حضرت رسول(ص)-شهادت-زبان حال پیغمبر اکرم(ص)با صدیقه طاهره(س)


بس کُن عزیزِ تا سحر بیدار بس کُن

کُشتی مرا از گریه ی بسیار بس کُن

ای چند شب بیدار مانده آب رفتی

ای چند شب گریانِ من اینبار بس کُن

بس کُن کنارِ بسترم خیس است زهرا

آتش نزن بر این تنِ تَب دار بس کُن

رویت ندارد طاقتِ این اشکها را

طاقت ندارد اینهمه آزار بس کُن

باید ببینی روزهایِ بعد از این را

باید بمانی با غمی دشوار بس کُن

باید بگویم روضه های بعد خود را

باید بسوزی بعد از این دیدار بس کُن

ای کاش بعد از من کسی جایت بگوید

با هیزم و با آتش و دیوار بس کُن

ای کاش میگفتند خانوم بچه دارد

ای کاش میگفتند با مسمار بس کُن

در کوچه می اُفتی کَسی غیر از حسن نیست

با گریه می گوید که در انظار بس کُن

در کوچه می اُفتی و می گوید به قنفذ

اُفتاد دستِ مادرم از کار بس کُن

دستت مغیره بشکند حالا که اُفتاد

از چادر او پایِ خود بردار بس کُن

بگذار یک جمله هم از گودال گویم

خون گریه ات را کربلا بگذار بس کُن

وقت هزار و نُهصد و پنجاه زخم است

ای نیزه ی خونبار این اصرار بس کُن

این ناله هایِ دخترت پیشِ حرامی است

با شمر می گوید نزن نشمار... بس کُن 




موضوع: شهادت رسول اکرم(ص)، 
 

تاریخ درج شعر : یکشنبه 1395/09/7 | 11:18 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات
.: پایگاه تخصصی مدح و مرثیه حسینیه:.
ساخت وبلاگ در میهن بلاگ

شبکه اجتماعی فارسی کلوب | اخبار کامپیوتر، فناوری اطلاعات و سلامتی مجله علم و فن | ساخت وبلاگ صوتی صدالاگ | سوال و جواب و پاسخ | رسانه فروردین، تبلیغات اینترنتی، رپرتاژ، بنر، سئو