بسم رب الحسین(ع)

این دشـت با ارادهٔ زینـب اداره شـد

در دست جبر اوست همه اختیارها


جهت دسترسی آسان تر به اشعار مناسبت های این ایام از لینک های زیر استفاده نمایید:


                                          
   
                                  
 
                                  
                  
                                  


https://telegram.me/hosenih



https://www.instagram.com/payegahe_hoseinieh/

قابل توجه زائرین گرامی، همزمان با ثبت اشعار در پایگاه حسینیه، کانالهای اجتماعی "حسینیه"  نیز به روز خواهد شد.

لینک کانال های تلگرام ، ایتا و سروش  hosenih@  

و

لینک صفحه اینستاگرام payegahe_hoseinieh@ 


عزیزان می توانند برای پر بارتر شدن محرم خود به پایگاه های زیر نیز مراجعه نمایند:

      




موضوع: اطلاعیه و اخبار حسینیه، 
 

تاریخ درج شعر : یکشنبه 1398/06/24 | 08:00 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام حسین(ع)-شهادت


ای سخن از داغ تو مقتل شده

بین سر و تیغ معطّل شده

ای نفست رونق سنگ‌آوران

داعیه‌ی نیزه‌‌به‌جنگ‌آوران

شرحه‌ی تفصیل تو کتمان محض

پیش تو دل دست به دامان محض

از تو قفا روضه‌ی صدر آورد

ظهر دهم لیله‌ی قدر آورد

سینه‌ی سنگین تو سینای صبر

خواسته‌ی توست به دیبای جبر

مرکب زانوی تو لا حول چیست؟

واژه‌ی این مرثیه از قول کیست؟

ای عطش از غالیه‌بندان تو

گریه جنون‌واره‌ی خندان تو

ای نگهت قصّه‌ی سنگ و سبو

یک مژه از خیمه نگردانده رو

ناله‌ای از رشحه‌ی هل من مزید

سوی خیام از نفحاتت وزید

ناله‌ مگو آه مسیحاست این

معجزه را روی کن از آستین

گوش بشر هرچه مُصِر می‌شود

ناله‌ی جانسوز تو سر می‌شود

یک دو نفس شفع شو وتر آفرین

رمزگشایی کن و ستر آفرین

سوره‌ی والفجر سلامٌ علیک

هدیه‌ده زجر سلامٌ علیک

ای هبه‌بخشی که نشد مشت تو

بسته‌ی انگشتر و انگشت تو

آنقدر از خویش فنا بوده‌ای

لم یلد از حیث ثنا بوده‌ای

آنقدر آنگونه که بی‌شائبه

جود تو ناقص نشود با هبه

بیرق و پیراهن و انگشترت

چند هجا از کلمات سرت

آنچه که در کفّه‌ی میزان توست

خلعتی دلق عزیزان توست

بافته از تار وفا پود جان

بر تن این سلسله تا بوده جان

پیرهنی حلّه‌ای از عاطفه

نگسلد از قامت این طائفه

جود تو سرجوش معانی شده

آنچه ندانستم و دانی شده

ای مثل‌آباد خرابات نی

ساغر لاجرعه‌ی بالذّات می

مستی هفتاد و دو تن دست تو

دست و سر و پا و بدن مست تو

در دل گودال تپیدن بگیر

آینه‌‌ای رو به ندیدن بگیر

قابل دیدار خدا نیستیم

آینه بردار که ما کیستیم؟




موضوع: مدح و مناجات با امام حسین(ع)،  شهادت امام حسین(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : سه شنبه 1398/06/26 | 09:24 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام حسین(ع)-مناجات اول مجلس


پیش قدوم "عشق" پی بُردم حقیرم

مانند گرد و خاک های در مسیرم

کاری برای دیدن باران نکردم

آئینه ام،آئینه ای رو به کویرم

از هیچ کس غیر خودت خیری ندیدم

از هیچ کس غیر خودت..،"خیرِ کثیرم"

