بسم‌الله الرحمن الرحیم


قابل توجه زائرین گرامی، همزمان با ثبت اشعار در پایگاه حسینیه، کانالهای اجتماعی "حسینیه"  نیز به روز خواهد شد.

لینک کانال های تلگرام ، ایتا و سروش  hosenih@  

و

لینک صفحه اینستاگرام payegahe_hoseinieh@ 


https://telegram.me/hosenih

https://www.instagram.com/payegahe_hoseinieh/


لطفا در معرفی صفحات اجتماعی پایگاه "حسینیه" ، همکاری نمایید.




موضوع: کانال تلگرامی و صفحه اینستاگرام "حسینیه"،  اطلاعیه و اخبار حسینیه، 
 

تاریخ درج شعر : جمعه 1397/09/9 | 08:15 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

به مناسبت شهادت مالک اشتر انقلاب حاج قاسم سلیمانی

 

تشهّد سحر شاهدان کرب ‌و بلایی

شهود هرشبه‌ی آیه‌های سرخ خدایی

شهادت آینه و بازتاب آینه‌هایی

شهید را خودت آیینه‌ی تمام‌نمایی

خلاصه اینکه دلاور خلاصه‌ی شهدایی

 

در این میانه بنازم مدافعان حرم را

شناختند چه رندانه خاندان کرم را

که جای پای شهیدان گذاشتند قدم را

به دست خوب کسانی سپرده‌اند علم را

مدافع حرم عشق با تمام قوایی

 

بدا به سالک عرفان اگر فساد بگیرد

و سبک زندگی‌اش بوی انجماد بگیرد

خوشا کسی که سر دار اجتهاد بگیرد

رسد به رتبه‌ی حلاج و از تو یاد بگیرد

به حاج همّت و چمران قسم، خود از عرفایی

 

بتاز تا صف آل ذلیل را بشکافی

سر قبایلی از این قبیل را بشکافی

سپاه ابرهه و فرق فیل را بشکافی

و قدس منتظر توست، نیل را بشکافی

برای حضرت موسای این زمانه عصایی

 

در آن طرف حججی‌ها خراب چشم سیاهش

در این طرف دل جامانده‌هاست چشم به راهش

و قاسمان سلیمانی‌اند خیل سپاهش

درآب‌های کف دست کیست چهره‌ی ماهش

پس ای بهار، پس ای برق ذوالفقار کجایی؟

 

 




موضوع: شهید حاج قاسم سلیمانی، 
 

تاریخ درج شعر : شنبه 1398/10/21 | 04:00 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

به مناسبت شهادت مالک اشتر انقلاب حاج قاسم سلیمانی

 

باید که بنویسد قلم قاسم سلیمانی

در راه دین ثابت قدم قاسم سلیمانی

مانند سروی قد علم کرده اصالت داشت

با ریشه مثل ارگ بم قاسم سلیمانی

فتح الفتوحش مطمئنا فتح دلها بود

در چشم عالم محترم قاسم سلیمانی

دستش جدا شد از بدن اما رد دستش

پیداست بر چوب علم قاسم سلیمانی

دیدند در شام و عراق او مرد میدان بود

مرد دفاع از حرم قاسم سلیمانی

دشمن ندیده روی خوش از قاسم کرار

بود ابرویش تیغ دو دم قاسم سلیمانی

از قاتلانت انتقامی سخت میگیریم

-بر حضرت زینب قسم-قاسم سلیمانی!

 

از عهده ی وصفش قوافی بر نمی آید

از شعر بوی مالک اشتر نمی آید؟

 

 

 

بی مثل و مانند و بدل قاسم سلیمانی

شد غیرتش ضرب المثل قاسم سلیمانی

در معرکه جای رجز ورد لبانش بود

"الموت احلی من عسل" قاسم سلیمانی

حجت همان که رهبرم فرموده ؛ پس دارد

آوازه در بین الملل قاسم سلیمانی

با جان و دل از جان گذشت آن هم نه یک دفعه

جان بر کفی بود از ازل قاسم سلیمانی

باشد گوارای وجود آغوش اربابت

وا کرده آقایت بغل قاسم سلیمانی!

 

از عهده ی وصفش قوافی بر نمی آید

از شعر بوی مالک اشتر نمی آید؟

 

 

 

مش و مرامش حیدری قاسم سلیمانی

الگویی از خودباوری قاسم سلیمانی

جان بر کف زینب سرش بر دامن زهراست

دارد شمیم کوثری قاسم سلیمانی

از "بدر" تا حالا تمام لحظه ها را بود

دلتنگ مهدی باکری قاسم سلیمانی

عباس دوران امامش بود در واقع

سرباز خط رهبری قاسم سلیمانی

در عرش پیمایی کنار همت و چمران

با دوستان هم سنگری قاسم سلیمانی!

از قطره قطره خون پاکت لاله می روید

محسن حججی پروری قاسم سلیمانی!

دارد شهید اذن شفاعت در قیامت؛ پس

فردا شفیع محشری قاسم سلیمانی!

اصلا به نوعی پیش مرگ حضرت زهراست

از بسکه باشد مادری قاسم سلیمانی

 

از عهده ی وصفش قوافی بر نمی آید

از شعر بوی مالک اشتر نمی آید؟

 

 

 

سرشار از ایمان و یقین قاسم سلیمانی

بر خاتم رهبر نگین قاسم سلیمانی

شد سایه جنگ از سر ایران ما کم با

عزم جهادی همین قاسم سلیمانی

امنیت خود را همه هستیم مدیون

سردار عزت آفرین قاسم سلیمانی

در راه حق دستت قلم شد پس تو هم هستی

ذریه ی ام البنین قاسم سلیمانی!

بین مسیر از نجف تا کربلا امسال

خالی ست جایت اربعین قاسم سلیمانی!

شادی روحت زیر تابوت تو میگیریم

ذکر امیرالمومنین قاسم سلیمانی!

 

از عهده ی وصفش قوافی بر نمی آید

از شعر بوی مالک اشتر نمی آید؟

 

 

 

تندیس ایثار و وفا قاسم سلیمانی

تفسیری از قالو بلی قاسم سلیمانی

در روضه ها ابر بهاری بود و میبارید

اهل ورع اهل بکا قاسم سلیمانی

نامش کماکان می درخشد بی گمان ؛آری

در بین خدّام الرضا قاسم سلیمانی

هیهات منّ الذّله بوده نقش سربندش

سرباز شاه کربلا قاسم سلیمانی

فرقی ندارد ریشه ی کفار می خشکد

با همت قاآنی یا قاسم سلیمانی

آل سعود آل یهود ای قوم شیطانی

اِسمَع وَ اِفهَم کُلُّنا قاسم سلیمانی

پاکیزه رفت آخر به دیدار خداوندش

همچون پرستویی رها قاسم سلیمانی

 

از عهده ی وصفش قوافی بر نمی آید

از شعر بوی مالک اشتر نمی آید؟

 

 

 

یار امام بت شکن قاسم سلیمانی

فرمانده ای شیرین سخن قاسم سلیمانی

هر جا سخن از استقامت شد یقینا هست

الگوی تو الگوی من قاسم سلیمانی

آری به نامردی زدند اما مگر دارد

اصلا حریف تن به تن قاسم سلیمانی؟

با رفتنت خون رفیقانت به جوش آمد

از سوریه تا به یمن قاسم سلیمانی!

تنها نه در ایران که دست انتقامت هست

در آستین سدحسن قاسم سلیمانی!

تنها محرم نه تمام عمر خود را بود

هم گریه کن هم سینه زن قاسم سلیمانی

مثل جوان مجتبی گویا نمی خواهد

یک جای سالم در بدن قاسم سلیمانی

امشب گریز روضه ی کرببلا هستی

ای کشته ی دور از وطن قاسم سلیمانی!

در بوریا بردند سالار شهیدان را

شکر خدا دارد کفن قاسم سلیمانی

از فرط عاشق پیشگی یک عمر در سر داشت

مثل علی اکبر شدن قاسم سلیمانی

 

از عهده ی این روضه شاعر بر نمی آید ...

 




موضوع: شهید حاج قاسم سلیمانی، 
 

تاریخ درج شعر : شنبه 1398/10/21 | 03:59 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

به مناسبت اولین گام  انتقام سخت شهادت حاج قاسم سلیمانی و همرزمانش


به نام خداوند سید علی

خداوند عالم، خدای جلی

 

خداوند سبحانِ عدل‌آفرین

خداوند آزادگان زمین

 

همانان که در عرش نام آورند

شهیدان مست خداباورند

 

خدای دل مادران شهید

صبوران باغیرت روسپید

 

خداوند رزم آوران حرم

که دل را به پابوسشان می‌برم

 

به پابوس زینب، به پابوس عشق

به پابوس بانوی شهر دمشق

 

ببین چشم عالم‌شده دوربین

و گرگ رسانه نشسته کمین

 

تمام خبرها شده برد و‌ باخت

خبرهای بی معنی دست‌ساخت

 

دوباره خماری، دوباره سکوت

و ‌ذهن زمان، غرق تارعنکبوت

 

ز شرّ امیران درگیر نفت

عقیق یمن در یم خون نشست

 

میان دروغ و شب غرق خواب

شده چشم صهیون نماد عذاب

 

ولی چشم ما نذر بیداری است

سرانجام بدخواهمان خواری است

 

اگر سرزند یک غلط از عدو

دهیم «عشرُ امثالها» را به او

 

نه در شرق عالم نه در غرب آن

نباشد هماورد طوفانمان

 

کنون وقت غوغای ایرانی است

که ایران سراسر سلیمانی است

 

به امر ولی لشکری سینه چاک

تلاویو و حیفا کند خاک خاک

 

تن موشک ما مزین شده است

به نقش «رمیت و ما اذ رمیت»

 

هدف روشن است و به سمتت رها

شهاب است و رعد است و سجیل ها

 

 




موضوع: شهید حاج قاسم سلیمانی، 
 

تاریخ درج شعر : شنبه 1398/10/21 | 03:59 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

به مناسبت شهادت مالک اشتر انقلاب حاج قاسم سلیمانی

شعری برای کودکان انقلابی


یه دستم کتابه، توی اون یکی

یه پرچم که روش نقش یا مهدیه (عج)

قسم میخورم با همین ها یه روز

بشم دشمن هرچی نامردیه

 

بابا توی هیئت بمون یاد داد

چجوری جلو ظلم قد می‌کشن

مامانی نگاهی بمون کرد و گفت

مث حاج قاسم الهی بشن

 

بهت قول مردونه میدیم که ما

همه، حرفای خوبو از بر میشیم

شبیه تو میشیم برای وطن

شبیه تو سرباز رهبر میشیم

 




موضوع: شهید حاج قاسم سلیمانی، 
 

تاریخ درج شعر : شنبه 1398/10/21 | 03:58 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

به مناسبت شهادت مالک اشتر انقلاب حاج قاسم سلیمانی


خبر آمد که ماه را زده است

تیره‌روزی پگاه را زده است

نور چشم سپاه را زده است

 

آتشی زد به قلب ایرانی

خبر قاسم سلیمانی

 

با شهادت دلش مراد گرفت

فیض را وقت بامداد گرفت

راه را از حسین یاد گرفت

 

تاج عزت مبارکت سردار

این شهادت مبارکت سردار

 

نه فقط کشورم برایت سوخت

دل هرچه حرم برایت سوخت

رهبرم، رهبرم برایت سوخت

 

گرچه در سینه‌ها غمت باقی‌ست

رفتی اما مقاومت باقی‌ست

 

قاتلت پایمال خواهد شد

قبر خود کنده، چال خواهد شد

گرچه ترسیده، لال خواهد شد

 

رهبرما اگرچه دلریش است

انتقامی بزرگ در پیش است

 

ای امیر حماسه‌ساز سلوک

با تو موسیقی شهادت کوک

لعن الله اُمه قتلوک

 

این شعار امام و روح خداست

مرگ بر قاتلت که امریکاست

 

روز جمعه، دل امام زمان

سوریه تا عراق تا ایران

در عزای تواند سینه‌زنان

 

ای عقاب حرم پرت پاشید

ای علمدار پیکرت پاشید

 

بر دل ما زده است باز شرر

عکس یک دست دور از پیکر

از تو ای مرد باوفا افسر

 

چشم تو روضه، پیکرت روضه

دست و انگشتر و سرت روضه

 

روضه‌ی شاه بی کفن شده ای

پاره پاره تن و بدن شده ای

قاسمی، گرم سوختن شده ای

 

پیکری پاره سوخت در شعله

پشت‌در، فاطمه، خطر... شعله

 

 




موضوع: شهید حاج قاسم سلیمانی، 
 

تاریخ درج شعر : شنبه 1398/10/21 | 03:56 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

به مناسبت شهادت مالک اشتر انقلاب حاج قاسم سلیمانی


با نام علی یادعلی حضرت سلطان

با اذن ولی نعمتمان شاه خراسان

لب تر بکند سید علی گوش به فرمان

آماده ی جنگ است همه ملت ایران

 

پیچیده خبر وای که سردار نیامد

"ای اهل حرم میر و علمدار نیامد"

 

احلی من عسل روی لب قاسم لشکر

بر پا شده طوفان سلیمانی حیدر

تکرار شود قصه ی مستانه ی خیبر

دنیا بشود پاک از این قوم ستمگر

 

فریاد بر آرید سپهدار نیامد

"ای اهل حرم میر و علمدار نیامد"

 

تاریخ دهد تا ابد الدهر گواهی

تاریکی مطلق برود رو به تباهی

سردار کشیده است چنین نقشه راهی

باید که حسینیه شود کاخ سیاهی

 

سید علی خامنه ای یار نیامد

"ای اهل حرم میر و علمدار نیامد"

 

در سینه ی مان باز حسینیه علم شد

گفتیم حسین و دلمان تنگ حرم شد

روی لبمان نوحه ی دستان قلم شد

در هیئت مان نوبت این نوحه و دم شد

 

ای سینه زنان آه میاندار نیامد

"ای اهل حرم میر و علمدار نیامد"

 

عباس دعا کن به پر معجر زینب

دشمن نکند سر به سر معجر زینب

پیچیده به لشکر خبر معجر زینب

دعوا نشود آه سر معجر زینب

"سقای حسین سید و سالار نیامد

ای اهل حرم میر و علمدار نیامد"

 

 




موضوع: شهید حاج قاسم سلیمانی، 
 

تاریخ درج شعر : شنبه 1398/10/21 | 03:41 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

به مناسبت شهادت مالک اشتر انقلاب حاج قاسم سلیمانی


اسطوره رزم و شجاعت حاج قاسم

مرد جهاد و استقامت حاج قاسم

 

نام تو لرزانده تن مستکبران را

ای با شکوه با صلابت حاج قاسم

 

با رفتنت یک مملکت از پا در آمد

خونت به پا کرده قیامت حاج قاسم

 

هنگام جان دادن در آغوش که بودی؟

آمد علی وقت شهادت حاج قاسم

 

از کربلا و کاظمین و مشهد و قم

تا به نجف رفتی زیارت حاج قاسم

 

دستت جدا شد مثل و عباس و درآمد

بالا سرت اشک امامت حاج قاسم

 

تو بی هوا خوردی و در آتش تنت سوخت

داری به بعضی ها شباهت حاج قاسم

 

جسم تو را هم ظاهرا شب دفن کردن

تنها نبود اما ولایت حاج قاسم

 

به به چه تشییعی شدی سردار دلها

جسم حسین بود و جسارت حاج قاسم

 

دستت جدا شد لااقل انگشترت هست

خورشید را کردند غارت حاج قاسم

 

اینجا کسی با دخترت کاری ندارد

بی تو نمی بیند اسارت حاج قاسم

 

راحت بخواب ای مرد اینجا کربلا نیست

راحت بخواب ای مرد راحت حاج قاسم

 




موضوع: شهید حاج قاسم سلیمانی، 
 

تاریخ درج شعر : شنبه 1398/10/21 | 03:27 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

به مناسبت اولین گام  انتقام سخت شهادت حاج قاسم سلیمانی و همرزمانش


بای بسم اللهِ بسم اللهِ قاصم بود این

انتقام بند کفش حاج قاسم بود این

 

تا بدانی انتقام سخت ما در حدّ چیست

سیلی بسیار آرام و ملایم بود این

 

ظلم را آسان نمی گیریم، پاسخ می دهیم

پاسخی دندان شکن با ظلم ظالم بود این

 

مردک دیوانه بیمار است، موی خویش را

زرد کِی می کرد اگر یک ذرّه سالم بود این؟

 

تا یقین داند که دوران بزن دررُو گذشت

ما زدیم و او تماشا کرد؛ لازم بود این

 

ما مراسم ها برای او تدارک دیده ایم

فشفشه باران آغاز مراسم بود این

 

رهبر ما با امام عصر دارد ارتباط

جمله ای از آیت اللهِ مکارم بود این

 

حاج قاسم از علامات ظهور است ای رفیق

این شهادت نیز آری، از علائم بود این

 

 




موضوع: شهید حاج قاسم سلیمانی، 
 

تاریخ درج شعر : شنبه 1398/10/21 | 03:27 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

به مناسبت شهادت مالک اشتر انقلاب حاج قاسم سلیمانی


ای نور چشم قافله سالار  انقلاب

سرباز سید الشهدا یار انقلاب

فرزند برگزیده ایثارو عشق و خون

جان برکف همیشه بیدار انقلاب

عباس قطعه قطعه بی دست و سر شده

یک عمر پیش تیر بلاها سپر شده

 

سردار عشق گوی سعادت مبارکت

در کام سرخ مرگ عبادت مبارکت

سر لشگر شهید سلیمانی عزیز

در بزم  خون لباس  شهادت مبارکت

حقا که دشمنان پر از ادعای تو

چون مور له شدند همه زیر پای تو

 

آزاده ای که بود گرفتار اهلبیت

مقداد و حجرو میثم تمار اهلبیت

ایام قتل جعفر طیار تا خدا

پرواز کرد جعفر طیار اهلبیت

از قطره قطره خون دلش خیزد این پیام

ظل بلند رهبرمان باد مستدام

 

هر چند شد نصیب دل ما عزای او

در باغ خلد وصل خدا شد جزای او

دستش زتن جدا شدو بال عروج یافت

آغوش باز کرد خمینی برای او

پیغام او به صحنه عالم علم شود

کی نخل انقلاب چهل ساله خم شود

 

دلداده حسین چه زیبا شهید شد

آن محودر خدای تعالی شهید شد

از بسکه بود سوخته آل فاطمه

در موسم شهادت زهرا شهید شد

میثم قسم به عشق که صبح شهادتش

زیبا تر است از شب و روز ولادتش

 




موضوع: شهید حاج قاسم سلیمانی، 
 

تاریخ درج شعر : شنبه 1398/10/21 | 03:24 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

به مناسبت شهادت مالک اشتر انقلاب حاج قاسم سلیمانی


ای پسندیده ی خدا، سردار

مالک اشتر ولا ، سردار

جز شهادت نبود لایق تو

ای براه ولی فدا، سردار

 

داغ تو خونجگر کند ما را

خون تو زنده تر کند ما را

تازه بیدار تر شدیم، آری

خونِ مظلوم اثر کند ما را

 

گر چه این قلب رهبرم خون شد

همتِ انتقام افزون شد

بلکه با خون حاج قاسم ها

فتنه های دگر دگرگون شد

 

ای بنازم به استقامتشان

میدمد لاله ها ز قامتشان

بخدا بر مشام جان آید

عطر پیروزی از قیامتشان

 

رهبر و مقتدایمان فرمود

نبرَد خصم زین جنایت سود

عزمها را کنید اینک جزم

که زمان فرج بیاید زود

 

رفت با خونِ مالکِ اشتر

اقتدارِ نظام، بالاتر

به ولایت قسم، اَلا قاسم

بی تو تنها نمانَد این رهبر

 

یارِ سردار کو به کو مهدی

کیست "مَن یَنتَظِر" ابو مهدی

به یقین لحظه ی شهادتشان

با تو گشتند روبرو مهدی!

 

حاج قاسم که کربلایی شد

آسمان نیز نینوایی شد

شهدا را گرفت در آغوش

که بسر دوره ی جدایی شد

 

ای علمدارِ جبهه ی اسلام

ای به وقتِ نیازها، اقدام

نزدِ زهرا به فاطمیه شدی

با علمدارِ کربلا اکرام

 

آنکه فرمانِ شامِ هجرت داد

نیمه ی شب، طلوعِ فجرت داد

ای امیرِ مدافعانِ حرم

موسم زینبیه اَجرت داد

 

ایکه معشوق، هم کلامت باد

جانِ ما نذر انتقامت باد

سرِ سردار و زانوی ارباب

سرِ آقایمان سلامت باد

 

ای دلت غرقِ حضرتِ معبود

عهدِ ما انتقام سیلی بود

رفتی اما به رجعتت برگرد

باز همراهِ مهدیِ موعود

 

 




موضوع: شهید حاج قاسم سلیمانی، 
 

تاریخ درج شعر : شنبه 1398/10/21 | 03:23 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

به مناسبت شهادت مالک اشتر انقلاب حاج قاسم سلیمانی


بال ِ پرسوختگان تاول خود را برداشت

روضه‌خوان گریه کنان مقتل خود را برداشت

 

شهر می‌رفت که در ظلمت خود غرق شود

کشتی راه خدا مشعل خود را برداشت

 

خوش به حال لب شمشیر شهادت طلبی

که در این آمد و شد، صیقل خود را برداشت

 

کربلا قصه‌ی امروز من و توست رفیق

کربلا ماضی و مستقبل خود را برداشت

 

نوعروسی است شهادت که شب حجله فقط

یک نظر چارقد مخمل خود را برداشت

 

حاج قاسم به رفیقان شهیدش پیوست

گام دوم، قدم اول خود را برداشت

 




موضوع: شهید حاج قاسم سلیمانی، 
 

تاریخ درج شعر : شنبه 1398/10/21 | 03:22 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

به مناسبت شهادت مالک اشتر انقلاب حاج قاسم سلیمانی


باز هم موج های طوفان زاد

غیرت خلق را تکان دادند

تا به دریای معرفت برسیم

شهدا راه را نشان دادند

 

تسلیت واژه قشنگی نیست

گرچه او قهرمان ملت بود

او که چون مرغِ در قفس، عمری

در به در در پی شهادت بود

 

یا علی گفت و دل به دریا زد

چون شهادت کلید پرواز است

حاج قاسم دوباره ثابت کرد

درِ این باغ همچنان باز است

 

مرحبا ای شهید زنده ی عشق

پیش ارباب، روسپید شدی

تلخ بود این خبر، جدید نبود

سالها پیش تو شهید شدی!

 

موعد انتقام نزدیک است

تند بادیم و غیرتی شده ایم

دشمن از ما به وحشت افتاده

همگی  بمب ساعتی شده ایم

 




موضوع: شهید حاج قاسم سلیمانی، 
 

تاریخ درج شعر : شنبه 1398/10/21 | 03:22 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

به مناسبت شهادت مالک اشتر انقلاب حاج قاسم سلیمانی


پشت مرزهای آسمان خبر رسید

جبرئیل محضر پیامبر رسید

 

شاهدان زنده دیده‌اند و خوانده‌اند

آیه‌های انشقاق و والقمر رسید

 

بدر بود و شعر بود و رنگ بود و اشک

تیر پرشکسته‌ای به شاهپر رسید

 

خوانده‌اند کوچه‌ها که تو سپر شدی

آتشی مهیب را که پشت در رسید

 

ارث زخم، ارث زندگی بدون مرگ

آخر از پدر به سینۀ پسر رسید

 

ناله‌های ربنایی‌ات مگر گرفت

یا جواب کربلایی‌ات مگر رسید

 

ماندنی تویی و رفتنی‌ست خصم تو

رنگ توست جمعه‌های سرخ سررسید

 

هر که بیشتر شناخت، بیشتر شتافت

هرکه بیشتر شتافت، بیشتر رسید

 

دی گذشت و در بهار سبز بودنت

از نگاه تو شکوفه‌های تر رسید

 

انتظار تو! نه حاج قاسم عزیز!

انتظار آسمانیان به سر رسید

 

کار ناتمام تو تمام می‌شود

هاتفی سکوت می‌کند... سحر رسید...

 




موضوع: شهید حاج قاسم سلیمانی، 
 

تاریخ درج شعر : شنبه 1398/10/21 | 03:21 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

به مناسبت شهادت مالک اشتر انقلاب حاج قاسم سلیمانی


...قلم بلند شد و سینه را سپر کرد و

تمام دفتر شعر مرا خبر کرد و

 

نوشت گریه ی ما آخرش حماسه بوَد

که اشک، ترجمه ی بهتر حماسه بوَد

 

هنوز خیمه ی ارباب مرد می طلبد

حسین دوران مرد نبرد می طلبد

 

شهید، سوره ی حمد است کوثر عشق است

شهید، اول عشق است آخر عشق است

 

قسم به قاری بر نیزه و به آیاتش

قسم به مهدی زهرا و یا لثاراتش

 

که تا همیشه در این لشکریم آماده

اسیر عشق حسینیم یعنی آزاده...

 

 




موضوع: شهید حاج قاسم سلیمانی، 
 

تاریخ درج شعر : شنبه 1398/10/21 | 03:21 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

به مناسبت شهادت مالک اشتر انقلاب حاج قاسم سلیمانی


باز، از معرکه سربندِ شهید آوردند

سرمان بندِ عزا بود، امید آوردند

 

باد، از کرب‌وبلا تربتِ اعلا آورد

قبله همراهِ خودش قبله‌نما را آورد

 

سر به راهش بسپارید، که سردار آمد

بین آغوشِ علمدار، علمدار آمد

 

تا حرم فاصله‌ای نیست، مجاور شده‌ایم

شده تابوت، ضریح و همه زائر شده‌ایم

 

چشم‌مان خیره به انگشتِ امامِ روضه‌ست

عکسِ انگشترِ سردار، تمام روضه‌ست

 

این چه عطری‌ست، که پیچیده میان کفن است ؟

عطرِ تربت به مشام آمده؛ بوی وطن است

 

گرچه تابوتِ علمدار، کمر می‌شکند

دستِ بر سر زده‌ی ماست، که سر می‌شکند

 

داغداریم، ولی مردِ نبردیم، هنوز

کشته دادیم؛ ولی جنگ نکردیم هنوز !

 

رجزِ آخرمان؛ اولِ بسم‌الله است

به معاویّه بگویید، علی در راه است

 

حرف، کافی‌ست، که گوشِ شنوا در ما نیست

به معاویّه بگویید، علی تنها نیست

 

گوش‌مان پر شده؛ از حرف، نترسان ما را

بهمنیم؛ اینقدَر از برف، نترسان ما را

 

صخره‌ایم؛ از غضبِ سنگ، نترسان ما را

مردِ جنگیم؛ پس از جنگ، نترسان ما را

 

لشکرِ ابرهه !؛ از خشمِ ابابیل بترس

آی، فرعونِ زمان !؛ از نفسِ نیل بترس

 

بشنوید از طرفِ لشکرِ ایرانی‌ها

انتقام است، فقط حرفِ سلیمانی‌ها

 




موضوع: شهید حاج قاسم سلیمانی، 
 

تاریخ درج شعر : شنبه 1398/10/21 | 03:19 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

به مناسبت شهادت مالک اشتر انقلاب حاج قاسم سلیمانی


ای كه شیطان و ابن شیطانی

نام ما را مبر به آسانى

 

اهل سر دادنیم ما، هستیم

لشكر سید خراسانى

 

ملتى از بسیجیان هستیم

مالک اشتران ایرانى

 

عاشقان، لشكر امام زمان

و سفیهان جنود سفیانى

 

قطعه قطعه شویم و خوش باشیم

رسم ما را مگر نمیدانی

 

مرگِ بستر  برای ما ننگ است

بگذریم از جهان به آسانى

 

ما یكی نه، هزارها هستیم

كلنا قاسم سلیمانى

 




موضوع: شهید حاج قاسم سلیمانی، 
 

تاریخ درج شعر : شنبه 1398/10/21 | 03:18 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

به مناسبت اولین گام  انتقام سخت شهادت حاج قاسم سلیمانی و همرزمانش


دید استکبار دیشب قدرت سِجّیل را

سرنگون کرده سپاه ما سپاه فیل را

 

خواب و رویای سپاه کفر را بر هم زدیم

بیخ گوش دشمنان یک سیلی محکم زدیم

 

گوشه‌ای از قدرت بی حّد ما شد جلوه گر

یادِ تهرانی‌ مقدم زنده شد بارِ دگر

 

"ما رَمَیتَ اِذ رَمَیتَ" این همان خشم خداست

ملت ما اهل سازش نیست اهل کربلاست

 

وای اگر دشمن بخواهد باز هم جولان دهد

بی گمان این بار جور دیگری تاوان دهد

 

رهبرم لب تر کند راهی میدان می شوم

در دل میدان شبیه تیغ بُرّان می شوم

 

لشکر اسلام باز از فتح خیبر آمده

آه...دوران "بزن در رو" دگر سر آمده

 

دید استکبار دیشب قدرت سجیل را

موشک بعدی نشان رفته ست اسرائیل را

 




موضوع: شهید حاج قاسم سلیمانی، 
 

تاریخ درج شعر : شنبه 1398/10/21 | 02:24 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت معصومه(س)-شهادت


بار دیگر دل به ماتم مبتلا ست

دل عزادار غم اخت الرضاست

 

رحلت یک بانوی مظلومه است

عمه سادات و هم معصومه است

 

ازمدینه سوی ایران شد روان

بهر دیدار امام انس وجان

 

شوق دیدار برادر در دلش

بین ره بیمار و قم شد منزلش

 

 چون به قم آمد صفا اکمال شد

وه چه زیبا از وی استقبال شد

 

شهرقم از مقدمش پر نور شد

عرصه ی دلها سراسر شور شد

 

آمدی و خاک ایران جان گرفت

عطر وبوی جنت و رضوان گرفت

 

جلوه ی نوری و ما در سایه ات

کوثری وما همه همسایه ات

 

گرچه از هجران قد سروت خمید

دیدگانت جسم بی سر را ندید

 

بنت موسی قبله ی اهل ولا

دل بسوزد برشهید کربلا

 

خواهری درخیمه ها مضطر شده

نخل امیدش دگر بی سر شده

 

سوی مقتل رفت خواهر باشتاب

کرد با یک پیکر بی سر خطاب

 

ای به خون خفته حسین من توئی

یابن زهرا نور عین من توئی

 

خیمه ها سوزان وطفلان بیقرار

خواهری تنها و غمها بیشمار

 

درگهت یا فاطمه دارالشفاست

دل  گهی مهمان قم ، گه کربلاست

 

سائلانت را نسازی نا امید

خاک پای زائرت هستم (سعید )




موضوع: شهادت حضرت معصومه(س)، 
 

تاریخ درج شعر : جمعه 1398/09/15 | 12:09 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت معصومه(س)-مدح و شهادت


تو کیستی؟ آئینه ی دنیای دیگر

معصومه ای,  جامانده در معنای دیگر

بی خود "کریمه" نام زیبایت نگفتند

معنا شدی انگار در دریای دیگر

عشق امام هشتمین با تو عجیب است

خواندند تو را هم زینب کبرای دیگر

دنبال قبر حضرت صدیقه بودم..

دیدم تو هستی حضرت زهرای دیگر

ای بانوی عظما.. اغیثینی کریمه

آئینه ی زهرا.. اغیثینی کریمه

 

تو بین نسوان ولایی، بی قرینی

ای دختر موسی ابن حعفر بهترینی

این ملک ما دارد شرف با مرقد تو

راحت بگویم عزت ایران زمینی

یک جذبه ای دارد زیارت در حریمت

از بسکه بانوی نجابت..دلنشینی

دنیا اگر فرضأ شود انگشتر عشق

مابین این خاتم تو تنها یک نگینی

اخت الرضا،جان رضایت یک نگاهی

بر حال و روز این گدایت یک نگاهی

 

دستم به دامانت برایم یک دعا کن

حاجات قلبم را خودت امشب روا کن

در گیر و دار زندگی گم کرده راهم

لطفی کن ای بانو گدایت را صدا کن

با این سیه رویی تفضل کن.. رضا را

از این گنه کار زمین خورده رضا کن

ای دختر موسی ابن جعفر حاجتم ده

با طرفة العینی دلم را کربلا کن

من کربلایی می شوم در روضه هایت

عالم فدای هق هقی از گریه هایت

 

در گوشه ای تنهای تنها جان سپردی

باحجم سنگینی ز غمها جان سپردی

در بین سینه نامه ای را می فشردی

خیلی غریبانه در اینجا جان سپردی

حرمت به تو کردند بی بی.. مردم قم

با این وجود از داغ آقا جان سپردی

با گریه های تو همه آتش گرفتند

با یا رضای تو همه آتش گرفتند

 

بی بی فدای عمه ات که در محن مرد

در گوشه ای افتاد و دور از وطن مرد

می گفت زیر لب حسین جان خسته هستم

با یاد گودال بلاها لطمه زن مرد

مابین دستانش در آن آخر نفس ها

با ناله های یا حسین با پیرهن مرد

ای وای از پیراهنی که پاره پاره ست

از روضه ی زینب دل ما پر شراره ست




موضوع: شهادت حضرت معصومه(س)، 
 

تاریخ درج شعر : جمعه 1398/09/15 | 12:02 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت معصومه(س)-شهادت


ای نور چشمان ترِ موسی بن جعفر

هرگز ندیدی غارت خلخال و معجر

 

تو خواهر سلطانی و بس با كرامت

هرجا گذر كردی ادا شد احترامت

 

زینب مگر كه خواهر سلطان نبوده

پس از چه رو حقش ادا اینسان نبوده

 

اینجا كه مثل كوفه و شام بلا نیست

در شهر قم ویرانه و طشت طلا نیست

 

اینجا كسی بحث كنیزی را ندارد

اینجا نگاهی قصد هیزی را ندارد

 

اینجا شما را عالمانش هم غلامند

از هر طرف بر تو درود و هم سلامند

 

اینجا كسی دستش ندارد تازیانه

غارت نگردد زیور آلات زنانه

 

اینجا ندای غیرت دینی بلند است

كِی پاسخِ ریش خضابی ، ریش خند است

 

تو نهرِ حلق و ذبحِ حنجر را ندیدی

دستِ عدو ، موی برادر را ندیدی

 

تو پیكر با خاك یكسان دیدی آیا؟

جای سُم مركب فراوان دیدی آیا؟

 

آیا دهانی پر سنان و تیر دیدی

یا كه امامی در غل و زنجیر دیدی

 

آری ندیدی هر دم از بالای محمل

هجده سرِ بر نیزه را منزل به منزل

 

تنها نصیب عمه شد درد اسیری

اما پیامی داد با صبر و دلیری

 

تا پای جان باید ولایت را صَلا داد

در هر زمان باید ندای كربلا داد




موضوع: شهادت حضرت معصومه(س)، 
 

تاریخ درج شعر : جمعه 1398/09/15 | 11:57 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام حسن عسکری(ع)-مدح و ولادت


وقتی رسد ز میکده بار طعام ما

کم مانده عطر باده بگیرد کلام ما

عکس تو در پیاله ی ما نقش بسته است

ساقی نگیر خرده به شُرب مدام ما

از دست تو رسید شراب طهورمان

باقی ست جای دست تو بر روی جام ما

جز تو کسی به حاجت ما اعتنا نکرد

جز تو کسی نداد جواب سلام ما

مست توییم در همه ی طول زندگی

هستی تو حسن مطلع و حسن ختام ما

 پیداست رد پای تو حتی میان شعر

نامت چه خوش نشسته در ابیات خام ما

سامان دهد مگر قلم خواجه باز هم

بر شعر نوسروده، ولی ناتمام ما

"هرگز نمیرد آن که دلش زنده شد به عشق

ثبت است بر جریده ی عالم دوام ما"

این شعرها به اذن خدا حرف می زنند

آری هنوز قافیه ها حرف می زنند

 

سرداب سامرای تو بیت الحرام ما

هر بوسه بر ضریح تو شد استلام ما

ما نذر کرده ایم که قربانی ات شویم

آقا بگو که سر ببرند از کدام ما ؟

یک شب اگر بدون ولایت سحر کنیم

شیری که خورده ایم ز مادر، حرام ما

مهرت به غیر شیعه نصیب کسی نشد

این عشق را سند زده زهرا به نام ما

جز خانه ی کریم که جایی نداشتیم 

پر شد همیشه خانه ات از ازدحام ما

از برکت نگاه تو ما رزق می خوریم

ذکر حسن حسن نمک هر طعام ما

در خاک کوی تو اثر از کامیابی است

از تربتت به کام و، دو عالم به کام ما

بد دردی است هجر حرم؛ مرهمی بده

در دست توست نسخه ای از التیام ما

وقت طواف مرقد شش گوشه ات رسد

یکباره عطر کرببلا بر مشام ما

اقبال مان بلند، که هستیم خادمت

حسرت برند حور و ملک بر مقام ما

از حرمت تو روز جزا حفظ می شود

در پیش دیدگان همه احترام ما

از حب قیمتیِ تو قیمت گرفته ایم

با نوکری تو همه عزت گرفته ایم

 

ای حجت ملائکه مولای جبرییل

آیینه ی نمونه و مولود بی بدیل

گهواره احتیاج نداری چرا که هست

هر لحظه بالش سر تو بال جبرییل

حاجت به دست آمده از شوق بسته اند

حور و فرشته بر پر قنداقه ات دخیل

دلبسته ی نگاهت اهالی آسمان

بر خلقت زمین و زمان بوده ای دلیل

کوثرنشانی و همه ی عمر تشنه ی

یک بوسه بر قدوم تو لب های سلسبیل

لبخند عاشقانه ی دنیا! نهفته است

صدها رمان تازه در آن خنده ی طویل

جز تو کسی که لایق نام حسن نبود

چشمت جمیل، خال جمیل، ابرویت جمیل

پیغمبران به دیدن تو صف کشیده اند

یحیی و هود، یوسف و نوح، آدم و خلیل

در قدمت نجابت تو شک نمی کنیم

هستی شبیه مادر خود فاطمه، اصیل

تنها نصیب توست که قائم بپروری

دیگر پدر سراغ نداریم از این قبیل

عیدی بیا به این همه دل های غمزده

آقای خوب من! خبر از مهدی ات بده

 

