بسم رب الحسین(ع)

این دشـت با ارادهٔ زینـب اداره شـد

در دست جبر اوست همه اختیارها


جهت دسترسی آسان تر به اشعار مناسبت های این ایام از لینک های زیر استفاده نمایید:


                                        
   
                                  
 
                                  
                  
                                  


https://telegram.me/hosenih



https://www.instagram.com/payegahe_hoseinieh/

قابل توجه زائرین گرامی، همزمان با ثبت اشعار در پایگاه حسینیه، کانالهای اجتماعی "حسینیه"  نیز به روز خواهد شد.

لینک کانال های تلگرام و ایتا   hosenih@  

و

لینک صفحه اینستاگرام payegahe_hoseinieh@ 


عزیزان می توانند برای پر بارتر شدن محرم خود به پایگاه های زیر نیز مراجعه نمایند:

      




✔️ موضوع : اطلاعیه و اخبار حسینیه، تابلو اعلانات حسینیه،


تاریخ درج شعر : شنبه 1399/06/29 | 08:00 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام رضا(ع)-شهادت


بر روی خاک بال و پرت می کشی چرا؟!

با اشک، سرمه بر نظرت می کشی چرا؟!

 

با تو چه کرده زهر که رنگت پریده است

اینقدر آه از جگرت می کشی چرا؟!

 

بیرون زدی ز کاخ و نشستی به روی خاک

پنجه به خاکِ دور و برت می کشی چرا؟!

 

مانند بچه مرده فقط داد می زنم

داری عبا به روی سرت می کشی؟! چرا؟!

 

در هر قدم، دوبار می افتی به روی خاک

تا حجره جسمِ محتضرت می کشی چرا؟!

 

گریه نکن، مپیچ به خود، تشنه می شوی

کار از دو چشمِ شعله ورت می کشی چرا؟!

 

از حال می روی به سر و صورتت نزن

عکسِ غلاف در گذرت می کشی چرا؟!

 

تا حجره آمدی، در و دیوار روضه خواند

وقتِ ورود، تیزی مسمار روضه خواند

 

چشمت اگرچه تار ولی روی یار دید

خواهر نبود محضرت اما پسر رسید

 

قربان پلکِ زخمی ات از ماتمِ حسین

بر خاک حجره باز نمِ گریه ات چکید

 

سنگی به قصد بوسه زدن بر رُخت نخورد

آمد جواد و از رُخت ای ماه بوسه چید

 

پیراهنت دریده نشد بین گرگ ها

بالاسرت عزیزِ دلت، پیرهن درید

 

قلبت به یاد روضه ی اربابِ بی کفن...

وقتِ وداع با پسرش، تند می طپید

 

آمد حسین با سر زانو، نفس زنان

وقتی علی به روی زمین داد می کشید

 

صورت به صورت پسرش زار می زد و...

با چشم خیس هلهله و خنده می شنید

 

پاشیده بود میوه ی قلبش به زیر پا

تکه به تکه چید علی را روی عبا

 




✔️ موضوع : شهادت امام رضا(ع)،


تاریخ درج شعر : جمعه 1399/07/25 | 02:51 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام رضا(ع)-مدح و مناجات-گریز روضه حضرت زینب(س)


بیشتر کفتر جلد حرم یک نفرم

عرض حاجت به دری جز در سلطان نبرم

 

زخمی صحن رضا را چه نیازی به دوا

می کشد دست، خودش روی سرم روی پرم

 

این زمین خوردن من ربط ندارد به کسی

 بگذارید بیفتد به عبایش گذرم

 

کار هرکس در این خانه مشخص شده است

مثل جبریل، امین بوده ام و رفتگرم

 

خبرم کرد بیایم بنشینم بغلش

گفتم آقا گنهم؟ ...گفت که من بی خبرم

 

اعتمادش به فقیر و به گدا بیشتر است

 او تصدق بکند در همه جا معتبرم

 

می زنم مشت به در مثل طلبکارانش

نیمه شب آمده ام آبرویم را بخرم

 

صفت بارز آقای من این شد که هنوز

نه بلد نیست بگوید به گداهای حرم

 

کار با لقمه ندارم برسد یا نرسد

صحبت سفره زهرا بشود پشت درم

**

وسط نافله اش اسم مرا هم برده

از دعاهای عقیله است دعای سحرم

 

گفت رفتی و نشستی به روی نیزه حسین

ولی ای وای سرم، دستم، پایم، کمرم

 

معجرم رابده، اینقدر سرم داد نکش

خیره ! نگذار کنار سر او، سر به سرم




✔️ موضوع : مدح و مناجات با امام رضا(ع)، حضرت زینب كبری(س)،


تاریخ درج شعر : جمعه 1399/07/25 | 02:37 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام رضا(ع)-مدح و مناجات


در این حریم ذکرم  ، یارب و یا کریم است

دستم اگرچه خالیست، خرجیم با کریم است

 

کم میشود مگر از این سفره هرچه بردند؟

 وقتی طرف حساب شاه و گدا، کریم است

 

بیهوده زائرانش دست کرم ندارند

 هرکس شد آشنای این آشنا کریم است

 

 تضمین ذکر  یامن یعطی الکثیر من اوست

گرچه زیاده خواهم، اومنتها کریم است

 

بااین لباس پاره ، فورا"مرا بغل کرد

من باورم نمیشد، اینقدرها کریم است

 

نوکر غریب باشد، مولا نمی پسندد

گفته سه جامی آیم ، آقای ما کریم است

 

اصلا " بهشت یعنی در این حرم نشستن

امروز با رضاییم، فردا خدا کریم است

 

باب الجواد بودیم، دیدیم کاظمینیم

باب الرضا نوشته، ابن الرضا کریم است

 

هرجاکه روضه بوده ، بالا نشسته زهرا

آنکس که برده من را ، تا کربلا کریم است

 

بردند مثل نذری، هرعضوی از علی را

 این جسم قطعه قطعه، روی عبا کریم است

 




✔️ موضوع : مدح و مناجات با امام رضا(ع)،


تاریخ درج شعر : جمعه 1399/07/25 | 02:29 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام رضا(ع)-شهادت


نفس‌های آخر، عطش، روضه‌خوان شد

که لب‌های تشنه، به یادم بیاید

اباصلت! آبی بزن کوچه‌ها را

قرار است امشب، جوادم بیاید

 

قرار است امشب، شود طوس، مشهد

شود قبله‌گاه غریبان، مزارم

اگر چه غریبی، شبیه حسینم

ولی خواهری نیست اینجا کنارم

 

به دِعبِل بگو: شعر کامل شد اکنون

«و قبرٍ بطوس»ی که خواندم برایش

بگو: این نفس‌های آخر هم، اشکم

روان است، از ابیات کرببلایش

 

از آن زهر بی‌رحم، پیچیده‌ام من

به خود، مثل زهرای پشت در، از درد

شفابخش هر دردم، از بس که خواندم

در آن لحظه‌ها، روضه‌ی مادر از درد

 

بلا نیست جز عافیت، عاشقان را

تسلای دردم، نگاه طبیب است

من آن ناخدایم، که غرق خدایم

«رضا»یم، رضایم، رضای حبیب است

 

رئوفم، شهیدم، امامم، امیدم

من آن شمس عشقم که بخشیده‌ام نور

شود هر کسی، هر کجا، بی‌قرارم

دلش را در آغوش می‌گیرم از دور

 

شدم آسمان، تا کبوتر شوی تو

رسیدم که آهویی آزاد باشی

بیاور غمت را، بیا زائر من!

که مهمان صحن گهرشاد باشی

 

اباصلت! آبی بزن کوچه‌ها را

به یادِ سواری که با ذوالفقارش

بیاید سحر، تا بگردند دورش

خراسان و یاران چشم انتظارش

 

 




✔️ موضوع : شهادت امام رضا(ع)،


تاریخ درج شعر : جمعه 1399/07/25 | 02:21 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام رضا(ع)-مدح و مناجات


هرآن‌چه غم به دلم بود، رفته است از یاد

که زل زدم به تو از بینِ صحنِ گوهرشاد

 

چه حس و حالِ عجیبی، چه شوقِ زیبایی

دوباره باز، گذارم به مشهدت افتاد

 

دوباره مرغِ دلم پر زده‌ست سوی بهشت

به یک نگاهِ تو، ویرانی‌ام شود آباد

 

اگرچه غرقِ گناهم، به سویت آمده‌ام

در این حرم متجلی‌ست جمعی از اضداد

 

گره ز کارِ من این‌بار، باز خواهد شد

منی که گفته‌ام: آقا! قسم به جانِ جواد

 

... صدای همهمه می‌آید از میانِ حرم

شفا گرفته کسی پای پنجره فولاد

 

چه زود، حاجتِ خود را گرفت آن زائر

که سال‌ها به دلش بود حسرتِ اولاد

 




✔️ موضوع : مدح و مناجات با امام رضا(ع)،


تاریخ درج شعر : جمعه 1399/07/25 | 02:17 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام رضا(ع)-شهادت-روضه حضرت زینب(س)از زبان امام رضا(ع)


یابن‌الشبیب عمه‌ی ما راه دور رفت

می‌خواست قتلگاه بماند به زور رفت

 

آتش گرفت چادرش اما کسی ندید

پنجاه و پنج سال قدش را کسی ندید

 

پنجاه و پنج سال  بدون غمی نبود

تا آن زمان مقابل نامحرمی نبود

 

پنجاه و پنج سال پرش را گرفته‌اند

مردانِ خانه دور و برش را گرفته‌اند

 

یابن‌الشبیب عمه‌ی ما احترام داشت

چندین امام زاده و چندین امام داشت

 

پیش بزرگ قافله فریاد می‌زدند

یابن‌الشبیب بر سرِ او داد می‌زدند

 

داغی کمر شکن کمرش را شکسته بود

یک نیزه‌ی بلند سرش را شکسته بود

 

یابن‌الشبیب بسکه زمین خورد جان نداشت

می‌خواست راه علقمه گیرد توان نداشت

 

یابن‌الشبیب دختر دلگیر را زدند

پنجاه و پنج ساله زنی پیر را ...

 

اما رُباب زخم پَرَش را گرفته بود

از بسکه درد داشت سرش را گرفته بود

 

یابن‌الشبیب آتش خیمه امان  نداد

فرصت به موی زخمی دختران نداد

 

از پیش نیزه‌های شکسته عبور کرد

او را به دست‌های خودش جمع و جور کرد

 

او را به ریگ‌های پریشان سپرد و رفت

او را به آفتاب بیابان سپرد و رفت

 

او را به مردمان دهاتی سپرد و رفت..‌‌..




✔️ موضوع : حضرت زینب كبری(س)، شهادت امام رضا(ع)،


تاریخ درج شعر : جمعه 1399/07/25 | 02:14 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام رضا(ع)-شهادت


زانویِ خسته اش تکان میخورد

پیکرش را کشان کشان میبُرد

 

چند باری میانِ راه، افتاد

گفت یا فاطمه به راه افتاد

 

هردو دستش به پهلویش دارد

عرقِ سرد بر رویش دارد

 

تا که لرزه به پیکرش افتاد

وای،عمامه از سرش افتاد

 

تار می دید  دیدگان ترش

گوئیا ریخته بهم جگرش

 

با لبِ آستین چنان زهرا

پاک می کرد خونِ لبها را

 

بر زمین میکشید پایش را

جمع میکرد هِی عبایش را

 

یک نگاهی به دور وبر انداخت

اشکی از دیدگانِ تر انداخت

 

تا که بر آستانِ حجره رسید

جگرش پاره بود ناله کشید

 

کاسه ی صبرِ عالمین شکست

همه درهایِ حجره را تا بست

 

زیر لب گفت : آه «أین جواد»

سرِ پا بود یک دفه افتاد

 

فرش ها را یکی یکی تا زد

تا گلویش لباس بالا زد

 

سینه اش را به خاکِ سرد گذاشت

یک مزاحم به رویِ سینه نداشت

 

گرد و خاکی بپاست در حجره

صحنه ی کربلاست در حجره

 

دست و پا می زد وکنارِ تنش

نیزه جا وانکرد در دهنش

 

کربلا جَدِ  او چه بد جان داد

وسط نیزه دارها افتاد

 

یک نفر زد لگد به پهلویش

یک نفر پا گذاشت بر رویش

 

یک نفر آستین خود تا زد

گوشه هایِ رداش بالا زد

 

رویِ کُرسیِ  عرش زانو زد

پنجه اول میانِ گیسو زد

 

خنجرش را گذاشت زیرِ گلو

وحده لااله الاهو

 

این گلو جایِ بوسة نبی است

حرز آن اشکهایِ زینبی است

 

هرچه خنجر کشید و باز کشید

جایِ لب هایِ خواهرش نبُرید

 

روضه را تا کنار عرش کشاند

وای ،جسمِ حسین برگرداند

 

گیسویِ مادری بهم می ریخت

حالتِ حنجری بهم می ریخت

 

کار بالا گرفت ای مردم

وای از ضربه ی دوازدهم

 

شکل رگ ها که نامرتب شد

این سخن دلخوریِ زینب شد

 

کاش در بین تان مسلمان بود

ذبحِ از پشتِ سر حلال نبود




✔️ موضوع : شهادت امام رضا(ع)،


تاریخ درج شعر : جمعه 1399/07/25 | 02:11 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام رضا(ع)-شهادت


