تبلیغات
«حسینیه» پایگاه تخصصی مدح و مرثیه - محمد سهرابى

حضرت زهرا(س)-کلبه احزان


گفته‏اند این خبر ارباب عقول

 كه چنین آمده در حال رسول

چون كه شمع دل از این خانه برفت

 بر هوا دود ز پروانه برفت

عالمى از غم او محزون شد

 حضرت فاطمه بس دل خون شد

بس كه از فاطمه دل سوخته بود

 یثرب از ناله‏اش افروخته بود

نالۀ فاطمه بگداخت بسى

 كارها را به هم انداخت بسى

زین مصیبت همه اشباه رجال

 به على شكوه كنان پر ز ملال

همه گفتند كه گشتیم ملول

 بس كه نالیده در این شهر بتول

نیست گر پیرو قانون زهرا

 مردم آزارى این شهر چرا؟

همه گفتند بگو با زهرا

 روزها گریه كند یا شبها

تا دل فاطمه آشفته شده

 خانه‏هامان همه آشفته شده

حرف بر حضرت صدیقه رسید

 پاى از دامن آن شهر كشید

گفت گر اشك نریزم چه كنم؟

 با عدو گر نستیزم چه كنم؟

كوهها یار سزاوار منند

 شهدا محرم اسرار منند

چون سخن از شرر آهم رفت

 به سر قبر عمو خواهم رفت

تا بگویم ستم ظالم را

 مى‏زنم ناله بنى هاشم را

صبح زهرا چو ز یثرب مى‏رفت

 رجعتش تا دم مغرب مى‏رفت

ساكن كلبه احزان شده بود

 همدم كوه و بیابان شده بود

آب شد در ره آن خاك، تنش

 سوخت رخسار حسین و حسنش

سایبانى كه على ساخته بود

 دشمن از كینه‏اش انداخته بود

گریه بانگى است كه عالم‏گیر است

 گریه گر گریه بود شمشیر است




موضوع: منع گریه و بیت الاحزان، 
 

تاریخ درج شعر : جمعه 1394/12/14 | 09:43 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات
.: پایگاه تخصصی مدح و مرثیه حسینیه:.