امام زمان(عج)-مناجات


حال امروز چشم هایم باز

مثل ابر بهار، بارانی ست

یوسف امروز هم نیامده و

شهر در اضطراب کنعانی ست

 

مثل یک کودک زمین خورده

مثل یک پیرمرد نابینا

دست از آسمان طلب کردم

دست هایی که هست... اما نیست

 

شنبه تا پنجشنبه حس کردم

جمعه عطر بهار را دارد

جمعه از راه آمد اما باز

خبر از قصه ای زمستانی ست

 

صبح در های و هوی ندبه گذشت

ظهر، خورشید آمد... اما... نه

عصر هم دست شب رسید اما

شام، در انتظار فردا نیست

 

لحظه هایی که شوق می بارد

چه خوش است و چه زود میگذرد

عصر جمعه چقدر دلگیر است

عصر جمعه چقدر طولانیست

 

سرخ تر از غروب جمعه شده

گونه ای که رفیق باران است

حرفی از قالب غزل نزنید

حال من، حال مرثیه خوانی ست

 

زینب و روضه های کوفه و شام

اهل بیت حسین و بزم شراب

ازدحام حرامیان هست و

غیرت چشم های سقا نیست




✔️ موضوع : مناجات فراق با امام زمان(عج)،


تاریخ درج شعر : جمعه 1395/10/10 | 04:23 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات
.: پایگاه تخصصی مدح و مرثیه حسینیه:.
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Mobile Traffic | سایت سوالات