آنقَدر پیش خانه ی تو می نشینم

تا آخرِ سر باورت گردد فقیرم

جز تو در این دنیا ندارم هیچ کس را

روی سرم دستی بکش،طفل صغیرم

این روضه های هفتگی راه رهایی ست

هرچند در چنگال معصیت اسیرم

مانند شاگردی که درسش را بلد نیست

با چشم های اشک بارم سر به زیرم

من را بزن،تنبیه کن..،عیبی ندارد

با جان و دل تنبیه ها را می پذیرم

از من نگیری نعمت چشم ترم را

بگذار تا گریه کنم نِعمَ الاَمیرم

یک گوشه از هیئت برای گریه کافی ست

من قول خواهم داد جایی را نگیرم

**

لب تشنه بودی و تو را گودال بردند

لب تشنه بودی و...،الهی من بمیرم




موضوع: مدح و مناجات با امام حسین(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : سه شنبه 1398/06/26 | 09:20 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت زینب(س)-مصائب

 

دارد به دل صلابت کوه شکیب را

از لحظه‌ای که بوسه زده زخم سیب را

هر چند دست‌بسته... رقم زد چه با شکوه

در کربلا حماسهٔ أمن یجیب را

با کاروان نیزه چهل منزل آمده

این راه پر فراز بدون نشیب را

کوبید صبح قافله بر طبل روزگار

رسوایی اهالی شام فریب را

با خطبه‌های ناله و اشکش غروب‌ها

تفسیر کرد غربت «شیب الخضیب» را

جانش رسید بر لبش از دست خیزران

طاقت نداشت طعنهٔ تلخ رقیب را

می‌ریخت عطر سیب نفس‌های خسته‌اش

در جان باغ، وعدهٔ صبحی قریب را




موضوع: حضرت زینب كبری(س)،  اربعین حسینی، 
 

تاریخ درج شعر : سه شنبه 1398/06/26 | 09:12 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت زینب(س)-مصائب


نه تنها در وداع تو جدا شد جان من از من

که می آمد صدای ناله های پنج تن از من

از آنجایی که وابسته است جان من به جان تو

جدا کردند سر از تو جدا کردند تن از من

میان معرکه هم زخم هم جان باختن از تو

میان خیمه ها هم سوختن هم ساختن از من

دلم خوش بود با پیراهنت آن هم به غارت رفت

پس از تو رخت بر بسته است شوق زیستن از من

غریبم آنچنان در سرزمین مادری بی تو

که می پرسد نشانی های زینب را وطن از من

"ملامتگو چه دریابد میان عاشق و معشوق"

کسی نشنید جز توصیف زیبایی سخن از من

از آن بتخانه ها چیزی نماند آنجا که بر می خاست

طنین تیشهء پیغمبران بت شکن از من

منم حسن ختام باشکوه داستان تو

پس از این اسوه می سازند اساطیر کهن  از من




موضوع: حضرت زینب كبری(س)، 
 

تاریخ درج شعر : سه شنبه 1398/06/26 | 09:10 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت زینب(س)-مصائب


هستی تو ستون هر دو دنیا بالله

جاری به رگ تو خون زهرا بالله

فرقت چو شکست انبیا ضجه زدند

لا حول ولا قوة الا بالله




موضوع: حضرت زینب كبری(س)، 
 

تاریخ درج شعر : سه شنبه 1398/06/26 | 09:03 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت زینب(س)-مصائب


من زینبم که رنج فراوان کشیده ام

بسیار ستم ز گردشِ دوران کشیده ام

من زینبم که قامت همچون کمان من

باشد نشان، ز بس غم هجران کشیده ام

من زینبم که از ستم چرخ بد مَنِش

جور خزان به فصل بهاران کشیده ام

من زینبم که یکه و تنها به قتلگاه

بر سینه، جسم شاه شهیدان کشیده ام

من زینبم که از وطن خود به کربلا

رنج سفر به شهر و بیابان کشیده ام

من زینبم که خصم جفا پیشه رابه دهر

با تاج و تخت، جانب نیران کشیده ام

من زینبم که بهر حفاظت، ز دین حق

ظلم و جفا ز دشمن یزدان کشیده ام

من زینبم که بهر یتیمان خون جگر

هرلحظه آه، ازدل سوزان کشیده ام

من زینبم که کنج خرابه، رقیّه را

مانند گُل به سینه و دامان کشیده ام

من زینبم که کاخ یزید پلید را

با خطبه های خویش به ویران کشیده ام

من زینبم که بر سر نعش برادرم

جانسوز ناله از دل و از جان کشیده ام

من زینبم که در صف گرمای رستخیز

حاجت روای «فائق» هجران کشیده ام

 




موضوع: حضرت زینب كبری(س)، 
 

تاریخ درج شعر : سه شنبه 1398/06/26 | 08:59 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت زینب(س)-مصائب


آنها که توی صورت خود لب نداشتند

گوشی برای ناله زینب(س) نداشتند

این کوهها هم از غم او پشتشان خمید

از ابتدا که شکل محدّب نداشتند

قومی که قوت غالب‌شان زخم وعده بود

کاری به کار غیرت و مذهب نداشتند

حتی ببین امام زمانش اشاره کرد

بانوی ما نیاز به مکتب نداشتند

یک قافله به رهبری او می‌آمدند

افسوس که لباس مرتب نداشتند

با روشنای زخمی خورشید روی نی

این کاروان خسته دگر شب نداشتند

آتش گرفت شعر و عجب نیست، شاعران

جز خون حنجر تو مرکّب نداشتند




موضوع: حضرت زینب كبری(س)، 
 

تاریخ درج شعر : سه شنبه 1398/06/26 | 08:51 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت زینب(س)-کوفه


هرچند فاتح همه ی جنگها شدم

خیلی میان کوفه اسیر بلا شدم

ابروی من شکست سر کوچه ای شلوغ

زخمی سنگ بازی این بچه ها شدم

همسایه ی قدیمیمان داد زد سرم

آزرده از نگاه بد اشنا شدم

خیلی سرت مقابل من خورد بر زمین

افتاد زیر پا و من از غصه تا شدم

پایبن نیزه ی تو به من پشت پا زدند

دست خودم نبود که از تو جدا شدم

ام‌ حبیبه آمد و‌ نشاخت زینبم!

من تا نبینمش دو قدم جابجا شدم

لب باز کردم‌ و همه کوفه لال شد

من‌ ناخدای کشتی کرببلا شدم




موضوع: كاروان اسرا در کوفه،  حضرت زینب كبری(س)، 
 

تاریخ درج شعر : سه شنبه 1398/06/26 | 08:49 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام حسین(ع)-مناجات اول مجلس


السلام ای امام نوکرها

پاسخت التیام نوکرها

عشق یعنی حسین و دیگر هیچ

هست حرف تمام نوکرها

یا حسین است آخرین حرف و

مُهر حُسن ختام نوکرها

غبطه ها می خورند در محشر

شهدا بر مقام نوکرها

عشق دنیا به کام بعضی ها

عشق آقا به کام نوکرها

درِ این خانه هست موی سفید

پرچم احترام نوکرها

عطر ارباب می رسد تا حشر

از مزار تمام نوکرها

ذره ای از تبار خورشیدند

نور دارد مرام نوکرها

به فدای لبان عطشانت

هست تکیه کلام نوکرها

روضه ی زخم های گودال و

گریه ی مستدام نوکرها




موضوع: مدح و مناجات با امام حسین(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : سه شنبه 1398/06/26 | 08:45 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت زینب(س)-مصائب (زبان حال امام حسین ع)


خواهر من، ای همه جا یار من

زینب من، ای گلِ بی خارمن

جز تو که پیوسته کنار منی

کیست به منزل ببرد بارمن؟

همره من در سفر کربلا

همقدم و محرم اسرار من

تا نکُشد غصّه اکبر مرا

 مهر تو شد خوب نگه دار من

داغ ابوالفضل که پشتم شکست

 صبرتوشد قافله سالارمن

روشن و برپا ز وجود تو شد

 خیمه پردود و نگونسار من

با سرِ سرگشته من همسفر

 ای ثمرِ نهضت پُربار من

نطق تو در مجلس عام یزید

 ریشه کن دشمن خونخوار من

چیست به جز عشق حسینی «حسان»

پاک کند قلب گنه کار من

 




موضوع: حضرت زینب كبری(س)، 
 

تاریخ درج شعر : دوشنبه 1398/06/25 | 02:22 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت زینب(س)-مصائب


منم زینب که برجان آذرم ریخت

 فلک اسپند غم بر مجمرم ریخت

نهال باغ توحیدم که این سان

 خزان جور و کین، برگ و برم ریخت

من آن طفلم که خوناب از دو چشمش

 زداغ مرگ زهرا مادرم ریخت

سپس درکوفه درمحراب مسجد

فلک گَردِ یتیمی برسرم ریخت

به یثرب مجتبی مسموم کین شد

به جان در آن مصیبت اخگرم ریخت

منم طاووس زرّین بال یثرب

 که درکرب وبلا بال و پرم ریخت

به خاک تیره هفتادودو پیکر

 ز کین، یاران از گل بهترم ریخت

ز جور حرمله در پیچ و تابم

 که تیرش، خون حلق اصغرم ریخت

کمانی شد قدم در کوفه و شام

به سر بس سنگ از بام و درم ریخت

تنم مانند نی شد زرد و لاغر

شرار طعنه بس بر پیکرم ریخت

منم پروانه شمع شهادت

 که بر فرق عدو خاکسترم ریخت

به «فولادی» عنایت کرد زینب

 به ساغر آب حوض کوثرم ریخت




موضوع: حضرت زینب كبری(س)، 
 

تاریخ درج شعر : دوشنبه 1398/06/25 | 02:19 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام حسین(ع)-مناجات


آن را که بین روضه فغانش نمی دهند

در روضه ی بهشت مکانش نمی دهند

هرکس مراقب سخن خود نبوده است

نام حسین را به زبانش نمی دهند

چشمی که بر شمایل نامحرمان رسد

بر گریه ی حسین امانش نمی دهند

هر کس که خرج شد به هوای غریبه ها

حال و هوای عشق به جانش نمی دهند

هرکس سراغ خانه ی غیر از حسین رفت

رنگی هم از بهشت نشانش نمی دهند

قلبی که می تپد ز غم سم اسب ها

جز ضرب عشق در ضربانش نمی دهند

آن پیکر مقطع الاعضاء و پاره را

با سم اسب ها هیجانش نمی دهند

طفلی که تشنه بوده و از هوش رفته است

با بوسه سه شعبه تکانش نمی دهند

یک دخترسه ساله بهانه اگر گرفت

ناگه سربریده نشانش نمی دهند




موضوع: مدح و مناجات با امام حسین(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : دوشنبه 1398/06/25 | 02:12 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام حسین(ع)-مناجات اول مجلس -اربعین


تا بگیرد زندگانی ام صفا گفتم حسین

با همه بی بندوباری بارها گفتم حسین

دست هایم را گرفتی هرکجاخوردم زمین

تا نهادم دست خودرا روی پا گفتم حسین

اشک هایم را خریدی،خنده دادی جای آن

در میان خنده ها و گریه ها گفتم حسین

هرکه باهر نیّتی خوانده تورا دادی جواب

گاه با اخلاص و گاهی با ریا گفتم حسین

گاه در تنهایی ام نام تو را ناله زدم

گاه در بزم عزایت بی صدا گفتم حسین

تاکه دیدم نوکرانت یک به یک زائر شدند

ناگهان بغضم شکست وبی هوا گفتم حسین

"ازحرم تا قتلگه زینب صدا میزد حسین"

اربعین، من از وطن تا کربلا گفتم حسین

حال میخواهی جواب گریه هایم را نده

ابتدا گفتم "حسین" و انتها گفتم حسین




موضوع: مدح و مناجات با امام حسین(ع)،  اربعین حسینی، 
 

تاریخ درج شعر : دوشنبه 1398/06/25 | 02:10 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام حسین(ع)-مناجات اول مجلس


این همه آیینگی از انعکاس آه کیست؟

آسمان اندوه پوشِ ماتم جانکاه کیست؟

جاده های پیش پا افتاده بسیارند، لیک

ای دل راهی! حواست هست که این راه کیست؟

بندگی یعنی عطش، بی سر شدن، مضطر شدن

او که دل شد بنده اش، خود بندۀ درگاه کیست؟

انتقامی سرخ بعد از انتظار سبز ماست

لاله لاله این چمن در حسرت خونخواه کیست؟

هر کران پژواکی از "هیهات من الذله" است

این که آتش زد به عالم جملۀ کوتاه کیست؟

***

آی زهد خشک! باید اربعینی طی کنی

تا بفهمی مستی ما از شراب آه کیست




موضوع: مدح و مناجات با امام حسین(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : دوشنبه 1398/06/25 | 02:08 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام حسین(ع)-مناجات اول مجلس


ای گهرعشق تو سرمایه ام

بی مدد عشق تو بی مایه ام

هستیم از هست تو پیدا شده

دلشده ام دل زتو شیدا شده

پرشده از صبح ازل ساغرم

داده به من شیرولا مادرم

گرفته از تربت تو کام من

بوسه زده بر لب گل فام من

برتن من رخت عزای تو کرد

ریزه خورخوان عطای تو کرد

گفت درگوش من ای نورعین

گل پسرم باش گدای حسین

دردوجهان عاشق روی توام

مفتخرم سائل کوی توام

خامه شعرم زتولای توست

شعروشعورم زالفبای توست

ای پسرشیرخداوندگار

داده به من نوکریت اعتبار

هست جهان ساقط هستم مکن

از در خود بازنشستم مکن

روسیهم غرق گناهم ولی

دل به تو بستم گل باغ علی

طاهردل سوخته را یارباش

درصف محشر تو مددکار باش




موضوع: مدح و مناجات با امام حسین(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : دوشنبه 1398/06/25 | 01:48 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت زینب(س)-کوفه–خطبه حضرت زینب(س)


پای بر بال ملائک، گفت: ساکت کوفیان!

دختر شیرِ خدایم؛ گوش بسپارید: هان!

کوفیان من دُخت زهرا و علی‌ام، زینبم

سر بیاندازید پایین! کور باید چشمتان

چشم‌هاتان خشک از باران غم هرگز مباد

غم ببارد تا قیامت بر شما از آسمان

خوب می‌دانید ما اولاد طاهاییم... نه؟

گریه‌هاتان از سرِ شرم است؛ آری ناکسان!

تیغ‌هاتان آبرو نگذاشته باقی ز جا

جورتان باشد هم اینک بر سرِ نی‌ها عیان

جان فدای آن کسی که شد دوشنبه غرق خون

خیمه‌هایش گشت غارت... وای از این نامردمان... .

گرچه این غم روی دوشم طاقتم را تاق کرد

شکرِ حق اما که ما را داد توفیق جنان

کربلا خون بود اما غیر زیبایی نبود

کربلا دیدار معشوق است و عاشق در میان

هر بلایی کز خدا آید نشان رحمتی‌ست

سست کی گردد از این رنج و محن ایمانمان؟

جمعیت مبهوت این بانو... نفس‌ها حبس شد

شد سکوت مرگ حاکم بر زمین و بر زمان

عشق تا روز قیامت وامدار زینب است

عشق تا روز قیامت در مدار زینب است




موضوع: كاروان اسرا در کوفه، 
 

تاریخ درج شعر : دوشنبه 1398/06/25 | 01:44 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت زینب(س)-مدح و مصائب


