امام زمان(عج)-مناجات


باز در گوشه ی غربت نفسم می گیرد

سینه تنگ است برایت نفسم می گیرد

بی جواب است سوالم ... به شهیدان برسم ؟

باز از هق هق حسرت نفسم می گیرد

چه شد اینسان به بدی دست رفاقت دادم ؟

نالم از شدت حیرت نفسم می گیرد

دیشب از حنجره ی خسته ی من خون می ریخت

بسکه کردم ز تو صحبت نفسم می گیرد

نیست در حلقه ی ذکر تو مرا تاب حضور

چونکه از ذکر مصیبت نفسم می گیرد

عاقبت یاد غمت قاتل این جان گردد

گاه یادت ، ز حرارت نفسم می گیرد

بی تو در حیطه ی این شهر نفس آلوده

یاس خوشبوی ولایت نفسم می گیرد




✔️ موضوع : مناجات فراق با امام زمان(عج)،


تاریخ درج شعر : جمعه 1394/08/29 | 01:59 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات
.: پایگاه تخصصی مدح و مرثیه حسینیه:.
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Mobile Traffic | سایت سوالات