پیامبر اکرم (ص)-شهادت

 

ملکوت نگاه بارانیت

راوی یک مدینه اندوه است

سالیانی است از غم غربت

خاطر خسته‌ی تو مجروح است

این اهالی ظلمت دنیا

مردمان قبیله‌ی وهمند

در سلوک هدایت و رحمت

اشتیاق تو را نمی فهمند

ماتم این شکنجه های کبود

غصه ها بی مجال پیرت کرد

سینه‌ی غرق نور و سنگ ستم

داغ چندین بلال پیرت کرد

بی کسی خو گرفته بود آقا

با اهالی شعب دلتنگی

می شکستی چنان غریبانه

در حوالی شعب دلتنگی

دیده هر دم غروب عام الحزن

چشم بارانی و پُر ابرت را

تو چه کردی در این غریبستان

که خدا می ستود صبرت را  

با عمو در دل پریشانت

حس آرامش عجیبی بود

آه دیگر پس از ابوطالب

مکه زندان بی شکیبی بود

داغ ها یاس بیقرارت را

در غم خود سهیم می کردند

مادری را به عرش می‌ بردند

دختری را یتیم می کردند

ماه عالم بگو چه آورده

به سر تو محاق خاکستر

دختر تو چقدر دلخون شد

بر سرت ریخت داغ خاکستر

خوب دیدی میان این مردم

دم به دم جوشش عواطف را

بوسه‌ی سنگ و زخم پیشانیت

غصه پر کرده بود طائف را

قلبتان را چقدر می آزرد

داغدار غم اُحد بودن

زخمی از عهد بی بصیرت‌ ها

خسته از همرهان خود بودن

ناگهان بر تن تو گل کردند

زخمها لاله ها شقایقها

لب و دندان تو شده مجروح

آخر از لطف این منافقها

چه کشیدی در آن غروبی که

تن مجروح حمزه را دیدی

دلت آقا کدام سو می رفت

بر دلش زخم نیزه را دیدی

دید خیبر که گفتی آزاده

آب را بر کسی نمی بندد

گرچه از فرقه‌ی یهودی ها

به اسیران کسی نمی خندد

همه دیدند روز خندق هم

رحم و آزادگی شعارت بود

در مرام تو پیکر کشته

ایمن از غارت و جسارت بود

بر سر و سینه و گلوی حسین

بوسه هایت چقدر معروف است

روضه خوان را ببخش آقا جان

روضه از این به بعد مکشوف است

با تماشای قد و بالایش

از نگاه تو آرزو می ریخت

آه ، ناگاه اگر زمین می خورد

آسمان بر سرت فرو می ریخت

پیش چشمت محاصره کردند

پیکر ماه بی پناهت را

خوب تکریم کرد امت تو

نیزه در نیزه بوسه گاهت را

زینت شانه های تو حالا

شده پامال نعل مرکب ها

آیه آیه، ورق ورق، پرپر

ارباً اربا، مقطع الأعضا

سر خورشید غرق خونت را

روی نیزه ببین چهل منزل

بارش سنگ ها چه خواهد کرد

با لبی نازنین چهل منزل

خون او خون تازه ای جوشاند

در رگ دین و مکتبت آقا

تا ابد شور نهضتش باقی‌ست

تا ابد کُلّ یومٍ عاشورا

***

قسمتی از کتاب «خصائص الحسینیه» از مرحوم آیت الله شیخ جعقر شوشتری(ره):

بنا به گفته خداوند كه مى فرماید و جعلنا منهم ائمة یهدون بامرنا لما صبروا-سجده/24- صبر، ملاك و محور امامت ائمه علیهم السلام و سبب پاداش ‍ آنهاست .
در كتاب مهیج الاحزان به سند معروف از امام صادق علیه السلام حدیثى به این مضمون نقل است كه در شب معراج خداوند به پیامبرش وحى فرستاد كه من تو را با سه مسئله آزمایش مى كنم تا معلوم شود صبر تو چگونه است . پیامبر عرضه داشت : من تسلیم فرمان تو هستم و توان تحمل صبر را جز با عنایت تو ندارم . آنگاه وحى آمد كه :
1 - باید فقراى امت را بر خود ترجیح دهى ؛ گفت تسلیم هستم و صبر مى كنم .
2 - باید آزارها و تكذیب ها را تحمل كنى ، پیامبر عرضه داشت ، تسلیم هستم و صبر مى كنم .
3 - باید نسبت به مصیبت هایى كه براى اهل بیتت پیش مى آید، تسلیم باشى و صبر كنى ؛ حق برادرت على علیه السلام را غصب مى كنند و به او ستم نمایند و مقهور مى شود. دخترت (فاطمه ) را مى زنند در حالى كه حامله است و بدون اجازه وارد خانه اش مى شوند. دو فرزندت (حسن و حسین ) را مى كشند. اولى را از راه حیله و نیرنگ به قتل مى رسانند و جنازه اش را تیرباران مى كنند و دومى را امت ، دعوت مى كنند، سپس او و همه فرزندان و همراهانش را مى كشند و اهل بیتش را به اسارت مى برند. آنگاه پیامبر گفت انا لله و انا الیه راجعون امر خود را به خدا وا مى گذارم و از او طلب صبر و شكیبایى مى كنم .
پیامبر اسلام در تمام مراحل صبر كرد، بجز درباره حسین علیه السلام كه گریه سر داد. البته گریه با صبر منافات ندارد، بلكه لازمه مهربانى و رقت قلب است .
هیچگاه شنیده نشد كه پیامبر اسلام مصیبت خود یا یكى از اهل بیتش را یادآورى كند و گریه نماید، اما هر گاه نام حسین علیه السلام برده مى شد و یا او را مى دید، گریه بر او غلبه مى كرد.

 





✔️ موضوع : شهادت رسول اکرم(ص)،


تاریخ درج شعر : سه شنبه 1389/11/12 | 08:15 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات
.: پایگاه تخصصی مدح و مرثیه حسینیه:.
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Mobile Traffic | سایت سوالات