بسم‌الله الرحمن الرحیم


قابل توجه زائرین گرامی، همزمان با ثبت اشعار در پایگاه حسینیه، کانالهای اجتماعی "حسینیه"  نیز به روز خواهد شد.

لینک کانال های تلگرام ، ایتا و سروش  hosenih@  

و

لینک صفحه اینستاگرام payegahe_hoseinieh@ 


https://telegram.me/hosenih

https://www.instagram.com/payegahe_hoseinieh/


لطفا در معرفی صفحات اجتماعی پایگاه "حسینیه" ، همکاری نمایید.




موضوع: کانال تلگرامی و صفحه اینستاگرام "حسینیه"،  اطلاعیه و اخبار حسینیه، 
 

تاریخ درج شعر : جمعه 1397/09/9 | 08:15 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام رضا(ع)-شهادت


این زهر کاری کرد من از نا فتادم

در کوچه مثل مادرم از پا فتادم

 

با احتیاط از درد، خود را میکشیدم

تا خانه چندین بار چون زهرا فتادم

 

در خانه گفتم زود درها را ببندید

تا داخل حجره شدم، درجا فتادم

 

پیراهنم را از عطش بالا گرفتم

یاد آمد از جدّ غریبم تا فتادم

 

نیزه نخورده پیکرم میسوخت از درد

یادِ تن صد چاک عاشورا فتادم

 

یاد هزار و نهصد و پنجاه زخمش

بیخود ز خود گشتم، ز پا آنجا فتادم

 

گر چه سر من را جدا از تن نکردند

یاد سرِ بر نیزه در نجوا فتادم

 

تا که جوادِ من سرم از خاک برداشت

یاد علیِ اکبر لیلا فتادم




موضوع: شهادت امام رضا(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : دوشنبه 1398/08/6 | 01:56 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام رضا(ع)-مدح و مناجات


به بوی مست شب بوها و مریم ها توجه کن

همین که اشک میریزی به شبنم ها توجه کن

 

همین که می رسی از صحن گوهرشاد، شادی کن

به شادی های پنهان گشته در غم ها توجه کن

 

یکی از یاد تو رفته که در یک فرد میبینیش

همینطوری که می آیی به آدم ها توجه کن

 

کنارت هرکسی یک جور و با یک ذکر می آید

به یا زهرا و یا حیدر به این دم ها توجه کن

 

به هر علت دو قطره اشک روی گونه چون آمد

در این وادی زیاد از حد به این کم ها توجه کن

 

همیشه قطره ای گُم باش پیش حضرت دریا

همیشه نزد عالِم ها به عالم ها توجه کن

 

حرم رفتی به شادی ها به زاری ها توجه کن

به نوع نشئگی ها و خماری ها توجه کن

 

حرم انگار مردم را تماماً مهربان کرده

به نوع عشق ورزی ها به یاری ها توجه کن

 

ببین دلواپسی معنا ندارد در ورودی ها

به طرز اغلب چشم انتظاری ها توجه کن

 

یکی هستی و خود را چون که صدها تکه میبینی

به این تکثیر در آیینه کاری ها توجه کن

 

به سیل زائران وقتی که می جوشند و می آیند

به این دلدادن،این بی اختیاری ها توجه کن

 

به اینکه با چه طیفی میروی پابوس دقت کن

به نوع چینش این همجواری ها توجه کن

 

همیشه مضربی از هشت در آمار میبینی

به هشت مُستَتِر در سر شماری ها توجه کن

 

مچاله باش نزد مرقدش تا قیمتی باشی

به این آداب اهدای هزاری ها توجه کن

 

اگر دقت کنی از گوشه اش بالی زده بیرون

به رخت خادمان در کفشداری ها توجه کن

 

توجه کن توجه کن کنار حضرت سلطان

به هر درد و غمی غیر از نداری ها توجه کن




موضوع: مدح و مناجات با امام رضا(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : دوشنبه 1398/08/6 | 01:52 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام رضا(ع)-شهادت


خون بر لبش نشست عرق بر جبین نشست

پنجاه و چند مرتبه آقا زمین نشست

 

پنجاه مرتبه به زمین خورد و ایستاد

از بس که زهر بر جگرش آتشین نشست

 

در کوچه بود یاد حسن بود و مادرش

یک دفعه پیر شد به رُخش چند چین نشست

 

یک دست روی پهلو و یک دست بر جگر

در حُجره یادِ جَدِّ غریبش زمین نشست

 

بالا سرش دو مادرِ گیسو سپید بود

یعنی کنارِ فاطمه‌ام البنین نشست

 

چسباند تا که سینه‌ی خود را به خاک ، دید :

 چرخاند رویِ سینه و آن لاله چین نشست

 

از  تَل کنارِ عمه‌ی خود داد زد ولی

ضربِ هزار و نهصد و پنجاهمین نشست

 

یابن الشبیب اَبروی او را سنان شکست

"والشِمر جالِسُ" به روی سینه این نشست

 

با عمه رفت کوفه و با عمه شام رفت

در کوچه دید دخترکی دل غمین نشست

 

با آستین پاره سرش را گرفت حیف

از بام آتشی به همین آستین نشست

 

سنگی که خورد بر سرِ بابا کمنانه کرد

بر گونه‌های کوچکِ آن نازنین نشست...




موضوع: شهادت امام رضا(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : دوشنبه 1398/08/6 | 01:49 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام رضا(ع)-مدح و شهادت


امشب که غم شام غریبان تو داریم

چشم کرم از سفره احسان تو داریم

 

دل را همه بر پنجره فولاد تو بستیم

نور بصر از گنبد و ایوان تو داریم

 

با کاسه دل بر سر راه تو نشستیم

ما خیل گدا، چشم به دستان تو داریم

 

لب ها ی تو خشکند چونان جد غریبت

در سینه عزای لب عطشان تو داریم

 

در حجره در بسته خود فکر جوادی

ما هم هوس دیدن مهمان تو داریم

 

دوریم اگر ز مشهدت از تو چه پنهان

در جنت قم عطر خراسان تو داریم

 

بر خوان کریمانه معصومه (س) نشستیم

یا فاطمه (س) ما دست به دامان تو داریم

 

یا حضرت معصومه (س) سرت باد سلامت

ما بعد رضا (ع) گوش به فرمان تو داریم

 

گاهی دل تو مشهد و گاهی به مدینه است

ما نیز خبر از غم پنهان تو داریم

 

تا آمدن منتقم ضربه و سیلی

دیده به ره یوسف کنعان تو داریم




موضوع: شهادت امام رضا(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : دوشنبه 1398/08/6 | 01:45 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام رضا(ع)-مدح و مناجات


چه غم گر گنه کار و نامه سیاهم

علی بن موسی الرضا داد راهم

امام رئوفی که عالم فدایش

کرم کرد و داد از عنایت پناهم

سراپا شدم غرق دریای رحمت

نگویید دیگر که غرق گناهم

همه روی گردانده بودند از من

رضا کرد با چشم رحمت نگاهم

به جز دامن آل عصمت نگیرم

به غیر از رضای رضا را نخواهم

چو می خواست راهم دهد از کرامت

عطا کرد، سوز دل و اشک و آهم

اگر خوار بودم، اگر پست بودم

رضا داد قدرم، رضا داد جاهم

شدم خاک پای امام رئوفی

که بر شهریاران کند پادشاهم

گدایم گدایم گدایم گدایم

گدای علی بن موسی الرضایم

 

اگر چه گنه کار و آلوده هستم

ز صهبای «لاتقنطوا» مست مستم

سزد پا به بال ملائک گذارم

که بر دامن این ضریح است دستم

هم از جان بر این آستان رخ نهادم

هم از دل بر این پنجره رشته بستم

امام غریبان ولی نعمتم شد

که عمری سر سفرۀ او نشستم

به حبّ تو دادار را می ستایم

به مهر تو معبود را می پرستم

به پیمانه ای هستی ام را بسوزان

به رویم میاور که پیمان شکستم

به من در ز رأفت گشودی وگر نه

تو بالای بالا و من پست پستم

گدایم گدایم گدایم گدایم

گدای علی بن موسی الرضایم

 

خوشا آن غریبی که یارش تو باشی

قرار دل بیقرارش تو باشی

خوشا آن که تنها تو را دوست دارد

چه خوش تر اگر دوستدارش تو باشی

بر آن محتضر می برم رشک هر شب

که شمع شب احتضارش تو باشی

خوش آن خانه بر دوش دور از دیاری

که هم خانه و هم دیارش تو باشی

خوشا آن گدائی که تنهای تنها

کناری نشنید، کنارش تو باشی

خوشا آن تهی دست بی برگ و باری

که در این چمن برگ و بارش تو باشی

خوشا آن که یک عمر پروانه ات شد

که یک لحظه شمع مزارش تو باشی

شعاری به پیشانی خود نوشتم

خوشا آنکه تنها شعارش تو باشی

گدایم گدایم گدایم گدایم

گدای علی بن موسی الرضایم

 

تو آئینهء طلعت کبریائی

جگر پارهء خاتم الانبیائی

تو قرآن، تو توحید، تو دین، تو ایمان

تو زهرای مرضیه، تو مرتضائی

تو بدرالولایه، تو شمس الائمه

تو مولا علی بن موسی الرضائی

تو یاسین، تو طاها، تو کوثر، تو قدری

تو کعبه، تو مروه، تو سعی و صفایی

تو یار غریبانی و خود غریبی

تو تنهائی و با همه آشنائی

زهی جاه و رفعت، زهی لطف و رأفت

که نه از خدا و نه از ما جدائی

چو برخیزم از خاک، در حشر گویم

علی بن موسی، کجائی، کجائی

به جان جوادت پی بازدیدم

سه جائی که خود وعده دادی بیائی

گدایم گدایم گدایم گدایم

گدای علی بن موسی الرضایم

 

نبی را به خاک حجاز است و ایران

دو کس پارهء تن، دو تن بهتر از جان

مطاف ملک، فاطمه در مدینه

علی بن موسی الرضا در خراسان

یکی مدفنش بوسه گاه خلایق

یکی خانه اش سوخت از نار سوزان

رواق یکی سر بر افلاک برده

مزار یکی مانده با خاک یکسان

یکی در فراق پسر دل پر از خون

یکی در عزای پدر دیده گریان

یکی روز شد دفن در شهر غربت

یکی شب غریبانه تر از غریبان

الهی زبان مرا وقت مردن

به این بیت ترجیع، گویا بگردان

گدایم گدایم گدایم گدایم

گدای علی بن موسی الرضایم




موضوع: مدح و مناجات با امام رضا(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : دوشنبه 1398/08/6 | 01:39 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام رضا(ع)-شهادت


دیدی اگر عبا بسرم بود چاره کن

فکری برای این جگر پاره پاره کن

 

دیدی اگر به کوچه زمین خوردنِ مرا

یاد از زمین فتادنِ مَه در شراره کن

 

همراه من بیا و در حجره را ببند

آنگه میان گریه بحالم نظاره کن

 

رنگِ پریدۀ من اگر مشکلِ تو بود

یادی ز یاس نیلی و آن گوشواره کن

 

دیدی اگر جمال جگر گوشۀ مرا

پس احترامِ کاملِ آن ماه پاره کن

 

دیدی اگر پدر به سر زانوی پسر

گریه به غربت بدنی پاره پاره کن

 

دیگر مرا نبینی و او حجت خداست

با جان و دل اطاعتش از هر اشاره کن

 

نعش مرا بگیر و به هرجا که او رَوَد

یاد از مشایعت به شبی بی ستاره کن




موضوع: شهادت امام رضا(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : دوشنبه 1398/08/6 | 01:36 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام رضا(ع)-شهادت


در سماوات بانگ غم دادند

بی کسی را دوباره سم دادند

 

چه غریبی که دور از وطن است

پاره قلب جمع پنج تن است

 

زهر را خورده است‌ پا شده است

چقدر شکل مجتبی شده است

 

مثل زهرای خورده بر مسمار

دست خود را گرفته بر دیوار

 

وسط راه میخورد به زمین

گاه و بیگاه میخورد به زمین

 

میرود حجره دست و‌پا بزند

صورتش را به خاکها بزند

 

وقت آن است آب آب کند

مثل جدش به خون خضاب کند

 

گرچه در بی کسی نفس زده است

پسرش آخرِسر آمده است

 

بازهم شکر پیرهن دارد

چندتا چندتا کفن دارد

 

نیزه ای نیست داخل دهنش

سایبان مانده است بر بدنش

 

دخترش در حصار آتش نیست

نظری سمت خواهرانش نیست

 

خاتمش دست‌ ساربانی نیست

دست مامون که خیزرانی نیست

 

پسرش را ندیده روی عبا

قطعه قطعه نچیده روی عبا

 

خنجری زیر حنجرش نرسید

ته گودال پیکرش نرسید

 

حجره اش را گرفته سوز حسین

نیست روزی شبیه روز حسین




موضوع: شهادت امام رضا(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : دوشنبه 1398/08/6 | 01:34 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام رضا(ع)-شهادت


رنگی اگر پرید ، نظر بر رویش کنید

قلبی اگر شکست ، دلی دلجویش کنید

 

وقتی عبا به پای کسی گیر می کند

کاری برای زخم سر زانویش کنید

 

یاری کنید وقت زمین خوردنِ کسی

پایی که خسته ماند پر از نیرویش کنید

 

وقتی کسی به روی زمین درد می کشد

فکر گشودنِ گره از اَبرویش کنید

 

دیدید اگر چو مار گزیده شود کسی

بی وقفه رو به قبله ، سرِ زانویش کنید

 

حالا بگو قیافه شناسی بیاورند

گل چون شناخته نشود ، پس بویش کنید

 

چون محتضر به زلف پریشان ز پا فتد

دستی شبیه شانه در آن گیسویش کنید

 

زهری که بر جگر بنشیند ، علاج نیست

هر چند بحر آبِ خنک دارویش کنید

 

باید که قبلِ حادثه فکر علاج بود

یعنی امام را مددِ نیکویش کنید

 

وقتی که روز واقعه یارش نمی شوید

پس پشت پنجره سخن از آهویش کنید

 

حتی اگر امام رضا رأفتی کند

این لطف اوست ، دست دعا را سویش کنید

 

حالا بیاد مادر پهلو شکسته گفت :

دستی اگر شکست ، مدد بازویش کنید




موضوع: شهادت امام رضا(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : دوشنبه 1398/08/6 | 01:31 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام رضا(ع)-شهادت


سلام آشـکـار شیعــه بــر غــم‌هـــای پنهــانت

الهـی گِـل شــود از اشــک من خـاک خراسانت

 

تـو بـــودی مثــل زهرا بضعـهء پــاک رسـول‌الله

که عمــری محنـت و انــدوه بــازی کـرد بـا جانت

 

به چشم خویش دیدی دم‌به‌دم جان دادن خود را

از آن روزی که مأمون در خــراسان کـرد مهمانت

 

چه شد که مرگ خود را از خدای خود طلب کردی

گمانـم "یــابن زهـرا" قصـر مــأمون بــود زندانت

 

دل نـورانیت شــد پـــاره‌پـــاره چــون تـن جـدت

ز بس پیـوسته مــأمون بـر جگــر زد زخـم پنهانت

 

چـه شـد معصومه تا گیرد سرت را بـر روی دامن

جـوادت کـو کـه بگــذارد سـر خــود را بـه دامانت

 

ز جـا بــرخیـز و مثـل جـد مظلومت بخـوان قرآن

چـرا خــاموش شــد آوای روح‌انگیـــز قــرآنـت

 

شنیـدم دل نهــادی روی سنگـی از شـرار زهـــر

ولــی دیـگــر نکـــردنـد اهـل کوفه سنگ بــارانت

 

الهــی بشکنــد دستــی کــه بــا انگـور زهرآگین

شــرار افــروخت ای جان جهـان بر قلب سوزانت

 

به تشییع تـو حتـی قــاتلت هـم گـریه کـرد آری

نخندیدند دیگـر دشمنـان بــر چشــم گـریانت

 

دلــت آتـش گـرفـت از شعلـهء زهـــر ستـم اما

نیـامد بـر دل ای محبــوب دل‌هــا زخـم پیکـانت...

 

بـه «میثم» نعمت حـق شد تمـام از مهرتان آری

چه نعمت خـوب‌تر از این کـه گشتـم مرثیه‌خوانت




موضوع: شهادت امام رضا(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : دوشنبه 1398/08/6 | 01:29 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام رضا(ع)-شهادت


این شهر ، مشهد است بیا کربلا که نیست

شاید غریب ، خانه ی ناآشنا که نیست

 

مشهد که کوفه نیست قدم رنجه کن بیا

دور از مدینه هست ولی بی وفا که نیست

 

باب الجواد داری از این رو غمین نباش

در ماتم پسر ، قدت از غصّه تا که نیست

 

اینجا مقابلت پسرت را نمی کشند

اینجا عبورت از وسط نیزه ها که نیست

 

از قم نترس خواهرت آرام و راحت است

مَحرم نبوده شهر ولی بی حیا که نیست

 

زینب غمی بزرگ پر از بی برادری است

معصومه غمزده است ولی بی رضا که نیست

 

ایران اگر نداشت رضا را صفا نداشت

پنهان نبوده از تو ، نهان از خدا که نیست

 

از میوه های کشور ما میل کن ولی

در خوشه های تاک دریغا !شفا که نیست




موضوع: شهادت امام رضا(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : دوشنبه 1398/08/6 | 01:24 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت رسول(ص)-شهادت


لحظه های آخرش بود و به حیدر خیره شد

اشک از چشمش چکید و کنج بستر خیره شد...

 

تا که عزراییل وارد شد برای قبض روح

بر علی(ع) و فاطمه(س) با حال مضطر خیره شد

 

خوب میدانست بعدش فتنه بر پا می شود

دود و آتش را تصوّر کرد و بر «در» خیره شد

 

دست هایش را گرفت و سخت بر سینه فشرد

آیه هایی خواند و بر بازوی کوثر خیره شد

 

روضه از عمق نگاهش داشت جریان میگرفت

پلک زد با ناتوانی؛ سمتِ دیگر خیره شد

 

آن طرف سر را به زانو داشت غمگین؛ مجتبی(ع)

بر غمش زل زد! به اندوهِ برادر خیره شد

 

طاقتِ بیتابی و اشک حسینش(ع) را نداشت

از نفس افتاد تا چشمش به حنجر خیره شد

 

رفت تا جایی که زینب(س) بغض کرد از کربلا-

تا سرِ بازارِ شهر شام؛ بر «سر» خیره شد

 

دل ندارم! روضه کاش اینجا به پایان می رسید

وای از وقتی که بر «سر» چشم دختر خیره شد!




موضوع: شهادت رسول اکرم(ص)، 
 

تاریخ درج شعر : شنبه 1398/08/4 | 05:29 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

حضرت رسول(ص)-شهادت


آنکه با غمزه‌‌های گفتارش

درس‌آموزِ صد مدرّس بود

در نفس‌های آخرِ عمرش

قلم و کاغذی طلب بنمود

 

چون که می‌خواست مردمِ دینش

نشوند از مسیر حق، گمراه

خواست در آخرین وصیت خویش

بنویسد: "علی ولی‌الله"

 

ناگهان از میان جمعیت

محضر حضرت رسول‌الله

یک نفر _آن‌که دانی و دانم_

گفت "ان الرجل لیهجر"... آه

 

او که آیات را نمی‌فهمید

گفت قرآن برای ما کافی‌ست

او نفهمید که کلام رسول

جز کلام خدای سبحان نیست

 

آن رسولی که گفت: ای مردم!

یک امانت زِ من کنار شماست

اجر پیغمبریِ من، تنها

احترامِ به دخترم زهراست

 

چند روزی گذشت... مردی که

بر نبی بست تهمتِ هذیان

او که قرآن برای او بس بود

حمله‌ور شد به کوثر قرآن

 

کوچه آماده، هیزم آماده

یک نفس مانده بود تا آتش

داد زد: ای اهالیِ خانه

یا که بیعت کنید یا آتش...

 

همه گفتند: فاطمه آنجاست

گفت: فضه، حسن، علی، یا او،

هرکسی پشت درب این خانه‌ست

طعمه‌ی آتش است حتی او

 

همه گفتند: محسنش پس چه؟

گفت: فرقی نمی‌کند اصلاً

باید این خانه را بسوزانم

مرد باشد میانِ آن یا زن

 

چند لحظه سکوت کرد و سپس

چند گامی سوی عقب برگشت

همه گفتند: منصرف شده است

همه گفتند که بخیر گذشت

 

ناگهان باز سمت خانه دوید

لگدی زد به در...خدا!... مادر

فاطمه بی‌سپر...خدا!... محسن

در شده شعله‌ور...خدا!...مادر




موضوع: شهادت رسول اکرم(ص)، 
 

تاریخ درج شعر : شنبه 1398/08/4 | 02:02 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

پایان ماه صفر


بخر ای یار گریه های مرا

بشنو امشب خدا خدای مرا

 

آنقدر آمدم کرم بکنی

بنویس این برو بیای مرا

 

ربّنا اتنا لقای علی

مستجابش بکن دعای مرا

 

از زمینگیریم کلافه شدم

معصیت بسته دست و پای مرا

 

من به این ناله ها دلم گرم است

تو نگیری سرو صدای مرا

 

امدم آشتی کنم با تو

رد نکن دست بی نوای مرا

 

به ازای دوماه سینه زدن

بده ویزای کربلای مرا

.....

محسن از ضرب میخ سقط شده!

ماتمش ساخته عزای مرا




موضوع: وداع با محرم و صفر، 
 

تاریخ درج شعر : جمعه 1398/08/3 | 11:53 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

پایان ماه صفر


خاطرم را با دعایش جمع کرد

دور هم ما را خدایش جمع کرد

سفره ای که این دوماهه فیض داد

پهن کرد زهرا رضایش جمع کرد




موضوع: وداع با محرم و صفر، 
 

تاریخ درج شعر : جمعه 1398/08/3 | 11:49 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام زمان (عج)-مناجات پایان ماه صفر


خسته خسته ام ای یار چه باید بکنم

رفتم از یاد تو انگار! چه باید بکنم

 

این دوماه از کف من رفت و‌ نکردم کاری

وای از غفلت بسیار!  چه باید بکنم

 

اهل دل با تو شب خویش سحر میکردند

منِ محروم ز دیدار چه باید بکنم

 

با همه خوب شدم با تو ولی بد بودم

چشم‌ من بود به اغیار چه باید بکنم

 

هرچه گفتی تو به من‌ گوش ندادم! العفو!

شدم امروز گنهکار چه باید بکنم

 

مثل هربار زدم زیر قرارم با تو

تو بگو تا که من اینبار چه باید بکنم

 

نروم کرببلا خاک به سر خواهم شد

تا روم محضر دلدار چه باید بکنم؟!




موضوع: وداع با محرم و صفر، 
 

تاریخ درج شعر : جمعه 1398/08/3 | 11:46 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

پایان ماه صفر


معراج من یعنی که غمخوار تو باشم

آواره ی کوی علمدار تو ‌باشم

 

گفتم سگ کوی تو هستم تا کمی هم

در زندگانی ام وفادار تو باشم

 

در این دو ماهه زیر و رو کردی دلم را

آوردی ام در روضه تا یار تو باشم

 

آقا اگر سربار تو بودم ببخشید

می خواستم من هم عزادار تو باشم

 

من را چه کار اصلا به مزدِ این دو ماهه

کاری نکردم که طلبکار تو باشم

 

یک خواهشی دارم فقط، جان رقیه

بگذار تا آخر گرفتار تو باشم




موضوع: وداع با محرم و صفر، 
 

تاریخ درج شعر : جمعه 1398/08/3 | 11:42 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام حسن مجتبی(ع)-شهادت


وقتی که خورد در وسط خانه پیچ‌وتاب

خانه گرفت از دل گل‌خون او گلاب

 

یکجا نشست و قدر چهل سال گریه کرد

از زهر لامروت ،  تا آتش و طناب

 

این ماجرای زهر جگر می‌کشد برون

آن ماجرای کوچه جگرمی‌کند کباب

 

گودال قتلگاه حسن بود خانه اش

وقتی که شد به خون جگر صورتش خضاب

 

ارزان فروختند غریب مدینه را

آه ای غریب «جعده» کجا و کجا «رباب»

 

آه ای غریب همسر خوبی نداشتی

تا در عزات گریه کند زیر آفتاب




موضوع: شهادت امام حسن(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : جمعه 1398/08/3 | 11:38 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام حسن مجتبی(ع)-مناجات


امام آخرینِ ما می آید

علی(ع) باحضرت زهرا(س) می آید

حسن(ع) صاحب-حرم خواهد شد آری

بزودی حالِ شیعه جا می آید!




موضوع: مدح و مناجات با امام حسن(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : جمعه 1398/08/3 | 11:37 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام حسن مجتبی(ع)-شهادت


آری یک عمر دلش غرق عزاداری بود

تا چهل سال، فقط کار حسن زاری بود

 

از همان کوچکی اش کوچه گرفتارش کرد

جگر خون شده اش حامل اسراری بود

 

دمبدم تکیه به دیوار غریبی می داد

آنکه بر مادر خود فکر عصا داری بود

 

هفت بار از اثر زهر بخود پیچیده

بارها این جگرش صید جفاکاری بود

 

آخرین بار که زهر از گلویش پایین رفت

روزه بود و بخدا لحظۀافطاری بود

 

از همان روز که در خانۀآقا آمد

نقشۀجعدۀ ملعونه جگر خواری بو

 

زیر لب زمزمۀواحسنا زینب داشت

خواهری که همه جا در صدد یاری بود

 

ناگهان دید به احوال تعجب زینب

طشت رنگین شده و لَخت جگر جاری بود

 

با خبر کرد در آن حال برادرها را

باز هم دخت علی فکر پرستاری بود

 

بی خبر بود ز آثار هَلاهل ، ای وای

اثر سودۀالماس عجب کاری بود

 

قاسمش در بغل حضرت عباس گریست

کار عبداللَهِ دردانۀ او زاری بود

 

با وجودی که خودش حال عجیبی دارد

همه جا ام مصائب، پِی دلداری بود

 

آنکه در طشتِ بلا پاره جگر دید، همان

دید در طشتِ طلا اوج گرفتاری بود

 

«خیزران بود و لب قاری قرآن در طشت»

غرق در خون، دهن و لعلِ لب قاری بود

 

سرخ چشمی پی اظهار کنیزی خندید

شاهد خندۀاو گریۀخونباری بود




موضوع: شهادت امام حسن(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : جمعه 1398/08/3 | 11:35 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام حسن مجتبی(ع)-شهادت


از پریشان شدنم بستر من ریخت به هم

بنگر از زهر،که بال و پر من ریخت به هم

 

جگرم پیشتر از زهر جفا سوخته بود

جگرم پاره شد و خواهر من ریخت به هم

 

جگرم سوخته از خنده ی قنفذ باشد

باورم نیست چنین باور من ریخت به هم

 

با تو سربسته بگویم که درآن کوچه،چه شد

مادرم پیش دو چشم تر من ریخت به هم

 

دست من بود به دستش که ره ما سد شد

بی هوا زد به رخ مادر من ریخت به هم

 

وسط کوچه سر مادرمان پایین بود

تا زمین خورد همه پیکر من ریخت به هم

 

سر او خورد به دیوار به یک ضربه ولی

تا که دیدم سر او را سر من ریخت به هم

 

زینبم گریه ی تو قلب مرا می شکند

ار تماشای تو خاکستر من ریخت به هم

 

پهلویم چکمه نخورده ست چرا بی تابی

فکر کردی نکند حنجر من ریخت به هم

 

چون به گودال رسیدی بگو از سوز جگر

غیرت الله ببین معجر من ریخت به هم




موضوع: شهادت امام حسن(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : جمعه 1398/08/3 | 11:33 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام مجتبی(ع)-مناجات


از صلح و سکوت و بردباری بنویس

از گنبد و از آینه کاری بنویس

بنشین و میان ذهن خود با خطِ اشک

بر خاکِ بقیع یادگاری بنویس!




موضوع: مدح و مناجات با امام حسن(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : جمعه 1398/08/3 | 11:28 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام حسن مجتبی(ع)-شهادت


کیست او؟ آن که بین خانه ی خود مکر دشمن مجاورش بوده ست

او که انگار در تمام قرون هرچه غربت معاصرش بوده ست

 

او که از روزهای کودکی اش شعله در خانه دلش افتاد

دم به دم داغ ظهر عاشورا در نفس های آخرش بوده ست

 

نه فقط شد مدینه مدیونش، کربلا میوه داد از خونش

"آن شهیدی که سیدالشهدا هر شب جمعه زائرش بوده ست" 1

 

صلح او تیغ در نیام علی است، کربلا جلوه ی قیام علی است

باطن تیغ مرتضی است یکی، فرق قصه به ظاهرش بوده ست

 

آن زمان که مسافری خسته لب گشوده به طعنه و توهین

میزبان در عوض فقط فکر آب و نان مسافرش بوده ست

 

"دوستان را کجا کند محروم او که با دشمنان نظر دارد" 2

دشمنش میهمان سفره ی اوست چه رسد آن که شاعرش بوده ست

 

 

 

1_ الامام الباقر علیه السلام:

ان الحسین بن علی کان یزور قبر الحسن علیه السلام کل عشیه جمعه(میزان الحکمه، ج 4، باب زیاره الامام الحسن علیه السلام)

 

۲_ سعدی:

دوستان را کجا کنی محروم

تو که با دشمنان نظر داری




موضوع: شهادت امام حسن(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : جمعه 1398/08/3 | 11:26 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام حسن مجتبی(ع)-مدح


ای به آقایی ملقّب، یامُعزّالمؤمنین

نام ِ تو ذکرِ مجرّب، یامُعزّالمؤمنین

 

نزد ِ سائل ها کریم و در هیاهویِ نبرد؛

از جنم هستی لبالب، یامُعزّالمؤمنین

 

محض ِ یاری دادنت حق می کند لشکرکِشی

می نشینی تا به مَرکب، یامُعزّالمؤمنین

 

با غضب ابرو گره کردی جمل شد تار و مار

دشمنت افتاد در تب، یامُعزّالمؤمنین

 

خوش درخشیدی! علی(ع) احسنت گفت و در دلش

یادِ خیبر بود و مرحب، یامُعزّالمؤمنین

 

صلح تو اوجِ بصیرت بود و سر تا پا قیام

صبرِ تو ناجیِ مذهب، یامُعزّالمؤمنین

 

شک ندارم پیش از هر خطبه های خود حسین(ع)

گفته در آغازِ مطلب... یامُعزّالمؤمنین

 

ضربۂ شمشیرِ قاسم(ع) شد کُشنده، چون بر آن

حک شده با دست زینب(س)، یامُعزّالمؤمنین!




موضوع: مدح و مناجات با امام حسن(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : جمعه 1398/08/3 | 11:22 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام حسن مجتبی(ع)-شهادت


اشک در دیدگان من تنهاست

ناله زندانی و سخن تنهاست

آسمان مدینه اشک بریز

ماه زهرا در انجمن تنهاست

ماهیان هم به بحر می گریند

بر غریبی که در وطن تنهاست

با توام ای مدینه پاسخ گوی

با که گویم امام من تنهاست

در دیوار شهر می گویند

امّت مصطفی، حسن تنهاست

وارث غربت پدر حسن است

از برادر غریب تر حسن است

 

ای سراپا حسن، امام حسن

ماه هر انجمن، امام حسن

گریه بر قلب پاره‌پارۀ توست

حاصل عمر من، امام حسن

بعد جدّت به پیکر تو شدند

تیرها، بوسه ْزن امام حسن

بدنت، بس که تیرباران شد

شد یکی با کفن امام حسن

هر کجا خلق، عبد دنیایند

هادیان طریق، تنهایند

 

یا حسن! صبر چون پدر کردی

حفظ دین پیامبر کردی

مشتِ نابستهء معاویه را

در برِ خلق بازتر کردی

پیش تر از قیام کرب و بلا

تو به پا نهضتی دگر کردی

به محرّم حیات بخشیدی

تا به ماه صفر سفر کردی

صبر تو از قیام سخت تر است

شاهدم پاره پارهء جگر است

 

غیر پروردگار دادگرت

کس نداند چه آمده به سرت

بس‌که زخم زبان زدند ترا

زهرناخورده، بود خون جگرت

سال‌ها از جفای دشمن و دوست

خون روان بود از دو چشمِ ترت

آن ستمگر که مادرت را زد

باز دشنام داد بر پدرت

از شب دفن مادرت زهرا

همه دیدند ریخت بال و پرت

امشب از سوز سینه می گریم

در هوای مدینه می گریم

 

پدرِ اقتدار پرورِ تو

همسری داشت مثل مادر تو

یک جهان عاطفه رباب که بود

یار و هم سنگر برادر تو

این تویی ای غریب خانهء خویش

که تو را زهر داد همسر تو

طفل بودی که مادرت زهرا

گشت نقش زمین برابر تو

جگرت پاره شد دمی که شکست

گوشواره به گوش مادر تو

این تو بودی که سالها بنشست

جعده چون جغدِ شوم بر در تو

جگر شیعیان از این غم سوخت

که تو را بر یزید پست فروخت

 

خون دلهای عمر پرمحنت

دم آخر چکید از دهنت

پیکرت مثل شمع سوخته ای

آب شد در درون پیرهنت

جگر اهل بیت می سوزد

تا قیامت به یاد سوختنت

گه جفا در جواب مهر و وفا

گاه دشنام پاسخ سخنت

تیرها بر تو گریه می کردند

اشکشان بود جاری از کفنت

همه در حیرتم چگونه کشید

تیرها را برادر از بدنت

داغ بر داغ اهل بیت فزود

کاش عبّاس در بقیع نبود

 

دخت زهرا مه صفر دیده

داغ مرگِ پیامبر دیده

در کنار دو طشت، خونِ دلش

از دو چشمش روانه گردیده

در یکی دیده راس پاک حسین

در یکی پارهء جگر دیده

چوبهء خیزران به دست یزید

لب و دندان و طشت زر دیده

رنج از رنج بیشتر برده

داغ از داغ سخت تر دیده

او که در قتلگه ز پا ننشست

داد اینجا زمام صبر از دست...




موضوع: شهادت امام حسن(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : جمعه 1398/08/3 | 11:21 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام حسن مجتبی(ع)-مدح و شهادت


آن ماه که در دامن زهرا بنشیند

باید که چنین در دل دنیا بنشیند

 

ای عرش نشین! شأن قدمهای تو تنها

این است که بر شانه‌ی طاها بنشیند

 

حالا که تویی آیه‌ای از سوره‌ی کوثر،

باید که به تفسیر تو مولا بنشیند

 

شد لؤلؤ حُسن تو، فقط قسمت آن دل،

آن دل که به درگاه دو دریا بنشیند

 

آنقدر کریمی که فقیر آمد و گفتی:

از ماست، بگویید که بالا بنشیند

 

آقای جوانان بهشت است، جماعت!

دورِ که نشستید؟ که تنها بنشیند

 

اسلام شما چیست؟ که در آن پسر هند،

جای پسر امّ ابیها بنشیند

 

شاید پسر فاطمه از پای بیفتد،

اما که شنیده است که از پا بنشیند؟

 

صلح تو چنان تیر که در چله نشسته ست

گیرد هدف امروز، که فردا بنشیند

 

در حیرتم از جَعده، چگونه دلش آمد،

آن زهر، به کام تو دل‌آرا بنشیند؟

 

این تیر که اینجا کفنت را به تنت دوخت

فرداست که بر دیده سقا بنشیند

 

لعنت به دلِ سنگ و سیاهی که سبب شد

داغت به دلِ گنبد خضرا بنشیند

 

شیرین دهن کرببلا، گل‌پسر توست

از توست که اینگونه به دلها بنشیند

 

می‌گفت: عمو! نامه‌ی باباست به دستم

برخوان و بگو قاسمت آیا بنشیند؟

 

با اذن برادر، پسر تو، شب آخر

برخاست که خیمه به تماشا بنشیند

 

جسم پسرت، آه! شبیه جگرت شد

تا خونِ تو هم، در دل صحرا بنشیند




موضوع: شهادت امام حسن(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : جمعه 1398/08/3 | 11:07 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام حسن مجتبی(ع)-مدح و شهادت


نه فقط ثروت خود را نه،که حاتم گونه

شد کریم آن که کرم داشته خاتم گونه

 

شد کریم آن که به عالم اثرش را بخشید

حیدری مسلک و پیغمبر اکرم گونه

 

به تماشای تو آن گونه پُر از شوقم که

گونه ام پُر شده از گریه ی شبنم گونه

 

مجتبایی؟حسنی؟یا که کریم اللهی؟!

ای خدا سانِ ملک زاده ی آدم گونه

 

کاش از کوچه و غم های تو عبدالزهرا

مقتلی ثبت کند اِبْن مُقَرَّم گونه

 

گوش که جای خودش سُرخ تر از سُرخ شود

بی گُمان از اثر سیلی مُحکم،گونه

 

تحت تاثیر از این ضربه پریشان بشود

هم که چشم و مُژه هم دست و سر و هم گونه

 

ربط دارد به تو و عشق تو در باب حسین

این که شد ماه صفر نیز مُحرَم گونه

 

رفته از بین اگر بر اثر سُم گونه

از درون زخم شده بر اثر سَم،گونه




موضوع: مدح و مناجات با امام حسن(ع)،  شهادت امام حسن(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : جمعه 1398/08/3 | 11:04 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام حسن مجتبی(ع)-شهادت


سالها گریه سالها روضه

همه ی عمر مجتبی روضه

روزگارش گذشت با روضه

کوچه،در،طشت چندتا روضه

 

بانی و روضه خوان و سینه زن است

سوخته نام دیگر حسن است

 

دوستانی چو دشمنان دارد

گله از دست این و ان دارد

کارد بر روی استخوان دارد

گرچه هرروز میهمان دارد

 

شان اورا کسی نفهمیده

از مدینه حسن چه ها دیده

 

کس نفهمید ابتلایش را

در گذر بغض بی صدایش را

جوشن زیر این عبایش را

روی پا زخم آشنایش را

 

غصه اش را خضاب کرد حسن

مرگ را انتخاب کرد حسن

 

وای اگر بی کس حرم باشی

خسته از جان به هررقم باشی

بین خانه اسیر غم باشی

روزه باشی و تشنه هم باشی

 

پر شکسته ز خاک پر بکشی

زهر را جای اب سر بکشی

 

چون حسن بی کسی به دهر نبود

شان او طعنه های شهر نبود

با کسی جز مغیره قهر نبود

جگر پاره اش ز زهر نبود

 

داغ ناموس بود بر جگرش

به در خانه بود هر نظرش

 

داغ انروز که رسیدند و

چهل نفر داد میکشیدند و

پدرش را غریب دیدند و

مادرش را زمین کشیدند و

 

همه قاتل شدند حتی در

بی هوا رد شدند از مادر

 

گرچه آماده ی جدایی بود

به لب تشنه اش نوایی بود

دلش انگار کربلایی بود

وقت گریه به روضه هایی بود

 

روضه ی ذبح از قفای سری

زدن خواهری بپای سری




موضوع: شهادت امام حسن(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : جمعه 1398/08/3 | 11:01 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام حسن مجتبی(ع)-مدح


درد مرا نگاه نجیبت دوا حسن

در راه دوست آنچه ببخشی سزا حسن

 

دشمن ز بذل دستِ كریمت عطا بَرَد

بر دوستان عطای كریمان روا حسن

 

سائل اگر سخاوت بی نقص طالب است

هرجا رود به غیر حریمت خطا حسن

 

ای عادتت كرامت و احسان ، سجیّتت

عالم كنار سفرة تو مجتبی حسن

 

ذرات تا كُرات همه میهمان تو

با میزبانی تو فلك آشنا حسن

 

افضل تر از ولای تو نبْوَد عبادتی

مِهر تو پاسداریِ آل عبا حسن

 

یوسف كجا و حُسن تو ای آفتاب حُسن

صدها هزار یوسفت ای شه ، گدا حسن

 

شك نیست انقلاب حسین از تو پا گرفت

محصولِ صلح توست ، اگر كربلا حسن

 

هر دیده ای كه سبز بگرید به غربتت

خندان تر از بهار به روز جزا حسن

 

جز داغ تو كه باعث لَخت جگر نشد

سیلی است قاتل تو نه زهر جفا حسن




موضوع: مدح و مناجات با امام حسن(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : جمعه 1398/08/3 | 10:59 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام حسن مجتبی(ع)-مدح و شهادت


بزم حسن حال و هوایش فرق دارد

از ابتدا تا انتهایش فرق دارد

 

اینجا همه کاره کریم اهل بیت است

آقا نگاهش بر گدایش فرق دارد

 

با دست خالی برنمیگردی از این در

بیت الکرم جود و سخایش فرق دارد

 

چشمی که گریان عزای مجتبی شد

بر او خدا لطف و عطایش فرق دارد

 

گریه نکرده مزد کارت را گرفتی

گریه کنی که ماجرایش فرق دارد

 

آقا خودش فرموده از کوچه بخوانید

اصلاً گریز روضه هایش فرق دارد

 

دارد صدای سیلی از کوچه می آید

این مجلس روضه عزایش فرق دارد




موضوع: شهادت امام حسن(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : جمعه 1398/08/3 | 10:55 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام حسن مجتبی(ع)-مدح


جذبه و جاذبه و جلوه‌ی اعظم حسن است

علی و عالی و علامه و اعلم حسن است

 

به خداوند بهشتش حسن آباد خداست

شرف‌الشمس خداوندِ دو عالم حسن است

 

بنویس از نفَسش فاطمه را می‌فهمند

بسکه آئینه‌یِ پیغمبر اکرم حسن است

 

از حسن جانِ علی بِینِ جمل فهمیدم

دومین حیدرِ این قوم  مُسَلم حسن است

 

چهارده تَن همه اوصافِ حسن را دارند

دو حسن هست ولیکن همه از دَم حسن است

 

بیشتر داد به هر کَس که اهانت کردَش

بسکه بخشید که گفتیم خدا هم حسن است

 

او حسین است و حسین است حسن پس خوب است

بنویسیم که در هر دو مجسم حسن است

 

بارها گفت حسین اینکه کریم این آقاست

بارها گفت حسین اینکه مقدم حسن است

 

کیست او قبله‌ی اصحابِ اباعبدالله

نقشِ پُر جذبه ی هفتادو دو پرچم حسن است

 

شیخ عباس قمی ، مُنتهی الآمالش

گفت در کرببلا سیلِ دمادم حسن است

 

شش شهیدند از او ، پس به محرم سوگند

صاحبِ بیشترین سهم در این غم حسن است

 

کاش می شد که بگویم به ضریحِ حرمش

اینهمه غم حسن است اینهمه ماتم حسن است

 

ابن طاووس بخوان  آه مُقَرَم بنویس

روضه‌ی غربتِ شبهای محرم حسن است




موضوع: مدح و مناجات با امام حسن(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : جمعه 1398/08/3 | 10:53 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات
تعداد کل صحن ها : 525 ::      ...   5   6   7   8   9   10   11   ...  
لطفا از دیگر صحن های حسینیه نیز دیدن فرمایید
.: پایگاه تخصصی مدح و مرثیه حسینیه:.
ساخت وبلاگ در میهن بلاگ

شبکه اجتماعی فارسی کلوب | اخبار کامپیوتر، فناوری اطلاعات و سلامتی مجله علم و فن | ساخت وبلاگ صوتی صدالاگ | سوال و جواب و پاسخ | رسانه فروردین، تبلیغات اینترنتی، رپرتاژ، بنر، سئو