اخلاقی و اندرز-روضه اهل بیت(علیهم السلام)


نذر کردیم که در پشت سرش، کوچه کوچه سر ما را ببرند

اگر از کوچه ما این دفعه محمل دلبر ما را ببرند

مرغ باغ ملکوتیم ولی یک به یک کنج قفس میمیریم

قصد دارند تعلق هامان آبروی پر ما را ببرند

باید آنقدر بسوزیم و بمیریم تا وقت سحر محضر دوست

بادها یا سر ما را ببرند یا که خاکستر ما را ببرند

حرف پشت سر دیوانه زدن مایه آبروی دیوانه است

پس از این خانه به آن خانه بگو حرف پشت سر ما را ببرند

مثل غارت زده ها زانو را وسط کوچه بغل میگیریم

گر که سرمایه ما را یعنی اشک چشم تر ما را ببرند

دوستی با فقرا از دلها میبرد دوستی دنیا را

میتوانند فقیرانت هم میل سیم و زر ما را ببرند

هر چه داریم در این خانه همه از دولت مادر داریم

این شب جمعه بگو با زهرا تا حرم مادر ما را ببرند

پای شمع ز نفس افتاده تا نفس هست نفس باید زد

کاش با ناله مادر مادر نفس آخر ما را ببرند

کاش میشد وسط یک کوچه، کاش میشد وسط یک بازار

معجر دختر ما را بکشند، معجر دختر ما را ببرند




موضوع: اخلاقی و اندرز، 
 

تاریخ درج شعر : سه شنبه 1395/12/3 | 11:33 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات
.: پایگاه تخصصی مدح و مرثیه حسینیه:.