روضه های آسمانی


واعظین و مادحین گرامی


به مدد الهی و با تلاش گروه محققین حسینیه مقتل و حسینیه مدح و مرثیه


(کتاب روضه های آسمانی ویژه محرم 1399)


منتشر شد.


روضه ها به شرح ذیل می باشد:


حضرت مسلم بن عقیل (ع)  ، ورود به کربلا ، حضرت رقیه (ع) ، ابناء الزینب (ع) ، جناب حر (ع) ، حضرت عبدالله بن الحسن (ع) ، حضرت قاسم بن الحسن (ع) ، حضرت علی اصغر (ع) ، حضرت علی اکبر (ع) ، حضرت اباالفضل العباس (ع) ، روز تاسوعا ، شب عاشورا ، روز عاشورا ، شام غریبان ، دفن ابدان مطهر شهدا(ع) ، امام سجاد (ع)


با توجه به اینکه هزینه خرید کتاب بسیار بالا می‌باشد، به خاطر کاهش هزینه و فراهم شدن استفاده عموم، برآن شدیم که فایل pdf کتاب را با قیمت بسیار ارزان تر به فروش برسانیم.


برای کسب اطلاعات بیشتر و دریافت متن کامل جلسات، به آیدی زیر در پیام رسان ایتا یا تلگرام مراجعه نمایید.

addmin_roze@


یا از طریق لینک زیر، فایل pdf کتاب را تهیه بفرمایید:


https://kimiame.ir/rowzehaye-asemani


قابل ذکر است در همه روضه های این کتاب، از عبارات عربی کلیدی مقتل همراه با اِعراب صحیح + سند صحیح +ترجمه صحیح+گریز روضه+اشعار مطابق با روضه استفاده شده تا به راحتی مادحین گرامی عبارات کلیدی عربی و اشعار مربوط به آن‌ها را در فرصت باقیمانده تا محرم حفظ کنند و در روضه خوانی از بیان آن‌ها بهره ببرند.


به امید روزی که در روضه ها، مستند خوانی بیشتر از زبان حال گسترش پیدا کند.





✔️ موضوع : تابلو اعلانات حسینیه،


تاریخ درج شعر : پنجشنبه 1399/05/2 | 09:47 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امیرالمومنین(ع)-مدح


علما موقع تدریس علی میگویند

زحل و زهره و بِرجیس علی میگویند

صالح ویوشع وجرجیس علی میگویند

تا نخ و سوزن ادریس علی میگویند

 

دائم از هر طرف عرش خبر می شنوم

«ها علیٌ بشرٌ کیف بشر» می شنوم

 

یوسف از دست زلیخا به علی برد پناه

نوح با دیدن دریا به علی برد پناه

هر نفس حضرت عیسی به علی برد پناه

دل در سوخت و زهرا به علی برد پناه

 

هیچ کس در طلب میکده سر در گم نیست

به خدا میکده ای غیر علی در خم نیست

 

«عین»تو هست به معنای عُلو درجات

«لام»تو هست همان لام سلام وصلوات

«یاء» تو یاء حسین است که بین دو صلات

میکشاند دل غمگین مرا سمت فرات

 

سند غربت تو خون حسین است علی

راز حقانیتت در ثقلین است علی

 

زخم شمشیر غمت بر سر عالم خورده

وای بر آنکه دلش را به علی نسپرده

متواری شده از وحشت و در دم مرده

هر که از تیغ دو دم جان به سلامت برده

 

هر که از شیوه ی جنگاوری ات شد آگاه

گفت:«لا حول ولا قوة الا بالله»

 

در کویری که به دریای کرم نزدیک است

عاشقت هستم وقلبم به حرم نزدیک است

نجف اینجاست!فقط چند قدم...نزدیک است

کفر وایمان من امروز به هم نزدیک است

 

در مقامت دهنم بسته بماند بهتر

عشق آهسته وپیوسته بماند بهتر

 

نخل ها اشک تو را زیر نظر داشته اند

رودها از جریان تو خبر داشته اند

بادها پرده ز اسرار تو برداشته اند

خاکها چشم به دستان پدر داشته اند

 

ابرها با کرمت مایه ی رحمت شده اند

فقرا در حرمت صاحب مُکنت شده اند

 

شمّه ای هست ز اوصاف تو حیدر بودن

لافتایی شدن وساقی کوثر بودن

فاتح یه تنه ی قلعه ی خیبر بودن

با پیمبر همه ی عمر برادر بودن

 

نفست عطر نفسهای محمد دارد

بردن نام تو شیرینی بی حد دارد

 

گذر ماه به تاریکی چاه افتاده

باز از اشک غمت چشمه به راه افتاده

منکر تو که به این روز سیاه افتاده

در نماز شب خود هم به گناه افتاده

 

زندگی بی علی اصلا چه صفایی دارد

«مطرب عشق عجب ساز ونوایی دارد»

 

نیست بودیم ولی در حرمت هست شدیم

متفرق شده بودیم که یکدست شدیم

عاشق هر که به یاران تو پیوست شدیم

تا زپیمانه ی«اکملت لکم» مست شدیم

 

عطر«اتممت علیکم» همه جا را پر کرد

نان بد گوی بد اندیش تو را آجر کرد

 

اولین مرحله ی عشق پریشان شدن است

اجر همراهی تو بوذر و سلمان شدن است

صاحب دائمی ملک سلیمان شدن است

زاهد شهر که در فکر مسلمان شدن است

 

در شب قدر به آوای جلی میگوید

بعلیٍ بعلیٍ بعلی میگوید

 

خواب دیدم که کسی گفت چنین شعر بخوان

بادل سوخته آرام وحزین شعر بخوان

به نمایندگی از اهل زمین شعر بخوان

بر همین پله ی اول بنشین شعر بخوان

 

چه قشنگ است شبی غرق تماشا بودن!

«شهریار» غزل حضرت مولا بودن




✔️ موضوع : مدح و مناجات با امام علی(ع)،


تاریخ درج شعر : جمعه 1399/05/17 | 05:42 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امیرالمومنین(ع)-عید غدیر


تقدیر عالم داشت با حیدر رقم می خورد

جام شراب اُمّت و مولا به هم می خورد

 

جام شرابی داشت در دستش علی آن روز

شیعه نمی شد هر که از آن باده کم می خورد!

 

در بیعتِ بیعت شکن ها هیچ خیری نیست

در بیعتِ فردی که در ظاهر قسم می خورد

 

هر کس که مِهر غیرِ حیدر در دلش می رفت

از لیست دلداده ها نامش قلم می خورد

 

ایرانیان با عشق بیعت با علی کردند

اصلا پیمبر هم قسم روی عجم می خورد!

 

حالا که با اذن علی شاعر شدم،ای کاش

شعرم گره با شعرهای محتشم می خورد

 

بالاتر از دست علی دستی نبود آنروز

تقدیر عالم داشت با حیدر رقم می خورد




✔️ موضوع : عید غدیر،


تاریخ درج شعر : جمعه 1399/05/17 | 05:41 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امیرالمومنین(ع)-عید غدیر


بر زلف یار تا که گره خورد کار ما

ما را خرید احمد عالی تبار ما

پس رفت بر جهاز شتر شهریار ما

سنجید با ولایت حیدر عیار ما

 

ذی الحجه شد به یُمن ولایت بهار ما

 

می گفت مصطفی سخن از جانب خداست

بعد از من این علی به جهان شاه و مقتداست

هرکس جدا شود ز علی از خدا جداست

هان! گوش کن کلام محمد چه آشناست

 

یادآوری عهد الست و قرار ما

 

در گفتن پیام خدا اهتمام کرد

پس پیروی ز غیر علی را حرام کرد

تا روز حشر بر همه حجت تمام کرد

عالم به احترام محمد قیام کرد

 

راضی شد از حبیب خودش کردگار ما

 

دست خدا و بانی ایجاد، مرتضی

بر انبیا مربی و استاد، مرتضی

تنها خوشی این دل ناشاد، مرتضی

چون وعده ی "یمت یرنی" داد مرتضی

 

با شوق مرگ می گذرد روزگار ما

 

آن سروری که یکه یل کارزار بود

هرشب برای جمع یتیمان قرار بود

لطفش به جن و انس و ملک بیشمار بود

نعلین شاه هر دو جهان وصله دار بود

 

عالم فدای وصله ی نعلین یار ما

 

از صحن او که هم دل و هم اختیار برد

زائر برای سرمه ی چشمش غبار برد

با یک امید آمده بود و هزار برد

هر کس ز خانه ی پدری یادگاربرد

 

انگشتری "دُر نجف" یادگار ما

 

ریزه خوران اشرف اولاد آدمیم

هرجا رویم تحت عنایات پرچمیم

مدیون روضه ایم، اگر شاد با غمیم

بعد از غدیر چشم به راه محرمیم

 

گریه برای خون خدا اعتبار ما

 

روح عبادت از تن کعبه جدا شده

رفته حسین و سعی و صفا بی صفا شده

خون خدا مسافر دشت بلا شده

با اهل بیت راهی کرب و بلا شده

 

برده ست فکر غارت خیمه قرار ما




✔️ موضوع : عید غدیر،


تاریخ درج شعر : جمعه 1399/05/17 | 05:40 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امیرالمومنین(ع)-عید غدیر


بر روی جهاز، به نبی(ص) ملحق شد

بر مُلک وجود، والیِ مطلق شد

در هجده ذی الحجه به دستور خدا

الحق که علی(ع) خلیفۂ برحق شد!




✔️ موضوع : عید غدیر،


تاریخ درج شعر : جمعه 1399/05/17 | 05:36 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امیرالمومنین(ع)-عید غدیر


اگرچه رتبه‌ی او در غدیر معنا شد

ولی حقیقتِ این مرد دیر معنا شد

 

قسم به معنیِ آیاتِ "هَلْ أَتى" با او

همیشه حقِ یتیم و اسیر معنا شد

 

همین که دستِ علی در غدیر بالا رفت

برای بارِ نخستین "امیر" معنا شد

 

کسی مطابقِ هارون برای موسی بود

برای حضرتِ طه وزیر معنا شد

 

کسی که وقتِ رکوعِ نماز می‌بخشد

فقط به دستِ علی دستگیر معنا شد

 

همان علی که ابرمردِ فتحِ خیبر بود

همان که وقت نبردش "دلیر" معنا شد

 

کتابِ فضلِ علی قرنها نوشته شده

ولی حقیقتِ این مرد دیر معنا شد

 




✔️ موضوع : عید غدیر،


تاریخ درج شعر : جمعه 1399/05/17 | 05:36 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امیرالمومنین(ع)-مدح  

 

می گذرد روز و شب ، زندگی ام با علی

بنده‌ی یا هو شدم ، بنده‌ی مولا علی

عرش خدا كرده است ، شهر نجف را علی

فاضل و افضل علی ، عالی و اعلی علی

 

جان علی فاطمه ،  هستی زهرا علی‌

 

بنده‌ی بنده نواز ، خاكی بالا نشین

وصله ی نعلین او ، نقطه‌ی ثقلِ زمین

مالک روز جزا ، حاكم فی یوم دین

موقع طوفان كه شد ، گفت خدا اینچنین..

 

نوح ! پریشان نباش ، زود بگو یا علی

 

ای دل اگرعاشقی، درپی دلدارباش

پشت درِ خانه‌ی، حیدرکرار باش

جان بده پای علی، میثم تمار باش

خسته نشو در بزن، عاشق این کار باش

 

دل بکن و دل ببر،  از همه الا علی

 

دست گدا خالی و ، دست كریمان طلاست

بر سر خوان علی ، روزی مهمان طلاست

در نجف مرتضی ، قطره‌ی باران طلاست

شكر خدا بر سرم ، سایه ی ایوانْ طلاست

 

 عزت امروز علی ، عزت فردا علی

 

ساقی كوثر علی ، نَفْسِ پیمبر علی

زینت منبر علی ، فاتح خیبر علی

از همه بهتر علی ، ظاهر و مظهر علی

یا علی حیدر علی ، یا علی حیدر علی

 

شیعه ی حیدر بگو ، یكصد و ده تا علی

 

چشم علی روشن است ، تا قمرش فاطمه است

شكر خدا می‌كند ، دور و برش فاطمه است

پشت نكرده به جنگ ، پشت سرش فاطمه است

كِیْ به زمین می خورد ، تا سپرش فاطمه است

 

فاطمه وقتی كه رفت ، شد تك و تنها علی

 

 




✔️ موضوع : مدح و مناجات با امام علی(ع)،


تاریخ درج شعر : جمعه 1399/05/17 | 05:34 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امیرالمومنین(ع)-مدح  

 

توان بخشیده ذکرت هر مریض ناتوان را هم

زبان درد دل دادی زبان بی زبان را هم

 

گواهی داده رد الشمس تکوین است در مشتت

برای چهار رکعت میزنی برهم زمان را هم

 

برایت سوختم خاکستر من آبرویم شد

به زیر دین خود آورده ام آتش فشان راهم

 

ضرر اینست که در پای عشقت بی ضرر باشم

سراسر سود خالص کرده ای حتی زیان را هم

 

برای ایلیا انجیل افتادست بر سجده

چگونه بنده خود کرده ای نصرانیان را هم

 

من از سلمان سیصد ساله فهمیدم جوانی را

که پیر عشق میسازد ولایت هر جوان را هم

 

عجب خیریه ای داری به روی شانه ات مولا

شریک کار خیرت کرده ای خرما و نان را هم

 

موذن بی علی تکبیر نه.تکفیر میگوید

همیشه نام تو توحید می‌بخشد اذان را هم

 

نجف آمد به میدان کعبه هم مایل بسویش شد

نشانی داده ای با قبه ات سنگ نشان را هم

 

تو دستت بر سر هرکس که آمد سقف امنی شد

به سلطانی رساندی قنبر بی خانمان راهم

 

صبوری پای صبرت زانوی شاگردی اش را زد

گلویت نرم کرده از خجالت استخوان را هم

 

همینکه رفت زهرا زود پیرت کرد هجرانش

به سوگ این خزان آورده ای عمری خزان را هم

 

 

 

 




✔️ موضوع : مدح و مناجات با امام علی(ع)،


تاریخ درج شعر : جمعه 1399/05/17 | 05:32 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امیرالمومنین(ع)-مدح  

 

دنیا چو علی؛ شاهِ نجف، شاه ندارد

زیباییِ او را به خدا، ماه ندارد

 

گفتم به قلم شمّه‌ای از فضلِ علی گو

گفتا: سوی او عقلِ بشر راه ندارد

 

ای شعر! بدان وصفِ علی کارِ کمی نیست

او غیرِ خدا، شاعر و مداح ندارد

 

هرکس که شود، مستِ تمنای نگاهش

دیگر خبر از شام و سحرگاه ندارد

 

گفتند: دراز است سرِ رشته‌ی این عشق

پس رشته‌ی حبّش، سرِ کوتاه ندارد

 

در سینه‌ی این مرد، چه داغی‌ست، خدایا!

هم‌ناله و هم‌راز، به جز چاه، ندارد

 

 

 




✔️ موضوع : مدح و مناجات با امام علی(ع)،


تاریخ درج شعر : جمعه 1399/05/17 | 05:27 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امیرالمومنین(ع)-مدح

 

خدا می‌خواست بنویسد که بسم الله یعنی چه!

صراط المستقیمش چیست آیا؟ راه یعنی چه؟

بفهماند به مهر و ماه اصلا ماه یعنی چه!

به شاهان جهان گوید مراد از شاه یعنی چه؟

 

 

خدا از خود نوشت و در دلش منظور دیگر بود

که وجه الله و عین الله و بسم الله حیدر بود

 

 

خدا می‌خواست در خلقت علی نقش آفرین باشد

علی یک نسخه از ذات خودش روی زمین باشد

خدا می‌خواست از اول که تا آخر چنین باشد

فقط حیدر فقط حیدر امیرالمومنین باشد

 

 

از اول تا همان آخر همین را گفت پیغمبر

امیر اصلا به جز حیدر ندارد معنی دیگر

 

 

خدا با خلق حیدر جلوه‌ی خود را نشان داده

پس از آن یاعلی گفته به آدم روح و جان داده

طنین یا علی‌هایش عوالم را تکان داده

علی گفته‌است و آرامش به جان این جهان داده

 

 

به آدم گفت برخیزد ز جایش یاعلی گوید

و یادش داد هر شب در دعایش یاعلی گوید

 

 

علی را حاکم ملک سلیمانی خود کرده

دلش را مخزن اسرار پنهانی خود کرده

نجف را تکیه‌گاه عرش رحمانی خود کرده

و این ایوان طلا را وقف مهمانی خود کرده

 

 

هر آن‌کس که نجف رفته‌است مهمان خداوند است

بپرس از من دلیلش را: علی جان خداوند است

 

 

علی دروازه‌ی علم نبی، دروازه‌ی قرآن

علی راز همان اعجاز بی‌اندازه‌ی قرآن

علی متن کلام‌الله در شیرازه‌ی قرآن

کلامش مو نمی‌زد با کلام تازه‌ی قرآن

 

 

من از نهج‌البلاغه شرح قرآن را درآوردم

از ارکان نمازش روح ایمان را درآوردم

 

 

علی معمار این جان و علی معیار ایمان و

علی سالار انسان و علی سردار میدان و

علی اذکار عرفان و علی اسرار قرآن و

علی انوار تابان و علی تکرار یزدان و ...

 

 

همه این‌ها علی هست و علی تنها همین‌ها نیست

علی اندازه‌ی فهم زمان‌ها و زمین‌ها نیست

 

 

خدا از اول ایجاد تا حالا علی گفته

فقط در وصف حیدر "لا فتی الا علی" گفته

"سلونی" را در این عالم فقط مولا علی گفته

ببین هفتاد دفعه دشمنش "لولا علی..." گفته

 

 

دریغا! دشمنانش مرتضی را درک می‌کردند

ولی یاران به هر هنگامه او را ترک می‌کردند

 

 

اگر حیدر به یک سو رفت و عالم سوی دیگر رفت

نجات از آنِ آن فردی است که دنبال حیدر رفت

سعادت‌ را هرآنکس خواست با پا نه که با سر رفت

از آن راهی که سلمان رفت و مالک رفت و قنبر رفت

 

 

صراط المستقیم است و به جز حیدر صراطی نیست

علی راه نجات است و جز او راه نجاتی نیست

 

 

برای پیکر ایمان، امیرالمومنین سر بود

تماشای جمالش از عبادات پیمبر بود

علی معنای قرآن و علی تفسیر کوثر بود

علی ذکر قنوت هر شب زهرای اطهر بود

 

 

نبود از عشق تعریفی، علی معشوق زهرا بود

علی داند که عشق و عاشقی مخلوق زهرا بود

 

 

کسی که بی علی باشد قیامت کور خواهد بود

رفیق مرتضی در غصه هم مسرور خواهد بود

عذاب از جسم و جان شیعیانش دور خواهد بود

و بدخواه علی پیش خدا منفور خواهد بود

 

 

جهنم چیست غیر از اینکه از حیدر جدا باشم؟

بهشتم چیست؟ این که در پناه مرتضی باشم

 

 

گدای مرتضی مُلک دو عالم را نمی‌خواهد

اسیر عشق حیدر غیر ازین غم را نمی‌خواهد

دلم از دست حیدر حاجت کم را نمی‌خواهد

از او غیر از ولی‌الله اعظم را نمی‌خواهد

 

 

مگو یوسف که بعد از این زلیخا را نمی‌خواهی

میان این‌همه عاشق نگو ما را نمی‌خواهی

 

 

برای ماتمی جز ماتم مولا نمی‌سوزم

مرا آتش بزن جانا که جز اینجا نمی‌سوزم

علی شمع است و من گِردش چنان پروانه می‌سوزم

در این دنیا که می‌سوزم در آن دنیا نمی‌سوزم

 

 

دلی که پر شد از عشق علی آتش نمی‌گیرد

دل پروانه می‌سوزد ولی آتش نمی‌گیرد

 




✔️ موضوع : مدح و مناجات با امام علی(ع)، عید غدیر،


تاریخ درج شعر : جمعه 1399/05/17 | 05:25 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امیرالمومنین(ع)-عید غدیر


غدیرخم ز حیدر منجلی بود

سخن از انتصاب یک ولی بود

مگر ای منکر مولا ندیدی

که روی دست پیغمبر علی بود




✔️ موضوع : عید غدیر،


تاریخ درج شعر : جمعه 1399/05/17 | 05:23 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امیرالمومنین(ع)-مدح

 

تمام عرشیان محو رخ اویند بی تعارف

تمامی سجده گر بر طاق ابرویند بی تعارف

 

همه کروبیان سرمست جام ساقی کوثر

همه لاهوتیان راه علی پویند بی تعارف

 

تمام انبیا را افتخار این بوده و باشد

به مژگان گرد نعلین علی روبند بی تعارف

 

محمد جای خود دارد خدا از شوق او هر دم

به همراه ملائک یا علی گویند بی تعارف

 

تمام کائنات هرروز و شب بهر نشاط خود

گل روی امیر المومنین بویند بی تعارف

 

دلیران،پهلوانان و همه گُردان نام آور

بدون شک غلام قنبر اویند بی تعارف

 

به درگاه خدا ساجد به جبریل امین مرشد

و عالم بنده ی آن خلق نیکویند بی تعارف

 

به مُلک لافتی شاه و به دستش تیغ می رقصد

به ناز شَست او عالم به هو هویند بی تعارف

 

ز لطف و جود و انفاق و عطا و بخشش و احسان

دوصد حاتم گدایان سر کویند بی تعارف

 

عجب نبوَد که پیغمبر و دختش حضرت زهرا

اسیرِ بر سر آن زلف و گیسویند بی تعارف

 

منم بیمار زهرا و علی و یازده نسلش

که آنها بی تعارف اصل دارویند بی تعارف

 

فقط حیدر در این عالم امیرالمومنین باشد

عدو و منکرانش پست و پُررویند بی تعارف

 

به دوشش کیسه ی نان و رطب هر شب به هر سویی

یتیمان عرب او را پدر گویند بی تعارف

 

علی گفتند و دُر سفتند در وصف غدیر خم

امینی ها به کوثر روی خود شویند بی تعارف

 

خداجویان عالم را بگو رندانه در خلوت

خدا را در مناجات علی جویند بی تعارف

 

گهی از لب شکر ریزد سلونی گوید و گاهی

رطب های لبش بر شاخه ها رویند بی تعارف

 

ز انگور ضریح او شراب ناب می نوشند

همان مستان که ساقی را ثنا گویند بی تعارف

 

علی خورشید عالم تاب و ماهی بس جهان آرا

پی نورش همه عالم به هر سویند بی تعارف

 

به دشت شعر آیینی "جواد" امشب به شوق او

دوان این واژه ها هر سو چو آهویند بی تعارف 




✔️ موضوع : مدح و مناجات با امام علی(ع)،


تاریخ درج شعر : جمعه 1399/05/17 | 05:22 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امیرالمومنین(ع)-مدح


تشنه‌کامی که لبِ او رَبَّنا برداشته

آب را از چشمه‌سار مرتضی برداشته

 

از وضوی او حیات جاودانه می چکد

خضر از مَسحِ علی آب بقا برداشته

 

زحمت خَلقِ تشیُّع را خودش گردن گرفت

بار ما را حیدر از دوش خدا برداشته

 

کعبه را بی پرده ی مشکی تصور کرده اند

تا علی از شانه های خود عبا‌ برداشته

 

از زمانی که علی حِین قنوتش اخم کرد

طاق محراب مساجد انحنا برداشته

 

کار دست قابض الارواح داده وقت جنگ

ذوالفقارش را به قصد حمله تا برداشته

 

وصله‌پینه فوت و فنِّ کیمیای حیدر است

بارها فضّه ز نعلینش طلا برداشته

 

روز محشر دست حسرت بر سر خود می زند

هرکه دست از حُبِّ آل مرتضی برداشته

 

آمده که شیعه ی حیدر،شفیعش فاطمه است

این مُسَبب شد که من را هم هوا برداشته

 

می توان بر شکِّ قلبش با یقین خرده گرفت

زائری که در نجف قبله‌نما برداشته؟!

 

در حریمش شاعران سرگرم مضمون یابی اند

جای جای صحن او را محتوا برداشته

 

گنبد و گلدسته را انسان تجسم می کنم...

گوئیا ایوان‌طلا دست دُعا برداشته

 

اذن دیدار پسر را هم پدر امضا کند

در "نجف" زائر براتِ "کربلا" برداشته

 

آن کفن های بهشتی سهم فرزندش نشد

پس برای خود حسینش بوریا برداشته

 




✔️ موضوع : مدح و مناجات با امام علی(ع)،


تاریخ درج شعر : جمعه 1399/05/17 | 05:21 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امیرالمومنین(ع)-مدح


 در آسمان و زمین، خوانِ رحمتش باز است

نگاهِ قدسیِ حیدر، دلیلِ اعجاز است

 

همیشه و همه‌جا "یا علی" بگو، عاشق!

ببین که عشق پس از نام او، در آغاز است

 

بگو "علی" و دهان را چو شهد، شیرین کن!

بگو "علی" و ببین، نامِ او عسل‌ساز است

 

مسیرِ عرشِ الهی‌ست، سرزمینِ نجف

کبوترِ حرمش، بس، بلندپرواز است

 

منم که زل زده‌ام بر شکوهِ این درگاه

ببخش!، عاشقِ نالایقت، نظرباز است!

 

مردّدم حرمِ حیدر است یا کعبه

چقدر صحنِ علی، اشتباه‌انداز است

 

از آن شکوه سرودم، ولی مقامِ علی

برای اهلِ زمین، تا همیشه در راز است

 




✔️ موضوع : مدح و مناجات با امام علی(ع)،


تاریخ درج شعر : جمعه 1399/05/17 | 05:15 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امیرالمومنین(ع)-مدح  


نگاه ناروا کرد و تخطّی هایِ بی حد کرد

بداند هر که طغیان کرد با عصیان؛ به خود بد کرد

نگاهِ بر فضیلت های مولاناعلی(ع) قطعا

گناهِ بیشمارِ چشم ها را پاک خواهد کرد!

 




✔️ موضوع : مدح و مناجات با امام علی(ع)،


تاریخ درج شعر : جمعه 1399/05/17 | 05:13 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امیرالمومنین(ع)-مدح  


بسم علی حضرت رحمان علی

باطن نورانی قرآن علی

نفس علی روح علی جان‌ علی

منکر تو نیست‌ مسلمان علی

 

بنده الله شدم‌ با علی

یا علی یا علی‌و یا علی

 

کیست علی آینه دار خدا

جان‌ نبی بود و نگار خدا

بوده به دستش همه کار خدا

در دل ما هست کنار خدا

 

ای نجفت کعبه دلها علی

یاعلی و یاعلی و یاعلی

 

هرکه نشد خار درت خوار شد

حب تو میزان شد و‌معیار شد

خال لبت کعبه ی سیار شد

شیعه تو اصل و نسب دار شد

 

خورده به قنبر نسب ما علی

یاعلی و یاعلی و یاعلی

 

صدق تویی صادق و اصدق تویی

حیدری و قادر مطلق تویی

فاتح کارزار خندق تویی

حکم رسول است فقط حق تویی

 

پس همه باطلند الا علی

یاعلی و یاعلی و یاعلی

 

گوش بفرمان لبت آفتاب

حب تو ایمان  شد و بغضت عذاب

باتو حساب بدی ام بی حساب

جای نبی در شب هجرت بخواب

 

گفت نبی بین خطرها علی

یاعلی و یاعلی و یاعلی

 

سنگ تو بر سینه زدن دین ما

نوکریت مذهب و آیین ما

سر بزن ای شاه به تدفین‌ ما

کاش بیایی دم تلقین‌ ما

 

زود به دادم برس آنجا علی

یاعلی و یاعلی و یاعلی

 

روی جهاز شتران‌ ماه شو

روشنی آخر این راه شو

کوری آن‌ چند نفر شاه شو

رخ‌بنما و ولی الله شو

 

نیست کسی غیر تو مولا علی

یاعلی و یاعلی و یاعلی

 

آه که هنگام‌ عداوت شد و..

بر ولی الله خیانت شدو..

پشت علی خلوت خلوت شدو..

پشت در خانه قیامت شدو..

 

گفت‌ در آن فاجعه زهرا علی..

یاعلی و یاعلی و یاعلی..

 




✔️ موضوع : مدح و مناجات با امام علی(ع)،


تاریخ درج شعر : جمعه 1399/05/17 | 05:09 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امیرالمومنین(ع)-مدح


با رحمت و لطف خویش درگیرم کن

از باده ی ناب ازلی سیرم کن

یا رب قَسَمَت به نام حیدر دادم

با عشق و محبت علی(ع) پیرم کن




✔️ موضوع : مدح و مناجات با امام علی(ع)،


تاریخ درج شعر : جمعه 1399/05/17 | 05:07 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امیرالمومنین(ع)-عید غدیر


غدیر عید ستم دیده گان دوران هاست

به حق رسیدن حق دار و مزد انسان هاست

غدیر عرش خدا در دل بیابان هاست

قسم به صبح که روشن ترینِ پیمان هاست

غدیر ختم به خیری دین و اسلام است

بدون باورش اسلام بی سرانجام است

 

غدیر آمده تا اینکه راه گم نشود

از آسمان شرف نقش ماه گم نشود

پس از رسول خدا تکیه گاه گم نشود

و تا قیامت حق راه و چاه گم نشود

غدیر مرز حیات نفاق و ایمان است

غدیر ماه ترین اتفاق دوران است

 

غدیر آمده تا پایه های دین باشد

صراط روشن دل های مؤمنین باشد

کلام قاطع وحی است و بالیقین باشد

رسالت نبوی مقصدش همین باشد

بگو نبی خداوند با دلی آگاه

بگو برای همیشه علی ولی الله

 

فروغ چشم جهان است روشنای علی

دمی نفس نکشیدیم بی ولای علی

چکامه ای نسرودیم جز برای علی

بمیرد آن دل اگر نیست خاک پای علی

نوشته بر دل من با حروف لم یزلی

"علی امام من است و منم غلام علی"

 

اذان بدون علی از اساس مردود است

نماز دشمن حیدر گناه آلود است

عبادتی که علی را نداشت نابود است

بگو به منکر او در مسیر نمرود است

ضلالت است نمازی که بی علی برپاست

عبادت است علی یا علی که بر لب ماست

 

جهان جهان شده از فیض نور همسر او

نوشته اند حیا را ز حجب دختر او

منور است زمین از حضور قنبر او

هراس مرگ ندارد حیات نوکر او

"رواق منظر چشم من آشیانه ی اوست"

بگو به کعبه که این عشق خانه، خانه ی اوست

 

خدا غزل نسروده مگر برای علی

سخن نگفته مگر اینکه با صدای علی

چه سینه چاک شده کعبه در هوای علی

به روی شانه ی احمد نشسته پای علی

فقط ولایت حیدر کمال دین گردید

علی امیر سرافراز مؤمنین گردید

 

کسی که یک نفسش را ثواب دنیا بود

کسی که هم نفس بی قرار زهرا بود

کسی که روشنی جان و نفس طاها بود

علی امیر جهان مقتدا و مولا بود

چو ذولفقار که خم گشته از جلال علی

مگر بخواب ببیند کسی زوال علی

 

خدای خالق منان علی علی گوید

به صفحه صفحه ی قرآن علی علی گوید

نبی زمانه ی بحران علی علی گوید

حسین در دل میدان علی علی گوید

قسم به کعبه علی سرپناه عرش خداست

و شانه های نجف تکیه گاه عرش خداست

 

قسم به لقمه ی پاکی که ارثم از پدر است

نجف همیشه برایم ز قبله قبله تر است

جهان بدون نجف آسمان بی قمر است

دلم ز دشمن حیدر همیشه بر حذر است

اگر چه نام علی روح بر تنم داده ست

"فَمن یَمُت یَرَنی"شوق رفتنم داده ست 




✔️ موضوع : عید غدیر،


تاریخ درج شعر : جمعه 1399/05/17 | 05:05 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امیرالمومنین(ع)-مدح


یک ذره از نگاه علی آفتاب شد

انگور بوسه زد به ضریح و شراب شد

مارا ز خاک پای علی آفریده اند

پس با همین حساب علی بوتراب شد

سجاده ی نماز شبش بال جبرئیل

گل بود و اشکهای دو چشمش گلاب شد

هر حاجتی که پیش خداوند برده ام

گفتم خدا به حق علی مستجاب شد

باید غلام قنبر او شد که از ازل

هر کس غلام او شده عالیجناب شد

 

گفتیم یاعلی و شعف آفریده شد

با خنده هاش دُرّ نجف آفریده شد

 

ما در تو دیده ایم صفات امیر را

طی کرده ایم با تو تمام مسیر را

با لطف فاطمه ست به عالم علم نمود

علامه ی امینی اگر الغدیر را

باید اضافه کرد به القابت ای علی

جای امیر ، لفظ امیرِ کبیر را

آنکه سروده تو اسدالله غالبی

تشبیه کرده است به چشم تو شیر را

این جذبه ی نگاه تو مارا گرفته است

یعنی اسیر کرده نگاهت ، اسیر را

 

یا قاهر العدو و یا والی الولی

یا مظهر العجایب و یا مرتضی علی

 

جایی که آب هست تیمم مجاز نیست

وقتی امام هست خلیفه نیاز نیست

سوگند میخورم به تمام مقدسات

بی حُبِّ او نماز شما هم نماز نیست

مبهوتم از زیارت ایوان طلای تو

کعبه گمان کنم نجف است و حجاز نیست

بر سردر بهشت نوشتند یاعلی

یعنی به جز لوای تو در اهتزاز نیست

اصلاً قیام کرده قیامت برای تو

آنجا که غیر حُبّ علی چاره ساز نیست

 

حتما علی کنار خدا ایستاده است

حتما علی بخاطر ما ایستاده است

 

هوهوی ذوالفقار علی اسم اعظم است

حیدر خودش تجلی آیات محکم است

حیدر بشر نبود اگر چه خدا نبود

اما برای بنده خدای مجسم است

آیینه ی تمام نمای خدا علیست

هر چه نوشته اند ز اوصاف او کم است

گفتیم‌ یا علی و شنیدیم فاطمه

زهراست جان حیدر و او جان فاطمه ست

ساقی علی ، پیاله علی ، باده هم علی

امشب بساط مستی ما هم فراهم است

 

با یاعلی ، علی و علی مست میشویم

ما می نخورده ایم ولی مست میشویم

 

حیدر اگر نبود صفایی نداشتیم

شبهای جمعه حال دعایی نداشتیم

بیچاره میشدیم اگر روز اربعین

راه نجف به کرببلایی نداشتیم

پابند صحن حضرت زهرا شدیم که

وابستگی به هیچ کجایی نداشتیم

یادش بخیر جز دم لبیک یاحسین

در کاروان خسته صدایی نداشتیم

دلتنگ لحظه های زیارت که میشویم

ای وای اگر امام رضایی نداشتیم

 

عمریست ما گدای همین خانواده ایم

مدیون بچه های همین خانواده ایم




✔️ موضوع : مدح و مناجات با امام علی(ع)،


تاریخ درج شعر : جمعه 1399/05/17 | 05:03 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امیرالمومنین(ع)-مدح


قسم به حضرت الله ، خالق یکتا

قسم به خالق صحرا و خالق دریا

 

قسم به خالق صبح و قسم به خالق شب

قسم به خالق لوح و قلم ، قسم به خدا

 

قسم به نور و به نام هر آنچه از نور است

قسم به ارض و سماوات و کل ما فیها

 

قسم به نون و قلم ، فجر و تین و والزیتون

قسم به آنکه فرستاده آب و باران را

 

قسم به پاکی دامان انبیا سلف

قسم به حضرت موسی و حضرت عیسی

 

قسم به میم محمد قسم به نون نبی

قسم به نور تجلی جلوه ی طاها

 

که هست روزی عالم به دست شاه نجف

که هست بر همه ی مومنان علی مولا

 

علی خدا که نه اما خدا نماست علی

علی ست آینه دار خدای بی همتا

 

خدا به شکل علی در میان مردم بود

همیشه بوده خدا از رخ علی پیدا

 

خدا به لحن علی با نبی تکلم کرد

در آن میانه ی معراج ، لیله الاسرا

 

علیست آنکه به دوش نبی گرفته مکان

علی ست آنکه غدیر از دمش گرفته بها

 

علی ست آنکه به یمنش گدا ، سلیمان شد

علی ست آنکه بقا می دهد به آب بقا

 

طواف کعبه چه حاصل اگر بدون علیست

علیست کعبه ی کعبه علیست قبله نما

 

علی ست آنکه خدا را به چشم می بیند

علیست محشر محشر به صبح روز جزا

 

به کوری همه ی دشمنان آل الله

بود ز روز ازل پرچم علی بالا

 

هر آنکه حاجت خود از علی طلب کرده

روا شده ست به دستان حضرت زهرا

 

غبار کوی علی باش تا شوی خورشید

غلام کوی علی باش تا شوی آقا




✔️ موضوع : مدح و مناجات با امام علی(ع)،


تاریخ درج شعر : جمعه 1399/05/17 | 05:01 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امیرالمومنین(ع)-عید غدیر


همه ی شوق مصطفی این بود که علی را به اوخدا داده

و چه بهتر از اینکه حضرت حق مرتضی را به مصطفی داده

 

فاش گویم به منکران علی بر پیمبر فقط علیست ولی

با خدا دادگان ستیزه مکن چون خداداده را خداداده

 

مست مست از میِ غدیر خمم مست و مجنون حیدرم چه کنم

ساقی امشب دوباره راهم داد بر کفم ساغر ولا داده

 

گرچه سرمستم و خرابم من بنده ی ساقی و شرابم من

مست نام ابوترابم من حب او سینه را جلا داده

 

با جماعت به روز عید غدیر فاش گفتا رسول حی قدیر

بعد من بر شما علیست امیر امر بلّغ خدا مرا داده

 

امر فرمود چون که پیغمبر ساختند از جهاز ها منبر

گرد منبر جماعت حجاج مات از اینکه رخ چه ها داده

 

پله در پله احمد مختار دست در دست حیدر کرار

زد قدم بر فراز منبر عشق عشق را مصطفی صلا داده

 

خطبه آغاز کرد ختم رسل غنچه ی لب گشود حضرت گل

همه پروانه وار گرد نبی گوش بر خطبه اش فرا داده

 

بعد حمد و ثنای حی ودود آن ابوالقاسم احمد محمود

داد بر جمع انبیاء درود بر خلایق چنین ندا داده

 

که منم مصطفی رسول امین عترت من و این کتاب مبین

بر شما یادگار می ماند این دو قلب مرا صفا داده

 

چشم ها بر فراز ماذنه بود خیره بر دست پور آمنه بود

در کفش دست پور بنت اسد دست در دست مرتضی داده

 

تا که دست نبی به بالا رفت سر دستش چو دست مولا رفت

این ندا تا به عرش اعلا رفت که نبی دل به دلربا داده

 

هرکسی را که مصطفی مولاست بعد او مرتضی علی مولاست

غیر از این ره هر آنکه پیماید پای خود بر ره خطا داده

 

این علی یکه تاز و شیر عرب پور بنت اسد خدای ادب

صاحب ذوالفقار و شاه کبار او که عزت به ما سوی داده

 

و ابر مرد روزگار علیست صاحب تیغ ذوالفقار علیست

چه کسی را خدا به جز حیدر لقب شاه لافتی داده

 

گره هر جا که خورد در کارم شکر کردم که من علی دارم

شکر لله خدا ید اله را پنجه های گره گشا داده

 

اولین کس که یار احمد شد مست میخانه ی محمد شد

مرتضی بود او که یوم الدّار یاریم نزد اقربا داده

 

در شب لیله المبیت که بود که به بستر به جای احمد بود

جان به کف خفت بهر یاری من دین حق را علی بقا داده

 

گرد شمع نبی چو پروانه چرخ میزد علی چه جانانه

با نود زخم علی به جنگ احد بال و پر گرد شمع ما داده

 

یاد آرید غزوه ی خندق آن دمی را که شیر حضرت حق

چون به غرش درآمد از دم تیغ هیبت کفر بر فنا داده

 

کند از جای خود چنان حیدر در ز دیوار قلعه ی خیبر

یک تنه فاتحانه خنده ی شوق بر لب ختم الانبیا

 

بر سر دوش حضرت خاتم تا ید الله پا نهاد صنم

گفت جایی که جای دست خداست پا ید الله از چه جا داده

 

قل هو الله بی عدد می گفت دائما ذکر یا صمد می گفت

زیر لب یا علی مدد می گفت بر تن بت چه لرزه ها داده

 

بر یتیم و فقیر و هم به اسیر در سه شب داد نان و کِی شد سیر

و خداوند در مقام علی شان او را به هل اتی داده

 

آیه ها شد به شان او نازل هل اتی نازل انّما نازل

حضرت حق به پاس بخشش او بر سرش تاج انّما داده

 

حضرت حق به سر نهادم تاج و مرا حق چو برد در معراج

دیدم آنجا علی که جان من است تکیه بر عزش کبریا داده

 

شد قبول ارچه توبه آدم داد علی را قسم به رب هر دم

ذکر یا عالی و به حق علی حق چه توفیق بر دعا داده

 

و به امر خدای حیّ جلیل شد گلستان علی به نارِ خلیل

در ثنایش بخواند جبرائیل که مدد بر خلیل ما داده

 

بر تن خستگان علی روح است ناخدایی به کشتی نوح است

وقت طوفان نجات کشتی را علی از ورطه ی بلا داده

 

از دمش زنده صد مسیحا شد این هم از معجزات عیسی شد

مرده را زنده کور را بینا که علی هر دو را شفا داده

 

ید بیضای موسی است علی نیل را می شکاف دست علی

تا که از اژدها نترسد او دست موسی علی عصا داده

 

در عدالت امیر کامل اوست به خداوند شاه عادل اوست

شاه عالم نگین شاهی را بر سلیمان و بر گدا داده

 

نغمه زد لا اله الا هو خواند ناد علی خدا بر او

وانگهی مظهر العجایب شد این چنین اش خدا بها داده

 

بعدِ فرموده ی رسول الله با نوای علی ولی الله

جملگی گرد خُم به بیعت او مرد و زن یا علی فرا داده

 

وحی آمد که ای رسول امروز دینتان کامل است و شادان باش

همه ی شوق مصطفی این بود که علی را به او خدا داده




✔️ موضوع : عید غدیر،


تاریخ درج شعر : جمعه 1399/05/17 | 04:57 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امیرالمومنین(ع)-عید غدیر

 

آخرین حج است و در تابند دلها در تولا و تبرا

حاجیان در قلبِ صحرا آب اندک در عوض طوفانِ گرما

چهره‌ها خیس از عرق‌ها  مانده در سینه نفس‌ها

میرسد بانگِ جرس‌ها ناقه‌ها بر رَملهایِ بی قراری مثل سِیلی با جهاز عشق ، جاری روی شنها

 

آخرین حج است و برمیگردد از حج یک بیابان از خلایق

لیک پیغمبر در آشوبِ دقائق

یک طرف یک خیل عاشق

یک طرف جمعی منافق

یک طرف آئینه‌ی حق

یک طرف آئینه‌ی دق

بازهم مثل همیشه پشت او قرآن ناطق

در میان اینهمه در سینه دارد رازهای بی شماری از حقایق

 

 

آخرین حج است و می‌بیند ثمر داده‌ست رنجی که کشیده

سالها در سالها از دستِ جهل مردمانِ سرزمینِ خود چشیده

محنتِ شعبِ ابی طالب به جانِ خود خریده

کوچه کوچه سنگ خورده شهرها و شهرها هِی زخم دیده

هرچه می‌شد او شنیده زخمِ پیشانی و دندانِ شکسته بیش از هشتاد غزوه بار بسته

 لیک از اینها گرانتر سخت‌تر از هرچه دیده سخت‌تر حتی زِ فهم بت پرستان دیدن جهلی عمیق از مردمان جاهلستان و نفاقِ هم قطاران است اما در دل او نور فرقان است بر لبهاش قرآن است

 

آخرین حج است و بعد از اینهمه انبوه غم

ظلم و ستم درد و اِلَم ناگاه وحی آمد

دوباره وحی در یک آیه‌ی کوتاه آمد

کِای رسولِ برگزیده نور دیده هرچه کردی هرچه کردی هرچه دیدی

سالها در سالها اما همه هیچ است هیچ است!

