حضرت سکینه(س)-مدح و مرثیه


بار دیگر عزای عاشوراست

از غمی بی قرینه باید گفت

دو سه خط سوگواره ی غربت

در عزای سکینه باید گفت

 

قطره از وصف بحر درمانده

من کجا، مدح دختر ارباب

ای که بوده حسین مداحت

السلام ای سکینه بنت رباب

 

در کرامات حضرتش کافیست

شیر او را رباب داده، همین

در غریبی او فقط بنویس

به عمو مشک آب داده، همین

 

کربلا بود دشتی از روضه

او بلاهای خویش را دیده

در عبایی پر از علی اکبر

روح بابای خویش را دیده

 

روضه می خواند دور دارالحرب

نعش ها را یکی یکی که شمرد

دید بابا علیِ اصغر را

به امیدی گرفت و با خود برد

 

پدر آمد ولی چه آمدنی!

غرق خون کرد چشم قافله را

دید دور جنازه ی اصغر

همه گفتند لعن حرمله را

 

از وداع سکینه و ارباب

جگر کائنات خون شده بود

آه از آن دم که دید این دختر

زین باباش واژگون شده بود

 

با تنی خون گرفته از گودال

آمدی ذوالجناح بی بابا

کاش می شد رها نمی کردی

وسط تیر و نیزه ها او را

 

پدرم را غریب بین دو نهر

نحر کردند با لب عطشان

السلام علیک ای بی سر

السلام علیک ای عریان

***

با تشکر از شاعر گرامی




موضوع: حضرت سکینه(س)، 
 

تاریخ درج شعر : دوشنبه 1395/09/15 | 07:52 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات
.: پایگاه تخصصی مدح و مرثیه حسینیه:.
ساخت وبلاگ در میهن بلاگ

شبکه اجتماعی فارسی کلوب | اخبار کامپیوتر، فناوری اطلاعات و سلامتی مجله علم و فن | ساخت وبلاگ صوتی صدالاگ | سوال و جواب و پاسخ | رسانه فروردین، تبلیغات اینترنتی، رپرتاژ، بنر، سئو