ز سوز زهر شراری به حنجرش افتاد

نفس نفس زد و از پای آخرش افتاد

 

اگر چه سخت در آنجا به خویش می پیچید

ولی به حجره به در،دیده ی ترش افتاد

 

رضا به مثل حسین و جواد چون اکبر

حسین بود که در فکر اکبرش افتاد

 

به کوچه روی زمین می نشست و برمی خاست

زمین که خورد فقط یاد مادرش افتاد

 

همین که در وسط حجره فرش را برچید

به یاد قتلگه و جد اطهرش افتاد

 

چگونه خورد به حجره زمین نمی دانم

ولی حسین به گودال با سرش افتاد

 

اگر که غش کنم از این کلام کم باشد

نگاه هر چه حرامی به خواهرش افتاد

 

ز ابن سعد عقیله چقدر خواهش کرد

ببین به تنگی گودال پیکرش افتاد

 

تو را به جان عزیزت بگو سرش نبرند

که بین خیمه از این غصه دخترش افتاد




✔️ موضوع : شهادت امام رضا(ع)،


تاریخ درج شعر : جمعه 1399/07/25 | 02:07 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام رضا(ع)-شهادت-روضه امام حسین از زبان امام رضا(ع)


جگرم یاد حسین ریخت بهم یا بن شبیب

زخم شد ؛از غم او پلکِ ترم یا بن شبیب

 

تهِ گودال که جای پسرِ زهرا نیست

جای قرآن که به زیر سمِ مرکب ها نیست

 

پیرُهن از تنِ بی سر شده در آوردند

بی کفن در وسط دشت رهایش کردند

 

حرمت مهریه مادرِ سادات شکست

آب می خواست ولی نیزه دهانش را بست

 

جد مظلوم مرا با لب عطشان کشتند

مادرش دید و به گیسوی پریشان کشتند

 

ناله زد مادر ما دست به مویش نزنید

با تَهِ خنجر خود ضربه به رویش نزنید

 

خبر از حرمت بوسیدن مادر دارید؟؟

پای خود را زلبان پسرم بر دارید

 




✔️ موضوع : شهادت امام رضا(ع)،


تاریخ درج شعر : جمعه 1399/07/25 | 02:03 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام رضا(ع)-شهادت


تلاش کرد نَیُفتَد ولی ز پا افتاد

شبیهِ مادر خود بین کوچه ها افتاد

 

چه خوب شد که مسیرِ عبور ،خلوت بود

کسی ندید که آقایِ ما کجا افتاد

 

شبیهِ چادرِ خاکی،عبا شده خاکی

به پایِ خویش نیفتاد،  بی هوا افتاد

 

عبایِ رویِ سرش دورِ زانویش پیچید

براش روضه ی کوچه چه خوب جا افتاد

 

میانِ حجره ی در بسته دست و پا می زد

چه آتشی به دلِ حضرتِ رضا افتاد

 

کسی مزاحمِ جان دادنِ امام نشد

به یادِ چکمه و گودالِ کربلا افتاد

 

میانِ آن همه قاتل ، یکی جلو آمد

به ضربِ نیزه ی او شاه ،از صدا افتاد

 

کنارِ گودیِ گودال مادرش می دید

محاسنِ پسرش دستِ بی حیا افتاد

 

به اسب ها همگی نعل تازه کوبیدند

به این دلیل بدن بین ِ بوریا افتاد

 

میانِ کوچه و بازار بسکه رقصیدند

سرِ بریده ی آقا ز نیزه ها افتاد




✔️ موضوع : شهادت امام رضا(ع)،


تاریخ درج شعر : جمعه 1399/07/25 | 02:01 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام رضا(ع)-مناجات


به مشهد آمده بودم دلم حرم می خواست

دلم هوای حرم داشت ، روضه هم می خواست

 

چقدر دور تو ابنُ الشبیب می دیدم

برای روضه شدن شاعرت قلم می خواست

 

چه شد چه دید که در حس و حال گوهرشاد

هوای کرببلا کرده بود و غم می خواست

 

چه شورش است که در جان واژه افتاده است

یکی دو بیت دلم شعر محتشم می خواست

 

درست مثل نوای حزین نقاره

صدای گریه ی من نیز زیر و بم می خواست

 

میان بازدم و دم لبم سرود ؛ حسین

نفس کم آمده بود از تو باز ، دم می خواست




✔️ موضوع : مدح و مناجات با امام رضا(ع)،


تاریخ درج شعر : جمعه 1399/07/25 | 01:57 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام رضا(ع)-شهادت


با حالِ بد؛ بر سر کشیدی تا عبایت را

زهرا(س) مهیّا کرد خرمایِ عزایت را

 

قلبش چه تیری میکشید و بیقرارت شد

بر کنج حجره میکشیدی تا که پایت را

 

زهری که از انگورهای لعنتی خوردی

بالا نمی آورد از سینه صدایت را

 

از درد پیچیدی به خود، جانت به لب آمد

سر داد مادر نالۂ «جانم فدایت» را

 

جان جوادت(ع) باز کن با رأفتی سرشار

آن چشم های تا ابد مشکل گشایت را

 

دست أباصلت از غمت بر سینه اش میخورد

دور و برِ تو داشت با گریه هوایت را

 

لب های تو یخ کرده بود و سخت می لرزید

امّا نمیکردی رها ذکر و دعایت را

 

در آخرین لحظات، با جدّ غریبِ خود-

گفتی به یادم هست داغِ کربلایت را

 

شد قاتل جانم همان دستی که در گودال

انگشترت را برد و بعد از آن عبایت را!

 




✔️ موضوع : مدح و مناجات با امام رضا(ع)،


تاریخ درج شعر : جمعه 1399/07/25 | 01:56 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام رضا(ع)-مدح و مناجات و شهادت


ای رئوف همیشه خوب ، سلام

پیش تو می شود دلم آرام

شد زیارت همیشه نیمه تمام

هرکه رویت ندید،شد ناکام

کاش قلب مرا تکان بدهی

دیگر این بار رخ نشان بدهی

 

از همه غیر تو بُریدم من

خویش را تا حرم کشیدم من

گرچه رویِ تورا ندیدم من

طعم آغوشِ تو چشیدم من

آبرو رفته را خریدی تو

دست،رویِ سرم کشیدی تو

 

این رئوفی که میشناسم من

رَد نکرده ز خانه اش دشمن

پسرِ فاطمه است پس حتما

به قسم نیست احتیاج اصلا

دردهامان دواشود اینجا

گِرِهِ کور واشود اینجا

 

تو گنهکار را عوض کردی

دلِ بیمار را عوض کردی

هر گرفتار را عوض کردی

آخرِ کار را عوض کردی

راهم از حادثه به تو افتاد

عوضم کن تورا به جان جواد

 