با رنجِ اسارت و غمِ تنهایی

بانویِ دلیرِ روزِ عاشورایی

با این همه غُصِّه و مصیبت امّا

چیزی تو ندیده ای به جز زیبایی




موضوع: مدح و مناجات با حضرت زینب (س)،  حضرت زینب كبری(س)، 
 

تاریخ درج شعر : دوشنبه 1398/06/25 | 01:26 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام حسین(ع)-مناجات اول مجلس


به دنبال تو بودم بین هیات ها شدی پیدا

میان صفحه ی سرخ روایت ها شدی پیدا

به دنبال تو گشتم دسته های سوگواری را

میان کوچه ها بین علامت ها شدی پیدا

علم ، پرچم ، کتل ، منبر ، و حتی استکان چای

تو را میبینمت در این عبارت ها شدی پیدا

ببین حال بُکا دارند آجرهای هیات هم

یقیناً لا به لای این ارادت ها شدی پیدا

هر آنچه با تو منسوب است جان ما به قربانش

خودت در بین اسباب هدایت ها شدی پیدا

تو را در بین صدها سال روضه جستجو کردم

و در بالاترین شکل عبادت ها شدی پیدا

چگونه لقمه ی ناپاک را باید مشخص کرد؟_

_زمانی که تو در بین اهانت ها شدی پیدا

تورا کشته ست فتوای مقدس ها،ملالی نیست

که حالا بین نقد بی عدالت ها شدی پیدا




موضوع: مدح و مناجات با امام حسین(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : دوشنبه 1398/06/25 | 01:13 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت زینب(س)-کوفه


بسکه در کوی و گذر وقتِ تماشا ریختند

کودکانت بر زمین از ضربِ پاها ریختند

عده‌ای شاگردهایم عده‌ای دیگر کنیز

کوچه کوچه پیشِ پایم نان و خرما ریختند

در شلوغیِ مسیرِ کاخ هِی روی خاک

دختران از هول دادنهای آنها ریختند

بارها ما بر زمین خوردیم از ما رد شدند

مثلِ آنروزی که با در رویِ زهرا ریختند

نیزه داران موقع اُطراق هرجایی که شد

اینهمه سر را به روی هم همانجا ریختند

آتشِ خیمه ، کشیدن‌های تا کوفه چه کرد

گیسوان بچه‌ها یا سوخته یا ریختند

بی هوا بر ناقه‌ها زد تا که از آن ارتفاع

دخترانت پشتِ هم در بینِ صحرا ریختند*

مردمانی که درِ این خانه می‌خوردند نان

کُنجِ زندان با قُل و زنجیر ما را ریختند

با لب و دندانِ تو با چوب بازی کرد و زد

آه دندانهای تو آنقدر زد تا ریختند

خوب پیدا هست از بویی که دارد موی تو

در تنورِ روشنی دیشب سرت را ریختند

 

 

*حرام زاده‌ای بنام سهیل ابن عُرَیف تا دروازه کوفه با سیخی که در دست داشت برناقه‌ها میزد تا کودکان از آنها بیافتند(تذکره الشهدا ودیگرمقاتل)




موضوع: كاروان اسرا در کوفه،  در مسیر کوفه و شام، 
 

تاریخ درج شعر : یکشنبه 1398/06/24 | 08:17 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام حسین(ع)-مناجات اول مجلس


ای مسیح خانه طه حسین

یابن حیدر یابن زهرا یا حسین

دست من کوتاه مانده از ضریح

تو بگیر این‌دستهایم را حسین

خیر دنیا با تو‌ مستی کردن است

تو‌ نباشی مرگ بر دنیا حسین!

در تمام‌ روزهای زندگیم‌

از همه خسته شدم الا حسین

از مدینه میروم تا کربلا

یا حسن گفتم رسیدم تا حسین

غرق بودم‌ در لجن زار گناه

هیچکس کاری نکرد اما حسین..

روی من آغوش خود را باز کرد!

ای کس و کار من تنها حسین..

من از الان باز دل تنگ توام..

باز دعوت کن مرا اینجا حسین..

یک غریب و سی هزار اهل زنا..

نیزه ها کند است! واویلا حسین..




موضوع: مدح و مناجات با امام حسین(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : یکشنبه 1398/06/24 | 08:12 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام حسین(ع)-شهادت


بر فرض از دلیل و از اثبات بگذریم

قرآن تویی چگونه از آیات بگذریم؟

روشن ترین دلیل همین اشک جاری است

گیرم که از متون و عبارات بگذریم

ما را نبود تاب تماشا، عجیب نیست

از صفحه های مقتل اگر مات بگذریم

تفصیل بند بند مصیبت نمیکنیم

انگشترت... ، ز شرح اشارات بگذریم

یک خط برای روضه ی گودال کافی است:

زینب چه دید وقت ملاقات؟ بگذریم

ما تیغ غیرتیم که از هرچه بگذریم

از انتقام خون تو هیهات بگذریم




موضوع: شهادت امام حسین(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : یکشنبه 1398/06/24 | 08:10 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام حسین(ع)-مناجات اول مجلس


هر کس که روی عشق تو محکم حساب کرد

درد جهان غم زده را کم حساب کرد

خوشبخت آنکه خرج عزاخانه ی تو را

بر خرج زندگیش مقدم حساب کرد

سعی و طواف دور ضریح تو را خدا

بالاترین عبادت عالم حساب کرد

اشکی که با شنیدن نامت چکیده شد

آنرا قبول توبه ی آدم حساب کرد

اندازه ی پر مگسی اشک روضه را

در پای بنده قدر مسلم حساب کرد

رد کرد اجر نافله های مرا ولی

آهی که پای روضه کشیدم حساب کرد

از من گذشت فرصت یک شب هزار ماه

قدر مرا به ماه محرم حساب کرد

موی سفید و دیده ی بارانی مرا

هر کس که دید قوت مرا غم حساب کرد




موضوع: مدح و مناجات با امام حسین(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : یکشنبه 1398/06/24 | 07:19 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام حسین(ع)-شهادت


خاک زمانه بر سر سینه زن حسین

خون مثل چشمه بود روان از تن حسین

لب تشنه ماند و آه که سیراب گشته بود

حتی در آن زمان فرس دشمن حسین

نفرین به پست بودن دنیا و قصرهاش

چون غیر ریگ داغ نشد مسکن حسین

از بس که نیزه ها به تنش گیر داده بود

چون گل ورق ورق شده پیراهن حسین

تا که سرش نشست نوک نی، همان زمان

افتاد خواهرش به روی دامن حسین

خورشید رنگ خون شد و دنیا به خود دگر

یک روز خوش ندید پس از کشتن حسین




موضوع: شهادت امام حسین(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : یکشنبه 1398/06/24 | 07:14 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت زینب(س)-کوفه


به ما ز راس غریبی خبر دهد نیزه

تمام دلخوشیه زینب است بر نیزه

سری به نیزه شد و آفتاب را گریاند

سری که شد سر بغض علی به سر نیزه

به صبح نیزه و ظهر و غروب هم نیزه

و خورده اند یتیمان تو سحر نیزه

یکی ز دخترکان تو گفت:یا ابتا

زدند بر سر طفلت حسین!سر نیزه!

رباب همسفر حرمله!بیا و ببین

نگاه مضطرب شیرخواره بر نیزه

مپرس حال مرا خوب نیست احوالم

ز بس نظاره شدم در کنار هر نیزه

فتاده ای ز نوک نی بلند مرتبه شاه

هزار بار شدی جا به جا به هر نیزه

به بزم کوفه برادر تو گیر افتادی

سکوت کرده ای اما لبالب از دادی




موضوع: در مسیر کوفه و شام،  كاروان اسرا در کوفه، 
 

تاریخ درج شعر : یکشنبه 1398/06/24 | 07:07 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت زینب(س)-کوفه


مقابل تو نشستم هلال نیمه ی من

به حال من نظرى ، نظرة الرحیمه ی من

ز بى قرارى خواهر ، سه روز میگذرد

از آن دو بوسه آخر سه روز میگذرد

دلم شكست تو را روى نیزه ها دیدم

سه روز میگذرد كه تو را نبوسیدم

زمانه بر دل زینب چقدر تنگ گرفت

محل بوسه من را چگونه سنگ گرفت ؟

همان دو آیه كه خواندى دل مرا خوش كرد

ولى به روى دهان تو سنگ جا خوش كرد

تو از بلندى نیزه كجا نیفتادى ؟!؟!

به روى دامن زینب چرا نیفتادى




موضوع: در مسیر کوفه و شام،  كاروان اسرا در کوفه، 
 

تاریخ درج شعر : شنبه 1398/06/23 | 02:25 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام سجاد(ع)-شهادت


چهل سال است در تب گریه کردم

چهل سال است هر شب گریه کردم

چهل سال است من بیدار ماندم

صحیفه را نوشتم روضه خواندم

چهل سال است غرق اشک و آهم

شبانه روز یاد قتلگاهم

چهل سال است خواب شمر دیدم

به دستش خنجری دیدم پریدم

چهل سال است گفتم دادِ بیداد

همیشه ظرف آب از دستم افتاد

چهل سال است تا مذبوح دیدم

نشستم بر زمین، ضجه کشیدم

چهل سال است دشت کربلایم

به یاد روز دفن و بوریایم

چهل سال است فکر اصغرم من

عزادار ذبیحی پرپرم من

چهل سال است مانند ربابم

به کام تشنه، زیر آفتابم

چهل سال است می گویم خدایا

عطا کن خیر، سهلِ ساعدی را

چهل سال است یاد شهر شامم

کنار عمه ها در ازدحامم

چهل سال است بر زخمم نمک خورد

بمیرم عمه ام زینب کتک خورد

چهل سال است می گویم رقیه

زنم بر دست می گویم رقیه

چهل سال است در بزم شرابم

به یاد خیزران خانه خرابم

چهل سال است می سوزد وجودم

به روی ناقه با غل بسته بودم

چهل سال است داد از سنگ دارم

به روی خود نشان از چنگ دارم

نگو این زهر امانم را بریده

چهل سال است عمرم سر رسیده




موضوع: شهادت امام سجاد(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : چهارشنبه 1398/06/20 | 05:25 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام سجاد(ع)-شهادت


با گریه تمام روز تو شب شده بود

از هرم بلا تنت پر از تب شده بود

با دیدن "بوریا" به خود می گفتی

ای کاش تنش کمی مرتب شده بود




موضوع: شهادت امام سجاد(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : چهارشنبه 1398/06/20 | 05:15 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام سجاد(ع)-شهادت


در کوفه دلت شکست از درد و بلا

در شام شکست حرمتت واویلا

آنقدر بلا به جانت آمد... گفتی:

"ای کاش که مادرم نمی زاد مرا"




موضوع: شهادت امام سجاد(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : چهارشنبه 1398/06/20 | 05:13 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام حسین(ع)-تنور خولی


سجده گاه ملائک است اینجا

یاکه گردیده قبله گاه نور

در سکوت سحر به گوش دلم

صوت قرآن رسد ز کنج تنور

 

ای عجب مطبخ همین عصرم

طور موسی شده در این دل شب

بین داغی خاک وخاکستر

شد لبی گرم ناله ی یارب

 

کیستی ای سر بدون بدن

خیره خیره شده نگاه تو

در مناجات امشبت آمد

بوی بی مادری ز آه تو

 

قحط آغوشِ مِهر بوده مگر

سر به خاک سیه گذاری تو

تو یتیمی قبول ، مادر نه

دختری خواهری نداری تو




موضوع: تنور خولی ملعون، 
 

تاریخ درج شعر : چهارشنبه 1398/06/20 | 05:03 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات
تعداد کل صحن ها : 516 ::      ...   5   6   7   8   9   10   11   ...  
لطفا از دیگر صحن های حسینیه نیز دیدن فرمایید
.: پایگاه تخصصی مدح و مرثیه حسینیه:.