امام جواد(ع)-مدح و ولادت


پرده ی اول

مثل آن روز که  دردانه ی پیغمبر را

همه دیدند  و ندیدند  رُخ دیگر را

از لغت نامه ی  بی برکت خود نامیدند

به خیال خودشان این غلط ِ " ابتر"  را

تا خدا خود به میان آمد و تقدیم نمود

چشمه ی  آب زلال دل خود ، کوثر را

تا که چشمان حسودان نبی در آید

آیه آورد که یادت نرود  "وانحر" را

اینچنین است : خدا هفت پسر می گیرد

نسل ها می دهد این فاطمه ، این دختر را

آنچنان می شود این دختر ِ باران، مهرش

پدر  احساس کند بار دگر مادر را

هیچ کس پی نبَرَد اوج بلندایش ، پس

صبر کن تا که ببینیم همه محشر را

 

پرده ی دوم

مثل آن روز..."رضا"  مثل "پیمبر"   بود  و...

حرف ها  "این چه امامیست که ابتر..."  بود و...

طعنه ها بود ولی دل  چو  که محکم باشد

کِی از این زخم زبان ها به دلش غم باشد؟

صبر می کرد که  آن  حکمت پنهان آید

صبر می کرد  که تا حضرت باران آید

صبر می کرد که این غنچه شکوفا گردد

کوثری  آید  و  چون  حضرت زهرا گردد

آه ای حضرت سلطان که فدایت جانم

پشت این در بدهی یا ندهی می مانم

قصه ماندن  بی منت من دیرین است

چون گدایی به در خانه ی تو شیرین است

تو خودت ابری و بارانی و دریا هستی

تو خودت رحمت بی واسعه بر ما هستی

تو خودت عشق ، خودت شور ، خودت جان هستی

تخت یا تاج مهم نیست ، سلیمان هستی

هر نشناخت تو را ، فطر ، دگر می فهمد

و مسلمان  تو می گردد  اگر می فهمد

قبله را رو کن و تکبیر بگو...جان آید

به سلامش نرسی حضرت باران آید...

 

پرده سوم

ما همه تشنه شدیم و تو فقط آب شدی

پسر کوچک سلطان که خود ارباب شدی

شاد کردی دل بابای خودت را وقتی

خنده ای کردی و در دست پدر خواب شدی

تار مهر پدرت را بنوازم ، وقتی

تو در آن گوشه ی دل ، ماندی و مضراب شدی

زیر پای پدرت ، پای به پای پدرت

اینچنین است که فیروزه ی کمیاب شدی

میروم مشهد  و در دور حرم می گردم

آشکار است که محبوب ترین باب شدی




✔️ موضوع : ولادت امام جواد(ع)،


تاریخ درج شعر : سه شنبه 1394/02/8 | 12:04 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات
.: پایگاه تخصصی مدح و مرثیه حسینیه:.
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Mobile Traffic | سایت سوالات