حضرت زینب(س)-در مسیر كوفه و شام


باور نمی کنم سرِ بازار بردنت

نامحرمان به مجلس اغیار بردنت

از سینه ی حسین، تو را چکمه ای گرفت

از کربلا به کوفه، به اجبار بردنت

پایِ سفر نداشتی ای داغدار درد

با یک سرِ بریده به اصرار بردنت

پهلو کبود! گریه کنان تازیانه ها

با خاطراتی از در و دیوار بردنت

فهمیده بود شمر، غرورت شکسته است

از سمتِ قتلگاهِ علمدار بردنت

تو از تمام کوفه طلبکار بودی و...

در کوچه هاش مثلِ بدهکار بردنت




✔️ موضوع : در مسیر کوفه و شام،


تاریخ درج شعر : شنبه 1395/08/1 | 11:41 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات
.: پایگاه تخصصی مدح و مرثیه حسینیه:.
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic