امام حسین(ع)-حضرت زینب(س)-وداع


تشنه ترین ولیّ خداوند لایزال

از پیش چشم های پر از آب من مرو

ای نفس مطمئنّه که آرام میروی

بیچاره میشود دل بی تاب من مرو

 

میمیرم از فراق، فرات حیات من

یا أیها الغریب کجا میروی حسین؟

چشم به خون نشسته ی تو برق میزند

داری مگر به سوی مِنا میروی حسین؟

 

آرام تر برو همۀ آرامش دلم

آهسته جان بگیر از این نیمه جان خود

سالار قافله به کجا میروی بمان؟

کن چاره بهر بی کسی کاروان خود

 

هستی من مده به فنا هستی مرا

ای تک سوار... بوسه بده از گلو به من

زینب قبول کرده اسارت رود ولی

حرف به نیزه رفتن خود را مگو به من

 

ای خنده ی لبم ز لبم فاصله مگیر

ای روشنی دیده ز دیده جدا مشو

رفتی و ماند دست نگاهم به دامنت

از این غریب رنگ پریده جدا مشو

 

با آخرین نگاه خودت روی خاک ها

آتش زدی به زندگی خواهرت... حسین!

سر میبرید از تو و پیچید در فضا

صوت غریب مادری از مادرت حسین

***

با تشکر از شاعر گرامی




موضوع: وداع امام حسین(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : چهارشنبه 1395/07/21 | 12:17 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات
.: پایگاه تخصصی مدح و مرثیه حسینیه:.