بسم‌الله الرحمن الرحیم


قابل توجه زائرین گرامی، همزمان با ثبت اشعار در پایگاه حسینیه، کانالهای اجتماعی "حسینیه"  نیز به روز خواهد شد.

لینک کانال های تلگرام ، ایتا و سروش  hosenih@  

و

لینک صفحه اینستاگرام payegahe_hoseinieh@ 


https://telegram.me/hosenih

https://www.instagram.com/payegahe_hoseinieh/


لطفا در معرفی صفحات اجتماعی پایگاه "حسینیه" ، همکاری نمایید.




موضوع: کانال تلگرامی و صفحه اینستاگرام "حسینیه"،  اطلاعیه و اخبار حسینیه، 
 

تاریخ درج شعر : جمعه 1397/09/9 | 08:15 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام زمان(عج)-آغاز امامت


ای تاج امامت بسرت یوسف زهرا

وی خَلعت عصمت به برت یوسف زهرا

 

شک نیست که سلطان جهانی تو پس از این

از بعد وفات پدرت یوسف زهرا

 

باباست گرفتار نگاه و نفَس تو

مادر بزند بوسه سرت یوسف زهرا

 

المنة لله که تو حجت حقی

عالم همه تحت نظرت یوسف زهرا

 

صد شکر که این تاج ولایت بسر توست

شمشیر علی بر کمرت یوسف زهرا

 

پیغمبر اکرم شده بس مفتخر از تو

ای هیبت احمد سپرت یوسف زهرا

 

تو منجی زهرایی و او چشم براهت

کی میرسد از ره خبرت یوسف زهرا

 

چشمان پر اشک حسنین است بسویت

عباس شده خونجگرت یوسف زهرا

 

تو قبلۀ دلهایی و معنای نمازی

ما شیعۀ اثنی عشرت یوسف زهرا

 

رفتی به پس پردۀ غیبت بسلامت

برگرد دگر از سفرت یوسف زهرا

 

زیباست که طاووس جنان رخ بنماید

گسترده شود بال و پرت یوسف زهرا

 

بازآ که کلام تو کلام اللهِ محض است

این است بقرآن هنرت یوسف زهرا

 

برگرد که احکام همه مانده معطل

اسلام شده دربدرت یوسف زهرا

 

لعنت به کسانی که همه حق تو بردند

شد غصب تمام ثمرت یوسف زهرا

 

ای رفته به تاراج حقوقت، أقِمِ الحَرب

شد شیعۀ تو پشت سرت یوسف زهرا

 

روزیکه مسلط بشوی بر همه عالم

جمع شهدا دور و برت یوسف زهرا

 

بر بام فلک پرچم تو یکسره بالاست

تا کفر ببیند اثرت یوسف زهرا

 

در هم شکند قدرت پوشالی بت ها

با ضربت تیغ و تبرت یوسف زهرا

 

گردن بزنی چون همه طاغوت جهان را

یکجاست فقط درد سرت یوسف

 

بر ضارب زهرا بزنی ضربت سیلی

ای مادر تو منتظرت یوسف زهرا

 

ای منتقم محسن شش ماهه کجایی

صد روضه شده همسفرت یوسف زهرا

 

در روضۀ ارباب چه بی صبر و قراری

قربان تو و چشم ترت یوسف زهرا

 

ما منتظر فجر ظهوریم اماما

تا صبح قریب سحرت یوسف زهرا

 

از خون شهیدان حرم فتح دمیده

محسن حججی شد قمرت یوسف زهرا 




موضوع: آغاز امامت امام زمان(عج)، 
 

تاریخ درج شعر : پنجشنبه 1398/08/16 | 08:01 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام زمان(عج)-آغاز امامت


امروز جهان شور قیامت دارد

ابر کرم خدا کرامت دارد

ذرات جهان به یکدگر می گویند

خورشید به سر تاج امامت دارد




موضوع: آغاز امامت امام زمان(عج)، 
 

تاریخ درج شعر : پنجشنبه 1398/08/16 | 07:58 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام حسن عسکری(ع)-شهادت


به لبِ خشکِ تو انگار که باران میخورد

آب میخوردی و هِی ظرف به دندان میخورد

 

پسرِ کوچکِ تو مانده چه سازد با تو

زهر وقتی که بر این سینه‌ی سوزان میخورد

 

آه میسوخت از این آه دوتا گونه‌ی او

نفَست تا که بر آن چهره‌ی گریان میخورد

 

فقط از کنده و زنجیر و فلک خالی بود

ورنه این حجره‌ی پُر درد به زندان میخورد

 

بارها شد که تو پیچیدی و اُفتاد سرت

بارها خاک بر این زُلفِ پریشان میخورد

 

پسرت اینطرف و مادرت آنسو مُردند

دستهاشان به سر از وای حسن‌جان میخورد

 

دیدی از بسترِ خود شام و سَر و آتش را

آنهمه زخم که از بام به طفلان میخورد

 

یک به یک با سرِ خود رویِ زمین میخوردند

ضربِ شلاق که بر پشت و گریبان میخورد

 

خیره بر چشمِ پدر بود نفهمید که سوخت

آتشی را که بر آن دخترِ بی جان میخورد

 

دخترک زد به لبش گفت که دندانش کو

آنقدر سنگ که بر آن لب و دندان میخورد




موضوع: شهادت امام عسکری(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : سه شنبه 1398/08/14 | 05:58 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام زمان(عج)-مناجات شهادت امام حسن عسکری(ع)


به آسمان نرسم تا هوایی‌ام نکنی

کجا روم من اگر سامرایی‌ام نکنی

 

بگو میانِ گدایانِ خویش جایی هست

نگاه بر من و بی دست و پایی‌ام نکنی

 

بقیع پنجره فولاد کُنجِ شش گوشه

خوشم به این دو سه جا هرکجایی‌ام نکنی

 

سرم به چوبه‌ی سرداب میزنم به سرم

اسیرِ این شبِ سردِ جدایی‌ام نکنی

 

هنوز از سفرِ اربعین مریضِ توام

دوا ندارم اگر    کربلایی‌ام نکنی

  

نگاه کن به بزرگیِ خود ولی نظری

به طرزِ نابلدیِ گدایی‌ام نکنی

  

غریبِ شهر  مرا کُشت آتشِ جگرت

مرا بِبَر که بمیرم به خانه‌ی پدرت




موضوع: شهادت امام عسکری(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : سه شنبه 1398/08/14 | 05:57 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام حسن عسکری(ع)-شهادت


آتش  زهر  تمام جگرت را سوزاند

نا نداری و عطش چشم ترت را سوزاند

 

کاسه ی آب ز دستت به زمین می افتد

تشنگی شعله شد و بال و پرت را سوزاند

 

بدنت بی رمق و هی به خودت می پیچی

آه آهت همه ی دور وبرت را سوزاند

 

میکشی پا به زمین و بدنت سرد شده

سرفه هایت بدن مختصرت را سوزاند

 

دیدن حال بد و جان‌ به لب آمده ات

به خدا قلب یگانه پسرت را سوزاند

 

سر تو بر روی دامان پسر... جان‌دادی!

مطمئنم که خودت یاد حسین افتادی




موضوع: شهادت امام عسکری(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : سه شنبه 1398/08/14 | 05:50 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام حسن عسکری(ع)-مدح و شهادت


از ابتدای گدا بودنم گدای توام

غلامزاده ام و نوکر سرای توام

 

ز کودکی فقط از کوچه تو رد شده ام

غریبگی نکن اینقدر! آشنای توام

 

مرا بزرگ نکن!کوچکت شدم کافیست

طلا برای چه وقتی که خاک پای توام؟!

 

 به آفتاب قیامت چکار دارم من؟!

هزارشکر که در سایه ی عبای توام

 

دخیلمو به ضریح جدید بسته شدم.

برای هیچکسی نیستم برای توام

 

پرم شکسته پر دیگری تفضل کن

هوایی سحر گنبد طلای توام

 

به کربلا و مدینه به کاظمین قسم

گدای دربه در شهر سامرای توام

 

چقدر خوب که پای شماست نوکریم

خوشم که سفره نشین امام عسکریم

 

به آب خشکی لبهای تو شرر زده است

تمام حرف دلت را دو چشم تر زده است

 

شبیه فاطمه دستار بر سرت بستی

چه زهر بود که آتش به فرق سر زده است؟!

 

تمام صورت و دشداشه تو خاکی شد

زمانه بر رخت از کربلا اثر زده است

 

تمام حجره برایت گریز سوختن است

غمی به روی دلت سقف و فرش و در زده است

 

کسی به پیش نگاهت زن تو را که نزد؟!

درِ سرای تورا کِی چهل نفر زده است؟

 

نه چشمهای‌ نوامیس تو به مردم خورد

نه هیچکس به نوامیس تو نظر زده است

 

نه تازیانه بدست‌ کسی ست در کوچه

نه دختران تورا موقع گذر زده است

 

نه هیچکس به گلوی تو خنجری انداخت

نه هیچکس به سر دخترت سپر زده است

 

اگرچه شهر غریبی ولی کفن داری

نرفته ای ته‌ گودال پیرهن داری




موضوع: شهادت امام عسکری(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : سه شنبه 1398/08/14 | 05:49 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام زمان(عج)-مناجات شهادت امام حسن عسکری(ع)


از آن زمان که خدایم سرشت تا باشم

نوشت تا که فقط عاشق شما باشم

 

نوشت با همه کس غیر تو غریب شوم

نوشت تا که فقط با تو آشنا باشم

 

خدا رقم زده این سرنوشت را؛ چه کنم؟

همیشه شاه تو باشی و من گدا باشم

 

امام عصر، امام زمان، مباد دمی

دمی که از تو و از یاد تو جدا باشم

 

تو نیستی و من این را ز خود نپرسیدم

در این زمانه که او نیست، من چرا باشم

 

میان خانه ات امشب عزا به پا کردی

چه می شود که در آن مجلس عزا باشم

 

برای آنکه کمی در غمت شریک شوم

اجازه می دهی امشب که سامرا باشم؟

 

قسم به اشک روانت برای من بنویس

که باز یک سحر جمعه کربلا باشم




موضوع: شهادت امام عسکری(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : سه شنبه 1398/08/14 | 05:48 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام حسن عسکری(ع)-شهادت


از زهر تمام پیکرش می لرزید

پیوسته ز پا تا به سرش می لرزید

افتاد حسن یاد حسن وقتی که

در کوچه به یاد مادرش می لرزید 




موضوع: شهادت امام عسکری(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : سه شنبه 1398/08/14 | 05:47 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام حسن عسکری(ع)-مدح و شهادت


از قوم و خویش حضرت باریتعالی هم

یعنی که داری خانه ای در آسمان ها هم

 

بی اذن تو سنگی به روی پا نمی شد بند

بی اذن تو چشمی نخورده آب حتی هم

 

از ساکنان کوچه دست قنوت تو

لوح و قلم، کرسی و اهل عرش بالا هم

 

دارایی و اموال ما خمس نگاه تو

سر را ببین تا که ببینی زیر پا را هم

 

برخورد گرم دست تو با سائلان این شد

ما را کشانده از عدم تا درب دنیا هم

 

وقتی در دارالکرم تا نیمه شب باز است

محتاج تر از هرکسی دست من و ما هم

 

تاریک مانده بی شما صحن بهشت حق

با لخته خون های لب خورشید زهرا هم

 

از صبح می لرزی و می افتی زمین گاهی

تا شب هزاران روضه را کردی صدا با هم

 

فریاد وا امای تو آتش زده دل را

در شعله می بینی پر بانوی منزل را

 

دیوار چشمان تو را نمدار می بینم

سقف عزا را بر سرت آوار می بینم

 

وقتی چراغ عمر تو از روی بام افتاد

راه عبور خانه ها را تار می بینم

 

ای روضه وا کن راه را می ترسم از دست

سیلی که در پشت گلو انبار می بینم

 

این میله ها دور تو مشغول طواف هستند

زنجیر را با دست تو همکار می بینم

 

زندان و شلاق کسی جسم تو را آزرد

بر سینه ات ارثیه از مسمار می بینم

 

هربار می آیند پشت خانه ات گویا

اهل تو را بین در و دیوار می بینم

 

با لرزش دستان تو عرش خدا لرزید

لب های خشکت را شهید نار می بینم

 

گفتم جوانمرگ است از آزار سامرا

خون دلت را بر لبت هر بار می بینم

 

پیشانی خیست که می بارد دم آخر

مهدی سرت را در بغل دارد دم آخر




موضوع: شهادت امام عسکری(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : سه شنبه 1398/08/14 | 05:46 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام حسن عسکری(ع)-مناجات و شهادت


پر می زند دوباره دلم در هوای تو

دارم هوای بوسه به صحن و سرای تو

 

اذن دخول خوانده دلم تا کنی نظر

زائر شوم دوباره سوی سامرای تو

 

ای دومین حسن چو حسن ذره پروری

پر می شود دو دست گدا از عطای تو

 

بر روی فرش ، عرش خدا جلوه می کند

تا می خورد تکان ز نسیمی عبای تو

 

صدها هزار بار جهان و هر آنچه هست

آقا غلام کوی تو ، آقا فدای تو

 

هم تو غریب هستی و هم مرقدت غریب

اما غریب نیست دمی آشنای تو

 

دشمن تو را نهاد به زندان و بی خبر

از آنکه هست عالم امکان برای تو

 

مانند مادرت به جوانی شکسته ای

زهر جفا گرفت رمق از صدای تو

 

گفتی به آه آب برایت بیاورند

ذکر حسین بود و عطش هر نوای تو

 

شکر خدا که لحظه ی آخر پسر گرفت

در بین سینه ماه رخ دلربای تو

 

آه از سری که رفت به بالای نیزه ها

آه از تنی که ماند به صحرای کربلا




موضوع: شهادت امام عسکری(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : سه شنبه 1398/08/14 | 05:45 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام حسن عسکری(ع)-شهادت


به شوق از تو سرودن حروف جان بدهند

اگر اجازه مدحت به این زبان بدهند

 

تمام ثانیه ها گریه برغمت کردند

که تسلیت به دل صاحب الزمان بدهند

 

تنت میان تب است و دو دست لرزانت

ستون عرش خداوند را تکان بدهند

 

سوال کرده ام از نام قاتلت اما

مقاتل حسنی کوچه را نشان بدهند

 

هجوم برجگرت برده زهر بامسمار

خداکند به جگر گوشه ات امان بدهند

 

چقدر کاسه خودش را روی لبت زد تا

عنان مرثیه ات را به خیزران بدهند

 

تقاص جان‌تورا زهر میدهد ؟هرگز

تقاص جان تورا خولی و سنان بدهند

 

به سمت روضه ی سر می دوند مصرع ها

اگر اجازه ی روضه به روضه خوان بدهند

 

دوید خواهر اوتا سر ازتنش نبرند

سربریده ی اورا به این و آن بدهند

 

عبا و پیرهنش را که گرگ‌ها بردند

عقیق سرخ‌ یمن‌ را به ساربان بدهند...




موضوع: شهادت امام عسکری(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : سه شنبه 1398/08/14 | 05:43 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام حسن عسکری(ع)-مناجات


بر روی گدایان بگشا بال و پرت را

ما ملتمسانیم دعای سحرت را

 

با روی سیاه آمده ام مرقدت آقا

تغییر دهم بلکه دوباره نظرت را

 

ای گوشه ای از چشم ترت صاحب اعجاز

چرخی بده بر خیل محبان بصرت را

 

با دست شما بت کده ی دل شده مسجد

من سابقاً آورده ام ایمان هنرت را

 

گفتند بقیع بسته و این شد که گرفتیم

قدر دو حسن در حرمت دور و برت را

 

آقای من این جمعه فرج با تو , که عمریست

ما منتظرانیــــــــــم ظهور پسرت را ... 




موضوع: شهادت امام عسکری(ع)،  ولادت امام عسکری(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : سه شنبه 1398/08/14 | 05:41 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام حسن عسکری(ع)-شهادت


اَلا شیعیانم، اَلا عاشقان

مرا درد دلهاست با دوستان

 

غمم روی غم بسکه انباشته

جوانی،مرا پیر اِنگاشته

 

همه عمرِ من بود، خونِ جگر

من از نوجوانی شدم دربدر

 

همانان که ما را اَمان خوانده اند

مرا بیست سال از حرم رانده اند

 

ز فرعونیانِ زمان، آه آه

و از مکرِ مأمونیان، آه آه

 

بمن دشمنانم چها کرده اند

مرا دوستان هم، رها کرده اند

 

پس از قتلِ بابای مظلوم من

نشد رحم، بر قلبِ مهموم من

 

هنوز آب غسل پدر بر تنَش

و نگذشته یکماه، از کُشتنَش

 

عدویم ز خود، ساخت یک ماجرا

به حیله مرا خواند، تا سامرا

 

مدینه بهم ریخت از این خبر

که از شهرِ جدم شدم دربدر

 

یتیمی، گِران بود و غم شد مَزید

که نوبت به روزِ اسیری رسید

 

اگر چه، چو من کس اسارت ندید

کسی مثل عمه جسارت ندید

 

ندیدم روی نیزه هرگز سری

ندیدم بدستِ عدو معجری

 

تمام منازل که در راه بود

فقط کار من ناله و آه بود

 

بیاد شهیدان دشت بلا

بیاد اسیران کرب و بلا

 

بیاد یتیمان ناقه سوار

بیاد غریبان دور از دیار

 

مرا نوجوانی،چو پیری گذشت

به هر درد و داغی، اسیری گذشت

 

سواره، پیاده، عیان و نهان

مرا بُرد دشمن، به یک پادگان

 

دگر خانه ام، کُنجِ تبعید شد

و در کاخِ ظلم و ستم عید شد

 

چو دشمن سرِ دوشِ ما، بار ماند

امامت، به هجران گرفتار ماند

 

در این بیست سالی که زندانی ام

شده مونسم، چشمِ بارانی ام

 

مرا گاه با تهمت آزرده اند

گهی بِرکۀ شیرها بُرده اند

 

به تَفتیش، گاهی که دامن زدند

چه بَرچسبهایی که بر من زدند

 

ز کوهِ بلا قامتم خم نشد

ز جور و جفا تاقتم کم نشد

 

همه درد و غمهای من یکطرف

دعاهای شبهای من یکطرف

 

ز دیدارِ مهدی، رها مانده ام

به تبعید، از او جدا مانده ام

 

شب و روزِ من گریه بر غیبتش

دعایم شده یاریِ حضرتش

 

دعا در نهان و عیان میکنم

دعا بر شما شیعیان میکنم

 

نه پرهیز کردم ز مسکینِ خود

نه غافل شدم از محبینِ خود

 

به درگاه نورانیِ فاطمه

رسانم سلامِ شما را همه

 

به زهر جفا عمرِ من شد تمام

شما را رسانم یکایک سلام

 

در این لحظه های پُر از شور و شین

نسازم فراموش، ذکرِ حسین

 

کنون غربتم را نشان میدهم

در این لحظه، لب تشنه جان میدهم

 

خدا را به هم عهدی ام جان دهم

سرِ زانوی مهدی ام جان دهم

 

خداحافظ ای یوسف فاطمه

خداحافظ ای انتظار همه

 

خداحافظ ای انتقام حسین

خداحافظ ای صبح و شام حسین




موضوع: شهادت امام عسکری(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : سه شنبه 1398/08/14 | 05:40 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام حسن عسکری(ع)-مدح و شهادت


پا از گلیم بیشتر انداخته گدا

وقتی به خاک پات سرانداخته گدا

اطراف صحن بال و پر انداخته گدا

گر سوی گنبدت نظر انداخته گدا

دارد شبیه کرببلا عشق میکند

با گنبد جدید شما عشق میکند

 

در پیشگاه لطف تو عنوان مهم نبود

انسان رسیده یا که نه حیوان!مهم نبود

سائل مسیحی است و مسلمان مهم نبود

اینچیزها برای کریمان مهم نبود

بر پای سفره ی تو نشستیم یا حسن

ما اهل سامرای تو هستیم یا حسن

 

هرچند ابری است هوای زیارتت

دل ها به حسرت است برای زیارتت

لب ها گرفته اند دعای زیارتت

یادی کنیم از شهدای زیارتت

قربان زائران تو که در سفر خوشند

راه تو پرخطر شده و با خطر خوشند

 

ای کاش نیمه جان نشود مثل تو کسی

از دیده ها نهان نشود مثل تو کسی

راهی پادگان نشود مثل تو کسی

بیمار و ناتوان نشود مثل تو کسی

اطراف خانه ی تو چه شبها به خط شدند

سربازها مزاحم آرامشت شدند

 

خشک است کام تو ولی از قحط آب نیست

هستی اسیر گرچه!بدستت طناب نیست

از خون سر محاسنت آقا خضاب نیست

بر پیکر شما اثر آفتاب نیست

با نیزه بند بند تنت که جدا نشد

جسمت سه روز بین بیابان رها نشد

 

سنگین که شد سرت به روی نیزه ها نرفت

آوای استغاثه تو هرکجا نرفت

دیگر سنان میان دهان شما نرفت

ناموستان به کوفه و شام بلا نرفت

دندان به کاسه خورد ولی خیزران نخورد

اصلا عصا به این بدن نیمه جان نخورد




موضوع: شهادت امام عسکری(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : سه شنبه 1398/08/14 | 05:38 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام زمان(عج)-مناجات شهادت حسن عسکری(ع)


چنانكه درد ز مرهم جدا نخواهد شد

غم از نگاه تو یكدم جدا نخواهد شد

 

محرم و صفر و فاطمیه، نه هر روز

دل تو لحظه ای از غم جدا نخواهد شد

 

پس از دو ماه عزا در غم پدر زِ تنت

دوباره رخت محرم جدا نخواهد شد

 

به سامرا ببری یا نه امشب از چشمم

هوای ابری ماتم جدا نخواهد شد

 

دخیل دست من از سامرا جداست ولی

دخیلِ بسته ی قلبم جدا نخواهد شد

 

غم حسین و غم توست در دل و، دستم

از این دو رشته ی محكم جدا نخواهد شد

 

شهید شد پدر تو ولی از انگشتش

به زورِ خنجر، خاتم جدا نخواهد شد




موضوع: شهادت امام عسکری(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : سه شنبه 1398/08/14 | 05:37 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام حسن عسکری(ع)-شهادت


حدیث گریه شده  جام زهر خوردن تو

به عمر گل نرسد  قصه ی فسردن تو

 

همیشه آب نخوردن دلیل مرثیه نیست

تمام روضه ی ما گشته آب خوردن تو

 

هزار بار ، دلت را به ظلم سوزاندند

هزار بار ، بمیرم  برای مردن تو

 

نبرده است مدینه  ز خاطر ، ای یوسف

به سامرا ، نه  به زندان غصه بردن تو

 

چه سخت بود سپردی یتیم خود به "قدر"

چه سخت بود به دست "قضا" سپردن تو




موضوع: شهادت امام عسکری(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : سه شنبه 1398/08/14 | 05:33 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام حسن عسکری(ع)-مدح و شهادت


ساقیا ما همه از برکت جامت مستیم

یازده مرتبه از بردن نامت مستیم

آنچه از دست تو جاری ست شرابی ست طهور

شکر در سایه ی الطاف "امامت" مستیم

محو در روشنی گنبد زردت مثل

یاکریمان نشسته سر بامت مستیم

" نَحنُ کَهفُ لِمَنِ التَجَاَ اِلَینا "گفتی

عمری از لذت فحوای کلامت مستیم

به همان کرببلایی شدن مان سوگند

هم چنان با یکی از پنج علامت مستیم

می نخورده همه اصحاب تو اقا مست اند

می نخورده همه چون "ابن هشامت" مستیم

وَ تَصَدَّق... همه هستیم "ابوهاشم" تو

سال ها با کرم و لطف مدامت مستیم

نان تو باده ی ما کاسه ی تو ساغر ماست

تا سحر با نمک سفره ی شامت مستیم

ساقیا مرحمتی پشت در میکده ایم

به امیدی به در خانه ی تو آمده ایم

 

شیعه از پرچم تو حوله ی احرام گرفت

حرم الله حریم حرمت نام گرفت

قبله ی قبله تویی کعبه به تو رو زده است

حجرالاسود از ایوان طلا وام گرفت

خضر اولاد علی ! آب حیاتش دادی

هر که از دست کریمانه ی تو جام گرفت

فقه را با نفست بار دگر جان دادی

احتجاجات تو گرد از رخ اسلام گرفت

جاثلیق از سر اعجاز تو مشتش رو شد

و دعای تو فقط بود به هنگام گرفت

بی گمان زیر سر معجزه ی چشم تو بود

شیر درنده اگر در قفس ارام گرفت

اسم و رسمش وسط صحن تو از یادش رفت

عاشقی که لقب زایر گمنام گرفت

غافل از هم و غم شیعه نشد مهدی تو

از سجایای پسندیده ات الهام گرفت

وای از آن دم که نگهبان تو گستاخی کرد

وای از آن لحظه که تصمیم به دشنام گرفت

وارث سینه ی آزرده ی زهرا نفست

موقع گفتن تکبیره الاحرام گرفت

در مناجات شب اخر خود افتادی

پیش چشمان تر همسر خود افتادی

 

گریه ی چشم ملک از قبل مهدی بود

چقدر خوب سرت در بغل مهدی بود

ناله کردی همه با مهر جوابت دادند

تشنه بودی و سپس جرعه ای آبت دادند

اهل خانه کفنی بر تن پاکت کردند

بعد تشییع بلافاصله خاکت کردند

پیکرت تابش سوزنده ی خورشید ندید

بوریا جای کفن دور خودش دید ؟ ندید

سامرا با سپر و سنگ و سنانت نزدند

پیرمردان که عصایی به دهانت نزدند

سامرا صحبتی از گودی گودال نشد

سینه ات زیر سم اسب که پامال نشد

سر انگشترت انگشت به غارت که نرفت

آه... ناموس تو آقا به اسارت که نرفت




موضوع: شهادت امام عسکری(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : سه شنبه 1398/08/14 | 05:32 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام حسن عسکری(ع)-مدح و شهادت


وقت بیماری و غم ذکر حسن می گیرم

وسط روضه و دم ذکر حسن می گیرم

همه جا زیر علم ذکر حسن می گیرم

به خدا بین حرم ذکر حسن می گیرم

سامرا، ذکر حسن، بین حرم می چسبد

جمعِ نامِ تو شدن، زیر علم می چسبد

 

ما نشستیم سر سفره ی شاهانه ی تو

به فدای تو و آن لطف کریمانه ی تو

عرشیان صف زده پشت در کاشانه ی تو

خیر دیدیم چقدر از در این خانه ی تو

پاسبان حرمت خیل ملائک هستند

جیره خوار کرمت خیل ملائک هستند

 

خلق حیران تو و روی ملیحت آقا

به فدای تو و آن لحن فصیحت آقا

ماجرایی است عجب، دست مسیحت آقا

دست ما را برسان تا به ضریحت آقا

به فدای تو و آن گنبد و گلدسته ی تو

کس نخورده است در عالم، به در بسته ی تو

 

شور رویای شب ماست فقط خواب حرم

دل ما هست همان گوشه ی سرداب حرم

قسمت ما بشود کاش دم ناب حرم

تا بنوشیم فقط جرعه ای از آب حرم

هر چه می خواهد از این باب، گدا می گیرد

لطف بی حد شما، دست مرا می گیرد

 

می رود سمت جنان گریه کنت با زهرا

می شود چشم ترم در غم تو چون دریا

اثر زهر شده در رخت آقا پیدا

اولین روضه ی تو عمر کمت بود اما

لااقل خم نشدی، چشم شما تار نشد

قسمت سینه ی تو تیزی مسمار نشد

 

دست و پا می زنی و بال و پرت می آید

مهدی فاطمه بالای سرت می آید

اثر زهر جفا بر جگرت می آید

روضه ی ظهر دهم در نظرت می آید

همه سیراب ولی تشنه، عزیز زهراست

زیر کندیِ سر دشنه، عزیز زهراست

 

روی این خاک بگو، آه... تنت می ماند؟

زیر مرکب مگر آقا بدنت می ماند؟

غصه ای نیست... به تن پیرهنت می ماند

بین انگشت، عقیق یمنت می ماند

پسر فاطمه بالای سرش غوغا بود

سر عمامه ی آقای همه دعوا بود




موضوع: شهادت امام عسکری(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : سه شنبه 1398/08/14 | 05:31 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام حسن عسکری(ع)-شهادت


خودش تنها خبر از داغ های بیکرانش داشت

که مانند علی(ع) داغی در عمقِ استخوانش داشت

 

امان از کینهٔ دیرینه! میدانم که پیش از زهر

چه بغضی خفته در هر لقمه هایِ خشکِ نانش داشت

 

به خود از درد می پیچید و لبها به کبودی رفت

به جای آب؛ زخم ِ زهر وقتی در نهانش داشت

 

دلِ سرداب شد آشوب؛ موج ِ گریه راه انداخت

سحر شد... آرزویِ لحن زیبایِ اذانش داشت

 

عرق می ریخت و از حال رفت و سخت می لرزید

جگر می سوخت از زهری که کامل قصدِ جانش داشت

 

اگر چه عسکری؛ اما حسن(ع) بود و دم ِ آخر

گمانم ذکر «لا یومَ کَیومکْ» بر زبانش داشت

 

به یاد ظهر عاشورا، به یاد جدّ مظلومش

دم آخر چه حالِ روضه در اشک روانش داشت

 

پدر پیش پسر در سامرا...در کربلا امّا؛

پسر پیش ِ پدر جان داد! سر بر زانوانش داشت!




موضوع: شهادت امام عسکری(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : سه شنبه 1398/08/14 | 05:28 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

بصیرت-بیداری اسلامی


به نام خالق یکتای ما که از ایمان

نهاده بار امانت به گرده ی انسان

 

جهان و هرچه در آن است آزمایش ماست

همهْ زمین و زمان، پرده‌ی نمایش ماست

 

به قتلگاه خودش می‌رود نفس به نفس

کسی که نگذرد از سیم خاردار هوس

 

پلی شویم که از خود گذشتن آموزیم

نه موج سرکش طغیان که فتنه افروزیم

 

خوشا به یاری مردم به چشم تر رفتن

جهاد چیست؟ در این جاده ها به سر رفتن

 

و چیست دنیا؟ سیر غم است و شادی ما

و عمر چیست؟ همان اردوی جهادی ما

 

پیام اول این انقلاب بود، جهاد

امید مردم سرپل ذهاب بود، جهاد

 

جهاد ما سفر از دخمه‌ی تن آسانی ست

جهاد، غیرت اسلامی است و ایرانی ست

 

جهاد, از غم همسایه‌ها نخفتن ماست

جهاد خدمت هر کارگر به میهن ماست

 

رسول  ما که به مستضعفین تبسم کرد

زبان منبر ما را زبان مردم کرد

 

علی به شانه‌ی خود بار نان و خرما داشت

حسین ما غم این پابرهنه‌ها را داشت

 

کسی مباد گرفتار بی پر و بالی

مباد سفره ای از نان و زندگی، خالی

 

در این مسیر به سرمنزل سفر نرسیم

اگر به داد دل خون کارگر نرسیم

 

ز جور دانه درشتان چه‌هاست در دل ما

ز آه کوخ نشین، شعله‌هاست در دل ما

 

چرا به رشوه بگیرند کرکسان پر و بال؟

و دستبرد زند رانت‌ها به بیت المال ؟

 

بگو به نان و نمک خوردگان سفره‌ی ما

بریده است گرانی امان سفره‌ی ما

 

اگرچه گاه به پا شد نشست مصلحتی

نه! اقتصادِ رکودی نشد مقاومتی

 

اگرچه برپا شد محض آبروداری

سیمیناهار نکرده علاج بیکاری

 

چه عبرتی‌ست در آن مجرم کلان و گران

که با وثیقه‌ی یاران رها شده آسان؟

 

مباد باز گذارند دست بر روی دست

که انتظار از این قوه‌ی قضاییه هست

 

هنوز مردم مستضعفند پای نظام

بر این همیشه صبوران سربلند سلام

 

اگرچه دلنگرانیم از گرانی‌ها

مباد، دشمن ما گرم شادمانی‌ها

 

به نان خشک اگر سر کنیم سرنکشیم

به بام اجنبیان عاجزانه پر نکشیم

 

کدام آینه بوده‌ست از شکستن شاد

مبادمان که پریشان شویم و دشمنشاد

 

به ظلم و فتنه‌گری، حرف عدل بی معنی ست

و با زبان ستم، صَرف عدل بی معنی ست

 

چنین مباد که فریاد داد خواهی‌ها

به حیله محو شود در شب تباهی‌ها

 

شکست، عاقبت باغ های بی برگ است

سپاه تفرقه تنها غنیمتش مرگ است

 

کسی که هیزم عصیان کشد جهنمی است

کسی که شعله به ایران کشد جهنمی است

 

به خاک و خون بکشند این قبیله، میهن ما

به نام مردم ما و به کام دشمن ما

 

ز دودمان شرارند و از قبیله‌ی دود

مترسکند به دست مَلِک فساد سعود

 

دریغ، از نظر شعله‌ها به پرچم ما

شرر زدند به ایران ما به پرچم ما

 

سلام! پرچم زیبای عشق و ایمانم

سلام! پرچمِ پا تا به سر، مسلمانم

 

به سبز و سرخ و سپیدت گره زدم دل را

که شعله‌وار بسوزم هرآنچه باطل را

 

ز موج‌ها به تو بردم پناه و خرسندم

که با تو یافته‌ام، با تو امن ساحل را

 

میان سینه خود از خدا نشان داری

همان که ساخته آسان هرآنچه مشکل را

 

چه مادران که به دامان تو گریسته‌اند

چو در بر تو نشاندند مرغ بِسمل را

 

تو یادگار شهیدان خون‌کفن هستی

و زنده می‌کنی اسم امام راحل را

 

ز جهل در تو کسی گر نگاه کرده حریص

درآوریم ز جا آن دو چشم جاهل را

 

سپیدِ چهره تو نور دیده و دل ماست

چنانکه نیمه‌شبی دیده قرص کامل را

 

ز سرخی رخ تو اهل خانه دل‌گرم‌اند

ز سبزی تو معطر کنیم منزل را

 

به زیر سایه‌ات استاده ملتی نستوه

که فاتحانه گذر کرده این مراحل را

 

مباد سایه امن تو از سر ما کم

مبینم از شرر تو شبی تُهی دل را

 

صدایی از نفس راه می‌رسد بر گوش

نوید نصر من الله می‌رسد بر گوش

 

کدام گل که در اندیشه‌ی بهارش نیست

کدام جاده که دلواپس قرارش نیست

 

مشام کوچه پر از عطر آب پاشی‌ها

در انتظار تو گلدسته ها و کاشی‌ها

 

به هرطرف که نظر می‌کنم شهیدی هست

اگر شهید می‌آرند پس امیدی هست

 

شهید خیمه‌اش آنسوی بی‌کرانی هاست

شهید جلوه‌ی بانوی بی نشانی هاست

 

شهید! ای به تماشای سوره‌ی کوثر

گرفته بوی فصل لربک وانحر

 

غریب باش دلا تا به آشنا برسی

غیور باش به شمشیر لافتی برسی

 

در این زمانه‌ی تردید و شبهه و پرهیز

بیا و دست به دامان دلبری آویز

 

پیاله نوش ولا از بلا نپرهیزد

فدایی نجف از کربلا نپرهیزد

 

حسین کیست که این نغمه زیر و بم زده است

حسین کیست که عشق از حسین دم زده است...

 

اگرچه پیرهنش پاره پاره می آید

هنوز بانگ اذان از مناره می آید

 

در این شبانه, سرود سپیده باید خواند

در اقتدا به گلوی بریده باید خواند

 

میان لشکری از نهروانی و جملی

پناه خسته دلان کیست ذوالفقار علی




موضوع: فرهنگی، اجتماعی و سیاسی، 
 

تاریخ درج شعر : دوشنبه 1398/08/13 | 12:43 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

بصیرت-استکبار ستیزی


ای خدا معرفتی ده که ولایی باشیم

رفته از کوفه برون کرب‌وبلایی باشیم

 

کوفه‌ای بودن و از کرب‌وبلا لاف زدن

بی‌حیایی است دعا کن که حیایی باشیم

 

دشمنان رحم ندارند و رفیقان انصاف

ما در این شهر چگونه شهدایی باشیم

 

شهدا هر چه نوشتند قلم‌خورد نداشت

ای قلم بشکن اگر شیخ ریایی باشیم

 

ما اگر صید بنی‌صدرصفت‌ها نشویم

می‌توانیم هم‌آواز رجایی باشیم

 

دل نخواهد ره سازش برود می‌خواهد

حیدری فکر کند روح خدایی باشیم

 

خبر ای اهل بصیرت، خطری در راه است

نگذارید در این صحنه خطایی باشیم

 

ای جوان، نفی کن اسرائیل و امریکا را

با علی باش در این راه فدایی باشیم

 

اهل بحرین و یمن چشم به ما دوخته‌اند

«یا علی» گوی مهم نیست کجایی باشیم

 

سره از ناسره تشخیص دهند اهل شرف

گر چو عمار پی راه رهایی باشیم

 

نشناسیم اگر یار خراسانی را

گو دگر عرضه نداریم رضایی باشیم

 

وارث غیرت عباس بود سید ما

امر فرموده پی کفرزدایی باشیم

 

می‌شناسیم تو را ای خلف روح‌ خدا

یا ربی گوی که مشمول دعایی باشیم

 

ما که دل‌بستة مولا و ولایتمندیم

ناسپاسی است که وابسته به جایی باشیم

 

گو بر آنیم «کلامی» که به راه اسلام

بگذریم از خود و سرباز خدایی باشیم

 




موضوع: فرهنگی، اجتماعی و سیاسی، 
 

تاریخ درج شعر : دوشنبه 1398/08/13 | 12:28 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

استکبار ستیزی


اسلامِ نابِ مصطفی در حال جولان است

إنّا فَتَحنا بر لبِ اصحاب قرآن است

 

اسلامِ نابِ مصطفی در سرسرای عرش

اسلامِ آمریکاییان سر در گریبان است

 

فتح المبین شد، باز هم اسلامِ آمریکا

این روزها از کرده‌های خود پشیمان است

 

طوفانِ فتنه آمد و دریا خروشان شد

این روزها آرامشِ مابعدِ طوفان است

 

فتنه همان فتنه که در صفین می‌دیدند

قرآن به روی نیزۀ یارانِ شیطان است

 

فتنه همان فتنه که از غربِ جهان گفتند

در سوریه جنگِ مسلمان با مسلمان است

 

با پرچمِ خون، پرچمِ فتنه زمین افتاد

حالا زمانِ فکرکردن به شهیدان است

 

سوریه و لبنان ندارد، جنگ با شیطان

هرجا که باشد بیشۀ شیران ایران است

 

بلقیس‌های تاج‌دارِ دهر فهمیدند

خاورمیانه قصۀ مُلک سلیمان است

 

زهرا روی ایران حسابِ ویژه وا کرده

وقتی که اینجا خطۀ اولادِ سلمان است

 

ما معتبر به میوه‌های باغِ سلطانیم

این خوشۀ انگور از تاکِ خراسان است




موضوع: فرهنگی، اجتماعی و سیاسی، 
 

تاریخ درج شعر : دوشنبه 1398/08/13 | 12:23 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

استکبار ستیزی


هرجا که بیفتد گذر آمریکا

پیداست درآنجا اثر آمریکا

 

هر جا که زمین ریخته خون مظلوم

آن شاخه شکسته تبر آمریکا

 

پیدایش داعش و سعودی ها شد

در منطقهء ما هنر آمریکا

 

هر جای جهان که فتنه ای برپاشد

بوده به خدا زیر سر آمریکا

 

درغزه و مصر و یمن و سوریه

درترس همه از خطر آمریکا

 

هر کشوری ازخودش دفاعی بکند

باشد تروریست از نظر آمریکا

 

برجام بهانه بود تا یک عده

تعظیم کنند محضر آمریکا

 

باهمت مردمی مطیع رهبر

برچیده شود بال و پر آمریکا

 

پروازمسافری مارا زده اند

این است "حقوق بشر آمریکا"




موضوع: فرهنگی، اجتماعی و سیاسی، 
 

تاریخ درج شعر : دوشنبه 1398/08/13 | 12:18 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت سکینه بنت الحسین(ع)-مدح و مرثیه


راوی کرب و بلا دارد روایت می کند

از جدایی سر و تن ها حکایت می کند

 

شد سکینه معنی اش آرامش قلب حسین

بشنو از دریا زمانی که شکایت می کند

 

چون روایت می کند از کربلا یک روضه اش

تا همیشه مجلس مارا کفایت می کند

 

راوی کرب و بلا با روضه های مستند

تازه در روز قیامت او قیامت می کند

 

نام زیبایش برای بردن قلب حسین

با رقیه با علی اصغر رقابت می کند

 

تا رقیه می رسد محو سکینه می شود

هرچه می گوید حسین عباس اطاعت می کند

 

آه اَیْنَ عمِّیَ الْعباس او هم نکته ای ست

که خیال بچه‌ها را آه راحت می کند

 

شمر یک بیماری سخت است که در قافله

به تمام مردها دارد سرایت می کند

 

درتمام راه هم بر ضرب و شتم بچه‌ها

شمر فرمان می دهد خولی اطاعت می کند




موضوع: حضرت سکینه(س)، 
 

تاریخ درج شعر : شنبه 1398/08/11 | 05:27 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت سکینه(س)-مدح و مرثیه


نقش جلیله دخترِ ارباب سرجدا

بعد از شهادت پدرش، بعد نینوا...

 

کمتر نبود از هنرِ عمه های خود

با شعر، خطبه، نوحه، تباکی، بکا، دعا

 

یعنی پس از شهادت شاه شهیدمان

مرهون نوحه های سکینه ست کربلا

 

آن بانویی که عابدۀ اهلبیت بود

با سوز خویش داده چنین درسِ دین بما

 

راه حسین، راه قیام است و راه خون

باید همیشه زنده نگه داشت راه را

 

تیغ زبان گشود، به فریادِ فاطمی

گفت از هزار داغ، یکی را برای ما

 

وقت غروب بود و أذانی نمی رسید

إلاّ صدای هلهلۀ لشگر دَغا

 

دیدم به چشم خویش در اطراف خیمه گاه

در لابلای شیون و غوغای ماجرا

 

یک دسته نیزه، رأسِ بریده کنند حمل

یک فوج نیزه، معجرِ زنهای با حیا

 

دست خودم نبود که فریاد میزدم

معجر مگیر از سرِ ما، پَستِ بی حیا

 

دیدم ز پای خواهر من زیوری ربود

یک نابکار، با طمع و حرص، بی هوا

 

در بینِ دود و آتشِ خیمه، بدست خصم

دیدم چکید خون، ز همه گوشواره ها

 

دیدم فرارِ خواهر دیگر در آن میان

با دامنِ به شعله نِشسته  ،سوی کجا؟

 

میگفت با تمام نواهای زخمی اش

اینجاست موجِ خونِ خدا، موج کربلا

 

این موجِ کربلا همه را غرق می کند

مستغرق خدا چو سکینه، نه در بلا




موضوع: حضرت سکینه(س)، 
 

تاریخ درج شعر : شنبه 1398/08/11 | 05:22 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت سکینه(س)-مرثیه


اول

ناگاه کتاب گریه را وا می کرد

آن قدر که پشت ناله را تا می کرد

در مجلس روضه ی امام صادق

یاد لب خشکیده ی بابا می کرد

 

دوم

بانو! بنشین، بخوان، بگو حرف بزن

از تیر نشسته بر گلو حرف بزن

بانو! دم آخری کمی آب بخور

از خاطره دست عمو حرف بزن

 

سوم

از سایه سنگ رد شده لشگر من

زنجیر نشسته روی زخم پر من

این غصه، شبانه، بی صدا پیرم کرد:

تشت و سر و چوب و گریه خواهر من

 

چهارم

چوبی که به لب اشاره می کرد آن روز

از عمه جگر پاره می کرد آن روز

ترسیدم از آن چشم حرامی ناگاه...

وقتی که مرا نظاره می کرد آن روز




موضوع: حضرت سکینه(س)، 
 

تاریخ درج شعر : شنبه 1398/08/11 | 05:18 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت سکینه(س)-مرثیه


نه از لباس کهنه‌ات نه از سرت شناختم

تو را به بوی آشنای مادرت شناختم

 

تو را نه از صدای دلنشین روزهای قبل

که از سکوت غصه‌دار حنجرت شناختم

 

تو شعر عاشقانه بودی و من این قصیده را

میان پاره‌پاره‌های دفترت شناختم

 

قیام در قعود را، رکوع در سجود را

من از نماز لحظه‌های آخرت شناختم

 

غروب بود و تازه من طلوع آفتاب را

به روی نیزه، از سر منورت شناختم

 

شکست عهد کوفه... این گناه بی‌شمار را

به زخم‌های بی‌شمار پیکرت شناختم

 

تو را به حس بی‌بدیل خواهر و برادری

به چشم‌های بی‌قرار خواهرت شناختم

 

اگرچه روی نیزه‌ای ولی نگاه کن مرا

نگاه کن... منم سکینه دخترت... شناختی؟




موضوع: حضرت سکینه(س)، 
 

تاریخ درج شعر : شنبه 1398/08/11 | 05:16 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

به مناسبت شب اول ربیع مصادف با  لیلة المبیت

امام علی(ع)-مدح


از سوی خدا تو مورد تأییدی

درظلمت شب مثل قمر تابیدی

دادند ملائکه سلامت امشب

تا جای پیمبرخدا خوابیدی

 

 




موضوع: مدح و مناجات با امام علی(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : پنجشنبه 1398/08/9 | 09:05 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

به مناسبت شب اول ربیع مصادف با لیلة المبیت

امام علی(ع)-مدح


مرا به شور کشید ست شهد انگورش

مذاب کرده مرا انعکاسی از نورش

 

حَلاوت عَسَل اَصل را نجف ‌‌‌‌دیدیم

شراب می چکد از دست رنج زنبورش

 

«شنیده ایم» کرامات عاشق لالش

«ندیده ایم» به جز روشنایی از کورش

 

اگر که ماه تَرَک خورد و شَمس بر می گشت

به حکم دست یدالله بود و دستورش

 

بپرس از دَرِ خانه، مراتب صبرش

بپرس از دَرِ خیبر، مراتب زورش

 

شنیدم از دو لب ذوالفقار، می فرمود:

نوای هو هوی باد صباست ماهورش

 

دوباره خالی ام از خویش و پُر شدم از عشق

دوباره سرخوشم از شعر های مشهورش...

 

«علی امام من ست و منم غلام علی»

هزار جان گرامی فدای دستورش

 

علی ست مظهر «لایدرکٌ و لا یُوصَفْ»

نمی توان به دو تا جمله کرد محصورش

 

علی ست شاخص تشخیصِ خالِص و مُخلص

قسم به روز حساب و به نفخه ی صورش

 

علی فراتر از اِدراک ما زمینی هاست

خدا به دلبری از خلق کرده مأمورش

 

تَبوک را علی از دور حَل و فصلش کرد

و رومیان همه خواندند امپراطورش

 

کسی که تشنه ی پندش ملائکه بودند

به چاه کوفه چه گفت?! و چه بود منظورش?!!

 

دلی که عاشق مولاست رو نخواهد کرد

به جذبه های بهشت و کرشمه ی حورش

 

به شأن آیه ی «کَهْفُ الرَّقیمْ»، پی بردم

به محض دیدن عُشّاقِ جور واجورش

 

به  دار باقی تمار  و  یاری  عمار

نگاه کن، به هنر های #مست و مستورش

 

همیشه خنده ی جانانه گریه می طلبد

به اشک خوانده مرا شعر های پُر شورش

#

سلام کرده ام از وادی السلام به او

به شوق وعده ی شیرین لحظه ی گورم...




موضوع: مدح و مناجات با امام علی(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : چهارشنبه 1398/08/8 | 04:18 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام رضا(ع)-شهادت


جگرم پاره شد از زهر کجایی پسرم

چشم من مانده به در تا تو بیایی پسرم

 

از عبایی که کشیدم به سرم معلوم است

کار ما و تو کشیده به جدایی پسرم

 

حسرت بوسه بابا به دلت می ماند

تو به بالینم اگر دیر بیایی پسرم

 

مثل یک مار گزیده به خودم می پیچم

جگر سوخته را نیست دوایی پسرم

 

بسکه در کوچه زمین خوردم و برخاسته ام

نه توانی به تنم مانده نه نایی پسرم

 

هی زمین خوردم و هی ناله زدم وااماه

دارم از کوچه عجب خاطره هایی پسرم

 

مثل آن چادر خاکی شد عبایم خاکی

مثل زهرا سرم آمد چه بلایی پسرم

 

مادرم را پسرش برد سوی خانه ولی

من سوی خانه روم با چه عصایی پسرم

 

سر نهادم به روی خاک که از جدم حسین

برده ام ارث غریب الغربایی پسرم

 

آب هم گر بدهی باز دلم میسوزد

شده این حجره عجب کرببلایی پسرم

 

جگرم پاره شد اما بدنم پاره نشد

کس نزد بر سر من سنگ جفایی پسرم

 

دست و پا میزنم و سینه من نیست دگر

زیر پا و لگد بی سر و پایی پسرم

 

گریه بر بی کفن کرببلا کن در قبر

چونکه بند کفنم را بگشایی پسرم

 




موضوع: شهادت امام رضا(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : دوشنبه 1398/08/6 | 02:06 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات
تعداد کل صحن ها : 526 ::      ...   5   6   7   8   9   10   11   ...  
لطفا از دیگر صحن های حسینیه نیز دیدن فرمایید
.: پایگاه تخصصی مدح و مرثیه حسینیه:.
ساخت وبلاگ در میهن بلاگ

شبکه اجتماعی فارسی کلوب | اخبار کامپیوتر، فناوری اطلاعات و سلامتی مجله علم و فن | ساخت وبلاگ صوتی صدالاگ | سوال و جواب و پاسخ | رسانه فروردین، تبلیغات اینترنتی، رپرتاژ، بنر، سئو