حضرت عباس(ع)-شهادت


رها مانده است بر شن‌ها چه دستی!

جدا از پیکر سقا، چه دستی!

عموی ماه! بعد از دست‌هایت

بگیرد دست بابا را چه دستی؟

***

دو دست مهربان آن سپیدار

کنار رود افتادند انگار

غم آن دست‌ها را منتشر کن

دوبیتی! دست روی دست مگذار

***

علـــم را بـــر زمــیــــن بگـــذارم، اما...

تـــو را دســـت خـــدا بســپارم، اما...

به چشمم تیر زد آن قوم، ای عشــق!

کـــه دســـت از دیـــدنت بردارم، اما...

***

تو احساس مرا دریاب ای رود

لبم را تر نکن از آب ای رود

تو که دستی نداری تا بیفتد

به سوی خیمه‌ها بشتاب ای رود

***

برادر با برادر دست می‌داد

برای بار آخر دست می‌داد

چه احساس قشنگی ظهر آن روز

به عباس دلاور دست می‌داد

***

می من! بادهٔ من! مستی من!

فدای تو تمام هستی من

دل چشم انتظار کودکان را

مبادا بشکند بی دستی من

***

به آن گل‌های پرپر بوسه می‌زد

به روی سینه با هر بوسه، می‌زد

به قرآن؟ نه، برادر داشت انگار

به دستان برادر بوسه می‌زد

***

به چشمش تیر بود اما نگاهش…

چه رازی داشت با مولا نگاهش؟

بدون دست می‌گیرد در آغوش

تمام خیمه‌ها را با نگاهش

***

دوبیتی! ناگهان دستان آن ماه…

گلوگیر است این اندوه جان‌کاه

رباعی باش و بشکن بغض خود را

لا حول ولا قوهٔ إلا بالله

***

دل تـو تشنه و بی‌تاب می‌رفت

به لبیک "عمو بشتاب" می‌رفت

تو دست رود را رد کردی آن روز

اگــر نــه آبـــروی آب مــی‌رفــــت

***

من از تو شرم دارم دستِ خود را

تو دادی هم دل و هم دستِ خود را

عــلــم از دســت تــو افـتـاد امـا

علــم کــردی به عالم دستِ خود را

***

من و حس لطیف دست‌هایت

 دو گلبرگ ظریف دستهایت

 جسارت کرده‌ام گاهی سرودم

 دوبیتی با ردیف دستهایت

***

 بگو بغض مرا پرپر کند مشک

 غم دست مرا باور کند مشک

 به دندان می‌برم اما خدایا

 لبانم را مبادا تر کند مشک!

***

دوباره مشک دریا ـ یک دوبیتی ـ

 سرودی عشق را با یک دوبیتی

 تنت روی زمین ـ یک چارپاره ـ

 دو دستت روی شن‌ها ـ یک دوبیتی ـ




✔️ موضوع : حضرت عباس (ع)،


تاریخ درج شعر : یکشنبه 1393/07/27 | 02:19 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات
.: پایگاه تخصصی مدح و مرثیه حسینیه:.
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Mobile Traffic | سایت سوالات