حضرت زینب(س)-روز یازدهم


من کرببلا را چو خزان دیدم و رفتم

چون مرغ شب از داغ تو نالیدم و رفتم

ای باغ که داری تو بسی گل بگلستان

این خرمن گل را بتو بخشیدم و رفتم

در کرببلا زینت آغوش نبی را

آوردم و غلطیده بخون دیدم و رفتم

ممکن چو نشد حنجر پاک تو ببوسم

آن حنجر پرخون تو بوسیدم و رفتم

یاد آمدم آنروز که گفتی جگرم سوخت

چشم از تن صدچاک تو پوشیدم و رفتم

چون همره ما هست سر غرقه بخونت

من یاد لب تشنه تو بودم و رفتم

بگسست اگر دشمن دون ریشه دین را

با موی پریشان همه سنجیدم و رفتم

بس کن تو دگر کاه ربائی سخن خود

من یک گلی از گلشن دین چیدم و رفتم




✔️ موضوع : روز یازدهم،


تاریخ درج شعر : جمعه 1394/08/1 | 02:41 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات
.: پایگاه تخصصی مدح و مرثیه حسینیه:.
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic