حضرت زینب(س)-در مسیر كوفه و شام


نسبت به قبل بس که تو تغییر کرده ای

بالای نیزه دیده به تو دوختم حسین

یک روح در دو تن همه اش نقل ما دوتاست

تو در تنور رفتی و من سوختم حسین

من زینبم که طاقت کوچکترین خراش

بر روی مصحف بدنت را نداشتم

با دیدنت به نیزه کنار آمدم ولی

دیگر توقع زدنت را نداشتم

جانا ز روی نیزهء اعدا نگاه کن

مانند تو عزیز دلم دل شکسته ام

گر تو سرت به سنگ حرامی شکسته ای

من هم سرم به چوبۀ محمل شکسته ام

بر روی نیزه آمده ای پا به پای من

گاهی عقب می افتی و گاهی جلوتری

دشمن خیال کرده که من بی کسم حسین

بر روی نیزه هم تو مرا سایۀ سری

میخواستم ببو سمت اما دلم شکست

وقتی که دیدمت پُرِ خاکستر تنور

مبهوت مانده ام من و اما سه ساله ات

لحظه به لحظه بوسه به تو می دهد زدور

گر چه جریحه دار شد اینجا غرور من

اما به خاطر تو خودم را نباختم

در کوفه بیشتر دل من سوخت چون که من

یک در میان اهالی آن را شناختم

***

با تشکر از شاعر گرامی




موضوع: در مسیر کوفه و شام، 
 

تاریخ درج شعر : پنجشنبه 1394/08/21 | 11:24 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات
.: پایگاه تخصصی مدح و مرثیه حسینیه:.
ساخت وبلاگ در میهن بلاگ

شبکه اجتماعی فارسی کلوب | اخبار کامپیوتر، فناوری اطلاعات و سلامتی مجله علم و فن | ساخت وبلاگ صوتی صدالاگ | سوال و جواب و پاسخ | رسانه فروردین، تبلیغات اینترنتی، رپرتاژ، بنر، سئو