غمبار میشود دلم از گفتن یمن

کی می رسد به گوش فلک شیون یمن

صدها هزار اویس به دندان گرفته اند

با جان و دل هر آینه از دامن یمن

زجر و سنان و شمر و شبث صف کشیده اند

زخم است می زنند فقط بر تن یمن

سرنیزه ی نشسته بر آن ها گرسنگی ست

هر نان سفره مان بشود جوشن یمن

در روضه گریه هم نکنند آن قبیله که

لبخند می زنند به جان کندن یمن

شیطان شود نژادپرست از خیال خام

می کوبد آب تفرقه در هاون یمن

باشد مدال صبر و فداکاری و وفا

از ساعت مخاطره بر گردن یمن

یک روز شام کینه و ظلمت سحر شود

پس دیدنی ست عاقبت روشن یمن

با این همه مقاتله چیزی نمانده است

تا صبحِ فتحِ بیست و دوِ بهمن یمن

آتش زنند ریشه ی آل سعود را

شام جهاد، لشگر شیرافکن یمن

با حوصله دهان بن عبدالعزیز را

می دوزد آشکار نخ و سوزن یمن

پر میشود زمین و زمان ساعت ظهور

از خنده ها و هلهله و بشکن یمن

پشتش به خاک می خورد آن روز بی گمان

با دست انتقام خدا، دشمن یمن

آن روز منتهی بشود سمت کربلا

تنها مسیر تازه ی راه آهن یمن

بیت الحسین در دل صنعا بنا کنیم

یک روضه با عقیق یمانی به پا کنیم 




موضوع: ولادت امام عسکری(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : چهارشنبه 1398/09/13 | 12:53 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام حسن عسکری(ع)-مدح و ولادت


نذر گل روی تو باید شهر را آذین کنم

اسباب شور و شادی عشاق را تامین کنم

وقتی که یاری میرسد عطر بهاری میرسد

شبهای دی را با دمت شبهای فروردین کنم

جانم حسن جانم حسن جانم حسن جانم حسن

کام تمام شهر را با نام تو شیرین کنم

در زیر طاق گنبدت هفت اسمان گم میشود

در پلکان بارگاهت ناز بر پروین کنم

بین بهشت و سامرایت سامرایت مال من

اصلا نیازی نیست که عمری سبک سنگین کنم

تو هر چه باشد شاهی و من هر چه باشد نوکرم

این را همیشه روز و شب باید به خود تلقین کنم

اعجاز ابیات کمیت باشد به لطف اهل بیت

تنها کسی که شاعر کوی تو شد تحسین کنم

حرف دلم را پیش از اینها خواجه ی شیراز گفت

پس از لسان الغیب بیت دیگری تضمین کنم

"عمریست تا من در طلب هر روز گامی می‌زنم

دست شفاعت هر زمان در نیک نامی می‌زنم"

 

ای وارث ختمی مآب ای یادگار بوتراب

خورشید عالم تاب من بر عالم خاکی بتاب

شان رفیعت را بنازم ای عزیز فاطمه

وقتی برای تو امام عصر میگیرد رکاب

درک کمالت حضرت نوح نبی را کرده پیر

شان ات عزیز مصریان را از خجالت کرده آب

گنجینه ی اسرار را در سینه داری از ازل

با تو نمیخواهد بگردد شیعه دنبال جواب

هم اسقفان هم راهبان تسلیم اعجازت شدند

نه اهل معرفت که محتاج تواند  اهل کتاب

دلتنگ دیدار تو باشد حق تعالی زین سبب

تصویری از روی تو را در عرش اعلا کرده قاب

در لقمه های سفره ات گویا جلالت ریخته

از برکت لطف تو سائل میشود عالیجناب

حاجات اصحاب و موالی را نگفته میدهی

محظوظ ابوهاشم شد از ان التفات بی حساب

چشمان تو خلق بهشتی مثل سامرا کند

احسانت از اهل جهنم  نیز بردارد عذاب

از هر در صحنت دری سوی خدا وا میشود

پایین پا پیدا شود راهی برای فتح باب

جرم است اگر سجده به پایت حجت حق در زمین

جز سجده بر پای تو من جرمی نکردم ارتکاب

از واژه های خسته کاری بر نمی اید دگر

شرمنده ام در شان تو هرگز ندارم شعر ناب

ناقابلی را چشمه ی مهر تو قابل میکند

اخر مرا هم لطف بسیار تو دعبل میکند

 

با دست تو وا میشود باب العطای دیگری

دارد به تو رو میزند امشب گدای دیگری

بی حد و اندازه کریمی چون کریم اهل بیت

در رحمت و جود و سخاوت مجتبای دیگری

هر انچه میخواهی بگیر از من گدایی را نگیر

من که ندارم جز در این خانه جای دیگری

تو شمع و من پروانه ام با غیر تو بیگانه ام

رنگی ندارد پیش من اصلا حنای دیگری

مسکین تو در میزند مرغ دلم پر میزند

روزی من کن از کرامت سامرای دیگری

عطر خوش سیب از سوی شش گوشه ی تو میوزد

داری به زیر گنبد خود کربلای دیگری

فرش حریمت بالشم انجا پر از ارامشم

از غیر دست تو نمیگیرم دوای دیگری

در جای جای بارگاهت رد پای مهدی است

سرداب سامرای تو دارد صفای دیگری

بحرالفضائل هستی و من هرچه میگویم کم است

مدح تو را میخوانم اما در فضای دیگری

ذریه ی سلطان طوس آیینه ی شمس الشموس!

دارد به دامن مادرت گویا رضای دیگری

شیر درنده رام تو فتح الفتوح اقدام تو

تو حیدر کراری اما از نمای دیگری

مانند ذکر یاعلی نامت گره وا میکند

ایوانت اقا کار ایوان نجف را میکند

 

در فطرت ما ریشه دارد مهر پنهانی ما

اسباب خدمت میشود افکار عرفانی ما

از لن تنالو البر حتی تنفقوا دریافتیم

باید که الگومان شود احکام قرانی ما

در قحطی انسان و انسان دوستی ای کاش که

چون ریزعلی باشیم و باشد فصل دهقانی ما

دل روی دل باید نهاد و شهر را اباد کرد

ویرانی هم میهنان ماست ویرانی ما

دفتر به پایان آمده اما حکایت باقی است

مضمون سرازیر است در ابیات پایانی ما

از پا در اورده ست داعش را نه تنها تیر و تیغ

او را زمین زد عاقبت نیروی ایمانی ما

ریز و درشت دشمن شیعه به خاک افتاده از

سیلی سنگین برادرهای افغانی ما

جایی برای عرض اندام سنان و شمر نیست

وقتی قیامت میکند کیسان ایرانی ما

بی شک شکار بعدی اش باشد فقط ال سعود

فتح مدینه میکند قاسم سلیمانی ما

خاکسترش بر باد داد بر دشمنانش یاد داد

شوخی ندارد باکسی گردان طوفانی ما

او خار چشم دشمن است فرمانده ای فیل افکن است

پایان گرفت از همتش شبهای بحرانی ما

چشمش به فرمان ولی دلواپس سید علی

چشم امید حضرت یار خراسانی ما

جای شهیدان دفاع از زینبیه خالی است

در سور و سات شادی و جشن و گل افشانی ما

حال دل پیروز را سرمستی امروز را

قبلا به زیبایی روایت کرده خاقانی ما

"عید است و پیش از صبح‌دم مژده به خمار آمده

بر چرخ دوش از جام جم یک نیمه دیدار آمده"




موضوع: ولادت امام عسکری(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : چهارشنبه 1398/09/13 | 12:48 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام حسن عسکری(ع)-مدح و ولادت


امشب که کار و بار گدایان گرفته است

بوی بهشت عالم امکان گرفته است

حاجات ما روا شده باران گرفته است

عالم تمام ، ذکر حسن جان گرفته است

شکر خدا که روزی من لطف مادری است

امشب حسن حسن حسنم جور دیگری است

 

شادند عرش و فرش به شادی اهل بیت

غوغای دیگری است به وادی اهل بیت

روح الامین شده است منادی اهل بیت

واکرد چشم ، نایب هادی اهل بیت

امشب چه عاشقانه عطا می کند خدا

حاجات را نگفته روا می کند خدا

 

هم نور چشم مادر عالم تویی حسن

هم جانشین حیدر عالم تویی حسن

پشت و پناه و سرور عالم تویی حسن

ابن الرضای آخر عالم تویی حسن

جان و دل نقی و جواد و رضا تویی

چشم و چراغ و آبروی سامرا تویی

 

نازد به خود خدا که تویی از مظاهرش

کعبه گرفته غم که نبودی تو زائرش

قرآن نموده فخر که هستی مفسرش

ایران بها گرفت ، تو گشتی مسافرش*

بالا نوشته اند عَلَم عزت تو را

هر جا رسیده پات شده سُرِّ مَن رَأیٰ

 

یوسف تو و زمین و سماوات مشتری

از هرچه گفته اند و نوشتند بهتری

دارد امامتت به جهان لطف دیگری

کار تو هست مهدی موعود پروری

ایل و تبار من به فدای مقام تو

منجی عالم است مرید مرام تو

 

آقا اجازه ! خاک درت می شویم ما ؟

پروانه های دور سرت می شویم ما ؟

مشمول ندبه سحرت می شویم ما ؟

یعنی فدایی پسرت می شویم ما ؟

قربان یک نگاه تو جان و جوانی ام

من را بغل بگیر که صاحب زمانی ام

 

مات از هنر نمایی تو مانده این زمین

بعد از هزار سال تویی محشر آفرین

لب تر کن ای امیر ، بیایند مومنین

پای پیاده ، کرببلا  ، روز اربعین

آنانکه زیر سایه تو با خدا شدند

دیوانه مسیر نجف ، کربلا شدند

 

 

* طی الارض امام حسن عسکری علیه السلام به گرگان:

در سال ۲۵۵ هجری قمری یكی از اهالی گرگان به نام جعفر بن شریف جرجانی عازم مكه شده و در بین راه به سامرا می ‌رود تا وجوهات شرعی مردم منطقه را به امام عسگری (ع) تحویل دهد، امام خطاب به او می فرماید كه به شهرت برگرد، ۱۹۰ روز بعد مصادف با صبح روز جمعه سوم ربیع‌ الثانی به موطن خود می ‌رسی، به مردم اعلام كن من غروب همان روز نزد مردم آن منطقه خواهم آمد و این امر محقق می‌ شود

حضرت پس از حضور در گرگان می فرمایند:

من به جعفر بن شریف وعده داده بودم که آخر همین روز به اینجا بیایم. نماز ظهر و عصر را در سامرّا خواندم و به سوی شما آمدم تا تجدید عهد نمایم. و اکنون در میان شما هستم تا پرسش ها و حاجت های خود را مطرح سازید.

منبع: بحارالانوار


 

تاریخ درج شعر : چهارشنبه 1398/09/13 | 12:35 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت رسول(ص)-مدح


از کتاب وصف تو یک حرف هر کس خوانده باشد

از سر حیرت دهانش چون حرا وا مانده باشد

 

هر کسی از سجده بر نورت تمرد کرد، رد شد

عدل حق است این که شیطان را ز عرشش رانده باشد

 

هر سری در ارتش علم تو باید پا بکوبد

خواه او سرباز باشد خواه او فرمانده باشد

 

جز برای مرتضی افلاک در خاطر ندارد

حکم تو خورشید را از راه، برگردانده باشد

 

بیت تو صُنع خداوند است پس جا دارد آقا

اینکه عزرائیل پشت در معطل مانده باشد

 

آتشی بر پا کنی قبل از قیامت تا که در آن

نامه‌ی اعمال ما را دخترت سوزانده باشد




موضوع: مدح و مناجات با رسول اكرم (ص)، 
 

تاریخ درج شعر : چهارشنبه 1398/08/22 | 02:57 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

پیامبر اکرم(ص) و امام صادق(ع)-ولادت


اوج پروازم آستانه ی توست

مقصد بالم آشیانه ی توست

 

سبک زیبای زندگانی من

به لبم بازهم ترانه ی توست

 

آمدی و محبّت آوردی

مهربانی فقط نشانه ی توست

 

ای وَرای تصور دنیا

از زمین تا خدا کرانه ی توست

 

 آمدی طبع شاعرم گل کرد

غزلی را که عاشقانه ی توست

 

آرزوی همه پیمبرهاست

شال سبزی که روی شانه ی توست

 

معجزات رسیدنت گویاست

که بگویی زمان زمانه ی توست

 

روشنی بخش ظلمت دنیا

نخل اسلام از جوانه ی توست

 

 

با تو نام زبانزدی داریم

دین ناب محمدی داریم

 

 

ای رسول خدا امین خدا

رحمت الله مسلمین خدا

 

ای نثارت درود جبرائیل

ای به معراج همنشین خدا

 

ای رسیده به گوش تو در عرش

صوت زیبا و دلنشین خدا

 

ای اصولت کرامت و خوبی

ای مرامت دوام دین خدا

 

مثل ماه شب چهارده بود

دست تو بین آستین خدا

 

لحظه ی خلقتت یقین دارم

به تو بوده است آفرین خدا

 

مکه از مقدمت تبرّک شد

باتو شد مکه سرزمین خدا

 

معدن خیر و رحمت و برکات

به قدوم مبارکت  "صلوات"




موضوع: ولادت رسول اكرم(ص)،  ولادت امام صادق(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : چهارشنبه 1398/08/22 | 02:55 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

پیامبر اکرم(ص) و امام صادق(ع)-ولادت


ای مدح تو در سوره و آیات مکرر

وی وصف تو در جمع روایات مکرر

 

قرآن همه در مدح تو گویی شده نازل

جبریل به تشریح سَجایات مکرر

 

فرموده خدا بر تو مباهات فراوان

کرده است خدا غرق عطایات مکرر

 

هر معجزه ات لطف و عطای دگری شد

اَبناء بشر دید هدایات مکرر

 

عالم همه در سایۀ لطفت متنعّم

کز رحمت تو آمده آیات مکرر

 

با اینکه سِزَد سایۀ تو بر همه آفاق

شد اُمّت تو غرق عنایات مکرر

 

آن طایفه که حقِ تو نشناخت ،، پس از تو

شد سلطنتش غرق جنایات مکرر

 

خناس ندارند اَمان از غضب تو

ثبت است از این دست حکایات مکرر

 

از بدر و اُحد آمده تا خیبر و خندق

وصف تو و حیدر به کنایات مکرر

 

دور و بر تو حیدر کرار همه عمر

می ساخت علی دفعِ بلایات مکرر

 

باید چو علی جان به تو تسلیم نمائیم

هنگام خطرها و رازیات مکرر

 

هر باده ز دستان تو صد جام طهور است

ذکر صلوات آیۀ ایّام سُرور است

 

آری سخن از خلق نکوی تو چه زیباست

زیباتر از آن طاعت کوی تو چه زیباست

 

حیف است سخن از رخ زیبات نگوئیم

امّا طلب سیره و خوی تو چه زیباست

 

از یوسفِ یعقوب ، تو هستی نمکین تر

در مَسلَخِ جان دیدن روی تو چه زیباست

 

در آینۀ روی علی روی تو پیدا

سیمای تو در جلوۀ هوی تو زیباست

 

از هیبت تو ارث بَرَد ام ابیها

با فاطمه اسرار مگوی تو چه زیباست

 

ارثِ تو پس از فاطمه نزد حسنین است

از گلشن تو نَشئۀ بوی تو چه زیباست

 

عطر حسن و بوی حسین است بهاران

باران همه از آب وضوی چه زیباست

 

بر لعل لبت ، مُهر صفت ، بوسه نوشتند

گفتی به حسین ، خطّ گلوی تو چه زیباست

 

انگشت تو سرشارتر از سینۀ مادر

مَستیِ گوارای سَبوی تو چه زیباست

 

می خواند خداوند ترا ، اشرف مخلوق

می گفت ملک پیچشِ موی تو چه زیباست

 

ما را به صف حشر جدا کن ز حریفان

رسوایی آنروزِ عدوی تو چه زیباست

 

هر باده ز دستان تو صد جام طهور است

ذکر صلوات آیۀ ایّام سُرور است

 

توفیق اگر گوشۀ چشمت برساند

ما را به سراپردۀ عصمت برساند

 

حُبَّت اگر از سینه به اخلاص بجوشد

شک نیست به والاییِ نیّت برساند

 

بیهوده ز مِهر و غم تو دم نتوان زد

دل را غمِ دلدار به طاعت برساند

 

جَشنی که برای تو همه سال بگیریم

بایست که ما را به حقیقت برساند

 

مومن به جز احکام ، که مومن شدنی نیست

پس راه شریعت به طریقت برساند

 

این ذِلّتِ عصیان نگذارد بخود آییم

لطف تو مگر باز به عزّت برساند

 

آندم به تَوَلّای تو داریم صداقت

کز دشمن دینت به برائت برساند

 

با ظلم کنار آمدن و جَهد نکردن

هیهات ، که ما را به سعادت برساند

 

بیداری اسلام اگر اوج گرفته

ما را نفس توست به شوکت برساند

 

از منحرفان دور شدن کارِ دلِ ماست

ایکاش کسی  حرف به دولت برساند

 

خشنودیِ یک عمر ، که دانست چه روزیست؟

آن روز که ما را به شهادت برساند

 

هر باده ز دستان تو صد جام طهور است

ذکر صلوات آیۀ ایّام سُرور است




موضوع: ولادت رسول اكرم(ص)،  ولادت امام صادق(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : چهارشنبه 1398/08/22 | 02:54 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

پیامبر اکرم(ص)-مدح


باران ز دل ابر منظم که می افتد
تسبیح الهی ست دمادم که می افتد

یک قطره علی گوید و یک قطره محمد
باران به تن باغچه نم نم که می افتد

چون برگ درختی ست به پاییز دل من
در زیر قدم های تو کم کم که می افتد

دررتبه نشد چون عرق گریه کنانت
از دیده ی گل قطره ی شبنم که می افتد

خشنودی حق است به صوت صلواتت
وقتی که جلی باشد و درهم که می افتد

وقتی که تو گفتی همه جا،ذکر علی را؛
می گوید و پا می شود آدم که می افتد

تنظیم شود با صلواتی و به ذکرت؛
بالا برود یکسره قندم که می افتد




موضوع: مدح و مناجات با رسول اكرم (ص)، 
 

تاریخ درج شعر : چهارشنبه 1398/08/22 | 02:52 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

پیامبر اکرم(ص)-مدح و ولادت


ازاین مولود فرُّخ پی هزارو چارصد سال است

زمین دور خودش می گردد و بدجور خوشحال است

 

فقط این جمله در تایید میلاد نبی کافی ست

که شیطان از نزولش تا همیشه ناخوش احوال است

 

زمین و آسمان مکه طوری نوربارانند

که دیدار دوتاشان هم تماشا هست هم فال است

 

پریشان کرده ایران رابه وقت آمدن این طفل

که خاموشی و خشکیدن دراین اجلال،اقبال است

 

محمد یا امین یا مصطفی یا احمد و محمود

من اَر گنگم جهان هم در بیان او کرولال است

 

به پایش ریختند از نورها آن قدر از بالا

که سینه ریز خورشید این وسط ناچیز ْمثقال است

 

نگهبان دارد اسمش ازپس و ازپیش حتی او

برایش حضرت از پیش است و صَلّوا هم به دنبال است

 

جهان را می زند برهم چنین اسمی که پایانش

به علم جَفْر، دست میم روی شانه ی دال است

 

به رخ در جاذبه لب دارد و در دافعه لَن را

که پایین لبش نقطه ست و بالای لبش خال است

 

اگرچه نیستم مثل قَرَن گرم اویس اما

دلم از عشق تو مثل فلسطین است اشغال است

 

اگر امروز آغاز است بر دین خدا با تو

غدیر خم ولیکن روز اتمام است و اکمال است

 

ترک برداشت ایوان مدائن پیش تو یعنی

که ایوان نجف بر مشکلات شیعه حلّال است

 

هم اکنون مستم و این شعر تا روز جزا مست است

ملاک سنجش افراد، قطعا سنجش حال است

 

به پایان آمد این ابیات اما خوب می دانم

هنوز این شعر در وصف محمد میوه ی کال است




موضوع: ولادت رسول اكرم(ص)، 
 

تاریخ درج شعر : چهارشنبه 1398/08/22 | 02:50 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت رسول(ص)-ولادت


به پایان نبوت آخرین از راه می آید

برآغاز امامت اولین از راه می آید

 

به رحمت پا به روی خاک دارد آفتابی که

به شوکت آسمان را کرده زین از راه می آید

 

جهان مانند انگشتی شد و مکه رکاب آن

برای این رکاب امشب نگین از راه می آید

 

نبودش باعث بود جهان بوده ست پس تازه

دلیل خلقت این سرزمین از راه می آید

 

نه اینکه دین بیاید تا که پیغمبر شود تکمیل

که امشب بی گمان منجی دین از راه می آید

 

صفت تاقبل ازاین آقا فقط تا حد برتر بود

برای خوب ترها هم ترین از راه می آید

 

بگو هرهفته را ازبعد امشب هفته ی رحمت

چنانکه رحمة للعالمین از راه می آید

 

شب میلاد و ذکر یاعلی دل هم نمی داند؛

محمد یا امیرالمومنین از راه می آید

 

دل خود را به دستش می سپاریم و یقین داریم

امان داریم فردا تا امین از راه می آید




موضوع: ولادت رسول اكرم(ص)، 
 

تاریخ درج شعر : چهارشنبه 1398/08/22 | 02:48 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت رسول(ص)-مدح و ولادت


به دقت گوش کن انگار چیزی بر زمین افتاد

سکوت شب شکست و در همه دنیا طنین افتاد

 

گمانم این صدای بر زمین افتادن بت هاست

یکی الله اکبر گفت و اینک در جهان غوغاست

 

خدایا کیست بتهای جهان را واژگون کرده

شکوه چیست تاج سروران را سرنگون کرده

 

خبر آمد که در ایران ترک برداشت ایوانی

سراسیمه پرید از خواب، شاهنشاه ساسانی

 

مدائن را ببین! انگشت بر لب مانده از حیرت

که این بی طاقتی در طاق کسری نیست بی علت

 

کسی خاموش کرده آتش شرکی مسلم را

کدامین نور تا این حد دگرگون کرده عالم را

 

خدا تعریف دیگر یافت این هم یک خوش آمد بود

چنین تغییر در دنیا فقط کار محمد بود

 

رسوم جاهلیت را به هم زد وقت میلادش

رسید و استجابت شد دعای خیر اجدادش

 

گرفته آسمان انبیا یک عمر نور از او

سخن گفتند در تورات انجیل و زبور از او

 

نشان دادند تنها قدری از اوج مقامش را

رسولانی که وقت معجزه بردند نامش را

 

پر از عجزیم وقتی بوده اعجازش کلام الله

چه جای مدح؟ خرما بر نخیل و دست ما کوتاه

 

رسید از چشمه آفاق جان تازه ای آورد

برای مردم دنیا جهان تازه ای آورد

 

به نام زن کرامت داد، دریا را به صحرا برد

مقام دختران را با کلام خویش بالا برد

 

نصیب او به غیر از ناسپاسی ها نشد آری

لبش یک بار هم اما به نفرین وا نشد آری

 

نبی آمد ولی افسوس قدرش را ندانستند

نه...قدرش را بجز زهرا و جز مولا، ندانستند

 

علی در یاری تنهایی احمد مصمم ماند

ولی الله اعظم با رسول الله اکرم ماند....




موضوع: ولادت رسول اكرم(ص)، 
 

تاریخ درج شعر : چهارشنبه 1398/08/22 | 02:46 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات
تعداد کل صحن ها : 526 ::      ...   3   4   5   6   7   8   9   ...  
لطفا از دیگر صحن های حسینیه نیز دیدن فرمایید
.: پایگاه تخصصی مدح و مرثیه حسینیه:.
ساخت وبلاگ در میهن بلاگ

شبکه اجتماعی فارسی کلوب | اخبار کامپیوتر، فناوری اطلاعات و سلامتی مجله علم و فن | ساخت وبلاگ صوتی صدالاگ | سوال و جواب و پاسخ | رسانه فروردین، تبلیغات اینترنتی، رپرتاژ، بنر، سئو