هرچه رفتی آنچه گفتی آنچه خواندی و نشاندی

گوئیا ناگفته‌ای ناخوانده‌ای ناورده‌ای هیچ‌است هیچ است آن

مگر امروز اینک در همین منزل رسانی جاودانی این پیام آسمانی:

 

آی بَلِّغ یا نَبی ما اُنزِلَ مِن رَبکَ امروز امت را

که ما بَلَغتَ ما بَلَغتَ ما بَلَغتَ سرانجام رسالت را

 

 

آخرین حج است و در گرمای طاقت سوزِ عالم سوز

در قلب کویری سخت پای برکه‌ای خوشبخت اینگونه او فرمود :

هرکس پیش رو رفته است برگردد و هرکس پشت سر مانده است میمانیم تا آید و در پیش نگاه دوستدارانش محمد(ص)

 

از شتر پایین که آمد تا سه روز اُطراق کرد

حرف رفتن گفت و بازی با دل عشاق کرد

 

آخرین حج است اما اولین عید من است

بعد از این شکرِ خدا تکلیفِ عالم روشن است....

 

 

*« این روایت از تمامی بزرگان آمده

مستند ، واژه به واژه ست و  فراوان آمده

 

عالمانِ اهل سنت با تواتر گفته‌اند

با تجاهل یاکه حتی با تفاخر گفته‌اند

 

فخر رازی اسقلانی ابن ماجه بن کثیر

ابن عبدُالبِّر بخاری مسلم و ابن جریر

 

ابن جوزی ابن شاهین و زهبی شافعی

تَرمزی و ابن حنبل جَزَری و نافعی

 

آنقدر نام است آید میشود خود یک کتاب

گفته‌اند از خطبه‌ی پیغمبر ختمی مآب»

 

 رفت بر روی جهاز و گفت با اهل حجاز

گفت با اهل حقیقت گفت با اهل مجاز

 

بعد حمد و بعد تسبیح خدایش دم گرفت

دست حق را بین مشتش دست حق محکم گرفت

 

 گفت: حق فرمود بعد از من تمام دین علیست

این علی و این علی و این علی و این علیست

 

آی مردم با پیمبر با خدا بیعت کنید

یک به یک با دست من با مرتضی بیعت کنید

 

دست او را برد بالا دست را بالا کشید

پیش آن سیلِ تماشا دست را بالا کشید

 

آنقدر بالا که حضرت با خدایش دست داد

پیش از هرکس خدا با مرتضایش دست داد

 

اَشهدُ اَنَّ امیرالمومنین تنها علی

اَشهدُ اَن لا امیرالمومنین الّا علی

 

 کربلا هم آخرین حج بود و تنها مانده بود

حاجیان در خاک و خون بودند اما مانده بود

 

یک نفر جا مانده بود

تشنگی بود و خجل از طفل بابا مانده بود

روی دست خود علی را برد بالا برد بالا

آه بابا آه بابا

 

آخرین بار است دستِ غم به زانو میزند

 

اولین بار است اما حرف مُنّوا میزند

 

اولین بار است مردی اینچنین رو میزند....

 

 *تحقیق این موضوع در کتاب الغدیر علامه امینی و کتب علامه سید مرتضی عسکری به تفصیل آمده

 




✔️ موضوع : عید غدیر،


تاریخ درج شعر : جمعه 1399/05/17 | 04:52 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امیرالمومنین(ع)-عید سعید غدیر


اینکه از دستِ پیمبر دستِ او بالاست کیست

اینکه جمعش با نبی یک شعرِ بی همتاست کیست

اینکه در پایِ تنورِ خانه‌اش زهراست کیست

اینکه در قابِ خدا تصویرِ او تنهاست کیست

 

کیست این و کیست این و کسیت این ، تنها علی

اَشهدُاَن لا امیرالمومنین  الا علی

 

 

باز تکلیفِ مرا این جام روشن می‌کند

این شرابِ کهنه من را فارغ از من می‌کند

این جنون آواره‌ام در کوی و برزن می‌کند

مدحِ او من را نه ، حافظ را هم اَلکَن می‌کند

 

از ازل تا  تا ابد...حق‌حق و هوهو... یاعلی

اَشهدُاَن لا امیرالمومنین  الا علی

 

 

آسمان اینقدر پُر باران مگر هم می‌شود

ای خدا مانندِ تو انسان مگر هم می‌شود

جمع خشم و عشق و تیغ اینسان مگر هم می‌شود

در دو تَن_زهرا و او_یک جان مگر هم می‌شود

 

مصطفی شد  مرتضی یعنی که شد زهرا علی

اَشهدُاَن لا امیرالمومنین  الا علی

 

 

حضرت اردیبهشت سالها و ماه‌ها

روزها با نخل‌ها و شب انیسِ چاه‌ها

پیشِ تو همسُفره می‌گردد گدا با شاه‌ها

می‌شود پیدا پس از تو چاه‌ها از راه‌ها

 

از علی نازل شدیم و رفتنِ ما تا علی

اَشهدُاَن لا امیرالمومنین  الا علی

 

 

حق علی و او حق و این دو تسلسل می‌شود

حق بده جبریل هم در محضرش هُل می‌شود

او صراط‌ُالله او راهِ تکامل می‌شود

شانی از وَالعادیاتش مدحِ دُل‌دُل می‌شود

 

درکِ ما گُم شد وَ ما‌ اَدراکَ ما مولا علی

اَشهدُاَن لا امیرالمومنین  الا علی

 

 

تا به میدان آمدی لشکر نفهمیدم چه شد

تَن دوتا شد سرجدا شد سر نفهمیدم چه شد

تا گرفتی از درَش خیبر نفهمیدم چه شد

آنچنان کَندی در از جا  در نفهمیدم چه شد

 

آنچنان لرزید خیبر گفت واویلا علی

اَشهدُاَن لا امیرالمومنین  الا علی

 

 

ذوالفقارت آمد و بسیارها جا مانده‌اند

چشمها از ضربِ تندت بارها جا مانده‌اند

زیرِ ضربِ تیغِ تو سردارها جا مانده‌اند

عَمرو عاصان رفته و شلوارها جامانده‌اند

 

 گفت عزائیلِ حیران بینِ این غوغا: علی

اَشهدُاَن لا امیرالمومنین  الا علی

 

 

تیر بر پایِ تو خورد و از نمازت فیض برد

در رکوع آمد گدا از دستِ بازت فیض برد

آفرینش از قنوتِ چاره سازت فیض برد

عَمرو وَد از نازشصتِ تن نوازت فیض برد

 

شد کُمیل و میثم و سلمان و بوذرها علی

اَشهدُاَن لا امیرالمومنین  الا علی

 

 

پیرزن چشم انتظارت بارِ نانش را بِبَر

مرکبِ طفلان ، به پشتت کودکانش را بِبَر

با جُزامی نان بخور غم از گریبانش بِبَر

یک تبسم کن به زهرا باز جانش را بِبَر

 

با حسین و با حسن گفتیم ما : بابا علی

اَشهدُاَن لا امیرالمومنین  الا علی

 

 

هرکجا که می‌رسد انگار محشر می‌رسد

زودتر از هر گدا آقا دَمِ در می‌رسد

هرچه دارد سُفره‌اش  نصفش به نوکر می‌رسد

بیش از خود او به حال و روزِ قنبر می‌رسد

 

 کارِ ما با قنبر است و کارِ قنبر باعلی

اَشهدُاَن لا امیرالمومنین  الا علی

 

 

 باده از الله‌اکبر تا علیکم می‌خورَد

حسرتِ نانِ جو‌اَش را سخت گندم می‌خورد

زخمها و زخمها از جهلِ مردم می‌خورد

ناسزاها را بجای  هر تبسم می‌خورد

 

این نماز عشق باشد شد سجودِ ماعلی

اَشهدُاَن لا امیرالمومنین  الا علی

 

 

اینکه بر دوشِ پیمبر از شرافت پا گذاشت

رویِ دوشِ خویش عمری کیسه‌ی خرما گذاشت

اینکه دنیا را خدا آورد پیشش جا گذاشت

لقمه لقمه نان دهانِ مردِ نابینا گذاشت

 

می‌خورَد اما همیشه خونِ دلها را علی

اَشهدُاَن لا امیرالمومنین  الا علی

 

 

کربلا او آمد و در پیشِ آب‌آور نشست

کربلا او بود و بالایِ سرِ اکبر نشست

کربلا او دید تیری را که بر اصغر نشست

کربلا او ناله زد تا تیر تا خنجر نشست

 

می‌دود دنبالِ زینب عصرِ عاشورا علی

اَشهدُاَن لا امیرالمومنین  الا علی




✔️ موضوع : مدح و مناجات با امام علی(ع)، عید غدیر،


تاریخ درج شعر : جمعه 1399/05/17 | 04:50 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امیرالمومنین(ع)-عید غدیر


ساکن میخانه ام تا حلقه بر در میزنم

هوشم و مستانه، دَم از "عشقِ حیدر" میزنم

 

مست اگر هستم، مرا "جام ولایت" داده اند

باده ی "حبّ علی" از "جام کوثر" میزنم

 

روسیاه از جُرم، اما روسفید از حُبّ او

با علی صیقل بر این "روحِ مکدّر" میزنم

 

دَم ز مولایم نه تنها با زبان "با فعلِ خیر"

با همه ایمان از آن "جانِ معطّر" میزنم

 

از همان روزیکه گشتم از "اِضافاتِ گِلش"

تا کنون دارم مِیِ الله اکبر میزنم

 

در دو عالم "حیدر کرار" مولای من است

دَم ز اوصافِ تولایش مکرر میزنم

 

دیدم از روز ازل دل را به "صحرای غدیر"

دستِ بیعت اینچنین بر "دستِ دلبر" میزنم

 

با "نگاهِ لطف" مولا انتخابم کرد و گفت:

من خودم نامِ ترا در "متن دفتر" میزنم

 

شاهِ دین پوشاند چون "رختِ غلامی" بر تنم

گفت: بر پیشانی اَت خود "مُهرِ نوکر" میزنم

 

اختصاصم داد از "نور تولایش" علی

"سجده" از آنروز تا حالا بر این در میزنم

 

خُم خُم از "خُمِّ غدیرِ خُم" مرا نوشاند و دید

سر به سودای علی بر کوی داور میزنم

 

"وجهِ سبحان" یک نظر فرمود و ما را جذب کرد

سر بخاکِ پای آن " الله منظر" میزنم

 

صبح تا شب، پنج نوبت با "سرودِ اَلاَذان"

بر مناره، دَم از آن "یکدانه سَرور" میزنم

 

در شعاعِ آفتابِ روی او چون ذرّه ای...

بوسه بر پایش "سرِ دستِ پیمبر" میزنم

 

□  □  □

گفت پیغمبر جماعت را در آن "صحرای عشق"

دَم ز مدحِ مرتضی "بالای منبر" میزنم

 

گفت: از فضلش همین بس که "منم مداحِ او"

دَم ز وصفِ "آیه ی بَلِّغ" سراسر میزنم

 

بی ولای او شود کار رسالت ناتمام

ای جماعت با ولایت "حرفِ برتر" میزنم

 

بی تولای علی، کامل نگردد دینِ حق

با تولای علی، آن "حرفِ آخر" میزنم

 

"هر که من مولای اویم، این علی مولای اوست"

مُهر بر "اِکمالِ دین" با حکمِ حیدر میزنم

 

از خدا دستور دارم بیعتش گیرم ز خلق

هر که سر پیچد، بر آن کس "مُهرِ کافر" میزنم

 

خونِ او خونُ من است و جانِ او جانِ من است

این صَلا را نیز با "فرمانِ داور" میزنم

 

خطبه ی غرّای من "وصفِ علی و آل اوست"

با همه این حرف را تا روز محشر میزنم

 

از "حسن تا مهدیِ" او جانشینانِ منند

یک به یک از بهرشان حکم برابر میزنم

 

تیغِ حیدر پشتوانِ نصرت دین خداست

بوسه بر دستان این "آزاده رهبر" میزنم

 

دستهای او شود روزی میان ریسمان

ناله بر تنهاییِ آنروزِ حیدر میزنم

 

دشمنان را سخت کشت و یل یلان را زد زمین

حرفِ دیگر را از آن "دیوار و آندر" میزنم

 

انتقامِ کشته های بدر و خیبر..."پشت در"

ضجّه بر یک غنچه ی نشکفته پرپر میزنم

 

□ □  □

شاعرش میگفت: حرف از قلب مضطر میزنم

پس گریز روضه در دیوان و دفتر میزنم

 

مادری از پشت در "فریاد میزد یاعلی"

دمبدم فریاد از فریادِ مادر میزنم

 

تا شهیدِ "انتقام سیلیِ زهرا" شوم

بر سرم سربند یازهرای اطهر میزنم

 

هست شمشیرم به کف "هَل مِن مُبارز" بر لبم

دشمنانِ مرتضی را یک به یک سر میزنم

 

طایرِ عشقم، طوافم "کعبه ی روی علیست"

دور تا دورِ "امیرُالمومنین" پَر میزنم

 

نعره ی "یالَیتَنی کُنتُ مَعک" سر میدهم

چون سری بر جبهه های "بدر و خیبر" میزنم

 

چیست روز جنگ، "روز امتحانِ بندگی"

"مَرد از نامرد" چون رو شد، بخود سر میزنم

 

"انتقام کشته های کربلا" خواهم گرفت

همتِ مولا علی، بر قلب لشکر میزنم

 

در رگم خون حسین است و غلام زینبم

تا نفَس باقیست، حرف از "پاره حنجر" میزنم

 

سر به راهش میسپارم چون "شهیدانِ خدا"

عاقبت در راه آن مظلوم پرپر میزنم




✔️ موضوع : عید غدیر،


تاریخ درج شعر : جمعه 1399/05/17 | 04:48 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امیرالمومنین(ع)-عید غدیر


من شاهدِ صحرای غدیرم یارب

شادم که علی شده امیرم یارب

دیگرچه کمی به زندگانی دارم

دیگرچه غمی اگر بمیرم  یارب




✔️ موضوع : عید غدیر،


تاریخ درج شعر : جمعه 1399/05/17 | 04:46 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امیرالمومنین(ع)-عید غدیر


فرمود نبی هر آنچه شد نازل را

تا زنده کند جماعت غافل را

با دست علی دست منافق رو شد

فاروق جدا کند ز حق باطل را




✔️ موضوع : عید غدیر،


تاریخ درج شعر : جمعه 1399/05/17 | 04:44 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام هادی النقی(ع)-مدح و ولادت


اَلمِنّهُ لله که نامت شده هادی

منّت به محبانِ خود از جود نهادی

حقا که گل فاطمه، فرزند جوادی

این است نشاط و شعف و برکت و شادی

 

سکان هدایت به کفِ هر که خدا داد

از روز ازل قرعه بنام علی افتاد

 

ما گم شده بودیم، تو رخسار نمودی

دل را به نگاهی ز همان غمزه ربودی

ما را به ره عشق گرفتار نمودی

آغوش به احبابِ خود از مهر گشودی

 

با فطرتِ مومن به تو دادیم سلامی

والله امامی تو، امامی تو، امامی

 

کِی از رخ ماه تو به خورشید رسیدیم

از پرتو مهر تو به توحید رسیدیم

در نور ولای تو به تمجید رسیدیم

با مدح تو بر نابترین عید رسیدیم

 

یعنی تو هدایتگر دلها به غدیری

فرزند امیری و به میخانه امیری

 

ای منطق تو شرح معمّایی حیدر

تفسیرگرِ خطبه ی غرّای پیمبر

هم خیر کثیری تو و هم معنی کوثر

هم خُمّی و هم باده ای و هم مِی و ساغر

 

ما مِی زده ی خُمّ غدیریم ز هادی

هنگام سحر باده بگیریم ز هادی

 

ناب است عجب از تو احادیث و روایات

تاویل‌ِ حکیمانه ی هر سوره و آیات

رفتار تو گفتار تو در باب زیارات

این است که ما بر تو نمائیم مباهات

 

با جامعه ی تو بشِناسیم علی را

با متن غدیریّه سپاسیم علی را

 

ای معرفت از علمِ تو سرریز علی جان

دریای معارف ز تو لبریز علی جان

گوشِ دلِ ما بر سخنت تیز علی جان

لحنِ تو خوش آهنگ و دلاویز علی جان

 

آهنگ نماز تو برَد هوش ز سرها

بس راز و نیاز تو برَد هوش ز سرها

 

ای سوز و گداز تو پر از نغمه ی معراج

آگاه تو هستی ز سراپرده ی معراج

هم آگهی از خنده و هم گریه ی معراج

زیباست که ما را بدهی هدیه ی معراج

 

آن هدیه،،، به آوای جلی حیدر کرار

دلدار علی، یار علی، حیدر کرار

 

هر جا که به معراج شده منزل احمد

دیده ست جلوتر ز خودش جلوه ی سرمد

دیده ست علی را همه جا هست موید

یعنی که علی هست جلودار محمد

 

آری بخدا مقصد و مقصود علی بود

روزیکه نبود آیتی از بود علی بود

 

این است تجلیِ هدایت به دو عالم

هادیست که بر ما بدمَد روح دمادم

با نام علی جلوه کند آن شهِ اعظم

این است وفا و کرم و جودِ مسلم

 

آرامِ دلِ فاطمه، آرامِ دلِ ماست

ایام به یُمنَش همه بر کامِ دلِ ماست

 

ما شیعه ی اِثنی عشرِ آل رسولیم

فرمانبرِ فرماندهیِ امرِ‌ بتولیم

با لطفِ چنین مادری از لطف قبولیم

تا خون به رگِ ماست، سرِ عهد و اصولیم

 

مائیم هدایت شده ی منبر هادی

شیعه شده ی دستِ هدایتگر هادی

 

تا پای چنین منبر پر فیض گدائیم

هم نوکر آل علی و عبد خدائیم

هم زائر با معرفت کرب و بلائیم

آری بخدا خونجگرِ خون خدائیم

 

خونی که به گودال از آن حنجره میریخت

خونیست که از چشمِ حرم یکسره میریخت

 

ایکاش که زینب تهِ گودال نمیدید

جسم پسر فاطمه پامال نمیدید

بر کشتنِ او اینهمه اقبال نمیدید

او را ز رمق رفته و بی حال نمیدید

 

ایکاش نمیدید سری بر سرِ نیزه

خواهر چه کند ناله ی خود در برِ نیزه




✔️ موضوع : ولادت امام هادی(ع)،


تاریخ درج شعر : سه شنبه 1399/05/14 | 04:50 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام هادی النقی(ع)-مدح و ولادت


ای یگانه امام بی همتا

ای دلیل تَمَوّج دریا

ای نگاهت تبسم خورشید

ای فراتر از عالم بالا

هر کلام تو برتر از نور و

هر غلام تو سرتر از آقا

السلام علیک یا هادی

رهنمای قبیله ی لیلا

 

کعبه و مروه و منا هستی

تا ابد شاه سامرا هستی

 

عطر و بوی بهار داری تو

چهره ای با وقار داری تو

بین پیغمبرانِ این امت

چِقَدَر اعتبار داری تو

صف به صف جبرئیل ، میکائیل...،

نوکرِ بیشمار داری تو

همچو من ریزه خوارِ دربارت

صد هزاران هزار داری تو

بین قلبم، درون سینه من

روی چشمم قرار داری تو

 

تا ابد هادی دلم هستی

نورِ آبادی دلم هستی

 

کفتر سامرای تو هستم

جلد گنبد طلای تو هستم

" زهر هجری کشیده ام که مپرس"

از ازل مبتلای تو هستم

"قصّةُ العشقِ لا انفصام لَها"

تا ابد من گدای تو هستم

حرم تو محلّه‌ی توحید

اهل کهفُ الوَرای تو هستم

مَهبِطُ الوحی، سامرای شما

عاشق سامرای تو هستم

 

معدن حکمت خدا هستی

تو ولی نعمت گدا هستی

 

ای نگاهت همیشه بارانی

درد من را نگفته می دانی

حال من را به حالِ خود مگذار

قدریک لحظه، کمتر از آنی

در فراق تو گریه ها کردم

گریه ها...، گریه های پنهانی

بارها مشهد الرضا رفتم ...

بلکه مغفورِ حق* مرا خوانی

یک سفر سامرا نصیبم کن

تا به کی غصه و پریشانی؟!

 

گرم شب زنده داری ات باشم

هادی ذوالفقاری ات** باشم

 

بخدا حال محتضر دارم

از شهیدان تو خبر دارم

"عاشقان کشتگان معشوقند"

از تو امید یک نظر دارم

"عاقلان از بلا بپرهیزند"

من بلا لِلولا به سر دارم

عین سردار سامرا من هم

از می ناب جرعه بر دارم

همچو شیران سامرایی که

بر تصاویرشان نظر دارم

 

کاش می شد شهیدتان باشم

نوکر رو سفیدتان باشم

 

* مردم قم و آوه، برای زیارت مرقد امام رضا(ع) به مشهد مسافرت می‌کردند و امام هادی(ع) نیز آنها را در قبال این عمل «مغفور لهم: آمرزیده شده» خوانده است.

 

** هادی ذوالفقاری از شهدای مدافع حرم سامرا می باشد




✔️ موضوع : ولادت امام هادی(ع)،


تاریخ درج شعر : سه شنبه 1399/05/14 | 04:45 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام هادی النقی(ع)-مدح و ولادت


آمده تا سخن از چشم خود آغاز کند

دهمین پنجره را سمت خدا باز کند

تا که یک پرده ، خدا را به من ابراز کند-

جگر شیر بیارید که اعجاز کند

دهمین مرتبه امروز، قیامت آمد

علی آخر دنیای امامت آمد

 

رد پایش همه جا قبله نما می سازد

خطی از جامعه اش جامعه را می سازد

خادم خانه اش از خاک، طلا می سازد

کرمش نیز به شدت به گدا می سازد

بی سبب نیست اگر عادتش احسان شده است

نوه ی ارشد آقای خراسان شده است

 

گوشه ی صحن عجب حال و هوایی دارم

برسرم سایه ی ایوان طلایی دارم

ازسر سفره ی او نان و نوایی دارم

سامراییم و عادت به گدایی دارم

سامرا ، کرب و بلایی به نظر می آید

این دو شش گوشه به دنیا چقدر می آید




✔️ موضوع : ولادت امام هادی(ع)،


تاریخ درج شعر : سه شنبه 1399/05/14 | 04:43 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام هادی النقی(ع)-مدح


باز هم سجده به پای سنگ‌ها و چوب‌ها

بارالاها پس کجا رفتند آدم خوب‌ها

 

إهدِنا را قوم أنعمتَ علیهم گفته‌اند

منکر هادی وَلا الضّالین تر از مغضوب‌ها

 

ای میان دفتر آشفته‌ی تاریخ گم

سال‌ها در جستجویت ابن شهرآشوب‌ها

 

یک مرید آستان‌بوس تو شاه عبدالعظیم

عاشقان دیگرت ایّوب‌ها یعقوب‌ها

 

باز هم بزم شراب است و تعارف می کنند

سوی دریای طهارت جامی از مشروب‌ها،

 

وای بر ما که امام  خویش را نشناختیم

ورنه این آبی است در دستان هاون‌کوب‌ها

 

بعد از این صحن تو و مژگان چشمان ترم

خاک کفش زائران عشق است و این جاروب‌ها




✔️ موضوع : مدح و مناجات با امام هادی(ع)،


تاریخ درج شعر : سه شنبه 1399/05/14 | 04:41 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام هادی النقی(ع)-مدح


باید چه گفت مدحت شاهی عظیم را؟

کو شعرتر که وصف کند این حریم را؟

 

کو یک گره که باز نگردد به دست او؟

کو حاجتی که خسته کند این کریم را؟

 

کوکوکنان نشسته به بامش، مگر کریم

با دست خویش دانه دهد یاکریم را

 

هوهوی پرچمش به تقرب کشانده است

تا سامرا به روی دو زانو نسیم را

 

یک جرعه از کناره ی دریای حکمتش

پرورده است حضرت عبدالعظیم را

 

با تیغ آبدیده ی نور هدایتش

سرکوب کرده خدعه ی قوم رجیم را

 

هرگز به پادشاهی عالم نمی دهیم

حظّی که از گدایی او می‌بریم را

 

مدیون اوست مکتب قرآن و دین حق

در فتنه ها صراط چنین مستقیم را




✔️ موضوع : مدح و مناجات با امام هادی(ع)،


تاریخ درج شعر : سه شنبه 1399/05/14 | 04:32 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات
تعداد کل صحن ها : 555 :: 1 2 3 4 5 6 7 ...
لطفا از دیگر صحن های حسینیه نیز دیدن فرمایید
.: پایگاه تخصصی مدح و مرثیه حسینیه:.
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Mobile Traffic | سایت سوالات