امام زمان(عج)-مناجات


دلیلِ استغاثه ی، غروبِ بی قرارها

زلالِ عاشقانه و ، خروش چشمه سارها

سروده ی قدیمیِ فصول سرد سالها

لطافت نگاه تو لطافت بهارها

منم كه محو دیدن ،گلی به روی شاخه ام

لبی كه فخر میكند، به سرخیِ انارها

به رسم مردم عجم،شكارگاه حاضر است

تو هم به رسم شاهها،بزن بر این شكارها

تو زلف را به هم بزن كه چشم خیره می كنی

بكش به دار گردنم، به دست تارتارها

چه گویم از مقام تو كه جمعِ چهارده تنی

فدای قدو قامتت، خدایِ باوقارها

به مقدمت درآمده لباسهای عیدمان

بیا نگاه كن به ما، به رختِ نو نوارها

زخود سوال میكنم كه اوج رحمت تو را

چگونه وصف میكند كلام شهریارها؟

هلال ماه شاهدی،تمام سال گریه ام

گذشته از دوازده،رسیده تا هزارها

برای وقت آمدن،سیاه لشگر توام

شما اجازه می دهی،بمانم این كنارها؟

امید بسته ام به آن، غروبِ روز جمعه كه

خبر به عرش می رسد زجانب منارها

كه آی مردم زمین، كه آی اهل آسمان

به سر رسید عاقبت،تمام انتظارها




✔️ موضوع : مناجات فراق با امام زمان(عج)،


تاریخ درج شعر : جمعه 1395/12/20 | 02:17 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات
.: پایگاه تخصصی مدح و مرثیه حسینیه:.
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic