حضرت زهرا(س)-بعد از شهادت


چنان هوای تو ای آشنا به سر افتاد

که اعتبار دلم بی تو در خطر افتاد

به هر کجا نگرم باز در مقابلمی

خیال غیر تو دیگر  ز دل ، ز سر افتاد

نشسته ام برسد شب از آن زمانی که

جمال روی چو ماه تو در قمر افتاد

شبی که نور وجود تو در جهان پیچید

و مهجتی  که به قلب و دل پدر افتاد

به یاد چشم تو با چشم خیس میخوانم

حدیث آل عبایی که روی سر افتاد

کرامت پسرانی که از تو زاده شوند

شفاعت ملکی که ، ز بال و پر افتاد

تو نور چشم پدر بوده ای ولی روزی

میان کوچه چرا  نور از بصر افتاد؟

پریده مرغ دلم در مدینه،  کوچه ی عشق

که ناگهان نگهم روی...روی در افتاد

دری شکسته و مشکین ز دود و آتش بود

که ذهن سوخته ام یاد "انکسر" افتاد

رسانده ای تن بی جان خود کنار علی

و دستهای تو چنگی ایست بر کمر افتاد

چنان گره زده ای،....ریسمان گره نزده

غلاف جای سرانگشت ،کارگر افتاد

مرو به حالت نفرین ، مدینه می لرزد

عجیب نیست که عرش خدا ...اگر افتاد




موضوع: بعد از شهادت حضرت زهرا(س)، 
 

تاریخ درج شعر : چهارشنبه 1394/01/5 | 02:24 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات
.: پایگاه تخصصی مدح و مرثیه حسینیه:.