اصحاب امام حسین(ع)-جناب حبیب بن مظاهر


دست در دستِ باد می ریزد

به روی شانه گیسوان سپید

موج در موج می تراود نور

از دو چشمش ، دو چشمه ی خورشید

 

همدم روزگار دلتنگی

آشنای قدیمی مولا

دل او از ازل گره خورده

به سر زلف سید الشهدا

 

ساحل چشمهای بارانیست

با نگاهی صمیمی و مأنوس

مثل عباس کاشف الکرب است

چشمهایش شبیه اقیانوس

 

وسعت دشت نینوا آن شب

گرمِ نجوای عاشقانه ی او

پیر روشن دل سپاه حسین

بیرق کربلا به شانه ی او

 

موعد جان فشاندنی شیرین

تشنه ی كوثر شهادت بود

می خروشید و دشت حیران از

آن همه شوکت و شهامت بود

 

سنگها گرم سجده ای خونین

بین محراب سرخ ابرویش

زخم تیر و جراحت شمشیر

لاله لاله دمیده بر رویش

 

نیزه ای تشنه و سراسیمه

سر دوانده در عمق پهلویش

پنجه ی شوم قاتلی می رفت

تا سپیدی صبح گیسویش

 

 

لحظه ای بعد ناگهان دیدند

پیش چشمانِ سرخِ عاشورا

دست در دست کوفیان می گشت

سر خونین سید القُرّا

 

مُحرم حج کربلا آن روز

تا که کامل کند طوافش را

با سرش هفت مرتبه چرخید

قبله اش ، کعبه اش ، مطافش را

 

از لب تشنه ی امام غریب

داشت أمن یجیب می بارید

می شکست و از عمق چشمانش

آه ! « أین الحبیب » می بارید




موضوع: اصحاب امام حسین(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : شنبه 1393/07/26 | 05:31 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات
.: پایگاه تخصصی مدح و مرثیه حسینیه:.