حضرت عباس(ع)-شهادت


درون رود تصویرش چه گیسویی مرتب داشت

به صورت-از شکست نور-ابرویی مورب داشت

شبیه ماه بود و آب‌ها را جذب خود می‌کرد

فرات از او به وجد آمد، نه از مدّی که هر شب داشت

همین که دست‌هایش پر شد و می‌خواست مشتی آب...

ولی دید آسمانی را که از هرم عطش تب داشت

و تصویرش به هم می‌خورد وقتی آب را می‌ریخت

به خنده باز می‌شد آن ترک‌هایی که بر لب داشت

برای آن که بنویسد غزل‌های رهایی را

قلم در دست‌هایش بود و از خون هم مرکب داشت

حماسه می‌سرود و قصه‌ی آزادگی می‌گفت

به تعداد تمام تیرها شعرش مخاطب داشت




✔️ موضوع : حضرت عباس (ع)،


تاریخ درج شعر : یکشنبه 1393/07/27 | 12:28 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات
.: پایگاه تخصصی مدح و مرثیه حسینیه:.
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic