حضرت ام کلثوم(س)-مصائب


 عاشقان را غمِ سر نیست که سر ناچیزست

داغ این رنگ به سیمای جگر ناچیزست

تیر این راه بر آیینه نشستن دارد

سینه تا هست و دلی هست سپر ناچیزست

ذرّه را جذبه‌ی خورشید قمر خواهد کرد

در بقا، نیستی ذره مگر ناچیزست؟

سر خورشید به نیزه‌ست بزرگ است خبر

راه بستند ولی پیش خبر ناچیزست

بادیه بادیه آواره شدن چیزی نیست

تا برادر همه جا هست، سفر ناچیزست

راوی قصّه‌ی دردست سخن کوتاه است

بار این داغ گران، کفّه اگر ناچیزست

او چه کرده‌ست که از سنگ عرق می‌ریزد

پیش اکسیر دمش قیمت زر ناچیزست

رد شدن از دل این شام بسی طولانی‌ست

گرچه با بودن خورشید و قمر ناچیزست




✔️ موضوع : حضرت ام کلثوم(س)،


تاریخ درج شعر : دوشنبه 1396/01/7 | 04:39 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات
.: پایگاه تخصصی مدح و مرثیه حسینیه:.
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Mobile Traffic | سایت سوالات