شب لیلة الرغائب


دگر بریده ام از "من" کجاست صاحب من

کجاست تا که نگاهی کند به جانب من

فرشته‌ی چپم از کار مانده بیچاره

دگر دوات نمانده برای کاتب من

دلیل روی سیاه و سفیدی ورقم

برو بپرس از آموزگار غایب من

دلم به دست شیاطین تباه خواهد شد

اگر که دیر بیایی شهاب ثاقب من*

منم که فقر نگاهم شده ست طالب تو

تویی که لطف نگاهت شده است طالب من

به یاد روی تو بودم چه آرزو دیگر؟

چه خوش گذشت شب لیلة الرغائب من

نهیب مالک دوزخ مرا نترساند

که هست اشک عزای حسین، حاجب من

 

ا* شیاطین با شهاب ثاقب از آسمان دور رانده میشوند. صافات 10




موضوع: شب لیلة الرغائب، 
 

تاریخ درج شعر : پنجشنبه 1396/01/10 | 12:48 ب.ظ | خادم : شاهد | نظرات
نمایش نظرات 1 تا 30
.: پایگاه تخصصی مدح و مرثیه حسینیه:.