ آلِ نبی(ع)

 

در نگاهش جنّتُ الاعلی تماشایی شده

پای درس او شلوغ است و چه غوغایی

بسکه لحنش مهربان و گرم و زهرایی(س) شده

حال من خوب و دلم مست چه آقایی شده

«قل هوالله احد» شد دینم و ذکر لبم

شد امام ِ جعفرِ صادق(ع) رئیس ِ مذهبم

 

هست یابن الباقر(ع) و در علم، بی مثل و بدل

زهد از گفتار او پیدا؛ نمایان در عمل

راستگویی و کرَم خورده به نامش از ازل

پس به عشقش خوانده ام «حیّ علی خیرالعمل»

با نمازِ اول وقتم خریدم مغفرت

از شفاعت بهره مندم میکند در آخرت!




موضوع: ولادت رسول اكرم(ص)،  ولادت امام صادق(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : سه شنبه 1398/08/21 | 05:13 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام صادق(ع)-مدح و ولادت


وقتی بیانجامد به وصل یار مقصد دیدنی ست

در محضر محبوب دیدار مجدد دیدنی ست

هر شب تمام عرشیان او را زیارت می کنند

هفت آسمان حور و ملک در رفت و آمد دیدنی ست

در جسم و جان او خدا بهتر مجسم میشود

در او تجلی صفات حی سرمد دیدنی ست

با حسن روی یوسفی از یوسفان فاطمه

خال سیاه ابروی خم زلف مجعد دیدنی ست

با مطلع الفجر رخش جبرییل حیرت میکند

بسکه ظهور صادق ال محمد دیدنی ست

هر کس که از ذریه ی زهراست اقای من است

تنها به زیر پای این اولاد مسند دیدنی ست

با چشم دل باید مزار ساده اش را بنگریم

قطعا بقیع خاکی اش مانند مشهد دیدنی ست

فردا که ایوان و شبستان و رواقی ساختیم

طوف کبوترهای عاشق دور گنبد دیدنی ست

قصد زیارت می کنیم از دور قطعا زائریم

از عاشقان بی قرار صادق بن باقریم

 

خورشید دارد ارتزاق از فیض نور خانه اش

موسا اقامت کرده در وادی طور خانه اش

پیر و مراد انبیاست سرچشمه ی آب بقاست

خضر نبی نوشیده از جام طهور خانه اش

اهل زمین شایسته ی خدمت به او هم نیستند

بر عهده ی کروبیان باشد امور خانه اش

از برکت اعجازش ابراهیم بیرون می زند

با شوق هر کس پا گذارد در تنور خانه اش

جای غرور افتادگی جای تجمل سادگی

شب تا سحر میبارد از سقف نمور خانه اش

طیّ طریقم بی گمان اغاز معراج من است

نزدیک عرشم میبرد این راه دور خانه اش

بار سرم را میکشد بر روی شانه شب به شب

خیلی بدهکارم به دیوار صبور خانه اش

موسی بن جعفر نه دمش عیسی بن جعفر پرور است

دستم به دامان مسیح نوظهور خانه اش

در مشهد و در کاظمین از عمق جان سر میدهم

اولاد من قربان اولاد ذکور خانه اش

آئینه دار پنج تن بر خلق عالم حاکم است

جانم فدایش پنجمین جد امام قائم است

 

عرض ارادت میکنم اما به شکل دیگری

تقدیم حضرت میکنم با جان و دل شعر تری

جمع نبوت با امامت میشود کنه امام

آئین او پیغمبری سیر و سلوکش حیدری

در ما رایت افقه من جعفر نعمان ببین

حتی ندارد دشمنش از او فقیه بهتری

کار کسی جز او نباشد ابن حیان ساختن

از غیر آقا بر نمی آید زُراره پروری

از برکت انفاس او کرسی درس خاص او

پیچیده ست آوازه ی فقه و کلام جعفری

بر صدق گفتارم شهادت میدهد اِبنِ حَکَم

در گفتگوهایش  نمایان است فتح خیبری

ممنون قال الباقر و مدیون قال الصادق اند

از مرجع و از سینه زن تا روضه خوان و منبری

دیدند با چشمان خود هم شافعی هم مالکی

شیعه ندارد جز امام صادق خود رهبری

باید بگردد هر که در دنیاست کاهل بر نماز

در محشر فردا به دنبال شفیع دیگری

شکر خدا دم میزنم از صاحب خود دم به دم

شکر خدا دارم به تن رخت شریف نوکری

من با ارادت گفته ام قدر بضاعت گفته ام

ابیات گنگ من کجا اشعار ناب حمیری ؟

مولا قدمگاهش همیشه قبله گاه اولیاست

فرزند او باب الحوائج مغز بادامش رضاست

 

در فطرت ما ریشه دارد مهر پنهانی ما

اسباب خدمت میشود افکار عرفانی ما

از لَن تَنالوُ البِرّ حَتّی تُنفِقوا دریافتیم

باید که الگومان شود احکام قرآنی ما

در قحطی انسان و انسان دوستی ای کاش که

چون ریزعلی باشیم و باشد فصل دهقانی ما

دل روی دل باید نهاد و شهر را آباد کرد

ویرانی هم میهنان ماست ویرانی ما

دفتر به پایان آمده اما حکایت باقی است

مضمون سرازیر است در ابیات پایانی ما

از پا در اورده ست داعش را نه تنها تیر و تیغ

او را زمین زد عاقبت نیروی ایمانی ما

ریز و درشت دشمن شیعه به خاک افتاده از

سیلی سنگین برادرهای افغانی ما

جایی برای عرض اندام سنان و شمر نیست

وقتی قیامت میکند کیسان ایرانی ما

بی شک شکار بعدی اش باشد فقط آل سعود

فتح مدینه میکند قاسم سلیمانی ما

خاکسترش بر باد داد بر دشمنانش یاد داد

شوخی ندارد باکسی تصمیم طوفانی ما

او خار چشم دشمن است فرمانده ای فیل افکن است

پایان گرفت از همتش شبهای بحرانی ما

چشمش به فرمان ولی دلواپس سید علی

چشم امید حضرت یار خراسانی ما

جای شهیدان دفاع از زینبیه خالی است

در هیئت رزمندگان در مرثیه خوانی ما

سادات مجلس معذرت آقا به خاک افتاده است

در کوچه مثل مادرش زهرا به خاک افتاده است




موضوع: ولادت امام صادق(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : سه شنبه 1398/08/21 | 05:09 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام زمان(عج)-مناجات


اگرچه زود؛ می‌آید، اگرچه دیر؛ می‌آید

سوار سبزپوش ما به هر تقدیر می‌آید

 

همان خورشید موعودی که در روز طلوع او

حدیث صبح صادق می‌شود تفسیر، می‌آید

 

زمین آبی‌تر از این آسمان‌ها می‌شود وقتی

که آن آیینۀ سبز «خدا - تصویر» می‌آید

 

شکوه مهربانی که نگاه نافذش حتی

به روی سنگ‌ها هم می‌کند تأثیر، می‌آید

 

در اعماق نگاهش می‌توان خشمی مقدس دید

دلش لبریز از مهر است و با شمشیر می‌آید

 

چنان با ضربه‌های حیدری اعجاز خواهد کرد

که از دیوار هم گل‌نغمۀ تکبیر می‌آید

 

دقیقاً رأس آن ساعت که در نزد خدا ثبت است

نه قدری زودتر از آن نه با تأخیر می‌آید




موضوع: مناجات فراق با امام زمان(عج)، 
 

تاریخ درج شعر : پنجشنبه 1398/08/16 | 08:08 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام زمان(عج)-آغاز امامت


شد امام ِ آخرین و دل برایش بیقرار

سامرا شد ریسه بندان! از یمین تا به یسار

جان فدایِ آن عبا که تار و پودش حیدری ست

بر تنش زیبا نشسته؛ با کمال و با وقار

حک شده با دستِ حق بر تیغۂ شمشیر او

لا فتی إلا علی(ع) لاسیف إلا ذوالفقار

میبرَد تاج ولایتعهدی اش را جبرئیل

میشود «طاووس أهل الجنّه» صاحب-اختیار

دل بیا رخت سفیدت را به تن کن! آمده-

عید بیعت با ولیِ عصر(عج)، عیدِ انتظار

حضرت زهرا(س) برایش خوانده حمد و إن یکاد

آرزویش هست، باشد یاورانش بیشمار

تا بگیرد از تمام دشمنانِ مرتضی(ع)

انتقامی سخت را با ضربه هایی ناگوار

کاش برگردد به زودی با ظهوری غرقِ نور

در حضورش به! چه حالی دارد این جشن و سرور

 

 

از کنارِ کعبه آن ماهِ دل آرا می رسد

محض دیدارش چه بی صبرانه عیسی می رسد

می رسد بر گوش، تا صوت أناالمهدی؛ سریع...

سیصد و چندین نفر دلداده درجا می رسد

عاقبت در جمعه ای جذّاب می پیچد خبر

آخرین معشوقِ والا منسبِ ما می رسد

مصحف و نهج البلاغه بعدِ قرانِ کریم

سورۂ نور و قصص، طاها و أسرا میرسد

محضرش تقدیم خواهد شد زمین و آسمان

هدیۂ خیل ملَک از عرشِ اعلی می رسد

عشقِ مادر دارد و با شیعیانش در بقیع؛

قبلِ هر کاری به کارِ قبر زهرا(س) می رسد

جرعه جرعه لحظۂ دیدار نزدیک است و خوب...

ندبه و عهد و فرج دارد به دریا میرسد

پس بگو «لبیک یامهدی(عج)» تویی تو امّتش

دست هایت را ببر بالا برای بیعتش!




موضوع: آغاز امامت امام زمان(عج)، 
 

تاریخ درج شعر : پنجشنبه 1398/08/16 | 08:04 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام زمان(عج)-آغاز امامت


گذشت ایّام اشک و آه و ناله

شکفته در مسیرش یاس و لاله

تماشایی ست در سرداب امشب؛

مناجات امامِ پنج ساله!




موضوع: آغاز امامت امام زمان(عج)، 
 

تاریخ درج شعر : پنجشنبه 1398/08/16 | 08:02 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام زمان(عج)-آغاز امامت


ای تاج امامت بسرت یوسف زهرا

وی خَلعت عصمت به برت یوسف زهرا

 

شک نیست که سلطان جهانی تو پس از این

از بعد وفات پدرت یوسف زهرا

 

باباست گرفتار نگاه و نفَس تو

مادر بزند بوسه سرت یوسف زهرا

 

المنة لله که تو حجت حقی

عالم همه تحت نظرت یوسف زهرا

 

صد شکر که این تاج ولایت بسر توست

شمشیر علی بر کمرت یوسف زهرا

 

پیغمبر اکرم شده بس مفتخر از تو

ای هیبت احمد سپرت یوسف زهرا

 

تو منجی زهرایی و او چشم براهت

کی میرسد از ره خبرت یوسف زهرا

 

چشمان پر اشک حسنین است بسویت

عباس شده خونجگرت یوسف زهرا

 

تو قبلۀ دلهایی و معنای نمازی

ما شیعۀ اثنی عشرت یوسف زهرا

 

رفتی به پس پردۀ غیبت بسلامت

برگرد دگر از سفرت یوسف زهرا

 

زیباست که طاووس جنان رخ بنماید

گسترده شود بال و پرت یوسف زهرا

 

بازآ که کلام تو کلام اللهِ محض است

این است بقرآن هنرت یوسف زهرا

 

برگرد که احکام همه مانده معطل

اسلام شده دربدرت یوسف زهرا

 

لعنت به کسانی که همه حق تو بردند

شد غصب تمام ثمرت یوسف زهرا

 

ای رفته به تاراج حقوقت، أقِمِ الحَرب

شد شیعۀ تو پشت سرت یوسف زهرا

 

روزیکه مسلط بشوی بر همه عالم

جمع شهدا دور و برت یوسف زهرا

 

بر بام فلک پرچم تو یکسره بالاست

تا کفر ببیند اثرت یوسف زهرا

 

در هم شکند قدرت پوشالی بت ها

با ضربت تیغ و تبرت یوسف زهرا

 

گردن بزنی چون همه طاغوت جهان را

یکجاست فقط درد سرت یوسف

 

بر ضارب زهرا بزنی ضربت سیلی

ای مادر تو منتظرت یوسف زهرا

 

ای منتقم محسن شش ماهه کجایی

صد روضه شده همسفرت یوسف زهرا

 

در روضۀ ارباب چه بی صبر و قراری

قربان تو و چشم ترت یوسف زهرا

 

ما منتظر فجر ظهوریم اماما

تا صبح قریب سحرت یوسف زهرا

 

از خون شهیدان حرم فتح دمیده

محسن حججی شد قمرت یوسف زهرا 




موضوع: آغاز امامت امام زمان(عج)، 
 

تاریخ درج شعر : پنجشنبه 1398/08/16 | 08:01 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام زمان(عج)-آغاز امامت


امروز جهان شور قیامت دارد

ابر کرم خدا کرامت دارد

ذرات جهان به یکدگر می گویند

خورشید به سر تاج امامت دارد




موضوع: آغاز امامت امام زمان(عج)، 
 

تاریخ درج شعر : پنجشنبه 1398/08/16 | 07:58 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام حسن عسکری(ع)-شهادت


به لبِ خشکِ تو انگار که باران میخورد

آب میخوردی و هِی ظرف به دندان میخورد

 

پسرِ کوچکِ تو مانده چه سازد با تو

زهر وقتی که بر این سینه‌ی سوزان میخورد

 

آه میسوخت از این آه دوتا گونه‌ی او

نفَست تا که بر آن چهره‌ی گریان میخورد

 

فقط از کنده و زنجیر و فلک خالی بود

ورنه این حجره‌ی پُر درد به زندان میخورد

 

بارها شد که تو پیچیدی و اُفتاد سرت

بارها خاک بر این زُلفِ پریشان میخورد

 

پسرت اینطرف و مادرت آنسو مُردند

دستهاشان به سر از وای حسن‌جان میخورد

 

دیدی از بسترِ خود شام و سَر و آتش را

آنهمه زخم که از بام به طفلان میخورد

 

یک به یک با سرِ خود رویِ زمین میخوردند

ضربِ شلاق که بر پشت و گریبان میخورد

 

خیره بر چشمِ پدر بود نفهمید که سوخت

آتشی را که بر آن دخترِ بی جان میخورد

 

دخترک زد به لبش گفت که دندانش کو

آنقدر سنگ که بر آن لب و دندان میخورد




موضوع: شهادت امام عسکری(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : سه شنبه 1398/08/14 | 05:58 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات
تعداد کل صحن ها : 525 ::      ...   3   4   5   6   7   8   9   ...  
لطفا از دیگر صحن های حسینیه نیز دیدن فرمایید
.: پایگاه تخصصی مدح و مرثیه حسینیه:.
ساخت وبلاگ در میهن بلاگ

شبکه اجتماعی فارسی کلوب | اخبار کامپیوتر، فناوری اطلاعات و سلامتی مجله علم و فن | ساخت وبلاگ صوتی صدالاگ | سوال و جواب و پاسخ | رسانه فروردین، تبلیغات اینترنتی، رپرتاژ، بنر، سئو