حضرت زینب(س)- زمزمه اربعین


پاشو پاشو برادر مسافرت رسیده

بعد تو خواهر تو یه روز خوش ندیده

میخوام پیشت بمونم روضه برات بخونم

حسرت گریه کردن رو قلب ما گذاشتن

خواستم عزا بگیرم برای تو نذاشتن

حالا عزا میگیرم خودم برات میمیرم

با گریه روی قبرت آب فرات می‌پاشم

رمق نداره زانوم نمی تونم که پاشم

جونم رسیده بر لب برس به داد زینب

کسی وصالی مثل وصال ما ندیده

بیاد یه قد خمیده دیدن سر بریده

یادته تا رسیدم حنجرت و بوسیدم

مگو که با خجالت خواهر چرا می‌نالی

شد گریه کردن آزاد جای رقیه خالی

من چاره‌ای نداشتم بچه تو جا گذاشتم

پاشو بگو برادر چی سر ما آوردن

هر جوری که تونستن آبرومون و بردن

دستم و تا که بستم غرورم و شکستن

شکایتم ز شام و محلۀ یهوده

به جون تو تمام پیکر ما کبوده

چه صحنه‌ها که دیدم حسین دیگه بریدم




✔️ موضوع : اربعین حسینی،


تاریخ درج شعر : شنبه 1393/09/15 | 11:36 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات
.: پایگاه تخصصی مدح و مرثیه حسینیه:.
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Mobile Traffic | سایت سوالات