بسم‌الله الرحمن الرحیم


قابل توجه زائرین گرامی، همزمان با ثبت اشعار در پایگاه حسینیه، کانالهای اجتماعی "حسینیه"  نیز به روز خواهد شد.

لینک کانال های تلگرام ، ایتا و سروش  hosenih@  

و

لینک صفحه اینستاگرام payegahe_hoseinieh@ 


https://telegram.me/hosenih

https://www.instagram.com/payegahe_hoseinieh/


لطفا در معرفی صفحات اجتماعی پایگاه "حسینیه" ، همکاری نمایید.




✔️ موضوع : کانال تلگرامی و صفحه اینستاگرام "حسینیه"، اطلاعیه و اخبار حسینیه،


تاریخ درج شعر : جمعه 1397/09/9 | 09:15 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام زمان(عج)-مناجات


بنده ای زار و حقیرم بغلم کن آقا

من به دنبال مجیرم بغلم کن آقا

 

دارم اقرار به لب قلب تورا آزردم

خسته از جرم کثیرم بغلم کن آقا

 

ازمسیرِ غلطم باردگر برگشتم

درِ این خانه فقیرم بغلم کن آقا

 

هیچ کس غیرتو غمخوار دل نوکر نیست

جز خودت از همه سیرم بغلم کن آقا

 

لحظه ای هم به خودم وامگذارم چون که

همچنان طفل صغیرم بغلم کن آقا

 

لحظه ی آخر عمرم به تو محتاج هستم

قبل از آنی که بمیرم بغلم کن آقا

 

خواب دیدم که دم باب الحسین افتادم

گفتم ای یار و امیرم بغلم کن آقا




✔️ موضوع : مناجات فراق با امام زمان(عج)،


تاریخ درج شعر : یکشنبه 1399/02/7 | 07:18 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام حسین(ع)-مناجات در ماه مبارک رمضان


ماه صیام آمد و من در خیال خود

با بوسه بر ضریح تو افطار می‌کنم




✔️ موضوع : مدح و مناجات با امام حسین(ع)، ماه رمضان،


تاریخ درج شعر : شنبه 1399/02/6 | 05:32 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام زمان(عج)-مناجات ماه مبارک رمضان-استقبال از ماه مبارک


باز در بغض صدایم آتش آه آمده

باز هم ماه خدا بی ماه از راه آمده

 

آه ماه فاطمه! برگرد که حتی نفس

از میان سینه ها بی تو به اکراه آمده

 

باز هم شب های بخشش آمد و با لطف تو

کوه سنگین گناهم رفت و چون کاه آمده

 

سفره ی افطار هم با آب و نان حسرتش

باز هم بی تو به استقبال این ماه آمده

 

از دل سنگ و سیاه خود صدایت میزنم

مثل فریاد ضعیفی کز دل چاه آمده

 

کیست مانند تو که در جاده های بی کسی

با من در راه مانده هر زمان راه آمده

 

تا به دست آرم دلت را باز می گویم حسین

آتش قهر تو با این نام کوتاه آمده

 

موقع افطار با لب های تشنه بازهم

در دلم یاد لبان تشنه ی شاه امده




✔️ موضوع : مناجات فراق با امام زمان(عج)، ماه رمضان،


تاریخ درج شعر : شنبه 1399/02/6 | 05:25 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

به مناسبت حلول ماه مبارک رمضان


رمضان آمده ای عبد گنهکار بیا

نیست جز حضرت او حضرت غفار بیا

 

در بزن تا که به رویت بگشایند دری

سوی خوان کرم حضرت ستار بیا

 

منتظر مانده خدا تا که بیایی به برش

آشتی کن به سوی حضرت دادار بیا

 

میخرد ناز گنهکار ، خداوند غفور

همتی کن به کلافی سر بازار بیا

 

بار عام است و در رحمت ایزد باز است

گر گنهکاری و گر زار و گرفتار بیا

 

دست خالی نرو بر درگه رحمان رحیم

دم به دم با دم یا حیدر کرار بیا

 

دست خود حلقه بزن بر در زهرا و علی

سوی حق با مدد از دلبر و دلدار بیا

 

باز کن روزه ی خود با نمک نام حسین

یاد خشکی لبش لحظه ی افطار بیا

 

با لب تشنه و با دیده ی آلوده به اشک

یاد مشک و علم و دست علمدار بیا




✔️ موضوع : ماه رمضان،


تاریخ درج شعر : شنبه 1399/02/6 | 05:24 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

مناجات با خدا - ماه مبارک رمضان


مهمانِ توام، بارخدایا چه کنم؟!

جا مانده ام از قافله! حالا چه کنم؟!

شیطان غُل و زنجیر شد و ماندم که-

طغیانِ هوای نفْسِ خود را چه کنم؟!




✔️ موضوع : مناجات با خـدا، ماه رمضان،


تاریخ درج شعر : شنبه 1399/02/6 | 04:27 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

مناجات با خدا


بیچاره ام، دل خسته ام، زارم، نزارم

باز آمدم چون ابر بارانی ببارم

قلب سیاه و چشم خشک آورده ام من

اشکم نمی آید، گره خورده به کارم

غیر از گناه و معصیت انگار اصلا

کاری نمی آید از این چشمان تارم

حرف جدایی را نزن، دق می کنم من

من که به جز این خانه جایی را ندارم

چیزی به جز بار گنه بر شانه ام نیست

بار مرا بردار که افتاده بارم

هی قول توبه می دهم اما چه سودی

دیگر به قول خویش اطمینان ندارم

من را بسوزان اعتراضی که ندارم

نا اهلم و می دانم اصلا اهل نارم

بد جور دلتنگ غروب کربلایم

ای کاش میشد سر بر آن تربت گذارم

این روزه ها، روضه به پا کردند در من

این روزها یاد لب خشک نگارم

.....

قربان آن خواهر که پای نیزه می گفت:

حالا ببین بر ناقه ی عریان سوارم

یک روز عباسِ علی دور و برم بود

حالا به شمر و حرمله افتاده کارم




✔️ موضوع : مناجات با خـدا،


تاریخ درج شعر : شنبه 1399/02/6 | 04:19 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

به مناسبت حلول ماه مبارک رمضان


ماهی به روشنایی رحمت دمیده است

مهمانی خدای تعالی رسیده است


بربندگان سائل خود بانی وجود

خوانی به وسعت كرم و جود چیده است


چون گُل شكفته اند تمامی مؤمنان

زیرا نسیم رحمت یزدان وزیده است


درحیرتم چگونه بیایم، كه میزبان

زین میهمان غمزده خیری ندیده است


ازبس كه شعله ورشدم ازآتش گناه

اشكم به روی چهره، زخجلت چكیده است


رسوا نكرده است مرابین خاص و عام

پرده به روی معصیت من كشیده است


عمری اسیر پنجه ی نفس و گنه شدم

رنگی به رُخ ندارم و رنگم پریده است


روكرده ام به رأفت پروردگار خویش

آوای ربنای مرا او شنیده است


باورنمی كنم! كه شدم تحبس الدعا

زیراخدا مرا به سوی خودكشیده است


سیراب می شودزکوثر رحمت هرآن كسی

ازجام عفو ورحمت یزدان چشیده است


غافل مشو «وفایی»ازین مه ،كه كردگار

این ماه را برای عفوگنه برگزیده است




✔️ موضوع : ماه رمضان،


تاریخ درج شعر : شنبه 1399/02/6 | 04:05 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام زمان(عج)_مناجات ماه مبارک رمضان


باز در بغض صدایم آتش آه آمده

باز هم ماه خدا بی ماه از راه آمده

آه ماه فاطمه! برگرد که حتی نفس

از میان سینه ها بی تو به اکراه آمده

باز هم شب های بخشش آمد و با لطف تو

کوه سنگین گناهم رفت و چون کاه آمده

سفره ی افطار هم با آب و نان حسرتش

باز هم بی تو به استقبال این ماه آمده

از دل سنگ و سیاه خود صدایت میزنم

مثل فریاد ضعیفی کز دل چاه آمده

کیست مانند تو که در جاده های بی کسی

با من در راه مانده هر زمان راه آمده

تا به دست آرم دلت را باز می گویم حسین

آتش قهر تو با این نام کوتاه آمده

موقع افطار با لب های تشنه بازهم

در دلم یاد لبان تشنه ی شاه آمده




✔️ موضوع : ماه رمضان، مناجات فراق با امام زمان(عج)،


تاریخ درج شعر : شنبه 1399/02/6 | 04:01 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

استقبال از ماه مبارک رمضان


پشت درب خانه ات بر خاک، صورت می کشم

تا که تحویلم بگیری، از تو منت می کشم


بندگان مخلصت آماده ی مهمانی اند

آن قدر خالی است دستانم، خجالت می کشم


غفلتم باعث شد از چشمت بیافتم با گناه

هر چه خواری می کشم از دست غفلت می کشم


کور خوانده نفسِ اماره، دلم دست علی است

هرچه هم باشم مگر دست از ولایت می کشم؟!


با ولای مرتضی آقای این عالم شدم

بی علی یک لحظه هم باشم، حقارت می کشم


دور ماندم از وطن، از صحن ایوان نجف

یاد انگور ضریحش، آهِ حسرت می کشم


تا که چشمم تر شود یاد لب خشک حسین

جای سرمه، بر دو چشمم خاک تربت می کشم


دور از هیئت شدن یعنی نفس تنگیِ من

زیر این پرچم، نفس، آرام و راحت می کشم


یک توسل بر رقیه حاجتم را می دهد

بی خودی گاهی پیِ حاجت، ریاضت می کشم


دیده ای بابا مرا؟! همراه عمه های خود...

در سنین کودکی درد اسارت می کشم


چند جای استخوان های نحیفم له شده

هر تکانی می خورد جسمم، مشقت می کشم


چند روزی می شود چیزی نگفتم با کسی

من خجالت از سخن گفتن به لکنت، می کشم




✔️ موضوع : ماه رمضان،


تاریخ درج شعر : شنبه 1399/02/6 | 02:37 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

استقبال از ماه مبارک رمضان


از اشک، ترم؛ اَاَدخلُ؟ یا الله!

شوقم، شررم؛ اَاَدخلُ؟ یا الله!

گفتند "پذیرایی" و مهمان داری

من پشت درم؛ اَاَدخلُ؟ یا الله!




✔️ موضوع : ماه رمضان،


تاریخ درج شعر : جمعه 1399/02/5 | 09:21 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

به مناسبت حلول ماه مبارک رمضان


ماهی به روشنایی رحمت  دمیده است

مهمانی خدای تعالی رسیده است

 

بربندگان سائل خود بانی  وجود

خوانی به وسعت كرم و جود چیده است

 

چون گُل شكفته اند تمامی مؤمنان

زیرا نسیم رحمت یزدان وزیده است

 

درحیرتم چگونه بیایم، كه میزبان

زین میهمان  غمزده خیری ندیده است

 

ازبس كه شعله ورشدم ازآتش گناه

اشكم به روی چهره، زخجلت چكیده است

 

رسوا نكرده است مرابین خاص و عام

پرده به روی معصیت من كشیده است

 

عمری اسیر پنجه ی نفس و گنه شدم

رنگی به رُخ ندارم و رنگم پریده است

 

روكرده ام به رأفت پروردگار خویش

آوای ربنای مرا او شنیده است

 

باورنمی كنم! كه شدم تحبس الدعا

زیراخدا مرا به سوی خودكشیده است

 

سیراب می شودزکوثر رحمت هرآن كسی

ازجام عفو ورحمت یزدان چشیده است

 

غافل مشو «وفایی»ازین مه ،كه كردگار

این ماه را برای عفوگنه برگزیده است




✔️ موضوع : ماه رمضان،


تاریخ درج شعر : جمعه 1399/02/5 | 04:37 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام حسین(ع)-مناجات-شهادت-استقبال از ماه مبارک رمضان


در راه عشق می خرم از جان بلای تو

خلقی اسیر حلقه ی زلف دو تای تو

دلها صفا گرفته همی از صفای تو

عالَم پناه می طلبد از سرای تو

خونِ خدا تویی و خدا خونبهای تو

ای روز و شب دخیلِ غمت روزگار ما

روشن به ذکرِ نامِ تو ‌شد، شامِ تارِ ما

ای داده آبرو تو به ما، اعتبارِ ما

تنها تو رهنمای طریقی و یارِ ما

هر صبح و شام، ذکرِ لب ِ ما ثنای تو

بانی اشک، علّت شور و نوا، حسین

مشکل گشای دردِ دلِ بی دوا، حسین

عبدِخدا و فانی راهِ خدا حسین

کشتی عشق، راهِ نجات از بلا حسین

اسلام را بقا ز تو و کربلای تو

گفتی که اشکِ دیده ی ما مرهم ِ غم است

هرچه کنیم گریه به پای غمت، کم است

تنها نه یک دهه، همه سالَم مُحرّم است

عُمرِ مفید، وقفِ تو بودن دمادم است

واللّهِ نیست در دل ما جز هوای تو

عُمری به پای روضه ی تو کارم آه بود

کارم عزا برای شهِ بی سپاه بود

از لطفِ دوست، اشک دو چشمم به راه بود

همواره آرزوی منِ روسیاه بود

کی قسمتم شود که بمیرم برای تو ؟

ماه دعا و ماه نیایش رسیده است

وقت مُجیر و ذکر و ستایش رسیده است

وقت نگاهِ لطف و نوازش رسیده است

کارِ دلم دوباره به خواهش رسیده است

محتاج یک نگاه توأیم و عطای تو

روزی که گشت غرقه به خون آن رُخ چوماه

اهل حرم اسیر حرامی و بی پناه

زینب به سرزنان ز روی تَل کشید آه

از زیر نیزه های شکسته به قتلگاه

آمد به گوش زینب کبری صدای تو




✔️ موضوع : مدح و مناجات با امام حسین(ع)، قتلگاه امام حسین(ع)، ماه رمضان،


تاریخ درج شعر : پنجشنبه 1399/02/4 | 05:29 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

استقبال از ماه مبارک رمضان


ای دوست ز رحمت، دلِ آگاهم ده

در ماه دعا سیرِ الی اللّهم ده

ماه رمضان و ماه مهمانی توست

در محفل مهمانی خود راهم ده




✔️ موضوع : مناجات با خـدا،


تاریخ درج شعر : پنجشنبه 1399/02/4 | 09:31 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام حسین(ع)-مناجات شب جمعه


بیچاره دلی که به محبت نتپیده است

یا در ره معشوق مشقت نخریده است

بیچاره کسی که شب جمعه شده اما

از گوشه ی چشمش نم غربت نچکیده است

اربابی و ما ماتِ کرامات تو هستیم

از خوان تو کس غیر کرامت نشنیده است

"ما از تو به غیر از تو نداریم تمنا

حلوا به کسی ده که محبت نچشیده است"*

ما پوزه به پای تو بمالیم و تو ای کاش

روی سر ما از سر رأفت بکشی دست

خوشبخت کسی شد که به شکرانه ی این عشق

دامان حیا... پرده ی عصمت ندریده است

امشب سر سجاده دلم ریخته برهم...

...یاد گذرم که به مزارت نرسیده است

بگذار که من هم برسم کرب و بلایت

تا نوکرتان باز خجالت نکشیده است

بنگر تو به زینب که پس از رفتنت آقا

قدّش ز غریبی و اسارت چه خمیده است

 

*بیت چهارم از غزلی از جناب سعدی




✔️ موضوع : مدح و مناجات با امام حسین(ع)،


تاریخ درج شعر : پنجشنبه 1399/02/4 | 08:30 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام حسین(ع)-مناجات اول مجلس


مرغ دل پر می زند پیوسته سوی کربلا

گشته ذکر صبح و شامم گفتگوی کربلا

پیش تر از آنکه مادر شیر نوشاند مرا

جام اشک و خون گرفتم از سبوی کربلا

کعبه و سعی و صفا و مروهء من کربلاست

هر کجا باشم دلم باشد به سوی کربلا

روز محشر چونکه سر از خاک بیرون آورم

می کند چشمم به هرسو جستجوی کربلا

«بر مشامم می رسد هر لحظه بوی کربلا

بر دلم ترسم بماند آرزوی کربلا»

 

از فراق کربلا پیوسته دارم زمزمه

ترسم این هجران دهد آخر به عمرم خاتمه

دوست دارم تا بگریم در کنار قتلگاه

بشنوم در گوشهء مقتل صدای فاطمه

دوست دارم تا شود از گریه چشمم جام اشک

با سرشک دیده سقّایی کنم در علقمه

دوست دارم مرقد شش گوشه، گیرم در بغل

اشک ریزم بر رخ و باشم دعا گوی همه

«بر مشامم می رسد هر لحظه بوی کربلا

بر دلم ترسم بماند آرزوی کربلا»

 

من کجا از دلبرم یک لحظه دل برداشتم!؟

پیش تر از خلقتِ دل مهرِ دلبر داشتم

پیش تر از بودن چشمم هزاران موج اشک

بهر گریه در غم آن جسم بی سر داشتم

پیش تر از بردن نام پدر گفتم حسین

مهر او را در دل از دامان مادر داشتم

شیر مادر را ننوشیده، به چشمم سیل اشک

بر گلوی تشنهء شش ماهه اصغر داشتم

پیش تر از نوجوانی سینه بر اکبر زدم

پاره های دل بر آن صدپاره پیکر داشتم

مادرم می گفت ای فرزند! من کام تو را

از ازل با خاک سرخ کربلا برداشتم

«بر مشامم می رسد هر لحظه بوی کربلا

بر دلم ترسم بماند آرزوی کربلا»

 

عضو عضو پیکرم پیوسته گوید یا حسین

تا برات کربلایم را کند امضا حسین

با همین پروندهء سنگین و این بار گناه

می خرد ما را در این دنیا و آن دنیا حسین

از سنین کودکی پوشیده ام رخت سیاه

ریختم اشک و زدم بر سینه، گفتم یا حسین

من که از روز ولادت کربلایی بوده ام

دوست دارم وقت مردن هم بمیرم با حسین

«بر مشامم می رسد هر لحظه بوی کربلا

بر دلم ترسم بماند آرزوی کربلا»

 

خاک را در قتلگه گِل کردم از اشک دو عین

ساختم مُهری و روی آن نوشتم یا حسین

اشك من بر یوسف زهراست، دین و دِین من

گریه کن ای دیده نگذاری بمانم زیر دِین

ای اجل مهلت بده یک لحظه سقّایی کنم

با سرشک دیده بر سقّای مقطوع الیدین

از نفس های شب و عطر نسیم صبحگاه

در مدینه در نجف در کربلا در کاظمین

«بر مشامم می رسد هر لحظه بوی کربلا

بر دلم ترسم بماند آرزوی کربلا»

 

زخم دل، زخم بدن، زخم جگر، زخم زبان

آفتاب گرم و هرم تشنگی، داغ جوان

سنگ، مُهر و قتلگه سجّاده، خون آب وضو

ذکر بر لب، تیر بر دل، اشک بر صورت روان

داد زیر خنجر قاتل نمازش را سلام

گفت تسبیحات زهرا را به بالای سنان

هر کجا پا می گذارم، هر طرف رو آورم

از نسیم و از فضا و از زمین و آسمان

«بر مشامم می رسد هر لحظه بوی کربلا

بر دلم ترسم بماند آرزوی کربلا»

 

کربلا یا کربلا یا کربلا یا کربلا

در فراقت مبتلایم مبتلایم مبتلا

عاقبت با خون ثاراللّهیان تفسیر شد

قصّهء "ذبح عظیم" و آیهء "قالوا بلى"

آیهء قرآن نیفتاد از لب خشک حسین

از کنار قتلگه تا دامن طشت طلا

جان فدای کشته ای که با سر ببریده اش

بر فراز نی چهل منزل به دشمن گفت، لا

سال ها دیدم که در هر محفلی با سوزِ دل

خوانده اند این بیت را با یکدگر اهل ولا

«تشنهء آب فراتم ای اجل مهلت بده

تا بگیرم در بغل قبر شهید کربلا»

***

«بر مشامم می رسد هر لحظه بوی کربلا

بر دلم ترسم بماند آرزوی کربلا»




✔️ موضوع : مدح و مناجات با امام حسین(ع)،


تاریخ درج شعر : پنجشنبه 1399/02/4 | 08:21 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام حسین(ع)-مناجات اول مجلس


ذکر لب انبیاء حسین علیه السلام

اعظم ِاسم خدا حسین علیه السلام

 

فیض دمادم حسین هستی خاتم حسین

کیست مِنَ المُصطَفی حسین علیه السلام

 

بال و پر فاطمه تاج سر فاطمه

کوثر خیرالنساء حسین علیه السلام

 

سید احرار او حیدر کرار او

آینه ی مرتضی حسین علیه السلام

 

خاتمه ی پنج تن جوهر جان حسن

برادر مجتبا حسین علیه السلام

 

مریض احیا کند مرده مسیحا کند

تربت ارباب ما حسین علیه السلام

 

زیارت عرش و حق زیارت این دو است

اکبر شیرین لقا حسین علیه السلام

 

کشتی نوح است او امید ما هست او

وَ مَن اتاکُم نَجی حسین علیه السلام

 

نوح خودش در خطر بود به او نوحه گر

داشت به او التجا حسین علیه السلام

 

گفت امام رضا گریه فقط در غم

پادشه کربلا حسین علیه السلام

 

شعله زده تا ابد در دل هر مومنی

داغ عزیز خدا حسین علیه السلام

 

در غم او ناله گر جن و پری و بشر

ماهی و مرغ هوا حسین علیه السلام

 

صدای زنجیرها ذکر علمگیر ها

چیست به وقت عزا حسین علیه السلام

 

گریه ی ماهورِ رود زمزمه ی چنگ و عود

تار به شور و نوا حسین علیه السلام

 

نوحه سرایش بخوان به ماتمش با فغان

گوشه ی شش گوشه را حسین علیه السلام

 

واعطشا واعطش غصه ی سقا عطش

حرف لب مشک ها حسین علیه السلام

 

شمر به گودال رفت... فاطمه از حال رفت

عرش صدا زد صدا حسین علیه سلام

 

روبروی خواهرش برید از تن سرش

ذبح شده از قفا حسین علیه السلام

 

فاطمه! هذا حسین بی کس و تنها حسین

مُرَمِّل بالدّما حسین علیه السلام




✔️ موضوع : مدح و مناجات با امام حسین(ع)، شهادت امام حسین(ع)،


تاریخ درج شعر : چهارشنبه 1399/02/3 | 08:14 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

استقبال از ماه مبارک رمضان


 نوید  تابش  ماه  صیام   می آید

شمیم رحمت حق برمشام می آید

 

گمان یاس گناه است آنکه را امشب

به  درگه  کرم  "ذوالکرام"  می آید

 

ز آستانه ی  رحمت گذشتن  از عصیان

بشارتی است که برخاص وعام می آید

 

دوصد گناه به یک "یا اله" می بخشند

دوصد جواب به هر یک سلام می آید

 

ز مرحمت"رمضان المبارک"اش خوانند

 مه  صیام  که  با  احترام  می آید

 

گشوده است درفیض وبندگان همه را

پی  شتاب  بر  این  در  پیام  می آید 




✔️ موضوع : مناجات با خـدا،


تاریخ درج شعر : سه شنبه 1399/02/2 | 04:25 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام حسین(ع)-مناجات


بیچاره دلم ز داغت آشوب نشد

اینگونه که من خشک شدم چوب نشد

گفتند دوای زخمهایت اشک است

تقصیر من است زخم تو خوب نشد




✔️ موضوع : مدح و مناجات با امام حسین(ع)،


تاریخ درج شعر : سه شنبه 1399/02/2 | 03:58 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام رضا(ع)-مناجات


تا سرم را اول باب الرضایت برده ام بالا

با کبوترها دلم را در هوایت برده ام بالا

 

در خیالاتم دل سر به هوای سرکش خود را

بارها از پله ی گلدسته هایت برده ام بالا

 

بارها در خلوت صحن تو تابوت غریبم را

روی دوش خادمان باصفایت برده ام بالا

 

من تمام آرزوهای خودم را از تو می گیرم

از همین دستی که در پایین پایت برده ام بالا

 

با خودم گفتم چه می خواهم از این دربار شاهانه

جز که شأنم را به عنوان گدایت برده ام بالا؟!

...

دردها گاهی مرا هم بی ادب کرده است می دانم!

بگذر آقا ! گر صدایم را برایت برده ام بالا




✔️ موضوع : مدح و مناجات با امام رضا(ع)،


تاریخ درج شعر : سه شنبه 1399/02/2 | 03:39 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام زمان(عج)-مناجات


مولا ! سلام  ، جز غم دوری ملال نیست

دارم هزار سینه سخن ... کو ؟ مجال نیست

 

آلوده است آب و هوای جهان عزیز !

آبی درون چشمه ی دنیا زلال نیست

 

مولا ! دروغ نه ، به خدا یک حقیقت است

« انسان » در این زمانه به جز یک محال نیست

 

دنیا شده ست انجمن ُگنده لات ها

جایی در این میانه برای « کمال » نیست

 

طاعون ظلم ، روح زمین را جویده است

در چشم این زمانه « عدالت » سوال نیست

 

« دی شیخ با چراغ همی گشت گرد شهر

کز دیو و دد ملولم و من ... *» ، بی خیال نیست !

 

سیرم از این جهان دغل ، سیرِ سیرِ سیر

اما برای شِکوه دگر ، حس و حال نیست

 

در سر هوای وصل تو دارم ، همین و بس

چون شیعه ی نگاه تو هستم ، محال نیست

 

روحم قیام کرده به شوق ظهور تو

ای نازنین ! زمان ظهور و وصال نیست ؟!

 

*مولوی




✔️ موضوع : مدح و مناجات با امام زمان(عج)،


تاریخ درج شعر : سه شنبه 1399/02/2 | 02:48 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام حسین(ع)-مناجات


تا مرا در گناه دید حسین

زودتر از همه دوید حسین

 

باید از او فقط شنید خدا

باید از ما فقط شنید حسین

 

گل مردم به ما چه مربوط است

گل ما را که آفرید حسین

 

در ازای دو قطره خون گلوش

از خدا خلق را خرید حسین

 

حج نرفتیم ، کربلا رفتیم

کعبه را سمت ما کشید حسین

 

کعبه هم در طواف میگوید

لک لبیک یا شهید ، حسین

 

آنقدر داد زد ته گودال

تا به داد همه رسید حسین

 

نیزه ها هر کدام طعمی داشت

همه را یک به یک چشید حسین

 

از زرنگی نیزه دار نبود

بخدا نیزه را ندید حسین




✔️ موضوع : مدح و مناجات با امام حسین(ع)،


تاریخ درج شعر : دوشنبه 1399/02/1 | 10:14 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امیرالمومنین(ع)-مدح


تصوّر می کنم در ذهنِ خود ایوان زرّین را

برای درد ها پیدا نمودم راه تسکین را

 

پرستیدند آتش را اگر آبا و اجدادم

خدا را شکر از چشمان تو آموختم دین را

 

اگر فرهاد قبل از کوه، اوصاف تو را می خواند

رها می کرد از اول غرورِ تلخِ شیرین را

 

دمی پیش فقیرانی و گاهی بر فراز عرش

طراز عشق تو تعیین کُند بالا و پایین را

 

رکوعت حلقه ی انفاق را در گوش عالم کرد

کدامین شاه اینگونه کرامت کرده مسکین را؟؟

 

عصا را اژدها کردی شما… امّا نمی دانم

چرا؟! موسی گرفته در میان خلق تحسین را

 

مرا با جنتِ آب و درخت و حور، کاری نیست

نمی خواهم بدون تو دمی این دام رنگین را

 

برای زاهدان بی علی قرآن چنین فرمود:

فقط پر کرده از مصحف الاغی بار خورجین را

 

«علیٌ حُبه جُنه   قسیم نّار والجنه»

برایت می سرایم باز هم این بیتِ تضمین را

 

شکوه رد شمست را درِ خیبر تداعی کرد

شنیدم در پس پرده تو داری بر تر از این را

 

وقارت داده درسی قنبرت را که یقین دارم

کُند تدریس بر هارون مَکی نیز تمکین را

 

محبت بر تو کار هر کس و ناکس نمی باشد

نهادی بی هوا بر دوش ما این بار سنگین را




✔️ موضوع : مدح و مناجات با امام علی(ع)،


تاریخ درج شعر : یکشنبه 1399/01/31 | 08:20 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام حسین(ع)-مناجات


تا دلم را در غمت یاری کنم

آستین بالا زدم کاری کنم

 

سینه ام آماده شد تا زودتر

زخمهای عشق را کاری کنم

 

کوله ام بر شانه هایم سر گذاشت

تا که با همراهی اش زاری کنم

 

خواستم ای حضرت دریا، به اشک

روح خود را سوی تو جاری کنم

 

راه افتادم به یاد علقمه

بین عاشقها علمداری کنم

 

خواستم همچون سه ساله بین راه

خسته و زخمی عزاداری کنم

 

تاول پاها اگر دیوانگیست

از جنون باید هواداری کنم

 

مانده ام بعد از نسیم وصل تو

با دلم باید چه رفتاری کنم؟

 

میشود چشمم به گنبد وا شود؟!

میتوانم با تو دیداری کنم؟!

 

بشنود دنیا: مسلمانم ولی

باید اینجا ساده اقراری کنم:

 

دین بدون حب تو لا مذهبیست

قصد دارم باز دینداری کنم...

 




✔️ موضوع : مدح و مناجات با امام حسین(ع)،


تاریخ درج شعر : یکشنبه 1399/01/31 | 08:02 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

اجتماعی سیاسی-شعر اعتراضی

 

گرده ی مستضعفین نه! نردبان عده ای

تنگناهای زمین نه! آسمان عده ای

 

نانشان باید که در روغن بماند تا ابد

گیرم آجرتر شود هر لحظه نان عده ای

 

جانشان باید که محفوظ از بلا باشد؛ چه غم؟!

بر لب آید گاه‌ اگر از غصه جان عده ای

 

تا همیشه چرخشان باید بچرخد؛ باک نیست

خرد اگر شد زیر چرخی استخوان عده ای

 

جای مهری بر جبین و سبحه ای در دستشان

مشتری دارد خداوندا! دکان عده ای

 

سینه مردم پر از بغض فروخورده ست؛ آه

وا نشد حتی به افسوسی زبان عده ای 




✔️ موضوع : فرهنگی، اجتماعی و سیاسی،


تاریخ درج شعر : یکشنبه 1399/01/31 | 07:17 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

مناجات با خدا –ماه رجب و شعبان


بی تو ای جان جهان، جان و جهان را چه کنم؟

خود جهان می گذرد، ماندن جان را چه کنم؟

ماه شعبان و رجب، نم نم اشکی شد و رفت

خانه ابری ست خدایا! رمضان را چه کنم؟

شانه بر زلف دعا می زنم و می گریم

موسی من! تو بگو روز و شبان را چه کنم؟

صاحب "حیّ علی ... "!  لقمه ی نوری برسان

سحر از راه رسیده ست، اذان را چه کنم؟

کاتبان تو مــــرا خطّ امانـــــی دادند ...

کشته ی خال توام، خط امان را چه کنم؟

کاشکی جرم عیان بودم و تقوای نهان

پیش تقوای عیان، جرم نهان را چه کنم؟

کاش می شد که سبک تر شوم از سایه ی خویش

آفتابا تو بگو! خواب گران را چه کنم؟

زخم شمشیر اگر قوت سحرگاه من است

وقت افطار ولی زخم زبان را چه کنم؟

رنجه از طعنه ی پیران پریشان نشدم

با چهل چله جنون پند جوان را چه کنم؟

غرقه ی موج رجز، گم شده ی بحر رمل

سینه خالی ز معانی ست، بیان را چه کنم؟




✔️ موضوع : مناجات با خـدا، ماه شعبان،


تاریخ درج شعر : یکشنبه 1399/01/31 | 12:20 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

غزل مناجاتی بر اساس متن مناجات شعبانیه

مناجات با خدا


وَاسْمَعْ دعایی با تو در دل حرفها مانده

وَاسْمَعْ ندایی که صدایم بی صدا مانده

 

اَقْبِل به من حالا که اقبالی برایم نیست

در حنجرم وقتی که بغض ربنا مانده

 

دارم فراری می شوم از خود به سوی تو

در کشتی این ناخدا تنها خدا مانده

 

ناجی تویی راجی منم در دست های من

بی ربنا هایم فقط مشتی هوا مانده

 

وقتی که محرومم کنی روزی نخواهم خورد

باید بگیری دست من را که رها مانده

 

پوشانده ای امروز در دنیا عیوبم را

اما فَلا تَفْضَحْنیِ روز جزا مانده

 

از تو اگر دورم ولی نزدیک شد مرگم

در کوله ام تنها الهی قَدْ دَنا مانده

 

شعبان به پایان آمد و روی لبان من

وای من از فریاد لَمْ تَغْفِر لها مانده

 

خوبی تو آمال من را بیشتر کرده است

مِنْکَ رَجائی از وَلا تَقْطَع به جا مانده

 

لَمْ تَهْدِنی؟ می خواستی رسوا اگر باشم

لم تَهْدِنی؟ وقتی دلیل کربلا مانده

 

یک عمر قَدْ اَفْنَیْتُ عُمری بی حضور تو

پس فَاقْبَل عُذری که‌دلیل روضه ها مانده

 

جرم زیادم پیش عفو تو چه ناچیزو

تازه عنایات علی موسی الرضا مانده

 

بین جهنم هم تورا فریاد خواهم زد

تاثیر اشک شوق در قاموس ما مانده

 

تنها محبت راه ترک معصیت گشته

با دوستت دارم جهانی روی پا مانده




✔️ موضوع : مناجات با خـدا، ماه شعبان،


تاریخ درج شعر : شنبه 1399/01/30 | 11:18 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام زمان(عج)-مناجات


تو غَرق عَطام می کنی...اما مَن...!

از غُصه رَهام می کنی...اما مَن...!

باید که بمیرم از خجالت...وقتی

هَر لَحظه دُعام می کنی...اما مَن...!




✔️ موضوع : مناجات فراق با امام زمان(عج)،


تاریخ درج شعر : جمعه 1399/01/29 | 05:49 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام زمان(عج)-مناجات


این روزها که می‌گذرد، غرق حسرتم

مثل قنوت‌های بدون اجابتم!

بسته‌ست چشم‌های مرا غفلت گناه

تو حاضری! منم که گرفتار غیبتم!

یک گام هم به سوی شما برنداشتم

ای مرحبا به این همه عرض ارادتم!

خالی‌ست دست من، به چه رویی بخوانمت؟

دل خوش کنم به چه؟ به گناهم؟ به طاعتم؟

من هر چه دارم از تو، از این دوستیِ توست

خیری ندیده‌ای تو ولی از رفاقتم

بگذر ز رو سیاهی من، أیها العزیز!

حالا که سویت آمده‌ام غرق حاجتم

بگذار با نگاه تو مانند حُرّ شوم

با گوشه‌چشم خود بِرَهان از اسارتم

آن روز می‌رسد که فدایی تو شوم؟

من بی‌قرار لحظه ناب شهادتم




✔️ موضوع : مناجات فراق با امام زمان(عج)،


تاریخ درج شعر : جمعه 1399/01/29 | 05:31 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام زمان(عج)-مناجات


یک روز به انتظار تو می میرم

در حسرت روزگار تو می میرم

گفتی که قرار است بیایی، پس کی؟

آخر سر این قرار تو می میرم

***

در رهگذرم بیا فقط یک لحظه

در چشم ترم بیا فقط یک لحظه

در لحظه احتضار اگر زحمت نیست

بالای سرم بیا فقط یک لحظه




✔️ موضوع : مناجات فراق با امام زمان(عج)،


تاریخ درج شعر : جمعه 1399/01/29 | 05:27 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام زمان(عج)-مناجات


در خودم گم شده ام آه بگو راه کجاست

شب تاریک پر ابری شده ام، ماه کجاست

دورم از ساقی و بی یار شدم مست خودم

گله دارم گله دارم گله از دست خودم

سخت سرگرم رصد کردن مردم شده‌ام

از خودم دورم و بی قبله‌نما، گم شده‌ام

نردبان نرده شد و ساختم از آن قفسی

مرغ باغ ملکوتم شد اسیر هوسی

حسن یوسف گهری بود که ارزان دادیم

چقدر سخت در این فاصله تاوان دادیم

در فراقت چقدر شعر که از بر کردیم

شعر خواندیم از آرامش و باور کردیم

شعر از عشق و جنون خواندن ما، عشق نبود

عشق جاری است، نه! جا ماندن ما عشق نبود

عشق شرح پر پروانه در آتش باشد

«عاشقی شیوه رندان بلاکش باشد»

عاشقان تو، شب از شوق سحر بیدارند

روزها بار ز دوش همه برمی دارند

در پی دوست به کوی دگران می گردیم

یار در خانه و ما گرد جهان می گردیم

کاش یک بار بیوفتیم به پای خودمان

جمعه ای ندبه بخوانیم برای خودمان

ای خوش آنها که دمی لایق دیدار شدند

که به خال لبت ای دوست گرفتار شدند

شاعران شعر برای خط و خالی گفتند

چقدر شعر که در وصف خیالی گفتند

زلف محبوب نهان بود ولی شانه زدند

چون ندیدند حقیقت ره افسانه زدند

من ولی شاعر این حادثه‌ی واقعی‌ام

عاشق بیت پر از بارقه‌ی برقعی‌ام:

.

«می نویسم که شب تار سحر می‌گردد

یک نفر مانده از این قوم که برمی‌گردد»

یک نفر مانده که چشم همه بر درگه اوست

یک نفر مانده که صد قافله دل همره اوست

ساقی از عهد و قراری ازلی برگشته

پسر فاطمه با تیغ علی برگشته

پسر پاک حسن برده به لب نام حسین

که بگوید به همه، دین فقط اسلام حسین

که بگوید که زمین مامن مردان خداست

پایتخت همه عشاق جهان کرببلاست

یک گل است او که بهار آمده با عطر تنش

عقل بینا شده از رایحه‌ی پیرهنش

یوسف ابن الحسن و گمشده‌ی کنعان اوست

زده فریاد مسیحا: پسر انسان اوست

ساقی آورده قدح تا همه عالم بچشند

بچشند و پس از آن بار امانت بکشند

وقت آرامش این عالم سرگردان است

هان به قرآن قسم این مرد، خود قرآن است




✔️ موضوع : مناجات فراق با امام زمان(عج)،


تاریخ درج شعر : جمعه 1399/01/29 | 05:20 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات
تعداد کل صحن ها : 546 :: ... 5 6 7 8 9 10 11 ...
لطفا از دیگر صحن های حسینیه نیز دیدن فرمایید
.: پایگاه تخصصی مدح و مرثیه حسینیه:.
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic