حمزه سید الشهدا(ع)-شهادت


بنویسیم از مسیر بهشت

باید از این سعود پاک نوشت

باید از عزتی فرا تر گفت

نه عمو ، یاور پیمبر گفت

تا که آن پیر سر بلند آمد

نفس هر که بود بند آمد

آمده عبد عشق خود باشد

مرد رزم آور احد باشد

سمت او تا که هر که می آید

لرزه ای حول مکه می آید

جهل اعراب را به رزم آورد

قلم این جلوه را به نظم آورد

گر که الگوی هر نبرد شده

او جوانیست پیرمرد شده

خون کفر از شجاعتش جاری

دین حق در ابهتش جاری

شرح صدرش به قدر اسلام و

شیر مردان صدر اسلام و

قدر ظرفش اگر چه ظرفی نیست

چشمه ای از علی ست حرفی نیست

سجده ی عشق او قبول شده

بازوی لشکر رسول شده

دین کجا کار با نفر دارد ؟!!

چه کسی این وسط جگر دارد !؟

مرد وقتی که نیتش زیباست

در ره حق حمیتش زیباست

کشته ی غمزه ی رسول الله

حضرت حمزه ی رسول الله

عشق اینگونه جلوه گر می شد

حمزه اینگونه خون جگر می شد

رقص خون در مقابل دلبر

پیش چشمان اشک پیغمبر

خون به مردان رند می آید...

و صد افسوس هند می آید

بدنی پاره پاره واویلا

دل بی راه چاره واویلا

کار این دل چه چیز جز آه ست

وای من چون صفیه در راه است

از خجالت زمین خجل شده بود

خاک از خون حمزه گل شده بود

خواهرش می رسید وا می ماند

باید این نعش پاره را پوشاند

احمد آرام عباش را وا کرد

خار و خاشاک را مهیا کرد

قصه با این رویه می گذرد

غصه های صفیه می گذرد

قاتلش آن طرف عرق می خورد

برگ تاریخ دین ورق می خورد

صحبت از یک عموی دیگر شد

غم و اندوه شیعه از سر شد

روضه هایی که مو به مو گفتند

کودکانی عمو عمو گفتند

شده اوضاع خیمه ها در هم

دشت و یک مشت مرد نا محرم

تا عمو رفت هی کتک خوردند

بی هوا گوشواره را بردند

کاش اینجا هم ای نبی بودی

فکر اندوه زینبی بودی !!

چه عذابی کشید این خواهر

تا به نیزه رسید این خواهر

پیش چشمان خواهری مضطر

رفته بر روی نی ز پهلو سر




موضوع: حمزه سید الشهدا، 
 

تاریخ درج شعر : دوشنبه 1395/04/28 | 06:01 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات
.: پایگاه تخصصی مدح و مرثیه حسینیه:.