امام زمان(عج)-مناجات شب چهارم


یوسف فاطمه من حر گنه کار توام

از دو عالم شده آزاد و گرفتار توام

تو به لطف و کرم خویش خریدار منی

من به جرم و گنه خویش خریدار توام

با چه رویی به تو رو آورم ای روی خدا

همه دانند که من باعث آزار توام

جان ناقابل من گشته کلافی به کفم

کمترین مشتری عشق به بازار توام

تا لب خشک تو دیدم جگرم سوخت حسین

من جگر سوختة آه شرر بار توام

دوش اگر عبد خطاکار تو بودم، العفو!

نگهم کن که دگر یار فداکار توام

پا به سرداری لشکر زدم و برگشتم

جان نثار ره عباس علمدار توام

دسته گل ساختم از اشک و نهادم روی چشم

تا صف حشر خجل از گل رخسار توام

چه برانی، چه بخوانی، در دیگر نزنم

چه کنم خارم و وابسته به گلزار توام

"میثم" از سوز جگر گوی که از سوز جگر

شرر شعر تو و دفتر اشعار توام 




موضوع: حر ریاحی، 
 

تاریخ درج شعر : شنبه 1393/07/26 | 02:28 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات
.: پایگاه تخصصی مدح و مرثیه حسینیه:.
ساخت وبلاگ در میهن بلاگ

شبکه اجتماعی فارسی کلوب | اخبار کامپیوتر، فناوری اطلاعات و سلامتی مجله علم و فن | ساخت وبلاگ صوتی صدالاگ | سوال و جواب و پاسخ | رسانه فروردین، تبلیغات اینترنتی، رپرتاژ، بنر، سئو