تقدیم به مادران شهدای مفقود الاثر


پسرم وقت درد و دل داری؟

که هوایم دوباره بارانی است

حال و روز تو را نمی دانم

حال و روزم همانکه می دانی است

 

چقدر طول می کشد امشب

به گمانم سحر نخواهد شد

شرح موی سپید مادر تو

به همین مختصر نخواهد شد

 

بگذار پیش از اینکه با دل تو

حرفی از غصه ها بگویم من

با کمی اشک و گوشهء چادر

روی ماه تو را بشویم من

 

با همین بوسه از روی عکست

کام خود را عسل کنم مادر

در خیالم همیشه می خواهم

که خودت را بغل کنم مادر

 

خاطرت هست لحظهء رفتن

آمدی مهربان در آغوشم

عطر پیراهنت به یادم هست

خنده ات کی شود فراموشم

 

چند سال است که رفته ای و هنوز

چشم در راهم ای گل پرپر

هر کسی زنگ خانه را بزند

به گمانم تو آمدی دیگر...

 

تو کجایی که از تنت حتی

یک نشانی و یک پلاکی نیست

استخوانی ? چفیه ای ? عکسی

ردپا یا که مشت خاکی نیست

 

تو کجایی که هر شب جمعه

من نگردم بهشت زهرا را

تو کدامین شهید گمنامی

تو بگو پاسخ معما را

 

تو کجایی عصای پیری من

باری از دوش خسته ام کم کن

خبری از شهادتت برسان

پسرم مادر شهیدم کن

 

راستی کسی به توگفته

مادرت بسکه خون دلها خورد

کم کم از دوری تو دق کرد و

گل چادر نماز او پژمرد

 

پدرت را خدا بیامرزد

مثل یعقوب ماجرایی داشت

گریه می کرد در غمت اما

در دل خویش کربلایی داشت

 

گریه می کرد قد رعنا را

گریه می کرد آه بابا را

لحظه ای بی قرار می شد و بعد

گریه می کرد ارباًاربا را ...

 

بی سبب نیست هر زمان هرجا

خوانده اند روضه ی جوانش را

با تمام وجود حس کردم

تو علی اکبری و من لیلا

 

لحظه های نماز صبح است و

جا نمازم به دست لرزانم

رو به قبله سلام خواهم داد

به امام غریب و عطشانم ...




موضوع: شهدا و دفاع مقدس، 
 

تاریخ درج شعر : یکشنبه 1395/12/29 | 01:50 ق.ظ | خادم : شاهد | نظرات
نمایش نظرات 1 تا 30
.: پایگاه تخصصی مدح و مرثیه حسینیه:.
ساخت وبلاگ در میهن بلاگ

شبکه اجتماعی فارسی کلوب | اخبار کامپیوتر، فناوری اطلاعات و سلامتی مجله علم و فن | ساخت وبلاگ صوتی صدالاگ | سوال و جواب و پاسخ | رسانه فروردین، تبلیغات اینترنتی، رپرتاژ، بنر، سئو