حضرت ام کلثوم(س)-مدح و مصائب


می نویسم به اذن ثارالله

از زنی با وقار همچون ماه

راوی صادق بنی هاشم

از علوم خفی حق آگاه

مهد علم و مفسر قرآن

کوه عصمت، مقرب درگاه

چون حسین و حسن سخاوتمند

مثل زینب صبور آل الله

مثل زینب بلا چشیدن را

ام کلثوم بوده خاطرخواه

با صلابت مبارزه می کرد

با سلاح دعا و اشک و آه

خطبه مانند مرتضی می خواند

خطبه هایی پر از غم جانکاه

مدح او را بس است چون بوده

دختر فاطمه، سخن کوتاه

دختر دوم ولی خدا

ام کلثومِ حضرت زهرا

آن قدر داغ و دردسر دیده

قد کمان و نحیف گردیده

بعد داغ غم رسول الله

یاس را در دل شرر دیده

وسط کوچه ی بنی هاشم

یک نفر به چهل نفر دیده

خاک غم روی چادرش مانده

چون شکاف سر پدر دیده

جگرش پاره شد کنار حسن

طشت لبریز از جگر دیده

چادر خواهر بزرگش را

وسط خیمه شعله ور دیده

لب گودال بر زمین خورده

غارت جسم محتضر دیده

کوفه و شام پر بلا رفته

بر سر نیزه ها قمر دیده

نیزه ها را ببر از این جا شمر

دور کن چشم بی‌حیا را شمر

با دلی پر شراره و گریان

لقمه ها را گرفت از طفلان

خطبه اش شام و کوفه را لرزاند

دشمنش شد از این بیان حیران

داغ بازار شام را حس کرد

وسط چشم های بی ایمان

با دو چشم خودش تماشا کرد

خیزران خورد بر لب و دندان

رفت ویرانه ای که شامش بود

سرد و روزش جهنمی سوزان

گریه می کرد پا به پای رباب

تا دهد بر دلش سر و سامان

چه فراقی کشید این خواهر

اربعین بود آخر هجران

درد، این است قدر این بانو

مانده حتی میان ما پنهان

ما بدهکار ام کلثومیم

عبد دربار ام کلثومیم




موضوع: حضرت ام کلثوم(س)، 
 

تاریخ درج شعر : دوشنبه 1396/01/7 | 02:57 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات
.: پایگاه تخصصی مدح و مرثیه حسینیه:.
ساخت وبلاگ در میهن بلاگ

شبکه اجتماعی فارسی کلوب | اخبار کامپیوتر، فناوری اطلاعات و سلامتی مجله علم و فن | ساخت وبلاگ صوتی صدالاگ | سوال و جواب و پاسخ | رسانه فروردین، تبلیغات اینترنتی، رپرتاژ، بنر، سئو