امام حسین(ع)-وداع و قتلگاه


چون نوبت قتال به سلطان دین رسید

افغان اهل بیت ، به عرش برین رسید

غوغای "الوداع" و هیاهوی "الفراق"

از چار سوی ، بر فلک هفتمین رسید

چون هیچ کس نبود که گیرد رکاب او

بر کف رکاب ، خواهر وی ، دل غمین رسید

پس حلقِ خشک و چِشم تر و نقد جان به کف

با تیغ کینه جوی به میدان کین رسید

کُشت آن قَدَر ز کوفی و شامی که در مصاف

بر جانش ، آفرین ز جهان آفرین رسید

مهلت عدو نداد که نوشد کفی ز آب

لب تشنه ، بی مُعین ، لبِ آبِ مَعین رسید

بنشست بس که تیر سه پهلو به سینه اش

او را هزار همدم و پهلو نشین رسید

چون یاوری نبود که جان سازدش نثار

جنّ و ملائکش ز یسار و یمین رسید

از پشت زین فتاد ، چو سرو قدش به خاک

گفتی که پشتِ عرش به روی زمین رسید

در حیرتم نکرد قیامت ، چرا قیام ؟

بر حنجرش چو خنجر حصم لعین رسید




موضوع: وداع امام حسین(ع)،  قتلگاه امام حسین(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : دوشنبه 1393/08/12 | 02:57 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات
نمایش نظرات 1 تا 30
.: پایگاه تخصصی مدح و مرثیه حسینیه:.