شاهِ گنبد طلا،امام رضا

جلوه های خدا ، امام رضا

بقیع و سامرا، امام رضا

نجف و کربلا ، امام رضا

صاحبِ سرزمین ایرانی

تو برای همیشه سلطانی

 

قبله ی نور حضرت خورشید

نورِ حیدر زصحنِ تو تابید

هر شب از گنبد تو بی تردید

میشود جلوه ی نجف را دید

در حریمِ تو زائرِ نجفم

با سلامی مسافرِ نجفم

 

صحن هایت بهشت این دنیاست

چون حریم تو جنت الزهراست

کُنجِ  باب الجواد، عرشِ خداست

چون نسیمش نسیمِ کرببلاست

درحرم هرغروب ،بی تابم

یادِ صحن و سرایِ اربابم

 

تاکشیدی عبا به روی سرت

نظر انداختی به دور وبرت

یک نفس پاره پاره شد جگرت

جمع کردی زکوچه بال وپرت

سرِ پا بودی و زمین خوردی

ناگهان نامِ مادرت بُردی

 

همه درهایِ حجره را بستی

روی پهلو گرفته ای دستی

یادِ گودالِ کربلا هستی

کِی گرفتار عده ای مستی

بین یک دسته گرگ ، شیر افتاد

جایِ تنگی حسین گیر افتاد

 

لبش از تشنگی تکان می خورد

نیزه او را به هرطرف می بُرد

گُل لبهاش با لگد پژمُرد

نیزه داری گلویِ او آزُرد

عده ای صبرِ خواهرش بُردند

دورِ لب تشنه آب می خوردند

 

تا بدن پایمال مرکب شد

وقت دیدار، نیمه ی شب شد

از حسینی که نامرتب شد

حنجری پاره سهم زینب شد

چه حسینی مُرمل بدماء

چه حسینی مُقطع الاعضاء

 

در کنار تنی که شد بی سر

نیمه شب خواهرآمد و مادر

دوزنِ مو سپید و یک پیکر

وا نمودند تا ز سر معجر

ناگهان ساربان ز راه آمد

بهرِ غارت به قتلگاه آمد

 




✔️ موضوع : مدح و مناجات با امام رضا(ع)، شهادت امام رضا(ع)،


تاریخ درج شعر : جمعه 1399/07/25 | 01:49 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام رضا(ع)-مناجات


برسانید نگار و سر و سامان مرا

بگذارید سر راه حرم، جان مرا

 

کعبه یک سنگ نشان است، خدا کم نکند

لطف پی در پی سلطان خراسان مرا

 

گر جدا ماندم از آن ماه، ملامت نکنید

چه کنم؟ چرخ فلک سرزده فرمان مرا

 

چند وقت است نخورده به ضریحش دستم

بفرستید به مشهد، غمِ تهران مرا

 

آی مردم همه‌ی آبرویم دست رضاست

من گنه کردم و داده همه تاوان مرا

 

گریه ام خنده ندارد، دل من تنگ شده

باز کن گوشه ای از خلوت ایوان مرا

 

حال شب‌های گدا را چه کسی می داند

صبح کن جان جوادت شب هجران مرا

 

از همین فاصله‌ی دور، سلام آقا جان

مهربان! دست بکش موی پریشان مرا

 

تن بیمار مرا باز در آغوش بگیر

اینقدر طول نده مهلت درمان مرا

 

قبرم از شوق وصال تو به هم می ریزد

قدمی رنجه کن آن لحظه‌ی پایان مرا

 

نمک سفره ما چیست؟ اباعبدالله

می دهند از سر این سفره فقط نان مرا

 

گفت گودال برای بدنم تنگ شده

با نوک پا نشکن سنگ سلیمان مرا

 

از لب خشک و ترک خورده‌ی من دست بکش

با ته نیزه نزن این‌همه دندان مرا

 




✔️ موضوع : مدح و مناجات با امام رضا(ع)،


تاریخ درج شعر : چهارشنبه 1399/07/23 | 02:52 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام حسن مجتبی(ع)-شهادت


می‌سوخت از شرارِ جفا، حنجرت حسن

میدید دست و پا زدنت، همسرت حسن

 

زهری که بارها به گلوی تو ریخته

می‌ریخت از لب و جگر و حنجرت حسن

 

شد شعله ور به جسمِ تو، یک عمر خونِ دل

آتش گرفته بود همه پیکرت حسن

 

گفتی به قاتلت که از این شهر دور شو!

دادی امان به قاتلِ عصیانگرت حسن

 

با لَخته لَختۀ جگرت در میانِ طشت

آتش زدی به زندگیِ خواهرت حسن

 

چشم حسین، چون به جگر پاره ها فتاد

گفت ای برادرت بفدای سرت حسن

 

این پاره پاره های جگر، داغِ مادر است

آنچه به کوچه، دیده دو چشمِ ترت حسن

 

سیلیِ ثانی و خَمِ دیوار یکطرف

وای از زمین فتادنِ او در برت حسن

 

عمری برای چادرِ خاکی گریستی

ای صبح و شام، گریه کنِ مادرت حسن

 

با کس نگفتی از غمِ مادر، بجای خود

ماندی غریب در وسطِ لشگرت حسن

 

یک دوست هم برای تو باقی نمانده بود

ای پُر ز دشمنان، همه دور و برت حسن

 

با اینهمه، برای حسین اشک ریختی

قاسم به کربلاست پیام آورت حسن 




✔️ موضوع : شهادت امام حسن(ع)،


تاریخ درج شعر : چهارشنبه 1399/07/23 | 02:49 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام حسن مجتبی(ع)-مدح و شهادت


ای سبزترین سلاله ی وحی

زیباییِ باغ لاله ی وحی

 

ای ناب ترین حدیث عالم

محبوبِ دلِ رسول خاتم

 

ای آیه ی نور، نورِ قرآن

ای صحن و سرات طورِ قرآن

 

ای اصل کرم، کرامتِ محض

ای بعد علی عبادتِ محض

 

ای شیفته ات رسول اکرم

ارکان رسالت از تو محکم

 

ای معنیِ آیه های ایمان

ای مهرِ تو پایه های ایمان

 

ای صورت و سیرت رسالت

تلفیقِ امامتی و عصمت

 

ای چارمیِ کسای احمد

ای لؤلؤءِ سرسرای احمد

 

سردار سپاهِ صدرِ اسلام

خورشید علی و بدر اسلام

 

ای زینت خانه ی امامت

ای دامن فاطمه مقامت

 

ای آیه ی صبر در مدیحت

ای چادر فاطمه ضریحت

 

پیش تو حسین "من" نگوید

در محضر تو سخن نگوید

 

در قاب جهان تو کوه صبری

پر نورترین شکوه صبری

 

در کاخ شرف ستون تویی تو

تاجِ سرِ مومنون تویی تو

 

کس پی نبرد به کُنهِ ذاتت

جبریل قناریِ صفاتت

 

دین زنده به صلحِ آتشینت

حق زنده به نطق دلنشینت

 

در خیمه ی دینِ حق عمودی

روزی که کسی نبود، بودی

 

"ای نام تو بهترین سرآغاز"

با نام تو می کنیم پرواز

 

با نام تو می رویم معراج

ماییم به سفره ی تو محتاج

 

ای در نفس تو وحی جاری

مشهور تویی به سفره داری

 

ای کعبه ی عشق و مهربانی

محتاج توأم به لقمه نانی

 

سوی تو فقط نگاه دارم

یک عالمه درد و آه دارم

 

آقا بِنِگر گدای خود را

افتاده ی زیرِ پای خود را

 

ما را بنواز ، دست رحمت

داریم نیاز ، دست رحمت

 

ای غربتِ در مدینه مانده

فریادِ میانِ سینه مانده

 

ای غربت بی نهایت آقا

ای جان جهان فدایت آقا

 

محتاج عنایتیم آقا

مشتاق زیارتیم آقا

 

ای مصدر نور و تابناکی

ای ساکنِ در مزارِ خاکی

 

بوده است حسین ذاکر تو

در هر شب جمعه زائر تو

 

قبر تو مطاف آسمان است

آرام دلِ پیمبران است

 

صد حیف که سایبان ندارد

خلوت شده میهمان ندارد

 

مولای کریم ای حسن جان

گریان توئیم ای حسن جان

 

مثل تو کریمِ خونجگر کیست؟

در خانه ی خود غریب تر کیست؟

 

آرامش روح و جان نداری

در خانه ی خود امان نداری

 

ای غربت و ای غمِ مجسّم

شد کوزه ی آب تو پُر از سمّ

 

زخم از همه جای شهر خوردی

در خانه ی خویش زهر خوردی

 

مأنوس به اشک و آه بودی

فرمانده ی بی سپاه بودی

 

یاران تو خائن و چموش اند

بی پرده امام می فروش اند

 

یک عمر تو را جواب کردند

با زخم زبان عتاب کردند

 

مولای صبور خاطرت هست؟

آن مردک کور خاطرت هست؟

 

آمد به کنارت ایستاد و...

بر پای شریفت اوفتاد و...

 

قلب همه را که زیر و رو کرد

بر زانوی تو عصا فرو کرد

 

بهتر ندهم دگر ادامه

ترسم که بسوزد این چکامه

 

از روضه ی سخت تو عزیزم

آخر به گریز می گریزم

 

هرچند که درد و داغ داریم

ما چند عصا سراغ داریم

 

یک روز عصا به مجلسی بود

در دست خبیثِ ناکسی بود

 

می رفت عصا به سمت بالا

می خورد به بوسه گاه زهرا

 

یک روز عصا به کربلا بود

دور و برِ شاه سرجدا بود

 

پیری که نه نیزه داشت نه تیر

نه خنجر و نه عمود و شمشیر

 

آن کشته ی بی دفاع را زد

بر پیکر پاره اش عصا زد

 

لب تشنه ی بی کفن حسین است

مظلوم تر از حسن حسین است

 




✔️ موضوع : مدح و مناجات با امام حسن(ع)، شهادت امام حسن(ع)،


تاریخ درج شعر : چهارشنبه 1399/07/23 | 02:45 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام حسن مجتبی(ع)-شهادت


 هزار حیف که خاموش شد صدای حسن 

چه شد قرائت قرآن چه شد دعای حسن؟

 

بـه غربتش چـه بگویـم، رسـول اکـرم گفت

که ماهیان همه گرینـد در عزای حسن

 

بـه حشـر بـا گـل لبخنـد می‌شـود محشور

خوشا کسی که بگرید به غصه های حسن

 

گمـان نبـود نمـک‌ناشناس‌هــا بـه ستـم

کنند خنجـر خود را فرو به پای حسن

 

میان طشت عیان شد ز پاره‌های جگر

که بود خون جگر سال‌ها غذای حسن

 

تمام عمر دلش بود خون، نبود انصاف

که باز زهر هلاهل شود جزای حسن

 

هنـوز بـر بـدنش زخـم‌ تیرهــا پیــداست

هنوز شهر مدینـه است کربلای حسن

 

اگر چه از شرر زهر پاره شد جگرش

دگر نگشت بریده، سر از قفای حسن

 

کسی که فاطمـه را کشت قاتل حسن است

به روز حشر شهادت دهد خدای حسن

 

غـریبِ شهـر مدینه، غـریب رفت بـه خاک

غریب‌تر حرم و صحن باصفـای حسن

 

نه مهلتی که توقف کنند در حرمش

نه جرأتی که بگرید کسی برای حسن

 

از آن زمان که خـدا خلق کـرد «میثم» را

دل شکستـۀ او بــود آشنـای حسـن




✔️ موضوع : شهادت امام حسن(ع)،


تاریخ درج شعر : سه شنبه 1399/07/22 | 05:09 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام حسن مجتبی(ع)-شهادت


هرکه دیدار من سوخته جان می آید..

یار من نیست،پی لقمه نان می آید

 

بین این مردم بد، گریه رفیق خوبیست

بهر دلداری من اشک روان می آید

 

اینهمه خوبی‌شان کردم و راضی نشدند

همه انگار که از من بدشان می آید

 

بین هر جمعیت از دور مشخص هستم

حسن آن است که با قد کمان می آید

 

مادرت را وسط کوچه دودستی بزنند

در بهار تو‌ همان وقت خزان می آید

 

قاتل مادر من پیش رویم میخندد

صبر از صبر عجیبم به فغان می آید

 

تا به امروز ازآن کوچه نگفتم به کسی

مگر آن فاجعه راحت به زبان می آید؟!

 

جعده برخیز مرا زهر بده خسته شدم

دم افطار شده صوت اذان می آید

 

برو از خانه من ،من که حلالت کردم

دارد عباس به اینجا نگران می آید

 

طشت خونین مرا از نظرش دور کنید

خواهر سوخته ام‌ سینه زنان می آید

 

اگر امروز حسین آمده دور و بر من

پیش او گوشه گودال سنان می آید

 

 




✔️ موضوع : شهادت امام حسن(ع)،


تاریخ درج شعر : سه شنبه 1399/07/22 | 05:08 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام حسن مجتبی(ع)-مدح و شهادت


نفس راحت رسول، حسن

رازدارِ دل بتول حسن

مات از رحمتت عقول، حسن

پایه ی اصلیِ اصول، حسن

 

گُل خوشبوی خانه ی زهرا

برکت آشیانه ی زهرا

 

ای که دریایی از کرم داری

حُسن ها را همه رقم داری

در دل نوکران، حرم داری

سینه چاکانی از عجم داری

 

أحسنُ الخُلق، نور لَم یَزَلی

دوست دارم تو را شبیه علی

 

از خودی های خود بلا دیدی

لطف کردی ولی جفا دیدی

هرچه دیدی از آشنا دیدی

نیش زهر، از نوک عصا دیدی

 

من بمیرم، سرت چه آورده؟!

ران پایت چرا ورم کرده؟!

 

گریه در زیر آفتاب نکن

بعد از این، یاری انتخاب نکن

دل ما را دگر کباب نکن

روی یاران خود حساب نکن

 

لشگرت با تو زاویه دارند

دست خط، از معاویه دارند

 

طشت، خون جگر، گرفتاری

باز هم زهر، باز دشواری

شده خونابه از لبت جاری

جگری پاره در دهن داری

 

چه بلاهای اعظمی دیدی...

هفت باری که زهر نوشیدی

 

داغ تو زهر نیست فدات شوم

غربتِ دهر نیست فدات شوم

طعنه ی شهر نیست فدات شوم

این همه قهر نیست فدات شوم

 

سال ها گریه، دیده ات را بست

داغ تو داغِ " یَومُ الإثنَین" است

 

آن دوشنبه که مادرت افتاد

یاسِ چون لاله در برت افتاد

گوشوارش برابرت افتاد

سرش افتاد تا، سرت افتاد

 

وقت رفتن تو را خودش می برد

وقت برگشت، هی زمین می خورد

 

دشمنی رو سیاه، پیرت کرد

سرخی روی ماه، پیرت کرد

چادری بین راه، پیرت کرد

مادری پا به ماه، پیرت کرد

 

دیدنش داغِ کارسازی شد

با غرورت عجیب بازی شد

 

وقت رفتن حسین شد سخنت

تا که دیدی به دست او کفنت

به دل ما، زمان پر زدنت...

شعله زد این کلامِ دل شکنت

 

نیست روزی شبیه روز حسین

آه از داغ سینه سوز حسین

 

تشنه بین دو نهر آب، سرش...

می شود از قفا جدا، نظرش...

سوی خیمه است خیره و جگرش...

سوخت از زینب و دو چشم ترش

 

کفنش تکه ای حصیر شود

وای اگر زینبت اسیر شود

 

وای اگر خواهرت به شام رود

بین مردانِ بی مرام رود

سرِ بازار و ازدحام رود

وسط مجلس حرام رود

 

چه کند خواهری که معصومه است؟!

آه زینب چقدر مظلومه است

 

 




✔️ موضوع : مدح و مناجات با امام حسن(ع)، شهادت امام حسن(ع)،


تاریخ درج شعر : سه شنبه 1399/07/22 | 05:07 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام حسن مجتبی(ع)-مدح و شهادت


نشستم گوشه ای از سفرهء همواره رنگینت

چه شوری در دلم افتاده از توصیف شیرینت

 

به عابر ها تعارف می کنی دار و ندارت را

تو آن باغی که میریزد بهشت از روی پرچینت

 

کرم یک ذره از سرشار ، سرشارِ صفت هایت

حسن یک دانه از بسیار ، بسیارِ عناوینت

 

دهان وا می کند عالم به تشویق حسین اما

دهانِ رحمه للعالمین واشد به تحسینت

 

تو دینِ تازه ای آورده ای از دیدِ این مردم

که با یک گل کنیزی می شود آزاد در دینت

 

معزالمومنین خواندن مذل المومنین گفتن

اگر کردند تحسینت اگر کردند نفرینت

 

برای تو چه فرقی دارد  ای والتین و الزیتون

که می چینند مضمون آسمان ها از مضامینت

 

بگو با آن سفیرانی که هرگز بر نمی گشتند

فراخوانده خدا جبراییل هایش را به تمکینت

 

بگو تاتیغ برداریم اگر جنگ است آهنگت

بگو تا تیغ بگذاریم اگر صلح است آیینت

 

خدا حیران شمشیر علی در بدر و خندق بود

علی حیران تیغ نهروانت تیغ صفینت

 

بگو از زیر پایت جانماز این قوم بردارند

محبت کن! قدم بگذار بر چشم محبینت

 

تورا پایین کشیدند از سر منبر که می گفتند:

چرا پیغمبر از دوشش نمی آورد پایینت

 

درون خانه هم محرم نمی بینی تحمل کن

که می خواهند، ای تنها ترین تنها تر از اینت

 

تو غم های بزرگی در میان کوچه ها دیدی

که دیگر این غمِ کوچک نخواهد کرد غمگینت

 

از آن پایی که بر در کوفت بر دل داشتی داغی

از آن دستان سنگین بیشتر شد داغ سنگینت

 

سر راهت می آمد آنکه نامش را نخواهم برد

برای آنکه عمری تازه باشد زخم دیرینت

 

برای جاریِ اشکت سراغ چاره می گردی

که زینب آمده با چادر مادر به تسکینت

 

به تابوتِ تو حتی زهر خود را کینه خواهد ریخت

چه می شد مثل مادر نیمهء شب بود تدفینت

 

صدایت می زند اینک یتیمت از دل خیمه

که اورا راهی میدان کنی با دست آمینت

 

هزاران بار جان دادی ولی در کربلا آخر

در آغوش برادر دست و پا زد جان شیرینت

 

کدامین دست دستِ کودکت را بر زمین انداخت؟

نمک نشناس آن دستی که روزی بوده مسکینت

 

دعا کن زخم غم هایت بسوزاند مرا یک عمر

نصیبم کن نمک از سفرهء همواره رنگینت




✔️ موضوع : مدح و مناجات با امام حسن(ع)، شهادت امام حسن(ع)،


تاریخ درج شعر : سه شنبه 1399/07/22 | 05:05 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام حسن مجتبی(ع)-مدح و شهادت


مرام و معرفتش مادرانه بود حسن

به فکر صحن و سرا و حرم نبود حسن

 

نجف برای علی، کربلا برای حسین

مدینه خادمی مادرش نمود حسن

 

تمام راه نجف تا به کربلا دیدم

نوشته اند ملائک به هر عمود...حسن

 

 گمان کنم که به گوشم بجای لالایی

به گریه مادرم آهسته می سرود حسن

 

کسی که داده همیشه زقعر چاه گناه

مرا به عرش خدا یه شبه صعود حسن

 

به روی باز شده همدم ِ جزامی ها

کریم شهر مدینه خدای جود حسن

 

همه زمین و زمان ذکرشان درود، حسین

ولی رسول خدا داد زد درود ...حسن

 

شتر سوارِ جمل پیش پاش زانو زد

نشانده آتش فتنه دراین فرود حسن

 

زمان دفن چه خالی نمود عقده ی خویش

خدای نگذرد از آن زن حسود حسن

 

 به تیر و زهر چه حاجت به کودکی کشتند

میان کوچه به آن سیلی ِ یهود ؛حسن

 

ز کوچه مادر خود جمع کرده و برده

به گوش پاره شده ، صورتی کبود ، حسن




✔️ موضوع : مدح و مناجات با امام حسن(ع)، شهادت امام حسن(ع)،


تاریخ درج شعر : سه شنبه 1399/07/22 | 05:04 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام حسن مجتبی(ع)-مدح و شهادت


گرچه شد مقتلِ تو حجرۂ کنجِ منزل

جگرت سوخت ولی هیچ نسوزاندی دل

 

سال ها شد کرمت شامل حال جعده(لع)

او که یک لحظه به راهِ تو نمیشد مایل

 

از تو پنهانی و پیوسته به من خیر رسید

گرچه بودم همۂ عمر؛ گدایی کاهل

 

دست پُر رفتم و تا شب نشده برگشتم

باز بخشیدی و دلخور نشدی از سائل

 

رو زدم تا که به جای تو، به مردم هر بار

کار من زار شد و غصۂ دل شد کامل

 

همۂ واسطه ها آبرویم را بردند

نام تو بردم و بی واسطه حل شد مشکل

 

تو امامِ کرمِ ایل و تبارم هستی

وای بر هر که شد از دست کریمت غافل

 

منِ بد کمتر از آنم که «تو» را وصف کنم

نذر «خاکِ قدمت» این غزل ناقابل! 




✔️ موضوع : مدح و مناجات با امام حسن(ع)، شهادت امام حسن(ع)،


تاریخ درج شعر : سه شنبه 1399/07/22 | 05:01 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام حسن مجتبی(ع)-شهادت


کریم باشی و تنها و بی سپاه و غریب!

چه گویم از غمِ تو ، ای امامِ صبر و شکیب؟

 

شنیده ایم ز غربت، به خویش پیچیدی

ز ماجرای زمین خوردنی که تو دیدی

 

شبیهِ آنچه تو دیدی، کسی گمان نبرَد

خدا کند که کسی، مادرش زمین نخورد

 

به پیشِ چشم تو مادر ز خصم، سیلی خورد

ز دستِ دشمنِ دین، یاس رنگ نیلی خورد

 

شنیده ایم نگاهت به کوچه حیران ماند

از آن به بعد دو چشمت همیشه گریان ماند

 

نَه آن وقارِ عجیبِ ز خانه آمدنت

نَه این شکستِ غریبانۀ عصا شدنت

 

از آن زمان جگرت پاره پاره شد، اما

تو هیچ دَم نزدی از غمِ دلت آقا

 

دلت ز سودۀ الماس پاره پاره نشد

که قاتلِ تو بجز خونِ گوشواره نشد

 

در آن میانه به فکرت، حجابِ مادر بود

کبودیِ رُخِ او ، چون نقابِ مادر بود

 

همیشه خاطره ای تلخ، کرده اَت شاکی

هماره در نظرت ماند، چادرِ خاکی

 

دگر ندید علی، چهره ای ز محرمِ خویش

دگر نشد که شود، هم کلامِ همدمِ خویش

 

از آن به بعد همه ماجرا، نهانی ماند

و غربتِ تو به اذنِ خدا جهانی ماند

 

نَه هفت مرتبه زهرِ جفا ترا کُشته

هزار مرتبه درد و بلا ترا کُشته

 

تویی غریب و گرفتار، یا حسین شهید؟

تویی بدونِ علمدار، یا حسین شهید؟

 

غریب حسین، که همچون حسن ز دستش رفت

غریب حسین، که حتی کفن ز دستش رفت 




✔️ موضوع : شهادت امام حسن(ع)،


تاریخ درج شعر : سه شنبه 1399/07/22 | 05:00 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام حسن مجتبی(ع)-مدح و شهادت


فقیر آمد سراغش سیر برگشت

 سفیه ساده ،با تدبیر برگشت

 

کرامت خواست سر بالا بگیرد

حسن را دید و شد تحقیر ،برگشت

 

هزاران حیله ی آل امیه

برای جنگ ،بی تاثیر برگشت

 

خدا تنها خبر دارد که دستش

کجاها رفت تا شمشیر، برگشت

 

چه آمد بر سرش در کوچه آن روز

 که کودک رفت اما پیر برگشت

 

مسیر خانه تا مسجد ،کم، اما

حسن با مادر خود دیر برگشت

 

نوشتند او میان کوچه دق کرد

فقط با معجزه ،تقدیر برگشت

 

برای زینب عاشورا شد آغاز

چو تابوت حسن با تیر برگشت

 

 




✔️ موضوع : مدح و مناجات با امام حسن(ع)، شهادت امام حسن(ع)،


تاریخ درج شعر : سه شنبه 1399/07/22 | 04:59 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام حسن مجتبی(ع)-شهادت


صبا تو که سحر از کوی ما گذر داری..

خبر ز گریه عشاق در سحر داری

 

به گردن تو فتاده همیشه زحمت من

ببر سلام مرا تا بقیع پیش حسن

 

بگو که ای شه بی کس گدای دربه دری...

پیام داده به این آستان به خون جگری

 

که قبر خاکی تو گرچه آتش دلهاست

غریب ماندن تو باطنا به گردن ماست..

 

مگر نه اینکه تو در قلب ها حرم داری

به قلب سینه زنان گنبد و علم داری

 

مگر قرار نشد کمتر اشتباه کنیم

برای خاطر عشق تو کم گناه کنیم

 

بکاء ما همه تبدیل بر تباکی شد

مزار تو به دل شیعه نیز خاکی شد

 

به جای تو سوی آتش شتاب کردم من

به سهم خود حرمت را خراب کردم من

 

کریم هستی و عالم به تو بدهکارند

تو بی حرم شدی اما همه حرم دارند

 

حرم نداری نه!تو حرم نخواسته ای

ز روزگار خودت غیر غم نخواسته ای

 

بقیع سینه زن روضه های افلاکی ست

بقیع روضه مکشوف چادر خاکیست

 

گلاب یعنی تو اضطراب یعنی تو

و بعد فاطمه خانه خراب یعنی تو

 

ز حلقه ی تو همان کودکی نگین افتاد

همینکه مادرتان پشت در زمین افتاد

 

به باغ عاطفه ها بی امان شرر میرفت

بروی شاخه گلی پای چهل نفر‌ میرفت

 

به کینه دلشان هیچ دست رد نزدند

دگر به هیچ زنی اینچنین لگد نزدند

 




✔️ موضوع : مدح و مناجات با امام حسن(ع)، شهادت امام حسن(ع)، قبرستان بقیع،


تاریخ درج شعر : سه شنبه 1399/07/22 | 04:57 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام حسن مجتبی(ع)-شهادت


روزه بودی و همسرت ایکاش

با تو روراست بود و می شد قهر

تا مگر کینۂ پدر وَ جمل-

را نمی ریخت در پیالۂ زهر

 

جعده(لع) بد وعده داشت با ابلیس

کرَمت را چطور بُرد از یاد؟!

تشنه بودی و جای آبِ خنک

آتش ِ زهر را به خوردت داد

 

رنگت از رخ پرید و افتادی

همسرت داشت هلهله میکرد

جگرت سوخت! با پریشانی-

خواهرت رفت و تشت را آورد

 

گریه میکرد و سینه ات شد تنگ

جان او بسته بود بر جانت

بر گلوی حسین(ع) خیره شدی

اشک جاری شد از دو چشمانت

 

درد پیچیده بود دورِ تنت

لااقل کاش میزدی فریاد

زنده شد در مقابل چشمت

خاطراتِ بدی که دقّ ات داد

 

بغض کردی و بعدِ چندین سال

بر دلت مانده بود تأثیرش

بعدِ مسجد؛ مقابلت قنفذ(لع)

بوسه زد بر غلافِ شمشیرش

 

داغ مادر، مزارِ بی زائر

از تمام مدینه سیرت کرد

تکیه زد بر ورودیِ کوچه

خنده های مغیره(لع) پیرت کرد!




✔️ موضوع : شهادت امام حسن(ع)،


تاریخ درج شعر : سه شنبه 1399/07/22 | 04:55 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام حسن مجتبی(ع)-شهادت


دامنِ چشمِ من از گریه به دریا اُفتاد

چشم زخمی شده از کارِ تماشا اُفتاد

 

پاره‌هایِ جگرم می‌چكد از كُنجِ لبم

عاقبت قرعه به نامِ منِ تنها اُفتاد

 

باز هم خاطره هایم همگی زنده شدند

راهِ من باز بر آن كوچه‌ی غم‌ها اُفتاد

 

یادِ آن کوچه که با مادر خود می‌رفتم

به سَرَم سایه‌ای از غربتِ بابا اُفتاد

 

کوچه بن بست شد و در دلِ آن وانفسا

چشمِ نامرد به ناموسِ علی تا اُفتاد

 

آنچنان زد که رَهِ خانه‌ی خود گُم كردیم

آنچنان زد که به رخساره‌ی گُل جا اُفتاد

 

گاه می خورد به دیوار و گَهی رویِ زمین

چشمِ زخمی شده از کار تماشا اُفتاد

 

من از آن دست کشیدن به زمین فهمیدم

گوشواری که شکسته است در آنجا اُفتاد

 

شانه ام بود عصایش ولی از شدت درد

من قدم خم شد و او هر قدم اما اُفتاد

 

 




✔️ موضوع : شهادت امام حسن(ع)،


تاریخ درج شعر : سه شنبه 1399/07/22 | 04:53 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام حسن مجتبی(ع)-شهادت


خواهر! از زهر جفا بال و پرم می سوزد

با تو آن قدر بگویم جگرم می سوزد

 

جگرم سوخت ولی از اثر زهر نبود

جگرم از غم مادر-پدرم می سوزد

 

لحظه ای هم نرود از نظرم آتش در

دائما فاطمه،پیش نظرم می سوزد

 

زینب از غم من اشک مریز و بنگر

وز غم کرب و بلا چشم ترم می سوزد

 

فکر گودالم و زانوی حرامی به کمر

خواهر از غصه ی آن تن،کمرم می سوزد

 

می کشد شمر سرش را به روی خاک زمین

من به یاد سر پاشیده،سرم می سوزد

 




✔️ موضوع : شهادت امام حسن(ع)،


تاریخ درج شعر : سه شنبه 1399/07/22 | 04:53 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام حسن مجتبی(ع)-مدح و شهادت


حُسن، شرح خصائل حسن است

ماه، عکس شمایل حسن است

چون کرم لطف کامل حسن است

هرکه شاه است سائل حسن است

 

با حسن من نمانده ام تنها

پس نماندم به وقت غم تنها

او کریم است؟نه،کرم تنها

کار خدام منزل حسن است

 

در معانی و در بیان خدا

شد زبان حسن زبان خدا

معجزات پیمبران خدا

قطره ای از فضائل حسن است

 

در کرامت به شهرت غایی

تا رسیده به عالم آرایی

تازه گفتند حاتم طایی

از گدایان کاهل حسن است

 

هر که آمد به جنگ او یک بار

در نهایت گذاشت پا به فرار

چاره ی فتنه ی جمل انگار

حکمی از تیغ عادل حسن است

 

کار دشمن مقابلش شد لنگ

سرشان بعد مرگ خورد به سنگ

آخر کار هر کسی در جنگ

سجده کردن مقابل حسن است

 

از زمانه چه زود سیر شده

بی سبب نیست گوشه گیر شده

در جوانی اگر که پیر شده

داغ یک کوچه در دل حسن است

 

در مدینه غریب بود اما...

درد او بی طبیب بود اما...

همسرش نانجیب بود اما...

در و دیوار قاتل حسن است




✔️ موضوع : شهادت امام حسن(ع)، مدح و مناجات با امام حسن(ع)،


تاریخ درج شعر : سه شنبه 1399/07/22 | 04:51 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات

امام حسن مجتبی(ع)-مدح و شهادت


تویی امیر جمل، وارث رشادت حیدر

لوای صبر و جهادی به روی دوش پیمبر

 

حسین هست و ابوالفضل هست و قاسم و زینب

تو را امیر مدینه! چه حاجت است به لشکر؟

 

به هیچ جا نرسیده است آنکه در همه ی عمر

بدون عشق تو خوانده نماز و رفته به منبر

 

بپای عشق تو آنکس که سر نداده عجب نیست

که با معاویه در پای چند سکه نهد سر

 

ستون دینی و  قرآن ناطقی چه نیازی

به مدرک است؟ بگو مدرک از مباهله بهتر؟

 

صدای غرش شمشیر در غلاف، گواه است

که صلح سرخ تو با فتح و عزت است برابر

 

نه جام زهر، که جان تو را گرفت دمی که

شکست پیش نگاه تو گوشواره ی مادر

 

امام بی حرم! این دل همیشه بوده حریمت

دلی که بوده به نام حسن همیشه معطّر

 




✔️ موضوع : مدح و مناجات با امام حسن(ع)، شهادت امام حسن(ع)،


تاریخ درج شعر : سه شنبه 1399/07/22 | 04:50 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات
تعداد کل صحن ها : 567 :: 1 2 3 4 5 6 7 ...
لطفا از دیگر صحن های حسینیه نیز دیدن فرمایید
.: پایگاه تخصصی مدح و مرثیه حسینیه:.
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic