امام حسن مجتبی(ع)-مدح


با نان و خرما می‌رسی، من هم یتیمم

اما نه خرما، مست دستان کریمم

می‌زد به پایت بوسه لب‌های مدینه

ای خوش به حال نیمه شب‌های مدینه

میخانه‌ی خاکی غبارش هم شراب است

اِنعام صحن خاکیت هم بی حساب است

این مثنوی تا یاد سردار جمل کرد

روح القدس گویی هوای یک غزل کرد

یا محسنم در حال مستی «یا حسن» شد

نامت غزل را محو نوری در ازل کرد

من در زمان آواره‌ی آن لحظه هستم،

آن دم که دستان تو «قاسم» را بغل کرد

آنگونه او را خوش در آغوشت کشیدی

تا بی تو بودن مرگ را پیشش عسل کرد




✔️ موضوع : مدح و مناجات با امام حسن(ع)،


تاریخ درج شعر : دوشنبه 1395/09/8 | 02:12 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات
.: پایگاه تخصصی مدح و مرثیه حسینیه:.
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Mobile Traffic | سایت سوالات