امام رضا(ع)-شهادت


چون جام زهر... غریبانه سر کشید

فریاد زد خدا و... عبا را به سر کشید

پنجاه و چند ساله ی موسی به کوچه ها

پنجاه و چند مرتبه آه از جگر کشید

با سینه ای که آتش از آن شعله می کشید

ناله برای کشته ی دیوار و در کشید

او بود و خاک حجره و یک ناله ی ضعیف

آری نفس نفس زدنش تا سحر کشید

یک روزه زهر بر دل زارش اثر نمود

وقت سحر به جانب دادار پر کشید

در انتظار آمدن میوه ی دلش...

پا را به سوی قبله چنان محتضر کشید

سینه زنان، دریده گریبان، پسر رسید

دستی به روی ماه کبود پدر کشید

**

آه از دمی که زینب کبرای غم نصیب

« آمد تن امام زمان را به بر کشید»

با دست زخم خورده ی خود دختر علی

تیر شکسته از تن مولا به  در کشید

گل مانده بود در وسط تیغ و نیزه ها

آمد ز پای ساقه ی یاسش تبر کشید

از خاک زیر حنجر خونین دلبرش

با نیّت شفا روی چشمان تر کشید




موضوع: شهادت امام رضا(ع)، 
 

تاریخ درج شعر : سه شنبه 1395/09/9 | 03:14 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات
.: پایگاه تخصصی مدح و مرثیه حسینیه:.
ساخت وبلاگ در میهن بلاگ

شبکه اجتماعی فارسی کلوب | اخبار کامپیوتر، فناوری اطلاعات و سلامتی مجله علم و فن | ساخت وبلاگ صوتی صدالاگ | سوال و جواب و پاسخ | رسانه فروردین، تبلیغات اینترنتی، رپرتاژ، بنر، سئو