خروج کاروان از مدینه


وقت پرواز رسیده، پر خود را برداشت

زودتر از همه آب آور خود را برداشت

مشک‌ها را که علمدار روی ناقه گذاشت

یا علی گفت و علی اصغر خود را برداشت

بغلش کرد و صدا زد که خدا رحم کند

بر سر دوش عمو دختر خود را برداشت

دور او اهل حرم که همگی جمع شدند

صدقه داد و سپس خواهر خود را برداشت

خواهرش زودتر از پوشیه ها، معجرها

پیرهن بافته‌ی مادر خود را برداشت

إن یکادی بنویسید بلا دور شود

ساربان دید که انگشتر خود را برداشت

بی‌سبب نیست عبای نبوی را می‌خواست

شِبه پیغمبر ، علی اکبر خود را برداشت

آب پشت سرشان امّ بنین می ریزد

آنقدر سوخت که خاکستر خود را برداشت




✔️ موضوع : خروج کاروان از مدینه،


تاریخ درج شعر : یکشنبه 1394/02/27 | 12:06 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات
.: پایگاه تخصصی مدح و مرثیه حسینیه:.
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic