حضرت عباس(ع)-شهادت


شمشیرها به بغضِ تو هیهات می كنند

شرمِ مـرا از آمـدن اثبات می كنند

تا آب را بـه خیمه برم دستهای مـن

افتاده اند سـرخ و مناجات می كنند

حالا كه رویِ دیدنتان نیست بهتر است

از خـون تمامِ آینه را مـات می كنند

از پشتِ نخل هـای كمین آمـده مرا

در زیـرِ پای خویش ملاقات می كنند

غـوغای زخم های تنِ قطعه قطعه آه

شـرمنده ام ز مـادرِ سادات می كنند

كِل می كِشند پشتِ امامـت شكسته شد

حالِ تـو را به طعنه مُـراعات می كنند

با ضربِ دستِ حرمله چشمی كه دیده است

بـازیِ مـوجِ آب مـجـازات می كنند

نوبت رسیده است بـه تـقسیـمِ مُصحَفم

نه حزب و سوره، پخش به آیات می كنند

بر تیرهـای روی تـنـم پـا گـذاشتـه

خیمه بـه خیمه صحبتِ سوغات می كنند

آن نیزه ها كه از تنِ مـن سهم بُـرده اند

بـا خنده بر بـقیـه مبـاهـات می كنند

بیهوده نیست لـشكریان حـرص می زنند

دارند ماهِ عـلقـمه خـیـرات مـی كنند

با این غرورِ زخـمیِ مـن خـواهرِ تـو را

در سلسله مـسافـرِ شـامـات مـی كنند




موضوع: حضرت عباس (ع)، 
 

تاریخ درج شعر : یکشنبه 1393/07/27 | 12:25 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات
.: پایگاه تخصصی مدح و مرثیه حسینیه:.
ساخت وبلاگ در میهن بلاگ

شبکه اجتماعی فارسی کلوب | اخبار کامپیوتر، فناوری اطلاعات و سلامتی مجله علم و فن | ساخت وبلاگ صوتی صدالاگ | سوال و جواب و پاسخ | رسانه فروردین، تبلیغات اینترنتی، رپرتاژ، بنر، سئو