امام علی(ع)-مدح و ولادت


هرکه از قافلۀ یار جدا می گردد

عاقبت اهل دو رنگی و ریا می گردد

گره اهل ولا کور اگر باشد هم

با نگاه علی و فاطمه وا می گردد

عبد آلوده نفس هم بکشد پیش علی

پاک تر از همۀ آینه ها می گردد

هرکسی روبروی نام علی سر خم کرد

در قنوت سحر فاطمه جا می گردد

هرکسی مست علی نیست بداند این را

تاخود حشر گرفتار بلا می گردد

هرکسی قطره ای از جام ولایت بچشد

علوی می شود و از عرفا می گردد

تَرَک خانۀ کعبه به دوعالم فهماند

دل که بشکست فقط جای خدا می گردد

عشق مولا گهر و سینه من من هم صدف است

دل من قبله نماییست که سمت نجف است

نام مولاست که هر لحظه گره باز کند

در دل حیدریون شور جنون ساز کند

جای دارد دل هر کس که در آن مهر علیست

روز محشر به بهشت ازلی ناز کند

شب معراج هم انگار نبی گفت علی

تاکه از خاک شود کنده و پرواز کند

شیعه با نام علی رقص جنون می گیرد

این فقط نام علی هست که اعجاز کند

سالی یک مرتبه آنهم شب میلاد علی

نذرکرده ست خود کعبه دهن باز کند

یاعلی عرش نشسته ست به امیدی که

قد و بالای تو را باز برانداز کند

مصطفی شمس بهشت است اگر ماه تویی

او رسول است اگر پس ولی الله تویی

غیرت حیدری تو دل کوثر را برد

مصطفی با تو فقط نام برادر را برد

شب معراج به سوی حرم قرب خدا

با پر نام تو جبریل پیمبر را برد

آمدی دردل میدان و همه ترسیدند

نعرۀ حیدری ات زَهرۀ لشکر را برد

ذوالفقار تو خودش کار خودش را بلد است

با مدد از نفست باد شد و سر را برد

لشگری از غضب مالک اشتر ترسید

چونکه نام اسداللهی حیدر را برد

 

موقع چرخش تیغ تو زمان می لرزد

پلک برهم بزنی قلب جهان می لرزد

گِل ما روز ازل تشنۀ باران تو شد

خود حق شیفتۀ اینهمه ایمان تو شد

تو اگر شکل خدایی خود او خواسته است

به کسی چه که اگر قبله مسلمان تو شد

تو علی هستی و عالم همگی حیرانند

که چگونه خود معبود تو حیران تو شد

نمک سفرۀ تو روزی عالم را داد

آدم این شد که نمک گیر تو و نان تو شد

دست تو دست خدائیست یدالله، علی

هرکه از علم غنی شد ز گدایان تو شد

همه گفته تو مهمان دل کعبه شدی

کس نفهمید که کعبه ست که مهمان تو شد

تو خودت کعبه ای و کعبه فقط از سنگ است

گشتن دور حرم بی تو علی جان ننگ است

عارفان باده میارند ز دریای نجف

بسکه ذکرت برکت داده به شبهای نجف

از همان روز که پا بر سر این خاک زدی

معدن دُر نجف گشته همه جای نجف

آرزوی دلم این است که روی قبرم

بنویسند مرا هم عبد مولای نجف

چقدر گوشۀ ایوان طلا می چسبد

بنشینی سحری و بخوری چای نجف

کاش میشد بنویسند در این ماه رجب

یک سفر کرببلا البته فردای نجف

کاش می شد بشود قبر من سوخته دل

در میان حرم حیدر و بابای نجف

من نجف باشم اگر تا به سحر میخوانم

ها علی بشر کیف بشر میخوانم




موضوع: ولادت امام علی(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : چهارشنبه 1395/02/1 | 05:48 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات
.: پایگاه تخصصی مدح و مرثیه حسینیه:.